فرهنگ مصادیق:آزار جانوران
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | حیوانات در احادیث |
| ۲ | آزار حیوانات در اسلام |
| ۳ | حکم آزار و اذیت حیوانات |
| ۴ | نظر برخی مراجع تقلید درباره آزار حیوانات - عقیق |
| ۵ | نظر برخی مراجع تقلید درباره آزار حیوانات |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | آزار همسایه |
| ۲ | آزار والدین |
| ۳ | سفر منجر به آزار والدین |
| ۴ | مردم آزاری |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
حقوق حیوانات در سیره و سخن رسول رحمت
مقدمه
شاهرگ محیط زیست، همان جنبه حیات آن است، که یکی از نمادهای اصلی آن حیوانات میباشند؛ با توجه به اهمیت زنجیره حیوانی و حیاتی محیط زیست، این تحقیق به طور ویژه به بیان حقوق حیوانات در سیره و سخن رسول رحمت میپردازد تا خواننده خردمند دریابد که پیامبر خاتم رسول رحمت است نه خشونت؛ چون پیامبری که این اندازه به حیات حیوان اهمیت بدهد، معلوم است که حیات بشر چه قدر برایش مهم است.با توجه به اینکه از دیدگاه پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله اشرف مخلوقات انسان است، فهم حقوق و رعایت اخلاق دربارهٔ آنها و احترام به آنها از منظر آن حضرت جدی تر مینماید.پرسش مطرح این است که آیا به حیوانات فقط به چشم یک ابزار نگریسته میشود و به هر نحوی میتوان با آنها برخورد کرد یا اینکه آنها هم حقوقی دارند؟ به گونهای که انسان را در قبال آنها مکلف میسازد.روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی میباشد.
یکی از مسائل مهم در جوامع مختلف، به ویژه جامعه اسلامی، موضوع محیط زیست است.پیامبر رحمت(ص) از نوزاد حیوان وحشی تا تخم یک پرنده و جوجه تازه پای آنها را سفارش به مهربانی نمودند.
یکی از مسائل مهم در جوامع مختلف، به ویژه جامعه اسلامی، موضوع محیط زیست است.نباتات، حیوانات و آب هستند که اسلام برای آنها اهمیت فوق العادهای قائل است.ضرورت این بحث زمانی چهارچندان میشود که اکنون غربیان مدعی آزادی مذاهب و غیره، نهایت جسارت را به این رسول رحمت روا میدارند؛ از طرفی هم کسی در این زمینه مشخص (حقوق حیوانها از دیدگاه ایشان) تحقیق نکرده است.
این تحقیق پیشینه ندارد؛ هرچند به طور عام (نظر اسلام) تحقیقاتی شده است.اهمیت این بحث وقتی روشن میشود که انسان بداند رسولی که این قدر به حقوق حیوان اهمیت میدهد، آیا ممکن است که نسبت به حقوق بشر، بی توجه باشد؟! پیامبری که این اندازه نسبت به حیوانات و حیاتشان، حساس است و مدافع حقوق و حیاتشان، آیا ممکن است که به حیات انسان اهمیت ندهد؟! رسولی که این همه با حیوانات مهربان است، آیا ممکن است که با بشر به خشونت رفتار نماید؟ با پی گیری این موضوع، انسان به طور عملی میبیند که پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله، رسول رحمت برای جمیع جوامع است؛ حتی جوامع حیوانی.
مفاهیم حق، حقوق، تکلیف
«حقوق جمع حق؛ و حق، امری اعتباری است که برای کسی (لَه) بر دیگری (علیه) وضع میشود»؛ به عبارتی، امری اعتباری که به نفع یکی و بر ضرر دیگری وضع میشود.این حق ممکن است ریشه واقعی داشته یا نداشته باشد؛ یعنی در مفهوم آن ـ به منزله امری اعتباری و حقوقی ـ وجود یا نبود ریشه واقعی ملحوظ نیست[۱]. حق لوازمی دارد که یکی از آشکارترین آنها «بهره وری» است[۲].
حق و تکلیف با هم رابطه تضایف و تلازم دارند؛ در نتیجه، حق و تکلیف متقابلاً جعل میشوند؛ یعنی هرجا حقی جعل میشود، حتما تکلیفی نیز جعل شده است و بالعکس؛ اما حق اختیاری، و تکلیف اجباری است[۳].
در زبان فارسی، واژه «حقوق» در معانی مختلفی به کار میرود[۴]. «حقوق» در اصطلاح دیگر، جمع «حق» است[۵]. واژه حقوق در دو معنا به کار رفته است: نخست جمع «حق» و دوم مجموعه مقررات، احکام و باید و نبایدهایی که انسان باید دربارهٔ حیوانها بدان عمل کند.
آشنایی با کلیات اخلاق حیوانها در کتاب و سنت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله
الف) اشاره به سفارش کتاب خدا؛ قرآن کریم دربارهٔ حیوانها
قرآن کریم در این زمینه آیههای بسیاری دارد که تنها به سه مورد اشاره میشود: ـ «هیچ جنبندهای در زمین نیست و هیچ پرندهای که با دو بال خود پرواز میکند، وجود ندارد؛ مگر اینکه امتهایی مانند شما هستند.ما هیچ چیز را در این کتاب فروگذار نکردیم؛ سپس همگی به سوی پرودگارشان محشور میشوند.»[۶]ـ «چه بسیار جاندارانی که نمیتوانند متحمل روزی خود شوند، خداست که آنها و شما را روزی میدهد و اوست شنوای دانا.»[۷]
ـ «ـ شیطان میگوید ـ و آنان را گمراه میکنم و به آرزوها سرگرم میسازم و به آنان دستور میدهم که (اعمال خرافی انجام دهند و) گوش چهارپایان را بشکافند و آفرینشِ (پاک) خدایی را تغییر دهند؛ (و فطرت توحید را به شرک بیالایند)، و هرکس شیطان را به جای خدا، ولی خود برگزیند، زیان آشکاری کرده است.»[۸].
در این سه آیه به سه نکته بسیار مهم اشاره شده است: نخست آنکه همه موجودات را دارای نظام اجتماعی برشمرده است؛ مانند انسانها.البته با توجه به تفاوتهایی که در ذات انسان و حیوان هست، ساختار اجتماعی آنان نیز باهم فرق دارد؛ اما با وجود این فرق، حیوانها نیز جوامع حیوانی دارند؛ دوم اینکه، روزی و رزق هر دو (انسان و حیوان) بر عهده خداوند میباشد؛ سوم اینکه مثله کردن را کاری شیطانی شمرده و از آن به خسارتی بزرگ تعبیر کرده است.
ب) جایگاه حیوانات در سنت
در مکتب اسلام، دربارهٔ دفاع از حیوانات و حمایت آنها نیز قوانین و مقرراتی وضع شده که بیانگر جامعیت این مکتب و مهرآمیز بودن آن است؛ به گونهای که رعایت آن اخلاق و حقوق و توجه به موجودات زنده و غیرزنده را در هیچ حالی فراموش نکرده است.
در این مکتب، سفارشها و رفتارهای اعجاب انگیزی دربارهٔ ترحم بر جانداران بیان شده است.ترحم بر حیوان موجب پاداش؛ و آزار و اذیتش، باعث عذاب آخرت است؛ به گونهای که در کتابهای فقه و حدیث، فصلهای مفصلی در این زمینه نگارش یافته است.برای نمونه، در ابتدا به طور کلی و در انتها نیز به گونهای جزئی و تفصیلی به بیان آنها میپردازیم.
۱. بر صاحبان حیوانات لازم است که برای آنها وسایل زندگی و رفاه ـ مانند مسکن و آب و مواد غذایی ـ فراهم کنند و بر چهارپایان بیش از اندازه طاقت و توانِ آنها بار نگذارند و راه نبرند؛ یعنی با توجه به اندازه توان حیوانات از آنها استفاده کنند.
۲. در صورتی که چهارپایان بچه دارند، بر صاحبان آنها لازم است که تمام شیر آنها را ندوشند و به اندازهای که برای بچه آنها کافی باشد، شیر در پستان باقی بگذارند.
۳. در صورتی که دوشیدن شیر برای حیوان ضرر داشته باشد، نباید شیر آن را بدوشند؛ مستحب است کسی که شیر حیوان را میدوشد، ناخن خود را کوتاه کند تا در موقع دوشیدن، برای حیوان ناراحتی ایجاد نکند.
۴. اگر کسی ـ در جایی که آب پیدا نمیشود ـ مقداری آب همراه دارد که اگر با آن وضو بگیرد، حیات یک حیوان بر اثر تشنگی به خطر میافتد، باید آن آب را به حیوان بدهد و آن را از مردن نجات دهد و برای نماز تیمم کند.
۵. مالک زنبور عسل باید امکانات و وسایل رفاهی را برای آن فراهم کند.در زمان برداشتن عسل نیز نباید تمام عسل را برای خودش بر دارد؛ بلکه باید به اندازه احتیاج آن حیوان، عسل در کندو باقی بگذارد؛ هرچند مستحب است که بیشتر از مقدار نیاز زنبور، برایش عسل باقی بگذارد.
۶. مالک کرم ابریشم باید نیازهای زندگی آن را تأمین، و غذایش (برگ توت) را به اندازه کافی فراهم آورد.
۷. در صورتی که مالک هر حیوانی به تأمین نیازهای آن اقدام نکند، بر حاکم لازم است که او را به این وظیفه اجبار کند؛ در صورتی که خود حاکم نتواند این کار را انجام دهد، باید افراد دیگر به این وظیفه اقدام، و حیات آن حیوان را حفظ کنند[۹].
۸. آزار رساندن به هر جاندار حرام گوشتی منع شده است؛ چه رسد به قتل؛ مگر حیوان موذی، که براساس برخی روایتها، آن نیز باید به روشی مناسب از بین برود.
۹. کشتن حلال گوشت جایز نیست؛ مگر برای خوردن؛ آن هم به نحوه خاصی که بیان خواهد شد.
۱۰. به بند کشیدن حیوانات و شکنجه آنها ممنوع است.همچنین تجاوز به حریم، اموال، بچهها و تخریب خانههای آنها نیز نهی شده است.
۱۱. به متجاوز و خائن به حقوق حیوانات، اخطار و وعده عذاب و حسابرسی شدید در قیامت دادهاند.
۱۲. کشتن حیوانات در برخی مکانها و زمانها (مانند حرم مکه و موسم حج برای محرم) ممنوع است؛ حتی برخی از حیوانهای حلال گوشت؛ حتی برای شکننده یک تخم شترمرغ و قاتل یک کک، کفاره معین شده است.
۱۳. حمایت ازحیات حیوانات گمشده ونجات آنهاازمرگ.
۱۴. انداختن کالا به دریا برای حفظ حیوانات موجود در کشتی به منظور جلوگیری از غرق شدن آنها (حق حیات حیوان و حفظ آن).
۱۵. نداشتن جواز جداسازی قطعههای غصبی کشتی، در صورتی که این کار باعث غرق شدن کشتی حامل حیوانات شود (حق حیات حیوان و حفظ آن).
۱۶. نداشتن جواز جداسازی نخهای ترمیمی (بخیه) غصبی از بدن حیوان، در صورتی که این کار باعث مرگ یا آسیب دیدن آنها شود (حفظ سلامتی و بهداشت حیوان).
۱۷. لزوم پانسمان جراحت حیوان؛هرچند مواد مصرفی متعلق به دیگری (غصبی) باشد (حفظ سلامتی حیوان).
۱۸. لزوم رهایی حیوان از ظرف یا مکان دیگری (غصبی) که در آنجا گرفتار شده است؛ هرچند منجر به تخریب آنها شود (آزادی حیوان).
۱۹. لزوم تأمین علوفه، آب و سایر نیازمندیهای حیوانی که در اختیار دیگری قرار دارد (ودیعه)؛ هرچند مالک حیوان با این کار مخالف باشد(حقوق اساسی حیوان).
۲۰. براساس قوانین و منابع حقوق اسلامی، رفتار جنایت آمیز دربارهٔ حیوانات موجب پرداخت دیه میشود (حق حیات حیوان).این مسئله نشانگر ارزشمندی جان و سلامت اعضای بدن حیوانات ـ حتی حیوانات نجس ـ و عدم جواز تجاوز به آنها در اسلام است.
۲۱. ۲۱.با اینکه ـ براساس احکام و قوانین اسلامی ـ سگ «نجس» است؛ اما قوانین حمایتی و حیاتی اسلام شامل آن نیز میشود و آسیب رساندن به انواع سگها، موجب پرداخت دیه است[۱۰].
۲۲. ۲۲.نهی از آلوده کردن مأوی و محیط زیست؛ چه دریا و چه خشکی.
سفارش و دستورهای رسول رحمت در دفاع و حمایت از حیوانها
سخنان و سفارشهای مشترک و عام
دستور به مهربانی با حیوانات و گرامی داشتن آنها: پیامبر خاتم صلی الله علیه و آلهدرباره مدارا و مهربانی با حیوانات و نیز مراعات حال ضعیف شان هنگام سوار شدن و در مسیر حرکت، سفارشهای عجیبی داشتهاند؛ مانند: «خدا مدارا کردن را دوست دارد و بر انجام آن کمک میکند.پس هرگاه بر چهارپایان لاغر سوار شدید، آنها را در منزل هایشان (توقف گاهها) فرود آورید.اگر زمین خشک و بی گیاه بود، با شتاب از آن بگذرید، و اگر سرزمین سرسبز و پرعلف بود، آنها در آنجا استراحت دهید!»[۱۱].
براساس روایت دیگری، وقتی که از آن حضرت پرسیدند: ای رسول خدا! آیا حمایت از حیوانها و مهربانی با آنها، ثوابی برای ما دارد، در جواب میفرمودند: «حمایت از هر جگر "تری" (سیراب کردن هر تشنهای) پاداشی نزد خدا دارد»[۱۲] طبق روایتی که ـ عدهای از قول عایشه و ـ حلبی آن را از قول فردی نامعلوم در غزوه تبوک نقل کردهاند، آن حضرت به طور ویژه اسبش را نوازش و تیمار میکرد.
راوی میگوید: از خانه بیرون آمدم، دیدم رسول خاتم صلی الله علیه و آله با لباس خود بر پشت اسبش میکشید و او را نوازش میداد.گفتم: پدر و مادرم فدایت ای رسول خدا! آیا با لباس خود پشت اسب را مینوازی؟ فرمود: آری ای عایشه.آیا نمی دانی شاید پروردگارم مرا به این کار فرمان داده باشد؟ ضمن اینکه من نزدیک هستم و فرشتگان در غبارزدایی از اسب و تیمار آن، مرا همراهی میکنند.
گفتم: ای رسول خدا! این کار را به من بسپارید تا کسی باشم که به این کار اقدام کرده است.فرمود: چنین نمیکنم.دوستم جبرئیل به من خبر داد که خدای تعالی در مقابل هر دانهای که به او میدهم، برایم نیکی مینویسد.هیچ مسلمانی نیست که از اسبی در راه خدا حفاظت نماید؛ مگر اینکه در مقابل هر دانهای که به او میدهد، نیکی دریافت میکند و گناهش پاک میشود[۱۳].
نهی از «به جان هم انداختن» حیوانات: رسول خاتم صلی الله علیه و آله از به جانِ هم انداختن حیوانها نیز نهی کرده است: «رسول خاتم صلی الله علیه و آله، از به جنگ انداختن حیوانها نهی فرمودند؛ مگر سگها»[۱۴] «خدای تعالی کسی را که حیوانها را به جان هم میاندازد تا با هم بجنگند، لعن کرده است»[۱۵].
وجوب فراهم آوردن آب و علف مورد نیاز حیوانات: رسول خاتم صلی الله علیه و آله در روایتی، حقوق شش گانه حیوانات را برشمرده است.بخشی از این روایت، درباره حق آب و علف حیوان میباشد: «بر مالک چهارپایان واجب است که به آنها آب و علف بدهد؛ به خاطر حرمت روح که در حیوان میباشد»[۱۶].
نهی از زدن بر صورت حیوان و سوزاندن و داغ نهادن بر اعضایش: رسول رحمت از هر نوع شکنجه حیوان بسیار ناراحت میشدند و از این کار نهی میکردند: «از جمله حقوق حیوان بر صاحبش، این است که بر صورتش نزند؛ چون این حیوان نیز تسبیح و حمد خدای را میگوید»[۱۷]. پیامبر صلی الله علیه و آله از زدن و داغ نهادن بر صورت حیوانات نیز نهی کردهاند.
طبق روایت امیرالمؤمنین علیه السلام،رسول خاتم صلی الله علیه و آله فرمودند: «به صورت حیوانها نزنید؛ چون هر موجودی، تسبیح گوی خداست.صورت آنها را داغ ننمایید؛ زیرا چه بسیارند مرکوبهایی که از راکبشان بهترند و بیش تر مطیع خدایند، و زیادتر از کسی که بر آنها سوار است، خدا را یاد میکنند»[۱۸].
امام صادق از پدر بزرگوارش نقل کردند که نبی خاتم صلی الله علیه و آله از نشانه و داغ کردن صورت چهارپایان و نیز از زدن بر صورتشان نهی فرمودند؛ زیرا آنها تسبیح پروردگارشان را میگویند[۱۹]. رسول رحمت از آزار و شکنجه حیوان با آتش نهی کرد و فرمود: «هیچ کس نمیتواند که با آتش، حیوانی را شکنجه و عذاب نماید؛ مگر خدای متعال»[۲۰].
نهی از نفرین و ناسزاگویی به حیوان: رسول خاتم صلی الله علیه و آله افزون بر آنکه به مدارا و مهربانی با حیوانات سفارش، و از آزارشان نهی میکردند، حتی از ناسزاگویی به آنها نیز نهی میفرمودند و در مقابل چنین ناسزاگویانی عکس العمل نشان داده، یا به آنان تذکر میداد و یا در صورت لزوم برخورد میکرد و با آنان راه نمیرفت.
در روایات آمده است: پیامبر صلی الله علیه و آله از بدگویی و ناسزا به خروس نهی میکرد و میفرمود: به خروس ناسزا نگویید؛ زیرا خروس ـ انسان را ـ برای نماز و دعا بیدار میکند[۲۱].
در روایت دیگری راوی چنین نقل میکند: در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله به سفر رفته بودیم، در محلی توقف کرده تا دمی بیاساییم که کَکها ما را اذیت کردند؛ به دلیل این اذیت شدن، به آنها ناسزا گفتیم.رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «آنها را لعن نکنید! زیرا کَک جنبنده خوبی بود؛ چون شما را برای یاد خدا از خواب بیدار کرد»[۲۲].
انس بن مالک میگوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «به قورباغه فحش ندهید!»[۲۳]. در روایتی نیز فرمودهاند: «به شتر ناسزا ندهید»[۲۴]؛ «به صورت حیوانها نزنید و آنها را لعن ننمایید؛ چون خدای ـ عزوجل ـ بر لعن کننده حیوانها لعن، و از خیر و رحمتش به دور میکند»[۲۵].
پیامبر صلی الله علیه و آله از آزار و کشتن هر حیوان و جانداری نهی میکردند: «آفریدههای خدا را شکنجه نکنید»[۲۶]؛ گرچه زمانی که به رسم خرافی جاهلیت، در میان اعراب مرسوم بود که حیوانات را اذیت میکردند یا به نام «حبس البلایا» یا «ضرب الثور» میآزردند؛ اما این «نهی از آزار»، دستوری کلی و عمومی برای همه جانداران جهان است[۲۷].
لعن نمودن بر آزاردهندگان جسمی و جنسی حیوانها: پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله درباره کسانی که حیوانات را مورد آزار جنسی قرار میدهند، میفرماید: «ملعون است، معلون است، کسی که حیوانی را مورد آزار جنسی قرار دهد؛ یعنی خیر و رحمت رحمان، شامل حال چنین فردی نمیشود»[۲۸]. همچنین از آن حضرت نقل شده است: «نفرین و لعنت خدا و فرشتگان و تمام مردم بر کسی که با حیوان نزدیکی کند و بر کسی که خودارضایی نماید»[۲۹].
نهی از جفت انداختن حیوانهای ناهمگون با یکدیگر: در روایتی درباره جفت انداختن جنسی دو نوع حیوان، برای تولد جنس ترکیبی جدیدی سؤال کردند که ایشان این کار را رد کردند: این مطلب میتواند برای محققان مسائل ژنتیکی قابل تأمل و دقت باشد.
به پیامیر خدا صلی الله علیه و آله، استری (قاطری) هدیه شد، از آن خوشش آمد و سوارش شد.گفتیم: ای رسول خدا! آیا الاغ را با مادیان جفت بیندازیم تا برای ما مانند این قاطر را بزاید.فرمودند: [نه).، این کار را کسانی انجام میدهند که آگاهی ندارند [۳۰].
لعنت نمودن بر کسانی که اعضای بدن حیوان را میبرند: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله افرادی را که اعضای حیوانات را قطع میکنند، لعن فرمودهاند: «لعنت و نفرین و عذاب خدا بر کسی که حیوان را مُثله میکند»[۳۱][۳۲].همچنین در روایتی دیگر فرمودند: «نفرین و لعنت و عذاب خدا بر کسی که چهارپایان را مُثله میکنند» اخته کردن اسبها و حیوان ها[۳۳] و نیز خروسها و گوسفندان نهی کردهاند[۳۴].
دستور به فراهم ساختن جای مناسب برای استراحت حیوان: پیامبر صلی الله علیه و آله درباره مکان استراحت گوسفند فرمودهاند: «جایگاه و خوابگاه گوسفندها را تمیز کنید و گرد و خاک آنها را بزدایید؛ زیرا آنها از حیوانهای بهشتی اند»[۳۵]. حضرت در روایت دیگری فرمودند: «خاکِ زیر پا و محل استراحت گوسفندان را عوض کنید؛ زیرا آنها از حیوانهای بهشتی هستند»[۳۶].
پیوند:حقوق حیوانات در سیره و سخن رسول رحمت- بخش دوم و پایانی
پا نویس
- ↑ مصباح، 1377، ص 24ـ25؛ مصباح، 1373، ص 161ـ163.
- ↑ مصباح، 1377، ص 28ـ29.
- ↑ همان، ص 30ـ31.
- ↑ کاتوزیان، 1378، ص 13ـ14
- ↑ مصباح، 1377، ص 23ـ24
- ↑ انعام: 38
- ↑ عنکبوت: 60
- ↑ نساء: 119
- ↑ نوری طبرسی، 1348، ج 2، ص 55ـ56؛ اخوان، 1370
- ↑ نظری توکلی، 1387، ص 78ـ79؛ اخوان، 1370.22
- ↑ صدوق، 1410ق، ج 2، ص 189؛ مجلسی، 1403ق، ج 64، ص 213
- ↑ دمیری، بی تا، ج 2، ص 278؛ زبیدی شافعی، 1346ق، ج 2، ص 114
- ↑ ر.ک: ابن عساکر، 1415ق، ج 18، ص 244؛ متقی هندی، 1409ق، ج 4، ص 456، ح 11360؛ حلبی، 1400ق، ج 3، ص 431
- ↑ دمیری، بی تا، ج 1، ص 158؛ ج 2، ص 271؛ مجلسی، 1403ق، ج 64، ص 227؛ ناصف، 1406ق، ج 4، ص 351
- ↑ دمیری، بی تا، ج 2، ص 271
- ↑ مجلسی، 1403ق، ج 64، ص217
- ↑ صدوق، 1410ق، ج 2، ص 187؛ مجلسی، 1409ق، ج 22، ص 455
- ↑ عرب باغی، 1329، ص 48؛ متقی هندی، 1409ق، ج 9، ص 66و68؛ مجلسی، 1403ق، ج 64، ص 210و217
- ↑ قمی، 1414ق، ج 3، ص 12؛ مجلسی، 1403ق، ج 64، ص 228
- ↑ مجلسی، 1403ق، ج 64، ص 244
- ↑ صدوق، 1410ق، ج 4، ص 3؛ زبیدی شافعی، 1346ق، ج 4، ص 180؛ طبرسی، 1392ق، ص 425
- ↑ دمیری، بی تا، ج 2، ص 122
- ↑ مجلسی، 1403ق، ج 64، ص 48
- ↑ شریف رضی، 1422ق، ص 307ـ308؛ مجلسی، 1403ق، ج 64، ص 142
- ↑ صدوق، 1410ق، ج 2، ص 188
- ↑ متقی هندی، 1409ق، ج 9، ص 86
- ↑ همان، ج 15، ص 39؛ سیوطی، 1401ق، ج 2، ص 702؛ ج 6، ص 437
- ↑ حرعاملی، 1411ق، ج 20، ص 349؛ صدوق، 1403ق، ص 129
- ↑ متقی هندی، 1409ق، ج 16، ص 99
- ↑ ابن حبان، 1414ق، ج 10، ص 536؛ بیهقی، بی تا، ج 10، ص 23؛ ابن سعد، بی تا، ج 1، ص 491ـ492
- ↑ متقی هندی، 1409ق، ج 9، ص 66؛ ابن حجر عسقلانی، بی تا، ج 9، ص 554
- ↑ متقی هندی، 1409ق، ج 9، ص 67؛ ابن حجر عسقلانی، ج 9، ص 55
- ↑ متقی هندی، 1409ق، ج 9، ص 66
- ↑ دمیری، بی تا، ج 1، ص 345
- ↑ برقی، 1413ق، ص 485؛ مجلسی، 1403ق، ج 64، ص 150
- ↑ برقی، 1413ق، ج 2، ص 642؛ مجلسی، 1403ق، ج 61، ص 150







