فرهنگ مصادیق:چگونه می‌توان یک آدم منافق را تشخیص داد؟

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
چگونه می‌توان یک آدم منافق را تشخیص داد؟

در پاسخ به مطالب ذیل توجه کنید

۱ - قاعده کلی این است که هر چیزی نشانه و علامتی دارد که با آن شناخته می‌شود و نفاق و منافق نیزاز این قاعده مستثنی نیست . بنا براین با شناخت علائم و نشانه‌ها و خصوصیات نفاق و منافق و شناخت ریشه‌های نفاق می‌توانید انسان منافق را بشناسید و تشخیص دهید .
۲ - چهره « نفاق » یکی از پدیده‌ها و مفاهیمی است که جوامع دینی همواره درگیر عوارض و پیامدهای مخرب آن بوده‌اند .
سر بر آوردن نفاق وتاثیرات سوء آن بر اجتماع و حکومت دینی چیزی نیست که از چشم حقیقت جویان و معتقدان به حکومت دینی مخفی مانده باشد وآنان را به تامل و تلاش برای یافتن راهی بر فرو کاستن از تاثیرات این پدیده شوم وبر ملا کردن چهره آن نیافکنده باشد . مشکل اساسی در همه نهضت‌ها این است که که « دشمن داخلی » را نمی‌توان بسادگی شناخت .
آن چه در ابتدا سخن به نظر میرسداین پرسش اساسی است که منظورتان ازنفاق وبرملایی آن چیست ؟ چراکه بحث نفاق از مباحث کثیر الاضلاع وپیچیده ودارای اقسام وشکلها ودرجات مختلفی است که شامل : نفاق اعتقادی ، نفاق ا خلاقی ، نفاق اجتماعی ، نفاق عبادی ، نفاق سیاسی و . . . است که ابتدا باید آنها را شنا خت تا بعد از آن در جهت رفع یا دفع یامقابله و بر ملا کردن آنها پرداخت . پس قبل از پاسخ به پرسشتان ذکر نکاتی چند ضروری است .
۱ - معنای واژه‌ای نفاق نفاق بمعنای کفر در دل نهفتن و ایمان به زبان آشکار کردن است واز واژه‌های مستحدثه اسلامی است . یعنی در جاهلیت واژه نفاق به این معنا به کار نرفته است و برای اولین بار در قرآن طرح شده است . اصل این واژه ، یعنی دورو برخورد کردن است به منافق ازاین رواین واژه اطلاق می‌شود زیرا در ایمان ثابت قدم واستوار نیست . [۱]۲ - نفاق در قرآن وروایات برای شناخت نفاق قطعی‌ترین منبعی که می‌توان برآن استناد کرد قرآن است براین اساس در قرآن مشخصا بر سه جریان اصلی دشمن تاکید خاص شده است .
۱ شیطان .
۲ کفار ( بیگانگان اعتفادی )
۳ منافقان در ۳۰۰ آیه قرآن ودر ۱۳ سوره به تبیین ویژگیها ، خصوصتیات منافقان پرداخته شده است . [۲]خطر منافقان ، به مراتب بیشتر از کفار است چرا که کفار شمشیر از رو کشیدند ، ولی منافقان شمشیر خودرا پنهان کرده‌اند . وبه همین خاطر تهدیدات منافقین در ابعاد مختلف اعتقادی ، اخلاقی ، اجتماعی وسیاسی است .
که در ذیل اختصارا به برخی از ابعادو اقسام اشاره می‌شود . .
۱ نفاق اعتقادی : به معنای اظهار اسلام و پنهان نگه داشتن کفر است . قالت الاعراب آمنا ، قل لم تومنوا ولکن قولوا اسلمنا ولما یدخل الایمان فی قلوبکم [۳] این نفاق اعتقادی آشکار است لکن نفاق اعتقادی پنهان اسمش « ریاء » است که به آن شرک اصغر نیز گفته می‌شود . .
۲ نفاق اخلاقی : اینکه کسی که شعارش شعار دینی باشد اما عملا به آن پایبند نباشداز خوبیها گوید اما اهل عمل نباشد . « یا ایها الذین آمنوا لم تقولون مالا تفعلوا »[۴]
۳ نفاق اجتماعی : اینکه انسان ، پیش رو از کسی تعریف کند ودر غیابش نکوهش واین دورویی ناپشند است . پیامبر ( ص ) فرمود : کسیکه در دنیا دورو باشددر قیامت دو زبان از آتش خواهد داشت . [۵]
۴ نفاق علمی : دانش زمانی به حال بشر سودمند است که با تهذیب و تزکیه و رفع نواقص و رذایل اخلاقی همراه باشدو براین اساس پیامبر گرامی اسلام ( ص ) می‌فرمایند : آن خوف و ترس بسیار سختی که بر امتم دارم از جانب منافقان داناست . [۶]
۵ نفاق سیاسی : اینکه کسانی که با نظام اسلامی مخالفند ، به جای آنکه شمشیر را ازرو ببندند ، آن را مخفی کرده ودر قالب دوست ، دوستی ، شعارهای جذاب و زیبا ، همان را انجام می‌دهند که دشمنان آشکار انجام می‌دهند . ظاهرا مراد شما از سوال ، نفاق سیاسی است ، پس از شناخت اقسام نفاق شاخصهاو صفات وویژگیهای فردی و سیاسی منافقان قابل بررسی است که با شناخت آنها ست که شاید بتوان با چهره نفاق وفتنه انگیزان مبارزه و مقابله کرد وچهره آن را برملاساخت .
در ادامه برای شناخت بیشتر چهره نفاق و مبارزه و مقابله با آن به ذکر شاخصها ، صفات و ویژگیهای سیاسی جریان نفاق و فتنه انگیزان می‌پردازیم : شاخصها و ویژگیهای سیاسی منافقین و خط نفاق و ره آورد شوم فتنه‌ها : .
۱ دوستی و همسویی خط نفاق با بیگانگان و دشمنان خارجی : مقام معظم رهبری : « منافق را از همراهی او با دشمن می‌توان شناخت . » .
۲ تحقیر خودیها ، مسخره ، عیبجویی و عدم خودباوری .
۳ آرمان و آرزوهای واهی : ارتجاع و بازگشت به فرهنگ خارجی .
۴ توطئه علیه خودیها و ایجاد مشکلات مختلف .
۵ کینه نسبت به مسلمین .
۶ غافلگیری مسلمین .
۷ ولایت ناپذیری یا ولایت شعاری .
۸ مخالفت عملی و نپذیرفتن حاکمیت نظام اسلامی و دستور ولایت .
۹ تهدید امنیت و عزت جامعه اسلامی .
۱۰ تحقیر غیرتمندان دینی .
۱۱ امر به منکر و نهی از معروف .
۱۲ عامل کشتارکور .
۱۳ القاءکنندگان شک و تردید[۷] ۱۴تبلیغات با شیوه دروغین همراه با مسخره .
۱۵ تطبیق ولایت با خود .
۱۶ فاصله و عدم پیوستگی دائم با ولایت .
۱۷ بیزاری و حیایی از یکدیگر .
۱۸ مضطرب کردن راه‌های سعادت .
۱۹ پنهان شدن چهره واقعیتها .

راهبردهای سیاسی امنیتی برخورد ، مقابله و برملاءکردن چهره نفاق و فتنه

۱ برخورد قاطع[۸] قاطعیت با سران فتنه و منافقان . .
۲ برخورد اصولی و منطقی[۹]حساب شده با سران فتنه و منافقان ) .
۳ در نظرگرفتن و عدم اعتنا به مال و نسب اشخاص[۱۰]
۴ یادآوری نکات ضعف .
۵ شناختن و شناساندن سران نفاق به مردم ( افکار عمومی )
۶ بی اعتمادی مردم به آنها
۷ نفرین به منافق نفوذی [۱۱] ۸ افشای سوابق ننگین منافق و فتنه انگیزان
۹ افشای موضع گیریهای متضاد دشمن و همسویی با آنها
۱۰ مهلت ندادن برای نفوذ دوباره آنها
۱۱ شناخت مواضع منافقانه دشمن
۱۲ شفاف سازی خطوط و گروه‌ها ، جریانات و . . . از طریق تبین ، توضیح تحلیل مسائل در رسانه‌های جمعی ، کتاب مقالات و . . . ) با تمام امکانات موجود
۱۳ سازش ناپذیری در مجازات مجرمان اصلی[۱۲] ۱۴ علم و آگاهی بخشی به مردم ، روشنگری آنها
۱۵ اتحاد و برادری و وحدت مردم و جلوگیری از واگرایی
۱۶ فراست و بیداری
۱۷ مردمی کردن مبارزه
۱۸ آگاهی از نقشه‌ها
۱۹ به دست گرفتن ابتکار عمل
۲۰ تحت تأثیر تبلیغات دیگران قرارنگرفتن
۲۱ تهدید به مبارزه و نبرد با آنان [۱۳]

برای مطالعات تکمیلی این بحث به منابع پیشنهادی ذیل رجوع کنید

۱ نفاق در قرآن ، سیداحمد خاتمی
۲ رسالت خواص و عبرتهای عاشورا ، سیداحمد خاتمی
۳ دوچهرگان ، سیدمحمد حسینی
۴ بیانات مقام معظم رهبری در جمع لشکر ۱۰ سیدالشهدا[۱۴]
۵ المیزان[۱۵]
۶ تفسیر نمونه [۱۶]
۷ نهج البلاغه دشتی [۱۷]

نفاق و دورویی بیماری درونی قلبی و پوشیده است

در آغاز نهضت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) که هنوز جهاد و دفاعی شروع نشده بود و مسلمانان در آرامش به سر می‌بردند ، گمان می‌کردند که با اقتدا کردن پشت سر رسول خدا ( صلی الله علیه و اله ) در مسجد النبی اهل بهشت خواهند بود .
در این زمان آیه نازل شد که این اعمال برای ورود به بهشت کافی نیست . هنوز جبهه و جهاد را ندیده‌اند . قبل از نزول آیه جهاد ، خدمت حضرت می‌رسیدند و می‌گفتند : آیا آیه و سوره جدید یا تکلیف و دستور تازه‌ای نازل نشده است ، تا بدان عمل کرده ثواب ببریم ؟ اما وقتی سوره یا آیه‌ای که در آن دستور نبرد و قتال بود نازل می‌شد ، اظهار سنگینی و سستی می‌کردند ، که قرآن آنان را به شدت ، مورد عتاب قرار داده است . [۱۸]
منافق همان کاری را می‌کند که موش در سوراخ خود انجام می‌دهد .
لانه موش دو سوراخ دارد که از سوراخی به نام « نافق » به لانه می‌رود و از سوراخ دیگری به نام « قاصع » بیرون می‌جهد .
موش در جلو درب خروجی این سوراخ ، قشر نازکی از خاک را حفظ می‌کند ، هنگامی که صدایی به گوشش رسید و احساس خطر کرد ، آن قشر نازک خاک را کنار می‌زند و از لانه می‌گریزد .
خدا می‌فرماید : سرپوش نفاق برای همیشه باقی نمی‌ماند ، گاهی راه فرار منافق را از دو طرف می‌بندیم و فرصت بیرون رفتن را به او نمی‌دهیم و در همان حال او را رسوا و کینه او را برملا می‌سازیم : « ولؤ نَشاء لَأریناکَهمْ فَلعرفْتهم بِسیماهم و لَتَعرفنَّهم فی لحْن القوْل [۱۹]اگر بخواهیم ، آنان را به تو نشان می‌دهیم تا سیمای حقیقی آنان را بشناسی ، تو از آهنگ سخن به حال آنها پی خواهی برد » .
انسان دورو سعی می‌کند کار خوب را در حضور مردم انجام دهد تا مردم آن را ببینند و کار بد را در خفا انجام می‌دهد تا از چشم مردم پنهان بماند .
محور دید منافق ، مردمند .
چنانکه خداوند فرمود : « إذْ یُبیّتون ما لایَرضی مِن القَوْل و کان الله بما یَعملون مُحیطاً [۲۰] اینان در شب نشینی‌ها و جلسات سرّی شبانه سخنانی می‌گویند که خداوند نمی‌پسندد .
در حالی که خدا بر همه اعمال آنها احاطه دارد » . از ریاکاری منافقان در اخفای بدیها و آشکار کردن خوبی‌ها معلوم می‌شود که معیار و محور نزد آنان مردم هستند .
آنگاه خدای سبحان می‌فرماید : « یَوْم هُمْ بارِزون لایَخْفی علی الله مِنهم شَیء » [۲۱]و در جای دیگر می‌فرماید : « یومئذٍ تُعرضون لاتَخْفی مِنکم خافیه[۲۲] روزی فرا می‌رسد که هیچ خفایی در کار نیست . هر کسی هر چه در نهان دارد آشکار می‌شود » . باز می‌فرماید : « ولایَکتُمون الله حدیثاً [۲۳] آن روز چیزی کتمان نمی‌شود ، هر کس هر چه دارد می‌گوید . » .

نفاق و دورویی عمدتاً سه منشأ و سرچشمه دارد

اوّل عجز از رویارویی ، مبارزه و عدم توانایی عرض اندام مستقیم ، با جبهه مقابل به همین خاطر به لباس نفاق درآمده ، به دشمنی خود ادامه می‌دهند . بعنوان مثال : دشمنان اسلام در ابتدای نبّوت پیامبر ( صلی الله علیه و اله ) علناٌ دشمنی می‌کردند امّا وقتی پیامبر گرامی اسلام ( صلی الله علیه و اله ) پیروز و بر آنها مسلّط شد ، آنها توانایی مبارزه با اسلام به صورت مستقیم را در خود ندیدند و به ظاهر مسلمان شدند ، ولی در باطن کافر ماندند و بر ضدّ اسلام توطئه کردند .
دوّم احساس حقارت درونی آدم‌های حقیر و بی‌شخصیّت که ترسو هستند و شجاعت ندارند این افراد برای پنهان کردن ضعف و زبونی خود همیشه منافقانه عمل می‌کنند و چون جرأت اعتراض به دیگران را ندارند با همه هماهنگ و همرنگ می‌شوند . شاعر از زبان این نوع منافقان می‌گوید : چنان با نیک و بد خو کن که بعد از مردنت روزی * مسلمانت به زمزم شوید و هندو به آتش یعنی منافق در مقابل مسلمانان اظهار اسلام می‌کند ، در مقابل آتش پرستان اظهار تمایل به عقیده آنان و در مقابل بی‌دین‌ها اظهار بی‌دینی زیرا که چنین شخص حقیر و زبونی ، به واسطه حقارت درونی خود ، جرأت ابراز عقیده واقعی خود را ندارد . [۲۴]
سوم دنیاپرستی شدید . نفاق‌های بین المللی و جهانی کنونی از این امر سرچشمه می‌گیرد . در روایتی از پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و اله ) به بعضی از نشانه‌های نفاق اشاره شده است . حضرت در این روایت می‌فرماید : « ثلاثٌ مَن کُنَّ فیه کانَ مُنافقاٰ وَ اِن صامَ وَ صَلّی وَ زَعَمَ انَّه مُسلِمٌ مَن اِذا اثتَمَنَ خانَ ، وَ اِذا حَدَّثَ کَذِبَ وَ اِذا وَعَدَ اَخلَفَ این سه صفت در هر کسی باشد منافق است ، اگر چه روزه بگیرد و نماز بگذارد و تصوّر مسلمانی داشته باشد .
اوّل خیانتکاری : انسان خیانتکار منافق است زیرا در ظاهر خود را امین نشان می‌دهد ، ولی در باطن خائن است . بنابراین ، نمی‌توان اموال و بیت المال را بدو سپرد ، گر چه بعضی در برابر اموال کم و اندک امین هستند ، ولی در مقابل امانتهای گرانبها و اموال فراوان ، درون خیانتکارانه خود را آشکار می‌کنند . دوم دروغگویی : انسان دروغگو منافق است زیرا که با چرب زبانی کلامی ، نیّتی پلید و خلاف حقّ و حقیقت دارد هر چند نماز بخواند و دعای ندبه و توسّل و . . . بر زبان جاری سازد .
سوم خُلف وعده : کسی که به وعده و گفته خود عمل نمی‌کند ، منافق است زیرا عمل به وعده و پایبندی به گفته ، از نظر اخلاقی پسندیده و ضروری است .

انواع نفاق

الف نفاق در عقیده : مانند کسی که به زبان مدّعی اسلام و مسلمانی است ولی « مسلمان » شناخته نمی‌شود و یا تظاهر به ایمان می‌کند ولی « مؤمن » شمرده نمی‌شود .
ب نفاق در گفتار : مانند کسی که سخنی می‌گوید ، ولی خود در دل بدان اعتقاد ندارد . با این بیان « دروغگو » منافق است زیرا که زبان و دلش یکی نیست .
ج نفاق در کردار : مانند کسی که « عملِ ظاهرش » با نیّت باطنی او متفاوت و متضاد است . همچون کسی که در ظاهر ، خود را نمازخوان و یا امانتدار نشان می‌دهد ولی در واقع « بی‌نماز » و « خائن » است . [۲۵]
در رابطه با منافق و ویژگی‌های آن توجه به مثل قرآنی ذیل راهگشاست : قرآن همیشه حقایق والا و بسیار ارزنده‌ای را در قالب مثالهای حسی آورده است آیه‌های ۱۷ و ۱۸ و ۲۹ و ۲۰ سوره بقره ، تشبیه منافقان را مطرح کرده است : « مثلهم کمثل الذی استوقد نارا فلمّا اضاءت ما حوله ذهب الله بنورهم و ترکهم فی ظلمات لا یبصرون * صم بکم عمی فهم لا یرجعون * او کصیب من السماء فیه ظلمات و رعد و برق یجعلون اصابعهم فی آذانهم من الصواعق حذر الموت و الله محیط بالکافرین منافقان مانند کسی هستند که آتشی افروخته ( تا در بیابان تاریک راه خود را پیدا کند ) ولی هنگامی که آتش اطراف خود را روشن می‌سازد خداوند ( طوفانی می‌فرستد و ) آن را خاموش می‌کند و در ظلمت و تاریکی وحشتناکی که چشم انسان را از کار می‌اندازد ، آنها را رها می‌سازد * آنها کر ، گنگ و کورند بنابراین از راه خطا باز نمی‌گردند * یا همچون بارانی که در شب تاریک توأم با رعد و برق و صاعقه ( بر سر رهگذرانی ) ببارد و آنها از ترس مرگ انگشت در گوش خود می‌گذارند تا صدای صاعقه را نشنوند و خداوند به کافران احاطه دارد ( و همه در قبضه قدرت او هستند ) » در این آیات شریف ، وضع منافقان که امر معقول و غیر محسوس است به صورت مجسّم و محسوس ارائه شده است .
در مثال اول ، منافقان را با شخصی تشبیه می‌کند که آتشی در شب ظلمانی افروخته تا در پرتو آن راه از بیراهه تمیز دهد و به سر منزل مقصود برسد ولی ناگهان بادی سخت بر می‌خیزد و آتش افروخته را خاموش می‌سازد و بار دیگر در تاریکی وحشت‌زا می‌ماند ، حیران و سرگردان و راه به جایی نمی‌برد . منافقان ، درست همین حالت را دارند آنها با انتخاب راه غلط و با خوی استکباری خویش خیال می‌کنند راه صحیحی را در پیش گرفته‌اند و می‌توانند از هر خطر احتمالی خود را بر حذر دارند و از منفعت‌هایی که به سپاه اسلام و کفر می‌رسد بهره‌مند شوند ، هر دسته غالب شد خود را از آنان بدانند ، اگر مؤمنان پیروز شدند در صف مؤمنان خود را جلوه دهند و اگر کافران غالب گشتند با آنها باشند . آنها می‌خواستند در پرتو این راه زندگی خود را در مدینه ، آباد کنند و با این روش دو چهرگی خود را افرادی زیرک و با هوش بدانند ولی قرآن پرده از راه آنها بر کنار زد و به پیامبر اسلام اعلام نمود که اینان به ظاهر ایمان می‌آورند و اظهار ایمان می‌کنند اما معتقد به روح اسلام و ابعاد معارف دین نیستند ، دروغ می‌گویند . در این بیان طنز گونه قرآن حقیقتی تلخ که بسیاری از افراد جامعه گرفتار آن هستند ( یعنی نفاق و دورویی ) را بصورت جذاب و شیرین و دلنشین ، تشبیه کرده است و ارائه می‌دهد . پایان و عاقبت کار منافقان را چون افرادی کر ، گنگ ، نابینا ، معرفی می‌کنند که براحتی قادر نیستند از راه نادرست خویش بازگردند و این حقیقت قرآنی را آموزش می‌دهد که : .
۱ سرانجام گناه و آلودگی نفاق و دورویی است .
۲ سرانجام نفاق ، از دست دادن قوه تشخیص و درک حقایق است . .
۳ هر کسی قوهٔ تشخیص و معرفت را از دست داد ، دیگر امیدی به نجات او نیست زیرا نخستین وسیله برای نجات از چنگال بدبختیها و خطرها ، درک واقعیتها و چگونگی حوادث است . .
۴ نفاق و دورویی نمی‌تواند برای مدت طولانی ، مؤثر و پایدار باشد ممکن است مدت کوتاهی انسان را مصون و محفوظ دارد ولی همچون آتشی موقت در بیابان تاریک که در معرض وزش طوفان حوادث است از بین می‌رود و چهره واقعی منافق را بر ملا می‌سازد و بجای کسب موفقیت و محبوبیت در میان دو طرف ( سپاه حق و باطل ) منفور و مطرود می‌گردد و مانند کسی که در بیابان راه ، گم کرده سرگردان می‌ماند ، [۲۶]
در مثال دیگر قرآن برای ترسیم وضعیت موجود منافقان به این آیه دقت کنیم : او کصیب من السماء فیه ظلمات و رعد و برق . . . یکاد البرق یخطف ابصارهم کلّما اضاء لهم مشوا فیه و اذا اظلم علیهم قاموا و لو شاء الله لذهب بسمعهم و ابصارهم ان الله علی کل شی قدیر . یا همچون بارانی که در شب تاریک توأم با رعد و برق و صاعقه ( بر سر رهگذران ) ببارد آنها از ترس مرگ انگشت در گوش می‌نهند تا صدای صاعقه را نشوند ولی خداوند به کافران احاطه دارد روشنایی خیره کننده برق نزدیک است چشم آنها را برباید ، هر لحظه‌ای که برق جستن کند و ( بیابان را ) روشن می‌سازد چند قدمی رد پرتو آن راه می‌روند ، [۲۷]و هنگامی که خاموش شود ، توقف می‌کنند و اگر خدا بخواهد گوش و چشم آنها را از بین می‌برد ، و خداوند بر هر چیزی توانا است در این مثال طنزآمیز ، قرآن ، صحنه زندگی منافقان و چهره‌های نفاق را چنین ترسیم می‌کند :
۱ شبی است تاریک و ظلمانی ، بر خوف و پرخطر ، باران به شدت می‌بارد ، از کنار افق برقی پر نور می‌جهد ، صدای غرش آسمانی ، وحشت ایجاد می‌کند ، رعد و برق و صاعقه پرده‌های گوش آدمی را پاره می‌کند . .
۲ منافق مانند انسانی است که بی‌پناه در دل این شب وسیع ظلمانی حیران و سرگردان در بیابان مانده ، نه پناهگاهی دارد و نه ظلمت اجازه می‌دهد راهی پیدا کند . .
۳ با جهش برق ، چند قدم برمی‌دارد ولی بلافاصله ظلمت بر بیابان مسلط می‌گردد و او را در تاریکی باقی می‌گذارد ، وی از ترس صاعقه ، انگشت در گوش می‌گذارد ولی نور برق به اندازه‌ای قوی است که نزدیک است چشم او را از بین ببرد ، هر آن خطر را به خود نزدیکتر می‌بیند و تمام وجود خویش را در آماج بلاء ، خاکستر می‌یابد . .
۴ مضطرب و پریشان ، حیران و سرگردان ، نمی‌داند چه کند ، به کجا برود ، چگونه نجات یابد .

پانویس

  1. نفاق درقرآن : 15 ، 16
  2. پیشین
  3. حجرات ، 14
  4. صف ، 2
  5. محجه البیضاء ، ج 5 ، ص 280
  6. سید محمد حسینی ، دو چهرگان ، 137
  7. خ 194 / 10
  8. خ 19 / 1
  9. همان
  10. شخصیت زدگی خ 19 / 3
  11. خ 184
  12. خ / 15
  13. خ / 10 2 - 1
  14. 26 / 7 / 77
  15. ج 1 ، 19 و . . .
  16. ج 1 ، ص 100 24 ، ص 146 - 176 ج 21 ، ص 467 ج 8 ، ص 53 ج 4 ، ص 174 و . . .
  17. روانشناسی منافقان خ 194 روش برخورد با آنها خ 19 ، 184 مقابله با فتنه ، ره آورد فتنه خ 151 ، 50 ، 93 ، 138 نشانه فتنه انگیزان خ 151 شناخت فتنه خ 93 عوامل رهایی از فتنه خ 138 و
  18. توبه / 38
  19. محمد / 30
  20. نساء / 108
  21. غافر / 16
  22. حاقه / 18
  23. نساء / 42
  24. میزان الحکمه ، باب 3929 ، حدیث 20258
  25. ک : میزان الحکمه ، باب 3966 ، حدیث 20599 مثال‌های زیبای قرآن ج 1 ، حضرت آیت الله مکارم شیرازی
  26. ک : به المیزان و تفسیر نمونه ذیل آیه 17 18 19 20 بقره
  27. ک : به المیزان و تفسیر نمونه ذیل آیه 17 18 19 20 بقره
منبع: پرسمان دانشجوئی - تاریخ برداشت:95/07/02
بازگشت به شناخت منافقان