فرهنگ مصادیق:وضو در قرآن – پرسمان دانشجویی
علمای اهل تسنن برای آیه ۶ سوره مائده که در ارتباط با طریقه وضو گرفتن است چه دلیل و منطقی دارند؟ و ما چه پاسخی برای رد آن داریم؟
(یا أَیُّهَا الّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیدیَکُمْ إِلَی المَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤوسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الکَعْبَیْنِ) [۱]
در ابتدا ذکر یک مطلب به عنوان مقدمه و به صورت کلی لازم است: به اعتقاد شیعه امامیه، هیچ کس جز نبی اکرم (ص ) حق تشریع، تفسیر و تبیین احکام الهی را ندارد. پیامبر اکرم (ص ) از طریق اتصال به منبع غیب، از احکام الهی مطلع میشدند و مأمور به تبلیغ این احکام بودند. پس از پیامبر اسلام طبق نص و تصریح ایشان، ائمه (ع ) برای تبیین احکام الهی (و نه تشریع آن) منصوب شدهاند. از جمله طبق حدیث مورد اتفاق جمیع فرق مسلمین: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بها لن تضلوا ابدا؛ دو شیء گرانبها میان شما باقی میگذارم: کتاب خدا و اهل بیتم، مادامی که به این دو چنگ بزنید گمراه نخواهید شد».
اگر ائمه (ع ) حکمی یا کیفیت عملی را بیان میکنند، صرفا بیان حکم الهی و نحوه عمل و سیره رسول اکرم (ص ) است و از پیش خود چیزی را تشریع نمیکنند. منشأ پیدایش برخی تفاوتها در کیفیت نماز و وضو، به دو عامل اساسی برمی گردد:
۱- دور شدن از عصر حضور پیامبر اکرم (ص ) و پیدایش سؤالات جدید: با رحلت رسول اسلام، دوران دسترسی به کسی که مبین حکم الهی بود به سیر رسید. با گذشت زمان و دور شدن از عصر نبی اکرم و پیدایش مسائل و سؤالات جدیدی در زمینههای مختلف (از جمله در زمینه مسائل مربوط به نماز و وضو) اهل سنت - که راه دسترسی به بیانگر حکم الهی را بسته میدیدند - برای یافتن پاسخ سؤالات خود، با اجتهاد و سلیقه خود به پاسخ آنها پرداختند.
اما از دیدگاه شیعه ائمه معصومین، مفسر و بیانگر حکم الهی بعد از نبی اکرم و بنا به سفارش ایشان بودند. آنان تا حدود ۲۵۰ سال پس از رحلت نبی اکرم، نیز دسترسی به مبین و مفسر احکام الهی داشتند و ائمه (ع )، آنچه را که حکم الهی بود تبیین میکردند؛ مثلا در مسائلی چون: آیا میتوان با کفش نماز خواند؟ آیا اگر بر روی زمین و محل سجده نمازگزار، چیزی غیر از اجزای زمین (مثل فرش ) فاصله شود، میتوان بر آن سجده کرد یا نه؟ آیا خواندن سورههایی که سجده واجب دارد در قرائت نماز جایز است و...، در حالی که اهل سنت در این امور به فهم و رأی خود استناد کردهاند.
شیعه با تکیه بر روایات اهل بیت(ع) در مورد وضوی پیامبر(ص)، طریقه وضو گرفتن را برگزیده است؛ ولی اهل سنت از طریق فقهای اربعه، فقه خود را اخذ کردهاند.
اختلاف در نحوه وضو گرفتن از اواسط خلافت عثمان پیدا شد و حتی عثمان در ابتدا به روش معمول بین شیعه وضو میگرفت ولی بعدا گرفتار شک و تردید شد و علی رغم مخالفت بسیاری از صحابه رسول خدا و از جمله علی (ع) و ابن عباس بر خلاف مرسوم و سنت پیامبر به جای مسح، پاها را شست ولی بعد در زمان بنی امیه مردم را مجبور به پذیرش نظریه عثمان کرده و تبلیغات وسیعی در تایید آن به راه انداختند. چنانکه در زمان حجاج ازابومالک اشتری کیفیت وضوی رسول خدا را پرسیدند عدهای از خواص قبیله خود را جمع کرد و پرسید آیا شخص ناشناسی بین شماست؟ و پس از اطمینان به این صورت وضو گرفت: ابتدا صورت و سپس دستها را شست و بعد سر و پاها را مسح کرد از این روایت معلوم میشود که در زمان بنی امیه صحابه پیامبر کاملا در تقیه بودند و قدرت نداشتند بر خلاف روش عثمان وضو بسازند.
در هر صورت برای یافتن وظیفه حقیقی تنها به ظواهر نباید اکتفا کرد؛ بلکه باید با متد و روش خاص هر رشته به بررسی آن پرداخت.
۲- تغییرات و تشریعاتی که از سوی خلفا، پس از رحلت رسول اکرم (ص ) صورت گرفت - مانند مسأله تکتف (دست بسته نماز خواندن )، عموما از زمان عمر خلیفه دوم مرسوم شد. به عنوان نمونه وقتی اسیران فارس را نزد وی آوردند، آنان مقابل عمر دست بسته ایستادند. وی علت این عمر را جویا شد، گفتند ما مقابل امیران و بزرگان خود به جهت احترام این گونه میایستیم . عمر از این نحوه اظهار ادب خوشش آمد و گفت خوب است ما هم در مقابل خداوند در نماز این گونه بایستیم [۲].
در مسأله وضو آمده است که وضوی همه ی مسلمانان تا خلافت عثمان صورت واحدی داشته و مانند وضوی کنونی شیعه بوده است . این مسأله با آیه قرآن نیز تطبیق دارد که میفرماید: «وامسحوا برؤوسکم و ارجلکم» [۳]
در این آیه خداوند امر به مسح سر و پاها نموده است، در حالی که اهل تسنن پاها را میشویند، علت تغییر وضو این بود که عثمان در اواسط دوران خلافت خود نسبت به چگونگی وضوی پیامبر گرفتار تردید شد، او سپس وضوی پیامبر را به شکلی که اکنون در میان اهل سنت مرسوم است اعلام نمود. این قضیه مورد مخالفت بسیاری از صحابه پیامبر واقع شد، لکن حکومت اموی بنا به اغراض سیاسی در نقاط مختلف اسلامی شیوه عثمان را تبلیغ کردند و جوی به وجود آوردند که برخی از صحابه جرأت مخالفت با روش دستگاه حاکم را نداشت و در نتیجه این گونه وضو گرفتن رواج یافت .
برای آگاهی بیشتر ر . ک: وضوء النبی من خلال ملابسات التشریع، علی الشهرستانی، نشر مشعر.







