فرهنگ مصادیق:اثرات یاد خدا در زندگی انسان

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
اثرات یاد خدا در زندگی انسان

کلید واژه ها: ایمان - عمل صالح – خدا - فلسفه احکام - احکام عبادی - یاد خدا - عبادت

یاد خدا به عنوان روح و هدف عبادت

ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی (ع) دربارهٔ یاد حق که روح عبادت است چنین می‌فرماید: «ان الله سبحانه تعالی جعل الذکر جلاء للقلوب، تسمع به بعد الوقره و تبصر به بعد العشوه و تنقاد به بعد المعانده و ما برح لله عزت آلاوه فی البرهه بعد البرهه و فی ازمان الفترات عباد ناجاهم فی فکرهم وکلمهم فی ذات عقولهم»[۱]، خداوند یاد خود را صیقل دلها قرار داده است، دلها بدین وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینائی، بینا و از پس سرکشی و عناد، رام می‌گردند، همواره چنین بوده و هست که خداوند متعال در هر برهه ئی از زمان و در زمانهائی که پیامبری در میان مردم نبوده است بندگانی داشته و دارد که در سر ضمیر آنها با آنها راز می‌گوید و از راه عقلهایشان با آنان تکلم می‌کند. در این کلمات خاصیت عجیب و تاثیر شگرف یاد حق در دلها بیان شده است تا جائی که دل قابل الهام گیری و مکالمه با خدا می‌گردد. در همین خطبه حالات و مقامات و کرامتهائی که برای اهل معنی در پرتو عبادت رخ می‌دهد توضیح داده شده است، از آن جمله می‌فرماید: «تنزلت علی قد حفت بهم الملائکه و هم السکینه و فتحت لهم ابواب السماء و اعدت لهم مقاعد الکرامات فی مقعد اطلع الله علیهم فیه فرضی سعیهم و حمد مقامهم یتنسمون بدعائه روح التجاوز»، «فرشتگان آنان را در میان گرفته‌اند، آرامش برایشان فرود آمده است، درهای ملکوت بر روی آنان گشوده شده است، جایگاه الطاف بی پایان الهی برایشان آماده گشته است، خداوند متعال مقام و درجه آنان را که بوسیله بندگی به دست آورده‌اند دیده و عملشان را پسندیده و مقامشان را ستوده است، آنگاه که خداوند را می‌خوانند بوی مغفرت و گذشت الهی را استشمام و پس رفتن پرده‌های تاریک گناه را احساس می‌کنند». یاد خدا مایه حیات قلب است، مایه روشنائی دل است، مایه آرامش روح است، موجب صفا و رقت و خشوع و بهجت ضمیر آدمی است، باعث بیداری و آگاهی و هوشیاری انسان است.

یاد خدا باعث خودیابی

در عبادت و یاد خداست که انسان، خود را پیدا می‌کند، خود را واقعا باز می‌یابد. بنابراین یکی از شرایط باز یافتن خود، شناختن و باز یافتن علت و خالق و موجد خود است. یعنی محال است که انسان بتواند خود را جدا از علت و آفریننده خود به درستی درک کند و بشناسد. علت واقعی هر موجود مقدم بر وجود او است از خودش به خودش نزدیکتر است. «وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ»[۲]؛ «و ما از رشته رگ‌ها به او نزدیک تریم». «وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ»[۳]؛ «و بدانید که خدا میان انسان و دل او حایل می‌گردد». نکته بسیار جالبی که از تعبیرات قرآن کریم استفاده می‌شود این است که انسان آنگاه خود را دارد و از دست نداده که خدا را داشته باشد. آنگاه خود را به یاد دارد و فراموش نکرده که از خدا غافل نباشد و خدا را فراموش نکند. خدا را فراموش کردن ملازم است با خود فراموشی. «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ»، «و مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند پس خدا هم خودشان را از یادشان برد»، [۴]. از اینجا معلوم می‌شود که چرا یاد خدا مایه حیات قلب است، مایه روشنائی دل است، مایه آرامش روح است، موجب صفا و رقت و خشوع و بهجت ضمیر آدمی است، باعث بیداری و آگاهی و هوشیاری انسان است.

یاد خدا سبب قوت قلب

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[۵]؛ «ای اهل ایمان! آنگاه که با دشمن در میدان جنگ روبرو می‌شوید، پابرجا و محکم بمانید». «و اذکروا الله کثیرا»، «در همان حال خدا را زیاد یاد کنید»، اول دستور ثبات است سپس می‌فرماید: یاد خدا را فراموش نکنید. یاد خدا سبب قوت قلب انسان است. مخصوصا وقتی که انسان در شرایط سختی قرار می‌گیرد، یاد کردن خدا که انسان از قدرت الهی استمداد کند، روحیه انسان را قوی می‌کند. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ»[۶]، «نماز ذکر خداست». قرآن می‌گوید از نماز مدد و نیرو بگیرید. اسلام که نمی‌گوید یا برو پاسبانی کن یا ذکر خدا بگو، یا برو خلبان باش یا ذکر خدا بگو، یا برو کشتیبان باش یا ذکر خدا بگو. اسلام می‌گوید هر کاری که می‌کنی ذکر خدا بگو، آن وقت کارت را بهتر انجام می‌دهی و روحیه ات قویتر می‌شود. چرا اینطور می‌گویی که آیا یک پاسبان خانه‌ها را پاسبانی دهد بهتر است یا بنشیند در خلوت و تسبیح هزار دانه دستش بگیرد و ذکر خدا بگوید؟ مثل اینکه قرآن گفته ذکر خدا فقط به این است که انسان در چله بنشیند، درها را به روی خود ببندد، تسبیح هزار دانه هم دستش باشد و ذکر بگوید. قرآن به مجاهدین می‌گوید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[۷]؛ «ای اهل ایمان! آنگاه که با دشمن روبرو می‌شوید و مرگ دندانهای خود را به شما نشان می‌دهد، پابرجا باشید و یاد خدا بکنید». نگفت: پابرجا باشید، اینجا دیگر جای یاد خدا نیست، نگفت: بروید در خانه‌ها بنشینید و یاد خدا بکنید، گفت: پابرجا باشید و یاد خدا بکنید. در میدان جنگ اگر یاد خدا بکنید بیشتر پابرجا می‌شوید، و در این صورت است که فلاح و رستگاری نصیب شما می‌شود.

یاد خدا باعث بینائی و روشنایی

خداوند در سوره اعراف می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ»،[۸] «وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لَا يُقْصِرُونَ»[۹]؛ «پرهیزکاران هنگامی که گرفتار وسوسه‌های شیطان شوند به یاد خدا و پاداش و کیفر او می‌افتند و در پرتو یاد او راه حق را می‌بینند و بینا می‌گردند، ولی ناپرهیزکاران برادرانشان یعنی شیاطین آنان را پیوسته در گمراهی پیش می‌برند و باز نمی‌ایستند». در روایات کرار به اثر عمیق ذکر خدا در کنار زدن وسوسه‌های شیطان اشاره شده است. حتی افراد بسیار با ایمان و دانشمند و با شخصیت همیشه احساس خطر در مقابل وسوسه‌های شیطانی می‌کردند، و از طریق مراقبت که در علم اخلاق بحث مشروحی دارد با آن می‌جنگیدند. اصولا وسوسه‌های نفس و شیطان همانند میکربهای بیماری زا است، که در همه وجود دارند، ولی به دنبال بنیه‌های ضعیف و جسمهای ناتوان می‌گردند، تا در آنجا نفوذ کنند اما آنها که جسمی سالم و نیرومند و قوی دارند، این میکربها را از خود دفع می‌کنند. جمله «اذا هم مبصرون» به هنگام یاد خدا چشمشان بینا می‌شود و حق را می‌بینند اشاره به این حقیقت است که وسوسه‌های شیطانی پرده بر دید باطنی انسان می‌افکند، آنچنان که راه را از چاه و دوست را از دشمن و نیک را از بد نمی‌شناسد، ولی یاد خدا به انسان بینائی و روشنائی می‌بخشد، و قدرت شناخت واقعیتها به او می‌دهد، شناختی که نتیجه اش نجات از چنگال وسوسه‌ها است. پرهیزکاران در پرتو ذکر خدا از چنگال وسوسه‌های شیطانی رهائی می‌یابند، و این در حالی است که گناهکاران آلوده، که برادران شیطانند در دام او گرفتارند، قرآن در آیه بعد در این باره چنین می‌گوید: برادرانشان یعنی شیاطین پیوسته آنها را در گمراهی پیش می‌برند، و از گمراه ساختن آنها باز نمی‌ایستند، بلکه بیرحمانه حملات خود را به طور مداوم بر آنها ادامه می‌دهند «وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لَا يُقْصِرُونَ»[۱۰]؛ «اخوان کنایه از شیاطین است و ضمیر هم به مشرکان و گنهکاران باز می‌گردد»، چنانکه در می‌خوانیم «إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ»[۱۱]؛ «تبذیر کنندگان برادران شیطانند». یمدونهم از ماده امداد به معنی کمک دادن و ادامه دادن و افزودن است یعنی پیوسته آنها را به این راه می‌کشانند و پیش می‌روند. جمله لا یقصرون به معنی این است که شیاطین در گمراه ساختن آنها از هیچ چیز کوتاهی نمی‌کنند. سپس حال جمعی از مشرکان و گنهکاران دور از منطق را شرح می‌دهد و می‌گوید هنگامی که آیات قرآن را برای آنها بخوانی آن را تکذیب می‌کنند و هنگامی که آیه‌ای برای آنها نیاوری و در نزول وحی تاخیری افتد می‌گویند پس این آیات چه شد؟ چرا از پیش خود آنها را تنظیم نمی‌کنی؟ مگر همه اینها وحی آسمانی است؟ «وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَيْتَهَا»[۱۲]؛ «اما به آنها بگو من تنها از آنچه به سویم وحی می‌شود پیروی می‌کنم، و جز آنچه خدا نازل می‌کند، چیزی نمی‌گویم». این قرآن و آیات نورانیش وسیله بیداری و بینائی از طرف پروردگار است، که به هر انسان آماده‌ای دید و روشنائی و نور می‌دهد. «وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ»[۱۳]؛ «و مایه هدایت و رحمت برای افراد با ایمان و آنها که در برابر حق تسلیم اند می‌باشد»

یاد خدا مایه آرامش دلها

خداوند در سوره انفال آیات ۲ تا ۴ می‌فرماید: «مؤمنان تنها کسانی هستند که هر گاه نام خدا برده شود، دلهایشان ترسان می‌گردد و هنگامی که آیات او بر آنها خوانده می‌شود، ایمانشان افزونتر می‌گردد و تنها بر پروردگارشان توکل دارند. آنها که نماز را بر پا می‌دارند و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند. آری مؤمنان حقیقی آنها هستند، برای آنان درجاتی مهم نزد پروردگارشان است و برای آنها آمرزش و روزی بی نقص و عیب است». یاد خدا در زندگی مؤمن جایگاه ویژه‌ای دارد و در پرتو آن می‌تواند به آرامش حقیقی دست یابد و آرامش در پرتو یاد خدا آنگاه نصیب مؤمن می‌شود که زمینه قلبی و باطنی آن را فراهم کند یعنی آنچنان دلش را از ناپاکی‌ها و زشتی‌ها و کدورت‌های معنوی پاک کند که بتواند حضور خدا را در دل خود احساس کند. نشانه این پاکی احساس ترس به هنگام شنیدن یاد خداست. اگر انسان به آن مطلوب حقیقی برسد به سعادت حقیقی که سعادت حقیقی اش قهرا آرامش به همان معنای فوق همه چیز است به آرامش حقیقی می‌رسد. این است که قرآن می‌فرماید: «الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ»، «هدایت یافتگان کسانی هستند که ایمان آوردند و قلبهایشان به ذکر خدا اطمینان پیدا می‌کند» و بعد می‌فرماید: «الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ»؛ [۱۴]؛ «تنها با یاد خدا قلبها اطمینان و آرامش پیدا می‌کند». یعنی تنها با یاد خدا دلها آرام می‌گیرد، یعنی رسیدن به هیچ مطلوبی به انسان آرامش حقیقی نمی‌دهد، یک آرامش موقت می‌دهد تا وقتی که خیال می‌کند به مطلوب حقیقی رسیده است، ولی یک مدتی که فطرتش او را از نزدیک به وی کرد و او را شناخت و درست درک کرد یک نوع عدم سنخیت میان خود و او درک می‌کند و حالت بیزاری در او پیدا می‌شود. تنها حقیقتی که اگر به او برسد دیگر محال است نسبت به او بیزاری پیدا کند خداوند متعال است، و این، زمانی است که قلب انسان به حقیقت، به او، به توحید رسیده باشد. اینکه صاحبان ایمان، از بهترین آرامش و آسایش روانی برخوردارند از آن جهت است که جهان را حکیم و علیم و هدفدار می‌دانند نه بی هدف. خداوند به عنوان یک قاعده کلی و اصل جاویدان و فراگیر می‌فرماید آگاه باشید با یاد خدا دلها آرامش می‌گیرد. و در آخرین آیه با ذکر سرنوشت و پایان کار افراد با ایمان مضمون آیات قبل را چنین تکمیل می‌کند: «الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ» [۱۵]؛ «آنهائی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند بهترین زندگی برای آنهاست و سرانجام کارشان بهترین سرانجامها خواهد بود». بسیاری از مفسران بزرگ کلمه طوبی را مؤنث اطیب دانسته‌اند که مفهومش بهتر و پاکیزه تر یا بهترین و پاکیزه‌ترین است، و با توجه به اینکه متعلق آن محذوف است مفهوم این کلمه از هر نظر وسیع و نامحدود خواهد بود، نتیجه اینکه با ذکر جمله «طوبی لهم» همه نیکیها و پاکیها برای آنان پیش بینی شده است، از همه چیز بهترینش: بهترین زندگی، بهترین نعمتها، بهترین آرامش، بهترین دوستان و بهترین الطاف خاص پروردگار، همه اینها در گرو ایمان و عمل صالح است، و پاداشی است برای آنها که از نظر عقیده، محکم و از نظر عمل، پاک و فعال و درستکار و خدمتگذارند.

یاد خدا بهترین پشتوانه صبر و استقامت

خداوند در سوره حجرات می‌فرماید: «فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ، وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ»[۱۶]؛ «در برابر آنچه آنها می‌گویند شکیبا باش، و تسبیح و حمد پروردگارت را قبل از طلوع آفتاب و پیش از غروب بجا آور و در بخشی از شب او را تسبیح کن، و بعد از سجده‌ها». از آنجا که صبر و استقامت نیاز به پشتوانه‌ای دارد، و بهترین پشتوانه یاد خدا و ارتباط با مبدأ علم و قدرت جهان آفرین است در دنبال این دستور می‌افزاید: و تسبیح و حمد پروردگارت را قبل از طلوع آفتاب و پیش از غروب آن بجا آور. همچنین در قسمتی از شب او را تسبیح کن و بعد از سجده‌ها (و من اللیل فسبحه و ادبار السجود). این یاد مداوم و تسبیح مستمر همچون قطره‌های حیاتبخش باران بر سرزمین قلب و جان تو می‌ریزد و آن را سیراب می‌کند، دائما به تو نشاط و حیات می‌بخشد و به استقامت در مقابل مخالفان لجوج دعوت می‌کند.

فهرست منابع

مرتضی مطهری- سیری در نهج البلاغه- صفحه ۸۸-۸۶ و صفحه 303-302
مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن ۳ صفحه ۹۱٬۹۲،93
فطرت- صفحه 117-116
مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- ج: ۷ صفحه ۶۸-۶۷، ج ۱۰ ، صفحه ۲۰۷ - ج ۲۲ ، صفحه 290

پانویس

  1. خطبه 222.
  2. ق/ آیه 16.
  3. انفال/ آیه24.
  4. حشر/ آیه 19.
  5. انفال/ آیه 45.
  6. بقره/ آیه 153.
  7. انفال/ آیه 45.
  8. اعراف، ۲۰۱
  9. اعراف/آیه 202.
  10. اعراف/ آیه 202.
  11. اسراء/آیه 27.
  12. اعراف/آیه 203.
  13. اعراف/آیه 203.
  14. رعد/آیه 28.
  15. رعد/آیه 29.
  16. ق/آیات 39 - 40.
منبع: دایره المعارف طهور - تاریخ برداشت: 94/12/05
بازگشت به ذکر خدا