فرهنگ مصادیق:اطاعت از امامان: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
|||
| سطر ۱۷۶: | سطر ۱۷۶: | ||
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق معروف]] | [[رده:فهرست الفبایی مصادیق معروف]] | ||
| − | [[رده:سیاسی]] | + | [[رده:معروف سیاسی]] |
نسخهٔ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۵۵
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
موضوعات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
- ۱ وجوب اطاعت از امام معصوم علیه السلام
- ۲ مقدمه
- ۳ ائمّه علیهم السلام ، گواهان خدای ـ عزّ و جلّ ـ بر مخلوقات اند
- ۴ ائمّه، نور خدای ـ عزّ و جلّ ـ هستند
- ۵ ائمّه، ارکان زمین اند
- ۶ مراد از اهل ذکر در قرآن
- ۷ کسانی که خداوند در قرآن، آنها را عالِم نامیده است
- ۸ خداوند، ائمّه معصوم علیهم السلام را از میان بندگانش برگزیده است
- ۹ ائمّه دوران، دو قسم اند
- ۱۰ قرآن، به سوی امام، هدایت میکند
- ۱۱ عرض اعمال به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمّه معصوم علیهم السلام
- ۱۲ روشی که بر پایداری آن ترغیب شده، ولایت علی علیه السلام است
- ۱۳ ائمّه معصوم علیهم السلام کانون علم و درخت نبوّت و آمد و شد فرشتگان اند
- ۱۴ ثبت امامت در اعقاب
- ۱۵ اشاره و نصّ بر نام امیر المؤمنین برای حضرت علی علیه السلام
- ۱۶ جمع بندی و نتیجه گیری
- ۱۷ نکات اصلاحی و پیشنهادی
- ۱۸ فهرست منابع
وجوب اطاعت از امام معصوم علیه السلام
مقدمه
امام باقر علیه السلام فرمود:
بلندای حقیقت و اشرف و قلّه و کلید آن و باب همه چیز و خرسندی خدای رحمان تبارک و تعالی، اطاعت امام است بعد از معرفت او... . خدای تبارک و تعالی میفرماید: «مَّن یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَن تَوَلَّی فَمَآ أَرْسَلْنَـکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا » ؛ هر که اطاعت پیغمبر نماید، اطاعت خدا کرده. و هر که رو گرداند، او را رها کن؛ زیرا ما تو را نگهبان او نفرستادیم.
امام باقر علیه السلام به نقل از برخی اصحاب، دربارهٔ قول خدای ـ عزّ و جلّ ـ در آیه « «وَءَاتَیْنَـهُم مُّلْکًا عَظِیمًا » ؛ به آنها سلطنت بزرگی دادیم»، فرمود:
مقصود، اطاعت آنهاست که بر مردم واجب است.
یعنی سلطنت و قدرت کامل، وقتی تحقّق میپذیرد که مردم، با حکومت و همراه امام باشند که دربارهٔ آل ابراهیم چنین بود.
حسین بن علاء میگوید: گفتار خود را دربارهٔ اوصیا که اطاعتشان واجب است، به امام صادق علیه السلام عرض کردم. حضرت فرمود:
آری، ایشان همان کسانی اند که خدواند متعال فرموده: «أَطِیعُواْ اللَّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الْأَمْرِ مِنکُمْ» ؛ اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیغمبر و اولیای امر از خودتان را. یعنی مقصود از اولیای امر، اوصیا هستند و ایشان، همان ائمّه معصوم علیهم السلام هستند.
ائمّه علیهم السلام ، گواهان خدای ـ عزّ و جلّ ـ بر مخلوقات اند
امام صادق علیه السلام دربارهٔ قول خدای ـ عزّ و جلّ ـ در آیه « «فَکَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِن کُلِّ أُمَّه بِشَهِیدٍ وَجِئْنَا بِکَ عَلَی هَـؤُلَاءِ شَهِیدًا » ؛ پس چگونه است زمانی که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را بر آنها گواه میخواهیم؟»، فرمود:
تنها دربارهٔ امّت محمّد صلی الله علیه و آله نازل شده است. در هر قرنی، امامی از ما برایشان گواه و ناظر است و محمّد صلی الله علیه و آله ، گواه و ناظر بر ماست.
برید عجلی میگوید: از امام صادق علیه السلام دربارهٔ قول خدای ـ عزّ و جلّ ـ در آیه « «وَکَذَ لِکَ جَعَلْنَـکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَآءَ عَلَی النَّاسِ» ؛ و این گونه شما را امّتی میانه (عادل)، قرار دادیم تا بر مردم، گواه باشید»، پرسیدم، فرمود:
ما هستیم امّت میانه و ماییم گواهان خدا بر خلقش و حجّتهای او در زمین.
همچنین فضیل میگوید: از امام صادق علیه السلام ، دربارهٔ قول خدای ـ عزّ و جلّ ـ در آیه: « «وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ » ؛ و هر گروهی را رهبری است»، پرسیدم، فرمود:
هر امامی، رهبر است و در دورانی که در میان مردم است (رهبر مردم دوران خویش است).
ائمّه، نور خدای ـ عزّ و جلّ ـ هستند
ابوخالد کابلی میگوید: از امام باقر علیه السلام دربارهٔ تفسیر قول خداوند در آیه « «فَـ?امِنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنزَلْنَا» ؛ به خدا و رسولش و نوری که فرستادهایم، ایمان آورید»، پرسیدم، فرمود:
ای ابا خالد! به خدا سوگند که مقصود از نور، ائمّه از آل محمّد صلی الله علیه و آله هستند تا روز قیامت. به خدا که ایشان، همان نور خدایند که فرو فرستاده! به خدا که ایشان، نور خدا در آسمانها و زمین اند! به خدا ای ابا خالد! نور امام، در دل مؤمنان، از نور خورشید تابان در روز، روشن تر است! به خدا که ائمّه، دلهای مؤمنان را منوّر میسازند و خدا از هر کس بخواهد، نور ایشان را پنهان میدارد. پس دل آنها تاریک میگردد! به خدا ای ابا خالد! بندهای ما را دوست ندارد و از ما پیروی نمیکند تا این که خدا قلبش را پاکیزه کرده باشد. و خدا قلب بندهای را پاکیزه نمیکند تا این که با ما خالص شده باشد و آشتی کرده باشد (یکرنگ شده باشد). و چون با ما سازش کرد، خداوند از حساب سخت، نگاهش میدارد و از هراس بزرگ روز قیامت، ایمنش میسازد.
ائمّه، ارکان زمین اند
حضرت علی علیه السلام میفرماید:
من، صاحب عصا و میسم و جنبندهای که با مردم سخن میگوید، هستم.
مقصود از این که علی علیه السلام ، صاحب عصا و میسم است، این است که او پس از رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، چوپان و گله دار امّت است. عصا و میسم، از ویژگیهای چوپان است.
از برخی روایات، استفاده میشود که امیر المؤمنین علیه السلام ، در قیامت، ابزاری در دست دارد که میان دو چشم اهل ایمان، علامت «مؤمن» و میان دو چشم کفّار، علامت «کافر» میگذارد. امّا جنبنده سخنگو، اشاره است به آیه شریفه: « «وَ إِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَآبَّهً مِّنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُواْ بِـ?ایَـتِنَا لَا یُوقِنُونَ » ؛ چون فرمان بر آنها اجرا شود، جنبندهای از زمین بیرون میآوریم تا بدانها بگوید که این مردم، آیات ما را باور نمیکردهاند». از این جنبنده، در روایات بسیاری، تأویل به امیرمؤمنان علیه السلام شده است، در زمانی که مؤمنان و کفّار را نشانه گذاری میکند.
مراد از اهل ذکر در قرآن
امام باقر علیه السلام ، دربارهٔ قول خدای ـ عزّ و جلّ ـ در آیه: « «فَسْـ?لُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ » ؛ اگر خودتان نمیدانید، از اهل ذکر بپرسید»، از قول پیغمبر صلی الله علیه و آله میفرماید:
مقصود از ذکر، من هستم و امامان، اهل ذکرند.
دربارهٔ قول خدای ـ عزّ و جلّ ـ در آیه « «وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَّکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْئلُونَ » ؛ همانا، قرآن، برای تو و قوم تو، ذکر است و به زودی از آن بازخواست میشوید»، خود امام فرمود:
ماییم قوم او و ماییم پرسش شدگان [سؤال شوندگان].
وشاء (یکی از صحابه ائمّه) میگوید:
به امام رضا علیه السلام عرض کردم: قربانت گردم! «اگر نمیدانید، از اهل ذکر بپرسید» یعنی چه؟ فرمود: «ماییم اهل ذکر و ماییم پرسش شوندگان». عرض کردم: شما، پرسش شونده و ما پرسش کنندهایم؟ فرمود: «آری». عرض کردم: بر ماست که از شما بپرسیم؟ فرمود: «آری». عرض کردم: بر شماست که به ما پاسخ دهید؟ فرمود: «نه، اختیار با ماست، اگر خواستیم پاسخ میدهیم و اگر نخواستیم پاسخ نمیدهیم، مگر قول خداوند: « «هَـذَا عَطَـآؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسَابٍ » ؛ این است بخشش بی حساب ما؛ خواهی ببخش یا نگهدار» [را نخواندهای].
کسانی که خداوند در قرآن، آنها را عالِم نامیده است
امام باقر علیه السلام ، دربارهٔ قول خدای ـ عزّ و جلّ ـ در آیه « «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ » ؛ آیا کسانی که میدانند، با کسانی که نمیدانند، یکسانند؟ تنها خردمندان، یاد میگیرند»، فرمود:
ما هستیم کسانی که میدانند. و آنها که نمیدانند، دشمنان ما هستند و شیعیان ما، خردمندان اند.
ابوبصیر میگوید: امام باقر علیه السلام هنگامی که این آیه را قرائت میفرمود: « «بَلْ هُوَ ءَایَـتُم بَیِّنَـتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُواْ الْعِلْمَ» ؛ بلکه قرآن، آیههایی است روشن، در سینه کسانی که به آنها علم دادهاند»، با دست، به سینه خود، اشاره میکرد.
امام صادق علیه السلام در مورد آیه فوق فرمود:
ایشان، ائمّه علیهم السلام هستند.
در این باب، کلینی، روایاتی را نقل میکند که اهل بیت علیهم السلام ، مراد از عالمان را ائمّه معرفی کردهاند و کسانی را که در قرآن به «عالِم مطلق» توصیف شدهاند، ائمّه معصوم علیهم السلام میدانند.
خداوند، ائمّه معصوم علیهم السلام را از میان بندگانش برگزیده است
سالم میگوید: از امام باقر علیه السلام ، دربارهٔ قول خدای ـ عزّ و جلّ ـ در آیه « «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتَـبَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَ مِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سَابِق بِالْخَیْرَ تِ بِإِذْنِ اللَّهِ» ؛ نگاه این کتاب را به کسانی که از میان بندگان خود انتخاب کردهایم، به ارث دادهایم. بعضی از ایشان به خود ستم میکنند و بعضی معتدل اند و بعضی به اذن خدا به سوی نیکیها میشتابند»، فرمود:
شتابنده به سوی نیکیها، امام است و معتدل، امام شناس است و ستم کننده به خود، دشمنان هستند.
ائمّه دوران، دو قسم اند
امام صادق علیه السلام فرمود:
ائمّه در کتاب خدای ـ عزّ و جلّ ـ دو دستهاند:
۱. خدای تبارک و تعالی میفرماید: « «وَ جَعَلْنَـهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا» ؛ و آنها را امامانی قرار دادیم که به امر ما، هدایت کنند». ایشان نه به امر مردم، بلکه امر خدا را بر مردم، مقدّم میدارند و حکم خدا را پیش از حکم مردم میدانند.
۲. باز خداوند ـ جلّ ثنائه ـ فرمود: « «وَ جَعَلْنَـهُمْ أَئِمَّهً یَدْعُونَ إِلَی النَّارِ» ؛ آنها را امامانی قرار دادیم که به سوی دوزخ بخوانند». ایشان، امر مردم را بر امر خدا، مقدّم میدارند و حکم مردم را پیش از حکم خدا میدانند و بر خلاف آنچه در کتاب خدای ـ عزّ و جلّ ـ است، طبق هوس خویش رفتار میکنند.
بر این اساس، معیار امامت حق را امامی میداند که به حکم خدا دعوت میکند و امام باطل را (یعنی امامی که مردم را به سوی دوزخ میراند) کسانی میداند که امر مردم را بر امر خدا، مقدّم میداند و بر طبق هوا و هوس، عمل میکند.
قرآن، به سوی امام، هدایت میکند
حسن بن محبوب میگوید: امام رضا علیه السلام ، دربارهٔ قول خدای ـ عزّ و جلّ ـ « «وَلِکُلٍّ جَعَلْنَا مَوَ لِیَ مِمَّا تَرَکَ الْوَ لِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَالَّذِینَ عَقَدَتْ أَیْمَـنُکُمْ» ؛ همه را در ترکه پدران و مادران و خویشان، بستگانی قرار دادهایم و کسانی را که با آنها دست بیعت یا پیمان دادهاید»، فرمود:
مقصود، ائمّه علیهم السلام هستند که خدای ـ عزّ و جلّ ـ، پیمان شما را با ایشان بسته است.
امام صادق علیه السلام دربارهٔ قول خدای تعالی در آیه « «إِنَّ هَـذَا الْقُرْءَانَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ» ؛ همانا، این قرآن، بدانچه استوارتر است، راهنمایی میکند»، فرمود:
به سوی امام، راهنمایی میکند.
عرض اعمال به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمّه معصوم علیهم السلام
ابوبصیر میگوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
در هر بامداد، کردار بندگان نیکوکار و فاسق، بر رسول خدا صلی الله علیه و آله عرضه میشود. پس بر حذر باشید (از کردار ناشایست) و همین است معنای قول خداوند: «اعْمَلُواْ فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ» ؛ در عمل بکوشید که خدا و رسولش، کردار شما را میبیند.
نظر به این که در آیه شریفه، بعد از کلمه «رسوله»، کلمه «والمؤمنون» است که به ائمّه علیهم السلام تفسیر شده است، امام صادق علیه السلام ، آن کلمه را از لحاظ تقیّه یا واضح بودن مطلب، نفرمود و سکوت کرد. یعقوب بن شعیب میگوید: از امام صادق علیه السلام دربارهٔ قول خداوند (آیه فوق الذکر)، پرسیدم، فرمود:
مؤمنان، ائمّه هستند.
امام باقر علیه السلام همین آیه را یاد نمود و فرمود:
به خدا، آن مؤمن، علی بن ابی طالب علیه السلام است.
امام رضا علیه السلام میفرمود:
همانا، کردار نیک و بد بندگان، بر رسول خدا صلی الله علیه و آله عرضه میشود.
روشی که بر پایداری آن ترغیب شده، ولایت علی علیه السلام است
حضرت ابی جعفر علیه السلام دربارهٔ این قول خداوند متعال که: « «وَ أَلَّوِ اسْتَقَـمُواْ عَلَی الطَّرِیقَهِ لَأَسْقَیْنَـهُم مَّآءً غَدَقًا » ؛ و اگر بر آن روش، استوار شوند، آبی فراوان به آنها مینوشانیم»، فرمود:
یعنی ایمانی را در دلشان جایگزین کنیم و مقصود از «طریقه»، ایمان به ولایت علی علیه السلام و جانشینان اوست. یعنی اگر بر ولایت علی بن ابی طالب علیهماالسلام، و اوصیا از فرزندان او، استوار شوند و اطاعت آنها را در امر و نهی شان بپذیرند، «آب فراوان به آنها نوشانیم».
محمّد بن مسلم میگوید: از امام صادق علیه السلام دربارهٔ قول خداوند ـ عزّ و جلّ ـ در آیه: « «الَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَـمُواْ» ؛ کسانی که گفتند: پروردگار ما، خداست و سپس استوار شدند»، فرمود:
یعنی بر امامان، یکی پس از دیگری، استوار بماندند.
ائمّه معصوم علیهم السلام کانون علم و درخت نبوّت و آمد و شد فرشتگان اند
امام زین العابدین علیه السلام فرمود:
مردم، چه خرده گیری ای بر ما دارند؟ به خدا که ما درخت نبوّت و خانه رحمت و کانون علم و آمد و شد فرشتگان و کانون دانش هستیم! در روایت دیگر آمده است: ابن سنان از امام صادق علیه السلام ، دربارهٔ این قول خداوند « «وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ» ؛ ما در کتاب زبور، پس از ذکر نوشتیم»، پرسید: زبور چیست و ذکر کدام است؟ فرمود:
ذکر، نزد خداست (لوح محفوظ) و زبور، آن است که بر داوود نازل شد و هر کتابی که نازل گشته است، نزد اهل علم است و ما اهل علم هستیم .
ثبت امامت در اعقاب
امام صادق علیه السلام فرمود:
بعد از امام حسن و امام حسین علیهم السلام ، امامت، هرگز به دو برادر نمیرسد و از دوران علی بن حسین علیهماالسلام، چنان که خدای تبارک و تعالی میفرماید، جاری گشت: « «وَأُوْلُواْ الأْرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَی بِبَعْضٍ فِی کِتَـبِ اللَّهِ» ؛ و خویشاوندان، بعضی از ایشان اند که سزاوارتر به بعضی دیگرند در کتاب خدا». پس از دوران علی بن حسین علیهماالسلام، امامت جز در میان فرزندان آنها نباشد.
یعنی امامت، پشت به پشت، از پدر به پسر، منتقل میشود.
علّامه مجلسی میگوید:
این آیه شریفه، در دو جای از قرآن ذکر شده است: آیه ۷۵ سوره انفال؛ آیه ۶ سوره احزاب. گویا در این جا، مقصود همان آیه سوره احزاب است: «النَّبِیُّ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَ أَزْوَ جُهُ أُمَّهَـتُهُمْ وَأُوْلُواْ الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَی بِبَعْضٍ فِی کِتَـبِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُهَـجِرِینَ» ؛ پیغمبر، به مؤمنان، از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران مؤمنان اند و مهاجران، سزاوارترند.
اشاره و نصّ بر نام امیر المؤمنین برای حضرت علی علیه السلام
زید بن جهم هلالی میگوید:شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود:
چون امر ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام نازل شده، پیغمبر صلی الله علیه و آله فرموده بود: به لقب «امیر المؤمنین»، به علی علیه السلام سلام کنید. ای زید! از جمله تأکیداتی که خدا در آن روز، بر آن دو نفر (ابوبکر و عمر) نمود، این بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود: برخیزید و به عنوان «امیر المؤمنین»، به علی علیه السلام سلام کنید. آن دو نفر گفتند: ای رسول خدا! این امر، از جانب خداست یا از جانب رسولش؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود: از جانب خدا و رسولش. پس خدای ـ عزّ و جلّ ـ این آیه را نازل فرمود: «وَ لَا تَنقُضُواْ الْأَیْمَـنَ بَعْدَ تَوْکِیدِهَا وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلاً إِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ » ؛ و سوگندها را پس از محکم کردنش که خدا را ضامن آن کردهاید، نشکنید؛ زیرا خدا میداند چه میکنید.
جمع بندی و نتیجه گیری
هر چند ممکن نبود که همه روایاتی را که به گونهای ناظر به تفسیر و تبیین آیات بود، آورده شود و نیز حجم این روایات، بسیارند، امّا در این گزارش، به گزینش برخی از روایاتی که در پایان نامه آمده بود، همراه با شرح و تحلیل بسنده کردیم. همین مقدار، نشان میدهد که حجم روایات تفسیری اهل بیت علیهم السلام در الکافی، چه بسیار است و کلینی در مقام محدّثی عالی مقام، در برابر انبوه روایات تفسیری و ذکر مصداقی، دست به گزینش زده است و این مجموعه، نیاز به تحلیل بیشتر و توضیح نکات و مقایسه مطالب آن با مسائل کلامی، اعتقادی و تاریخی دارد.
از سوی دیگر، همان گونه که برخی از محقّقان الکافی اشاره کردهاند، این روایات، نیازمند پالایش و جداکردن سره از ناسره است تا آن روایاتی که به لحاظ سندی و متنی، ضعیف هستند و موجب سوء استفاده دیگران قرار گرفته و عظمت روایات تفسیری را خدشه دار کردهاند، کنار گذاشته شوند.
نکات اصلاحی و پیشنهادی
۱. همان طور که در آغاز اشاره شد، این رساله، بیشتر گردآوری روایات تفسیری از زبان ائمّه است و در آن، تحلیل و توضیح آنها نیامده و جایگاه نقل روایتی در باب، تبیین نشده است.
۲. جا داشت در پایان هر فصل، از روایات همان فصل، جمع بندی ای ارائه میگردید، در حالی که در پایان رساله نیز هیچ جمع بندی و نتیجه گیری ای، ارائه نشده است.
۳. به لحاظ استفاده از منابع دیگر برای مقایسه، در مواردی که آیات به صورت تطبیق موضوعی در روایت آمده و چه بسا ایجاد شبهه میکند، توضیح و بیان ویژهای نیامده است.
۴. در نشانی روایات و آیات، اغلاط بسیاری آمده و جا داشت همه جا به شماره حدیث، اشاره میشد که نشده است.
۵. نثر و ادبیات و ترجمه برخی روایات و آیات، دچار مشکل است.
۶. در نقل آیات، افتادگی وجود دارد، مانند ص۲۴.
۷. دربارهٔ روایات تفسیری کتاب الکافی، کارهای گوناگونی انجام شده، بویژه در بخش پایان نامههای دانشگاهی؛ امّا کمتر توانستهاند نیاز علمی این بخش را تأمین کنند، از این رو، جا دارد، رسالهای عالمانه با شرحی که در بندهای یک، دو و سه، اشاره گردید، نگاشته شود.
فهرست منابع
۱. مسند أحمد، ابن حنبل، بیروت: دار صادر.
۲. الإتقان فی علوم القرآن، جلال الدین السیوطی، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، منشورات الشریف الرضی.
۳. نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۷۰ش.
۴. مبانی و روشهای تفسیری، محمّد کاظم شاکر، قم: مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۲ش.
۵. المیزان فی تفسیر القرآن، السیّد محمّد حسین الطباطبائی، بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ ق.
۶. الکافی، محمّد بن یعقوب الکلینی، تحقیق: علی اکبر الغفاری، بیروت: دار صعب و دار التعارف، ۱۴۰۱ق .
۷. صحیح مسلم، مسلم بن الحجّاج القشیری ، بیروت: دار احیاء التراث العربی.







