کتابخانه:اهمیت نماز جمعه و آداب آن از دیدگاه امام علی (ع)
|
| |
| نویسنده | مفید فیاضی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | مسجد مقدس جمکران |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۶ |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۹۷۳۰۹۹۸ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ پیشگفتار
- ۲ راه شناخت امام علی (علیه السلام)
- ۳ بخش اول
- ۴ بخش دوم
- ۴.۱ اهمیّت اقامه نماز جمعه از دیدگاه مولی الموحدین امام علیعلیه السلام
- ۴.۱.۱ مطلب اوّل: وظیفه حاکم اسلامی در ارتباط با نماز جمعه
- ۴.۱.۲ مطلب دوم: وظیفه مردم در ارتباط با برپایی نماز جمعه
- ۴.۱.۳ مطلب سوم: ضرورت حضور در نماز جمعه از دیدگاه امام علی علیه السلام
- ۴.۱.۴ مطلب چهارم: ممانعت شیطان از حضور مؤمنین در نماز جمعه
- ۴.۱.۵ مطلب پنجم: حضور بعضی از زندانیان در نماز جمعه به دستور حضرت علیعلیه السلام
- ۴.۱.۶ مطلب ششم: حضور بانوان در نماز جمعه از دیدگاه حضرت علیعلیه السلام
- ۴.۱.۷ مطلب هفتم: ضرورت حضور کارگزاران در نماز جمعه
- ۴.۱ اهمیّت اقامه نماز جمعه از دیدگاه مولی الموحدین امام علیعلیه السلام
- ۵ بخش سوم
- ۶ بخش چهارم
- ۷ فهرست منابع
- ۸ پانویس
پیشگفتار
الحمدُ للَّه ربّ العالمین، وصَلّی اللَّه علی رسوله محمدٍ وآله الطاهرین، ولعنة اللَّه علی اعدآئهم اجمعین.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی - اعلی اللَّه مقامه - و به برکت خون هزاران شهید، همه ساله شاهد بودیم که ملت مسلمان ایران سال نو را با سخنان گهربار امام عظیم الشأن که راهگشا و الهام بخش مسؤولین نظام و امّت شهید پرور بود آغاز میکردند. این سنّت حسنه پس از ارتحال غمبار امام راحل قدس سره با زعامت و رهبری رهبر عزیز انقلاب اسلامی حضرت آیت اللَّه العظمی خامنهای - دام ظله العالی - به نیکوترین صورت استمرار پیدا کرده و در آغاز هر سال با دور اندیشی و ژرف نگری، راه سال آینده را روشن و رهنمودهای لازم را ارائه مینمایند.
به همین جهت، در آغاز سال ۱۳۷۹ شمسی، رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی خود، پس از تبریک و رهنمودهای لازم، موضوعی را مطرح کردند که هر روزه جامعه اسلامی ما شاهد برکات و فیوضات آن است.
از آنجا که، سال ۱۳۷۹ با عید غدیر خم آغاز شد و با عید غدیرخم دیگری به پایان رسید؛ این واقعه شیرین را با هوشمندی خاص، غنیمت دانسته و آن را به عنوان «سال امام علیعلیه السلام» نامگذاری کردند و در حالی که ملّت مسلمان ایران مفتخر به مذهب تشیّع علوی و تحت حاکمیت نظامی قرار دارند که پس از قرون و اعصار، بر مبنای «ولایت» استوار شده است بسیار ضروری است که مردم، با شخصیّت والای امام علیعلیه السلام بیشتر آشنا شده، و تلاش نمایند تا معرفت بیشتری نسبت به ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی و حکومتی آن حضرت پیدا کنند تا مهمترین نیاز جامعه بشری را که داشتن الگوی کامل انسان است بر بشریت امروز ارائه دهند.
امّا اوّلین سؤال که به ذهن میآید این است که آیا شناختن شخصیتی که بعد از رسول خداصلی الله علیه وآله نظیری برای او وجود ندارد امکانپذیر است؟ یا به بیان خود آن حضرت که در خطبه سوم نهج البلاغه فرمود: «ولایَرقی إِلیَّ الطیر» ؛[۱] کسی را توان شناخت تمام ابعاد وجودی آن حضرت نیست.
پس چگونه میتوان به عمق شخصیت او پی برد؟
در پاسخ باید گفت:
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید
درست است که انسانهای عادی نمیتوانند به عظمت وجودی حضرت علیعلیه السلام دسترسی کامل پیدا کنند؛ امّا این امر مانع آن نخواهد شد که صاحبان فکر و اندیشه و شخصیتهای اهل قلم و هنر، و صاحبان سیاست و حکمت، و والیان حکومت و قدرت، تلاشی میسور را صرف این معسور نکنند، که گفتهاند: «المعسور بِقَدر المیسور».
کار دشوار را باید به اندازه امکان انجام داد تا بشر محتاج، برای همیشه از این گنج بیپایان الهی و از این سرچشمه زلال معنوی دور نماند؛ بلکه همواره باید تلاش کنیم تا در حدّ توان و استعداد خود، جرعههایی از زمزم زلال و صاف خدایی که همچون چشمه حیات بخش است[۲] بنوشیم و کام جان بشریت را از این آب طهور سیراب سازیم.
به لطف الهی، زندگی سراسر افتخار آن حضرت، از آغاز ولادت در کعبه تا شهادت در مسجد کوفه، در حافظه تاریخ ثبت و در اسناد قابل دسترس، ضبط است. از دوران کودکی که در کنار رسول خداصلی الله علیه وآله جای گرفت تا آغاز بعثت و در دوران هجرت و تشکیل حکومت در مدینه و در سالهای سخت غرابت امامت، تا دوران تلاش و جهاد برای اجرای عدالت و ارائه الگوی حکومت، همگی در تاریخ مسطور و مدوّن و در دسترس اهل نظر قرار دارد. از آنجا که دشمنان کمر به محو و تحریف شخصیت او بسته بودند لذا از هیچ تلاش و کوششی در این زمینه کوتاهی نکردند؛ امّا نتوانستند خورشید عالمتاب الهی علیعلیه السلام را در پرده اوهام خود و در پس ابرهای تیره تهمت و دروغ پنهان سازند که امروز حتی دانشمندان غیر اسلامی افتخار آشنایی با ابر مرد تاریخ بشری را پیدا کرده و آثار قابل تقدیری از خود در مورد ایشان به جای گذاشتهاند.
امّا سؤالی که مطرح است این است که راه شناخت امیرالمؤمنینعلیه السلام کدام است؟
راه شناخت امام علی (علیه السلام)
یکی از بهترین راههای آشنایی با امیرالمؤمنینعلیه السلام از میان راههای مختلف موجود، سیر در سیره علمی و عملی آن حضرت است.
سالهای گذشته به برکت نامگذاری این سال به نام سال امام علیعلیه السلام حرکت با ارزشی آغاز شد و به صورت فردی و جمعی و با نوشتن کتاب و مقاله و برگزاری اجتماعات و کنگرههای پر محتوی، قدمهای مهمّی در راه شناخت امام علیعلیه السلام برداشته شد و هر کس به حدّ توان خود خریدار بازار یوسف گردید.
در آستانه برگزاری دومین گردهمایی سالانه ائمّه جمعه استان ولایت مدار مازندران، بنده نیز به پیشنهاد دفتر نمایندگی شورای سیاست گزاری ائمّه جمعه محترم استان، برای اظهار ارادت به ساحت مقدّس مولای متقیان، مطالبی را تحت عنوان «اهمیّت نماز جمعه و آداب آن از دیدگاه امام علیعلیه السلام تقدیم حضور شما نموده و شرح حال خود را با دو بیتی ذیل بیان میکنم:
جائت سُلَیْمانَ یومَ العِیدِ قُبْرةٌ
آتَتْ بِفَخْد جَرادٍ وَکان فِی فَیها
تَرَنّمتْ بفصیح القَوْلِ وَاعْتَذَرَتْ
إِنّ الهَدایا علی مقدار مُهْدِیها[۳]
هدف این است که در حدّ توان با تکیه بر کلام امام علیعلیه السلام به اهمیّت نماز جمعه و آداب و ضرورتهای آن آشنا شویم و به ارزش آن بیش از پیش پی ببریم و از دیدگاه امام المصلّین، سیّد الوصیین، امیرالمؤمنین علیعلیه السلام درباره نماز سیاسی - عبادی جمعه آگاهی بیشتری پیدا کنیم. ان شاء اللَّه.
مفید فیاضی - امام جمعه شهرستان نور ۱۳۷۹.
بخش اول
جایگاه جمعه در نگاه امام علی علیه السلام
از بیان امیر بیان علیه السلام، منقول از «اصبغ بن نباته» که از بهترین یاران و نزدیکترین دوستان حضرت علیعلیه السلام بود، میتوان دریافت که جمعه از جایگاه رفیعی در نزد آن حضرت برخوردار بوده است.
عن اصبغ بن نباته: قال علیعلیه السلام: «لَیْلَةُ الْجُمْعَةِ لیلة غرّآءُ وَیَومُها یَوْمٌ أَزْهَرُ، وَمَنْ ماتَ لَیْلَةَ الجُمعَةِ کُتِبَ لَهُ برائةٌ مِنْ ضغطةِ القبرِ ومن مات یَوْمَ الجُمْعةِ کُتِبَ لَهُ برائَةٌ من النّار» ؛[۴] «شب جمعه با شرافتترین شبها و روز جمعه شکوفاترین روز هاست و کسی که در شب جمعه از دنیا برود از فشار قبر در امان است و کسی که در روز جمعه بمیرد از آتش جهنّم آزاد است».
امیرالمؤمنینعلیه السلام جایگاه جمعه را در سخن دیگری اینگونه توصیف فرموده است:
عن امیرالمؤمنینعلیه السلام: انه قال: «إنّ اللَّه اختارَ الجمعةَ فَجَعَلَ یومَها عیداً وَاختارَ لَیْلَها فجعلها مِثلَها، و انَّ من فضلها ان لا یُسئلَ اللَّهُ عزّوجلّ یومَ الجمعةِ حاجةً إلّا استجِیبَ لَهُ واِنْ اِستَحقَّ قومٌ عِقاباً فصادفوا یوم الجمعة وَلَیْلَتها صُرِفَ عنهُم ذلک ولَمْ یَبْقَ شیءٌ ممّا احکمه اللَّه و فصّله إِلّا اَبْرَمَهُ فِی لیلةِ الجمعة، فلیلةٌ الجمعة لیلةٌ غرّآءُ و یومُ الجمعةِ یَومٌ أزهَرُ» ؛[۵] «امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود: خداوند شب و روز جمعه را برگزید و آنان را عید گردانید؛ از جمله فضیلتهای شب و روز جمعه آن است که، هیچ حاجتی در روز جمعه از خداوند درخواست نمیشود مگر آنکه برآورده شود و اگر گروهی مستحق عقوبت باشند و زمان عقوبت آنان با شب یا روز جمعه مصادف شود، خداوند آن عقوبت را از آنان بر میدارد و هیچ قضا و قدر الهی نیست مگر این که در شب جمعه قطعی میشود، شب جمعه در بین شبها با شرافتترین و روز جمعه هم درخشانترین روز هاست».
اهمیّت جمعه را از شرح بیان امام علیعلیه السلام و از سؤال و جواب شخصی که با رسول خداصلی الله علیه وآله مطرح فرمود، میتوان فهمید.
علیعلیه السلام فرمود: ما با رسول خداصلی الله علیه وآله بودیم که مردی آمد و گفت: یا رسول اللَّه! پدر و مادرم فدایت باد! به من خبر ده از اینکه روز یکشنبه چرا روز یکشنبه نامیده شد و به همین ترتیب همه ایّام را پرسید تا به روز جمعه رسید، سپس گفت: پدر و مادرم فدایت باد! مرا از فضیلت روز جمعه باخبر کن.
رسول خداصلی الله علیه وآله گریست و فرمود: از فضیلت روز جمعه پرسیدی؟ گفت: آری. فرمود: فرشتگان در آسمان آن را روز «مزید» و فراوانی نامیدند. روز جمعه، روزی است که خدا آدمعلیه السلام را آفرید و در او روح دمید و در روز جمعه خداوند آدمعلیه السلام را به بهشت ساکن کرد و در روز جمعه فرشتگان بر آدمعلیه السلام سجده کردند و روزی است که خداوند آدم و حوّا علیهما السلام را گرد آورده است و روز جمعه روزی است که خداوند به آتش گفت: ای آتش! بر ابراهیم سرد و سلامت باش.
خداوند در روز جمعه دعای یعقوبعلیه السلام را برآورده و ترک اولای آدم را بخشیده است و خداوند در این روز بلا و گرفتاری حضرت ایّوب را برطرف نمود و به حضرت ابراهیم فدایی عظیم داده است و در روز جمعه خداوند آسمان و زمین و آنچه در آنهاست را آفرید و بالاخره روز جمعه روزی است که از شدّت هول و هراس قیامت کاسته میشود. [۶]
در روز جمعه (به خاطر اینکه جمعیتهای مؤمن در صفوف به هم فشرده در نماز جمعه حضور پیدا میکنند) از نظر امیرالمؤمنینعلیه السلام این گونه توصیف شده که روز جمال و شکوه است.
بخش دوم
اهمیّت اقامه نماز جمعه از دیدگاه مولی الموحدین امام علیعلیه السلام
بحث درباره برپایی نماز جمعه از دیدگاه آن حضرت، در قالب چند مطلب مطرح میشود:
مطلب اوّل: وظیفه حاکم اسلامی در ارتباط با نماز جمعه
ذات اقدس ربوبی در قرآن کریم فرمود: «الَّذِینَ إِن مَّکَّنّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلَواةَ»[۷] «مؤمنین کسانی هستند که چون در زمین به آنها حکومت و قدرت دادیم نماز را برپا بدارند».
امام علیعلیه السلام در نامه به جناب محمّد بن ابوبکر نوشت: «واعلم انّ کلَّ شَیْءِ من عملک تَبَعٌ لِصَلاتِک» ؛[۸] «بدان که تمام کارهای تو تابع نماز توست».
این پیام امیرالمؤمنینعلیه السلام برای همه مسؤولین حکومت اسلامی است که باید به آن توجّه لازم را داشته باشند.
حال که نماز جمعه از مهمترین نمازهای واجب بوده و دارای دو بعد سیاسی و عبادی است، طبعاً مهمترین وظیفه حاکمان مؤمن برپایی آن است، لذا تا زمانی که رسول خداصلی الله علیه وآله در مکّه حضور داشتند و فاقد قدرت و حکومت بودند، نتوانستند نماز جمعه را برپا نمایند، از اینرو به محض اینکه در آستانه ورود به شهر مدینه قرار گرفتند اوّلین اقدام آن حضرت اقامه نماز جمعه بود.
امام راحل عظیم الشأن نیز با تأسّی از رسول خداصلی الله علیه وآله پس از تشکیل حکومت و تثبیت پایهها و ارکان نظام اسلامی، در همان ابتدا مرحوم حضرت آیت اللَّه طالقانی رحمه الله را به امامت جمعه تهران منصوب و به تدریج در سراسر کشور پهناور ایران این سنّت محمدیصلی الله علیه وآله را احیا نمودند.
از نظر امام علیعلیه السلام ضرورت تشکیل نماز جمعه به اندازهای است که فرمود: «العشیرةُ إِذا کانَ علیهِمْ امیرٌ یُقِیمُ الحدودَ عَلَیهِم فقد وجَبَ علیهم الجمعةٌ وَالتشریق» ؛[۹] «هرگاه طایفهای امیری داشته باشند که بر ایشان اجرای حدود کند نماز جمعه و رفتن به منی در ایام تشریق بر آنها واجب است».
قال علیعلیه السلام: «لایَصِّحُ (لایصلح) الحُکمُ ولا الحدود ولا الجمعة إلّا بإمامٍ» ؛[۱۰] «امام زین العابدین از جدّ بزرگوارش حضرت علیعلیه السلام نقل فرمود که قضاوت و اجرای حدود و اقامه نماز جمعه از شؤونات امام و به اذان او صحیح است».
بنابراین از دیدگاه امام علیعلیه السلام صحّت و مشروعیت نماز جمعه به وجود امام عادل است.
در کتاب سلیم بن قیس که اولین کتاب در عصر امام علیعلیه السلام و مورد تأیید ائمهعلیهم السلام است، آمده است: قال علیعلیه السلام: الواجبُ فِی حُکم اللَّه وَحُکم الإِسلام علی المُسلمینَ بعدَ ما یموتُ امامُهُم أو یُقْتَلُ ضالاً کان أَوْ مهتدیاً، أَنْ لا یعمَلوا عملاً ولایُقَدِّموا یداً ولا رِجْلاً قَبْلَ أَنْ یَخْتاروا لاَنْفُسِهِم اماماً عفیفاً، عالماً ورعاً، عارفاً بالقضاء والسّنةِ یَجْبِی فَیئهمُ و یُقیمُ حجَّهم وَجُمَعَهُم وَیَجبِی صَدقاتِهمْ؛[۱۱] یعنی در حکم خدا و اسلام، بر مسلمین واجب است که هرگاه پیشوای شان بمیرد یا کشته شود، چه گمراه باشد یا هدایت یافته، برای هیچ کاری گامی برنداشته و دست پیش نکشند مگر آنکه اوّل برای خود، رهبری پاکدامن، دانا، با تقوا و آگاه به قضاوت و دین انتخاب کنند تا او مالیاتها را جمعآوری نموده، حج و نماز جمعه را برپا کند و صدقات (زکات) آنان را گرد آورد.
حکومت اسلامی، نظامی است که ایجاد و بقای آن به حضور امّت اسلامی و پشتیبانی آنان بستگی دارد.
حضرت علیعلیه السلام میفرمایند: لولا حضور الحاضر وقیام الحجة بوجود الناصر؛[۱۲] اگر مردم به صحنه نمیآمدند و بدین وسیله حجت اقامه نمیشد حکومت را در این شرایط نمیپذیرفتم (زیرا توفیقی حاصل نمیشود). و استمرار حضور امّت اسلامی به ولایت پذیری و نیز به کمک نماز جمعه است که دوام حضور عمومی را تضمین مینماید، همانطور که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شاهد صدق این مدّعا هستیم.
دشمنان انقلاب اسلامی به قصد براندازی نظام، تخریب عقیده به ولایت و به قصد برهم زدن جماعت جمعه، تلاشهای مذبوحانه زیادی کردهاند؛ از جمله: شهادت شهدای محراب و ترور ائمّه جمعه و انفجار در مراسم نماز جمعه، شاهد این ادّعاست، ولی به لطف الهی این توطئهها به جایی نرسیده است.
همانطور که اقامه نماز جمعه و نصب ائمّه جمعه به عهده حاکم اسلامی است، حضور اعضاء حکومت در نماز جمعه از حضور امّت ضروریتر و مهمتر میباشد. کرسی خطابه جمعه، زبان متقابل امام و امّت است. امام جمعه، منصوب امام و حاکم عادل است، چنانچه از یک طرف سخنگوی اصل نظامی اسلامی است که مبتنی بر ولایت است و از طرف دیگر منعکس کننده نظرات و پیشنهادات و نیازمندیهای امّت اسلامی و ولایت مدار است و با داشتن شرایط منتقد و ناصح، امین دولت و ملت میباشد.
مطلب دوم: وظیفه مردم در ارتباط با برپایی نماز جمعه
پذیرش ولایت امام عادل و منصوص و منسوب، از جمله نشانههای شیعه است؛ زیرا عدم انقیاد امر حکومت، خسارت جبران ناپذیری به بار خواهد آورد و عدم تبعیّت از حاکم، برای اقامه نماز جمعه نیز خسارت بار میباشد.
حضرت علیعلیه السلام فرمود: «ثلاثةٌ إِنْ انتمْ خالفتم فیهنّ إِئمتَکُم هَلَکْتُمْ، جُمْعَتُکُمْ وَجَهادُ عَدوِّکم و مناسککم» ؛[۱۳] «سه چیز است که اگر در رابطه با آن با پیشوا و رهبر تان مخالفت کنید، نابود میشوید: ۱ - نماز جمعه ۲ - جهاد در راه خدا با دشمنانتان ۳ - مناسک حج».
مطلب سوم: ضرورت حضور در نماز جمعه از دیدگاه امام علی علیه السلام
از نگاه امیرالمؤمنینعلیه السلام معیار ارزیابی شخصیت افراد و صحّت و سقم کارهای مؤمن نماز است و نماز هر کسی میزان ایمان آن شخص محسوب میشود.
امیرالمؤمنینعلیه السلام بر حضور در نماز جمعه تأکید مؤکّد داشت. در این مورد وقتی نامهای به یکی از یاران خود به نام حارث همدانی نوشت، متذکر شد:
لا تُسافر فی یَوْمِ جمعه حتّی تَشْهَد الصلوةَ إِلّا فاصلاً فی سبیل اللَّه أو فی امرٍ تُعْذَرُ به[۱۴]؛ یعنی در روز جمعه تا نماز جمعه نخواندی مسافرت نکن، مگر اینکه در حال جهاد در راه خدا باشی یا کاری که جدّاً به انجام آن معذور باشی و انجام آن ضروری باشد.
مولای متقیان سفارش میکرد که به کاری که موجب میشود تا توفیق حضور در نماز جمعه را از شما سلب کند نپردازید و حتی داروی ضعف آور را در روز قبل از جمعه نخورید.
امام علیعلیه السلام فرمود: «لا یَشرِب أَحَدکُم الدواءَ یوم الخمیس، فقیل: یا امیرالمؤمنین ولِمَ ذلک؟ قال: لئلاّ یضعف عن اتیان الجمعة[۱۵]؛ «کسی از شما در روز پنجشنبه داروی ضعف آور نخورد. پرسیدند: چرا ای امیرالمؤمنین؟! فرمود: برای اینکه مبادا ضعف به او دست بدهد که نتواند روز جمعه به نماز جمعه برود».
آن حضرت ترک نماز جمعه را بدون عذر برای هیچ مردی روا نمیدانست و ترک نماز جمعه را در سه هفته پی در پی موجب نفاق میدانست.
امام علیعلیه السلام فرمود: «مَنْ ترک الجُمْعَة ثَلاثاً متتابَعَةً لِغَیْرِ عِلَّةٍ کُتِبَ منافقاً» ؛[۱۶] «یعنی هر کسی بدون عذری سه هفته پی در پی نماز جمعه را ترک کند، در شأن او نوشته میشود که منافق است».
مطلب چهارم: ممانعت شیطان از حضور مؤمنین در نماز جمعه
امیرالمؤمنین از قول رسول خداصلی الله علیه وآله نقل میفرماید که آن حضرت فرمود: «إذا کانَ یَومُ الجُمعة غَدَتِ الشیاطین برایاتها إلی الاسواق فَیْرمونَ الناس بالتّرابیث وَالرّبائث ویثبّطونهم عن الجمعة» ؛[۱۷] «چون روز جمعه فرا رسد شیطانها صبح زود با پرچمهایشان به بازار میروند و به طرف مردم موانع میافکنند و آنان را از آمدن به نماز جمعه باز میدارند».
مطلب پنجم: حضور بعضی از زندانیان در نماز جمعه به دستور حضرت علیعلیه السلام
امام صادقعلیه السلام میفرمایند: «اَنّ عَلیّاًعلیه السلام کانَ یُخرِجُ اهلَ السجونِ من الحبس فی دَینٍ أوْ تُهمَةِ إِلَی الجُمُعةِ فَیَشهَدونها وَیُضَمِنُهُمُ الأولیاءُ حتی یَرُدونّهم.
وَبِهذا الإِسناد: اَنَّ علیاًعلیه السلام کان یُخْرجُ الفُسّاقَ إلی الجمعةِ وَکان یأمُرُ بالتضییقِ علیهم» ؛[۱۸]
حضرت علیعلیه السلام همیشه کسانی را که به واسطه بدهکاری یا تهمت، در زندان بودند، روز جمعه برای شرکت در نماز جمعه از زندان خارج میساخت و آنها را به نماز جمعه میآورد و اولیائشان ضامن میشدند که آنان را به زندان بازگردانند؛ و نیز به همین سند روایتی نقل شده که آن حضرت تبهکاران را برای شرکت در نماز جمعه از زندان خارج میساخت و دستور میداد نسبت به آنان سختگیری نمایند.
مطلب ششم: حضور بانوان در نماز جمعه از دیدگاه حضرت علیعلیه السلام
در بعضی از روایات، عدم ضرورت حضور زنان در نماز جمعه از قول امام علیعلیه السلام وارد شده است، در عین حال حضور عملی امیرالمؤمنین با جمیع اعضای خانواده خود؛ یعنی همسر مکرمه شان حضرت زهراعلیها السلام و فرزندان آنان امام حسن و امام حسینعلیهما السلام در نماز جمعه بیانگر اهمّیت حضور زنان در نماز جمعه است.
جناب ابن عباس درباره شأن نزول آیه شریفه: «وَإِذَا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انفَضُّوا إِلَیْها وَتَرَکُوکَ قَآئِماً» ؛[۱۹] «و هنگامی که تجارت و یا لهو را دیدند، تو را (ای رسول خدا) در حال خواندن خطبه ترک کردند»؛ فرمود: در یک روز جمعه دحیه کلبی از شام به مدینه وارد شد و برای اعلام به مردم، برای فروش کالای تجاری خود بر طبل کوبید، همه کسانی که در نماز جمعه بودند پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله را در حال خطبه خواندن ترک کردند به جز چند نفر که عبارت بودند از: علی، حسن، حسین، فاطمه علیهم السلام سلمان فارسی، ابوذر، مقداد و صهیب رومی. رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: خداوند در این حال به مسجد نگاه کرد و اگر این گروه در نماز جمعه باقی نمیماندند خداوند مدینه را با اهل آن فرو میبرد و از آسمان بر این مردم همانند عذاب قوم لوط، سنگ آسمانی میبارید.
حضور حضرت زهراعلیها السلام نشانهای روشن بر اهمّیت نماز جمعه از روایت فوق میفهمیم که حضور اهل بیت رسول اللَّهصلی الله علیه وآله از جمله حضرت فاطمهعلیها السلام دال بر اهمیّت حضور زنان در آن است و پیامش برای شیعیان این است که سعی کنید با تمام اعضای خانواده در نماز جمعه حاضر شوید.
در بیان دیگری از حضرت علیعلیه السلام در جواز حضور زنان در نماز جمعه و جایگزینی آن به جای نماز ظهر آنان، وارد شده است:
«عن علیعلیه السلام اَنّه قال: إذا شهدوا المرئة والعبد الجمعة اَجْزَأتْ عنهما من صلاة الظهر» ؛[۲۰] «هنگامی که زن و غلام در نماز جمعه شرکت نمایند به جای نماز ظهر آنان محسوب میشود».
مطلب هفتم: ضرورت حضور کارگزاران در نماز جمعه
نکته دیگری که باید متذکر شد این است که با توجّه به اینکه ولی امر مسلمین، امام جمعه را منصوب میکند و او نیز عهدهدار وظایف مهمی است، افراد حکومت و کارگزاران نظام اسلامی باید اوّلاً، در نماز جمعه حضور دائم و فعالی داشته باشند؛ چنانکه امیرالمؤمنینعلیه السلام در نامهای که به محمّد بن ابی بکر به هنگام تصدی امر ولایت بصره میدهد موضوعاتی را متذکر میشود؛ از جمله:
وَاعْلَمْ أَنّ کُلَّ شیءِ مِنْ عَملَکِ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ[۲۱] بدان که تمام کارهای تو تابع نماز توست. در حقیقت مخاطب امیرالمؤمنینعلیه السلام تنها محمّد بن ابی بکر نیست؛ بلکه تمام کارگزاران نظام اسلامی، مخاطب آن حضرت هستند.
ثانیاً: از هرگونه حمایت و پشتیبانی برای اقامه نماز جمعه و تقویت نهاد امامت جمعه دریغ نداشته باشند.
بخش سوم
آداب حضور در نماز جمعه از دیدگاه امام علیعلیه السلام
مطالب مربوط به آداب برگزاری و حضور در نماز جمعه را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: دسته اوّل مربوط به امامت جمعه است و دسته دوم مربوط به شرکتکنندگان در نماز جمعه.
مطلب اوّل: وظایف امام جمعه
از نظر امیرالمؤمنینعلیه السلام امام جمعه علاوه بر شرایط خاصی که باید داشته باشد که در کتب فقهی به طور مفصّل مورد بحث قرار گرفته است میبایست آداب دیگری را نیز مدّ نظر قرار دهد؛ از جمله:
به هنگام ایراد خطبه میتواند به منبر قرار گرفته و برای مردم خطبه ایراد نماید؛ چنانکه آمده است: عن عباد بن عبداللَّه قال: کان علیٌعلیه السلام یخطب علی منبرٍ من آجر[۲۲]؛ عباد بن عبداللَّه نقل کرده که علیعلیه السلام بر منبری از آجر ایستاده و خطبه میخواند.
از دیدگاه امام علیعلیه السلام خطیب جمعه وظیفه دارد در آغاز خطبه و به هنگام رو به رو شدن با مردم، برخورد صمیمی همراه با آداب اسلامی از خود نشان بدهد و عملاً اولین درس تربیتی را به شرکت کنندگان نماز جمعه تعلیم دهد؛ چنانکه میفرماید: «انّه کان إِذا سَعَد المنبر سَلّمَ علی الناس» ؛[۲۳] «پیامبرصلی الله علیه وآله هرگاه بر منبر خطبه قرار میگرفت به مردم سلام میکرد».
و در جای دیگری آمده است که مولی الموحدین زمانی که قصد ایراد خطبه میکرد این امر را به عنوان سنّت تلقی مینمود.
در جای دیگر میفرماید: «انه قال: من السنة إِذا صَعَد الامامُ الْمَنبر أَنْ یُسَلِّمَ إِذا اَسْتَقْبَلَ النّاسَ»؛ «از سنّت است که امام وقتی بر روی منبر رفت و رو به روی مردم قرار گرفت، بر مردم سلام و تحیّت بفرستد».
مطلب دوم: وظایف مردم در نحوه حضور در نماز جمعه
در مفهوم جمله «فاسْعَوْا إِلَی ذِکْرِ اللَّهِ»[۲۴] در آیه شریفه سوره جمعه، امام علیعلیه السلام بیانی دارد که از آن بر میآید منظور از «سعی»، دویدن نباشد بلکه راه رفتن عادی همراه با وقار و اعتدال مورد نظر باشد. حضرت در جواب سؤالی که راجع به قول خداوند «فاسْعَوْا إِلَی ذِکْرِ اللَّهِ» شده است، فرمودند: «لیس السعی الاشتداد ولکن یمشون الیها مشیاً» ؛[۲۵] «منظور از سعی، راه رفتن تند نیست، بلکه راه رفتن عادی است».
البته شاید منظور این باشد که رفتن به نماز جمعه را به تأخیر نیندازید.
مطلب سوم: حضور به موقع در نماز جمعه
حضور به موقع و عدم تأخیر در رفتن به نماز جمعه یکی از مطالب مورد عنایت آن حضرت بود. در حدیثی از آن امامعلیه السلام نقل شده که:
«لئن أجلس عن الجمعة احبّ الی من ان اقعد حتی اذا جلس الامام جِئْتُ أتخطّی رقاب الناس»[۲۶]؛ یعنی در خانه نشستن و در نماز جمعه شرکت نکردن را بیشتر دوست دارم از اینکه زمانی به محل نماز برسم که امام آماده ایراد خطبه میشود و (به خاطر ازدحام جمعیّت) مردم را زیر دست و پا بگیرم.
منظور آن حضرت این است که باید تلاش کرد قبل از شروع خطبه در محل برگزاری نماز جمعه حاضر شد.
مطلب چهارم: تقسیم بندی ارزشی شرکت کنندگان در نماز جمعه
در یکی از روایات، امام علیعلیه السلام شرکت کنندگان نماز جمعه را به سه گروه تقسیم نموده و میفرمایند: «الناس فی اتیان الجمعه ثلاثة رجالٍ: رجلٌ حَضَر الجُمعة للّغو والمراء فذلک حَظّهُ منها، ورَجُلٌ جاء والامام یَخْطَبُ فصلّی، فان شاء اللَّه اعطاهُ وان شاء حرمه، ورجلٌ حَضَر قبل خروج الامام فصلّی ما قضی له ثمّ جلس فی اَنصاتِ وسکون حتی خرج الامام الی اَنْ قضیت، فهی کفّارةٌ لِما بینهما وَبینَ الجُمعةِ الّتی تَلِیها، وَزیادة ثلاثةُ ایام، ذلک لانّ اللَّه یقول «مَن جَآءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها» ؛[۲۷] یعنی مردمی که به نماز جمعه میآیند سه گروهند:
۱ - کسانی که برای کار لغو و قصد بیهوده و خودنمایی به نماز جمعه میآیند که هیچ ثوابی برای آنها منظور نمیشود. ۲ - کسانی که در حال خطبه خواندن امام به نماز جمعه میآیند، خداوند اگر خواست، ثواب نماز جمعه را عطا میکند و اگر نخواست ثوابی به آنها نمیدهد. ۳ - امّا گروه سوم کسانی هستند که جلوتر از ورود امام به محل نماز جمعه میآیند و اگر چیزی از (نماز یا دعا) از او قضاء شده است، قضای آن را انجام میدهد، سپس با سکوت و آرامش در جای خود مینشیند تا امام جمعه بیاید. این نماز جمعه کفّاره همه گناهانی خواهد بود که از آن روز تا هفته آینده به اضافه سه روز دیگر از او سرزند؛ زیرا آیه قرآن میفرماید: «هر کسی که کار نیکی انجام داد خداوند ده برابر آن را به او عطا خواهد کرد»؛ یعنی در ازای یک روز نماز جمعه، خداوند گناهان ده روز او را میبخشد.
مطلب پنجم: آداب نشستن مؤمنین در حال خطبه خواندن امام جمعه
مؤمنین باید رو به قبله بنشینند و امام جمعه در حال خطبه باید رو به روی آنان و پشت به قبله قرار گیرد.
امیرالمؤمنین علیعلیه السلام از قول رسول خداصلی الله علیه وآله نقل فرمود که:
«کلّ واعظٍ قبلةٌ» ؛[۲۸] یعنی هر واعظی رو به روی مأمومین و در قبله نمازگزاران قرار گیرد؛ بنابراین شرکت کنندگان در نماز جمعه باید از جهت نشستن، رعایت قبله را نموده و به خاطر تکیه بر دیوار دادن به هنگام خطبه جهت خود را از قبله تغییر ندهند تا از فضیلت نماز آنان کاسته نگردد و به اجر و پاداش کامل دست یابند. ان شاء اللَّه.
مطلب ششم: سکوت کردن به هنگام ایراد خطبه
نمازگزار در نماز جمعه باید به هنگام ایراد خطبه امام جمعه، اوّلاً: سکوت نماید، ثانیاً: به خطبهها، با توجّه گوش فرا دهد، ثالثاً: به این طرف و آن طرف نگاه نکند، گرچه همه این آداب از نظر فقهی تأکید شده ولکن اگر از روی ناچاری، مختصری رعایت نشد موجب بطلان نماز جمعه نخواهد شد؛ امّا باید سعی شود که این آداب به طور کامل مراعات گردد.
«قال علیعلیه السلام: لا کلامَ والامامُ یَخْطبُ ولا إِلتفات إِلّا کما یحلُّ فِی الصلوةِ وَانّما جُعِلَتِ الجمعة رکعتین مِنْ اَجلْ الخطبتین جُعِلَتا مکان الرکعتین فهی صلاة حتّی ینزل الامام؛[۲۹] یعنی به هنگامی که امام مشغول خواندن خطبه نماز جمعه است نمازگزاران نباید سخنی بگویند و نیز نباید به اطراف نگاه کنند؛ مگر در همان حدّی که در نماز میتوان به اطراف نگاه کرد و مجاز است؛ زیرا نماز جمعه به خاطر دو خطبهای که قبل از نماز ایراد میشود به جای دو رکعت نماز محسوب میشود. پس خطبه، نماز است و تا زمانی که امام از کرسی خطابه فرود بیاید باید نمازگزار خود را در نماز بداند، تا جایی که اصبغ بن نباته از آن حضرت نقل نمود که:
«إِذا قال الرجل یومَ الجمعة صَهْ فَلا صَلاةَ لَه؛ یعنی اگر روز جمعه نمازگزار در حال خطبه امام به دیگری بگوید: سکوت کن! نماز او نیز بیارزش میشود؛ بنابراین باید در حال خطبه کاملاً سکوت نمود تا فضیلت نماز حفظ گردد.
در بیان دیگری امام علیعلیه السلام فرمود:
یَسْتَقْبِلُ الناسُ الامامَ عند الخطبه بوجوههم وَیُصْغون إِلَیْهِ؛ [۳۰] یعنی مردم باید به هنگام خطبه خواندن امام جمعه، رو به روی او باشند و به خطبههای او گوش بدهند. علّت تأکید برای گوش دادن خطبه، این است که خطبه به جای دو رکعت نماز محسوب میشود و امام جمعه میبایست با زبان فصیح و بیان روشن، امور دینی و اعتقادی و اخلاقی و نیز مسائل مهم سیاسی را که دانستن آن بر همگان ضروری است بیان کند و مردم را در جریان امور قرار دهد.
بخش چهارم
جایگاه امامت جمعه از نظر امام علی علیه السلام
با توجّه به مفاهیم احادیث منقول از آن حضرت که جلوتر به آن اشاره شد، امامت جمعه، یک منصب حکومتی است و از وظایف مهم حاکم اسلامی برپایی نماز جمعه است و مردم نیز وظیفه دارند در این امر از حاکم اسلامی تبعیّت داشته باشند و نیز اقامه نماز جمعه در تمام قلمرو حکومت اسلامی مورد توجّه است، بر همین اساس است که امامان جمعه در هر نقطه از کشور اسلامی باید منصوب از ناحیه ولی امر مسلمین باشند. همین نکته دلیلی روشن بر اهمیّت جایگاه امامت جمعه است و بدیهی است که باید نقش مهم و مؤثری در قلمرو امامت خود ایفا کنند و در تمام زمینهها، هدایت و ارشاد و نظارت را به عهده داشته باشند.
اصولاً شیوه اقامه نماز جماعت و جمعه امر مهمی است که امیرالمؤمنینعلیه السلام در عهدنامه خود به مالک اشتر، آداب امامت جمعه و جماعت را در کنار وظایف مهم دیگر حکومت به او متذکر میشود و میفرماید: «إِذا قُمْتَ فِی صَلاتِک للناس فلا تکونن منفّراً» ؛[۳۱] چون با مردم به نماز جماعت میایستی چنان نماز مگزار که مردم را برهانی؛ و در جای دیگر میفرماید: هنگامی که به دستور رسول خداصلی الله علیه وآله عازم برای یمن بودم از آن حضرت شیوه امامت و اقامه نماز را پرسیدم.
مطلب اوّل: شرایط موفقیت امام جمعه
راهنمایی خواستن امام علیعلیه السلام از رسول خداصلی الله علیه وآله، بیانگر این نکته است که امام جمعه باید در فکر این باشد که راه موفقیت خود را جست و جو کند و لوازم موفقیت خود را بفهمد و همچنانکه خود حضرت علیعلیه السلام میخواهد استاندار و امام جمعه و جماعت موفقی نیز باشد.
رسول خداصلی الله علیه وآله در جواب حضرت علیعلیه السلام میفرماید: «صَلِّ بِهِمْ کَصَلاةِ اَضْعَفِهِمْ وَکُنْ بِالْمُؤمنینَ رَحیماً» ؛[۳۲] مانند ضعیفترین آنها نماز بگزار؛ یعنی به جهت رعایت حال افراد ضعیفی که در نماز هستند، نماز را متناسب توان آنها بر پا کن.
حال که امام جمعه عهدهدار مسائل دینی و سیاسی در قلمرو امامت خودش است، باید در تمام زمینهها به تناسب حال افراد و رعایت حقوق آنها عمل کند و از جمله اینکه «کن بالمؤمنین رحیماً» با مؤمنین مهربان باشد. پس میتوانیم نتیجهگیری کنیم که شرط توفیق امام جمعه، رأفت و رحمت نسبت مؤمنین است.
وقتی که خداوند در قرآن خطاب به رسول خداصلی الله علیه وآله میفرماید:
«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» ؛[۳۳] «ای رسول رحمت، خدا تو را با خلق، مهربان و خوش خو گردانید، اگر تندخو و سخت دل بودی مردم از اطراف تو پراکنده میشدند (اگر کسی به تو بد کرد) پس از آنها بگذر و برای آنها آمرزش بخواه و با آنها مشورت کن».
یعنی شرط توفیق، علاوه بر خوش اخلاقی، نرمش، گذشت، خیرخواهی، همفکری و مشورت با مردم است که مردم امام خود را از خود و خیرخواه خود بدانند و در نتیجه موجب اطاعت و همکاری آنان خواهد شد.
در عهدنامه امام علیعلیه السلام به مالک اشتر، چند نکته قابل توجّه است که رعایت حال ضعفا و محرومین باید در دستور کار باشد و نیز رفتار امام جمعه و جماعت؛ چه در مقام نماز و چه در مقامات دیگرش، شرط موفقیّت اوست و نیز عملکرد رفتار او نباید موجب نفرت و انزجار مردم باشد و همچنین امام علیعلیه السلام میفرمایند:
«وإِذا قُمْتَ فِی صلاتِکَ بالنّاسِ فلا تکونَنَّ مُنَفِّراً، ولا مُضَیّعاً فإِنّ فِی النّاس من بِه الْعِلّةٌ وَلَهُ الحاجةٌ» ؛[۳۴] «هنگامی که برای مردم نماز اقامه میکنی نفرت آور و تضییع کننده نباشد؛ زیرا در میان مردم کسانی هستند که بیمارند یا کار فوری دارند و باید رعایت حال آنها را نمود».
پس خطبههای نماز جمعه باید اوّلاً کوتاه، ثانیاً جذّاب و جالب و مطالب آن به روز و مورد نیاز مردم باشد.
شرط دیگر توفیق این است که همان طور که حاکم اسلامی و ولی امر مسلمین، امام جمعه را نصب میکند او را مورد حمایت نیز قرار بدهد، به خصوص چون این منصب یک منصب حکومتی است، بر عهده دولت اسلامی است که نیازهای این نهاد مهم ولایتی را برطرف نماید تا پاسخگوی درخواستهای به حقّ مردم باشد و امکانات انجام وظیفه محوله را در اختیار او قرار دهد، پس همکاری کارگزاران نظام با امام جمعه شرط لازم موفقیت است.
در پایان نوشته برای حُسن ختام و ارشاد و هدایت تام خطبهای از خطبههای نماز جمعه امیرالمؤمنین علیعلیه السلام را ذکر مینماییم تا انشاءاللَّه همه ما از برکات و فیوضات کلام مولی الموحدین علیه السلام برخوردار گردیم.
مطلب دوم: خطبه امیرالمؤمنین علیه السلام در روز جمعه
«عَن جابر، عن ابی جعفرعلیه السلام، قال: خَطَبَ أَمیرالمؤمنین صَلوات اللَّه علیه یومَ الجمعة فقال: اَلْحَمْدُللَّه ذی القدرةِ وَالسّلطانِ، والرأفِةِ والامتنانِ، أَحْمَدُهُ علی تتابُعِ النِعَمِ، واَعُوذُ بهِ من العذابِ والنّقمِ، واشهدُ اَنْ لا اله الّا اللَّهُ وحدَهُ لا شریکَ لَهُ، مُخالَفَةً للجاهدینَ ومعانَدَةً للْمُبْطلینَ، واقراراً بانّهُ ربُّ العالمینَ، وأشهد أنّ محمداً عبدهُ ورسولُهُ، قفَّی بِهِ المُرسلینَ وَ خَتَمَ به النّبیینَ، وبعثَهُ رحمةً للعالمینَ، صلی اللَّهُ علیه و علی آلِهِ اَجْمَعینَ، وقد أوْجَبَ الصلاةَ علیهِ، واَکْرَمَ مَثواهُ لَدَیهِ واَجْمَلَ احسانَهُ إِلیه.
اوصیکُمْ عِبادَ اللَّهِ بِتَقوَی اللَّه الّذی هو ولیّ ثوابِکُم، والیه مَرَدُّکُم و مئابُکُم، فبادروا بذلکَ قبلَ الموتِ الّذی لا یُنجیکُمْ مِنْهُ حِصنٌ منیعٌ، ولا هَربٌ سریعٌ، فانّه واردٌ نازلٌ و واقعٌ عاجلٌ، وإنْ تَطاوَلَ الأجلُ، وَامتَدَّ المَهَلُ، فَکُلُّ ما هو آتٍ قریبٌ، ومَنْ مَهّدَ لِنَفسِهِ فهُوَ المصیبُ.
فتزوّدوا رحمکم اللَّهُ الیَومَ لیومِ المماتِ، واحذروا ألیمَ هَولِ البیاتِ فانَّ عقابَ اللَّهِ عظیمٌ، وعَذَابَهُ ألیمٌ، نارٌ تَلْهَّبُ ونَفسٌ تعذّبُ وشرابٌ من صدیدٍ ومقامِعُ من حدیدٍ، أعاذَنا اللَّه وایّاکم من النارِ، ورزقَنَا اللَّه وایّاکم مرافقة الابرارِ وغَفَر لنا ولکُم جمیعاً إِنّه هُو الغفور الرّحیم.
إنَّ احسَنَ الحدیث وَاَبلَغَ الموعظَةِ کتابُ اللَّه.
«ثمّ تَعَوَذَّ باللَّهِ وَقَرَأ سورةَ العصرِ» ثمّ قال:
و جَعَلَنا اللَّهُ وایّاکُم مِمَّن تَسَعَهُمْ رَحمتُهُ وَیَشْمَلُهُم عَفوُهُ وَرَعْفَتُهُ، واستغفِرُ اللَّه لی ولَکُم.
«ثمّ جَلَسَ یسیراً»، ثمّ قامَ و قال:
اَلْحَمُدُللَّه الّذِی دنا فی علّوِهِ، وعلا فِی دُنُوّهِ، وتواضَعَ کلُّ شیءٍ لِجَلالِهِ واستَسلَمَ کُلُّ شیءٍ لِعِزَّتِهِ، وخَضَع کُلُ شیء لِقُدرتِهِ، أَحْمَدهُ مقصّراً عن کُنْهِ شُکْرِهِ، وَأوْمنُ بِهِ اذعاناً لربوبیّته، واستَعینُهُ طالباً لِعِصَمِته، واتوکّل علیهِ مفوّضاً إِلیه، واشهد أنْ لا اله الّا اللَّه وحدهُ لا شریکَ لَهُ، إِلهاً واحداً احداً، فرداً، صمداً، وتراً، لم یتّخذْ صاحبةً ولا وَلَداً وأَشْهد اَنّ محمداً عبدُهُ المصطفی ورسولُهُ المجتبی وامینُهُ المرتضی، اَرْسَلَهُ بِالحَقِّ بشیراً ونذیراً، وداعیاً الیه وسراجاً منیراً فَبَلّغَ رسالتَهُ، وادّی الأمانَةَ، وَنَصَحَ الأمَةَ، و عَبَدَ اللَّهَ حتّی اَتاهُ الیَقینُ، صلّی اللَّه علیه وآله فی الاوّلین وصلّی اللَّه علیه وآله فی الاخرین وصلّی اللَّه علیه وآله یومَ الدّین.
اوصیکم عباداللَّه بتَقوَی اللَّه والعملِ بطاعِتْه، واجتنابِ مَعْصیتهِ فإِنّه مَنْ یُطِعِ اللَّهَ و رسولَهُ فقد فاز فوزاً عظیماً، ومن یعصِ اللَّه ورسولَهُ فقد ضلّ ضلالاً بعیداً وَخَسِرَ خُسراناً مبیناً «انّ اللَّه وملائکَتهُ یُصلّونَ علی النبی یا ایّها الذّیِن آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً» اللّهمّ صلّ علی محمّد عبدک ورسولک، افضل صلواتک علی انبیائک واولیائک.[۳۵]
مطلب سوم: ترجمه خطبه امیرالمؤمنین علیه السلام
جابر از امام باقرعلیه السلام روایت کرده که امیرالمؤمنینعلیه السلام در روز جمعهای این خطبه را ایراد نموده است:
ستایش مخصوص خداوندی است که صاحب قدرت و سلطنت و دارای مهربانی و نیکویی است، او را بر نعمتهای مستمرّش ستایش میکنم و از عذاب و عقوبتش به او پناه میبرم، شهادت میدهم که خدایی غیر از او نیست و شریکی ندارد، مخالف منکران و معاند باطل گرایان هستم و اعتراف میکنم که او پروردگار جهانیان است و گواهی میدهم که محمدصلی الله علیه وآله بنده و پیامبر اوست، و ارسال رسل به برکت وجود او پی در پی انجام شده و پیامبری و نبوّت با بعثت او خاتمه یافته است؛ و خداوند پیامبر را که (درود خدا بر او و اهل بیت او باد) رحمتی برای عالمیان است مبعوث کرده و درود فرستادن بر او را واجب فرمود، جایگاهش را نزد خود رفیع قرار داد و نیکوترین احسان خود را به او فرموده است.
بندگان خدا! شما را به تقوای خدا سفارش میکنم؛ زیرا که خدا پاداش دهنده همه ثوابهای شماست و بازگشت شما به سوی او و سرکار شما با اوست.
قبل از آنکه مرگ شما را دریابد اقدام به تقوا نمایید و تقوا پیشه نمایید، مرگی که هیچ دیوار و مانعی جلوی آن را نمیگیرد، و برای شما هیچ گریزی از آن نیست، همانا مرگ روزی بر شما وارد و بر شما نازل خواهد شد، اگرچه ظاهراً اجل تأخیر بیفتد و مهلت زیستن در دنیا به درازا بکشد؛ ولی بالاخره مرگ شما به زودی فرا خواهد رسید، پس هر کسی که آماده مرگ باشد کامروا خواهد شد و مرگ او به او آسیبی نخواهد رسانید، امروز برای روز مردن تان زاد و توشه فراهم کنید، خداوند شما را رحمت کند و از دردناکی و وحشت شب مرگ برحذر باشید، چراکه عقوبت خداوند، عظیم است و عذابش دردناک و آتش جهنم شعلهور و جان در عذاب است و نوشیدنی گناهکاران از چرک و خون و ضربتی از گرز آهنین برای آنهاست.
خداوند همه ما را از آتش جهنم نگاهدار باشد، و رفاقت با نیکان را روزی ما گرداند. خداوند همه ما و شما را بیامرزد، همانا او آمرزنده و مهربان است، همانا بهترین خبر و عالیترین موعظه و پند، قرآن است.
آنگاه فرمود: اعوذ باللَّه و پس از آن سوره والعصر را قرائت کرد.
سپس فرمود: خداوند ما و شما را تحت پوشش رحمت واسعه خود قرار دهد و مشمول رحمت و عفو خود گرداند، و برای خود و شما از خداوند آمرزش طلب مینمایم.
آنگاه کمی نشست و پس از آن به پا خاست و خطبه دوم را چنین ایراد کرد:
ستایش خدایی را که در عین بلند مرتبگی، به ما نزدیک و در عین نزدیکی به ما، در عالیترین مراتب است و همه چیز در برابر عظمت او فروتن و تسلیم عزت و اقتدار اویند و همه چیز در برابر قدرت او خاضع اند و در عین اینکه اقرار دارم که در ادای حقّ شکر او قادر نیستم، با ایمان به پروردگاری او شهادت میدهم که جز او خدایی نیست و همتایی ندارد، و او احد و واحد و تنها و بی نیاز است و در درون ذات خود یکتا و در بیرون ذات خود بیهمتا است، همسر و فرزندی ندارد.
شهادت میدهم که محمّدصلی الله علیه وآله بنده برگزیده و فرستاده مخصوص اوست و امین و مورد رضایت و خشنودی اش میباشد، که او را به حقّ بر بشریت مژده دهنده و بیم دهنده مبعوث کرد، که مردم را به سوی خدا بخواند و چراغ فروزان راه خداجویان است، و او نیز به خوبی رسالت خود را ابلاغ نمود و امانت پیامبری را ادا نموده است و امّت را نصیحت کرد و تا لحظه وفات، خدا را پرستش نمود. پس از آغاز و انجام، درود و سلام بر او و خاندان او باد و تا روز قیامت بر او و اهل بیت او درود باد.
بندگان خدا! شما را به تقوای الهی سفارش و به اطاعت خداوند و ترک معصیت توصیه مینمایم؛ زیرا هر کس از خدا و رسولش اطاعت کند کامیاب میشود، و هر کس که از خدا و رسولش سرپیچی کند، گمراهی سخت و زیانکاری آشکار نصیب او خواهد شد.
آنگاه این آیه را قرائت کرد: (همانا خداوند و فرشتگانش، بر پیامبر درود میفرستند، ای کسانی که ایمان آوردید شما هم بر او درود و سلام بفرستید).
خدایا بر محمّدصلی الله علیه وآله بنده و فرستادهات درود بفرست، بهترین درودهایی که بر پیامآوران و اولیای خود فرستادی.
در پایان از ذات اقدس ربوبی مسئلت دارم که این ناقابل را که به قدر فهم ناقص خود از آیات و احادیث دریافتم و تقدیم حضور نمودم با احسان و کرم خود قبول نماید. در قدمهایی که در این سالها در جمع بهترین بندگان خدا در روز جمعه و نماز جمعه برداشتهام به فضل خود بپذیرد و ما را به خاطر خلل و نقص در آن مؤاخذه نفرماید، و با فضل و احسان خود ما را مورد عنایت خود قرار دهد و این مختصر را منظور نظر اولین شهید محراب مولای متقیان امیرمؤمنانعلیه السلام بگرداند و قلب نورانی امام عصر - عجل اللَّه فرجه - را از ما راضی فرماید.
بمنّه وفضله والسلام علیکم ورحمة اللَّه وبرکاته.
فهرست منابع
۱ - قرآن کریم.
۲ - نهج البلاغه، فیض الاسلام.
۳ - تفسیر نمونه، جمعی از نویسندگان؛ آیت اللَّه مکارم شیرازی.
۴ - وسائل الشیعه، مرحوم شیخ حر عاملیرحمه الله.
۵ - مستدرک الوسائل، علامه حاج میرزا حسین محدث نوریرحمه الله.
۶ - بحارالانوار، علامه مجلسیرحمه الله.
۷ - صلاة الجمعة والعیدین فی مصادر الفریقین، دبیرخانه مرکزی ائمّه جمعه.
۸ - احکام جمعه در اسلام، سید محمّد تقی آل هاشم.
۹ - تحریر الوسیله، امام خمینیقدس سره.
۱۰ - مصباح المجتهد، شیخ الطافة محمّد بن حسن الطوسی.
پانویس
- ↑ یعنی مرغ بلند پرواز فکر بشری را یارای صعود به قلّه رفیع شخصیت من نیست.
- ↑ ینحدر عنّی السّیل»؛ «سیل فضایل از وجود من سرازیر است»، نهج البلاغه خطبه سوّم.
- ↑ چکاوکی در روز عید به حضور سلیمان آمد و ران ملخی را که به عنوان عیدی در دهان داشت آمد که تقدیم کند. با زبان گویا به حضرت سلیمان گفت: همانا هدیه به ارزش هدیه دهنده است.
- ↑ الفقیه، ج 1 ص 423 باب وجوب الجمعة و فضلها …
- ↑ مستدرک، ج 6، ص 68.
- ↑ صلاة الجمعه والعیدین فی مصادر الفریقین، ص 19.
- ↑ سوره حجّ، آیه 41.
- ↑ نهج البلاغه، نامه 27.
- ↑ مستدرک الوسایل محدث نوریرحمه الله، ج 6، ص 13.
- ↑ همان، ص 13.
- ↑ همان، ص 14.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه 3.
- ↑ مستدرک، ج 6، ص 52.
- ↑ نهج البلاغه، نامه 69.
- ↑ صلاة الجمعه والعید فی مصادر الفریقین، ص 79.
- ↑ جمعه و احکام آن در اسلام سیّد محمّد تقی آل هاشم، ص 40.
- ↑ مستدرک الوسائل، حدیث 21168.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج 6، ص 27.
- ↑ سوره جمعه، آیه 11.
- ↑ صلاة الجمعة والعیدین فی مصادر الفریقین، ص 109.
- ↑ نهج البلاغه، نامه 27.
- ↑ مستدرک الوسایل، ج 6، ص 11.
- ↑ صلاة الجمعة والعیدین فی مصادر الفریقین، ص 129.
- ↑ سوره جمعه، آیه 9.
- ↑ همان، ص 95.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج 6، ص 118.
- ↑ بحارالانوار، ج 86، ص 256.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج 6، ص 102.
- ↑ صلوة الجمعة والعیدین فی مصادر الفریقین، ص 133.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج 6، ص 102.
- ↑ نهج البلاغه، نامه 53.
- ↑ نهج البلاغه، نامه 53.
- ↑ سوره آل عمران، آیه 159.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج 13، ص 169.
- ↑ مستدرک، ج 6، ص 27؛ بحارالانوار، ج 86، ص 234.







