کتابخانه:دستور و وصیت نامه شرعی و قانونی
|
| |
| نویسنده | سید محمد طاهر مدرسی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | ولایت |
| محل انتشارات | مشهد |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۸ |
| شابک | ۹۷۸-۹۶۴-۶۱۷۲-۱۰-۴ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ پیشگفتار
- ۲ وصیّت در سیره پیشوایان دین علیهم السلام
- ۳ ثواب داشتن کفن
- ۴ فصل اوّل داستانهای وصیّت
- ۴.۱ اشاره
- ۴.۲ مسافر مصمّم حاجی احمد احسانی
- ۴.۳ به سوی بیمارستان
- ۴.۴ رازهای شگفت انگیز
- ۴.۵ نتیجه آتش
- ۴.۶ وصیّ بی تقوی دزد رسمی
- ۴.۷ جالب و خواندنی
- ۴.۸ وصیّ مسئولیت شناس
- ۴.۹ دوستان ناباب
- ۴.۱۰ نتیجه بی بند و باری
- ۴.۱۱ الگوهای خودسازی
- ۴.۱۲ نتیجهٔ رازها
- ۴.۱۳ بازگشت از بیمارستان
- ۴.۱۴ آخرین تصمیم عملی حاجی احمد
- ۴.۱۵ وصیت نامه همسر حاجی احمد احسانی
- ۴.۱۶ حاجی احمد احسانی و عکس العملها
- ۴.۱۷ سرزنش و پاسخ
- ۴.۱۸ وصی خود باشید
- ۵ فصل دوّم پیش زمینه و اهمیّت وصیّت
- ۵.۱ اشاره
- ۵.۲ اجل
- ۵.۳ اهل دنیا و آخرت
- ۵.۴ خوبی هر دو جهان در بیان معصوم علیه السلام
- ۵.۵ آرزوهای ناسالم
- ۵.۶ آرزوهای سالم
- ۵.۷ اهمّیّت وصیّت
- ۵.۸ تأخیر وصیّت
- ۵.۹ وصیّت یا خانه سازی آخرت
- ۵.۱۰ مرگ بدون وصیّت
- ۵.۱۱ وصیّت یک سوّم دارایی
- ۵.۱۲ ضرر زدن به ورثه
- ۵.۱۳ دزدان میراث، دزدهایی خانگی
- ۵.۱۴ رابطه وصیّت و خودکشی
- ۶ فصل سوّم فرم وصیّت نامه و...
- ۶.۱ اشاره
- ۶.۲ تعریف وصیّت
- ۶.۳ اقسام وصیّت
- ۶.۴ زمان وصیّت
- ۶.۵ محتوای وصیّت کامل
- ۶.۶ یکی از الگوهای وصیّت از زبان وحی
- ۶.۷ برخی از وظایف وصیّت کننده
- ۶.۸ روش نوشتن وصیّت نامه
- ۶.۹ ادامه وصیّت نامه آقای احسانی و همسرش
- ۶.۱۰ راه حق در وصیّت خدا به انسان
- ۶.۱۱ وجوب دوستی خدا
- ۶.۱۲ وجوب دوستی پیامبر و آل علیهم السلام
- ۶.۱۳ لزوم تقوی پیشگی
- ۶.۱۴ ضرورت اهتمام به نماز
- ۶.۱۵ داشتن تولِّی وتبرِّی
- ۶.۱۶ اهتمام به حقوق مردم
- ۶.۱۷ لزوم رعایت حقوق والدین
- ۶.۱۸ توجّه به تربیت فرزندان
- ۶.۱۹ پرهیز از نظرکردن به نامحرم
- ۶.۲۰ نگاه کردن شبکههای ماهوارهای و فیلم
- ۶.۲۱ ضرورت پرهیز از اختلاف
- ۶.۲۲ پرهیز از بدگمانی
- ۶.۲۳ پرهیز از غیبت
- ۶.۲۴ پرهیز از تهمت
- ۶.۲۵ دوری گزیدن از ریاکاری
- ۶.۲۶ توصیه به صبر و شکیبایی
- ۶.۲۷ به یاد گذشتگان
- ۷ فصل چهارم آداب محتضر و میّت
- ۸ فصل پنجم چکیده برخی از وصایای مهم
- ۸.۱ اشاره
- ۸.۲ بخشی از وصیّتهای پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم
- ۸.۳ از وصیّتهای امیرالمؤمنین علی علیه السلام
- ۸.۴ وصیّت نامه مهمّ حضرت فاطمه زهرا علیهالسلام
- ۸.۵ از وصیّتهای امام حسن مجتبی علیه السلام
- ۸.۶ از وصیّتهای امام حسین علیه السلام
- ۸.۷ از وصایای امام زین العابدین علیه السلام
- ۸.۸ از وصیّتهای امام محمّد باقر علیه السلام
- ۸.۹ از وصیّتهای امام صادق علیه السلام
- ۸.۱۰ از وصیّتهای امام کاظم علیه السلام
- ۸.۱۱ از وصایای امام رضا علیه السلام
- ۸.۱۲ از وصیّتهای امام جواد علیه السلام
- ۸.۱۳ از وصایای امام هادی علیه السلام
- ۸.۱۴ از وصایای امام حسن عسکری علیه السلام
- ۸.۱۵ از وصیّت نامه الهی و سیاسی امام خمینی رحمه الله
- ۸.۱۶ بیداری - استقلال
- ۸.۱۷ قلب مطمئن
- ۹ سخن پایانی نویسنده
- ۱۰ منابع عمده تحقیق
- ۱۱ آثار چاپ شده مؤلف
- ۱۲ پانویس
پیشگفتار
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ آلِ مُحَمَّدٍ وَّ عَجِّل فَرَجَهُم
مردن بدون وصیت سخت خطرناک است.
این گونه وصیّت نامه بنویسید .
سپاس خدای را که مرگ و زندگی را به عنوان دو پدیدهٔ مهم، مثبت، و ارزشمند، آفرید تا بیازماید که چه کسی نیکوکارتر است، و درود بی پایان خدای سبحان، فرشتگان و کائنات بر پیامبران الهی علیهم السلام به خصوص نبیّ خاتم حضرت صلی الله علیه و آله و سلم @ وآل طاهرین او علیهم السلام که نجات بخش بشریت اند، و رحمت بر مؤمنان مخلص و بندگان صالح خدا که با وصیّت مشروع زندگانی دنیا و آخرت شان را سامان بخشیدهاند.
وصیّت در سیره پیشوایان دین علیهم السلام
پیامبران الهی ازحضرت آدم علیه السلام تانبی خاتم صلی الله علیه و آله و سلم و اوصیای بزرگوارشان علیهم السلام وصیّتهای مهمّی داشتهاند و نیز دستور دادهاند که هر مسلمانی باید وصیّت کند تا افزون برپاداش از مال و دارائی شان بی نصیب نمانند. در این باره آیات وروایات فراوانی وجود دارد.
- عن الرّسول صلی الله علیه و آله و سلم : «مَن لَم یُحسِنِ الوَصِیَّهَ عِندَ مَوتِهِ کَانَ نَقصاً فِی عَقلِهِ وَ مُرُوَّتِهِ...» [۱]
- پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم : «کسی که در وقت فوت خود خوب وصیّت نکند [ وصیت مشروع و معقول] این کار، نقصی در عقل و اندیشه و مروّت اوست ...»
- عنه صلی الله علیه و آله و سلم : «مَن ماتَ عَلی وَصِیَّهٍ حَسَنَهٍ ماتَ شَهِیداً.» [۲]
‹‹کسی که با وصیّت نیکو و خوب بمیرد با مقام شهید مرده است .››
مستحب است که انسان در زندگی همواره آماده سفر آخرت باشد (وصیّت کند، امانات مردم را برگرداند، بدهکاریها را بپردازد، کفن برای خود آماده نماید، کارهای خود را منظّم سازد و از گناهان گذشته خود توبه کند و توبه را به تأخیر نیندازد.)
- حضرت لقمان علیه السلام به پسر خود وصیّت کرد و فرمود: «ای پسرم توبه را به تأخیر میانداز که مرگ، ناگهانی میآید.»[۳] [مرگ کسی را خبر نمیکند.]
صیغه توبه: شایسته است که انسان با غسل و نیّت خالص، تصمیم قاطع، و اعتراف قلبی این گونه توبه کند: «إِنِّی أَستَغفِرُ اللهَ العَظِیمَ وَ أَتُوبُ إِلَیهِ، اُشهِدُ اللهَ وَ جَمِیعَ مَلائِکَتِهِ وَ أَنبِیائِهِ وَ رُسُلِهِ وَ حَمَلَهَ عَرشِهِ وَ جَمِیعَ خَلقِهِ، أَنِّی نادِمٌ عَلَی مَا سَلَفَ مِنَ الذُّنُوبِ وَ المَعاصِی وَ مُعتَرِفٌ بِها، وَ أَنِّی عازِمٌ عَلی أَن لّا أَعُودَ إِلَیهَا، وَ قَد عَاهَدتُ اللهَ تَعالی، عَلی ذَالِکَ أَلفَ عَهدٍ فِی عُنُقِی یُطَالِبُنِی بِهِ یَومَ القِیَامَهِ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ.»
ثواب داشتن کفن
- از امام صادق علیه السلام روایت شده است: «کسی که کفن همراه خود در خانه داشته باشد از غافلان حساب نمیشود و هرگاه به کفن خود نظر کند خداوند به او اجر و پاداش میدهد.» [۴]
در کفن چه چیز نوشته شود
مستحب است که در کفن میّت بعد از نوشتن نام و نام پدرش بنویسند «یَشهَدُ أن لا إلهَ إلَّا اللهُ وَ أنَّ محَمَّداً رَّسولُ اللهِ وَ أنَّ عَلِیَّاً أمیرَالمُؤمِنینَ وَالحَسَنَ وَالحُسَینَ وَعَلیّاً وَمحمَّداً وَجَعفَراً وَموسی وَعَلیَّاً وَمحمَّداً وَعَلیَّاً وَ الحَسَنَ وَالحُجَّهَ المَهدیَّ(عج) علیهم السلام أئِمتُهُ أئِمَّهٌ هُدیً أبرارٌ.»
فصل اوّل داستانهای وصیّت
اشاره
در این فصل داستانی از یک انسان وارسته دربارهٔ وصیّت، آمده است که بحق آموزنده و سازنده است. به دوستان سفارش میشود که با دقّت این داستانها را بخوانند.
مسافر مصمّم حاجی احمد احسانی
یک روز پدر پیری در گوشه خانه نشسته بود و به محاسن سفید خود دست میکشید، اشکهایش دانه دانه برگونههایش میغلتید، شانههای ناتوانش میلرزید و سخت ناراحت بود، یکی از فرزندانش (صادق) که پسر زرنگ، خردمند، حسّاس و مؤدب بود، و پدر و مادر و... خود را بسیار دوست داشت متوجّه پدر مهربانش شد، با خود گفت: پدرم هر روز بعد از تعقیب نمازش خورسند و شاداب مینشست و با بچهها و نوههایش صحبت میکرد، اما امروز به گوشه خانه خزیده و نگران نشسته است، طاقت نیاورد مؤدبانه جلو آمد، سلام کرد، دست پدر را بوسید و با صدای لرزان گفت: پدر! میبینم نگران و گریان هستی؟.
پدرش آهی سوزناک از دل کشید و گفت:
پسرم ! سفر مهم و طولانی در پیش دارم!.
- شما به سفر میروید؟ .
- آری پسرم.
- با این پیری و ناتوانی سفر برای چه؟
- سفر اجباری است، چارهای ندارم باید بروم.
- از سفر شما مادر و خانواده، خبر دارند؟
- چه عرض کنم، شاید اجمالاً بدانند!.
- پدر! به مسافرت رفتن که ناراحتی و نگرانی ندارد، شما چرا گریان و ناراحت هستید؟
- پسرم! این سفر با سایر سفرها فرق دارد.
- پدر! شما، کدام روز به سفر میروید؟
- روز وساعت آن معلوم نیست.
- پدرجان! آیا مادر یا برادرم با شما میآیند؟
- خیر پسرم.
- شما به تنهایی سفر میکنید؟
- بله پسرجان! به تنهایی (آه آه از تنهایی).
- پدرجان هیچ کسی همراه شما نیست؟
- شاید شاید چه عرض کنم...
- کسی به شما کمک و رسیدگی میکند؟.
- چه میدانم [آه میکشید و اشک میریخت. ناگاه از سوز دل فریاد زد «یاحسین!».
- پدرجان مرا با خود نمیبرید؟.
- خیر، امکان ندارد خدا شما را حفظ کند.
پیرمرد آه کشید، و با صدای لرزان گفت: خدایا! جز به رحمت تو، و عنایات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ، علی علیه السلام ، زهرا علیهالسلام و خاندان رسالت امیدی ندارم.
پسر باهوش احساس کرد پدرش منظور دیگری دارد، از جایش بلند شد با رنگ پریده و بدن لرزان، نزد مادرش آمد، گفت: مادر! پدرم عزم سفر دارد، و سخنان عجیبی میگوید.
- پسرم ! پدرت به سفر میرود؟ عجیب است.
- آری مادرجان.
- پسرم ! او شوخی میکند، چه سفری؟
پسر حسّاس و زرنگ دوید به خانهای که بعضی از برادران و خواهرانش بودند، سلام کرد آنان هم با مهربانی جواب سلامش را دادند امّا احساس کردند که این کودک پیامی دارد. پس از چند لحظه سکوت سنگین، صادق گفت: شما خبر دارید که پدر به مسافرت میرود؟ گفتند: آقا صادق شوخی میکند، چه مسافرتی؟ او توان مسافرت رفتن را ندارد. صادق به گوشه چشم نگاه کرد که هر سه عروس زیر چشمی به هم نگاه کردند و لبخند زدند، یکی گفت: سفر؟!! کاش زودتر، دیگری گفت شاید سفر مرگ باشد، سخن سوّمی را کودک متوجّه نشد (بعد معلوم شد که عروس سومی سخت ناراحت شده است و گفته است که این حرفها چیست؟ او رحمت و برکت است).
دختر کوچک تر (معصومه) که بسیار بابائی بود ناراحت شد و باعجله خود را به پدر رسانید، دید پدرش غمگین و نگران است، تسبیحی از خاک کربلا را در دست دارد و لبهای لرزانش مشغول ذکر و دعا است و اشک در چشمان کم نورش حلقه زده است دختر مهربان به پدرش سلام کرد، جواب سلام را بریده بریده از پدر شنید، دست پدر را بوسید گفت: پدرجان! شما عزم سفر دارید؟.
- آری دخترم، ناگزیر از مسافرتم.
- پدرجان! سفر چرا؟.
- عزیزم چارهای نیست.
- پدرجان! کی حرکت میکنید؟.
- دخترم! بستگی به اراده خداوند دارد.
- پدرجان! چه وقت برمی گردید؟
- دخترم ! در این باره سؤال نکنید!
- پدرجان! شما باید زود به زود تلفن بزنید.
پدر آهی از دل کشید و گفت: از تلفن زدن معذورم! تلفن، تلفن آه چگونه تلفن بزنم؟!.
کاش شما مرا فراموش نکنید و تلفن بزنید! اشک پیرمرد مثل رگبار بهاری بر محاسن سفیدش سرازیر شد؛ دختر نازپرورده اش با ناراحتی تمام به نزد مادرش آمد در حالی که قطره قطره اشک برگونههای معصومش میغلتید گفت: مادر! پدرم خیلی ناراحت است و گریه میکند و عزم سفر دارد.
- دخترم! ناراحت نباش پدرت به سفر نمیرود.
سپس خانم، خدمت شوهرش آمد سلام کرد، پیرمرد با آه سوزناک جواب سلام را داد.
خانم: چه شده چرا گریه میکنید؟ از چه مسافرتی صحبت میکنید که همه را ناراحت کردهاید؟! مسافرت
برای چه؟ مگر توان مسافرت دارید؟ در گوشه خانه به یاد خدا باشید نه به فکر سفر. پیرمرد با صدای لرزان گفت: مگر نمی دانی که کار من تمام است و عمرم به پایان رسیده است. سفر، سفر آخرت است! من برای دنیا خیلی زحمت کشیدم و برای خانواده و بچهها بسیار کار کردم امّا عمر خویش را به غفلت سپری کردم و برای آخرت خود کاری نکردم میدانم که دستم خالی، عملم ناچیز، قبرم تاریک، سفرم طولانی، آیندهام نامعلوم است و... چه کنم که گریه نکنم؟ در آخر عمر هیچ کاری از من ساخته نیست آه، آه، آه. چه کسی به فریادم میرسد، آیا شما خانم مهربان؟ یا فرزندان، اقوام، دوستان و... نه نه، هیچ کسی جز خدا و اعمال ناچیزی اگر داشته باشم !.
خانم: خدا را شکر کنید، فرزندان برای شما دلسوز هستند و آبرومندانه متوجّه شما هستند...
پیرمرد: من متوجّه هستم، مراسم فاتحه، عزاداری، روزهفتم، چهلم و... برای چشم و هم چشمیها و رقابتهای جاهلانه و ریاکاری خواهد بود و به حال من هیچ فایدهای نخواهد داشت! من نمیدانم آیا دربارهٔ واجبات من (نماز، روزه، زکات، خمس، مظالم عباد، بدهکاریها و...، کسی از فرزندانم توجّه خواهندکرد یا نه؟ نمیدانم، نمیدانم، همه به فکر کار خود خواهند بود، و مرا فراموش خواهند کرد!! گرچه از فرزندان و بعضی از نزدیکانم امیدوار هستم اما برخی دیگر را چه بگویم؟. سپس ساکت شد و سر به زانوی غم نهاده اشک میریخت؛ سکوت سنگین فضای خانه را فراگرفته بود، لحظهها به کندی میگذشت. ناگاه صدای روح بخش اذان مغرب سکوت را شکست، اهل خانه برای نماز و صرف شام رفتند، شب سپری پس از نماز صبح تحوّل جدید پدیدآمد ...
به سوی بیمارستان
اشعه طلایی خورشید از پنجرهها سر میکشید... ناگهان پیرزن فریاد کشید آی بچه ها! آی بچه ها! دو نفر از پسران (مهدی و صادق) و یک دختر (فاطمه) و یک عروس (زن عباس) (که بسیار با ادب و با اخلاص بود) دویدند وارد خانه شدند با منظره دلخراشِ افتادنِ پیرمرد در کنار پنجره روبرو شدند، فوراً او را برداشتند و با ماشین شخصی شان به بیمارستان بردند، دخترکوچک (معصومه) که پدرش را بسیار دوست داشت دید که یکی از عروسها از پشت شیشه پنجره نگاه میکند و میخندد. معصومه فریاد زد: خجالت بکش چرا میخندی؟ عروس: خفه شو! دخترک نازنازی، وقت یتیم شدن توست! دیگر از غُرغُرآن پیر خِرِفت راحت خواهیم شد.
معصومه، که دیگر چارهای نداشت با اشک وآه آمد که از برادرانش خبربگیرد که چرا باپدرشان به بیمارستان نرفتهاند، دید یکی از پسران (عباس) موی سر خود را شانه میکند، دوتای دیگر (پرویز و خسرو) هنوز به خواب ناز هستند! دختر فریاد کشید وای چرا با پدر به بیمارستان نرفتید؟!. یکی از برادران (پرویز) عربده کشید، ساکت باش! بگذار بخوابیم، اگر مُرد شاید کسی زیر خاکش کند!! دختر با سرعت هر چه تمام تر آمد پای تلفن که خواهرانش را خبر کند، دید کسی با تلفن صحبت میکند گوش داد که یکی از عروسها (همسر خُسرو) با برادرش صحبت میکند و میگوید: او را به بیمارستان بردند شاید دیگر برنگردد، و از این زندگی دسته جمعی و شلوغ بازار، نجات پیدا کنیم. [زندگی دسته جمعی مشکلات فراوان دارد، در حدّ توان باید آن را حل کرد.] معصومه آرام گوشی تلفن را گذاشت، گوشی را برداشت صحبت قطع شد، معصومه با خواهرش تماس گرفت و گفت: کجایی زود بیا که حال پدرمان خوب نیست، پدر را به بیمارستان بردند، آن دختر بی چاره از پشت تلفن شروع به گریه کرد و گویا جهان در نظرش تاریک شد، گوشی را پرت کرد، با هرسه طفلش به خانه پدرش آمد، دست به گردن خواهرش انداخت و هردو اشک میریختند که زنگ در به صدا درآمد، در را باز کردند دیدند که برادرشان (صادق) با خواهر و خانم برادرش از بیمارستان برگشتند، گفتند آرام باشید حال حاج بابا بهترشده است. خواهران سؤال کردند ناراحتی ایشان چه بوده است؟ صادق پاسخ داد: فشارشان افتاده بود و ناراحتی قلبی هم که داشت اگر چند دقیقه دیگر به دکتر نمیرسید خطرناک بود، هردو خواهر با مشورت برادرشان چند تا آب میوه از مغازه گرفتند و به بیمارستان رفتند دیدند که پدرشان راحت روی تخت قرار دارد و سرُم که به دستش وصل است قطره قطره میچکد، و مادرشان کنار سر و پسر بزرگ (مهدی) پایین پای پیرمرد نشستهاند. دختران سلام کردند و از این که حال پدرشان خوب بود خوشحال شدند. دیدند که پنج نفر دیگر نیز در این اتاق هستند. سرُم پیرمرد (حاجی احمد احسانی)
رو به تمام شدن بود که سه نفر دکتر و دو نفر پرستار، وارد اتاق شدند، گفتند شما بیرون باشید.
مهدی: لطفاً بفرماییدکه پدرمان امشب این جا میماند یا به خانه ببریم؟
دکتر، پرونده و وضع پیرمرد را نگاه کرد، گفت: امشب باید بماند شما مطمئن باشید. سپس فرزندان از پدر اجازه گرفته به خانه رفتند و مادرشان کنار همسرش ماند. (او یار باوفاست امّا...)
رازهای شگفت انگیز
پس از بیرون رفتنِ دکترها، پیرمرد روی تختش نشست. به سایر بیمارانی که در اتاق بودند سلام کرد و حال شان را پرسید، سپس صحبت شروع شد، خانم گوش میداد که چه صحبتهایی میشود.
یکی از مریضها (کریم انوری) گفت: آقای احسانی فرزندان خوب و با ادبی دارید.
پیرمرد: فرزند هر طور باشد پدر و مادر آنان را دوست دارند و از فضل خداوند برخی از فرزندانم خیلی خوب هستند، بعضی دامادها و عروسهایم نیز دوست داشتنی هستند؛ من در حق آنان دعای خیر دارم و از الطاف خداوند سپاس گزارم.
آه از سرنوشت من:
کریم انوری: من خیلی بدبختم! سه پسر و دو دختر دارم،آنان تا بیمارستان مرا نیاوردند، همسایهها زحمت کشیدند! در این چهار روز که در بیمارستانم و از درد میسوزم از من خبر نگرفتهاند!
پیرمرد: آقای انوری! شما با پدر و مادر خود چگونه برخورد داشتهاید که امروز از فرزندان خود شکایت دارید؛ دنیا دارِ مکافات است.!
انوری: برخورد من بدبختانه با والدینم خوب نبود که جداً پشیمانم! و خجالت میکشم.
پیرمرد: پس از رحلت والدین چه کردید؟.
انوری: چه عرض کنم؛ وقتی پدرم از دنیا رفت چون پسر بزرگش بودم، مرا وصیّش قرار داد و به من وصیّت کرد: یکسال نماز، یکماه روزه، هفتاد نماز آیات و...؛ امّا متأسفانه من به وصیّتهایش عمل نکردم الآن فکر میکنم که تمام بدبختیهای من از همین ناحیه است؛ ما سه تا برادر و دو خواهر بودیم. دو برادر و یک خواهر ما صغیر بودند، یک خواهر ما هم ازدواج کرده بود بعد از مراسم چهلمِ پدرم، به وسوسه همسرم؛ گوسفندان، زمین و باغ پدری را فروختم هرچه خواهرم داد زد قبول نکردم از روستا به شهرآمدم و بچههای یتیم پدر را به همان خانه روستایی با شش رأس گوسفند و فرش و ظرف کهنه گذاشتم، آخوند محل سه مرتبه با من صحبت کرد که چرا مال صغیرها را تصرّف میکنی؟ خوردن مال یتیم مثل خوردن آتش است، چرا به وصیّت پدر خود عمل نمیکنی؟ و...، هر بار که صحبت میکرد من جواب سربالا میدادم تا بالأخره با آخوند محل دعوا کردم که تو برای من موی دماغ شدی و او را از خانه بیرون کردم.
پیرمرد: «لاحَولَ وَ لاقُوَّهَ إلّا بِاللهِ العَلیِّ العَظیمِ» آه از غفلت و گمراهی!.
انوری: آقای احسانی! به دنباله صحبتهایم توجّه کنید! من با پولهایی که از میراث پدر و مال همه ورثه بود یک خانه که دارای یک مغازه بود رهن و اجاره کردم و برای خانه فرش و ظرف و لوازم تهیّه کردم، ظاهراً زندگی من سروسامان گرفت، از این وضعیت خوشحال بودیم گاهی که خواهر و برادرم به شهر میآمدند به خانه ما هم سری میزدند من و همسرم با ایشان برخوردِ بد میکردیم، بعد از سپری شدن پنج ماه و بیست روز، شبی با همسر و بچهها به عروسی یکی از اقوام مان رفته بودیم فردای آن روز برگشتیم که مغازه و خانه، آتش گرفته و کاملاً سوخته است!! هرچه دار و ندارِ ما بود همه تبدیل به خاکستر شده بود. پس از آن با زحمتِ طاقت فرسا، خسارت خانه و مغازه را پرداختم و دیگر روز خوشی ندیدم، از شما چه پنهان پیش اهل روستا و بستگان شرمندهام، دیگر رو ندارم به آن روستا بروم آخوند محل را دو بار در خیابان دیدم و خودم را کنار کشیدم، الآن فکر میکنم بدبختترین آدم دنیا هستم، همسرم سال گذشته در گوشه خانه اجارهای از دنیا رفت با مشکلات فراوان مراسم ختمش را سپری کردم و هنوز بدهکارم.
نتیجه آتش
جناب آقای احسانی! آن آخوند نسبت به من دلسوزی داشت و نصیحتهای خوبی برایم میکرد و گویا همین روزهای تلخ را برای من به تصویر میکشید، ضررهای دنیایی و آخرتی عمل نکردن به وصیّت و خوردن مال مردم و حق یتیمان را بیان میکرد و میگفت: «خوردن مال یتیم مثل خوردن آتش است و جای تو در جهنم است!!» من سخنان حکیمانه آن روحانیِ دلسوز را که به حق دکتر معنوی بود قبول نکردم آخر آتش مرا خورد و جهنّم را در دنیا دیدم.
سپس کریم انوری آهی کشید و سر را تکان داد و شروع کرد به اشک ریختن و گفت: اگر در این شرایط بمیرم، چه کسی مرا کفن و دفن میکند، تنها امیدواری من به خواهرانم است، [آنهایی که حق میراث شان را زهرِ مار کردم]. من شرمنده آنها هستم، این بود نمونهای از جهنّم دنیایی که دارم، نمیدانم در آخرت چه عذابهایی در انتظار من است، جواب خدا و والدینم را چه خواهم گفت؟. آقای احسانی(پیرمرد) گفت: ازخدا نا اُمید نباش و توبه کن باید حقوق آنان را برگردانی و رضایت شان را جلب کنی! وصیّت خوب است و شما هم باید به وصیّت عمل میکردید عمل کردن به وصیّت واجب و لازم است، و هنوز دیر نشده است، باید همواره خدا را در نظر داشت و شما نباید مأیوس و نااُمید شوید اگر توبهواقعی کنید خدای سبحان شما را خواهدآمرزید.
وصیّ بی تقوی دزد رسمی
یکی از بیماران (آقای دلاوری) گفت: اگر خود آدم ایمان و تقوی نداشته باشد، وصیّت نامه چه کند؟ این بابا (آقای انوری) به وصیّت نامه پدرش چه قدر عمل کرد که دیگران عمل کنند؟! پدر من هم وصیّت نامه داشت و هم مال و دارائی، وقتی که از دنیا رفت، عمویم را وصیّ خود تعیین کرده بود، من یازده ساله بودم، برادرم نُه ساله و خواهرم شش ساله، یکسال پس از فوت پدر مرحومم مادرم با عمویم ازدواج کرد، تا دو ماه بعد از ازدواج شان وضع مان بهتر بود، ولی بعد از آن، کارهای دشوار به دوش ما بود و عمویم با هر دو زن ودو فرزندش دارایی ما را حیف و میل کردند، (وصیّت پدرم فراموش شد و...) ما با لباسهای کهنه و گاهی با حال مریضی در یک اتاق سرد با پتوهای کهنه و چرکین سپری میکردیم و عمویم میگفت من خودم وصی برادرم میباشم!؛ وصی بود اما تقوی نداشت و دزد با چراغ بود! یک عمّه و یک عموی بزرگتر داشتیم، گاهی میآمدند و میگفتند: «چرا دل شما به حال فرزندان یتیمِ برادرتان نمیسوزد؟ اموال پدرشان چه شد؟» عموی بی انصاف ما با آنها دعوا میکرد ومادرم هم خود را کنار میکشید! تا آن که پس از سه سال ما را انداختند تنها خواهرم با ایشان ماند، میخواستیم علیه عموی مان شکایت کنیم که اتفاقاً در یک تصادف باهر دو همسرش کشته شد، پولهای عمویم در اختیار دو نفر از دوستان بی بند و بارش بود آنها پولها را انکار کردند.
جالب و خواندنی
یکی دیگر از بیماران به نام «سیّدحسین احمدی» گفت: آقای احسانی! حالا که هر کس دفتر زندگی خود را باز کرد من هم خوب است عرایضی داشته باشم: پدر ما (سیّدمحمّد احمدی) خدمت گزار حسینیه و مسجد، اهل نماز و روزه و عبادت بود. ماه محر[م و صفر همواره لباس مشکی میپوشید و از اموال خود، خرج حسینیه و مجالس عزاداری امام حسین علیه السلام میکرد. مادرم را پیش از اذان صبح بیدار میکرد که پس از نافله شب و نماز صبح وسایل حسینیه و صبحانه را برای عزاداران، آماده کند. چون در روستای ما بعد از نماز صبح، روضه بود. والدین ما نمازهای شان را در اول وقت میخواندند و ما را نیز چنین بار آورده بودند. پدرم همه ساله در اوّل نوروز، حساب سال داشت. ایشان آخوند محل را میآورد، سهم و خمس خود را حساب میکرد و هر سال وصیت نامه خود را تجدید مینمود و میگفت: «وصیّت نامه ضروری است اگر وصیت نامه نداشته باشید غیر ازکفن و دفن از بقیه اموال و دارایی خود محروم هستید» و در بین مردم اعلام میکرد که همه شما باید وصیّت نامه داشته باشید. و باصراحت میگفت: «کسی که نماز نمیخواند حقّ داخل شدن به حسینیه را ندارد، کسی که حساب سال ندارد و وُجوهات نمیدهد، نباید در نذر او شرکت کرد» و میگفت: «امام حسین علیه السلام برای روضه خوانی و سینه زنی شهید نشده است، بلکه برای حفظ دین و نماز و عبادت و برای عدالت و امر به معروف و نهی از منکر شهید شده است و...» پدرم دو بار به کربلا مشرّف شده بود، برای ما مهر، تسبیح، گردن بند از خاک کربلا و نیز خلعتی آورده بود، هم چنین برای ما از نهر فرات و از نهر علقمه حضرت ابوالفضل آب آورده بود. پدرم همواره از امام زمان(عج) یاد میکرد و برای سلامتی و فرج آقا دعا میکرد و صدقه میداد، فراموش نمیکنم زمانی را که پدرم مریض شد و ۱۲روز بیماری ایشان طول کشید، تمام اهل روستا و از روستاهای دیگر به عیادت او میآمدند و برای او دعا میکردند؛ در روز سوّمِ مریضی خود، همسر، فرزندان، برادران و خواهران خود را جمع کرد وصیت نامه خود را به دست برادر بزرگم (سیّدعلی) داد که بخواند. (پدرم ما را قرآن خواندن و سواد آموخته بود.)
وصیّ مسئولیت شناس
برادرم سیّدعلی احمدی باصدای بلند وصیت نامهپدرم را خواند، و پدرم در همان مجلس دوباره وصیّت نامه را به امضای همسر و فرزندانش رساند و سه بار تکرار کرد که سیّد علی وصیّ من است. سیّد علی نیز در حضور جمع قبول کرد. سپس پدرم دفترچهای آورد که در آن طلبکاریها وبدهکاریهایش نوشته شده بود و حتّی سهم مبارک امام علیه السلام وسهم سادات عظام و زکات و زکاتِ فطره را هم یادداشت کرده بود. در وصیّت نامه اش نوشته بود: «پیراهن مشکی مرا که در عزاداری امام حسین علیه السلام میپوشیدم داخل قبر، زیر پهلوی راستم بگذارید» او به فرزندانش سفارش کرده بود که:
عزاداری امام حسین علیه السلام را خوب برگزار کنند و نیز سفارش کرده بود که همواره خدمت گزار مادرشان باشند و او را نرنجانند.
سرانجام، سحرگاه پنج شنبه پدرم فوت کرد. تشییع جنازه پدرم بسیار باشکوه بود. و شب جمعه به خاک سپرده شد. از روز شنبه که سوّمین روز فوت پدرم بود، سیّد علی آخوند محل را دعوت کرد و وصیّت نامه را باز نمود، اوّلین چیزی که روی آن توجّه شد مهریه مادرم بود، در وصیّت نامه آمده بود، که چندین بار من مهریه همسرم را به ایشان دادهام امّا ایشان نگرفتهاند. اوّل مهریه او را بپردازید!. سپس ثُلث (یک سوّم) اموال مرا به مصارفی که به شرح زیر تعیین شده است برسانید:
۱- نماز قضا ( نماز یومیه و نماز آیات)
۲- روزه قضا *** ۳- زکات و زکات فطره ۴- سهم مبارک امام(ع) *** ۵- سهم سادات
۶- مظالم عباد *** ۷- حج میقاتی
۸- مراسم عزاداری *** ۹- هزینه تحصیل یک طلبه فقیر
۱۰- مصرف برای حسینیه. *** ۱۱- مصرف برای مسجد محل
۱۲- کمک به ده نفر یتیم. *** ۱۳- قرآن وقفی ۱۴ جلد
۱۴- کمک به برخی از اقوام. *** ۱۵- خرج ازدواج یک یتیم
۱۶- تأمین جهیزیهٔ دختری که معلّم قرآن بود.
ما بقی اموال هم بین ورثه تقسیم شد.
[وصیّ باید باتقوی، آگاه به مسایل دینی و بی اعتنا به مال دنیا باشد، وصیّت را قبول کند و...]
پدرم دوتا داماد داشت. داماد کوچکتر نظرش خوب بود، امّا داماد بزرگتر که بی سواد هم بود از این وضعیّت راضی نبود (شاید انتظار میراث بیشتر را داشت) هرچه هم نِق زد و خمیازه کشید کسی توجّه نکرد، عنوان داماد و عروس مهم نیست. مهم ایمان و تقوا و تربیت سالم است، راستی عروسهای پدرم، بسیار او را دوست داشتند و مرتب دعا میکردند عروس بزرگ پدرم (همسر سیّد علی) در خانه دیگری نشسته و قرآن میخواند و هر دو کودک او در کنارش بازی میکردند. ( تمام آن صحنهها برای من خاطره انگیز و فراموش ناشدنی است.) یک برادرم بنام سیّدهادی و یک خواهرم (طیّبه) صغیر بودند حق آنان را کاملاً جدا کردند و در دفتر نوشتند و به مادرمان محوّل کردند، چون پدرم، مادرمان را به عنوان قیّم و سرپرست فرزندانش تعیین کرده بود. پس اگر وصیّت این گونه باشد و وصی، خدا را در نظر بگیرد و این طور عمل کند خوب نیست؟.
آقای احسانی: بلی اگر وصی، آدم درست و خدا ترس باشد، به وصیّت عمل خواهدکرد.
صلوات در اتاق بیمارستان
افراد داخل اتاق سرا پا گوش شده بودند و تحسین میکردند. یکی از بیماران: نثار روحش صلوات! همه با صدای بلند صلوات گفتند «اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ آلِ مُحَمَّدٍ وَّ عَجِّل فَرَجَهُم»
یکی از پرستاران سراسیمه آمد، گفت: چه خبر؟ گفتند: خبری نیست. گفت: شما صلوات فرستادید ما نگران شدیم.- خیر؛ مشکلی نیست، ما برای گذشتگان مان صلوات فرستادیم.
پرستار: صلوات آری، اما این جا بیمارستان است.
آقای احمدی: معذرت میخواهم. سپس چند دقیقه سکوت حاکم شد.
آقای احسانی (پیرمرد) سکوت را شکست و به هم اتاقیهای دیگرش گفت: شما صحبت نکردید؟.
دوستان ناباب
یکی از بیماران (آقای نادری) گفت: بهتر است بنده صحبتی نداشته باشم .
آقای احسانی: چرا؟ شما هم صحبت کنید.
آقای نادری: ما دو برادر و یک خواهر بودیم، ما دو برادر خیلی بد بودیم. یعنی بد نبودیم امّا دو عامل در بدیِ ما تأثیرداشت: نخست، دوستان ولگرد و بی بند و بار. دوم پدر و مادرمان که بسیار نازِ ما را میکشیدند اگر گاهی پدر ما ناراحت میشد، مادر، از ما حمایت میکرد. اگر مادر ما ناراحت میشد، پدر، ما را نوازش میداد! تا آن که ما، نازنازی و پُر رو شدیم، درس نخواندیم و کار نکردیم، همواره با دوستان ناباب و تحت تأثیرشان بودیم، نه کاری، نه احساس مسئولیتی و نه برنامهای، هنگام حضور در خانه فقط خواب بودیم، و دیگر اوقات و حتی شبها را در خیابانها پرسه میزدیم و پیرمردان، کارگران، مستمندان و آخوندها را مسخره میکردیم و... جز به ولگردی به چیز دیگر فکر نمیکردیم، گاهی از مغازهها چیزی میخریدیم و پول آن را نمیدادیم، دسته جمعی به خانههای همدیگر میرفتیم، به خور و خواب و یاوه سرایی به سرمی بردیم و...
یک روز دوستان ما به خانه ما آمده بودند. در وقت بیرون رفتن یکی از آنان قُلّک صَدقه را ازخانه ما دزدید که پدر و مادرم همواره طعنه میزدند و در حقّ شان دعای بد میکردند.
نتیجه بی بند و باری
جناب آقای احسانی! ما با همان دوستان ناباب به آن بی بند و باریها ادامه دادیم تا آن که در بین مردم بی اعتبارشدیم، دوست ودشمن مارا مسخره میکردند، پدر و مادرمان را به حال رقّت بار رها و محل را ترک کردیم و برای همیشه بدبخت و رسوا شدیم و هنوز هم، روز روشن به آن محل نمیتوانیم برویم، دنیا و آخرت ما بر باد رفت. دعا کنید دشمن جان شما مثل ما رسوا نشود. این کلمه را گفت و سرش را به دیوار کوبید! و آه کشید که همه را متأثّر کرد.
پیرمرد آهی کشید وگفت:تربیت خانوادگی، تربیت مدرسه و محیط اجتماع مهم و مؤثر است، و از همه مؤثرتر دوستان و همراهان است، شخصیّت هر کسی را از شخصیّت دوستانش باید شناخت و نیز لقمههای حلال و حرام در ساختن انسان نقش بسزایی دارند.
الگوهای خودسازی
سپس آقای محمّد روحانی روی تخت خود نشست؛ او خیلی آدم مؤدب و با وقار بود، گفت: من چند سالی در مدرسه درس خواندهام و سپس به حوزه علمیه رفته مشغول درس حوزوی هستم و نیز در دبیرستان تدریس میکنم، البته این مطالب را برای خودنمایی عرض نمیکنم معذرت میخواهم؛ بنده وقتی که به صحبتهای شما گوش میدادم، فراز و نشیبهای زیادی را در افکار خود پیمودم و با عرض معذرت میخواهم تذکّر بدهم که برای موفّقیّت انسان چند چیز نقش اساسی دارد:
۱- تربیت درست خانوادگی.
۲- وضعیت محیط سالم.
۳- داشتن دوستان خوب و سالم.
۴- آموختن علم و دانش.
۵- بهره برداری از عقل و منطق.
۶- از همه مهم تر اتّکاء به خدا و پیروی آگاهانه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و خاندان آن حضرت علیهم السلام .
۷. داشتن ایمان، تقوا و...
من خدا را سپاس میگویم که پدر و مادرم زنده هستند و سایه آن دو فرشته رحمت الهی بالای سرِ ما است، بنده، دو برادر و دو خواهر دارم، پدر و مادرمان که پنج فرزند را بزرگ کردهاند، تاهنوز حتّی یک بار هم دور از ادب صحبت نکردهاند و با حفظ حرمت یکدیگر با فرزندان شان محترمانه رفتار میکنند، بچهها در بین شان درگیری ندارند، مؤدبانه صحبت میکنند و به نماز و عبادات شان پایبند هستند؛ پدر و مادرمان مرتّب به ما توصیه میکنند که حقوق دیگران را رعایت کنیم و با اخلاق نیک با تمام اقوام و دوستان مان برخورد کنیم و با افرادی که آنان را نیازمودهایم دوست نشویم، همه اقوام و بستگان، ما را دوست دارند، ما تمام اینها را برای خدا انجام میدهیم و میخواهیم آینده روشن داشته باشیم. و به همین دلیل پس از حق خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام ، حق والدین را که بسیّار مهم است کاملاً رعایت میکنیم و از خدا میخواهیم که به ما توفیق عنایت فرماید تا فرزندانی صالح باشیم و به وصایای شان خوب عمل کنیم، البته اگر خدمت والدین را خوب انجام دهیم، فرزندان ما نیز رعایت حال ما را خواهندکرد، چرا که دنیا دنیای مکافات و مجازات است.
آقای احسانی (پیرمرد) :احسنت، احسنت، هزار آفرین بر شما، شما الگوی خوبی هستید ...
نتیجهٔ رازها
آقای احسانی: از مجموع صحبتهایی که شد باید نتیجه بگیریم که خداوند به بندگانش بهترین نعمت هارا ارزانی داشته است و از رحمت بی پایان او همه بهره مندند که اگر بنده او باشیم و به دستورش عمل کنیم دنیا و آخرت مان آباد خواهندشد، لذا باید از فرصتها خوب استفاده کنیم، چرا خودمان برای خود کاری نکنیم که در آینده و پس از مرگ، منتظر زن و فرزند باشیم، باید کارهای اصلی را خودمان انجام دهیم، [وصیّت لازم است امّا او آخرین کار است که از عنایات ویژه الهی است] پس از مرگ مان، اگر آنان به وصیّت ما عمل کردند هم به نفع ماست و هم به سود خودشان.
همسر آقای احسانی: شما دوستان با این صحبتها حاجی را حسّاس تر کردید معلوم نیست که چه بلایی بر سرِ ما و بچهها بیاورد. [همه خندیدند.]
آقای احسانی نگاه مرموزی به همسرش کرد و ساکت ماند. لحظهای نگذشت که دو پسرآقای احسانی آمدند و سلام کردند، احوال پدر و همراهانش را جویا شدند، صادق به دنبال دکتر رفت، دکتر آمد آقای احسانی و پرونده اش را دید، او را مرخّص کرد.
بازگشت از بیمارستان
پیرمرد با همراهان اتاق خویش خداحافظی گرمی کرد، آنان از جا برخاستند و با لبهای پرتبسم او را بدرقه کردند. پیرمرد با همسر و فرزندانش به خانه برگشتند وقتی به درِ منزل رسیدند سروصدای زیادی را از داخل منزل شنیدند، [با هم دعوا داشتند] پیرمرد به اتاقش آمد برخی از بچهها به دیدنش نیامدند و برخی از پشت پنجرهها نگاه میکردند، همسر پیرمرد بیرون رفت و برافروخته بازگشت.
پیرمرد : چه شده است؟ چرا ناراحتی؟
همسرش گفت: باهم دعواکردهاند.
- دعوا برای چه؟.
خانم با ناراحتی گفت: برای چه ؟ برای چه؟ برای لحاف ملانصرالدین! فکر میکنی برای چیست؟!! زنده زنده میراث تقسیم میکنند.
پیرمرد آهی کشید و چشم به هم گذاشت، ناگهان صدای سلام معصومه (دخترکوچک) او را نوازش داد. چشمش را گشود و جواب سلام دخترش را گفت و همدیگر را به آغوش کشیدند، دید چشمان معصومه پر از اشک است!
- دخترم چه شده است؟
پدرجان: چیزی نیست. [سریع از خانه بیرون رفت.]
آخرین تصمیم عملی حاجی احمد
پیرمرد پس از صرف یک لیوان چایی، اقدامات جدّی کرد، در ظرف سه روز، یک پنجم پول و دارایی خود را در راه خدا صرف نمود، سپس وصیت نامه اش را تجدید کرد، امضای خانم و بچهها را گرفت و باتمام وجود، آماده سفر آخرت شد و...
وصیت نامه همسر حاجی احمد احسانی
پس ازبیرون رفتن بچهها،همسرحاجی احمد گریه کنان گفت:کارهای خود را درست کردی امّا به فکرمن نیستی؟ مگر من مسلمان نیستم، مگر من یک عمر در این خانه خدمت نکردهام؟ مگر من وصیّت نامه لازم ندارم؟.
حاجی احمد: ناراحت نباش من به فکر شما هستم؛ سپس وصیّت نامه مناسب و مشروع برای همسرش نیز نوشت و امضا کردند.
حاجی احمد احسانی و عکس العملها
حاجی احمد احسانی که هنوز زنده است میگوید: پس از این اقدام جدّی که کردم سروصدای همسایهها زیاد شد و این کار من مخالفان و موافقان زیادی داشت! برخی به عیادت من میآمدند و کار عملی وصیّت نامهام را تأیید میکردند، اما برخی دیگر مرا سرزنش میکردند!! روزی یکی از همسایهها آمد (بردن نامش مصلحت نیست) گفت: حاجی احمد! خیلی کار خوبی کردی. بعد از تو ورثه استفاده کنند چه فایدهای دارد به خصوص این دامادها و عروسها که دشمن انسان هستند و ... . گفتم: کار من خوب و موافق شریعت بود و حقّ ورثه را تلف نکردهام، میدانم که از نظر اسلام ضرر زدن به ورثه گناه است. * از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده است: «ستم و حق کشی در وصیّت ازگناهان کبیره است» اما شما ورثه را دشمن میگویید، خیر،آنان دشمن نیستند. من فرزندان، دامادها و عروسهایم را دوست دارم، فرزندان ما پارههای جگر ما هستند، برخی دامادها و عروسها نیز همانند فرزند به فکر دنیا و آخرت انسان هستند و نباید آنان را دشمن دانست.
سرزنش و پاسخ
روزی تعدادی از همسایهها به عیادت من آمدند و مرا سرزنش کردند گفتند: حاجی احمد! چه کار کردی؟ این مقدّس مآبیها چیست؟ شما عادت دیگران را خراب میکنید!! آخر بچهها به وصیّت شما عمل میکردند نیازی به این کارها نبود.
حاجی احمد: من کار سلیقهای نکردهام اگر برخی از کارها را به دست خود در حال اختیار انجام دادهام، مطابق دستور اسلام است که با مراجعه به روایات روشن میشود.
وصی خود باشید
مردی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تقاضای وصیّت کرد، آن حضرت فرمود: «...هَیِّء جِهازَکَ وَ اَصلِح زَادَکَ وَ کُن وَصِیَّ نَفسِکَ... .» «... باروبنه ات را آماده ساز و زاد و توشه ات را درست کن و وصیّ خودت باش، زیرا هیچ چیز جای (ثواب) خدا را نمیگیرد و سخن و وعده خدای سبحان تغییر ناپذیر است». [۵]
- عَن سَیِّدِالوَصیّینَ عَلیٍ علیه السلام : «یَابنَ آدَمَ کُن وَصِیَّ نَفسِکَ فِی مَالِکَ... .» «ای فرزندآدم! وصیّ خود در مال و دارایی خویش باش و با آن، چنان (عمل) کن که ترجیح میدهی پس از تو با آن، آن گونه عمل کنند.» [۶]
با توجّه به روایات و داستانهایی که مطرح شد؛ حاجی احمد احسانی سه تصمیم مهم گرفت:
۱. برخی از برنامههای دینی و اجرایی مهمّ خویش را شخصاً در حال اختیار به دست خود انجام داد تا چراغ راهش باشد. [وصیّ خود شد]
۲. وصیّت نامه نسبتاً جامعی نوشت که وصیّتهای تعهّدی، جبرانی و مالی در آن به تفصیل و روشن در کتاب حاضر بیان شده است.
۳. برای همسرش نیز وصیّت نامه نوشت. [برادر و خواهر! باید از این داستانها عبرت گرفت.]
فصل دوّم پیش زمینه و اهمیّت وصیّت
اشاره
فکر اساسی برای آخرت و زندگیِ پس از مرگ کار اصلی است که تمام کار و تلاشها باید برای آن باشد، باتحلیل از جایگاه آن، اهمّیّت وصیّت را میتوان درک کرد، زیرا اجل، کسی را خبر نمیکند و از نظر اسلام مردن بدون وصیّت سخت خطرناک و محروم شدن از اموال و دارایی و بی بهره ماندن از فیوضات ویژه خدای سبحان است. ندانستن وقت مرگ، زرق و برق دنیا و آرزوهای فریبنده نباید انسان را غافل کند.
اجل
ای اجل! ای واژه بلند آوازهای که قلبها را به طپش و ارکان وجود انسانها را به لرزه میاندازی، ای اجل هرگاه بیایی لحظهای جلوتر یا عقب تر نخواهی شد، ای اجل تو که به حضرت سلیمان نبی علیه السلام مهلت ندادی، به دیگران چگونه مهلت خواهی داد؟ ای اجل تو به امر خدا و ناگهان میآیی پس باید ما همواره آماده باشیم ... «...اَلمَوتُ یَأتِی بَغتَتًا...»
خدا در قرآن میفرماید:«وَ لِکُلِّ اُمَّهٍ اَجَلٌ فَاِذَا جَاءَ اَجَلُهُم لایَستَأخِرُونَ ساعَهً وَّ لایَستَقدِمُونَ»
«برای هر امتی مدّت عمری است و چون اجل شان فرارسد نه ساعتی تأخیر میکنند و نه پیشی میگیرند.» [۷]
عَن أمیرِالمُؤمِنینَ علیه السلام : «أَصدَقُ شَیءٍ أَلأَجَلُ».
- «راستترین چیز اجل و مرگ است.» [۸]
و عنه علیه السلام : «أَقرَبُ شَیءٍ أَلاَجَلُ».
- « نزدیکترین چیز اجل است.» [۹]
آری؛ با هر نفس کشیدن انسان به مرگ نزدیک تر میشود.
عن إمامِ المتّقینَ علیٍّ علیه السلام :«... وَ الهَرَبُ مِنهُ مُوَافَاتُهُ.»
- «...گریز از مرگ، رسیدن به آن است.» [۱۰]
اهل دنیا و آخرت
انسانها چهار دستهاند:
۱- کسانی که نه دنیا دارند و نه آخرت و آنان بدبختترین انسانها هستند.
«خَسِرَ الدُّنیَا وَ الآخِرَهِ ذَلِکَ هُوَ الخُسرَانُ المُبِینُ» [۱۱]
«در دنیا و آخرت ضرر و زیان کرده است و این همان خسران و زیان آشکار است » [پناه بر خدا]
۲- کسانی که دنیا دارند (ریاست، قدرت، امکانات، موقعیّت، لذّت، خوش گذرانی و...) اما از آخرت بی بهرهاند «... وَمَن کَانَ یُرِیدُ حَرثَ الدُّنیا نُؤتِهِ مِنهَا وَ مَا لَهُ فِی الآخِرَهِ مِن نَصِیبٍ» [۱۲]
«و کسی که تنها منفعت و ثمره دنیا را بخواهد کمی از آن به او میدهیم اما در آخرت هیچ بهرهای ندارند.» [پناه میبریم به ذات حق]
۳- کسانی که به دنیا دل نبستهاند وبا ایمان و حفظ شخصیّت، زندگی کردهاند و برای آخرت شان برترین کارها را انجام دادهاند، آنان سعادت مندند. خداوند در قرآن میفرماید:
« مَن کانَ یُرِیدُ حَرثَ الآخِرَهِ نَزِد لَهُ فِی حَرثِهِ» [۱۳]
- «کسی که منفعت آخرت را بخواهد به ثمر و منفعت او افزایش میدهیم».
۴- کسانی که هم دنیای سالم و خوب دارند و هم آخرت نورانی، چون سرسپرده دنیا و اسیر لذّتهای آن نشدهاند، دوستی و عشق دنیا را در دل ندارند، اما از نعمتهای حلال و پاکیزه آن به طور معقول و مشروع استفاده کردهاند، دربارهٔ این دسته خداوند در قرآن میفرماید: «وَمِنهُم مَن یَّقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنیَا حَسَنَهً وَّ فِی الآخِرَهِ حَسَنَهً وَّ قِنَا عَذَابَ النَّارِ اُولئِکَ لَهُم نَصِیبٌ مِّمَّا کَسَبُوا وَ اللهُ سَرِیعُ الحِسَابِ»
- «و از ایشان کسانی هستند که میگویند: «پروردگارا! در دنیا برای ما خوبی و نیکی عطا فرما و در آخرت برای ما خوبی و حسنه عنایت فرما و ما را از عذاب آتش حفظ فرما!» آنها از کار (و دعای) خود نصیب و بهرهای دارند؛ و خداوند سریع الحساب است.»
این آیه مبارکه خود یکی از عالیترین دعاهاست اما دعا باید برخاسته از عقیده، ایمان و نیّت پاک باشد و نباید رفتار، کردار و گفتار ما مخالف با دعا باشد، دعا جایگاه ویژهای دارد و بحثی جداگانه میخواهد.
خوبی هر دو جهان در بیان معصوم علیه السلام
- عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : «اِعمَل لِدُنیَاکَ کَاَنَّکَ تَعِیشُ اَبَداً، وَ اعمَل لِآخِرَتِکَ کَاَنَّکَ تَمُوتُ غَداً.»
- «برای دنیای خود چنان کارکن که گویا همیشه در آن زنده میمانی و برای آخرت خود چنان کار کن (عبادت کن) که گویا فردا میمیری .» [۱۴]
- عن علی علیه السلام : «کُن فِی الدُّنیَا بِبَدَنِکَ وَ فِی الآخِرَهِ بِقَلبِکَ وَ عَمَلِکَ.»
- « با پیکر خود در دنیا باش و با دل و عمل خود در آخرت»[۱۵] [دل به دنیا مبند، دل را آن جا بفرست] باید برای آخرت خود بیشتر و بهتر کارکرد و به آن اهمّیّت داد.
عنه علیه السلام : «اَلدُّنیَا اَمَدٌ وَ الآخِرَهُ اَبَدٌ.»
- «دنیا تمام شدنی و آخرت همیشگی است.» [۱۶]
عنه علیه السلام : «اِجعَل هَمَّکَ لِمَعَادِکَ تَصلَحُ.»
- از حضرت علی علیه السلام : «کوشش و همّت خود را مصروف آخرتت گردان، اصلاح میشوی » [۱۷]
آرزوهای ناسالم
ای گلهای رنگارنگ آرزوها! چه زیبا و خوش نما هستید، و دل و دیده، جسم و جان، روح و روان و تمام دار و ندارم را به خود جلب و در برابر چشمانم صف کشیدهاید، خانه، قصر، باغ، زندگی، لذّتها، پول، امکانات، ریاست، شهرت طلبی، زرق و برق دنیا، زن و فرزند و... و صدها آرزوی دنیایی دیگر! مرا در برگرفته و فریفتهاید! میخواهید مرا اسیر کنید، به خدا پناه میبرم و از او یاری میطلبم.
آه چرا اسیر آرزوها شدهام؟ جواب: چون خدا، آخرت، قبر، قیامت، حساب و کتاب، بهشت و جهنم، پُل صراط، و عالم پس از مرگ را فراموش کردهام.
- عن امیرالمؤمنین علیه السلام : «أَلأَمَلُ یُنسِی الاَجَلَ.» [۱۸]
- «آرزو اجل را از یاد انسان میبرد.»
- عنه علیه السلام : «أَلأَمَلُ یُفسِدُ العَمَلَ وَ یُفنِی الأَجَلَ.» [۱۹]
- «آرزو، کار را تباه و عمر را ضایع میسازد.»
- عنه علیه السلام : «أَلأَمَلُ حِجابُ الأَجَلِ.» [۲۰]
- «آرزو پوشاننده أجل (مرگ) است.»
- عنه علیه السلام : «أَلأَمانِیُّ تُعمِی عُیُونَ البَصَائِرِ.» [۲۱]
- «آرزوها چشمان بصیرت را کور میکند.»
آرزوهای ناسالم انسان را از خدا، آخرت و راه سعادت غافل میسازد.
آرزوهای سالم
نباید احساس کرد که تمام آرزوها نارواست بلکه آرزو و امیدِ عاقلانه و خداپسندانه، اساس پایداری زندگی است. آرزو همانند هر چیز دیگر سالم و ناسالم، خوب و بد دارد؛ پس باید تغییر جهت داد، و آرزوهای سالم و ارزشی را جاگزین آرزوهای ناسالم کرد، مثل آرزوی عشق به خدا و خدا پرستی، آرزوی بهشت، سعادت، معنویت، تقوا، سرنوشت عالی، گسترش عدالت در کشور و جهان و... .
- عن رَسولِ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم : «أَلأَمَلُ رَحمَهٌ لِاُمَّتِی،...» [۲۲]
- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم : «آرزو برای امّت من رحمت است. و اگر آرزو نبود هیچ مادری فرزند خود را شیر نمیداد و هیچ باغبانی درختی بر نمینشاند.»
- عن السّجاد علیه السلام : «...أَسأَلُکَ... مِنَ الآمَالِ أَوفَقَهَا»[۲۳] = «از تو مناسبترین آرزوها را خواهانم.»
- عن أمیرالمؤمنین علیه السلام : «أَلأَملُ رَفِیقٌ مُونِسٌ.» [۲۴]
- «آرزو رفیق و یار همدم است.»
اما رسیدن به آن اهداف عالی و برخی آرزوهای ارزنده جز در پرتو ایمان به خدا و کارهای شایسته، میسّر نیست. برترین آرزو، آرزوی سعادت دنیا و آخرت است. با آن هم آخرت اصل است.
- عن أمیرِالمؤمنینَ علیٍّ علیه السلام : «إِجعَل لِآخِرَتِکَ مِن دُنیَاکَ نَصِیباً.» [۲۵]
- «از دنیای خود برای آخرتت بهرهای بردار.»
- امیرالمؤمنین علیه السلام : «هرکه تمامکوشش خود را مصروف آخرتش کند به این آرزو (آخرت) برسد.» [۲۶]
وصیّت سالم و شرعی از شایستهترین آرزوهاست که در فرهنگ اسلام به آن سفارش شده است.
پیامبران الهی، اولیاء خداوند، ائمه معصومین علیهم السلام و... وصیّت نامههای مهم و پرباری داشته اندکه خود دستورالعمل و سیره و سنّت حسنه است.
اهمّیّت وصیّت
اسلام، دینی است کامل و جامع، که در تمام ابعاد زندگی و زندگانی انسان مقرّرات سعادت گستر دارد که بدون شک وصیّت کردن از مهمترین برنامههای آن و حق مسلّم هر مسلمانی است.
- عَن النَّبیِّ صلی الله علیه و آله و سلم : «اَلوَصِیَّهُ حَقٌّ عَلَی کُلِّ مُسلِمٍ.» [۲۷]
- «وصیّت کردن وظیفه و حقّ هر مسلمانی است.»
- عنه صلی الله علیه و آله و سلم : «اَلمَحرُومُ مَن حُرِمَ الوَصِیَّهَ.» [۲۸]
- پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم : «محروم [از رحمت خدا] کسی است که از وصیّت کردن محروم شود.»
تأخیر وصیّت
- پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم : «بر هیچ مسلمانی سزاوار نیست که شبی را سپری کند، مگر این که وصیّت نامه اش زیر سرش باشد.» [چه بسا که همان شب مرگ به سراغش بیاید.]
وصیّت یا خانه سازی آخرت
وصیّت برای سامان دادن زندگی پس از مرگ است. وصیّت یعنی خانه سازی آخرت.
- عَن عَلیٍّ علیه السلام : «مَن عَمَّرَ دَارَ اِقَامَتِهِ فَهُوَ العَاقِلُ.» [۲۹]
- امیرالمؤمنین علیه السلام : «کسی که خانه ماندگاری [آخرت] خود را آباد سازد عاقل و خردمند است.»
- عنه علیه السلام : «... مَن عَمَّرَ آخِرَتَهُ بَلَّغَ آمَالَهُ.» [۳۰]
- مولای پرهیزگاران علی علیه السلام : «... و هر که آخرت خود را آباد سازد به آرزوهای خود برسد.»
- عنه علیه السلام : «غَایَهُ الآخِرَهِ البَقَاءُ.» [۳۱]
- امیرالمؤمنین علیه السلام : «پایان آخرت، هستی و بقا ست»
مرگ بدون وصیّت
متأسفانه برخی بدون وصیّت از دنیا میروند، که آنان یا جاهل اند، یا غافل و یا بی پروا.
- عن النَّبیِّ صلی الله علیه و آله و سلم : «مَن مَاتَ بِغَیرِ وَصِیَّهٍ مَاتَ میتَهً جَاهِلِیَّهً.» [۳۲]
- پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم : «کسی که بدون وصیّت از دنیا برود مرگ او مرگ جاهلیّت است.»
کسی که بدون وصیّت از دنیا برود از اموال و دارائی خود محروم میشود (جز کفن و تجهیز و...)
کسی که بدون وصیّت بمیرد اگر ورثه صغیر داشته باشد، برای بازماندگانش و سایر مؤمنین که در ارتباط هستند مشکلات زیادی دارد. [تصرّف در میراث اگر وارث صغیر داشته باشد حرام است.]
وصیّت یک سوّم دارایی
انسان میتواند به اندازه معینی وصیّت کند مثلاً چند میلیون، و تا یک سوم مالش را مجاز است، بیشتر از یک سوّم را اگر وصیت کند در صورتی درست است که ورثه اجازه دهند. * از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت است: «خدای متعال یک سوّم اموال شما را در هنگام وفات تان به شما صدقه داده است تا بدینوسیله به اعمال شما بیفزاید.» [۳۳]
ضرر زدن به ورثه
از نظر مراجع، ضرر زدن به ورثه حرام و از گناهان کبیره است، و آن وصیّت هم نافذ نیست و نیز محروم کردن وارثین یا برخی آنان را از میراث.
- عَن النَّبیِّ صلی الله علیه و آله و سلم : «اَلاِضرَارُ فِی الوَصِیَّهِ مِنَ الکَبَائِرِ.» [۳۴]
- رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم : «ضرر زدن (به وارث) در وصیّت از گناهان کبیره است.»
- عن لَیثِ بَنی غالبٍ عَن عَلیٍ علیه السلام : «مَا اُبَالِی أَضَرَرتُ بِوُلدِی، اَو سَرَقتُهُم ذَلِکَ المالَ.» [۳۵]
- امام علی علیه السلام «از نظرمن تفاوتی ندارد که(در وصیّت) فرزندانم را متضرّر کنم یا آن مال را از آنان بدزدم.»
دزدان میراث، دزدهایی خانگی
گاهی وصیّت نامه دزدی، یا دست کاری میشود، و یا وصیّت وجود ندارد، برخی از وارثهای خدانشناس دارایی میّت را بالا میکشند [آنان دزدهای خانگی هستند.]
[اطاعت از هوای نفس سخت خطرناک است، عدهای حقّ بعضی از وُرّاث را به زور یا صحنه سازی، یا حیله میخورند. گاهی اموال میّت را تنها پسران میّت غارت میکنند. دختران، والدین و همسرِ میّت را محروم میکنند و باید بدانند که دست انتقام خدا در دنیا و آخرت آنان را مجازات خواهدکرد.
رابطه وصیّت و خودکشی
خودکشی، گناهی بزرگ و حرام است، کسی که خودکشی کند بی ایمان از دنیا میرود و به عذاب خدای سبحان گرفتار میشود، مراجع فرمودهاند: کسی که عمداً و به قصد خودکشی زخمی به خود بزند یا سمّی بخورد که به واسطه آن یقین یا گمان به مردن آن پیدا میشود، اگر وصیّت کند که مقداری از مال او را به مصرفی برسانند صحیح نیست. [۳۶] [حتی وصیّت او در امور مالیش باطل است.]
فصل سوّم فرم وصیّت نامه و...
اشاره
اهمیّت وصیت روشن شد؛ حال باید دید که وصیّت نامه، با چه شیوه و روشی باید تنظیم گردد.
تعریف وصیّت
وصیّت عبارت است از مطلق سفارش و دستور قابل اجرا، و در اصطلاح خاص فقهی، وصیّت آن است که انسان سفارش کند که بعد از مرگش چگونه باشند و چگونه عمل کنند و برای او چه کارهایی انجام دهند یا مال او را در موارد معیّنی مصرف کنند.
شرایط وصیّت کننده و وصی و...
•وصیّت کننده باید عاقل، بالغ و .
•وصی، ناظر و قیّم، باید مسلمان، مختار باشدعاقل، بالغ، و مورد اطمینان باشند.
اقسام وصیّت
وصیّت سه قسم است:
۱. وصیّت تعهّدی: مثل وصیّت به امور اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و...
۲. وصیّت جبرانی: که برای جبران مافات توصیه میشود: مثل قضای نماز، روزه، وجوهات و...
۳. وصیّت مالی: مصرف کردن پول و دارایی برای وقف، امورخیریه، کمک به مستمندان، ساختن مسجد، حسینیه، بیمارستان و... .
زمان وصیّت
وصیّت در هر زمانی [در امور واجب]، واجب است، اما وقتی که انسان نشانههای مرگ را در خود دید باید فوراً امانتهای مردم را به صاحبانش برگرداند، بدهکاریهایش را اعم از شخصی، خمس، سهم، زکات، نذر و... بپردازد [این است مفهوم آن روایت که وصی خود باشید یعنی خودتان برخی از کارهای خود را قبل از فرارسیدن زمان مرگ انجام دهید] و دربارهٔ بقیه وصیّت کند و در وصیت خود شاهد بگیرد و اگر نماز و روزه ی قضا دارد، یا از وجوهات و یا از مردم بدهکار است و یا حج، کفّاره و یا دیه بر او واجب شده باشد باید وصیّت کند[این وصیت واجب است].
محتوای وصیّت کامل
شایسته است که در وصیّت نامه مسایل اعتقادی، اخلاقی، مالی، حقوقی، سیاسی، داد و ستد، قضای واجبات، صدقات جاریه و... مطرح شود،آن گونه که در وصیت نامههای پیشوایان دین مان آمده است.
یکی از الگوهای وصیّت از زبان وحی
- از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سؤال شد: چگونه باید وصیّت نمود؟ آن حضرت فرمود: بگویید:
«أَللّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرضِ عالِمَ الغَیبِ وَ الشَّهَادهِ الرَّحمَانِ الرَّحِیمِ أَللَّهُمَّ إِنِّی أَعهَدُ إِلَیکَ فِی دَارِ الدُّنیا أَنِّی أَشهَدُ أَن لّا إِلَهَ إِلّا أَنتَ وَحدَکَ لا شَرِیکَ لَکَ وَ أَنَّ مُحَمَّداً صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ عَبدُکَ وَ رَسُولُکَ وَ أَنَّ الجَنَّهَ حَقٌّ وَ النَّارَ حَقٌّ وَ أَنَّ البَعثَ حقٌّ وَ الحِسَابَ حَقٌّ وَ القَدَرَ وَ المِیزانَ حَقٌّ وَ أَنَّ القُرآنَ کَمَا أَنزَلتَ وَ أَنَّکَ أَنتَ الحَقُّ المُبِینَ جَزَی اللهُ مُحَمَّداً صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ خَیرَ الجَزَاءِ وَحَیَّأَ اللهُ مُحَمَّداً بِالسَّلامِ أَللَّهُمَّ یَا عُدَّتِی عِندَ کُربَتِی وَ یَاصَاحِبی عِندَ شِدَّتِی وَ یَا وَلِیّی فِی نِعمَتِی إِلَهِی وَ إِلَهَ آبَائِی لاتَکِلنِی إِلَی نَفسِی طَرفَهَ عَینٍ فَاِنَّکَ إِن تَکِلنِی إِلَی نَفسِی کُنتُ أَقرَبَ مِنَ الشَّرِّ وَ أَبعَدَ مِنَ الخَیرِ وَ آنِس فِی القَبرِ وَحشَتِی وَ اجعَل لِی عَهداً یَومَ أَلقَاکَ مَنشُوراً.»
در این وصیّت نامه فرازهای مهمّی از مسائل اعتقادی و دعا و نیایش آمده است.
برخی از وظایف وصیّت کننده
وصیّت کننده باید اموال منقول و غیر منقول، بدهکاری و طلبکاری و مشخّصات وارثهای خود را بنویسد. باید دقیق و روشن وصیّت کند، ورثه را محروم نکند و تبعیض قایل نشود. و دو نفر شاهد شرعی امضاء و اثر انگشت نمایند و نیز امضاء وصی، ناظر، قیِّم و شاهدها را در وصیّت نامه بگیرد.
روش نوشتن وصیّت نامه
شرح کامل وصیت:
مواردی که باید به آن عمل شود عبارتند از:
ورثه قانونی (حصر وراثت)
وصیتنامه خانمها:
ادامه وصیّت نامه آقای احسانی و همسرش
فرزندان عزیز! ما (پدر و مادرتان) که شما را تربیت کردیم، از جان خود بیشتر دوست تان داریم، اینک عمر ما به پایان رسیده است از کنار شما به سوی خدا و سفر ابدی میرویم، و شما را به خدا میسپاریم؛ امّا عزیزان! شما را وصیّت و سفارش میکنیم به فشرده آنچه که خدا،پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام فرمودهاند. تا شاید برای ما و نیز برای شما سودمند باشد.
راه حق در وصیّت خدا به انسان
برخی توصیههای مهم خدای سبحان به بشر:
«...وَ اَنَّ هذا صِرَاطِی مُستَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لاتَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُم عَن سَبِیلِهِ ذالِکُم وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُم تَتَّقُونَ.» [۳۷](= این است راه راست من پس از آن پیروی کنید و از راه های(شیطان و باطل) که شما را از راه او(خدا) پراکنده میکند پیروی نکنید این است که خدا شما را به آن سفارش و وصیّت کرده است، باشد که باتقوا و پرهیزگار شوید.»
عزیزان! از راه خدا و راه حق منحرف نشوید، خداشناس و خداپرست باشید. * پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: نخستین دانش، خداشناسی است.
وجوب دوستی خدا
عزیزانم! خدا را دوست داشته باشید، و بدانید که دوست داشتن خداوند واجب است. * رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید: «أَحِبُّوا اللهَ مِن کُلِّ قُلُوبِکُم.» [۳۸]
- «خدا را با تمام دل و جان دوست داشته باشید.»
البتّه دوستی خدا فرع شناخت و ایمان به اوست و هر چه ایمان و معرفت قوی تر باشد دوستی خدا جل جلاله ، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ، امامان و اهل بیت علیهم السلام قوی خواهد بود.
«... وَ الَّذِینَ آمَنُوا اَشَدُّ حُبّاً لِلّهِ... » [۳۹]
«...آنهایی که ایمان راسخ دارند محبّت و عشق شان به خدا جدّی تر است ...» خدای مهربان بندگان خود را دوست دارد.
وجوب دوستی پیامبر و آل علیهم السلام
ارجمندانم! پس از دوستی خدا، دوستی پیامبر و آل طاهرینش علیهم السلام واجب و جزء دین و ایمان ما است که به عنوان مزد رسالت در قرآن مطرح شده است؛ لذا باید آنان را دوست داشته و از جان و فرزندان خود، آنان را عزیزتر بدانید، پس از مرگ، مال، قدرت، نژاد، زن و فرزند و... باعث نجات نخواهند بود. تنها ایمان، تقوی، عمل صالح، و دوستی خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و خاندانش، نجات بخش خواهد بود.
- عَن رَسولِ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم : «لایُؤمِنُ أَحَدُکُم حَتَّی أَکُونَ أَحَبَّ إِلَیهِ مِن نَفسِهِ وَ أَهلِی أَحَبَّ إِلَیهِ مِن أَهلِهِ وَ عِترَتِی أَحَبَّ إِلَیهِ مِن عِترَتِهِ وَ ذُرِّیَّتِی أَحَبَّ إِلَیهِ مِن ذُرِّیَّتِهِ.» [۴۰]
- «هیچ یک از شما ایمان ندارد مگر آن که مرا از خودش بیشتر دوست داشته باشد، و خانواده مرا از خانواده اش و خاندان مرا از خاندانش و نسل و ذریه مرا از نسل و ذریه خود بیشتر دوست داشته باشد.»
این روایت در کتابهای معتبر فریقین آمده است.
لذا به شما وصیّت میکنم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امام خود را بشناسید و به آنان ایمان داشته باشید، ذرّهای کینه آنها و نسل شان (امام زادهها و سادات عظام) را در دل راه ندهید که سخت خطرناک است.
- عَنِ الرَّسُولِ صلی الله علیه و آله و سلم قال: «مَن لَم یُحِب عِترَتِی فَهُوَ لِإِحدَی ثَلاثٍ: إِمَّا مُنافِقٌ وَ إِمَّا لِزَنِیَّهٍ وَ إِمَّا أُمرُئٌ حَمَلَت بِهِ أُمُّهُ فِی غَیرِ طُهرٍ.» [۴۱]
- رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : «هر که خاندان مرا دوست ندارد، یا منافق است، یا زنا زاده، و یا نطفه حیض!» (نعوذ بالله)
- عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : «مَن مَاتَ وَ هُوَ لایَعرِفُ اِمَامَهُ مَاتَ میتَهً جَاهِلِیَّهٍ ». [۴۲]
- «هر که بمیرد و امام خود را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است.»
دنباله وصیّت نامه حاجی احمد احسانی:
حاجی احمد احسانی با استفاده از فرصت، مسایل مهمّی را در وصیّت نامه اش آورده است که میخوانید:
لزوم تقوی پیشگی
عزیزان! به عقاید حقّه که راه پیامبر و ائمه علیهم السلام است پایدار باشید و در احکام دین از مجتهد جامع الشّرایط تقلید کنید و تقوا پیشه کنیدکه بالاترین امتیاز در پیشگاه خدا، تقوا و پرهیزگاری است.
خدای متعال جل جلاله میفرماید: «... اِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللهِ اَتقَیکُم.» (=گرامیترین شما در نزد خدا باتقواترین شماست.)
و نیز میفرماید: «…اِنَّما یَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ المُتَّقِینَ.» [۴۳]
«خداوند تنها از پرهیزگاران قبول میکند.»
- أمیرالمؤمنین علی علیه السلام میفرماید: «شما را به تقوای الهی و نظم در کارهای تان سفارش میکنم.» [۴۴]
ضرورت اهتمام به نماز
عزیزانم! به نماز و سایر عبادات تان اهمّیّت دهید و نماز شما در هیچ شرائطی ترک نشود که سراپرده دین شما خراب خواهدشد؛ نماز را سبک ندانید و کم اهمّیّت جلوه ندهید.
- عَنِ الإمامِ الصّادِقِ علیه السلام :«اِنَّ شَفَاعَتَنا لَن تَنالَ مُستَخِفَّاً بِالصَّلاهِ.»[۴۵] امام صادق علیه السلام در حین ارتحالش فرمود: «شفاعت ما [خانواده] به کسی که نماز را سبک بشمارد، نمیرسد.»
- از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است: «هر مرد و زنی که نمازش را سبک بشمارد خدای سبحان او را به پانزده خصلت [ بلا] گرفتار میکند.» [۴۶]
بنابراین، نمازهای تان را در اوّل وقت و با شرایط شرعی و در صورت امکان در مسجد و جماعت بخوانید و بعد از نماز به تعقیب نماز بخصوص تسبیح حضرت زهرا علیهالسلام و دعا و صلوات بر محمّد و آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم بپردازید. و فرزندان را نیز از هفت سالگی به نماز وادار کنید زیرا عبادتهای تمرینی برای کودکان و نوجوانان بسیار مفید است.
ضرورت اهتمام به روزه عزیزانم! شما و خانوادههای تان را وصیّت میکنم به روزه ماه مبارک رمضان.
- عَنِ النَّبیِّ صلی الله علیه و آله و سلم : «اَلصَّومُ جُنَّهٌ مِّنَ النَّارِ.» [۴۷]
- «روزه سپری است از آتش جهنم.»
- حضرت زهرا علیهالسلام فرموده است:«خدا روزه را واجب کرده است، برای استواری اخلاص.»
- عَنِ الصّادق علیه السلام :«اَفضَلُ الجِهادِ الصَّومُ فِی الحَرِّ.»
- «روزه در هوای گرم، بهترین جهاد است.»
بدانید که اگر کسی بدون عذر شرعی یک روز روزه خود را نگیرد کارِ حرامی کرده و ملزَم به گرفتن ۶۱ روز، روزه قضا و کفّاره میشود.
لزوم توجّه به وجوهات و...
فرزندانم! در پرداخت وجوهات شرعیه ( زکات، خمس و...) مسامحه نکنید. [دزد بیت المال نباشید]
- عن الصادق علیه السلام : «لاصَلاهَ لِمَن لَا زَکَاهَ لَهُ وَ لا زَکاهَ لِمَن لا وَرَعَ لَهُ.»[۴۸]
امام صادق علیه السلام : «نماز نیست برای کسی که زکات ندهد و زکاه نیست برای کسی که پرهیزگاری ندارد.» [یعنی پذیرفته نخواهد شد]
- در روایت آ مده است : «ترک کننده حج و زکات به دین اسلام از دنیا نمیرود، بلکه به دین یهود و یا به دین نصاری از دنیا خواهد رفت.» به حساب سال خود دقیق و جدّی باشیدکه حساب قیامت سخت و دشوار است، و هرگاه حج بر شما واجب شد بدون تأخیر انجام دهید و اگر زمینه جهاد فراهم شد در راه دین خدا و ترویج اسلام و قرآن به جهاد بپردازید و همچنان امر به معروف و نهی از منکر را برای رضای خدای سبحان انجام دهید.
داشتن تولِّی وتبرِّی
عزیزانم! تولّی و تبرّی محور اساسی ایمان و تقوا است که انتظار دارم از عمق جان به آن پابند باشید زیرا اسلام و ولایت بدون تولّی و تبرّی، معنا ندارد.
اهتمام به حقوق مردم
رعایت حقوق مردم بسیار مهم است.
- امام صادق علیه السلام میفرماید: «خداوند به چیزی برتر از ادای حق مؤمن عبادت نشده است.» [۴۹] مبادا حق مردم و مال مردم را ضایع و یا استفاده نامشروع کنید که سخت خطرناک است و عذاب دنیایی و آخرتی دارد، حتی کسی که در راه خدا شهید میشود با اوّلین قطره خون او گناهانش آمرزیده میشود، جز حقّ مردم. در صدر حقوق مردم، حقوق والدین است.
لزوم رعایت حقوق والدین
ارجمندانم! کاری نکنید که ما ناراض شویم زیرا کسی که عاق والدین باشد، از بوی بهشت هم محروم میشود، اگر عبادت جن و انس را هم داشته باشد جایش در جهنم است. (پناه میبریم به خداوند بزرگ)
و بدانید که استادان و والدینِ همسر، همانند والدین حق دارند، و از همه مهم تر والدین معنوی و روحانی مسلمانان، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ، أمیرالمؤمنین علی علیه السلام و خاندان شان میباشند، آنان ناراض نشوند و رضایت شان در اطاعت خدا جل جلاله و پیامبر و امام علیهم السلام است.
عزیزان! پس از آن که من از دنیا رفتم مرا فراموش نکنیدکه من تنها از شما انتظار دارم. و این حقّی است که بر شما دارم؛
- عَنِ الرِّضا علیه السلام :«... بِرُّ الوَالِدَینِ وَاجِبٌ ...» [۵۰]
«نیکی کردن به پدر و مادر واجب است...» [چه در حال حیات و چه پس از ارتحال شان ]
توجّه به تربیت فرزندان
عزیزان! فرزندان خود را خوب تربیت کنید که آنان امانتهای خدایند، فرزندان صالح برترین سرمایه و تداوم بخش زندگی انسان اند، و نیز حقوق فراوانی بر والدین دارند، آنان را بنده خدا، مطیع پیامبر و أئمّه علیه السلام ، آگاه به فرهنگ دینی و مؤدب بار بیاورید. زنان و دختران را باید با حجاب و اُ لگوی عفت و حیا تربیت کنید. فرزندان را از علم و دانش و شرایط زمان آگاه سازید، با انتخاب نام خوب به آنها شخصیت داده از کودکی، محبت خدا(ج)، پیامبر و اهلبیت علیه السلام و بهترین آداب اسلامی را به آنان بیاموزید.
- عَنِ الرَّسُولِ الأعظَمِ صلی الله علیه و آله و سلم : «اَکرِمُوا اَولَادَکُم وَ اَحسِنُوا آدَابَکُم.» [۵۱]
- پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم : «فرزندان تان را احترام کنید و آنها را نیکو و خوب تربیت کنید.»
عزیزانم! به شما جداً اعلام خطر میکنم که بیشترین بدبختیها در جامعه از بی حجابی و بی عفّتی است؛ رعایت حجاب اسلامی واجب است. حجاب سپری است برای حفظ عظمت، حیثیت، ارزش دینی، ارزش خانوادگی و شخصیت زن.
ضرورت حفظ حجاب به شما دختران، عروسها و سایر زنانِ بستگانم وصیّت میکنم که حجاب خود را حفظ کنید، حجاب اسلامیجلوهای ازرحمت خداوند و میراث گران بهای فاطمهزهرا علیهالسلام است؛ خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به زنان مسلمان دستور داده است، که گوهر گران بهای وجودشان را از نامحرم بپوشانند (چه خودی مثل شوهر خواهر، برادر شوهر، پسر عمو، پسردایی و...، و چه بیگانه) و از پوشیدن لباسهای نازک و لباسهای اندامی و بدن نما و لباسهای مخصوص کفّار اجتناب کنید.
- پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: در شب معراج زنانی را دیدم که با موهای شان آویزان بودند، از جبرئیل علیه السلام سؤال کردم اینها چه کسانی هستند؟ گفت: اینها کسانی اند که موهای شان را در معرض دید نامحرم قرار میدادند.
پرهیز از نظرکردن به نامحرم
عزیزانم! به شما توصیه میکنم که نظرهای پاک تان را با نگاه کردن به نامحرم آلوده و مسموم نکنید؛ نظر کردن به نامحرم، تیر زهرآگین شیطان است و بسیاری از فسادهای اخلاقی ریشه در نگاه کردنهای مسموم دارد. عزیزانم! همسر برادر، خواهر همسر، همسر همسر دایی و... نامحرم هستند. به هیچ عنوان به آنان نگاه نکنید که سخت خطرناک است، نگاه کردن شهوانی به زنان غیر مسلمان و عکس نامحرم و به هر چیز حتّی مجسمه حرام و گناه است و نظر کردن به عکس زنهای نامحرم اگر بشناسید بدون شهوت نیز حرام و گناه است. [۵۲]
نگاه کردن شبکههای ماهوارهای و فیلم
ارجمندانم! از نگاه کردن به برنامههای گمراه کننده، مظاهر فساد در تلویزیون، شبکههای ماهوارهای و فیلمهای نامشروع، فسادانگیز، و استکباری جداً بپرهیزید! فرزندان، خانواده و بستگان تان را نیز از این آلودگیهای خطرناک برحذر دارید. امروزه ماهوارهها، اینترنت و شبکههای تلویزیونهای بیگانه، کمین گاه خطرناک و قویترین تهاجم فرهنگی است، که خود نگه داری از آنها ضروری و واجب است. [از تکنولوژی و امکانات موجود و برنامههای سالم آن میتوان به طور مشروع و معقول استفاده کرد و به نفع دنیا و آخرت از آن بهره ور شد.]
ضرورت پرهیز از اختلاف
عزیزانم! هشدار میدهم که هرگز اختلاف نکنید زیرا اختلاف مایه بدبختی و نابودی است، صله رحم را فراموش نکنیدکه مایه خوشبختی شما و برترین اساس اتّحاد است و بدانید که قطع رحم موجب بدبختی در هر دو عالم خواهدبود، قدر همدیگر را بدانید، به بزرگان احترام و به کودکان ترحّم کنید، حقوق متقابل را رعایت کنید.
عزیزان قدر یکدیگر بدانید
اجل سنگ است و آدم مثل شیشه
هرگونه نفاق و اختلاف را هرچه زودترحلّ و فصل کنید، و برای اصلاح جامعه بکوشید. از خشم و غضب جداً بپرهیزید و در حال غضب تصمیم نگیرید، دوستی و دشمنی شما باید روی معیارهای دینی و برای خدا باشد، آن چه را که برای خود میخواهید برای دیگران بخواهید و آن چه که ناپسند شماست برای دیگران نخواهید.
پرهیز از بدگمانی
فرزندان عزیزم! اگر مشکلی پیش آمد، به خدا و دین و مؤمنان سوء ظن و بد گمانی نداشته باشید، بدگمانیِ به خدا، گناه بزرگ و در حدّ کفر است، بدگمانی به پیشوایان دین گمراهی است، بد گمانی به مردم مؤمن معصیت است، و نیز سبب نفاق، درگیری، و موجب بر باد رفتن دین و ایمان است.
- عَن أمیرِالمؤمِنینَ علیه السلام :«لا اِیمَانَ مَعَ سُوءِالظَّنِّ.» [۵۳]
- «با بدگمانی ایمانی نخواهدبود.»
پرهیز از غیبت
ارجمندانم! وصیّت میکنم، غیبت نکنید که گناهی است بس بزرگ، اگر میخواهید خود شما آبرو داشته باشید، آبروی مؤمنین را حفظ کنید، قرآن به صراحت اعلام فرموده است کسی که غیبت میکند مثل آن است که گوشت برادر مُرده خود را بخورد، غیبتهای حضوری، تلفنی، تلگرافی، کامپیوتری، با نامه و با اشاره و... همه حرام و گناه و معصیت است، آخرت خود را با غیبت و گناه بر باد ندهید.
پرهیز از تهمت
فرزندانم! از تهمت زدن به مؤمنین که گناهی است بسیار بزرگ، شما را برحذر میدارم. کسی را متّهم نکنید و نیز خود شما در جاهای مشکوک و با افراد مشکوک و دوستان بدنام نباشید که متّهم خواهید شد. ( نه به کسی تهمت بزنید و نه کاری کنید که خود متّهم شوید) امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «از جاهایی که مورد اتّهام است بپرهیزید»
دوری گزیدن از ریاکاری
فرزندانم! در هیچ عمل خیر و اعمال عبادی، ریا و خودنمایی نکنید که ریا شرک خفی است و ریا عبادت را باطل میکند؛ جای ریاکار در جهنم است! جداً به شما توصیه میکنم که: برای من مجالس ختم قرآن و فاتحه ریایی نگیرید. هرگاه تشییع جنازه کردید، اگر نماز خواندید، حرم مشرف شدید، فاتحه دایرکردید، نذر کردید و... فقط برای خدا باشد، از رقابتهای ناسالم بپرهیزید. من منتظر اعمال خدایی و شایسته شما هستم.
مراسم سوم، هفتم و چهلم و نذر و صدقههای ریایی آتش سوزان خواهد بود! کم عمل کنید اما خالصانه و فقط برای رضای خدا.
توصیه به صبر و شکیبایی
ارجمندانم! در برابر مصیبتها صبرکنید و دلهای داغدار خود را به یاد خدا آرامش بدهید.
«أَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ»
«تنها یاد خدا دلها را آرامش میدهد.»
به یاد گذشتگان
عزیزان! خدا و مرگ را از یاد نبرید و برای آخرت خود، خوب کار کنید و نیز مردهها را فراموش نکنید که خیلی محتاجند، تا زندههای دیگر به یاد شما باشند، آن چه را که برای رضای خدا هدیه به اموات میفرستید فرشتههای خدای مهربان آن را با طَبَقهای نور به مردههای مؤمن میرسانند، انتظار دارم که مرا فراموش نکنید.
فصل چهارم آداب محتضر و میّت
اشاره
در این فصل بطور خلاصه برخی آداب محتضر و آداب میت بیان شده است.
برخی از آداب محتضر
فشرده آداب محتضر عبارتند از:
۱-واجب است که صورت محتضر را به طرف قبله کنند (با پشت بخوابانند و کف پاهایش به طرف قبله باشد).
نکته مهم
متأسفانه در برخی از بیمارستانها تخت محتضر رو به قبله نیست و این واجب کفائی بعهده کسانی است که در آن جا مسئولیت دارند و مسلماً در پیشگاه خدای سبحان جوابگو میباشند و نیز هرگاه دکتر احساس کرد که بیمار در حال احتضار است نباید او را اذیّت کند (مثل نفس مصنوعی، شوک دادن و فشار دادن قفسه سینه، آمپول زدن و...)
پیشنهاد:
۱.اگر در هر بیمارستان اتاقی مخصوص باشد که محتضر را سریعاً به آن منتقل کنند و یکی از بستگانش مجاز باشد تا بالای سر محتضر، حاضر و به انجام وظایف شرعی بپردازد و قرآن بخواند، مشروع و مناسب خواهد بود، و یا در صورت امکان مریض را مرخّص کنند تا مسئولیت شرعی نداشته باشند.
۲.مستحب است که بعد از غسل دادن، میّت را به حالتی که به او نماز میخوانند، بخوابانند (با پشت بخوابانند که پهلوی راست میّت به طرف قبله باشد).
۳.مستحب است که روی سینه و شکم میّت چیزی نباشد و دکمههای او را باز بگذارند.
۴.مستحب است که در حال احتضار با صدای بلند سورههای مبارکه «یس، صافات و احزاب» و همچنان «آیه الکرسی» وآیه ۵۴ سوره اعراف و سه آیه آخر بقره را در کنار او بخوانند.
۵.مستحب است که شهادتین و اقرار به ۱۲امام و سایر عقاید حقّه را طوری به محتضر تلقین کنند که بفهمد و تا وقت مرگ هم تکرار کنند.
۶.مستحب است که جز صدای قرائت قرآن، دعا، ذکر و صلوات بر پیامبر و آلش علیه السلام سر و صدای دیگری در نزد محتضر نباشد.
۷.کسی را که سخت جان میدهد، مستحب است که بجای نماز خواندنش منتقل کنند.
۸.تنها گذاشتن محتضر، بودن جنُب و حایض نزد او، زیاد حرف زدن، گریه کردن و تنها گذاشتن زن در نزد میّت مکروه است.
دعای مخصوص حالت احتضار
مستحب است که این دعا را طوری برای محتضر تلقین کنند که بفهمد: «اَللّهُمَّ اغفِر لِیَ الکَثِیرَ مِن مَعاصِیکَ وَ اقبَل مِنِّی الیَسِیرَ مِن طاعَتِکَ یَا مَن یَقبَلُ الیَسِیرَ وَ یَعفُو عَنِ الکَثِیرِ اِقبَل مِنِّی الیَسِیرَ وَ اعفُ عَنِّی الکَثِیرَ اِنَّکَ اَنتَ العَفُوُّ الغَفُورُ اَلّلهُمَّ اِرحَمنِی فَاِنَّکَ رَحِیمٌ.» ترجمه: «خدایا! از نافرمانیهای زیادی که کردهام مرا ببخش و طاعت کمی که انجام دادهام قبول فرما، ای کسی که اندک را میپذیری و از بسیار عفو و گذشت میکنی، اندک مرا قبول فرما و از(گناهان) زیاد من درگذر، همانا تو بخشنده و بخشایش گر هستی، خدایا! به من رحم کن زیرا تو رحم کننده و مهربان هستی.»
آداب بعد از مرگ
برخی از آداب بعد از مرگ عبارتند از:
۱.بعد از مرگ مستحب است که چشمها، دهان و چانه میت را ببندند، دست و پای او را دراز کنند و پارچهای روی او بیندازند.
۲.مستحب است در دفن میّت عجله کنند و مؤمنین را برای تشییع جنازه اطلاع دهند.
۳.واجب است میّت را سه غسل بدهند (با آب سدر، با آب کافور و با آب خالص) سپس مستحب است او را حنوط کنند، آن گاه بر او نماز خوانده دفن کنند. (این احکام واجب کفایی است، اگر کسی آن را انجام دهد از سایر مؤمنین ساقط میشود) و تمام احکام باید مطابق فتوای مرجع تقلید انجام شود.
۴.مستحب است از مؤمنین حاضر، خواسته شود تا برای میّت دعا کنند و به خوبی و ایمان او شهادت دهند، و نیز برای او نمازرفع وحشت بخوانند.
۵.از مؤمنین خواسته شود تا او را حلال کنند (غیبت، تهمت، توهین، دشنام، حقوق همسایه، حقوق خانوادگی، و برخی حقوق مالی و...)
۶.از مال مردم و از اموال خمس نداده و مشکوک برای میّت خرج نکنند و اگر به پولی که برای کفن، دفن و... مصرف میکنند خمس تعلّق گرفته باشد باید خمس آن را بپردازند.
۷.مستحب است که میّت را در داخل قبر و پس از پوشاندن قبر به تلقین معروف، تلقین دهند.
۸.مستحب است گونه راست میّت را روی خاک گذاشته بندهای کفن را باز کنند. و نیز قدری از تربت مقدّس امام حسین علیه السلام جلو روی او بگذارند.
۹.مستحب است در چیدن سنگ لحد یا گذاشتن آجر محکم کاری کنند، و از قسمت پایین پای میّت رفت و آمد کنند.
۱۰. مستحب است قبر میّت را چهارگوش و مسطّح کنند (به شکل برآمدگی نباشد)، روی قبر آب بریزند و انگشتها را داخل خاک قرار داده هفت بار سوره مبارکه قدر را خوانده برای میّت دعا کنند.
۱۱.بایدوصی میّت هرچه زودتر به وصیّتهای او عمل کند. [۵۴]
فصل پنجم چکیده برخی از وصایای مهم
اشاره
وصیّت و مشتقّات آن در قران کریم۳۲ بار، و در روایات و تاریخ صدها بار مطرح شده است.
در این فصل چکیده برخی وصیّتهای مهم بیان شده است به منظور اهمیّت آن.
از وصیّتهای خدای بزرگ(سفارشهای ویژه او)
خدای بزرگ توصیههای مهمّی برای سعادت بشر دارد، که به اشاره دو مورد بسنده میشود:
۱- «... وَ وَصَّینَا الاِنسَانَ بِوَالِدَیهِ اِحسَاناً» [۵۵]
«...و انسان را به نیکی کردن به پدر و مادرش توصیه و سفارش کردیم»
خدا در این آیه انسان را به یک امر مهم که احسان به والدین باشد توصیه کرده است.
۲-* عَن رَسُولِ اللهِ: صلی الله علیه و آله و سلم أَتَانِی جَبرَئِیلُ علیه السلام فَقَالَ: یَامُحَمَّدُ صلی الله علیه و آله و سلم ! إِنَّ رَبَّکَ یَقرَئُکَ السَّلامَ وَ یَقُولُ لَکَ: «إِنَّ عَلِیَّ بنَ أَبِی طالِبٍ علیهماالسلام وَصِیُّکَ وَ خَلِیفَتُکَ عَلَی أَهلِکَ وَ أُمَّتِکَ.» [۵۶]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم : جبرئیل علیه السلام نزد من آمد و گفت: ای محمَّد صلی الله علیه و آله و سلم ! پروردگارت [به تو درود میفرستد و] میگوید: «همانا علی بن ابی طالب علیهماالسلام وصی و جانشین تو در میان خانواده و امّت تو میباشد.»
بخشی از وصیّتهای پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم
پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم وصیّتهای فراوانی در ابعاد مختلف دارد که به برخی اشاره میشود.
عَن رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم :«یَاعَلِیُّ! اَنتَ وَصِیِّی وَ وَارِثِی قَد أَعطَاکَ اللهُ عِلمِی وَ فَهمِی...» [۵۷]
- ابوطفیل از عمّار یاسر روایت کرده است: «پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم هنگام رحلتش، علی علیه السلام را فراخواند و مفصّل با او راز گفت، آن گاه فرمود: «ای علی! تو وصی و وارث من هستی خداوند دانش و درک مرا به تو عطا فرموده است... .»
- عَنِ النَّبیِّ صلی الله علیه و آله و سلم مُشیراً إِلی عَلِیٍّ علیه السلام قال: «إِنَّ هَذَا أَخِی وَوَصِیِّی وَخَلِیفَتِی فِیکُم فَاسمَعُوا لَهُ وَأَطِیعُوا»[۵۸] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام اشاره کرد و فرمود: «این (علی علیه السلام ) برادر و وصی و جانشین من در میان شماست فرمانش را بشنوید و اطاعت کنید.»
- عَنهُ صلی الله علیه و آله و سلم : «إِنَّ لِکُلِّ نَبِیٍّ وَصِیّاً وَ وَارِثاً وَ إِنَّ عَلِیّاً وَصِیِّی وَ وَارِثِی.» [۵۹]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم : «هر پیامبری وصی و وارثی دارد و علی علیه السلام وصی و وارث من است.»
- عَنهُ صلی الله علیه و آله و سلم : «یاعَلِیُّ! أُوصِیکَ بِالدُّعاءِ فَاِنَّهُ مَعَ الإِجَابَهِ» [۶۰]
- پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم : «ای علی! تو را توصیه و سفارش میکنم به دعا، زیرا که دعا با اجابت همراه است».
از وصیّتهای امیرالمؤمنین علی علیه السلام
امام علی علیه السلام وصیّتهای مهمّی داشتهاند که برخی عبارتنداز:
۱.عَن أمیرِالمُؤمِنینَ عَلِیٍّ علیه السلام قالَ: «اُوصِیکَ یا بُنَیَّ بِالصَّلاهِ عِندَ وَقتِها وَ الزَّکاهِ فِی أَهلِهَا عِندَ مَحَلِّهَا وَ الصَّمتِ عِندَ الشُّبهَهِ...» [۶۱]
- أمیرالمؤمنین علی علیه السلام : «فرزندم به تو توصیه وسفارش میکنم که نماز را در وقتش بخوانی و زکات را به موقع به اهلش برسانی و در برابر شبهه خاموش باشی... .»
۲.وصیت نامه مهم أمیرالمؤمنین امام علی علیه السلام است، که به عنوان منشور حیات آفرین در سرلوحه زندگانی انسانهای خداجو برترین الگو خواهدبود. به خاطر رعایت اختصار، به ذکر بخشهایی از آن وصیت نامه الهی بسنده شده است.
وصیّت نامه مهم و مشهور امام علی علیه السلام
- «وَ مِن وَّصیَّهٍ لَهُ لِلحَسَنِ وَ الحُسَینِ علیهماالسلام .» [۶۲]
«از وصیّتهای آن حضرت (امیرالمؤمنین علی علیه السلام ) است، به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام »
- «أُوصِیکُمَا بِتَقوَی اللهِ، وَ أَن لّاتَبغِیَا الدُّنیَا وَ إِن بَغَتکُمَا...»
- «شما را به تقوی و ترس از خدا سفارش میکنم، و این که دنیا را نخواهید (دنبال دنیا نباشید) هرچند دنیا شما را بخواهد و بر آن چه دنیا از شما گرفته است اندوهناک نباشید، همواره به حق و درست سخن بگویید و برای پاداش یافتن (در آخرت) کار و کوشش کنید..»
- «کُونَا لِلظَّالِمِ خَصماً وَ لِلمَظلُومِ عَوناً.»
- «همواره دشمن ظالم و ستمگر و یاور مظلوم و ستمدیده باشید. شما و همه فرزندان و خاندان خود و هرکسی که نامهام به او میرسد را به تقوی و ترس از خداوند و نظم و به هم پیوستن کارها و برنامهها و ایجاد صلح و آشتی در میان تان سفارش میکنم زیرا من از جدّ شما رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود: «اصلاح کردن بین مردم از نماز و روزه یک سال برتر است.»
- «اللهَ اللهَ فِی الأیتامِ... »
- «... از خدا بترسید از خدا بترسید دربارهٔ یتیمان آنان را گاه سیر وگاه گرسنه نگذارید و با بودن شما آنان فاسد و تباه نشوند (از نظر جسمی و روانی، و از نظر مادی و معنوی به آنان رسیدگی نموده حقوق آنان را رعایت کنید.)...»
- «... و اللهَ اللهَ فِی جیرانِکُم، فَإنّهُم وَصِیَّهُ نَبِیِّکُم ... و اللهَ اللهَ فِی القرآنِ لایَسبِقُکُم بِالعَمَلِ بِهی غَیرُکُم، و اللهَ اللهَ فِی الصَّلاهِ فَإنَّها عَمودُ دینِکُم، و اللهَ اللهَ فی بَیتِ رَبِّکُم لَاتُخَلُّوهُ مَا بَقیتُم...، و اللهَ اللهَ فِی الجهادِ بِأموالِکُم وَ أنفُسِکُم وَ ألسِنَتِکُم فی سَبیلِ اللهِ وَ عَلَیکُم بِالتَّواصُلِ ... لَاتَترُکوا الأَمرَ بِالمَعروفِ وَ النَّهیَ عَنِ المُنکَرِ فَیُوَلّی عَلَیکُم أشرارُکُم ثُمَّ تَدعُونَ فَلایُستَجابُ لَکُم، ثُمَّ قالَ علیه السلام : ... .»
- «... از خدا بترسید از خدا بترسید ¬دربارهٔ همسایگان که آن سفارش پیامبرتان است که همواره دربارهٔ ایشان سفارش میفرمودند تا حدّی که گمان کردیم برای آنان میراث قرار دهد. خدا را، خدا را، دربارهٔ قرآن که دیگران با عمل به آن بر شما پیشی نگیرند. خدا را، خدا را، دربارهٔ نماز که ستون دین شماست. خدا را، خدا را، دربارهٔ خانه پروردگارتان (کعبه مکرّمه) تا زنده هستید، آن را خالی نگذارید که اگر آن را رها کنید (از کیفر الهی) مهلت داده نمیشوید (به عذاب خدا گرفتار میشوید) خدا را، خدا را، دربارهٔ جهاد، با مالها، جانها و زبانهای تان در راه خدا، و بر شما باد به همبستگی و دوستی و پشتیبانی هم دیگر، و بپرهیزید از جدایی و پشت کردن به یک دیگر، ... امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید (اگر امر به معروف و نهی از منکر را رها کردید) بدترین و فاسدترین شما بر شما مسلّط میشوند، آن گاه هرچه دعا کنید دعای شما مستجاب نخواهد شد ... »
وصیّت نامه مهمّ حضرت فاطمه زهرا علیهالسلام
حضرت زهرا علیهالسلام چندین وصیّت پربارِگفتاری ونوشتاری داشتهاند؛ یک وصیّت نامه آن حضرت، به عنوان سند شرعی و دستورالعمل مهم در این جا ذکر شد. [این وصیّت نامهای است با دست خط خود آنحضرت که در زیر متّکایش قرارداشته است تا به آن عمل شود.]
(وَ مِن وَصایا سَیِّدتِنا فاطمهَ الزَّهراءِ لِأمیرِالمُؤمِنینَ علیهماالسلام )
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
- هذا مَا أَوصَت بِهِ فَاطِمَهُ بِنتُ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم ؛ أَوصَت وَ هِیَ تَشهَدُ أَن لّا إِلهَ إِلَّا اللهُ وَ أَنَّ مُحمَّداً عَبدُهُ وَ رَسولُهُ وَ أَنَّ الجَنَّهَ حَقٌّ وَ النَّارَ حَقٌّ وَ اَنَّ السَّاعَهَ آتِیَهٌ لَارَیبَ فِیهَا وَ أَنَّ اللهَ یَبعَثُ مَن فِی القُبُورِ.«یا عَلِی! أَنَا فاطِمَهُ بِنتُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم زَوَّجَنِیَ اللهُ مِنکَ لِأَکُونَ لَکَ فِی الدُّنیا وَ الآخِرَهِ أَنتَ أَولَی بِی مِن غَیرِی؛ حَنِّطنِی وَ غَسِّلنِی وَ کَفِّنِّی بِالَّلیلِ وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ دَفِّنِّی بِالَّلیلِ وَ لاتُعلِم أَحَداً وَ أَستَودِعُکَ اللهَ وَ أَقرَءُ عَلَی وُلدِیَ السَّلَامَ إِلی یَومِ القِیَامَهِ.» [۶۳]
«ترجمه وصیّت نامه» به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر - «این وصیّت نامه فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است در حالی وصیّت میکند که شهادت میدهد: خدایی جز خدای یگانه نیست و محمّد صلی الله علیه و آله و سلم بنده و پیامبر اوست و بهشت حقّ است و آتش جهنم حقّ است و روز قیامت فراخواهد رسید و شک در آن نیست و خداوند همه مردگان را زنده و وارد محشر میکند، ای علی! من فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله و سلم هستم خد مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم تو از دیگران بر من سزاوارتری؛ حنوط، غسل و کفن کردن مرا در شب انجام بده و بر من نماز بگذار و شب مرا دفن کن و هیچ کس را اطّلاع نده تو را به خدا میسپارم و بر فرزندانم تا قیامت و رستاخیز سلام و درود میفرستم.»
از وصیّتهای امام حسن مجتبی علیه السلام
- جناده بن ابی امید میگوید: من خدمت امام حسن مجتبی علیه السلام در موقع شهادتش مشرّف شدم ... عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! به من پند و اندرز بده، فرمود: «آری خود را برای سفر [آخرت] آماده کن و پیش از آن که اجلت برسد توشه خود را بدست آر و بدان که تو دنیا را میجویی و مرگ تو را...» [۶۴]
- و از وصایای امام حسن به امام حسین علیهماالسلام این بود که فرمود: «مرا در تابوتم بگذار و تا قبر جدّم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ببر برای تجدید پیمان، سپس به قبر جدّهام فاطمه بنت اسد علیهماالسلام برگردان و در آن جا دفن کن و تو را به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سوگند میدهم که در تشییع جنازه من خونی حتی به اندازه خونِ حجامتی نریزد.» [۶۵]
از وصیّتهای امام حسین علیه السلام
امام حسین علیه السلام نیز وصیّتهای مهمّی برای خاندان خویش و مؤمنان داشتهاند که به برخی اشاره میشود.
یکی از وصایای مهمّ آن حضرت در روز عاشورا و در دوّمین وداع با اهل بیتش این بود:
- عنه علیه السلام :«إِستَعِدُّوا لِلبَلاءِ وَ اعلَمُوا أنَّ اللهَ حَامِیکُم وَ حَافِظُکُم وَ سَیُنَجِّیکُم مِن شَرِّ الأَعدَاءِ ...» [۶۶]
- آن حضرت برای دوّمین بار که با اهل و عیالش وداع میفرمود آنان را به صبر، شکیبایی و پایداری توصیه کرد و فرمود: «برای روزهای سخت و غمبار آماده باشید و بدانید که خداوند پشتیبان و حافظ شماست و در آینده نزدیک، شما را از شر دشمنان نجات خواهد داد...»
- عَنِ الحُسَین علیه السلام :« یَا بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ ظُلمَ مَن لَّایَجِدُ عَلَیکَ ناصِراً إلَّا الله» [۶۷]
- امام محمّد باقر علیه السلام میفرماید:که پدرم امام سجاد علیه السلام فرمود: (از جمله وصایای پدرم امام حسین علیه السلام این بود): «فرزندم بپرهیز از ستم کردن بر کسی که مدافع و یار و یاوری جز خدا ندارد.»
از وصایای امام زین العابدین علیه السلام
امام سجاد علیه السلام وصیّتهای مهمّی دارد. * از جمله در بخشی از وصیّتهایش میفرماید: «خداوند را به سبب قدرتی که بر تو دارد دوست بدار و به خاطر نزدیک بودنش به تو از او، شرم کن و هرگز با کسی دشمنی نکن ...، و به هیچ دوستی، سبک سری و ستم روا مدار...، هر کس از تو پوزش خواست عذر او را بپذیر هر چند بدانی که دروغ میگوید. باید بخشش و گذشت از مردم وِرد زبانت باشد.» [۶۸]
از وصیّتهای امام محمّد باقر علیه السلام
- امام محمّدباقر علیه السلام در یکی از وصایای پربارش برای جابر جعفی فرمود: «تو را به پنج چیز وصیّت و سفارش میکنم؛ اگر به تو ستم کردند، تو ستم مکن، اگر به تو خیانت کردند تو خیانت مکن، اگر تو را تکذیب کردند عصبانی نشو، اگر مدح و ستایشت کردند خوشحال مشو، اگر مذمّتت کردند دلگیر و ناراحت نشو، بلکه در آن چه که دربارهٔ تو گفته شده است فکر کن و بیندیش...» [۶۹]
از وصیّتهای امام صادق علیه السلام
صادق آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم وصایای عمدهای در همه ابعاد زندگی دارند که به بیان یک مورد بسنده میشود:
- «أفضَلُ الوَصَایَا وَ ألزَمُها أَن لَّا تَنسَی رَبَّکَ ...» [۷۰]
- امام جعفر صادق علیه السلام : «برترین و لازمترین و ضروریترین وصیّتها و سفارشها این است که پروردگارت را فراموش نکنی و همواره به یادش باشی و نافرمانی اش ننمایی و نشسته و ایستاده بندگیش کنی.»
از وصیّتهای امام کاظم علیه السلام
- امام موسی بن جعفر علیه السلام در بخشی از وصایایی که به هشام بن حکم داشت، فرمود: «یَا هِشَامُ لَیسَ مِنَّا مَن لَّم یُحَاسِب نَفسَهُ فِی کُلِّ یَومٍ...» [۷۱]
- «ای هشام! آن که هر روز به حساب خود رسیدگی نکند (از خود حساب نگیرد) از ما نیست، تا اگر نیکی کرده است به آن بیفزاید و اگر بدی کرده است، از خدا آمرزش بخواهد.»
از وصایای امام رضا علیه السلام
- امام هشتم علیه السلام در یکی از وصایای خود میفرمایند: « صِل رَحِمَکَ وَ لَو بِشَربَتِ مِّن مَّاءٍ...» [۷۲]
«با خویشاوند خود محبت و پیوند کن اگر چه به جرعه آبی باشد و بهترین صله رحم خودداری از آزار اوست. خدا جل جلاله فرمود: «صدقهها [انفاق و کمک] خود را با منّت گذاشتن و اذیت و آزار باطل نکنید.»
از وصیّتهای امام جواد علیه السلام
شخصی از امام جواد علیه السلام خواست تا او را توصیه کند، حضرت فرمود: «میپذیری؟» عرض کرد: «آری، فرمود: «صبر و شکیبائی را بالش خود ساز و فقر را در آغوش بگیر، شربتها و لذّتها را دور انداز و با هوا و هوس مخالفت کن و بدان که هرگز از چشم خدا پنهان نیستی [هرجا باشی در محضر خدایی و تورا میبیند] پس مواظب باش که چگونه و در چه حالی؟»
از وصایای امام هادی علیه السلام
- حسن ابن مسعود میگوید: «محضرابوالحسن علی ابن محمّد (امام هادی) علیه السلام شرفیاب شدم آن روز انگشتم ضربه دیده بود؛ گفتم: خدا شرّ تو، روز، را از من کوتاه کند چه روز شومی هستی؟ حضرت فرمود: تو هم این حرفها را میزنی؟ با این که با ما رفت و آمد داری، گناه خود را به گردن بی گناهی میاندازی؟ [روزها و ساعتها گناهی ندارند] حسن میگوید: من متوجّه شدم گفتم مولای من! استغفر الله... حضرت در ضمن فرمایشات خود گفت: حسن! مگر نمی دانی که ثواب و عقاب و مکافات عمل در دنیا و آخرت به دست خداست؟ گفتم: چرا مولای من. فرمود: دیگر تکرار نکن و برای روزها نقش در حکم خدا قائل مشو، گفتم: «چشم مولای من» [۷۳]
از وصایای امام حسن عسکری علیه السلام
امام حسن عسکری علیه السلام در یکی از وصیّت نامههایش برای شیعیانش این گونه فرموده است:
- عَنِ الاِمَامِ العَسکَرِی علیه السلام لِشِیعَتِهِ: «اُوصِیکمُ بِتَقوَی اللهِ وَ الوَرَعِ فِی دِینِکُم وَ الِاجتِهَادِ لِلّهِ وَ صِدقِ الحَدِیثِ وَ اَدَاءِ الاَمَانَهِ اِلَی مَن...»
- امام حسن عسکری علیه السلام برای شیعیانش: «شما را توصیه و سفارش میکنم به تقوای الهی و پارسایی در دین تان و سعی و کوشش برای خدا و راستگویی و بازگرداندن امانت به کسی که به شما امانتی سپرده است خوب باشد یا بد و طول دادن سجده و خوش همسایگی؛ زیرا محمّد صلی الله علیه و آله و سلم برای اینها آمده است، ...
- «...اِتَّقُوااللهَ وَ کُونُوا زَینَا وَلَاتَکُونُوا شَینَا...» [۷۴]
در ادامه میفرماید: «از خدا بترسید و مایه آراستگی و آبرومندی (ما) باشید نه باعث عیب و ننگ (ما) ...»
از توصیهها و سفارشهای امام زمان (ارواح العالمین له الفداء)
- ولی عصر(عجّل الله فرجه) در راستای رهبری جامعه در زمان غیبتش این گونه توصیه و سفارش میفرماید: قَالَ الاِمَامُ المَهدِی علیه السلام : «أَمَّا الحَوَادِثُ الوَاقِعَهُ فَارجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاتِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُم حُجَّتِی عَلَیکُم وَأَنَا حُجَّهُ اللهِ». [۷۵]
- امام مهدی(عج): «در زمینه رخدادهایی که به وقوع میپیوندد به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدایم».
از وصیّت نامه الهی و سیاسی امام خمینی رحمه الله
در طول تاریخ، اندیشمندان و متفکّران مسلمان وصیّت نامههای ارزشمندی به یادگار گذاشتهاند که از مهمترین آنها وصیّت نامه فقیه خردمند حضرت امام خمینی رحمه الله است که با الهام از قرآن و فرهنگ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام وصیت نامه جامعی از اصول، فروع، سیاست اسلامی و... ارائه دادهاند که خود منشور بزرگی است برای نظام اسلامی و مسلمانان جهان فراتر از مرزهای جغرافیایی؛ در این جا به گوشههای آن اشاره میشود: «و آنچه لازم است تذکّر دهم آن است که وصیّت سیاسی - الهی این جانب اختصاص به ملّت عظیم الشأن ایران ندارد بلکه توصیه به جمیع ملل اسلامی و مظلومان جهان از هر ملّت و مذهب میباشد.. » [۷۶]
بیداری - استقلال
و نیز فرمودهاند: «باید هوشیار و بیدار و مراقب باشید که سیاست بازانِ پیوسته به غرب و شرق با وسوسههای شیطانی شما را به سوی این چپاولگران بین المللی نکشند و با اراده مصمم و فعّالیّت و پشت کار خود، به رفع وابستگیها قیام کنید... .» [۷۷] و در بخش دیگر میفرمایند: «...و وصیّت من به ملّتهای کشورهای اسلامی این است که انتظار نداشته باشید که از خارج کسی به شما در رسیدن به هدف، که آن اسلام و پیاده کردن احکام اسلام است کمک کند؛ خود باید به این امر حیاتی که آزادی و استقلال را تحقّق میبخشد قیام کنید...»[۷۸] و در بخش دیگرآمده است: «و وصیّت من به همه آن است که با یاد خدای متعال به سوی خودشناسی و خودکفایی و استقلال، با همه ابعادش به پیش، و بی تردید دست خدا با شما است... .»[۷۹]
قلب مطمئن
آن رهبر فرزانه که به حق تا پای جان مبارزه کرد و نظام مقدّسی را به وجودآورد وروح بلندش با یاد خدا آرامگرفت که میفرماید: «با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد وضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخّص و به سوی جایگاه ابدی سفر میکنم و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خدای رحمان و رحیم میخواهم که عذرم را در کوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد.»
سخن پایانی نویسنده
در پایان عرضه میدارم: علما، دانشمندان، مبلغان، خواهران و برادران! باتوجّه به وضعیّت امروزی و فراموش شدن برخی از فرازهای فرهنگ اسلامی مسئولیت ما سنگین تر و رسالت ما جدّی تر شده است؛ امیدواریم همه احساس مسئولیت کنند؛ امروز واجب است که مسائل اعتقادی، احکام شرعی، مسائل سیاسی، دستورهای حقوقی و... از هر طریقی و به هر روش ممکن [توسط رسانهها، کتابها، نشریهها، نمایشنامهها، سخنرانیها و...] بیان شود و به شبهات پاسخ ارائه شود.
این برادر شما خواست یک اشاره کوتاهی به فرهنگ وصیّت داشته باشد، تا شاید گام خیری باشد برای سعادت و خوشبختی نویسنده و پویندگان حقیقت.
به عنوان حسن ختام، این نوشتار را با این دعا به پایان میبرم. «اَللَّهُمَّ ارزُقنَا حَیَاهً طَیِّبَهً فِی الدُّنیَا وَ الآخِرَهِ وَ احشُرنَا مَعَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَ ارزُقنَا فِی الدُّنیَا زِیَارَتَهُم وَ فِی الآخِرَهِ شَفَاعَتَهُم.» آمِینَ یا رَبَّ العالَمِینَ.
منابع عمده تحقیق
[ذکر منبع دلیل تأیید نمیباشد]
قرآن عظیم الشأن.
اصول کافی؛ مرحوم کلینی(ره) ترجمه کمرهای چاپ ۳-۱۳۷۵
الاحتجاج؛ ابی منصور احمد بن علی الطبرسی طبع ۱۴۰۳ ه ق
بحارالانوار؛ مرحوم علّامه مجلسی(ره) تحقیق علوی...۸۸،تهران.
تحف العقول؛ ترجمه احمدجنّتی، انتشارات امیرکبیر تهران۱۳۸۴.
غررالحکم؛ عبدالواحد تمیمی آمدی، ضریح آفتاب ۱۳۸۱
فرهنگ سخنان امام حسن علیه السلام ؛ ترجمه علی مؤیدی چاپ اوّل
فرهنگ سخنان امام حسین علیه السلام ؛ محمّد صادق نجمی چاپ اوّل
کنزالعمال؛ المتقی الهندی، مکتبه التراث الاسلامی، بیروت،۱۳۹۷.
میزان الحکمه؛ محمّد محمّدی ری شهری دارالحدیث، ۱۳۸۵.
من لایحضره الفقیه؛ للصدوق(ره) تحقیق: علی اکبرالغفاری، قم.
نهج البلاغه؛ ترجمه محمّد دشتی، ناشر: بکاء، چاپ کوثر۱۳۸۶.
وسائل الشیعه؛ مرحوم حر عاملی(ره) نشرمؤسسهآل البیت،۱۴۰۹ق.
وصیت نامه سیاسی- الهی امام خمینی(ره) تهران نشرآثار،۱۳۷۳.
و...
آثار چاپ شده مؤلف
۱.زمزم نور (دائره المعارف حرمین) چاپ دوم.
۲.خوشههای خورشید در سوریه.
۳.ارمغان ازدواج (ارمغان۱) چاپ سوم.
۴.گلواژههای معارف (۱) چاپ پنجم.
۵.کتاب حاضر (وصیّت نامه) چاپ چهارم.
۶.دفترچه ازدواج (نکاح نامه رسمی) جالبترین عقدنامه. چاپ هفتم.
۷.ارمغان تربیت(ارمغان۳)چاپ اول.در۳۰۰۰نسخه.
آثار چاپ نشده مؤلف:
۱.همگام با فرشتگان (با زائران عراق).
۲.ارمغان خانواده (ارمغان ۲).درراه است.
۳.ارمغان تربیت (ارمغان ۳).
۴.آبشار رحمت
۵.عقائد
۶.برگی از انقلاب اسلامی.
۷.شکوفههای یاس (اَشعار مدرّسی حجازی).
۸.صلوات (ارمغان محبوب).
۹.درسهایی پیرامون وهّابیّت.
۱۰.پاسخ به پرسشهای دینی.
۱۱.حدیث منزلت.
۱۲.مقالات.
۱۳.تحقیق دربارهٔ امامت.
۱۴٫۲۰. مصاحبهها وکارشناسی معارف در رادیو.
۲۱.گلواژههای معارف (۲)
پانویس
- ↑ فلاح السائل ۶۶ و میزان الحکمه باب وصیت ۶۸۳۸
- ↑ مستدرک الوسایل: ج ۲/۱۱۸
- ↑ بحار: ۳۰۷/۷۱
- ↑ اصول کافی ۲۵۶/۳
- ↑ کنزالعمال: ۴۴۱۶۴
- ↑ ابحار، جلد ۷۸، ۱۱۱-۲۷۰
- ↑ قرآن کریم: الاعراف/ ۳۴
- ↑ غررالحکم: ۲۸۴۵
- ↑ غررالحکم: ۲۹۲۰
- ↑ نهج البلاغه ابن ابی الحدید: ۹/۱۱۶
- ↑ قرآن کریم/ حج - ۱۱
- ↑ قرآن کریم: شوری /۲۰
- ↑ قرآن کریم: شوری /۲۰
- ↑ تنبیه الخواطر: ۲ / ۲۳۴
- ↑ غررالحکم ۷۱۶۴
- ↑ همان ۲۰۵۰
- ↑ غررالحکم ۲۴۱۱
- ↑ غررالحکم ۸۷۴
- ↑ همان: ۱۳۵۸
- ↑ همان ۹۹۷
- ↑ همان : ۱۳۷۵
- ↑ بحار: ۸/۱۷۳/۷۷
- ↑ همان : ۲۲/۱۵۵/۹۴
- ↑ غررالحکم" ۱۰۴۲
- ↑ همان ۶۹۴
- ↑ غررالحکم / ۸۵۱۲
- ↑ وسائل الشیعه: ۶/۳۵۲/۱۳
- ↑ کنزالعمال: ۴۶۰۵۱
- ↑ غررالحکم: ۸۲۹۸
- ↑ همان ۸۳۴۷
- ↑ همان : ۶۳۵۳
- ↑ وسائل الشیعه ب ۱/ج ۶
- ↑ کنزالعمال - ۴۶۰۶۴
- ↑ همان : ۴۶۰۶۹
- ↑ وسائل الشیعه : ۱/۳۵۶/۱۳
- ↑ توضیح المسائل مراجع باب وصیت
- ↑ قرآن کریم : انعام / ۱۵۳ و دو آیه قبل آن
- ↑ کنزالعمال: ۴۴۱۴۷
- ↑ قرآن کریم: بقره ۱۶۵
- ↑ کنزالعمال: ۹۳۰۷۰
- ↑ الخصال: ۸۲/۱۱۰ و میزان الحکمه: ج۲، ص۹۷۴، ح۳۲۰۵
- ↑ بحارالانوار: ج۳۲، ص ۷۶ ،ح۱
- ↑ قرآن کریم - مائده - ۲۷
- ↑ نهج البلاغه - نامه ۴۷
- ↑ مستدرک الوسائل : ۲۹۲۳/۲۵/۳
- ↑ الکافی: ۷/۲۶۹/۳
- ↑ الکافی ۶۲/۴
- ↑ مشکاهالانوار: ۴۶
- ↑ کافی: ۴/۱۷۰/۲
- ↑ میزان الحکمه - ۷۰۹۲/۴
- ↑ همان: ۷۱۰۴
- ↑ برگرفته از توضیح المسائل مراجع تقلید
- ↑ میزان الحکمه ۳۳۹۶/۷
- ↑ نماز، تلفین میت و نماز وجشت و ... را در کتاب گلواژهها ذکر کردیم [اگر آن کتاب را با خود داشته باشید، جدا مفید است
- ↑ احقاف: ۱۵
- ↑ امالی مفید ص ۱۶۸ ح۳
- ↑ بحارالانوار : ج ۳۶، ص ۳۲۸ و کفایه الاثر ص ۱۶ و ۱۷
- ↑ کنزالعمال: ح ۳۶۴۱۹
- ↑ تاریخ دمشق: ج ۳، ص ۵، ح ۱۰۲۱
- ↑ بحار: ۱/۴/۷۷
- ↑ وسائل الشیعه: ج ۱۸، ص ۱۲۳، ح ۴۲
- ↑ نهج البلاغه نامه ۴۷، ص ۳۹۸ ترجمه محمد دشتی
- ↑ بحار ج ۴۳، ص ۲۱۴، وسائل الشیعه ،ج ۱۳، ص۳۱۱، دلائل الامامه ص ۴۲
- ↑ فرهنگ سخنان امام حسن علیه السلام، ترجمه علی مؤیدی ص ۱۸۸
- ↑ همان ص ۱۸۹
- ↑ مقتل مقرم ص ۳۳۷، بنقل از جلاء العیون
- ↑ سخنان امام حسین علیه السلام، نجمی: ص ۲۸۴ و اصول کافی: ج ۲، ص ۳۳۱، ح۵
- ↑ ترجمه میزان الحکمه: ج ۱۴ ص ۶۸۲۰
- ↑ تحف العقول: ص ۲۸۴
- ↑ بحارالانوار: ج ۷۸، ص ۲۰۰، ح۲۷
- ↑ تحف العقول: ترجمه احمد جنتی: ۶۳۰
- ↑ همان : ص ۷۱۰
- ↑ تحف العقول: ص ۷۷۰
- ↑ تحف العقول: ص ۷۸۲ و ترجمه میزان الحکمه: ج ۱۴ ص ۶۸۳۴
- ↑ الاحتجاج: ج۲، ص ۴۷۰، ح۳۴۴
- ↑ وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی (ره) قطع جیبی ص ۱۲
- ↑ همان ص ۳۹
- ↑ وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی (ره) فطع جیبی ص ۵۶
- ↑ وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی (ره) فطع جیبی ص ۹۰







