فرهنگ مصادیق:نبرد تاریخی خدا و کدخدا به مثابه نبردحق و باطل
محتویات
- ۱ حاکمیت دلار و مناسبات ارزی
- ۲ حذف دلار از مبادلات و پیمانهای پولی دوجانبه
- ۳ یکی از گامهای مهم اقتصاد مقاومتی حذف دلار از مناسبات ارزی
- ۴ تعیین چارچوبها و خطوط قرمز توسط رهبری
- ۵ دموکراسی و چرخش قدرت در غرب ظاهریست
- ۶ در طول شش سال مذاکره مواضع غرب در برابر ایران یک اپسیلون تغییر نکرد
- ۷ دولتها باید در چارچوب نظام فعالیت کنند
- ۸ خواسته ی رهبری حفظ دستاوردها و عدم توقف پیشرفت هستهای
- ۹ رهبری اجازه بازجویی از دانشمندان رانمی دهند
- ۱۰ رهبری اجازه منع فعالیت دانشجویان و استادان را نمیدهند
- ۱۱ امنیت کشور مرهون هوشیاریهای رهبری
- ۱۲ باور به حقانیت در گفتگو و دفاع از حقانیت درمبارزه
- ۱۳ مشکلات اقتصادی ناشی از آرمانها یاضعف عملکرد؟
- ۱۴ هرگاه بر اساس آرمانها عمل کردیم موفق شدیم
- ۱۵ نارساییها نتیجه فاصله گرفتن از آرمانها
- ۱۶ باغ سبز جاهلیت مدرن آب نیست، سراب است
- ۱۷ نیاز ۱میلیون بیمار ایرانی و آرمانگرایی دانشمندان علت تولید سوخت ۲۰درصد
حاکمیت دلار و مناسبات ارزی
افرادی به اسم کدخدا آمدهاند و مناسباتی را در جهان ترتیب دادهاند و میخواهند همه را در آن چارچوب تعریف کنند. یکی از این مناسبات اقتصادی و به ویژه مناسبات پولی است. یعنی بیایند حاکمیت ارز خودشان که دلار و بعدش یورو است را مبنا قرار بدهند. در همچین شرایطی است که آنها میتوانند مدیریت یا حاکمیت خودشان را اعمال بکنند.
حذف دلار از مبادلات و پیمانهای پولی دوجانبه
لذا اگر ما میخواهیم آن مناسبات را به هم بزنیم، باید وارد این عرصهها بشویم. روی اینها مطالعه بکنیم و اینها را پشت سر بگذاریم. ما مطالعات این کار را از سال نود در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی شروع کردیم. حرکتهایش را شروع کردیم. حتی در سفرهایی هم که به برخی از این کشورها داشتیم، همین موضوع جدید مطرح شد. به خصوص این بحثها با دو سه کشور مثل هند، چین و روسیه مطرح شد و درگیر این موضوع شدیم.
این از آن بحثهای بسیار اساسی است. امروز خیلی از کشورهایی که حتی دچار این موضوع هم نیستند، حذف ارز واسط را در برنامه خودشان قرار دادهاند.
یکی از گامهای مهم اقتصاد مقاومتی حذف دلار از مناسبات ارزی
اما این سؤال که فرمودید پس این دوتا ارزشان را بر اساس هم چگونه بسنجند و آن ارز پایه چه خواهد بود. آیا دوباره باز همان دلار میخواهد باشد یا نه. این هم یک مکانیسمهایی دارد. یکی صندوق مشترک است. دیگری این است که این کار مثلاً بر اساس پایه طلا تنظیم بشود. یک بحثهای فنی است که این بحثها در بانک مرکزی جدی دنبال شده. یعنی این یک بحث لاینحلی نیست. الآن بسیاری از کشورها این کار را شروع و دنبال کردهاند. امضا کردهاند. حتی کشورهای محیط پیرامونی ما. مثلاً الآن ترکیه یک همچین پیمانی را با پاکستان امضا کرده که معاملاتشان با هم بر اساس همچین مبنایی باشد. این یکی از آن گامهای بسیار مهم برای اقتصاد مقاومتی و مقابله با همان مناسبات پولیای است که آنها میخواهند حاکمیت خودشان را از مجرای آن تثبیت بکنند.
در ادامه دانشجوی دیگری در خصوص بحث بازرسی مدیریت شده از مراکز نظامی سوال کرد و اینکه آیااین بازرسی خلاف دستور رهبری نیست؟ دکتر جلیلی در پاسخ به این سوال گفتند:
تعیین چارچوبها و خطوط قرمز توسط رهبری
رهبری چارچوبها و خطوط قرمز را مشخص میکنند. اقتضای نظام هم همین است. هر کشوری در سیاست خارجیاش یک چارچوبهایی دارد. یک اصولی دارد. یک اهدافی دارد. یک ارزشهایی دارد. یک منافعی دارد. یک حقوقی دارد. دولتها و دستگاهها وظیفهشان این است که بیایند در این چارچوب این را تأمین بکنند. سقف پروازشان باید این چارچوب باشد. حالا کمی پایینتر و یابیشتر اما باید در این چارچوب باشد.
دموکراسی و چرخش قدرت در غرب ظاهریست
در این شش سالی که ما گفتگو میکردیم، طرفهای مقابل ما و کشورهایی که در برابر ما بودند. به ظاهر این است که در کشورهایشان مثلاً یک چرخش حکومت وجود دارد. ظاهراً یک دمکراسیای وجود دارد. همین کشورهایی که در برابر ما هستند. در این شش سالی که ما گفتگو میکردیم، همه اینها تقریباً یک دور عوض شدند. اتفاقاً هر کس هم رفت حزب رقیبش سر کار آمد. همان حزب خودش دوباره رأی نیاورد. مثلاً در آمریکا بوش رفت و اوباما که حزب رقیبش بود سر کار آمد. اتفاقاً با شعار تغییر هم آمد. آن هم تغییر در سیاست خارجی.
در طول شش سال مذاکره مواضع غرب در برابر ایران یک اپسیلون تغییر نکرد
در انگلیس همین طور. حزب کارگر رفت و آقای کامرون آمد. در فرانسه آقای سارکوزی رفت و اولاند آمد. قبل از سارکوزی هم شیراک بود. میخواهم بگویم همه اینها یک دور تغییر داشتند اما جالب است. اینهایی که این همه شعار میدهند در تمام این گفتگوهایی که ما در این شش سال با آنها داشتیم، مواضع و سیاستهای آنها یک اپسیلون درصد با هم تفاوتی نداشت. یعنی روی حرفهایشان میایستادند. این تغییری که آقای اوباما میگفت چی بود؟ حداقل یک بحثش در سیاست خارجی بود.
دولتها باید در چارچوب نظام فعالیت کنند
لذا باید چارچوبهای نظام تعریف بشود و دولتها باید بیایند به فراخور توانایی و استعداد و قابلیتهایی که دارند، آنها را در این چارچوب محقق بکنند. هر چقدر بیشتر موفق باشند، این برای کشور موجب خوشحالی است. لذا آن چارچوبها باید حفظ بشود. اگر کشور چارچوبها و استعدادها و فرصتها و ظرفیتهایی دارد، این نیست که بگوییم در هر دوره بیاییم یک کم از اینها را هزینه کنیم و جلو برویم. اصل این است که باید آنها حفظ بشود و ما بتوانیم جلو برویم.
خواسته ی رهبری حفظ دستاوردها و عدم توقف پیشرفت هستهای
شما در فرمایشات بیستم فروردین مقام معظم رهبری دیدید. ایشان شش خواسته جدی را مطرح کردند. صریح بیان کردند. اینها باید حفظ بشوند. حفظ دستاوردهای هستهای. اینها آن چیزهای واقعی است. با حمایتهایی که ایشان میفرمایند اما تمام حمایتهای ملت، دولت، مجلس و رهبری برای حفظ این دستاوردها است. عدم توقف پیشرفت هستهای.
رهبری اجازه بازجویی از دانشمندان رانمی دهند
اگر امروز نظام ایستاده است و دارد در دفاع از حقوقش هزینهای میدهد، در دفاع از چیست؟ در دفاع از حق تحقیق و توسعه دانشگاه است. در دفاع از این است که میخواهد بگوید من اجازه نمیدهم کسی بخواهد استاد دانشگاه من و دانشمند من را بازجویی بکند. اینها ارزشهای یک ملت است که میایستد و از حقوق ملتش دفاع میکند.
رهبری اجازه منع فعالیت دانشجویان و استادان را نمیدهند
یکی از نکاتی که میگوییم اصل مترقی ولایت فقیه، این است. در ایران یک مدلی شکل گرفته که اجازه نمیدهد کسی بخواهد به حقوق ملت تعرض بکند. اجازه نمیدهد وجبی از خاک کشور به یغما برود. اجازه نمیدهد آرای مردم وتو بشود. اجازه نمیدهد کسی مانع تحقیق و فعالیت دانشجو و استاد و دانشگاهش بشود. اینها ارزشهای یک ملت است.
امنیت کشور مرهون هوشیاریهای رهبری
از جمله این بحث هادفاع از امنیت کشور است. این که میفرمایند اجازه نخواهیم داد آنها وارد مراکز دفاعی و امنیتی ما بشوند یک اصل جدی است. این امنیتی که امروز کشور ما دارد، که یک امنیت ستودنی و مثالزدنی است ودشمنان ما به آن اذعان میکنند حاصل چیست؟ حاصل همین هوشیاریها است.
لذاست که اینها حتماً باید جدی مطرح بشود. به خصوص با این فرمایشاتی که مقام معظم رهبری در هفته پیش در دانشگاه امام حسین بیان فرمودند. به صراحت بیان فرمودند.
همچنین دکتر جلیلی در پاسخ به این سوال که نظر شما در باره این سخنی که میگویند، ما باید با آمریکا مراوده و توافق کنیم تا بتوانیم خود را برای مبارزه آماده و مجهز کنیم چیست. آیا این گروهها اصلاً به مبارزه اعتقاد دارند. آیا با این روش میتوانیم مبارزه بکنیم گفتند:
باور به حقانیت در گفتگو و دفاع از حقانیت درمبارزه
وقتی که ما از یک حقانیتی برخوردار هستیم و از یک منطق روشنی برخوردار هستیم، یک مباحثی داریم که آنها را کاملاً قابل دفاع میدانیم. این گفتگوهایی که با این کشورها شروع شد، برای این بود که ما به حقانیت خودمان باور داریم. ما اعتقاد خودمان را داریم. اتفاقاً برای همین است. میخواهیم بگوییم این حرفی که آنها میگویند غلط است. ما میخواهیم آن بحث خودمان را دنبال کنیم.
این آن چیزی است که مبنای این گفتگوها در دفاع از حقوق است. این که فرمودید برای این که بعد بتوانیم انجام بدهیم. دقیقاً برای همین است که نباید در گفتگو به عکس بشود. آن موقع اهرمهای شما برای احقاق حق و اهرمهای شما برای مبارزه را از شما بگیرند. این غلط است.
در ادامه یکی دیگر از دانشجویان سوال خود را اینگونه مطرح کرد که دولت به این دلیل در مذاکره کوتاه میآید که مردم از این کار راضی هستند و مردم به این دلیل از آرمانها کوتاه میآید که حاکمیت در انجام مسؤولیت خود کوتاهی کرده است. آیا به نظر شما انتظار آرمانگرایی از مردم بیجا نیست؟ دکتر جلیلی اینچنین پاسخ دادند.
مشکلات اقتصادی ناشی از آرمانها یاضعف عملکرد؟
اگر برای مردم ما امروز برخی مشکلات و نگرانیها وجود دارد. خیلی از این نگرانیها حرفهای درستی است. باید دید کدام یک از اینها ناشی از آرمانهای ما است و کدامش ناشی از ضعفهای عملکرد ما است.
هرگاه بر اساس آرمانها عمل کردیم موفق شدیم
اتفاقاً اگر شما نگاه بکنید، در این سی و شش سال گذشته بسیاری از موفقیتهای ما و بسیاری از پیروزیهایی که ما داشتم اتفاقاً جایی بوده که بر مبنای آرمانهایمان عمل کردیم. مهمترینش دفاع مقدس که یکی از سختترین عرصهها بود. اتفاقاً آن جایی که یکی از سختترین عرصهها بود و ما مهمترین موفقیتها را به دست آوردیم، جایی بود که به آرمانهایمان جدیتر وفادار بودیم. در خیلی از عرصههای دیگر. در همین عرصههای سازندگی، در عرصههای کار و پیشرفت.
نارساییها نتیجه فاصله گرفتن از آرمانها
اتفاقاً آن جاهایی که شما میبینید الآن میگویند الگوی جهاد آن موقع و الگوی مدیریت جهادی، اتفاقاً آنها بود که راه را باز میکرد. اتفاقاً ما هر چه فاصله میگیریم این نارساییها بیشتر میشود. هر میزان روی آنها تأکید میکنیم و آنها را با صحنه عمل میآوریم، موفقیتهای بیشتری رقم میخورد.
باغ سبز جاهلیت مدرن آب نیست، سراب است
ویژگی همین شهدای بزرگوار هستهای ما چه بود. دقیقاً این بود که گفتند این در باغ سبزی که جاهلیت مدرن نشان میدهد، سراب است. آب نیست. گول آن سراب را نخوردند. این از فهم صحیحشان بود.
نیاز ۱میلیون بیمار ایرانی و آرمانگرایی دانشمندان علت تولید سوخت ۲۰درصد
همینها که به میگفتند چرا شما غنیسازی میکنید. شما نیاز ندارید. هنوز رآکتور ندارید. وقتی که این رآکتور بیست درصد را نیاز داشتیم و نزدیک به یک میلیون نفر بیمار ما از محصولات آن استفاده میکردند. شروع کردن به ندادن این سوخت. مانعتراشی کردن برای این که سوخت بیست درصد را به شما ندهند.
ما چگونه به این دست پیدا کردیم و توی دهن آنها خورد. با امثال شهید شهریاری و شهید احمدی روشن. با آن آرمان بزرگی که داشتند. جدی پای آن آمدند و جانشان را هم دادند اما توانستند سوخت بیست درصد و صفحات سوخت را تأمین کنند که یک میلیون ملت ما دیگر آن رنج و اذیتی که در این موضوع میکشند را دیگر نکشند.







