فرهنگ مصادیق:لجاجت: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(۳ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱۹: سطر ۱۹:
 
| ۴ || [[عوامل و آثار لجاجت و ستیزه جویی]]
 
| ۴ || [[عوامل و آثار لجاجت و ستیزه جویی]]
 
|-
 
|-
| ۵ || [[لجاجت.]]
+
| ۵ || [[لجاجت - سایت مهر زندگی]]
 
|}
 
|}
<p class="relatesubject">موضوعات مرتبط</p>
+
<p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p>
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۴۱: سطر ۴۱:
 
! ردیف !! عنوان
 
! ردیف !! عنوان
 
|}
 
|}
<p class="relatesites">پایگاه‌های اینترنتی مرتبط</p>
+
 
{| class="wikitable"
+
|-
+
! ردیف !! عنوان
+
|}
+
 
</div>
 
</div>
  
سطر ۶۳: سطر ۵۹:
 
=== ثمره تفاوت این دو صفت ===
 
=== ثمره تفاوت این دو صفت ===
 
ثمره تفاوت این دو صفت، در عقوبت اعمالی است که از روی [[لجاجت]] یا جهالت انجام می‌گیرد؛ چون، گناهانی که از روی جهالت باشد، به شرط توبه، بخشیده می‌شود؛ در حالیکه، گناهانی که از روی لجاجت، رشد یافته‌اند، قابل بخشش نیستند؛ چنانچه، خداوند در قرآن می‌فرماید:<br/>
 
ثمره تفاوت این دو صفت، در عقوبت اعمالی است که از روی [[لجاجت]] یا جهالت انجام می‌گیرد؛ چون، گناهانی که از روی جهالت باشد، به شرط توبه، بخشیده می‌شود؛ در حالیکه، گناهانی که از روی لجاجت، رشد یافته‌اند، قابل بخشش نیستند؛ چنانچه، خداوند در قرآن می‌فرماید:<br/>
«إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَی اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیب‏...» <ref>نساء/سوره۴، آیه۱۷.</ref> <br/>
+
«إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ‏...» <ref>نساء/سوره۴، آیه۱۷.</ref> <br/>
 
«پذیرش توبه از سوی خدا، تنها برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت انجام می‌دهند، سپس زود توبه می‌کنند...». <br/>
 
«پذیرش توبه از سوی خدا، تنها برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت انجام می‌دهند، سپس زود توبه می‌کنند...». <br/>
 
پذیرش توبه در صورتی است که این عمل زشت ناشی از جهالت باشد نه از روی لجاجت.<ref>ترجمه المیزان، ج‌۴، ص۳۷۸.</ref><br/>
 
پذیرش توبه در صورتی است که این عمل زشت ناشی از جهالت باشد نه از روی لجاجت.<ref>ترجمه المیزان، ج‌۴، ص۳۷۸.</ref><br/>
سطر ۷۴: سطر ۷۰:
 
=== تقلید کورکورانه ===
 
=== تقلید کورکورانه ===
 
یکی از عواملی که برای [[لجاجت]] متصور است، تقلید بی‌چون و چرا از عقاید دیگران است؛ چرا که، گاهی با استناد به آن حکم عقل را سرکوب کرده و جلوی واضح‌ترین برهان‌ها و معجزات ایستادگی می‌کنند، قرآن کریم به نکوهش اینگونه تقلید از سوی افراد پرداخته و آن را رد می‌کند:<br/>
 
یکی از عواملی که برای [[لجاجت]] متصور است، تقلید بی‌چون و چرا از عقاید دیگران است؛ چرا که، گاهی با استناد به آن حکم عقل را سرکوب کرده و جلوی واضح‌ترین برهان‌ها و معجزات ایستادگی می‌کنند، قرآن کریم به نکوهش اینگونه تقلید از سوی افراد پرداخته و آن را رد می‌کند:<br/>
«وَ إِذا قیلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلی ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ»<ref>مائده/سوره۵، آیه۱۰۴.</ref><br/>
+
«وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ»<ref>مائده/سوره۵، آیه۱۰۴.</ref><br/>
 
«و هنگامی که به آنها گفته شود: به سوی آنچه خدا نازل کرده، و به سوی پیامبر بیایید! می‌گویند: "آنچه از پدران خود یافته‌ایم، ما را بس است!" آیا اگر پدران آنها چیزی نمی‌دانستند، و هدایت نیافته بودند(باز از آنها پیروی می‌کنند)؟!» <br/>
 
«و هنگامی که به آنها گفته شود: به سوی آنچه خدا نازل کرده، و به سوی پیامبر بیایید! می‌گویند: "آنچه از پدران خود یافته‌ایم، ما را بس است!" آیا اگر پدران آنها چیزی نمی‌دانستند، و هدایت نیافته بودند(باز از آنها پیروی می‌کنند)؟!» <br/>
 
بر اساس این آیه، هنگامی که کفّار به سوی کتاب خدا و رسول او دعوت می‌شدند، به دلیل تقلید بی‌قید و شرط از آداب نیاکان خود، در مقابل این دعوت ایستادگی کرده و از پذیرش آن خودداری می‌کردند.<ref>أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏۴، ص۴۸۴-۴۸۵.</ref><br/>
 
بر اساس این آیه، هنگامی که کفّار به سوی کتاب خدا و رسول او دعوت می‌شدند، به دلیل تقلید بی‌قید و شرط از آداب نیاکان خود، در مقابل این دعوت ایستادگی کرده و از پذیرش آن خودداری می‌کردند.<ref>أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏۴، ص۴۸۴-۴۸۵.</ref><br/>
 
=== تکبّر و إستکبار ===
 
=== تکبّر و إستکبار ===
 
عامل دیگری که قرآن برای [[لجاجت]] متذکر شده، استکبار است. مستکبر به کسی گفته می‌شود که بخواهد با ترک پذیرفتن حق، خود را بزرگ جلوه داده و خود را بزرگتر از آن بداند که حق را بپذیرد. این حسِ خود برتربینی، به شخص اجازه نمی‌دهد که به سخنی غیر از سخن خود گوش کند و به همین جهت بدون هیچ دلیل و حجتی از انقیاد در برابر حق سر برمی‌تابد.<ref>ترجمه المیزان، ج‌۱۲، ص۳۳۳-۳۳۴.</ref><br/>
 
عامل دیگری که قرآن برای [[لجاجت]] متذکر شده، استکبار است. مستکبر به کسی گفته می‌شود که بخواهد با ترک پذیرفتن حق، خود را بزرگ جلوه داده و خود را بزرگتر از آن بداند که حق را بپذیرد. این حسِ خود برتربینی، به شخص اجازه نمی‌دهد که به سخنی غیر از سخن خود گوش کند و به همین جهت بدون هیچ دلیل و حجتی از انقیاد در برابر حق سر برمی‌تابد.<ref>ترجمه المیزان، ج‌۱۲، ص۳۳۳-۳۳۴.</ref><br/>
«فَالَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ»<ref>نحل/سوره۱۶، آیه۲۲.</ref><br/>
+
«فَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ»<ref>نحل/سوره۱۶، آیه۲۲.</ref><br/>
 
«امّا کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، دلهایشان (حق را) انکار می‌کند و مستکبرند». <br/>
 
«امّا کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، دلهایشان (حق را) انکار می‌کند و مستکبرند». <br/>
  
سطر ۸۶: سطر ۸۲:
 
=== محرومیت از درک آیات الهی ===
 
=== محرومیت از درک آیات الهی ===
 
یکی از آثار [[لجاجت]] اینست که افراد لجوج از درک حقایق آیات الهی محرومند:<br/>
 
یکی از آثار [[لجاجت]] اینست که افراد لجوج از درک حقایق آیات الهی محرومند:<br/>
«وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَراکِباً و... إِنَّ فِی ذلِکُمْ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُون‏»<ref>أنعام/سوره۶، آیه۹۹.</ref><br/>
+
«وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَرَاكِبًا وَ... إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ‏»<ref>أنعام/سوره۶، آیه۹۹.</ref><br/>
 
«اوست خدایی که از آسمان باران فرستاد و بدان باران هر گونه نباتی را رویانیدیم، و از آن نبات ساقه‌ای سبز و از آن دانه‌هایی بر یکدیگر چیده‏... که در آن، نشانه‌هایی (از عظمت خدا) برای افراد با ایمان است!». <br/>
 
«اوست خدایی که از آسمان باران فرستاد و بدان باران هر گونه نباتی را رویانیدیم، و از آن نبات ساقه‌ای سبز و از آن دانه‌هایی بر یکدیگر چیده‏... که در آن، نشانه‌هایی (از عظمت خدا) برای افراد با ایمان است!». <br/>
 
در این آیه تدبیر نظام روئیدنی‌ها، آیتی مخصوص به مردم با ایمان شمرده شده،‏ و تناسب این اختصاص روشن است؛ چون، این نوع تدبر و تفکر، احتیاج به تحصیل علم خاصی ندارد؛ بلکه، هر فهم عادی نیز، اگر دلش به نور ایمان منور شده و پلیدی عناد و [[لجاجت]] آن را آلوده نکرده باشد، می‌تواند با آن فهم عوامیش، در آن نظر کرده و پی به صانع آن ببرد.<ref>ترجمه المیزان، ج‌۷، ص۴۰۱.</ref><br/>
 
در این آیه تدبیر نظام روئیدنی‌ها، آیتی مخصوص به مردم با ایمان شمرده شده،‏ و تناسب این اختصاص روشن است؛ چون، این نوع تدبر و تفکر، احتیاج به تحصیل علم خاصی ندارد؛ بلکه، هر فهم عادی نیز، اگر دلش به نور ایمان منور شده و پلیدی عناد و [[لجاجت]] آن را آلوده نکرده باشد، می‌تواند با آن فهم عوامیش، در آن نظر کرده و پی به صانع آن ببرد.<ref>ترجمه المیزان، ج‌۷، ص۴۰۱.</ref><br/>
 
=== انکار آیات الهی ===
 
=== انکار آیات الهی ===
 
اثر دیگر لجاجت، انکار کردن آیات الهی است، چرا که این صفت باعث می‌شود که علاوه بر محروم شدن از درک آیات الهی، دائما حالت انکار به خود گرفته و با بهانه‌جوییهای گوناگون، از پذیرش حق سربتابند و گرنه آیات الهی برای آنها که حق‌جو و متواضع در مقابل حقیقتند، آشکار است؛ این در حالی است که اهل ایمان به محض روبه رو شدن با آیات خداوند، به آیت بودن آن پی برده و آن را وسیله اتصال به محبوب خود قرار می‌دهند.<ref>تفسیر نمونه، ج‌۱۱، ص۱۹۲.</ref><br/>
 
اثر دیگر لجاجت، انکار کردن آیات الهی است، چرا که این صفت باعث می‌شود که علاوه بر محروم شدن از درک آیات الهی، دائما حالت انکار به خود گرفته و با بهانه‌جوییهای گوناگون، از پذیرش حق سربتابند و گرنه آیات الهی برای آنها که حق‌جو و متواضع در مقابل حقیقتند، آشکار است؛ این در حالی است که اهل ایمان به محض روبه رو شدن با آیات خداوند، به آیت بودن آن پی برده و آن را وسیله اتصال به محبوب خود قرار می‌دهند.<ref>تفسیر نمونه، ج‌۱۱، ص۱۹۲.</ref><br/>
«... فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا فَیَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلا...»<ref>بقره/سوره۲، آیه۲۶. </ref><br/>
+
«... فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا...»<ref>بقره/سوره۲، آیه۲۶. </ref><br/>
 
«...آنان که ایمان آورده‌اند، می‌دانند که آن، حقیقتی است از طرف پروردگارشان و اما آنها که راه کفر را پیموده‌اند، (این موضوع را بهانه کرده) می‌گویند: «منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟!...». <br/>
 
«...آنان که ایمان آورده‌اند، می‌دانند که آن، حقیقتی است از طرف پروردگارشان و اما آنها که راه کفر را پیموده‌اند، (این موضوع را بهانه کرده) می‌گویند: «منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟!...». <br/>
«فَالَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَةٌ...‏»<ref>نحل/سوره۱۶، آیه۲۲.</ref><br/>
+
«فَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ...‏»<ref>نحل/سوره۱۶، آیه۲۲.</ref><br/>
 
«امّاکسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند،دلهایشان(حق را)انکار می‌کند...». <br/>
 
«امّاکسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند،دلهایشان(حق را)انکار می‌کند...». <br/>
 
=== غرق در گناهان ===
 
=== غرق در گناهان ===
 
یکی از پیامدهای [[لجاجت]] فرو رفتن در گناهان بوده؛ که، علت اصلی آن همان حق گریزی است؛ که، انسان لجوج را غرق در [[گناه]] کرده و در باتلاق انبوهی از گناهان فرو می‌برد:<br/>
 
یکی از پیامدهای [[لجاجت]] فرو رفتن در گناهان بوده؛ که، علت اصلی آن همان حق گریزی است؛ که، انسان لجوج را غرق در [[گناه]] کرده و در باتلاق انبوهی از گناهان فرو می‌برد:<br/>
«وَ إِذا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ...»<ref>بقره/سوره۲، آیه۲۰۶.</ref><br/>
+
«وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ...»<ref>بقره/سوره۲، آیه۲۰۶.</ref><br/>
 
«و هنگامی که به آنها گفته شود: «از خدا بترسید!» (لجاجت آنان بیشتر می‌شود)، وآنها را به [[گناه]] می‌کشاند...». <br/>
 
«و هنگامی که به آنها گفته شود: «از خدا بترسید!» (لجاجت آنان بیشتر می‌شود)، وآنها را به [[گناه]] می‌کشاند...». <br/>
 
در حقیقت این آیه به یکی از صفات زشت منافقان اشاره کرده؛ که، آنها بر اثر تعصب و [[لجاجت]] در برابر هیچ حقیقتی، تسلیم نمی‌شوند و همین لجاجت، آنها را به بدترین گناهان می‌کشاند.<ref>تفسیر نمونه، ج‌۲، ص۷۵.</ref><br/>
 
در حقیقت این آیه به یکی از صفات زشت منافقان اشاره کرده؛ که، آنها بر اثر تعصب و [[لجاجت]] در برابر هیچ حقیقتی، تسلیم نمی‌شوند و همین لجاجت، آنها را به بدترین گناهان می‌کشاند.<ref>تفسیر نمونه، ج‌۲، ص۷۵.</ref><br/>
سطر ۱۰۴: سطر ۱۰۰:
 
با اینکه قوم یهود، در ایمان آوردن و یا جزیه دادن مانند نصارا مختار بودند، اما از آنجا که خود را نژادِ برتر می‌دانستند، از قبول آئین اسلام که از نژاد یهود برنخاسته بود سر باز زده و به آسانی اسلام را قبول نکردند، بلکه مدتها با [[لجاجت]] در عصبیت خود پافشاری کرده، خدعه‌ها بکار بردند، عهدشکنی‌ها کردند، و بالآخره، صفحات تاریخ پر از خاطرات تلخی است که مسلمین آن روز از لجاجت‌های یهود دیدند؛ که البته، این اعمال لجوجانه منحصر به بعد از اسلام نبوده و متن تاریخ، خود، گویای این مطلب است.<ref>ترجمه المیزان، ج‌۶، ص۱۱۵.</ref><br/>
 
با اینکه قوم یهود، در ایمان آوردن و یا جزیه دادن مانند نصارا مختار بودند، اما از آنجا که خود را نژادِ برتر می‌دانستند، از قبول آئین اسلام که از نژاد یهود برنخاسته بود سر باز زده و به آسانی اسلام را قبول نکردند، بلکه مدتها با [[لجاجت]] در عصبیت خود پافشاری کرده، خدعه‌ها بکار بردند، عهدشکنی‌ها کردند، و بالآخره، صفحات تاریخ پر از خاطرات تلخی است که مسلمین آن روز از لجاجت‌های یهود دیدند؛ که البته، این اعمال لجوجانه منحصر به بعد از اسلام نبوده و متن تاریخ، خود، گویای این مطلب است.<ref>ترجمه المیزان، ج‌۶، ص۱۱۵.</ref><br/>
 
قرآن دربارهٔ شدّت [[لجاجت]] قوم یهود با مؤمنان می‌فرماید:<br/>
 
قرآن دربارهٔ شدّت [[لجاجت]] قوم یهود با مؤمنان می‌فرماید:<br/>
«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُود...»<ref>مائده/سوره۵، آیه۸۲. </ref><br/>
+
«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ...»<ref>مائده/سوره۵، آیه۸۲. </ref><br/>
 
«بطور مسلّم، دشمن‌ترین مردم نسبت به مؤمنان را، یهود و مشرکان خواهی یافت ‏...». <br/>
 
«بطور مسلّم، دشمن‌ترین مردم نسبت به مؤمنان را، یهود و مشرکان خواهی یافت ‏...». <br/>
 
اما ملت نصارا در مقایسه با قوم یهود، پس از تشخیص حقانیت دین اسلام، بدون مبارزه، با کمال شیفتگی به آن گرویده‌اند، در حالیکه هیچ اجبار و اکراهی در کارشان نبوده و می‌توانستند با جزیه دادن، به دین خود باقی مانده و نسبت به آن پایداری و وفاداری کنند، و لیکن در عین حال [[لجاجت]] نورزیده، اسلام را بر دین خود ترجیح داده و ایمان می‌آوردند و لذا قرآن دربارهٔ آنها فرموده:<br/>
 
اما ملت نصارا در مقایسه با قوم یهود، پس از تشخیص حقانیت دین اسلام، بدون مبارزه، با کمال شیفتگی به آن گرویده‌اند، در حالیکه هیچ اجبار و اکراهی در کارشان نبوده و می‌توانستند با جزیه دادن، به دین خود باقی مانده و نسبت به آن پایداری و وفاداری کنند، و لیکن در عین حال [[لجاجت]] نورزیده، اسلام را بر دین خود ترجیح داده و ایمان می‌آوردند و لذا قرآن دربارهٔ آنها فرموده:<br/>
«...وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قالُوا إِنَّا نَصاری ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا یَسْتَکْبِرُون‏»<ref>مائده/سوره۵، آیه۸۲.</ref><br/>
+
«...وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ‏»<ref>مائده/سوره۵، آیه۸۲.</ref><br/>
 
«و نزدیکترین دوستان به مؤمنان را کسانی می‌یابی که می‌گویند: "ما نصاری هستیم" این بخاطر آن است که در میان آنها، افرادی عالم و تارک دنیا هستند و آنها (در برابر حق) تکبّر نمی‌ورزند». <br/>
 
«و نزدیکترین دوستان به مؤمنان را کسانی می‌یابی که می‌گویند: "ما نصاری هستیم" این بخاطر آن است که در میان آنها، افرادی عالم و تارک دنیا هستند و آنها (در برابر حق) تکبّر نمی‌ورزند». <br/>
 
=== علل گرایش نصارا به اسلام از نظر قرآن ===
 
=== علل گرایش نصارا به اسلام از نظر قرآن ===
سطر ۱۲۱: سطر ۱۱۷:
 
=== دنیوی ===
 
=== دنیوی ===
 
خداوند نخست افراد لجوج را جهت مجازات تربیتی در سختی و رنج قرار داده تا به ضعف و ناتوانی خود پی برده و از مرکب [[غرور]] پیاده شوند، و در صورت عدم اصلاح، آنها را با مجازات‌های ریشه‌کن کننده گرفتارشان می‌سازد:<ref>تفسیر نمونه، ج‌۱۴، ص۲۸۸. </ref><br/>
 
خداوند نخست افراد لجوج را جهت مجازات تربیتی در سختی و رنج قرار داده تا به ضعف و ناتوانی خود پی برده و از مرکب [[غرور]] پیاده شوند، و در صورت عدم اصلاح، آنها را با مجازات‌های ریشه‌کن کننده گرفتارشان می‌سازد:<ref>تفسیر نمونه، ج‌۱۴، ص۲۸۸. </ref><br/>
«وَ لَوْ رَحِمْناهُمْ وَ کَشَفْنا ما بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا فِی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُون‏»<ref>مؤمنون/سوره۲۳، آیه۷۵.</ref><br/>
+
«وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ‏»<ref>مؤمنون/سوره۲۳، آیه۷۵.</ref><br/>
 
«و اگر به آنان رحم کنیم و گرفتاریها و مشکلاتشان را برطرف سازیم، (نه تنها بیدار نمی‌شوند، بلکه) در طغیانشان [[لجاجت]] می‌ورزند و (در این وادی) سرگردان می‌مانند!» <br/>
 
«و اگر به آنان رحم کنیم و گرفتاریها و مشکلاتشان را برطرف سازیم، (نه تنها بیدار نمی‌شوند، بلکه) در طغیانشان [[لجاجت]] می‌ورزند و (در این وادی) سرگردان می‌مانند!» <br/>
 
=== اخروی ===
 
=== اخروی ===
 
انسان لجوج، که به اندرز ناصحان و به هشدارهای الهی، گوش فرا نداده، بلکه پیوسته با [[غرور]] و نخوت مخصوص به خود، بر خلافکاری‌هایش می‌افزاید، چیزی جز آتش دوزخ، او را رام نمی‌کند،<ref>تفسیر نمونه، ج‌۲، ص۷۵.</ref><br/>
 
انسان لجوج، که به اندرز ناصحان و به هشدارهای الهی، گوش فرا نداده، بلکه پیوسته با [[غرور]] و نخوت مخصوص به خود، بر خلافکاری‌هایش می‌افزاید، چیزی جز آتش دوزخ، او را رام نمی‌کند،<ref>تفسیر نمونه، ج‌۲، ص۷۵.</ref><br/>
 
و لذا خداوند می‌فرماید:<br/>
 
و لذا خداوند می‌فرماید:<br/>
«وَ إذَا قِیلَ لَهُ اتَّقِاللهَ أَخَذَتهُالعِزَّةُ بِالإثمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ»<ref>بقره/سوره۲، آیه۲۰۶. </ref><br/>
+
«وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ»<ref>بقره/سوره۲، آیه۲۰۶. </ref><br/>
  
 
== منبع ==
 
== منبع ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۰۷

لجاجت

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ تعصب و لجاجت در احادیث اسلامی
۲ درس‌هایی از قرآن؛ خطر لجاجت در برابر حق
۳ راه درمان سرطان لجاجت
۴ عوامل و آثار لجاجت و ستیزه جویی
۵ لجاجت - سایت مهر زندگی

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

لجاجت - ویکی فقه

تعریف

اصرار ورزیدن بر کاری همراه با عناد را لجاجت گویند.

لجاجت در لغت

لجاجت در لغت، به معنای پافشاری در انجام کاری که، مخالف میل طرف مقابل باشد،[۱]

لجاجت در اصطلاح

و در اصطلاح، به اصرار ورزیدن در کاری همراه با عناد که، از انجام آن نهی شده، گفته می‌شود.[۲]

تفاوت لجاجت با جهالت

جهالت، ناشی از عوامل عارضی از جمله "طغیان هوای نفس" بوده؛ و لذا، ممکن است با از بین رفتن این عوامل به سبب پیدا شدن مانع در برابر آنها، یا در اثر حائل شدن زمان طولانی بین تصمیم و انجام گناه و...، فرد متوجه زشتی اعمال سابق خود شده و از آن افکار و اعمال پشیمان گردد؛ در صورتی که، لجاجت از روی عناد و تکبر بوده و از بد ذاتی، ناشی می‌گردد؛ لذا، با فروکش کردن هوسها از بین نرفته، و هیچگاه به شخص لجوج ندامت فوری دست نمی‌دهد؛ بلکه، ما دامی که شخص زنده است این حالت زشت نیز زنده خواهد ماند؛ مگر آنکه، خدا بخواهد او را هدایت کند.[۳]

ثمره تفاوت این دو صفت

ثمره تفاوت این دو صفت، در عقوبت اعمالی است که از روی لجاجت یا جهالت انجام می‌گیرد؛ چون، گناهانی که از روی جهالت باشد، به شرط توبه، بخشیده می‌شود؛ در حالیکه، گناهانی که از روی لجاجت، رشد یافته‌اند، قابل بخشش نیستند؛ چنانچه، خداوند در قرآن می‌فرماید:
«إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ‏...» [۴]
«پذیرش توبه از سوی خدا، تنها برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت انجام می‌دهند، سپس زود توبه می‌کنند...».
پذیرش توبه در صورتی است که این عمل زشت ناشی از جهالت باشد نه از روی لجاجت.[۵]

لجاجت در قرآن

یکی از پلیدترین صفاتی که در قرآن از آن به صراحت یا به صورت مفهومی یاد شده و مورد سرزنش قرار گرفته، لجاجت و اصرار ورزیدن بر سخنان و عقاید باطل است که، منجر به تکذیب انبیاء، آیات الهی و حتّی به قتل انبیای الهی می‌گردد.

عوامل لجاجت

این صفت ناشی از عوامل خاصی بوده و آثار مخرب گوناگونی دارد؛ که، به ذکر مهمترین آنها می‌پردازیم:

تقلید کورکورانه

یکی از عواملی که برای لجاجت متصور است، تقلید بی‌چون و چرا از عقاید دیگران است؛ چرا که، گاهی با استناد به آن حکم عقل را سرکوب کرده و جلوی واضح‌ترین برهان‌ها و معجزات ایستادگی می‌کنند، قرآن کریم به نکوهش اینگونه تقلید از سوی افراد پرداخته و آن را رد می‌کند:
«وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ»[۶]
«و هنگامی که به آنها گفته شود: به سوی آنچه خدا نازل کرده، و به سوی پیامبر بیایید! می‌گویند: "آنچه از پدران خود یافته‌ایم، ما را بس است!" آیا اگر پدران آنها چیزی نمی‌دانستند، و هدایت نیافته بودند(باز از آنها پیروی می‌کنند)؟!»
بر اساس این آیه، هنگامی که کفّار به سوی کتاب خدا و رسول او دعوت می‌شدند، به دلیل تقلید بی‌قید و شرط از آداب نیاکان خود، در مقابل این دعوت ایستادگی کرده و از پذیرش آن خودداری می‌کردند.[۷]

تکبّر و إستکبار

عامل دیگری که قرآن برای لجاجت متذکر شده، استکبار است. مستکبر به کسی گفته می‌شود که بخواهد با ترک پذیرفتن حق، خود را بزرگ جلوه داده و خود را بزرگتر از آن بداند که حق را بپذیرد. این حسِ خود برتربینی، به شخص اجازه نمی‌دهد که به سخنی غیر از سخن خود گوش کند و به همین جهت بدون هیچ دلیل و حجتی از انقیاد در برابر حق سر برمی‌تابد.[۸]
«فَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ»[۹]
«امّا کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، دلهایشان (حق را) انکار می‌کند و مستکبرند».

آثار لجاجت

لجاجت آثار سوئی را به دنبال دارد که به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود:

محرومیت از درک آیات الهی

یکی از آثار لجاجت اینست که افراد لجوج از درک حقایق آیات الهی محرومند:
«وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَرَاكِبًا وَ... إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ‏»[۱۰]
«اوست خدایی که از آسمان باران فرستاد و بدان باران هر گونه نباتی را رویانیدیم، و از آن نبات ساقه‌ای سبز و از آن دانه‌هایی بر یکدیگر چیده‏... که در آن، نشانه‌هایی (از عظمت خدا) برای افراد با ایمان است!».
در این آیه تدبیر نظام روئیدنی‌ها، آیتی مخصوص به مردم با ایمان شمرده شده،‏ و تناسب این اختصاص روشن است؛ چون، این نوع تدبر و تفکر، احتیاج به تحصیل علم خاصی ندارد؛ بلکه، هر فهم عادی نیز، اگر دلش به نور ایمان منور شده و پلیدی عناد و لجاجت آن را آلوده نکرده باشد، می‌تواند با آن فهم عوامیش، در آن نظر کرده و پی به صانع آن ببرد.[۱۱]

انکار آیات الهی

اثر دیگر لجاجت، انکار کردن آیات الهی است، چرا که این صفت باعث می‌شود که علاوه بر محروم شدن از درک آیات الهی، دائما حالت انکار به خود گرفته و با بهانه‌جوییهای گوناگون، از پذیرش حق سربتابند و گرنه آیات الهی برای آنها که حق‌جو و متواضع در مقابل حقیقتند، آشکار است؛ این در حالی است که اهل ایمان به محض روبه رو شدن با آیات خداوند، به آیت بودن آن پی برده و آن را وسیله اتصال به محبوب خود قرار می‌دهند.[۱۲]
«... فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا...»[۱۳]
«...آنان که ایمان آورده‌اند، می‌دانند که آن، حقیقتی است از طرف پروردگارشان و اما آنها که راه کفر را پیموده‌اند، (این موضوع را بهانه کرده) می‌گویند: «منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟!...».
«فَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ...‏»[۱۴]
«امّاکسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند،دلهایشان(حق را)انکار می‌کند...».

غرق در گناهان

یکی از پیامدهای لجاجت فرو رفتن در گناهان بوده؛ که، علت اصلی آن همان حق گریزی است؛ که، انسان لجوج را غرق در گناه کرده و در باتلاق انبوهی از گناهان فرو می‌برد:
«وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ...»[۱۵]
«و هنگامی که به آنها گفته شود: «از خدا بترسید!» (لجاجت آنان بیشتر می‌شود)، وآنها را به گناه می‌کشاند...».
در حقیقت این آیه به یکی از صفات زشت منافقان اشاره کرده؛ که، آنها بر اثر تعصب و لجاجت در برابر هیچ حقیقتی، تسلیم نمی‌شوند و همین لجاجت، آنها را به بدترین گناهان می‌کشاند.[۱۶]

یهود، مسیحیّت و لجاجت

با اینکه قوم یهود، در ایمان آوردن و یا جزیه دادن مانند نصارا مختار بودند، اما از آنجا که خود را نژادِ برتر می‌دانستند، از قبول آئین اسلام که از نژاد یهود برنخاسته بود سر باز زده و به آسانی اسلام را قبول نکردند، بلکه مدتها با لجاجت در عصبیت خود پافشاری کرده، خدعه‌ها بکار بردند، عهدشکنی‌ها کردند، و بالآخره، صفحات تاریخ پر از خاطرات تلخی است که مسلمین آن روز از لجاجت‌های یهود دیدند؛ که البته، این اعمال لجوجانه منحصر به بعد از اسلام نبوده و متن تاریخ، خود، گویای این مطلب است.[۱۷]
قرآن دربارهٔ شدّت لجاجت قوم یهود با مؤمنان می‌فرماید:
«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ...»[۱۸]
«بطور مسلّم، دشمن‌ترین مردم نسبت به مؤمنان را، یهود و مشرکان خواهی یافت ‏...».
اما ملت نصارا در مقایسه با قوم یهود، پس از تشخیص حقانیت دین اسلام، بدون مبارزه، با کمال شیفتگی به آن گرویده‌اند، در حالیکه هیچ اجبار و اکراهی در کارشان نبوده و می‌توانستند با جزیه دادن، به دین خود باقی مانده و نسبت به آن پایداری و وفاداری کنند، و لیکن در عین حال لجاجت نورزیده، اسلام را بر دین خود ترجیح داده و ایمان می‌آوردند و لذا قرآن دربارهٔ آنها فرموده:
«...وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ‏»[۱۹]
«و نزدیکترین دوستان به مؤمنان را کسانی می‌یابی که می‌گویند: "ما نصاری هستیم" این بخاطر آن است که در میان آنها، افرادی عالم و تارک دنیا هستند و آنها (در برابر حق) تکبّر نمی‌ورزند».

علل گرایش نصارا به اسلام از نظر قرآن

قرآن، علت گرایش نصارا به اسلام را در سه چیز می‌داند:
۱. در بین ملتها، نصارا، علمای زیادی داشتند؛
۲. در بینشان زهاد و پارسایان زیادی بود؛
۳. ملت نصارا، مردمی متکبر نبودند.[۲۰]

عدم کلیت این قانون دربارهٔ نصارا

البته نباید آیات فوق را به عنوان یک قانون کلی دربارهٔ همه مسیحیان دانست‏، چون تاریخ گذشته و معاصر به ما می‌گوید: مسیحیان قرون بعد از صدر اسلام، دربارهٔ اسلام و مسلمین، مرتکب جنایاتی شدند که دست کمی از لجاجت یهود نداشت، جنگهای طولانی و خونین صلیبی در گذشته و تحریکات فراوانی که امروز از ناحیه استعمار کشورهای مسیحی بر ضد اسلام و مسلمین می‌شود، چیزی نیست که بر کسی پنهان باشد، لذا باید گفت، این آیات دربارهٔ جمعی از مسیحیان معاصر پیامبر اسلام نازل شده است‏.[۲۱]

عاقبت لجاجت

عواقب لجاجت به عواقب دنیوی و اخروی تقسیم می‌شود:

دنیوی

خداوند نخست افراد لجوج را جهت مجازات تربیتی در سختی و رنج قرار داده تا به ضعف و ناتوانی خود پی برده و از مرکب غرور پیاده شوند، و در صورت عدم اصلاح، آنها را با مجازات‌های ریشه‌کن کننده گرفتارشان می‌سازد:[۲۲]
«وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ‏»[۲۳]
«و اگر به آنان رحم کنیم و گرفتاریها و مشکلاتشان را برطرف سازیم، (نه تنها بیدار نمی‌شوند، بلکه) در طغیانشان لجاجت می‌ورزند و (در این وادی) سرگردان می‌مانند!»

اخروی

انسان لجوج، که به اندرز ناصحان و به هشدارهای الهی، گوش فرا نداده، بلکه پیوسته با غرور و نخوت مخصوص به خود، بر خلافکاری‌هایش می‌افزاید، چیزی جز آتش دوزخ، او را رام نمی‌کند،[۲۴]
و لذا خداوند می‌فرماید:
«وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ»[۲۵]

منبع

دانشنامه موضوعی قرآن.

پا نویس

  1. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏۱۰، ص۱۶۷.
  2. مفردات فی غریب القرآن، ص۷۳۶.
  3. ترجمه المیزان، ج‌۴، ص۳۷۹.
  4. نساء/سوره۴، آیه۱۷.
  5. ترجمه المیزان، ج‌۴، ص۳۷۸.
  6. مائده/سوره۵، آیه۱۰۴.
  7. أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏۴، ص۴۸۴-۴۸۵.
  8. ترجمه المیزان، ج‌۱۲، ص۳۳۳-۳۳۴.
  9. نحل/سوره۱۶، آیه۲۲.
  10. أنعام/سوره۶، آیه۹۹.
  11. ترجمه المیزان، ج‌۷، ص۴۰۱.
  12. تفسیر نمونه، ج‌۱۱، ص۱۹۲.
  13. بقره/سوره۲، آیه۲۶.
  14. نحل/سوره۱۶، آیه۲۲.
  15. بقره/سوره۲، آیه۲۰۶.
  16. تفسیر نمونه، ج‌۲، ص۷۵.
  17. ترجمه المیزان، ج‌۶، ص۱۱۵.
  18. مائده/سوره۵، آیه۸۲.
  19. مائده/سوره۵، آیه۸۲.
  20. ترجمه المیزان، ج‌۶، ص۱۱۶.
  21. تفسیر نمونه، ج‌۵، ص۵۷.
  22. تفسیر نمونه، ج‌۱۴، ص۲۸۸.
  23. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۷۵.
  24. تفسیر نمونه، ج‌۲، ص۷۵.
  25. بقره/سوره۲، آیه۲۰۶.
منبع: ویکی فقه - تاریخ برداشت: 95/03/23