فرهنگ مصادیق:التقاط فکری: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
|||
| (۵ نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است) | |||
| سطر ۲۰: | سطر ۲۰: | ||
|} | |} | ||
| − | <p class="relatesubject"> | + | <p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p> |
{| class="wikitable" | {| class="wikitable" | ||
|- | |- | ||
| سطر ۴۰: | سطر ۴۰: | ||
! ردیف !! عنوان | ! ردیف !! عنوان | ||
|} | |} | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
</div> | </div> | ||
| سطر ۶۹: | سطر ۶۵: | ||
=== جریان سوم === | === جریان سوم === | ||
جریان سوم اسلام مبتنی بر قرآن و سنت اولیای دین بود که با تلاشهای متفکران اسلامی و در برابر مارکسیسم و اسلام التقاطی طی قرون متوالی برای مردم تبیین شده است، <ref>حرکت و زمان، ج ۱، ص ۱۳</ref> با توجه به آنچه گذشت، التقاط مورد نظر در این مقاله عبارت است از تلفیقی از دو یا چند اندیشه و درآمیختن حاصل آن با مفاهیم، ارزشها و اصطلاحات خاص فرهنگ اسلامی برای دستیابی به مذهبی نو این کار در جوامع دینی برضدّ دین و با تزویر و حیله انجام میگیرد <ref>پیرامون انقلاب اسلامی، ص ۱۶۲</ref><ref>فرهنگ واژههای انقلاب اسلامی، ص ۱۰۵</ref>.<br/> | جریان سوم اسلام مبتنی بر قرآن و سنت اولیای دین بود که با تلاشهای متفکران اسلامی و در برابر مارکسیسم و اسلام التقاطی طی قرون متوالی برای مردم تبیین شده است، <ref>حرکت و زمان، ج ۱، ص ۱۳</ref> با توجه به آنچه گذشت، التقاط مورد نظر در این مقاله عبارت است از تلفیقی از دو یا چند اندیشه و درآمیختن حاصل آن با مفاهیم، ارزشها و اصطلاحات خاص فرهنگ اسلامی برای دستیابی به مذهبی نو این کار در جوامع دینی برضدّ دین و با تزویر و حیله انجام میگیرد <ref>پیرامون انقلاب اسلامی، ص ۱۶۲</ref><ref>فرهنگ واژههای انقلاب اسلامی، ص ۱۰۵</ref>.<br/> | ||
| − | قرآن کریم در درجه نخست هرگونه التقاطی را در مسیر ابلاغ وحی الهی از شخص پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نفی کرده و در پاسخ این سخن کافران که قرآن را افسانههای پیشینیان دانسته و با توجه به امّی و نانویس بودن پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) میگفتند:آنها به درخواست و املای وی نوشته شده <ref>المیزان، ج ۱۵، ص ۱۸۱</ref>میفرماید:بگو آن را کسی نازل ساخته است که راز نهانها را در آسمانها و زمین میداند: | + | قرآن کریم در درجه نخست هرگونه التقاطی را در مسیر ابلاغ وحی الهی از شخص پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نفی کرده و در پاسخ این سخن کافران که قرآن را افسانههای پیشینیان دانسته و با توجه به امّی و نانویس بودن پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) میگفتند:آنها به درخواست و املای وی نوشته شده <ref>المیزان، ج ۱۵، ص ۱۸۱</ref>میفرماید:بگو آن را کسی نازل ساخته است که راز نهانها را در آسمانها و زمین میداند:«وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا، قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا»<ref>فرقان/سوره۲۵، آیه ۵ - ۶</ref> و نیز در پاسخ این سخن مشرکان به پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در صورتی که وی دیرتر برای آنان آیهای بیاورد که چرا خود آیهای برنگزیده و از اینجا و آن جا جمع نکردهای؟ <ref>المیزان، ج ۸، ص ۳۸۲</ref> میفرماید: بگو من فقط آنچه را که از سوی پروردگارم به من وحی میشود پیروی میکنم:«وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي»<ref>اعراف/سوره۷، آیه۲۰۳</ref> و همچنین آنچه را که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) ناطق به آن است تنها برخاسته از وحی دانسته:«وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى» <ref>نجم/سوره۵۳، آیه۳ ۴</ref> و وی را مؤمن به آنچه بر او نازل شده میداند:«آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ» <ref>بقره/سوره۲، آیه۲۸۵</ref>.، افزون بر این، ایمان آورندگان به وحی الهی را از [[تقوا]] پیشگانی دانسته که قرآن مایه هدایت آنان است:ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ، ... وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ.»<ref>بقره/سوره۲، آیه۴</ref>.<br/> |
== نمونههایی از التقاط == | == نمونههایی از التقاط == | ||
| − | در برخی آیات آمده است که تقواپیشگان کسانی هستند که به غیب ایمان میآورند و نماز را برپا میدارند و به آخرت یقین دارند: | + | در برخی آیات آمده است که تقواپیشگان کسانی هستند که به غیب ایمان میآورند و نماز را برپا میدارند و به آخرت یقین دارند:«الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ، ... وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» <ref>بقره/سوره۲، آیه3 - 4</ref> مفسران اسلامی غیب را آنچه نادیدنی است (خدا، فرشتگان و) دانستهاند.<br/> |
=== غیب === | === غیب === | ||
اما در تفکر التقاطی، غیب معهود و شناخته شده مراحل ابتدایی رشد انقلاب توحیدی و زمان انجام تحولات کمّی بود؛ به این بیان که انقلاب مرحلهای پنهانی دارد که مرحله رشد تدریجی آن است در این مرحله نظام حاکم هنوز مسلّط است و مبارزه باید پنهانی باشد تا تغییر تدریجی کمّی به تغییر کیفی دفعی تبدیل شود (اصل چهارم دیالکتیک)، نظام جدید مستقر گردد و انقلاب از مرحله غیب به مرحله شهادت برسد <ref>مجموعه آثار، ج ۱، ص ۴۶۵، «علل گرایش به مادیگری»</ref>.<br/> | اما در تفکر التقاطی، غیب معهود و شناخته شده مراحل ابتدایی رشد انقلاب توحیدی و زمان انجام تحولات کمّی بود؛ به این بیان که انقلاب مرحلهای پنهانی دارد که مرحله رشد تدریجی آن است در این مرحله نظام حاکم هنوز مسلّط است و مبارزه باید پنهانی باشد تا تغییر تدریجی کمّی به تغییر کیفی دفعی تبدیل شود (اصل چهارم دیالکتیک)، نظام جدید مستقر گردد و انقلاب از مرحله غیب به مرحله شهادت برسد <ref>مجموعه آثار، ج ۱، ص ۴۶۵، «علل گرایش به مادیگری»</ref>.<br/> | ||
| سطر ۷۹: | سطر ۷۵: | ||
=== اقامه نماز === | === اقامه نماز === | ||
تفکر التقاطی در تبیین اقامه نماز نیز میگفت:آنان برای تحقق ایمان خود آن پیوستگی را که در زبان مذاهب «نماز» خوانده میشود برپا میدارند، زیرا «صلوه» در لغت به معنای نماز نیست، بلکه شکل خارجی پیوستگی و ارتباط بین عناصر انقلابی همراه و نمودهای برتر و قوانین حاکم بر آفرینش است <ref>مجموعه آثار، ج ۱، ص ۴۶۶</ref>، چنان که بعضی زنادقه و باطنیان ضمن تأویل کردن آیات محکم، مراد از «اقیموا الصلوه» را اطاعت امام و مراد از «صوم» را نگهداری اسرار دانسته و بدین ترتیب احکام شریعت را باطل میکردند<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص ۵۵</ref><br/> | تفکر التقاطی در تبیین اقامه نماز نیز میگفت:آنان برای تحقق ایمان خود آن پیوستگی را که در زبان مذاهب «نماز» خوانده میشود برپا میدارند، زیرا «صلوه» در لغت به معنای نماز نیست، بلکه شکل خارجی پیوستگی و ارتباط بین عناصر انقلابی همراه و نمودهای برتر و قوانین حاکم بر آفرینش است <ref>مجموعه آثار، ج ۱، ص ۴۶۶</ref>، چنان که بعضی زنادقه و باطنیان ضمن تأویل کردن آیات محکم، مراد از «اقیموا الصلوه» را اطاعت امام و مراد از «صوم» را نگهداری اسرار دانسته و بدین ترتیب احکام شریعت را باطل میکردند<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص ۵۵</ref><br/> | ||
| − | برخی در نقد تفسیر نماز به پیوستگی گفتهاند که در کدام لغت و کدام تاریخ نماز به معنای پیوستگی میان اعضای یک حزب یا پیوستگی به طور مطلق است؟ آری قرآن در آیه | + | برخی در نقد تفسیر نماز به پیوستگی گفتهاند که در کدام لغت و کدام تاریخ نماز به معنای پیوستگی میان اعضای یک حزب یا پیوستگی به طور مطلق است؟ آری قرآن در آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» <ref>آل عمران/سوره۳، آیه۱۰۳</ref>به این پیوستگی توصیه کرده است<ref>مجموعه آثار، ج ۱، ص ۴۶۷ ۴۶۸، «علل گرایش به مادیگری</ref><br/> |
=== دنیا === | === دنیا === | ||
| − | در تفکر التقاطی «دنیا» همان زندگی در نظام سرمایه داری و «آخرت» به معنای نظام عادلانه سوسیالیستی است که بعد از آن نظام برقرار خواهد شد و «خلود» عبارت ازاین دانسته شده که فرد در طریق تکامل جامعه فانی گردد، زیرا راه و تکامل جاودان است، هرچند فرد فانی است در تفکر مزبور جمله | + | در تفکر التقاطی «دنیا» همان زندگی در نظام سرمایه داری و «آخرت» به معنای نظام عادلانه سوسیالیستی است که بعد از آن نظام برقرار خواهد شد و «خلود» عبارت ازاین دانسته شده که فرد در طریق تکامل جامعه فانی گردد، زیرا راه و تکامل جاودان است، هرچند فرد فانی است در تفکر مزبور جمله «يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خِلَالٌ» در آیه ۳۱ ابراهیم <ref>ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۱</ref> به معنای روزگاری که در آن مبادله و شکاف طبقاتی نیست تفسیر میشود با کمترین آشنایی با قرآن میتوان دریافت که آیه یاد شده از روز رستاخیز سخن میگوید که نه خرید و فروشی در آن است و نه دوستی و رفاقت ثمر میبخشد؛ نه روز دیگری <ref>تفسیر به رأی، ص ۵۲</ref> همچنین قرآن «خلود و جاودانگی» را ویژه مؤمنان و پیشتازان تکامل و انقلاب ندانسته، بلکه کافران و منافقان را هم جاوید و خالد میداند در تفکر التقاطی جاودانگی آنها چگونه توجیه میشود؟ <ref>مجموعه آثار، ج ۱، ص ۴۶۷ ۴۶۸، «علل گرایش به مادیگری</ref><br/> |
=== فلسفه تاریخ === | === فلسفه تاریخ === | ||
در اندیشه التقاطی، فلسفه تاریخ براساس تضاد دیالکتیک توجیه شده و داستان هابیل و قابیل در قرآن فلسفه تاریخ و هابیل نماینده دوران اشتراک اولیه و دامداری و قابیل نماینده عصر کشاورزی و مالکیت فردی معرفی میشود که این گونه تأویلات به انکار شبیه تر است تا توجیه <ref>مطهری افشاگر توطئه، ص ۴۲۵-۴۲۷</ref><br/> | در اندیشه التقاطی، فلسفه تاریخ براساس تضاد دیالکتیک توجیه شده و داستان هابیل و قابیل در قرآن فلسفه تاریخ و هابیل نماینده دوران اشتراک اولیه و دامداری و قابیل نماینده عصر کشاورزی و مالکیت فردی معرفی میشود که این گونه تأویلات به انکار شبیه تر است تا توجیه <ref>مطهری افشاگر توطئه، ص ۴۲۵-۴۲۷</ref><br/> | ||
| سطر ۸۷: | سطر ۸۳: | ||
== پا نویس == | == پا نویس == | ||
{{پانویس|colwidth=30em|۲}} | {{پانویس|colwidth=30em|۲}} | ||
| − | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text">[http://www.wikifeqh.ir/ سایت ویکی فقه] - 1395/02/18 </span></div> | + | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text">[http://www.wikifeqh.ir/%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%B7 سایت ویکی فقه] - 1395/02/18 </span></div> |
<br /> | <br /> | ||
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق منکر]] | [[رده:فهرست الفبایی مصادیق منکر]] | ||
| + | [[رده:منکر فرهنگی]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۳۸
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | التقاط، ویژگیها و پیامدها |
| ۲ | التقاط، دشمن فکر و اندیشه اسلامی |
| ۳ | جریانهای التقاطی در تاریخ ایران معاصر |
| ۴ | نمودهای پنج گانه التقاط در آثار شهید مطهری |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
التقاط – ویکی فقه
التقاط: تلفیق مفاهیم اسلامی با اندیشههای دیگر را گویند.
لغت التقاط
التقاط از ریشه «ل ق ط» بر وزن افتعال و به معنای برچیدن، از زمین برگرفتن، بخشی از گفتار یا سخن کسی را گرفتن و مانند آن است[۱] [۲] [۳].
التقاط در فلسفه
التقاط در فلسفه ، مکتبی است که به جای تعقل و نقد افکار فلسفی، فرضیهها، نظریات و افکار غیر متجانس را گرد میآورد تا از مجموع آنها مکتبی فلسفی بسازد، ازاین رو حاوی تحریف نیز هست [۴]التقاطیون گروهی از فلاسفه بودند که درصدد جمع میان گفتههای پیشینیان و وفق دادن آرای آنها با یکدیگر بوده یا از هر طایفه از قدما قولی را گرفته و در واقع در حکمت التقاط کرده و فلسفه مختلطی فراهم آوردهاند [۵].
التقاط در سالهای اخیر
در سالهای اخیر (دهه قبل از انقلاب اسلامی ایران) گروهی به مکتبی التقاطی گراییدند.
جریان اول
گروهی که بخشی از اصول کمونیسم را با برخی از مبانی اگزیستانسیالیسم ترکیب کرده و حاصل آن را با مفاهیم و ارزشها و اصطلاحات خاص فرهنگ اسلامی درآمیخته بود آنان مکتب اصیل و ناب اسلام را تنها آن میدانستند [۶].
در بُرهه مزبور همه گروهها و جریانات سیاسی بر این باور بودند که مبارزه سیاسی اگر برای توجیه خود از پشتوانه اعتقادی برخوردار نباشد با شکست مواجه میگردد و ازاین رو باید به حبل المتینی دست یازید که ضامن پیروزی و برآورنده نیازهای فردی و اجتماعی مبارزان باشد برای دستیابی به چنین پشتوانهای جریانهای فکری متعددی پدید آمد؛ گروهی مارکسیسم را تأمین کننده همه نیازهای جامعه، اعم از اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اخلاقی و معنوی دانسته، حساب خود را از اسلام جدا کردند.
جریان دوم
گروه دوم کسانی بودند که به اسلام معتقد؛ ولی از معارف بلند اسلامی بی خبر بودند اینان جریان فکری نخست را پذیرفته و تضاد غیر قابل رفع و مهمی بین اسلام و مارکسیسم نمیدیدند و با تلفیقی از این دو، اندیشه جدیدی را مطرح و ترویج کردند زمینه این اندیشههای التقاطی در آثار نویسندگانی به چشم میخورد که غالباً تحصیل کردههای زمان رضاخان و تحت تأثیر فرهنگ و علوم تجربی متمایل به فلسفههای تجربی بودند، چنان که برخی مفسران نیز به نقل آرای متأثر از علوم تجربی دربارهٔ معجزات اقدام کردهاند؛ مانند توجیه معجزه عبور حضرت موسی (علیه السلام) و قوم وی از رود نیل به جزر آب دریا [۷] اینان اگرچه خود به نزدیکی با مارکسیسم خشنود نبودند؛ ولی عملا حلقه واسطه بروز و ظهور اندیشههای التقاطی شدند.
هدف
جریان التقاطی یاد شده میکوشید تا اسلام را مدرنیزه کند و بر اثر آشنا نبودن با منابع و اصول اسلامی در آموزشهای خود از شعر و شعار و تهییج احساسات بهره میگرفت [۸] این جریان فکری قرآن را با حفظ پوشش ظاهری الفاظ آن، تحریف کرده و تفسیری مادی که خود نوعی تفسیر به رأی است [۹]از آن ارائه میداد، چنان که مارکس نیز بر این باور بود که برای مبارزه با مذهب در میان تودههای معتقد باید از خود مذهب استفاده کرد؛ بدین صورت که مفاهیم مذهبی از محتوای معنوی و اصلی خود تخلیه و از محتوای مادّی پر شود تا توده، مذهب را به صورت مکتبی مادّی دریابد پس از این مرحله دور افکندن پوسته ظاهری دین ساده است [۱۰].آنان قرآن را چنان تفسیر میکردند که گویی جز یک کتاب آموزش مبارزه و محرّک مردم برای انقلاب چیز دیگری نیست فلسفه تاریخی از قرآن استنباط میکردند که بیان دیگری از ماتریالیسم تاریخی بود و در دیدگاه آنان از نظر قرآن و اسلام هر مبارزی به هر منظوری و در راه هر ایدهای کشته شود « شهید » و در مقام و مرتبه انبیاست و اساساً انبیا جز انقلابیون و مصلحان اجتماعی بزرگ نبودند قرآن هم کتابی است که به مشاهده و تجربه اصالت داده و از تفکرات فلسفی مبرا بوده و روح حاکم بر آن « پوزیتویسم » است خوبی و بدی و مفاهیم اخلاقی فقط در شرایط خاص خود معنا داشته و هیچ اصل ثابتی بر اخلاق و رفتار انسان حاکم نیست و «عمل صالح» هر عملی است که با توجه به شرایط و اوضاع اجتماعی آن عمل، مورد ارزیابی قرار گیرد و بر این اساس در جهت رسیدن به پیروزیهای سیاسی و اجتماعی هر خیانتی رنگ اخلاق به خود میگیرد [۱۱].
جریان سوم
جریان سوم اسلام مبتنی بر قرآن و سنت اولیای دین بود که با تلاشهای متفکران اسلامی و در برابر مارکسیسم و اسلام التقاطی طی قرون متوالی برای مردم تبیین شده است، [۱۲] با توجه به آنچه گذشت، التقاط مورد نظر در این مقاله عبارت است از تلفیقی از دو یا چند اندیشه و درآمیختن حاصل آن با مفاهیم، ارزشها و اصطلاحات خاص فرهنگ اسلامی برای دستیابی به مذهبی نو این کار در جوامع دینی برضدّ دین و با تزویر و حیله انجام میگیرد [۱۳][۱۴].
قرآن کریم در درجه نخست هرگونه التقاطی را در مسیر ابلاغ وحی الهی از شخص پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نفی کرده و در پاسخ این سخن کافران که قرآن را افسانههای پیشینیان دانسته و با توجه به امّی و نانویس بودن پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) میگفتند:آنها به درخواست و املای وی نوشته شده [۱۵]میفرماید:بگو آن را کسی نازل ساخته است که راز نهانها را در آسمانها و زمین میداند:«وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا، قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا»[۱۶] و نیز در پاسخ این سخن مشرکان به پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در صورتی که وی دیرتر برای آنان آیهای بیاورد که چرا خود آیهای برنگزیده و از اینجا و آن جا جمع نکردهای؟ [۱۷] میفرماید: بگو من فقط آنچه را که از سوی پروردگارم به من وحی میشود پیروی میکنم:«وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي»[۱۸] و همچنین آنچه را که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) ناطق به آن است تنها برخاسته از وحی دانسته:«وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى» [۱۹] و وی را مؤمن به آنچه بر او نازل شده میداند:«آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ» [۲۰].، افزون بر این، ایمان آورندگان به وحی الهی را از تقوا پیشگانی دانسته که قرآن مایه هدایت آنان است:ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ، ... وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ.»[۲۱].
نمونههایی از التقاط
در برخی آیات آمده است که تقواپیشگان کسانی هستند که به غیب ایمان میآورند و نماز را برپا میدارند و به آخرت یقین دارند:«الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ، ... وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» [۲۲] مفسران اسلامی غیب را آنچه نادیدنی است (خدا، فرشتگان و) دانستهاند.
غیب
اما در تفکر التقاطی، غیب معهود و شناخته شده مراحل ابتدایی رشد انقلاب توحیدی و زمان انجام تحولات کمّی بود؛ به این بیان که انقلاب مرحلهای پنهانی دارد که مرحله رشد تدریجی آن است در این مرحله نظام حاکم هنوز مسلّط است و مبارزه باید پنهانی باشد تا تغییر تدریجی کمّی به تغییر کیفی دفعی تبدیل شود (اصل چهارم دیالکتیک)، نظام جدید مستقر گردد و انقلاب از مرحله غیب به مرحله شهادت برسد [۲۳].
یقین به آخرت
تفکر مزبور یقین به آخرت را نیز چنین تفسیر میکرد:آنها به نظام برتر در مرحله شهادت انقلاب یقین دارند و میدانند که این موضع گیریهای خاص و این روش انقلابی سرانجام آنان را به هدف خویش (نظام برتر) میرساند.
اقامه نماز
تفکر التقاطی در تبیین اقامه نماز نیز میگفت:آنان برای تحقق ایمان خود آن پیوستگی را که در زبان مذاهب «نماز» خوانده میشود برپا میدارند، زیرا «صلوه» در لغت به معنای نماز نیست، بلکه شکل خارجی پیوستگی و ارتباط بین عناصر انقلابی همراه و نمودهای برتر و قوانین حاکم بر آفرینش است [۲۴]، چنان که بعضی زنادقه و باطنیان ضمن تأویل کردن آیات محکم، مراد از «اقیموا الصلوه» را اطاعت امام و مراد از «صوم» را نگهداری اسرار دانسته و بدین ترتیب احکام شریعت را باطل میکردند[۲۵]
برخی در نقد تفسیر نماز به پیوستگی گفتهاند که در کدام لغت و کدام تاریخ نماز به معنای پیوستگی میان اعضای یک حزب یا پیوستگی به طور مطلق است؟ آری قرآن در آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» [۲۶]به این پیوستگی توصیه کرده است[۲۷]
دنیا
در تفکر التقاطی «دنیا» همان زندگی در نظام سرمایه داری و «آخرت» به معنای نظام عادلانه سوسیالیستی است که بعد از آن نظام برقرار خواهد شد و «خلود» عبارت ازاین دانسته شده که فرد در طریق تکامل جامعه فانی گردد، زیرا راه و تکامل جاودان است، هرچند فرد فانی است در تفکر مزبور جمله «يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خِلَالٌ» در آیه ۳۱ ابراهیم [۲۸] به معنای روزگاری که در آن مبادله و شکاف طبقاتی نیست تفسیر میشود با کمترین آشنایی با قرآن میتوان دریافت که آیه یاد شده از روز رستاخیز سخن میگوید که نه خرید و فروشی در آن است و نه دوستی و رفاقت ثمر میبخشد؛ نه روز دیگری [۲۹] همچنین قرآن «خلود و جاودانگی» را ویژه مؤمنان و پیشتازان تکامل و انقلاب ندانسته، بلکه کافران و منافقان را هم جاوید و خالد میداند در تفکر التقاطی جاودانگی آنها چگونه توجیه میشود؟ [۳۰]
فلسفه تاریخ
در اندیشه التقاطی، فلسفه تاریخ براساس تضاد دیالکتیک توجیه شده و داستان هابیل و قابیل در قرآن فلسفه تاریخ و هابیل نماینده دوران اشتراک اولیه و دامداری و قابیل نماینده عصر کشاورزی و مالکیت فردی معرفی میشود که این گونه تأویلات به انکار شبیه تر است تا توجیه [۳۱]
پا نویس
- ↑ لسان العرب، ج ۷، ص ۳۹۲
- ↑ لغت نامه، ج ۲، ص ۲۷۲۶، «التقاط
- ↑ الصحاح، ج ۳، ص ۱۱۵۷، «لقط»
- ↑ فرهنگ واژههای انقلاب اسلامی، ص ۱۰۵
- ↑ سیر حکمت در اروپا، ج ۱، ص ۷۹
- ↑ پیرامون انقلاب اسلامی، ص ۱۶۳
- ↑ تفسیر المنار، ج ۱، ص ۳۱۴- ۳۱۵
- ↑ حرکت و زمان، ج ۱، ص ۱۱
- ↑ تفسیر به رأی، ص ۴۸
- ↑ مجموعه آثار، ج ۱، ص ۴۵۸، «علل گرایش به مادیگری»
- ↑ حرکت و زمان، ج ۱، ص ۱۳
- ↑ حرکت و زمان، ج ۱، ص ۱۳
- ↑ پیرامون انقلاب اسلامی، ص ۱۶۲
- ↑ فرهنگ واژههای انقلاب اسلامی، ص ۱۰۵
- ↑ المیزان، ج ۱۵، ص ۱۸۱
- ↑ فرقان/سوره۲۵، آیه ۵ - ۶
- ↑ المیزان، ج ۸، ص ۳۸۲
- ↑ اعراف/سوره۷، آیه۲۰۳
- ↑ نجم/سوره۵۳، آیه۳ ۴
- ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۸۵
- ↑ بقره/سوره۲، آیه۴
- ↑ بقره/سوره۲، آیه3 - 4
- ↑ مجموعه آثار، ج ۱، ص ۴۶۵، «علل گرایش به مادیگری»
- ↑ مجموعه آثار، ج ۱، ص ۴۶۶
- ↑ نثر طوبی، ج ۱، ص ۵۵
- ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۱۰۳
- ↑ مجموعه آثار، ج ۱، ص ۴۶۷ ۴۶۸، «علل گرایش به مادیگری
- ↑ ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۱
- ↑ تفسیر به رأی، ص ۵۲
- ↑ مجموعه آثار، ج ۱، ص ۴۶۷ ۴۶۸، «علل گرایش به مادیگری
- ↑ مطهری افشاگر توطئه، ص ۴۲۵-۴۲۷







