فرهنگ مصادیق:اطاعت امام (ع)
سلمان، وقتی برای منصب استانداری به «مداین » وارد شد، یک دوات، و یک عصا و یک شمشیر و یک عبا، بیشتر نداشت، به «کاخ سفید» هم نرفت، بلکه برای مراجعات و کارهای اداری، به دستور او «دکانی » را در بازار اجاره میکنند، و بعد هم برای زندگی خانه کوچک و سادهای را تشکیل میدهد، و آنگاه هم که «نهر دجله » طغیان میکند، و سیلاب شهر را فرا میگیرد، سلمان دوات و عصا و پوست گوسفندی را که فرش او بود، بر میدارد، و بالای کوه میرود، و میگوید: هکذاینجوا المخفون یوم القیامه[۱].
روز قیامت هم، سکباران اینگونه نجات پیدا میکنند.
باری، مقام زهد و پارسایی سلمان، و پرهیز از آلودگی به زخارف دنیا و منصب ومقام آن، برای همه روشن است و عملا ثابت گردیده، در عین حال، برای اینکه ادای تکلیف به عمل آید، سلمان مورد توجه امامت باشد، و از این ناحیه نیزموقعیت مدیریتی و انسانی وی، به عنوان یک «شیعه علی علیه السلام» بیشتر تقویت گردد، امام علی (علیه السلام) نامه موعظه گرانهای را از «مدینه » قبل از خلافت خویش، بدین شرح برای سلمان فارسی رحمه الله علیه، ارسال میدارد:
پس از حمد خداوند و صلوات بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ، وضع دنیا مانند «مار» است که ظاهر آن نرم است، و زهر آن کشنده است. بنابر این، از هر چه تو را می فریبداعراض و احتراز داشته باش، چون جز چیز اندکی از آن (کفن) با تو همراه نخواهدماند. غم و غصه دنیا را هم زیاد به دل راه مده، چون یقین داری که از آن جداخواهی شد. دنیا تحولات و دیگرگونیهایی دارد، که هر گاه به آن انس و الفت گرفتی، میبایست بیشتر از آن وحشت و ترس داشته باشی، زیرا صاحب مال دنیا هر چه بیشتر به آن اعتماد کند و خورسند گردد، دنیا بیشتر او را به سختی ودشواری میکشاند، و هر چه کسی بیشتر به مظاهر دنیا وابستگی و عادت گیرد، وحشت و گرفتاری او هم بیشتر میگردد، والسلام[۲].







