فرهنگ مصادیق:ارتکاب گناهان کبیره: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «<div class="head1">ارتکاب گناهان کبیره</div> <div class="leftbox"> <p class="relatearticle">کتب مرتبط</p> {| class...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱۹: سطر ۱۹:
 
! ردیف !! عنوان
 
! ردیف !! عنوان
 
|-
 
|-
 +
| ۱ || [[ارتکاب گناهان صغیره]]
 
|}
 
|}
 
<p class="relatemedia">چندرسانهای مرتبط</p>
 
<p class="relatemedia">چندرسانهای مرتبط</p>

نسخهٔ ‏۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۱۰

ارتکاب گناهان کبیره

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

موضوعات مرتبط

ردیف عنوان
۱ ارتکاب گناهان صغیره

چندرسانهای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطهای بوستان

ردیف عنوان

نرمافزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاههای اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان


نویسنده :محمود صادقی
تهیه وتدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-95/3/20
کلید واژه ها: گناه کبیره، عذاب شدید، معاصی بزرگ، جرایم، اشدُّ الذنوب، اعظم القبایح، ابغض الاعمال، ابغض الاشیاء، اشدُّ المعاصی، سیئات، اصرار بر کبیره و صغیره، تقسیم بندی گناهان.

محتویات

گناهان کبیره

بر اساس آیات و روایات، گناهان به کبیره و صغیره تقسیم می شود که هر کدام دارای مصادیق، مسائل و احکام خاصی هستند.
موضوعات «زمینه ها و پیامدهای ارتکاب گناه ، راه کارهای جلوگیری از آن و مصونیت از آن» در مقاله «مطلق گناه» در همین سایت مورد توجه قرار گرفته و بررسی شده است.

تعریف

علامه طباطبایی فرمودند: «گناه‏ کبیره‏ عبارت است از آن گناهى که با لحنى شدید از آن نهى شده باشد، و یا در نهى از آن اصرار و یا تهدید به آتش شده باشد، حال این که آن نهى در کتاب خداى تعالى باشد یا در سنت». [۱]

ملاک های تشخیص گناه کبیره

در تعریف و تبیین گناهان کبیره معیارها و ملاک های مختلفی ذکر شده است [۲] که به مهم ترین آنها اشاره می شود:
ملاک اول: هر گناهى که خداوند متعال در قرآن، براى آن وعده عذاب داده باشد. این ملاک از کلام امام صادق علیه السلام اخذ شده است؛ حضرت در تبیین آیه «إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ‏ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ‏ وَ نُدْخِلْکُمْ مُدْخَلًا کَرِیماً» [۳] فرمودند: «الْکَبَائِرُ الَّتِی أَوْجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْهَا النَّارَ؛ گناهان کبیره گناهانی هستند که خدای متعال بر انجام آنها وعده عذاب داده است». [۴]
ملاک دوم: هر گناهى که شارع مقدس، براى آن حد تعیین کرده و در قرآن به آن هشدار داده است(مانند شراب خوارى، زنا، لواط، دزدى و...).
ملاک سوم: هر گناهى که بیانگر بى اعتنایى به دین است.
ملاک چهارم: هر گناهى که حرمت و بزرگ بودنش با دلیل قاطع ثابت شده است.
ملاک پنجم: هر گناهى که در قرآن و سنّت، انجام دهنده آن، شدیداً تهدید شده است. [۵] ملاک ششم: دلیل، دلالت دارد که آن گناه، بزرگتر از بعضى از گناهان کبیره است.
ملاک هفتم: عقل، حکم کند که فلان گناه، گناه کبیره است.
ملاک هشتم: در ذهن مسلمینِ پاى بند به دستورات الهى، چنین تثبیت شده که فلان گناه، از گناهان بزرگ است. [۶]

انواع گناهان کبیره

بر اساس ملاک هایی که از آیات و روایات معلوم می شود می توان گناهان کبیره را به گونه های مختلفی تقسیم کرد که به آن اشاره می شود:

گناهان کبیره اعتقادی

شرک

بزرگترین گناه کبیره شرک به خدای متعال است زیرا بقیه گناهان به شرک بر می گردد. خدای متعال در قرآن به مشرک، وعده عذاب الهی را داده است: «إِنَّهُ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّهَ وَ مَأْواهُ النَّارُ؛ مسلماً هر کس به خدا شرک ورزد، بى تردید خدا بهشت را بر او حرام کند، و جایگاهش آتش است». [۷]
در روایات اهل بیت علیهم السلام تصریح شده است که شرک از گناهان کبیره است؛ امام صادق علیه السلام فرمودند: «الْکَبَائِرُ سَبْعَهٌ مِنْهَا ... الشِّرْکُ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ». [۸]
در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام شرک را عظیم ترین گناه معرفی کرده است: «أَعْظَمُ الذُّنُوبِ تَشْبِیهُکَ لِخَالِقِکَ؛ بزرگترین و با عظمت ترین معصیت، برای خالقت شریک قرار دادن است». [۹]
امام سجاد علیه السلام در مناجات خود با خدای متعال می فرمودند: «اللَّهُمَّ إِنْ کُنْتُ قَدْ عَصَیْتُکَ فَإِنِّی ... تَرَکْتُ مَعْصِیَتَکَ فِی أَبْغَضِ‏ الْأَشْیَاءِ إِلَیْکَ وَ هُوَ أَنْ أَدْعُوَ لَکَ وَلَداً؛ پروردگارا؛ اگر تو را معصیت نمودم پس همانا ... نافرمانی تو را در مبغوض ترین چیزها که اعتقاد به فرزند دار بودن توست ترک کردم و مرتکب آن نشدم». [۱۰]
از مهمترین مصادیق شرک، ادعای خدایی است که خدای متعال به این افراد وعده جهنم و عذاب شدید را داده است: « وَ مَنْ یَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّی إِلهٌ مِنْ دُونِهِ فَذلِکَ نَجْزیهِ جَهَنَّمَ کَذلِکَ نَجْزِی الظَّالِمین؛ و هر کس از آنان بگوید: من هم معبودى، غیر از اویم، دوزخ را به آن گوینده کیفر مى‏دهیم، و ستمکاران را این‏گونه مجازات مى‏کنیم». [۱۱]

دروغ بستن به خدا

در قرآن می خوانیم که خدای متعال به یهودیانی که به پروردگار عالم تهمت زده اند وعده عذاب جهنم را داده است: «لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقیرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِیاءُ سَنَکْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَریق؛ قطعاً خدا سخن کسانى را که گفتند: «خدا نیازمند است و ما بى نیازیم»، شنید. به زودى آنچه را گفتند، و [نیز] کشتن پیامبران را به ناحق [در پرونده اعمالشان‏] مى نویسیم، و [روز قیامت‏] گوییم: عذاب سوزان را بچشید». [۱۲]
در آیه ای دیگر فرمود: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُ أَ لَیْسَ فی‏ جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْکافِرین؛ و کیست ستمکارتر از کسى که دروغى را بر خدا ببندد [که خدا بتان را شریک خود گرفته؟] یا حق را زمانى که به سویش آمد تکذیب کند؟ آیا در دوزخ جایگاهى براى کافران نیست؟». [۱۳]
امام صادق علیه السلام فرمودند: «الْکَذِبُ عَلَى اللَّهِ مِنَ الْکَبَائِرِ؛ دروغ بستن بر خدای متعال از گناهان کبیره است». [۱۴]

کفر و تکذیب آیات الهی

خدای متعال به کافران و تکذیب کنندگان آیات الهی، وعده عذاب جهنم را داده است: «وَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون؛ و کسانى که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل آتشند و در آن جاودانه‏اند». [۱۵]
«وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقالُوا یا لَیْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُکَذِّبَ بِآیاتِ رَبِّنا وَ نَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنین؛ اگر هنگامى که آنان را بر آتش [دوزخ‏] نگه داشته اند ببینى [حالتى ذلت بار و وضعى هول انگیز مى بینى‏] مى گویند: اى کاش به دنیا بازگردانده مى شدیم، و در آنجا آیات پروردگارمان را تکذیب نمى کردیم، و از مؤمنان مى شدیم». [۱۶]
از امام صادق علیه السلام درباره گناهان کبیره سوال شد؛ حضرت فرمودند: «هُنَّ فِی کِتَابِ عَلِیٍّ ع سَبْعٌ: الْکُفْرُ بِاللَّهِ ...؛ آنها در کتاب علی علیه السلام هفت مورد است: اولین آنها کفر به خدای متعال است ...». [۱۷]

مخالفت با خدای متعال و پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله

هر کس با خدای متعال مخالفت کند در عذاب جهنم گرفتار می شود: «أَ لَمْ یَعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ یُحادِدِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِداً فیها ذلِکَ الْخِزْیُ الْعَظیم؛ آیا ندانسته‏اند که هر کس با خدا و رسولش دشمنى و مخالفت کند، مسلماً آتش دوزخ براى اوست که در آن جاودانه است؛ این [همان‏] رسوایى بزرگ است». [۱۸]
مخالفت با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله موجب جهنمی شدن افراد می شود: «وَ مَنْ یُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدى‏ وَ یَتَّبِعْ غَیْرَ سَبیلِ الْمُؤْمِنینَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصیراً؛ ‏ و هر کس بعد از آنکه [راه‏] هدایت برایش روشن و آشکار شد، با پیامبر مخالفت و دشمنى کند و از راهى جز راه مؤمنان پیروى نماید، او را به همان سو که رو کرده واگذاریم، و به دوزخ درآوریم؛ و آن بد بازگشت گاهى است». [۱۹]

انکار معاد

از بزرگترین و بدترین گناهان، معصیت انکار معاد می باشد زیرا خدای متعال وعده عذاب سختی را به منکر آن داده است: «إِنَّ الَّذِینَ لَا یَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَ رَضُواْ بِالحَْیَوهِ الدُّنْیَا وَ اطْمَأَنُّواْ بهَِا وَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ ءَایَاتِنَا غَافِلُونَ * أُوْلَئکَ مَأْوَئهُمُ النَّارُ بِمَا کَانُواْ یَکْسِبُون؛ مسلماً کسانى که دیدارِ [قیامتِ‏] ما [و محاسبه شدن اعمالشان‏] را امید ندارند و به زندگى دنیا خشنود شده‏اند و به آن آرام یافته ‏اند و آنانکه از آیات ما بى خبرند. آنانند که به کیفر گناهانى که همواره مرتکب مى شدند، جایگاهشان آتش است». [۲۰]
و در جای دیگری نوع عذاب آنها را بیان فرموده است: «وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذا کُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفی‏ خَلْقٍ جَدیدٍ أُولئِکَ الَّذینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ وَ أُولئِکَ الْأَغْلالُ فی‏ أَعْناقِهِمْ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون؛ اگر بخواهى تعجب کنى، پس تعجب از گفتار منکران لجوج است که [بدون توجه به قدرت خدا که آنان را از خاک پدید آورد، مى‏گویند]: آیا ما هنگامى که [پس از مردن‏] خاک شدیم، به راستى در آفرینش جدیدى خواهیم بود؟! اینانند که به پروردگارشان کافر شدند، و اینانند که در گردنشان بندها و زنجیرها [ى گمراهى در دنیا و عذاب در آخرت‏] است، و اینان اهل آتش اند و در آن جاودانه اند». [۲۱]

دروغ، تهمت زدن و انکار حق اهل بیت علیهم السلام

خدای متعال برای افرادی که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تهمت می زدند عذاب جهنم را آماده کرده است: «وَ یَقُولُونَ أَ ئنَّا لَتَارِکُواْ ءَالِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مجَّْنُونِ ... إِنَّکمُ‏ْ لَذَائقُواْ الْعَذَابِ الْأَلِیمِ؛ و [همواره‏] مى گفتند: آیا باید به خاطر شاعرى دیوانه معبودان خود را رها کنیم؟ ... بى تردید شما [کوردلان‏] عذاب دردناک را خواهید چشید». [۲۲]
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «مَنْ قَالَ عَلَیَّ مَا لَمْ أَقَلُّهُ فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ؛ هر کس کلامی را از زبان من بگوید در حالی که آن را نگفته باشم باید جایگاهش را در آتش جهنم آماده کند». [۲۳]
امام صادق علیه السلام فرمودند: «الْکَذِبُ عَلَى الْأَوْصِیَاءِ مِنَ الْکَبَائِرِ؛ دروغ بستن بر جانشینان از گناهان کبیره است». [۲۴]
امام صادق علیه السلام فرمودند: «إِنَّ الْکَبَائِرَ سَبْعٌ... وَ إِنْکَارُ حَقِّنَا ...؛ همانا گناهان کبیره هفت مورد است: ... و یکی از آنها انکار حق ماست». [۲۵]

استکبار در برابر حق

خدای متعال استکبار در برابر حق را موجب جهنمی شدن معرفی کرده است: «وَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ اسْتَکْبَرُوا عَنْها أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون؛ و آنان که آیات ما را تکذیب کردند، و از پذیرفتن آنها تکبّر ورزیدند اهلِ آتش و در آن جاودانه‏اند». [۲۶]

ارتداد

وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون؛ و از شما کسانى که از دینشان برگردند و در حال کفر بمیرند، همه اعمال خوبشان در دنیا و آخرت تباه و بى‏اثر مى‏شود، و آنان اهل آتش‏اند و در آن جاودانه‏اند». [۲۷]

تحریف کلام الهی

یا أَیُّهَا الرَّسُولُ لا یَحْزُنْکَ الَّذینَ یُسارِعُونَ فِی الْکُفْرِ ... مِنَ الَّذینَ هادُوا سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرینَ لَمْ یَأْتُوکَ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ ... أُولئِکَ الَّذینَ لَمْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذابٌ عَظیم؛ اى پیامبر! کسانى که در کفر مى شتابند تو را غمگین نسازند... چه آنان که یهودى‏اند که به شدت شنونده دروغند [با آنکه مى دانند دروغ است‏] و به شدت گوش به فرمان گروهى دیگرند که [از روى حسد و کبر] نزد تو نیامده‏اند. [آن گروهى که‏] کلمات [خدا] را پس از استوارى در جایگاه‏هایش تحریف مى‏کنند، ...اینانند کسانى که خدا نخواسته دل‏هایشان را [از آلودگى‏] پاک کند؛ براى آنان در دنیا خوارى و رسوایى، و در آخرت عذابى بزرگ است». [۲۸]
گناهان کبیره اعتقادی دیگر وجود دارد که عبارتند از: «نااُمیدى از رحمت خدا [۲۹]، ایمن شدن از مکر خدا [۳۰]»

گناهان کبیره اخلاقی

بسیاری از معضلات و گناهان اخلاقی، از مصادیق گناهان کبیره محسوب می شوند که در آیات و روایات به آنها اشاره شده است که در ادامه ذکر می شوند: «دنیا پرستی [۳۱]؛ سوگند دروغ [۳۲]، دروغگویی، تکبر [۳۳]، اسراف و تبذیر [۳۴]، ، خیانت [۳۵]، غیبت، سخن چینی، اصرار بر گناهان صغیره [۳۶]، عاقّ پدر و مادر شدن [۳۷]، لعن کردن والدین [۳۸]، کتمان گواهى(در آنجا که گواهى دادن واجب است) [۳۹]، رفتار بر خلاف وصیّت [۴۰]، شرابخواری [۴۱]، خوردن مال حرام، خوردن مردار [۴۲]، گوشت خوک [۴۳]، خون [۴۴]، خوردن گوشت حیوانى که مطابق شرع ذبح نشده است [۴۵]؛ نگهدارى حقوق دیگران بدون عذر [۴۶]، سر گرمى به امور لهو [۴۷]سبک شمردن فریضه حج [۴۸]، ترک نماز [۴۹]، خود ارضایی [۵۰]، خوشحالی از گناه [۵۱]؛ کوچک شمردن گناه [۵۲]؛ نفاق [۵۳]؛ فسق [۵۴]ناسپاسی و کفران نعمت [۵۵] و ...».
بدتر از همه این گناهان، پافشاری و اصرار بر گناه است که مورد مذمت واقع شده است زیرا تکرار گناه (مخصوصاً گناهان کبیره) کار را به جایی می رساند که شخص منکر همه اعتقادات شده و سرانجام به کفر و شرک منتهی می شود که از گناهانی است که بخشیده نمی شود.

گناهان کبیره فرهنگی اجتماعی

در آیات و روایات گناهان اجتماعی بسیاری مطرح شده است که برخی از آنها از معصیت های کبیره هستند که عبارتند از: «بدعت [۵۶]، امر به منکر [۵۷]، نهی از واجب [۵۸]، آشکارا گناه کردن [۵۹]، فساد در زمین [۶۰]، نسبت زنا به زن با عفت [۶۱]، قتل انبیاء [۶۲]، قتل عمد [۶۳]، قتل آمران به معروف [۶۴]، زنا [۶۵]، لواط [۶۶]، همجنس بازی، دزدی [۶۷]، سحر و جادوگری [۶۸]، تفرقه [۶۹]، محاربه [۷۰]، اشاعه فحشاء [۷۱]، ایجاد مراکز فحشاء، قتل فرزند [۷۲]، یاری نکردن مظلوم [۷۳]، گمراه کردن دیگران [۷۴]، اطاعت از ظالمان [۷۵]، دوست داشتن و پذیرفتن ولایت دشمنان خدای متعال [۷۶]، گواهى به دروغ [۷۷]، پیمان شکنی [۷۸]، قطع رحم [۷۹]، بد حجابی، تبلیغ و ترویج محرمات الهی [۸۰]، گناهان سازمان یافته [۸۱]،...».

گناهان کبیره سیاسی

جلوگیری از ایمان آوردن، عبادت و اطاعت، و هر گونه کار خیر

خدای متعال به افرادی که از یاد الهی و کارهای خیر جلوگیری می کنند وعده عذاب جهنم را داده است: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعى‏ فی‏ خَرابِها أُولئِکَ ما کانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها إِلاَّ خائِفینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذابٌ عَظیم؛ و چه کسانى ستمکارتر از کسانى مى‏باشند که از بردن نام خدا در مساجد خدا جلوگیرى کردند، و در خرابى آنها کوشیدند؟ آنان را شایسته نیست که در آن [مراکز عبادت‏] درآیند، جز در حال ترس [از عدالت و انتقام خدا]. براى آنان در دنیا خوارى و زبونى است و در آخرت عذابى بزرگ است». [۸۲] در جای دیگر این گروه را افراد فاسد معرفی می کند: «الَّذینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ زِدْناهُمْ عَذاباً فَوْقَ الْعَذابِ‏ بِما کانُوا یُفْسِدُون؛ آنان که کافر شدند، و مردم را از راه خدا بازداشتند، به سبب فسادى که همواره مرتکب مى شدند، عذابى بر عذابشان مى افزاییم». [۸۳]

پیروی، تکیه بر ظالم و کمک به او [۸۴]

خدای متعال پیروی کردن از حاکمان ظالم را از گناهانی که عراب سختی دارند معرفی فرموده است:
«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسىَ‏ بَِایَاتِنَا وَ سُلْطَنٍ مُّبِینٍ * إِلىَ‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلَایْهِ فَاتَّبَعُواْ أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ * یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیَمَهِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ * وَ أُتْبِعُواْ فىِ هَذِهِ لَعْنَهً وَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُود؛ همانا موسى را با نشانه‏ هاى خود و برهانى روشن فرستادیم. به سوى فرعون و اشراف و سرانِ [قومِ‏] او، ولى [آنان براى حفظ مقام و مال خود] از فرمان فرعون پیروى کردند، در حالى که فرمان فرعون راهنماى به سوى سعادت و خوشبختى نبود. [فرعون‏] روز قیامت پیشاپیش قومش مى رود، پس آنان را به آتش در مى آورد، و بد نصیب و سهمى است [آتشى‏] که در آن وارد مى شود. و در این دنیا و روز قیامت به لعنتى بدرقه شدند [و آن لعنت‏] بد عطیه‏اى است که به آنان مى دهند». [۸۵]
امام رضا علیه السلام فرمودند: «الْکَبَائِرُ مُحَرَّمَه وَ هِیَ‏ ... مَعُونَهُ الظَّالِمِینَ وَ الرُّکُونُ إِلَیْهِمْ؛ گناهان کبیره حرام هستند و آنها عبارتند از ... یاری کردن ظالمین و اعتماد بر آنان». [۸۶]
امام رضا علیه السلام فرمودند: «یَا سُلَیْمَانُ الدُّخُولُ فِی أَعْمَالِهِمْ وَ الْعَوْنُ لَهُمْ وَ السَّعْیُ فِی حَوَائِجِهِمْ عَدِیلُ الْکُفْرِ، وَ النَّظَرُ إِلَیْهِمْ عَلَى الْعَمْدِ مِنَ الْکَبَائِرِ الَّتِی یُسْتَحَقُّ بِهِ النَّارُ؛ ای سلیمان؛ داخل شدن در اعمال حاکمان ظالم و یاری کردن آنان و تلاش برای بر طرف کردن نیازهای آنها با کفر برابری می کند و توجه کردن عمدی به آنان از گناهان کبیره ای است که شخص با انجام آن مستحق آتش جهنم می شود». [۸۷]

موارد دیگر

برخی دیگر از مصادیق گناهان کبیره سیاسی عبارتند از: « تعرّب بعد از هجرت (یعنى انسان به جایى مهاجرت کند که دینش را از دست مى دهد) [۸۸] و ...».
گناهان کبیره نظامی امنیتی فرار از جبهه جنگ با دشمن [۸۹]، فروش اسلحه و مهمات به دشمنان، جاسوسی کردن از مسلمانان، مشاوره نظامی به دشمنان اسلام برای سرنگونی نظام اسلامی.

گناهان کبیره اقتصادی

در مسائل اقتصادی نیز گناهان کبیره ای وجود دارد که مسئولین باید از آنها اجتناب کنند و جلوی انتشار آنها را بگیرند. در این قسمت به مهمترین این گناهان اشاره می شود: «قمار بازی [۹۰]، ندادن خمس [۹۱] و زکات [۹۲]، کم فروشی [۹۳]، رباخواری [۹۴]، رشوه؛ خوردن مال یتیم [۹۵]، احتکار ضروریات زندگی مردم، انحصار منابع طبیعی و ...».

درجه بندی بین گناهان کبیره

در بین گناهان کبیره نیز برخی از بعضی دیگر بزرگ تر و دارای عذاب بیشتری هستند. گناهان کبیره با توجه به درجه بندی که دارند احکام خاص خود را دارند.

گناهان کبیره با اعتقاد به کبیره بودن

عبد الله بن سنان می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: «کسی که مرتکب گناه کبیره شود و بمیرد آیا آن گناه کبیره او را مسلمان بودن خارج می کند و مانند مشرکین عذاب می شود؟» حضرت فرمودند: «یَخْرُجُ مِنَ الْإِسْلَامِ إِذَا زَعَمَ أَنَّهَا حَلَالٌ وَ لِذَلِکَ یُعَذَّبُ أَشَدَّ الْعَذَابِ وَ إِنْ کَانَ مُعْتَرِفاً بِأَنَّهَا کَبِیرَهٌ وَ هِیَ عَلَیْهِ حَرَامٌ وَ أَنَّهُ یُعَذَّبُ عَلَیْهَا وَ أَنَّهَا غَیْرُ حَلَالٍ فَإِنَّهُ مُعَذَّبٌ عَلَیْهَا وَ هُوَ أَهْوَنُ عَذَاباً مِنَ الْأَوَّلِ وَ یُخْرِجُهُ مِنَ الْإِیمَانِ وَ لَا یُخْرِجُهُ مِنَ الْإِسْلَام‏؛ هر کس که مرتکب گناه کبیره ای شود و اعتقاد داشته باشد که انجام آن برای او حلال است از مسلمان بودن خارج می شود و شدیدترین عذاب را می بیند و اگر اعتقاد داشته باشد که از گناهان کبیره است و بر او حرام می باشد و به شدت عذاب می شود؛ فقط عذاب می شود (که آسان ترین عذاب اوست) در این صورت فقط از ایمان خارج می شود و هنوز مسلمان است». [۹۶]

گناهان زمینه ساز شرک و کفر

برخی از کناهان از بس شرّ و ناپسند هستند شخص را به مرحله کفر و شرک می رساند؛ امام صادق علیه السلام فرمودند: «إِیَّاکُمْ أَنْ یَحْسُدَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً فَإِنَّ الْکُفْرَ أَصْلُهُ‏ الْحَسَدُ؛ از حسادت کردن به دیگران بپرهیزید زیرا ریشه کفر، حسادت است» [۹۷] لذا باید از همه گناهان مخصوصاً اینگونه معصیت ها اجتناب شود.

عوامل تغلیظ گناهان

همه گناهان در یک سطح و یک درجه نیستند بلکه برخی از آنها به خاطر عوامل از شدت بیشتری برخوردار هستند که به این عوامل اشاره می شود:

گناهان سازمان یافته

این گناهان چون سازمان یافته هستند و با اهدافی خاصی تولید، توزیع می شوند از خطرات و آسیب های بیشتری برخوردار هستند لذا حرمت و عذاب آنها از بقیه معصیت ها بیشتر است.

گناه شخصیت ها

برخی افراد به خاطر جایگاه خاصی که در جامعه دارند اگر مرتکب گناه شوند، معصیت آنها از شدت بیشتری برخوردار است لذا اشخاصی که دارای جایگاه دینی، اجتماعی و ... هستند باید از گناه اجتناب کنند زیرا خطای آنها در جامعه تأثیرات منفی زیادی می گذارد. [۹۸]
خدای متعال درباره زنان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «یا نِساءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْکُنَّ بِفاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ‏ وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسیراً؛ اى همسران پیامبر! هرکس از شما کار بسیار زشت آشکارى مرتکب شود [قطعاً پیوند همسرى با پیامبر به او مصونیّت نمى‏دهد، بلکه‏] عذاب براى او دو چندان خواهد شد، و این [کار] بر خدا آسان است». [۹۹]

گناه در زمان ها و مکان های خاص

معصیت در ماههای حرام یا در مکان های با احترام مانند مسجد الحرام، مساجد و ... دارای حرمت بیشتری هستند لذا باید از گناه در این زمان ها و مکان ها به شدت اجتناب شود.

گناه در حق افراد خاص

ظلم و گناه در حق یتیم یا سادات یا مظلوم از حرمت بیشتری برخوردار هستند.
تظاهر و خوشحالی از گناه: ر.ک: مقاله «مطلق گناه» و «تفاخر به گناه» در همین سایت.

بخشیده شدن گناهان کبیره

ممکن است برای برخی این سوال مطرح شود که گناهان کبیره بخشیده نمی شوند یعنی شخصی که مرتکب این معصیت ها شود از رحمت و بخشش الهی محروم می شود در حالی که از آیات و روایات معلوم می گردد که همه گناهان با توبه واقعی بخشیده می شوند. [۱۰۰]
خدای متعال در قرآن می فرماید همه گناهان غیر از شرک را می بخشم: «إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ‏ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ» [۱۰۱]؛ از امام صادق علیه السلام سوال شد: «این آیه، گناهان کبیره را شامل می شود؟» حضرت فرمودند: «بله؛ خدای متعال گناهان کبیره را طبق این آیه می بخشد». [۱۰۲]
خدای متعال در آیه ای دیگر به صراحت می فرماید همه گناهان را می بخشم: «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم؛ بگو: اى بندگان من که [با ارتکاب گناه‏] بر خود تجاوز کار بوده‏اید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را مى آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است». [۱۰۳]
باید توجه شود که شخص مشرک نیز اگر توبه واقعی کند و مسلمان شود گناه شرک او بخشیده می شود ولی اگر با حال شرک از دنیا برود طبق آیات بالا بخشیده نمی شود به خلاف گناهان کبیره دیگر که حتی اگر شخص توبه نکرد ممکن است مورد عفو الهی قرار بگیرد ولی شرک بدون توبه بخشیده نمی شود؛ امام موسی کاظم فرمودند: «مَا مِنْ‏ أَحَدٍ یَرْتَکِبُ‏ کَبِیرَهً مِنَ‏ الْمَعَاصِی‏ وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّهُ سَیُعَاقَبُ عَلَیْهَا إِلَّا نَدِمَ عَلَى مَا ارْتَکَبَ وَ مَتَى نَدِمَ کَانَ تَائِباً مُسْتَحِقّاً لِلشَّفَاعَهِ؛ هیچ مومنی در حالی که می داند به خاطر گناه عذاب می شود مرتکب گناه کبیره نمی شود مگر اینکه از گناه خود پشیمان می شود و زمانی که پشیمان شد توبه می کند و سزاوار شفاعت کردن می شود». [۱۰۴]

یک تذکر لازم

آیت الله جوادی فرمودند: «اجتناب از کبایر (دوری از گناه) در محدوده مورد ابتلاست؛ نه همه معاصی کبیره، زیرا بسیاری از گناهان بزرگ اصلاً مورد ابتلای بعضی قرار نمی‏گیرد. هر صنفی با کار و گناهانی خاص رو به‏ روست که شاید آن قسم خاص برای سایر اصناف رخ ندهد، پس معنای اجتناب از کبایر، دوری از همه معاصی کبیره‏ای است که ممکن است برای کسی پیش آید؛ نه جمیع کبایری که احیاناً در جهان رخ می دهد. [۱۰۵]

احکام فقهی

مسئله: با ارتکاب حتی یک گناه کبیره، شخص فاسق حساب شده و احکام فقهی عدالت در مورد او جاری نیست: نمی تواند امام جمعه، امام جماعت، ولی فقیه و مرجع تقلید شود و شهادت او پذیرفته نیست، مگر اینکه توبه کرده و گناه خود را جبران کند و این توبه برای دیگران به اثبات برسد. [۱۰۶]

منابع مطالعاتی

کتاب

تفسیر تسنیم، آیت الله جوادی آملی، ج 18، ص 446.
چهار گناه کبیره، زینب مکتبدار، انتشارات بخشایش، تهران، 1385.
شناسایی گناه در قرن بیست(مذهبی، اخلاقی، اجتناعی در دو بخش مکارم اخلاق، گناهان کبیره)، حسین واعظی، واعظ سبزواری، مشهد، 1337.
گناهان کبیره زبان (مباحثی پیرامون زبان و گناه زبان)، شهرام تاجانی، قم، انتشارات خرد آذین، 1388.
نگاهی گذار به گناهان کبیره(زندگی بدن گناه؛ زیباست)، حمزه کریم خانی، قم، انتشارات عطر یاس، 1387.
هفتاد گناه کبیره، مهدی یزدی حائری، تهران، بی م، بی ن، 1290 ه.ق.

مقالات

ü اصرار بر گناه گناه بزرگی است، حقانی، حسین، مجله «درس هایی از مکتب اسلام»، مهر 1365، سال 26، ش 7.
خوارج در تاریخ 12: عقیده خوارج درباره مرتکبین گناه کبیره، یعقوب جعفری، مجله «درسهایی از مکتب اسلام»، آبان 1369، سال 30، ش 7.
کوچک شمردن گناه گناه بزرگی است، حقانی، حسین، مجله «درسهایی از مکتب اسلام»، شهریور 1365، سال 26، ش 6.
گناهان کبیره و صغیره، حقانی، حسین، مجله «درسهایی از مکتب اسلام»، اردیبهشت 1365، سال 26، ش 2.
اجتکار گناه کبیره است؟ آیت الله مکارم شیرازی، مجله «درسهایی از مکتب اسلام»، خرداد 1361، سال 22، ش 3.
ربا از گناهان کبیره و استثنا ناپذیر است، محمد هادی معرفت، مجله «نامه مفید»، بهار 1377، ش 13.
چرا غیبت کردن از گناهان کبیره است؟(آفات زبان 1)، پرویز آزادی، مجله «رشد آموزش معارف اسلامی»، پاییز 1392، ش 90.

فهرست منابع

الأمالی، طوسى، محمد بن الحسن‏، محقق / مصحح: مؤسسه البعثه، ناشر: دار الثقافه، قم، چاپ اول، 1414 ق‏.
تحریر الوسیله، خمینى، سید روح اللّه موسوى- مترجم: اسلامى، على‌، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، قم، چاپ 21‌، 1425 ه‍ ق‌.
التحریر و التنویر، ابن عاشور محمد بن طاهر، ناشر: موسسه التاریخ‏، بیروت‏، چاپ اول.
تحف العقول‏، ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏، محقق / مصحح: غفارى، على اکبر، ناشر: جامعه مدرسین‏، چاپ دوم، قم‏، 1363 ق‏.
تسنیم، عبدالله جوادی آملی، نرم افزار مجموعه آثار جوادی آملی.
تفسیر العیّاشی، عیاشى، محمد بن مسعود، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، سید هاشم‏، ناشر: المطبعه العلمیه، تهران‏، چاپ اول،1380 ق‏.
التوحید، ابن بابویه، محمد بن على‏، محقق / مصحح: حسینى، هاشم‏، ناشر: جامعه مدرسین‏، قم‏، چاپ اول، 1398 ق‏.
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال‏، ابن بابویه، محمد بن على‏، ناشر: دار الشریف الرضی للنشر، قم‏، چاپ دوم، 1406 ق‏.
الخصال‏، ابن بابویه، محمد بن على‏، محقق / مصحح: غفارى، على اکبر، ناشر: جامعه مدرسین‏، قم‏، چاپ اول، 1362 ش‏.
السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی( و المستطرفات)، ابن ادریس، محمد بن احمد، محقق / مصحح: الموسوى، حسن بن احمد و ابن مسیح، ابو الحسن‏، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، قم‏، چاپ دوم، 1410 ق‏.
عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، ابن أبی جمهور، محمد بن زین الدین، محقق / مصحح: عراقى، مجتبى، ناشر: دار سید الشهداء للنشر، قم، چاپ اول، 1405 ق‏.
عیون أخبار الرضا علیه السلام‏، ابن بابویه، محمد بن على‏، محقق / مصحح: لاجوردى، مهدى‏، نشر جهان‏، تهران‏، چاپ اول، 1378 ق‏.
عیون الحکم و المواعظ، لیثى واسطى، على بن محمد، محقق / مصحح: حسنى بیرجندى، حسین‏، ناشر: دار الحدیث‏، قم‏، چاپ اول، 1376 ش‏.
الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه السلام‏، ‏محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم السلام‏، ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام‏، مشهد، چاپ اول، 1406 ق‏.
الکافی، کلینى، محمد بن یعقوب‏، محقق / مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الإسلامیه، تهران‏، چاپ چهارم، 1407 ق‏.
کنز الفوائد، کراجکى، محمد بن على‏، محقق / مصحح: نعمه، عبد الله‏، ناشر: دارالذخائر، قم‏، چاپ اول،1410 ق‏.
ü گناه شناسى، محسن قرائتى، ناشر: مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن، تهران‏، چاپ نهم، 1387.
مجمع البیان فى تفسیر القرآن‏، طبرسى، فضل بن حسن‏، تحقیق: محمد جواد بلاغى‏، انتشارات ناصر خسرو، تهران‏، چاپ سوم،1372 ش‏.
محاسن‏، برقى، احمد بن محمد بن خالد، محقق / مصحح: محدث، جلال الدین‏، ناشر: دار الکتب الإسلامیه، قم‏، چاپ دوم،1371 ق‏.
مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول‏، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، سید هاشم‏، ناشر: دار الکتب الإسلامیه، تهران‏، چاپ دوم، 1404 ق‏.
مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل‏، نورى، حسین بن محمد تقى‏، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم السلام‏، ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام‏، قم‏، چاپ اول، 1408 ق‏.
من لا یحضره الفقیه‏، ابن بابویه، محمد بن على‏، محقق/مصحح: غفارى، على اکبر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، چاپ دوم‏، 1413 ق.
مهج الدعوات و منهج العبادات‏، ابن طاووس، على بن موسى‏، محقق / مصحح: کرمانى، ابوطالب و محرر، محمد حسن‏، ناشر: دار الذخائر، قم‏، چاپ اول، 1411 ق‏.
المیزان فى تفسیر القرآن، طباطبایى، سید محمد حسین، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ پنجم، 1417 ق‏.

نهج البلاغه (صبحی صالح)، محمد بن حسین شریف رضى، محقق و مصحح: فیض الإسلام‏، انتشارات هجرت‏، چاپ اول‏، 1414ق.
  1. . المیزان، علامه طباطبایی، ج‏4، ص 332؛ ر.ک: التحریر و التنویر، ج‏27، ص 124.
  2. . ر.ک: مرآه العقول، علامه مجلسی، ج‏10، ص 1؛ المیزان، ج‏4، ص 326؛ پاسخ به پرسش های مذهبی، مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، مدرسه الإمام علی بن أبی طالب علیهم السلام، چاپ دوم.
  3. . نساء/31.
  4. . کافی، ج‏2، ص 276، ح 1.
  5. . گناه شناسى، قرائتی، ص 20.
  6. . تحریر الوسیله، امام خمینی، ج 1 ص 274- 275.
  7. . مائده/72.
  8. . کافی، ج‏2، ص281، ح 14.
  9. . أمالی، طوسی، ص 687، ح 1458.
  10. . من لا یحضره الفقیه، ج‏1، ص 333، ح 977.
  11. . انبیاء/29.
  12. . آل‏عمران/181.
  13. . عنکبوت/68.
  14. . محاسن، ج‏1، ص 118، ح 127؛
  15. . بقره/39.
  16. . انعام/27.
  17. . کافی، ج‏2، ص 278، ح 8.
  18. . توبه/63.
  19. . نساء/115.
  20. . یونس/7، 8.
  21. . رعد/5.
  22. . صافات/36، 38.
  23. . محاسن، ج‏1، ص 118، ح 127؛ ر.ک: مهج الدعوات و منهج العبادات، ص 144.
  24. . محاسن، ج‏1، ص 118، ح 127.
  25. . خصال، ج‏2، ص363، ح 56.
  26. . اعراف/36.
  27. . بقره/217.
  28. . مائده/41.
  29. . یوسف/87؛ کافی، ج‏2، ص 280، ح 10.
  30. . اعراف/99؛ کافی، ج‏2، ص 280، ح 10.
  31. . هود/15، 16.
  32. . آل عمران/77؛ محاسن، ج‏1، ص 119، ح 132.
  33. . عیون الحکم، لیثی، ص 96، ح 2214.
  34. . خصال، ج‏2، ص610.
  35. . آل عمران/161؛ خصال، ج‏2، ص610.
  36. . کافی، ج‏2، ص 288، ح 1؛ خصال، ج‏2، ص610.
  37. . مریم/32؛ کافی، ج‏2، ص 278، ح 8؛ ر.ک: مستدرک الوسائل، ج‏15، ص 187، باب «تَحْرِیمِ الْعُقُوقِ وَ حَدِّ ذَلِک».
  38. . کافی، ج‏2، ص 281، ح 15.
  39. . بقره/174، 283.
  40. . من لا یحضره الفقیه، ج‏4، ص184، ح 5420.
  41. . بقره/219؛ مائده/90؛ کافی، ج‏2، ص 285، ح 24؛ ج‏6، ص429، ح 3.
  42. . خصال، ج‏2، ص610.
  43. . همان.
  44. . همان.
  45. . همان.
  46. . کافی، ج‏2، ص333، ح 15؛ خصال، ج‏2، ص610.
  47. . عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏2، ص126.
  48. . خصال، ج‏2، ص610.
  49. . کافی، ج‏2، ص 278، ح 8؛ ص 285، ح 24
  50. . خصال، ج‏1، ص106، ح 68.
  51. . ثواب الأعمال، ص 223.
  52. . نهج البلاغه، صبحی صالح، ص 562، ح 477.
  53. . نساء/145.
  54. . سجده/20؛ تحف العقول، ص421.
  55. . ابراهیم/28، 29، 30.
  56. . عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏2، ص 33، ح 60.
  57. . کافی، ج‏2، ص 289، ح 4.
  58. . همان 4.
  59. . عیون الحکم، لیثی، ص 95، ح 2194.
  60. . مائده/33؛ نحل/88؛
  61. . نور/23؛ کافی، ج‏2، ص 277، ح 3.
  62. . آل عمران/21.
  63. . نساء/ 93؛ کافی، ج‏2، ص 277، ح 3.
  64. . آل عمران/21.
  65. . فرقان/69- 68؛ کافی، ج‏2، ص278، ح 7؛ ص 442، ح 3.
  66. . خصال، ج‏2، ص610.
  67. . کافی، ج‏2، ص278، ح 7؛ ص 442، ح 3.
  68. . بقره/102؛ کنز الفوائد، ج‏2، ص 11.
  69. . آل عمران/105.
  70. . مائده/33؛ خصال، ج‏2، ص610.
  71. . نور/19.
  72. . عوالی اللئالی، ج‏3، ص 546، ح 7.
  73. . خصال، ج‏2، ص610.
  74. . محاسن، ج‏1، ص 231، ح 181؛ السرائر، ج‏3، ص 635.
  75. . بقره/257 - نساء/60.
  76. . آل عمران/28 - نساء/144.
  77. . بقره/283.
  78. . بقره/27؛ کافی، ج‏2، ص 285، ح 24.
  79. . رعد/25؛ کافی، ج‏2، ص 285، ح 24.
  80. . مانند تبلیغ ربا، تولید و تکثیر فیلم و بازی های رایانه ای فساد انگیز، تبلیغ ابزار لهو و لعب، تبلیغ ئ ترویح شرابخواری و ... .
  81. . شبکه های ماهواره ای مستهجن، سایت های مستهجن و ... .
  82. . بقره/114.
  83. . نحل/88.
  84. . نحل/36‏.
  85. . هود/96 تا 99؛ ر.ک: غافر/45، 46.
  86. . عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏2، ص126.
  87. . تفسیر العیاشی، ج‏1، ص238، ح 110.
  88. . کافی، ج‏2، ص 277، ح 3.
  89. . انفال/16؛ کافی، ج‏2، ص 277، ح 3.
  90. . مائده/90.
  91. . من لا یحضره الفقیه، ج‏2، ص41، ح 1650.
  92. . توبه/35؛ أمالی، طوسی، ص 520، ح 1144.
  93. . مطففین/1؛ کافی، ج‏2، ص32؛ خصال، ج‏2، ص610.
  94. . بقره/275؛ کافی، ج‏2، ص 277، ح 3؛ الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه السلام، ص256.
  95. . نساء/10؛ کافی، ج‏2، ص 31 و 277، ح 3؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏2، ص92.
  96. . کافی، ج‏2، ص 280، ح 10.
  97. . همان، ج‏8، ص 8.
  98. . ر.ک: مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 556.
  99. . احزاب/30.
  100. . ر.ک: تسنیم، ج 18، ص 469.
  101. . مسلماً خدا این را که به او شرک ورزیده شود نمى آمرزد، و غیر آن را براى هر کس که بخواهد مى آمرزد. و هر که به خدا شرک بیاورد، مسلماً گناه بزرگى را مرتکب شده است.(نساء/48)
  102. . کافی، ج‏2، ص 284، ح 18.
  103. . زمر/53.
  104. . توحید، صدوق، ص 408.
  105. . تسنیم، ج 18، ص 456.
  106. . ر.ک: www. fa.wikishia.net، مقاله «عدالت(فقه)».