کتابخانه:پرتوی از افق اندیشه امام خمینی (ره)
|
| |
| نویسنده | سعید محمدی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام (ره) |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | 1382 |
| دانلود | |
محتویات
مقدمه
برای اینجانب کاربسیارسختی است که بخواهم مطلبی را هر چند کوتاه؛ مقدمه بر عبارات گوهر بار شخصیتی بزرگ و روحانی ای که عمری را برای رضای باری تعالی در راه حق وحقیقت گذراند وجزء خدمت به اسلام ومسلمین داعیهای دیگرنداشت، بنویسم؛ پس به دیوان او تفألی زدم:
از هستی خویشتن رها باید ’شد ازدیو خودِی خود جدا باید شد
آن کس که به شیطان درون سرگرم است کی راهی راه انبیاء خواهد شد[۱]
خداراسپاس میگویم که این فرصت را داد تا بتوانم مجموعه حاضر را برای علاقه مندان تهیه نمایم؛ گرچه شاید بسیار دیر این اقدام صورت گرفت، مدتها دراین فکر بودم که نظرحضرت امام خمینی (ره) درخصوص پدیده اعتیاد و مواد مخدر چیست؟ احساس میکردم شاید درحد یک یا چند استفتاء ویا چند جمله باشدکه اغلب بکار برده میشود، ولی مطالب در پیش به قدری برای اینجانب که حدود ۱۵ سال به طور رسمی ازنزدیک با اقدامات جمهوری اسلامی در مقابله با اعتیاد و موادمخدرآشنایی دارم، جذاب بود که احساس مینمایم هرآنچه کارشناسان به آن به عنوان سیاست میپردازند یکجا در جملات آن پیر فرزانه موجود است و عدم توجه به جنبههای انسانی، پیشگیری و درمانی فرمایشات ایشان جفایی بیش نیست.
- حفظ کرامت انسانی و برشمردن مواد مخدر بر علیه آن.
- تأکید بر حفظ نیروی انسانی کشور.
- مخل تفکر دانستن مصرف مخدرات.
- توجه به جوانان و نوجوانان آینده سازان مملکت.
- ضرورت داشتن مملکتی آرام، دلپسند، با رفاه ودلگرم.
- تکلیف دانستن ترک اعتیاد.
- اولویت پیشگیری از بیماری بردرمان.
- توطئه بودن و سیاست استعمار دانستن ترویج اعتیاد ومخدرات درشرق به ویژه ممالک اسلامی.
- لازم دانستن درمان معتادین.
- توجه به رفاه زندانیان.
- ضرورت همکاری تمام آحادملت درمقابله بامواد مخدر.
- و ...
علی ایحال به دو علت برآن نیستم تا به ابعاد مختلف و بحرانی بودن پدیده به پردازم: اول هر آنچه نیاز به بیان است در مطالب درپیش موجود است و دوم اینکه بر معضل وبحرانی بودن پدیده همگان واقفاند؛ پس بدور از هرگونه برداشت شخصی از فرمایشات حضرت امام خمینی (ره)؛ مجموعه پیش روی که نتیجه بررسی ۲۲ جلد کتاب صحیفه امام (ره) از انتشارات مؤسسه تنظیم ونشرآثار امام (ره) که شامل بیش از ۱۱ هزار برگ و ۳ جلد کتاب استفتاآت منتشره توسط دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم چاپ پنجم شامل بیش از هزاروپانصد برگ وجلدهای ۲-۳ و ۴ تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ـ رضوان االله تعالی علیه (از همان انتشارات) را تقدیم به روح پرفتوح آن عالِم ربانی و دوفرزندش و کلیه شهداء بخصوص شهداء عرصه مبارزه با مواد مخدر مینمایم.
مجموعه حاضرحاوی گزیدهای از سخنرانیها، پیامها، نامهها، احکام و فتاوی میباشد و نظر به اینکه حضرت امام (ره) در موارد متعددی مواد مخدر را کنار مسکرات آوردهاند، بخشهای مربوط به مبحث مسکرات از کتاب تحریرالوسیله نیز در پایان آمده است؛ ذکر این نکته نیز لازم است که عبارات قرار گرفته در توسط تنظیم کننده اضافه و نقطه چینهای ابتداء و انتهای مطالب مشخص کننده برگزیده بودن سخنان از بین مطالب دیگرمی باشد.
دو نوع فهرست برای مجموعه در نظرگرفته شده است؛ اول کلمات کلیدی ودوم گزیدهای ازجملات (فهرست موضوعی) عباراتی که در قسم دوم با علامت * مشخص شده است، عین فرمایشات حضرت امام (ره) میباشد.
وظیفه میدانم تا ازجناب آقای دکتر رودساز مشوقم و آقایان حسن نقیان، مهدی ولی زاده که درکنترل مطالب تایپی یاری رسان بودهاند و سرکار خانم محبوبه حجازی که تایپ مطالب را برعهده داشتهاند و همچنین آقای محمد جعفرسلیمانی تشکر نمایم.
بایداعتراف نمایم که این مختصرنمی تواند تمام نظرات ایشان را شامل شود لذا از کلیه کسانی که ازاین پس اقدام به تکمیل مجموعه خواهند نمود و یا مارا در اصلاح آن یاری خواهند رساند؛ پیشاپیش تقدیر و تشکر مینمایم.
سخن را با این گفته شهید بزرگوار دکتر بهشتی به اتمام میرسانم “: ما هر کجا به فرمایشات امام (ره) گوش کردیم موفق بودیم وهرکجا سعی دراعمال نظر خودبودیم شکست خوردیم “.
سعید محمدی
خرداد ۱۳۸۲
سخنان، احکام، پیامها
مخاطب: پسندیده، سیدمرتضی [۲]
۶ ـ راجع به موادمخدره دو مرتبه تاکنون جواب دادهام معاملات نکنند و هر چه کردهاند ترتیب اثر بطلان دهند و وجوه آن را به صاحبانشان برگردانند و در صورتی که نمیشناسند صدقه دهند.
مخاطب: پسندیده، سید مرتضی[۳]
بسمه تعالی
۲۹ قع ۹۶
به عرض حضور مبارک میرساند، جواب مرقومات مبارکه را دادهام اینک قبض را که خواستهاید و آقای اسلامی خواستهاند میفرستادم. .....
۸ ـ معاملات هروئین و امثال آن را عرض کردم که باید معامله بطلان کنند و وجه را به صاحبش برسانند و اگر نمیشناسند، ازِقبل او مجازند صدقه بدهند...
حضار: دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج [۴]
..... این جور نیست که اگر یک حکومت اسلامی پیدا بشود، دیگر زندگی مردم را برهم میزند، و توپ و تانک واین چیزها دیگر نمیخواهیم و ما میخواهیم الاغ سوار بشویم، حرفهای مفت است که میزنند. کجای قرآن، کجای احکام قرآن، کجای احکامی که خود روحانیون ] دارند[یک همچو کلمهای ازشان صادر شده است که مابا مظاهر تجدد مخالفیم. ما با مظاهر انحرافات مخالفیم آقا.
چیزهایی که مظاهر تمدن بوده وقتی که به دستاین مفسده جوها و این استفاده گرها میافتد، از آن صورتی که داشته مسخش میکنند. یک سینمایی که ممکن است مربی یک طایفهای، مربی یک ملتی باشد، به یک صورتی در میآورند،..... بچههای ما را فاسد بارمی آورند. خوب، ما با این مخالفیم. ما با اصل سینما، اگر چیزهایی را که انجام میدهد، کارهایی را که انجام میدهد کارهایی باشد که برای ملت مفید است، بچهها را تربیت میکند، رشد میدهد، مخالف نیستیم. ما با این مراکز فساد که دارد طبقه جوان ما را از دست ما میگیرد، که در ایران میبینید که در تهران چقدر مراکز فساد دارد، چقدر بچهها و جوانهای ما را اینها تریاکی کردهاند و عرض میکنم که بدتر، از این مخدرات دیگر، مشروبخور، چقدر مشروب سازی در ایران هست، ما با اینها مخالف هستیم،
مخاطب: دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج[۵]
..... افیون معنایش این است که مثل تریاک، این مواد مخدره که استعمال میکنند و انسان بعد از استعمالش به چرت میرود.....
مصاحبه کننده: خانم الیزابت تارگود، خبرنگار روزنامه انگلیسی گاردین [۶]
......... ما با سینماهایی که برنامههای آنها فاسد کننده اخلاق جوانان و مخرب فرهنگ اسلامی باشد مخالفیم. اما با برنامههایی که تربیت کننده و به نفع رشد سالم اخلاقی و علمی جامعه باشد موافق هستیم. مشروبات الکلی و الکلیسم و سایر مخدرات که مضر به حال جامعه میباشد، جلوگیری خواهد شد......
حضار: دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج [۷]
..... در اسلام، تمام آثار تجدد و تمدن در اسلام مجاز است مگر آنهایی که فساد اخلاق بیاورند، فساد عفت بیاورند. اسلام آن چیزهایی را که مخالف با مصالح ملت بوده است، آنها را نفی کرده. آنهایی که موافق با مصالح ملت است، آنها را اثبات کرده است. ما الان این مظاهر تمدنی که در جاهای دیگر ـ در ممالک پیشرفته ـ از آنها استفادههای صحیح میشود، وقتی که آمده است در مملکت ما یا مملکتهای شبیه به مملکت ما، استفادهایی که از اینها میشود استفادهای فاسد میشود، مثلاً سینما، ممکن است که کسی در سینما نمایشهایی که میدهد نمایشهای اخلاقی باشد، نمایشهای آموزنده باشد، که این را هیچکس منع نکرده، و اما سینمایی که برای فساد اخلاق جوانهای ماست، و اگر چند روز جوانهای ما در این سینماهایی که در این عصر متعارف بود و در زمان شاه متعارف است، اگر چند وقت یک جوان برود در آنجا فاسد بیرون میآید، دیگر به درد نمیخورد .... و اینها میخواهند همین بشود. یعنی تمام برنامههایی که اینها درست کردهاند، برنامههای فرهنگی، برنامههای هنری، هرچه درست کردهاند استعماری است. میخواهند اینها جوانهای ما را یک جوانهایی بار بیاورند که به درد آنها بخورند، نه به درد مملکت خودشان بخورند، یا فاسد بشوند یک عضو فاسدی بشوند. اگر یک مدتی این جوانها در این مراکز فسادی که اینها درست کردهاند و در اختیار جوانها گذاشتهاند .... آن قدری که مراکز فساد در تهران ـ الان بیشتر از کتابخانه است، بیشتر از مراکزی است که برای تعلیم و تربیت است ـ برای این است که میخواهند این جوانها به طرق مختلفه ......
بیکاره و بیعار بار بیایند، دیگر در مقابل این استفاده جوهای خارجی نتوانند کاری ] بکنند[، یعنی بیتفاوت باشند نسبت به آنها. این جوانهایی که تریاکی بار آمدهاند، هروئینی بار آمدهاند، شارب الخمر هستند، قمارباز شدهاند ـ عرض بکنم ـ در مراکز فساد و فحشا رفتند، اینها دیگر همان عیاشیها را تمام مقاصد خودشان میدانند و عالم هر چه بشود، آنها بی تفاوتاند نسبت به آنها. و آنها میخواهند که این نسل جوانی که ممکن است یک ثروت بزرگی برای یک مملکت باشد و این مملکت را جلو ببرد، این نسل جوان را کاری بکنند که به عقب برگردد، یعنی چیزی بشود بیفایده، یک امر بیفایدهای، یک ثروت بیفایدهای برای مملکت بشود. این یکی از کارهایشان است که میکنند.
مخاطب: خبرنگار تلویزیون فرانسه [۸]
ـ ] قسمت دوم سئوالم که مربوط به گذشته یعنی به عقب برگرداندن است [...
ـ -اینکه گفته میشود که ما میخواهیم مملکت را به عقب برگردانیم این مطلبی بوده است که شاه برای اینکه دست و پا بزند و خلاص بشود از این گرفتاری که دارد منتشر کرده. ما با جمیع آثار تمدن موافقیم و مایلیم که مملکت ما مجهز بشود به جمیع آثار تمدن لکن نه به آنطور که شاه عمل کرد. شاه تمام آثار تمدن را درایران به یک آثار فاسد کننده مفسد در آورد: سینماها را محل فساد درست کرد، اخلاق جوانهای ما را فاسد کرد، مراکز فحشا را زیاد کرد، مراکزی که جوانهای ما را عادت به چیزهای باطل مثل هروئین میکند زیاد کرد؛ و ما با اینها مخالفیم. و اما با آثار تمدن و پیشروی به هیچ وجه مخالف نیستیم، با پیشرویهای شاه مخالفیم که پیشرویهای او ما را به عقب برگردانده؛ و حالا سالهای طولانی باید ایران زحمت بکشد تا اینکه ایران را به حالی برساند که ترمیم کند این فسادهایی که شاه در ایران ایجاد کرده و این خرابیهایی را که به بار آورده. .....
مصاحبه کننده: خبرنگار تلویزیون فرانسه [۹]
ـ ] پیرامون شایعه ثروتمند بودن روحانیت و همچنین گرفتن کمک از کشورهای دیگر و احتمال بازگشت به نظام قرون وسطی چه میگویید؟ [
..... اینکه گفتهاند میخواهیم مملکت را به عقب برگردانیم، مطلبی است که شاه منتشر کرده، برای اینکه دست و پا بزند و خلاص شود از این گرفتاریهایی که دارد. ما با آثار تمدن موافقیم. مایلیم که مملکت ما مجهز شود به همه آثار تمدن، ولی نه آنطور که شاه عمل کرد. شاه تمام آثار تمدن را به صورت فاسد کننده در آورد. سینما به صورت ترویج فساد شد. اخلاق جوانها را فاسد کرد، مراکز فحشا را زیاد کرد، و وسایل اعتیاد جوانان را فراهم ساخت. جوانهای ما را به هروئین مبتلا کرد. ما با اینها مخالفیم. با آثار تمدن و پیشرفت مخالف نیستیم. با پیشرویهای شاه مخالفیم که ما را به عقب رانده. حالا ملت ایران سالها باید زحمت بکشد که ایران را ترمیم کند و خساراتی را که شاه در ایران ایجاد کرده و خرابیهای را که به بار آورده جبران نماید.
حضار: طبقات مختلف مردم، پزشکان و داروسازان [۱۰]
] بسم االله الرحمن الرحیم[
من از عواطف شما متشکرم. ان شاء االله خداوند شما را سعادتمند کند. من امیدوارم که در این وقت حساسی که مملکت ما گرفتاری عظیم دارد، همه آقایان، همه قشرها، همه اصناف مردم به هم کمک کنند. همه به هم کمک کنند و این مملکتی را که اینها خراب کردند و گذاشتند و رفتند، این مملکت به همت همه انشاء االله دوباره از نو ساخته بشود. الآن مملکت ما همه چیزهایش، همه چیزهایش خراب است از همه کشور.........
........ آن چیزی که مهم است، یکی نیروی انسانی است که به هدر دادند؛ برای اینکه آن چیزهای اعتیادی را، از قبیل تریاک و هروئین، اینها منتشر کردند و اینها را کشاندند به آنجاها. مراکز فحشا درست کردند و جوانهای ما را بردند آنجا........
حضار: بانوان قم [۱۱]
..... در زمان این ] شاه محمدرضا[هم همه چیزهای ما را بردند، همه حیثیت ما بردند. آنقدری که به نیرویانسانی ما ضرر زدند، به نیروهای مادی ما ضرر نزدند.
آنقدری که انسانها را نگذاشتند رشد بکنند، آنقدری که مراکز فحشا را درست کردند، قمارخانهها را درست کردند، فحشا خانهها را درست کردند و در اختیار جوانهای ما گذاشتند و آنها را غافل کردند از مقدرات خودشان، آنقدر که ابتلا به این مواد مخدره اینها پیدا کردند در زمان اینها برای اینکه همه چیزشان را تخدیر کنند و نگذارند نسبت به مقدرات خودشان فکر بکنند. لکن خدای تبارک و تعالی خواست که در این دو سال اخیر، البته مبداء از ۱۵ خرداد بود لکن در این دو سال اخیرکه نهضت شکوفا شد، خدای تبارک و تعالی به شما کمک کرد. .....
مخاطب: با هیئت دولت موقت [۱۲]
و آنچه که باز باید به قشرها ملت عرض کنم این است که ما نمیتوانیم خرابیهای که واقع شده است و در ظرف این ـ تقریباًـ بیست و چند سال اخیر بیشتر از همه اوقات خرابی به مملکت ما وارد شده است، نمیتوانیم که اتکال به این کنیم که دولت این خرابیها را جبران کند، دولت فقط نمیتواند. نمیتوانیم اتکال کنیم به اینکه روحانیت این کار را انجام بدهد، روحانیت نمیتواند.
نمیتوانیم اتکال کنیم به اینکه ادارات دولتی، فرهنگیان این کار را انجام بدهند، آنها هم نمیتوانند. همان طوری که در پیشرفت این مقصد و در پیروزیای که تاکنون پیدا کردیم، در آستانه پیروزیای که هستیم، اینطور نبود که یک قشر بتواند این پیروزی را به دست بیاورد؛ همه قشرها با هم شدند و همه مسلکها را کنار گذاشتند و با هم پیش رفتند تا اینجا رسیدند. باید حالا هم با هم پیش برویم؛ همان طوری که این پیروزی پیدا شده است و همه با هم این راه را طی کردهاند.
اگر بخواهیم از حالا به بعد مشغول ساختن این ویرانه باشیم، هیچیک از قشرها تنها نمیتوانند این ویرانه را بسازند؛ باید باز همه با هم ـ تمام قشرها با هم ـ باید این ویرانه را بسازند منتها هر کس در هر محلی هست.
کشاورزها در محل کشاورزی که هستند به کشاورزی خودشان علاقه پیدا بکنند.
الان دیگر دستی نیست که آنها را به فشار وادار به امری بکند یا منافع آنها را بخواهد به واسطه سودجویی خودش بردارد یا به غیر بدهد؛ امروز کسی همچون کاری نخواهد کرد. کشاورزها باید به کشاورزی خودشان ادامه بدهند و علاقه داشته باشند، و کشاورزی که میکنند در این برهه از زمان باید اکثرش و قسم مهمش این چیزهایی باشد که غذای ملت را اداره میکند مثل گندم، برنج، جو، عدس ـ امثال اینها. از چیزهایی که ـ موادی که ـ مضر است یا نافع نیست خودداری بکنند، از مثل، کشت تریاک کمتر بکنند، خودداری بکنند. و از چیزهایی که نفع خیلی ندارد، در تغذیه مردم دخالت ندارد، از آنها خودداری بکنند وعمده کار را همان مواد غذایی، عمده کشت را مواد غذایی بکنند که ما احتیاج به خارج انشاء االله پیدا نکنیم. الان میدانید که ما محتاج به خارجیم راجع به مواد غذایی، باید ما خودمان این را جبران بکنیم و این به همت کشاورزان ماست و البته دولت هم با کشاورزها باید همراهی بکند، و همراهیان شاء االله میکند.
مخاطب: با قشرها مختلف مردم [۱۳]
..... از قمار بازی جلوگیری میکند اسلام؛ از شرابخواری جلوگیری میکند اسلام، از هروئین جلوگیری میکند اسلام؛ برای اینکه مفسده دارند. برای همه یک محدودیتهایی هست، و محدودیتهای شرعی و الهی. محدودیتهایی است که به صلاح خود جامعه است؛ نه این است که برای جامعه یک چیزی مثلاً نافع بوده است که محدودیت برایش ایجاد کردهاند. .....
حضار: اعضاء هیئت بازرگانی ایرانی [۱۴]
..... یک طایفه هم این قاچاقچیها؛ هروئین فروش و قاچاقچی ] که [اسلحه قاچاق میآورد. این هم یک درد و بلایی است که الآن به جان این ملت افتاده است. اینها درجه اول خائنین هستند به این مملکت. تریاک آوردن و پخش کردن بین مردم، هروئین آوردن و پخش کردن بین جوانهای ما، ملت ما را از بین خواهد برد. اینها خودشان قبل از اینکه آن عذاب الهی برایشان بیاید، قبل از اینکه آن شلاق الهی به آنها بخورد، خودشان ملاحظه بکنند و نکنند.
ترک کنند این را؛ این جنایت است، این کشیدن جوانهای برومند ماست به از بین رفتن این فساد نسل است؛ نسل را فاسد میکند. کاسبی مگر قحط است که انسان هروئین فروشی بکند؟! کاسبی دیگر بکن! برو کار دیگری بکن!
قاچاقچی؟! آن هم قاچاق هروئین و تریاک و قاچاق اسلحه از خارج؛ که یکوقت به دست دشمنها بیفتد و مملکت را به هم بزند. این هم یک باب است.....
ما الآن وضعمان طوری است که همهمان باید کمک بکنیم به این کشور. همه باید دلسوزی بکنیم برای این ملت. ملتی است که مثل ملت جنگزده ـ جنگزده است واقعاً ـ ملتی است که در خیابانها جنگ کردند. مگر جنگ غیر از این بود؟ منتها آنها توپ و تانک داشتند، اینها مشت داشتند و اراده قوی ـ یک ملت جنگزده، یک ملت خیانتزده، یک ملت جنایتزده، یک ملتی که فقیرش کردند و رفتند، انصاف نیست که حالا قشرها مختلفهای که دستشان به دهنشان میرسد با این ملت باز همان کاری را بکنند که آنها میکردند به صورت دیگر. همان خیانتهایی که آنها میکردند: آنها میبردند میکشتند تو حبسها و اینها، اینها با هروئین میکشند! این بدتر از قتل است.
باید ما بیدار بشویم آقا! باید موافق اسلام عمل کنیم، انسان باشیم ما، باید انصاف داشته باشیم ما. دردها زیاد است و من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی همان طوری که تا حالا با رحمت خودش با ما عمل کرده است، باز هم با رحمت خودش عمل بکند که ما بتوانیم این نهضت را به آخر برسانیم و مملکت خودمان را از چنگال اجنبیها نجات بدهیم و اشخاص خائن را هم به سزای خودشان برسانیم.
انشاءاالله خداوند همه شما را حفظ کند. موفق باشید؛ سلامت باشید؛ برای مملکت خودتان خدمت بکنید. .....
حضار: کارمندان قسمت بیسیم مخابرات [۱۵]
..... شماها هستید که میتوانید مملکت را نجابت بدهید با تربیت اولاد. تربیت اولاد را پیش شما کوچک کردند. تربیت اولاد بالاترین چیزی است که در همه جوامع از همه شغلها بالاتر است. هیچ شغلی به شرافت مادری نیست. و اینها منحط کردند این را. این خیانت بزرگی است که به ما کردند، و به ملت ما کردند.
مادرها رامنصرف کردند از بچه داری ........ بچه داری را یک چیز منحطی حساب کردند; در صورتی که از دامن همینمادرها مالک اشتر پیدا میشود. از دامن همین مادرها حسین بن علی پیدا میشود. از دامن همین مادرها اشخاص بزرگ پیدا میشوند که یک ملت را نجات میدهند. اینها این را منحطش کردند.
شما را به یک صورتی میخواهند حفظ کنند. مادرها را] اگر[بتوانند به صورت عروسک در آورند. عروسک! که هیچ کار نداشته باشدبه سرنوشت ملت خودش.
هیچ کاری به این نداشته باشد که سرنوشت این ملت باید چه بشود، و من چه نقشیدارم در سرنوشت این ملت.
جوانهای ما را هم میخواهند یک دسته شارب الخمر قمارباز، هروئینی! تربیت بکنند: این طور میخواستند تربیت بکنند! مهملشان کنند. اصلاً تهی کنند؛ محتوا را بگیرند از آنها. حالا ما باید بیدار بشویم. باید توجه کنیم که تا حالا شد آنچه که شد؛ خیانت شد آنقدر که شد؛ و الحمدا... دست خائنها تا آن اندازهای که باید کوتاه بشود شد، و مابقیشان هم میشود ان شاءا...؛ اما ما باید حالا بیدار بشویم گول نخوریم. دوباره گول این تبلیغات را نخوریم که میخواهند ما را دوباره به عقب برگردانند. الان ریشههای اینها در ایران هست این ریشههای فاسد را اگر ما جلویش را نگیریم، همهمان با هم، همه با هم. اگر جلو این را نگیریم، این ریشههای فاسد کمکم رشدمیکنند. افراد هم را پیدا میکنند، با هم مجتمع میشوند. اگر ما جلو اینها را نگیریم، شما مادرها جلو نگیرید، شما خواهرها جلو نگیرید شما بردارها جلو نگیرید، رشد میکنند آنها. و رشد کردن آنها موجب این میشود کهباز زندگی ما تباه بشود، باز مملکت ما به تباهی کشیده بشود. الان ما همه موظفیم شما موظفید؛ من موظفم. من یک طلبه موظف و دعاگو به شما؛ شما یک بانوی محترمه موظف؛ آقا یک آقای محترم موظف؛ همه موظفیمکه توجه داشته باشیم که این نهضت را همانطور که تا حالا آوردیم حفظ کنیم و نگذاریم که اخلال در آن بشود.....
مخاطب: هیئت قائمیه تهران[۱۶]
..... این انقلاب روحی را حفظش کنید. حالا که رسیدیم ما به ـ مثلاً ـ یک قسم از پیروزی، و آن رفع موانع است، حالا مدتی اعتصاب شده است و مثلاً کم دخلی شده است، حالا اینطور نباشد که تلافی بخواهید در آورید. تلافی آن اعتصابهایی که کردید حالا بخواهید به جان مردم بیفتند و تلافی کنید. اگر اینطور باشد، آن روحیه اسلامی ـ الهی از دست رفته است؛ و اگر آن روحیه از دست رفت، پیروزی هم از دست ما میرود. این را باید حفظش کنید. این تحول روحی را باید حفظش کنید. نگویند که حالا گذشت و دیگر چطور؛ هر که برود سراغ کار خودش، و هر که سرکسب خودش! و آنطوری که هر روز تقریباً ـ حالا با کم و زیادتش ـ به ما هی میآیند شکایت میکنند که گرانفروشی چقدر شده، گرانفروشی چه شده، قاچاقگری چقدر شده، هروئین فروشی چقدر شده، تریاک فروشی چقدر شده. اگر برگردد آن تحول روحی، که یک برهه از زمان بود و شما را به پیش برد، اگر خدای نخواسته آن برگردد، خوف این است که جهات دیگر هم برگردد، عنایت خدا برگردد.....
حضار: گروهی از عشایر کهگیلویه و بویراحمد [۱۷]
] ..... یکی از حضار اظهار میدارد: اگر حضرت امام امر بفرمایند ما آماده حراست از مرزهای کشور در منطقه عشایری هستیم. [
ان شاءاالله موفق باشند. البته مرزها را باید خود آقایانی که در مرز هستند حفظ کنند، که از خارج یک اشخاص غیر صحیحی وارد نشوند. چنانکه گفته میشود، افرادی هستند که از خارج وارد میشوند، اسلحههایی وارد میشود؛ مواد مخدره از قبیل هروئین، تریاک و این طور چیزهایی که مضر است به حال مملکت، وارد
میشود؛ و الان هم ارتش خیلی قدرت ندارد، ژاندارمری خیلی قدرت ندارد ـ که مشغولاند برای اینکه قدرت بهشان بدهند ـ لکن باز میایستند. الان خود ملت باید این مسائل را حل کند. الان مملکت مال خودتان شده؛ وقتی مملکت مال خودتان باشد مثل اینکه برای عایله خودتان خدمت میکنید. برای مملکت خودتان هم خودتان باید خدمت بکنید؛ و هر نابسامانیهایی که هست در هر جا باید خود شماها رفعش بکنید. ان شاءا... موفق باشید، مؤید باشید انشاءاالله .....
حضار: پرسنل نیروهای هوایی و دریایی بندرعباس[۱۸]
..... شما آزادید؛ آزادی را صرف کنید در صلاح ملت، در صلاح کشور. و آزادی برای این نیست که هر کس هر کاری میخواهد بکند. قاچاق فروشی بکند، گرانفروشی بکند، سرحدات را به هم بزند، نظام را به هم بزند؛ جهات مقررات ملی و دولتی و اسلامی را ملاحظه نکند. معنای آزادی این نیست. آزادی در حدود مقررات است. مقررات را باید حفظ کرد.....
..... من از شما دوستان عزیز، فرزندان محترم، که در سرحدات هستید و در آنجا زحمت میکشید و در آن هوای گرم برای اسلام و برای کشور خودتان خدمت میکنید، کمال تشکر را دارم. و امیدوارم که شما خودتان سرحدات را حفظ کنید و نگذارید قاچاق وارد بشود؛ خصوصاً اسلحه قاچاق و مواد مخدرهای که برای ملت ما مضر است. خود شما باید آنجا فعالیت کنید و جلوگیری از این مطالب بکنید. خداوند به همه شما سلامت و سعادت و عزت و عافیت عنایت کند، و شما را جز فداکارهای اسلام قرار بدهد.
حضار: فلاحی ولی آ... فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران ـ گروهی [۱۹]
..... شما میدانید که الان باز ما در حال انقلاب هستیم. البته یک راههایی را رفتیم، ولیکن بازهم حال انقلاب است، حال غیرعادی است. در این حال غیرعادی، که الان سرحدات ما وضعش وضع صحیحی نیست. و هرروز تقریباً از اطراف به ما خبر میدهند که اسلحه وارد میشود، موادمخدره وارد میشود اشخاص قاچاقیوارد میشوند و در بین شهرها هم باز یک شلوغیهایی هست، در داخل شهرها هم باز این عناصر ضد انقلابهستند، الان یک وضع انقلابی ما داریم، در این وضع انقلابی باید همه قوا توجه به همه مقاصد داشته باشند. آنکه در سرحد است اگر یک وقتی در داخل یک عدهای میخواهند انقلاب کنند، میخواهند برضد انقلاب عملکنند، میخواهند خرابکاری کنند، و اینهایی که در داخل شهرها هستند نمیتوانند جلوی اینها را بگیرند، آنهاباید سراغ این کار و این کار را انجام بدهند، برای اینکه سرحدداری برای حفظ مملکت است. چنانکه در شهرها ژاندارمری میخواهد انتظامات را برقرار کند، این برای حفظ نظام است، اگر ژندارمری دید که سرحدات به هم خورده است، دارد از دست میرود، این ژاندارمری دیگرحق ندارد بگوید که من مال بین شهرها هستم، یا مثلاقوایی که در داخل شهرند، هوایی، زمینی، دریایی، ـ همه اینها موظفاند الان ـ الان همه قوای انتظامی موظفاند بهاینکه مراقب باشند همه مملکت را، چنانچه همه مردم موظفاند. و این انحصار به قوای انتظامی ندارد. ما نباید بنشینیم بگوییم که حفظ نظم با قوای انتظامی است. نه اگر در حال عادی بود، حفظ نظم با قوای انتظامی بود. اما اگر حال غیرعادی شد، مردم همه موظفاند که کمک کنند به قوای انتظامی، قوای انتظامی را تنها نگذارند، پاسدارها هم موظفاند، خود مردم هم موظفاند.
حضار: پاسداران و بازاریان تهران [۲۰]
«..... ما آزادیم هروئین بفروشیم، آزادیم تریاک بفروشیم، آزادیم قمارخانه باز کنیم، آزادیم شرابخانه باز کنیم، شراب فروشی باز کنیم! “ همچو ” آزادی» نیست. این آزادیها یک آزادیهای غربی است که این طور چیزها را میآورد.
آزادی ای که در اسلام است در حدود قوانین اسلام است. آن چیزی که خدا فرموده است نباید بشود، شما آزاد نیستید که اقدم کنید به آن. همچو آزادی نیست که کسی بخواهد قمار کند، بگویند ” آزاد است، خودش میداند.....“
..... جوانهای ما را بد بار آوردند؛ هروئینی بار آوردند، تریاکی بار آوردند، قمارباز بار آوردند، شرابخوار بار آوردند و یک صدمه بزرگی به کشور ما زدند که نیروی انسانی را از ما گرفتند؛ نیروی انسانی را هدر دادند. باید در جمهوری اسلامی، نیروهای انسانی محفوظ بماند. نیروهای انسانی صرف یک امر صحیح بشود تا کشور ما نجات پیدا بکند. ما الآن یک کشوری داریم که سالهای طولانی و خصوصاً در این پنجاه سال و چند سالی که این پدر و پسر غیر صحیح، این پدر و پسر جنایتکار، در این مملکت حکومت کردند، نیروی انسانی ما را از بین بردند.
الان شما باید چراغ بردارید و بگردید دوره که انسان پیدا بکنید! نگذاشتند انسان پیدا بشود. دانشگاهها را نگذاشتند دانشگاه اسلامی باشد، دانشگاه انسانی باشد.
مدارس ما را نگذاشتند درست ما درس بخوانیم. فشارها، اختناقها در آن زمان، در این زمان؛ هر کدام به یک شکلی. جوانهای ما را برایشان مراکز فحشا تهیه کردند؛ و تشویق کردند به این مراکز فحشا. مراکز فحشا را میگویند بیشتر از کتابخانه هست! و همینطور هم هست. حالا ان شاء االله امیدوارم جلوگیری شده باشد.....
حضار: اعضای بانک مرکزی ایران [۲۱]
..... الان ما همه مان مبتلا به این هستیم که یک مملکتی که اینها آشفته کردند و خراب کردند و همه چیز ما را از بین بردند [....] و بدتر از همه نیروی انسانی را از بین بردند. این از همه خیانتها برای این مملکت بالاتر است که اینها نیروی انسانی را تباه کردند به وجههای مختلف: به درست کردن مراکز فحشاـ من که اطلاعی ندارم، ولیکن حالا میشنوم بین تهران تا کرج و شمیران و امثال ذلک چقدر مرکزفحشا درست کرده بودند، دنبالش هم تشویق میکردند ـ سینماهایی که باید آموزنده باشد به چه صورت در آوردند و تشویق کردند همه را بر این. مراکز مخدرات، از قبیل تریاک و هروئین و اینطور چیزها، چقدر درست کردند و چقدر وارد کردند. خودشان هم عامل آوردنش بودند، از قراری که میگفتند، و چقدر تشویق کردند. یک مملکت را نیروی انسانیش را تباه کردند و رفتند. انسان میتواند که اقتصادش را با یک ـ دو سال، چهار سال، درست بکند؛ اما انسانی که فاسد کردند و یک طبقه که حالا چهل ساله هستند، سی ساله هستند، اینها فاسد شدند، این یک عمر میخواهد این طبقه را دوباره آدم برگرداند به حالی که باید رشد بکند. این از همه ضربههایی که به ما وارد شده است بدتر است؛ و مهم هم برای آنها همین بوده است. آنهایی که میخواستند ما را از بین ببرند و هر چه داریم ببرند و هیچکس هم حرف نزند. آنها دنبال این بودند که تمام نیروهای انسانی را تباه بکنند؛ حالا یا به دست تبلیغات که کردند دامنهدار؛ یا با فشارها و امثال ذلک نیرو را از دست ما بگیرند؛ که الان ما وقتی که وارد بشویم و بخواهیم اصلاحش بکنیم، از حالا باید آن طبقه بچه و جوان کوچک را کمکم تربیت کنیم تا برسد به آنجا. آن بزرگها را همچو کردند که کم میشود اصلاحشان کرد ...
حضار: گروهی از پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان گنبد [۲۲]
] بسم االله الرحمن الرحیم [
ان شاءاالله خداوند شما را به وظایف پاسداری تأیید کند؛ که هم پاسدار از خودتان باشد و هم پاسداری از اسلام. پاسداری از اسلام همینی است که جلو فسادها را بگیرید؛ جلو هروئین، جلو این جور مفسدهها. و پاسداری از خودتان اینکه مبادا خدای نخواسته برای قدرتی که دارید به دیگران تعدی بکنید، به منزل کسی بروید، کسی را بی خودی بگیرید؛ حالا به واسطه قدرتی که دستتان آمده .....
حضار: جوانان اصفهان[۲۳]
..... اینها همه روی نقشه است. نقشه کشیدند که نگذارند این نهضت به ثمر برسد؛ و لذا از همه طرف خرابکاری میکنند. یک خرابکاریشان همین است که نگذارند جوانهای ما صحیح بار بیایند؛ و حالا که باید از نیروی جوانی استفاده بشود، نگذارند این نیروی جوانی به ثمر برسد. بنابراین باید از همه جوانب جلوگیری بشود. هر دستهای باید یک گوشهاش را بگیرد و درست کند. یک دسته مبارزه با موادمخدر بکنند، یک دسته با مشروبات مبارزه کنند، یک دسته هم با فسادهای دیگر مبارزه کنند و همینطور، تا انشاءاالله این نهضت به ثمر برسد و دولت اسلامی، آنطوری که اسلام فرموده است نه آنطوری که هوای نفس بخواهد، عمل بکند؛ اگر اسلام تحقق پیدا کند، این سعادتی است برای ملت و سایر ملتها. من توفیق شما را در این مجاهدت از خدا میخواهم. البته هر کس هم به شما کمک کند، کمک به امر خیری کرده است. خداوند همه شما را موفق کند.
حضار: کارکنان سازمان مبارزه با اعتیاد [۲۴]
بسم آ... الرحمن الرحیم
اصل قضیه مبارزه با فساد مطلقاو با این قسم از فساد که اعتیاد باشد، هیچ اشکال ندارد و مطلبی است که بایدبشود، و باید هم دولت و اشخاصی که میتوانند کمک کنند که این فساد برداشته بشود، در این هیچ اشکالینیست. هر عقلی و هر عاقلی این معنا را تصدیق دارد که با این طور فسادها، که جوانهای ما را به نیستی تقریبامیکشد، باید مبارزه بشود، و آنهایی که معتاد هستند باید آنها را در مراکزی، از اعتیاد بیرون بیاورند و بالاتر، جلوگیری از فروش و خرید و پخش این طور مواد بی اشکال لازم است. از نظر شرع هم باید، این کار بشود منحالا کیفیت اینکه ... وضعش چه جور است، این را دیگر من الان اطلاعی ندارم، اگر آقایان، یک برنامهای دارند وآن برنامه موافق با مصالح است و موافق با همین قضیه است که برای جلوگیری از اعتیاد و برای اینکه معتادینرا معالجه بکنند، بسیار امر صحیحی است و لازم، البته فساد در این مملکت هم منحصر به اعتیاد نیست اعتیاد] و [اینطور فسادها] را[دامن زدند، زیاد کردند. اصل برنامه این بوده است که جوانهای ما را به فساد بکشند.
اینها برای اینکه مبادا یک قدرتی یک وقت در مقابلشان قیام کنند، هر جا که احتمال یک قدرتی میدادند آن را باتمام قوا سرکوب کردند.....
..... اینها میخواستند که هر قوهای که احتمال بدهند که در مقابل اجانب بایستد و اربابها بایستد و هر فکری را کهاحتمال بدهند که این فکر در مقابل آنهاست، اگر بتوانند فکر را از او بگیرند فکر را چه طور بگیرند؟ به اعتیاد بهمشروبات، به اعتیاد هروئین و امثال این مخدرات که فکر انسان را میگیرد؛ انسان را از میان تهی میکند، مراکزفحشائی که سرتاسر مملکت بود، مراکز فسادی که سرتاسر مملکت بود، خوب، این هم جوانها را مشغول میکردبه یک امور شهوانی که بکلی افکار را از دستشان میگرفت. این یک برنامه بود .... این برنامه روی یک حساب] بود [نه اینکه همین طوری میشد. یک حساب، حساب دقیق این کارها انجام میگرفت. و الان روی یک حساب دقیق دارد یک کار دیگر انجام میگیرد. شما گمان نکنید کههمین طوری الان صد تا گروه پیدا شده، صد تا گروه اظهار وجود کردند، صد تابیشتر میگویند هست! اظهار وجود کردهاند، این همین طوری نیست صد گروه در یک مملکتی اظهار وجود کنند یعنی صد گروه با هماختلاف پیدا بکنند، یعنی صد گروه با اسلام مخالف باشند بیشترشان. این همین طوری نیست که من باب اتفاقهر گروهی دلشان خواسته] تشکیل بدهند [خیر، یک دستی در کار است، که یا اینها دانسته هستند که خیانتکارند، چنانچه بسیاریشان اینطورند یا ملتفت نیستند و توجه به مسائل سیاسی ندارند. در یک موقعی که همه قدرتها جمع شد با هم و ملت را با هم منسجم کرد،] و[الان که وقت این است که نتیجه گرفته بشود و سازندگی بشود، در این موقع آمدند گروههای مختلف، دستجات مختلف، احزاب مختلف، هرکسی یک طرفی یک گروهی درستکرد، بسیاریشان در مقابل نهضت و در مقابل اسلام و بسیاریش هم اسم این را نمیبردند لکن واقعش همینطور است اینها یک مسائلی است که حساب کردند رویش خارجیها. حساب کردند رویش آنهایی که مطالعه کردند در افکار ما، در عادات ما، در جمعیتهای ما.
آنها از هر راهی میخواهند نگذارند که این نهضت به ثمر برسد.....
..... از چیزهای مهمی که در این باب بوده همین قضیه موادمخدر بود که با حساب موادمخدره میآید، نه این است کهیک قاچاقچی این کار را میکند، یا قاچاقچیهایی؛ خیر، اینها حساب دارد، اینها روی حساب فهمیدند دانشگاه راباید چه طوری نگذارند عمل بکند، مدارس علمی را باید چه جوری نگذارند کار بکند
- عرض میکنم که - جوانها را چه جوری باید نگذارند که مفید برای جامعه باشند، نگذارند رشد بکنند. یک قسمش هم همین است که با اعتیاد، با هروئین و با تریاک و با امثال ذلک این کارها را رواج بدهند. اینها یک مسائل حساب شده است؛ شما اینها راپای چهار تا قاچاقچی حساب نکنید این” قاچاقچی بزرگها” این کارها را میکنند، این دستهای خارجی دارد اینکارها را میکند این طور نیست که این مفسدههایی که الان در ایران دارد میشود مثلاً شما این را پای یکجمعیتی حساب بکنید که شلوغکارند، نخیر این روی حساب صحیح ] و[دقیق پیش خودشان حساب شده استکه باید این مملکت که بناست اسلامی بشود و اگر انشاء آ... اسلامی بشود، دست اینها دیگر تا آخر کوتاه است، نه به نفتش میتوانند دست بزنند و نه به مس اش میتوانند و نه به سایر چیزهایش.
اینها میخواهند که نگذارند این نهضت به آخر برسد.....
اصلاً تمام اینها یک نقشههای حساب شده است. نه آن کسی که در سرحدات و اینها به اسم مثلاً کمونیستی و به اسم نمیدانم کذا شلوغ کاری میکنند.
اینطور است که یک دستهای خودشان همین طوری آمدهاند میکنند. نه اینکه هروئین و رواج هروئین در سر تا سر مملکت .... همین طوری شده، و من باب اتفاق شده است؛ نه، اینها همه روی نقشه است.
نقشه کشیدهاند اینها، که نگذارنداین نهضت به ثمر برسد، چه بکنند. از همه اطراف خرابکاری. یک خرابکاریهایشان همین است که جوانها را نگذارند یک جوان صحیح بار بیاید. که اگریک نهضتی بشود، از این نیروی جوانی باید استفاده بشود، نگذارند نیروی جوانی به ثمر برسد. بنابراین، خوب مسئلهای است که همه جوانب باید جلوگیری بشود؛ و البته همه جوانب را هم همه کس نمیتواند. هر دستهای باید یک گوشهاش را بگیرند و درست بکنند. یک دسته مبارزه با مواد مخدره بکنند، یک دسته مبارزه بامشروبات بکنند، یک دسته مبارزه ـ عرض بکنم ـ با فسادهای دیگر بکنند؛ و همینطور. تا انشاءاالله بلکه این نهضت به ثمر برسد و دولت اسلامی آنطوری که اسلام فرموده است، نه آن طوری که هواهای نفسانی بخواهد بکند آنی که اسلام فرموده است اگر انشاءاالله این تحقق پیدا بکند، سعادت برای این ملت و سایر ملتها ] است. [انشاءاالله کشیده میشود به سایر ملتها.
ومن توفیق شمارا در این مجاهدت از خدا میخواهم و البته هر کس هم بتواند کمک کند به شما، کمک به امر خیری است .....
حضار: پاسداران و روحانیون تربت حیدریه[۲۵]
..... روحانی به وظیفه روحانیتش، به وظیفهای که اسلام برای روحانی تعیین کرده، عمل کند؛ پاسدار اسلام به وظیفه پاسداریش عمل بکند. پاسدار انقلاب است نه مخل به انقلاب، معارض با انقلاب. اگر ما یک خلافی بکنیم روحانی نیستیم؛ یک اشخاص شیطانی هستیم که صورت روحانیت به خودمان، لباس روحانیت پوشیدیم. اگر شما پاسدارها که قدرت الان دستتان است یک کاری بکنید که بر خلاف وظیفه پاسداری است، شما پاسدار اسلام و انقلاب نیستید؛ شما پاسدار هوای نفس خودتان هستید، به هوای نفستان عمل میکنید، به الهام شیطان عمل میکنید. اگر بازاری در جمهوری اسلامی همان بازاری باشد که در رژیم طاغوتی بود، نباید ادعا کند که بازار اسلام است. نه، بازار طاغوت است!
آن اجحافات زیادی که الان دارد به این مستمندان میشود، این رباخواری که الان رواج دارد، این هروئین فروشی و ـ نمیدانم ـ زهر مارفروشی که الآن رواج دارد؛ اینها را به عهده بازار اسلام حساب میکنند؛ به عهده جمهوری اسلامی حساب میکنند. مکتب ما شکست میخورد، اسلام شکست میخورد، اسلام دفن میشود، و دیگر کسی نمیتواند بیرونش بیاورد.....
حضار: نابینایان مدرسه ابا بصیر اصفهان [۲۶]
..... افیونی وقتی افیون کشید چرت میزند ودیگرتوجه به چیزی ندارد.....
حضار: مسئولان و کارکنان مجله خواندنیها[۲۷]
..... جوانهای ما را از طریقهای مختلف اینها میخواستند محتوایشان را از آنچه هستند خالی کنند ] و[یک چیز دیگرشان کنند. یک وقت از راه موادمخدر، خوب این یک راه بود. موادمخدر الان هم رایج است. یک راه از باب مراکز فساد ـ که میدانید که چقدر مراکز فساد درست کردند ـ و جوانهای ما را به آن مراکز کشاندند و از آنی که باید یک جوان استفاده از او بشود برای اسلام، استفاده بشود برای کشور خودش، اینها را از آن استفاده انداختند، یک آدم همین جوری بار آوردند. کسانی که در مراکز فحشا میروند اینها دیگر نمیتواند نه فکرشان یک فکر صحیح باشد، نه عملشان یک عمل صحیح و اینها همین معنا را میخواهند که جوانهای ما را کاری با آنها بیاورند که محتوای خودشان را بگیرند، به جای آن یک چیز دیگری تزریق کنند و یکی از چیزهای مهم هم قضیه مطبوعات و سینماها، تئاترها، رادیوها و اینها بود تمام اینها روی یک نقشه حساب شده برای این بود که این کشور را از آدم خالی کنند، از یک انسانی که بتواند در مقابل کسانی که به کشورش میخواهند خیانت بکنند، به اسلام
میخواهند تجاوز بکنند، بتواند در مقابل بایستد. این بساطی که اینها درست کردهاند و به آن دامن زدهاند و زیادتر از همه در همین زمانهای نزدیک به ما، در این پنجاه سال و این سالهای اخیر دیگر بیشتر، برای این بود که جوانهای ما را از صحنه خارج کنند، به چه خارج کنند؟ این یک رشته طولانی قضیه موادمخدر است که شما خیال میکنید که این قاچاقچیها همان یک کاسبهایی هستند قاچاقچی، بی حساب است مسئله! من احتمال میدهم که این هم جز همان حسابهایی است که آنها میکنند. آنهایی که میخواهند شما را بچاپند، آنهایی که نمیخواهند ایران به پای خودش بایستد. هر کشوری با جوانهایش به پای خودش میایستد. از یک راه جوانهای ما را معتاد کردند به این مخدرات که دیگر یک کسی که معتاد به هروئین شد دیگر آدم اسمش را نمیشود گذاشت!
یک موجودی است که آنجا نفس میکشد، این نمیتواند مبدأ یک کاری بشود، نمیتواند یک ادارهای را اداره کند، نمیتواند تفکر بکند در اموری که مملکتش احتیاج به او دارد. و همینطور مراکز فحشا که درست کردند، هر جا میرفتی یک مرکز فحشایی بود، جمع میشدند با هم. این اشخاصی که معتاد شدند به این، جوان است؟ جوان وقتی معتاد شد به این مراکز فحشا، همه چیزش میشود آن فحشا، این آن دیگر نمیتواند تفکر کند که مملکتش دارد چه میشود، نمیتواند تفکر کند که کی دارد مملکت را اداره میکند، چه جوری دارد اداره میکند؛ کاری به این کار ندارد. او فقط دنبال این است که ببیند که آن مرکز بهتر ارضا میکند او را، یا آن مرکز دیگر! دنبال همین است. یک عده کثیری از جوانهای ما را هم کشیدند در این مراکز. سینماهای آن زمان هم همین بود ـ حالایش را من نمیدانم ـ سینماهای آن زمان هم همین بود که کسانی که معتاد شده بودند بروند سینما، اینها دیگر نمیتوانستند فکر کنند؛ بنشینند فکر کنند که کشورشان به چی احتیاج دارد، کی دارد کلاه سرشان میگذارد. اصلاً همچو فکری در آنها نمیآید؛ چنان خیالی منعکس نمیشود.
هر چه در ذهنش میآید آن پرده سینما و آن بساطی که آنجا هست. سینمایی که باید معلم این جوانها باشد، مربی این جوانها باشد، اصلاح کند اینها را، جوری درستش کردند که به فساد میکشاند آنها را آنهایی که، عقلایی که، اینها را درست کردند اگر برای ماها درست کرده باشند، روی همان عقل خودشان، برای مهار ما، برای این است که جوانهای ما را از دستمان بگیرند و اما برای خودشان اگر درست کرده باشند، ممکن است که یک اغراض صحیحی هم داشته باشند.....
حضار: ۲۶ تن از اهالی تهران [۲۸]
..... آن رمزی که شما را پیروز کرد که ایمان به خدا، توجه به خدا ] بود[که من در قیافه شما دارم میبینم این را؛ این را حفظش کنید؛ گله نکنید از دیگران، شما برای خد آ دارید میکنید. هر چه توانستید، اینهایی که مبتلا هستند، اینها را هم نجات بدهید. هر چه که نتوانستید، عذر دارید پیش خدا. هر چه ماها توانستیم، آنهایی که افتادهاند بایست دستشان را بگیریم.
آنهایی که مبتلای به این مخدرات هستند، اینها برادرهای ما هستند. و ما باید اینها را نجات بدهیم، با چشم پدری، برادری به اینها نگاه کنیم، اینها را هدایت کنیم، نجات بدهیم، کوشش کنیم برای نجات این جمعیت؛ نجات این ملت. شما با این عزم راسخ، با این قوه ایمان، پیاده آمدهاید. خواهرها بالاتر پیاده آمدهاند ـ و من خجلم از این عواطف، من خجالت میکشم که خودم اینجا نشستهام و دوستانم این طور بیابانگردی میکنند. من دعاگوی شما هستم. خداوند انشاءاالله شما را حفظ کند. شما ذخیره اسلام هستید، شمایی که جوانهایی هستید که ذخایر این ملت هستید. این عواطف شما را پیروز کرد.....
..... توجهتان به خدا باشد؛ خلق از شما پذیرفتند یا نپذیرفتند، چیزی نیست.
کوششتان همین باشد که برادرهای خودتان را نجات بدهید؛ ملت خودتان را نجات بدهید. کوشش این باشد که اسلام را ما بتوانیم در این مملکت، آن طوری که اسلام هست، آن طوری که خدای تبارک و تعالی مقرر فرموده است، آن طور ما بتوانیم در ایران پیاده کنیم.
راه طولانی است، قوی باشید، قدرتمند باشید؛ ارادهتان قوی باشد.....
حضار: کارکنان رادیو دریا [۲۹]
..... برنامههای آنها این است که با کوشش ملت را به تباهی بکشند و نسل جوان را فاسد کنند. اگر نسل جوانفاسد نباشد آنها از آن خوف دارند و میترسند
که یک وقت نسل جوان یک عصیانی بکند و آنها را به تباهی بکشد. از این جهت، به وسائل مختلفه کوشش میکنند که نسل جوان را به تباهی بکشند که از مسائل روز و ازمسائل زندگی کنار باشند. و مسائل متعدد، از قبیل مطبوعات که در خدمت آنها بود، رادیو و تلویزیون، سینما، تئاتر، تمام اینها که در خدمت آن رژیمهای غیر توحیدی هست. تمام اینها برای این است که ملت را عقب برانند واز توجه به مقدرات خودشان غافل کنند، و احیانًا بکشانند به طرف خودشان، و آنها را سرگرم به کارهای غیرمقدرات خودشان بشوند و آنها هم منافع خودشان را ببرند ومطمئن باشندکه کسی مخالفشان نیست. ولهذا جمیع مسائل فساد جوانها را اینها فراهم میکردند، از قبیل مراکز فحشا که اطلاع لابد دارید که در تهران خصوصاً چقدر مراکز فحشا بوده است، به طرق مختلفهای که بعضی از آنها گفتنی نیست اصلاً، همینطور اطراف دریا. در وقتی که، موقعی که مردم به دریا رو میآورند، یکی از اموری که آنها دامن میزدند همیناختلاطی بود که بین جوانها و زن و مرد بود. و این نه از باب این بود که اینها میخواستند به جوانهای ما مثلاخوش بگذرد، بلکه از باب این بود که اینها را به تباهی بکشند.
مراکزی که در آن مخدرات از قبیل مشروبات ودستگاههای تخدیری دیگر بود الی ماشاءا... در سینما جوانهای ما وارد میشوند، اگر چنانچه چند روز وارد میشدند عادت میکردند و سینما با آن صورتهایی که همهاش انحرافی بود، رادیوها همه انحرافی، مطبوعات از قبیل روزنامهها، از قبیل مجلات، همه چیزهایی بودند که جوانهای ما را منحرف کنند.
مقالاتی که مربوط به سرنوشت ملت بود امکان نداشت در روزنامهها نوشته بشود یا رادیوها خوانده بشود. مقالاتی که مخالف مسیر ملت بود، مخالف مصالح جامعه بود، اینها رایج بود. و مجلاتی که باید تربیتکند نسل جوان را، مبدل شده بود به آن تربیتی که همه ملاحظه کردید که مجلات ما چه وضع افتضاح آمیزی داشت.
همه برای این بود که جوانها را از مسیری که دارند و مسیر انسانی که باید اینها بروند منحرف کنند بهیک مسیر دیگری، و استفاده کنند. استفاده همچو بکنند که تمام مصالح یک کشور را از بین ببرند، همه چیز رابه تباهی بکشند، همه مخازن ما را به اجنبی بدهند، و کسی نباشد که “ چرا “ بگوید، برای اینکه توجه مردم را ازآن چیزی که مربوط به زندگیشان است منحرف کردند. وقتی جوانها ـ که اساس یک مملکت هستند، پایه یکمملکت هستند ـ همه جوانها بروند طرف فحشا، طرف موادمخدره متوجه بشوند به این مجلات و به این اوضاع و به آن وضع رادیو و تلویزیون و به آن مسائلی که بود، دیگر از برای جوان نه وقتی میماند که فکرکند در این امور، و نه مغزش کار میکند.
..... کسانی که به مواد مخدره عادت میکنند، دیگر نمیتوانند یک انسان جدی باشند که بتوانند در مسائل سیاسی فکر بکنند.....
..... حالا باید جدی بگیرید مسائل را، از آن هزل و شوخی و عرض میکنم که مسائل غیرجدی برگردید به آن مسائل جدی، مملکتتان را اداره کنید؛ خودتان باید اداره کنید. دستگاه تلویزیون یا دستگاه رادیو که آموزنده باید باشد، قدرت بدهد به جوانهای ما، جوانهای ما را نیرومند کند، نباید دستگاه تلویزیون جوری باشد که ده ساعت موسیقی بخوانند. جوانی که نیرومند هست از نیرومندی برگردانند به یک حال خمار و به یک حال خلسه، مثل همان تریاک میماند این هم اینقدر با او فرق ندارد، این یک جور خلسه میآورد، آن یک جور خلسه میآورد. اینها باید تبدیل بشود. اگر بخواهید مملکتتان یک مملکت صحیح باشد، یک مملکت آزاد باشد، یک مملکت مستقل باشد، مسائل را از این به بعد جدی بگیرید. رادیو و تلویزیون را تبدیلش کنید به یک رادیو و تلویزیون آموزنده .....
حضار: دانشجویان کاشان [۳۰]
بسم االله الرحمن الرحیم
..... پنجاه وچند سال رژیمی که ما ادراک کردیم، و ده ـ پانزده سال هم رژیمی که شماها که جوانید ادراک کردید، تمام همشان در انحراف بود. نیروی جوانی را و نیروی انسانی را میخواستند که منحرف کنند، و یا مشغول کنند به چیزهایی که مربوط به زندگی نیست. این همه مراکزفساد، این همه مراکز فحشا، این همه مخدرات، این همه مراکزی که باید آموزشی باشد برخلاف آموزش وفاسدکننده، اینها همینطور من باب اتفاق واقع نشده است. اینها نقشه داشته است، و با آن نقشه عمل شده است.
نقشه این بوده است که نگذارند نیروی فعال این مملکت رشد کند وبه فعالیت انسانی خودش ادامه بدهد. ولهذا از طریقهای مختلف، با برنامههای بسیار وسیع و مختلف، کوشش کردند که نیروی انسانی ما را نگذارند رشد بکند. آنها از نیروی انسانی میترسند. اصلااز انسان میترسند. آنها تجربه کردهاند که در دوران سابق گاهی یکنفر آدم وقتی پیدا شد در مقابلشان ایستاد و منافعشان را مانع شد که درست به آزادی ببرند. و لهذا برنامه آنها ـ خارجیهایی که میخواهند استفاده از ما ببرند ـ این است که نگذارند انسان پیدا بشود و بهتر از همه چیز این است که نیروی جوانی را منحرف کنند از آن راهی که باید برود، بکشندش به طرف فحشا، بکشندش طرف سینمایی که از آن برنامههای فحشایی را داشت .....
..... تا از منزل بیرون بیاید، راهش راه این باشد که یا اطراف دریا برود و آن بساط، یا دنبال مراکزی که مهیا شده و آسانش کردهاند و ارزانش کردهاند برود، و عادتش بدهند به این مسائلی که شهوی است، به این مسائلی که مغز انسان را فاسد میکند، و همه مطلب این است که نگذارند تفکر کند در اموری که احتیاج به آن دارد، اگر جوانهای ما اینطور عادت کردند که دائماً اذهانشان مشغول شد به آن چیزهایی که در سینما به آنها نشان دادهاند و آن چیزهایی که از رادیو شنیدهاند و آن چیزهایی که در خارج برایشان مهیا کردهاند، اینها تمام افکارشان متوجه به همان مسائل میشود.....
..... یک همچو موجودی نمیتواند در مسائل جدی فکر کند. اصلش فکرش نمیآید دنبال مسائل جدی. یک مغزی را که این طور تربیت کردهاند، این مغز نمیتواند اصلاً وارد بشود در یک فکر روز و فکر مسائل حیاتی و جدی، تمام افکارش متوجه به آن مسائل شهوانی و حیوانی است، این یک برنامه بوده. این همینطور اتفاق نیفتاده است که در این ممالک ما این طور، بیخود شده باشد، یا جوانها این کارها را کرده. این فکر، یک مسئلهای بوده است که روی یک نقشهای که از خارج دادهاند به اینها و طرح کردهاند، و اینها هم در خارج اینها را عمل کردهاند. این یک باب واسعی است که علاوه بر آن مسائل دیگری که دارند، یک باب واسعی است که از همه اطراف چشم و گوش جوانهای مارا از مسائل حیاتی ببندند، و به مسائل دیگر منحرف کنند ......
...... از آن طرف، تبلیغات دامنهدار که طبقه روحانی را جدا کنند از مسائل روز.
آنچنان تبلیغ کرده بودند که اوایلی که من ـ همان سال اول و دوم ـ آمدم به قم، در قم وضع جوری بود که یکی از روحانیون که رئیس بود، مورد طعن مردم بود، میگفتند: در منزلش روزنامه پیدا میشود! روزنامه پیدا شدن در منزل یک روحانی را نقصش میدانستند. فلان آخوند “ سیاسی “ است! طعن میزدند به اینکه فلان آخوند “ سیاسی “ است. جدا میکردند روحانیون را، محدودشان میکردند به همان مسائل شخصی، و از مسائل اجتماعی و مسائل سیاسی همچو جدا میکردند، و تبلیغات همچو بود که یک آخوندی اگر چنانچه میخواست در این امور دخالت کند میترسید از مردم، مطعون ۱ میشد، کنار گذاشته میشد، اینطور درست کرده بودند. این هم یک باب واسعی بود برای جداکردن روحانیون از مسائل روز ......
...... حالا باید ما به فکر این مسائل باشیم، هم طبقه روحانیون، و هم طبقه دانشگاهی و دانشجو، و سایر طبقات باید به فکر این مطلب باشیم که الان که اینها احساس کردهاند، لمس کردند که اتصال مردم به هم آنها را شکست داد و نتوانستند مقاومت کنند، روی وحدت کلمه جامعه نتوانستند مقاومت کنند، با تمام جدیتی که آمریکا به صراحت و انگلستان به صراحت و شوروی هم برای حفظ این جرثومه فساد ] کردند [نتوانستند حفظش کنند، و فهمیدند که این برای این بود که قشرهای مختلف با هم مجتمع شدند و مقصود همه هم، یک حکومت عدل اسلامی بود و مجتمع شدند در این مسئله حق، الان بیشتر ما احتیاج به این داریم که خودمان را حفظ کنیم و مجهز باشیم. پیشترها اینها همه کارها را البته میکردند، لکن مسائل کلی در نظرشان بود. اینکه شاید اینها باهم مجتمع بشوند، شاید این دو قوه متفکر روحانی و دانشگاهی با هم بشوند، شاید تودههای مردم با اینها بشود، “ شاید “ها بود، و روی شایدها اینهمه نقشهها بود! حالا احساس کردند، در این نهضت عیناً دیدند که مسئله چه بود، دیدند که همه قدرتها در مقابل قدرت ایمان و اجتماع مردم بر امر اسلامی فشل ۲ شده است، الان بیشتر، نقشههای شیطانی در کار است، الان بیشتر ما باید هوشیار باشیم. گمان نکنیم به اینکه ما حالا دیگر این سد را شکستیم و تمام شد. الان اینها مشغول تجهیزند، اجتماعات، اتصالات و اشخاصی که با هم اصلش دوستی نداشتند، گروههایی که با هم هیچ ابداً ارتباط نداشتند، حالا پیوند کردند و پیوند میکنند. شما روزنامهها را بخوانید، در همین قضیه قانون اساسی و خبرگان، ببینید چه گروههای با هم مجتمع شدند برای اینکه کاندیدا بدهند.....
-۱ مورد طعن و لعن قرار گرفته -۲ سست، ضعیف
مخاطب: قشرها مختلف مردم [۳۱]
..... معالاسف در مراکز هم یک آرا فاسد هست. اینها که آزادی میخواهند، اینها که میخواهند جوانهای ما آزاد باشند، قلمفرسایی کنند برای آزادی جوانهای ما، چه آزادی را میخواهند؟ میخواهند جوانان ما آزاد بشوند؛ قمارخانهها باز باشد به طور آزاد، مشروبخانهها باز باشد به طور آزاد، عشرتخانهها باز باشد به طور آزاد، هروئینکشها آزاد باشند، تریاک کشها آزاد باشند؛ دریاها آزاد باشند. و درها باز برای جوانها. جوانهای ما آزاد باشند و هر مفسدهای را بخواهند عمل کنند؛ به هر فحشا که میخواهند کشیده شوند. این چیزی است که از غرب دیکته شده است. این چیزی است که میخواهند جوانان ما ـ که میشود در مقابل آنها بایستند ـ را بی خاصیت کنند. ما میخواهیم جوانانمان را از میکدهها به میدان جنگ ببریم. ما میخواهیم جوانانمان را از عشرتکدهها به میدان جنگ ببریم، ما میخواهیم جوانانمان را از این سینماهایی که بود و جوانهای ما را به فساد میکشید دستشان را بگیریم و به جاهایی ببریم که برای ملت فایده داشته باشد. این آزادی که آقایان میخواهند آزادیی است که قدرتمندها دیکته کردهاند؛
-۱
..... جوانهایی که در عشرتگاهها هستند بیتفاوتند. جوانهایی که مبتلا به مخدرات هستند در امورکشوری بیتفاوتاند. جوانهایی که در مراکز فحشا بزرگ میشوند نسبت به مصالح مملکت کار ندارند. این جوانها به مصالح مملکت کار دارند که از این مسائل دورند؛ در تحت تربیت اسلامی هستند. رئیس پاسدارهابه من گفت جوانهای ما شب، نماز شب میخوانند و در قنوت فلان دعا، دعای مفصل را میخوانند. اینها میتوانند مملکت نگه دارند. ما میخواهیم مملکت حفظ کنیم. حفظ مملکت به آزادی که شما میگویید نیست. این آزادی مملکت را، بر باد میدهد. این آزادی که شما میخواهید آزادی دیکته شده است؛ برای اینکه مملکت را ببلعند و جوانی ما نداشته باشیم جواب بدهد. چنانچه دیدیم که عمل کردند و چه شد، چه مصیبتهایی به مملکت ما وارد شد؛ برای اینکه جوانهای ما را به فساد کشیده بودند. ما میخواهیم جوانانمان را از چوب وافور رها کنیم، مسلسل دست آنها بدهیم. ما میخواهیم جوانانمان را از وافور رها کنیم، و به میدان جنگ ببریم. شما میخواهید که ما آزاد بگذاریم تا جوانان و ما فاسد بشوند، و اربابان شما بهره بردارند.....
حضار: کارکنان بخش رادیو [۳۲]
..... مقصد آنهایی که اینها را پیش آورده بودند در همه جاها که شما قدم میگذاشتید در آن یک چیز نمایان بود که اشخاص عمیق آن یک چیز را میفهمند و آن اینکه نگذارند جوانهای ما رشد کنند. جوانهای ما را بار بیاورند به طوری که در قید این نباشند که مملکتش چه در آن میگذرد.....
..... همه اینها در یک مطلب شریک بودند و ] آن اینکه[جوانهای ما را بیتفاوت کنند راجع به مسائل خودشان، یک جوانی که عادت کرد که هر روز برود و یا هر شب برود در سینما و آنطور مسائل را ببیند، این دیگر فکرش نمیرود دنبال اینکه نفت ما را که میخورند کجا میرود این نفت این ثروت ما کجا میرود اصلاً تو فکرش نمیآید. این همان مثل آدم هروئینی میماند، یک آدم هروئینی اصلش فکرش دنبال این نیست که چه میگذرد. او همهاش دنبال این است که چه وقت، وقت هروئین بشود یا وقت استعمال تریاک بشود.
آن کسی که عادت کرد که برود در این مراکز فحشا تمام هم و غمش همان مراکز فحشاست. حالا چه میگذرد در این مملکت چه به سرش دارد میآید پیشش مطرح نیست، دنبال این مطلب نیست.
تمام این مسائلی که در این پنجاه سال اخیر اینها پیش آورند و خصوصاً در زمان این دومی که از اولی بدتر بود. تمام این مسائل دیکتهای بود که شده بود برای اینکه جوانهای ما را بی تفاوت کنند.....
........ مملکت، مملکت است به جوانش؛ به نیروی انسانیش. چیزی که نیروی انسانی را به باد بدهد مملکت را به باد میدهد اگر یک مملکتی نیروی انسانی نداشته باشد، این مملکت نمیتواند اداره بشود. و اینطور آزادیی که این آقایان میخواهند، این آزادیی است که نیروی انسانی را به تباهی میکشد؛ و به آنجا میکشد که هر چه سرش بیاورند حرف نزند؛ و یعنی حرف نزند، مطرح نیست پیشش، او تمام همش به این است که چه وقت تابستان بشود وچه وقت این بشود که بروند دریا، تمام همش به این است که چه وقت شب بشود و برود سینما، چه وقت این مثلاًَ قضایای رادیو ـ تلویزیون پیش بیاید و بنشیند تماشا، نمیتواند، همانطور که آدم تریاکی نمیتواند از پای منقل پا شود برود سراغ فرض کنید که جهاد سازندگی، از پای منقل نمیتواند فکر این معنا را بکند که به مملکت ماچه میگذرد، فرهنگ ما چه شده است، اقتصاد ما چه شده است.
نمیتواند فکر کند، اینها هم میخواهند همین جور باشند. آنهایی که میخواهند مارا غارت کنند.....
حضار: قشرها مختلف مردم [۳۳]
..... این یک آزادی وارداتی است که از غرب آمده است «آزادی استعماری» است. یعنی ممالک مستعمره را دیکته کردند به آنهایی که خائن به مملکت هستند به اینکه ترویج این آزادیها را بکنید. آزادند که هروئین بکشند، چه بکنند. آزادند که افیون بکشند، آزادند که به قمار خانهها بروند، آزادند که به عشرتخانهها بروند، آزادند که به سینماها بروند. نتیجه چه؟ نتیجه اینکه این جوانهایی که باید برای یک مملکت و برای سرنوشت یک مملکت فعالیت داشته باشند نسبت به سرنوشت مملکت بیتفاوت باشند.....
........ یک آدم افیونی نمیتواند فکر کند برای یک مملکت. یک آدمی که
مغزش به موسیقی عادت کرد نمیتواند برای مملکت مفید باشد .....
..... موسی علیه السلام مأمور شد: ان اخرج؛ قومت را از ظلمات به نور (ببر) مأموریت این است. مأموریت همه انبیاء این است که اینها را از این ظلمتها، از این چیزهایی که برخلاف مسیر انسانیت است، برخلاف مسیر ملیت است، اینها را خارج کند، و متوجه به نور کند، وارد کند و در نور وحی و نورانی باشد. قلب نورانی نمیتواندببیند که مآثر و مفاخرش را دارند زیر پا میگذارند و حرف نزند.
نمیتواند یک قلب نورانی ببیند که ملتش را به این ذلت کشیدند.....
حضار: خانوادههای شهداء انقلاب اسلامی [۳۴]
..... آن آزادی هم که آنها میخواستند برای مملکت ما ـ حالا هم بعضی از نویسندههای ما پیشنهاد همان را دارند! ـ آن آزادی است که هم جوانهای پسر ما را و هم جوانهای دختر ما را به تباهی میکشد. آن آزادی را آنها میخواهند. که من از این تعبیر میکنم به آزادی وارداتی، ” آزادی استعماری “؛
یعنی یک آزادی که در ممالکی که میخواهند وابسته به غیر باشد این آزادیها را سوغات میآورند: هروئین آزاد؛ مثلاً مشروبات هم آزاد؛ .....
..... تربیت کنید این بچهها را به تربیت انسانی، تربیت اسلامی که همان تربیت انسانی است. اگر این مملکت مسلمان بشود، تربیت تربیت اسلامی باشد، هیچ قدرتی نمیتواند مقابلش بایستد. چنانچه دیدید که این قدرتی که شکست داد این قدرت بزرگ را همین قدرت ایمان بود. همین بود که فریاد میکردند که شهادت میخواهیم. حالا هم دارند هی میگویند، هی هم زنها هم میگویند؛ مردها هم میگویند. این قدرت بود که جلوی این فسادها را گرفت و شکست داد اینها را. این قدرت را حفظش کنید. اگر بخواهید مملکتتان یک مملکتی باشد از خودتان باشد، کشورتان یک کشور سالم باشد، یک کشور مفید باشد، خودکفا باشد، .....
..... روحانیت با ترقی مخالف نیست؛ با ترقی محمدرضایی مخالف است. با این تمدن «دروازه تمدن “ مخالف است. این ” دروازه تمدنی “ که همه چیز ما را به باد داد. با این آزادی ” آزاد زنان و آزاد مردانی» که ایشان میگویند مخالفاند؛ نه با آزادی. آزادی سر جای خودش، اما بی بند و باری؟ آزادی یعنی هر که دلش میخواهد هر کاری بکند! میخواهم هروئین بکشم، به شما چه! میخواهم قمار کنم! میخواهم کارهای زشت بکنم! با این مخالف است روحانیت. نه با این آزادی بیان؛ نه با آزادی قلم؛ نه با آزادی گفتار؛ نه با روشنگریها؛ نه با صنعت.....
حضار: بانوان مجتمع آموزشی طیبه پیراسته لنگرود [۳۵]
....... شما خواهرها و برادرها همه فهمیدید که باید خودتان مملکت خودتان را اداره کنید، خودتان آن قشرهای فاسد را بیرون کنید، و بیرون کردید. خود شما مشغول آموزش باشید و مشغول پرورش دخترها و پسرها باشید، و مشغول هستید. و البته شغل بسیار شغل شریف، ولی مسئولیتش هم زیاد است. شغلتان شریف است، مسئولیتش هم زیاد است. یعنی مسئولید که این بچهها را تربیت بکنید، این دختر بچهها را تربیت تربیت اسلامی، تربیت انسانی. روحهای آنها را متحول کنید به یک روح انسانی و اسلامی تا برای مملکتتان مفید باشد. در مقابل اینکه آنها بنا داشتند این جوانهای ما را فاسد کنند تا اینکه بی تفاوت بشوند راجع به مسائل خودشان. هر قضیهای، هربلایی سرشان بیاید، این جوان هروئینی دیگر نمیتواند فکر بکند به اینکه سر این مملکت چه آمده است. آن جوانی که عادت کرده هر روز برود به سینماهای آن ترتیبی و نمیدانم کذا، این دیگر نمیتواند فکرکند که مملکتش چه دارد میشود. آنها هم میخواستند همینطور بشود. و من امیدوارم که با این نهضتی که ارواح شما هم نهضت کرده است، اجسام شما هم نهضت کردند، و همه توجه به اسلام و توجه به قرآن کریم، ان شاء االله این مملکت بزودی اصلاح بشود.
........
حضار: مسئولان وکارکنان آموزش و پرورش تهران [۳۶]
...... روی هم رفته اگر ملاحظه کنید، از همه کارهائی که در آن زمان انجام میگرفت، در زمان این پدر و پسر - در زمان پسر شاید بیشتر - دریک معنا مشترک بود و آن اینکه جوانها را بکشند به غیر آن طوری که باید تربیت بشوند. اینطور نیست که ما همچو ساده تصور بکنیم که بدون نقشه، قضیه اینطور بشود که اینقدر مشروبخانه در سرتاسر ایران باز باشد، و اینقدر مراکز فساد در همه جا و خصوصاً تهران که با وضع وحشتناکی مراکز فساد، هرجوری که جوان میپذیرد برای آن فراهم کنند و دامن بزنند. نمیتوانیم ما باورمان بیاید که این مجلهها و این مطبوعات، این مجلههایی که هم جوان وقتی چشمش بیفتد به آن و هم وقتی بخواند - جوان است و به تباهی کشیده میشود - این بدون اینکه نقشهای باشد و اینها من باب اتفاق اینجور شده باشد، مسئله اینها نیست. یک طرحی بوده است که جوانهای ما را آنهایی که میخواهند، میتوانند، تربیت کنند، آنها را یک جوری کنند که نتوانند. از ایشان قدرت تربیت را بگیرند. یا اشخاصی راکه خودشان میخواهند در دانشگاهها و در دبیرستانها و آنجا بگذارند به آن طوری که میخواهند تربیت کنند. و از آن طرف تمام راههای تعیش را به روی جوانها باز کنند که هر ساعتی که این بخواهد یک عیش و نوشی بکند برایش فراهم باشد، آسان باشد. و دامن هم به آن بزنند تبلیغات هم بکنند - عرض کنم - اعلام هم بکنند واینها را بکشند به طرف آن، نتیجه چی میشد؟ نتیجه این میشد که این نسل جوانی که باید برای این کشور مفید باشد، این نسل جوان بی تفاوت باشد نسبت به مسائل جدی، یک مغزی که دنبال این رفت که موسیقی گوش کند - موسیقی که الان هم هست که خیر، موسیقی یک چیزی مثلاً تربیتی است - یک مغزی که دنبال این رفت که موسیقی گوش بکند، وعادت به این] کرد[این مغز مریض میشود، این نمیتواند فکر این بکند، که کشورش به چه حال دارد میگذرد، چه میگذرد در آن، دیگر دنبال این نیست، مثل یک آدم هروئینی میماند. .....
..... اینها تمام یک نقشهای بوده است که مارا جوانهای ما را، نگذارند به مسائل روزشان، به مسائل جدیشان، فکر بکنند، در ذهنشان هم نیاید همچو فکری.
همه چیز هم برای آنها فراهم کردند، همه جور هم فراهم کردند. خوب، جوان هم وقت جوانیاش است و وقتی عیش و نوش برایش فراهم باشد، کشیده میشود به آنجا. این همه نقشهها برای این بود که از آن طرف نیروهایی که میتوانند تربیت کنند جوانها را یا از بین ببرند، یا لااقل محدودش کنند، ویک طورش کنند که روی همان مسائل آنها فکرها به کار بیفتد. و از آن طرف، باز به این قانع نشدند، جوانها را از راههای دیگر، باز کردن مراکز فساد و فحشا و همه چیز، اینها را به تباهی بکشند به صورتهای مختلف، با وضعهای مختلف، با برنامههای مختلف. همه شرکت در این معنا داشتند که ما از آن چیزی که هستیم تهی بشویم، مغزهای ما از آنی که هست تهی بشود. به جای مغز آدم جدی، یک مغز لهو و لعبی جایش بنشیند، یا یک مغز غربی جایش بنشیند ........
حضار: عشایراستان آذربایجان شرقی، کارکنان اداره دارایی کرمان [۳۷]
..... جوانهای رشید، خودشان از مرزهای خودشان پاسداری کنند همه. همه ما هم از شما اطاعت میکنیم. من هم مطیع شما هستم؛ اما همه مطیع خدا، همه ما مطیع خدا. خدا از شما میخواهد که مرزهایی که آنجا هست و حالا خیلی ژاندامری قوی نیست در آنجا، یا ارتش خیلی قوی نیست در آنجا، لکن جوانهای شما قوی هستند، این عشایر شما، آن سرحدات را حفظ بکنید نگذارید این اشخاص از خارج بیایند اسلحه بدهند، یک وقت خدای نخواسته یک غائلهای آنجا هم پیدا بشود. خودتان حفظ بکنید، کمک کنید به دولت. و همینطور شما آقایان هر جا هستید کمک کنید به این نهضت، نهضت را حفظش بکنید، تا إن شاء آ... مطالب به آخر برسد. یک مملکتاسلامی پاکیزه، اسلامی که نه هروئین در آن باشد؛ نه مشروبات در آن باشد؛ نه این مراکز فساد باشد، این مراکزی که به تباهی کشید جوانهای ما را. یک مملکت صحیح، آرام، دلپسند و با رفاه و دلگرم باشد. و من دعاگوی همهتان هستم، خدمتگزار به همهتان.
حضار: روحانیون منطقه تجریش [۳۸]
........ ملتی که با مشت محکم تو دهن امپراتورها زد، تو دهن ابرقدرتها زد، برای یک همچو کارهای جزئی ـ که یک دسته دزد و یک دسته قاچاقچی انجام میدهند ـ هیچ ابداً خوفی به خودتان راه ندهید.……
حضار: دبیران عضو انجمن اسلامی آذربایجان شرقی [۳۹]
..... شما معلمها و همه اساتید توجه کنید به این معنا که غرب به ما چیزی نمیدهد که مفید باشد. دارد چیزمفید، اما به ما نمیدهد، صادر نمیکند. آنی که ـ به ما صادر ـ برای ما صادر میکند آن چیزهایی است که مملکتهای ما را به تباهی میکشد. آزادی صادر میکند، اما آزادی برای اینکه هر که هر فحشایی را میخواهد بکند آزاد است! مع الاصف اینهایی هم که در ایران هستند و آزادی طلب هستند باز وقتی که میبینید یک چیزیکه برای مملکت ما تباهی داشته است و جلویش را گرفتند آنها فریادشان درآمده است که اختناق است! اختناقاین است که قلمهایی که بخواهند به نفع یک کشوری، به نفع کشور شما، به نفع اسلام شما، به نفع ملت شما، بکار برود جلویش را بگیرد. اگر چنانچه یک چیزی که بر ضرر جامعه ما هست، بر ضرر نهضت ما هست، بر ضرر کشور ما هست، توطئه در کار باشد، جلویش را بگیرند، این اسمش اختناق نیست، این اسمش جلوگیری از فساد است. این دو تا را باید این دو مرز را از هم جدا کرد. جلوگیری از فساد، آزاد قرار ندادن جوانها را در اینکه در این مراکز فحشا وارد بشوند، هروئینی بشوند، تریاکی بشوند، به فحشا وارد بشوند، قمار باز بشوند، و امثال ذلک، جلوگیری از اینها، اسمش جلوگیری از آزادی نیست و اسمش اختناق نیست. اسمش عمل کردن بنفع خود جوانهاست. در طول این مدتی که اینسلسله خبیث در ایران حکومت کردند، یک چیزها آزاد بود، هر که هر کاری دلش بخواهد بکند، دخالت در امورمملکتی و دخالت در سرنوشت خود کشور نباشد، هر کاری میخواهند بکند. .....
حضار: فرهنگیان و معلمان شهرستان محلات [۴۰]
..... یک کار دیگر هم که آنها میکردند ـ کارها زیاد بود، یعنی برنامه زیاد بود ـ اینکه قشر جوان را، در مفاسد رابه روی آنها باز کردند. درهمه شهرها، خصوصاً تهران که بیشتر از همه جا مورد نظر بود، آن جاهایی که جوان اگر برود در آن فاسد میشود، درهای آن باز بود به روی آنها. تبلیغات هم از همه طرف. سینماها به آن وضعی که شنیدید. مراکز فساد به آنطوری که گفته شده است. مراکز فروش مشروبات الکلی که از کتابخانه زیادتر بود. از کتابفروشی زیادتر بود.
میگفتند بین تهران تا شمیران و آنجاها چقدر جاهایی بود که برای فحشا مهیا کرده بودند. این قشر جوان که باید از او کار برآید و از او امید هست و میتواند برای کشور خودشخدمت بکند، اینها را از آنجایی که مرکز خدمت است میکشاندند به مراکز فحشا، تا اینها را یک موجود مهمل بار بیاورند. چنانچه این خوب دیگر اخیراً منتهی شد به اینکه زمان این مردک ] محمد رضا پهلوی [شد. و این ازپدرش عمیقتر کار میکرد. این بیشتر از او نقشه داشت. یعنی نقشهای که برایش دستش داده بودند. اینهروئین به این فراوانی، که الان هم ملت ما به شرش مبتلا هست، این یک مسئله نبود که همین] طور[من باب اتفاق همچو توسعه پیدا کند. این یک برنامه بوده است. برای اینکه وقتی یک جوانی هروئینی بشود دیگر همهچیزش را از دست میدهد. یک قوه فعاله است. این قوه فعاله وقتی که مبتلای به هروئین بشود، مبتلا بهمشروبات بشود، عادت کند که به سینما برود، به سینمای کذائی، عادت کند که به این مرکزهای فحشا برود کههمه اینها را برای اینکه این قشر جوانی که آمال یک کشور است، این را نگذارند که بیدار بشود، همه چیزش راببرند، این بیتفاوت باشد. آدم هروئینی اینطوری است. آدم تریاکی اینطوری است. آدمی که مبتلای به مسکرات است اینطوری است. آدمی که مبتلای به فحشا است اینطوری است، که اگر هر بساطی سرش درآورند این دیگر نمیتواند که قیام کند و کار انجام بدهد. اینها خواستند که مملکت ما این طور بشود که قشر جوانش از بین برود. بیتفاوت بشود، و هر چه اینجا دارند ببرند، و آنها هم توجه به آن نکنند. در هر جا به یک نقشهای توسل پیدا کردند. تا اینکه نگذارند این مملکت بیدار بشود.....
حضار: اعضای مؤسسه اسلامی مستضعفان مبارزه با اعتیاد[۴۱]
.........یک باب دیگر معتادین است. شما این را مسئله اتفاقی ندانید که من باب اتفاق یک دستهای هروئین فروش شدند و یک دستهای هم مبتلا شدند. این هم یک مسئلهای است که ما داریم ضربهاش را از همین قدرتهای بزرگ میخوریم. توطئه است. یعنی قشر جوان قشری است که میشود از آن همه جور استفاده را کرد.
قشر جوان قشری است که اقتصاد ما را میتواند اداره کند. میتواند که مجهز کند خودش را در مقابل جهات مثلاً فرهنگی، جهات نظامی جهات سیاسی. همه اینها به دوش قشر جوان است. پیر مردها مثل من کنار افتادهاند. آن که کار ازش میآید این قشر است. خوب چه بکنند که همه چیز را از دست ما میگیرند.
این جوان در حالی که جوانیاش ارزشمند است، افکارش آن قدر عمیق نیست که توطئهها را تا آخر بتواند بخواند. خیال میکند که خوب، حالا دلمان میخواهد که تریاک بکشیم، هروئین ـ فرض کنید ـ چه بکشیم. نمیداند که این یک نقشهای است که برای تو نیست، برای قم نیست، برای سرتاسر کشور است و برای فلج کردن جوانهای ماست که اینها را از کار بیندازند. یک آدم هروئینی نمیتواند فکر کند در سیاست. نمیتواند عمل کند در اقتصاد.
نمیتواند اگر یک گرفتاری پیش بیاید پا شود برود در جنگ. یک آدمی که به این موادمخدره مبتلا شده است، این از یک موجود مهمل بار آمده. همه عالم وقتی به هم بخورد این همینطور آنجا نشسته چرت میزند، یا مشغول عیاشی است. اگر از آن راه باشد، اینها از راههای مختلف، در این رژیم، از رژیم سابق هم بوده، لکن در این رژیم بیشتر. در زمان این مرد] محمدرضا [هم از همه بیشتر.
یک نقشههای مختلفی است برای جوانهای ما. یک بابش همین باب مخدرات است؛ تریاک و هروئین و امثال ذالک، که این را همین طوری که شما الان مشغولید یک کار الهی است شما دارید میکنید. مسئله نجات یک آدم نیست، مسئله نجات اسلام است. مسئله آن هم اگر بود لازم بود. اما مسئله بالاتر از اینها ست، عمیق است مسئله. همانطوریکه پخش هروئین در سرتاسر کشور به توسط اشخاص، که یا نمیدانند دارند چه میکنند، یا دانسته میکنند، این روی توطئهای است برای اینکه قشر جوان را مهمل بار بیاورند، که نفتش را میبرند این مشغول هروئینش باشد. شرافت ملیش را دارند میبرند این مشغول تریاکش باشد. این همه اشخاصی که بتوانند جلو اینها را بگیرند معالجهشان بکنند، باید معالجه بکنند، نصیحتشان کنند که آقا یک موجودی که میخواهد همه کار ازش میخواهد بیاید چرا خودت را مهمل میکنی، که چند دفعه این کار را بکنی بعدش یک آدم مهملی بشوی که هیچ کار ازت نیاید. برو معالجه کن. در بین مردم واقع بشو. در جناح خلاقه واقع بشو. این یک امری است لازم، این هم از آن اموری است که باز برمیگردد به حفظ حیثیت یک ملت و اسلام. اگر اسلام نداشته باشد، اگر کشور ما نداشت این جوانها را که فریاد زدند و مشتشان را گره کردند، االله اکبر گفتند و اینها را بیرون کردند، اگر فرض کنید که جوانهای ما خدای نخواسته مبتلا به هروئین بودند این کار را میتوانستند بکنند؟ آدم وافوری میتواند پا شود توی خیابان مشتش را گره کند و جنگ کند. و آدم هروئینی میتواند این کار را بکند.
این یک باب است که باز چون برگشتش به حیثیت اسلام است لازم است. یعنی واجب است به هروئینیها که بروند خودشان را معالجه کنند، و حرام است برای اشخاصی که نیستند در این باب بروند وارد بشوند، چه هروئین و چه تریاک و اینها و چه مشروبات وامثال اینها. همه اینها انسان را از آنی که هست ساقطش میکند. یعنی یک آدمی که همه کار میتوانست بکند، یک آدم بی کاره که باید بنشیند لب این منقل و چرت بزند، یا بنشیند آنجا و دنبال اینکه یک هروئینی بکشد که چیها به سرش میآورد.
........ اینها همه نقشه است که ذخایر ما را ببرند. نفت تنها هم نیست، ایران ذخایر خیلی دارد آنها هم اطلاع دارند از آن. کی میتواند جلوبگیرد از اینها؟ نسل جوان میتواند. نسل جوان است که میتواند جلو این فسادها را بگیرد. جلو این حملهها را بگیرد. اینها این نسل جوان را میخواهند مبتلا کنند یا به موادمخدره یا به آن عیش و نوش که آن هم همان موادمخدره است. مغز آنها را تهی کنند.
از آن چیزی که میتواند عمل بکند. مهملش بار بیاورند که دنیا را اگر آب ببرد این آدم را خواب میبرد. اگر دنیا بهم بخورد این آدمی که عادت کرد برود در آن مرکز و با فلان آدم غیرعادی چه بشود این دنبال او هست. چکار دارد که مملکتش را دارند میبرند. جهنم که میبرند! اینطور بار میآورند. ما را که همچه بیتفاوت، جوانهای ما را بیتفاوت بار میآورند که هر کاری بشود به من چه ربطی دارد ...........
جوانی که باید اگر یکجا صحبتی شد که میخواهد به حیثیت کشورش، به حیثیت ملتش به حیثیت اسلامی بر بخورد باید پا شود برود سراغ آن کار همچنانش بکنند که از پای این منقل نتواند حرکت کند و از پای آن پیاله هم نتواند حرکت کند. اینها آقا نقشه است اینها قضیهای نیست که همین جوری شده است و ما خیال کنیم که جوانها خوب جواناند و فلان. شما دیدید که در این قضیه این جوانها از همان مراکز برای اینکه خدا خواسته بود و ملت قیام کرد از آنجاها کشیده شدند به اینطرف. حالا هم باید فکر بکنند که ما باز در جنگ هستیم. در جنگ سیاسی هستیم در جنگ اقتصادی هستیم. محتمل است جنگ نظامی پیش بیاید و جوانها ما باید از این مراکز گریز پیدا بکنند برای خاطر اسلام برای خاطر ملت برای خاطر کشور برای خاطر حیثیت خودشان برای نوامیس خودشان باید اینها از آن مرکز بیایند در این مرکزهای صحیح. در تربیتیهای صحیح و خداوند انشاءا… همه را توفیق بدهد. و من وحشت کردم ازاین افرادی که در اینجا عکسهاشان را نشان دادید. این مال قم است یا اینکه مال .... من چند تا ورق دارم که میبینم سر تا تهش پر از عکس است. اینها یا گرفتار هستند یا آنهایند که نمیدانم حالا آنها هم که …، چرا اینقدر ما باید معتاد داشته باشیم، و چرا اینقدر اینها باید غفلت داشته باشند. از اینکه در مثل قم آن وقت آیا در جاهای دیگر چه جور باشد انشاء آ… خداوند شما را ] یاری کند. [
امیدوارم که همه ایران توجه به این معنا داشته باشند این نکته اصیلی که من دارم عرض میکنم، این نکتهای که اصیل است در مسئله. و آن نکته اینکه مسئله، مسئله نقشه و توطئه است که جوانهای ما را بکشند دنبال این کارها به اسم اینکه میخواهند برایتان مراکز مثلاً عیش و نوش درست کنیم. مسئله این نیست. میخواهند شما را از همه چیز ساقط کنند و همه چیزتان را ببرند این در سر تا سر ایران همان طوریکه قم بحمدا… در هر امری جلو میافتد در امور، همه جا این کار رابکنند، که هم کشاورزی را تقویت بکنند - به آنطوریکه شماها کردید و میگویید که امید است که خودکفا بشویم در همین سال. و من امیدوارم انشاء آ… همه ایران بشود و هم سایر جاها. همه جا باید مشغول باشند و از این طرف کشاورزیشان را تقویت کنند از آن طرف جوانهاشان را نجات بدهند از این گرفتاریهایی که پیدا کردهاند و خود جوانها توجه داشته باشند که قضیه استعمار است. آلت دست استعمار نشوید. آلت دست دشمنهای ما نشوید دشمنهای ما بیدارند، شما هم بیدار بشوید. خداوند همهتان را انشاء آ… تقویت کند. همهتان موفق و مؤید. .....
حضار: کارکنان جهاد سازندگی تبریز [۴۲]
بسم آ...الرحمن الرحیم
..... این تحولی که در جوانهای ما، در انسانها، آنهایی که متعهد هستند پیدا شده است، اهمیتش بیشتر از آن تحولی است که در مملکت پیدا شده است.
تحولی که در کشور پیدا شد این بود که با همت شما جوانها، همه قشرها، زن و مرد، بزرگ و کوچک این سد باطل را، سد شیطانی را شکستید و شیطانها را از حریم اسلام بیرون کردید. این تحولی است که در کشور پیدا شد و رژیم طاغوتی به رژیم اسلامی آن هم به همت همه برگشت. لکن این چیزی کهبسیار مهم است و آن چیزی که اجانب روی آن بیشتر کار میکردند و کردند، آن انسانهاست. در سال هایطولانی که اخیراً پیوسته قوه پیدا کرد، اینها در صدد بودند که این انسانها را از آن حالی که به حسب طبع خودشان و فطرت اسلامی خودشان هست برگردانند به یک حال دیگر، و نگذارند نیروی انسانی این کشور بلکه نیروی انسانی شرق پیش برود با شیوههای مختلف، در هر جا به یک شیوه خاصی و طرح خاصی انجام این کار را میخواستند بدهند که جوانهای ما از آن قدرت فعاله که دارند برگردند به یک حال سستی و رخوت و بیتفاوتی. این همه مراکز فحشاکه اینها درست کردند و دامن به آنها زدند، تبلیغات کردند، روزنامهها و مجلاتشان، رادیو و تلویزیونشان دامن زد به این مراکز و به این فساد، اینها همچو نبود که بدون یک توطئهای باشد. آنکه به نظر میرسد این بود که یکتوطئهای بود برای اینکه جوانها را وارد کنند به این مراکز، و از آن قدرت فعالهای که دارند اینها را خلع سلاحکنند شما میدانید که خوب، جوانها در آن غرور جوانی که دارند زود به دام یک مراکز فساد کشیده میشوند. و بازبا تجربه معلوم است که اشخاصی که عادت کردند به اینکه در این مراکز بروند و مشغول باشند. اینها دیگرنمیتوانند آن قوه فعالهای که باید داشته باشند. هروئین و تریاک و موادمخدر و مشروبات یک باب است کهکسانی که عادی بشوند به اینها، دیگر از آنان کار نمیآید.
شمااگر توجه کرده باشید در همین جهاد سازندگی که شما جوانها خداوند حفظتان کند وارد شدید، اگرشخصی باشد که عادت به هروئین داشته باشد نمیتواند اینجا کار کند. آنهایی که میتوانند فعالیت داشتهباشند آنهای هستند که از این عادات برکنار باشند آنهایی که عادت کردند به اینکه در این مراکزی که برای بهخیال خودشان تفریح، به حسب واقع برای فاسد کردن جوانها درست کردند، آنهایی که عادت کردند به آن، نمیآیند دنبال این کارها ...........
حضار: استادان دانشگاه تهران [۴۳]
.......... آزادی صادراتی! آزادی است که بچههای ما را به فحشا کشاند و مراکز فساد هر چه خواست زیاد شد به اسم آزادی. به اسم آزادی همه مطبوعات ما در خدمت آنها بودند. برای اینکه این بچههای ما را، جوانهای ما را ازدانشگاه منصرف کنند و به فحشا بکشند. در عین حالی که دانشگاه باز یک دانشگاه مطلوب نبود لکن همین مقدارش هم دوست نداشتند اینها باشد اینها جوانهای ما را از آنجائی که مرکز کار است، برای فعالیت است، بیرون بیاورند، به مراکزی بردند که تنبل پرور است. تمام مراکز فحشا تنبل پرور است، آدم را تنبل میکند.
یک کسی که عادت کرد که شب برود سینما، آن سینماها، نه سینمای آموزنده، آن سینماهایی که همهاش برایاین بود که ما را تخدیر کند، این وقتی عادت کرد به آن مراکز یا به آن مراکز فحشائی که لابد شنیدید که درتهران چقدر بوده بین تهران و شمیران چقدر بوده است، وقتی بنا شد جوانهای ما کشیده شدند به آنجا، یعنی عضو فعالهای که باید یک مملکت را اداره بکند مهمل بشود، هروئین را اینطور ترویج کردند که همه قشر مملکت پر هروئین شده است و شده بود، این همچو نبود که خود بخود شده باشد. این نقشه بوده وقتی بنا شد یک جوانی که قدرت فعاله یک مملکت هست، مبتلای به هروئین بشود، میشود هیچ، مهمل میشود. اینها ما را مهمل میخواستند بکنند که هر چه از ما ببرند و هر بازی سر ما در آورند ما هیچ نفهمیم اصلاً فکر این نباشیم که چرا باید بشود. آدم هروئینی و آدم تریاکی و آدم مثلاً دنبال فحشا رفتن، فکرش نمیآید به اینجا که نفت ما را چرا میبرند. کی میبرد، کی میخورد، تو فکر این نمیآید. آن فقط فکرش این است که چه وقت، وقت این است که من تریاک بکشم. یاچه وقت، وقت این است که بروم در آن مرکز. یا چه وقت، وقت هروئین است اصلاً فکر آن قضیه نمیآید. و اینها همین نقشه را داشتند که جوانهای ما را از این افکاری که باید با آن افکار ما برسیم به یک مطلبی، باز دارند، و آن فعالیتی که باید جوان ما، و طبقه جوان ما داشته از دستش بگیرند.
مهمل بارش بیاورند هر چه میخواهند بکنند و ما حرف نزنیم. لکن خدا نخواست. به داد شما رسید خدانخواست اینطور بشود و در بین راه خدا دریافت شما را و شما حفظ کنید این را.........
.......... من، آخر عمرم است اما شما جوانید اصلاح کنید اینها را. اصلاح کنید اینها را، اگر بخواهید مستقل باشید اینچیزها را در صدد برآیید اصلاحش بکنید همه مملکت باید مشغول بشود برای اصلاح خودشان. اول اصلاح آدمها را بکنند که مقدم بر همه چیز است ..........
حضار: اهالی ارومیه و جمعی دیگر از مردم شهرستانها [۴۴]
..... اینها جوانهای ما را ضایع کردند، که این یک عمر لازم دارد که یک جوانی که ضایع شد در این رژیم، هروئینی شد در این رژیم، تریاکی شد در این رژیم، شارب الخمر شد در این رژیم، عادت به سینماهای فاسدکرد، عادت به این مراکز فحشا، که همه را درست کرده بودند و با نقشه برای اینکه نگذارند جوانهای ما یکجوانهای محکمی از کار درآیند، که بتوانند مقابل آنها بایستند. این محتاج به این است که مدتها طول بکشد تایک تحول حاصل بشود. این تحولی که الان حاصل شده، یک تحول معجزهآسایی است. .....
حضار: نمایندگان سازمانهای آزادی بخش جهان [۴۵]
.......... و یک باب واسع دیگر قضیه مخدرات، مثل هروئین و خمر و تریاک و سایر اینها که باز هم یک باب واسعی بود که کشانده بودند جوانهای ما را به مراکزی که مورد این معانی بود. برای اینکه این جوانها هرچه به سرشان بیاید سئوال نکنند که برای چه. » چرا «را از جوانهای ما بگیرند. جوان در فکر این نباشد که نفت او را کی میبرد و چرا میبرد. ذخایر او را میبرد و چرا میبرد.
اختناق هست در مملکت و چرا اختناق هست. آزادی مسلوب است و چرا مسلوب است. اینها نقشههایی بوده است که برای ما کشیده بودند و برای شماها هم.
برای همه مملکتهای شما هم. این نقشهها یکنواخت در همه جا بوده است.
بنابراین کوشش کنید و کوشش کنند کسانی که علاقه دارند به کشورشان، کسانی که علاقه دارند به ملتشان، کسانی که علاقه دارند به اسلام، کوشش کنند که این مسائلی که به صورت مصائب در این مملکتهای ما پیاده شده است بزدایند.
مغزهای منحرف را برگردانند به حال سابق، تربیت کنند جوانها را. دانشگاهها اگر علاقه دارند به اسلام، اگر علاقه دارند به کشورشان، اگر علاقه دارند به ملتشان، جوانها را تربیت صحیح بکنند. از این غربزدگی نجاتشان بدهند. و همه جاها و همه کس باید دنبال این مطلب باشد.....
حضار: پزشکان و پرستاران بنیاداسلامی خدمات پزشکی امامخمینی [۴۶]
.... انسان در انتخاب شغلها و سایر انواع انتخابات آزاد است. آزاد خلق شده است.
و در اسلام آزادی به او اعطا شده است. لکن خود انسانها در انتخاب شغل، مختلف هستند، و این اختلاف تابع آن اختلاف نفسانی خودشان و اخلاق باطنی خودشان است. یکی دزدی را انتخاب میکند شغل، یکی غارتگری را برای خودش شغل انتخاب میکند، یکی شغلهای هروئین فروشی و موادمخدره فروشی و امثال اینها را انتخاب میکند. این انتخابات، یک انتخاب آزادی است که تابع آن نفسیت اشخاص است. نفوس انسان در این عالم به حسب خلقت اختلاف دارد، و به حسب تربیتهایی هم که در محیطها میشود باز یک اختلاف زیادی در این تربیتها حاصل میشود. در یک محیط میبینید که تربیتها، تربیتهای ضدانسانی است، ضد اخلاقی است ودر یک محیط تربیتهای انسانی است........
حضار: طارمی، محمدحسینی مدیر واحد اطلاعات صدا و سیما [۴۷]
........... یک رادیو ـ تلویزیون اسلامی و مربی جامعه ] باید داشته باشیم. [در طول مدتی که شاه، محمد رضا شاه مخلوع، این تلویزیون را تحت سیطره خودشان داشتند، کوشش میکردند که جوانهای ما را منحرف کنند؛ یعنی نگذارند این قوهای که باید برای کشور خدمت بکند، اینها راهشان را کج کردند که در خدمت دیگران باشند، این باید درست بشود، باید متحول بشود. باید رادیو ـ تلویزیون مربی جوانهای ما، مربی مردم کشور باشد نه اینکه مطالبی در او گفته شود که مخالف با وضعیت کشور است، مخالف با مصلحت کشور است، و جوانهای ما را جوری بار میآورند که برای خودشان نباشند، برای دیگران باشند. جوانها را یک قسمشان را اینطوری بار میآورند که به مراکز فساد میکشیدند، میکشاندنشان. درست کرده بود همه جای ایران مراکز فساد را، که جوانها را میکشیدند به آنجا و فاسدشان میکردند، از راه شهوات. یک دستهشان را میکشیدند دنبال موادمخدره، از آن راه فاسدشان میکردند. و تمام نقشه این بود که این قوه فعالهای که همه کار از آن باید بیاید، و مملکت خودش را اداره کند، این، یا لاقید بشود، و یا اینکه مخالف بشود با کشور خودش ”من حیث لایشعر” و بعضی هم با توجه. و یکی از مواردی و بنگاههایی که در این مطلب خیلی کوشش میکرد رادیو ـ تلویزیون بود، که اول از پخش کردن چیزهایی که مخدرات خودش بود، این موسیقیها همه مخدر هستند؛ یعنی جوانهای ما را، جوانی که عادت به موسیقی کرد دیگر نمیتواند کار انجام بدهد، دیگر نمیتواند قاطع باشد. رادیو ـ تلویزیون تقریباً اکثر اوقات جوانهای ما را به اینطور گوش کردن وامیداشت. از طریق چشم، جوانهای ما را فاسد میکردند؛ زنهای کذا و کذا را پشت آنجا نمایش میدادند و جوانها از این راه فاسد میشدند. و همه مقصد این بود که در ایران یک قوه فعالهای که بایستد در مقابل کسانی که دشمن ایران و اسلام هستند نباشد، تا هر کاری دلشان میخواهد بکنند. این باید متحول بشود؛ باید رادیو ـ تلویزیون همچه باشد که جوانها را بار بیاورد، به طوری که مستقل و دارای اراده و تصمیم باشد، نه پایبند این مسائل شهوانی یا آن مسائل دیگری که مثل هروئین و امثال ذلک. اینها باید در رادیو ـ تلویزیون جوری عمل بشود که اینها را محترزکنند از آنها، بترسانند آنها را از اینطور مسائل...........
حضار: اعضای جامعه اسلامی بانوان شمیران [۴۸]
.... کسی که اعتیاد دارد ] شاپوربختیار[نمیتواند کودتا بکند، حرف است .....
حضار: دعایی، سیدمحمود “ نماینده امام و سرپرست مؤسسه اطلاعات ـ نویسندگان و کارکنان مؤسسه اطلاعات، کارمندان شرکت ایران چاپ با اعضای خانواده[۴۹]
........ اگر مطبوعات متحول بشود ـ و انشاءاالله، میشود و شده است ـ متحول بشود به یک مراکزی که بخواهند تقوا را در جامعه منتشر کنند، وقتی جوانها و بچههای تازهرس ما وارد میشوند در میدان فعالیتهای اجتماعی، بروند دنبال روزنامه، روزنامه مربی باشد، گوش کنند به رادیو، رادیو مربی باشد، نگاه کنند به تلویزیون، تلویزیون مربی باشد، نگاه کنند به مجلات، مجلات، مجلاتی باشد که تربیت بکند، این جوان وقتی که به هر جا توجه کرد، دید که گوش و چشمش پر شده از تربیت، اینطور بار میآید. اگر رها بشود، هرزه بار میآید. اگر بکشندش در طرف فساد، میرود آن طرف و اگر بکشندش در طرف صلاح، میآید این طرف.
و ما در سالهای طولانی، همه جهاتی که در ایران بود و اسباب را فراهم کرده بودند، همه جهات برای این بود که جوانهای ما را بکشند طرف فساد. و نظر اصلی آنها این بود که یک جمعیتی در اینجا وجود داشته باشد که هر چه سرش میآورند توجه نداشته باشد؛ مملکتش به باد میرود، او عیش و عشرتش باشد، اشکالی ندارد؛ مذهبش عقب میرود، چون عیش و عشرتش به کار است، مانعی ندارد؛ اختناق در مملکت هست، اختناق در فحشا نیست، این اشکال ندارد؛ هر بساطی سرش درآورند، بی تفاوت باشد. یک همچو مملکتی که آنها میخواستند این بود که یک طایفه زیادی از این جوانهای ما را به هروئین بکشند، یک طایفه دیگر را به مسکرات بکشند، یک طایفه دیگری را به فحشا و مراکز فساد بکشند، گوش را به هر چه بدهد، یا تعلیم فاسد است یا غنا و امثال اینها که مغز را فاسد میکند، هراجتماعی که باشد، اجتماعی است که گویندهاش گویندهای است که جوانها را میکشد طرف فساد و مغزهای اینها را فاسد میکند.
این یک مطلب اتفاقی نبود که به طور اتفاق حاصل شده باشد، یک مطلبی بود که با تمام توجه و نقشه، این امور شده بود و دیدید چطور بود .........
حضار: هیئت دولت، آقایان: رجایی، محمدعلی «نخست وزیر «ـ عارفی ”وزیرآموزش عالی» ـ دوزدوزانی» وزیرارشاد ملی“ـ منافی «وزیر بهداری» ـ عباسپور «وزیر نیرو» ـ
قندی «وزیر پست و تلگراف و تلفن» ـ نبوی، بهزاد «وزیر مشاور در امور اجرایی» ـ
نعمتزاده «وزیر صنایع و معادن «ـ گنابادی، شهاب» وزیر مسکن و شهرسازی «ـفیاض بخش» وزیر بهزیستی» ـ سلامتی ”وزیر کشاورزی [۵۰]
.........آنها در طول تاریخ و خصوصاً در این پنجاه سال، کوشش کردند که جوانهای ما و ملت ما را غافل کنند و احیاناً به جان هم بریزند و خدا خواست که آن خدعه آنها تا این حد باشد و از بین برود و رفتند. اگر حالا همان مسائل را ما تکرار کنیم، یعنی مسائلی که آمریکا برای ما پیش میآورد که ما را از مسائل اصلی غافل کند، به مسائل دیگر متوجه کند، به هروئین متوجه کند، به فحشا متوجه کند؛ برای اینکه از آن راهی که ] انسان [باید برود منحرف بشود، برود دنبال عشرتخانهها. آمریکا یا ابرقدرتهای دیگر، آنهایی که میخواستند ما را غارت کنند، در طول تاریخ و در طول این پنجاه و چند سال، کوشش کردند که جوانهای ما را بیتفاوت بار بیاورند. آن روز آنها میکردند، حالا دست شما افتاد.
اگر حالا هم شما کارهایی بکنید که توجه مردم را از مصالح و توجه خودتان از مصالح به چیز دیگر متوجه بشود، عوض اینکه فکر حل مشکل کردستان را بکنید، بنشینید و با هم دعوا بکنید، عوض اینکه برای این پابرهنهها، برای این ضعفا، برای اینهایی که زحمت کشیدند و شما را به اینجا رساندند و حالا هم توقع از شما خیلی ندارند برای اینکه یک آب و نانی، یک آبی، یک نانی، یک برقی، یک چیزها ] یی[آن چیزهای اولیه را به اینها برسانید؛ از این غفلت کنید و بروید سراغ جنگ اعصاب و بساط خوب، این همان است که آن وقت آمریکا میکرد، حالا شما میکنید. آن وقت آن طاغوت میکرد، حالا شما میکنید. شما هم طاغوتید، آنها هم طاغوتاند. فرقی نمیکند؛ یکی شیطان است، یکی شیطان کوچکتر. .....
حضار: اعضای شورای عالی دفاع و کلیه فرماندهان نظامی سراسر کشور [۵۱]
..... چطور است هروئین انسان را چه میکند و از بین میبرد .....
حضار: رزمندگان ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی [۵۲]
...... مباهات میکنم به درگاه خدا که در یک همچو مقطع زمان واقع شدم که جوانان ما این طور هستند، دریک مقطع از زمان واقع شدیم که ] کوتاه شد[دست آنهایی که به واسطه تبعیت از آمریکا جوانهای ما را به فساد میکشاندند و با همه قدرت، همه تبلیغات و یا درست کردن مراکز فحشا، مراکز قمار، مراکز خماری و جلسههای فاسد، جوانهای ما را میخواستند به فساد بکشند و خدای تبارک و تعالی به داد ما رسید، به داد کشور ما رسید، به داد ملت ما رسید و شما جوانها را بسیج کرد، بسیج الهی شما را کرد که حفظ کنید این کشور را و دست رد به سینه تمام شیاطین و قدرتمندان بزنید و شما پیروز هستید.
خداوندان شاء آ...، شما را همانطور که در اینجا پیروز کرده است بعدها همچ پیروز کند.......
حضار: توکلی، احمد «وزیر کار و امور اجتماعی»، کارگران واحدهای صنعتی و تولیدی کشور [۵۳]
........ کسانی که کارگر نیستند ـ به آن معنای عامش ـ اینها این طور نیست که شما گمان کنید یک روزگار خوشی دارند. شما توجه به این معنا شاید بسیاریتان جهانی کارگر نداشته باشند که روزگار تلخی بر سرمایهدارها و کارفرماها و دارای کذا و کذاها، خانمها و فئودالها و امثال اینها میگذرد، آن روزهای سخت چقدر برای آنها ناگواری دارد و یک روز شما به یک عمر آنها ارزش دارد. آنها برای خاطر بیکاری و پرخوری و خواب و هرزه روی پناه میبرند به تریاک، افیون، منقل و یا هروئین و یا مراکز فحشا؛ برای اینکه نمیتوانند تحمل آن چیزهایی ] را [که در نفسشان میگذرد و آن ناراحتیهایی که دارند نمیتوانند] تحمل[بکنند. و من آن قدری که اطلاع دارم و در جوانی دیدم، اکثر این خانمها و فئودالها به وافور پناه برده بودند، آنهایی که تدینشان دیگر خیلی نیست، آنها به مشروبات و به هروئین و به امثال این چیزها یا به مراکز فحشا و دنبال مراکز فحشا. آن طور زحمتهایی که دارد و آن طور مرضهایی که هست و آن طور گرفتاریهایی که هست، شما کارگرها بحمداالله، ندیدید و امید است که نبینید.........
حضار: صیادشیرازی، علی“فرمانده نیروی زمینی“ـ فرماندهان لشکرهای نیروی زمینی و یگانهای مستقل و معاونتهای ومدیریتهای ارتش ۱
..... یک جمعیتی که در طول تاریخ و خصوصاً این رژیم سابق کوشش کردند که این جمعیت را از همه چیز بیخبر نگه دارند، از همه اوضاع دنیا، کوشش کردند که این جوانهای ما که باید خدمت بکنند به این کشور، ابتلا پیدا بکنند به موادمخدر، به جاهایی که شهوانی هست، آن همه مراکز شهوت و آنهمه مراکز فحشا درست کردند و عرضه کردند بر این ملت در طول این دهها سال اخیر که شدت پیدا کرد، و در زمان محمدرضا از همه وقت بیشتر شدت داشت و شما از جهت اخلاقی و فرهنگی ایران باید این معنا را اعتقاد ] پیدا[کنید که اگر، این انقلاب به داد ایران نرسیده بود ایران در سراشیبی محو و فنا واقع شده بود که اصلاً اسمش را از تاریخ باید محو بشود. .....
-۱ جلد:, ۱۶ صفحه: ۳۱۲ و، ۳۱۳ سخنرانی، مکان: تهران، حسینیه جماران
مخاطب: موسوی اردبیلی، سید عبدالکریم ” رئیس دیوان عالی کشور[۵۴]
] محضر مبارک حضرت آیت االله العظمی امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ـ مدظله العالی احتراماً، به پیوست صورت اسامی چهارصد و شصت و پنج “ ۴۶۵ ” نفر از محکومین موادمخدر استان خراسان که به تقاضای دادستان و تأیید حاکم شرع به مناسبت عید سعید قربان مشمول عفو یا تخفیف در مجازات شدهاند جهت تصویب تقدیم میگردد.
سید عبدالکریم موسوی اردبیلی [
بسمه تعالی موافقت میشود.[۵۵]
روح اللّه الموسوی الخمینی
مخاطب: موسوی اردبیلی، سید عبدالکریم” رئیس دیوان عالی کشور[۵۶]
بسمه تعالی
محضرمبارک حضرت آیت االله العظمی امام خمینی، رهبر کبیرانقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران توفیراً، با عرض تحیت، سلامت و توفیق آن مرجع عالیقدر را از خداوند منّان مسئلت مینماید و بنا به تصویب مورخ ۶۱/۸/۲۰ شورایعالی قضایی استدعا دارد، مستندا به بند شش اصل یکصد و دهم قانون اساسی موافقت فرمایند اشخاصی که به اتهام اعتیاد به موادمخدر یا نگهداری یا حمل مواد مخدر به منظور مصرف شخصی یا به هر سه اتهام مذکور تحت تعقیب کیفری در آمدهاند اعم از متهم یا محکوم به شرط تعهد ترک اعتیاد و عدم تکرار جرم مورد عفو آن جناب قرار گیرند. با توجه به عنایت خاص آن رهبر رئوف نسبت به حال زندانیان توضیحاً به عرض میرساند که مشمولین فرمان عفو در صورتی که در بازداشت باشند آزاد خواهندشد.
رئیس دیوان عالی کشور ـ ۶۱/۸/۲۴ ـ سید عبدالکریم موسوی اردبیلی [
بسمه تعالی موافقت میشود.[۵۷]
۲۶ آبان ۶۱ روح اللّه الموسوی الخمینی
مخاطب: قوه قضائیه و ارگانهای اجرایی [۵۸]
......... و مؤکداً تذکر داده میشود که اگر برای کشف خانههای تیمی و مراکز جاسوسی و افساد علیه نظام جمهوری اسلامی که از روی خطا و اشتباه به منزل شخصی یا محل کار کسی وارد شدند و در آنجا با آلت لهو یا آلات قمار و فحشا و سایر جهات انحرافی مثل موادمخدره برخورد کردند، حق ندارند آن را پیش دیگران افشاء کنند، چرا که اشاعه فحشاء از بزرگترین گناهان کبیره است و هیچکس حق ندارد هتک حرمت مسلمانان و تعدی از ضوابط شرعیه نماید. فقط باید به وظایفه نهی از منکر به نحوی که در اسلام مقرر است عمل نمایند و حق جلب یا بازداشت یا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساکنان آن را ندارند، و تعدی از حدود الهی ظلم است و موجب تعزیر و گاهی تقاص میباشد. و اما کسانی که معلوم شود شغل آنان جمع مواد مخدره و پخش بین مردم است، در حکم مفسد فیالارض و مصداق ساعی در ارض برای فساد و هلاک حرث و نسل است و باید علاوه بر ضبط آنچه از این قبیل موجود است آنان را به مقامات قضایی معرفی کنند........
......... باید ملت از این پس که حال استقرار و سازندگی است احساس آرامش و امنیت نمایند و آسودهخاطر و مطمئن از همه جهات به کارهای خویش ادامه دهند، و اسلام بزرگ و دولت اسلامی را پشتیبان خود بدانند، و قوه قضاییه را در دادخواهیها و اجرای عدل و حدود اسلامی در خدمت خود ببینند، و قوای نظامی و انتظامی و سپاه پاسداران و کمیتهها را موجب آسایش و امنیت خود و کشور خود بدانند. و این امر بر عهده همگان است و کار بستن آن موجب رضای خداوند و سعادت دنیا و آخرت میباشد، و تخلف از آن موجب غضب خداوند قهار و عذاب آخرت و تعقیب و جزای دنیوی است. از خداوند کریم خواهانم که همه ما را از لغزشها و خطاها حفظ فرماید، و جمهوری اسلامی را تأیید فرموده و آن را به حکومت عالمی قائم آل محمد ـ صلی االله علیه وآله ـ متصل فرماید ” آنه قریب مجیب. “ و السلام علی عباداالله الصالحین.
حضار: فرماندهان شهربانی [۵۹]
........ این هروئین فسادش از همه چیز بالاتر است........
موضوع: موافقت با ضوابط پیشنهادی برای عفو زندانیان[۶۰]
مناسبت: سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
مخاطب: موسوی اردبیلی، سیدعبدالکریم، «رئیس دیوان عالی کشور»
بسمه تعالی
الف ـ کلیه کسانی که به حکم دادگاههای عمومی، انقلاب و نظامی به کیفر حبس یا دیگرمجازاتهای اصلی یا تکمیلی، محکومیت قطعی یافتهاند ـ جز حکم قصاص و حدود و دیات که طبق قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی حکم شده باشد ـ به مناسبت پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران در ۲۲ بهمن به شرح زیر مشمول عفو و بخشودگی رهبر کبیر انقلاب اسلامی قرار میگیرند:
۶ ......... ـ معتادینی که مواد مکشوفه از آنها به میزان مندرج در ماده هجدهم لایحه قانونی تشدید مجازات مرتکبین جرائم موادمخدر مصوب ۵۹/۳/۱۹ شورای انقلاب بوده است و پانزده روز حبس را تحمل کردهاند.
۷ ـ کسانی که به اتهام جرائم مربوط به موادمخدر و افیونی به پنج سال حبس یا کمتر و دیگر مجازاتها محکومیت یافتهاند در صورت تحمل ] ۱/۵ یک پنجم [
حبس بقیه مجازات بخشوده میشود کلیه موارد بالا در صورتی مشمول عفو قرار میگیرند که محکوم توبه کرده و تأثیر مجازات در روحیه وی به تأیید رئیس زندان رسیده باشد.
ب ـ جرائم و محکومیتهای زیر از شمول عفو مستثنی میباشند:
.....
ـ وارد کردن و ساختن مواد مخدر.
.....
رئیس دیوان عالی کشور ـ سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
.....
بسمه تعالی موافقت میشود.[۶۱]
روح اللّه الموسوی الخمینی
حضار: شرکت کنندگان درمراسم دهه فجرو وزیر ارشاد (محمد خاتمی [۶۲] (
.........فجایعی که در زمان او ] محمدرضا [واقع شد، تاریخ امید است که ثبت کند و متفکران و متوجهان به مسائل بنویسند و باشد در مخزنها تا ببینند اشخاصی که بعدها میآیند. بنا، بر این بود که اصل اسلام در اینجا محو بشود، شروع کردند تاریخ اسلام را تغییر دادند و شروع کردند، و جوانهای ما را از اسلام میخواستند جدا کنند. مواد مخدره و موادی که انسان کش است، در اینجا به دست همین خاندان پهلوی خریده میشد و پخش میشد. این نه برای این بود که فقط منافع مادی میخواستند، برای این بود که اطاعت امر آنها را بکنند که باید ایران عقب مانده بماند و یک عده افیونی و هروئینی و عیاش نمیتوانند کشور خودشان را حفظ کنند، آنها بنشینند و چرت بزنند و آنها مخازن آنها را خالی کنند ..........
مخاطب: مسلمانان و مردم جهان و نسلهای آینده [۶۳]
ک ـ از امور بسیار با اهمیت و سرنوشت ساز مسئله مراکز تعلیم و تربیت از کودکستانها تا دانشگاهها است که به واسطه اهمیت فوقالعادهاش تکرار نموده و با اشاره میگذرم. باید ملت غارت شده بدانند که در نیم قرن اخیر آنچه به ایران و اسلام ضربه مهلک زده است قسمت عمدهاش از دانشگاهها بوده است.
اگر دانشگاهها و مراکز تعلیم و تربیت دیگر با برنامههای اسلامی و ملی در راه منافع کشور به تعلیم و تهذیب و تربیت کودکان و نوجوانان و جوانان جریان داشتند، هرگز میهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن آمریکا و شوروی فرو نمیرفت و هرگز قراردادهای خانه خراب کن بر ملت محروم غارتزده تحمیل نمیشد و هرگز پای مستشاران خارجی به ایران باز نمیشد و هرگز ذخائر ایران و طلای سیاه این ملت رنجدیده در جیب قدرتهای شیطانی ریخته نمیشد و هرگز دودمان پهلوی و وابستههای به آن اموال ملت را نمیتوانستند به غارت ببرند و در خارج و داخل پارکها و ویلاها بر روی اجساد مظلومان بنا کنند و بانکهای خارج را از دسترنج این مظلومان پر کنند و صرف عیاشی و هرزگی خود و وابستگان خود نمایند. اگر مجلس و دولت و قوه قضائیه و سایر ارگانها از دانشگاههای اسلامی و ملی سرچشمه میگرفت ملت ما امروز گرفتار مشکلات خانه برانداز نبود. و اگر شخصیتهای پاکدامن با گرایش اسلامی و ملی به معنای صحیحش، نه آنچه امروز در مقابل اسلام عرض اندام میکند، از دانشگاهها به مراکز قوای سهگانه راه مییافت، امروز ما غیر امروز، و میهمن ما غیر این میهمن، و محرومان ما از قید محرومیت رها، و بساط ظلم و ستمشاهی و مراکز فحشا و اعتیاد و عشرتکدهها که هر یک برای تباه نمودن نسل جوان فعال ارزنده کافی بود، در هم پیچیده و این ارث کشور بر باد ده و انسان برانداز به ملت نرسیده بود. و دانشگاهها اگر اسلامی ـ انسانی ـ ملی بود، میتوانست صدها و هزارها مدرس به جامعه تحویل دهد؛ لکن چه غم انگیز و اسفبار است که دانشگاهها و دبیرستانها به دست کسانی اداره میشد و عزیزان ما به دست کسانی تعلیم و تربیت میدیدند که جز اقلیت مظلوم محرومی همه از غربزدگان و شرقزدگان با برنامه و نقشه دیکته شده در دانشگاهها کرسی داشتند؛ و ناچار جوانان عزیز و مظلوم ما در دامن این گرگان وابسته به ابرقدرتهای بزرگ شده و به کرسیهای قانون گذاری و حکومت و قضاوت تکیه میکردند، و بر وفق دستور آنان، یعنی رژیم ستمگر پهلوی عمل میکردند. اکنون بحمداالله تعالی دانشگاه از چنگال جنایتکاران خارج شده. و بر ملت و دولت جمهوری اسلامی است در همه اعصار، که نگذارند عناصر فاسد دارای مکتبهای انحرافی یا گرایش به غرب و شرق و دانشسراها و دانشگاهها و سایر مراکز تعلیم و تربیت نفوذ کنند و از قدم اول جلوگیری نمایند تا مشکلی پیش نیاید و اختیار از دست نرود. ........
حضار: منافی وزیر بهداری و کارکنان وزارتخانه [۶۴]
.......... و از امور لازم قضیه جلوگیری از بیماری است، آن اهمیتش بیشتر از خود معالجه است. ما بتوانیم شماها بتوانید که طوری بکنید که مرض کم بشود، یک طوری بشود در کشور که آبها از آلودگی بیرون بیاید، غذاها آلوده نباشد، آن طوری که پزشکان دستور میدهند کاری بشود که مرض نیاید. نه ما منتظر باشیم که مرض بیاید بعد رفعش بکنیم. جلو بگیریم که اصلاً نیاید مرض، و این یکی از امور مهمهای است که باید به آن توجه کامل بشود و امیدوارم که در این امر هم متصدیان امور موفق باشند و در همه امور اتکال به خداوند بکنیم. شما ببینید که این اتکال به خدا بود که یک قدرت به آن عظمت را - از دست - از بین بردید. با اینکه قدرت شما در مقابل قدرتهای شیطانی چیزی نبود، لکن ایمان شما بود، اتکال شما به خداوند تبارک و تعالی بود که پیش بردید و از حالا به بعد هم پیش خواهید برد.........
حضار: ولایتی، علیاکبر «وزیر امور خارجه» ـ سفرا و کارداران کشورهای
خارجی مقیم ایران [۶۵]
........... مراکز فساد این قدر بود که جوانهای ما را به فساد کشاند. خود آنها عامل فروش هروئین و تریاک و مواد مخدره بودند، و تمام جوانهای ما را به فساد کشاندند............
مخاطب: ملت ایران [۶۶]
۹ ..... ـ از اموری که هر چه بیشتر باید به آن توجه شود رفاه حال زندانیان است.
چه گروههایی که بر ضد جمهوری اسلامی قیام مسلحانه نموده و مردم بیگناه کوچه و بازار را به خاک و خون کشیدهاند؛ و چه کسانی که با فروش و توزیع موادمخدره فرزندان کشور را به فساد کشاندهاند؛ و چه سایر گناهکاران. اینان اکنون اسیران شما هستند، و به دست خود به اسارت کشیده شدهاند. با اسرای
خود، چه اینان و چه اسرای جنگی، رئوف و مهربان باشید و برادرانه رفتار کنید؛ و زندانها را به یک مدرسه آموزش و تربیت اخلاقی مبدل کنید، چنانچه تاکنون عمل کردهاید، تا منحرفان و گناهکاران شیرینی عدالت اسلامی را بچشند، و به اسلام و نظام اسلامی رو آورند؛ و از روی حقیقت توبه کنند و بازگشت به اسلام و خدای متعال نمایند، که باب رحمت گنهکاران را بهتر جذب میکند. حتی آن کس که مستحق حدود الهی است، از قتل و دیگر جزاها، باید از عطوفت مأموران، تا پای دار و محل مجازات، برخوردار باشند. و شورایعالی قضایی و ستاد پیگیری در بررسی وضع زندانیان تسریع نمایند. و هر کس استحقاق عفو دارد به فوریت معرفی نمایند تا عفو شوند و به زندگی آزاد خود ادامه دهند، و انشاء االله عضو فایده بخش و فعال برای میهن خود گردند.
مخاطب: دادگاه عالی انقلاب اسلامی [۶۷]
] شورای محترم عالی قضایی مسئله زیر به جهت اختلاف نظر قضات دادگاه عالی، از شخص امام ـ مدظله العالی ـ پرسش و جواب گرفته شود:
تریاک که دارای منفعت عقلایی است و مصارف مشروعی نیز دارد، ولی از جانب دولت اسلامی خرید و فروش و هرگونه نقل و انتقال آن در کشور ممنوع اعلام شده. آیا خریدار و فروشنده مالک عوض و معوض میشوند، و نهی دولت
اسلامی فقط جنبه تحریمی دارد و فساد معامله را همراه ندارد، یا آنکه این نهی موجب فساد هم میشود، که در این صورت فروشنده مالک عوض نشده و حاکم طبق احکام ” مقبوض به عقد فاسد “ عمل کند، و گاهی به جهت مجهول بودن مالک ثمن آن را استرداد نماید؟
و همچنین در قاچاق تریاک که فیالجمله دارای منافع مشروع است در چه حدی «افساد فی الارض» بر آن صدق میکند؟
۶۲/۱۱/۲۸ ـ دادگاه عالی انقلاب اسلامی [
بسمه تعالی
۱ ـ تخلف از منع دولت نباید بشود، ولی حکم وضعی ندارد.
۲ ـ فساد در صورتی است که مواد مخدره پخش شود بطوری که موجب ابتلا بسیاری شود، یا به قصد این عمل یا با علم به این اثر.
روح اللّه الموسوی الخمینی
موضوع: موافقت با شرایط پیشنهادی عفو زندانیان [۶۸]
مخاطب: موسوی اردبیلی، سید عبدالکریم «رئیس دیوان عالی کشور»
] رئیس دیوان عالی کشور طی نامهای در اردیبهشت ۱۳۶۴ به محضر امام خمینی، با بیان ضوابط و شرایط پیشنهادی قوه قضائیه برای عفو محکومین دادگاههای عمومی و انقلاب و استثناء مواردی بدین شرح:
۶....... ـ واردکنندگان، سازندگان، موزعین رده بالا که درباندهای قاچاق فعالیت دارند؛...... خواستار اعلام نظر امام خمینی گردیده است که مورد موافقت ایشان قرار گرفته است: [
بسمه تعالی موافقت میشود. ۶۴/۲/۲۵ روح االله الموسوی الخمینی
مخاطب: زائران بیت االله، مسلمین ایران و جهان [۶۹]
۲ ـ شما زائران عزیز از کشوری به سوی حق میروید که در سایه الطاف خداوند و برکت دعای اولی االله اعظم ـ روی لقمدمه الفدا ـ سختیها و دشواریها و ستمکشیها را پشت سر گذاشته و بحمداالله تعالی در تمام میدانها پیروز شدهاید. و هنوز اول کار است. شما امروز از جهت فرهنگی بر فرهنگهای پوشیده شرق و غرب و فرهنگ منحط عصر شاهنشاهی، که جوانان عزیز ما را فوج فوج به فساد میکشید و دانشگاههای ما را در خدمت غرب و احیاناً شرق به پیش میبرد، پشت پا زدهاید. شما امروز فرهنگهایی را که ملت ما را یک ملت وابسته مصرفی و خدمتگزار قدرتها بار آورده بود و فحشا و فساد و اعتیاد را گسترشی روزافزون داده بود و از انسانیت و اخلاق میرفت کنارهگیری کند در زیر پای خود خرد کرده، و شرافت انسانی و تقوا و شهامت و شجاعت و صبر و سلحشوری و مروت و تعاون دربر و تقوا و توجه به مصالح ملت کشور را جایگزین آن نمودهاید.
........ منظور اینجانب از این تذکرات به حجاج محترم آن است که توجه آنان را به وظایف خطیری که در این سفر بسیار مهم از طرف شرع مطهر و ملت شهید داده ایران بر عهده آنان گذاشته شده است جلب نمایم. شما امروز در این سفر در بوته امتحان قرار دارید، چون نمونه و الگویی از ملت ایران هستید. و باید بدانید که چشمان کنجکاو صدها هزار زائر، که از اطراف جهان حول مرکز وحی گرد آمدهاند، با دقت حرکات و اعمال شما را تحت نظر دارند. دوستان شما، که زائران بیت االله هستند، با کمال اشتیاق میخواهند ببینند این تحول عظیمی که در ملت ایران در ابعاد مختلف، بویژه بعد اخلاقی و معنوی، تحقق پیدا کرده است، چگونه است و تا چه مقدار است. و مخالفان شما که برای وقایع نگاری و خبر چینی و نفاق افکنی خود را به آن مکان مقدس رساندهاند درصدد پیدا کردن نقاط ضعف هستند که از کاهی کوهی بسازند و غلغلهای در رسانههای گروهی و مطبوعات و مجالس سخنرانی به راه اندازند، و نه تنها جمهوری اسلامی، که اسلام را محکوم کنند. شما زائران محترم با آنچه گفته شد، بر سر دو راه هستید، راه سعادت، که حفظ آبروی جمهوری اسلامی و اسلام عزیز و ملت بزرگوار و رزمندگان عظیم الشان و شهدای پیوسته به لقاءاالله هست، که درمراعات موازین اسلامی و اخلاقی ومواظبت ازاعمال و افعال و گفتار خود در همه مواقع و در تمام مشاعر حج میباشد؛ و نیز مراعات آداب اسلامی ـ اخلاقی با همه بندگان خداست. و راه شقاوت و مردود بودن از ساحت قدس الهی، با عدم مراعات آنچه ذکر شد و آنچه با حیثیت جمهوری اسلامی منافات دارد. از خداوند تعالی توفیق همه را در حفظ شئون اسلام و جمهوری اسلامی خواستارم.
موضوع: قلمرو احکام سلطانیه و تعزیرات شرعی [۷۰]
سئوال کننده: موسوی اردبیلی، سید عبدالکریم ” رئیس دیوان عالی کشور “
] بسمه تعالی. محضر انور حضرت آیتاالله العظمی امام خمینی ـ ادام االله ظله پس از عرض سلام مستدعی است مسائل زیر را جواب فرمایید. در هیئت بررسی تعزیرات مورد نیاز است:
۱ ـ حبس، نفی بلد، تعطیل محل کسب، منع از ادامه خدمت در ادارات دولتی، جریمه مالی و به طور کلی هر تنبیهی که به نظر برسد موجب تنبیه و خودداری از ارتکاب جرائم میگردد جایز است به عنوان تعزیر تعیین شود، یا در تعزیرات به مجازاتهای منصوص [۷۱] باید اکتفا کرد؟
۲ ـ برای اداره امور کشور، قوانینی در مجلس تصویب میشود، مانند قانون قاچاق، گمرکات و تخلفات رانندگی، قوانین شهرداری، و به طور کلی احکام سلطانیه؛ ۱ و برای اینکه مردم به این قوانین عمل کنند برای متخلفین مجازاتهایی در قانون تعیین میکنند. آیا این مجازاتها از باب تعزیر شرعی است و احکام شرعی تعزیرات از نظر کم و کیف بر اینها بار است یا قسم دیگر است و از تعزیرات جدا هستند، و اگر موجب خلاف شرع نباشد باید به آنها عمل کرد؟
۳ ـ در موارد تعزیرات، حسب نظر حضرتعالی ” قضات مأذون ۲ “ نمیتوانند تعیین تعزیر کنند. آیا مانند قضات واجد شرایط که در موارد تعزیرات حق عفو دارند، آنها نیز حق عفو دارند یا مانند اصل قضا، استفاده از حق عفو، احتیاج به اجازه دارد؟
۶۴/۱۱/۱۶ ـ ادام االله عمرکم الشریف ـ عبدالکریم موسوی اردبیلی [
بسمه تعالی
] پاسخ سئوال [: ۱ در تعزیرات شرعیه احتیاط آن است که به مجازاتهای منصوصه اکتفا شود، مگر آنکه جنبه عمومی داشته باشد. مثل احتکار و گرانفروشی که با مقررات حکومتی داخل در مسئله دوم میباشد.
بسمه تعالی
-۱ احکام اجتماعی و حکومتی
-۲ قاضی ای که با اذن مجتهد جامعالشرایط به امر قضا پرداخته و خود فاقد شرط اجتهاد برای قضای شرعی هستند.
] پاسخ سئوال [: ۲ در احکام سلطانیه که خارج است از تعزیرات شرعیه، در حکم اولی است، متخلفین را به مجازاتهای بازدارنده به امر حاکم یا وکیل او میتوانند مجازات کنند.
بسمه تعالی
] پاسخ سئوال [: ۳ حق عفو ندارند، مگر به اذن فقیه جامعالشرایط.
روح اللّه الموسوی الخمینی
مخاطب: باریک بین، هادی ـ علیخانی، قدرت االله [۷۲]
] آقای قدرت االله علیخانی از روحانیون فعال منطقه، طی درخواستی در مورد انجام کارهای عمرانی در روستاهای قزوین و رفع محرومیت زدایی، تأمین بخشی از هزینهها توسط دادسرای مبارزه با موادمخدر تهران را تقاضا نموده است.
درخواست آقای علیخانی مورد تأیید آقای هادی باریک بین، امام جمعه قزوین و آقای سید جعفر موسوی، استاندار زنجان واقع شده است. امام خمینی در پاسخ چنین مرقوم فرمودهاند: [
بسمه تعالی
با مراعات جهات شرعیه و نظارت جناب آقای باریک بین با پیشنهاد مذکور موافقت میشود.
۲۰ مهرماه ۶۵
روح اللّه الموسوی الخمینی
مخاطب: برگزاری مناسک عظیم حج [۷۳]
........... بحمداالله پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری روحانیت، خلاف این تصورات را ثابت نمود و علیرغم همه کارشکنیها و سنگ اندازیها و توطئههای شرق و غرب و حسادت و کینهتوزی ایادی آنان، توانمندی و اقتدار روحانیت اسلام آشکار گردید. که من از تمامی علما و متفکرین و دانشمندان اسلامی سراسر جهان دعوت میکنم که در فرصتهای مناسب به کشور عزیز اسلامی ایران سفر کنند و در وضع گذشته این مملکت که نظام شاهنشاهی آن را به مملکتی غربزده و تهی از ارزشهای اسلامی مبدل ساخته بود و ایران میرفت تا پایگاهی برای اسلامزدایی و محو آثار رسالت گردد و از تاریخ تا فرهنگ و همه مظاهر اسلام نابود شود، فکر نمایند و همچنین به بررسی وضعیت کنونی بپردازند که اساس قوانین و مقررات این کشور را وحی و اسلام معین نموده است و تمامی مظاهر کفر و شرک و معاصی علنی حتی المقدور برچیده شده و علیرغم همه نغمههای شوم التقاطیها و چپها و راستها و ملیگراها که در روزهای اول پیروزی انقلاب و برای قبضه نمودن قدرت و تفکر ملت ایران از حلقوم آنان برمیخاست، خداوند بر ما منت نهاد که توطئه آنان کشف و در تمامی کشور ما قوانین و برنامههای اسلامی در حال پیاده شدن است و از میدانهای نبرد و کارزار گرفته تا مراکز تحقیقات علمی، دانشگاهها و حوزهها و از مجالس قانونگذاری و تدوین همه مقررات کشوری و لشکری تا قوه مجریه که دست اندرکاران حل و فصل بزرگترین مسائل اداری و اجرایی یک کشور بزرگ و در حال جنگ و محاصره و با جمعیتی متجاوز از پنجاه میلیون نفر است و از قوه قضاییه که مسئولیت اجرای حدود و احکام الهی و در حقیقت بار سنگین تأمین امنیت جان و نوامیس و اموال و شخصیت یک جامعه انقلابی را به عهده دارد تا فرماندهی قوای نظامی و انتظامی که مسئولیت امنیت مرزها و داخل کشور و خنثی نمودن صدها توطئه رنگارنگ به عهده آنان است و باید جلوی تخریب و جنایات منافقین و ضد انقلاب و اشاعه فحشا و منکرات و دزدیها و قتلها و موادمخدر را بگیرند، که همه اینها با رهبری روحانیت متعهد و به برکت احکام نورانی اسلام و کتاب آسمانی پیامبر اکرم حضرت محمد بن عبداالله ـ صلی االله علیه و آله و سلم ـ و پیروی از ائمه هدی ـ علیهم السلام ـ اداره میشود و خدا را سپاس مینهیم که با تکیه بر آیات وحی و کتاب خدا توانستهایم کشورمان را از وابستگیها نجات دهیم. البته تا پیاده کردن تمامی احکام و مقررات اسلامی و عمل کامل در همه سطوح جامعه راه زیادی در پیش داریم ولی به یاری خداوند همچنان به تلاش و کوشش خود ادامه میدهیم و در عمل به همه غربزدگان و شرق زدگان و خودباختگانی که از مطرح کردن شعار اسلام و اعتماد به قرآن کریم واهمه داشتهاند، نشان میدهیم که چگونه میتوان جامعه را از سرچشمههای معرفت کتاب خدا و هدایت اسلام عزیز سیراب نمود، ........
مخاطب: موسوی اردبیلی، سید عبد الکریم “ رئیس دیوان عالی کشور[۷۴]
بسمه تعالی. حضرت آیت االله العظمی امام خمینی ـ دام عزه-
اعدام شخص مفسد که در نظر مبارک مورد احتیاط است به نظر آیت االله منتظری جایز است و این مسئله در محاکم قضایی مورد احتیاج است. اگر اجازه فرمایید در مراجع قضایی طبق نظر ایشان عمل شود. آدم االله عمرکم الشریف. ۶۶/۷/۹ ـ عبدالکریم موسوی [
بسمه تعالی مجازید بر طبق نظر شریف ایشان عمل نمایید. ۲ ۶۶/۷/۹
روح اللّه الموسوی الخمینی
-۲ براساس نظر امام خمینی، ازسوی رئیس دیوان عالی کشور، بخشنامهای به شماره ۱۱/۶۴ ب ـ ش مورخ ۱۳۶۴/۸/۲۰ به دادگاهها صادر گردید. و در تاریخ ۱۳۶۶/۷/۹ نیز ریاست دیوان عالی کشور در مورد مرتکبین جرائم مواد مخدر، موضوع را طی بخشنامهای به دادگاهها و دادسراهای انقلاب اسلامی سراسر کشور ابلاغ نمود.
سئوال کننده: خامنهای، سیدعلی ”رئیسجمهور و امام جمعه تهران [۷۵]
بسمه تعالی جناب حجتالاسلام آقای خامنهای، رئیس محترم جمهوری اسلامی ـ دامت افاضاته پس از اهدای سلام و تحیت، من میل نداشتم که در این موقع حساس به مناقشات پرداخته شود. و عقیده دارم که در این مواقع سکوت بهترین طریقه است. و البته نباید ماها گمان کنیم که هر چه میگوییم و میکنیم کسی را حق اشکال نیست. اشکال، بلکه تخطئه، یک هدیه الهی است برای رشد انسانها. لکن صحیح ندانستم که جواب مرقوم شریف و تقاضایی که در آن شدهبود را به سکوت برگزار کنم. لهذا، آنچه را که در نظر دارم به طور فشرده عرض میکنم.
از بیانات جنابعالی در نماز جمعه اینطور ظاهر میشود که شما حکومت را که به معنای ولایت مطلقهای که از جانب خدا به نبی اکرم ـ صلیالله علیه و اله و سلم ـ واگذارشده و اهم احکام الهی است و بر جمیع احکام شرعیه الهیه تقدم دارد، صحیح نمیدانید. و تعبیر به آنکه اینجانب گفتهام حکومت در چهارچوب احکام الهی دارای اختیار است بهکلی برخلاف گفتههای اینجانب بود. اگر اختیارات حکومت در چهارچوب احکام فرعیه است، باید عرض حکومت الهیه و ولایت مطلقه مفوضه به نبی اسلام ـ صلیالله علیه و اله و سلم ـ یک پدیده بیمعنا و محتوا باشد و اشاره میکنم به پیامدهای آن، که هیچکس نمیتواند ملتزم به آنها باشد: مثلاً خیابانکشیها که مستلزم تصرف در منزلی است یا حریم آن است در چهارچوب احکام فرعیه نیست. نظاموظیفه و اعزام الزامی به جبههها، و جلوگیری از ورود و خروج ارز، و جلوگیری از ورود یا خروج هر نحو کالا، و منع احتکار در غیر دو ـ سه مورد، و گمرکات و مالیات، و جلوگیری از گرانفروشی، قیمتگذاری، و جلوگیری از پخش مواد مخدره، و منع اعتیاد به هر نحو غیر از مشروبات الکلی، حمل اسلحه به هر نوع که باشد، و صدها امثال آن، که از اختیارات دولت است، بنا بر تفسیر شما خارج است؛ و صدها امثال اینها.
باید عرض کنم حکومت، که شعبهای از ولایت مطلقه رسول ااالله ـ صلیالله علیه و اله و سلم ـ است، یکی از احکام اولیه اسلام است؛ و مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتی نماز و روزه و حج است. حاکم میتواند مسجد یا منزلی را که در مسیر خیابان است خراب کند و پول منزل را به صاحبش رد کند. حاکم میتواند مساجد را در موقع لزوم تعطیل کند؛ و مسجدی که ضرار باشد، درصورتیکه رفع بدون تخریب نشود، خراب کند. حکومت میتواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است، در موقعی که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد، یکجانبه لغو کند. و میتواند هر امری را، چه عبادی و یا غیرعبادی است که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن مادامیکه چنین است جلوگیری کند. حکومت میتواند از حج، که از فرایض مهم الهی است، در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی دانست موقتاً جلوگیری کند.
آنچه گفتهشده است تاکنون، و یا گفته میشود، ناشی از عدم شناخت ولایت مطلقه الهی است. آنچه گفتهشده است که شایع است، مزارعه و مضاربه و امثال آنها را با آن اختیارات از بین خواهد رفت، صریحاً عرض میکنم که فرضاً چنین باشد، این از اختیارات حکومت است. و بالاتر از آنهم مسائلی است، که مزاحمت نمیکنم.
انشاء الله تعالی خداوند امثال جنابعالی را، که جز خدمت به اسلام نظری ندارید، در پناه خود حفظ فرماید.
۱۶ دی ۱۳۶۶
روحالله الموسوی الخمینی
سؤالکننده: انصاری، مجید [۷۶]
] محضر مبارک مرجع عظیمالشأن و رهبر کبیر انقلاب اسلامی، حضرت آیتاللّه العظمی امام خمینی ـ دام اله العالی ـ با عرض سلام و آرزوی طول عمر توأم با پیروزی برای آن امام بزرگوار. احتراماً، به استحضار میرساند، ازآنجاکه بیکاری زندانیان در مدت تحمل کیفر و تراکم آنان در محیطهای دربسته زندانها موجب توسعه جرائم و آلودگی بیشتر آنها به انواع بیماریهای جسمی و روحی و اخلاقی میگردد و طبعاً بعد از آزادی مشکلات بیشتری را برای خود و جامعه فراهم مینمایند؛ و به تجربه ثابتشده است که بهترین راه برای بازپروری مجرمین خصوصاً افراد معتاد، اشتغال روزمره آنان به کارهای سالم و مفید است، ۱ جلد:, ۲۰ صفحه:, ۴۶۰ پاسخ استفتاء، زمان: ۱۳ بهمن ۱۳ /۱۳۶۶ جمادیالثانی، ۱۴۰۸ مکان: تهران، جماران لذا سازمان زندانها که قانوناً عهدهدار اداره زندانها و اصلاح و ارشاد زندانیان است کارگاههای وسیعی در داخل و خارج از محیط زندانها ایجاد و یا در دست احداث دارد و به زندانیان شاغل، مبلغی حقالزحمه میپردازد. اینک این شبهه پیشآمده است که آیا خروج زندانی از زندان و اشتغال او در اینگونه مراکز منافات با حکم صادره ” حبس تعزیری «ندارد؟ لذا تقاضا دارد این سازمان را در مورد سؤال زیر ارشاد و راهنمایی فرمایید:» آیا سازمان زندانها میتواند با رعایت کامل جوانب حفاظتی و امنیتی زندانیان را در کارگاهها و مراکز اشتغال داخل و یا خارج از زندان به کار مشغول نماید یا خیر؟ ” با تشکر: رئیس سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور.
مجید انصاری [
بسمهتعالی مانعی ندارد.
روحالله الموسوی الخمینی
مخاطب: موسوی، سراجالدین“ فرمانده کل کمیته انقلاب اسلامی ۱“
] احتراماً، با عرض معذرت ازتصدیع اوقات شریف به استحضار عالی میرسانده پاسداران کمیته انقلاب اسلامی درمواردی تعقیب مجرمین و قاچاقچیان و یا گشتهای انتظامی به اجناس و یا ماشینهای بلا صاحب و مجهولالمالک برخورد نموده و ضبط مینمایند که باگذشت سالها و ماهها صاحبان آن مراجعه ننموده و این کالاها در معرض آفتاب و باران فرسوده شده و خسارت و ضایعاتی وارد میگردد از طرفی موارد متعددی از نیاز و گرفتاریهای زندگی پاسداران زحمتکش کمیته مشاهده و گزارششده است چنانچه حضرت مستجاب عالی مصلحت بدانند اجازه فرمایید کلیه اموال مجهولالمالک توقیفی که در اختیار کمیته انقلاب اسلامی در سراسر کشور قرار دارد فهرست برداری شده با ذکر دقائق و وضعیت آن در زمان توقیف و ضبط و ثبت مشخصات کالا به نحو مناسب به فروش برسد و از محل عایدات آن به پاسداران نیازمند و محتاج مساعدت شود و در صورت مراجعه صاحبان آنها عین و یا وجه عادلانه آن مسترد شود.
خداوند سایه پرمهر و عمر بابرکت حضرتعالی را مستدام بدارد. ۶۷/۸/۸ ـ سید سراجالدین موسوی[
بسمهتعالی
جناب حجتالاسلام آقای سراج ـ دامت افاضات ـ با حفظ جهات شرعیه زیر نظر شخص شما موافقت میشود.
روحالله الموسوی الخمینی
مخاطب: موسوی، میرحسین ” نخستوزیر و رئیس ستاد [۷۷]
] بسمهتعالی ... با سلام و درود. احتراماً، با عرض معذرت از تصدیع اوقات شریف و آرزوی سلامتی و دوام عمر بابرکت حضرت مستطاب عالی به استحضار میرساند که با تصویب قانون مبارزه با مواد مخدر توسط مجمع محترم مصلحت نظام امید علاقهمندان به انقلاب و کشور در حل این مشکل بزرگ و خانمانسوز بهشدت افزایشیافته و امید میرود که با هماهنگی و همدلی سازمانهای مسئول قضایی و اجرایی و خواست همگانی و ملی یک تجربه موفق در مبارزه با ناهنجاریهای اجتماعی و توطئههای تحمیلی استکبار به دست آید. بر اساس ماده ۳۳ آنگونه که قانون پیشبینی کرده، در نظر است که کلیه عملیات قضایی و اجرایی و تشدید و تخفیف مراحل مبارزه از جهت تبلیغ و مبارزه انتظامی و برخورد قضایی و درمان معتادین توسط سازمانهای ذیربط و با نظر ستاد بهطور هماهنگ انجام شود و بر اساس نظریه کارشناسان چنانچه برخورد با مجرمین و متخلفین از مراحل دستگیری تا تحمل مجازات، طبق یک الگوی هماهنگ و با رعایت جوانب سیاسی ـ اجتماعی آن انجام شود در پیشگیری از جرم در جامعه و ندامت و انصراف دیگران مؤثر است؛ لذا ستاد مبارزه با مواد مخدر از محضر مبارک حضرتعالی استدعا دارد چنانچه صلاح بدانند موضوع عفو زندانیان و محکومین مواد مخدر، اعم از معتاد و غیر آن با نظر و هماهنگی این ستاد صورت گیرد. در صورت صدور اجازه مبارک، شیوه اجرایی آن تقدیم حضور خواهد شد.
۶۷/۱۰/۱۰ میرحسین موسوی ـ نخستوزیر و رئیس ستاد مبارزه با مواد مخدر[
بسمهتعالی با پیشنهاد عفو زندانیان و محکومین مواد مخدر، با تصویب ستاد مبارزه با مواد مخدر موافقت میشود.
روحالله الموسوی الخمینی
مخاطب: ملت ایران، مسلمانان و مردم جهان و نسلهای آینده [۷۸]
۱ ـ ما میدانیم که این انقلاب بزرگ که دست جهان خواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد، با تاییدات غیبی الهی پیروز گردید. اگر نبود دست توانای خداوند امکان نداشت یک جمعیت ۳۶ میلیونی با آن تبلیغات ضد اسلامی و ضد روحانی خصوص در این صدسال اخیر و با آن تفرقهافکنیهای بیحساب قلمداران و زبان مزدان در مطبوعات و سخنرانیها و مجالس و محافل ضد اسلامی و ضد ملی بهصورت ملیت، و آنهمه شعرها بذلهگوییها، و آنهمه مراکز عیاشی و فحشا و قمار و مسکرات و مواد مخدره که همه و همه برای کشیدن نسل جوان فعال که باید درراه پیشرفت و تعالی و ترقی میهن عزیز خود فعالیت نمایند، به فساد و بیتفاوتی در پیشامدهای خائنانه، که به دست شاه فاسد و پدر بیفرهنگش و دولتها و مجالس فرمایشی که از طرف سفارتخانههای قدرتمندان بر ملت تحمیل میشد، و از همه بدتر وضع دانشگاهها و دبیرستانها و مراکز آموزشی که مقدرات کشور به دست آنان سپرده میشد، با به کار گرفتن معلمان و استادان غربزده یا شرق زده صدر صد مخالف اسلام و فرهنگ اسلامی بلکه ملی صحیح، بانام “ملیت“ و “ملیگرایی“، گر چه در بین آنان مردانی متعهد و دلسوز بودند، لکن با اقلیت فاحش آنان و در تنگنا قرارداد نشان کار مثبتی نمیتوانستند انجام دهند و بااینهمه و دهها مسائل دیگر، از آن جمله به انزوا و عزلت کشیدن روحانیان و باقدرت تبلیغات به انحراف فکری کشیدن بسیاری از آنان، ممکن نبود این ملت با این وضعیت یکپارچه قیام کنند و در سرتاسر کشور با ایده و احد و فریاد “اللهاکبر“ و فداکاریهای حیرتآور و معجزهآسا تمام قدرتهای داخل و خارج را کنار زده و خود مقدرات کشور را به دست گیرد. بنابراین شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلابها جداست:
هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب و قیام. و تردید نیست که اینیک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارتزده عنایت شده است.
استفتاآت
استفتاآت [۷۹]
س ۹ ـ یکی از نزدیکان مخفیانه تریاک میکشد تکلیف من نسبت به او چیست؟ لطفاً فتوای امام را نسبت به خریدوفروش و کشیدن تریاک بنویسید.
ج ـ او را ارشاد نمایید خریدوفروش تریاک جایز نیست.
استفتاآت [۸۰]
س ۱۳ ـ بنده دارای چهار پسرعمو و یک دخترعمو هستم که بهطورکلی اهل عبادت نیستند که هیچ، اکثر درآمد آنها از قمار و خریدوفروش مواد مخدر هست و به مقدسات مکتب من نیز توهین میکنند و با حکومت طاغوتی گذشته که منافع آنها را از راه نامشروع تهیه میکرد موافق بوده و میباشند و حال هم در انتظار حکومت طاغوتی هستند انشاءاالله که در خواب هم نخواهند دید آیا میتوانم با ایشان آمدورفت نمایم؟
ج ـ قطع رحم نکنید و تا میتوانید آنها را ارشاد نمایید.
استفتاآت [۸۱]
س ۹۶ ـ زوجه شخصی که شوهرش معتاد به هروئین است و به اشخاص معتاد نیز هروئین میفروشد و این زوجه از پول هروئین فروشی شوهرش ارتزاق مینماید و خرجی اطفالش را هم از همین پول میدهد و درآمد دیگری هم ندارد تکلیفش شرعاً چیست و آیا ارتزاق او و فرزندانش از پول مزبور جایز است یا حرام؟
ج ـ پول هروئین حرام است و ارتزاق به آن جایز نیست.
استفتاآت [۸۲]
س ۹۷ ـ فروش هروئین جایز است یا خیر؟ و در صورت عدم جواز آیا فرقی است بین اینکه به هروئینی و معتاد بفروشد و بین اینکه به اشخاص غیر معتاد بفروشد یا خیر؟
ج ـ جایز نیست و فرق نمیکند.
استفتاآت [۸۳]
س ۹۹ ـ آیا برای افراد معتاد ترک آن اصلح است یا ادامه آن در صورت توانایی؟
ج ـ بهتر است ترک کنند.
استفتاآت [۸۴]
س ۱۰۰ ـ مؤسسهای است که با کمک مردم اداره میشود و کار این مؤسسه رسیدگی به حال مستضعفین و کمک به زندگی آنها هست، دراینبین عدهای به ما مراجعه میکنند و ما میدانیم که وجه نقدی که از ما میگیرند به مصرف مواد مخدره میرسانند با این توضیح که سابقاً اینها معتاد بودهاند کمک به اینگونه افراد از صندوق فوقالذکر ازنظر شرعی جایز است یا خیر؟
ج ـ با علم به اینکه پول به مصرف مواد مخدر میرسد نباید بدهند.
استفتاآت [۸۵]
س ۱۰۱ ـ کسی که هروئین فروش بوده و مبالغی از این راه به دست آورده و الآن توبه کرده آیا آنچه از این راه پیداکرده باید به صاحبان وجوه برگرداند و در صورت عدم معرفت صدقه دهد یا اینکه مالک است؟
ج ـ مالک نیست.
استفتاآت [۸۶]
س ۱۰۳ ـ کشیدن و خریدوفروش تریاک و کشت خشخاش چه صورتی دارد؟
ج ـ اعتیاد به تریاک جایز نیست و معتاد در صورت عدم لزوم ضرر باید آن را ترک کند و خریدوفروش یا کشت منوط است به مقررات دولت اسلامی و تخلف جایز نیست.
استفتاآت [۸۷]
س ۱۰۳ ـ نظر به اینکه کشت خشخاش در تمام مملکت و منجمله در دهات محلات فراوان بوده و ما کشاورزان مقادیر زیادی از آن را برداشته تا در بازار قاچاق به فروش برسانیم و این ازآنجهت است که قیمت مقرّر از طرف دولت برای ما استفاده چندانی ندارد متمنی است نظر صریح خودتان را در این زمینه بیان فرمایید؟
ج ـ باید به دولت اسلامی بفروشند و لازم است دولت اسلامی به قیمت عادل از ایشان بخرد.
استفتاآت [۸۸]
س ۱۳۲ ـ عدهای میگویند اجناس قاچاق که معاملات آن غیرمجاز اعلامشده منحصر به اسلحه، مواد مخدر و از این قبیل اجناس هست و معاملات سایر اجناس قاچاق از قبیل قماش، خرازی و غیره را مجاز میدانند خواهشمند است نظر خود را در این زمینه اعلام فرمایید؟
ج ـ فروش اجناس قاچاق باید با مقررات دولت اسلامی باشد و چنانچه دولت مزاحمتی ندارد و در بازار فروخته میشود مانع ندارد.
استفتاآت [۸۹]
س ۱۵۳ ـ کسی که به جرم قتل غیرسیاسی یا فروش مواد مخدر در دادگاههای انقلاب اسلامی محکومبه اعدام میگردد، آیا بستگان و فامیلش میتوانند برای او در مسجد مجلس ختم بر پا کنند؟
ج ـ با اجازه از دادگاه مانع ندارد.
منتخب از تحریرالوسیله
تحریر الوسیله [۹۰]
مسئله ۸ ـ فروش هر چیزی که وسیله حرام باشد، بهطوریکه منفعت مقصود و موردتوجه آن منحصر در حرام باشد، مانند آلات لهو، مثل چوبهای مطربی و نی و دائره و مانند آنها. و آلات قمار، مانند نرد و شطرنج و مانند اینها حرام است و کما اینکه خرید و فروش آنها حرام است، ساخت و اجرت بر آنها (هم) حرام میباشد؛ بلکه شکستن و تغییر دادن شکل آنها واجب است. البته فروش جنس اصلی آنها که چوب و برنج مثلاً میباشد بعد از شکستن، جایز میباشد؛ بلکه (فروختن اصل جنس آنها) قبل از شکستن هم درصورتیکه بر مشتری شرط کند که آنها را بشکند، یا اصل جنس آنها را به کسی بفروشد که اطمینان دارد آنها را میشکند، جایز است و درصورتیکه آنگونه که ذکر شد نباشد مورد اشکال است. و فروش ظروف طلا و نقره برای زینت و نگهداشتن جایز است.
مسئله ۱۰ ـ فروش انگور و خرما برای آنکه شراب بسازد، و (فروش) چوب مثلاً، برای اینکه بت یا آلت لهو یا قمار و مانند آن درست کند حرام است، یا به اینکه بگویند که در حرام بکار رود، و در عقد هم ملتزم به آن گردند؛ و یا هر دو بر آن توافق نمایند ولو به اینکه مشتری به صاحب انگور مثلاً بگوید: » یک من انگور به من بفروش تا شراب بسازم«و او هم بفروشد. و همچنین حرام است اجاره دادن مسکنها بهمنظور آنکه شراب در آن فروخته و نگهداری شود، یا بعضی از چیزهای حرام در آن ساخته شود. و اجاره کشتیها یا باربرها جهت حمل شراب و مانند آن ـ به یکی از دو وجه گذشته ـ حرام است. و کما اینکه بیع و اجاره در مواردی که ذکر شد، حرام هست، فاسد هم هست؛ پس ثمن و اجرت آن برایش حلال نیست. و همچنین است فروختن چوب به کسی که میداند او از آن صلیب یا بت درست میکند. بلکه، (با دلیلی قوی)، همچنین است فروختن انگور و خرما و چوب به کسی که میداند او آنها را شراب و آلت قمار و بربط (و آلات لهو) میکند. و (همچنین است) اجاره دادن مسکن به کسی که میداند او در آن، آنچه را که ذکر شد درست میکند یا آنها را میفروشد و امثال اینها. و مسئله از ناحیه نصوص جداً مشکل است و ظاهر آن است که این نصوص معلّل است.[۹۱]
تحریر الوسیله ۲
غیر حیوان
مسئله ۲ ـ خوردن هر چیزی که به بدن ضرر میرساند حرام است چه موجب هلاکت باشد مانند آشامیدن سمهای کُشنده، و اینکه زن حامله چیزی را بخورد که موجب سقطجنین شود، یا موجب انحراف مزاج یا ازکارافتادن بعضی از حسهای ظاهری یا باطنی یا موجب فقدان بعضی از نیروها باشد مانند مردی که چیزی بیاشامد که قوه جنسی و تناسلی را قطع نماید یا زن چیزی بیاشامد که عقیم گردد تا بچهدار نشود.
مسئله ۳ ـ در حرمت خوردن چیز مضر، بنا بر اقوی در چیزی که موجب هلاکت است و بنا بر احتیاط در غیر آن، بین اینکه ضرر آن معلوم باشد و (یا) مظنون باشد، بلکه اگر ضرر احتمالی هم داشته باشد ـ درصورتیکه احتمال موردتوجه عقلا باشد بهطوریکه نزد آنان موجب ترس گردد فرق نمیکند.
و همچنین ضرری که برخوردن آن مترتب است بین اینکه فوری باشد یا بعد از مدتی باشد فرق نمیکند.
-۱ معلّل ـ در علم درایه ـ عبارت از حدیثی است که متن یا سند آن درواقع پیچیدگی و اشکال پنهانی داشته باشد که به معتبر بودن آن ضرر میزند و ظاهر آن بیاشکال و صحیح و سالم باشد.
مسئله ۴ ـ مداوا و معالجه به چیزی که احتمالاً خطر دارد و احیاناً به خطر میکشاند، جایز است درصورتیکه نفعی که از آن عاید میشود بر اساس تجربه و تشخیص و حکم صاحبان مهارت و اهل خبره، بهطور غالب باشد، بلکه معالجه به چیزی که بالفعل و فوری ضرر قطعی داشته باشد، درصورتیکه بهوسیله آن ضرر بزرگتر و خطر شدیدتری دفع شود، جایز است و از این قبیل است قطع بعضی از اعضاء تا به هلاکت کشیده نشود و شکافتن زخم و داغ کردن به آتش.
و از این قبیل است بعضی از » عمل«ها که در این زمانها معمول میباشد به شرطی که اقدام بر آن طبق روش عقلا باشد به اینکه کسی که مباشر عمل است بامهارت و بااحتیاط و باملاحظه باشد و سهلانگار و متهور نباشد.
مسئله ۵ ـ آنچه زیاد آن ـ نه قلیل آن ـ ضرر دارد، زیاد موجب ضرر، حرام هست ـ نه قلیل غیر مضر ـ و اگر عکس آن فرض شود، برعکس می باشدوهمچنین چیزی که بهطور جداگانه موجب ضرراست ـ نه منظم با چیز دیگرـ بهطور جداگانه حرام میباشد آنچه برعکس است، عکس آن میشود.
مسئله ۶ ـ چیزی که مثلاً یک مرتبه یا دومرتبهاش ضرر ندارد ولی اعتیاد به آن و تکرار زیاد آن ضرر داشته باشد، فقط تکرار مضر آن حرام میباشد.
مسئله ۱۵ ـ شراب بهضرورت دین حرام است بهطوریکه حلال داننده آن با توجه به لوازم آنکه تکذیب پیغمبر (صلّیالّله علیه و اله) » والعیاذبالّله «باشد، در زمره کفّار هست و تحقیقاً در اخبار، ترک آن بهطور شدید و باعظمت و در ارتکاب آن تهدید و وعید سخت، واردشده است. و از امام صادق (علیهالسلام) است که» شراب، مادر خباثتها و سرآمد هر شری است، و ساعتی بر خوردندة شراب میآید که عقلش سلب میشود و درنتیجه پروردگارش را نمیشناسد. و معصیتی را ترک نمیکند مگر اینکه آن را مرتکب شود و حرمتی را رها نمیکند مگر اینکه آن را هتک نماید و هیچ خویشی متصل و نزدیکی نیست مگر آنکه آن را قطع میکند و هیچ فحشایی نیست مگر آنکه آن را بیاورد. «و تحقیقاً واردشده است که: حضرت رسول (صلیالله علیه و اله) در آن ده نفر را لعنت نموده است: غرس کننده آن و حافظ آن و فشار دهنده آن و خورنده آن و ساقی آن و حامل آن و کسی که بهسوی او حمل میشود و فروشنده آن و خریدار آن و خورنده قیمت آن. بلکه در بعضی از اخبار تصریحشده است که آن بزرگترین کبیرهها است. و در اخبار زیادی آمده است که» مد من شراب «مانند عبادتکننده بت است. و بعضی از اخبار» مد من «را تفسیر نموده که او آنچنان کسی نیست که هرروز میخورد ولیکن کسی است که خود را آماده کرده که اگر شراب پیدا کند آن را بخورد. و علاوه بر اینها ضررهای زیادی در خوردن آن هست که اطبای حاذق آنها را در این زمانها کشف نموده و منصفهایی از غیر ملّت ما (مسلمین) اقرار و اعتراف به آنها پیداکردهاند.
مسئله ۱۶ ـ هر مسکری - جامد باشد یا مایع - ازنظر موضوع یا حکم به شراب ملحق هست و آنچه زیادش مستی میآورد کموزیادش حرام هست و اگر فرضاً در بعضی از مزاجها یا در بعضی از مناطق یا به سبب عادت به آن مستی نیاورد موجب حرام نبودن آن نیست.
مسئله ۳۰ ـ تمام محرمات مذکور ] شراب، فقاع، گل[مباح میشوند، در حال اضطرار به آنها، یا چون حفظ جان و سد رمقش برخوردن آن توقف دارد، یا با ترک آن، بیماری سختی پیدا میشود که عادتاً تحمل نمیشود، یا ترک آن منجر میشود به ضعف مفرطی که به مرضی که عادتاً تحمل نمیشود کشیده شود یا منتهی به تلف او گردد یا بهجا ماندن از رفقا با آشکار شدن نشانه هلاکت او منجر میگردد، و از آن جمله است: آنچه ترک آن به گرسنگی و تشنگی غیرقابل التحمل عادتاً منتهی گردد. و از آن جمله است: درصورتیکه به ترک آن، بر نفس محترم دیگری ترس باشد مانند زن حاملهای که برای جنین و زن شیردهی که برای طفلش ترس باشد. بلکه از آن جمله است: مرضی که عادتاً تحمل نمیشود طول بکشد یا معالجه آن به ترک خوردن آنها سخت شود.
و معیار در همه اینها، خوف است که از علم یا گمان به مترتب شدن امور مذکوره بلکه از احتمالی که منشأ عقلایی دارد نه آنکه مجرد خیال و احتمال پیدا شود.
مسئله ۳۱ ـ از ضرورتهایی که محرمات را مباح میکند، اکراه و تقیه است از کسی که از او ترس داشته باشد بر خود یا نفس محترمی یا بر عرض خود یا عرض محترمی یا بر مال محترمی از خودش که قابلتوجه است بهطوریکه تحمل ضرر و خسارت آن موجب حرج است یا از مال غیر که چنین باشد.
مسئله ۳۲ ـ در هر موردی که حفظ نفس، بر ارتکاب حرام، توقف داشته باشد، ارتکاب آن واجب است، پس در چنین حالی، اجتناب از آن جایز نیست؛ و بین شراب و گل و سایر محرمات فرقی نیست. پس اگر عطش پیدا کند که بر خودش خوف پیدا کند، خوردن شراب جایز بلکه واجب است. و همچنین است اگر به غیر شراب از محرمات، اضطرار پیدا کند.
مسئله ۳۳ ـ اگر به حرامی اضطرار پیدا کند باید بر مقدار ضرورت، اکتفا کند و زیاده بر آن جایز نیست، پس اگر ضرورت اقتضاء کند که شراب بیاشامد یا میته بخورد تا خوف بر خود را دفع نماید، باید به همان اکتفا کند و زیاده بر آن برایش جایز نیست.
مسئله ۳۴ ـ مداوا کردن بیماریها بهوسیله هر حرامی درصورتیکه علاج مرض، منحصر به آن باشد ولو به دستور دکترهای حاذق مورداطمینان، جایز است و معیار آن است که مداوای آن ـ بهحسب تشخیص آنها ـ در بین آنچه در دست مردم است، از چیزهایی که وسیله علاج هست منحصر به آن حرام باشد، نه چیزی که واقعاً هست و ادراک بشر به آن احاطه پیدا نمیکند.
مسئله ۳۵ ـ مشهور ـ بنا بر حکایتی که شده ـ این است که مداوا نمودن به شراب بلکه به هر مسکری حتی در صورت انحصار، جایز نیست. لیکن جواز آن خالی از قوت نیست به شرطی که علم داشته باشد که مرض قابل معالجه است و علم داشته باشد که ترک معالجه با آن به هلاکت با به چیزی که نزدیک به آن است منتهی میشود. و علم به منحصر بودن معالجه با آن به آن معنایی است که ذکر کردیم. و البته شدت مسئله شراب مخفی نیست، پس به خوردن و معالجه به آن عجله نکند مگر آنکه در صورت ترک مداوا به آن ولو به سبب موافقت عدهای از دکترهای حاذق و صاحب دیانت و درایت ببیند که هلاکت یا مانند آن، به خودش میرسد وگرنه باید بر مشقت صبر نماید که شاید حضرت باریتعالی او را عافیت دهد، وقتیکه ببیند که او بر دینش محافظت دارد یا به او جهت صبرش، ثواب جزیل عطا کند.
تحریر الوسیله [۹۲]
فصل چهارم در حد مسکر
مسئله ۱ ـ حد بر کسی که مسکر یا فقاع را ـ اگرچه مسکر نباشد ـ بخورد واجب است، به شرطی که خورنده آن بالغ و عاقل و مختار بوده و حکم و موضوع را بداند؛ پس بر بچه و دیوانه و مکره و جاهل بهحکم و موضوع یا به یکی از آنها ـ درصورتیکه جهل بهحکم در حق او ممکن باشد ـ حدی نمیباشد.
مسئله ۲ ـ در مسکر بین انواع آن مانند آنچه از انگور گرفته میشود و آن شراب میباشد، یا از خرما گرفته میشود و آن نبیذ است، یا از کشمش گرفته میشود و آن نقیع است، یا از عسل گرفته میشود و آن بتع است، یا از جو گرفته میشود و آن مزر است یا از گندم گرفته میشود یا از ارزن یا از غیر آنها گرفته میشود. و فقاع به مسکر ملحق میشود اگرچه فرض شود که مسکر نیست. و اگر مسکر از دو چیز و بیشتر ساخته شود در شرب آن حد هست.
مسئله ۳ ـ در حرمت عصیر انگور چه بهخودیخود یا بهوسیله آتش و یا خورشید بجوشد اشکالی نیست، مگر اینکه دو ثلث آن برود یا به سرکه منقلب شود؛ لیکن مسکر بودن آن ثابت نشده است. و در الحاق آن به مسکر در ثبوت حد ـ و لو اینکه مسکر نباشد ـ اشکال بلکه منع است مخصوصاً اگر بهوسیله آتش یا خورشید بجوشد. و عصیر کشمش و خرما به مسکر ملحق نمیشود نه ازنظر حرمت و نه ازنظر حد.
مسئله ۴ ـ اشکالی در این نیست که مسکر، کم باشد یا زیاد، در ثبوت حد به خوردن آن مساوی هست و لو اینکه یک قطره از آن باشد و فعلاً هم مسکر نباشد؛ پس آنچه زیاد آن مسکر باشد در کم آن حد است. کما اینکه در آنچه با چیز دیگر ممزوج شده درصورتیکه اسم آن بر آن صدق نماید و آن چیز دیگر در آن مستهلک باشد، اشکالی نیست، کما اینکه در آنچه که در به چیز دیگر ممزوج شده درصورتیکه مسکر باشد و به امتزاج آن از اسکار خارج نشده باشد، اشکالی نیست؛ پس در همه اینها حد است. و اما اگر به غیرش ممزوج شود مانند اغذیه و ادویه بهطوریکه در آن مستهلک شود و اسم آن صدق نکند و این ممتزج، مسکر نباشد پس در ثبوت حد به آن، اشکال است اگرچه به خاطر نجاست ممزوج، حرام میباشد؛ پس اگر قطرهای از آن در مایعی مستهلک شود شبههای در نجاست ممتزج نیست، ولیکن ثبوت حد مسکر بر آن محل تأمل و اشکال است، لیکن حکم به حد، بین اصحاب ما معروف است.
مسئله ۵ ـ اگر به آشامیدن مسکر جهت حفظ نفس از هلاکت یا از مرض شدید، اضطرار پیدا کند و بیاشامد حد بر او نیست.
مسئله ۶ ـ اگر مسکر بیاشامد ـ بااینکه میداند حرام است، حد واجب است و لو اینکه نداند که آن موجب حد است. و اگر مایعی را به گمان اینکه حرام غیر مسکر است، بیاشامد پسازآن روشن شود که مسکر میباشد، حد بر او ثابت نمیشود. و اگر بداند که مسکر است و خیال کند که آنچه موجب حد میباشد، آن است که بالفعل مسکر باشد پس کم آن را بیاشامد ظاهراً حد واجب است.
مسئله ۷ ـ آشامیدن مسکر، به دومرتبه اقرار ثابت میشد. و در مقرّ، بلوغ و عقل و حریت و اختیار و قصد شرط است. و در اقرار معتبر است که مقرون به چیزی نشود که با آن احتمال جواز شربش باشد مانند قول او: » آشامیدم برای مداوا یا بهطور مجبوری «و اگر بهطور مطلق اقرار کند و قرینه قائم شود بر اینکه او بهطور معذوری آن را آشامیده است حد ثابت نمیشود. و اگر بهطور اطلاق، اقرار کند سپس ادعای اقرار کند سپس ادعای عذر نماید، از او قبول است و حد از او دفع میشود درصورتیکه چنین چیزی در حق او محتمل باشد. و در ثبوت آن با احتمال عذر، بو و مزه کفایت نمیکند.
مسئله ۸ ـ و به دو شاهد عادل ثابت میشود؛ ولی شهادت زنها ـ جداگانه یا با ضمیمه مردهاـ قبول نمیشود. و اگر دو شاهد عادل بهطور مطلق شهادت دهند در ثبوت آن کفایت میکند. و اگر در خصوصیات اختلاف کنند مثلاینکه یکی از آنها بگوید: » او فقاع آشامید «و دیگری بگوید:» او شراب خورد «یا یکی از آنها بگوید:» از در بازار آشامید «دیگری بگوید:» او در خانه آشامید «شرب آن ثابت نمیشود پس حدی نیست. و همچنین است اگر یکی از آنها شهادت بدهد که:» او با علم بهحکم، آشامید «و دیگری شهادت بدهد که:» او از روی جهل آشامید «و غیر این از اختلافات. و اگر یکی از آنها مطلق شهادت دهد و بگوید:» مسکر آشامید «و دومی مقید کند و بگوید:» شراب آشامید «ظاهراً حد ثابت است.
مسئله ۹ ـ حد در شرب آن، هشتاد جلدهاست، خورنده آن مرد باشد یا زن، و کافر اگر آشامیدن آن را تظاهر نماید، حد زده میشود و اگر مخفی بدارد حد نمیخورد، و اگر در کنیسهها و مراکز عبادتشان بیاشامد، حد نمیخورد.
مسئله ۱۰ ـ بر کمر و دو کتف و بقیه تن شارب آن زده میشود و از صورت و سر و عورتش اجتناب میگردد. و مرد بهصورت عریان تمام بدن غیر از عورت ایستاده زده میشود و زن بهصورت نشسته و بالباسهایش، زده میشود. و بر آنها اقامه حد نمیشود تا اینکه افاقه پیدا کنند.
مسئله ۱۱ ـ حد به عروض دیوانگی و همچنین به ارتداد ساقط نمیشود؛ پس در حال دیوانگی و ارتدادش حد میخورد.
مسئله ۱۲ ـ اگر کراراً بیاشامد ولی در خلال آنها حد زده نشود، یک حد از همه آنها کفایت میکند و اگر بیاشامد و حد بخورد، در مرتبه سوم به قتل میرسد و گفتهشده که در مرتبه چهارم کشته میشود.
احکام مسکر و بعضی از ملحقات آن
مسئله ۱ ـ اگر عادلی به آشامیدن او و دیگری به قی کردن او (از مسکر)
شهادت دهد حد واجب است؛ بدون تاریخ شهادت بدهد یا به تاریخی شهادت بدهد که اتحاد آنها ممکن باشد و درصورتیکه یکی بودن آنها ممکن نباشد، حد نمیخورد اگر هر دو به قی کردن او شهادت بدهند آیا حدمیخورد (یا نه)؟
در آن اشکال است.
مسئله ۲ ـ کسی که شراب میآشامد درحالیکه اصلاً آشامیدن آن را حلال میداند درحالیکه او مسلمان است باید توبه داده شود، پس اگر توبه کند، حد بر او اقامه میشود و اگر توبه ننماید و انکار او به تکذیب پیغمبر (صلیالله علیه و اله) برگردد به قتل میرسد، و فرقی بین ملی و فطری نیست. و بعضی گفتهاند که: حکم او حکم مرتد است که اگر بر فطرت به دنیا آمده، توبه داده نمیشود بلکه بدون توبه دادن کشته میشود. ولی اولی اشبه است. و کسی که مسکرات غیر شراب را مطلقاً، حلال بداند به قتل نمیرسد بلکه به آشامیدن آن بهخصوص، حد میخورد ـ حلال بداند آن را یا حرام ـ. و فروشنده شراب توبه داده میشود مطلقاً، پس اگر توبه نماید از او قبول میشود و اگر توبه نکند و حلال دانستن او به تکذیب پیغمبر (صلیالله علیه و اله) برگردد کشته میشود. و فروشنده مسکرات غیر از شراب کشته نمیشود اگرچه آن را حلال دانسته و بفروشد و توبه ننماید.
مسئله ۳ ـ اگر شرابخوار قبل از قیام بینهبر او به آشامیدن آن توبه کند، حد از او ساقط میشود. و اگر بعد از قیام آن توبه کند ساقط نمیشود و بر او حد است. و اگر بعد از اقرار توبه کند بعید نیست که امام (علیهالسلام) در اقامه حد بر او و عفو او، مخیر باشد و احوط برای او، اقامه حد است.
مسئله ۴ ـ کسی که چیزی از محرماتی را که مسلمین بر تحریم آن اجماع دارند، حلال بداند مانند میته و خون و گوشت خوک و ربا، پس اگر بر فطرت تولد یافته به قتل میرسد درصورتیکه انکار او به تکذیب پیغمبر (صلیاللّه علیه و اله) یا انکار شرع برگردد وگرنه تعزیر میشود. و اگر انکار او به خاطر شبههای باشد از کسی که در حق او صحیح باشد، تعزیر نمیشود ولی اگر شبهاش برطرف شود و باز اصرار بر حلال بودن آن داشته باشد، به قتل میرسد؛ زیرا برگشت آن به تکذیب پیغمبر (صلیالله علیه و اله) است. و اگر چیزی از محرمات را غیر ازآنچه شارع در آن حدی را تعیین فرموده با علم به تحریم آن ـ نه آنکه حلال بداند ـ مرتکب شود تعزیر میشود، چه اینکه محرمات از کبایر باشند یا صغایر.
مسئله ۵ ـ کسی که حد یا تعزیر او را به قتل میرساند دیهای برایش نیست درصورتیکه از آن تجاوز نشده باشد.
مسئله ۶ ـ اگر حاکم اقامه حد را به قتل انجام دهد سپس بعدازآن ظاهر شود که دو شاهد یا شهود فاسق بودهاند، دیه او از بیتالمال است و حاکم و عاقلهاش ضامن آن نمیباشند. و اگر حاکم اقامه حد بر زن حامله را انفاذ نماید یا زن حامله چیزی را ذکر کند که موجب حد باشد، پس حاکم جهت تحقیق، او را احضار نماید و این زن بترسد و حملش را سقط نماید بنا بر اقوی دیه جنین بر بیتالمال است.
جملات (فهرست موضوعی)
ـ بطلان معاملات مواد مخدر -۱۰۵-۱۰۴-۸۶-۳۱-۲۷-۱۱ ۱۰۶
ـ مخالفت با مصرف تریاک و مخدرات ۱۰۶-۳۱-۱۲
ـ جلوگیری از مخدرات مضر به حال جامعه ۳۱-۲۴-۲۰-۱۳
ـ ترویج مصرف تریاک و هروئین یک برنامه استعماری برای فاسد -۳۱-۳۰-۲۸-۲۷-۲۲-۱۷-۱۳
کردن و بیفایده کردن نسل جوان ۱۰۲-۸۵-۸۲-۷۱-۶۹-۶۷-۶۶-۶۵-۶۳-۵۸-۵۷-۵۳-۵۲-۴۸-۴۲-۳۹-۳۶-۳۴-۳۳
ـ موافقت با آثار تمدن و مخالفت با مظاهر فساد ازجمله هروئین ۵۱-۵۰-۱۶-۱۵-۱۲
ـ هدر دادن نیروی انسانی به خاطر ترویج اعتیاد ۸۸-۸۲-۶۷-۶۶-۶۵-۶۴-۶۳-۵۹-۵۸-۵۷-۵۲-۴۸-۴۳-۴۲-۴۰-۳۹-۳۶-۳۴-۳۳-۳۲-۳۱-۲۹-۲۸-۲۷-۲۲-۱۸-۱۷
ـ ضرورت همکاری همه اصناف و مردم برای نوسازی مملکت ۷۳-۷۲-۶۷-۶۶-۶۵-۳۴-۳۳-۳۱-۳۰-۲۴-۲۲-۲۰-۱۸-۱۷
ـ ضرورت بازسازی نیروی انسانی ۸۴-۸۳-۶۷-۶۶-۶۵-۶۱-۶۰-۵۲-۵۱-۵۰-۳۰-۲۷-۱۷
ـ خودداری از کشت تریاک ۱۹
ـ مخالفت اسلام با مفسده و هروئین ۵۱-۵۰-۲۷-۲۰-۱۳
- درجه اول خائنین هستند به این مملکت، تریاک آوردن وپخش کردن بین مردم، هروئین آوردن و پخش کردن بین جوانهای ما، ملت ما را از بین خواهد برد ۸۷-۸۶-۷۸-۲۰
- فساد نسل است ] تریاک آوردن و پخش کردن، هروئین آوردن و پخش کردن ۲۱
- اینها با هروئین میکشند! این بدتر از قتل است
ـ توصیه به ترک تریاک آوردن و پخش کردن، هروئین آوردن و پخش کردن ۲۱-۲۰
- موظفیم که توجه داشته باشیم که این نهضت راهمان طور که تاحالاآوردیم حفظ کنیم و نگذاریم که اخلال در آن بشود ۲۳
- این انقلاب روحی را حفظش کنید ... قاچاق گری چقدر شده، هروئین فروشی چقدر شده، تریاک فروشی چقدر شده، اگر برگردد آن تحول روحی، که یک برهه از زمان بود و شمارا بهپیش برد، اگر خداینخواسته آن برگردد، خوف این است که جهات دیگر هم برگردد، عنایت خدا برگردد ۲۴
- من از شما دوستان عزیز، فرزندان محترم، که در سرحدات هستید و در آنجا زحمت میکشید و در آن هوای گرم برای اسلام و برای کشور خودتان خدمت میکنید، کمال تشکر رادارم. و امیدوارم که شما خودتان سرحدات را حفظ کنید و نگذارید قاچاق وارد بشود، خصوصاً اسلحه قاچاق وموادمخدرهای که برای ملت مضر است. خود شما باید آنجا فعالیت کنید و جلوگیری از این مطالب بکنید. خداوند به همه شما سلامت و سعادت وعزتوعافیت عنایت کندو شمارا جزء فداکارهای اسلام قرار بدهد۲۵
- آزادی برای این نیست که هر کس هر کاری میخواهد بکند. قاچاقفروشی بکند ۶۵-۵۶-۵۱-۵۰-۴۹-۴۶-۲۷-۲۵
- اگر در حال عادی بود، حفظ نظم با قوای انتظامی بود، اما اگر ۲۷
حال غیرعادی شد، مردم همه موظفاند که کمک کنند به قوای انتظامی، قوای انتظامی را تنها نگذارند، پاسدارها هم موظفاند، خود مردم هم موظفاند ۵۶-۵۱-۵۰-۴۹-۴۶-۲۵-۲۷
” * ما آزادیم هروئین بفروشیم، آزادیم تریاک بفروشیم، آزادیم قمارخانه بازکنیم، آزادیم شرابخانه بازکنیم، شرابفروشی باز کنیم! “ همچو ” آزادی “ نیست. این آزادیها یک آزادیهای غربی است که اینطور چیزها را میآورد. آزادی که در اسلام است در حدود قوانین اسلام است
- بایددرجمهوری اسلامی، نیروهای انسانی محفوظ بماند. ۲۷
نیروهای انسانی صرف یک امر صحیح بشود تا کشور ما نجات پیدا بکند ۲۸
- این از همه خیانتها برای این مملکت بالاتر است که اینها نیروی انسانی را تباه کردند به وجههای مختلف ۳۰
- پاسداری از اسلام همینی است که جلو فسادها را بگیرید، جلو هروئین، جلو اینجور مفسدهها
ـ پرهیز از اختلافات و رسیدگی به مشکلات ۷۳-۷۲
- نقشه کشیدند که نگذارند این نهضت به ثمر برسد، و لذا از همه طرف خرابکاری میکنند، یک خرابکاریشان همین است که نگذارند جوانهای ما صحیح بار بیایند؛ و حالا که بایدازنیروی جوانی استفاده بشود، نگذارند این نیروی جوانی به ثمر برسد. بنابراین باید از همه جوانب جلوگیری بشود. هر دستهای باید یکگوشهاش را بگیرد و درست کند. یک دسته مبارزه با مواد مخدر... ۴۵-۴۳-۴۲-۳۴-۳۳-۳۰
- من توفیق شمارا در این مجاهدت از خدا میخواهم
- اصل قضیه مبارزه با فساد مطلقاً و با این قسم از فساد که اعتیاد باشد، هیچ اشکال ندارد و مطلبی است که باید بشود، و باید دولت و اشخاصی که میتوانند کمک کنند که این فساد برداشته بشود، در این هیچ اشکالی نیست. هر عقلی و هر عاقلی این معنا را تصدیق دارد که با اینطور فسادها، که جوانهای ما را به نیستی تقریباً میکشد، باید مبارزه بشود
۳۴-۳۳-۳۰
- آنهایی که معتاد هستند باید آنها را در مراکزی، از اعتیاد بیرون بیاورند ۱۰۶-۱۰۵-۳۱
- و بالاتر ] از ترک اعتیاد [، جلوگیری از فروش و خرید و پخش اینطور مواد بیاشکال لازم است. ازنظر شرع هم باید، این کار بشود ۳۱
- جلوگیری از اعتیاد و برای اینکه معتادین را معالجه بکنند، بسیار امر صحیحی است لازم ۳۱
- اینها میخواستند که هر قوهای که احتمال بدهند که در مقابل اجانب بایستد و اربابها بایستد و هر فکری را که احتمال بدهند که این فکر در مقابل آنهاست، اگر بتوانند فکر را از او بگیرند فکر را چه طور بگیرند؟ به اعتیاد به مشروبات، به اعتیاد به هروئین و امثال این مخدرات که فکر انسان را میگیرد؛ انسان را از میانتهی میکند ۵۳-۴۳-۴۲-۴۰-۳۹-۳۳-۳۲
- آنها از هر راهی که میخواهند نگذارند که این نهضت به ثمر برسد... ۳۳
از چیزهای مهمی که در این باب بوده همین قضیه موادمخدربودکه با حساب مواد مخدره میآید، نه این است که یک قاچاقچی این کاررامیکند یا قاچاقچیهایی؛ خیر اینها حساب دارد
ـ صله رحم ۱۰۴
ـ ارتزاق از هروئین فروشی ۱۰۵
ـ عدم کمک مالی با علم بر مصرف در راه موادمخدر ۱۰۶
- شما اینها را پای چهار تا قاچاقچی حساب نکنید ” این قاچاقچی بزرگها “ این کارها را میکنند، این دستهای خارجی دارد این کارها را میکند اینطور نیست که این مفسدههایی که الآن در ایران دارد میشود مثلاً شما این را پای یک جمعیت حساب بکنید که شلوغکارند، نخیر این روی حساب صحیح ] و [دقیق پیش خودشان حساب شده است که باید این مملکت که بناست اسلامی بشود و اگر انشاءا... اسلامی بشود، دست اینها دیگر تا آخر کوتاه است ۴۳-۳۴-۳۳
- نه اینکه هروئین و رواج هروئین در سر تا سر مملکت .. همین طوری شده، و من باب اتفاق شده است؛ نه، اینها همه روی نقشه است ۳۴
- این هروئین فروشی و ـ نمیدانم ـ زهرمار فروشی که الآن رواج دارد؛ اینها را به عهده بازار اسلامی حساب میکنند، به عهده جمهوری اسلامی حساب میکنند، مکتب ما شکست میخورد، اسلام شکست میخورد، اسلام دفن میشود، و دیگرکسی نمیتواند بیرونش بیاورد ۳۵
ـ تکلیف صدا و سیما در برخورد با انحرافات ۷۱-۶۹
ـ تکلیف مطبوعات در برخورد با انحرافات ۷۱-۷۰
- این یک رشته طولانی قضیه موادمخدر است که شما خیال میکنید که این قاچاقچیها همان یک کاسبهایی هستند قاچاقچی، بیحساب است مسئله! من احتمال میدهم که این هم جزء همان حسابهایی است که آنها میکنند. آنهایی که میخواهند شما را بچاپند، آنهایی که نمیخواهند ایران به پای خودش بایستد. هر کشوری با جوانهایش به پای خودش میایستد. از یک راه جوانهای ما را معتاد کردند به این مخدرات که دیگر یک کسی که معتاد به هروئین شد دیگر آدم اسمش را نمیشود گذشت! یک موجودی است که آنجا نفس میکشد، این نمیتواند مبدأ یک کاری بشود، نمیتواند یک ادارهای را اداره کند، نمیتواند تفکر بکند دراموری که مملکتش احتیاج به او دارد ۳۷-۳۶
- حق عفو ندارند، ] قضات مأذون[، مگر به اذن فقیه جامعالشرایط ۹۲
ـ به کارگیری محکومین موادمخدر در کارهای عمرانی و غیره ۹۸-۹۲
ـ فروش اموال مجهول المالک حاصل از قاچاقچیان ۱۰۰
- آن رمزی که شما را پیروز کرد که ایمان به خدا، توجه به خدا ] بود [که من در قیافه شما دارم میبینم این را، این را حفظش کنید، گله نکنید از دیگران، شما برای خدا دارید میکنید، هر چه توانستید، اینهایی که مبتلا هستند، اینها را هم نجات بدهید. هر چه که نتوانستید، عذر دارید پیش خدا، هر چه ماها توانستیم، آنهایی که افتادهاند بایست دستشان را بگیریم. ۳۸
آنهایی که مبتلای به این مخدرات هستند، اینها برادرهای ما هستند. و ما باید اینها را نجات بدهیم. با چشم پدری، برادری به اینها نگاه کنیم، اینها را هدایت کنیم، نجات بدهیم، کوشش کنیم برای نجات این جمعیت، نجات این ملت
- جوانهایی که مبتلا به مخدرات هستند در امور کشوری بی تفاوتاند ۴۷
- یک آدم هروئینی اصلش فکرش دنبال این نیست که چه میگذرد. او همهاش دنبال این است که چه وقت، وقت هروئین بشود یا وقت استعمال تریاک بشود ... حالا چه میگذرد در این مملکت چه بر سرش دارد میآید پیشش مطرح نیست، دنبال این مطلب نیست ۴۸
- جوانهای ما را از اسلام میخواستند جدا کنند. موادمخدره و موادی انسانکش است، در اینجا به دست همین خاندان پهلوی خریده میشد و پخش میشد ۸۲
- مملکت، مملکت است به جوانش، به نیروی انسانیش، چیزی که نیروی انسانی را به باد بدهد مملکت را به باد بدهد اگر یک مملکتی نیروی انسانی نداشته باشد، این مملکت نمیتواند اداره بشود اینطور آزادیی که این آقایان میخواهند، این آزادی است که نیروی انسانی را به تباهی میکشد، و به آنجا میکشد که هر چه سرش بیاورند حرف نزند؛ ... آدم تریاکی نمیتواند از پای منقل پا شود برود سراغ فرض کنید که جهادسازندگی، از پای منقل نمیتواند فکر این معنا را بکند که به مملکت ما چه بگذرد، فرهنگ ما چه شده است، اقتصاد ما چه شده است ۴۹
- تربیت کنید این بچهها را به تربیت انسانی، تربیت اسلامی که همان تربیت انسانی است. اگر این مملکت مسلمان بشود، تربیت اسلامی باشد، هیچ قدرتی نمیتواند مقابلش بایستد ۸۳-۸۲-۶۷-۵۲-۵۱
- این یک باب است که باز چون برگشتش به حیثیت اسلام است لازم است. یعنی واجب است به هروئینیها که بروند خودشان را معالجه کنند، و حرام است برای اشخاصی که نیستند در این باب بروند وارد بشوند، چه هروئینی و چه تریاک و اینها و چه مشروبات و اینها. همه اینها انسان را از آنی که هست ساقطش میکند ۱۰۷-۱۰۶-۱۰۵-۶۰
- آقایان هر جا هستید کمک کنید به این نهضت، نهضت را حفظش بکنید، تا انشاءا... مطالب به آخر برسد. یک مملکت اسلامی پاکیزه، اسلامی که نه هروئین در آن باشد؛ نه مشروبات در آن باشد؛ نه این مراکز فساد باشد، این مراکزی که به تباهی کشید جوانهای ما را. یک مملکت صحیح آرام، دلپسند و با رفاه و دلگرم باشد. و من دعاگوی همهتان هستم، خدمتگزاربه همهتان ۵۵
- این هروئین به این فراوانی، که الآن هم ملت ما به شرش مبتلا هست، این یک مسئله نبود که همین ] طور [من باب اتفاق همچو توسعه پیدا کند. این یک برنامه بوده است. برای اینکه وقتی یک جوانی هروئینی بشود دیگر همه چیزش را از دست میدهد ۵۷
- یک باب دیگر معتادین است. شما این را مسئله اتفاقی ندانید که من باب اتفاق یک دستهای هروئین فروش شدند و یک دستهای هم مبتلا شدند. این هم یک مسئلهای است که ما داریم ضربهاش را از همین قدرتهای بزرگ میخوریم. توطئه است ۵۸
ـ وظیفه قوا و نیروها در زمان استقرار و سازندگی در خصوص مردم. ۷۸
- این هروئین فسادش از همه چیز بالاتر است ۷۹
- یک نقشههای مختلفی است برای جوانهای ما. یک بابش همین باب مخدرات است؛ تریاک و هروئین و امثال ذالک، که این را همین طوری که شما الآن مشغولید یک کار الهی است شما دارید میکنید. مسئله نجات یک آدم نیست. مسئله نجات اسلام است، مسئله آن هم اگر بود لازم بود. اما مسئله بالاتر از اینها ست. عمیق است مسئله ۵۹
- همه اشخاصی که بتوانند جلو اینها را بگیرند ] معتادین [ معالجهشان بکنند، باید معالجه بکنند، نصیحتشان کنند که آقا یک موجودی که میخواهد همه کار ازش میخواهد بیاید چرا خودت را مهمل میکنی، که چند دفعه این کار را بکنی بعدش یک آدم مهملی بشوی که هیچ کار ازت نیاید، برو معالجه کن. در بین مردم واقع شو. در جناح خلاقه واقع بشو. این یک امری است لازم، این هم از آن اموری است که باز برمیگردد به حفظ حیثیت یک ملت و اسلام ۱۰۷-۱۰۶-۱۰۵-۶۰
- از امور لازم قضیه جلوگیری از بیماری است، آن اهمیتش بیشتر از خود معالجه است ۸۴
ـ وظیفه حجاج در حفظ حیثیت نظام ۸۸
- اینها همین نقشه را داشتند که جوانهای ما را از این افکاری که باید با آن افکار ما برسیم به یک مطلبی، بازدارند، و آن فعالیتی که باید جوان ما، و طبقه جوان ما داشته از دستش بگیرند. مهمل بارش بیاورند هر چه میخواهند بکنند و ما حرف نزنیم. لکن خدا نخواست. به داد شما رسید خدا نخواست اینطور بشود و در بین راه خدا دریافت شما را و شما حفظ کنید این را .... من آخر عمرم است اما شما جوانید اصلاح کنید اینها را. اصلاح کنید اینها را، اگر بخواهید مستقل باشید این چیزها را درصدد برآیید اصلاحش بکنید همه مملکت باید مشغول بشود برای اصلاح خودشان. اول اصلاح آدمها را بکنند که مقدم بر همه چیز است ۶۶
- بنابراین کوشش کنید و کوشش کنند کسانی که علاقه دارند به کشورشان، کسانی که علاقه دارند به ملتشان، کسانی که علاقه دارند به اسلام، کوشش کنند که این مسائلی که به صورت مصائب ] مخدرات [در این مملکتهای ما پیاده شده است بزدایند ۶۸
- اما کسانی که معلوم شود شغل آنان جمع موادمخدره و پخش بین مردم است، در حکم مفسده فیالارض و مصداق ساعی در ارض برای افساد و ملاک حرث و نسل است ۸۷-۲۰-۷۸
- از اموری که هر چه بیشتر باید به آن توجه شود رفاه حال زندانیان است. چه کسانی که با فروش و توزیع موادمخدره فرزندان کشور را به فساد کشاندهاند، و چه سایر گناهکاران، اینان اکنون اسیران شما هستند، و ... ۸۵
- فساد در صورتی است که موادمخدره پخش شود بطوریکه موجب ابتلاء بسیاری شود، یا به قصد این عمل یا با علم به این اثر ۷۸ -۳۱-۲۰- ۸۷
- در احکام سلطانیه که خارج است از تعزیرات شرعیه، در حکم اولی است، متخلفین را به مجازاتهای بازدارنده به امر حاکم یا وکیل او میتوانند مجازات کنند ۹۲
- با پیشنهاد عفو زندانیان و محکومین موادمخدر، با تصویب ستاد مبارزه با موادمخدر موافقت میشود ۱۰۲
- بنابراین ] با وجود تمام دسیسهها و ... [شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلابها جداست، هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب و قیام. و تردید نیست که این تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارتزده عنایت شده است ۱۰۴
کلمات کلیدی
استعمال ۴۸ - ۱۳
ارتزاق ۱۰۵
اعتیاد ۱۱۱-۱۰۷-۹۷-۸۹-۸۳-۷۷-۷۰-۵۸-۳۳-۳۲-۳۱-۱۷-۱۶
اعتیادی ۱۷
اعدام ۱۰۸-۹۵
افیون ۸۲-۸۰-۷۵-۵۰-۳۶-۱۳
پخش ۹۷-۸۷-۸۲-۷۸-۶۹-۶۰-۳۱-۲۰
تخفیف ۱۰۱-۷۶
ترک ۱۱۴-۱۱۳-۱۱۲-۱۱۱-۱۰۷-۱۰۵-۷۷-۲۰
تریاک -۵۹-۴۹-۴۸-۴۶-۴۲-۳۳-۲۹-۲۷-۲۴-۲۱-۲۰-۱۹-۱۷-۱۴-۱۳-۱۲
۱۰۷-۱۰۶-۱۰۴-۸۷-۸۶-۸۵-۷۵-۶۷-۶۶-۶۴-۶۰
تریاک فروشی ۲۷-۲۴
تریاک کشها ۴۶
تریاکی ۶۶-۵۸-۵۶-۴۹-۲۷-۱۴-۱۲
توزیع ۸۵
توطئه ۱۰۱-۹۴-۹۳-۶۴-۶۲-۶۰-۵۹-۵۶
حمل ۱۱۲-۱۰۹-۹۷-۷۷
خرید ۱۱۲-۱۰۸-۱۰۷-۱۰۶-۱۰۴-۸۶-۸۲-۳۱
خریدار ۱۱۲-۱۰۴-۸۶
خشخاش ۱۰۷-۱۰۶
خمار ۷۴-۴۲
درمان ۱۰۱
دستگاههای تخدیری ۴۰
زندانیان ۱۰۲-۹۹-۹۸-۸۷-۸۶-۸۵-۷۹-۷۷
ساختن ۸۰
سازندگان ۸۸
ستاد مبارزه با موادمخدر ۱۰۲
سرحدات ۵۵-۳۴-۲۶-۲۵
عفو ۱۱۹-۱۰۲-۹۲-۹۱-۸۷-۸۶-۸۰-۷۹-۷۷-۷۶
فروش ۱۱۹-۱۱۲-۱۰۹-۱۰۸-۱۰۷-۱۰۶-۱۰۵-۱۰۴-۱۰۰-۹۷-۹۱-۸۷-۸۶-۸۵-۶۸-۵۸-۵۷-۳۵-۳۱-۲۷-۲۵-۲۴-۲۰
قاچاق ۱۰۸-۱۰۷-۱۰۰-۹۱-۸۸-۸۷-۵۵-۳۷-۳۳-۲۶-۲۵-۲۴-۲۱-۲۰
قاچاق فروشی ۲۵
قاچاقچی ۱۰۰-۵۵-۳۷-۳۳-۲۱-۲۰
قاچاقچیان ۱۰۰
قاچاقچی بزرگها ۳۳
قاچاق گری ۲۴
قاچاقچیها ۳۷-۳۲-۲۰
قاچاقچیهایی ۳۳
قانون مبارزه با موادمخدر ۱۰۱
کشت ۱۰۷-۱۰۶-۱۹
کشیدن ۱۰۶-۱۰۴
مبارزه با موادمخدر ۱۰۲-۱۰۱-۹۲-۳۴-۳۰
مخدرات ۶۹-۶۷-۵۹-۴۷-۴۲-۴۰-۳۹-۳۷-۳۲-۲۹-۱۳-۱۲
مرز ۹۴-۵۶-۵۵-۲۴
معامله ۱۰۷-۸۷-۱۱
معتاد ۱۰۷-۱۰۶-۱۰۵-۱۰۲-۱۰۱-۹۸-۸۰-۶۲-۵۸-۳۸-۳۷-۳۱
معتادین ۱۰۱-۸۰-۵۸-۳۱
منقل ۷۵-۶۱-۴۹
موادمخدر -۷۸-۷۷-۷۶-۷۵-۶۹-۶۸-۶۴-۶۱-۵۹-۴۱-۳۷-۳۶-۳۳-۳۰-۲۶-۱۱ ۱۰۷-۱۰۶-۱۰۴-۱۰۳-۱۰۲-۱۰۱-۹۷-۹۴-۹۲-۸۵-۸۰
موادمخدره -۸۵-۸۲-۷۸-۶۹-۶۸-۶۱-۵۹-۴۱-۳۴-۳۳-۲۶-۲۵-۲۴-۱۸-۱۳-۱۱ ۱۰۶-۱۰۳-۹۷-۸۷
موزعین ۸۸
نجات ۹۴-۶۸-۶۳-۶۰-۵۹-۳۹-۳۸-۲۷-۲۲-۲۱
نقل و انتقال ۸۶
نگهداری ۱۰۹-۷۷
وارد کردن ۸۰-۲۹
وارد کنندگان ۸۸
وافور ۷۵-۶۰-۴۷
هروئین -۳۵-۳۴-۳۳-۳۲-۳۰-۲۹-۲۷-۲۴-۲۲-۲۱-۲۰-۱۷-۱۶-۱۵-۱۴-۱۱ -۶۵-۶۴-۶۱-۶۰-۵۹-۵۸-۵۷-۵۶-۵۵-۵۴-۵۲-۵۱-۴۹-۴۸-۴۶-۳۷ ۱۰۶-۱۰۵-۸۵-۸۲-۷۹-۷۵-۷۳-۷۲-۷۱-۷۰-۶۸-۶۷-۶۶
هروئین فروش ۱۰۶-۶۸-۵۸-۳۵-۲۴-۲۰
هروئین فروشی ۶۸-۳۵-۲۴-۲۰
هروئین کشها ۴۶
هروئینی ۱۰۵-۸۲-۶۶-۶۱-۶۰-۵۹-۵۸-۵۶-۵۴-۵۲-۴۸-۲۷-۲۲-۱۴
- ↑ دیوان امام (ره) ـ مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام (ره)، چاپ بیست و نهم، صفحه ۲۰۸
- ↑ جلد:, ۳ صفحه: ۱۷۹, نامه، زمان: ۲۸ آبان ۱۳۵۵
- ↑ جلد، ۳ صفحه، ۱۸۱ نامه، زمان: ۱ آذر ۲۹ /۱۳۵۵ ذی القعده، ۱۳۹۶ مکان: نجف
- ↑ جلد:, ۴ صفحه:, ۵۴ سخنرانی، زمان: ۲۸ مهر، ۱۳۵۷ مکان: پاریس، نوفل لوشاتو
- ↑ جلد، ۴ صفحه ۲۱۴, سخنرانی، زمان: ۸ آبان، ۱۳۵۷ مکان: پاریس نوفل لوشاتو
- ↑ جلد:, ۴ صفحه: ۲۴۷, مصاحبه، زمان: ۱۰ آبان ۱۳۵۷
- ↑ جلد:, ۵ صفحه: ۲۶۲ و، ۲۶۳ سخنرانی، زمان: ۱ دی، ۱۳۵۷ مکان: فرانسه، نوفل لوشاتو
- ↑ جلد:, ۵ صفحه:, ۵۰۰ مصاحبه، مکان: پاریس، نوفل لوشاتو، زمان: ۲۹ دی ۱۳۵۷
- ↑ جلد:, ۵ صفحه:, ۵۲۴ مصاحبه، زمان: ۳ بهمن ۲۴ / ۱۳۵۷ صفر ۱۳۹۹, مکان: پاریس، نوفل لوشاتو
- ↑ جلد: ۶, صفحه: ۸۵, سخنرانی، زمان: ۱۷ بهمن ۸ / ۱۳۵۷ ربیع الاول ۱۳۹۹, مکان: تهران، مدرسه علوی
- ↑ جلد: ۶, صفحه: ۳۵۷ و، ۳۵۸ سخنرانی، زمان: ۱۷ اسفند، ۱۳۵۷ مکان: قم
- ↑ جلد، ۶ صفحه ۳۹۴ و، ۳۹۵ سخنرانی، به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز، زمان: ۲۹ اسفند ۱۳۵۷
- ↑ جلد ۶, صفحه، ۴۳۷ سخنرانی، زمان: ۹ فروردین ۱۳۵۸
- ↑ جلد: ۷, صفحه: ۳۱۷ تا، ۳۱۹ سخنرانی، زمان: ۲۵ اردیبهشت، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد: ۷, صفحه: ۴۴۷ و، ۴۴۸ سخنرانی، زمان: ۲ خرداد، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۸ صفحه:, ۱۶ سخنرانی، زمان: ۸ خرداد، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۸ صفحه:, ۲۰ سخنرانی، زمان: ۸ خرداد، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۸ صفحه: ۳۸ و، ۳۹ سخنرانی، زمان: ۱۱ خرداد ۱۳۵۸, مکان: قم
- ↑ جلد:, ۸ صفحه: ۷۱ و، ۷۲ سخنرانی، زمان: ۱۹ خرداد، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۸ صفحه: ۱۲۰ و، ۱۲۱ سخنرانی، زمان: ۲۳ خرداد، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۸ صفحه:, ۱۵۶ سخنرانی، زمان: ۲۴ خرداد، ۱۳۵۸ مکان: تهران
- ↑ جلد:, ۸ صفحه:, ۲۴۹ سخنرانی، زمان: تیر / ۱۳۵۸ رجب، ۱۳۹۹ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۸ صفحه ۳۷۶: و، ۳۷۷ سخنرانی، زمان: ۱۲ تیر ۸ / ۱۳۵۸ شعبان، ۱۳۹۹ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۸ صفحه: ۳۹۴ تا ۳۹۹, سخنرانی، زمان: ۱۲ تیر ۸ / ۱۳۵۸ شعبان، ۱۳۹۹ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۸ صفحه:, ۴۲۱ سخنرانی، زمان: ۱۳ تیر ۱۳۵۸, مکان: قم
- ↑ جلد:, ۸ صفحه:, ۴۵۵ سخنرانی، زمان: صبح ۱۴ تیر، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۸ صفحه: ۴۹۴ تا، ۴۹۶ سخنرانی، زمان: ۱۶ تیر ۱۲ / ۱۳۵۸ شعبان، ۱۳۹۹ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۹ صفحه: ۳۱ تا، ۳۲ سخنرانی، زمان: ۱۸ تیر، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۹ صفحه: ۱۹۹ تا، ۲۰۴ سخنرانی، زمان: / ۳۰ تیر ۱۳۵۸
- ↑ جلد:, ۹ صفحه ۲۴۱: تا، ۲۴۶ سخنرانی، زمان: ۳ مرداد، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۹ صفحه: ۳۴۲ و، ۳۴۳ سخنرانی، زمان: ۲ شهریور، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد، ۹ صفحه ۴۵۲ تا، ۴۵۴ سخنرانی، زمان: ۱۷ شهریور، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد، ۹ صفحه ۴۶۳ و، ۴۶۴ سخنرانی، زمان: ۱۷ شهریور ۱۳۵۸, مکان: قم
- ↑ جلد، ۱۰ صفحه ۵ تا، ۷ سخنرانی، زمان: ۲۶ شهریور، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۱۰ صفحه: ۱۹ و، ۲۰ سخنرانی، زمان: ۲۶ شهریور، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۱۰ صفحه: ۳۶ تا، ۳۸ سخنرانی، زمان: پیش ازظهر ۲۸ شهریور، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۱۰ صفحه: ۵۶ و، ۵۷ سخنرانی، زمان: ۲۸ شهریور، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد، ۱۰ صفحه، ۲۶۳ سخنرانی، زمان: ۱۹ مهر ۱۹ /۱۳۵۸ ذیقعده، ۱۳۹۹ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۱۰ صفحه: ۳۵۷ و، ۳۵۸ سخنرانی، زمان: ۴ آبان، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۱۱ صفحه: ۳۹۶ و، ۳۹۷ سخنرانی، زمان: ۳ دی، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۱۱ صفحه: ۴۲۷ تا، ۴۳۱ سخنرانی، زمان: ۵ دی، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد، ۱۱ صفحه ۵۳۱ و، ۵۳۲ سخنرانی، زمان: صبح ۱۲ دی ۱۳ /۱۳۵۸ صفر، ۱۴۰۰ مکان: قم
- ↑ جلد، ۱۲ صفحه، ۲۶ سخنرانی، زمان: / ۱۴ دی، ۱۳۵۸ / مکان: قم
- ↑ جلد:, ۱۲ صفحه: ۹۰ و، ۹۱ سخنرانی، زمان: ۱۹ دی، ۱۳۵۸ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۱۲ صفحه:, ۱۱۰ سخنرانی، زمان: بعدازظهر ۲۰ دی ۲۱ / ۱۳۵۸ صفر، ۱۴۰۰ مکان: قم
- ↑ جلد:, ۱۲ صفحه:, ۲۸۵ سخنرانی، زمان: قبل از ظهر ۲۳ اردیبهشت /۱۳۵۹ جمادیالثانی، ۱۴۰۰ مکان: تهران، شمیران، دربند
- ↑ جلد:, ۱۲ صفحه: ۳۲۵ و، ۳۲۶ بیانات، زمان: ۳۱ اردیبهشت، ۱۳۵۹ مکان: تهران
- ↑ جلد:, ۱۳ صفحه:, ۲۹ سخنرانی، زمان: بعد از ظهر ۲۱ تیر، ۱۳۵۹ مکان: حسینیه جماران
- ↑ جلد، ۱۳ صفحه ۱۵۸ و، ۱۵۹ سخنرانی، زمان: بعد از ظهر ۵ شهریور ۱۶/۱۳۵۹ شوال، ۱۴۰۰ مکان: تهران، حسینیه جماران
- ↑ جلد:, ۱۳ صفحه: ۲۰۱ و ۲۰۲, سخنرانی، زمان: ساعت ۱۰: ۳۰ صبح ۲۰ شهریور ۱ /۱۳۵۹ ذیقعده ۱۴۰۰, مکان: جماران
- ↑ جلد:, ۱۴ صفحه:, ۴۴۱ سخنرانی، زمان: ۲۴ خرداد، ۱۳۶۰ مکان: تهران
- ↑ جلد:, ۱۶ صفحه:, ۹۲ سخنرانی، زمان: صبح ۱۸ اسفند، ۱۳۶۰ مکان: تهران، حسینه جماران
- ↑ جلد، ۱۶ صفحه ۲۳۳ و، ۲۳۴ سخنرانی، زمان: ۱۱ اردیبهشت ۷ /۱۳۶۱ رجب، ۱۴۰۲ مکان: تهران، حسینیه جماران، مناسبت: روز
- ↑ جلد، ۱۶ صفحه، ۴۷۲ حکم، زمان: شهریور /۱۳۶۱ ذیالقعده، ۱۴۰۲ مکان: تهران، جماران، مناسبت: عید سعید قربان
- ↑ به استناد وظایف و اختیارات رهبری، مندرج در اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
- ↑ جلد:, ۱۷ صفحه:, ۹۶ حکم، زمان: ۲۶ آبان ۱ /۱۳۶۱ صفر، ۱۴۰۳ مکان: تهران، جماران، موضوع: عفو زندانیان
- ↑ به استناد وظایف و اختیارات رهبری، مندرج در اصل ۱۱۰ قانون اساسی
- ↑ جلد:, ۱۷ صفحه: ۱۴۱، ۱۴۲ و، ۱۴۳ پیام، زمان: ۲۴ آذر ۲۹ /۱۳۶۱ صفر، ۱۴۰۳ مکان: تهران، جماران
- ↑ جلد:, ۱۷ صفحه:, ۲۶۷ سخنرانی، زمان: ۷ بهمن، ۱۳۶۱ مکان: تهران
- ↑ جلد، ۱۷ صفحه ۲۹۹ تا، ۳۰۱ حکم، زمان: ۲۰ بهمن ۲۵ /۱۳۶۱ ربیعالثانی ۱۴۰۳, مکان: تهران، جماران
- ↑ به استناد وظایف و اختیارات رهبری، مندرج در اصل ۱۱۰ قانون اساسی
- ↑ جلد:, ۱۷ صفحه:, ۳۱۳ سخنرانی، زمان: ۲۱ بهمن، ۱۳۶۱ مکان: تهران
- ↑ جلد:, ۲۱ صفحه: ۴۲۹ و، ۴۳۰ وصیتنامه سیاسی ـ الهی، زمان: ۲۶ بهمن، ۱۳۶۱ مکان: تهران
- ↑ جلد، ۱۸ صفحه، ۲۳۶ سخنرانی، زمان: صبح ۱۶ آذر ۲ / ۱۳۶۲ ربیع الاول، ۱۴۰۴ مکان: تهران حسینه جماران
- ↑ جلد:, ۱۸ صفحه:, ۳۲۰ سخنرانی، زمان: ۱۸ بهمن ۴ /۱۳۶۲ جمادیالاول ۱۴۰۴, مکان: تهران، حسینیه جماران
- ↑ جلد:, ۱۸ صفحه: ۳۴۳ و، ۳۴۴ پیام، زمان: ۲۲ بهمن، ۱۳۶۲ مکان: تهران
- ↑ جلد، ۱۸: صفحه:, ۳۵۴ پاسخ استفتاء، زمان: ۲۸ بهمن ۱۴ /۱۳۶۲ جمادی الاول، ۱۴۰۴ مکان: تهران، جماران
- ↑ جلد:, ۱۹ صفحه:, ۲۶۲ حکم، زمان: ۲۵ اردیبهشت ۲۴ /۱۳۶۴ شعبان، ۱۴۰۵ مکان: تهران، جماران
- ↑ جلد:, ۱۹ صفحه:, ۳۳۷ پیام، زمان: ۲۵ مرداد، ۱۳۶۴ مکان: تهران
- ↑ جلد:, ۱۹ صفحه:, ۴۷۲ پاسخ استفتاء، زمان: ۱۶ بهمن ۲۵ /۱۳۶۴ جمادی الاول، ۱۴۰۶ مکان: تهران، جماران
- ↑ مجازاتهای تعیین شده و نام برده شده در روایات
- ↑ جلد:, ۲۰ صفحه:, ۱۴۳ نامه، زمان: ۲۰ مهر ۷ /۱۳۶۵ صفر، ۱۴۰۷ مکان: تهران، جماران
- ↑ جلد: ۲۰، صفحه ۳۳۵ و ۳۳۶، پیام، زمان: ۶ مرداد ۱۳۶۶، مکان: تهران
- ↑ جلد، ۲۰: صفحه:, ۳۹۷ حکم، زمان: ۹ مهر ۱۳۶۶, مکان: تهران، جماران
- ↑ جلد:, ۲۰ صفحه: ۴۵۱ و، ۴۵۲ نامه، زمان ۱۶ دی ۱۵/۱۳۶۶ جمادیالاول، ۱۴۰۸ مکان: تهران، جماران
- ↑ جلد:, ۲۱ صفحه:, ۱۷۵ نامه، زمان: ۸ آبان، ۱۳۶۷ مکان: تهران، جماران
- ↑ جلد:, ۲۱ صفحه:, ۲۱۹ حکم، زمان: ۱۰ دی ۲۱ /۱۳۶۷ جمادیالاول، ۱۴۰۹ مکان: تهران، جماران
- ↑ جلد:, ۲۱ صفحه: ۴۰۱ و، ۴۰۲ وصیتنامه سیاسی ـ الهی
- ↑ جلد:, ۱ صفحه: ۴۸۵
- ↑ جلد:, ۱ صفحه: ۴۸۶
- ↑ جلد:, ۲ صفحه: ۳۵
- ↑ جلد:, ۲ صفحه: ۳۵
- ↑ جلد:, ۲ صفحه: ۳۶
- ↑ جلد:, ۲ صفحه: ۳۶
- ↑ جلد:, ۲ صفحه: ۳۶
- ↑ جلد:, ۲ صفحه: ۳۷
- ↑ جلد:, ۲ صفحه: ۴۷
- ↑ جلد:, ۲ صفحه: ۴۷ و ۴۸
- ↑ جلد:, ۳ صفحه: ۶۱۸
- ↑ جلد: دوم، صفحه: ۳۴۷
- ↑ جلد: سوم، صفحه: ۲۸۷، ۲۹۳، ۲۹۹، ۳۰۱
- ↑ جلد: چهارم، صفحه: ۲۱۳







