فرهنگ مصادیق:وضو گرفتن: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح ارقام)
 
(۹ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۳۲: سطر ۳۲:
 
|-
 
|-
 
| ۱۰ || [[وضو-ویکی پدیا]]
 
| ۱۰ || [[وضو-ویکی پدیا]]
 
+
|-
 +
| ۱۱|| [[وضو-اسلام پدیا]]
 
|}
 
|}
 
<p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p>
 
<p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p>
سطر ۵۸: سطر ۵۹:
 
! ردیف !! عنوان
 
! ردیف !! عنوان
  
|}
 
<p class="relatesites">پایگاه‌های اینترنتی مرتبط</p>
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
! ردیف !! عنوان
 
 
|}
 
|}
 
</div>
 
</div>
== وضو – اسلام پدیا ==
 
کلیدواژه ها: احکام وضو، شبهات وضو، شرایط وضو، وضو
 
تعریف وضو<br/>
 
  
(در حال تکمیل است)<br/>
+
نویسنده:سید مجید پوربهشت<br/>
 +
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-۹۵/۹/۱۸<br/>
 +
 
 +
== مقدمه ==
 +
طهارت در تشریع اسلامی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «لاصلاه إلّا بطهور<ref>تهذیب، ج 1، ص 49</ref>»؛  نماز بدون طهارت صحیح نیست.<br/>
 +
قرآن مجید می‌فرماید: إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ<ref>بقره، آیۀ 222.</ref>؛ یعنی خداوند افراد توبه کننده و افراد پاکیزه(طاهر) را  دوست  دارد. و نیز پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ النَّظافَهَ»<ref>المعرفه و التاریخ، ج 3، ص 408.</ref>؛  یعنی خداوند تمیزی را دوست  دارد. و نیز فرمودند: «الطَّهُورُ نِصْفُ الْإِیمانِ»<ref>عوالی اللئالی، ج 1، ص 115، ح 33.</ref>؛یعنی پاکیزه بودن (طهارت)، نصف ایمان است.<br/>
 +
طهارت از اعمال تعبدی است، یعنی اخلاص در آن شرط است و اگر به قصد قربت همراه نباشد، نماز قبول نمی‌شود. اولیاء و بزرگان اهمیت زیادی به طهارت می‌دادند، و سفارش می‌کردند همیشه و در همه حال طهارت داشته باشید.<br/>
 +
البته طهارت منحصر به ظاهر نیست، طهارت باطن یک نوع از انواع طهارت است، طهارت باطن از طهارت ظاهر مهمتر است. طهارت دارای اقسامی است، وضو در میان طهارات معنوی سه گانه(وضو، غسل، تیمم) جایگاه ویژه‌ای دارد.<br/>
 +
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «َ الْوُضُوءُ شَطْرُ الْإِيمَان‏»؛<ref>الکافی (ط - الإسلامیه)  ج 3 باب النوادر .....  ص : 69</ref>  وضو جزء ایمان است. در روایت دیگری حضرت فرمودند: الصَّلَاهُ ثَلَاثَهُ أَثْلَاثٍ- ثُلُثٌ طَهُورٌ وَ ثُلُثٌ رُکُوعٌ وَ ثُلُثٌ سُجُودٌ.<ref>وسائل الشیعه؛ ج 1، ص: 366</ref> نماز سه بخش مهم دارد؛ طهارت، رکوع، سجده. در روایتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: افْتِتَاحُ الصَّلَاهِ الْوُضُوءُ- وَ تَحْرِیمُهَا التَّکْبِیرُ وَ تَحْلِیلُهَا التَّسْلِیمُ.<ref>وسائل الشیعه؛ ج 1، ص: 366</ref>نماز با وضو شروع می‌شود، با تکبیره الاحرام بعضی چیزها بر نمازگزار حرام می‌شود، و با سلام آن محرمات حلال می‌شود (نماز تمام می‌شود). در روایت دیگری حضرت فرمودند: خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید: یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی مَنْ أَحْدَثَ وَ لَمْ یَتَوَضَّأْ فَقَدْ جَفَانِی- وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ- وَ لَمْ یُصَلِّ رَکْعَتَیْنِ فَقَدْ جَفَانِی- وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ وَ صَلَّی رَکْعَتَیْنِ وَ دَعَانِی- وَ لَمْ أُجِبْهُ فِیمَا سَأَلَنِی مِنْ أَمْرِ دِینِهِ وَ دُنْیَاهُ- فَقَدْ جَفَوْتُهُ وَ لَسْتُ بِرَبٍّ جَافٍ قَالَ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ أَحْدَثَ وَ لَمْ یَتَوَضَّأْ فَقَدْ جَفَانِی وَ ذَکَرَ الْحَدِیثَ نَحْوَهُ <ref>وسائل الشیعه؛ ج 1، ص: 382</ref><br/>
 +
اگر وضوی کسی باطل شود و وضو نگیرد بر من جفا کرده است، و اگر وضوی کسی باطل شد و مجددا وضو گرفت ولی دو رکعت نماز نخواند بر من جفا کرده است، و اگر وضوی کسی باطل شود و مجددا وضو بگیرد و دو رکعت نماز بخواند و بعد از نماز دعا کند، اگر من [خدا] دعای او را مستجاب نکنم بر او جفا کرده‌ام، ولی من پروردگاری جفا کار نیستم.<br/>
 +
در منابع روایی روایات بسیاری پیرامون وضو آمده است، مثلا در کتاب وسائل الشیعه أَبْوَابُ الْوُضُوءِ<ref>وسائل الشیعه ج 1، ص: 365 </ref>  ۳۳۹ روایت و در أَبْوَابُ نَوَاقِضِ الْوُضُوء ِ<ref>وسائل الشیعه ، ج 1، ص: 245 </ref>  ۱۵۳ روایت آمده است. و در کتاب شریف کافی ج ۳ روایات بسیاری پیرامون وضو آمده است. البته بین مسلمانان(شیعه و سنی) در کیفیت وضو اختلاف وجود دارد، مسلمانان قبل از حکومت خلیفۀ سوم، در مسئلۀ وضو اتفاق نظر داشته، در مورد مسح پاها یا شستن آن، اختلاف نظر بارزی نداشتند، اما از روایاتی که از عثمان در بیان کیفیت وضو نقل شده، استفاده می‌شود، آغاز اختلاف در این زمینه در دورۀ خلافت این خلیفه آغاز شده است. مسلم در صحیحش<ref>صحیح مسلم به شرح نووی، ج 3، ص 115، شماره 229.همان، شمارۀ 230.</ref> برخی از این اخبار را نقل می‌کند<ref>مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)؛ ج 38، ص: 7</ref>. <br/>
 +
حال که جایگاه وضو در تشریع اسلامی چنین است، بر هر مسلمانی واجب است که از اجزا، شرایط، احکام و مبطلات آن، آگاه شود.<br/>
 
== فلسفه وضو ==
 
== فلسفه وضو ==
 +
در روایتی از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام می‌خوانیم که حضرت درباره ی فلسفه وضو می‌فرماید:<br/>
 +
برای این دستور وضو داده شده و آغاز عبادت با آن است که بندگان هنگامی که در پیشگاه خدا می‌ایستند و با او مناجات می‌کنند پاک باشند، و دستورات او را بکار بندند، از آلودگیها و نجاستها بر کنار شوند، علاوه بر این وضو سبب می‌شود که آثار خواب و کسالت از انسان برچیده شود و قلب برای قیام در پیشگاه خدا نور و صفا یابد.<br/>
 +
انما امر بالوضوء و بدء به لان یکون العبد <br/>
 +
۱. طَاهِراً إِذَا قَامَ بَيْنَ يَدَيِ الْجَبَّار»، زمینه پاکی هنگام ایستادن در برابر خداست.<br/>
 +
۲. مُطِيعاً لَهُ فِيمَا أَمَرَه‏»، نشانه ی بندگی و اطاعت است.<br/>
 +
۳. نَقِيّاً مِنَ الْأَدْنَاسِ وَ النَّجَاسَة»، عامل دوری از آلودگی‌ها و نجاست است.<br/>
 +
۴. ذَهَابِ الْكَسَلِ وَ طَرْدِ النُّعَاس‏»، مایه ی دوری از کسالت و خواب آلودگی است.<br/>
 +
۵. و تَزْكِيَةِ الْفُؤَادِ لِلْقِيَامِ »، آماده سازی و رشد روحی برای نماز است.<ref> وسائل، ج 1، ص 367</ref> <br/>
 +
امام رضا (علیه السلام) در روایتی می‌فرمایند: فلسفه شستن صورت و دو دست و مسح سر و دو پا، در وضو این است که وقتی عبد در نماز مقابل خداوند می‌ایستد، با صورت در مقابل خداوند خضوع می‌کند، و با دست [در قنوت] از خداوند طلب حاجت می‌کند، و با سر سجده انجام می‌دهد، و با دوپا قیام و قعود می‌کند. <br/>
 +
حضرت فرمودند شستن صورت و دستها واجب شده، چون که رکوع و سجود(عبادت‌های بزرگ) به وسیله صورت و دست است. مسح سر و پاها واجب شده(شستن آنها واجب نشده، ونیز مسح بعضی از انها لازم است نه همه آنها)، چون که همیشه شستن سر و پاها مقدور نسیت، گاهی مواقع هوا سرد است یا شخص مسافر یا مریض است، ولی شستن صورت و دست آسان تر است، علت دیگر آن این است که سر و پا معمولا به واسطه کلاه و جوراب پوشیده است[البته علت و حکمت‌های فراوانی دارد، حضرت به برخی از آنها اشاره کردند].<ref>عَنِ الرِّضَا ع إِنَّمَا وَجَبَ الْوُضُوءُ عَلَی الْوَجْهِ وَ الْیَدَیْنِ- وَ مَسْحُ الرَّأْسِ وَ الرِّجْلَیْنِ  لِأَنَّ الْعَبْدَ إِذَا قَامَ بَیْنَ یَدَیِ الْجَبَّارِ- فَإِنَّمَا یَنْکَشِفُ مِنْ جَوَارِحِهِ- وَ یَظْهَرُ مَا وَجَبَ فِیهِ الْوُضُوءُ- وَ ذَلِکَ أَنَّهُ بِوَجْهِهِ (یَسْتَقْبِلُ وَ) یَسْجُدُ وَ یَخْضَعُ- وَ بِیَدِهِ یَسْأَلُ وَ یَرْغَبُ- وَ یَرْهَبُ وَ یَتَبَتَّلُ  وَ بِرَأْسِهِ یَسْتَقْبِلُهُ فِی رُکُوعِهِ وَ سُجُودِهِ- وَ بِرِجْلَیْهِ یَقُومُ وَ یَقْعُدُ- وَ إِنَّمَا وَجَبَ الْغَسْلُ عَلَی الْوَجْهِ وَ الْیَدَیْنِ- وَ الْمَسْحُ عَلَی الرَّأْسِ وَ الرِّجْلَیْنِ- وَ لَمْ یُجْعَلْ غَسْلًا کُلُّهُ- وَ لَا مَسْحاً کُلُّهُ لِعِلَلٍ شَتَّی- مِنْهَا أَنَّ الْعِبَادَهَ الْعُظْمَی إِنَّمَا هِیَ الرُّکُوعُ وَ السُّجُودُ- وَ إِنَّمَا یَکُونُ الرُّکُوعُ وَ السُّجُودُ بِالْوَجْهِ وَ الْیَدَیْنِ- لَا بِالرَّأْسِ وَ الرِّجْلَیْنِ- وَ مِنْهَا أَنَّ الْخَلْقَ- لَا یُطِیقُونَ فِی کُلِّ وَقْتٍ غَسْلَ الرَّأْسِ وَ الرِّجْلَیْنِ- وَ یَشْتَدُّ ذَلِکَ عَلَیْهِمْ فِی الْبَرْدِ- وَ السَّفَرِ وَ الْمَرَضِ وَ  اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ- وَ غَسْلُ الْوَجْهِ وَ الْیَدَیْنِ أَخَفُّ مِنْ غَسْلِ الرَّأْسِ وَ الرِّجْلَیْنِ- وَ إِنَّمَا وُضِعَتِ الْفَرَائِضُ عَلَی قَدْرِ أَقَلِّ النَّاسِ طَاقَهً مِنْ أَهْلِ الصِّحَّهِ- ثُمَّ عُمَّ فِیهَا الْقَوِیُّ وَ الضَّعِیفُ-وَ مِنْهَا أَنَّ الرَّأْسَ وَ الرِّجْلَیْنِ- لَیْسَ هُمَا فِی کُلِّ وَقْتٍ بَادِیَانِ- وَ ظَاهِرَانِ کَالْوَجْهِ وَ الْیَدَیْنِ- لِمَوْضِعِ الْعِمَامَهِ وَ الْخُفَّیْنِ وَ غَیْرِ ذَلِکَ. وسائل الشیعه، ج 1، ص: 395 </ref><br/>
 +
پیامبر اکرم در جواب عده‌ای از یهودیان که از فلسفه وضو سوال کردند، فرمودند:<br/>
 +
وقتی شیطان حضرت آدم را وسوسه کرد، آدم نزدیک درخت نهی شده شد، به درخت نگاه کرد آبروی او از بین رفت، وقتی به سوی درخت حرکت کرد، اولین گامی که به سوی خطاء برداشت این قدم بود، با دست از آن درخت خورد، و زیبایی‌ها او از بدنش بیرون رفت، آدم دست خود را روی سرش گذاشت وشروع به گریه کردن کرد و توبه کرد، وقتی خداوند توبه او را پذیرفت بر او و فرزندان او واجب کرد که این مواضع را تطهیر کنند، پس خداوند امر کرد در وضو صورت شسته شود، چون آدم به درخت نگاه کرد، خداوند امر کرد دستها شسته شود، چون آدم با دست از درخت خورد، خداوند امر کرد سر را مسح کنید، چون آدم دست بر سر گذاشت و پشیمان شد، خداوند امر کرد به مسح پا، چون آدم با پاها به سوی درخت رفت.<ref>وَ فِی الْعِلَلِ بِإِسْنَادِهِ قَالَ: جَاءَ نَفَرٌ مِنَ الْیَهُودِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ ص- فَسَأَلُوهُ عَنْ مَسَائِلَ- وَ کَانَ فِیمَا سَأَلُوهُ أَخْبِرْنَا یَا مُحَمَّدُ- لِأَیِّ عِلَّهٍ تُوَضَّأُ هَذِهِ الْجَوَارِحُ الْأَرْبَعُ- وَ هِیَ أَنْظَفُ الْمَوَاضِعِ فِی الْجَسَدِ- فَقَالَ النَّبِیُّ ص لَمَّا أَنْ وَسْوَسَ الشَّیْطَانُ إِلَی آدَمَ ع- دَنَا مِنَ الشَّجَرَهِ فَنَظَرَ إِلَیْهَا- فَذَهَبَ مَاءُ وَجْهِهِ ثُمَّ قَامَ وَ مَشَی إِلَیْهَا- وَ هِیَ أَوَّلُ قَدَمٍ مَشَتْ إِلَی الْخَطِیئَهِ- ثُمَّ تَنَاوَلَ بِیَدِهِ مِنْهَا مَا عَلَیْهَا- وَ أَکَلَ فَتَطَایَرَ الْحُلِیُّ وَ الْحُلَلُ عَنْ جَسَدِهِ- فَوَضَعَ آدَمُ یَدَهُ عَلَی أُمِّ رَأْسِهِ وَ بَکَی- فَلَمَّا تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِ فَرَضَ  (اللَّهُ) عَلَیْهِ وَ عَلَی ذُرِّیَّتِهِ- تَطْهِیرَ هَذِهِ الْجَوَارِحِ الْأَرْبَعِ- (فَأَمَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ) بِغَسْلِ الْوَجْهِ لِمَا نَظَرَ إِلَی الشَّجَرَهِ- وَ أَمَرَهُ بِغَسْلِ الْیَدَیْنِ إِلَی الْمِرْفَقَیْنِ لِمَا تَنَاوَلَ بِهِمَا- وَ أَمَرَهُ بِمَسْحِ الرَّأْسِ لِمَا وَضَعَ یَدَهُ عَلَی أُمِّ رَأْسِهِ- وَ أَمَرَهُ بِمَسْحِ الْقَدَمَیْنِ لِمَا مَشَی بِهِمَا إِلَی الْخَطِیئَهِ. وسائل الشیعه، ج 1، ص: 396 </ref><br/>
  
یکی از شرایط صحت نماز طهارت ظاهری بدن از هر نوع آلودگی و نجاست ظاهری است و آنچه با استحمام امثال آن حاصل می شود. طهارت ظاهری از این آلودگی ها است، اما علاوه بر طهارت ظاهری، یکی دیگر از شرایط نماز، تحصیل طهارت معنوی است که تنها از راه وضو و [[غسل]] به دست می آید و اگر استفاده از آب امکان پذیر نباشد، این طهارت معنوی و باطنی به وسیلۀ تیمّمی که خدای متعال آن را به جای وضو یا [[غسل]] قرار داده است، به دست می آید.<br/>
+
== آیه وضو ==
 +
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ وَ إِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضی  أَوْ عَلی  سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدیکُمْ مِنْهُ ما یُریدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ یُریدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ<ref>(مائده/6)</ref> .<br/>
 +
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چون برای نماز برخیزید (و وضو نداشتید) پس صورت‌ها و دست هایتان را تا آرنج بشویید، و بر سرتان و روی پاهاتان تا برآمدگی روی هر دو پا مسح کنید، و اگر جنب بودید شستشو نمایید (غسل کنید)، و اگر بیمار یا در سفر بودید و حال آنکه یکی از شما از قضای حاجت آمده یا با زنان همبستر شده و آبی نیافتید، پس به سراغ خاکی پاک روید و از آن خاک (پس از آنکه کف هر دو دست بر آن زدید) به صورت و دست هایتان بکشید (تیمم کنید). خداوند هرگز نمی‌خواهد برای شما مشقت درست کند و لکن می‌خواهد شما را پاک نماید و نعمت خود را بر شما تمام سازد، شاید سپاس گزارید.<br/>
  
البته باید توجه داشت که نکتۀ بیان شده به معنای آن نیست که تیمم نقشی در پاکیزگی و آثار ظاهری ندارد. امروزه ثابت شده است که خاک اثر پاک کنندگی دارد و از این نکته سرّ این حکم الاهی دانسته می شود که چرا در بعضی موارد باید ظرف نجس را سه یا هفت مرتبه خاک مالی کرد.<br/>
+
=== نکته‌های آیه وضو ===
 +
در آیه ی ۴۳ سوره نساء، درباره [[غسل]] و [[تیمّم]] سخن می‌گوید، در اینجا علاوه بر آن دو، به مسأله ی وضو هم اشاره شده است.<br/>
 +
واژه ی «قیام»، هر گاه با حرف «إِلَی» همراه شود، به معنای اراده کردن است. «إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ» یعنی هر گاه تصمیم به نماز خواندن گرفتید. <br/>
 +
کلمه ی «جُنُباً»، به زن و مرد، مفرد و جمع، بطور یکسان اطلاق می‌شود. شاید در این آیه، مراد از جنب شدن، تنها احتلام و منظور از لمس زنان، آمیزش جنسی.<br/>
 +
مراد از فرمان «فَاطَّهَّرُوا» انجام [[غسل]] است. به قرینه اینکه در آیه ی ۴۳ نساء به جای «فَاطَّهَّرُوا»، «تَغْتَسِلُوا» فرموده است.<br/>
 +
قید «إِلَی الْمَرافِقِ»، برای بیان محدوده ی شستن است، نه جهت شستن. از آنجا که کلمه ی «یَد»، هم به دست، از انگشتان تا مچ و هم به دست، از انگشتان تا آرنج و هم به دست، از انگشتان تا کتف، اطلاق می‌شود این آیه می‌فرماید: در وضو، دست تا آرنج را بشویید، نه کمتر و نه بیشتر<ref> تفسیر نور، ج 3، ص: 36 </ref>.<br/>
 +
در تیمّم، روح بندگی نهفته است، چون دست به خاک زدن و مالیدن آن به پیشانی که بلندترین عضو بدن است همراه با قصد قربت، نوعی تواضع و خاکساری در برابر خداست.<br/>
 +
آن گونه که آب آلودگی را برطرف می‌کند، خاک پاک هم خاصیّت میکروب کشی دارد. چون در معرض تابش آفتاب و ریزش باران است.<br/>
 +
صعید از «صعود» به معنای زمین بلند است. امام صادق علیه السلام در تفسیر «صَعِیداً طَیِّباً» فرمودند: زمین بلندی که آب از آن سرازیر شود.<ref>معانی الاخبار، ص 283</ref> آری، زمین گودی که آب آلوده در آن جمع می‌شود، برای [[تیمّم]] مناسب نیست، زیرا شرط تیمّم، خاک پاک است.<br/>
 +
در حدیث می‌خوانیم: «لَا صَلَاةَ إِلَّا بِطَهُور»<ref>تهذیب، ج 1، ص 49</ref> ، نماز جز با طهارت (وضو یا [[غسل]] یا تیمم) صحیح نیست.<br/>
 +
در حدیث می‌خوانیم: «ابدأ بما بدء الله»<ref>تفسیر نور الثقلین</ref>  از همانجا آغاز کن که خداوند در قرآن آغاز نموده است. همان گونه که در قرآن اوّل شستن صورت، بعد دست‌ها و بعد مسح سر و بعد مسح پا آمده است، ترتیب وضو نیز همین گونه است.<br/>
 +
از امام سؤال شد که چرا در وضو بخشی از سر مسح می‌شود؟ فرمودند: «لمکان الباء» به خاطر حرف «باء» در کلمه ی «بِرُؤُسِکُمْ» زیرا معنای آن قسمتی از سر است و اگر آیه «و امسحوا رؤسکم» بود در آن صورت باید همه ی سر را مسح می‌کردیم.<ref>کافی، ج 3، ص 30</ref> <br/>
 +
امام صادق علیه السلام فرمود: مراد از «لامَسْتُمُ»، آمیزش جنسی است، ولی خداوند آن را پوشانده و پوشاندن اموری را دوست دارد، لذا آن گونه که شما نام می‌برید، نام نبرده است<ref>کافی، ج 5، ص 555</ref><br/>
  
خداوند متعال پس از آن که بعضی از اسباب پدید آمدن آلودگی های روحی و باطنی را بیان فرموده است، راه از بین بردن این آلودگی ها را بیان کرده که اگر از عواملی است که با وضو مشکل برطرف می گردد؛ مانند آنچه که در رساله ها آمده؛ مثل: خوابیدن، دستشویی کردن و غیره، باید وضوء بگیرد و اگر از عواملی است که با [[غسل]] برطرف می گردد باید [[غسل]] کند. سپس می فرماید که اگر استفاده از آب ب مقدور نبود به وسیلۀ خاک پاک تیممّ کند. آن گاه به حکمت آن می پردازد که «ولیطهّرکم ….. » تا پاکیزه گردید<ref>مائده، ۵ و ۶٫</ref>.<br/>
+
=== پیام‌های آیه وضو ===
 +
۱. نظافت و طهارت، لازمه ی ایمان است. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا») ...  «فَاغْسِلُوا» ...  «فَاطَّهَّرُوا» <br/>
 +
۲. طهارت، شرط نماز است. «فَاغْسِلُوا» <br/>
 +
۳. هم چنان که تماس با قرآن مخصوص پاکان است،<ref>لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ». واقعه، 79.</ref>  ارتباط با خدا هم نیاز به طهارت دارد. «فَاغْسِلُوا» <br/>
 +
۴. آلودگی جسم، مانع قرب به خداست. «إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا» <br/>
 +
۵. اصل در کلام، رعایت حیا و عفّت و ادب است، خصوصاً در مسائل زناشویی.لامَسْتُمُ النِّساءَ» البتّه در مسائل حقوقی، برای این که حقّی ضایع نشود، قانون روشن و بی پرده بیان می‌شود. مثل آیه «دَخَلْتُمْ بِهِنَّ» «۱» که در مورد مهریّه است، یا جمله ی «أَحْصَنَتْ فَرْجَها» «۲» که در مورد رفع اتهام از حضرت مریم است.<br/>
 +
۶. شرایط و مقدّمات نماز، تخفیف بردار هست، ولی تعطیل بردار نیست. «فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا» <br/>
 +
۷. برای پیدا کردن آبِ وضو و [[غسل]] باید تلاش کرد، اگر پیدا نشد آن گاه نوبت به [[تیمّم]] می‌رسد. «فَلَمْ تَجِدُوا» در جایی است که انسان تلاش کند ولی نیابد.<br/>
 +
۸. با آب یا خاک آلوده، نمی‌توان با خدای پاک، ارتباط برقرار کرد. «صَعِیداً طَیِّباً» <br/>
 +
۹. هم خوردنی‌ها باید طیّب باشد، که در دو آیه قبل به آن اشاره شد، هم [[تیمّم]] باید به خاک طیّب باشد. «صَعِیداً طَیِّباً» <br/>
 +
۱۰. در احکام دین، حرج و دشواری نیست. « ما یُریدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَج » <br/>
 +
۱۱. هدف از وضو و [[غسل]] و تیمم، طهارت معنوی و آمادگی برای ارتباط با خداوند است. «لِیُطَهِّرَکُمْ» <br/>
 +
۱۲. تکالیف الهی، برای انسان نعمت است. «لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ» <br/>
 +
۱۳. انجام تکلیف، یکی از مصادیق شکر خداست. «لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»<ref>تفسیر نور، ج 3، ص: 38</ref><br/>
 +
توضیحی در مورد قید" إِلَی الْمَرافِقِ":<br/>
 +
و اما کلمه" إلی" این کلمه بطوری که استعمال آن به ما می‌فهماند در مورد افعال دارای امتداد حرکت استعمال شودو حد نهایی آن حرکت را معین می‌کند، (وقتی می گوئیم من تا فلان جا رفتم، معنایش این است که نقطه نهایی عمل من که همان رفتن باشد فلان جا است و اما اینکه خود آن نقطه هم حکم ما قبل از کلمه" الی تا" را داشته باشد و یا حکم آن را نداشته باشد مطلبی است که از معنای این کلمه خارج است) (مثلا وقتی گفته شود" من ماهی را تا سرش خوردم" کلمه" تا" دلالت نمی‌کند بر اینکه سر آن را هم خورده‌ام، و یا نخورده‌ام) بنا بر این حکم شستن خود مرفق از کلمه" إلی" استفاده نمی‌شود، آن را باید سنت بیان کند.<ref>المیزان، ج 5، ص: 358</ref>
  
با نگاه به ظاهر آیه می توان متوجه شد که مراد خداوند از طهارت، اعم از پاکی ظاهری و معنوی است؛ زیرا پاکیزگی طبی و بهداشتی (پاکی ظاهری) گرچه شست و شوی با آب را شامل می شود، اما شاید نتوان اثر پاکیزگی بهداشتی خاک مال کردن دست و صورت را اثبات کرد، اما در این که از آثار او طهارت معنوی است، شکی نیست و از این رو است که سجده را بهترین حالت نماز شمرده اند، و برترین اذکار را نیز مختص به آن دانسته اند؛ زیرا سجده حالتی است که انسان به خاک می افتد، آدمی هر چه پایین تر رود عظمت خداوند را بهتر ادراک می کند، انسان در حالت رکوع به همان اندازه که خود را می شکند خداوند را ادراک می نماید، و ذکر مناسب با این حالت همان تسبیح و ستایش خداوند به بزرگی و عظمت است که عبارت از ذکر شریف «سبحان ربی العظیم و بحمده» است.<br/>
+
== اقسام طهارت ==
 +
طهارت بر دو قسم است: اوّل، طهارتِ باطن؛ که عبارت است از پاک شدن از معاصی و اخلاق بد و دوری از غفلت و یاد خداوند. طهارت باطن، به وسیله توبه و عمل به تکالیف الهی، حاصل می‌شود.<br/>
 +
غوطه در اشک زدم، کاهل طریقت گویند: پاک شو اوّل و پس دیده بر آن پاک انداز<ref>دیوان، حافظ شیرازی- ره- و در آن: «غسل در اشک زدم- إلخ».</ref> <br/>
 +
به گفته بعضی از بزرگان طهارت باطن مهمتر از طهارت ظاهر است<ref>أسرار الصلاه (ملکی تبریزی)، ص: 57</ref>، به همین دلیل قبل از طهارت ظاهر، باطن باید طهارت پیدا کند.<br/>
 +
دوم، طهارت ظاهر: پاک شدن از خَبَث(نجاسات، پلیدی) و حَدَث( آنچه که وضو و نماز را باطل کند). <br/>
 +
طهارت ظاهر، با به کار بردن آب و خاک و از بین بردن نجاسات حاصل می‌شود.<ref>رسائل فیض کاشانی، ج-2رساله-4، ص: 7 </ref><br/>
 +
پاک و پاکیزه شو که دین حنیف خواسته پاکی از وضیع و شریف<br/>
 +
=== طهارت ظاهر به دو طریق انجام می‌شود ===
 +
==== طهارت با آب  ====
 +
در قرآن مجید آمده: وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً <ref>فرقان، آیۀ 48.</ref>؛  یعنی فرو فرستادیم از آسمان، آب پاک کننده را. و جای دیگر می‌فرماید: وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطانِ <ref>انفال، آیۀ 11.</ref>؛  یعنی فرو می‌فرستد خدای تعالی از آسمان، آبی تا پاک گرداند شما را بدان و ببرد از شما وسواس شیطان؛ یعنی جنابت [را].<br/>
 +
الف. غسل: اسبابی که موجب وجوب [[غسل]] می‌شود حدث اکبر نام دارند.<br/>
 +
ب. وضو: اسبابی که موجب باطل شدن وضو می‌شود حدث اصغر نام دارند.<br/>
  
به هر حال باید توجه داشت که برطرف شدن آلودگی های روحی و تحصیل طهارت معنوی یک امر اعتباری است که خداوند متعال رسیدن به آن را از راه های خاصی معین کرده است و آگاه ترین کس به این امور خداوند است، در نتیجه او می داند که آیا آلودگی های روحی با آب فراوان برطرف می شود یا با آب کم، و یا این که با آب حاصل می گردد یا با خاک.<br/>
+
==== طهارت با خاک : تیمم ====
  
از طرفی کسی که می خواهد به خداوند نزدیک شود باید هر عملی را با همان کیفیّتی که مورد پسند او است به انجام برساند.<br/>
+
== اقسام وضو ==
 +
۱. ترتیبی:<br/>
 +
۲. دراین روش به ترتیب اول صورت بعد دستها شسته می‌شود، بعد مسح سر بعد مسح پاها انجام می‌گیرد.<br/>
 +
۳. ارتماسی:<br/>
 +
وضوی ارتماسی آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ لیکن برای این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، بایستی در شستن ارتماسی دستها، قصد وضو، هنگام بیرون آوردن دستها از آب باشد و یا این که مقداری از دست چپ را، باقی گذارد، تا آن را با دست راست، ترتیبی، بشوید.<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 160</ref>
  
ادله وضو<br/>
+
۴. جبیره‌ای:<br/>
 +
چیزی که با آن زخم و شکسته را می‌بندند و دوایی که روی زخم و مانند آن می‌گذارند جبیره نامیده می‌شود.<br/>
 +
اگر در یکی از جاهای وضو زخم یا دُمل یا شکستگی باشد، چنانچه روی آن باز است و آب برای آن ضرر ندارد، باید به طور معمول وضو گرفت.<br/>
 +
اگر زخم یا دُمل یا شکستگی در صورت و دستها است و روی آن باز است و آب ریختن روی آن ضرر دارد، اگر اطراف آن را بشوید کافی است، ولی چنانچه  کشیدن دست تر بر آن ضرر ندارد، بهتر آن است که دست تر بر آن بکشد و بعد پارچۀ پاکی روی آن بگذارد و دست تر را روی پارچه هم بکشد. و اگر این مقدار هم ضرر دارد یا زخم نجس است و نمی‌شود آب کشید، باید اطراف زخم را به طوری که در وضو گفته شد، از بالا به پایین بشوید و بنا بر احتیاط مستحبّ پارچه پاکی روی زخم بگذارد و دست تر روی آن بکشد و اگر گذاشتن پارچه ممکن نیست شستن اطراف زخم کافی است و در هر صورت تیمم لازم نیست.<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 189</ref>
  
(در حال تکمیل است)<br/>
 
  
== وضو در قرآن ==
+
== شرائط صحیح بودن وضو ==
 
+
۱. آب وضو پاک باشد.<br/>
با استفاده از قرآن و آموزه های برگرفته از اهل بیت (ع) و بزرگان صحابه به دست می آید که وضو از دو شستن و دو مسح تشکیل می شود<ref>طوسی، تهذیب الأحکام، ج ۱، ص ۶۳، حدیث ۲۵، چاپ دار الکتب الاسلامیه، سال ۱۳۶۵ ش؛ “رُوِیَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ  قَالَ: غَسْلَتَانِ وَ مَسْحَتَانِ”.</ref>. بدین ترتیب که نخست صورت، آن گاه دست ها از آرنج تا سر انگشتان شسته می شود، پس از آن روی سر و روی پاها به ترتیب مسح می شود.<br/>
+
۲. آب وضو مطلق باشد. <br/>
 
+
۳. [[وضو گرفتن]] مستلزم تصرف غاصبانه نباشد. <br/>
تنها آیه ای که در قرآن از وضو بحث می نماید این آیه است: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ  وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْنِ»؛ «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هنگامى که به نماز مى ایستید، صورت و دستها را تا آرنج بشویید! و سر و پاها  را تا مفصل (برآمدگى پشت پا). مسح کنید»<ref>مائده، ۶٫</ref>.<br/>
+
۴. ظرف آب وضو مباح باشد (غصبی نباشد). <br/>
 
+
۵. ظرف آب وضو طلا و نقره نباشد. <br/>
مطابق قرائت مشهور لام “ارجلکم” به فتح خوانده می شود، از این رو دو نوع ترکیب روی آن صورت گرفته است:<br/>
+
۶. اعضای وضو موقع شستن و مسح کردن پاک باشد. <br/>
 
+
۷. وقت برای وضو و نماز کافی باشد. <br/>
الف. عطف بر وجوه است که منصوب و محکوم به شستن است، پس پاها نیز مانند صورت و دست ها باید شسته شود.<br/>
+
۸. به قصد قربت یعنی برای انجام فرمان خداوند عالم وضو بگیرد. <br/>
 
+
۹. ترتیب. <br/>
ب. گرچه کلمه “رؤسکم” مجرور است، امّا مجموع کلمه “برؤسکم” مفعول امسحوا، در محل نصب و محلاً منصوب است، کلمه ارجلکم عطف به محل برؤسکم و محکوم به حکم آن یعنی مسح است، پس باید پاها را نیز مانند سر مسح نمود.<br/>
+
۱۰. موالات. <br/>
 
+
۱۱. مباشرت در اعمال وضو. <br/>
== کلمه «الی» در آیه وضو ==
+
۱۲. استعمال آب ضرر نداشته باشد. <br/>
 
+
۱۳. در اعضای وضو مانعی از رسیدن آب نباشد و تفصیل اینها در رساله عملیه فقهاء عظام ذکر شده است.<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج ص: 162</ref><br/>
فقهای شیعه معتقدند که برای وضو ساختن، شستن دست ها از بالا به پایین واجب است، ولی اهل تسنن به اتفاق می گویند: «شخص مخیر است دست ها را از پایین به بالا یا به عکس بشوید، ولی شستن از پایین (از سر انگشت ها) به بالا مستحب است»<ref>مغنیه، محمد جواد، الفقه علی المذاهب الخمسه، ص ۸۰؛ جزیری، عبد الرحمن، الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۱، ص ۶۵، مبحث بیان عدد السنن و غیرها…؛ صلاه المؤمن القحطانی، ج ۱، ص ۴۱و۴۲٫.</ref>.<br/>
+
 
+
دلیل فقهای شیعه «روایات بیانیه» می باشد، که می فرمایند: رسول الله (ص) دست ها را از بالا به پایین می شست<ref>وسائل‏الشیعه ج ۱، ص ۳۸۷، ابواب الوضوء، باب ۱۵، بَابُ کَیْفِیَّهِ الْوُضُوءِ وَ جُمْلَهٍ مِنْ أَحْکَامِهِ.</ref>. و روایت صحیحه ای که امامان معصوم (ع) در مقام تفسیر آیه مربوط به وضو<ref>مائده،۶٫</ref>. فرموده اند: «باید دست ها را از بالا به پایین بشویید»<ref>وسائل الشیعه، ج۱، ابواب الوضوء، باب ۱۹، ح ۱٫</ref>.<br/>
+
 
+
اما درباره کلمه “الی” در این آیه شریفه قرآن: «یا ایها الذین آمنوا اذا قمتم الی الصلاه فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق …»؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که به نماز می ایستید، صورت و دست ها را تا آرنج بشویید…»، باید گفت که فقط برای بیان حد شستن و مقدار آن می باشد نه کیفیت شستن.<br/>
+
 
+
توضیح این که: در آیه مبارکه حد و مقدار دست که باید در وضو شسته شود تا آرنج<ref>«مرافق» جمع «مرفق» به معنای «آرنج» است.</ref>. تعیین شده است، و از آن جایی که وقتی گفته شود دست را بشویید، ممکن است به ذهن بیاید که اگر دست ها را تا مچ بشوییم، کافی است؛ چرا که عرفاً این مقدار شسته می شود. برای رفع این توهم فرموده است، تا آرنج بشویید.<br/>
+
 
+
برای روشن شدن مطلب بالا می توان از این مثال بهره جست که مثلاً؛ به خادم مسجد می گویند: «اکنس المسجد من الباب الی المحراب»؛ مسجد را از درب آن تا محراب جارو بزن، در این جا منظور گوینده بیان حد و مقداری است که باید جارو زده شود و نمی خواهد بگوید از کجا شروع و به کجا ختم کن، خصوصاً که در آیه، کلمه «من» نیامده است.<br/>
+
 
+
پس کلمه «الی» در آیه فوق، به نحو استحباب هم نمی گوید که دست ها را از سر انگشتان به طرف آرنج بشویید.<br/>
+
 
+
عمل و سنت رسول الله (ص) که به وسیله اهل بیت آن حضرت بیان شده است، بهترین گواه بر این معنا می باشد<ref>برای آگاهی بیشتر رجوع شود به: عطائی اصفهانی، علی؛ چرا؟ چرا؟؛ ص، ۲۷-۱۹٫</ref>.<br/>
+
 
+
پس «الی» یا به معنای «غایت»<ref>غایت به معنای «تا».</ref>. است، اما غایت مغسول<ref>یعنی محدوده دستی که باید شسته شود تا آرنج است.</ref>. نه غَسْل و شستن،<ref>یعنی نه این که شستن تا آرنج است و از این جهت توهم شود که کیفیت شستن باید به سمت و سوی آرنج باشد.</ref>. و یا طبق فرمایش شیخ طوسی، به معنای «من»<ref>من به معنای «از».</ref>. یا «مع»<ref>مع به معنای «با».</ref>. می باشد<ref>وسائل‏الشیعه ج۱، ص، ۴۰۶٫</ref>.<br/>
+
 
+
وضو در روایات<br/>
+
 
+
(در حال تکمیل است)<br/>
+
 
+
== وضوی پیامبر اسلام (ص) ==
+
 
+
شیخ کلینی از زراره نقل می کند که امام باقر (ع) فرمود: “آیا برای شما کیفیت وضوی پیامبر (ص) را نقل نمایم؟ عرض کردیم: آری، حضرت دستور داد که قدحی از آب حاضر کنند و آن را جلو روی خود گذارد، سپس آستین های خود را تا آرنج بالا زد و کف دست راست خود را در آب وضو فرو برد و فرمود: در صورتی که دست پاک باشد باید چنین کرد. سپس مشت خود را پر از آب کرد و بر پیشانی خود ریخت و فرمود: «بسم الله» و آب را بر محاسن خود جاری ساخت و دست خود را بر صورت و پیشانی خود کشید. سپس دست چپ خود را پر از آب کرد و بر روی آرنج دست راست خود ریخت و آن را بر ساق دست خود کشید، آن گاه آب تا سر انگشتانش جاری شد. سپس دست راست خود را پر از آب کرد و بر آرنج دست چپ ریخت و بر ساق دست چپ خود کشید و آب را بر اطراف انگشتانش جاری ساخت و بعد جلو سر خود و روی پاهای خود را با تری باقیمانده در دست راست و دست چپ خود مسح کشید.<br/>
+
 
+
زراره می گوید: امام باقر (ع) فرمود: شخصی از امیرمؤمنان (ع) درباره وضو پیامبر (ص) سؤال کرد. حضرت درست این جریان را برای او نقل فرمود<ref>کلینی، کافی، ج ۳ ص، ۲۵، حدیث ۴، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ش.</ref>.<br/>
+
 
+
== روایاتی در باره مسح پا ==
+
 
+
یکی از کتاب های معتبر حدیثی شیعه، وسائل شیعه است که در جلد اول، احادیث و روایات متعددی را با ذکر سند صحیح، آورده است. این روایات دلالت بر واجب بودن مسح پا بعد از مسح سر می کنند. ما در این جا به چند نمونه از این روایات اشاره می کنیم.<br/>
+
 
+
الف. از امام صادق (ع) نقل شد است: (در وضو) بر قسمت جلوی یک چهارم سر و دو پا مسح کنید و در مسح پا ابتدا از پای راست شروع کنید<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱،ص ۴۱۸، چاپ دوم، انتشارات موئسسه آل البیت، قم، ۱۴۱۴٫</ref>.<br/>
+
 
+
ب. زراره که از راویان قابل اعتماد ائمه و از شاگردان امام باقر (ع) است، از آن حضرت درباره مسح پا روایت می کند. وی می گوید: از امام باقر در باره مسح پا سؤال شد، آن حضرت در پاسخ فرمودند: مسح پا همان چیزی است که از طرف خداوند به وسیلۀ جبرئیل نازل شده است<ref>وسائل الشیعه، ج ۱،ص ۴۱۹٫</ref>.<br/>
+
 
+
ج. زراره همچنین از امام باقر (ع) نقل می کند که آن حضرت با استناد به آیۀ ۶ سورۀ مائده فرمودند: مسح بر پا (بعض پا) واجب است<ref>طباطبائی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه، موسوی همدانی، محمد باقر، ج ۵، ص ۳۷۸، دفتر انتشارات اسلامی، قم.</ref>.<br/>
+
 
+
د. زراره در جایی دیگر نقل می کند: از امام باقر (ع) دربارۀ کیفیت وضوی حضرت رسول اکرم (ص) سؤال شده که ایشان دستور دادند تشت آبی آوردند، حضرت برای وضوگرفتن به ترتیب صورت، دست راست و دست چپپش را شست سپس سر  و دو پای خود را با خیسی دست که از آب وضو مانده بود مسح کرد و فرمود: از اول سر انگشتان تا کعب پا را باید مسح کرد. پرسیدند کعب کجا است؟ حضرت  فرمودند: بند پا و پایین تر از ساق پا است<ref>تفسیر المیزان، موسوی همدانی، محمد باقر، ج ۵، ص ۳۷۹٫</ref>.<br/>
+
 
+
== روایت رفع مانع در مسح سر ==
+
 
+
رفع مانع در کشیدن مسح سر لازم است؛ به این معنا که کشیدن مسح سر از روی مانع؛ مانند کلاه یا چادر و … باعث بطلان وضو می شود. در این باره روایات متعددی آمده است که می توان در کتاب وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۴۵۵ به این روایات مراجعه کرد. از این روایات تنها به یک مورد اشاره می کنیم:<br/>
+
 
+
“عَلِیُّ بْنُ جَعْفَرٍ فِی کِتَابِهِ عَنْ أَخِیهِ (ع) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَهِ هَلْ یَصْلُحُ لَهَا أَنْ تَمْسَحَ عَلَى الْخِمَارِ قَالَ لَا یَصْلُحُ حَتَّى تَمْسَحَ عَلَى رَأْسِهَا”.<br/>
+
 
+
از حضرت دربارۀ زنی پرسیده شد که آیا می تواند بر چادرش مسح کند، که حضرت می فرمایند: خیر باید به سرش مسح کند.<br/>
+
 
+
== آداب وضو ==
+
 
+
از آن جا که وضو دارای دو نوع آداب و شرایط است؛ یعنی هم آداب ظاهری دارد و هم آداب و شرایط باطنی و معنوی، و مسائل مختلفی در مورد این آداب از منظر فقها و عرفا، چه در کتاب های فقهی و چه در کتاب های عرفانی بیان شده است، و از آن جا که در این مختصر مجال پرداختن به آنها نیست، لذا برای دیدن هر دو گونه از آداب، در آثار امام خمینی (ره) می توانید به آدرس های زیر مراجعه کنید:<br/>
+
 
+
۱٫ آداب و شرایط ظاهری وضو را در کتاب توضیح المسائل حضرت امام در بحث شرایط وضو و یا توضیح المسائل مراجع، ج ۱، ص ۱۶۲ بیابید.<br/>
+
 
+
۲٫ آداب و شرایط باطنی وضو را می توانید در کتاب “آداب الصلاه، ص ۶۸، انتشارات مؤسسه نشر و آثار امام خمینی، قم، ۱۳۷۸″،مطالعه کنید.<br/>
+
 
+
آثار و فواعد وضو<br/>
+
 
+
(در حال تکمیل است)<br/>
+
 
+
اقسام وضو<br/>
+
 
+
(در حال تکمیل است)<br/>
+
 
+
وضو در مذاهب اسلامی<br/>
+
 
+
(در حال تکمیل است)<br/>
+
 
+
== اختلاف شیعه و سنی در مسح ==
+
 
+
به نظر می رسد منشأ اختلاف در مسح و شستن پا، اعراب کلمه “ارجل” (پاها) در آیه ششم سوره مائده و کیفیت عطف آن به ما قبل باشد.<br/>
+
 
+
در کیفیت قرائت لام در “ارجلکم” دو نظریه وجود دارد. عده ای آن را به کسر خواندند که در این صورت، بنابر پذیرش این قرائت هیچ اختلافی نباید وجود داشته باشد، ولی در این حالت نیز برخی از مفسران اهل سنت بر این باورند که قول اهل سنت ترجیح دارد؛ زیرا در این صورت عطف “ارجل” بر “رؤوس” نه به این جهت است که مثل سر مسح شود، بلکه چون پا بر خلاف بقیه اعضای بدن هنگام شستن، آب روی آن ریخته می شود، برای [[جلوگیری از اسراف]] عطف به آن شده است<ref>زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج ‏۱، ص۶۱۱ ‏، دار الکتاب العربی، چاپ سوم، بیروت، ۱۴۰۷ ق‏.</ref>.<br/>
+
 
+
آیا معنای تفسیر به رأی غیر از این است؟! مگر این نوع تفسیرها غیر از به خدمت گرفتن قرآن جهت توجیه افکار و معتقدات خویش است؟! در صورتی که قرآن کلام وحی است. ما باید در خدمت قرآن باشیم و از آموزه های آن بهره مند شویم و باورهایمان را از قرآن گرفته و محکم گردانیم و از هر گونه پیش داوری بپرهیزیم.<br/>
+
 
+
این نوع دیدگاه ها تفسیر نیست، بلکه تحلیل و دیدگاه شخصی و فردی است که آن را بر قرآن تحمیل می نماییم، از این رو لازم است پیرامون آیه مربوطه بحث نماییم.<br/>
+
 
+
امّا برخی دیگر لام در “ارجلکم” را به فتح قرائت نمودند.<br/>
+
 
+
برخی از دانشمندان اهل سنت چنین استدلال نمودند: شستن در آیه وضو<ref>مائده، ۶، “یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ  وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْنِ”.</ref>، شامل مسح هم می شود؛ یعنی شستن عبارت است از: تری و رطوبت بیشتر، اما عکس آن درست نیست؛ یعنی مسح شامل شستن نمی شود. بنابر این اگر کسی پاها را بشوید، یقین به برائت ذمه پیدا می کند؛ زیرا بر فرض وجوب مسح، کسی که پا را شسته مسح هم نموده است، بر خلاف زمانی که مسح کرده باشد. در این صورت اگر واقعاً شستن واجب باشد تکلیف از ایشان ساقط نمی شود؛ چرا که وی فقط مسح نموده، در حالی که شستن واجب بوده است<ref>رازی، ابو عبد الله فخر الدین محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج ۱۱، ص  ۳۰۶، دار احیاء التراث العربى، چاپ سوم، بیروت، ۱۴۲۰ ق؛ رشید رضا، محمد، تفسیر القران الحکیم (تفسیر المنار)، ص ۲۳۳، دار المعرفه، چاپ دوم، بیروت.</ref>.<br/>
+
 
+
روشن است که این نوع استدلال نادرست است؛ زیرا که شستن و مسح کردن دو ماهیت جدا از هم بوده و در حقیقت نسبتشان، نسبت تضاد است. بنابر این هیچ کدام بر دیگری صدق نمی کنند؛ یعنی نه به شستن مسح اطلاق می شود و نه به مسح، شستن، بلکه در این گونه موارد بهترین معیار تشخیص فهم لغات، عرف همان لغت است.<br/>
+
 
+
آیا واقعاً عرف از این دو کلمه همین را می فهمد که در این استدلال بیان شده؛ یعنی اگر کسی پایش را بشوید می گویند مسح کرده است.<br/>
+
 
+
اگر با تسامح بپذیریم که نسبتشان عام و خاص مطلق است نه تضاد، و شستن عبارت است از مسح و زیادی، اولاً: پس باید بتوان این را تعمیم داده و هر جا که تکلیف ما مسح باشد بتوان گفت که شستن کفایت می کند. بنابر این باید در مسح سر نیز قائل شد که اگر کسی به جای مسح، آن را بشوید کفایت می کند، در صورتی که این قول بدیهی البطلان است و کسی قائل به آن نیست<ref>نک: طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القران، موسوی همدانی، ج ‏۵، ص ۳۶۳، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ش.</ref>.<br/>
+
 
+
ثانیاً: در این صورت باز هم نمی توان پا را به جای مسح، شست؛ زیرا وضو از عبادات است و عبادات هم توقیفی هستند؛ به این معنا که کسی حق تصرف و کم و زیادی در آن را ندارد و باید دقیقاً مانند پیامبر (ص) وضو گرفت؛ چون در این صورت این استدلال [[اجتهاد]] در مقابل نص است که به ضرورت باطل است.<br/>
+
 
+
رشید رضا از دانشمندان اهل سنت می گوید: از نظر عقل هم می بینیم که شستن مناسب تر است؛ شستن نظافت است و این برای ایستادن در مقابل رب الارباب شایسته تر است.<br/>
+
 
+
بدون تردید وی در این جا بدون این که از قیاس اسمی ببرد، متوسل به آن شده است، یعنی گفته: این شستن نظافت است و هر چه که نظافت باشد بهتر است، و این مورد هم مثل بقیه موارد پس شستن بهتر است، در صورتی که برای قیاس در اثبات احکام دین جایگاهی وجود ندارد و این چیزی نیست که خود صاحب المنار به آن قائل باشد؛ زیرا او در ذیل آیه شریفه “أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِین”؛ “من از او بهترم مرا از آتش آفریده اى و او را از گل‏”<ref>اعراف،۱۲٫</ref>، دو روایت از امام صادق (ع) در مذمت قیاس نقل می کند و می گوید: ابو نعیم در حلیه (حلیه الأولیاء) و دیلمی از جعفر صادق از پدرش و او از جدش نقل می کند که رسول الله (ص) فرمود:  اولین کسی که امر دین را با نظر خود قیاس کرد ابلیس بود<ref>شیطان در پاسخ به خداوند که به او فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنى؟» گفت: «من از او بهترم (چون) مرا از آتش آفریده‏اى و او را از گل‏.</ref>. باز می گوید: جعفر (صادق) گفت:  کسی که امر دین را با نظر خود قیاس کند خداوند در روز قیامت او را همنشین ابلیس قرار خواهد داد<ref>تفسیر القران الحکیم ( تفسیر المنار)، ج ۸، ص ۳۳۱٫</ref>.<br/>
+
 
+
== نتیجه: ==
+
 
+
آنچه در این گفتار بیان شد دو حکم برای دو موضوع بود؛ یعنی شستن و مسح کردن صورت و سر، و هر یک از آن دو به چیزی عطف شد؛ دست ها به صورت و پاها به سر؛ یعنی همان طور که در وضو شستن صورت واجب است، شستن دو دست از آرنج هم واجب است و همان طوری که مسح (بعض) سر واجب است، مسح پا تا برآمدگی نیز واجب است<ref>طوسی، تهذیب‏الأحکام، ج ۱، ص ۶۲، ح ۲۰؛ برای اطلاع بیشتر به تضارب آراء در این باب به رساله شیخ مفید، المسح على الرجلین، ص ۲۵ در این زمینه مراجعه کنید.</ref>.<br/>
+
 
+
احکام و شرایط وضو<br/>
+
 
+
(در حال تکمیل است)<br/>
+
 
+
ترتیب و موالات در وضو<br/>
+
 
+
(در حال تکمیل است)<br/>
+
 
+
آب در وضو<br/>
+
 
+
(در حال تکمیل است)<br/>
+
 
+
== استفاده از آب خارج از وضو ==
+
 
+
استفاده از آب خارجی جهت مسح سر و پا در وضو، باعث بطلان وضو می شود، و اگر در هنگام شستن دست و صورت، کمی آب خارجی هم با آب وضو مخلوط شود، باعث باطل شدن وضو نخواهد شد؛ مانند این که هنگام باز و بسته کردن شیر آب در بین وضو قطراتی از آب روی دست ما بریزد.<br/>
+
 
+
نظر بعضی از مراجع عظام تقلید در این مورد به شرح زیر می باشد:<br/>
+
 
+
حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی):<br/>
+
 
+
اگر شخص وضو گیرنده، هنگام شستن دست ها و صورت به قصد وضو اقدام به باز و بسته کردن شیر آب نماید، این کار اشکال ندارد و به صحت وضو لطمه اى نمى زند. ولى اگر بعد از فراغت از شستن دست چپ و قبل از مسح با آن، دستش را روى شیرى که خیس است بگذارد و آب وضوى دست با آب خارج از وضو مخلوط شود، صحت مسح با رطوبتى که مختلط از آب وضو و آب خارج است، محل اشکال مى باشد<ref>توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)، ج‌۱، ص ۲۰۰، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ هشتم، قم، ۱۴۲۴ق.</ref>.<br/>
+
 
+
حضرت آیت الله صافی گلپایگانی (مدظله العالی):<br/>
+
 
+
پاشیدن آب وضوی دیگران بر دست و صورت شخصی که مشغول [[وضو گرفتن]] می باشد، در صورتی که اطرافیان وضوى خودشان را با نیت مجموع آبى که در دست آنها است -چه آبى که خودشان مى‌ریزند و چه آبى که از وضوى دیگرى ترشح کرده- ادامه دهند اشکال ندارد<ref>صافی گلپایگانى، لطف الله، جامع الأحکام (صافى)، ج‌۱، ص، ۳۵، انتشارات حضرت معصومه، چاپ چهارم، قم، ۱۴۱۷ ق.</ref>.<br/>
+
 
+
در مورد باز بسته کردن شیر آب هنگام وضو، [[جلوگیری از اسراف]] و صرفه جویی در مصرف آب به همین مقدار هم مطلوب است و در وضو هم مانعی ندارد که این عمل چند مرتبه انجام شود. اما پس از شستن کامل دست چپ، انگشتان را به آب خارج مخلوط نکنید که مسح با آن صحیح نیست.<br/>
+
 
+
حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (مدظله العالی):<br/>
+
 
+
۱٫ اسراف حرام است.<br/>
+
 
+
۲٫ آب فراوان ریختن بر روی اعضای وضو که شسته می شود، مستحب است.<br/>
+
 
+
۳٫ بستن شیر آب در بین افعال وضو جایز، بلکه برای [[جلوگیری از اسراف]] واجب است.<br/>
+
 
+
۴٫ در هنگام وضو پس از شست و شوی کامل دست چپ، نباید آب خارجی به دست برسد که مسح پا یا سر با رطوبت خارجی انجام شود. بنابراین، اگر شیر آب مرطوب است و رطوبت آن بر رطوبت دست غلبه دارد، و اگر  واجب است بعد از آخرین باری که آب روی دست چپ می ریزد و قبل از شست و شوی کامل آن، شیر را ببندد، باید در هنگام مسح سر یا پا، قسمتی از دست که با شیر تماس داشته است برای مسح به کار نرود، تا مسح فقط به رطوبت با قیمانده از وضو صورت پذیرد.<br/>
+
 
+
== [[وضو گرفتن]] با بدن خیس ==
+
 
+
[[وضو گرفتن]] با بدن خیس اشکالی ندارد، ولی باید به هنگام مسح کشیدن حتماً محل مسح در سر و روی پاها خشک باشد<ref>توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۱۵۸، م ۲۵۶: جاى مسح باید خشک باشد. و اگر به قدرى تر باشد که رطوبت کف دست به آن اثر نکند مسح باطل است. ولى اگر ترى آن به قدرى کم باشد که رطوبتى که بعد از مسح در آن دیده مى شود بگویند فقط از ترى کف دست است اشکال ندارد.</ref>.<br/>
+
 
+
شستن اعضای وضو<br/>
+
 
+
(در حال تکمیل است)<br/>
+
 
+
== کیفیت شستن دست ها در وضو ==
+
 
+
آنچه که در وضو لازم است، شستن دست راست و چپ از آرنج تا نوک انگشتان است که تمام اطراف آن باید شسته شود، ولی مستحب است مردها از قسمت بیرونى آرنج شروع کنند و زن ها از قسمت داخلى آن<ref>توضیح المسائل، (المحشى للإمام الخمینی) ج‏۱، ص ۱۵۵، م ۲۴۵٫</ref>،<ref>همان، ص ۲۰۵، احکام وضو (استفتاءات از مقام معظم رهبرى) س، ۱۴۶٫</ref>.<br/>
+
 
+
== شستن صورت با دست راست و چپ ==
+
 
+
دست راست و چپ هر دو مخلوق و نعمت خداوند هستند و بر هر کدام از آن دو حقوقی است که از این جهت فرقی بین آن دو نیست.<br/>
+
 
+
در عین حال می بینیم در آموزه های اسلامی برای دست و پای راست فضیلت هایی بیان شده که برای دست و پای چپ نیست، اما با این وجود شستن صورت با دست چپ طبق نظر مراجع عظام تقلید اشکالی ندارد<ref>گلپایگانی، سید محمد رضا، مجمع المسائل ،ج‏۱، ص ۶۶٫</ref>.<br/>
+
 
+
مسح در وضو<br/>
+
 
+
(در حال تکمیل است)<br/>
+
 
+
== چیستی مسح در وضو ==
+
 
+
مسح مرور دادن و گذراندن چیزی بر چیزی را می گویند<ref>طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج ۴، ص ۱۹۸،چاپ دوم، مکتب نشر ثقافته الاسلامیه، ۱۴۰۸ ق.</ref>. و در اصطلاح فقهی به کشیدن دست تر به روی سر و پاها اطلاق می شود.<br/>
+
 
+
قرآن در سوره مائده آیۀ ششم متعرض این مسئله شده و تفاسیر قرآن نیز در ذیل این آیۀ شریفه این موضوع را مورد بحث قرار دادند.<br/>
+
 
+
در منابع و کتاب های معتبر شیعه احادیث و روایات متعددی دال بر وجوب مسح پا بعد از [[وضو گرفتن]] وجود دارد.<br/>
+
 
+
بنابر این، بر اساس احادیث و البته آیه ۶ سورۀ مائده مسح سر و پا بعد از شستن صورت و دست ها واجب و محدوۀ آن در پا از نوک انگشتان تا بند (قوزک) پا است.<br/>
+
 
+
== اندازه و کیفیت مسح سر ==
+
 
+
فتوای مراجع عظام تقلید، درباره اندازه مسح سر چنین است: «یک قسمت از چهار قسمت سر، که مقابل پیشانى است جاى مسح مى باشد و هر جاى این قسمت را به هر اندازه مسح کند کافى است. اگر چه احتیاط مستحبّ آن است که از درازا به اندازه درازاى یک انگشت و از پهنا به اندازه پهناى سه انگشت بسته، مسح نماید»<ref>توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۱۵۷٫</ref>.<br/>
+
 
+
بنابر این از جهت اندازه مسح سر، به هر مقدار که باشد کافی است. اما درباره بالا یا پایین کشیدن مسح سر، برخی از مراجع عظام تقلید بالا به پایین کشیدن مسح سر را لازم ندانسته و پایین به بالا را هم کافی می دانند:<br/>
+
 
+
امام خمینی (ره): بعد از شستن هر دو دست باید جلوى سر را با ترى آب وضو که در دست مانده مسح کند. و لازم نیست با دست راست باشد یا از بالا به پایین مسح نماید.<br/>
+
 
+
حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی): کشیدن مسح سر از بالا به پایین لازم نیست.<br/>
+
 
+
حضرت آیت الله نوری همدانی (مدظله العالی): لازم نیست که از بالا به پائین مسح نماید.<br/>
+
 
+
حضرت آیت الله سیستانی (مدظله العالی): احتیاط مستحب آن است که مسح را از بالا به پایین انجام دهد.<br/>
+
 
+
حضرت آیت الله مکارم شیرازی (مدظله العالی): بهتر این است که از بالا به پایین دست بکشد، ولى عکس آن یعنى از پایین به بالا نیز اشکال ندارد.<br/>
+
 
+
حضرت آیت الله صافی (مدظله العالی): احتیاط آن است که مسح از بالا به پایین باشد اگر چه أقوى جواز مسح از پایین به بالا است<ref>همان، ص ۱۵۶٫</ref>.<br/>
+
 
+
و برخی دیگر، به احتیاط واجب، مسح از بالا به پایین را لازم دانسته اند.<br/>
+
 
+
حضرت آیت الله بهجت (مدظله العالی): احتیاط واجب در مسح سر از بالا به پائین است.<br/>
+
 
+
حضرت آیت الله زنجانی (مدظله العالی): احتیاط آن است که مسح را از بالا به پایین انجام دهد.<br/>
+
 
+
== ثابت بودن اعضای مسح در وضو ==
+
 
+
در هنگام کشیدن مسح سر یا پا، در مورد تحرک اعضای مسح باید به نکات زیر توجه کرد:<br/>
+
 
+
در مسح سر و پا تکیه دادن به تکیه گاه یا تکیه ندادن شرط نشده است، بلکه ملاک آن است که سر و پا ثابت نگه داشته شوند و دست روى آنها کشیده شود. و اگر گفته شده است که پا به تکیه گاهی تکیه داده شود؛ برای آن است که ثابت بماند.<br/>
+
 
+
حضرت إمام خمینی (ره) در این زمینه فرموده اند: “در مسح سر و روى پا باید دست را روى آنها بکشد و اگر دست را نگه دارد و سر یا پا را به آن بکشد وضو باطل است، ولى اگر موقعى که دست را مى کشد سر یا پا مختصرى حرکت کند، اشکال ندارد”<ref>توضیح المسائل، (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۱، ص ۱۵۹، م ۲۵۵٫</ref>.<br/>
+
 
+
== حکم مسح بر موی مصنوعی سر ==
+
 
+
حکم چگونگی مسح سر فردی که به دلایلی همچون ریزش مو ناچار به استفاده از کلاه گیس می باشد، طبق پاسخ دفاتر مراجع تقلید به شرح زیر می باشد:<br/>
+
 
+
دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):<br/>
+
 
+
موى مصنوعى اگر به نحو کلاه گیس باشد، واجب است براى مسح سر و غسل، آن را بردارد، ولى اگر موى مصنوعى بر پوست سرکاشته شده باشد و برداشتن آن از جلوى سر باعث عسر و حرجى شود که عادتاً قابل تحمل نیست، مسح سر و [[غسل]] با آن مجزى است.<br/>
+
 
+
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):<br/>
+
 
+
به مقداری که موجب عسر و حرج می شود می توانید بر روی آن مسح کنید.<br/>
+
 
+
پاسخ حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته) به سؤال مذکور به این شرح است:<br/>
+
 
+
۱٫ اگر موی کاشته شده، موی طبیعی و دارای رشد باشد و جزء بدن محسوب شود، حکم موی اصلی شخص را دارد.<br/>
+
 
+
۲٫ اگر موی کاشته شده، الیاف مصنوعی یا طبیعی بدون رشد باشد، چون برداشتن آن میسور نیست، مسح روی آن جایز است، اگر امکان مسح انتهای آن که در تماس با پوست است وجود نداشته باشد، و الا باید انتهای آن را مسح کند. در [[غسل]] هم باید آب را به پوست برساند.<br/>
+
 
+
۳٫ اگر موی مصنوعی با چسب به پوست سر چسبیده باشد و کندن آن متعذر یا متعسر باشد و تمام جلوی سر (محل مسح) را پوشانده باشد، مسح بر روی آن جایز است و برای [[غسل]] شستن آن مجزی است.<br/>
+
 
+
۴٫ اگر موی مصنوعی چسبیده برای وضو برداشتن آن عسر و حرج داشته باشد، ولی برای [[غسل]] برداشتنش ممکن باشد، در وضو مسح بر آن در صورتی که تمام محل مسح را پوشانده باشد، مجزی است، ولی برای [[غسل]] باید آن را بردارد.<br/>
+
 
+
۵٫ در نماز استفاده از موی مصنوعی اگر از اجزای حیوان غیر مأکول اللحم یا نجس نباشد، اشکالی ندارد.<br/>
+
 
+
== تافت و مواد نگه دارنده مو در وضو ==
+
 
+
در وضو باید صورت و دست ها شسته و قسمتی ازجلوی سر و روی پاها مسح شود<ref>توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۱۵۲، م ۲۳۶٫</ref>. بنابراین، اگر انسان در موقع وضو موها را کنار زده و بر پوست سر مسح بکشد، وضویش صحیح است و استفاده از تافت و مواد نگه دارنده برای وضو ضرری ندارد.<br/>
+
 
+
نظر حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته) به این شرح است:<br/>
+
 
+
اگر تافت یا مواد نگه دارنده، مانع رسیدن رطوبت به پوست سر یا موی جلوی سر نباشد، وضو با آن اشکالی ندارد. برای آگاهی بیشتر به نمایه: مسح بر موی سر ژل دار، سؤال ۳۲۷۴ (سایت اسلام کوئست: ۳۵۴۹) مراجعه کنید.<br/>
+
 
+
== مسح سر و موی چرب شده ==
+
 
+
شرط وضوی صحیح آن است که آب به اعضای وضو برسد. یکی از اعضای وضو سر انسان است که باید با رطوبتی که از آب وضو در کف دست باقی مانده است مسح شود، اما همیشه لازم نیست مسح سر بر پوست آن باشد، بلکه بر موى جلوى سر هم صحیح است. ولى کسى که موى جلوى سر او به اندازه اى بلند است که اگر مثلًا شانه کند به صورتش مى‏ریزد، یا به جاهاى دیگر سر مى رسد، باید بیخ موها را مسح کند (یا فرق سر را باز کرده پوست سر را مسح نماید) و اگر موهایى را که به صورت مى ریزد یا به جاهاى دیگر سر مى رسد، جلوى سر جمع کند و بر آنها مسح نماید، یا بر موى جاهاى دیگر سر، که جلوى آن آمده مسح کند باطل است<ref>توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۱، ص ۱۵۷، م ۲۵۱٫</ref>.<br/>
+
 
+
از سوی دیگر کسی که می خواهد وضو بگیرد، باید هر چیزى را که مانع رسیدن آب به اعضای وضو است، برطرف کند. بنا براین کسانی که مسح بر روی موی سر برای وضویشان کفایت می کند، باید دقت کنند که مانعی در رسیدن آب به موی آنان نباشد و اگر ژلی که به سر یا موهای خود زده اند مانع رسیدن آب به موها باشد، باید آن را بر طرف کنند و یا پوست سر را مسح کنند.<br/>
+
 
+
موانع در اعضای وضو<br/>
+
 
+
(در حال تکمیل است)<br/>
+
 
+
== اطمینان از نبود مانع در اعضای وضو ==
+
 
+
در همۀ رساله های عملیه آمده است که: “اگر انسان شک کند که به اعضاى وضوى او چیزى چسبیده یا نه، چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد؛ مثل آن که بعد از گِل کارى شک کند گِل به دست او چسبیده یا نه، باید وارسى کند، یا به قدرى دست بمالد که اطمینان پیدا کند که اگر بوده برطرف شده یا آب به زیر آن رسیده است‏”<ref>توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۱، ص ۱۷۷، م ۲۹۳٫</ref>. بنابر این؛ چون در وضو لازم است آب به همۀ اعضای وضو برسد، کسی هم که به هر دلیل قسمتی از پوست اعضای وضویش کنده شده، اما هنوز کاملاً جدا نشده است و گاهى به بدن مى چسبد و گاهى فاصله پیدا می کند، باید آن را قطع کند یا در هنگام وضو دقت کند که آب به زیر آن برسد. همۀ کسانی که با رساله و مسائل شرعی مأنوس هستند، در مواقعی که احتمال عقلائی به وجود مانعی در اجزای وضو می دهند، چنین دقت ها و وارسی هایی را انجام می دهند؛ زیرا در صورت صحیح نبودن وضو، نماز به تبع آن باطل می شود. پس لازم نیست که همیشه قبل از هر بار [[وضو گرفتن]] یک بار تمام اعضای وضو بررسی گردد، بلکه تنها در مواردی که احتمال عقلائی به وجود مانعی در اجزای وضو داده می شود، ابتداء باید از نبودن مانع اطمینان حاصل نموده و سپس وضو گرفت.<br/>
+
 
+
== صحت وضو با تاتو ==
+
 
+
در مورد نقش تاتوی ابرو در صحت یا بطلان وضو، پاسخ هایی از دفاتر آیات عظام دریافت شده، که به این شرح می باشد:<br/>
+
 
+
دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):<br/>
+
 
+
اگر مانع رسیدن آب به محل وضو یا [[غسل]] باشد، باید آن را برطرف کرد مگر این که تاتو زیر پوست باشد که در این صورت اشکال ندارد.<br/>
+
 
+
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):<br/>
+
 
+
مانع وضو نیست.<br/>
+
 
+
دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مدظله العالی):<br/>
+
 
+
اگر عمل مذکور مانع از رسیدن آب وضو و [[غسل]] به بشره باشد، جایز نیست.<br/>
+
 
+
== لاک ناخن و وضو ==
+
 
+
تمام مراجع معظم تقلید در شرایط وضو فرموده اند: یکی از شرایط صحیح بودن وضو این است که مانعی از رسیدن آب بر عضوی که باید در وضو شسته یا مسح شود، نباشد. بنابر این قبل از وضو باید هر چیزی که مانع رسیدن آب به اعضای وضو است برطرف شود و الا وضو باطل است<ref>توضیح المسائل مراجع مطابق با فتوای ۱۲ تن از مراجع، ج ۱، ص ۱۶۳ و ۱۷۳ و ۱۸۷ و ۱۸۸ و ۲۱۷، چاپ سوم، دفتر انتشارات اسلامی، قم ۱۳۷۸ش.</ref>، ولی اگر بعد از [[وضو گرفتن]] موانع پیش آید نماز اشکالی ندارد. همچنین اگر موانع مانند لاک، روی ناخن انگشتان پا باشد بر طرف کردن موانع یک انگشت از هر پا برای وضو کافی است و لازم نیست در همۀ انگشتان پا برطرف شود<ref>نک: امام خمینی، تحریر الوسیله، ج ۱، کتاب طهارت، ص ۲۴، م ۱۴ - ۱۶٫</ref>.<br/>
+
 
+
== کاشت ناخن و وضو ==
+
 
+
حکم مراجع عظام تقلید در مورد مانع بودن کاشت ناخن برای وضو، به شرح زیر است:<br/>
+
 
+
دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):<br/>
+
 
+
اگر ناخن کاشته شده قابل برداشتن نبوده یا ازاله آن مستلزم ضرر و مشقّت باشد و با وجود ناخن ها قدرت بر رساندن رطوبت به پوست دست نباشد، مسح بر روى همین ناخن‌ها کافى ‌است.<br/>
+
 
+
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):<br/>
+
 
+
مانع وضو است.<br/>
+
 
+
دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مدظله العالی):<br/>
+
 
+
باید قبل از وضو آنچه را که مانع رسیدن آب به عضو وضوء باشد جدا کرد.<br/>
+
 
+
== وضو با ناخن بلند ==
+
 
+
در وضو لازم است دست ها از آرنج تا سر انگشت ها به طور کامل شسته شود<ref>نجاه العباد (للإمام الخمینی)، ص ۱۹، م ۵، “بعد از شستن صورت باید دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشت ها بشوید، و براى آن که یقین کند آرنج را کاملًا شسته باید مقدارى بالاتر از آرنج را هم بشوید”.</ref>. بنابراین ناخن ها و مقدار معمولی از آن که بلند شده است (۲ تا ۳میلی متر) جزو انگشت به حساب می آید و لازم است به طور کامل شسته شود و اگر موانعی (لاک، رنگ و… ) دارد بر طرف شود.<br/>
+
 
+
پاسخ حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی:<br/>
+
 
+
۱٫ شستن ناخن در محدودۀ دست در وضوء واجب است و اگر مانعی از رسیدن آب به آن وجود داشته باشد، باید برطرف شود.<br/>
+
 
+
۲٫ شستن ناخنی که از محدودۀ دست خارج است، در وضوء از نظر مشهور علما واجب است و اگر مانعی از رسیدن آب به آن وجود داشته باشد، باید برطرف شود. این نظر هرچند مطابق احتیاط است، ولی از آن جا که چنین ناخنی از محدوده دست خارج است و اطلاق «فاغسلوا وجوهکم و أیدیکم الی المرافق» (مائده: ۶) آن را شامل نمی شود و بنابر صحیحۀ زراره<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۵، ح ۸۸٫</ref>. محدودۀ دست در وضوء از مرفق (آرنج) تا نوک انگشتان است، اقوی عدم وجوب شستن ناخن خارج از محدوده دست در وضوء است و وجود مانع از رسیدن آب به آن ضرری به صحت وضوء وارد نمی کند.<br/>
+
 
+
== حکم خالکوبی در وضو ==
+
 
+
اکثر مراجع تقلید در خصوص خالکوبی فرموده اند: اگر خالکوبى مجرد رنگ باشد و یا در زیر پوست بوده و بر ظاهر پوست چیزى که مانع از رسیدن آب بر آن شود، وجود نداشته باشد، وضو صحیح است<ref>توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص، ۲۰۵٫</ref>. مگر زمانی که مانع مذکور روی پوست بوده و دارای جرم باشد به نحوی که مانع از رسیدن آب به پوست شود؛<ref>همان، ص، ۲۰۱٫</ref>. در این صورت می بایست ابتداء مانع را برطرف و سپس اقدام به وضو کرد.<br/>
+
 
+
بنابراین؛ اگر خالکوبی و شبیه به آن، جرم داشته باشد و مانع از رسیدن آب وضو به بدن شود باید قبل از وضو برطرف شود<ref>مجمع المسائل، (للگلپایگانی) ج‏۱، ص، ۶۵٫</ref>. در غیر این صورت اگر همانند خالکوبی و زیر پوست باشد که مانع از رسیدن آب بر آن نشود اشکالی ندارد.<br/>
+
 
+
== جوهر خودکار در اعضای وضو ==
+
 
+
چنانچه جوهر خودکار جرم داشته باشد مانع وضو است و باید برطرف شود<ref>امام خمینی، استفتائات، ج ۱، ص ۳۶٫</ref>، اما اگر جرم نداشته باشد و تنها رنگ آن باقی باشد وضو صحیح است. بنابر این نمی توان یک حکم برای همۀ خودکارها بیان کرد.<br/>
+
 
+
== به جا ماندن اثر جرم در وضو ==
+
 
+
گاهى اثر اشیاء مانند گچ یا صابون، بعد از [[وضو گرفتن]] در اطراف ناخن هاى دست و پا مشاهده مى شود که هنگام وضو دیده نمى شد، ولى بعد از فارغ شدن از وضو، سفیدى صابون یا گچ آشکار مى شود. در حالى که بعضى از افراد هنگام وضو به این مسئله جاهل هستند و یا توجهى به آن ندارند و با فرض وجود اثر گچ یا صابون یقین به رسیدن آب به زیر آن حاصل نمى شود. در این صورت مجرد وجود اثر گچ یا صابون که بعد از خشک شدن اعضاء ظاهر مى شود، ضررى به وضو یا [[غسل]] نمى رساند، مگر این که داراى جرمى باشد که مانع از رسیدن آب به بشره شود<ref>استفتاء از دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی)</ref>.<br/>
+
 
+
[[غسل]] بدل از وضو<br/>
+
 
+
(در حال تکمیل است)<br/>
+
 
+
== وضوی بعد از غسل جنابت ==
+
 
+
اگر کسی [[غسل جنابت]] انجام داده باشد، تا زمانی که حدثی (ادرار، مدفوع، …) از او صادر نشده، باید با همان [[غسل جنابت]] نماز بخواند و نباید وضو بگیرد. ولی اگر بدون صادر شدن حدث، وضو گرفت، کار حرامی انجام داده است، ولی [[غسل]] و نمازش صحیح است<ref>وضو گرفتن برای نماز بعد از غسلی که در اثناء آن و یا بعد از آن حدثی از انسان صادر نشده است، حرام می باشد. ولی غسل و نماز صحیح است؛ نک: العروه الوثقی (المحشی)، ج ۱، ص ۴۷۹؛ به نقل از نرم افزار پرسمان.</ref>. و اگر به هر دلیل وضویش باطل شد باید برای نماز وضو بگیرد<ref>توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۱، ص ۲۲۷، م ۳۹۱، کسى که غسل جنابت کرده، نباید (لازم نیست) براى نماز وضو بگیرد، ولى با غسل هاى دیگر نمى شود نماز خواند و باید وضو هم گرفت.</ref>. اما اگر احتمال می دهد بعد از [[غسل]] عملی که وضو را باطل می کند از او سر زده هر چند [[وضو گرفتن]] واجب نیست، ولی بهتر است وضو بگیرد.<br/>
+
 
+
پاسخ حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته) در این مورد به این شرح است:<br/>
+
 
+
بعد از [[غسل]] جنابت، مادامی که حدث اصغر حادث نشده، وضو لازم نیست، بلکه بنابر احتیاط، وضو جایز نیست و اگر شخص وضو بگیرد، هر چند بنابر احتیاط فعل حرامی انجام داده است، ولی [[غسل]] و نماز وی صحیح است.<br/>
+
 
+
اما اگر بعد از [[غسل جنابت]] حدث اصغر، مانند ادرار، حادث شود، برای نماز یا هر عمل مشروط به طهارت از حدث باید وضو گرفت.<br/>
+
 
+
== غسل های غیر جنابت به جای وضو ==
+
 
+
در خصوص این که [[غسل]] غیر واجب از وضو کفایت می کند یا خیر؟ نظرات گرانقدر مراجع عظام (حفظهم الله تعالی) چنین است:<br/>
+
 
+
آیات عظام امام، بهجت، خامنه اى و صافى: تنها با [[غسل جنابت]] مى توان نماز خواند، ولى با [[غسل]] هاى دیگر باید وضو هم گرفت<ref>توضیح المسائل مراجع، ۳۹۱ و ۶۴۶٫</ref>.<br/>
+
 
+
آیت الله مکارم: با همه [[غسل]] هاى واجب و مستحب، مى توان نماز خواند و گرفتن وضو واجب نیست، اما احتیاط مستحب آن است که در غیر [[غسل]] جنابت، وضو هم بگیرد<ref>همان، م ۳۹۱ و ۶۴۶٫</ref>.<br/>
+
 
+
آیت الله فاضل: با همه [[غسل]] هاى واجب -غیر از [[غسل استحاضه]] متوسطه- مى توان نماز خواند، اگر چه احتیاط مستحب آن است که (در غیر [[غسل]] جنابت‏). وضو هم بگیرد<ref>همان.</ref>.<br/>
+
 
+
آیات عظام تبریزى، سیستانى، نورى و وحیدخراسانی: با همه [[غسل]] هاى واجب و مستحب -غیر از [[غسل استحاضه]] متوسطه- مى توان نماز خواند، اگر چه احتیاط مستحب آن است که (در غیر [[غسل]] جنابت‏). وضو هم بگیرد<ref>همان؛ آیت الله وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۹۷؛ آیت‏الله نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۹۲ و ۶۴۷٫</ref>.<br/>
+
 
+
== وضوی جبیره ==
+
 
+
چیزى که با آن زخم و شکسته را مى بندند (بانداژ) و دوایى که روى زخم و مانند آن مى گذارند جبیره نامیده مى شود. وضوی با آن را، وضوی جبیره ای می گویند. مراجع تقلید درباره وضوی جبیره ای فرموه اند:<br/>
+
 
+
اگر زخم یا دُمل یا شکستگى در صورت و دست ها است و روى آن باز است و آب ریختن روى آن ضرر دارد، اگر جبیره اطراف آن را بشوید کافى است، ولى چنانچه کشیدن دست تر بر آن ضرر ندارد، بهتر آن است که دست تر بر آن بکشد و بعد پارچه پاکى روى آن بگذارد و دست تر را روى پارچه هم بکشد. و اگر این مقدار هم ضرر دارد یا زخم نجس است و نمى شود آب کشید، باید اطراف زخم را به طورى که در وضو گفته شد، از بالا به پایین بشوید و بنابر احتیاط مستحبّ پارچه پاکى روى زخم بگذارد و دست تر روى آن بکشد و اگر گذاشتن پارچه ممکن نیست شستن اطراف زخم کافى است و در هر صورت تیمم لازم نیست<ref>توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۱۸۹، م ۳۲۵٫</ref>.<br/>
+
 
+
اگر نمى شود روى زخم را باز کرد ولى زخم و چیزى که روى آن گذاشته پاک است و رسانیدن آب به زخم ممکن است و ضرر و زحمت و مشقت هم ندارد، باید آب را به روى زخم برساند و اگر زخم یا چیزى که روى آن گذاشته نجس است، چنانچه آب کشیدن آن و رساندن آب به روى زخم ممکن باشد بدون زحمت و مشقت، باید آن را آب بکشد و موقع وضو آب را به زخم برساند و در صورتى که آب براى زخم ضرر دارد، یا آن که رساندن آب به روى زخم ممکن نیست، یا زخم نجس است و نمى شود آن را آب کشید باید اطراف زخم را بشوید و اگر جبیره پاک است روى آن را مسح کند و اگر جبیره نجس است یا نمى شود روى آن را دست تر کشید؛ مثلًا دوایى است که به دست مى چسبد، پارچه پاکى را به طورى که جزو جبیره حساب شود روى آن بگذارد و دست تر روى آن بکشد و اگر این هم ممکن نیست، احتیاط واجب آن است که وضو بگیرد و تیمم هم بنماید<ref>همان، ص ۱۹۲، م ۳۲۹٫</ref>.<br/>
+
 
+
اما اگر زخم یا دمل یا شکستگى در محل مسح است (جلوى سر یا روى پاها) و روى آن باز است، چنانچه نتواند آن را مسح کند، باید پارچه پاکى روى آن بگذارد و روى پارچه را با ترى آب وضو که در دست مانده مسح کند و بنابر احتیاط مستحبّ تیمم هم بنماید و اگر گذاشتن پارچه ممکن نباشد، باید به جاى وضو تیمم کند و بهتر است یک وضو بدون مسح هم بگیرد<ref>همان، ص ۱۹۰، م ۳۲۶٫</ref>.<br/>
+
 
+
== جراحت در اعضای وضو ==
+
 
+
در رساله های عملیه آمده است: “اگر در صورت و دست ها و جلوى سر و روى پاها به واسطۀ سوختن یا چیز دیگر، برآمدگى (تاول) پیدا شود، شستن و مسح روى آن کافى است. و چنانچه سوراخ شود رساندن آب به زیر پوست لازم نیست، بلکه اگر پوست یک قسمت آن کنده شود، لازم نیست آب را به زیر قسمتى که کنده نشده برساند، ولى چنانچه پوستى که کنده شده گاهى به بدن مى چسبد و گاهى بلند مى شود باید آن را قطع کند یا آب را به زیر آن برساند<ref>توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۱، ص، ۱۷۶، م ۲۹۲٫</ref>.<br/>
+
 
+
بنابراین، در جاهایی که لازم است آب به زیر قسمتى که کنده نشده برسد، اگر انسان فراموش کرد و آب را به زیر آن  نرساند و نماز خواند، وضویش باطل و در نتیجه نمازش نیز باطل است. و باید به صورت صحیح وضو بگیرد و نماز را دوباره بخواند.<br/>
+
 
+
== وجود مانع در اعضای وضو و جبیره ==
+
 
+
فتوای فقها در مورد وضوی شخصی که مانع در اعضای وضویش وجود دارد، متفاوت است که در ذیل مطرح می شود:<br/>
+
 
+
۱٫  چنین شخصی باید به دستور جبیره عمل کند<ref>آیات عظام: امام خمینی، خامنه ای، فاضل، بهجت، مکارم، نوری.</ref>. و بنا بر احتیاط واجب اگر تمام یا بعض محلّ [[تیمّم]] بى مانع باشد، [[تیمّم]] هم بنماید<ref>آیات عظام: گلپایگانى، صافى.</ref>.<br/>
+
 
+
۲٫ فقط در صورتی که آن چیزى که چسبیده، دوا باشد؛ حکم جبیره را دارد<ref>آیات عظام: خوئى، تبریزى و سیستانی.</ref>.<br/>
+
 
+
۳٫ وظیفه اش [[تیمّم]] است<ref>آیت الله العظمی زنجانى.</ref>، مگر در صورتى که در جاى تیمم هم (مانع) چسبیده باشد که در این صورت، وضو کافى است<ref>آیات عظام: خوئى و تبریزى.</ref>.<br/>
+
 
+
۴٫ وظیفه اش [[تیمّم]] است، مگر آن که آن چیز در مواضع [[تیمّم]] باشد که در این صورت لازم است بین وضو و [[تیمّم]] جمع کند<ref>آیت الله العظمی سیستانى توضیح المسائل؛ (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۱، ص ۱۹۶، م ۱۳۳۸٫</ref>.<br/>
+
 
+
== لاک ناخن و وضوی جبیره ==
+
 
+
چنانچه لاکی برای ناخن استفاده شده که بتوان آن را به راحتی برطرف نمود، در آن صورت وظیفۀ چنین شخصی وضو می باشد، بر این اساس اگر از رنگ استفاده کرده که دارای جرم باشد به نحوی که مانع از رسیدن آب به ناخن شود، وضوی گرفته شده و کلیۀ اعمالی که مشروط به وضو و [[غسل]] بوده، باطل است<ref>توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۲۰۱٫</ref>، پس از برطرف شدن مانع می بایست مجدداً اعاده گردد، ولی زمانی که برطرف نمودن آن ممکن نباشد و یا به قدری مشقت دارد که قابل تحمل نباشد، در آن صورت می بایست به دستور جبیره عمل نماید<ref>همان، ص ۱۹۶٫</ref>. بدین نحو که اطراف آن را بشوید و روی آن دست بکشد، اما اگر مانع مذکور در موضع های تیمم باشد و نیز برطرف نمودن آن هم ممکن نباشد، می بایست بین وضو و تیمم جمع نماید<ref>همان، سیستانی و زنجانی؛ بهجت: باید بنا بر أظهر به دستور جبیره عمل کند. و احتیاط در جمع بین تیمّم و وضوى جبیره اى است.</ref>.<br/>
+
 
+
این مسئله از دفاتر مراجع عظام استفتاء شده که پاسخ های آن به شرح زیر می باشد:<br/>
+
 
+
دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):<br/>
+
 
+
در فرض سؤال باید وضوى جبیره بگیرد.<br/>
+
 
+
دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مدظله العالی):<br/>
+
 
+
نماز با لاک ناخن باطل است وضو و [[غسل]] نیز باطل می باشد، البته انجام کاری که باعث شود انسان نتواند وضو بگیرد جایز نیست. بنابر این لازم است لاک را زائل کند و وضو بگیرد. در صورت تنگی وقت باید تیمم کند، ولی فعل حرامی مرتکب شده؛ زیرا انسان نمی تواند کاری کند که موجب اخلال در اداء فعل واجب باشد.<br/>
+
 
+
دفتر حضرت آیت الله مکارم شیرازی  (مدظله العالی):<br/>
+
 
+
وضوی جبیره ای بگیرد.<br/>
+
 
+
نظر حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته) بدین شرح می باشد:<br/>
+
 
+
وضوی متعارف جبیره ای در این فرض کافی است، هر چند احتیاط جمع بین وضو و تیمم است.<br/>
+
 
+
شکیات وضو<br/>
+
 
+
(در حال تکمیل است)<br/>
+
 
+
== شک در اثناء و بعد از وضو ==
+
 
+
اگر در بین وضو شک شود که عضوی از اعضای وضو شسته یا مسح شده است؟ باید برگشته و جزء مشکوک انجام داده شود، سپس به ترتیب وضو تمام گردد. ولی اگر بعد از پایان وضو، شک شود که عضوی از اعضای وضو را شسته یا مسح کرده، به شک اعتنا نمی کند.<br/>
+
 
+
در زیر فتوای برخی از فقها بیان می شود:<br/>
+
 
+
حضرت امام خمینی (ره): «اگر شک بعد از فراغ (اتمام) وضو است اعتنا نکند و چنان چه در اثنای وضو شک کند، اعتنا کند، مگر این که کثیر الشک باشد»<ref>امام خمینى، استفتاءات، ج ۱، ص ۴۳، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم، قم، ۱۴۲۲ ق.</ref>.<br/>
+
 
+
حضرت آیت الله مکارم شیرازی: «اگر بعد از فراغت وضو شکّ کند همۀ کارهاى وضو را انجام داده یا نه، یا شرایط در آن جمع بوده یا نه، اعتنا نکند، امّا اگر در حال وضو شکّ کند باید به جا آورد»<ref>امام خمینى، توضیح المسائل، بنى هاشمى خمینى، سید محمد حسین، ج ۱، ص ۱۷۸، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ هشتم، قم، ۱۴۲۴ ق.</ref>.<br/>
+
 
+
حضرات آیات گلپایگانی، صافی، بهجت: «اگر بعد از وضو یا در بین آن یقین کند که بعضى جاها را نشسته یا مسح نکرده است، چنانچه رطوبت جاهایى که پیش از آن است خشک شده باشد باید دوباره وضو بگیرد و اگر خشک نشده باید جایى را که فراموش کرده و آن چه بعد از آن است بشوید یا مسح کند و اگر در بین وضو در شستن یا مسح کردن جایى شکّ کند باید به همین دستور عمل کند»<ref>همان، ص ۱۸۰٫</ref>.<br/>
+
 
+
حضرت آیت الله فاضل لنکرانی: «اگر بعد از آن که از وضو فارغ شده شک کرده، اعتنا نکند و وضویش صحیح است، ولی اگر در اثنا شک کرده باید برگردد و مشکوک را بیاورد، پس از آن به ترتیب وضو را تمام کند»<ref>فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل، ص ۵۶، س ۱۵۱، چاپ مهر، چاپ دوم، قم، ۱۳۷۵ش.</ref>.<br/>
+
 
+
== شک در سرایت نجاست به اعضای وضو ==
+
 
+
شخصی وضو می گیرد و بعد از وضو می فهمد صورتش قبل از وضو خونی بوده است، در این صورت اگر هنگام وضو خون صورت خود را شسته باشد و یک مشت دیگر آب برای وضو به صورت خود زده باشد (که معمولا اکثر افراد در موقع [[وضو گرفتن]] عادت دارند بیش از یک مشت آب به صورت خود می زنند) هم صورت پاک شده و هم وضو صحیح است و همۀ قسمت های بدن هم پاک است و هر جایی که دست زده باشد نیز پاک است و جای هیچ گونه شکی نیست.<br/>
+
 
+
ولی اگر با دو مشت آب، صورت را شسته باشد صورت و چیزهایی که با رطوبت با صورت تماس پیدا می کند نجس خواهد بود و وضو باطل است. و اگر پس از شستن صورت دست ها را زیر شیر آب گرفته باشد دست ها قطعا پاک است؛ زیرا تنها دست راست در اثر تماس با صورت نجس شده بود که اگر بعد از شستن صورت این دست را شسته باشد این هم پاک شده است. و در این حالت نیز به جاهایی که دست رسیده، مثل سر و روی پاها (برای مسح کشیدن) نجس نشده است.<br/>
+
 
+
به هر حال در صورتی که یقین به نجاست دست باشد، چیزهایی که با رطوبت آن تماس داشته باشند و رطوبت نیز منتقل گردد موجب نجس شدن آن چیز می شود، اما باید توجه داشت که در این امر نباید وسواس به خرج داد و باید از وسواس اجتناب نمود.<br/>
+
  
 
== مبطلات وضو ==
 
== مبطلات وضو ==
 +
۱. خروج بول:<ref>آیت الله مکارم: مسّ میّت نیز یکی از مبطلات وضو است.</ref>:<br/>
 +
۲. خروج غائط:<br/>
 +
۳. باد معده و روده که از مخرج غائط خارج شود:<br/>
 +
۴. خوابی که به واسطۀ آن چشم نبیند و گوش نشنود، ولی اگر چشم نبیند و گوش بشنود وضو باطل نمی‌شود.<br/>
 +
۵. چیزهایی که عقل را از بین می‌برد، مانند دیوانگی و مستی و بی هوشی.<br/>
 +
۶. استحاضۀ زنان. <br/>
 +
۷. کاری که برای آن باید [[غسل]] کرد مانند جنابت<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 189</ref>.<br/>
  
هفت چیز وضو را باطل مى کند:<br/>
+
== وضوهای واجب ==
 
+
برای برخی کارها [[وضو گرفتن]] واجب است:<br/>
اول: بول.<br/>
+
۱. برای نمازهای واجب غیر از نماز میّت:<br/>
 
+
۲. برای سجده و تشهّد فراموش شده، اگر بین آنها و نماز، حَدَثی از او سر زده مثلًا بول کرده باشد:<br/>
دوم: غائط.<br/>
+
۳. برای طواف واجب خانۀ کعبه:<br/>
 
+
۴. اگر نذر یا عهد کرده یا قسم خورده باشد که وضو بگیرد:<br/>
سوم: باد معده و روده که از مخرج غائط خارج شود.<br/>
+
۵. اگر نذر کرده باشد که جایی از بدن خود را به خطّ قرآن برساند:<br/>
 
+
۶. برای آب کشیدن قرآنی که نجس شده یا بیرون آوردن آن از مستراح و مانند آن، در صورتی که مجبور باشد دست یا جای دیگر بدن  خود را به خطّ قرآن برساند، ولی چنانچه معطّل شدن به مقدار وضو، بی احترامی به قرآن باشد باید بدون این که وضو بگیرد، قرآن را از مستراح و مانند آن بیرون آورد، یا اگر نجس شده آب بکشد  و تا ممکن است از دست گذاشتن به خطّ قرآن خودداری کند<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج ص: 186 </ref>.<br/>
چهارم: خوابى که به واسطه آن چشم نبیند و گوش نشنود، ولى اگر چشم نبیند و گوش بشنود وضو باطل نمى شود.<br/>
+
۷. برای مس اسماء خدا و نیز اسماء معصومین(علیه السلام) احتیاط در گرفتن وضو است<ref>أسرار الصلاه (ملکی تبریزی)؛ ص: 988. </ref>.<br/>
 
+
پنجم: چیزهایى که عقل را از بین مى برد؛ مانند دیوانگى و مستى و بى هوشى.<br/>
+
 
+
ششم: استحاضه زنان.<br/>
+
 
+
هفتم: کارى که براى آن باید [[غسل]] کرد، مانند جنابت<ref>توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۱، ص ۱۸۸٫</ref>.<br/>
+
 
+
استفراغ، خون ریزی و صحت وضو
+
 
+
خونریزی و نجاست اعضای وضو و سایر اعضای بدن، و یا استفراغ کردن بعد از وضو یا در حال وضو به اتفاق تمام علماء موجب باطل شدن وضو نمی باشد. مبطلات وضو هفت چیز است که موارد مذکور جز آن هفت چیز نیست.<br/>
+
  
البته یکی از شرایط وضو این است که با آب پاک باشد، بنابر این اگر در حین وضو از یکی از اعضای وضو خون جاری شود ممکن است آب وضو یا مسح نجس شود که از این جهت ممکن است وضو دچار مشکل شود؛ از این رو در موارد خون ریزی بدن باید مواظبت کرد که آب وضو نجس نشود و نجاست به اعضاء دیگر سرایت نکند.<br/>
+
== وضوهای مستحب ==
 +
(وضو گرفتن برای هر کاری و در هر حالی مستحب است، ولی برای برخی کارها تاکید، یا سفارش شده است مجددا وضو گرفته شود):<br/>
 +
۱. بقاء بر طهارت؛ مستحب است انسان در همه حال با وضو باشد:<br/>
 +
۲. زیارت قبرِ معصومین- [[صلوات]] اللّه علیهم- به جهت تعظیم  معصومین:<br/>
 +
۳. طواف مستحبی و همچنین تجدید وضو از برای هر طواف مجدّد، مستحبّ است (خواه واجب باشد یا مستحب):<br/>
 +
۴. سایر اعمال از مناسک [[حج]] که طهارت در آن شرط نشده:<br/>
 +
۵. دخول در مسجد و آماده بودن برای نماز واجب قبل از دخول وقت آن:<br/>
 +
۶. خواندن و نوشتن و حمل قرآن. <br/>
 +
۷. خواندن نماز میت، [[غسل]] دادن میّت، کفن و دفن میت، همچنین برای کسی که [[غسل مس میت]] وظیفه اوست، قبل از [[غسل]] مس میت، و نیز برای زیارت قبور مؤمنین:<br/>
 +
۸. مجامعت و نزدیکی(نزدیکی با زن، بوسیدن از روی شهوت، مس فرج):<br/>
 +
۹. خوابیدن:<br/>
 +
۱۰. زن حایض اگر بخواهد در وقت نماز [[ذکر خدا]] بگوید.<br/>
 +
۱۱. اگرشخص جنب بخواهد در حال جنابت بخورد یا بیاشامد یا بخوابد یا دوباره آمیزش کند:<br/>
 +
۱۲. کسی که متعمّداً درنماز قهقهه کند.<br/>
 +
۱۳. طلب حاجت(از خداوند):<br/>
 +
۱۴. کسی که وضو داشته و مدتی از وضویش گذشته:<br/>
 +
۱۵. کسی که در حال داشتن وضو خون از بینی اش آمده و یا قی نموده است:<br/>
 +
۱۶. برای آنچه که بعد از استبراء از مرد خارج می‌شود:<br/>
 +
۱۷. خواندن بیش از چهار خط از اشعار باطل:<br/>
 +
۱۸. سجده شکر:<br/>
 +
۱۹. سعی در حاجت مؤمن:<br/>
 +
۲۰. وضو از برای استخاره درجمیع انواع استخارات مستحبّ است <ref>رسائل فیض کاشانی، ج-2رساله-4، ص: 27 - مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)؛ ج 27، ص: 242- أسرار الصلاه (ملکی تبریزی)، ص: 99 </ref>.<br/>
  
== تماس زوجین و ابطال وضو ==
+
== مستحبات وضو ==
 +
۱. مسواک زدن:<br/>
 +
۲. از دست راست شروع نمودن.(این غیر از افعال و مقدمات واجب وضو است).<br/>
 +
۳. آب وضو در کمال پاکی و تمیزی باشد.<br/>
 +
۴. مضمضه(آب در دهان ریختن) و استنشاق(آب در بینی ریختن) از مستحبات وضوء است و هر یک از این دو مستحب است که سه مرتبه انجام بگیرد و مضمضه را بر استنشاق مقدم باشد:<br/>
 +
۵. در حال شستن صورت چشم‌ها را باز نگه دارد و دعائی که در این زمینه رسیده قرائت کند:<br/>
 +
۶. بر هر عضوی که آب می‌ریزد دست بکشد و موی صورت را با سر انگشتان از هم باز کند:<br/>
 +
۷. مرد ابتدا روی ذراع آب بریزد و زن به پشت (داخل) ذراع آب بریزد:<br/>
 +
۸. هنگام شستشوی اعضاء با ریختن آب بر هر عضو و جاری ساختن آب بر آن عضو را بشوید کند، اولی اینست که با ریختن دو مشت آب بر هر عضو وضو را کامل نماید. <br/>
 +
۹. هم چنین مستحب است در تهیۀ مقدمات وضو از دیگری کمک نگیرد.<br/>
 +
۱۰. از آب آلوده و آبی که از آفتاب گرم شده و نیم خوردۀ زن حایضی که خیلی مواظب طهارت و نجاست نیست و نیم خوردۀ یهودی و نصرانی و مشرک و ناصبی و ولد الزنا- بنابر قول به طهارت و آبی که قورباغه و یا مار و عقرب بر آن گذشته، استفاده نکند.<br/>
 +
۱۱. آب اندکی که نجاست بدان رسیده ولی نه بحدی که از طهارت بیفتد. <br/>
 +
۱۲. آب چاهی که می‌بایست برای پاک شدنش مقدار معینی از آب آن کشیده شود و این عمل انجام نگرفته.<br/>
 +
۱۳. آبی که انسان با آن [[غسل جنابت]] نموده بنابر قول بجواز وضوء با آنکه همین هم اقوی است اجتناب کند،
 +
البته همۀ این امور در صورت اختیار است.<br/>
 +
۱۴. صرف کردن  مقدار یک مُدّ از آب(۷۵۰ گرم).<ref>رسائل فیض کاشانی، ج-2رساله-4، ص: 27 15. </ref><br/>
 +
۱۶. دعا در هنگام وضو و مقدماتش:<br/>
 +
در حدیث صحیح از امیرالمؤمنین علیه السّلام رسیده که آن حضرت آب طلب نمود؛<br/>
 +
ابتدا مشتی آب با دست راست بر دست چپ ریخت و فرمود: «بسم اللّه و الحمد للّه الّذی جعل الماء طهورا و لم یجعله نجسا» <br/>
 +
سپس استنجا(طهارت کردن با آب) نمود و فرمود: «اللهمّ حصّن فرجی و اغضه و استر عورتی و حرّمنی علی النّار» <br/>
 +
سپس مضمضه نمود و فرمود: «اللهمّ لقّن حجّتی یوم القاک و اطلق لسانی بذکرک» <br/>
 +
سپس استنشاق نمود و فرمود: «اللّهم لا تحرّم علیّ ریح الجنّه و اجعلنی ممّن یشمّ  ریحها و روحها و ریحانها» <br/>
 +
سپس به شستن صورت خود پرداخت و فرمود: «اللّهمّ بیّض وجهی یوم تبیضّ فیه الوجوه و لا تسوّد وجهی یوم تسوّد فیه الوجوه» <br/>
 +
سپس دست راست خود را شست و فرمود: «اللّهمّ اعطنی کتابی بیمینی و الخلد فی الجنان بیساری و حاسبنی حسابا یسیرا» <br/>
 +
سپس بدست چپ پرداخت و فرمود: اللّهمّ لا تعطنی کتابی بشمالی و لا تجعله مغلوله إلی عنقی و اعوذ بک من مقطّعات النّیران» <br/>
 +
سپس به مسح سر پرداخت و فرمود: اللّهمّ غشّنی برحمتک و برکاتک و عفوک.<br/>
 +
سپس به مسح پا پرداخت و فرمود: «اللّهمّ ثبّت قدمی علی الصّراط یوم تزلّ فیه الاقدام و اجعل سعیی فیما یرضیک عنّی یا ارحم الرّاحمین» <br/>
 +
سپس به فرزندش محمد که راوی حدیث است فرمود ای محمد هر کس چنین وضو بگیرد و آنچه را من گفتم بگوید خداوند از هر قطرۀ آبی ملکی بیافریند که تا روز قیامت تقدیس و تسبیح و تکبیر گویند و ثواب آن برای آن وضو گیرنده ثبت شود.<br/>
 +
و در تفسیر امام علیه السّلام آمده است که هر کس در آخر وضوء و [[غسل]] خود بگوید:<br/>
 +
«سبحانک اللّهمّ و بحمدک اشهد ان لا إله الاّ أنت استغفرک و اتوب إلیک و اشهد انّ محمّدا عبدک و رسولک و اشهد انّ علیّا ولیّک و خلیفتک بعد نبیّک و انّ اولیائه خلفائک و اوصیائک».<br/>
 +
گناهانش همچون برگ درخت فرو ریزد و خدا به تعداد هر قطره از آب وضوء یا [[غسل]] او ملکی بیافریند که تسبیح و تهلیل و تقدیس و تکبیر حق تعالی گویند و بر پیامبر و آل پاک او درود فرستند و ثواب آن برای آن وضوء گیرنده خواهد بود، و در کتاب «من لا یحضره الفقیه» روایت شده که [[زکات]] وضو اینست که در هنگام وضوء گفته شود:<br/>
 +
اللّهمّ انّی اسئلک تمام الوضوء و تمام الصّلوه و تمام رضوانک و الجنّه.<ref>أسرار الصلاه (ملکی تبریزی)، ص: 44 </ref>
 +
== واجبات وضو ==
 +
۱. نیت: قصد قربت در وضو واجب است.<br/>
 +
۲. شستن صورت:<br/>
 +
شستن صورت و دستها مرتبۀ اوّل واجب و مرتبۀ دوّم جایز<ref>آیات صافی، سیستانی، بهجت: مرتبۀ دوّم مستحب ..</ref> و مرتبۀ سوّم و بیشتر از آن، حرام می‌باشد<ref>آیت الله صافی: اگر به قصد این که سه مرتبه بشوید، سه مرتبه آب بریزد، مرتبۀ سوّم آن حرام است.<br/>
 +
آیت الله مکارم: مسأله برای وضو، شستن صورت و دستها مرتبۀ اوّل واجب است و احتیاط واجب، ترک مرتبۀ دوّم است و امّا سوّم و بیشتر حرام است، منظور از مرتبۀ اوّل آن است که تمام عضو را بشوید خواه با یک مشت آب باشد یا چندین مشت، وقتی که تمام شد یک مرتبه حساب می‌شود.</ref> و اگر با یک مشت آب، تمام عضو شسته شود و به قصد وضو بریزد یک مرتبه حساب می‌شود چه قصد بکند یک مرتبه را، یا قصد نکند<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 155</ref>.<br/>
 +
باید صورت را بنا بر احتیاط واجب از بالا به پایین شست اگر از پایین به بالا بشوید وضو باطل است و دستها را باید از مرفق به طرف سر انگشتان بشوید.<br/>
 +
اگر پوست صورت از لای مو پیدا باشد باید آب را به پوست برساند و اگر پیدا نباشد شستن مو کافی است و رساندن آب به زیر آن لازم نیست.<br/>
 +
صورت را باید از بالای پیشانی جایی که موی سر بیرون می‌آید تا آخر چانه شست و پهنای آن به مقداری که بین انگشت وسط و شست  قرار می‌گیرد باید شسته شود و اگر مختصری از این مقدار را نشوید وضو باطل است و برای آن که یقین کند این مقدار کاملًا شسته شده باید کمی اطراف آن را هم بشوید<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 153</ref>.<br/>
 +
۳. شستن دو دست:<br/>
 +
بعد از شستن صورت باید دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشتها بشوید.<br/>
 +
اگر دست را تر کند و به صورت و دستها بکشد، چنانچه تری دست به قدری باشد که به واسطۀ کشیدن دست، آب کمی بر آنها جاری شود کافی است<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 154</ref>.<br/>
 +
۴. مسح  سر:<br/>
 +
مسح، در لغت، کشیدن دست بر چیزی است و در شرع، کشیدن دست تر بر سر و پاست در وضو.<br/>
 +
اهل سنت، در مسح پا، شست و شوی آن را لازم می‌دانند و در مسح سر، کشیدن دست تر بر آن را. اما امامیه، اتفاق نظر دارند که در وضو، بایستی مقداری از سر و پا مسح شود و شست و شو را درست نمی‌دانند.<ref>مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)؛ ج 6-5، ص: 229</ref><br/>
 +
بعد از شستن هر دو دست باید جلوی سر را با تری آب وضو که در دست مانده مسح کند. و لازم نیست با دست راست باشد یا از بالا به پایین مسح نماید<ref>آیت الله مکارم: احتیاط واجب آن است که با دست راست مسح نماید، و بهتر این است که از بالا به پایین دست بکشد، ولی عکس آن یعنی از پایین به بالا نیز اشکال ندارد).</ref>.<br/>
 +
یک قسمت از چهار قسمت سر که مقابل پیشانی است جای مسح می‌باشد و هر جای این قسمت را به هر اندازه مسح کند کافی است  اگر چه احتیاط  مستحبّ آن است که از درازا به اندازۀ درازای یک انگشت و از پهنا به اندازۀ پهنای سه انگشت بسته، مسح نماید.<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 158</ref><br/>
 +
۵. مسح  روی دو پا: بعد از مسح سر باید با تری آب وضو که در دست مانده روی پاها را از سر یکی از انگشتها تا برآمدگی روی پا مسح کند<ref>صافی: و احتیاط واجب آن است که تا مفصل را هم مسح نماید.<br/>
 +
6. مکارم: و احتیاط مستحبّ این است که تا مفصل مسح نماید. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 157</ref>. <br/>
 +
مسح کردن از روی جوراب و کفش باطل است، ولی اگر به واسطۀ سرمای شدید یا ترس از دزد و درنده و مانند اینها نتواند کفش یا جوراب را بیرون آورد، مسح کردن بر آنها اشکال ندارد  و اگر روی کفش نجس باشد، باید چیز پاکی بر آن بیندازد و بر آن چیز مسح کند.<br/>
 +
اگر رطوبت کف دست فقط به اندازۀ مسح سر باشد، می‌تواند سر را با همان رطوبت مسح کند و برای مسح پاها از اعضاء دیگر وضو رطوبت بگیرد<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 159</ref>.<br/>
  
در صورتی که تماس زن و شوهر در حدی باشد که هیچ یک از موارد ابطال وضو -در موضوع مبطلات وضو به آن پرداخته شد- اتفاق نیفتاده باشد موجب نقض وضو نمی گردد. و آب هایی که در چنین مواقعی از انسان خارج می شود محکوم به طهارت است. (تنها بول و منی نجس هستند و خروج شان موجب بطلان وضو می شوند).<br/>
+
== احکام وضو ==
 +
۱) اگر پیش از وقت نماز به قصد این که با طهارت باشد وضو بگیرد یا [[غسل]] کند صحیح است، و نزدیک وقت نماز هم اگر به قصد مهیّا بودن برای نماز وضو بگیرد اشکال ندارد.<br/>
 +
۲) اگر انسان مرضی دارد که بول او قطره قطره می‌ریزد یا نمی‌تواند از بیرون آمدنِ غائط خودداری کند، چنانچه یقین دارد که از اول وقت نماز تا آخر آن به مقدار [[وضو گرفتن]] و نماز خواندن مهلت پیدا می‌کند، باید نماز را در وقتی که مهلت پیدا می‌کند بخواند و اگر مهلت او به مقدار کارهای واجب نماز است، باید در وقتی که مهلت دارد فقط کارهای واجب نماز را به جا آورد و کارهای مستحبّ آن مانند اذان و اقامه و قنوت  را ترک نماید.<br/>
 +
۳) اگر بعد از نماز شک کند که قبل از نماز وضوی او باطل شده یا بعد از نماز، نمازی که خوانده صحیح است.<br/>
 +
۴) اگر در بین نماز شک کند که وضو گرفته یا نه، نماز او باطل است و باید وضو بگیرد و نماز را بخواند.<br/>
 +
۵) اگر بعد از نماز شک کند که وضو گرفته یا نه، نماز او صحیح است، ولی باید برای نمازهای بعد وضو بگیرد. <br/>
 +
۶) کسی که می‌داند وضو گرفته و حَدَثی هم از او سر زده، مثلًا بول کرده، اگر نداند کدام جلوتر بوده ، چنانچه پیش از نماز است باید وضو بگیرد و اگر در بین نماز است باید نماز را بشکند و وضو بگیرد و اگر بعد از نماز است باید وضو بگیرد و باید نمازی را که خوانده دوباره بخواند.<br/>
 +
۷) کسی که شک دارد وضو گرفته یا نه، باید وضو بگیرد.<br/>
 +
۸) اگر شک کند که وضوی او باطل شده یا نه، بنا می‌گذارد که وضوی او باقی است، ولی اگر بعد از بول استبراء نکرده و وضو گرفته باشد و بعد از وضو رطوبتی از او بیرون آید که نداند بول است یا چیز دیگر، وضوی او باطل است.<br/>
 +
۹) کسی که در کارهای وضو و شرایط آن مثل پاک بودن آب و غصبی نبودن آن خیلی شک می‌کند باید به شک خود اعتنا نکند.<br/>
 +
۱۰) اگر وضوی بعضی از اعضاء را ارتماسی و بعضی را غیر ارتماسی انجام دهد اشکال ندارد.<br/>
 +
۱۱) کسی که پیش از شستن صورت دستهای خود را تا مچ شسته، در موقع وضو  باید تا سر انگشتان را بشوید و اگر فقط تا مچ را بشوید وضوی او باطل است.<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 161</ref><br/>
 +
۱۲) لازم نیست مسح سر بر پوست آن باشد بلکه بر موی جلوی سر هم صحیح است. ولی کسی که موی جلوی سر او به اندازه‌ای بلند است که اگر مثلًا شانه کند به صورتش می‌ریزد ، یا به جاهای دیگر سر می‌رسد ، باید بیخ موها را مسح کند  (یا فرق سر را باز کرده پوست سر را مسح نماید  و اگر موهایی را که به صورت می‌ریزد یا به جاهای دیگر سر می‌رسد جلوی سر جمع کند و بر آنها مسح نماید، یا بر موی جاهای دیگر سر، که جلوی آن آمده مسح کند باطل است.<br/>
 +
۱۳) اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست  نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند بلکه باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.<br/>
 +
۱۴) در مسح سر و روی پا باید دست را روی آنها بکشد و اگر دست را نگهدارد  و سر یا پا را به آن بکشد وضو باطل است ولی اگر موقعی که دست را می‌کشد سر یا پا مختصری حرکت کند اشکال ندارد.<br/>
 +
۱۵) پهنای مسح پا به هر اندازه باشد کافی است ، ولی بهتر، بلکه أحوط  آن است با تمام کف دست، روی پا را مسح کند.<br/>
 +
۱۶) جای مسح باید خشک باشد. و اگر به قدری تر باشد که رطوبت کف دست  به آن اثر نکند مسح باطل است. ولی اگر تری آن به قدری کم باشد که رطوبتی که بعد از مسح در آن دیده می‌شود بگویند فقط از تری کف دست است اشکال ندارد.<br/>
  
اما اگر انسان جماع کند و به اندازه ختنه گاه یا بیشتر داخل شود، در زن باشد یا در مرد در قُبُل باشد یا در دُبُر، بالغ باشند یا نابالغ اگر چه منى بیرون نیاید، هر دو جنب شده و می بایست [[غسل]] کنند. مگر زمانی که شک کنند به مقدار ختنه گاه داخل شده است یا خیر، که در این صورت [[غسل]] بر آنها واجب نیست<ref>توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص۲۱۰٫</ref>، و به تبع، وضو نیز نقض نمی گردد.<br/>
 
  
== بطلان وضو در وسط نماز ==
+
== آثار وضو ==
 +
=== آثار معنوی ===
 +
۱. دل را نورانی می‌کند:<br/>
 +
امام صادق (علیه السلام)َ فرمودند: وضو سبب نورانیت دل می‌شود، و کسی که وضو دارد اگر دوباره وضو بگیرد نورانیت دل بیشتر می‌شود؛ أنَّ الْوُضُوءَ عَلَی الْوُضُوءِ نُورٌ عَلی نُورٍ. <ref>(کتاب من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 41، ح 82؛ وسائل الشیعه، ج 1، ص 377، ح 996).</ref> <br/>
 +
۲. سبب آمرزش گناهان می‌شود:<br/>
 +
در روایتی امام باقر علیه السلام به نقل از پیامبر اکرم فرمودند: وقتی با آب دستهایت را می‌شویی گناهانی که با دست کردی آمرزیده می‌شود، وقتی آب به صورت می‌زنی، گناهانی که با چشم انجام دادی بخشیده می‌شود، وقتی پاها را مسح می‌کنی، گناهانی که با پاهایت انجام دادی بخشیده می‌شود.<ref>مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یُحَدِّثُ النَّاسَ بِمَکَّهَ فِی حَدِیثٍ- أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ لِلثَّقَفِیِّ قَبْلَ أَنْ یَسْأَلَهُ- أَمَا أَنَّکَ جِئْتَ تَسْأَلُنِی عَنْ وُضُوئِکَ- وَ صَلَاتِکَ وَ مَا لَکَ فِیهِمَا- فَاعْلَمْ أَنَّکَ إِذَا ضَرَبْتَ یَدَکَ فِی الْمَاءِ- وَ قُلْتَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ- تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ الَّتِی اکْتَسَبَتْهَا یَدَاکَ- فَإِذَا غَسَلْتَ وَجْهَکَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ- الَّتِی اکْتَسَبَتْهَا عَیْنَاکَ بِنَظَرِهِمَا- وَ فُوکَ بِلَفْظِهِ- فَإِذَا غَسَلْتَ ذِرَاعَیْکَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ عَنْ یَمِینِکَ وَ شِمَالِکَ- فَإِذَا مَسَحْتَ رَأْسَکَ وَ قَدَمَیْکَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ- الَّتِی مَشَیْتَ إِلَیْهَا عَلَی قَدَمَیْکَ- فَهَذَا لَکَ فِی وُضُوئِکَ- فَإِذَا قُمْتَ إِلَی الصَّلَاهِ- وَ تَوَجَّهْتَ وَ قَرَأْتَ أُمَّ الْکِتَابِ- وَ مَا تَیَسَّرَ لَکَ مِنَ السُّوَرِ- ثُمَّ رَکَعْتَ فَأَتْمَمْتَ رُکُوعَهَا- وَ سُجُودَهَا وَ تَشَهَّدْتَ وَ سَلَّمْتَ- غُفِرَ لَکَ کُلُّ ذَنْبٍ فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الصَّلَاهِ- الَّتِی قَدَّمْتَهَا إِلَی الصَّلَاهِ الْمُؤَخَّرَهِ- فَهَذَا لَکَ فِی صَلَاتِکَ. وسائل الشیعه؛ ج 1، ص: 393</ref><br/>
 +
امام کاظم (علیه السلام)َ فرمودند: کسی که برای نماز مغرب وضو می‌گیرد، این وضو کفاره گناهان صغیره او در طول روز است، وضو برای نماز صبح گناهان صغیره شب را از بین می‌برد؛ مَنْ تَوَضَّأَ لِلْمَغْرِبِ کَانَ وُضُوؤُهُ ذَلِکَ- کَفَّارَهً لِمَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِهِ فِی نَهَارِهِ مَا خَلَا الْکَبَائِرَ- وَ مَنْ تَوَضَّأَ لِصَلَاهِ الصُّبْحِ کَانَ وُضُوؤُهُ ذَلِکَ کَفَّارَهً- لِمَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِهِ فِی لَیْلَتِهِ مَا خَلَا الْکَبَائِرَ.<ref>وسائل الشیعه، ج 1، ص: 377 </ref><br/>
 +
امام صادق (علیه السلام)َ فرمودند کسی که وضو دارد و مجددا وضو می‌گیرد، تجدید وضو در حکم توبه است (گناهان او بخشیده می‌شود)؛ مَنْ جَدَّدَ وُضُوءَهُ مِنْ غَیْرِ حَدَثٍ آخَرَ جَدَّدَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ تَوْبَتَهُ مِنْ غَیْرِ اسْتِغْفارٍ.<ref>(کتاب من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 41، ح 82؛ وسائل الشیعه، ج 1، ص 377، ح 996).</ref> <br/>
 +
۳. فایده اخلاقی:<br/>
 +
از نظر اخلاقی و معنوی چون با قصد قربت و برای خدا انجام می‌شود اثر تربیتی دارد مخصوصا چون مفهوم کنایی آن این است که از فرق تا قدم در راه اطاعت تو گام بر می‌دارم مؤید این فلسفه اخلاقی و معنوی وضو است<ref>تفسیر نمونه، ج 4، ص: 292</ref>. <br/>
 +
۴. مقدمه عبادت و مُهّیا شدن برای نماز. <br/>
 +
=== آثار مادی ===
 +
۱. زیاد شدن عمر:<br/>
 +
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خطاب به یکی از اصحاب خود فرمودند: همیشه طهارت داشته باش، که سبب طولانی شدن عمر می‌شود، و اگر شب با طهارت بخوابی، و هنگام خواب بمیری ثواب و اجر شهید را داری؛ یَا أَنَسُ أَکْثِرْ مِنَ الطَّهُورِ یَزِیدُ اللَّهُ فِی عُمُرِکَ- وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَکُونَ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ عَلَی طَهَارَهٍ فَافْعَلْ- فَإِنَّکَ تَکُونُ إِذَا مِتَّ عَلَی طَهَارَهٍ مِتَّ شَهِیداً.<ref>وسائل الشیعه؛ ج 1، ص: 383</ref><br/>
  
اگر انسان مرضى دارد که بول او قطره قطره مى ریزد یا نمى تواند از بیرون آمدنِ غائط یا باد معده خوددارى کند؛ یا، از اول وقت نماز تا آخر وقت به مقدار [[وضو گرفتن]] و نماز خواندن مهلت پیدا مى کند و یا نمی کند.<br/>
+
۲. زیاد شدن رزق و روزی:<br/>
 +
در روایتی آمده است که فردی از کمی روزی  اش به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شکایت کرد. حضرت به او فرمود: «همواره با طهارت و وضو باش تا پیوسته روزی بر تو ببارد. آن مرد به این دستور عمل کرد و روزی  اش گسترش یافت.».<ref>منابع فقه شیعه؛ ج 22، ص: 135</ref><br/>
  
در صورت اول: باید نماز را در وقتى که مهلت پیدا مى‏کند بخواند و اگر مهلت او به مقدار کارهاى واجب نماز است، باید در وقتى که مهلت دارد فقط کارهاى واجب نماز را به جا آورد و کارهاى مستحبّ آن مانند اذان و اقامه و قنوت را ترک نماید.<br/>
+
۳. فایده بهداشتی:<br/>
 +
از نظر بهداشتی شستن صورت و دستها پنج بار و یا لا اقل سه بار در شبانه روز، اثر قابل ملاحظه‌ای در نظافت بدن دارد، مسح کردن بر سر و پشت پاها که شرط آن رسیدن آب به موها یا پوست تن است، سبب می‌شود که این اعضا را نیز پاکیزه بداریم، و نیزتماس آب با پوست بدن اثر خاصی در تعادل اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک دارد.<ref>تفسیر نمونه، ج 4، ص: 292</ref><br/>
  
اما در صورت دوم: اگر در بین نماز چند دفعه بول از او خارج مى‏شود، وضوى اوّل کافى است، ولى چنانچه در بین نماز چند مرتبه غائط یا باد معده از او خارج مى شود، اگر نتواند هیچ مقدار از نماز را با وضو بخواند، مى تواند چند نماز را با یک وضو بخواند، مگر اختیاراً بول یا غائط کند یا چیز دیگرى که وضو را باطل مى کند پیش آید<ref>توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۱۸۳، م ۳۰۹ و ۳۱۰٫</ref>.<br/>
+
== راهکارهای ترویج وضو ==
 +
۱. راهکار فرهنگی(علمی): خیلی از افراد نسبت به آثار و فلسفه وضو آگاه نیستند، و دیدگاه آنها نسبت به وضو این است که وضو مقدمه نماز است، اگر مردم نسبت به وضو معرفت پیدا کنند، برای هر کاری و در هر حالی وضو می‌گیرند.<br/>
 +
۲. راهکار اخلاقی: مومنین باید تمرین [[صبر]] و بردباری کنند، و به بهانه این که هوا سرد است، حال ندارم، بعدا وضو می‌گیرم و.......خود را از این عبادت بزرگ محروم نکنند. <br/>
 +
۳. راهکار اجرایی: وظیفه دولت وخانواده آن است که به همه مناطق آب رسانی کند، امکانات گرم کردن آب در اختیار مردم قرار دهد، وقتی آب گرم در دسترس مردم باشد، برای [[وضو گرفتن]] وغسل کردن مشکلی ندارند، و به راحتی طهارت حاصل می‌کنند.<br/>
  
اما اگر بتواند مقدارى از نماز را با وضو بخواند، اگر بخواهد بعد از هر دفعه وضو بگیرد سخت نیست، باید ظرف آبى پهلوى خود بگذارد و هر وقت غائط از او خارج شد وضو بگیرد و بقیه نماز را بخواند<ref>همان، ص ۱۸۱، م ۳۰۶ و ۳۰۷ و م ۳۱۱٫</refاما اگر [[وضو گرفتن]] بعد از هر دفعه براى او سخت است، باید براى هر نماز یک وضو بگیرد<ref>همان، ص ۱۸۲، م ۳۰۸ .</ref>.<br/>
+
== منابع ==
 +
قرآن کریم<br/>
 +
أسرار الصلاه (ملکی تبریزی)، تبریزی، ملکی میرزا جواد - مترجم: رجب زاده، رضا، در یک جلد، انتشارات پیام آزادی، تهران - ایران، چهارم، ۱۴۲۰ ه‍ق <br/>
 +
تهذیب الأحکام ، طوسی، ابو جعفر، محمد بن حسن ، جلد: ۱۰ ، دار الکتب الإسلامیه <br/>
 +
توضیح المسائل (محشّی - امام خمینی)، خمینی، سید روح اللّه موسوی، ۲ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، هشتم، ۱۴۲۴ ه‍ق<br/>
 +
رسائل فیض کاشانی، کاشانی، فیض، محمد محسن ابن شاه مرتضی، ۲۴ جلد، مدرسه عالی شهید مطهری، تهران - ایران، اول، ۱۴۲۹ ه‍ق<br/>
 +
عوالی( غوالی) اللئالی العزیزیه ، احسایی، ابن ابی جمهور، محمد بن علی ، جلد: ۴ ، دار سید الشهداء للنشر <br/>
 +
الکافی( ط- الإسلامیه) ، کلینی، ابو جعفر، محمد بن یعقوب ، جلد: ۸ ، دار الکتب الإسلامیه <br/>
 +
معانی الأخبار ، قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه ، جلد: ۱ ، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم <br/>
 +
من لا یحضره الفقیه ،قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه ، جلد: ۴ ، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم <br/>
 +
منابع فقه شیعه، بروجری، آقا حسین طباطبایی - مترجمان: حسینیان قمی، مهدی - صبوری، م، ۳۱ جلد، انتشارات فرهنگ سبز، تهران - ایران، اول، ۱۴۲۹ ه‍ق<br/>
 +
المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه، محمد حسین طباطبایی، مترجم موسوی همدانی سید محمد باقر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم<br/>
 +
مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)، جمعی از مؤلفان، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ه‍ق<br/>
 +
وسائل الشیعه، عاملی، حرّ، محمد بن حسن، ۳۰ جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ۱۴۰۹ ه‍ق <br/>
 +
نمونه، تفسیر، مکارم شیرازی ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیه، مکان چاپ: تهران<br/>
 +
نور، تفسیر، قرائتی محسن، ناشر: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، مکان چاپ: تهران<br/>
 +
== کتب ==
 +
وضو النبی من خلال ملابسات التشریع، ناشر:سازمان [[حج]] و زیارت-مشعر<br/>
 +
وضو در کتاب و سنت، آیت الله جعفر سبحانی، مرکز تحقیقات قائمیه<br/>
 +
تاریخ عبادات اسلامی-محمود کدخدائیان-مشهد-انتشارات شعله<br/>
 +
== مقالات ==
  
کسى که غائط پى در پى از او خارج مى شود، براى به جا آوردن سجده و تشهّد فراموش شده و نماز احتیاط -که باید بعد از نماز انجام داد- در صورتى که آنها را بعد از نماز فوراً به جا بیاورد، [[وضو گرفتن]] لازم نیست<ref>همان، ص ۱۸۴، م ۳۱۲٫</ref>.<br/>
+
شکل واقعی وضو در کتاب و سنت، جغفر سبحانی، دانشنامه موضوعی قرآن<br/>
 +
وضو از نگاه فقه القرآن شیعه، محمد فاکر میبدی، مجله شیعه شناسی، زمستان ۸۷، شماره ۲۴<br/>
 +
وضو از دیدگاه مذاهب اسلامی، حمید حسینی،مجله مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی، پاییز ۸۸، شماره ۱۷<br/>
 +
بررسی فقهی مسح در وضو از دیدگاه مذاهب اسلامی، عباس علی کیاسالاری، مجله پژوهشهای فقه و حقوق اسلامی، بهار۸۶، شماره۷<br/>
 +
بررسی تطبیقی آیین وضو، محمد رضا رضوان طلب، مجله فقه و مبانی حقوق اسلامی، پاییز و زمستان ۸۸، شماره ۱<br/>
  
== پا نویس ==
+
== پانویس ==
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://islampedia.ir/fa/1390/07/%D9%88%D8%B6%D9%88/ اسلام پدیا] - تاریخ برداشت: 17-11-94 </span></div>
 
<br />
 
  
 
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق معروف]]
 
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق معروف]]
[[رده:عبادی]]
+
[[رده:معروف عبادی]]
 +
[[رده:معروف بهداشتی درمانی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۳۲

وضو گرفتن

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ وضو در قرآن – پرسمان دانشجویی
۲ اسرار و حکمتهای وضو گرفتن به شیوه شیعیان
۳ اختلاف شیعه و سنی در مساله وضو – پایگاه حوزه
۴ احکام جامع وضو
۵ آثار و برکات وضو گرفتن
۶ احکام وضو
۷ طهارت
۸ وضو
۹ وضو-سایت آوینی
۱۰ وضو-ویکی پدیا
۱۱ وضو-اسلام پدیا

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ لمس خط قرآن بدون وضو

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده:سید مجید پوربهشت
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-۹۵/۹/۱۸

مقدمه

طهارت در تشریع اسلامی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «لاصلاه إلّا بطهور[۱]»؛ نماز بدون طهارت صحیح نیست.
قرآن مجید می‌فرماید: إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ[۲]؛ یعنی خداوند افراد توبه کننده و افراد پاکیزه(طاهر) را دوست دارد. و نیز پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ النَّظافَهَ»[۳]؛ یعنی خداوند تمیزی را دوست دارد. و نیز فرمودند: «الطَّهُورُ نِصْفُ الْإِیمانِ»[۴]؛یعنی پاکیزه بودن (طهارت)، نصف ایمان است.
طهارت از اعمال تعبدی است، یعنی اخلاص در آن شرط است و اگر به قصد قربت همراه نباشد، نماز قبول نمی‌شود. اولیاء و بزرگان اهمیت زیادی به طهارت می‌دادند، و سفارش می‌کردند همیشه و در همه حال طهارت داشته باشید.
البته طهارت منحصر به ظاهر نیست، طهارت باطن یک نوع از انواع طهارت است، طهارت باطن از طهارت ظاهر مهمتر است. طهارت دارای اقسامی است، وضو در میان طهارات معنوی سه گانه(وضو، غسل، تیمم) جایگاه ویژه‌ای دارد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «َ الْوُضُوءُ شَطْرُ الْإِيمَان‏»؛[۵] وضو جزء ایمان است. در روایت دیگری حضرت فرمودند: الصَّلَاهُ ثَلَاثَهُ أَثْلَاثٍ- ثُلُثٌ طَهُورٌ وَ ثُلُثٌ رُکُوعٌ وَ ثُلُثٌ سُجُودٌ.[۶] نماز سه بخش مهم دارد؛ طهارت، رکوع، سجده. در روایتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: افْتِتَاحُ الصَّلَاهِ الْوُضُوءُ- وَ تَحْرِیمُهَا التَّکْبِیرُ وَ تَحْلِیلُهَا التَّسْلِیمُ.[۷]نماز با وضو شروع می‌شود، با تکبیره الاحرام بعضی چیزها بر نمازگزار حرام می‌شود، و با سلام آن محرمات حلال می‌شود (نماز تمام می‌شود). در روایت دیگری حضرت فرمودند: خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید: یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی مَنْ أَحْدَثَ وَ لَمْ یَتَوَضَّأْ فَقَدْ جَفَانِی- وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ- وَ لَمْ یُصَلِّ رَکْعَتَیْنِ فَقَدْ جَفَانِی- وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ وَ صَلَّی رَکْعَتَیْنِ وَ دَعَانِی- وَ لَمْ أُجِبْهُ فِیمَا سَأَلَنِی مِنْ أَمْرِ دِینِهِ وَ دُنْیَاهُ- فَقَدْ جَفَوْتُهُ وَ لَسْتُ بِرَبٍّ جَافٍ قَالَ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ أَحْدَثَ وَ لَمْ یَتَوَضَّأْ فَقَدْ جَفَانِی وَ ذَکَرَ الْحَدِیثَ نَحْوَهُ [۸]
اگر وضوی کسی باطل شود و وضو نگیرد بر من جفا کرده است، و اگر وضوی کسی باطل شد و مجددا وضو گرفت ولی دو رکعت نماز نخواند بر من جفا کرده است، و اگر وضوی کسی باطل شود و مجددا وضو بگیرد و دو رکعت نماز بخواند و بعد از نماز دعا کند، اگر من [خدا] دعای او را مستجاب نکنم بر او جفا کرده‌ام، ولی من پروردگاری جفا کار نیستم.
در منابع روایی روایات بسیاری پیرامون وضو آمده است، مثلا در کتاب وسائل الشیعه أَبْوَابُ الْوُضُوءِ[۹] ۳۳۹ روایت و در أَبْوَابُ نَوَاقِضِ الْوُضُوء ِ[۱۰] ۱۵۳ روایت آمده است. و در کتاب شریف کافی ج ۳ روایات بسیاری پیرامون وضو آمده است. البته بین مسلمانان(شیعه و سنی) در کیفیت وضو اختلاف وجود دارد، مسلمانان قبل از حکومت خلیفۀ سوم، در مسئلۀ وضو اتفاق نظر داشته، در مورد مسح پاها یا شستن آن، اختلاف نظر بارزی نداشتند، اما از روایاتی که از عثمان در بیان کیفیت وضو نقل شده، استفاده می‌شود، آغاز اختلاف در این زمینه در دورۀ خلافت این خلیفه آغاز شده است. مسلم در صحیحش[۱۱] برخی از این اخبار را نقل می‌کند[۱۲].
حال که جایگاه وضو در تشریع اسلامی چنین است، بر هر مسلمانی واجب است که از اجزا، شرایط، احکام و مبطلات آن، آگاه شود.

فلسفه وضو

در روایتی از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام می‌خوانیم که حضرت درباره ی فلسفه وضو می‌فرماید:
برای این دستور وضو داده شده و آغاز عبادت با آن است که بندگان هنگامی که در پیشگاه خدا می‌ایستند و با او مناجات می‌کنند پاک باشند، و دستورات او را بکار بندند، از آلودگیها و نجاستها بر کنار شوند، علاوه بر این وضو سبب می‌شود که آثار خواب و کسالت از انسان برچیده شود و قلب برای قیام در پیشگاه خدا نور و صفا یابد.
انما امر بالوضوء و بدء به لان یکون العبد
۱. طَاهِراً إِذَا قَامَ بَيْنَ يَدَيِ الْجَبَّار»، زمینه پاکی هنگام ایستادن در برابر خداست.
۲. مُطِيعاً لَهُ فِيمَا أَمَرَه‏»، نشانه ی بندگی و اطاعت است.
۳. نَقِيّاً مِنَ الْأَدْنَاسِ وَ النَّجَاسَة»، عامل دوری از آلودگی‌ها و نجاست است.
۴. ذَهَابِ الْكَسَلِ وَ طَرْدِ النُّعَاس‏»، مایه ی دوری از کسالت و خواب آلودگی است.
۵. و تَزْكِيَةِ الْفُؤَادِ لِلْقِيَامِ »، آماده سازی و رشد روحی برای نماز است.[۱۳]
امام رضا (علیه السلام) در روایتی می‌فرمایند: فلسفه شستن صورت و دو دست و مسح سر و دو پا، در وضو این است که وقتی عبد در نماز مقابل خداوند می‌ایستد، با صورت در مقابل خداوند خضوع می‌کند، و با دست [در قنوت] از خداوند طلب حاجت می‌کند، و با سر سجده انجام می‌دهد، و با دوپا قیام و قعود می‌کند.
حضرت فرمودند شستن صورت و دستها واجب شده، چون که رکوع و سجود(عبادت‌های بزرگ) به وسیله صورت و دست است. مسح سر و پاها واجب شده(شستن آنها واجب نشده، ونیز مسح بعضی از انها لازم است نه همه آنها)، چون که همیشه شستن سر و پاها مقدور نسیت، گاهی مواقع هوا سرد است یا شخص مسافر یا مریض است، ولی شستن صورت و دست آسان تر است، علت دیگر آن این است که سر و پا معمولا به واسطه کلاه و جوراب پوشیده است[البته علت و حکمت‌های فراوانی دارد، حضرت به برخی از آنها اشاره کردند].[۱۴]
پیامبر اکرم در جواب عده‌ای از یهودیان که از فلسفه وضو سوال کردند، فرمودند:
وقتی شیطان حضرت آدم را وسوسه کرد، آدم نزدیک درخت نهی شده شد، به درخت نگاه کرد آبروی او از بین رفت، وقتی به سوی درخت حرکت کرد، اولین گامی که به سوی خطاء برداشت این قدم بود، با دست از آن درخت خورد، و زیبایی‌ها او از بدنش بیرون رفت، آدم دست خود را روی سرش گذاشت وشروع به گریه کردن کرد و توبه کرد، وقتی خداوند توبه او را پذیرفت بر او و فرزندان او واجب کرد که این مواضع را تطهیر کنند، پس خداوند امر کرد در وضو صورت شسته شود، چون آدم به درخت نگاه کرد، خداوند امر کرد دستها شسته شود، چون آدم با دست از درخت خورد، خداوند امر کرد سر را مسح کنید، چون آدم دست بر سر گذاشت و پشیمان شد، خداوند امر کرد به مسح پا، چون آدم با پاها به سوی درخت رفت.[۱۵]

آیه وضو

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ وَ إِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضی أَوْ عَلی سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدیکُمْ مِنْهُ ما یُریدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ یُریدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ[۱۶] .
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چون برای نماز برخیزید (و وضو نداشتید) پس صورت‌ها و دست هایتان را تا آرنج بشویید، و بر سرتان و روی پاهاتان تا برآمدگی روی هر دو پا مسح کنید، و اگر جنب بودید شستشو نمایید (غسل کنید)، و اگر بیمار یا در سفر بودید و حال آنکه یکی از شما از قضای حاجت آمده یا با زنان همبستر شده و آبی نیافتید، پس به سراغ خاکی پاک روید و از آن خاک (پس از آنکه کف هر دو دست بر آن زدید) به صورت و دست هایتان بکشید (تیمم کنید). خداوند هرگز نمی‌خواهد برای شما مشقت درست کند و لکن می‌خواهد شما را پاک نماید و نعمت خود را بر شما تمام سازد، شاید سپاس گزارید.

نکته‌های آیه وضو

در آیه ی ۴۳ سوره نساء، درباره غسل و تیمّم سخن می‌گوید، در اینجا علاوه بر آن دو، به مسأله ی وضو هم اشاره شده است.
واژه ی «قیام»، هر گاه با حرف «إِلَی» همراه شود، به معنای اراده کردن است. «إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ» یعنی هر گاه تصمیم به نماز خواندن گرفتید.
کلمه ی «جُنُباً»، به زن و مرد، مفرد و جمع، بطور یکسان اطلاق می‌شود. شاید در این آیه، مراد از جنب شدن، تنها احتلام و منظور از لمس زنان، آمیزش جنسی.
مراد از فرمان «فَاطَّهَّرُوا» انجام غسل است. به قرینه اینکه در آیه ی ۴۳ نساء به جای «فَاطَّهَّرُوا»، «تَغْتَسِلُوا» فرموده است.
قید «إِلَی الْمَرافِقِ»، برای بیان محدوده ی شستن است، نه جهت شستن. از آنجا که کلمه ی «یَد»، هم به دست، از انگشتان تا مچ و هم به دست، از انگشتان تا آرنج و هم به دست، از انگشتان تا کتف، اطلاق می‌شود این آیه می‌فرماید: در وضو، دست تا آرنج را بشویید، نه کمتر و نه بیشتر[۱۷].
در تیمّم، روح بندگی نهفته است، چون دست به خاک زدن و مالیدن آن به پیشانی که بلندترین عضو بدن است همراه با قصد قربت، نوعی تواضع و خاکساری در برابر خداست.
آن گونه که آب آلودگی را برطرف می‌کند، خاک پاک هم خاصیّت میکروب کشی دارد. چون در معرض تابش آفتاب و ریزش باران است.
صعید از «صعود» به معنای زمین بلند است. امام صادق علیه السلام در تفسیر «صَعِیداً طَیِّباً» فرمودند: زمین بلندی که آب از آن سرازیر شود.[۱۸] آری، زمین گودی که آب آلوده در آن جمع می‌شود، برای تیمّم مناسب نیست، زیرا شرط تیمّم، خاک پاک است.
در حدیث می‌خوانیم: «لَا صَلَاةَ إِلَّا بِطَهُور»[۱۹] ، نماز جز با طهارت (وضو یا غسل یا تیمم) صحیح نیست.
در حدیث می‌خوانیم: «ابدأ بما بدء الله»[۲۰] از همانجا آغاز کن که خداوند در قرآن آغاز نموده است. همان گونه که در قرآن اوّل شستن صورت، بعد دست‌ها و بعد مسح سر و بعد مسح پا آمده است، ترتیب وضو نیز همین گونه است.
از امام سؤال شد که چرا در وضو بخشی از سر مسح می‌شود؟ فرمودند: «لمکان الباء» به خاطر حرف «باء» در کلمه ی «بِرُؤُسِکُمْ» زیرا معنای آن قسمتی از سر است و اگر آیه «و امسحوا رؤسکم» بود در آن صورت باید همه ی سر را مسح می‌کردیم.[۲۱]
امام صادق علیه السلام فرمود: مراد از «لامَسْتُمُ»، آمیزش جنسی است، ولی خداوند آن را پوشانده و پوشاندن اموری را دوست دارد، لذا آن گونه که شما نام می‌برید، نام نبرده است[۲۲]

پیام‌های آیه وضو

۱. نظافت و طهارت، لازمه ی ایمان است. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا») ... «فَاغْسِلُوا» ... «فَاطَّهَّرُوا»
۲. طهارت، شرط نماز است. «فَاغْسِلُوا»
۳. هم چنان که تماس با قرآن مخصوص پاکان است،[۲۳] ارتباط با خدا هم نیاز به طهارت دارد. «فَاغْسِلُوا»
۴. آلودگی جسم، مانع قرب به خداست. «إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا»
۵. اصل در کلام، رعایت حیا و عفّت و ادب است، خصوصاً در مسائل زناشویی.لامَسْتُمُ النِّساءَ» البتّه در مسائل حقوقی، برای این که حقّی ضایع نشود، قانون روشن و بی پرده بیان می‌شود. مثل آیه «دَخَلْتُمْ بِهِنَّ» «۱» که در مورد مهریّه است، یا جمله ی «أَحْصَنَتْ فَرْجَها» «۲» که در مورد رفع اتهام از حضرت مریم است.
۶. شرایط و مقدّمات نماز، تخفیف بردار هست، ولی تعطیل بردار نیست. «فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا»
۷. برای پیدا کردن آبِ وضو و غسل باید تلاش کرد، اگر پیدا نشد آن گاه نوبت به تیمّم می‌رسد. «فَلَمْ تَجِدُوا» در جایی است که انسان تلاش کند ولی نیابد.
۸. با آب یا خاک آلوده، نمی‌توان با خدای پاک، ارتباط برقرار کرد. «صَعِیداً طَیِّباً»
۹. هم خوردنی‌ها باید طیّب باشد، که در دو آیه قبل به آن اشاره شد، هم تیمّم باید به خاک طیّب باشد. «صَعِیداً طَیِّباً»
۱۰. در احکام دین، حرج و دشواری نیست. « ما یُریدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَج »
۱۱. هدف از وضو و غسل و تیمم، طهارت معنوی و آمادگی برای ارتباط با خداوند است. «لِیُطَهِّرَکُمْ»
۱۲. تکالیف الهی، برای انسان نعمت است. «لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ»
۱۳. انجام تکلیف، یکی از مصادیق شکر خداست. «لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»[۲۴]
توضیحی در مورد قید" إِلَی الْمَرافِقِ":
و اما کلمه" إلی" این کلمه بطوری که استعمال آن به ما می‌فهماند در مورد افعال دارای امتداد حرکت استعمال شودو حد نهایی آن حرکت را معین می‌کند، (وقتی می گوئیم من تا فلان جا رفتم، معنایش این است که نقطه نهایی عمل من که همان رفتن باشد فلان جا است و اما اینکه خود آن نقطه هم حکم ما قبل از کلمه" الی تا" را داشته باشد و یا حکم آن را نداشته باشد مطلبی است که از معنای این کلمه خارج است) (مثلا وقتی گفته شود" من ماهی را تا سرش خوردم" کلمه" تا" دلالت نمی‌کند بر اینکه سر آن را هم خورده‌ام، و یا نخورده‌ام) بنا بر این حکم شستن خود مرفق از کلمه" إلی" استفاده نمی‌شود، آن را باید سنت بیان کند.[۲۵]

اقسام طهارت

طهارت بر دو قسم است: اوّل، طهارتِ باطن؛ که عبارت است از پاک شدن از معاصی و اخلاق بد و دوری از غفلت و یاد خداوند. طهارت باطن، به وسیله توبه و عمل به تکالیف الهی، حاصل می‌شود.
غوطه در اشک زدم، کاهل طریقت گویند: پاک شو اوّل و پس دیده بر آن پاک انداز[۲۶]
به گفته بعضی از بزرگان طهارت باطن مهمتر از طهارت ظاهر است[۲۷]، به همین دلیل قبل از طهارت ظاهر، باطن باید طهارت پیدا کند.
دوم، طهارت ظاهر: پاک شدن از خَبَث(نجاسات، پلیدی) و حَدَث( آنچه که وضو و نماز را باطل کند).
طهارت ظاهر، با به کار بردن آب و خاک و از بین بردن نجاسات حاصل می‌شود.[۲۸]
پاک و پاکیزه شو که دین حنیف خواسته پاکی از وضیع و شریف

طهارت ظاهر به دو طریق انجام می‌شود

طهارت با آب

در قرآن مجید آمده: وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً [۲۹]؛ یعنی فرو فرستادیم از آسمان، آب پاک کننده را. و جای دیگر می‌فرماید: وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطانِ [۳۰]؛ یعنی فرو می‌فرستد خدای تعالی از آسمان، آبی تا پاک گرداند شما را بدان و ببرد از شما وسواس شیطان؛ یعنی جنابت [را].
الف. غسل: اسبابی که موجب وجوب غسل می‌شود حدث اکبر نام دارند.
ب. وضو: اسبابی که موجب باطل شدن وضو می‌شود حدث اصغر نام دارند.

طهارت با خاک : تیمم

اقسام وضو

۱. ترتیبی:
۲. دراین روش به ترتیب اول صورت بعد دستها شسته می‌شود، بعد مسح سر بعد مسح پاها انجام می‌گیرد.
۳. ارتماسی:
وضوی ارتماسی آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ لیکن برای این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، بایستی در شستن ارتماسی دستها، قصد وضو، هنگام بیرون آوردن دستها از آب باشد و یا این که مقداری از دست چپ را، باقی گذارد، تا آن را با دست راست، ترتیبی، بشوید.[۳۱]

۴. جبیره‌ای:
چیزی که با آن زخم و شکسته را می‌بندند و دوایی که روی زخم و مانند آن می‌گذارند جبیره نامیده می‌شود.
اگر در یکی از جاهای وضو زخم یا دُمل یا شکستگی باشد، چنانچه روی آن باز است و آب برای آن ضرر ندارد، باید به طور معمول وضو گرفت.
اگر زخم یا دُمل یا شکستگی در صورت و دستها است و روی آن باز است و آب ریختن روی آن ضرر دارد، اگر اطراف آن را بشوید کافی است، ولی چنانچه کشیدن دست تر بر آن ضرر ندارد، بهتر آن است که دست تر بر آن بکشد و بعد پارچۀ پاکی روی آن بگذارد و دست تر را روی پارچه هم بکشد. و اگر این مقدار هم ضرر دارد یا زخم نجس است و نمی‌شود آب کشید، باید اطراف زخم را به طوری که در وضو گفته شد، از بالا به پایین بشوید و بنا بر احتیاط مستحبّ پارچه پاکی روی زخم بگذارد و دست تر روی آن بکشد و اگر گذاشتن پارچه ممکن نیست شستن اطراف زخم کافی است و در هر صورت تیمم لازم نیست.[۳۲]


شرائط صحیح بودن وضو

۱. آب وضو پاک باشد.
۲. آب وضو مطلق باشد.
۳. وضو گرفتن مستلزم تصرف غاصبانه نباشد.
۴. ظرف آب وضو مباح باشد (غصبی نباشد).
۵. ظرف آب وضو طلا و نقره نباشد.
۶. اعضای وضو موقع شستن و مسح کردن پاک باشد.
۷. وقت برای وضو و نماز کافی باشد.
۸. به قصد قربت یعنی برای انجام فرمان خداوند عالم وضو بگیرد.
۹. ترتیب.
۱۰. موالات.
۱۱. مباشرت در اعمال وضو.
۱۲. استعمال آب ضرر نداشته باشد.
۱۳. در اعضای وضو مانعی از رسیدن آب نباشد و تفصیل اینها در رساله عملیه فقهاء عظام ذکر شده است.[۳۳]

مبطلات وضو

۱. خروج بول:[۳۴]:
۲. خروج غائط:
۳. باد معده و روده که از مخرج غائط خارج شود:
۴. خوابی که به واسطۀ آن چشم نبیند و گوش نشنود، ولی اگر چشم نبیند و گوش بشنود وضو باطل نمی‌شود.
۵. چیزهایی که عقل را از بین می‌برد، مانند دیوانگی و مستی و بی هوشی.
۶. استحاضۀ زنان.
۷. کاری که برای آن باید غسل کرد مانند جنابت[۳۵].

وضوهای واجب

برای برخی کارها وضو گرفتن واجب است:
۱. برای نمازهای واجب غیر از نماز میّت:
۲. برای سجده و تشهّد فراموش شده، اگر بین آنها و نماز، حَدَثی از او سر زده مثلًا بول کرده باشد:
۳. برای طواف واجب خانۀ کعبه:
۴. اگر نذر یا عهد کرده یا قسم خورده باشد که وضو بگیرد:
۵. اگر نذر کرده باشد که جایی از بدن خود را به خطّ قرآن برساند:
۶. برای آب کشیدن قرآنی که نجس شده یا بیرون آوردن آن از مستراح و مانند آن، در صورتی که مجبور باشد دست یا جای دیگر بدن خود را به خطّ قرآن برساند، ولی چنانچه معطّل شدن به مقدار وضو، بی احترامی به قرآن باشد باید بدون این که وضو بگیرد، قرآن را از مستراح و مانند آن بیرون آورد، یا اگر نجس شده آب بکشد و تا ممکن است از دست گذاشتن به خطّ قرآن خودداری کند[۳۶].
۷. برای مس اسماء خدا و نیز اسماء معصومین(علیه السلام) احتیاط در گرفتن وضو است[۳۷].

وضوهای مستحب

(وضو گرفتن برای هر کاری و در هر حالی مستحب است، ولی برای برخی کارها تاکید، یا سفارش شده است مجددا وضو گرفته شود):
۱. بقاء بر طهارت؛ مستحب است انسان در همه حال با وضو باشد:
۲. زیارت قبرِ معصومین- صلوات اللّه علیهم- به جهت تعظیم معصومین:
۳. طواف مستحبی و همچنین تجدید وضو از برای هر طواف مجدّد، مستحبّ است (خواه واجب باشد یا مستحب):
۴. سایر اعمال از مناسک حج که طهارت در آن شرط نشده:
۵. دخول در مسجد و آماده بودن برای نماز واجب قبل از دخول وقت آن:
۶. خواندن و نوشتن و حمل قرآن.
۷. خواندن نماز میت، غسل دادن میّت، کفن و دفن میت، همچنین برای کسی که غسل مس میت وظیفه اوست، قبل از غسل مس میت، و نیز برای زیارت قبور مؤمنین:
۸. مجامعت و نزدیکی(نزدیکی با زن، بوسیدن از روی شهوت، مس فرج):
۹. خوابیدن:
۱۰. زن حایض اگر بخواهد در وقت نماز ذکر خدا بگوید.
۱۱. اگرشخص جنب بخواهد در حال جنابت بخورد یا بیاشامد یا بخوابد یا دوباره آمیزش کند:
۱۲. کسی که متعمّداً درنماز قهقهه کند.
۱۳. طلب حاجت(از خداوند):
۱۴. کسی که وضو داشته و مدتی از وضویش گذشته:
۱۵. کسی که در حال داشتن وضو خون از بینی اش آمده و یا قی نموده است:
۱۶. برای آنچه که بعد از استبراء از مرد خارج می‌شود:
۱۷. خواندن بیش از چهار خط از اشعار باطل:
۱۸. سجده شکر:
۱۹. سعی در حاجت مؤمن:
۲۰. وضو از برای استخاره درجمیع انواع استخارات مستحبّ است [۳۸].

مستحبات وضو

۱. مسواک زدن:
۲. از دست راست شروع نمودن.(این غیر از افعال و مقدمات واجب وضو است).
۳. آب وضو در کمال پاکی و تمیزی باشد.
۴. مضمضه(آب در دهان ریختن) و استنشاق(آب در بینی ریختن) از مستحبات وضوء است و هر یک از این دو مستحب است که سه مرتبه انجام بگیرد و مضمضه را بر استنشاق مقدم باشد:
۵. در حال شستن صورت چشم‌ها را باز نگه دارد و دعائی که در این زمینه رسیده قرائت کند:
۶. بر هر عضوی که آب می‌ریزد دست بکشد و موی صورت را با سر انگشتان از هم باز کند:
۷. مرد ابتدا روی ذراع آب بریزد و زن به پشت (داخل) ذراع آب بریزد:
۸. هنگام شستشوی اعضاء با ریختن آب بر هر عضو و جاری ساختن آب بر آن عضو را بشوید کند، اولی اینست که با ریختن دو مشت آب بر هر عضو وضو را کامل نماید.
۹. هم چنین مستحب است در تهیۀ مقدمات وضو از دیگری کمک نگیرد.
۱۰. از آب آلوده و آبی که از آفتاب گرم شده و نیم خوردۀ زن حایضی که خیلی مواظب طهارت و نجاست نیست و نیم خوردۀ یهودی و نصرانی و مشرک و ناصبی و ولد الزنا- بنابر قول به طهارت و آبی که قورباغه و یا مار و عقرب بر آن گذشته، استفاده نکند.
۱۱. آب اندکی که نجاست بدان رسیده ولی نه بحدی که از طهارت بیفتد.
۱۲. آب چاهی که می‌بایست برای پاک شدنش مقدار معینی از آب آن کشیده شود و این عمل انجام نگرفته.
۱۳. آبی که انسان با آن غسل جنابت نموده بنابر قول بجواز وضوء با آنکه همین هم اقوی است اجتناب کند، البته همۀ این امور در صورت اختیار است.
۱۴. صرف کردن مقدار یک مُدّ از آب(۷۵۰ گرم).[۳۹]
۱۶. دعا در هنگام وضو و مقدماتش:
در حدیث صحیح از امیرالمؤمنین علیه السّلام رسیده که آن حضرت آب طلب نمود؛
ابتدا مشتی آب با دست راست بر دست چپ ریخت و فرمود: «بسم اللّه و الحمد للّه الّذی جعل الماء طهورا و لم یجعله نجسا»
سپس استنجا(طهارت کردن با آب) نمود و فرمود: «اللهمّ حصّن فرجی و اغضه و استر عورتی و حرّمنی علی النّار»
سپس مضمضه نمود و فرمود: «اللهمّ لقّن حجّتی یوم القاک و اطلق لسانی بذکرک»
سپس استنشاق نمود و فرمود: «اللّهم لا تحرّم علیّ ریح الجنّه و اجعلنی ممّن یشمّ ریحها و روحها و ریحانها»
سپس به شستن صورت خود پرداخت و فرمود: «اللّهمّ بیّض وجهی یوم تبیضّ فیه الوجوه و لا تسوّد وجهی یوم تسوّد فیه الوجوه»
سپس دست راست خود را شست و فرمود: «اللّهمّ اعطنی کتابی بیمینی و الخلد فی الجنان بیساری و حاسبنی حسابا یسیرا»
سپس بدست چپ پرداخت و فرمود: اللّهمّ لا تعطنی کتابی بشمالی و لا تجعله مغلوله إلی عنقی و اعوذ بک من مقطّعات النّیران»
سپس به مسح سر پرداخت و فرمود: اللّهمّ غشّنی برحمتک و برکاتک و عفوک.
سپس به مسح پا پرداخت و فرمود: «اللّهمّ ثبّت قدمی علی الصّراط یوم تزلّ فیه الاقدام و اجعل سعیی فیما یرضیک عنّی یا ارحم الرّاحمین»
سپس به فرزندش محمد که راوی حدیث است فرمود ای محمد هر کس چنین وضو بگیرد و آنچه را من گفتم بگوید خداوند از هر قطرۀ آبی ملکی بیافریند که تا روز قیامت تقدیس و تسبیح و تکبیر گویند و ثواب آن برای آن وضو گیرنده ثبت شود.
و در تفسیر امام علیه السّلام آمده است که هر کس در آخر وضوء و غسل خود بگوید:
«سبحانک اللّهمّ و بحمدک اشهد ان لا إله الاّ أنت استغفرک و اتوب إلیک و اشهد انّ محمّدا عبدک و رسولک و اشهد انّ علیّا ولیّک و خلیفتک بعد نبیّک و انّ اولیائه خلفائک و اوصیائک».
گناهانش همچون برگ درخت فرو ریزد و خدا به تعداد هر قطره از آب وضوء یا غسل او ملکی بیافریند که تسبیح و تهلیل و تقدیس و تکبیر حق تعالی گویند و بر پیامبر و آل پاک او درود فرستند و ثواب آن برای آن وضوء گیرنده خواهد بود، و در کتاب «من لا یحضره الفقیه» روایت شده که زکات وضو اینست که در هنگام وضوء گفته شود:
اللّهمّ انّی اسئلک تمام الوضوء و تمام الصّلوه و تمام رضوانک و الجنّه.[۴۰]

واجبات وضو

۱. نیت: قصد قربت در وضو واجب است.
۲. شستن صورت:
شستن صورت و دستها مرتبۀ اوّل واجب و مرتبۀ دوّم جایز[۴۱] و مرتبۀ سوّم و بیشتر از آن، حرام می‌باشد[۴۲] و اگر با یک مشت آب، تمام عضو شسته شود و به قصد وضو بریزد یک مرتبه حساب می‌شود چه قصد بکند یک مرتبه را، یا قصد نکند[۴۳].
باید صورت را بنا بر احتیاط واجب از بالا به پایین شست اگر از پایین به بالا بشوید وضو باطل است و دستها را باید از مرفق به طرف سر انگشتان بشوید.
اگر پوست صورت از لای مو پیدا باشد باید آب را به پوست برساند و اگر پیدا نباشد شستن مو کافی است و رساندن آب به زیر آن لازم نیست.
صورت را باید از بالای پیشانی جایی که موی سر بیرون می‌آید تا آخر چانه شست و پهنای آن به مقداری که بین انگشت وسط و شست قرار می‌گیرد باید شسته شود و اگر مختصری از این مقدار را نشوید وضو باطل است و برای آن که یقین کند این مقدار کاملًا شسته شده باید کمی اطراف آن را هم بشوید[۴۴].
۳. شستن دو دست:
بعد از شستن صورت باید دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشتها بشوید.
اگر دست را تر کند و به صورت و دستها بکشد، چنانچه تری دست به قدری باشد که به واسطۀ کشیدن دست، آب کمی بر آنها جاری شود کافی است[۴۵].
۴. مسح سر:
مسح، در لغت، کشیدن دست بر چیزی است و در شرع، کشیدن دست تر بر سر و پاست در وضو.
اهل سنت، در مسح پا، شست و شوی آن را لازم می‌دانند و در مسح سر، کشیدن دست تر بر آن را. اما امامیه، اتفاق نظر دارند که در وضو، بایستی مقداری از سر و پا مسح شود و شست و شو را درست نمی‌دانند.[۴۶]
بعد از شستن هر دو دست باید جلوی سر را با تری آب وضو که در دست مانده مسح کند. و لازم نیست با دست راست باشد یا از بالا به پایین مسح نماید[۴۷].
یک قسمت از چهار قسمت سر که مقابل پیشانی است جای مسح می‌باشد و هر جای این قسمت را به هر اندازه مسح کند کافی است اگر چه احتیاط مستحبّ آن است که از درازا به اندازۀ درازای یک انگشت و از پهنا به اندازۀ پهنای سه انگشت بسته، مسح نماید.[۴۸]
۵. مسح روی دو پا: بعد از مسح سر باید با تری آب وضو که در دست مانده روی پاها را از سر یکی از انگشتها تا برآمدگی روی پا مسح کند[۴۹].
مسح کردن از روی جوراب و کفش باطل است، ولی اگر به واسطۀ سرمای شدید یا ترس از دزد و درنده و مانند اینها نتواند کفش یا جوراب را بیرون آورد، مسح کردن بر آنها اشکال ندارد و اگر روی کفش نجس باشد، باید چیز پاکی بر آن بیندازد و بر آن چیز مسح کند.
اگر رطوبت کف دست فقط به اندازۀ مسح سر باشد، می‌تواند سر را با همان رطوبت مسح کند و برای مسح پاها از اعضاء دیگر وضو رطوبت بگیرد[۵۰].

احکام وضو

۱) اگر پیش از وقت نماز به قصد این که با طهارت باشد وضو بگیرد یا غسل کند صحیح است، و نزدیک وقت نماز هم اگر به قصد مهیّا بودن برای نماز وضو بگیرد اشکال ندارد.
۲) اگر انسان مرضی دارد که بول او قطره قطره می‌ریزد یا نمی‌تواند از بیرون آمدنِ غائط خودداری کند، چنانچه یقین دارد که از اول وقت نماز تا آخر آن به مقدار وضو گرفتن و نماز خواندن مهلت پیدا می‌کند، باید نماز را در وقتی که مهلت پیدا می‌کند بخواند و اگر مهلت او به مقدار کارهای واجب نماز است، باید در وقتی که مهلت دارد فقط کارهای واجب نماز را به جا آورد و کارهای مستحبّ آن مانند اذان و اقامه و قنوت را ترک نماید.
۳) اگر بعد از نماز شک کند که قبل از نماز وضوی او باطل شده یا بعد از نماز، نمازی که خوانده صحیح است.
۴) اگر در بین نماز شک کند که وضو گرفته یا نه، نماز او باطل است و باید وضو بگیرد و نماز را بخواند.
۵) اگر بعد از نماز شک کند که وضو گرفته یا نه، نماز او صحیح است، ولی باید برای نمازهای بعد وضو بگیرد.
۶) کسی که می‌داند وضو گرفته و حَدَثی هم از او سر زده، مثلًا بول کرده، اگر نداند کدام جلوتر بوده ، چنانچه پیش از نماز است باید وضو بگیرد و اگر در بین نماز است باید نماز را بشکند و وضو بگیرد و اگر بعد از نماز است باید وضو بگیرد و باید نمازی را که خوانده دوباره بخواند.
۷) کسی که شک دارد وضو گرفته یا نه، باید وضو بگیرد.
۸) اگر شک کند که وضوی او باطل شده یا نه، بنا می‌گذارد که وضوی او باقی است، ولی اگر بعد از بول استبراء نکرده و وضو گرفته باشد و بعد از وضو رطوبتی از او بیرون آید که نداند بول است یا چیز دیگر، وضوی او باطل است.
۹) کسی که در کارهای وضو و شرایط آن مثل پاک بودن آب و غصبی نبودن آن خیلی شک می‌کند باید به شک خود اعتنا نکند.
۱۰) اگر وضوی بعضی از اعضاء را ارتماسی و بعضی را غیر ارتماسی انجام دهد اشکال ندارد.
۱۱) کسی که پیش از شستن صورت دستهای خود را تا مچ شسته، در موقع وضو باید تا سر انگشتان را بشوید و اگر فقط تا مچ را بشوید وضوی او باطل است.[۵۱]
۱۲) لازم نیست مسح سر بر پوست آن باشد بلکه بر موی جلوی سر هم صحیح است. ولی کسی که موی جلوی سر او به اندازه‌ای بلند است که اگر مثلًا شانه کند به صورتش می‌ریزد ، یا به جاهای دیگر سر می‌رسد ، باید بیخ موها را مسح کند (یا فرق سر را باز کرده پوست سر را مسح نماید و اگر موهایی را که به صورت می‌ریزد یا به جاهای دیگر سر می‌رسد جلوی سر جمع کند و بر آنها مسح نماید، یا بر موی جاهای دیگر سر، که جلوی آن آمده مسح کند باطل است.
۱۳) اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند بلکه باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.
۱۴) در مسح سر و روی پا باید دست را روی آنها بکشد و اگر دست را نگهدارد و سر یا پا را به آن بکشد وضو باطل است ولی اگر موقعی که دست را می‌کشد سر یا پا مختصری حرکت کند اشکال ندارد.
۱۵) پهنای مسح پا به هر اندازه باشد کافی است ، ولی بهتر، بلکه أحوط آن است با تمام کف دست، روی پا را مسح کند.
۱۶) جای مسح باید خشک باشد. و اگر به قدری تر باشد که رطوبت کف دست به آن اثر نکند مسح باطل است. ولی اگر تری آن به قدری کم باشد که رطوبتی که بعد از مسح در آن دیده می‌شود بگویند فقط از تری کف دست است اشکال ندارد.


آثار وضو

آثار معنوی

۱. دل را نورانی می‌کند:
امام صادق (علیه السلام)َ فرمودند: وضو سبب نورانیت دل می‌شود، و کسی که وضو دارد اگر دوباره وضو بگیرد نورانیت دل بیشتر می‌شود؛ أنَّ الْوُضُوءَ عَلَی الْوُضُوءِ نُورٌ عَلی نُورٍ. [۵۲]
۲. سبب آمرزش گناهان می‌شود:
در روایتی امام باقر علیه السلام به نقل از پیامبر اکرم فرمودند: وقتی با آب دستهایت را می‌شویی گناهانی که با دست کردی آمرزیده می‌شود، وقتی آب به صورت می‌زنی، گناهانی که با چشم انجام دادی بخشیده می‌شود، وقتی پاها را مسح می‌کنی، گناهانی که با پاهایت انجام دادی بخشیده می‌شود.[۵۳]
امام کاظم (علیه السلام)َ فرمودند: کسی که برای نماز مغرب وضو می‌گیرد، این وضو کفاره گناهان صغیره او در طول روز است، وضو برای نماز صبح گناهان صغیره شب را از بین می‌برد؛ مَنْ تَوَضَّأَ لِلْمَغْرِبِ کَانَ وُضُوؤُهُ ذَلِکَ- کَفَّارَهً لِمَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِهِ فِی نَهَارِهِ مَا خَلَا الْکَبَائِرَ- وَ مَنْ تَوَضَّأَ لِصَلَاهِ الصُّبْحِ کَانَ وُضُوؤُهُ ذَلِکَ کَفَّارَهً- لِمَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِهِ فِی لَیْلَتِهِ مَا خَلَا الْکَبَائِرَ.[۵۴]
امام صادق (علیه السلام)َ فرمودند کسی که وضو دارد و مجددا وضو می‌گیرد، تجدید وضو در حکم توبه است (گناهان او بخشیده می‌شود)؛ مَنْ جَدَّدَ وُضُوءَهُ مِنْ غَیْرِ حَدَثٍ آخَرَ جَدَّدَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ تَوْبَتَهُ مِنْ غَیْرِ اسْتِغْفارٍ.[۵۵]
۳. فایده اخلاقی:
از نظر اخلاقی و معنوی چون با قصد قربت و برای خدا انجام می‌شود اثر تربیتی دارد مخصوصا چون مفهوم کنایی آن این است که از فرق تا قدم در راه اطاعت تو گام بر می‌دارم مؤید این فلسفه اخلاقی و معنوی وضو است[۵۶].
۴. مقدمه عبادت و مُهّیا شدن برای نماز.

آثار مادی

۱. زیاد شدن عمر:
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خطاب به یکی از اصحاب خود فرمودند: همیشه طهارت داشته باش، که سبب طولانی شدن عمر می‌شود، و اگر شب با طهارت بخوابی، و هنگام خواب بمیری ثواب و اجر شهید را داری؛ یَا أَنَسُ أَکْثِرْ مِنَ الطَّهُورِ یَزِیدُ اللَّهُ فِی عُمُرِکَ- وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَکُونَ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ عَلَی طَهَارَهٍ فَافْعَلْ- فَإِنَّکَ تَکُونُ إِذَا مِتَّ عَلَی طَهَارَهٍ مِتَّ شَهِیداً.[۵۷]

۲. زیاد شدن رزق و روزی:
در روایتی آمده است که فردی از کمی روزی اش به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شکایت کرد. حضرت به او فرمود: «همواره با طهارت و وضو باش تا پیوسته روزی بر تو ببارد. آن مرد به این دستور عمل کرد و روزی اش گسترش یافت.».[۵۸]

۳. فایده بهداشتی:
از نظر بهداشتی شستن صورت و دستها پنج بار و یا لا اقل سه بار در شبانه روز، اثر قابل ملاحظه‌ای در نظافت بدن دارد، مسح کردن بر سر و پشت پاها که شرط آن رسیدن آب به موها یا پوست تن است، سبب می‌شود که این اعضا را نیز پاکیزه بداریم، و نیزتماس آب با پوست بدن اثر خاصی در تعادل اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک دارد.[۵۹]

راهکارهای ترویج وضو

۱. راهکار فرهنگی(علمی): خیلی از افراد نسبت به آثار و فلسفه وضو آگاه نیستند، و دیدگاه آنها نسبت به وضو این است که وضو مقدمه نماز است، اگر مردم نسبت به وضو معرفت پیدا کنند، برای هر کاری و در هر حالی وضو می‌گیرند.
۲. راهکار اخلاقی: مومنین باید تمرین صبر و بردباری کنند، و به بهانه این که هوا سرد است، حال ندارم، بعدا وضو می‌گیرم و.......خود را از این عبادت بزرگ محروم نکنند.
۳. راهکار اجرایی: وظیفه دولت وخانواده آن است که به همه مناطق آب رسانی کند، امکانات گرم کردن آب در اختیار مردم قرار دهد، وقتی آب گرم در دسترس مردم باشد، برای وضو گرفتن وغسل کردن مشکلی ندارند، و به راحتی طهارت حاصل می‌کنند.

منابع

قرآن کریم
أسرار الصلاه (ملکی تبریزی)، تبریزی، ملکی میرزا جواد - مترجم: رجب زاده، رضا، در یک جلد، انتشارات پیام آزادی، تهران - ایران، چهارم، ۱۴۲۰ ه‍ق
تهذیب الأحکام ، طوسی، ابو جعفر، محمد بن حسن ، جلد: ۱۰ ، دار الکتب الإسلامیه
توضیح المسائل (محشّی - امام خمینی)، خمینی، سید روح اللّه موسوی، ۲ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، هشتم، ۱۴۲۴ ه‍ق
رسائل فیض کاشانی، کاشانی، فیض، محمد محسن ابن شاه مرتضی، ۲۴ جلد، مدرسه عالی شهید مطهری، تهران - ایران، اول، ۱۴۲۹ ه‍ق
عوالی( غوالی) اللئالی العزیزیه ، احسایی، ابن ابی جمهور، محمد بن علی ، جلد: ۴ ، دار سید الشهداء للنشر
الکافی( ط- الإسلامیه) ، کلینی، ابو جعفر، محمد بن یعقوب ، جلد: ۸ ، دار الکتب الإسلامیه
معانی الأخبار ، قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه ، جلد: ۱ ، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
من لا یحضره الفقیه ،قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه ، جلد: ۴ ، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
منابع فقه شیعه، بروجری، آقا حسین طباطبایی - مترجمان: حسینیان قمی، مهدی - صبوری، م، ۳۱ جلد، انتشارات فرهنگ سبز، تهران - ایران، اول، ۱۴۲۹ ه‍ق
المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه، محمد حسین طباطبایی، مترجم موسوی همدانی سید محمد باقر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم
مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)، جمعی از مؤلفان، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ه‍ق
وسائل الشیعه، عاملی، حرّ، محمد بن حسن، ۳۰ جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ۱۴۰۹ ه‍ق
نمونه، تفسیر، مکارم شیرازی ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیه، مکان چاپ: تهران
نور، تفسیر، قرائتی محسن، ناشر: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، مکان چاپ: تهران

کتب

وضو النبی من خلال ملابسات التشریع، ناشر:سازمان حج و زیارت-مشعر
وضو در کتاب و سنت، آیت الله جعفر سبحانی، مرکز تحقیقات قائمیه
تاریخ عبادات اسلامی-محمود کدخدائیان-مشهد-انتشارات شعله

مقالات

شکل واقعی وضو در کتاب و سنت، جغفر سبحانی، دانشنامه موضوعی قرآن
وضو از نگاه فقه القرآن شیعه، محمد فاکر میبدی، مجله شیعه شناسی، زمستان ۸۷، شماره ۲۴
وضو از دیدگاه مذاهب اسلامی، حمید حسینی،مجله مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی، پاییز ۸۸، شماره ۱۷
بررسی فقهی مسح در وضو از دیدگاه مذاهب اسلامی، عباس علی کیاسالاری، مجله پژوهشهای فقه و حقوق اسلامی، بهار۸۶، شماره۷
بررسی تطبیقی آیین وضو، محمد رضا رضوان طلب، مجله فقه و مبانی حقوق اسلامی، پاییز و زمستان ۸۸، شماره ۱

پانویس

  1. تهذیب، ج 1، ص 49
  2. بقره، آیۀ 222.
  3. المعرفه و التاریخ، ج 3، ص 408.
  4. عوالی اللئالی، ج 1، ص 115، ح 33.
  5. الکافی (ط - الإسلامیه) ج 3 باب النوادر ..... ص : 69
  6. وسائل الشیعه؛ ج 1، ص: 366
  7. وسائل الشیعه؛ ج 1، ص: 366
  8. وسائل الشیعه؛ ج 1، ص: 382
  9. وسائل الشیعه ج 1، ص: 365
  10. وسائل الشیعه ، ج 1، ص: 245
  11. صحیح مسلم به شرح نووی، ج 3، ص 115، شماره 229.همان، شمارۀ 230.
  12. مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)؛ ج 38، ص: 7
  13. وسائل، ج 1، ص 367
  14. عَنِ الرِّضَا ع إِنَّمَا وَجَبَ الْوُضُوءُ عَلَی الْوَجْهِ وَ الْیَدَیْنِ- وَ مَسْحُ الرَّأْسِ وَ الرِّجْلَیْنِ لِأَنَّ الْعَبْدَ إِذَا قَامَ بَیْنَ یَدَیِ الْجَبَّارِ- فَإِنَّمَا یَنْکَشِفُ مِنْ جَوَارِحِهِ- وَ یَظْهَرُ مَا وَجَبَ فِیهِ الْوُضُوءُ- وَ ذَلِکَ أَنَّهُ بِوَجْهِهِ (یَسْتَقْبِلُ وَ) یَسْجُدُ وَ یَخْضَعُ- وَ بِیَدِهِ یَسْأَلُ وَ یَرْغَبُ- وَ یَرْهَبُ وَ یَتَبَتَّلُ وَ بِرَأْسِهِ یَسْتَقْبِلُهُ فِی رُکُوعِهِ وَ سُجُودِهِ- وَ بِرِجْلَیْهِ یَقُومُ وَ یَقْعُدُ- وَ إِنَّمَا وَجَبَ الْغَسْلُ عَلَی الْوَجْهِ وَ الْیَدَیْنِ- وَ الْمَسْحُ عَلَی الرَّأْسِ وَ الرِّجْلَیْنِ- وَ لَمْ یُجْعَلْ غَسْلًا کُلُّهُ- وَ لَا مَسْحاً کُلُّهُ لِعِلَلٍ شَتَّی- مِنْهَا أَنَّ الْعِبَادَهَ الْعُظْمَی إِنَّمَا هِیَ الرُّکُوعُ وَ السُّجُودُ- وَ إِنَّمَا یَکُونُ الرُّکُوعُ وَ السُّجُودُ بِالْوَجْهِ وَ الْیَدَیْنِ- لَا بِالرَّأْسِ وَ الرِّجْلَیْنِ- وَ مِنْهَا أَنَّ الْخَلْقَ- لَا یُطِیقُونَ فِی کُلِّ وَقْتٍ غَسْلَ الرَّأْسِ وَ الرِّجْلَیْنِ- وَ یَشْتَدُّ ذَلِکَ عَلَیْهِمْ فِی الْبَرْدِ- وَ السَّفَرِ وَ الْمَرَضِ وَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ- وَ غَسْلُ الْوَجْهِ وَ الْیَدَیْنِ أَخَفُّ مِنْ غَسْلِ الرَّأْسِ وَ الرِّجْلَیْنِ- وَ إِنَّمَا وُضِعَتِ الْفَرَائِضُ عَلَی قَدْرِ أَقَلِّ النَّاسِ طَاقَهً مِنْ أَهْلِ الصِّحَّهِ- ثُمَّ عُمَّ فِیهَا الْقَوِیُّ وَ الضَّعِیفُ-وَ مِنْهَا أَنَّ الرَّأْسَ وَ الرِّجْلَیْنِ- لَیْسَ هُمَا فِی کُلِّ وَقْتٍ بَادِیَانِ- وَ ظَاهِرَانِ کَالْوَجْهِ وَ الْیَدَیْنِ- لِمَوْضِعِ الْعِمَامَهِ وَ الْخُفَّیْنِ وَ غَیْرِ ذَلِکَ. وسائل الشیعه، ج 1، ص: 395
  15. وَ فِی الْعِلَلِ بِإِسْنَادِهِ قَالَ: جَاءَ نَفَرٌ مِنَ الْیَهُودِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ ص- فَسَأَلُوهُ عَنْ مَسَائِلَ- وَ کَانَ فِیمَا سَأَلُوهُ أَخْبِرْنَا یَا مُحَمَّدُ- لِأَیِّ عِلَّهٍ تُوَضَّأُ هَذِهِ الْجَوَارِحُ الْأَرْبَعُ- وَ هِیَ أَنْظَفُ الْمَوَاضِعِ فِی الْجَسَدِ- فَقَالَ النَّبِیُّ ص لَمَّا أَنْ وَسْوَسَ الشَّیْطَانُ إِلَی آدَمَ ع- دَنَا مِنَ الشَّجَرَهِ فَنَظَرَ إِلَیْهَا- فَذَهَبَ مَاءُ وَجْهِهِ ثُمَّ قَامَ وَ مَشَی إِلَیْهَا- وَ هِیَ أَوَّلُ قَدَمٍ مَشَتْ إِلَی الْخَطِیئَهِ- ثُمَّ تَنَاوَلَ بِیَدِهِ مِنْهَا مَا عَلَیْهَا- وَ أَکَلَ فَتَطَایَرَ الْحُلِیُّ وَ الْحُلَلُ عَنْ جَسَدِهِ- فَوَضَعَ آدَمُ یَدَهُ عَلَی أُمِّ رَأْسِهِ وَ بَکَی- فَلَمَّا تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِ فَرَضَ (اللَّهُ) عَلَیْهِ وَ عَلَی ذُرِّیَّتِهِ- تَطْهِیرَ هَذِهِ الْجَوَارِحِ الْأَرْبَعِ- (فَأَمَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ) بِغَسْلِ الْوَجْهِ لِمَا نَظَرَ إِلَی الشَّجَرَهِ- وَ أَمَرَهُ بِغَسْلِ الْیَدَیْنِ إِلَی الْمِرْفَقَیْنِ لِمَا تَنَاوَلَ بِهِمَا- وَ أَمَرَهُ بِمَسْحِ الرَّأْسِ لِمَا وَضَعَ یَدَهُ عَلَی أُمِّ رَأْسِهِ- وَ أَمَرَهُ بِمَسْحِ الْقَدَمَیْنِ لِمَا مَشَی بِهِمَا إِلَی الْخَطِیئَهِ. وسائل الشیعه، ج 1، ص: 396
  16. (مائده/6)
  17. تفسیر نور، ج 3، ص: 36
  18. معانی الاخبار، ص 283
  19. تهذیب، ج 1، ص 49
  20. تفسیر نور الثقلین
  21. کافی، ج 3، ص 30
  22. کافی، ج 5، ص 555
  23. لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ». واقعه، 79.
  24. تفسیر نور، ج 3، ص: 38
  25. المیزان، ج 5، ص: 358
  26. دیوان، حافظ شیرازی- ره- و در آن: «غسل در اشک زدم- إلخ».
  27. أسرار الصلاه (ملکی تبریزی)، ص: 57
  28. رسائل فیض کاشانی، ج-2رساله-4، ص: 7
  29. فرقان، آیۀ 48.
  30. انفال، آیۀ 11.
  31. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 160
  32. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 189
  33. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 162
  34. آیت الله مکارم: مسّ میّت نیز یکی از مبطلات وضو است.
  35. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 189
  36. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 1، ص: 186
  37. أسرار الصلاه (ملکی تبریزی)؛ ص: 988.
  38. رسائل فیض کاشانی، ج-2رساله-4، ص: 27 - مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)؛ ج 27، ص: 242- أسرار الصلاه (ملکی تبریزی)، ص: 99
  39. رسائل فیض کاشانی، ج-2رساله-4، ص: 27 15.
  40. أسرار الصلاه (ملکی تبریزی)، ص: 44
  41. آیات صافی، سیستانی، بهجت: مرتبۀ دوّم مستحب ..
  42. آیت الله صافی: اگر به قصد این که سه مرتبه بشوید، سه مرتبه آب بریزد، مرتبۀ سوّم آن حرام است.
    آیت الله مکارم: مسأله برای وضو، شستن صورت و دستها مرتبۀ اوّل واجب است و احتیاط واجب، ترک مرتبۀ دوّم است و امّا سوّم و بیشتر حرام است، منظور از مرتبۀ اوّل آن است که تمام عضو را بشوید خواه با یک مشت آب باشد یا چندین مشت، وقتی که تمام شد یک مرتبه حساب می‌شود.
  43. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 155
  44. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 153
  45. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 154
  46. مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)؛ ج 6-5، ص: 229
  47. آیت الله مکارم: احتیاط واجب آن است که با دست راست مسح نماید، و بهتر این است که از بالا به پایین دست بکشد، ولی عکس آن یعنی از پایین به بالا نیز اشکال ندارد).
  48. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 158
  49. صافی: و احتیاط واجب آن است که تا مفصل را هم مسح نماید.
    6. مکارم: و احتیاط مستحبّ این است که تا مفصل مسح نماید. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 157
  50. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 159
  51. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 161
  52. (کتاب من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 41، ح 82؛ وسائل الشیعه، ج 1، ص 377، ح 996).
  53. مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یُحَدِّثُ النَّاسَ بِمَکَّهَ فِی حَدِیثٍ- أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ لِلثَّقَفِیِّ قَبْلَ أَنْ یَسْأَلَهُ- أَمَا أَنَّکَ جِئْتَ تَسْأَلُنِی عَنْ وُضُوئِکَ- وَ صَلَاتِکَ وَ مَا لَکَ فِیهِمَا- فَاعْلَمْ أَنَّکَ إِذَا ضَرَبْتَ یَدَکَ فِی الْمَاءِ- وَ قُلْتَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ- تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ الَّتِی اکْتَسَبَتْهَا یَدَاکَ- فَإِذَا غَسَلْتَ وَجْهَکَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ- الَّتِی اکْتَسَبَتْهَا عَیْنَاکَ بِنَظَرِهِمَا- وَ فُوکَ بِلَفْظِهِ- فَإِذَا غَسَلْتَ ذِرَاعَیْکَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ عَنْ یَمِینِکَ وَ شِمَالِکَ- فَإِذَا مَسَحْتَ رَأْسَکَ وَ قَدَمَیْکَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ- الَّتِی مَشَیْتَ إِلَیْهَا عَلَی قَدَمَیْکَ- فَهَذَا لَکَ فِی وُضُوئِکَ- فَإِذَا قُمْتَ إِلَی الصَّلَاهِ- وَ تَوَجَّهْتَ وَ قَرَأْتَ أُمَّ الْکِتَابِ- وَ مَا تَیَسَّرَ لَکَ مِنَ السُّوَرِ- ثُمَّ رَکَعْتَ فَأَتْمَمْتَ رُکُوعَهَا- وَ سُجُودَهَا وَ تَشَهَّدْتَ وَ سَلَّمْتَ- غُفِرَ لَکَ کُلُّ ذَنْبٍ فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الصَّلَاهِ- الَّتِی قَدَّمْتَهَا إِلَی الصَّلَاهِ الْمُؤَخَّرَهِ- فَهَذَا لَکَ فِی صَلَاتِکَ. وسائل الشیعه؛ ج 1، ص: 393
  54. وسائل الشیعه، ج 1، ص: 377
  55. (کتاب من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 41، ح 82؛ وسائل الشیعه، ج 1، ص 377، ح 996).
  56. تفسیر نمونه، ج 4، ص: 292
  57. وسائل الشیعه؛ ج 1، ص: 383
  58. منابع فقه شیعه؛ ج 22، ص: 135
  59. تفسیر نمونه، ج 4، ص: 292