فرهنگ مصادیق:عدّه وفات
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | چرا عده وفات از عده طلاق بیشتر است؟ |
| ۲ | عدّه زنی که شوهرش مرده |
| ۳ | عده زنی که شوهرش مرده (عده وفات) |
| ۴ | وظایف زن بعد از طلاق یا وفات شوهر در احکام! |
| ۵ | عده - ویکی پدیا |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
حداد (ترک زینت در عده وفات)
تعریف حداد
حداد عبارت است از ترک آنچه زینت به شمار میرود و زنان به طور معمول در مجالس جشن و عروسی، خود را بدان میآرایند؛ خواه در بدن باشد، مانند سرمه کشیدن، کرم مالیدن و سرخ کردن گونهها، و یا در لباس، مانند پوشیدن لباسهای شاد و زیور آلات . [۱] البته زینت از عناوین اعتباری و نسبی است و بر حسب اشخاص، زمانها و مناطق متفاوت است. [۲]
لغت وشرع
حداد در لغت به معنای منع کردن [۳][۴]و در فقه، خودداری زن شوهرمرده از کاربرد زینت و بوی خوش و مانند اینها در مدت عدّه وفات است. [۵]
[۶]واژه اِحداد نیز به همین معنا بوده [۷] [۸] [۹] و در منابع فقهی اهلسنّت کاربرد زیادی دارد.
احکام حداد
حداد بر زن شوهر مرده در ایّام عدّه وفات واجب است؛ [۱۰] لیکن نظافت کردن بدن با مسواک زدن، حمام کردن، شانه زدن، ناخن گرفتن و سکونت در خانهٔ مجلّل و مانند آن جایز است. [۱۱] در حکم یاد شده فرقی بین زوجهٔ مسلمان و ذمّی- که با مرد مسلمان ازدواج کرده-، بالغ و نابالغ، و زوجه به عقد دائم و موقّت نیست. برخی، حداد را بر نابالغ واجب ندانستهاند. در وجوب حداد بر کنیزِ شوهر مرده اختلاف است. [۱۲] بنابر قول مشهور، حداد واجب تعبّدی است، نه شرطی؛ بنابر این، اخلال به آن موجب بطلان عدّه نخواهد بود. [۱۳] هر چند در برخی منابع، از معدودی از تابعین، یعنی شَعبی (متوفی ۱۰۳) و حسن بصری (متوفی ۱۱۰)، واجب نبودن حداد نقل شده است، [۱۴][۱۵][۱۶] [۱۷] [۱۸]فقهای امامی و اهل سنّت بر وجوب آن اتفاقنظر دارند. [۱۹] [۲۰] [۲۱]برای اثبات وجوب حداد علاوه بر اجماع فقها، به احادیثی استناد شده که در آنها زن از کاربرد هرگونه زینت تا پایان مدت عدّه وفات شوهر نهی شده است. [۲۲] [۲۳] [۲۴] [۲۵] فقها مراد از کاربرد زینت را در حکم حِداد، مواردی مانند پوشیدن لباسهای رنگارنگ و استفاده کردن از طلا و جواهر و آرایههای بدن، مانند خضاب و سرمه و عطر ، دانستهاند. [۲۶] [۲۷] [۲۸] [۲۹]
فلسفه حداد
برخی فقها در تبیین فلسفه حکم حِداد گفتهاند که رعایت کردن این حکم، از سویی نوعی اظهار تأسف بر مرگ شوهر و از دست دادنِ پیوند ازدواج و مصاحبت با همسر بوده و بیانگر وجود وفاداری و رابطه احترامآمیز میان زوجین است و از سوی دیگر، حافظ عفت عمومی جامعه و حریم زن در برابر مردان بیگانه است. [۳۰][۳۱] [۳۲] [۳۳]
مصادیق زینت
در آرای فقها دربارهٔ مصادیق زینتی که در حداد ممنوع شده است، اختلافنظر وجود دارد، [۳۴] [۳۵]که به تصریح برخی فقها، این اختلافات ناشی از تفاوت عرفها در زمانها و مکانهای گوناگون است؛ از اینرو، مصادیق زینت بر حسب زمان و مکان و افراد متفاوت است و در هر جامعهای باید عرف رایج آن را درنظر گرفت، مثلا ممکن است در موقعیتی خاص حتی پوشیدن لباس مشکی زینت به شمار رود. [۳۶] [۳۷] [۳۸] [۳۹]فقهای امامی و اهلسنّت اموری مانند تمیز کردن لباس و بدن، شانهزدن مو، ناخن گرفتن، آراستن فرزندان و خدمتکاران و تزیین منزل را از مصادیق زینت ممنوع در حداد ندانستهاند. [۴۰] [۴۱] [۴۲]
انتهای حداد
انتهای زمان حداد، پایان عدّه وفات است، [۴۳] [۴۴] که از زمان مرگ شوهر و در صورت غایب بودن او، از هنگام خبردار شدن زن آغاز میشود [۴۵] [۴۶]و مدت آن به اجماعِ فقهای امامی و اهلسنّت برای زن غیر باردار (حائل)، چهار ماه قمری و ده روز است.
عدّه زن باردار به نظر فقهای امامی طولانیترین مدت از هنگام فوت تا وضع حمل و زمان چهار ماه و ده روز، ولی به نظر فقهای اهل سنّت تا وضع حمل است. [۴۷] [۴۸][۴۹]
مصادیق حکم حداد
فقهای امامی و اهلسنّت حداد را بر زن عاقل، بالغ، مسلمان و آزاد (غیر برده) در نکاح صحیح واجب میدانند،[۵۰] [۵۱] [۵۲] [۵۳] اما دربارهٔ وجوب آن بر دیگر زنان اختلافنظر دارند.
نظرِ مشهور فقهای امامی و اهل سنّت، به استنادِ ادله عام، این است که حداد بر صغار و دیوانگان نیز واجب و رعایت کردن آن وظیفه ولیّ آنهاست، [۵۴] [۵۵] [۵۶] [۵۷]ولی برخی حنفیان [۵۸] [۵۹]و شماری از فقهای امامی، [۶۰] [۶۱]بدین استناد که این دو گروه مخاطب تکالیف الهی نیستند، حداد را بر آنان واجب ندانستهاند.
همچنین فقهای امامی [۶۲] [۶۳] [۶۴]و بیشتر فقهای اهلسنّت، [۶۵] [۶۶] [۶۷]با توجه به عموم احادیث دالّ بر وجوب حداد، آن را بر زنان ذمی نیز واجب دانستهاند.
حنفیان [۶۸] [۶۹]و بعضی مالکیان، [۷۰] بدین استناد که غیر مسلمانان مخاطب احکام شرع نیستند، آن را بر زنان غیرمسلمان واجب نمیدانند.
برخی فقها [۷۱] حداد را تنها بر آن دسته از زنان ذمی که همسر مسلمان آنها فوت کرده است، واجب دانستهاند.
ریشه این اختلافنظر را برخی [۷۲] [۷۳]این مسئله دانستهاند که آیا اصولاً حداد، حق خداوند است یا حق زوج.
برپایه فرض نخست، حداد غیر واجب و بر مبنای فرض دوم، واجب است.
برخی فقهای امامی حکم حداد را شامل عقد موقت نیز میدانند. [۷۴] [۷۵]
حداد در عده طلاق
بر پایه فقه امامی و بیشتر مذاهب فقهی اهلسنّت، در طول عدّه طلاق ، چه رجعی باشد چه بائن ، حداد بر زوجه واجب نیست.
البته برخی فقهای اهلسنّت در این فرض حداد را بر زن مستحب دانستهاند. [۷۶] [۷۷] [۷۸]فقهای حنفی به هنگام عدّه طلاق بائن به وجوب حداد بر زوجه قائل شدهاند، با این استدلال که تشریع حکم حداد به سبب رعایت حق زوج نیست، بلکه فلسفه آن اظهار تأسف و حسرت خوردن بر از میان رفتن رابطه زوجیت است.[۷۹] [۸۰]همچنین به نظر مشهور فقهای شیعه و اهلسنّت در صورتی که فوت شوهر در زمان عدّه طلاق بائن صورت گیرد، حداد واجب نیست، ولی اگر هنگام عدّه طلاق رجعی باشد، حداد واجب میشود.[۸۱] [۸۲] [۸۳]
حداد زوجِ مفقودالاثر
در مورد زوجِ مفقودالاثر، که همسرش از حیات یا مرگ او آگاه نیست، پس از درخواست زن و صدور حکم طلاق قضایی از سوی حاکم شرع، زوجه باید از تاریخ طلاق، عدّه وفات نگاه دارد.
بیشتر فقهای امامی، بدین استناد که این عدّه در واقع عدّه طلاق است، حداد را در این فرض واجب ندانستهاند، [۸۴] [۸۵] [۸۶] [۸۷]اما فقهای اهلسنّت، به تبع عدّه وفات، حکم به وجوب آن دادهاند. [۸۸]
حکم تکلیفی
گفتنی است حداد، شرطِ صحتِ عدّه نگهداشتن نیست، بلکه حکم تکلیفی مستقلی هم زمان با عدّه است؛ از اینرو، چنانچه زن به سبب فراموشی یا ندانستن حکم یا حتی از عمد، در تمام یا بخشی از زمان عدّه ، حداد را ترک کند، هر چند ممکن است گناه کرده باشد، جبران کردن حداد یا تکرار نگاه داشتن عدّه بر او واجب نیست و ازدواج مجدد وی پس از پایان یافتن عدّه صحیح است. [۸۹] [۹۰] [۹۱] [۹۲] [۹۳]
حداد هنگام مرگ نزدیکان
خودداری از کاربرد زینت و رعایت کردن حکم حداد هنگام مرگ نزدیکان به استناد احادیث منقول از پیامبر اکرم صلیاللّهعلیهوآلهوسلم و امام صادق علیهالسلام [۹۴] [۹۵] [۹۶]به مدت سه شبانهروز برای زن جایز است [۹۷] [۹۸] [۹۹] [۱۰۰]و حتی آن را مستحب شمردهاند. [۱۰۱] فقهای اهلسنّت در این حالت، حدادِ بیش از این مدت را حرام دانستهاند. [۱۰۲] [۱۰۳]
فهرست منابع
(۱) ابنادریس حلّی، کتاب السرائر: الحاوی لتحریر الفتاوی، قم ۱۴۱۰ـ۱۴۱۱.
(۲) ابنحجر عسقلانی، فتحالباری: شرح صحیح البخاری، بولاق ۱۳۰۰ـ۱۳۰۱، چاپ افست بیروت (بیتا).
(۳) ابنحنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، (بیتا).
(۴) ابنسعید، الجامع للشّرائع، قم ۱۴۰۵.
(۵) ابنعابدین، حاشیة ردّ المحتار علی الدّر المختار: شرح تنویر الابصار، چاپ افست بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
(۶) ابنقدامه، المغنی، بیروت: عالم الکتب، (بیتا).
(۷) ابنقیم جوزیه، زادالمعاد فی هَدی خیرالعباد، بیروت: دارالکتاب العربی، (بیتا).
(۸) احمد دردیر ابوالبرکات، الشرح الکبیر، بیروت: داراحیاء الکتب العربیة، (بیتا).
(۹) امام خمینی، تحریرالوسیلة، قم ۱۳۶۳ش.
(۱۰) سلیمانبن خلف باجی، المنتقی: شرح مُوَطّأ الامام مالک، مصر ۱۳۳۱ـ۱۳۳۲، چاپ افست بیروت ۱۴۰۴/ ۱۹۸۴.
(۱۱) محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، (چاپ محمد ذهنی افندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۱۲) منصوربن یونس بهوتی حنبلی، کشّاف القناع عن متن الاقناع، چاپ محمدحسن شافعی، بیروت ۱۴۱۸/ ۱۹۹۷.
(۱۳) احمدبن حسین بیهقی، السنن الکبری، بیروت: دارالفکر، (بیتا).
(۱۴) اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاجاللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷.
(۱۵) محمّد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، تحقیق مؤسّسة آل البیتِ علیهم السلام لإحیاء التُّراثِ.
(۱۶) محمدبن احمد خطیب شربینی، مغنی المحتاج الی معرفة معانی الفاظ المنهاج، مع تعلیقات جوبلیبن ابراهیم شافعی، بیروت: دارالفکر، (بیتا).
(۱۷) ابوالقاسم خوئی، منهاج الصالحین، قم ۱۴۱۰.
(۱۸) محمدبن محمد زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴.
(۱۹) وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، دمشق ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
(۲۰) علی سیستانی، منهاج الصالحین، قم ۱۴۱۶.
(۲۱) محمدبن ادریس شافعی، الاُّم، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۲۲) محمدبن احمد شمسالائمه سرخسی، کتاب المبسوط، قاهره ۱۳۲۴ ـ ۱۳۳۱، چاپ افست استانبول ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۲۳) محمد شوکانی، نیل الاوطار من احادیث سیدالاخیار: شرح منتقی الاخبار، بیروت (۱۴۱۲/ ۱۹۹۲).
(۲۴) زینالدینبن علی شهیدثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹.
(۲۵) محمدکاظمبن عبدالعظیم طباطبائی یزدی، العروةالوثقی، ج ۲ـ۳، چاپ محمدحسین طباطبائی، قم: مکتبة الداوری، (بیتا).
(۲۶) محمدبن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیة، ج ۵، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران (بیتا).
(۲۷) حسنبن یوسف علامه حلّی، تحریر الاحکام، چاپ سنگی (بیجا) ۱۳۱۴، چاپ افست مشهد (بیتا).
(۲۸) حسنبن یوسف علامه حلّی، تذکرةالفقهاء، قم ۱۴۱۴.
(۲۹) علیبن حسین علمالهدی، مسائل الناصریات، تهران ۱۴۱۷/۱۹۹۷.
(۳۰) محمدبن حسن فاضل هندی، کشف اللثام، چاپ سنگی تهران ۱۲۷۱ـ۱۲۷۴، چاپ افست قم ۱۴۰۵.
(۳۱) احمدبن محمد فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، (بیروت) : دارالفکر، (بیتا).
(۳۲) محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۳۳) ابوبکربن مسعود کاسانی، کتاب بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، بیروت ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
(۳۴) مسلمبن حجاج، الجامع الصحیح، بیروت: دارالفکر، (بیتا).
(۳۵) محمدنجیب مطیعی، التکملة الثانیة، المجموع: شرح المهذّب، در یحییبن شرف نووی، المجموع: شرح المهذّب، ج ۱۳ـ۲۰، بیروت: دارالفکر، (بیتا).
(۳۶) الموسوعة الفقهیة، ج ۲، کویت: وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۳۷) محمدحسنبن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج ۳۲، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.
پا نویس
- ↑ جواهرالکلام، ج۳۲ ص۲۷۶
- ↑ جواهر الکلام ج۳۲ ص۲۸۰ و۲۸۱
- ↑ اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاجاللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷
- ↑ محمدبن محمد زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، ذیل «حد»، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴
- ↑ محمدحسنبن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۲، ص۲۷۶، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱
- ↑ محمدنجیب مطیعی، التکملة الثانیة، ج۱۸، ص۱۸۱، المجموع: شرح المهذّب، در یحییبن شرف نووی، المجموع: شرح المهذّب، ج ۱۳ـ۲۰، بیروت: دارالفکر، (بیتا)
- ↑ محمدبن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۵، ص۲۶۳، ج ۵، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران (بیتا)
- ↑ احمدبن محمد فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، ذیل «حَدَّت»، (بیروت) : دارالفکر، (بیتا)
- ↑ محمدبن محمد زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، ذیل «حد»، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴
- ↑ جواهر الکلام ج۳۲ ص۲۷۶
- ↑ جواهر الکلام ج۳۲ ص۲۸۱
- ↑ جواهر الکلام ج۳۲ ص۲۸۱ تا۲۸۳
- ↑ جواهر الکلام ج۳۲ ص۲۸۳
- ↑ ابنقدامه، المغنی، ج۹، ص۱۶۶، بیروت: عالم الکتب، (بیتا)
- ↑ ابنحجر عسقلانی، فتحالباری: شرح صحیح البخاری، ج۹، ص۴۰۰، بولاق ۱۳۰۰ـ۱۳۰۱، چاپ افست بیروت (بیتا)
- ↑ ابنحنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، ج۶، ص۳۹۶، بیروت: دارصادر، (بیتا)
- ↑ محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۳، ص۱۸۱، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵
- ↑ ابنحجر عسقلانی، فتحالباری: شرح صحیح البخاری، ج۹، ص۴۰۱ـ۴۰۲، بولاق ۱۳۰۰ـ۱۳۰۱، چاپ افست بیروت (بیتا)
- ↑ ابوبکربن مسعود کاسانی، کتاب بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، ج۳، ص۲۰۸، بیروت ۱۴۰۲/۱۹۸۲
- ↑ محمدحسنبن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۲، ص۲۷۶، ج ۳۲، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱
- ↑ محمدنجیب مطیعی، التکملة الثانیة، ج۱۸، ص۱۸۵، المجموع: شرح المهذّب، در یحییبن شرف نووی، المجموع: شرح المهذّب، ج ۱۳ـ۲۰، بیروت: دارالفکر، (بیتا)
- ↑ محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۶، ص۱۸۵ـ۱۸۶، (چاپ محمد ذهنی افندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱
- ↑ احمدبن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۷، ص۴۳۷ـ۴۴۱، بیروت: دارالفکر، (بیتا)
- ↑ محمّد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج ۲۲، ص۲۳۳ـ۲۳۴، تحقیق مؤسّسة آل البیتِ علیهم السلام لإحیاء التُّراثِ
- ↑ محمّد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج ۲۲، ص۲۴۴ـ۲۴۵، تحقیق مؤسّسة آل البیتِ علیهم السلام لإحیاء التُّراثِ
- ↑ محمدکاظمبن عبدالعظیم طباطبائی یزدی، العروةالوثقی، ج۲، ص۶۳، ج ۲ـ۳، چاپ محمدحسین طباطبائی، قم: مکتبة الداوری، (بیتا)
- ↑ وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۹، ص۷۲۰۶ـ ۷۲۰۷، دمشق ۱۴۱۸/۱۹۹۷
- ↑ محمدبن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۵، ص۲۶۳ـ ۲۶۵، ج ۵، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران (بیتا)
- ↑ محمدنجیب مطیعی، التکملة الثانیة، ج۱۸، ص۱۸۳ـ۱۸۵، المجموع: شرح المهذّب، در یحییبن شرف نووی، المجموع: شرح المهذّب، ج ۱۳ـ۲۰، بیروت: دارالفکر، (بیتا)
- ↑ محمدبن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۵، ص۲۶۳، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران (بیتا)
- ↑ ابوبکربن مسعود کاسانی، کتاب بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، ج۳، ص۲۰۹، بیروت ۱۴۰۲/۱۹۸۲
- ↑ حسنبن یوسف علامه حلّی، تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۳۸۲، قم ۱۴۱۴
- ↑ ابنحجر عسقلانی، فتحالباری: شرح صحیح البخاری، ج۹، ص۴۰۱، بولاق ۱۳۰۰ـ۱۳۰۱، چاپ افست بیروت (بیتا)
- ↑ ابنحجر عسقلانی، فتحالباری: شرح صحیح البخاری، ج۹، ص۴۰۵ـ ۴۰۶، بولاق ۱۳۰۰ـ۱۳۰۱، چاپ افست بیروت (بیتا)
- ↑ محمد شوکانی، نیل الاوطار من احادیث سیدالاخیار: شرح منتقی الاخبار، ج۷، ص۹۸ـ۹۹، بیروت (۱۴۱۲/ ۱۹۹۲).
- ↑ محمدکاظمبن عبدالعظیم طباطبائی یزدی، العروةالوثقی، ج۲، ص۶۳ـ ۶۴، ج ۲ـ۳، چاپ محمدحسین طباطبائی، قم: مکتبة الداوری، (بیتا)
- ↑ امام خمینی، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۳۰۲، قم ۱۳۶۳ش
- ↑ علی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۳، ص۱۷۶ـ ۱۷۷، قم ۱۴۱۶
- ↑ الموسوعة الفقهیة، ج ۲، ج۲، ص۱۰۷، کویت: وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۰۵/۱۹۸۵
- ↑ زینالدینبن علی شهیدثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، ج ۹، ص ۲۷۸، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹
- ↑ محمدحسنبن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۲، ص۲۸۱، ج ۳۲، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱
- ↑ الموسوعة الفقهیة، ج ۲، ج۲، ص۱۰۹، کویت: وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۰۵/۱۹۸۵
- ↑ محمدنجیب مطیعی، التکملة الثانیة، ج۱۸، ص۱۸۱، المجموع: شرح المهذّب، در یحییبن شرف نووی، المجموع: شرح المهذّب، ج ۱۳ـ۲۰، بیروت: دارالفکر، (بیتا)
- ↑ امام خمینی، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۳۰۲، قم ۱۳۶۳ش
- ↑ علیبن حسین علمالهدی، مسائل الناصریات، ج۱، ص۳۵۹ـ۳۶۰، تهران ۱۴۱۷/۱۹۹۷
- ↑ محمدحسنبن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۲، ص۳۷۱ـ۳۷۴، ج ۳۲، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱
- ↑ محمدحسنبن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۲، ص۲۷۴ـ۲۷۵، ج ۳۲، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱
- ↑ وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۹، ص۷۱۷۷ـ ۷۱۷۸، دمشق ۱۴۱۸/۱۹۹۷
- ↑ وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۹، ص۷۱۸۱، دمشق ۱۴۱۸/۱۹۹۷
- ↑ محمدبن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۵، ص۲۶۵، ج ۵، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران (بیتا)
- ↑ ابوبکربن مسعود کاسانی، کتاب بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، ج۳، ص۲۰۹، بیروت ۱۴۰۲/۱۹۸۲
- ↑ الموسوعة الفقهیة، ج ۲، ج۲، ص۱۰۴، کویت: وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۰۵/۱۹۸۵
- ↑ الموسوعة الفقهیة، ج ۲، ج۲، ص۱۰۶ـ۱۰۷، کویت: وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۰۵/۱۹۸۵
- ↑ زینالدینبن علی شهیدثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، ج ۹، ص ۲۷۸، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹
- ↑ محمدحسنبن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۲، ص۲۸۱، ج ۳۲، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱
- ↑ ابنحجر عسقلانی، فتحالباری: شرح صحیح البخاری، ج۹، ص۴۰۰، بولاق ۱۳۰۰ـ۱۳۰۱، چاپ افست بیروت (بیتا)
- ↑ محمدبن احمد خطیب شربینی، مغنی المحتاج الی معرفة معانی الفاظ المنهاج، ج۳، ص۳۹۸، مع تعلیقات جوبلیبن ابراهیم شافعی، بیروت: دارالفکر، (بیتا)
- ↑ محمدبن احمد شمسالائمه سرخسی، کتاب المبسوط، ج۶، ص۶۰، قاهره ۱۳۲۴ ـ ۱۳۳۱، چاپ افست استانبول ۱۴۰۳/۱۹۸۳
- ↑ ابنعابدین، حاشیة ردّ المحتار علی الدّر المختار: شرح تنویر الابصار، ج۳، ص۵۸۴ـ ۵۸۵، چاپ افست بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹
- ↑ ابنادریس حلّی، کتاب السرائر: الحاوی لتحریر الفتاوی، ج۲، ص۷۳۹، قم ۱۴۱۰ـ۱۴۱۱
- ↑ ابنسعید، الجامع للشّرائع، ج۱، ص۴۷۲، قم ۱۴۰۵
- ↑ محمدبن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۵، ص۲۶۳، ج ۵، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران (بیتا)
- ↑ ابنسعید، الجامع للشّرائع، ج۱، ص۴۷۲، قم ۱۴۰۵
- ↑ محمدکاظمبن عبدالعظیم طباطبائی یزدی، العروةالوثقی، ج۲، ص۶۵، ج ۲ـ۳، چاپ محمدحسین طباطبائی، قم: مکتبة الداوری، (بیتا)
- ↑ محمدبن ادریس شافعی، الاُّم، ج۵، ص۲۴۸، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳
- ↑ منصوربن یونس بهوتی حنبلی، کشّاف القناع عن متن الاقناع، ج۵، ص۵۰۲، چاپ محمدحسن شافعی، بیروت ۱۴۱۸/ ۱۹۹۷
- ↑ وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۹، ص۷۲۰۵، دمشق ۱۴۱۸/۱۹۹۷
- ↑ محمدبن احمد شمسالائمه سرخسی، کتاب المبسوط، ج۶، ص۵۹، قاهره ۱۳۲۴ ـ ۱۳۳۱، چاپ افست استانبول ۱۴۰۳/۱۹۸۳
- ↑ ابوبکربن مسعود کاسانی، کتاب بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، ج۳، ص۲۰۹، بیروت ۱۴۰۲/۱۹۸۲
- ↑ سلیمانبن خلف باجی، المنتقی: شرح مُوَطّأ الامام مالک، ج۴، ص۱۴۴، مصر ۱۳۳۱ـ۱۳۳۲، چاپ افست بیروت ۱۴۰۴/ ۱۹۸۴
- ↑ احمد دردیر ابوالبرکات، الشرح الکبیر، ج۲، ص۴۷۸، بیروت: داراحیاء الکتب العربیة، (بیتا)
- ↑ ابنقیم جوزیه، زادالمعاد فی هَدی خیرالعباد، ج۲، جزء۴، ص۲۲۱ـ۲۲۲، بیروت: دارالکتاب العربی، (بیتا)
- ↑ ابنحجر عسقلانی، فتحالباری: شرح صحیح البخاری، ج۹، ص۴۰۰ـ۴۰۱، بولاق ۱۳۰۰ـ۱۳۰۱، چاپ افست بیروت (بیتا)
- ↑ محمدحسنبن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۲، ص۲۸۲ـ۲۸۳، ج ۳۲، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱
- ↑ محمدکاظمبن عبدالعظیم طباطبائی یزدی، العروةالوثقی، ج۲، ص۶۵ـ۶۶، ج ۲ـ۳، چاپ محمدحسین طباطبائی، قم: مکتبة الداوری، (بیتا)
- ↑ محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۳، ص۱۸۲، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵
- ↑ محمدبن احمد خطیب شربینی، مغنی المحتاج الی معرفة معانی الفاظ المنهاج، ج۳، ص۳۹۸، مع تعلیقات جوبلیبن ابراهیم شافعی، بیروت: دارالفکر، (بیتا)
- ↑ محمدحسنبن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۲، ص۲۸۳ـ۲۸۴، ج ۳۲، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱
- ↑ محمدبن احمد شمسالائمه سرخسی، کتاب المبسوط، ج۶، ص۵۸ـ۵۹، قاهره ۱۳۲۴ ـ ۱۳۳۱، چاپ افست استانبول ۱۴۰۳/۱۹۸۳
- ↑ ابوبکربن مسعود کاسانی، کتاب بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، ج۳، ص۲۰۹، بیروت ۱۴۰۲/۱۹۸۲
- ↑ محمدبن احمد خطیب شربینی، مغنی المحتاج الی معرفة معانی الفاظ المنهاج، ج۳، ص۳۹۶، مع تعلیقات جوبلیبن ابراهیم شافعی، بیروت: دارالفکر، (بیتا)
- ↑ محمدحسنبن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۲، ص۲۶۰ـ۲۶۳، ج ۳۲، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱
- ↑ وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۹، ص۷۱۸۹ـ۷۱۹۰، دمشق ۱۴۱۸/۱۹۹۷
- ↑ محمدبن حسن فاضل هندی، کشف اللثام، ج۲، ص۱۴۱، چاپ سنگی تهران ۱۲۷۱ـ۱۲۷۴، چاپ افست قم ۱۴۰۵
- ↑ محمدحسنبن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۲، ص۲۹۳ـ ۲۹۴، ج ۳۲، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱
- ↑ ابوالقاسم خوئی، منهاج الصالحین، ج۲، ص۳۰۰، قم ۱۴۱۰
- ↑ حسنبن یوسف علامه حلّی، تحریر الاحکام، ج۲، ص۷۳، چاپ سنگی (بیجا) ۱۳۱۴، چاپ افست مشهد (بیتا)
- ↑ الموسوعة الفقهیة، ج ۲، ج۲، ص۱۰۵، کویت: وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۰۵/۱۹۸۵
- ↑ زینالدینبن علی شهیدثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، ج ۹، ص ۲۷۹، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹
- ↑ محمدکاظمبن عبدالعظیم طباطبائی یزدی، العروةالوثقی، ج۲، ص۶۶، ج ۲ـ۳، چاپ محمدحسین طباطبائی، قم: مکتبة الداوری، (بیتا)
- ↑ علی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۳، ص۱۷۷، قم ۱۴۱۶
- ↑ الموسوعة الفقهیة، ج ۲، ج۲، ص۱۱۳، کویت: وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۰۵/۱۹۸۵
- ↑ محمدحسنبن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۲، ص۲۸۳، ج ۳۲، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱
- ↑ مسلمبن حجاج، الجامع الصحیح، ج۴، ص۲۰۲ـ۲۰۵، بیروت: دارالفکر، (بیتا)
- ↑ احمدبن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۷، ص۴۳۷ـ۴۳۸، بیروت: دارالفکر، (بیتا)
- ↑ محمّد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۲۲، ص۲۳۴، تحقیق مؤسّسة آل البیتِ علیهم السلام لإحیاء التُّراثِ
- ↑ ابنسعید، الجامع للشّرائع، ج۱، ص۴۷۲، قم ۱۴۰۵
- ↑ ابنحجر عسقلانی، فتحالباری: شرح صحیح البخاری، ج۹، ص۴۰۱، بولاق ۱۳۰۰ـ۱۳۰۱، چاپ افست بیروت (بیتا)
- ↑ محمدبن حسن فاضل هندی، کشف اللثام، ج۲، ص۱۴۰، چاپ سنگی تهران ۱۲۷۱ـ۱۲۷۴، چاپ افست قم ۱۴۰۵
- ↑ الموسوعة الفقهیة، ج ۲، ج۲، ص۱۰۵، کویت: وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۰۵/۱۹۸۵
- ↑ محمدکاظمبن عبدالعظیم طباطبائی یزدی، العروةالوثقی، ج۲، ص۶۷، ج ۲ـ۳، چاپ محمدحسین طباطبائی، قم: مکتبة الداوری، (بیتا)
- ↑ وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۹، ص۷۲۰۴، دمشق ۱۴۱۸/۱۹۹۷
- ↑ الموسوعة الفقهیة، ج ۲، ج۲، ص۱۱۳، کویت: وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۰۵/۱۹۸۵







