فرهنگ مصادیق:ادعای خدائی
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | حکم ادعای الوهیت (قرآن) |
| ۲ | فرضیه ربوبیت مسیح در عقاید مسیحیان و نقد آن |
| ۳ | معنای غلودردیدگاه عالمان شیعه |
| ۴ | نبرد تاریخی خدا و کدخدا به مثابه نبردحق و باطل |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | ادعای نیابت خاص |
| ۲ | استهزاء خدا |
| ۳ | اعراض از یاد خدا |
| ۴ | انکار وجود خدا |
| ۵ | ایمن دانستن خود از مکر خدا |
| ۶ | بازداشتن از راه خدا |
| ۷ | بی اعتمادی به خدا |
| ۸ | تشبیه خدا به خلق |
| ۹ | تهمت به خدا، پیامبران و امامان |
| 10 | تولی دشمنان خدا |
| ۱۱ | دروغ بستن بر خدا |
| ۱۲ | سوء ظن به اولیاء خدا |
| ۱۳ | سوء ظن به خدا |
| ۱۴ | شرک در ذات خدا |
| ۱۵ | شرک در صفات خدا |
| ۱۶ | شرک در عبادت خدا |
| ۱۷ | شرک در مالکیت خدا |
| ۱۸ | شکایت از خدا |
| ۱۹ | عهد شکنی با خدا |
| ۲۰ | غفلت از آیات خدا |
| ۲۱ | غفلت از خدا |
| ۲۲ | کفر به خدا |
| ۲۳ | محاربه با خدا ، رسول خدا و امام |
| ۲۴ | منت گذاری بر خدا و رسول(ص) |
| ۲۵ | نا امیدی از یاری خدا |
| ۲۶ | یأس از رحمت خدا |
| ۲۷ | خیرخواهی نسبت به خدا |
| ۲8 | ذکر خدا |
| 29 | شکر خدا |
| 30 | عبادت خدا |
| 31 | معرفت آیات خدا |
| 32 | معرفت خدا |
| 33 | معرفت صفات خدا |
| 34 | معرفت نعمت های خدا |
| 35 | وفا به عهد با خدا |
| 36 | یاری رسول خدا (ص) |
| 37 | اطاعت از خدا |
| 38 | اقرار به گناه نزد خدا |
| 39 | امید به فضل خدا |
| 40 | ایمان به خدا |
| 41 | ایمان به یگانگی خدا |
| 42 | توکل بر خدا |
| 43 | حسن ظن به خدا |
| 44 | تسبیح خداوند |
| 45 | حمد خداوند |
| 46 | ادعای امامت |
| 47 | ادعای نبوت |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
ادعای ربوبیت
حرمت ادعای ربوبیت
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ...وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ.[۱]" آیا ندیدی (و آگاهی نداری از) کسی (نمرود) که با ابراهیم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو کرد؟ زیرا خداوند به او حکومت داده بود (و بر اثر کمی ظرفیت، از باده غرور سرمست شده بود) هنگامی که ابراهیم گفت: «خدای من آن کسی است که زنده میکند و میمیراند.» ...و خداوند، قوم ستمگر را هدایت نمیکند ".
ادعای ربوبیت نمرود
محاجه و بگومگویی که بین نمرود و ابراهیم ع واقع شده این بوده که ابراهیم علیه السلام فرموده بوده: که رب من تنها الله است و لا غیر.
و نمرود در پاسخ گفته بود که: خیر، من نیز معبود تو هستم، معبود تو و همه مردم، و به همین جهت موقعی که ابراهیم علیه السلام علیه ادعای او چنین استدلال کرد که: " رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ "، " پروردگار من کسی است که زنده میکند و میمیراند"، او در جواب ابراهیم علیه السلام گفت: " من زنده میکنم و میمیرانم"، و خلاصه برای خود همان وصفی را ادعا کرده و قائل شده که ابراهیم علیه السلام آن را وصف پروردگار خود میدانست، تا آن جناب را مجبور کند به اینکه باید در برابرش خاضع شود و به عبادتش بپردازد.
آری باید تنها او را بپرستند نه خدا را و نه هیچ آلههای دیگر را، و به همین جهت میبینیم در پاسخ آن جناب نگفت: " و انا احیی و امیت" (من نیز زنده میکنم و میمیرانم)، و با نیاوردن واو عطف فهماند که اصلا زنده کننده و میراننده منم، نه اینکه خدا هم با من شرکت داشته باشد و نیز نگفت: آلهه نیز زنده میکنند و میمیرانند، چون خود را بزرگترین آلهه میدانست.[۲]
از آیه به خوبی بر میآید که جبار آن زمان مدعی الوهیت بود، نه تنها به این معنی که او را پرستش کنند بلکه علاوه بر این خود را آفریدگار عالم هستی نیز معرفی میکرد یعنی هم خود را معبود میدانست، و هم خالق .
و جای تعجب هم نیست هنگامی که مردم در برابر سنگ و چوب به سجده بیفتند و علاوه بر پرستش، آنها را در امور جهان مؤثر و سهیم بدانند این فرصت برای یک" جبار اغفال گر" پیش میآید که از ساده لوحی مردم استفاده کند و آنها را به سوی خود دعوت نماید و خود را همچون بتی جلوه دهد که هم او را بپرستند و هم به خالقیت او گردن نهند.[۳]
ادعار ربوبیت فرعون
فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى• فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى.[۴] [۵]" و گفت: «من پروردگار برتر شما هستم! » • از این رو خداوند او را به عذاب آخرت و دنیا گرفتار ساخت "
فرعون در این جمله ادعای ربوبیت میکند، و ظاهرش این است که خود را رب اعلا میپنداشته یعنی از سایر ارباب که مورد پرستش مصریان بودند بلند مرتبه تر میدانسته.
و بعید نیست منظورش از این برتری با اینکه خودش هم بت پرست بوده، و به حکایت قرآن درباریانش برای تحریکش میگفتند: " آیا موسی را آزاد میگذاری تا در زمین فساد نموده، تو را و خدایانت را تباه کند" «۵»، این بوده که بگوید: من از همه خدایان به شما نزدیک ترم، برای اینکه ارزاق شما به دست من تامین میشود، و شؤون زندگی و شرافت و آقائیتان به همت من حفظ میشود، ولی سایر خدایان دارای این صفت نیستند.[۶]
منبع
قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «حکم ادعای ربوبیت ».
پا نویس







