معنای سرزنش کردن

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
معنای سرزنش کردن

سؤال

معنای سرزنش کردن، چیست؟

پاسخ

سرزنش، به معنی شماتت و عیب جویی و عیب یابی است، بدین منظور که عیب دیگری را به رخ او بکشیم و او را بر این عیب یا نقص، رسوا و بی‌مقدار نماییم. در حالی که ممکن است، این صفت در خودمان هم باشد ولی از آن غافل هستیم.
رسولُ اللّه (صلی الله علیه و آله): «مَن عَیَّرَ أخاهُ بِذَنبٍ قَد تابَ مِنهُ لَم یَمُتْ حَتّی یَعمَلَهُ» [۱]؛ هر کس برادر خود را برای گناهی که از آن توبه کرده است سرزنش کند، نمیرد تا خود آن گناه را مرتکب شود.
همچنین رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «مَن أذاعَ فاحِشَةً کانَ کمُبتَدِئها و مَن عَیَّرَ مُؤمِنا بِشَیءٍ لَم یَمُتْ‌حَتّی یَرکَبَهُ»[۲]؛ هر کس زشت‌کاری و گناهی را فاش کند، مانند کسی است که آن را انجام داده است و هر که مؤمنی را به چیزی سرزنش کند، نمیرد تا خود مرتکب آن شود.
اگر خدایی نکرده، چنین کاری کرده‌ایم، و باعث دل‌خوری و رنجش فردی دیگر شده‌ایم، باید او را راضی نموده و از دلش بیرون کنیم. همچنین سعی کنیم که بیشتر به عیوب خودمان بپردازیم تا عیوب دیگران.
در روایت «أَنْفَعُ الْأَشْیَاءِ لِلْمَرْءِ سَبْقُهُ النَّاسَ إِلَی عَیْبِ نَفْسِهِ» [۳]آمده است که سودمندترین چیزها برای آدمی توجّه به عیوب خود پیش از پرداختن به عیوب مردم است‏.
امام صادق در حدیث «إِذَا رَأَیْتُمُ الْعَبْدَ مُتَفَقِّداً لِذُنُوبِ النَّاسِ نَاسِیاً لِذُنُوبِهِ فَاعْلَمُوا أَنَّهُ قَدْ مُکِرَ بِهِ» [۴]فرمود: اگر شخصی را دیدید که عیوب مردم را پی‏‌جوئی می‏‌کند و عیوب خود را فراموش کرده است بدانید مورد مکر (خداوند) قرار گرفته است.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: مردمی در مدینه بودند که دارای عیب بودند؛ ولی از پی‏‌جوئی عیوب مردم ساکت بودند، خداوند نیز مردم را از عیوب آنان بی‌اطلاع و ساکت گردانید تا جایی که مردند و مردم از عیوبشان اطلاع نیافتند، و نیز مردمی در مدینه بودند که عیوبی نداشتند؛ ولی درباره عیوب مردم سخن می‏‌گفتند تا آن که خداوند از ایشان برای مردم عیوبی را آشکار کرد که به آن شهرت یافتند تا این که مردند. [۵]

پانویس

  1. حلی، ورام، تنبیه الخواطر، 1 / 113؛ محمدی ری‌شهری، محمد، منتخب میزان الحکمه، 420.
  2. کلینی، محمد، الکافی، 2 / 356 / 2؛ محمدی ری‌شهری، محمد، منتخب میزان الحکمه، 420.
  3. حرانی، محمد بن حسن بن شعبه، تحف العقول، ص 366.
  4. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج 15، 292.
  5. همان.
منبع: مرکز ملی پاسخگویی به مسائل دینی - تاریخ برداشت: 95/11/12