سرزنش گرفتاران
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
۱۵۵۲۶
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
سرزنش و ملامت
تنبیه همه گاه بدنی نیست در مواردی بسیار میتواند صورت اخلاقی، روانی و عاطفی داشته باشد، این سخن بدان خاطر است که برخی از والدین و مربیان تصور دارند که تنها با چوب و فلک و شلاق باید به پیش رفت و کودک حتماً باید کتک بخورد تا آن کار تنبیه بحساب آید.
از نظر اسلام سعی براین است تا آنجائی که امکان دارد به تنبیه بدنی اقدام نشود و بکوشند که با شیوههائی عاطفی و اخلاقی فرد را به راه آورند. هر کودکی مستحق کتک خوردن نیست و تازه اگر هم استحقاق آن را پیدا کند بگونهای نیست که برخی از والدین و مربیان تصور دارند.
تذکّر
برای کودکی که بدخط و نارسا نویس است ضروری است که از همان آغاز شروع به کار کنیم تمرینها را یکی پس از دیگری انجام دهیم. باید اطمینان داشت که این مشکلات رفع خواهند شد و کودک خواهد توانست راه و رسم اصلی خود را در پیش گیرد.
چنانچه این اقدامات بطور متوالی انجام شد و نتیجهای بدست نیامد ناگزیر باید بفکر درمان او بیفتیم و ببینیم چه عواملی دستاندرکار چنین سقوطی برای او هستند. و اگر قادر به شناخت و یا رفع آن نشدیم طبیعی است که شیوهای دیگر برای او در پیش گیریم.
در برخی از جوامع بهنگامی که از درستنویسی کودک بهرعلتی مأیوس شده باشند سعی دارند از راه آموزش ماشیننویسی آن کمبود را جبران نمایند. اصل ارتباط ضروری است وقتی از راه دستنویسی میسر نشد باید از راه ماشین صورت گیرد مخصوصاً برای آنها که ناتوانی شدید حرکتی دارند.
در ضمن باید متذکر شویم که مشق دادن زیاد مشکلی را حل نمیکند، کتک زدن و بیآبرو کردن هم دردی را دوا نمیکند. سرزنش و تمسخر هم چارهکار نیست. از برچسب زدن بدخطی، نادرست نویسی به کودک پرهیز کنیم اگر چه دیکته او پر از غلط باشد. و اگر چه کودک ۸ ساله باشد. با روحیه دادن و امیدوار کردن بهتر و بیشتر میتوان موفق شد.
نگاه با معنی
گاهی شما میتوانید با نگاهی عمیق و جدّی و پرمعنی کودکی را که در مسیر خطاست از عملش بازدارید بحدی که دیگر نیازی به کتک زدن او نباشد. والدین و مربیان در حین ملاحظه ارتکاب گناه کودک با نگاه خود میتوانند به او تفهیم کنند که از این عمل او رضایت ندارند.
اخطار
گاهی بجای اینکه کودک را تنبیه کنیم میتوانیم به او اخطار کنیم، توجهش دهیم که با راه و روش خاصی که در پیش گرفته به چه سرانجام خطرناکی کشیده خواهد شد و چه عقوبتهائی در انتظار او خواهد بود.
اخطارها میتوانند هشدار دهنده باشند و طفل را بخود آورند. اقل فایده اخطار این است که فعلاً تا ساعات و لحظاتی او را از ارتکاب عملی باز میدارد و در این فاصله زمانی فرصتی داریم تا برای او اقدام و برنامه جدیدی داشته باشیم.
تحکّم
غرض سلب آزادی او در انجام یک فعل است. سد راه او در رسیدن به هدف نامطلوب و نارواست. کنترل آمد و شدهای نامطلوب و نادرست اوست. جلوگیری از آزاررسانی اوست به دیگران اگرچه این امر مورد رضای او نباشد.
طفلی که سنگی در دست گرفته که به سوی شیشهای یا کسی پرتاب کند و موجب واردآوردن زیان وصدمهای شود باید از این کار منع و جلوگیری شود اگرچه این کار با سلب آزادی او و محکم گرفتن دستهای او و با کنترل شدید او امکانپذیر باشد.
محروم کردن
از شیوههای تنبیه محروم کردن طفل است از چیزی که مورد علاقه شدید او است. میدانیم که طفل به غذا، به بازی، به شرکت در فعالیتهای جمعی و تفریحی، به معاشرت با دوستان، به تماشای برنامههای تلویزیونی، به جست و خیزها و ... علاقه بسیاری دارد. محروم کردن او از این امور خود در سازندگی و اصلاحش میتواند مؤثر باشد.
بتناسب لغزش و اشتباهی که کودک مرتکب شده است میتوان او را از لذتی منع کرد. مثلاً جلوی بازی او را گرفت، یا به او متذکر شد که امروز حق تماشای برنامه تلویزیون را ندارد.
در محروم کردن طفل از چیزی سعی داریم که بتناسب جرم و ارتکاب گناه او را از چیزی باز داریم که شدیداً مورد رغبت و علاقه اوست و امری است که او وابسته به آن است. البته این نکته را موردنظر داریم که آن محرومیت موجب واردآمدن صدمهای بر جسم و جان او نباشد.
سرزنش و ملامت
تنبیه گاهی میتواند به صورت سرزنش و ملامت باشد و به رخ کشیدن اعمال ناروای او که منجر به چنان عقوبتی شده است. فرض کنیم کودکی دائماً مورد تذکر و اخطار والدین در کوشش برای مطالعه و درس و انجام تکالیف بوده است ولی در اثر بیتوجهیها بالاخره تجدید شده است. طبیعی است که او برای وضع موجود خود ناراحت و نگران باشد. در چنین مواردی میتوان دقایقی او را سرزنش و ملامت کرد که درد خود را بیشتر احساس کند.
توبیخ
از جلوههای تنبیه توبیخ است و غرض، کلمات درشت و زنندهای است که احساسات و شخصیت کودک را خرد و جریحهدار کند و این خود وسیلهای میباشد برای بازگشت و به راه آوردن فرد و قراردادن او در مسیری درست.
میدانیم که برخوردها با کودک باید احترامآمیز بر اساس رعایت اخلاق و ادب باشد. توصیه اسلامی این است که او را آقا، خانم، و ... صدا کنند، و با عبارات سازنده او را بسوی خیر و سعادت جهت دهند.
بهنگامی که طفل بر این اساس عادت کرده باشد اگر سخنی خلاف مطلوب بشنود طبیعی است که ناراحت شدن و به شخصیت او لطمه خواهد خورد. با این حساب توبیخ میتواند عاملی سازنده و جهتدهنده باشد و در قرآن نیز از این شیوه استفاده میشود.
قهرکردن
از شیوههای مهم تربیتی که در اسلام به آن توصیه شده است قهر کردن است. امام رضا (ع) به فردی که در نزدش از فرزند خویش شکایت داشت و میگفت که گاهی او را تا چند ضربه شلاق میزند، فرمود، او را نزن با او قهر کن ولی ادامه نده .(واهجره و لا تطل ...)
قهر بحقیقت نشان دهنده نارضائی طرف و خشم و نفرت او نسبت به یک عمل است. بهنگامی که مربی با همه مهری که نسبت به کسی دارد از او ببرد خود اثری سازنده در روحیه کودکان دارد. سبب آن میشود که بخود آید و هشیار گردد.
در اسلام اصل این است که پس از قهر موجبات آشتی را فراهم آوریم و آن را ادامه ندهیم. آنکس که خود قهر کرده خودهم باید زمینه انس و آشتی را فراهم سازد. ادامه قهر زمینهساز شک و سستی در رفتار کودک است. باعث آن میشود که ارزش تربیتی قهر از میان برود.
تهدید کودک
در مواردی ضروری است که پس از رعایت و اعمال ضوابطه گذشته موجباتی را برای تهدید کودک فراهم آوریم. او را از عواقب کار و از عقوبتی که دربارهاش روا داشته خواهد شد آگاه سازیم. او را باید تهدید کرد و ترساند.
تهدید سببی و وسیلهای برای خودداری از انجام عمل است. باعث آن خواهد شد که بسیاری از آنچه را که فرد میخواهد انجام دهد انجام ندهد و از اجرای آن سر باز زند. همچنین تهدید میتواند هشدار دهنده باشد. شما به آیات متعدد قرآن توجه کنید که چه تهدیدهائی را در رابطه با گناهکاران عرضه و ارائه میدهد.
اعتراف و عذرخواهی
اینکه فرد غرور خود را بشکند و به صراحت به اشتباه خود اعتراف کند و از گذشتهاش عذربخواهد خود شیوهای از تنبیه است و میتواند درس مؤثری برای فرد باشد که دیگر بار بدان امر تن در ندهد.
کودکی که به دیگری ظلم کرده، حق کسی را از بین برده باید به او تفهیم گردد که کار بدی را مرتکب شده و باید عذر بخواهد. از ردههای تنبیه این است او را وادار کنیم که مراتب عذرخواهی خود را در حضور جمع علام دارد و قول میدهد که دیگر از این کارها نکند.







