فرهنگ مصادیق:ادعای خدائی: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
(پا نویس)
سطر ۶۷: سطر ۶۷:
 
== پا نویس ==
 
== پا نویس ==
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://v0.bahjat.ir/index.php/ahkam/esteftahat/89-2011-09-06-09-15-27.html مرکز نشر آثار آیت الله بهجت] -  تاریخ برداشت: 15/10/94 </span></div>
+
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> منبع موجود نیست </span></div>
 
<br />
 
<br />
  
 
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق منکر]]
 
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق منکر]]
 
[[رده:منکر اعتقادی]]
 
[[رده:منکر اعتقادی]]

نسخهٔ ‏۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۷

ادعای خدائی

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ حکم ادعای الوهیت (قرآن)
۲ فرضیه ربوبیت مسیح در عقاید مسیحیان و نقد آن
۳ معنای غلودردیدگاه عالمان شیعه
۴ نبرد تاریخی خدا و کدخدا به مثابه نبردحق و باطل

موضوعات مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه‌های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

ادعای ربوبیت

حرمت ادعای ربوبیت

الم تر الی الذی حاج ابرهیم فی ربه ان ءاتـه الله الملک اذ قال ابرهیم ربی الذی یحیی ویمیت...والله لایهدی القوم الظــلمین.[۱]" آیا ندیدی (و آگاهی نداری از) کسی (نمرود) که با ابراهیم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو کرد؟ زیرا خداوند به او حکومت داده بود (و بر اثر کمی ظرفیت، از باده غرور سرمست شده بود) هنگامی که ابراهیم گفت: «خدای من آن کسی است که زنده می‌کند و می‌می‌راند.» ...و خداوند، قوم ستمگر را هدایت نمی‌کند ".

ادعای ربوبیت نمرود

محاجه و بگومگویی که بین نمرود و ابراهیم ع واقع شده این بوده که ابراهیم علیه السلام فرموده بوده: که رب من تنها الله است و لا غیر.
و نمرود در پاسخ گفته بود که: خیر، من نیز معبود تو هستم، معبود تو و همه مردم، و به همین جهت موقعی که ابراهیم علیه السلام علیه ادعای او چنین استدلال کرد که: " ربی الذی یحیی و یمیت"، " پروردگار من کسی است که زنده می‌کند و می‌می‌راند"، او در جواب ابراهیم علیه السلام گفت: " من زنده می‌کنم و می‌می‌رانم"، و خلاصه برای خود همان وصفی را ادعا کرده و قائل شده که ابراهیم علیه السلام آن را وصف پروردگار خود می‌دانست، تا آن جناب را مجبور کند به اینکه باید در برابرش خاضع شود و به عبادتش بپردازد.
آری باید تنها او را بپرستند نه خدا را و نه هیچ آلهه‌ای دیگر را، و به همین جهت می‌بینیم در پاسخ آن جناب نگفت: " و انا احیی و امیت" (من نیز زنده می‌کنم و می‌می‌رانم)، و با نیاوردن واو عطف فهماند که اصلا زنده کننده و میراننده منم، نه اینکه خدا هم با من شرکت داشته باشد و نیز نگفت: آلهه نیز زنده می‌کنند و می‌می‌رانند، چون خود را بزرگترین آلهه می‌دانست.[۲]
از آیه به خوبی بر می‌آید که جبار آن زمان مدعی الوهیت بود، نه تنها به این معنی که او را پرستش کنند بلکه علاوه بر این خود را آفریدگار عالم هستی نیز معرفی می‌کرد یعنی هم خود را معبود می‌دانست، و هم خالق .
و جای تعجب هم نیست هنگامی که مردم در برابر سنگ و چوب به سجده بیفتند و علاوه بر پرستش، آنها را در امور جهان مؤثر و سهیم بدانند این فرصت برای یک" جبار اغفال گر" پیش می‌آید که از ساده لوحی مردم استفاده کند و آنها را به سوی خود دعوت نماید و خود را همچون بتی جلوه دهد که هم او را بپرستند و هم به خالقیت او گردن نهند.[۳]

ادعار ربوبیت فرعون

فقال انا ربکم الاعلی• فاخذه الله نکال الاخره والاولی.[۴] [۵]" و گفت: «من پروردگار برتر شما هستم! » • از این رو خداوند او را به عذاب آخرت و دنیا گرفتار ساخت " فرعون در این جمله ادعای ربوبیت می‌کند، و ظاهرش این است که خود را رب اعلا می‌پنداشته یعنی از سایر ارباب که مورد پرستش مصریان بودند بلند مرتبه تر می‌دانسته.
و بعید نیست منظورش از این برتری با اینکه خودش هم [[[بت پرستی]] [|بت پرست]] بوده، و به حکایت قرآن درباریانش برای تحریکش می‌گفتند: " آیا موسی را آزاد می‌گذاری تا در زمین فساد نموده، تو را و خدایانت را تباه کند" «۵»، این بوده که بگوید: من از همه خدایان به شما نزدیک ترم، برای اینکه ارزاق شما به دست من تامین می‌شود، و شؤون زندگی و شرافت و آقائیتان به همت من حفظ می‌شود، ولی سایر خدایان دارای این صفت نیستند.[۶]

منبع

قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «حکم ادعای ربوبیت ».

پا نویس

  1. بقره/سوره۲، آیه۲۵۸.
  2. طباطبائی، سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج۲، ص۵۳۶.
  3. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۲۹۰.
  4. نازعات/سوره۷۹، آیه۲۴.
  5. نازعات/سوره۷۹، آیه۲۵.
  6. طباطبائی، سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۳۰۵.
منبع: منبع موجود نیست