فرهنگ مصادیق:ذکر خدا
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | چهل حدیث بسم الله |
| ۲ | آثار یاد خدا در زندگی |
| ۳ | اثرات یاد خدا در زندگی انسان |
| ۴ | ذکر خدا - ویکی فقه |
| ۵ | یاد خدا - احادیث |
| ۶ | یاد خدا - دانش رشد |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | ادعای خدائی |
| ۲ | استهزاء خدا |
| ۳ | اعراض از یاد خدا |
| ۴ | انکار وجود خدا |
| ۵ | ایمن دانستن خود از مکر خدا |
| ۶ | بازداشتن از راه خدا |
| ۷ | بی اعتمادی به خدا |
| ۸ | تشبیه خدا به خلق |
| ۹ | تهمت به خدا، پیامبران و امامان |
| 10 | تولی دشمنان خدا |
| ۱۱ | دروغ بستن بر خدا |
| ۱۲ | سوء ظن به اولیاء خدا |
| ۱۳ | سوء ظن به خدا |
| ۱۴ | شرک در ذات خدا |
| ۱۵ | شرک در صفات خدا |
| ۱۶ | شرک در عبادت خدا |
| ۱۷ | شرک در مالکیت خدا |
| ۱۸ | شکایت از خدا |
| ۱۹ | عهد شکنی با خدا |
| ۲۰ | غفلت از آیات خدا |
| ۲۱ | غفلت از خدا |
| ۲۲ | کفر به خدا |
| ۲۳ | محاربه با خدا ، رسول خدا و امام |
| ۲۴ | منت گذاری بر خدا و رسول(ص) |
| ۲۵ | نا امیدی از یاری خدا |
| ۲۶ | یأس از رحمت خدا |
| ۲۷ | خیرخواهی نسبت به خدا |
| ۲8 | حمد خداوند |
| 29 | شکر خدا |
| 30 | عبادت خدا |
| 31 | معرفت آیات خدا |
| 32 | معرفت خدا |
| 33 | معرفت صفات خدا |
| 34 | معرفت نعمت های خدا |
| 35 | وفا به عهد با خدا |
| 36 | یاری رسول خدا (ص) |
| 37 | اطاعت از خدا |
| 38 | اقرار به گناه نزد خدا |
| 39 | امید به فضل خدا |
| 40 | ایمان به خدا |
| 41 | ایمان به یگانگی خدا |
| 42 | توکل بر خدا |
| 43 | حسن ظن به خدا |
| 44 | تسبیح خداوند |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
یاد خدا چگونه است و چه کنیم خدا را بهتر بشناسیم؟
مقدمه
یکی از مهمترین رفتارهای معنوی و ریاضتهای شرعی برای سالکان کوی دوست، ذکر و یاد خدا است. در قرآن کریم نیز به این حقیقت اشاره گردیده و دستور به یاد نمودن خدا و عدم فراموشی حضرت حق تعالی را داده و حتی در قسمتی از آیات نیز انسان را متوجه این امر کرده که اگر میخواهی من (خدا) شما را فراموش نکنم، پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم. امیر المؤمنین علیه السّلام نیز یکی از ویژگیهای متّقین را «ذکر» و به یاد خدا بودن نامیده است که متقین کسانی هستند که صبح میکنند در حالی که تمام همّت و تلاششان در یاد خدا و ذکر اوست.
تعریف ذکر و یاد خدا بودن
ذکر در لغت به معنی حفظ معنای یک شی یا حاضر کردن آن معنی میباشد و علاوه بر آن حفظ معنای یک چیزی یا به خاطر فراموشی است یعنی ما یک چیزی را به یاد میآوریم به خاطر این که فراموش کرده بودیم و با به یاد آوردن دوباره آن، از فراموشی آن مطلب رهایی جستهایم و یا به خاطر ادامه حفظ است. پس ذکر به هر دو معنی در مورد مومنین این است که مومنین پیوسته یاد خدا را هم در زبانشان تکرار میکنند و زبانشان به ذکر خداست و هم قلبشان. چنان که در آیه ۲۰۵ اعراف نیز به این مطلب اشاره شده که (وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خیفَهً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَکُنْ مِنَ الْغافِلین) «پروردگارت را در دل خود، از روی تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، یاد کن و از غافلان مباش!»
انواع ذکر و یاد خدا
از مطالب بالا چنین نتیجه گیری میشود که ما دو نوع ذکر داریم: یک ذکر لفظی و زبانی مانند گفتن الله اکبر، گفتن سبحان الله، لااله الا الله گفتن و...
دیگری ذکر قلبی، و آن به این معناست که آدمی با تمام وجودش به یاد خدا باشد چه در ظاهر و چه در باطن، و در همه اعمالی و رفتارش، رضای خدا را مدّ نظر داشته باشد و او را ناظر بر اعمال خویش ببیند و از انجام اعمالی که میداند مورد رضایت خداوند نیست، دوری کند. که این ذکر نوع بهتر از ذکر زبانی و لفظی است.
چنان که رسول خدا صلی الله علیه وآله در ضمن وصیتهای خویش به امیر المؤمنین علیه السّلام فرموده است: «و در هر حال به یاد خدا باش و یاد خدا ـ تنها ـ سبحان الله و الحمد لله و لااله الا الله و الله اکبر نیست، بلکه یاد خدا آن است که شخص، هنگام روبرو شدن با حرام، از خدا بترسد و آن را ترک گوید.» پس اهل ذکر کسانی هستند که خود را در محضر خداوند متعال حاضر می بینند و به غیر خدا توجهی ندارند. در حدیث معراج یکی از ویژگیهای مؤمنان را ذکر داشته و بیان میدارد که « لذت این دسته از اهل بهشت به عذاب و شراب بهشتی نیست بلکه به یاد خداوند و گفتگوی با اوست.»
مصادیق ذکر
قرآن کریم
خداوند متعال در آیه یک سوره اعراف، قرآن را ذکر معرفی نموده و بیان میدارد که (كِتَابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ فَلَا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ)؛[۱] «کتابی است که به سوی تو فرستاده شد تا این که تو از آن دلتنگ نبوده باشی و به واسطه آن مردم را بترسانی و (قرآن) ذکری است برای مومنین» و باز در سوره حجر آیه ششم نیز میفرماید: (وَقَالُوا يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ)؛[۲] «و گفتند ای کسی که برایش ذکر نازل شده» بر این اساس، کسانی که اهل ذکر واقعی هستند اهل قرآن نیز میباشند و در قرآن نگاه کرده به دستوراتش عمل میکنند. و شاید بر این مبناست که قرآن دستور میدهد که از اهل ذکر سوال کنید چرا که اینها قرآن را خوانده و از دستوراتش اطلاع دارند.
پیامبر اکرم
خداوند متعال علاوه بر قرآن، رسول خدا صلی الله علیه وآله را نیز به عنوان ذکر معرفی نموده از جمله در آیه ۵۴ سوره قلم:(وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ، وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ)[۳] «میگویند او ـ پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله ـ دیوانه است و او نیست جز ذکر دو عالم» پس ایشان نیز یکی از مصادیق ذکر است.
نماز
یکی دیگر از مصادیق کامل ذکر، نماز میباشد زیرا نماز علاوه بر ذکر زبانی بودنش، مصداق اطاعت از حضرت حق نیز میباشد. چنان چه پس از مبعوث شدن حضرت موسی به پیامبری در سوره طه آیه ۱۴ میفرماید: که نماز را برای یاد من به پا دار! (وَ أَقِمِ الصَّلاهَ لِذِکْری) چون بر اساس آیه۱۵۲ سوره بقره نتیجه یاد خدا را یاد شدن خودمان از طرف خداوند دانسته است. (فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ)[۴] در حدیثی قدسی نیز میخوانیم که من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند. در حدیثی از امام صادق داریم که خداوند میفرماید: «فرزند آدم مرا در نفس خود یاد کن تا تو را در نفس خود به یاد آورم، فرزند آدم مرا در خلوت یاد کن تا تو را در خلوت یاد کنم. مرا در جمع یاد کن تا تو را در جمعی که بهتر از جمع تو هست یاد کنم». و همچنین در اکثر آیات قرآن پس از ذکر خدا، نماز را به عنوان بهترین مصداق ذکر میشمارد در آیه ۳۷ سوره نور خوانیم که: (رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ)[۵]« مردانی که نه تجارت و نه معاملهای آنان را از یاد خدا و بر پا داشتن نماز و ادای زکات غافل نمیکند.»
نماز جمعه
در سوره جمعه آیه نهم، نماز جمعه نیز به عنوان یکی از مصادیق ذکر خدا معرفی شده است. (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ)[۶] «ای کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامی که برای نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوی ذکر خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید که این برای شما بهتر است اگر میدانستید!»
فواید ذکر
جلب توجه خدا
هچنان که گفتیم یکی از فایدههای یاد خدا بودن، این است که خداوند نیز به یاد ما خواهد بود که در یاد خدا بودن، همانا توجه خاص و ویژه خداوند به بنده میباشد در آیه ۱۵۲ سوره بقره نیز که بالاتر به آن اشاره کردیم آمده است: «مرا یاد کنید، شما را یاد کنم.»
زنده و نورانی شدن قلبها
امام سجاد علیه السلام میفرماید: « خدایا! با یاد تو قلبم زنده میشود.» و امیر المؤمنین علیه السّلام نیز میفرمایند: « کسی که خدای سبحان را یاد کند خداوند نیز قلبش را زنده میکند و عقل و خرد او را نور میبخشد.»
آرامش روانی
خدا کسی است که بالاتر از او کسی دیگر نیست، همه کارها را میتواند انجام دهد، انسان را از سختیهای غیر قابل تحمل نجات دهد، پس کسی که به چنین خدایی معتقد شد و پیوسته با یاد چنین خدایی زندگی کرد هیچ وقت در برابر مشکلات مالی، اجتماعی و روحی و روانی، خم به ابرو نیاورده و با توکل بر خدا، بر تمام مشکلات پیروز خواهد شد و با اعتماد به خدا، قلبش را نیز آرامش میدهد؛ در آیه ۲۸ سوره رعد نیز به این مطلب اشاره شده که: (الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)؛[۷] « آنان که ایمان آوردهاند و دلهایشان با یاد خدا آرام میگیرد بدانید که تنها با یاد خداست که دلها آرامش مییابد» و در آیه ۲۰۱ سوره اعراف نیز بیان گردیده که: (إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ)؛[۸] «پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسههای شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) میافتند و (در پرتو یاد او، راه حق را میبینند و) ناگهان بینا میگردند.»
پرتو یاد خدا گر دهد آرایش دل
بگذرد عمر تو در سایه آسایش دل
ثروت و مال نبخشد به دل آرام و قرار
که از آن زاد، پریشانی و آلایش دل
هست تنها به خداوند قسم یاد خدای
ما به راحت و آرامش و آسایش دل
محبت خدا
انسانی که پیوسته به یاد خداست، محبت الهی در قلبش جا میگیرد. چنان که در زندگی روزمره نیز چنین است که اگر انسان در تمامی ساعات، شخص خاصی را در خاطر داشته باشد، کم کم محبت او در قلبش حاکم میشود. در روایت نیز آمده است: «هر کس خدا را زیاد یاد کند، محبت خدا در قلبش حاکم میشود.»
جمع بندی و نتیجه
پس با توجه مطالب گفته شده ذکر خدا تنها ذکر زبانی نیست بلکه یک مرتبه بالاتر از آن، ذکر قلبی را نیز شامل میشود. و آشکار گردید که کسی که ذکر خدا را میگوید باید به دستورات قرآن، پیامبر اکرم نیز توجه کامل را نماید و فقط با الله اکبر گفتن، خودش را دلخوش ننماید، بلکه ذکر لفظی مقدمهای به ذکر عملی انسان باید باشد و این که مصداق ذکر، قرآن و پیامبر و نماز میباشد و ذاکر و ذکر گوینده باید اهل قرآن، عمل کننده به سیره پیامبر اکرم و نماز خوان نیز باشد و آخر این که نتیجه ذکر به خودمان بر میگردد و آن این که ما به توسط داروی ذکر، از بیماری قرن اخیر، که استرس و اضطراب میباشد رهایی خواهیم یافت.
پس در مواقعی که انسان مشغول عبادتهای رسمی شبانه روزی است باید دقت کند با توجه و حضور قلب انجام شود و در زمانهای دیگر هم همین که خدا را در زندگی خود حاضر و ناظر بداند و رعایت حدود اسلامی را در کار، معامله، تدریس، نگاه، رفت و آمد و... رعایت کند و مراقبت کند که هر روز این حضور بیشتر شود کم کم یاد خدا در همه اوقات برای او حاصل میشود.
توجه به این موارد و نظایر آن به ما این معرفت و بینش را میدهد که «یاد خداوند» لزوما ذکر لفظی نیست تا منافاتی با کارهای روزمره از قبیل تحصیل داشته باشد بلکه عمده ذکر قلبی مورد نظر است. به علاوه اگر کارهای روزمره از قبیل درس خواندن با انگیزه الهی باشد، ذکر الله و یاد خداوند قلمداد میشود.
برنامه عبادی زیر را عمل کنید که برای یاد خدا بسیار مؤثر است
۱ـ مراقبه و محاسبه: در آغاز هر کاری کمی مکث کنید اگر واجب است حتما انجام دهید اگر حرام است حتما ترک کنید و اگر نه حرام است نه واجب در انجام و ترک آن مختارید. این سه چیز را قبل از انجام هر کاری مشخص کنید سپس انجام دهید. اصل این توجه و مراقبه چندین فایده دارد:
اولاً: انسان به حرام نمیافتد و نیز واجبی از او ترک نمیشود. ثانیاً: انسان را از غفلت شبانهروزی میگیرد. ثالثا: ترک حرام و فعل واجب به قصد قربت خود عبادت به حساب میآید میتوان فعل تمام واجبات و ترک تمام محرمات را به قصد قربت انجام داد. حتی افعالی که نه واجب هستند نه حرام میتوان با قصد قربت آنها را عبادی کرد مثلاً: خوابیدن با این قصد باشد که تجدید نیرو شود تا انسان عبادت خدا کند و... شب به محاسبه بنشیند که آیا مراقبه طول روز را خوب انجام داده یا نه. اگر خوب انجام داده و نه تنها در اول هر کاری مراقبهاش را انجام داده بلکه آن کار را طبق مراقبه انجام داده مثلاً اگر در اول فهمید فلان کار حرام است در عمل هم آن را ترک کرده یا اگر در اول فهمید واجب است در عمل آن را انجام داده اینجا شکر خدای را هر چند زبانی به جا آورد و اگر خوب انجام نداده علتیابی کند تا به مرور نقصها و علت عدم موفقیت را کشف کند تا بعد از سالها به جایی برسد که حتی یک گناه از او صادر نشود و خلاصه این که مدار مراقبه و محاسبه شما انجام واجبات و ترک محرمات میباشد.
امیر المؤمنین علیه السّلام میفرمایند: « إِنَّ هَذِهِ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ فَمَنْ أَهْمَلَهَا جَمَحَتْ بِهِ إِلَى الْمَآثِم؛ همانا این نفس پیوسته به بدی و زشتی امر میکند پس هر کسی آن را مهمل به حال خود واگذارد (ولی او انسان را رها نمیکند و) او انسان را به سمت گناهان میکشاند»، [۹].
بنابراین مراقبه و محاسبه را باید جدی گرفت که از اساسیترین دستورات اخلاقی و سازنده میباشد.
۱ ـ نماز اول وقت: اگر کار اهمی با نماز اول وقت در تعارض نباشد نماز اول وقت را ترک نکنید. روایات و نیز بزرگان نماز اول وقت را اکیدا سفارش کردهاند. امام صادق (ع) میفرمایند: «لِكُلِّ صَلَاةٍ وَقْتَانِ أَوَّلٌ وَ آخِرٌ- فَأَوَّلُ الْوَقْتِ أَفْضَلُهُ- وَ لَيْسَ لِأَحَدٍ أَنْ يَتَّخِذَ آخِرَ الْوَقْتَيْنِ وَقْتاً إِلَّا مِنْ عِلَّةٍ- وَ إِنَّمَا جُعِلَ آخِرُ الْوَقْتِ لِلْمَرِيضِ وَ الْمُعْتَلِّ وَ لِمَنْ لَهُ عُذْرٌ- وَ أَوَّلُ الْوَقْتِ رِضْوَانُ اللَّهِ وَ آخِرُ الْوَقْتِ عَفْوُ اللَّهِ ؛ برای هر نمازی دو وقت است: اول وقت و آخر وقت پس اول وقت برتر و با فضیلتتر است و برای کسی نشاید که آخر وقت را وقت (نماز) اتخاذ کند مگر از روی علتی و آخر وقت فقط برای شخص بیمار و ناتوان و کسی که دارای عذری است میباشد و اول وقت خشنودی خدا را در بردارد ولی آخر وقت عفو خدا را»، ([۱۰].
۲ ـ مستحبات نشاطآور: از میان مستحبات از نمازهای نافله گرفته تا دعای کمیل و ندبه و... فقط و فقط آنهایی را انجام دهید که برای شما نشاطآور است و از تحمیل نفس بر مستحبات پرهیز کنید فقط به اقبال قلب بنگرید هر عمل مستحبی که قلب بدان اقبال داشت و بر اینان نشاطبخش و حالآور بود به همان اکتفا کنید، حتی نسبت به نماز شب که سفارش زیادی شده است اگر نشاط نداشتید یا اصلاً نخوانید یا خیلی خیلی خلاصه در ظرف ده دقیقه تمام یازده رکعت را با حذف مستحبات بخوانید.
۳ ـ توسل به ائمه معصومین علیهم السّلام گاه گاهی مخصوصا به اقتضای حال و اقبال قلب به ائمه معصومین (ع) توسل جویید و توفیق و حاجات خود را از آن معادن کرم بخواهید.
۴ ـ دائمالوضوء: سعی کنید همیشه وضودار باشید و اگر برای شب قبل از خواب وضو بگیرید کافی است و چنانچه نیمه شب برای کاری برخاستید و خواستید دوباره بخوابید وضو لازم نیست.
۵ ـ زیارت اهل قبور: هفتهای یک بار به زیارت اهل قبور مؤمنین و شهدای عزیز بروید و اگر وقت خلوتی را انتخاب کنید تا تأمل بیشتری کنید و گذرا بودن دنیا بیشتر در دلتان جا افتد خیلی بهتر است هدف این است که دل تکان بخورد و رغبت خود را به دنیا کم کند و به فکر آخرت و عالم قبر و قیامت بیفتد.
۶ ـ آنچه موجب میشود که انسان از اندیشیدن در کمالات والای انسانی غافل گردد، دلبستگی به دنیا و لذتهای دنیوی است. تا زمانی که این دلبستگیها وجود دارد از این امور بی خبریم. در حدیث معراج، خداوند به پیامبرش میفرماید: يَا أَحْمَدُ لَوْ صَلَّى الْعَبْدُ صَلَاةَ أَهْلِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ يَصُومُ صِيَامَ أَهْلِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ يَطْوِي عَنِ الطَّعَامِ مِثْلَ الْمَلَائِكَةِ وَ لَبِسَ لِبَاسَ الْعَابِدِينَ ثُمَّ أَرَى فِي قَلْبِهِ مِنْ حُبِّ الدُّنْيَا ذَرَّةً أَوْ سُمْعَتِهَا أَوْ رِئَاسَتِهَا أَوْ صِيتِهَا أَوْ زِينَتِهَا لَا يُجَاوِرُنِي فِي دَارِي وَ لَأَنْزِعَنَّ مِنْ قَلْبِهِ مَحَبَّتِي وَ لَأُظْلِمَنَّ قَلْبَهُ حَتَّى يَنْسَانِي وَ لَا أُذِيقُهُ حَلَاوَةَ مَحَبَّتِي؛) [۱۱] «ای احمد، اگر بنده همانند اهل آسمان و زمین عبادت کند و مانند اهل آسمان و زمین روزه بگیرد، و چون ملائکه از غذا دست بشوید و لباس عبادت کنندگان بر تن کند ولی در قلبش ذرهای علاقه به دنیا، شهرت، ریاست، آوازه یا زیور دنیا باشد به جوار من راه نمییابد و از قلبش محبت نسبت به خود را بر میکنم تا آنجا که مرا فراموش کند و شیرینی محبت به خودم را به او نمیچشانم».
توجه به شرایط تاثیر گذاری ذکر
تأثیرگذاری ذکر خدا بر دل امری قطعی و حتمی است؛ ولی میزان تأثیر هر علتی به قوت و ضعف آن بستگی دارد.
تأثیر علت قوی نیرومند است و تأثیر علت ضعیف ضعیف. با توجه به مراتب متعدد ذکر، میزان تأثیر آن بر افراد نیز بسیار متفاوت است. چه بسا میزان تأثیر مراتب پایین ذکر بسیار نامحسوس باشد.
میزان تأثیرپذیری دلها متفاوت است. هراندازه قلب انسان پاکتر و از اوصاف زشت و کنشهای نکوهیده پیراستهتر باشد، از تابش انوار الاهی بیشتر بهره میبرد و اطمینان و سکینه افزونتری دریافت میکند.
بنابراین، برای اطمینانپذیری بیشتر باید به راهکارهای زیر پایبند بود:
الف) بسنده نکردن به ذکر زبانی، سرایت دادن آن به قلب و از ژرفای ضمیر و سرائر وجود ذکر خدا گفتن.
ب) خالص ساختن ذکر برای خدا و تصفیه آن از شوائب نفسانی مانند ریا و سمعه
ج) پیراستن نفس از عیوب و رذائل و صفا بخشیدن به آن از طریق اجرای صحیح وظایف دینی و ترک گناهان.
چند توصیه اخلاقی
با توجه به ضرورت رعایت مطالب فوق در تاثیر گذاری ذکر و یاد خدا رعایت موارد ذیل نیز در پیشرفت ابعاد اخلاق مؤثر خواهد بود:
۱. با دوستان پاک و با تقوا رفاقت کنید.
۲. از دوستانی که حریم حدود الاهی را میشکنند به شدت بپرهیزید.
۳. در مجالس دعا و محافل موعظه و نماز جماعت شرکت کنید.
۴. از پرخوری و نیز غذاهای چرب و پرانرژی و تحریک کننده پرهیز کنید.
۵ . از مشاهده صحنههای مهیج و تحریک کننده دوری گزینید و حتی بدان نیندیشید.
۶. ورزش را در برنامه منظم و روزانه خود قرار دهید.
۷. سعی کنید هیچ گاه تنها نشوید.
۸ . برنامه منظم مطالعاتی برای خود قرار دهید و بکوشید فرصتهای خود را با تفکر و مطالعه مناسب پر کنید.
۹. هفتهای یک یا دو روز روزه بگیرید.
برای عدم وابستگی به دنیا رعایت امور زیر ضرورت دارد:
۱. پرهیز از آرزوهای دور و دراز و سراب گونه.
۲. پرهیز از شرکت در مجالس پر زرق و برق
۳. ساده زیستی در زندگی خویش.
۴. قرار دادن برنامههای عبادی در زندگی.
۵. شرکت در مجالس موعظه و منابر.
۶. معاشرت با خانوادههای با معنویت و غیر مجذوب به دنیا
۷. شرکت در تشیع جنازهها و زیارت اهل قبور و تفکر دربارهٔ آنها به طوری که موجب عبرت گردد.
فهرست منابع
محمد تقی مصباح یزدی، راهیان کوی دوست، شرح حدیث معراج موسسه آموزش و پژوهشی امام خمینی - چاپ چهارم 1379
قادر فاضلی، اوصاف متقین، ترجمه و شرح و تفسیر خطبه همام، نشر فضیلت علم زمستان 1377
پژوهشکده تحقیقات اسلامی، علوم و معارف قرآن
پا نویس
- ↑ سوره اعراف / آیه 2
- ↑ سوره حجر/ آیه6
- ↑ سوره قلم/ آیات 51 - 52
- ↑ سوره بقره / آیه 152
- ↑ سوره نور/ آیه 37
- ↑ سوره جمعه / آیه 9
- ↑ سوره رعد / آیه 28
- ↑ سوره اعراف / آیه 201
- ↑ الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سر الاسراء، استاد علی سعادتپرور، ج 1، ص 305، روایت20.
- ↑ میزان الحکمه، ج 5، ص 401، روایت 10390.
- ↑ طبرسی، مستدرک الوسائل، ج12، باب61، ص36.







