فرهنگ مصادیق:راه درمان سرطان لجاجت

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از راه درمان سرطان لجاجت)
پرش به: ناوبری، جستجو
راه درمان سرطان لجاجت

یا من اسمه دواء وذکره شفاء

تعجب نکنید از عنوان - سرطان لجاجت - زیرا همانطور که جسم مبتلا به انواع بیماریها منجمله سرطان می‌شود روح نیز دچار انواع بیماریها می‌شود و برخی از این بیماریهای روحی حقیقتا سرطان روحی هستند و بدتر از سرطان جسم هم می‌باشند چرا که سرطانهای روحی انسان را دوزخی می‌کند و به بقعر جهنم می‌برد درحالی سرطان جسم انسان را در مواردی از گناه پاک می‌کند و زجر وناراحتی ناشی از بیماری باعث تلطیف روح و تزرع به درگاه الهی و طلب مغفرت و توبه می‌شود .
درمیان انواع سرطان‌های روحی مانند سرطان حسادت و سرطان کینه و سرطان تکبر و ... سرطان لجاجت خیلی معرکه است و در طول تاریخ حیات بشریت چه فجایعی از ناحیه همین لجاجت بوجود امده است و بنده حقیر در اینجا در مورد سرطان لجاجت و راه درمان آن توضیحاتی مختصر ارائه می‌کنم.
انسان مرکب از چند بعد است:
۱ - بعد روح
۲ - بعد جسم
۳ - بعد عقل و هریک از این ابعاد وجودی انسان صحت و بیماری دارند.

سؤال

چرا به مشکلات روحی عنوان بیماری می‌دهیم و مثلا میگوئیم سرطان لجاجت ؟ در حالی که عنوان سرطان به بیماری جسم اطلاق می‌شود .

پاسخ

۱ - زیرا قرآن لفظ مرض (بیماری) را در این موارد بکار برده است مانند سوره بقره آیه ۱۰ - (فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا)
۲ - احادیث که از ائمه صادر شده‌اند مانند حدیث ۲۷۷۵ از کتاب غررالحکم (قال علی علیه السلام - الا وان من البلاء الفاقه واشد من الفاقه مرض البدن واشد من مرض البدن مرض القلب - اگاه باشید که فقر از جمله بلاهاست و بدتر از آن بیماری جسم است و بدتر از بیماری جسم بیماری (مرض) قلب (روح) است)
فهمیدیم که چه چیزهایی بیماری روح هستند و همچنین فهمیدیم که چرا عبارت بیماری (مرض) را برای روح بکار می‌بریم و معلوم شد که دلایل قرآنی و حدیثی دارند. تعریف بیماری روحی و اینکه چه بیماری‌هایی را شامل می‌شوند را مطرح کردیم و یکی از بدترین بیماریهای روحی (لجاجت) را بررسی می‌کنیم.

تعریف لجاجت (ترکیبی از معنای لغوی واصطلاحی)

اللجاج که از ریشه لج می‌باشد یعنی پافشاری و سرسختی و اصرار بر امری و یا کاری و یا خواسته‌ای بدون در نظر گرفتن خوب یا بد آن - بدون در نظر گرفتن سود یا زیان آن - و فقط اصرار و اصرار و خواستن و پافشاری نمودن - و در این حالت شخص لجوج به سخن و یا نصیحت و یا راهنمایی هیچ کس توجه نمی‌کند و اگر با او بحث هم بشود بر لجاجتش می‌افزاید و بدتر می‌شود - و در این حالت عالی‌ترین منطق‌ها - استوارترین دلیل‌ها - بهترین استدلال‌ها در او هیچ تاثیری ندارد و او را بر خواسته‌هایش سر سخت تر و مصرتر و جسورتر می‌کند.

لجاجت در قرآن

قرآن کریم که نسخه کتبی انسان کامل است و راهنمای انسان به سوی سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت است در باره لجاجت می‌فرماید:
سوره مومنون آیه ۷۵:
وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ (و اگر به آنان رحم کنیم و گرفتاری‌ها و مشکلاتشان را برطرف سازیم در طغیانشان لجاجت می‌ورزند و سر گردان می‌مانند) در این آیه کلمه للجو اشاره به لجاجت دارد سوره ملک آیه ۲۱:
(أَمَّنْ هَذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ بَلْ لَجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُورٍ (آیا آن کسی که شما را روزی می‌دهد اگر روزیش را باز دارد (چه کسی می‌تواند نیاز شما را تامین کند؟) ولی آنها در سر کشی و فرار از حقیقت لجاحت می‌ورزند.) آری انبیاء الهی این سخن را در برابر بت پرستان تکرار می‌کردند که از بتهای شما هیچ کاری ساخته نیست نه به شما روزی می‌دهند و نه از شما دفاع می‌کنند و نه با شما سخن می‌گویند و نه زیان و نه نفعی برایتان دارند پس چرا آنها را عبادت می‌کنید؟ آنها که هیچ پاسخی نداشتند ولی لجاجت می‌کردند و سرسختانه به پرستش بتها ادامه می‌دادند و در طول تاریخ بسیاری از گمراهان دانستند که حق با کیست ولی به خاطر داشتن لجاجت هم خود و هم قوم خویش را به واسطه عدم پذیرش دعوت انبیاء و رودروی با خدا نابود شدند مانند قوم نوح - لوط - عاد - ثمود و... که نابود شدند.
در قرآن کریم آیاتی هم وجود دارد که کلمه لجوا و مانند اینها با صراحت نیامده است ولی عبارات و کلماتی وجود دارد که همین معنای اصرار ولجاجت را می‌دهد و از مشتقات معانی لجاجت هستند مانند کلمه (اصروا) در سوره نوح آیه۷ (وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا) ترجمه آیه (و من هر زمان آنها را دعوت کردم و تو آنها را بیامرزی انگشتان خویش را در گو شهایشان قرار داده ولبا سهایشان را بر خود پیجیدند ودر مخافت اصرار ورزیدند وبه شدت استکبار کردند)
این چند آیه کفایت می‌کند تا انسان بداند که این بیماری لجاجت چه بر سر اقوام گذشته اورده است تعدادی از احادیث مهم و معتبر که در کتب روائی شیعه وجود دارد را ذکر می‌کنیم ولی باید بدانید که تعداد روآیات زیاد است و ما تنها تعداد کمی از این احادیث را می اوریم.

بررسی بیماری لجاجت در روآیات

۱ - قال علی (ع) - اللجاج شوم (فرمودند علی علیه السلام: لجاجت شوم است)[۱]
۲ - قال علی (ع) - خیر الاخلاق ابعدها عن اللجاج (فرمودند علی: بهترین اخلاقها دورترین آنها از لجاجت است)[۲]
۳ - قال علی (ع) - لیس للجوج تدبیر (فرمودند علی (ع): لجوج تدبیر ندارد)[۳]
۴ - قال علی (ع) - اللجاج یعقب الضر (لجاجت زیان وخسران بدنبال دارد)[۴]
۵ - قال علی (ع) - راکب اللجاج متعرض للبلاء (کسی که بر مرکب لجاجت سوار است در معرض بلاو گرفتاری می‌باشد)[۵]
۶ - قال علی (ع) - اللجاج ینبو براکبه (فرمودند علی (ع): مرکب لجاجت صاحب خود را به زمین می‌زند)[۶]
۷ - قال علی (ع) - من لج وتمادی فهو الراکس الذی ران الله علی قلبه وصارت دائره السوء علی راسه (انکه لجاجت کند وبر این لجاجتش پای فشارد او همان بخت برگشتهای است که خداوند بر دلش پرده (غفلت) زده وپیشامدهای ناگوار بر فراز سرش قرار گرفته است)[۷]
۸ - قال علی (ع) - اللجاج بذر الشر (فرمودند علی (ع): لجاجت تخم بدی کاشتن است)[۸]
۹ - قال علی (ع) - اللجاج ینتج الحروب ویوغر القلوب (فرمودند علی (ع): لجاجت جنگها به بار می اورد و دلها را کینه ور می‌سازد)[۹]
۱۰ - قال علی (ع) - اللجاج اکثر الاشیاء مضره فی العاجل والآجل (فرمودند علی (ع): لجاجت زیانبارترین چیزها در دنیا وآخرت است)[۱۰]
خوب ما در اینجا ۱۰ حدیث را اوردیم و بخوبی معلوم است که متن این احادیث ما را از ضرر و زیان این صفت اگاه می‌کنند
آثاری که بیماری لجاجت در زندگی دنیوی انسان بر جا می‌گذارد فراوان است. آثاری که قطعا زیان و خسارت است و گاهی ضربات بسیار مهلکی را بر انسان وارد می‌کند که حتی تا نسل بعدی هم باقی می‌ماند. از تعداد ۱۰ حدیث اورده شده در جلسه سوم و سایر احادیث مربوط به بیماری لجاجت این آثار را برای ما روشن می‌نمایند:
۱ - لجاجت مانند مرکبی است که صاحبش را بر زمین می‌کوبد.
۲ - بیماری لجاجت تباه می‌کند تدبیر واندیشه را - زیرا وقتی شخصی لجاجت بکند دیگر از قوای فکری اش نمی‌تواند استفاده کند و همچنین بیماری لجاجت این فرصت را به او نمی‌دهد تا از قوای عقلی اش بهره ببرد و اصلا اگر عقل داشت که دیگر لجاجت نمی‌کرد.
۳ - لجاجت باعث شعله ور شدن جنگها می‌شود.
۴ - لجوج در معرض بلاها وگرفتاریها است وخودش برای خودش دائما دردسر درست می‌کند.
۵ - انسان را در نزد دیگران خوار وکوچک می‌کند زیرا این صفتی نیست که باعث مباهات و افتخار بشود ودارنده این صفت به زشتی شناخته می‌شود.
۶ - اغاز و شروع شخص لجوج با نادانی است و کاری هم که با نادانی شروع بشود قطعا پایانش با پشیمانی همراه است.
۷ - شومی بدنبال دارد - یعنی در لجاجت خیری نیست وفقط بدبختی ببار می اورد.
۸ - لجاجت ریشه بدی را می‌کارد و دیده نشده است که از لجاجت ریشه خوبی عمل بیاید.
۹ - باعث ایجاد کینه در دلهای اطرافیان می‌شود و ایجاد نفرت می‌کند.
۱۰ - باعث شروع دعواها ودرگیریها در داخل خانواده و یا در سایر محلهای اجتماع می‌شود.
۱۱ - بزاع ودرگیری بین همسران را ایجاد می‌کند.
۱۲ - شخص لجوج نمی‌تواند دوستان خوب و فراوانی برای خودش بدست بیاورد.
۱۳ - تنهای از نتایج لجاجت است.
۱۴ - بخت برگشته است.
۱۵ - پیشامدهای ناگوار برایش بوجود می‌آید.
۱۶ - هلاکت معنوی بدنبال می اورد.
۱۷ - توان درک حقیقت را ندارد ونمی تواند حقایق را بفهمد خصوصا حقایق اسمانی را.
۱۸ - بحث با او بی فایده است و اگر با بخواهند با دلیل و برهان سخن بگویند نمی‌پذیرد و بر خواسته اش اصرار می‌کند.

آثار اخروی بیماری لجاجت

بیماری لجاجت انسانی را جهنمی می‌کند زیرا شخص لجوج زیر بار سخن حق نمی‌رود و همه تعالیم الهی هم حق است و لذا کسی که حاضر نباشد حق را بپذیرد نمی‌تواند راه هدایت را پیدا نماید و سر از گمراهی در می اورد وسرانجام بخاطر عدم پذیرش حق (سخن خدا - دعوت انبیاءو ائمه - دلسوزان) خودش را به نابودی می‌کشاند و در طول تاریخ حیات بشریت بسیاری از امتها وخصوصا خواص وبزرگان آن امتها به دلیل اینکه یک کلام بودند و نمی‌خواستند از حرف اولشان بگذرند و اعتراف به اشتباه خود کنند دعوت پیامبر انشان را قبول نکردند و به مخالفت با خدا لجاجت کردند و سرانجام نابود شدند و چنین اشخاصی آخرتشان چیزی جزء عذاب الهی چیز دیگری نیست و لذاست که انسان مطیع حق که به اشتباهش معترف است و سریعا از خطا و اشتباهش بیرون می‌آید اهل نجات است.

ریشه لجاجت در چند چیز است

جهل و نادانی

زیرا که کسی که عاقل وخردمند است همیشه با منطق و عقل به مسائل و موضوعات نگاه می‌کند و به محض اینکه حق را تشخیص داد آن را می‌پذیرد و حتی اگر بر خلاف نظر قبلی اش باشد و حتی اگر لازم باشد به اشتباهش اعتراف کند ولی اصرار و پافشاری و یکدنگی از خصلت‌های کودکان است و جهل در آن حاکم می‌باشد.

سرزنش و ملامت

یکی دیگر از علل وانگیزهای لجاجت همانا سر زنش‌های زیاد و افراطی است - یعنی هر گاه شخصی را بصورت افراط دائما ملامت و سرزنش کنند آن شخص بر سر لج می‌آید و بر این حالت تداوم پیدا می‌کند و در نهایت لجوج می‌شود و حدیث داریم از علی علیه السلام که آن حضرت فرمودند (الافراط فی الملامه یشب نیران اللجاجه - زیاده روی در ملامت و سرزنش اتش لجاجت را شعله ور می‌کند)[۱۱]

احساس حقارت

عقده حقارت باعث می‌شود که افراد زیر بار دیگران نروند و زیر بار سخن حق نروند و برای اثبات خویش گوش به حرف هیچ کسی ندهند و سخنان منطقی را نپذیرند و بر گفتار و عمل باطل و اشتباه خویش اصرار و پافشاری کنند.

ضعف اراده

چهارمین عامل ضعف اراده و عدم شخصیت در انتخاب و تصمیم گیری است زیرا پذیرفتن حق و حق پذیری و اعتراف به اشتباه کار ساده‌ای نیست و نیاز به قوت اراده دارد و کسانی که از فضیلت اراده و شخصیت بی بهره‌اند لجوج می‌شوند.

درمان و علاج بیماری خطرناک لجاجت

قبل از بیان راه درمان حدیثی را از امام الوصی علی (ع) نقل می‌کنم که مبین این است که آدم لجوج مشهور ومعروف به نادانی و سبک مغزی در جامعه می‌شوند:
قال علی علیه السلام - ومن نازع فی الرای وخاصم شهر بالمثل (بالفشل) من طول اللجاج - کسی که به دفاع شدید ولجوجانه از اعتقاد خود برخیزد وبا مخالفان مخاصمه کند به خاطر لجاجتش مشهور به نادانی می‌شود
البته بسیار تفاوت دارد حالت استقامت وپایداری از حق با حالت لجاجت (زیرا صبر و استقامت در مسیر حق و خدا ارزش است و راه صحیح را می‌پیماید ولی کسی که در مسیر غلط و ناحق افتاده و حاضر نیست که به اشتباه خودش اعتراف کند و باز گردد و خودش را مطلق بداند و غیر قابل انعطاف باشد این حالت لجاجت است) یی دارد؟
تنها راه علاج ودرمان بیماری لجاجت این است که برعکس این حالت وصفت عمل نمائی و بر آن استمرار و مداومت داشته باشی که عکس حالت لجاجت همانا حق پذیری است.
توضیح بیشتر: یعنی باید برای ریشه کن نمودن لجاجت از روح و روان باید بر عکس این حالت را رفتار کرد و آنقدر به حق پذیری استمرار نمود تا آن حالت لجاجت جای خود را به حالت حق پذیری بدهد و آن گاه است که این بیماری درمان می‌شود.

نکات مهم

۱ - باید اول در درون انسان حالت بیداری و یقظه بوجود بیاید که انسان برسد به اینکه لجاجت بیماری است و عوارض و آثار دنیایی و اخروی زیانباری بدنبال دارد و از درونش واعظی داشته باشد به یک حدیث از امام باقر (ع) توجه کنید: - قال الباقر علیه السلام - من لم یجعل الله له من نفسه واعظا فان مواعظ الناس لن تغنی عنه شیئا - (امام باقر فرمو دند - هرکس را که قرار نداده باشد خداوند در نفسش (درونش) واعظی (پند دهنده‌ای) پس بدرستی که مواعظ دیگران هرگز اورا سودی نمی‌دهد)[۱۲]
۲ - مداومت و استمرار بر حالت حق پذیری که برعکس لجاجت است و برای اینکه صفت لجاجت به صفت حق پذیری مبدل بشود باید اربعین داشته باشید - به این صورت که نیت می‌کنید ۴۰ روز تسلیم به سخن حق باشید و هرگاه به حق رسیدید آن را قبول کنید چه آن سخن و فعل حق از کودکی باشد یا از بزرگ تری و یا از دوستتان و یا از دشمنتان و در هر شکل و حال در برابر حق فورا تسلیم شوید که البته در ابتدا سخت است اما آرام آرام این سختی پذیرش حق در جانتان ریشه می‌دواند و شما از شر لجاجت نجات پیدا می‌کنید و اگر هم در طی این ۴۰ روز یک مرتبه و یا چند مرتبه نتوانستید لجاجت را کنار بگذارید نباید دلسرد شوید و باید استقامت بورزید و بعد از ۴۰ روز تمرین و ممارست حق پذیری باید اربعین دوم را انجام بدهید و ۴۰ روز دیگر تمرین کنید و از لجاجت بپرهیزید و همین طور اربعین سوم تا بجایی که مطمئن شوید حالت اول که لجاجت بود ترک شده است و حالت دوم که حق پذیری است در جانتان جایگزین شده است.
۳ - توکل به خدا و توسل به اهل بیت علیهم السلام داشته باشید و با تلاش و کوشش و مجاهدت و با استمداد از خدای بزرگ می‌توانید این بیماری مهلک را درمان نمائید و حتما خالصانه از ذات مقدس حضرت الله تفیق در این مسیر را بخواهید و مطمئن باشید که خدای مهربان یاری‌ها دارد و امداد غیبی اش شامل کسانی می‌شود که با نفسشان جهاد می‌کنند و جهاد اکبر دارند.
ذات مقدس حضرت پروردگار عالم در کتابش قرآن کریم و در سوره والشمس یازده مرتبه سوگند خورده است و بعد از این یازه بار سوگند آنگاه فرموده است - قد افلح من زکیها - یعنی به تحقیق و یقینا کسی رستگار است که خود را تزکیه نموده باشد.

پانویس

  1. غررالحکم ودرر الکلم - حدیث 8985.
  2. میزان الحکمه - حدیث 5667.
  3. میزان الحکمه - حدیث5661.
  4. غررالحکم - حدیث 8992.
  5. غررالحکم - حدیث 9001.
  6. غررالحکم - حدیث 8989.
  7. میزان الحکمه - حدیث 566.
  8. غررالحکم - حدیث8986.
  9. میزان الحکمه - حدیث 5662.
  10. غررالحکم - حدیث8997.
  11. بحار الانوار جلد 74ص212.
  12. تحف العقول.
منبع: سایت شفاگر - تاریخ برداشت: 95/03/23
بازگشت به لجاجت