فرهنگ مصادیق:خرید و فروش ربوی: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(۳ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱۳: سطر ۱۳:
 
! ردیف !! عنوان
 
! ردیف !! عنوان
 
|-
 
|-
| ۱ || [[احکام ربا]]
+
| ۱ || [[خرید و فروش ربوی-پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم]]
 
|-
 
|-
 
| ۲|| [[سود چیست؟ بهره چیست؟ ربا چیست؟]]
 
| ۲|| [[سود چیست؟ بهره چیست؟ ربا چیست؟]]
سطر ۲۳: سطر ۲۳:
 
| ۵|| [[معامله ربوی در حالت جهل و اضطرار]]
 
| ۵|| [[معامله ربوی در حالت جهل و اضطرار]]
 
|-
 
|-
| ۶|| [[معاملات ربوی-ویکی فقه]]
+
| 6|| [[احکام ربا]]
 
|}
 
|}
<p class="relatesubject">موضوعات مرتبط</p>
+
<p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p>
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۳۷: سطر ۳۷:
 
|-
 
|-
 
|}
 
|}
<p class="relatepro">مرتبطه‌ای بوستان</p>
+
<p class="relatepro">مرتبط های بوستان</p>
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۴۳: سطر ۴۳:
 
|-
 
|-
 
|}
 
|}
<p class="relatesoft">نرمافزارهای مرتبط</p>
+
<p class="relatesoft">نرم افزارهای مرتبط</p>
{| class="wikitable"
+
|-
+
! ردیف !! عنوان
+
|-
+
|}
+
<p class="relatesites">پایگاه‌های اینترنتی مرتبط</p>
+
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۵۶: سطر ۵۰:
 
|}
 
|}
 
</div>
 
</div>
== معاملات ربوی ==
+
نویسنده: مصطفی کوهی<br/>
وام‌های متعارف و معاملات قرضی بانک‌ها ، گاهی به صورت ودیعه گذاشتن مال ( سپرده گذاری ) در بانک با دریافت سود انجام می‌شود، و گاهی به صورت وام‌های بهره دار بانکی است. سود مورد دوم غالباً بیشتر از مورد اوّل است و این مقدار تفاوت، سود بانکی را تشکیل می‌دهد.<br/>
+
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-۹۵/۸/۹<br/>
 +
کلمات کلیدی:ربا، معامله، معاوضه، عوضین، نقد، نسیه، حکمی.<br/>
  
== محور بحث ==
+
== مقدمه ==
محور بحث این است که آیا می‌توان چنین معامله‌ای را از عنوان حرام یعنی « قرض ربوی » خارج و در عنوان غیرحرام داخل کرد؟<br/>
+
در نگرش دین، جامعه‌ای که فعّالیت‌های اقتصادی و معیشتی خود را بر پایه ربا سامان دهد، به سوی نابودی گام برمی دارد، و در مسیر عصیانگری و ناسپاسی است. از رستگاری و شکوفایی واقعی باز می‌ماند و انواع آشفتگی‌ها، بی عدالتی‌ها و فسادگری‌ها در آن رواج می‌یابد، و در این روش، توده‌های مردم از نعمت‌های گوارا و لذّت بخش زندگی محروم می‌شوند.<br/>
کلیدواژه: بانک غیر ربوی ، سود بانکی ، وام و معاملات بانکی، ودیعه گذاری بانکی ، وام‌های بهره دار.<br/>
+
در نگرش دین، بدترین، پلیدترین و خطرناک‌ترین شیوه کسب درآمد و تأمین زندگی، آن است که آدمیان از طریق درآمد حاصل از ربا، توان و رشد اقتصادی خود را افزایش دهند؛ از این رو به مؤمنان یادآور می‌شود که از رباخواری و ترویج فرهنگ ربا، و ساماندهی اقتصاد جامعه بر اساس آن به شدّت بپرهیزند، و به [[تقوا]] و حاکمیّت ارزش‌های دینی در جامعه روی آورند، و با دلیل تراشی‌ها و توجیهات گوناگون، خود و جامعه را به این دشمن پنهانی و فریبنده نیالایند.<br/>
 +
== ربای معاملی در لغت ==
 +
صاحب مفردات در تعریف لغوی ربا می‌نویسد: «ربا یعنی افزونی بر سرمایه» <ref>. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، خسروی، غلامرضا، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، ج2، ص39.</ref><br/>
 +
صاحب تاج العروس در این زمینه می‌نویسد:<br/>
 +
«ربا در لغت به معنای افزون شدن، نشو و نما کردن و زیاد شدن است.» <ref>. حسینی زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج19، ص441.</ref><br/>
 +
== ربای معاملی در اصطلاح ==
 +
هر گونه زیادی در معامله دو شیء همجنس و یا معامله‌ای که مشتمل بر زیادی یکی از عوضین باشد، با فرض تحقق شرایط خاص، ربای معاملی نامیده می‌شود. <ref>. سید محمدکاظم یزدی ، العروه الوثقی، ج2، ص4، مسأله3.</ref><br/>
 +
امام خمینی(رحمه الله علیه) درعبارتی جامع به تعریف این گونه ربا پرداخته است:<br/>
 +
«ربای معاملی [ دادوستدی] همان فروختن چیزی است به چیز دیگری همانند آن، همراه با افزایشی در یکی از آن دو. این افزایش، خواه عینی و خارجی باشد؛ مانند فروختن یک من گندم در برابر دو من آن، یا یک من گندم و یک درهم پول و یا افزایش حکمی؛ مانند یک من گندم نقد در برابر یک من گندم نسیه. دیدگاه قوی تر نیز آن است که این گونه ربا تنها در فروختن نیست، بلکه در دیگر معامله‌ها هم می‌آید؛ مانند صلح و...» <ref>. امام خمینی(رحمه الله علیه)، تحریر الوسیله، ج1، ص493.</ref><br/>
 +
شهید مطهری در تعریف ربای معاملی می‌نویسد:<br/>
 +
«نوع دیگر، ربای معاملی است که در آن پای قرض در میان نیست بلکه پای معاوضه در کار است. به ربای معاملی می‌گویند: ربای جنس به جنس که چیزی را به جنس خودش معاوضه کنند و یک طرف زیادتر باشد.» <ref>. شهید مطهری، مساله ربا، ص41.</ref>
 +
== تاریخچه ربا خواری ==
 +
تاریخ رباخواری به هزاران سال پیش از میلاد باز می‌گردد. ویل دورانت در این باره می‌نویسد:<br/>
 +
«از اسناد بر جای مانده از چهار هزار سال پیش از میلاد، به دست می‌آید که قراردادها را با نوشتن، گواهی می‌کردند و نیز آیین وام گرفتن در نزد آنان معمول بوده است و سودی سالیانه نزدیک به ۱۵ تا ۲۳ درصد به وام دهندگان می‌داده‌اند. ربا از جنس خود کالا دریافت می‌شده است. کاهنان نیز به مردم قرض رِبَوی می‌دادند. هرکس باید بدهی خود را می‌پرداخت؛ در غیر این صورت، وام دهنده می‌توانست فرزند بدهکار را به گروگان بگیرد.» <ref>. ویل دورانت، تاریخ تمدّن، ج1، ص151.</ref><br/>
 +
تردیدی وجود ندارد که قبل از ظهور اسلام رباخواری در شبه جزیره العرب شایع بود و عده‌ای از اشراف از این طریق کسب درآمد می‌کردند. در این کار، یهودیان پیشگام شدند و شاید آنها معاملات ربوی را در حجاز رواج داده بودند. قرآن ضمن اشاره به این قضیه، عدم پایبندی یهودیان به کتاب آسمانی خود را بیان نموده و از کیفر الهی خبر داده است. <br/>
 +
«فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا * وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا؛ بخاطر ظلمی که از یهود صادر شد، و (نیز) بخاطر جلوگیری بسیار آنها از راه خدا، بخشی از چیزهای پاکیزه را که بر آنها حلال بود، حرام کردیم.و (همچنین) بخاطر ربا گرفتن، در حالی که از آن نهی شده بودند؛ و خوردن اموال مردم بباطل؛ و برای کافران آنها، عذاب دردناکی آماده کرده‌ایم » <ref>. نساء/160ـ 161.</ref><br/>
 +
مکّه که در آن روزگار مرکز و مسیر تجارت اعراب بود، معاملات ربوی در آنجا رواج داشت. قبل از ظهور اسلام، اشخاصی چون عباس ابن عبدالمطلب، عثمان بن عفان ، خالد بن ولید و آل مغیره به فعالیتهای ربوی آلوده بودند و در این کار شهرت داشتند. از آنجا که معمولا دریافت کنندگان وامهای ربوی افراد فقیر و تهیدست بودند در بسیاری از مواقع زنان و فرزندانشان به گروگان گرفته می‌شد و در صورت ناتوانی وام گیرنده از پرداخت دین، گروگان به مالکیت وام دهنده درمی آمد.<br/>
 +
برخی معتقدند هنگام ظهور اسلام، ربا خواری در جزیره العرب چنان گسترده بود که امکان تحریم آن به صورت دفعی وجود نداشت. از این رو، خداوند با فرستادن آیات مختلف در آغاز بعثت، ربا را نکوهش کرد و به تدریج، زمینه تحریم آن را فراهم ساخت.<br/>
 +
محقّقانی که نظریه تدریجی بودن حرمت ربا را بیان کرده‌اند، در تعداد مراحل تشریع حرمت ربا با یکدیگر اختلاف دارند؛ به گونه‌ای که برخی از آن‌ها مراحل تشریع را سه مرحله، عدّه‌ای چهار مرحله، و برخی دیگر آن را پنج مرحله می‌دانند. همه آنان بر این باورند که تحریم ربا ـ مثل تحریم [[شراب خواری]] که گفته می‌شود تدریجی بوده است ـ ابتدا به صورت نصیحت، سپس به صورت تحریم جزئی، و سرانجام به شکل تحریم کلی بود.<br/>
 +
در مقابل این دسته، گروهی دیگر بر این باورند که اسلام، یک باره ربا را حرام کرده است. <ref>. محمد جواد فاضل لنکرانی، ربا در قرآن کریم، ص21.</ref><br/>
 +
== شرایط تحقق ربای معاملی ==
 +
فقهای شیعه، بر اساس روایاتی که از طریق ائمه اطهار(علیهم السلام) نقل شده است، برای تحقق ربای معاملی شرایطی را مطرح کرده‌اند:<br/>
 +
=== شرط اوّل ===
 +
مکیل و موزون بودن عوضین:<br/>
 +
اجناس در مبادلات با مقیاس‌های متفاوتی سنجیده می‌شوند؛ بعضی با وزن، مانند: گندم و برنج، و برخی با پیمانه، مانند: نفت و بنزین، و بعضی با عدد، چون: کاسه و بشقاب. بعضی اجناس نیز مانند: فرش و پارچه با متر و ذرع و خانه و اتومبیل دست دوم، به صورت مشاهده‌ای خرید و فروش می‌شوند.<br/>
 +
مطابق روایات شیعه، تحقق ربای معاملی در صورت تفاضل، در مورد کالاهایی که به طور وزنی و یا پیمانه‌ای معامله می‌شوند، مسلّم است.<br/>
 +
روایات فراوانی از امامان معصوم نقل شده است که فرموده‌اند: ربا جز در کالاهای مکیل (پیمانه‌ای) و موزون (وزن کردنی) پیش نمی‌آید.<br/>
 +
۱. امام صادق(علیه السلام) فرمود:«لَا یَکُونُ  الرِّبَا إِلَّا فِیمَا یُکَالُ أَوْ یُوزَنُ؛ ربا جز در کالاهای مکیل و موزون پیش نمی‌آید» <ref>. شیخ کلینی، کافی، ج5، ص146.</ref><br/>
 +
۲. منصور بن حازم می‌گوید: از امام صادق(علیه السلام)در مورد معامله یک گوسفند در مقابل دو گوسفند و یک تخم مرغ در مقابل دو تخم مرغ سؤال کردم: امام فرمود: «لَا بَأْسَ مَا لَمْ یَکُنْ کَیْلًا أَوْ وَزْناً؛ مادامی که شیء مورد معامله، مکیل و موزون نباشد، اشکالی ندارد.» <ref>. همان، ج5، ص191.</ref><br/>
 +
فقهای شیعه اتفاق دارند که مکیل و موزون بودن شرط ربای معاملی شمرده شده، ولی در این که آیا ربای معاملی منحصر به مکیل و موزون است یا خیر، با یکدیگر اختلاف دارند و اقوال مختلفی در این زمینه ابراز شده است:<br/>
 +
قول اوّل: مشهور فقها، چون: شیخ طوسی، ابن ادریس، ابن برّاج، علّامه حلّی، محقق ثانی، شهید ثانی، امام خمینی و تبریزی بر این عقیده‌اند که ربای معاملی منحصر به کالاهای مکیل و موزون است. <ref>. معروفعلی احمدوند، حکمت تحریم ربا در اندیشه فقهی استاد شهید مطهری، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم،  فصلنامه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره 39.</ref><br/>
 +
قول دوّم: در مقابل مشهور، شیخ مفید، ابن جنید، سلّار و شهید مطهری، موضوع ربای معاملی را شامل معدودات هم می‌دانند.<br/>
 +
شیخ مفید(رحمه الله علیه) می‌گوید:<br/>
 +
«حکم ما یباع عدداً حکم المکیل و الموزون و لایجوز فی الجنس منه التفاضل ولا فی المختلف منه النسیه؛ حکم اشیایی که به صورت عددی معامله می‌شوند، حکم اشیای مکیل و موزون است و اگر از یک جنس باشند، خرید و فروش با تفاضل، جایز نیست و اگر جنسشان مختلف باشد، معامله آن به صورت نسیه جایز نیست.» <ref>. شیخ مفید، المقنعه، ص605.</ref>
 +
شهید مطهری می‌گوید:<br/>
 +
«ولی ما در اثر مطالعه‌ای که آن وقت کردیم به این نتیجه رسیدیم که مکیل و موزون هم خصوصیت ندارد. مقدّر خصوصیت دارد، یعنی قابل تقدیر و مقصود همان کمیت است.... فقهایی که گفته‌اند فقط در مکیل و موزون ربا هست مثلاً اگر صد من گندم را بفروشیم به صد و بیست من رباست ولی در معدودات ربا نیست، گفتارشان قهراً این شبهه را به وجود می‌آورد که اگر هزارتومان اسکناس به هزار و صدتومان اسکناس فروخته شود ربا نیست چون اسکناس مکیل و موزون نیست و معدود است. قهراً این سؤال پیش می‌آید که حکمت و فلسفه ی حرمت ربا هرچه باشد، چه فرقی است میان «مکیل و موزون» و معدود؟ البته معدودهایی که ملاک ارزش آنها کمیت نیست مثل اسب همین طور است ولی میان معدودهایی که ارزش آنها به کمیت است و مکیل و موزون در این جهت فرقی نیست.» <ref>. شهید مطهری، مجموعه آثار شهید مطهری، ج20، ص296.</ref><br/>
 +
قول سوم: شهید اوّل، محقق و صاحب جواهر <ref>. شیخ محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج23، ص361.</ref>، ربا در معدودات را مکروه می‌دانند. شهید دردروس، قول به کراهت را از میان دو قول مشهورتر دانسته است. <ref>. شهید اوّل ، الدروس الشرعیه، ج3 ، ص293.</ref><br/>
 +
قول چهارم: شیخ طوسی در نهایه <ref>. شیخ طوسی، النهایه، ص377.</ref>و ابن حمزه قائل به تفصیل شده‌اند و گفته‌اند: مبادله غیر مکیل و موزون همراه با زیادی در معاملات نقد، جایز و در معاملات نسیه ممنوع است.<br/>
 +
قول دوم در بین اقوال قوی تر به نظر می‌رسد. شهید مطهری در تقویت قول دوم می‌نویسد:<br/>
 +
«۱. مشهور نزد شیعه این است که در ربای معاملی، ربا در معدود استثنا شده است بلکه حرمت ربا در معاملات منحصر به مکیل و موزون دانسته شده است. این مسئله یکی از مشکل‌ترین مسائل باب ربا است، زیرا منحصر معدود بودن یا مکیل و موزون بودن چگونه می‌تواند ملاک حکم شود؟ در حالی که می‌دانیم ملاک حرمت ربا ظلم بودن آن است و بالأخص که بعضی از اشیاء در منطقه‌ای (شهری) معدود است و در منطقه دیگر موزون و یا بر حسب زمان‌ها تفاوت می‌کند و این تفاوت‌ها صرفاً تابع معمول و مرسوم است، بدون این که تغییر ماهوی در معامله ایجاد کند. آیا ممکن است ربای محرّم (به شدتی که می‌دانیم) بدون ملاک حاصل شود؟ آیا می‌توانیم اشعری مسلک شویم و به طور کلی نفی ملاک کنیم؟ یا این که باید دنبال ملاک و معیار حرمت رفت؟ باید اخبار را در این مورد جمع آوری و بررسی نموده و ملاحظه کرد که آیا به لفظ (لا ربا فی المعدود) استثنایی وجود دارد، یا آنچه هست و به صورت (لا ربا اِلاّ فی ما یُکال أو یوزن) است؟ در عبارت دوم، می‌توان چنین بحث کرد که امور دو دسته‌اند: یک دسته چیزهایی که مثلی نیست، مانند: خانه. این امور نه مکیل است و نه موزون و نه معدود و اصولاً جز به مشاهده معامله نمی‌شوند و دسته دیگر امور مثلی است. ممکن است گفته شود که مراد روایات از نفی ربا دسته اوّل است که مثلی نیستند. و از آن جایی که تحریم ربای معاملی به خاطرحفظ حریم ربای قرضی است،  لذا همان طوری که در باب قرضی، چیزهای قیمتی مثل خانه قرض داده نمی‌شود و قهراً ربا در آن فرض ندارد، همچنین در باب معاملات هم تحریم ربا اختصاص پیدا می‌کند به امور مثلی و خلاصه آن که جمله لا ربا إلاّ فی ما یکال أو یوزن برای استثنای چیزهایی است که به هیچ نحو قابل توزین و پیمانه نباشند و به مشاهده معامله می‌شوند، مثل: خانه، و شامل معدود (شمردنی) نمی‌شود، زیرا که معدود قابل پیمانه و وزن کردن می‌باشند.<br/>
 +
۲. در مطالعه اخبار باید توجه داشت که اخبار نبوی در درجه اوّل قرار دارد و به صورت متن قانون باید تلقی شود و اخبار ائمه به عنوان شارح و مبیّن اخبار نبوی مورد مطالعه قرار گیرد. زیرا واضح است که ائمه آنچه را از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) رسیده بود بیان و تفسیر می‌فرمودند: این گونه نظر به احادیث در فهم مقصود بسیار مؤثر است. چه بسا کلامی که اگر مستقل دانسته شود، مفهومی داشته باشد و اگر ناظر به کلام دیگر تلقی شود، مفهوم دیگری داشته باشد. این نکته مهمی است که در همه فقه باید مورد توجه قرار گیرد.<br/>
 +
۳. آیا اصل در مثلیات وزن است و پیمانه و شمارش علامت و نشانه بر وزن است، یا هر کدام ملاک و معیار جداگانه‌ای هستند؟ حق این است که نمی‌توان وزن را همیشه اصل دانست، چنانچه در اجناس مشابه یک کارخانه که با تمام ویژگی‌های نظیر هم به تعداد بسیار زیادی تولید می‌شود که هیچ تفاوتی بین افرادآن نیست، در این گونه کالاها اصل همان شمارش است. اگرچه گاهی برای سهولت وقتی که مقدار خیلی زیاد باشد، ممکن است وزن کنند. ولی در این جا هم وزن نشانه و علامت شمارش است. به طور کلی، چون ماهیت هر چیز به مفید بودن آن است، یعنی به اثری که قائم به کالا است لذا هر مقدار اندازه این اثر بیشتر باشد، مالیت و ارزش آن بیشتر است. و برای تعیین مقدار اثر مفید گاهی وزن یا پیمانه و در مواردی شمارش و یا مشاهده به کار گرفته می‌شود. در روایات برای ما لا یکال ولا یوزن مثال‌هایی زده شده است، از قبیل: لباس (پارچه)، شتر، برده، تخم مرغ، در مورد لباس و شتر و برده معلوم است که از قبیل مشاهَد است، در مورد تخم مرغ گرچه شمردنی است ولی مانند شمردنی‌های یکسان نیست و مشاهده هم در تشخیص آن دخالت دارد، زیرا تخم مرغ را به ریز و درشت توصیف می‌کنند. خلاصه این که از این مثال‌ها فهمیده می‌شود که نمی‌توان گفت ربا در مطلق معدود (شمردنی) اشکال ندارد.» <ref>. شهید مطهری، سلسله یادداشت‌های استاد مطهری، ج4، ص336.</ref>
 +
=== شرط دوّم ===
 +
اتحاد در جنس:<br/>
 +
شرط دوم برای تحقق ربای معاملی این است که عوضین از یک جنس باشند، مثل معامله گندم با گندم اگر عوضین از دو جنس مختلف باشند، مثل گندم و خرما، ربای معاملی رخ نمی‌دهد. این شرط از مفهوم و منطوق روایات زیادی استفاده می‌شود. اگر معامله نقدی باشد. مورد اتفاق علماست، ولی در معامله نسیه اشیای غیر همجنس، اختلاف وجود دارد.<br/>
 +
امام صادق (علیه السلام) فرمود:<br/>
 +
«کل شی ء یکال او یوزن فلا یصلح مثلین بمثل اذا کان من جنس واحد؛ هر چیزی که به صورت پیمانه‌ای یا وزنی می‌شود، اگر عوضین از یک جنس باشند، صحیح نیست که دو تا در مقابل یکی معامله شود.» <ref>. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 18، ص 153 ، أبواب الربا، باب 16، شماره 23367، ح 3 ،ط آل البیت.</ref><br/>
 +
== اقسام ربای معاملی ==
 +
به اعتبار نوع معامله که ربا در آن پیش می‌آید؛ ربا به دو قسم: نقد و نسیه تقسیم می‌شود. این تقسیم بندی از این جهت است که حکم مترتب بر آن‌ها متفاوت است.<br/>
 +
۱. ربا نقدی: هرگاه دو شی ء ربوی همجنس به صورت نقدی معامله شوند به گونه‌ای که مقدار یکی بیشتر از دیگری باشد و شرایط تحقیق ربا در آن موجود باشد، معامله ربوی است و ربای آن را اصطلاحا ربای نقدی می‌گویند. فقیهان اهل سنت آن را ربای فضل می‌گویند. <ref>. بخش فرهنگی جامعه مدرسین حوزه علیمه قم، ربا پیشینه تاریخی ربا، ربا در قرآن و سنت، انواع ربا و فرار از ربا، ص78.</ref><br/>
 +
۲. ربای نسیه: هر گاه دو شی ء ربوی به صورت نسیه معامله شوند، اعم از این که مساوی باشند یا مساوی نباشند، موجب ربای نسیه می‌شود.<br/>
 +
هرگاه کالای مکیل و موزون با کالایی از همان جنس به طور نسیه معامله شود، چه از نظر مقدار مساوی باشد و چه مساوی نباشد، موجب ربا می‌شود، مثل اینکه ۱۰ کیلو گندم با ۱۰ کیلو گندم یا ۱۲ کیلو به طور نسیه معامله شود.<br/>
 +
بیش تر فقیهان تصریح نموده‌اند که در حرمت چنین معامله‌ای فرقی نیست بین این که کالاها در مقدار مساوی باشند یا مساوی نباشند برخی نیز به طور مطلق گفته‌اند: حایز نیست. <ref>.همان، ص79.</ref>
 +
== عمومیت ربای معاملی ==
 +
یکی از مباحث باب ربای معاملی این است که آیا ربای معاملی اختصاص به بیع دارد یا در سایر معاملات، مانند صلح، اجاره و غیره، جاری می‌شود؟ مشهور فقها، از جمله شیخ طوسی، سید مرتضی، شهید اول و شهید ثانی و محقق اعتقاد به عمومیت ربا در معاملات دارند و علامه، ابن ادریس و محقق اول قائل به اختصاص شده‌اند. <ref>.همان، ص90.</ref><br/>
 +
از فقهای اخیر، مرحوم سید عبدالاعلی سبزواری بر خلاف مشهور، قول به اختصاص را اختیار نموده است و مرحوم خوانساری در جامع المدارک پس از ذکر ادله در سایر معاملات، احتمال کراهت داده شده است. آیت الله خوئی و آیت الله سیستانی فرموده‌اند: ربا اختصاص به معاوضات بین دو عین دارد، چه به عنوان بیع باشد یا صلح؛ اما در صورتی که معاوضه بین دو عین نباشد، مثل این که بگوید: با تو مصالحه نمودم به این که این ده درهم را به من ببخشی و من نیز آن پنج درهم را به تو هبه کنم، یا ذمه تو را از پنج دیناری که بر عهده ات می‌باشد، بری نمودم، به شرط این که تو هم ذمه مرا از ده دیناری که می‌خواهی بری کنی؛ صحیح است. <ref>. همان، ص90.</ref>
 +
== حکمت تحریم ربای معاملی ==
 +
تحریم معامله ربوی، پرسش‌هایی را در ذهن اندیشمندان برانگیخته است. چرا وقتی ۱۰ کیلو گندم مرغوب با ۱۵ کیلو گندم نامرغوب معامله می‌شود، یا وقتی یک کیلو کره با ۱۰ کیلو ماست که از حیث ارزش مساوی هستند، معاوضه می‌گردد و طرفین معامله رضایت کامل دارند، حکم به ربا و حرمت می‌شود، در حالی که چنین حکمی با اوصافی که برای ربا شمرده شده است، مانند ظلم، [[اکل مال به باطل]] و غیر آن، سازگار نیست؟<br/>
 +
این شبهه تا آنجا اثر گذاشته است که یکی از عالمان اهل سنت، تمام روایات ربای معاملی نقد را ساختگی می‌خواند و می‌گوید: به عقیده من، یهودیان و مسیحیان و مجوسیان که قصد داشتند سررشته امور اقتصادی و تجاری جوامع را در دست گیرند، با جعل روایاتی که دلالت بر حرمت چنین معاملاتی می‌کند، از دامنه فعالیت تجاری مسلمانان کاستند.<br/>
 +
در پاسخ این سخن باید گفت: اولا، کثرت روایات در این باره به حدی است که احتمال جعلی بودن آن‌ها را از بین می‌برد. علاوه بر این، نزد علما شیعه و سنی، در گذشته و حال، اصل حرمت ربای معاملی نقد مورد اتفاق است.<br/>
 +
ثانیا، با تحریم ربای معاملی نقد، محدودیت زیادی در بازار و تجارت مسلمانان به وجود نمی‌آید و تنها شکل معامله تغییر می‌یابد؛ یعنی به جای این که طرفین، کالا را با کالا معامله کنند، هر یک کالای خویش را با پول معاوضه می‌کند، سپس با پول، کالای دیگری را می‌خرد. در زمان کنونی که معاملات پایاپای کمتر انجام می‌پذیرد، مسلمانان از این جهت مشکل زیادی ندارند.<br/>
 +
علمای شیعه، برای یافتن حکمت ربای معاملی کوشش‌هایی کرده‌اند که از آن جمله می‌توان به نظر شهید مطهری اشاره کرد. وی در این باره می‌گوید:<br/>
 +
«در اسلام غیر از ربای قرضی که به شدت حرام شده، نوعی معامله هم حرام شده و اسم آن نیز ربا گذاشته شده است که به آن ربای معاملی می‌گویند و آن این است که جنس را به مثل خودش ولی با زیاده خریدوفروش کنند. اگر جنس با برابر خودش معامله شود، جایز است، ولی با زیاده اگر معامله شود جایز نیست. این البته قرضی نیست، بیع و معامله است، ولی معامله ربوی است و جایز نیست و حرام است. سابقاً که من روی این قضیه مطالعه می‌کردم، به نظرم این طور می‌آمد که این حریمی است برای ربای قرضی؛ یعنی این معامله به این دلیل حرام شده که جلو ربای قرضی گرفته شود؛ یعنی اگر ربای معاملی حرام نباشد و فقط ربای قرضی حرام باشد، همین حیله‌های ربایی که الآن انجام می‌دهند، رواج می‌یابد. مثلاً من به جای این که بگویم صد من گندم به شما قرض می‌دهم که سر سال۱۵۰من گندم بگیرم، می‌گویم: صد من گندم به شما می‌فروشم، در مقابل۱۵۰مَن گندم. به نظر من این طور آمد که حکمت حرمت ربای معاملی با این که از باب قرض نیست، این است که قرض به این صورت درنیاید؛ همین کاری که اتفاقاً معمول شده و به شکل‌های مختلفی به صورت حیل ربا درآمده است.» <ref>.شهید مطهری، ربا بانک بیمه، ص76.</ref><br/>
 +
استاد شهید در جای دیگر می‌گوید:<br/>
 +
«تحریم ربای معاملی به منظور سدّ حیله ربای قرضی است و تحریم ربای معاملی نقد، نه از آن جهت است که ربای واقعی است، برای حفظ حریم رباست. اگر بگوییم ربای معاملی در نقد هم جاری است، باید چنین توجیه شود که نظر پیغمبر اکرم این بوده است که مبادله جنس به مثل خود هرگز به صورت تفاضل نباشد تا شکل ربا در متخیله مردم وجود نداشته باشد، یعنی برای کسی مبادله مثل به مثل و زیاده به هیچ نحو معهود نباشد و این خود نوعی حریم است، نظیر حرمت نکاح محارم که حریم زناست.» <ref>. شهید مطهری، سلسله یادداشت‌های استاد مطهری، ج4، ص350.</ref><br/>
 +
شرح سخن شهید مطهری:<br/>
 +
گاهی حرام‌ها، مانند ربای قرضی از نظر شرعی حرام است که شارع به هیچ روی حاضر نمی‌شود آن حرام رخ دهد و انجام پذیرد، امّا گاهی کاری از باب مقدمه حرام تحریم می‌شود. به بیان دیگر، کاری که انسان را به [[گناه]] بکشاند، از باب مقدمه حرام حرمت دارد. به نظر استاد مطهری، ربای معاملی از آن روی حرمت دارد که راه‌های رباخواری را  ببندد. وسوسه‌های درونی و حتی گاهی اموری که در ظاهر به طور کامل عقلی است، سبب می‌شود که انسان حرام الهی را بسان حلال آن بداند و در نتیجه، عقل که از حجت‌های بزرگ خدادادی و بلکه نخستین و برترین حجت است، خود را کنار بکشد و مهم‌ترین بازدارنده را از سر راه انجام حرام بردارد و ربا را مانند بیع، اجاره و بسان آن سازد و از آن جا که اجاره دادن خانه و گرفتن کرایه آن و نیز اجاره دادن زیورآلات عروس برای یک شب جایز است، همین طور اجاره دادن پول را جایز برشمرَد. بنابراین، اگر ربای معاملی جایز باشد، خود راهی برای فرار از ربای قرضی می‌شود و رباخواران، به آسانی می‌توانند دو کالای همجنس را با مقداری زیادی در یک طرف، به طور نقد یا نسیه خریدوفروش کنند و در ظاهر هم مرتکب حرامی نشده باشند، در فقه اسلام، موارد بسیاری یافت می‌شود که امورِ مقدمه و زمینه ساز کارهای حرام تحریم شده است. <ref>. معروفعلی احمدوند، حکمت تحریم ربا در اندیشه فقهی استاد شهید مطهری، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم،  فصلنامه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره 39.</ref>
 +
== ربای معاملی در قرآن کریم ==
 +
قرآن کریم به شدّت با مساله ربا در معاملات مبارزه کرده و آن را امری مذموم و ناپسند می‌داند و در این زمینه حدود ۱۰ آیه وجود دارد که مسلمان‌ها را از ارتکاب عمل ربا، نهی کرده است.<br/>
 +
صاحب تفسیر نمونه در باب نحوه تشریع حرمت ربا در قرآن کریم می‌نویسد:<br/>
 +
«سوره روم که طبق ترتیب نزول قرآن سی امین سوره‌ای است که در مکه نازل شده سخن از ربا به میان آورده و در هیچ یک از سوره های" مکّی" غیر از آن به مطلبی در باره ربا برخورد نمی‌کنیم ولی در این سوره کلام در باره ربا تنها به صورت اندرز اخلاقی آمده و می‌فرماید:«وَمَا آتَيْتُمْ مِنْ رِبًا لِيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلَا يَرْبُو عِنْدَ اللَّهِ؛ آنچه بعنوان ربا می‌پردازید تا در اموال مردم فزونی یابد، نزد خدا فزونی نخواهد یافت»  <ref>. روم/39.</ref>
 +
" از نظر افراد کوتاه بین ممکن است ثروت به وسیله رباخواری زیاد گردد اما در پیشگاه خداوند چیزی بر آن افزوده نخواهد شد".<br/>
 +
سپس بعد از [[هجرت]] در سه سوره دیگر از سوره‌هایی که در مدینه نازل شده بحث از ربا به میان آمده است که به ترتیب عبارتند از سوره بقره، آل عمران و نساء؛ گر چه سوره بقره قبل از آل عمران نازل شده اما بعید نیست که خصوص آیه ۱۳۰ سوره آل عمران که حکم صریح تحریم ربا را بیان می‌کند قبل از سوره بقره و آیات فوق نازل شده باشد.<br/>
 +
به هر حال این آیه و سایر آیات مربوط به ربا هنگامی نازل شد که رباخواری با شدت هر چه تمامتر در مکه و مدینه و جزیره عربستان رواج داشت، و یکی از عوامل مهم زندگی طبقاتی و ناتوانی شدید طبقه زحمتکش و طغیان اشراف بود و لذا مبارزه قرآن با ربا بخش مهمی از مبارزات اجتماعی اسلام را تشکیل می‌دهد.» <ref>. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه،  ج2، ص365.</ref><br/>
 +
قرآن در سوره بقره می‌فرماید:<br/>
 +
«الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ؛  کسانی که ربا می‌خورند، (در قیامت) برنمی خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماسّ شیطان، دیوانه شده (و نمی‌تواند تعادل خود را حفظ کند؛ گاهی زمین می‌خورد، گاهی بپا می‌خیزد). این، به خاطر آن است که گفتند: «داد و ستد هم مانند ربا است (و تفاوتی میان آن دو نیست.)» در حالی که خدا بیع را حلال کرده، و ربا را حرام! (زیرا فرق میان این دو، بسیار است.) و اگر کسی اندرز الهی به او رسد، و (از رباخواری) خودداری کند، سودهایی که در سابق [قبل از نزول حکم تحریم ] به دست آورده، مال اوست؛ (و این حکم، گذشته را شامل نمی‌گردد؛) و کار او به خدا واگذار می‌شود؛ (و گذشته او را خواهد بخشید.) امّا کسانی که بازگردند (و بار دیگر مرتکب این [[گناه]] شوند)، اهل آتشند؛ و همیشه در آن می‌مانند.» <ref>. بقره/275.</ref><br/>
 +
تفسیر نمونه در شرح آیه فوق می‌نویسد:<br/>
 +
«در این آیات از مساله رباخواری که درست بر ضدّ [[انفاق]] است، سخن می‌گوید و در حقیقت هدف آیات گذشته را تکمیل می‌کند، زیرا رباخواری موجب افزایش فقر در جامعه و تراکم ثروت در دست عده‌ای محدود و محرومیت اکثر افراد اجتماع است، [[انفاق]] سبب پاکی دل و طهارت نفوس و آرامش جامعه، و رباخواری سبب پیدایش بخل و کینه و نفرت و ناپاکی است. این آیات با شدت تمام، ممنوعیت حکم ربا را شرح می‌دهد.» <ref>. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 2، ص364.</ref><br/>
 +
قرآن کریم در آیه ی دیگر می‌فرماید:<br/>
 +
«يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ؛ خداوند، ربا را نابود می‌کند؛ و صدقات را افزایش می‌دهد! و خداوند، هیچ انسانِ ناسپاسِ گنهکاری را دوست نمی‌دارد.» <ref>. بقره/276.</ref><br/>
 +
تفسیر نمونه در شرح آیه فوق می‌نویسد:<br/>
 +
«محق" به معنی نقصان و نابودی تدریجی است، و" ربا" نمو و رشد تدریجی است از آنجا که رباخوار به وسیله ثروتی که در دست دارد حاصل دسترنج طبقه زحمتکش را جمع می‌کند و گاه با این وسیله به هستی و زندگی آنان خاتمه می‌دهد و یا لا اقل بذر دشمنی و کینه در دل آنان می‌پاشد به طوری که تدریجا تشنه خون رباخوار می‌گردند و جان و مالش را در معرض خطر قرار می‌دهند.<br/>
 +
قرآن می‌گوید:" خدا سرمایه‌های ربوی را به نابودی سوق می‌دهد" این نابودی تدریجی که برای افراد رباخوار هست برای اجتماع رباخوار نیز می‌باشد.<br/>
 +
در مقابل، کسانی که با عواطف انسانی و دلسوزی در اجتماع گام می‌نهند و از سرمایه و اموالی که تحت اختیار دارند [[انفاق]] کرده و در رفع نیازمندیهای مردم می‌کوشند، با محبت و عواطف عمومی مواجه می‌گردند و سرمایه آنها نه تنها در معرض خطر نیست بلکه با همکاری عمومی، رشد طبیعی خود را می‌نماید این است که قرآن می‌گوید" و انفاقها را افزایش می‌دهد".» <ref>. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج2، ص371.</ref><br/>
 +
قرآن کریم در آیه ۲۷۸ سوره بقره می‌فرماید:<br/>
 +
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از (مخالفت فرمان) خدا به پرهیزید، و آنچه از (مطالبات) ربا باقی مانده، رها کنید، اگر ایمان دارید»
 +
در تفسیر علی بن ابراهیم  <ref>. تفسیر علی بن ابراهیم، ج1، ص93.</ref> آمده است: پس از نزول آیات ربا شخصی به نام" خالد بن ولید" خدمت پیامبر اکرم ص حاضر شده عرضه داشت: پدرم چون با" طائفه ثقیف" معاملات ربوی داشت و مطالباتش را وصول نکرده بود وصیت کرده است مبلغی از سودهای اموال او که هنوز پرداخت نشده است تحویل بگیرم آیا این عمل برای من جایز است؟<br/>
 +
آیات فوق نازل شد و مردم را به شدت از این کار نهی کرد.<br/>
 +
در روایت دیگری آمده است که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) بعد از نزول این آیه فرمود:<br/>
 +
«الا ان کل ربا من ربا الجاهلیه موضوع و اول ربا اضعه ربا العباس بن عبد المطلب ؛ آگاه باشید تمام مطالبات ربوی که در زمان جاهلیت مردم از یکدیگر داشته‌اند همگی باید فراموش شود و نخستین مطالبات ربوی که من آن را به دست فراموشی می‌سپارم مطالبات عباس بن عبد المطلب است.» <ref>. طبرسی، مجمع البیان، جلد 1- 2 صفحه 392 و الدر المنثور، جلد 2 صفحه 109 با کمی تفاوت.</ref><br/>
 +
از این جمله به خوبی استفاده می‌شود که پیامبر ص به هنگامی که قلم سرخ بر مطالبات ربوی زمان جاهلیت می‌کشید از بستگان خود شروع کرد و اگر در میان آنها افراد ثروتمندی مانند عباس بودند که در زمان جاهلیت همچون دیگر ثروتمندان آلوده بودند پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) نخست مطالبات آنها را الغاء کرد.<br/>
 +
و نیز در روایات آمده است که پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) بعد از نزول این آیات به فرماندار مکّه دستور داد که اگر آل مغیره که از رباخواران معروف بودند دست از کار خود بر ندارند با آنها بجنگد. <ref>. سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، جلد 2 صفحه 108- 107.</ref><br/>
 +
== ربای معاملی در روایات اسلامی ==
 +
بر تحریم عمل زشت ربا، روایات بسیار زیاد و گسترده‌ای است که در منابع مختلف وارد شده است. این روایات به قدری زیاد است که شاید به سر حدّ تواتر برسد، در این روایات تعبیرات بسیار تکان دهنده‌ای در مورد این کار اقتصادی ظالمانه و غیر انسانی وارد شده است که درباره کمتر گناهی دیده می‌شود.<br/>
 +
در حدیثی می‌خوانیم که پیغمبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله و سلم) به امیرالمومنین علی (علیه السّلام) فرمود: «یا  علی دِرْهَمٌ رِبًا أَشَدُّ مِنْ  سَبْعِینَ  زَنْیَهً...؛ ای علی! یک درهم از ربا از نظر [[گناه]] و معصیت بدتر از هفتاد بار زناست.»<br/>
 +
امام محمد باقر (علیه السلام) می‌فرماید:<br/>
 +
«أَخْبَثُ الْمَکَاسِبِ کَسْبُ الرِّبَا؛ کثیف‌ترین درآمدها، درآمد ربوی است.» <ref>. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، الکافی (ط - الإسلامیه)؛ ج 5 ؛ ص147.</ref><br/>
 +
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) می‌فرماید: لَعَنَ رَسُولُ الله(صلی الله علیه وآله) اَلرِّبا وَآکِلَهُ وَبائِعَهُ وَمُشْتَریَهُ وَکاتِبَهُ وَشاهِدَیْهِ؛ پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) در باب ربا پنچ گروه را لعنت کرده است:<br/>
 +
۱. کسی که میهمان رباخوار می‌شود و از غذایی که از پول ربا تهیّه شده است، با علم و آگاهی استفاده می‌کند؛<br/>
 +
۲. ربا خوار؛<br/>
 +
۳. ربا دهنده؛<br/>
 +
۴. کسی که ربا را محاسبه می‌کند؛<br/>
 +
۵. شهود قرارداد ربا. <ref>. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج7، ص15.</ref><br/>
 +
(مراد از فروشنده و مشتری متعاملین در ربای معاملی است که فروش جنس به جنس با زیادت است). <ref>. قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه - مترجم: غفاری، علی اکبر ، من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 371.</ref>
 +
در هر مورد، که یک چیز حرام، به این گستردگی مورد لعن خداوند قرار می‌گیرد، دلیل بر عظمت حرمت آن کار، و قبح و زشتی فوق العاده آن است.<br/>
  
== معاملات ربوی و بانکی، راهکارهای فقهی ==
+
== احکام ربای معاملی ==
چه راهکارهایی برای برطرف کردن معاملات ربوی با بانک‌ها وجود دارد؟ آیا راهکارهای ارایه شده، جواب گو است؟<br/>
+
=== حرمت ربای معاملی ===
بحث را در دو مقام پی می‌گیریم:<br/>
+
ربا یکی از گناهان کبیره می‌باشد چون در آخر آیه وعده آتش در مقابل آن داده شده است و چون امام صادق (علیه السّلام) فرمود: یک درهم ربا پیش خدا بزرگتر از هفتاد بار زنا با محارم در بیت اللّه الحرام می‌باشد. <ref>. حلّی، مقداد بن عبد اللّه سیوری، مترجم بخشایشی، عبد الرحیم عقیقی، کنز العرفان فی فقه القرآن، ج 2، ص: 518.</ref><br/>
الف) راهکارهای رفع معاملات ربوی به طور کلی،
+
از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است:<br/>
ب) بررسی معاملاتی که با بانک انجام می‌گیرد.<br/>
+
«اعْلَمْ یَرْحَمُکَ اللَّهُ أَنَّ الرِّبَا حَرَامٌ سُحْتٌ مِنَ الْکَبَائِرِ وَ مِمَّا قَدْ وَعَدَ اللَّهُ عَلَیْهِ النَّارَ فَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْهَا وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَی لِسَانِ کُلِّ نَبِیٍّ وَ فِی کُلِّ کِتَابٍ؛ خدا رحمتت کند! بدان که ربا حرام و از گناهان کبیره است و از چیزهایی است که خداوند به آن وعده عذاب داده است. پس پناه می ¬ برم به خدا از ربا، و ربا را همه پیامبران و همه کتب آسمانی حرام کرده ¬اند.» <ref>. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج100، ص121.</ref><br/>
 +
=== بطلان معامله ربوی ===
 +
معامله ربوی باطل است؛ یعنی هر یک از متعاملین مالک آن چیزی¬ که در معامله ربوی به دست آمده، نمی¬ شوند و باید آن را به مالکش برگردانند. <ref>. آیت الله العظمی خامنه‌ای(دامت برکاته)، ربا، پایگاه اطلاع رسانی http://farsi.khamenei.ir.</ref><br/>
 +
=== تفاوت در جنس مرغوب و نامرغوب ===
 +
تفاوت در مرغوب و نامرغوب بودن موجب جواز تفاضل در مقدار نمی¬ شود. لذا جایز نیست یک کیلو گندم مرغوب در عوض دو کیلو گندم نامرغوب معامله شود. <ref>. همان.</ref><br/>
 +
=== معامله طلا با طلا ===
 +
استفتاء نخست: معامله طلا با طلا با افزایش قیمت چه حکمی دارد؟ راه حلّ شرعی این نوع معاملات چیست؟<br/>
 +
پاسخ: بهترین راه برای معامله طلا در این گونه موارد این است که دو معامله جداگانه انجام شود. مثلا یک کیلو طلا را با پول نقد یک میلیون و یک صد هزار تومان بفروشند و در مجلس ردّ و بدل شود سپس یک کیلو طلا را که در رأس یک سال تحویل داده شود به یک میلیون از او خریداری کند، نتیجه آن می‌شود که صاحب طلا با این دو معامله طلای خود را در رأس سال خواهد گرفت به اضافه یک صد هزار تومان. <ref>. آیت الله مکارم شیرازی، استفتائات، ج1، ص325، سوال590، پایگاه اطلاع رسانی http://makarem.ir</ref> <br/>
 +
استفتاء دوّم: آیا معامله طلا با طلا در صورت تفاوت وزن اشکال دارد؟<br/><br/>
 +
پاسخ: معامله طلا با طلا با تفاوت وزن جایز نیست هرچند یکی از نوع مرغوب و دیگری از نوع نامرغوب باشد، راه صحّت معامله آن است که نوع مرغوب را تبدیل به پول کنند و بخرند و سپس نوع دوّم را به همین طریق بفروشند. <ref>. همان، سوال591.</ref>
 +
=== شرط کار ===
 +
اگر هر دو جنس به یک وزن باشد یا در چیزهایی¬ که پیمانه¬ ای است به یک حجم باشد، اما مشتری یا فروشنده شرط کند طرف مقابل کاری برای او انجام دهد، حکم ربا را دارد. <ref>. آیت الله العظمی خامنه‌ای(دامت برکاته)، ربا، پایگاه اطلاع رسانی http://farsi.khamenei.ir.</ref><br/>
 +
=== خرید و فروش اسکناس و ارز ===
 +
استفتاء: آیا خرید و فروش اسکناس صحیح می‌باشد؟ در صورتی که جواب منفی است آیا احکام ربای معاملاتی در آن جاری است؟<br/>
 +
جواب: اسکناس جز معدودات(شمردنی‌ها) است و حکم ربا در خرید و فروش آن جاری نمی‌شود؛ ولی در اینجا مشکل دیگری وجود دارد و آن اینکه در عرف عقلا اسکناس همیشه ثمن واقع می‌شود و جنبه مثمن ندارد، هیچ کس در عرف بازار نمی‌گوید (من ده هزار تومان پول نقد را به یازده هزار تومان که یک ماه دیگر تحویل بدهی ، به شما فروختم) مگر کسانی که بخواهند آن را حیله فرار از ربا قرار دهند، یعنی در واقع نوعی وام ربوی است که نام آن را بیع می‌گذارد و این گونه حیله‌ها به فتوای ما اعتباری ندارد، تنها دو مورد استثنا در این مساله وجود دارد:<br/>
 +
الف: نخست خرید و فروش ارزهای مختلف، که مثلا دلار را با اسکناس مبادله می‌کنند، که چنین معامله‌ای صحیح است.<br/>
 +
ب: دیگر معامله ی نقدی اسکناس‌های کوچک و بزرگ ، یا نو و کهنه با تفاوت مختصر ، به خاطر استفاده از نو بودن اسکناس یا حجم کم پول بزرگ در مسافرت و مانند آن؟ در غیر این دو صورت اشکال دارد. <ref>. آیت الله مکارم شیرازی، پایگاه اطلاع رسانی http://kanoonsarafan.com.</ref><br/>
 +
نظر آیت الله سیستانی در مورد خرید و فروش و مالیت ارز:<br/>
 +
اسکناس‌ها از آنجا که معدود (شمردنی) به حساب می‌آیند، فروش و مبادله آنها با تفاضل و کم و زیاد، در صورتی که از یک جنس نباشند، به صورت نقدی و نسیه جایز است. لکن اگر از یک جنس باشند، فروش آنها با تفاضل تنها به صورت نقدی جایز است. و اما فروش نسیه آنها ـ همان طور که گذشت ـ خالی از اشکال نیست.<br/>
 +
بنابراین، آن که مثلاً ده دینار عراقی طلبکار است، جایز است طلب خود را به کمتر از آن مثلاً نُه دینار نقداً بفروشد. همچنین جایز است که آن را به کمتر از آن به پول دیگری مثلاً نُه دینار اردنی، نقد بفروشد، ولی به صورت نسیه جایز نیست مگر اینکه وقت طلب او رسیده باشد؛ زیرا بیع طلبی که وقتش نرسیده است به دین مؤجل جایز نیست. <ref>. آیت الله سیستانی، توضیح المسائل، مساله2823، پایگاه اطلاع رسانی http://www.sistani.org.</ref><br/>
 +
نظر آیت الله وحید خراسانی در مورد خرید و فروش و مالیت ارز:<br/>
 +
تمام پول‌های کاغذی از قبیل: دینار عراقی یا دلارهای آمریکایی یا تومان‌های ایرانی و امثال این‌ها مالیت دارند، زیرا که از طرف هریک از دولت‌ها نسبت به پول‌های کاغذی خود ارزشی معین شده است که در تمام مملکت قبول و رایج است، و به این جهت مالیت پیدا نموده و هر موقعی بخواهند از اعتبار و مالیت ساقط می‌نمایند. و معلوم است که این پول‌ها با کیل یا وزن فروخته نمی‌شوند ، و از این جهت بعضی از فقها (اعلی الله مقامهم) فرموده‌اند: (معاوضه این پول‌ها به هم جنس خود با زیاده جایز است) ولی معاوضه چیزی که مالیت اعتباری دارد و به شماره خرید و فروش می‌شود، به هم جنس خود با زیاده یا نقیضه محل اشکال است. و چنانچه مالک ناقص با مالک زاید مصالحه کند بر اینکه مالک زاید آن را به او ببخشد، و او هم ناقص را به مالک زاید ببخشد، اشکال ندارد، مثلا مالک نهصد تومان به مالک هزار تومان به قصد مصالحه بگوید:(مصالحه می‌کنم با تو بر اینکه هزارتومان به من ببخشی و من نهصد تومان به تو ببخشم.) <ref>. آیت الله وحید خراسانی، پایگاه اطلاع رسانیhttp://kanoonsarafan.com.</ref><br/>
  
== راهکارهای کلی برای رفع معاملات ربوی ==
+
== حیله‌های ربای معاملی ==
 +
راه اوّل: ضمیمه کردن جنس به ثمن یا مثمن:<br/>
 +
یکی از راه‌های فرار از ربای معاملی این است که هرگاه بخواهیم دو کالای همجنس را همراه با تفاضل معامله کنیم، کالایی از جنس دیگر را به طرف کمتر یا به هر دو طرف، ضمیمه بسازیم. در این صورت، معامله از تحت عنوان (بیع متماثلین همراه با زیادی) خارج می‌شود.<br/>
 +
راه دوم: واسطه قرار دادن کالای غیر همجنس:<br/>
 +
یکی دیگر از راه‌هایی که برای رهایی از ربا ذکر کرده‌اند، این است که یکی از فروشندگان کالای خود را در مقابل غیر همجنس بفروشد و سپس کالای همجنس را در مقابل همان ثمن بخرد. در این صورت، مساوات وزن وکیل در هیچ یک از این دو معامله ضرورتی ندارد، زیرا ثمن و مثمن از یک جنس نیست.<br/>
 +
راه سوم: هبه طرفینی:<br/>
 +
یکی از دو طرف کالای خود را به دیگری هبه کند و طرف دیگر نیز بدون قصد معاوضه متاع خود را به او ببخشد و یا آن که هبه طرف مقابل، در هبه اوّلی شرط شده باشد. اگر هر طرف قصد معاوضه دارند، صحّت عمل آنان مبتنی بر این است که ربا تنها مختص به بیع باشد و شامل سایر معاوضات نگردد.<br/>
 +
راه چهارم: هبه زیادی:<br/>
 +
دو طرف، معامله را به طور مساوی انجام دهند و سپس مقدار زیادی هبه شود. برای نمونه: اگر دو کیلو گندم در مقابل سه کیلو گندم معامله شود، دو کیلو گندم در مقابل دو کیلو گندم، معامله گرددو یک کیلو گندم به طرف مقابل هبه شود.<br/>
 +
راه پنجم: قرض و ابراء:<br/>
 +
دو طرف معامله، کالای خود را به دیگری قرض دهند و سپس ذمّه هم را بریء سازند.<br/>
 +
دیدگاه شهید مطهری در مورد حیله‌های ربا:<br/>
 +
ایشان با استفاده از حکمت تحریم ربا، به نقد و بررسی راه‌های فرار از ربا می‌پردازد و تبیین می‌نماید که این راه‌ها با غرض و هدف شارع از تحریم ربا سازگار نیست و لذا مشروعیت ندارد و می‌گوید:<br/>
 +
«از قرآن مجید استفاده می‌شود که ملاک حرمت ربا ظلم است. این ملاک قطعی و مورد تصریح قرآن است. و چون با حیله‌های ربا این ظلم برداشته نمی‌شود، زیرا که ماهیّت عمل از لحاظ اقتصادی فرق نمی‌کند، لذا به طور قطع این حیله‌ها صحیح نیست. و روایات دالّ بر جواز حیله (اگر توجیه نشود) معارض با قرآن است و قابل عمل نیست و ما در این رأی برخلاف روش فقها فتوی نداده‌ایم، زیرا در نزد فقها مسلّم است که روایاتی که معارض با صریح قرآن باشد، مطرود است. تنها استنباط ما کشف معارضه‌ای است که بر دیگران پوشیده بوده است.» <ref>. شهید مطهری، سلسله یادداشت‌های استاد مطهری، ج4، ص 361.</ref>
  
=== فروش مدت دار پول، به بیشتر از مبلغ آن ===
+
== کتابشناسی ==
در این راه به جای قرض ربوی، مثلاً صد دینار نقد را با مدت شش ماه، به صد و بیست دینار می‌فروشد. از آنجا که پول‌ها در این زمان ، از جنس طلا و نقره نیستند، معامله با آنها مشمول بیع ربوی نمی‌شود.<br/>
+
۱. شهید مطهری، مساله ربا و بانک، صدرا، تهران، ۱۳۸۵ ه ش.<br/>
با این راهکار، ربادهنده در قرض ابتدایی، هم به مقصودش ( سود ) می‌رسد و هم از ربا فرار می‌کند، حتی هرگاه بدهکار نتواند در سررسید، دین خود را بپردازد، تا قرض دهنده از آن سود ببرد، وی می‌تواند سود پولش را به دست آورد، یعنی در ضمن بیع شرط کند که در مقابل هر ماهی که پرداخت قرض به تأخیر افتاد، مبلغی از مال را به عنوان دیرکرد بپردازد. این شرط، مشروع است، زیرا کسی که چیزی را می‌فروشد، می‌تواند شرط کند که در هرماه، خریدار درهمی به فروشنده بپردازد، در اینجا هم قرض دهنده همان شرط را کرده، جز آن که شرط مزبور، به «عدم پرداخت بدهی» مقید شده است.<br/>
+
۲. ابوالاعلی مودودی، اسلام و مشکلات اقتصادی: مسئله ربا و رباخواری، ترجمه سید هادی خسروشاهی، موسسه مطبوعاتی فراهانی، تهران، ۱۳۸۲ ه ش.<br/>
با این راهکار معلوم می‌شود که شگرد مزبور می‌تواند تمامی اهداف ربادهنده را تأمین کند، و شاید این راه، با تدبیرترین شگرد باشد.<br/>
+
۳. محمد حسینی  بهشتی، بانکداری، ربا و قوانین مالی اسلام، بقعه، تهران، ۱۳۸۶ ه ش.<br/>
 +
۴. محمدباقر بهبودی، بحثی دقیق در متن قرآن: ارث و ربا، معراجی، تهران، ۱۳۳۵ ه ش.<br/>
 +
۵. محمد انور، الگوی اقتصاد بدون ربا، موسسه تحقیقات پولی و بانکی، تهران، ۱۳۷۵ ه ش.<br/>
 +
== مقاله شناسی ==
 +
۱. معروفعلی احمدوند، حکمت تحریم ربا در اندیشه فقهی استاد شهید مطهری، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم،  فصلنامه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره 39.<br/>
 +
۲. محمد نیشابوری، بازشناسی قلمرو ربای معاملی، مجله فقه و اصول، بهار ۱۳۸۴ه ش، پیش شماره 1.<br/>
 +
۳. مهدی هادوی تهرانی، ربای معاملی، مجله مجموعه مقالات کنگره شیخ مفید، شماره 98.<br/>
 +
۴. یوسف نورایی، بررسی جرم ربا در فقه و حقوق موضوعه ایران، مجله گفتمان حقوقی، پاییز و زمستان ۱۳۸۵ - شماره‌های ۱۰ و 11.<br/>
 +
 +
== منابع ==
 +
قرآن کریم
 +
۱. امام خمینی، سید روح اللّه موسوی ، مترجم: اسلامی، علی، تحریر الوسیله دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۲۱، ۱۴۲۵ ه‍ ق.<br/>
 +
۲. حسینی زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، دارالفکر، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.<br/>
 +
۳. حلّی، مقداد بن عبد اللّه سیوری، مترجم بخشایشی، عبد الرحیم عقیقی، کنز العرفان فی فقه القرآن، پاساژ قدس پلاک ۱۱۱، قم، اول.<br/>
 +
۴. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، خسروی، غلامرضا، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، مرتضوی، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۴ش<br/>
 +
۵. سید محمدکاظم یزدی ، العروه الوثقی، انتشارات داوری، قم.<br/>
 +
۶. شهید مطهری، سلسله یادداشت‌های استاد مطهری، صدرا، چاپ دوم، ۱۳۸۲ ه ش.<br/>
 +
۷. شهید اوّل ، الدروس الشرعیه، چاپ اوّل، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۴ق.<br/>
 +
۸. شیخ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ ه ق.<br/>
 +
۹. شیخ کلینی، کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ ه ق.<br/>
 +
۱۰. شیخ محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، تحقیق علی آخوندی، چاپ هفتم، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۹۸۱م.<br/>
 +
۱۱. شیخ طوسی، النهایه، انتشارات قدسی محمدی، قم، ۱۳۷۸ ه ش.<br/>
 +
۱۲. شیخ مفید، المقنعه، چاپ دوم، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۰ق.<br/>
 +
۱۳. علامه مجلسی، بحارالانوار، داراحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ ه ق.<br/>
 +
۱۴. قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه - مترجم: غفاری، علی اکبر ، من لا یحضره الفقیه، نشر صدوق، تهران، اول.<br/>
 +
۱۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیه ، تهران، چاپ ۱۰، ۱۳۷۱ ه.ش.<br/>
 +
۱۶. ویل دورانت، تاریخ تمدّن، ترجمه احمد آرام و دیگران، تهران، چاپ کیهانک، تهران.<br/>
  
==== حرمت بیع ربوی در مکیل و موزون ====
 
شگرد مزبور زمانی درست است که ادله حرمت بیع ربوی در مکیل و موزون را، شامل مطلق مثلیات ندانیم، ولی هرگاه به هر دلیل شامل آن دانستیم، چنان که تعریف قدیم مثلی و قیمی به مکیل و موزون گواهی می‌دهد، و تعبیر به مثلی و قیمی در زمان ائمه (علیهم السلام) وجود نداشته (و حقیقت شرعیه نشده است)، شگرد مزبور باطل می‌گردد، زیرا پول‌ها به هر شکل که باشند، مثلی به حساب می‌آیند.<br/>
 
  
== جایگاه مکیل و موزون در این زمان ==
 
اما اگر این سخن را نپذیریم، شگرد مزبور موّجه خواهد بود، زیرا در زمان ما پول‌ها مکیل و موزون نیستند. مشهور پیشینیان و متأخران ما، صحت و درستی شگرد مذکور را پذیرفته‌اند، آیت الله خوئی، میان صورتی که بدل به قیدی مقید شود که با آنچه قرض دهنده پرداخت کرده، مغایرت داشته باشد، مانند آن که صد اسکناس یک دیناری بدهد، ولی عوض و ثمن آن دوازده اسکناس ده دیناری باشد، و میان صورتی که بدل این گونه مقید نباشد، مانند آن که صد دینار را به صورت دینار بفروشد، تفصیل داده است.<br/>
 
 
== عبارت مرحوم خوئی ==
 
از عبارات ایشان دو توجیه به دست می‌آید که در عبارت‌های جداگانه ذکر کرده است. ما هر دو توجیه را با نقدشان بیان می‌کنیم:<br/>
 
 
=== توجیه اوّل ===
 
بیع صد دینار به صد و بیست دینار درست نیست، زیرا از قبیل مبادله چیزی به مثل خود، همراه با زیادی است و مبادله شی ء با خودش معقول نیست، و صرف کلی و جزئی بودن، مغایرت میان عوض و معوّض و صحت آن را باعث نمی‌گردد. آری، اگر صد دینار را به گونه‌ای که هرکدام یک دیناری باشند، به دوازده دینار اسکناس (که هرکدام برحسب سکه، به مقدار ده دینار باشند) بفروشد، اشکال یادشده بر آن وارد نیست.<br/>
 
 
=== نقد وجه اول ===
 
این راهکار، ریشه فساد را نمی‌خشکاند، زیرا ممکن است یکی از عوضین ، دینار فرض شود و دیگری اسکناس‌های ده دیناری، افزون بر آن که اشکالات دیگری نیز بر آن وارد است:<br/>
 
 
==== اشکالات وارده بر وجه اول ====
 
صرف بیع یا مبادله نبودن مورد مزبور، تا وقتی که اثبات نکنیم قرض ربوی است، موجب بطلان آن نمی‌شود، بلکه این مورد، عقدی از عقود است و تحت عنوان بیع یا هر مبادله دیگری داخل نمی‌شود، پس متعاقدان، عقد مزبور را همان گونه که هست، قصد کرده‌اند. بنابراین تحت اطلاق «اوفو بالعقود» داخل می‌شود، پس صحیح است.<br/>
 
این اشکال در صورتی بر نظریه یادشده وارد می‌شود که روایات «لا ربا إلا فی المکیل و الموزون، ربا جز در مکیل و موزون نیست»، شامل همه معاملات جز قرض بشود، اما اگر گفتیم این گونه نیست، بلکه این قاعده تنها ویژه بیع است و سرایت آن به غیر از بیع، از باب عدم قول به فصل و وجود تفاوت است، و معلوم است که اجماع مزبور شامل معامله بیگانه از این دست می‌شود، دیگر اشکال وارد نیست، چراکه معامله ربوی باطل است، گرچه مکیل و موزون نباشد.<br/>
 
 
=== اشکال دوم ===
 
مغایرت میان پول موجود عینی و آنچه بر ذمه است، تنها مغایرت عقلی و اعتباری نیست، بلکه مغایرت ماهوی عرفی است، ذمه از مخترعات عرف، در مقابل خارج (و عین) است، و روایاتی که در باب صحت بیع یک پیراهن که قیمی است، به طور نسیه در مقابل دو پیراهن واد شده، <ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۱۵۰-۱۵۳  </ref>بر آن گواهی می‌دهند.<br/>
 
فقها نیز به صحت بیعِ مثل به مثل با زیادی، در قیمیات فتوا داده‌اند، خواه نقد باشد و خواه نسیه.<br/>
 
 
=== توجیه دوم ===
 
معامله مذکور، قرض است، نه بیع، چون این معامله نوعی تملیک مال به شخص گیرنده با دخول بر ذمه است و این، تعریف قرض می‌باشد.<br/>
 
 
==== نقد این وجه ====
 
این سخن حلاً و نقضاً صحیح نیست:<br/>
 
 
==== جواب حلی ====
 
اگر با قرض فرض کردن معامله مزبور، فایده قرض را از آن قصد کند، صحیح است، ولی این مقدار برای ابطال زیاده کافی نیست. آیا زیاده در هر معامله‌ای که مفید فایده قرض است، باطل است؟ اگر از آن قصد قرض حقیقی کند، بنابر تعریف اوّل قرض (که قرض را به مبادله برمی گرداند)، این گونه است، ولی بنابر تعریف‌های دیگر، این طور نیست، زیرا این معامله، مبادله یکصد دینار به صد و بیست دینار است، در حالی که قرض، یا هبه است با تملیک عین همراه با اعتبار مالی آن، چنان که محقق ایروانی معتقد است، یا تملیک به ضمان است، چنان که آیت الله خوئی می‌گوید، و یا «ید» در تملک و ضمان مؤثر است، که تفصیل آن را گفتیم، و تمامی اینها مبادله نیستند.<br/>
 
==== اشکال و جواب نقضی ====
 
اگر بیع مثل به مثلِ مدت دار، قرض باشد، باید بیع قیمی به قیمتِ مدت دار نیز قرض باشد. پس اگر کسی یک چیز قیمی را مدت دار به قیمتی بالاتر از قیمت بازار بفروشد، باید ربای حرام باشد، اما هیچ کس این را نگفته است.<br/>
 
زمانی که این اشکال را به حضرت استاد گفتیم، در جواب فرمود:میان بیع مدت دار قیمی به بهایی گران تر، و باب قرض ، فرق وجود دارد، به این بیان که نوع ثمن قیمی هنگام بیع، معیّن است، و گویا این گونه می‌گوید:این را به دینار، یعنی دینار عراقی فروختم، اما در باب قرض، مطلق مالیت به ذمه می‌آید (نه خصوص دینار)،
 
اما این جواب درست نیست، زیرا نوع ثمن در باب قرض نیز معیّن است، که همان پول رایج کشور باشد، کسی که صد دینار قرض می‌دهد، به حسب ارتکاز عرفی ، در زمان سررسید، صد دینار از پول رایج کشور را می‌خواهد، و اگر از پول کشور دیگری به همان مقدار مالیت بپردازد، قرض دهنده طبق حکم عقلا حق برگرداندن آن را دارد.<br/>
 
بنابراین معلوم شد که هیچ کدام از دو وجه صحیح نمی‌باشند.<br/>
 
 
== بررسی ابطال راهکارهای کلی ==
 
عدم جواز شگردهای یادشده، با ذکر دو مقدمه روشن می‌شود:<br/>
 
 
=== اغراض در مقدمه اوّل ===
 
در معاملات، غیر از سبب که عقد باشد، سه غرض دیگر وجود دارد:<br/>
 
غرض عقدی: غرضی که به موجب آن هریک از انواع عقد از دیگری متمایز می‌شود. تمامی عقلا این مطلب و غرض را قبول دارند، نظیر مبادله بین دو مال در بیع،
 
غرض نوعی خارجی: عبارت است از قدرت و اختیار خارجی بر ثمن و مثمن در بیع. نوع عقلا در هر نوعی از معاملات، بر این مورد نیز اتفاق نظر دارند. این غرض، متمایزکننده انواع معاملات از همدیگر نیست، بلکه گاهی دو نوع معامله در غرض نوعی خارجی مشترک اند، نظیر ابراء دین و هبه آن به مدیون، یعنی کسی که دین بر ذمه اوست، البته بنا بر اینکه چنین ابرائی صحیح باشد. اینها (ابراء و هبه) دو عقد و عمل هستند که دارای غرض نوعی خارجی واحدند، که فراغت ذمه مدیون باشد، بدون آن که چیزی پرداخت کنند،
 
غرض شخصی خارجی: این غرض، هیچ نوعی از انواع معاملات را از دیگری متمایز نمی‌کند، چنان که بین همه عقلا مورد پذیرش نیست. چه بسا شخصی کتاب را برای مطالعه می‌خرد و دیگری برای نگهداری در کتابخانه اش و سومی جهت اهدا به دیگری و چهارمی برای تجارت و....<br/>
 
«غرض شخصی خارجی» از چارچوب معامله بیرون است، ولی «غرض نوعی خارجی» برحسب نظر عرف و عقلا حیثیت تقییدی را در چارچوب معامله تشکیل می‌دهد. از این رو می‌گوییم:تلف مبیع پیش از قبض، علی القاعده از مال بایع است، بدون آن که نیازی به استناد به روایات ضعیف باشد، <ref>نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۳۰۳.</ref>زیرا عقلا معتقدند که در فرض عدم تسلیط و اقباض خارجی و تلف آن قبل از تسلیط، معامله تمام نشده و بیع محقق نگردیده است، برخی از فقها چه خوب و نیکو گفته‌اند که ایقاع و ایجاد عقد منقطع (موقت) بر طفل (صغیره) برای مدتی، که لذت جویی از آن به هیچ وجهی ممکن نباشد، باطل است.<br/>
 
 
=== مقدمه دوم ===
 
نهی ابطالی عقد و معامله، نسبت به غرض شخصی خارجی نیست، چرا که از عقد و معامله بیرون است، بلکه برحسب اختلاف مناسبات حکم و موضوع، تنها به سبب یا غرض عقدی و یا غرض نوعی خارجی متوجه است.<br/>
 
 
==== موارد ارجاع بطلان ====
 
گاهی مناسب، بازگرداندن بطلان به خود عقد است، مانند:«لاتبع وقت النداء،<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۴۰۷- ۴۰۸</ref> هنگام اذان [[نماز جمعه]] ، بیع نکن»، چراکه بیعْ هنگام ندای نماز جمعه، انسان را از عبادت و نماز باز می‌دارد.<br/>
 
گاهی مناسب، رجوع بطلان به غرض عقدی است، چنان که از بیع حق شفعه نهی شده است، به دلیل اینکه گفته شده:حق مزبور مال نیست تا در مقابل مال درآید، لیکن می‌توان آن را در ضمن مثلاً عقد هبه اسقاط کرد.<br/>
 
گاهی مناسب، ارجاع بطلان به غرض نوعی خارجی است، چنان که در تحریم ربا اینگونه است، چرا که بر زیاده خارجی و تسلط و قبض خارجی، مفاسدی بار می‌شود.<br/>
 
 
==== ارتکازی بودن اماره ====
 
نهی مزبور، چه متوجه سبب یا غرض عقدی و یا غرض خارجی باشد، گاهی اصلاً علت و نکته عقلایی ارتکازی ندارد، بنابراین بر موردش اکتفا می‌شود، و گاهی اوقات دارای حکمت و نکته عقلایی ارتکازی است، اما احتمال اختصاص به موردش وجود دارد، به گونه‌ای که هیچ ارتکاز عقلایی در فرق بین این مورد یا مورد دیگر وجود ندارد، بلکه گمان خارجی به عدم فرق است، که در این حال نیز به مورد بسنده می‌شود، و حالت سوم آن است که ارتکاز عقلایی وجود دارد و به عدم فرق حکم می‌کند. در این صورت، کلام شارع ظهور ثانوی در عموم و اطلاق خواهد داشت. این مورد قیاس نیست، چون در قیاس، وجود ارتکاز بر عدم فرق بین مورد نص و مورد دیگر فرض نمی‌شود، نهایت چیزی که وجود دارد، این است که کبرای قیاس، خودش و اماره بودنش ، ارتکازی است، اما این امر ظهوری برای سخن درپی ندارد تا به آن عمل کنیم، برخلاف فرض ارتکاز عدم فرق، که باعث می‌شود ظهور مذکور ایجاد گردد. بنابراین اگر از حکم ظرف آبی که جلو در مسجد قرار دارد و میته در آن افتاده است، سؤال شود و حضرت بفرماید:«آن را بریز»، طبعاً به قیود موجود در آن مورد خاص، چشم نمی‌دوزند (که آب باید در ظرف خاصی باشد و یا جلو در مسجد گذارده شده باشد). تعمیم و تضییق (گسترش حکم و عدم آن) به واسطه ارتکاز، در موارد بسیاری کار فقهاست، اما گاهی اوقات و به خاطر آشکار بودن ارتکاز، غفلت می‌شود که این ظهور از ارتکاز ایجاد شده، و گمان می‌شود که از حاق لفظ از ابتدا ظاهر شده است.<br/>
 
 
== نهی تعبدی معامله‌ای از معاملات ==
 
گاهی ارتکاز عدم فرق بین موردش با موردی دیگر یافت نمی‌شود، پس بیشتر از آن مورد، به موارد دیگر سرایت نمی‌کند، مانند اینکه شارع بگوید:«در روز شنبه بیع نکن» که به مورد صلح ، تسری نمی‌کند، چون در نهی مزبور، نکته ارتکازی وجود ندارد (تا بخواهد تسری کند)، بلکه فقط یک حکم تعبدی است که باید بر موردش بسنده کرد.<br/>
 
همین طور است اگر شارع بگوید:«بیع معلّق نکن» یا «بیع غرری نکن» یا «با معلوم نبودن عوضین بیع نکن» یا «به غیر از صیغه ماضی مثلاً بیع نکن». اگرچه در اینجا نکته ارتکازی وجود دارد (که هدف: رغبت و میل به انجام حکم و بیع درست و پیش نیامدن نزاع و درگیری و تزلزل در بیع است)، اما با این حال ارتکاز عدم فرق بین بیع و صلح وجود ندارد.<br/>
 
 
=== اراده عقدین محکم و غیر محکم شارع ===
 
شاید شارع اراده کرده است که در شریعت ، دو نوع عقد محکم و عقد غیرمحکم باشد تا جایی که هدف متعاملین هرگاه با محکم شدن مناسب باشد، به اوّلی متوسل شوند و از آن پیروی کنند، و هرگاه غیر آن باشد، می‌توانند از دومی تبعیت کنند. همان گونه که اگر شارع از هبه دین به مدیون نهی کند، به ابراء تسری نمی‌شود، چون احتمال دارد هبه دین نزد شارع معقول نباشد، که در این صورت نهی به غرض عقدی خاص مربوط می‌شود، و اگر از بیع حق شفعه نهی کند، به اسقاط حق در ضمن عقد هبه، تسری و تعدی نمی‌شود، زیرا شاید چون شارع حق شفعه را مال نمی‌داند، در نتیجه مقابل مال قرار نمی‌گیرد و از غرض عقدی خاص نهی کرده است، ولی باکی نیست که در ضمن عقدی اسقاط شود.<br/>
 
 
== اقتضای مناسبت حکم و موضوع ==
 
گاهی ارتکاز عدم فرق موجود است، مثل آن که شارع بگوید:«در روز جمعه وقت ندا برای نماز ، بیع نکن»، زیرا مناسبات حکم و موضوع، اقتضا دارد که نهی مزبور، به دلیل منصرف کردن مکلف از عبادت و نماز باشد، بدون آن که میان اجرای صیغه بیع با صلح فرقی باشد. از این رو به صیغه صلح تسری و تعدی می‌کند، مانند وقتی که شارع از بیع مالِ غیر نهی کند، که می‌تواند به هبه یا صلح بر مال غیر و مانند آن تعدی کند، زیرا علت نهی، حرمت تصرف مال غیر و حرمت در اختیار گرفتن مال غیر است، بدون آن که فرقی بین این معامله با معامله دیگر باشد.<br/>
 
 
== عدم تعدی از نهی در غرضی به عمل دیگر ==
 
پس از ذکر این دو مقدمه می‌گوییم:نهی در باب ربا، برحسب مناسبات حکم و موضوع، به غرض نوعی خارجی تعلق گرفته است. در نهی متعلق به غرض نوعی خارجی، گاهی ارتکاز عدم فرق بین این مورد (خاص) با مورد دیگر وجود ندارد. پس نمی‌توان از آن به این تعدی کرد، برای مثال نهی شارع از استیجار زن جهت عمل جنسی، برحسب ارتکاز عقلایی، نهی از غرض نوعی خارجی است، بنابراین از استیجار نمی‌توان به [[ازدواج]] تعدی کرد، زیرا نهی گویا به لحاظ احترام زن و کرامت وی است و اینکه زن شریف تر از آن است که بُضْع و ناموسش با استیجار تملیک شود و لازم است استمتاع و لذت جویی از وی، در چارچوب خاص و معتبر [[ازدواج]] باشد، پس نهی از استیجار نمی‌تواند به [[ازدواج]] سرایت کند، گرچه به بیع و هبه و مانند آن می‌تواند سرایت و تعدی کند.<br/>
 
گاهی ارتکاز عدم فرق بین مورد مزبور با مورد دیگر وجود دارد، مانند نهی از قرض ربوی، زیرا - برحسب مناسبات حکم و موضوع - نهی از لحاظ غرض نوعی و به لحاظ وجود مفاسد است، از این رو می‌توان از آن به هر معامله‌ای که غرض نوعی در آن الزام و اجبار به زیاده باشد، تعدی کرد.<br/>
 
منظور از این سخن (غرض نوعی از معامله، الزام به زیاده باشد) این است که معامله به گونه‌ای باشد که ذاتاً بیانگر الزام به زیاده است، اما اگر معامله ذاتاً این طور نباشد و تنها غرض شخصی از زیاده به آن تعلق گیرد، مشکلی ندارد، حتی اگر فرض شود که این عمل مورد اقبال مردم قرار گیرد و انجام آن عادی می‌شود، اما با این حال آن را از غرض شخصی مباح بیرون نمی‌کند، گرچه دولت شرعی اسلامی - هرجا مصلحت بداند - از آن نهی خواهد کرد.<br/>
 
مثال جایی که طبع معامله اقتضا دارد که غرض، الزام به زیاده باشد، بحث فعلی ماست، یعنی صد دینار نقد را به صد و بیست دینار نسیه بفروشد. واضح است که غرض از آن، الزام به زیاده است. همین طور است اگر چیز ارزان قیمتی را به قیمت گرانی بفروشد، و در ضمن بیع، مشتری با بایع شرط کند که به وی قرض دهد. غرض نوعی از آن، عین غرض نوعی در عکس این مورد است، یعنی قرض دهد و در ضمن عقد، قرض بیع محاباتی و مجانی را شرط کند.<br/>
 
 
=== بیع محاباتی با اشتراط قرض ===
 
شگرد مزبور (بیع محاباتی با اشتراط قرض) از یک روایت مستفاد می‌گردد:محمد بن اسحاق بن عمار روایت می‌کند که به امام موسی بن جعفر (علیهما السلام) گفتم:<br/>
 
إنّ سلسبیل (سلسیل) طلبت مِنّی مائه ألف درهم علی أن تربحنی عشره آلاف، فأقرضتُها تسعین ألفاً و أبیعها ثوب و شی ء تقوم بألف درهم بعشره آلاف درهم، قال:لابأس،
 
سلسبیل (سلسیل) هزار درهم از من تقاضا کرد تا ده هزار سود به من دهد. نود هزار به او قرض دادم و پیراهنی و چیزی را که هزار درهم می‌ارزید، به ده هزار درهم به او فروختم. فرمود:باکی نیست (جایز است).<ref>وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۵۴، ابواب احکام عقود، باب۹، ح۱ </ref>
 
 
==== بررسی دلالت روایت سلسیل ====
 
اگر گفتیم که روایت مزبور دلالت ندارد که اقراض، شرط در ضمن عقد محاباتی است، بلکه یک قضیه و اتفاق خارجی است (بدون آن که بایع ملزم به اقراض باشد)، روایت خارج از بحث ماست، اما اگر گفتیم روایت، دلالت بر مقصودمان دارد:<br/>
 
الف) اگر گفتیم ملازمه میان حرمت ربا و حرمت اقراض، به حدی است که عرف میان آنها فرقی نمی‌بیند، روایت با آیه حرمت ربا معارض است و از حجیت می‌افتد،
 
ب) اگر گفتیم ملازمه مزبور، از ظهور اطلاق قوی تر نیست، ضعف سند روایت کافی در عدم حجیت است.<br/>
 
مثال جایی که زیاده در آن، غرض شخصی باشد، موردی است که شخصی خانه اش را به صد دینار با گنجاندن خیار شرط سر سال بفروشد. زیاده‌ای که مشتری می‌گیرد، منفعت سکونت در خانه است.<br/>
 
این مورد اشکالی ندارد، زیرا طبع معامله از سنخ عملی نیست که غرضش منحصر در زیاده باشد، بلکه گاهی شخص در این فکر است تا خانه‌ای را به سبب هدف و غرضی همراه با خیار شرط برای جلوگیری از احتمال پشیمانی بفروشد، بدون آن که غرضش (نه غرض مشتری) قرض ربوی باشد.<br/>
 
اگر کتابش را به بهای ارزانی به نحو بیع محاباتی به شرط ارجاع و خرید دوباره آن به بهای گران تر بفروشد، اگر ارجاع فقط به اختیار مشتری باشد - گرچه در خارج از عقد، توافق کرده باشند - بدون اینکه به ارجاع در ضمن عقد اوّل ملزم باشد، مشکلی نیست، زیرا طبع بیع محاباتی، ارتباطی به زیاده ربوی ندارد، بلکه گاهی شخص واقعاً نیاز به فروش کتابش دارد، لذا آن را محاباتی می‌فروشد.<br/>
 
اگر در ضمن عقد اوّل، ارجاع به ثمن گران تر را شرط کند، الزام به زیاده در اینجا، غرض نوعی معامله است و در نتیجه اشکال ربا پیش خواهد آمد.<br/>
 
 
== اشکال و جواب روایات جواز بیع ==
 
از تمامی مطالبی که گفتیم، عدم صحت بیع صد دینار نقد به صد و بیست دینار مدت دار و نسیه به دست آمد، اگرچه دینار در زمان ما از جنس طلا و نقره نباشد.<br/>
 
نصوص روایات جواز فروش به مبلغ بیشتر و نقد مدرکیت آن در راستای راهکار اوّل معامله ربوی وجود دارد، اما در اینجا اشکالی وجود دارد و آن اینکه:روایات جواز بیع به مبلغ بیشتر در غیر مکیل و موزون، با اطلاقش بر جواز آن (در بحث ما) دلالت دارد، اگرچه مبلغ بیشتر، مدت دار و نسیه و در بیع دینار باشد. در این صورت، اطلاق روایات یادشده بر صحت این معامله دلالت دارند.<br/>
 
جواب: اگر گفتیم تفکیک میان حرمت ربای قرضی و حرمت این معامله، از نظر عقلا امکان پذیر نیست، به گونه‌ای که دلیل حرمت ربای قرضی مانند نص است در حرمت این معامله، به ناچار اطلاقات مزبور، توسط دلیل حرمت ربای قرضی که بر حرمت این معامله که اخص از آن معاملات است دلالت دارد، تقیید می‌خورد، اما اگر گفتیم دلالت دلیل حرمت ربای قرضی بر حرمت این معامله، نظیر دلالت اطلاق است، دست کم آن دو با هم تعارض می‌کنند و هر دو ساقط می‌شوند، آن گاه نوبت به مطلقات فوقانی دال بر حرمت ربا می‌رسد، که شامل ربای قرضی و ربای معاملی است، بدون آن که میان مکیل و موزون و غیر آن، یا بین نقد و نسیه فرقی باشد.<br/>
 
 
== قرار دادن جعاله در قرض ==
 
دومین راهکار کلی برای رفع معاملات ربوی، این است که جعاله در ضمن قرض قرار گیرد، مثلاً شخصی بگوید:هرکس فلان مقدار مال به من قرض دهد، فلان مقدار برای وی هست، به گونه‌ای که زیاده در مقابل عمل اقراض باشد، نه در مقابل مال تا ربا شود. اگر جعاله به سببی باطل فرض شود و قرض صحیح باشد، مستحق زیاده نیست.<br/>
 
 
=== نقد اول ===
 
غرض نوعی روشن معامله، زیاده است و با اقتراض، ملزم به ادای زیاده می‌شود، پس تعدی از مورد دلیل حرمت ربا به این مورد، به سبب ارتکاز عدم فرق در اینجا نیز جاری می‌شود،
 
 
== نقد دوم ==
 
معامله مزبور ذاتاً باطل است. دلیل بطلان، با تحقیق در معنای جعاله روشن می‌شود، به گونه‌ای که معنای برخی از ابواب معاملات از آن کشف می‌گردد، نظیر مضاربه ، مزارعه ، مساقات و مغارسه (غرس کردن).<br/>
 
 
== حقیقت و ماهیت جعاله ==
 
 
=== احتمال اوّل ===
 
میان عمل و جُعل (دستمزد) معاوضه باشد. این احتمال به یقین از نظر فقهی و عقلایی ساقط است، چراکه تسالم و توافق فتوایی و ارتکازی، دلالت می‌کند بر اینکه در باب جعاله، معاوضه بین عمل و جعل نیست، در غیر این صورت جاعل، عمل را در مقابل جُعل، مستحق و مالک می‌شد، با اینکه چنین استحقاقی ندارد. این همان فرق میان باب جعاله و باب اجاره است، چرا که در اجاره، اعمال مستأجر مستحق عمل علیه اجیر است، برخلاف باب جعاله.<br/>
 
 
=== احتمال دوم ===
 
جعاله، تملیک مال مشروط به عمل باشد، به این بیان که باب جعاله، باب تملیک مجانی است، لکن معلق بر عمل. تعلیق مزبور، برخلاف قواعد اولیه صحیح است، زیرا مقتضای قواعد اولیه، عدم صحت تملیک تعلقی است. بنابراین ممکن نیست گفته شود:«اگر آسمان ببارد، این درهم مال توست»، لکن (باید قائل شویم) در خصوص مورد جعاله، تعلیق مزبور برخلاف قاعده صحیح است.<br/>
 
این احتمال اگرچه از احتمال اوّل به ذهن و واقع نزدیک تر است، لکن برخلاف ارتکاز عقلایی و فقهی است، زیرا هرگاه مرکوز در اذهان فقها و عقلا را در نظر بگیریم، خواهیم دید که نمی‌توان جعاله را براساس این احتمال تفسیر کرد.<br/>
 
==== اشکالات بر این احتمال ====
 
اوّلاً، اشکالی در این نیست که مرکوز در اذهان، آن است که جعاله تملیک مجانی و هبه مشروط و مطلق نیست، از این رو درهم را جُعل (دستمزد) بر عمل نامیده‌اند و این به معنای قرار گرفتن تعویض (عوض قرار گرفتن) به یکی از معانی اش، در مفهوم جعاله است،
 
ثانیاً، برحسب نص و فتوا ، از نظر فقها و طبق ارتکاز عقلا، اشکالی در این نیست که وقتی بطلان جعاله به سببی معلوم گردد، به اجرهالمثل رجوع می‌شود. بنابراین اگر در مورد مزبور احتمال معاوضه نبود، علتی نیز برای ضمان اجرت نبود. به بیان دیگر، صرف تملیک مجانی بود، که بطلانش معلوم شد، بدون آن که عامل، بر عمل به عنوان معاوضه اقدام کرده باشد، تا گفته می‌شد: اگر نتواند مسمّی (آنچه در قرارداد آمده) را تسلیم کند، طبق قواعد ضمان قیمت (اجرت) مثل و بدل واقعی بر وی ثابت می‌شود،
 
ثالثاً، مسلّم و مصرح نزد فقها (که مطابق با ارتکاز عقلایی است)، آن است که هرگاه دو جُعل مختلف قرار داده شود و مثلاً اوّلی بگوید: اگر گم شده‌ام را برایم پیدا کنی، برای تو درهمی بر عهده من است، و دومی بگوید: اگر گم شده‌ام را برایم پیدا کنی، برای تو دیناری بر عهده من است، جعاله دوم ناسخ جعاله اوّل می‌باشد. معنای این حکم، ارتکاز وجود نوعی منافات و معاوضه میان دو جعاله است، و اگر جعاله مجرد هبه مشروط بود، منافاتی میان دو هبه به وجود نمی‌آمد، و صرف اینکه آن دو بر یک چیز معلق باشند، باعث حصول منافات میان آنها نمی‌شود.<br/>
 
بر اساس قرائن سه گانه مزبور و قرائن دیگری که ممکن است از فقه جعاله برداشت شود، معلوم می‌شود که باب جعاله، غیر از باب تملیک مجانی صرف است.<br/>
 
 
=== احتمال سوم ===
 
آنچه به نظر ما صحیح است، همین احتمال است که به صورت خلاصه تبیین خواهیم کرد. یکی از موجبات ضمان عمل معتبر عقلایی، تسبیب است، اگر شخصی، مسلمانی را مأمور کند تا موی سر او را بزند، بدون آن که با وی معامله‌ای کرده و یا با وی عقد اجاره بسته باشد، قیمت بازاری سلمانی را ضامن است. این ضمان، ضمان غرامت است، نظیر ضمان ید نسبت به اموال.<br/>
 
اصل اوّلی در ضمان غرامت، چنان که در ضمان اموال گفتیم، اگرچه قیمت است، لکن ممکن است ضامن و مضمون له بر بدل معیّنی به عنوان ضمان توافق کنند. پس قانون ضمان غرامت، به تنهایی خواهان بدل مزبور است. این قانون دو اثر طولانی دارد:یکی ضمان به قیمت بازاری (کنونی)، و دیگری ضمان آنچه را که بر ضمان بودنش توافق کرده باشند.<br/>
 
باب جعاله نیز در واقع، نه باب معاوضه و نه باب مجانیت است، بلکه از باب تسبیب به عمل با تعیین بدل غرامت و انتقال آن از قیمت بازاری به چیز دیگر است. پس بدلیت مطلقه در باب جعاله، بدلیت باب غرامت است، نه باب معاوضه.<br/>
 
 
== جریان ارتکازات جعاله در سایر ابواب فقهی ==
 
این مطالب در باب مزارعه ، مساقات ، مغارسه ، مضاربه و مانند آنها نیز وجود دارد.<br/>
 
از این رو نکات ارتکازی سه گانه گذشته، در این ابواب هم جاری است، که عبارت بودند از:<br/>
 
(۱) ارتکازیت بدلیت،<br/>
 
(۲) اگر جعاله باطل شود، به قیمت بازاری مراجعه می‌شود، زیرا با بطلان آنچه در خارج برای ضمان معیّن شده، به قاعده اولیه مراجعه می‌شود،
 
(۳) هرگاه دو جعاله بر چیز واحدی قرارداد شود، جعاله دوم ناسخ اوّلی است، زیرا محال است ضمان غرامت به دو ویژگی مختلف محدود شود.<br/>
 
با توجه به این نکات، به دست می‌آید که ابواب مزبور در مقابل اجاره‌اند، زیرا اجاره تملیک به عوض است، ولی در این ابواب ضمان غرامت در مرتبه جلوتر تعیین شده است.<br/>
 
 
== عملیات زیاده به نحو جعاله در قرض ==
 
قرار دادن زیاده به نحو جعاله در قرض معقول نیست، زیرا عملیات قرض ، نه ضمان دارد و نه قیمتی جز همان قیمت مال قرض گرفته شده. در باب قرض بیش از جُعل، دو بدل وجود ندارد: یکی در مقابل مال و دیگری در مقابل خود اقراض، پس اگر جُعلی (دستمزد) زیادتر از آنچه که در مقابل مال است، در مقابل اقراض قرار داده شود، معنایش وجود دو بدل است: یکی در مقابل مال و دیگری در مقابل اقراض، در حالی که اقراض، مالیتی جز مالیت مال قرض گرفته شده ندارد.<br/>
 
همچنین فرض وجود دو ضمان برای یک مالیت، معنا ندارد:یکی با عقد قرض و دیگری با عقد ضمان، در حالی که بنابر فرض ما، جعاله تعیین کردن ضمانی است که در مرتبه جلوتر فرض شده است. در این هنگام اگر جعاله و قرض در اینجا صحیح باشند، معنای آن وجود دو ضمان برای مالیت واحده است.<br/>
 
در اینجا به همین دو راهکار بسنده می‌کنیم، زیرا با آنچه در این دو راهکار بیان کردیم، تصور راهکارهای دیگر معلوم شده است.<br/>
 
 
 
== منبع ==
 
سایت دفتر تبلیغات اسلامی قم، مقاله شماره۷۰.   
 
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.wikifeqh.ir/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D8%A8%D9%88%DB%8C ویکی فقه] - تاریخ برداشت : ۹۵/۸/۱ </span></div>
 
 
  
 
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق منکر]]
 
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق منکر]]
[[رده : منکر اقتصادی]]
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۴

خرید و فروش ربوی

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ خرید و فروش ربوی-پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم
۲ سود چیست؟ بهره چیست؟ ربا چیست؟
۳ معاملات ربوی (ربا) بین چه کسانی جایز و حلال است؟
۴ معاملات ربوی
۵ معامله ربوی در حالت جهل و اضطرار
6 احکام ربا

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط های بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: مصطفی کوهی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-۹۵/۸/۹
کلمات کلیدی:ربا، معامله، معاوضه، عوضین، نقد، نسیه، حکمی.

مقدمه

در نگرش دین، جامعه‌ای که فعّالیت‌های اقتصادی و معیشتی خود را بر پایه ربا سامان دهد، به سوی نابودی گام برمی دارد، و در مسیر عصیانگری و ناسپاسی است. از رستگاری و شکوفایی واقعی باز می‌ماند و انواع آشفتگی‌ها، بی عدالتی‌ها و فسادگری‌ها در آن رواج می‌یابد، و در این روش، توده‌های مردم از نعمت‌های گوارا و لذّت بخش زندگی محروم می‌شوند.
در نگرش دین، بدترین، پلیدترین و خطرناک‌ترین شیوه کسب درآمد و تأمین زندگی، آن است که آدمیان از طریق درآمد حاصل از ربا، توان و رشد اقتصادی خود را افزایش دهند؛ از این رو به مؤمنان یادآور می‌شود که از رباخواری و ترویج فرهنگ ربا، و ساماندهی اقتصاد جامعه بر اساس آن به شدّت بپرهیزند، و به تقوا و حاکمیّت ارزش‌های دینی در جامعه روی آورند، و با دلیل تراشی‌ها و توجیهات گوناگون، خود و جامعه را به این دشمن پنهانی و فریبنده نیالایند.

ربای معاملی در لغت

صاحب مفردات در تعریف لغوی ربا می‌نویسد: «ربا یعنی افزونی بر سرمایه» [۱]
صاحب تاج العروس در این زمینه می‌نویسد:
«ربا در لغت به معنای افزون شدن، نشو و نما کردن و زیاد شدن است.» [۲]

ربای معاملی در اصطلاح

هر گونه زیادی در معامله دو شیء همجنس و یا معامله‌ای که مشتمل بر زیادی یکی از عوضین باشد، با فرض تحقق شرایط خاص، ربای معاملی نامیده می‌شود. [۳]
امام خمینی(رحمه الله علیه) درعبارتی جامع به تعریف این گونه ربا پرداخته است:
«ربای معاملی [ دادوستدی] همان فروختن چیزی است به چیز دیگری همانند آن، همراه با افزایشی در یکی از آن دو. این افزایش، خواه عینی و خارجی باشد؛ مانند فروختن یک من گندم در برابر دو من آن، یا یک من گندم و یک درهم پول و یا افزایش حکمی؛ مانند یک من گندم نقد در برابر یک من گندم نسیه. دیدگاه قوی تر نیز آن است که این گونه ربا تنها در فروختن نیست، بلکه در دیگر معامله‌ها هم می‌آید؛ مانند صلح و...» [۴]
شهید مطهری در تعریف ربای معاملی می‌نویسد:
«نوع دیگر، ربای معاملی است که در آن پای قرض در میان نیست بلکه پای معاوضه در کار است. به ربای معاملی می‌گویند: ربای جنس به جنس که چیزی را به جنس خودش معاوضه کنند و یک طرف زیادتر باشد.» [۵]

تاریخچه ربا خواری

تاریخ رباخواری به هزاران سال پیش از میلاد باز می‌گردد. ویل دورانت در این باره می‌نویسد:
«از اسناد بر جای مانده از چهار هزار سال پیش از میلاد، به دست می‌آید که قراردادها را با نوشتن، گواهی می‌کردند و نیز آیین وام گرفتن در نزد آنان معمول بوده است و سودی سالیانه نزدیک به ۱۵ تا ۲۳ درصد به وام دهندگان می‌داده‌اند. ربا از جنس خود کالا دریافت می‌شده است. کاهنان نیز به مردم قرض رِبَوی می‌دادند. هرکس باید بدهی خود را می‌پرداخت؛ در غیر این صورت، وام دهنده می‌توانست فرزند بدهکار را به گروگان بگیرد.» [۶]
تردیدی وجود ندارد که قبل از ظهور اسلام رباخواری در شبه جزیره العرب شایع بود و عده‌ای از اشراف از این طریق کسب درآمد می‌کردند. در این کار، یهودیان پیشگام شدند و شاید آنها معاملات ربوی را در حجاز رواج داده بودند. قرآن ضمن اشاره به این قضیه، عدم پایبندی یهودیان به کتاب آسمانی خود را بیان نموده و از کیفر الهی خبر داده است.
«فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا * وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا؛ بخاطر ظلمی که از یهود صادر شد، و (نیز) بخاطر جلوگیری بسیار آنها از راه خدا، بخشی از چیزهای پاکیزه را که بر آنها حلال بود، حرام کردیم.و (همچنین) بخاطر ربا گرفتن، در حالی که از آن نهی شده بودند؛ و خوردن اموال مردم بباطل؛ و برای کافران آنها، عذاب دردناکی آماده کرده‌ایم » [۷]
مکّه که در آن روزگار مرکز و مسیر تجارت اعراب بود، معاملات ربوی در آنجا رواج داشت. قبل از ظهور اسلام، اشخاصی چون عباس ابن عبدالمطلب، عثمان بن عفان ، خالد بن ولید و آل مغیره به فعالیتهای ربوی آلوده بودند و در این کار شهرت داشتند. از آنجا که معمولا دریافت کنندگان وامهای ربوی افراد فقیر و تهیدست بودند در بسیاری از مواقع زنان و فرزندانشان به گروگان گرفته می‌شد و در صورت ناتوانی وام گیرنده از پرداخت دین، گروگان به مالکیت وام دهنده درمی آمد.
برخی معتقدند هنگام ظهور اسلام، ربا خواری در جزیره العرب چنان گسترده بود که امکان تحریم آن به صورت دفعی وجود نداشت. از این رو، خداوند با فرستادن آیات مختلف در آغاز بعثت، ربا را نکوهش کرد و به تدریج، زمینه تحریم آن را فراهم ساخت.
محقّقانی که نظریه تدریجی بودن حرمت ربا را بیان کرده‌اند، در تعداد مراحل تشریع حرمت ربا با یکدیگر اختلاف دارند؛ به گونه‌ای که برخی از آن‌ها مراحل تشریع را سه مرحله، عدّه‌ای چهار مرحله، و برخی دیگر آن را پنج مرحله می‌دانند. همه آنان بر این باورند که تحریم ربا ـ مثل تحریم شراب خواری که گفته می‌شود تدریجی بوده است ـ ابتدا به صورت نصیحت، سپس به صورت تحریم جزئی، و سرانجام به شکل تحریم کلی بود.
در مقابل این دسته، گروهی دیگر بر این باورند که اسلام، یک باره ربا را حرام کرده است. [۸]

شرایط تحقق ربای معاملی

فقهای شیعه، بر اساس روایاتی که از طریق ائمه اطهار(علیهم السلام) نقل شده است، برای تحقق ربای معاملی شرایطی را مطرح کرده‌اند:

شرط اوّل

مکیل و موزون بودن عوضین:
اجناس در مبادلات با مقیاس‌های متفاوتی سنجیده می‌شوند؛ بعضی با وزن، مانند: گندم و برنج، و برخی با پیمانه، مانند: نفت و بنزین، و بعضی با عدد، چون: کاسه و بشقاب. بعضی اجناس نیز مانند: فرش و پارچه با متر و ذرع و خانه و اتومبیل دست دوم، به صورت مشاهده‌ای خرید و فروش می‌شوند.
مطابق روایات شیعه، تحقق ربای معاملی در صورت تفاضل، در مورد کالاهایی که به طور وزنی و یا پیمانه‌ای معامله می‌شوند، مسلّم است.
روایات فراوانی از امامان معصوم نقل شده است که فرموده‌اند: ربا جز در کالاهای مکیل (پیمانه‌ای) و موزون (وزن کردنی) پیش نمی‌آید.
۱. امام صادق(علیه السلام) فرمود:«لَا یَکُونُ الرِّبَا إِلَّا فِیمَا یُکَالُ أَوْ یُوزَنُ؛ ربا جز در کالاهای مکیل و موزون پیش نمی‌آید» [۹]
۲. منصور بن حازم می‌گوید: از امام صادق(علیه السلام)در مورد معامله یک گوسفند در مقابل دو گوسفند و یک تخم مرغ در مقابل دو تخم مرغ سؤال کردم: امام فرمود: «لَا بَأْسَ مَا لَمْ یَکُنْ کَیْلًا أَوْ وَزْناً؛ مادامی که شیء مورد معامله، مکیل و موزون نباشد، اشکالی ندارد.» [۱۰]
فقهای شیعه اتفاق دارند که مکیل و موزون بودن شرط ربای معاملی شمرده شده، ولی در این که آیا ربای معاملی منحصر به مکیل و موزون است یا خیر، با یکدیگر اختلاف دارند و اقوال مختلفی در این زمینه ابراز شده است:
قول اوّل: مشهور فقها، چون: شیخ طوسی، ابن ادریس، ابن برّاج، علّامه حلّی، محقق ثانی، شهید ثانی، امام خمینی و تبریزی بر این عقیده‌اند که ربای معاملی منحصر به کالاهای مکیل و موزون است. [۱۱]
قول دوّم: در مقابل مشهور، شیخ مفید، ابن جنید، سلّار و شهید مطهری، موضوع ربای معاملی را شامل معدودات هم می‌دانند.
شیخ مفید(رحمه الله علیه) می‌گوید:
«حکم ما یباع عدداً حکم المکیل و الموزون و لایجوز فی الجنس منه التفاضل ولا فی المختلف منه النسیه؛ حکم اشیایی که به صورت عددی معامله می‌شوند، حکم اشیای مکیل و موزون است و اگر از یک جنس باشند، خرید و فروش با تفاضل، جایز نیست و اگر جنسشان مختلف باشد، معامله آن به صورت نسیه جایز نیست.» [۱۲] شهید مطهری می‌گوید:
«ولی ما در اثر مطالعه‌ای که آن وقت کردیم به این نتیجه رسیدیم که مکیل و موزون هم خصوصیت ندارد. مقدّر خصوصیت دارد، یعنی قابل تقدیر و مقصود همان کمیت است.... فقهایی که گفته‌اند فقط در مکیل و موزون ربا هست مثلاً اگر صد من گندم را بفروشیم به صد و بیست من رباست ولی در معدودات ربا نیست، گفتارشان قهراً این شبهه را به وجود می‌آورد که اگر هزارتومان اسکناس به هزار و صدتومان اسکناس فروخته شود ربا نیست چون اسکناس مکیل و موزون نیست و معدود است. قهراً این سؤال پیش می‌آید که حکمت و فلسفه ی حرمت ربا هرچه باشد، چه فرقی است میان «مکیل و موزون» و معدود؟ البته معدودهایی که ملاک ارزش آنها کمیت نیست مثل اسب همین طور است ولی میان معدودهایی که ارزش آنها به کمیت است و مکیل و موزون در این جهت فرقی نیست.» [۱۳]
قول سوم: شهید اوّل، محقق و صاحب جواهر [۱۴]، ربا در معدودات را مکروه می‌دانند. شهید دردروس، قول به کراهت را از میان دو قول مشهورتر دانسته است. [۱۵]
قول چهارم: شیخ طوسی در نهایه [۱۶]و ابن حمزه قائل به تفصیل شده‌اند و گفته‌اند: مبادله غیر مکیل و موزون همراه با زیادی در معاملات نقد، جایز و در معاملات نسیه ممنوع است.
قول دوم در بین اقوال قوی تر به نظر می‌رسد. شهید مطهری در تقویت قول دوم می‌نویسد:
«۱. مشهور نزد شیعه این است که در ربای معاملی، ربا در معدود استثنا شده است بلکه حرمت ربا در معاملات منحصر به مکیل و موزون دانسته شده است. این مسئله یکی از مشکل‌ترین مسائل باب ربا است، زیرا منحصر معدود بودن یا مکیل و موزون بودن چگونه می‌تواند ملاک حکم شود؟ در حالی که می‌دانیم ملاک حرمت ربا ظلم بودن آن است و بالأخص که بعضی از اشیاء در منطقه‌ای (شهری) معدود است و در منطقه دیگر موزون و یا بر حسب زمان‌ها تفاوت می‌کند و این تفاوت‌ها صرفاً تابع معمول و مرسوم است، بدون این که تغییر ماهوی در معامله ایجاد کند. آیا ممکن است ربای محرّم (به شدتی که می‌دانیم) بدون ملاک حاصل شود؟ آیا می‌توانیم اشعری مسلک شویم و به طور کلی نفی ملاک کنیم؟ یا این که باید دنبال ملاک و معیار حرمت رفت؟ باید اخبار را در این مورد جمع آوری و بررسی نموده و ملاحظه کرد که آیا به لفظ (لا ربا فی المعدود) استثنایی وجود دارد، یا آنچه هست و به صورت (لا ربا اِلاّ فی ما یُکال أو یوزن) است؟ در عبارت دوم، می‌توان چنین بحث کرد که امور دو دسته‌اند: یک دسته چیزهایی که مثلی نیست، مانند: خانه. این امور نه مکیل است و نه موزون و نه معدود و اصولاً جز به مشاهده معامله نمی‌شوند و دسته دیگر امور مثلی است. ممکن است گفته شود که مراد روایات از نفی ربا دسته اوّل است که مثلی نیستند. و از آن جایی که تحریم ربای معاملی به خاطرحفظ حریم ربای قرضی است، لذا همان طوری که در باب قرضی، چیزهای قیمتی مثل خانه قرض داده نمی‌شود و قهراً ربا در آن فرض ندارد، همچنین در باب معاملات هم تحریم ربا اختصاص پیدا می‌کند به امور مثلی و خلاصه آن که جمله لا ربا إلاّ فی ما یکال أو یوزن برای استثنای چیزهایی است که به هیچ نحو قابل توزین و پیمانه نباشند و به مشاهده معامله می‌شوند، مثل: خانه، و شامل معدود (شمردنی) نمی‌شود، زیرا که معدود قابل پیمانه و وزن کردن می‌باشند.
۲. در مطالعه اخبار باید توجه داشت که اخبار نبوی در درجه اوّل قرار دارد و به صورت متن قانون باید تلقی شود و اخبار ائمه به عنوان شارح و مبیّن اخبار نبوی مورد مطالعه قرار گیرد. زیرا واضح است که ائمه آنچه را از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) رسیده بود بیان و تفسیر می‌فرمودند: این گونه نظر به احادیث در فهم مقصود بسیار مؤثر است. چه بسا کلامی که اگر مستقل دانسته شود، مفهومی داشته باشد و اگر ناظر به کلام دیگر تلقی شود، مفهوم دیگری داشته باشد. این نکته مهمی است که در همه فقه باید مورد توجه قرار گیرد.
۳. آیا اصل در مثلیات وزن است و پیمانه و شمارش علامت و نشانه بر وزن است، یا هر کدام ملاک و معیار جداگانه‌ای هستند؟ حق این است که نمی‌توان وزن را همیشه اصل دانست، چنانچه در اجناس مشابه یک کارخانه که با تمام ویژگی‌های نظیر هم به تعداد بسیار زیادی تولید می‌شود که هیچ تفاوتی بین افرادآن نیست، در این گونه کالاها اصل همان شمارش است. اگرچه گاهی برای سهولت وقتی که مقدار خیلی زیاد باشد، ممکن است وزن کنند. ولی در این جا هم وزن نشانه و علامت شمارش است. به طور کلی، چون ماهیت هر چیز به مفید بودن آن است، یعنی به اثری که قائم به کالا است لذا هر مقدار اندازه این اثر بیشتر باشد، مالیت و ارزش آن بیشتر است. و برای تعیین مقدار اثر مفید گاهی وزن یا پیمانه و در مواردی شمارش و یا مشاهده به کار گرفته می‌شود. در روایات برای ما لا یکال ولا یوزن مثال‌هایی زده شده است، از قبیل: لباس (پارچه)، شتر، برده، تخم مرغ، در مورد لباس و شتر و برده معلوم است که از قبیل مشاهَد است، در مورد تخم مرغ گرچه شمردنی است ولی مانند شمردنی‌های یکسان نیست و مشاهده هم در تشخیص آن دخالت دارد، زیرا تخم مرغ را به ریز و درشت توصیف می‌کنند. خلاصه این که از این مثال‌ها فهمیده می‌شود که نمی‌توان گفت ربا در مطلق معدود (شمردنی) اشکال ندارد.» [۱۷]

شرط دوّم

اتحاد در جنس:
شرط دوم برای تحقق ربای معاملی این است که عوضین از یک جنس باشند، مثل معامله گندم با گندم اگر عوضین از دو جنس مختلف باشند، مثل گندم و خرما، ربای معاملی رخ نمی‌دهد. این شرط از مفهوم و منطوق روایات زیادی استفاده می‌شود. اگر معامله نقدی باشد. مورد اتفاق علماست، ولی در معامله نسیه اشیای غیر همجنس، اختلاف وجود دارد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«کل شی ء یکال او یوزن فلا یصلح مثلین بمثل اذا کان من جنس واحد؛ هر چیزی که به صورت پیمانه‌ای یا وزنی می‌شود، اگر عوضین از یک جنس باشند، صحیح نیست که دو تا در مقابل یکی معامله شود.» [۱۸]

اقسام ربای معاملی

به اعتبار نوع معامله که ربا در آن پیش می‌آید؛ ربا به دو قسم: نقد و نسیه تقسیم می‌شود. این تقسیم بندی از این جهت است که حکم مترتب بر آن‌ها متفاوت است.
۱. ربا نقدی: هرگاه دو شی ء ربوی همجنس به صورت نقدی معامله شوند به گونه‌ای که مقدار یکی بیشتر از دیگری باشد و شرایط تحقیق ربا در آن موجود باشد، معامله ربوی است و ربای آن را اصطلاحا ربای نقدی می‌گویند. فقیهان اهل سنت آن را ربای فضل می‌گویند. [۱۹]
۲. ربای نسیه: هر گاه دو شی ء ربوی به صورت نسیه معامله شوند، اعم از این که مساوی باشند یا مساوی نباشند، موجب ربای نسیه می‌شود.
هرگاه کالای مکیل و موزون با کالایی از همان جنس به طور نسیه معامله شود، چه از نظر مقدار مساوی باشد و چه مساوی نباشد، موجب ربا می‌شود، مثل اینکه ۱۰ کیلو گندم با ۱۰ کیلو گندم یا ۱۲ کیلو به طور نسیه معامله شود.
بیش تر فقیهان تصریح نموده‌اند که در حرمت چنین معامله‌ای فرقی نیست بین این که کالاها در مقدار مساوی باشند یا مساوی نباشند برخی نیز به طور مطلق گفته‌اند: حایز نیست. [۲۰]

عمومیت ربای معاملی

یکی از مباحث باب ربای معاملی این است که آیا ربای معاملی اختصاص به بیع دارد یا در سایر معاملات، مانند صلح، اجاره و غیره، جاری می‌شود؟ مشهور فقها، از جمله شیخ طوسی، سید مرتضی، شهید اول و شهید ثانی و محقق اعتقاد به عمومیت ربا در معاملات دارند و علامه، ابن ادریس و محقق اول قائل به اختصاص شده‌اند. [۲۱]
از فقهای اخیر، مرحوم سید عبدالاعلی سبزواری بر خلاف مشهور، قول به اختصاص را اختیار نموده است و مرحوم خوانساری در جامع المدارک پس از ذکر ادله در سایر معاملات، احتمال کراهت داده شده است. آیت الله خوئی و آیت الله سیستانی فرموده‌اند: ربا اختصاص به معاوضات بین دو عین دارد، چه به عنوان بیع باشد یا صلح؛ اما در صورتی که معاوضه بین دو عین نباشد، مثل این که بگوید: با تو مصالحه نمودم به این که این ده درهم را به من ببخشی و من نیز آن پنج درهم را به تو هبه کنم، یا ذمه تو را از پنج دیناری که بر عهده ات می‌باشد، بری نمودم، به شرط این که تو هم ذمه مرا از ده دیناری که می‌خواهی بری کنی؛ صحیح است. [۲۲]

حکمت تحریم ربای معاملی

تحریم معامله ربوی، پرسش‌هایی را در ذهن اندیشمندان برانگیخته است. چرا وقتی ۱۰ کیلو گندم مرغوب با ۱۵ کیلو گندم نامرغوب معامله می‌شود، یا وقتی یک کیلو کره با ۱۰ کیلو ماست که از حیث ارزش مساوی هستند، معاوضه می‌گردد و طرفین معامله رضایت کامل دارند، حکم به ربا و حرمت می‌شود، در حالی که چنین حکمی با اوصافی که برای ربا شمرده شده است، مانند ظلم، اکل مال به باطل و غیر آن، سازگار نیست؟
این شبهه تا آنجا اثر گذاشته است که یکی از عالمان اهل سنت، تمام روایات ربای معاملی نقد را ساختگی می‌خواند و می‌گوید: به عقیده من، یهودیان و مسیحیان و مجوسیان که قصد داشتند سررشته امور اقتصادی و تجاری جوامع را در دست گیرند، با جعل روایاتی که دلالت بر حرمت چنین معاملاتی می‌کند، از دامنه فعالیت تجاری مسلمانان کاستند.
در پاسخ این سخن باید گفت: اولا، کثرت روایات در این باره به حدی است که احتمال جعلی بودن آن‌ها را از بین می‌برد. علاوه بر این، نزد علما شیعه و سنی، در گذشته و حال، اصل حرمت ربای معاملی نقد مورد اتفاق است.
ثانیا، با تحریم ربای معاملی نقد، محدودیت زیادی در بازار و تجارت مسلمانان به وجود نمی‌آید و تنها شکل معامله تغییر می‌یابد؛ یعنی به جای این که طرفین، کالا را با کالا معامله کنند، هر یک کالای خویش را با پول معاوضه می‌کند، سپس با پول، کالای دیگری را می‌خرد. در زمان کنونی که معاملات پایاپای کمتر انجام می‌پذیرد، مسلمانان از این جهت مشکل زیادی ندارند.
علمای شیعه، برای یافتن حکمت ربای معاملی کوشش‌هایی کرده‌اند که از آن جمله می‌توان به نظر شهید مطهری اشاره کرد. وی در این باره می‌گوید:
«در اسلام غیر از ربای قرضی که به شدت حرام شده، نوعی معامله هم حرام شده و اسم آن نیز ربا گذاشته شده است که به آن ربای معاملی می‌گویند و آن این است که جنس را به مثل خودش ولی با زیاده خریدوفروش کنند. اگر جنس با برابر خودش معامله شود، جایز است، ولی با زیاده اگر معامله شود جایز نیست. این البته قرضی نیست، بیع و معامله است، ولی معامله ربوی است و جایز نیست و حرام است. سابقاً که من روی این قضیه مطالعه می‌کردم، به نظرم این طور می‌آمد که این حریمی است برای ربای قرضی؛ یعنی این معامله به این دلیل حرام شده که جلو ربای قرضی گرفته شود؛ یعنی اگر ربای معاملی حرام نباشد و فقط ربای قرضی حرام باشد، همین حیله‌های ربایی که الآن انجام می‌دهند، رواج می‌یابد. مثلاً من به جای این که بگویم صد من گندم به شما قرض می‌دهم که سر سال۱۵۰من گندم بگیرم، می‌گویم: صد من گندم به شما می‌فروشم، در مقابل۱۵۰مَن گندم. به نظر من این طور آمد که حکمت حرمت ربای معاملی با این که از باب قرض نیست، این است که قرض به این صورت درنیاید؛ همین کاری که اتفاقاً معمول شده و به شکل‌های مختلفی به صورت حیل ربا درآمده است.» [۲۳]
استاد شهید در جای دیگر می‌گوید:
«تحریم ربای معاملی به منظور سدّ حیله ربای قرضی است و تحریم ربای معاملی نقد، نه از آن جهت است که ربای واقعی است، برای حفظ حریم رباست. اگر بگوییم ربای معاملی در نقد هم جاری است، باید چنین توجیه شود که نظر پیغمبر اکرم این بوده است که مبادله جنس به مثل خود هرگز به صورت تفاضل نباشد تا شکل ربا در متخیله مردم وجود نداشته باشد، یعنی برای کسی مبادله مثل به مثل و زیاده به هیچ نحو معهود نباشد و این خود نوعی حریم است، نظیر حرمت نکاح محارم که حریم زناست.» [۲۴]
شرح سخن شهید مطهری:
گاهی حرام‌ها، مانند ربای قرضی از نظر شرعی حرام است که شارع به هیچ روی حاضر نمی‌شود آن حرام رخ دهد و انجام پذیرد، امّا گاهی کاری از باب مقدمه حرام تحریم می‌شود. به بیان دیگر، کاری که انسان را به گناه بکشاند، از باب مقدمه حرام حرمت دارد. به نظر استاد مطهری، ربای معاملی از آن روی حرمت دارد که راه‌های رباخواری را ببندد. وسوسه‌های درونی و حتی گاهی اموری که در ظاهر به طور کامل عقلی است، سبب می‌شود که انسان حرام الهی را بسان حلال آن بداند و در نتیجه، عقل که از حجت‌های بزرگ خدادادی و بلکه نخستین و برترین حجت است، خود را کنار بکشد و مهم‌ترین بازدارنده را از سر راه انجام حرام بردارد و ربا را مانند بیع، اجاره و بسان آن سازد و از آن جا که اجاره دادن خانه و گرفتن کرایه آن و نیز اجاره دادن زیورآلات عروس برای یک شب جایز است، همین طور اجاره دادن پول را جایز برشمرَد. بنابراین، اگر ربای معاملی جایز باشد، خود راهی برای فرار از ربای قرضی می‌شود و رباخواران، به آسانی می‌توانند دو کالای همجنس را با مقداری زیادی در یک طرف، به طور نقد یا نسیه خریدوفروش کنند و در ظاهر هم مرتکب حرامی نشده باشند، در فقه اسلام، موارد بسیاری یافت می‌شود که امورِ مقدمه و زمینه ساز کارهای حرام تحریم شده است. [۲۵]

ربای معاملی در قرآن کریم

قرآن کریم به شدّت با مساله ربا در معاملات مبارزه کرده و آن را امری مذموم و ناپسند می‌داند و در این زمینه حدود ۱۰ آیه وجود دارد که مسلمان‌ها را از ارتکاب عمل ربا، نهی کرده است.
صاحب تفسیر نمونه در باب نحوه تشریع حرمت ربا در قرآن کریم می‌نویسد:
«سوره روم که طبق ترتیب نزول قرآن سی امین سوره‌ای است که در مکه نازل شده سخن از ربا به میان آورده و در هیچ یک از سوره های" مکّی" غیر از آن به مطلبی در باره ربا برخورد نمی‌کنیم ولی در این سوره کلام در باره ربا تنها به صورت اندرز اخلاقی آمده و می‌فرماید:«وَمَا آتَيْتُمْ مِنْ رِبًا لِيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلَا يَرْبُو عِنْدَ اللَّهِ؛ آنچه بعنوان ربا می‌پردازید تا در اموال مردم فزونی یابد، نزد خدا فزونی نخواهد یافت» [۲۶] " از نظر افراد کوتاه بین ممکن است ثروت به وسیله رباخواری زیاد گردد اما در پیشگاه خداوند چیزی بر آن افزوده نخواهد شد".
سپس بعد از هجرت در سه سوره دیگر از سوره‌هایی که در مدینه نازل شده بحث از ربا به میان آمده است که به ترتیب عبارتند از سوره بقره، آل عمران و نساء؛ گر چه سوره بقره قبل از آل عمران نازل شده اما بعید نیست که خصوص آیه ۱۳۰ سوره آل عمران که حکم صریح تحریم ربا را بیان می‌کند قبل از سوره بقره و آیات فوق نازل شده باشد.
به هر حال این آیه و سایر آیات مربوط به ربا هنگامی نازل شد که رباخواری با شدت هر چه تمامتر در مکه و مدینه و جزیره عربستان رواج داشت، و یکی از عوامل مهم زندگی طبقاتی و ناتوانی شدید طبقه زحمتکش و طغیان اشراف بود و لذا مبارزه قرآن با ربا بخش مهمی از مبارزات اجتماعی اسلام را تشکیل می‌دهد.» [۲۷]
قرآن در سوره بقره می‌فرماید:
«الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ؛ کسانی که ربا می‌خورند، (در قیامت) برنمی خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماسّ شیطان، دیوانه شده (و نمی‌تواند تعادل خود را حفظ کند؛ گاهی زمین می‌خورد، گاهی بپا می‌خیزد). این، به خاطر آن است که گفتند: «داد و ستد هم مانند ربا است (و تفاوتی میان آن دو نیست.)» در حالی که خدا بیع را حلال کرده، و ربا را حرام! (زیرا فرق میان این دو، بسیار است.) و اگر کسی اندرز الهی به او رسد، و (از رباخواری) خودداری کند، سودهایی که در سابق [قبل از نزول حکم تحریم ] به دست آورده، مال اوست؛ (و این حکم، گذشته را شامل نمی‌گردد؛) و کار او به خدا واگذار می‌شود؛ (و گذشته او را خواهد بخشید.) امّا کسانی که بازگردند (و بار دیگر مرتکب این گناه شوند)، اهل آتشند؛ و همیشه در آن می‌مانند.» [۲۸]
تفسیر نمونه در شرح آیه فوق می‌نویسد:
«در این آیات از مساله رباخواری که درست بر ضدّ انفاق است، سخن می‌گوید و در حقیقت هدف آیات گذشته را تکمیل می‌کند، زیرا رباخواری موجب افزایش فقر در جامعه و تراکم ثروت در دست عده‌ای محدود و محرومیت اکثر افراد اجتماع است، انفاق سبب پاکی دل و طهارت نفوس و آرامش جامعه، و رباخواری سبب پیدایش بخل و کینه و نفرت و ناپاکی است. این آیات با شدت تمام، ممنوعیت حکم ربا را شرح می‌دهد.» [۲۹]
قرآن کریم در آیه ی دیگر می‌فرماید:
«يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ؛ خداوند، ربا را نابود می‌کند؛ و صدقات را افزایش می‌دهد! و خداوند، هیچ انسانِ ناسپاسِ گنهکاری را دوست نمی‌دارد.» [۳۰]
تفسیر نمونه در شرح آیه فوق می‌نویسد:
«محق" به معنی نقصان و نابودی تدریجی است، و" ربا" نمو و رشد تدریجی است از آنجا که رباخوار به وسیله ثروتی که در دست دارد حاصل دسترنج طبقه زحمتکش را جمع می‌کند و گاه با این وسیله به هستی و زندگی آنان خاتمه می‌دهد و یا لا اقل بذر دشمنی و کینه در دل آنان می‌پاشد به طوری که تدریجا تشنه خون رباخوار می‌گردند و جان و مالش را در معرض خطر قرار می‌دهند.
قرآن می‌گوید:" خدا سرمایه‌های ربوی را به نابودی سوق می‌دهد" این نابودی تدریجی که برای افراد رباخوار هست برای اجتماع رباخوار نیز می‌باشد.
در مقابل، کسانی که با عواطف انسانی و دلسوزی در اجتماع گام می‌نهند و از سرمایه و اموالی که تحت اختیار دارند انفاق کرده و در رفع نیازمندیهای مردم می‌کوشند، با محبت و عواطف عمومی مواجه می‌گردند و سرمایه آنها نه تنها در معرض خطر نیست بلکه با همکاری عمومی، رشد طبیعی خود را می‌نماید این است که قرآن می‌گوید" و انفاقها را افزایش می‌دهد".» [۳۱]
قرآن کریم در آیه ۲۷۸ سوره بقره می‌فرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از (مخالفت فرمان) خدا به پرهیزید، و آنچه از (مطالبات) ربا باقی مانده، رها کنید، اگر ایمان دارید» در تفسیر علی بن ابراهیم [۳۲] آمده است: پس از نزول آیات ربا شخصی به نام" خالد بن ولید" خدمت پیامبر اکرم ص حاضر شده عرضه داشت: پدرم چون با" طائفه ثقیف" معاملات ربوی داشت و مطالباتش را وصول نکرده بود وصیت کرده است مبلغی از سودهای اموال او که هنوز پرداخت نشده است تحویل بگیرم آیا این عمل برای من جایز است؟
آیات فوق نازل شد و مردم را به شدت از این کار نهی کرد.
در روایت دیگری آمده است که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) بعد از نزول این آیه فرمود:
«الا ان کل ربا من ربا الجاهلیه موضوع و اول ربا اضعه ربا العباس بن عبد المطلب ؛ آگاه باشید تمام مطالبات ربوی که در زمان جاهلیت مردم از یکدیگر داشته‌اند همگی باید فراموش شود و نخستین مطالبات ربوی که من آن را به دست فراموشی می‌سپارم مطالبات عباس بن عبد المطلب است.» [۳۳]
از این جمله به خوبی استفاده می‌شود که پیامبر ص به هنگامی که قلم سرخ بر مطالبات ربوی زمان جاهلیت می‌کشید از بستگان خود شروع کرد و اگر در میان آنها افراد ثروتمندی مانند عباس بودند که در زمان جاهلیت همچون دیگر ثروتمندان آلوده بودند پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) نخست مطالبات آنها را الغاء کرد.
و نیز در روایات آمده است که پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) بعد از نزول این آیات به فرماندار مکّه دستور داد که اگر آل مغیره که از رباخواران معروف بودند دست از کار خود بر ندارند با آنها بجنگد. [۳۴]

ربای معاملی در روایات اسلامی

بر تحریم عمل زشت ربا، روایات بسیار زیاد و گسترده‌ای است که در منابع مختلف وارد شده است. این روایات به قدری زیاد است که شاید به سر حدّ تواتر برسد، در این روایات تعبیرات بسیار تکان دهنده‌ای در مورد این کار اقتصادی ظالمانه و غیر انسانی وارد شده است که درباره کمتر گناهی دیده می‌شود.
در حدیثی می‌خوانیم که پیغمبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله و سلم) به امیرالمومنین علی (علیه السّلام) فرمود: «یا علی دِرْهَمٌ رِبًا أَشَدُّ مِنْ سَبْعِینَ زَنْیَهً...؛ ای علی! یک درهم از ربا از نظر گناه و معصیت بدتر از هفتاد بار زناست.»
امام محمد باقر (علیه السلام) می‌فرماید:
«أَخْبَثُ الْمَکَاسِبِ کَسْبُ الرِّبَا؛ کثیف‌ترین درآمدها، درآمد ربوی است.» [۳۵]
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) می‌فرماید: لَعَنَ رَسُولُ الله(صلی الله علیه وآله) اَلرِّبا وَآکِلَهُ وَبائِعَهُ وَمُشْتَریَهُ وَکاتِبَهُ وَشاهِدَیْهِ؛ پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) در باب ربا پنچ گروه را لعنت کرده است:
۱. کسی که میهمان رباخوار می‌شود و از غذایی که از پول ربا تهیّه شده است، با علم و آگاهی استفاده می‌کند؛
۲. ربا خوار؛
۳. ربا دهنده؛
۴. کسی که ربا را محاسبه می‌کند؛
۵. شهود قرارداد ربا. [۳۶]
(مراد از فروشنده و مشتری متعاملین در ربای معاملی است که فروش جنس به جنس با زیادت است). [۳۷] در هر مورد، که یک چیز حرام، به این گستردگی مورد لعن خداوند قرار می‌گیرد، دلیل بر عظمت حرمت آن کار، و قبح و زشتی فوق العاده آن است.

احکام ربای معاملی

حرمت ربای معاملی

ربا یکی از گناهان کبیره می‌باشد چون در آخر آیه وعده آتش در مقابل آن داده شده است و چون امام صادق (علیه السّلام) فرمود: یک درهم ربا پیش خدا بزرگتر از هفتاد بار زنا با محارم در بیت اللّه الحرام می‌باشد. [۳۸]
از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است:
«اعْلَمْ یَرْحَمُکَ اللَّهُ أَنَّ الرِّبَا حَرَامٌ سُحْتٌ مِنَ الْکَبَائِرِ وَ مِمَّا قَدْ وَعَدَ اللَّهُ عَلَیْهِ النَّارَ فَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْهَا وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَی لِسَانِ کُلِّ نَبِیٍّ وَ فِی کُلِّ کِتَابٍ؛ خدا رحمتت کند! بدان که ربا حرام و از گناهان کبیره است و از چیزهایی است که خداوند به آن وعده عذاب داده است. پس پناه می ¬ برم به خدا از ربا، و ربا را همه پیامبران و همه کتب آسمانی حرام کرده ¬اند.» [۳۹]

بطلان معامله ربوی

معامله ربوی باطل است؛ یعنی هر یک از متعاملین مالک آن چیزی¬ که در معامله ربوی به دست آمده، نمی¬ شوند و باید آن را به مالکش برگردانند. [۴۰]

تفاوت در جنس مرغوب و نامرغوب

تفاوت در مرغوب و نامرغوب بودن موجب جواز تفاضل در مقدار نمی¬ شود. لذا جایز نیست یک کیلو گندم مرغوب در عوض دو کیلو گندم نامرغوب معامله شود. [۴۱]

معامله طلا با طلا

استفتاء نخست: معامله طلا با طلا با افزایش قیمت چه حکمی دارد؟ راه حلّ شرعی این نوع معاملات چیست؟
پاسخ: بهترین راه برای معامله طلا در این گونه موارد این است که دو معامله جداگانه انجام شود. مثلا یک کیلو طلا را با پول نقد یک میلیون و یک صد هزار تومان بفروشند و در مجلس ردّ و بدل شود سپس یک کیلو طلا را که در رأس یک سال تحویل داده شود به یک میلیون از او خریداری کند، نتیجه آن می‌شود که صاحب طلا با این دو معامله طلای خود را در رأس سال خواهد گرفت به اضافه یک صد هزار تومان. [۴۲]
استفتاء دوّم: آیا معامله طلا با طلا در صورت تفاوت وزن اشکال دارد؟

پاسخ: معامله طلا با طلا با تفاوت وزن جایز نیست هرچند یکی از نوع مرغوب و دیگری از نوع نامرغوب باشد، راه صحّت معامله آن است که نوع مرغوب را تبدیل به پول کنند و بخرند و سپس نوع دوّم را به همین طریق بفروشند. [۴۳]

شرط کار

اگر هر دو جنس به یک وزن باشد یا در چیزهایی¬ که پیمانه¬ ای است به یک حجم باشد، اما مشتری یا فروشنده شرط کند طرف مقابل کاری برای او انجام دهد، حکم ربا را دارد. [۴۴]

خرید و فروش اسکناس و ارز

استفتاء: آیا خرید و فروش اسکناس صحیح می‌باشد؟ در صورتی که جواب منفی است آیا احکام ربای معاملاتی در آن جاری است؟
جواب: اسکناس جز معدودات(شمردنی‌ها) است و حکم ربا در خرید و فروش آن جاری نمی‌شود؛ ولی در اینجا مشکل دیگری وجود دارد و آن اینکه در عرف عقلا اسکناس همیشه ثمن واقع می‌شود و جنبه مثمن ندارد، هیچ کس در عرف بازار نمی‌گوید (من ده هزار تومان پول نقد را به یازده هزار تومان که یک ماه دیگر تحویل بدهی ، به شما فروختم) مگر کسانی که بخواهند آن را حیله فرار از ربا قرار دهند، یعنی در واقع نوعی وام ربوی است که نام آن را بیع می‌گذارد و این گونه حیله‌ها به فتوای ما اعتباری ندارد، تنها دو مورد استثنا در این مساله وجود دارد:
الف: نخست خرید و فروش ارزهای مختلف، که مثلا دلار را با اسکناس مبادله می‌کنند، که چنین معامله‌ای صحیح است.
ب: دیگر معامله ی نقدی اسکناس‌های کوچک و بزرگ ، یا نو و کهنه با تفاوت مختصر ، به خاطر استفاده از نو بودن اسکناس یا حجم کم پول بزرگ در مسافرت و مانند آن؟ در غیر این دو صورت اشکال دارد. [۴۵]
نظر آیت الله سیستانی در مورد خرید و فروش و مالیت ارز:
اسکناس‌ها از آنجا که معدود (شمردنی) به حساب می‌آیند، فروش و مبادله آنها با تفاضل و کم و زیاد، در صورتی که از یک جنس نباشند، به صورت نقدی و نسیه جایز است. لکن اگر از یک جنس باشند، فروش آنها با تفاضل تنها به صورت نقدی جایز است. و اما فروش نسیه آنها ـ همان طور که گذشت ـ خالی از اشکال نیست.
بنابراین، آن که مثلاً ده دینار عراقی طلبکار است، جایز است طلب خود را به کمتر از آن مثلاً نُه دینار نقداً بفروشد. همچنین جایز است که آن را به کمتر از آن به پول دیگری مثلاً نُه دینار اردنی، نقد بفروشد، ولی به صورت نسیه جایز نیست مگر اینکه وقت طلب او رسیده باشد؛ زیرا بیع طلبی که وقتش نرسیده است به دین مؤجل جایز نیست. [۴۶]
نظر آیت الله وحید خراسانی در مورد خرید و فروش و مالیت ارز:
تمام پول‌های کاغذی از قبیل: دینار عراقی یا دلارهای آمریکایی یا تومان‌های ایرانی و امثال این‌ها مالیت دارند، زیرا که از طرف هریک از دولت‌ها نسبت به پول‌های کاغذی خود ارزشی معین شده است که در تمام مملکت قبول و رایج است، و به این جهت مالیت پیدا نموده و هر موقعی بخواهند از اعتبار و مالیت ساقط می‌نمایند. و معلوم است که این پول‌ها با کیل یا وزن فروخته نمی‌شوند ، و از این جهت بعضی از فقها (اعلی الله مقامهم) فرموده‌اند: (معاوضه این پول‌ها به هم جنس خود با زیاده جایز است) ولی معاوضه چیزی که مالیت اعتباری دارد و به شماره خرید و فروش می‌شود، به هم جنس خود با زیاده یا نقیضه محل اشکال است. و چنانچه مالک ناقص با مالک زاید مصالحه کند بر اینکه مالک زاید آن را به او ببخشد، و او هم ناقص را به مالک زاید ببخشد، اشکال ندارد، مثلا مالک نهصد تومان به مالک هزار تومان به قصد مصالحه بگوید:(مصالحه می‌کنم با تو بر اینکه هزارتومان به من ببخشی و من نهصد تومان به تو ببخشم.) [۴۷]

حیله‌های ربای معاملی

راه اوّل: ضمیمه کردن جنس به ثمن یا مثمن:
یکی از راه‌های فرار از ربای معاملی این است که هرگاه بخواهیم دو کالای همجنس را همراه با تفاضل معامله کنیم، کالایی از جنس دیگر را به طرف کمتر یا به هر دو طرف، ضمیمه بسازیم. در این صورت، معامله از تحت عنوان (بیع متماثلین همراه با زیادی) خارج می‌شود.
راه دوم: واسطه قرار دادن کالای غیر همجنس:
یکی دیگر از راه‌هایی که برای رهایی از ربا ذکر کرده‌اند، این است که یکی از فروشندگان کالای خود را در مقابل غیر همجنس بفروشد و سپس کالای همجنس را در مقابل همان ثمن بخرد. در این صورت، مساوات وزن وکیل در هیچ یک از این دو معامله ضرورتی ندارد، زیرا ثمن و مثمن از یک جنس نیست.
راه سوم: هبه طرفینی:
یکی از دو طرف کالای خود را به دیگری هبه کند و طرف دیگر نیز بدون قصد معاوضه متاع خود را به او ببخشد و یا آن که هبه طرف مقابل، در هبه اوّلی شرط شده باشد. اگر هر طرف قصد معاوضه دارند، صحّت عمل آنان مبتنی بر این است که ربا تنها مختص به بیع باشد و شامل سایر معاوضات نگردد.
راه چهارم: هبه زیادی:
دو طرف، معامله را به طور مساوی انجام دهند و سپس مقدار زیادی هبه شود. برای نمونه: اگر دو کیلو گندم در مقابل سه کیلو گندم معامله شود، دو کیلو گندم در مقابل دو کیلو گندم، معامله گرددو یک کیلو گندم به طرف مقابل هبه شود.
راه پنجم: قرض و ابراء:
دو طرف معامله، کالای خود را به دیگری قرض دهند و سپس ذمّه هم را بریء سازند.
دیدگاه شهید مطهری در مورد حیله‌های ربا:
ایشان با استفاده از حکمت تحریم ربا، به نقد و بررسی راه‌های فرار از ربا می‌پردازد و تبیین می‌نماید که این راه‌ها با غرض و هدف شارع از تحریم ربا سازگار نیست و لذا مشروعیت ندارد و می‌گوید:
«از قرآن مجید استفاده می‌شود که ملاک حرمت ربا ظلم است. این ملاک قطعی و مورد تصریح قرآن است. و چون با حیله‌های ربا این ظلم برداشته نمی‌شود، زیرا که ماهیّت عمل از لحاظ اقتصادی فرق نمی‌کند، لذا به طور قطع این حیله‌ها صحیح نیست. و روایات دالّ بر جواز حیله (اگر توجیه نشود) معارض با قرآن است و قابل عمل نیست و ما در این رأی برخلاف روش فقها فتوی نداده‌ایم، زیرا در نزد فقها مسلّم است که روایاتی که معارض با صریح قرآن باشد، مطرود است. تنها استنباط ما کشف معارضه‌ای است که بر دیگران پوشیده بوده است.» [۴۸]

کتابشناسی

۱. شهید مطهری، مساله ربا و بانک، صدرا، تهران، ۱۳۸۵ ه ش.
۲. ابوالاعلی مودودی، اسلام و مشکلات اقتصادی: مسئله ربا و رباخواری، ترجمه سید هادی خسروشاهی، موسسه مطبوعاتی فراهانی، تهران، ۱۳۸۲ ه ش.
۳. محمد حسینی بهشتی، بانکداری، ربا و قوانین مالی اسلام، بقعه، تهران، ۱۳۸۶ ه ش.
۴. محمدباقر بهبودی، بحثی دقیق در متن قرآن: ارث و ربا، معراجی، تهران، ۱۳۳۵ ه ش.
۵. محمد انور، الگوی اقتصاد بدون ربا، موسسه تحقیقات پولی و بانکی، تهران، ۱۳۷۵ ه ش.

مقاله شناسی

۱. معروفعلی احمدوند، حکمت تحریم ربا در اندیشه فقهی استاد شهید مطهری، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، فصلنامه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره 39.
۲. محمد نیشابوری، بازشناسی قلمرو ربای معاملی، مجله فقه و اصول، بهار ۱۳۸۴ه ش، پیش شماره 1.
۳. مهدی هادوی تهرانی، ربای معاملی، مجله مجموعه مقالات کنگره شیخ مفید، شماره 98.
۴. یوسف نورایی، بررسی جرم ربا در فقه و حقوق موضوعه ایران، مجله گفتمان حقوقی، پاییز و زمستان ۱۳۸۵ - شماره‌های ۱۰ و 11.

منابع

قرآن کریم ۱. امام خمینی، سید روح اللّه موسوی ، مترجم: اسلامی، علی، تحریر الوسیله دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۲۱، ۱۴۲۵ ه‍ ق.
۲. حسینی زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، دارالفکر، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
۳. حلّی، مقداد بن عبد اللّه سیوری، مترجم بخشایشی، عبد الرحیم عقیقی، کنز العرفان فی فقه القرآن، پاساژ قدس پلاک ۱۱۱، قم، اول.
۴. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، خسروی، غلامرضا، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، مرتضوی، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۴ش
۵. سید محمدکاظم یزدی ، العروه الوثقی، انتشارات داوری، قم.
۶. شهید مطهری، سلسله یادداشت‌های استاد مطهری، صدرا، چاپ دوم، ۱۳۸۲ ه ش.
۷. شهید اوّل ، الدروس الشرعیه، چاپ اوّل، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۴ق.
۸. شیخ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ ه ق.
۹. شیخ کلینی، کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ ه ق.
۱۰. شیخ محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، تحقیق علی آخوندی، چاپ هفتم، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۹۸۱م.
۱۱. شیخ طوسی، النهایه، انتشارات قدسی محمدی، قم، ۱۳۷۸ ه ش.
۱۲. شیخ مفید، المقنعه، چاپ دوم، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۰ق.
۱۳. علامه مجلسی، بحارالانوار، داراحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ ه ق.
۱۴. قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه - مترجم: غفاری، علی اکبر ، من لا یحضره الفقیه، نشر صدوق، تهران، اول.
۱۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیه ، تهران، چاپ ۱۰، ۱۳۷۱ ه.ش.
۱۶. ویل دورانت، تاریخ تمدّن، ترجمه احمد آرام و دیگران، تهران، چاپ کیهانک، تهران.


پانویس

  1. . راغب اصفهانی، حسین بن محمد، خسروی، غلامرضا، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، ج2، ص39.
  2. . حسینی زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج19، ص441.
  3. . سید محمدکاظم یزدی ، العروه الوثقی، ج2، ص4، مسأله3.
  4. . امام خمینی(رحمه الله علیه)، تحریر الوسیله، ج1، ص493.
  5. . شهید مطهری، مساله ربا، ص41.
  6. . ویل دورانت، تاریخ تمدّن، ج1، ص151.
  7. . نساء/160ـ 161.
  8. . محمد جواد فاضل لنکرانی، ربا در قرآن کریم، ص21.
  9. . شیخ کلینی، کافی، ج5، ص146.
  10. . همان، ج5، ص191.
  11. . معروفعلی احمدوند، حکمت تحریم ربا در اندیشه فقهی استاد شهید مطهری، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، فصلنامه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره 39.
  12. . شیخ مفید، المقنعه، ص605.
  13. . شهید مطهری، مجموعه آثار شهید مطهری، ج20، ص296.
  14. . شیخ محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج23، ص361.
  15. . شهید اوّل ، الدروس الشرعیه، ج3 ، ص293.
  16. . شیخ طوسی، النهایه، ص377.
  17. . شهید مطهری، سلسله یادداشت‌های استاد مطهری، ج4، ص336.
  18. . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 18، ص 153 ، أبواب الربا، باب 16، شماره 23367، ح 3 ،ط آل البیت.
  19. . بخش فرهنگی جامعه مدرسین حوزه علیمه قم، ربا پیشینه تاریخی ربا، ربا در قرآن و سنت، انواع ربا و فرار از ربا، ص78.
  20. .همان، ص79.
  21. .همان، ص90.
  22. . همان، ص90.
  23. .شهید مطهری، ربا بانک بیمه، ص76.
  24. . شهید مطهری، سلسله یادداشت‌های استاد مطهری، ج4، ص350.
  25. . معروفعلی احمدوند، حکمت تحریم ربا در اندیشه فقهی استاد شهید مطهری، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، فصلنامه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره 39.
  26. . روم/39.
  27. . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج2، ص365.
  28. . بقره/275.
  29. . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 2، ص364.
  30. . بقره/276.
  31. . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج2، ص371.
  32. . تفسیر علی بن ابراهیم، ج1، ص93.
  33. . طبرسی، مجمع البیان، جلد 1- 2 صفحه 392 و الدر المنثور، جلد 2 صفحه 109 با کمی تفاوت.
  34. . سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، جلد 2 صفحه 108- 107.
  35. . کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، الکافی (ط - الإسلامیه)؛ ج 5 ؛ ص147.
  36. . طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج7، ص15.
  37. . قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه - مترجم: غفاری، علی اکبر ، من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 371.
  38. . حلّی، مقداد بن عبد اللّه سیوری، مترجم بخشایشی، عبد الرحیم عقیقی، کنز العرفان فی فقه القرآن، ج 2، ص: 518.
  39. . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج100، ص121.
  40. . آیت الله العظمی خامنه‌ای(دامت برکاته)، ربا، پایگاه اطلاع رسانی http://farsi.khamenei.ir.
  41. . همان.
  42. . آیت الله مکارم شیرازی، استفتائات، ج1، ص325، سوال590، پایگاه اطلاع رسانی http://makarem.ir
  43. . همان، سوال591.
  44. . آیت الله العظمی خامنه‌ای(دامت برکاته)، ربا، پایگاه اطلاع رسانی http://farsi.khamenei.ir.
  45. . آیت الله مکارم شیرازی، پایگاه اطلاع رسانی http://kanoonsarafan.com.
  46. . آیت الله سیستانی، توضیح المسائل، مساله2823، پایگاه اطلاع رسانی http://www.sistani.org.
  47. . آیت الله وحید خراسانی، پایگاه اطلاع رسانیhttp://kanoonsarafan.com.
  48. . شهید مطهری، سلسله یادداشت‌های استاد مطهری، ج4، ص 361.