همیشه خودم را سرزنش می کنم
مقدمه
دختری ۱۹ساله هستم، مدتی است که خودم را برای هر کار اشتباه کوچک یا بزرگ سرزنش میکنم، احساس میکنم شرایط برایم واقعا غیرقابل تحمل شده است، با این که در زمینههای هنری زیادی فعالیت دارم اما روحیهام بهتر نشده است.
مخاطب محترم با توجه به گفتههای شما میتوان استنباط کرد که شما دچار نوعی خودسرزنشی و تنبیه خود و احساس ناتوانی و بازماندگی شدهاید. بسیاری از افراد زمانی که دچار مشکلی میشوند شروع به سرزنش کردن خود یا دیگران میکنند. نقاط ضعف و کمبودهای خود را بسیار بزرگ جلوه میدهند و تواناییهای مثبت خود را نادیده میگیرند (مانند کارهای هنری که انجام میدهید) و شروع به ناله و شکوه میکنند در نتیجه شادکامی آنها کمتر و افسردگی شان بیشتر میشود. «هیچ تنبیهی به اندازه خودسرزنشی و تحقیر خود، زیان آورتر برای فرد نیست. »
مسئولیت پذیر باشید
برای اجتناب از این پدیده بهترین کار، خودباوری و مسئولیت پذیری به جای خودسرزنشی میباشد. مسئولیت پذیری به عنوان یک روش موثر مقابله با مشکلات زندگی است، احساس تسلط و کنترل درونی فرد را افزایش میدهد و موجب تلاش و ارتقا و رشد شخصی فرد میشود. مسئولیت پذیری یعنی صادق بودن با خود و این که مشخص کنیم چه موقع مسئول بروز مشکل بودهایم و چه زمانی مسئول آن نبودهایم.
مسائل را بزرگ جلوه ندهید
همان طور که نیچه گفته است هر آن چه مرا نکشد، مرا قوی تر خواهد کرد. بیایید دست از فاجعه سازی بردارید و مسائل خویش را آن قدر بزرگ جلوه ندهید تا به خودتان بگویید من تحمل این ناکامیها را ندارم. چرا که با احساس ناکامی و درماندگی کاری از پیش نخواهید برد و از باورهای غلطی همچون « اگر خودم را بابت عمل احمقانهام سخت سرزنش کنم، در آینده بهتر عمل خواهم کرد»، یا «اگر خوب عمل کنم، مستحق یک زندگی خوبم و اگر بد عمل کنم مستحق یک زندگی بد؟!» دوری کنید.
باید با تمام وجود خودتان را بپذیرید و خودتان را باور کنید و برای این کار بایستی عزت نفس خود را افزایش دهید. عزت نفس یعنی احساس ارزشمند بودن و مسئول احترام گذاشتن به خود و خودباوری یعنی خود را آن گونه که هستیم باور کنیم . بدانید انسان کامل وجود ندارد یعنی شاید در هر کار و تکلیفی که انجام میدهید سعی میکنید خوب یا تا حدامکان کامل باشید و یک کار را تا حد ایده آل انجام دهید ولی کامل بودن آن از شما یک آدم خوب نمیسازد همچنین وقتی اعمال بد یا بی قابلیتی انجام میدهید، آدمی میشوید که عملکرد بدی داشته است، نه این که آدم بدی هستی. یا به عنوان مثال شاید پیشرفت در کارها برایتان خوشایند باشد ولی پیشرفتهای شما هرقدر هم خوب باشند از شما یک آدم کاملا خوب نمیسازند و اگر هم به این پیشرفتها نرسید شاید مأیوس شوید اما از خودتان بیزار نمیشوید. پس سعی نکنید دستورات و بایدهایی ایده آل به خودتان بدهید.
کارهایی که باید انجام دهید
نقاط قوت و ضعف خود را در یک برگه یادداشت و سعی در شناسایی و توسعه یا بهبود آنها با تعهد و مسئولیت خود کنید.
واقع بین باشید. توقع انجام درست همه کارها را نداشته باشید. خودتان را با چنین تفکر و احساسی که دارید بپذیرید و با انتخاب اهداف واقع بینانه، توقعات خود را در حد انتظارات، نگرشها و توجهات خود تطبیق دهید.
سعی کنید افکار منفی را از خود دور کنید و آنها را با افکار صحیح جایگزین کنید.
افکار خودسرزنشی و تحقیرکننده را از خود دور کنید و خودتان را کمتر با دیگران مقایسه کنید.
خودتان را مسئول رفتار و تفکر و احساسات خویش بدانید و سعی کنید کمتر به دنبال مقصر بگردید.
زمانی که در کاری موفق نیستید سعی کنید تفسیر منطقی از این شکست داشته باشید .
قدرت تحمل خود را برای مواجهه با ناکامیهای احتمالی افزایش دهید.
از جملات و کلمات مثبت در خودگوییهای خود استفاده کنید مانند: درست است من در حال حاضر احساس یأس و ندامت دارم ولی این باعث نمیشود که زندگی خوبی نداشته باشم و ...
درست و کامل غذا بخورید، هر روز ورزش کنید، خواب کافی داشته باشید و به تفریحات سالم خود ادامه دهید.
استرس زندگی تان را کاهش دهید و با افراد مثبت اندیش، با هدف و موفق ارتباط بیشتری برقرار کنید.
قبول احساس افسردگی و احساس سرزنش مضر میباشد چون محصول دستورات غیرواقع بینانهای هستند که میگویند وقایع ناخوشایند نباید روی بدهند و معمولا مانع اقدام شما برای تغییر دادن اوضاع میشوند.







