قطره زلال؛ امر به معروف در عصر ما
|
| |
| نویسنده | محمدرضا اکبری |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | معروف |
| قطع | رقعی |
| شابک | 3-87-6739-964-978 |
محتویات
- ۱ مقدمه مؤلف
- ۲ فصل اوّل جایگاه امر به معروف و نهی از منکر
- ۳ فصل دوّم: آشنایی با معروف و منکر
- ۳.۱ شناخت مصداقها
- ۳.۱.۱ معروفهای اعتقادی
- ۳.۱.۲ منکرات اعتقادی
- ۳.۱.۳ معروف و منکرهای اخلاقی و اجتماعی
- ۳.۱.۴ معروف و منکرهای عبادی
- ۳.۱.۵ معروف و منکرهای فرهنگی
- ۳.۱.۶ معروف و منکرهای اقتصادی
- ۳.۱.۷ معروف و منکرهای درمانی، بهداشتی و خوراکی
- ۳.۱.۸ معروف و منکرهای اداری
- ۳.۱.۹ معروف و منکرهای سیاسی
- ۳.۱.۱۰ معروف و منکرهای خانوادگی و خویشاوندی
- ۳.۱ شناخت مصداقها
- ۴ فصل سوّم : عوامل موفقیت در امر و نهی دینی
- ۴.۱ مهربانی و گذشت
- ۴.۲ بزرگواری
- ۴.۳ احترام به گنهکار
- ۴.۴ استمداد از خداوند
- ۴.۵ اخلاص
- ۴.۶ توکل
- ۴.۷ ذکر خوبی
- ۴.۸ عمل به دستورهای دینی
- ۴.۹ صبر و استقامت
- ۴.۱۰ افشای منشأ گناه
- ۴.۱۱ ملاحظه زمینههای مناسب
- ۴.۱۲ توجه به زمان و مکان
- ۴.۱۳ دعا به گنهکار
- ۴.۱۴ زمینهسازی
- ۴.۱۵ توجه به نوع تفکر و روحیه
- ۴.۱۶ همکاری حکومت و مردم
- ۵ فصل چهارم : شرایط امر به معروف و نهی از منکر
- ۶ فصل پنجم: مراتب و شیوههای امر و نهی
- ۷ فصل ششم: ریشههای شکست در امر و نهی دینی
- ۸ فصل هفتم: شیوههای رفتاری در امر و نهی دینی
- ۹ فصل هشتم : آثار امر و نهی دینی در روایات
- ۱۰ فصل نهم : عوامل ترک امر و نهی دینی
- ۱۱ فصل دهم : آثار ترک امر و نهی دینی در روایات
- ۱۲ پا نویس
مقدمه مؤلف
"امر به معروف" انتشار خوبیها و افشاندن بذر نیکیها در کشتزار جان آدمی است تا با به ثمر رسیدن هر بذر، گلی از درون او شکفته شود و در نتیجه جامعه گلزاری از ارزشها، نیکیها و فضیلتها گردد.
"امر به معروف" افزایش فضای سبز خانه دلها و کویرزدائی معنوی جامعه و جان کسانی است که از نیکیها فاصله گرفتهاند.
"امر به معروف" کلید خوبیهاست و ماهیت نیکی و نیکآوری دارد و نهی از منکر چراغ تابندهای است که ماهیت نیکی و ضد پلیدی دارد.
"نهی از منکر" بارش قطرات زلال باران بر سرزمین جان گنهکار است که شعلههای معصیت را خاموش میسازد و به گسترش تیرگیهای قلبش پایان میبخشد. و چنین ویژگیهایی است که این دو فریضه نورانی را بر سایر فرائض امتیازی بزرگ بخشیده است.
امیرالمؤمنین(ع) فرمود: امر به معروف بهترین اعمال مردم است.[۱]
اما این آثار ارزشی جز در پرتو عمل به این دو اصل تابنده نقش نمیبندد. این دو گنجینه الهی با همه ذخایر گرانقدر خود همواره در زیر طبقات سهلانگاریها، فراموشیها و غفلتها مدفون شدهاند و حتی ابعاد مختلف آنها به سررشته سنجشهای عالمانه برنتابیده است. چه اینکه مدتها رسالههای عملیه از احکام محدود این فریضه آگاهی بخش تهی مانده بود. و مهمتر آنکه عمل به این دو فریضه بزرگ نه به اندازه نماز و روزه که به اندازه برخی از مستحبات رسمیت نیافته است.
به نظر میرسد علل عمده این مسائل ناآگاهی به جایگاه، آثار، شیوههای عملی موفق، رموز موفقیت، نمونهها، الگوها و انواع معروف و منکر به ویژه درعصر ما میباشد.
کتاب حاضر که به یمن الطاف الهی و عنایات اهلبیت : تألیف گردیده است مجموعهای است که ضمن تحلیلی نو و جامع پیرامون این دو اصل عملی، موارد یاد شده را با کارشناسی و توجه کامل به کاربردی بودن آنها که غالباً به تجربه رسیدهاند مورد بحث قرار داده است. و امید میرود مورد قبول ذات اقدس حق قرار گیرد.
فصل اوّل جایگاه امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف گل سر سبد حرکتهای اجتماعی انسان است.
امر و نهی از دیدگاه عقل
امر به خوبیها و نهی از بدیها دو اصل پذیرفته شده همه ملل و اقوام در طول تاریخ زندگی انسان بوده است، زیرا این دو اصل در بردارنده منافع انسانها و منطبق با عقل و فطرتاند. البته خوبیها و بدیها در نزد اقوام گوناگون متفاوت است و معیار ارزشها و ضد ارزشها در نزد ملل معتقد به ادیان الهی به ویژه اسلام با کسانی که از چنین عقایدی محرومند تفاوتهای چشمگیری دارد، اما این اصل مشترک بینالمللی است که اگر عملی را خوب یا بد بدانند امرونهی آن را یک ارزش به حساب میآورند. زیرا عقل "امر به خوبیها" و "نهی از بدیها" را عملی نیکو تلقی میکند و اگر ادیان الهی دستوری بر این فریضه ارزشمند نداشتند عقل به ضرورت انجام آن حکم میکرد. چون با توجه به منافع فراوانی که در امر به نیکیها و نهی از بدیها برای جامعه و فرد خطاکار و حتی نسلهای آینده وجود دارد انجام آن را ضروری و ترک آن را قبیح و زیانبار میداند.
از سویی جلب منفعت و دفع ضرر از احکام ضروری و بدیهی عقل است. بنابراین امر به معروف و نهی از منکر از اصول پذیرفته شده همه عقلا است و تمام انسانهای متفکر و عاقل آن را جزء ضرورتهای حیات بشری میدانند. و البته هرگاه مسئلهای در این درجه از ضرورت قرار گیرد ادیان الهی بر آن مهر تأیید مینهند و از همین رواست که این دو عنصر حکم مشترک همه ادیان الهی است که به برخی از شواهد قرآنی و روایی آن اشاره میکنیم.
قرآن کریم از قول لقمان حکیم میفرماید:
ای فرزندم، نماز بگزار و امر به معروف و نهی از منکر نما.[۲]
امام سجاد(ع) فرمود:
موسی بن عمران(ع) عرض کرد پروردگارا! چه کسی از اهل توست که او را در سایه عرش خود قرار میدهی وقتی که سایهای جز سایه تو نباشد؟ خداوند وحی فرمود: کسانی که برای حلال شدن حرام من غضب میکنند آنگونه که پلنگ به هنگام مجروح شدن غضب میکند.[۳]
حضرت مسیح(ع) فرمود: کسی که قدرت داشته باشد ظلم را تغییر دهد و تغییر ندهد مثل انجام دهنده آن است.[۴]
امر به معروف و نهی از منکر در اسلام
اسلام دارای اصولی اعتقادی و عملی است که مهمترین اصل اعتقادی آن توحید و مهمترین اصل عملی آن "امر به معروف و نهی از منکر" است. زیرا با عمل به چنین فریضهای است که سایر احکام الهی احیا و اجرا میگردد و زشتیها از چهره جامعه و زندگی مسلمانان زدوده میشود و حضور ضروری صالحان در جامعه تثبیت میگردد.
امیرمؤمنان(ع) فرمود:
پایداری دین به امر به معروف و نهی از منکر و اقامه حدود است.[۵]
و در حدیث دیگری فرمود: تمام اعمال خیر و حتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون قطرهای در برابر دریای پهناورند.[۶]
تشبیه امر به معروف و سایر اعمال خیر به دریا و قطره که سمبل و نمونه بزرگی و کوچکی هستند عظمت بیشتر این فریضه الهی را آشکار میکند. و جالب توجه است که جهاد در راه خدا نیز همانند قطرهای در برابر دریای پهناور "امر به نیکیها و نهی از زشتیهاست". هر امر به معروفی کار خیر است امّا هر کار خیری امر و نهی دینی نیست و از این رو طرح جایگزینی اشاعه معروف و دعوت به خیر و تأسیس نهادهای علمی و اجتماعی دینی به جای امربهمعروف و نهیازمنکر یک خطای بزرگ است. هر کدام از این امور جای خود دارد. هیچ کار خیری امر و نهی دینی نمیشود و جایگاه و آثار آن راندارد.
فلسفه امر و نهی دینی
فلسفه امربهمعروف و نهیازمنکر هدایت و صیانت شخص و جامعه از بدیها، گرایش به نیکیها و در نتیجه پایداری و حاکمیت دین و ارزشهای انسانی بر جامعه اسلامی است.
امیرالمؤمنین(ع) فرموده است:
خداوند امر به معروف را برای اصلاح عموم و نهی از منکر را برای بازداشتن بیخردان واجب فرمود.[۷]
بهترین شیوه اصلاح جامعه
با توجه به گستره ابعاد زندگی بشر و سرپیچیهای او از احکام شرع و عقل در تمامی صحنههای زندگی هیچ سازمان و دستگاه گستردهای با صرف بالاترین هزینهها قادر به اصلاح جامعه و کنترل افراد آن نخواهد بود. به همین علت خداوند با تکلیف قرار دادن امر و نهی به مثابه مترقیترین حکم اجتماعی که موفقیت و کارایی آن پیوسته به اثبات رسیده است، اصلاح جامعه را ممکن و آسان کرده است، به گونهای که اصلاح مردم به دست خود آنها در همه جا و حتی در خصوصیترین محیطهای زندگی صورت میپذیرد و کمترین هزینهای را هم برای بیتالمال در بر ندارد.
اسلام با واجب کردن امر و نهی و ولایت محدودی که در جلوگیری از گناه برای مؤمنین نسبت به گنهکاران قرار داده است در عمل نوعی تشکیلات وسیع، بدون هزینه و سازندهای را در همه جای جامعه اسلامی بوجود آورده است و با پاداش و تهدیدی که بر انجام و ترک آن مقرر فرموده است تحقق این وظیفه را تضمین نموده است.
قرآن کریم میفرماید:
وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ اُمَّةٌ یَدْعُونَ اِلَی الْخَیْرِ وَ یأمُرُونَ بِالْمَعْروفِ و یَنْهَونَ عَنِالمُنْکَرِ و اُولئکَ هُمُ الْمُفْلِحُون.[۸]
باید گروهی از شما مسلمانان خلق را به خیر و صلاح دعوت کنند، امر به نیکی نمایند و از کار بد نهی کنند اینان رستگارانند.
طبیعت امر به معروف و نهی از منکر
کسی که به معصیتی آلوده میشود به انجام آن تمایل دارد و اگر واجبی را ترک میکند انجام آن را غالباً دشوار میبیند. از سویی نهی کننده از عمل زشت میخواهد بر خلاف تمایل گنهکار او را به ترک عمل وادارد. از این رو نوعی درگیری بین تمایل پاک نهی کننده و تمایل زشت گنهکار بوجود میآید که انجام نهی از منکر را برای هر دو دشوار میسازد و چه بسا سبب درگیری و بروز اختلاف و نزاع گردد، بهویژه اگر گنهکار خود را در زندگی آزاد فرض نماید و امر و نهی دیگری را که با نوعی ولایت بر او اعمال میشود با آزادی هوای نفس خود مخالف ارزیابی کند، در حالی که نهی کننده وظیفه دینی و عقلی خود را انجام میدهد. و این طبع نهی از منکر است که بر نفس گنهکار تلخ و تند میآید. به تعبیر روشنتر تندی از فلفل است نه فلفلفروش، و تندی فلفل را به حساب فروشنده آن گذاردن خطاست اگر چه گاهی تندی هر دو به هم میآمیزد.
این تندی در امر به معروف کمتر احساس میشود، زیرا در امر به معروف غالباً درگیری نفسانی وجود ندارد و لذا آرامش حفظ میشود و محبوبیتها دوام مییابد. این طبع نهی از منکر است که سبب درگیری میشود. مشکلات تذکرات اجتماعی که منجر به مسائل مختلفی در سطح جامعه و دستگاههای اجرایی و قضایی میگردد اغلب در پی نهی از منکر است و برای همین است که مردمان راحتطلب و برخی از دستگاهها و رسانههای مصلحتاندیش تنها به "امر به معروف" میپردازند و از نهی از منکر و هرگونه تذکری که با درگیری نفسانی گنهکار همراه باشد پرهیز دارند. کسانی که در سخنان، حرکتها و برنامهریزیهای خود تنها به امربهمعروف همت میگمارند نیمی از موفقیتهای اصلاحگرانه خویش را از دست میدهند و از انجام نیمی از وظایف دینی خود در پاکسازی افکار، اخلاق و اعمال مردم باز میمانند.
البته این گرفتاری نفسانی هر انسانی است که وقتی با حق اصطکاک مییابد آن را تلخ احساس میکند. نهیازمنکر حق است، پیام خداست و چه پیامی از پیام خدای مهربان شیرینتر و گواراتر! اما همین پیام برای مخاطب آن تلخ احساس میشود و حتی پیامرسان آن که مأمور حق است به آن گونه که شایسته است مورد توجه قرار نمیگیرد. البته بندگان خوب خدا که خطایی کردهاند از پیامرسان و پیام حق استقبال میکنند آنچنان که از بهترین دوست خود استقبال میکنند بلکه از وی تشکر و در حق او دعا میکنند.
امتیاز -نهیازمنکر- بر -امربهمعروف-
عواملی سبب امتیاز نهیازمنکر بر امربهمعروف گردیده است.
- غالباً زشتی انجام محرّمات از قبح ترک واجبات بیشتر است، زیرا انجام معصیت یک مخالفت ایجابی است و ترک واجب مخالفت سلبی است و مخالفت در مورد اول نمود بیشتری از مخالفت در مورد دوم را به همراه دارد و از این رو ترک مخالفت اهمیت بیشتری بر انجام موافقت دارد و به تعبیر دیگر تخریب بتخانه از ساختن مسجد بهتر است. انسانها نیز اینگونه هستند که اگر نهی آنها نادیده گرفته شود معمولاً نگرانی بیشتری اظهار میکنند تا اینکه به امر آنها عمل نشود. در سیر و سلوک معنوی نیز اولین و اساسیترین قدم ترک محرمات الهی است.
- نهیازمنکر به مراتب از امربهمعروف دشوارتر است و بنابر روایت، بهترین اعمال، سختترین آنهاست.
اصولاً اعطای به مردم آسانتر از گرفتن از آنهاست. در امربهمعروف انسان عمل نیکی را هدیه میکند و گنهکار این را درک میکند اما در نهیازمنکر گرفتن چیزی مطرح است که چه بسا گنهکار به آن خو کرده باشد و گرفتن چیزی که جزء عادت وی شده است موجب ناخرسندی او میگردد.
امربهمعروف و نهیازمنکر دو فریضه جداگانهاند زیرا امر به خوبیها جنبه مثبت و ایجابی دارد و نهی از زشتیها جنبه منفی و سلبی دارد و از همین روست که استقبال گنهکار در امر به معروف بیشتر است و یا بیرغبتی او نسبت به آن کمتر از نهی منکر است. چه نیکوست که در صورت امکان، نهیازمنکر در قالب امربهمعروف بیان شود مثلاً به جای اینکه گفته شود بیحجابی نکن، به حجاب توصیه شود. زیرا مردم به امور مثبت گرایش بیشتری ابراز میکنند و از همین رو اگر به کسی که برای نیل به مقصدی به نیمه راه رسیده است گفته شود نصف راه را طی کردهای بیشتر خوشایند اوست تا گفته شود نصف راه باقی مانده است.
همچنین امربهمعروف در درون خود مبارزه جدی با گنهکار ندارد اما در نهیازمنکر این مبارزه نهفته است. زیرا غالب گناهان بهخاطر هوای نفس است که به انجام آنها تعلق گرفته است. اما ترک بسیاری از واجبات از هوای نفس سرچشمه نمیگیرد و لذا در نهیازمنکر بر خلاف میل یا عادت گنهکار عمل یا خوی اخلاقی او مورد مخالفت قرار میگیرد و "نهی کننده از گناه" میکوشد آن را از وجود گنهکار زایل کند و این زحمت بیشتری را متوجه گنهکار و نهی کننده مینماید.
علاوه نهیازمنکر در برخی موارد نوعی عمل جراحی است که در روح گنهکار صورت میگیرد تا صفت ناپسند و علاقه نامبارکی از وجود او زایل شود اما امربهمعروف چنین ماهیتی ندارد و برای همین است که نهیازمنکر شناخت بیشتری را در زمینههای روانی و اجتماعی میطلبد. نهی کننده باید علاوه بر مداوای گنهکار جراح معنوی خوبی باشد تا بتواند در روح گنهکار عمل کند و این تلاش و زحمت بیشتری را بر گنهکار و نهی کننده تحمیل میکند و در نتیجه از فضیلت بالاتری برخوردار است.
نکته
نهی از منکر چراغ تابندهای است که راه را از بیراهه جدا میسازد و دست گمشده را در دست مولایش میگذارد.
فصل دوّم: آشنایی با معروف و منکر
امر به معروف مهمترین اصل عملی اسلام است.
معروف دارای معانی مختلفی از جمله نیکی و طاعت خداست. و منکر نیز دارای معانی متعددی از جمله زشتی و پلیدی است، و در اصطلاح هر یک از دستورهای دینی از واجب و مستحب را معروف و انجام هر یک از محرمات و مکروهات را منکر گویند.
شناخت مصداقها
شناخت مصداقهای معروف و منکر بهویژه واجب و مستحب یا حرام و مکروه بودن آنها انسان را از اصرار و برخوردهای غیر ضروری در امر به مستحبات و نهی از مکروهات و همچنین از کمرنگ برخورد کردن با ترک واجبات و انجام محرمات حفظ میکند. در اینجا موارد مهم بهویژه معروفها و منکرات عصر حاضر را به صورت موضوعی مورد اشاره قرار میدهیم.
معروفهای اعتقادی
شناخت خداوند و ایمان به او و صفاتش که از جمله آنها: توحید، عدل، علم، صدق، رحمت، قدرت، و غضب الهی است و اعتقاد به اینکه عبادت او واجب و محبت و قرب و شوق و یقین و رضا و تسلیم و توکل بر او از بهترین عبادات است. او تنها مؤثر در امور است که ارادهاش بر همه چیز غالب و مقدراتش بر همه چیز حاکم و همه وجود ملک او و بازگشت همه به سوی اوست ...
ایمان به وحی الهی بهویژه قرآن کریم و عدم تحریف آن، و اینکه قرآن از ضعف و تضاد و تناقض و هر اشکال دیگر منزه و کاملترین و آخرین کتاب الهی و معجزه نبیاکرم(ص) و هدایت کننده انسان به سعادت و کمال است. وعدههای آن حق و پیروان آن سعادتمند و مخالفین آن گمراهند... ایمان به پیامبران بهویژه پیامبر اکرم(ص) و عصمت آنها از هر خطا در افکار، اخلاق، گفتار و کردار و اینکه آنها بهترین فرد اهل زمان خود بودند و پیامبر اکرم(ص) سرور و بهترین آنها و خاتم پیامبران است و بعد از او پیامبری نخواهد آمد. و ایمان به حقانیت او و آنچه از جانب خداوند به صورت قرآن و احادیث بیان فرمود. و ایمان به جامعیت دین او و اینکه اسلام تا پایان عمر بشر توان اداره او را در تمام ابعاد زندگی دارد و همواره معیار حق و تنها دین مورد قبول خداوند تا روز قیامت است و جز به پیروی از دین مقدسش که اسلام است کمال و سعادت میسر نخواهد بود...
ایمان به حقانیت و عصمت امیرمؤمنان علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و یازده فرزند آنها که آخرین آنها حضرت مهدی(ع) است و هم اکنون زنده است و زمانی ظهور خواهد کرد و زمین را پر از عدل و داد میکند. و ایمان به اینکه این دوازده امام : جانشینان بهحق او بودهاند و برترین موجودات عالم پس از رسول خدا(ص) هستند. و اعتقاد به امامت آنها و اینکه تنها مذهب صحیح، مذهب آنهاست که به مذهب تشیع شناخته شده است، و پیروی از این مذهب تنها راه سعادت و ادامه اسلام پیامبر(ص) است. و ایمان به اینکه زیارت آنها عبادت و توهین و بدگوئی به آنها ضلالت و پذیرش آنها شرط قبولی اعمال است. و آنچه فرمودهاند حق و اصل دین خدا بوده و مفسر واقعی دین و قرآن و معیار حق بعد از رسول خدا(ص) هستند. زیارتگاههای آنها مقدس و محترم و خاک کربلا از احترام ویژهای برخوردار است و توهین به آن از جمله گناهان است. و ایمان به اینکه باید در شادی آنها شاد و در غم آنها غمگین بود و گریه بر مصائب آنها بهویژه حسینبنعلی(ع) از افضل عبادات است. و آنها بهترین شفاعت کنندگان درگاه الهی و واسطه بین خلق و خالق و محبوبترین بندگان خدا در عالم وجودند...
ایمان به فرشتگان الهی و اینکه آنها مطیع خداوند بوده، به دستور او عمل میکنند و از گروههای مختلفی تشکیل شدهاند و به وظایف متعددی از قبیل عبادت، تدبیر امور، انزال وحی، نظارت بر اعمال و نوشتن کارهای خوب و بد، کمکرسانی، عذاب و مرگ آدمیان و دیگر امور در عوالم مختلف وجود میپردازند...
ایمان به روز قیامت، حساب، میزان، شفاعت، جهنم، و بهشت و نقمتهای جهنم و نعمتهای بهشت و حضور جاودانی مؤمنین در بهشت و عذاب ظالمان و گنهکاران در جهنم و همیشگی بودن عذاب کفار و اینکه مالک و پادشاه روز جزا تنها خداوند متعال است.
منکرات اعتقادی
کفر، شرک، نفاق، شک در خداوند، قیامت و حقانیت پیامبر اسلام، بتپرستی، مادیگرایی، وهابیگری، بهائیت، ایمان نداشتن به حقانیت، ولایت، عصمت و امامت دوازده امام شیعه : ، غلو دربارهٔ ائمه : نظیر برتر دانستن آنها از پیامبر اسلام(ص) ، اعتقاد به جبر، پایبندی به خرافات نظیر چهارشنبهسوری و آتشپرستی، گرایش فکری به کفار و غربیها در هر یک از مظاهر زندگی، بدعت در دین، اعتقاد به برتری کفار بر مؤمنین، اولویت دادن هر چیزی نظیر علم و تخصص و مردم بر دین و تعهد دینی، اصالت دادن به دنیا، بیاهمیت دانستن آخرت، عصبیتهای جاهلانه، مساوی دانستن افراد با تقوا و بیتقوا و عالم دینی و غیردینی، اعتقاد به کارآئی نداشتن اسلام در اداره زندگی فردی و اجتماعی انسان در ابعاد مختلف حکومتی، اقتصادی، اخلاقی، سیاسی، نظامی و غیر آنها، اعتقاد به جدائی دین از سیاست، بیاعتقادی به ولایت فقیه، اعتقاد نداشتن به زنده بودن حضرت مهدی(ع) ، تردید در ظهور، قدرت، طول عمر، و تحولات ویژه و مطلوبی که در زمان ظهور او به وقوع میپیوندد...
معروف و منکرهای اخلاقی و اجتماعی
معروفهای واجب اخلاقی
رازداری، عیبپوشی، نجابت، عفت، غیرت، عدالت، حقگرایی، ارزشگرایی، ضابطهگرایی، آخرتگرایی، عفت کلام، خداترسی، ظلم ستیزی، کفرستیزی، مبارزه با گناه، رعایت قانون و حقوق مردم، بیتوجهی به سخنان افراد سخن چین و غیبت کننده، چشم بستن از زنان خودنما و بیحیای جامعه و فیلمها و عکسهای مبتذل و عورت دیگران، احترام به مقدسات مذهبی: قرآن، روایات، احکام خدا، مساجد، کعبه معظمه، زیارتگاههای ائمه و امامزادهها و علمای دین، امیدواری به خدا، جواب دادن به سلام دیگران، خودسازی، رعایت پاکی و پرهیز از نجاست در موارد لازم، حسن ظن به خداوند و توکل و پناهندگی به او، توبه و پشیمانی از گناه، پوشاندن گناه، جهاد با نفس در برابر محرمات، کنترل هواهای حرام نفسانی، پرهیز از مال حرام،...
معروفهای مستحب اخلاقی
صبر، عفو، تواضع، قناعت، ریاضت، انصاف، سکوت، سخاوت، حلم، کرامت و بزرگواری، محاسبه نفس، رقت قلب، احترام به بندگان خدا و پرهیزکاران، صاحبان ارزشها، معلمین و سالخوردگان مؤمن، کمگویی، گزیدهگویی و نیکگویی، الفت، صلحجویی و اصلاح بین دیگران، خوش خلقی و خوشرویی، خیرخواهی و مردمگرایی، گریه از خوف و شوق و عظمت خداوند، گریه بر مصائب پیامبر و اهلبیت او:، احترام و توجه به سادات، تشکر از کمکهای دیگران، زیارت اهل قبور، عاقبتنگری، توجه و توسل به پیامبر و اهلبیت او، ستایش لازم از خوبیهای دیگران، اخلاص در مواردی که نیت آن واجب نیست همانند امر به معروف، تطهیر مسجد از نجاست و ...، سلام به دیگران، دست دادن به هنگام ملاقات، معانقه و دست در گردن یکدیگر قرار دادن دو مؤمن، ملاقات با مؤمنین، مهماننوازی، اعتراف به تقصیر در نزد پروردگار، تعجیل در کار خیر، بینیازی از مردم، شاد کردن مؤمنین بهویژه با رفع مشکلات آنها، پوزشطلبی خطاکار، برآوردن حاجات مؤمنین، بغض به دنیا، نگاه به آیات قرآن و چهره عالم دینی، نگاه به پدر و مادر از روی مهربانی، خدمت به همسر، سر به زیری هنگام سخن گفتن با زنان نامحرم، جا باز کردن برای دوستان در مجالس، سیروسیاحت به منظور عبرتگیری، تفکر سازنده، مدارا و حسن معاشرت، تعاون و همکاری، گرهگشایی از مشکلات مردم، نظم و انضباط اجتماعی، عیادت بیماران، تشییع جنازه مؤمنین، اطعام افراد با ایمان بهویژه در ماه مبارک رمضان، مشورت با افراد صلاحیتدار، کمک به کسانی که به خاطر نقص عضو قادر به انجام امور خود نیستند، یتیمنوازی، نصیحت به دیگران، شکر نعمت، زیاد کردن دوستان، محبت به دوستان به اندازه تقوای آنها، نگاه محبتآمیز به چهره برادر مؤمن در راه خدا، اعلام محبت به برادر مؤمن، ادامه دوستی و برادری دینی، حضور در نزد عالم دینی و تواضع در برابر او، تواضع معلم در برابر محصل و بهعکس، ترک بیش از مقدار نیاز دنیا، اکرام مؤمن، ملامت نفس و تأدیب آن، طی کردن مزد کارگر و پرداختن آن قبل از خشک شدن عرق او، روی گردانی از عیوب مردم به عیوب خود، گریه بر گناه خود، توبه از ترک مستحبات و انجام مکروهات، نصیحت به مسلمین، با وضو بهدنبال رفع نیازها رفتن، دست کشیدن بر سر یتیم، ساکت کردن گریه یتیم،...
منکرهای حرام اخلاقی
تکبر، دورغ، تهمت، استهزای دیگران، اظهار حسادت، سوءظن، خشونت بیمورد، بیحرمتی به دیگران، فحشا، مکرو نیرنگ، سرگرمی به لهو و لعب، غضب بیمورد، اسب سواری و چرخ و موتور سواری تحریکآمیز زنان، ایجاد مزاحمت و بیهودهگویی به ناموس دیگران، استعمال بوی خوش توسط زنان که به قصد یا سبب تحریک نامحرم باشد. عیبجویی، سرزنش مؤمن، کوچک شمردن گناه، بوق زدنهای آزار دهنده، ضایع ساختن حقوق و نوبت دیگران، بیتوجهی به مقررات راهنمایی و رانندگی، بدزبانی، بیتوجهی به ندای مظلوم، شوخی تحریکآمیز با نامحرم، دوستی با نامحرم، نامهها و تلفنهای دوستانه دو نامحرم با یکدیگر، ریش تراشی به هر وسیله که باشد، استماع صوت زن نامحرم از روی لذت، نگاه به بدن یا موی سر زنان نامحرم، نگاه به دست و صورت زنان به قصد لذت، نگاه لذت بخش زن به بدن زن دیگر، نگاه لذت بخش زن به دست و صورت مرد نامحرم، نگاه زن به بدن مرد نامحرم، نگاه مرد به بدن مرد دیگر با قصد لذت، نگاه به عورت دیگران، عکسبرداری مرد از زن که نگاه او به صورت تزیین شده یا سایر بدن او بیفتد و یا دست به بدن او برساند، نگاه هتکآمیز به پدر یا مادر و مؤمنین، دگرآزاری، شیطنت و فریبکاری، سحر و شعبدهبازی، احترام به اغنیا به خاطر اموال آنها، پخش موسیقیهای حرام یا آزاردهنده از مجالس، عروسیها و فروشگاهها، چوببازی مرسوم در جشنها و عروسیها، رقصیدن در جمع دیگران، آوازهخوانی(کشیدن و[۹] گرداندن صدا در گلو به صورت طربانگیز و مناسب مجالس لهو و لعب) یأس از رحمت الهی، احساس امنیت از مکرو انتقام الهی، قتل، خودکشی، عاق والدین، لواط، زنا، بیحجابی و خودنمایی زنان در نزد نامحرم، ظاهر کردن آرایش و زینتهای زنانه در نزد نامحرم، پوشیدن جوراب نازک، لباسهای تنگ یا نازک یا جاذبهدار و تحریکآمیز در نزد نامحرم، عریان کردن بخشی از موهای سر در برابر نامحرم، نازک سخن گفتن زنان و منحرف کردن اخلاق مردها به ویژه جوانان، استفاده مرد از دستبند، انگشتر، گلوبند و حلقه طلا در حال عبادت و غیر عبادت، پوشیدن لباسهای تحریکآمیز در نزد زنان نامحرم، شبیه شدن زن به مرد و مرد به زن در تشکّل صورت و سخن گفتن یا لباس پوشیدن یا راه رفتن یا آرایش کردن و نظیر آن، استفاده از علایم مربوط به اقشار مبتذل و منحرف اخلاقی، آرایش زن برای غیر شوهر، گواهی دروغ، قسم دورغ، کتمان شهادت، خُلف وعده، پیمان شکنی، خیانت به امانت، ترساندن دیگران، پاگذاردن بر کفشهای دیگران که به آن رضایت ندارند، هتک مؤمن فقیر به علت فقر او، بیاحترامی به مقدسات مذهبی نظیر قرآن و دیگر کتابهای الهی، پیامبران و ائمه :، هتک حرمت علما، صالحین، معلمین، والدین، سادات، هتک کعبه معظمه، مشاهد و قبور ائمه، امامزادگان و علما و افراد صالح، هتک تربت کربلا، گفتن و شنیدن غیبت، سخنچینی، تمسخر و خندیدن به مردم، همسایه آزاری، ظلم و زورگویی، مکر و نیرنگ، دشمنی با مؤمن، قیادت(رساندن مرد و زن نامحرم به یکدیگر برای انجام فحشا)، دیاثت(بیتفاوتی مرد به فحشای همسرش)، استمناء، کفران نعمت، فتنه انگیزی، ستایش ظالم و کمک به ستمگران، طعن و لعن بر مؤمنین، رسوا نمودن مؤمن، لباس ابریشمی پوشیدن مردان، نظر در نامه دیگران بدون رضایت آنها، نگاه در منزل دیگران بدون رضایت آنها، مس کردن بدن نامحرم، مدح و ذم کسانی که سزاوار مدح و ذم نیستند، حضور در مجالس معصیت، وسواسیگری، بیغیرتی، نفرین بر مؤمن، سرکشی از فرمان خدا و رسول و ائمه و ولیفقیه جامع شرایط و هر کس که دستور او واجب است، بازی با آلات قمار اگرچه برد و باخت نشود، نوازندگی و شنیدن موسیقیهای طربانگیز، هیپنوتیزم، دست دادن با نامحرم، دورویی، فریاد زدن[۱۰] بر سر مؤمن، همنشینی با بدان، بستن راه دیگران، ایجاد صداهای آزاردهنده همسایگان نظیر صدای سگها و وسایل صوتی، و یا بازیهای مختلف، غلبه دادن شهوت بر عقل، رد بیمورد آشتی با برادر مؤمن، قهر بیمورد با برادران دینی، مخاصمه با برادران دینی، اصرار بر گناه، استفاده مرد از زینتهای زنانه، مدح ظالم و حبّ بقای او، سوءظن به خدا، طلب ریاست برای کسی که نتواند اجرای عدالت کند، محبت به دنیای حرام، تظاهر به گناه، محبت به گناه،...
منکرات مکروه اخلاقی
محبت به دنیا، راحتطلبی، ریاستطلبی، شهرتطلبی، خودبینی، عجله و شتابزدگی، خودستایی، خنده بدون تعجب و شگفتی، خنده زیاد، قهقهه، خنده در بین قبرها، بیهودهگرایی، آرزومندی بیهوده، فخر، سبکسری، پرحرفی، پرخوابی، بیمبالاتی در نشست و برخاست با زنان نامحرم بهویژه زنان جوان یا بیتفاوتی که ظواهر شرع را رعایت نمیکنند، افراط و تفریط در تشویق دیگران، خودنمایی در بحث با دیگران، تملق و چاپلوسی، اختلاط زن و مرد در محیطهای اجتماعی، مکالمه غیرضروری با نامحرم، خلوت با نامحرم، جزع و بیتابی، سرگوشی صحبت کردن در نزد دیگران، سوت بلند زدن، سلام به نمازگزار در[۱۱] حال نماز، سلام مرد به زنان و دعوت آنها به غذا خوردن بهویژه اگر جوان باشند، خود بزرگ بینی، تند راه رفتن، بر زین(اسب، چرخ و[۱۲] موتور) نشستن زنان در صورتی که تحریک آمیز نباشد، درخواست از مردم بهویژه در شب، تنها خوابیدن، کسالت در انجام امور دنیا و آخرت،...
معروف و منکرهای عبادی
معروفهای واجب عبادی
نمازهای پنجگانه شبانهروزی، نماز جمعه، نماز آیات، نماز میّت، ادای نمازهای قضا شده پدر بر پسر بزرگتر، و دیگر نمازهای واجب، روزه ماه مبارک رمضان، حج واجب، ادای نذرهای عبادی، سجده واجب قرآن که با شنیدن یا خواندن آیات سجده در سورههای علق، نجم، سجده و فصلت واجب میشود.
معروفهای مستحب عبادی
نمازهای مستحبی از جمله سی و چهار رکعت نافله شبانهروزی و بهویژه نماز شب و دیگر نمازهای مستحبی که در کتابهای دعا نوشته شده است، خواندن نماز در مسجد و حرم رسول خدا و ائمه بهویژه امیرالمؤمنین(ع) ، پوشیدن عبا، لباس سفید و پاکیزهترین لباسها و استعمال بوی خوش و انگشتر عقیق در نماز، گفتن اذان قبل از نمازهای واجب پنجگانه، گفتن اذان در گوش راست بچه و اقامه در گوش چپ او در روز تولد یا قبل از چیدن بند ناف او، روزههای مستحبی بهویژه روزههای ماه رجب و شعبان و روزههای دیگر که در رسالهها نوشته شده است، حج مستحبی، صلوات بر پیامبر و اهلبیت او بهویژه بعد از گفتن، نوشتن و شنیدن نام آن حضرت، قرائت قرآن، دعا و نیایش، ذکر خدا، شب زندهداری بهویژه در شبهای قدر، زیارت انبیا، ائمه، امامزادهها، علما، عرفا و صالحین.
اعتکاف، انجام عباداتی که میتوان به نیابت از پیامبر و اهلبیت او انجام داد، تعقیب نمازهای واجب شبانهروزی بهویژه تسبیح فاطمه زهرا ۳ ، سجده شکر بهویژه بعد از نماز، خواندن زیارت ائمه : در ایام ولادت و شهادت بهویژه زیارت عاشورا و جامعه کبیره، نماز زیارت، نماز اول وقت، خواندن نمازهای پنجگانه به جماعت، خواندن دعاهای روز، زیارت خاص پیامبر و ائمه : در روزهای هفته بهویژه روز جمعه که به حضرت مهدی(ع) اختصاص دارد، بسمالله در اول هر کار، وضو یإ؛للَّهللَّهکک تیمم به هنگام خواب، خواندن دعاهای خاص اعمال مثل دعاهای هنگام خوابیدن و بیدار شدن، با وضو بودن، ذکر خدا در بازار، خواندن سوره توحید به هنگام ورود به منزل، خواندن سورههای توحید، ناس، فلق، کافرون، آیةالکرسی به هنگام خروج از منزل، زیاد به مسجد رفتن و به مسجدی که نمازگزار ندارد حاضر شدن، با پای راست داخل مسجد رفتن و با پای چپ خارج شدن، زودتر از همه به مسجد رفتن و دیرتر از همه خارج شدن، روشن کردن چراغ مسجد، استعمال بوی خوش و پوشیدن لباس پاکیزه به هنگام ورود به مسجد.
ترک هم غذایی و همسایگی و مشورت و زن گرفتن از کسی که اهل مسجد نیست، انجام غسلهای مستحبی نظیر غسل روز جمعه، شب اول ماه رمضان، شبهای قدر، روز عید فطر، قربان و غدیر، شب عید فطر، روز هشتم و نهم و بیست و چهارم ذیحجه، ماه رجب و شعبان، روز نیمه شعبان، هفدهم ربیعالاول و غسل کسی که در حال مستی خوابیده است و نیز زنی که برای غیر شوهرش بوی خوش(مثل عطر و ادکلان و ...) استعمال کرده است.[۱۳]
منکرهای حرام عبادی
سهلانگاری در عبادات واجب بهویژه نماز، ریا در عبادت، پرستش غیر خدا نظیر پرستش آتش، مقام، پول، زن و هوای نفس، حضور نیافتن در نماز جماعت از روی بیاعتنایی، ترک حج و روزه و امثال آن بدون عذر موجه، انجام عبادات مستحبی زنان که سبب تضییع حق همسر آنها میشود، روزه عید فطر و قربان، در حال جنابت یا حیض نماز خواندن و در مسجد توقف کردن یا چیزی گذاردن یا جائی از بدن را به خط قرآن، اسم خدا و اسامی پیامبران و ائمه : رساندن، خواندن سورههای واجب حتی یک حرف آن که عبارتند از سورههای علق، نجم، سجده، و فصلت.
معروف و منکرهای فرهنگی
معروفهای واجب فرهنگی
امربهمعروف و نهیازمنکر، تقلید در احکام شرعی، فراگیری احکام مورد نیاز، تحقیق و مطالعه و تعلیم و تعلّم به منظور برآوردن نیازهای لازم دینی و دنیوی جامعه، افشای بدعتها، انحرافها و افراد منحرف، مبارزه با فرهنگ انحرافی غرب، افشای چهرههای غربزده در زیر ماسک اسلام و انقلاب، انهدام زمینههای رشد فرهنگ باطل غرب، کمکهای علمی، هنری و فرهنگی ضروری و سالم به دستگاههای تبلیغاتی، تشویق و تقویت هنرمندان مفید و باتقوا، ارائه معارف دینی منطبق با زمان در تمامی ابعاد زندگی از سوی کارشناسان علوم دینی، ترویج فرهنگ غیرت و حیا و نجابت و حجاب، ترویج فرهنگ برائت از کفار و مشرکین و منافقین و روشها، الگوها و ارزشهای آنها، اعراض و برائت از بدعتگذار و ترساندن او، اظهار علم در برابر اهل بدعت، تولید نوار و فیلم و کتاب و هر اثر فرهنگی سالم و اسلامی مورد نیاز جامعه، دفاع و تقویت فرهنگ اسلام و انقلاب و تلاش به منظور استمرار سلامت آن.
معروفهای مستحب فرهنگی
ترویج فرهنگ اخلاق اسلامی در همه ابعاد آن، ترویج سنتهای اسلامی بهویژه در بین نسل جوان، ترویج فرهنگ مطالعه، تحقیق و مقالهنویسی سالم، ترویج فرهنگ اهمیت و حساسیت به سرنوشت مسلمانان، حضور زنان در صحنههای علمی و آموزشی به منظور پاسخگویی به نیازهای بانوان مانند تدریس در دبیرستانها، دانشگاهها و مداوای بیماری زنان و عکسبرداری از آنان و امثال آن، جداسازی محل اجتماع و اشتغال زن و مرد، ایجاد تسهیلات ویژه برای زیارت ائمه : و فرزندان آنها، پیشنهاد و تذکر به مسئولین برای احیای معروفها و ارزشهای اسلامی، ترویج فرهنگ تحصیل در حوزههای علمیه، نویسندگی و کتاب خوانی، مطالعه و شناخت بیشتر معارف دینی، چاپ پوستر، روزنامه و آنچه در تقویت فرهنگ اسلامی مؤثر است. تلاش در مراکز فرهنگی سالم، مذاکره سخنان ائمه : ، حاکم کردن فرهنگ اقتصاد اسلامی بر روابط اقتصادی و تجاری مردم و بازار، مطالعات مفید، تأسیس و ترمیم مسجد، مدرسه، کتابخانه، کتابفروشی مذهبی و مراکز فرهنگی، مراقد ائمه، امامزادهها، علما، شهدا و صالحین. ترویج سنتهای اسلامی در برابر ارزشهای فاسد بیگانه، احیای آثار علما و شخصیتها و تعمیر قبور آنان و ایجاد بنای مناسب بر مزار آنها، ارائه طرحهای منطبق با اسلام و فرهنگ خودی در برابر مظاهر کفار در تمامی ابعاد و زمینهها، حضور در جلسات و مباحث مذهبی، علمی، اخلاقی، قرآنی، نیایش و امثال آن، ترویج فرهنگ دفاع از کشور اسلامی،...
منکرهای حرام فرهنگی
اشاعه گناه، ترویج فرهنگ باطل غرب، چاپ کتابها، مجلات و نشریات خلاف اخلاق و مصالح اسلام و مسلمین، سرگرمی به لهو و لعب نظیر مجالس عیاشی و لذت طلبیهای غیر شرعی و فیلمها و نوارهای مبتذل، تولید و تکثیر نوارها، فیلمها، عکسها و نوشتههای مبتذل و انحرافی، یادگیری و آموزش موسیقی مطرب، حضور در اجتماع ب[۱۴]
قیافههای شهوتانگیز یا مشمئز کننده، استفاده از علایم مربوط به اقشار مبتذل و منحرف اخلاقی، یادگیری علوم غیر شرعی نظیر سحر و شعبده و موسیقیهای حرام و انجام آنها، مطالعه مجلات فاسد و مبتذل،[۱۵]
نگاهداری کتابها و مجلات گمراه کننده، بیحیا کردن زنان و مردان جامعه، رسمیت بخشیدن به گناه، طبیعی جلوه دادن معصیت، بیتفاوتی در برابر تهاجم فرهنگی غرب، مدگرائیهای مبتذل و تقلید از کفار غرب در نوع قیافه، لباس و امور دیگر نظیر استفاده از کروات، صلیب و همانندی و تَشُّبه به آنها در آداب اخلاقی و حرکات اجتماعی، برگشت به سنتهای باطل و فاسد جاهلیت ستم شاهی، پخش و تماشای فیلمهایی که به فرهنگ بدآموزیهای اخلاقی، فکری، یاوهگویی و حرکتهای مستهجن کمک میکند، تضعیف مرجعیت و مراجع تقلید واجد شرایط، سهلانگاری در تصویب قوانین لازم به منظور تقویت فرهنگ اسلامی و دفع تهاجم فرهنگی و مفاسد اخلاقی و ابتذال و بیبند و باری و بیحجابی و هر چیز دیگری که ارزشهای اسلامی را تهدید میکند.
سهلانگاری مسئولین قضایی و اجرایی در حاکمیت ارزشهای اخلاقی و دفع تهاجم فرهنگی و ابتذال بیحجابی و اموری که ارزشهای دینی و موقعیت مؤمنین بهویژه زنها و جوانان را تهدید میکند، تشویق و تهدید و تحریک به معصیت، ایجاد غفلت در جامعه به هر وسیله، مسموم کردن فضای جامعه به آلودگیهای اخلاقی، مخالف ارائه دادن علم و دین، مطالعه کتابهای گمراه کننده مگر برای رد آنها از سوی آگاهان دینی، خندیدن در چهره بدعتگذار، و تساهل و تسامح در واجبات و حفظ احکام و ارزشهای اسلامی.[۱۶]
معروف و منکرهای اقتصادی
معروفهای واجب اقتصادی
پرداخت وجوهات شرعی نظیر خمس و زکات، زکات فطره، حلال خواهی و توجه به مشروعیت درآمدها، سرمایه گذاری متناسب به منظور مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمنان اسلام و مسلمین، ادای دین، پرداخت هزینه کسانی که نفقه آنها شرعاً به عهده انسان است، تقسیم عادلانه ارث برمبنای احکام اسلام، وفا به نذرهائی که جنبه مالی دارد، پرداخت مطالبات دیگران، کار تولیدی بهویژه تهیه محصولات فرهنگی ارزشی و دینی، فروش اموال احتکار شده مورد نیاز مسلمین،...
معروفهای مستحب اقتصادی
ایثار، انفاق، قناعت، دادن صدقه، ادای قرضِ برادران ایمانی، مدارا با کسانی که در قرض خود درماندهاند، کمک به مستمندان، پوشاندن مؤمنین، سیرکردن گرسنگان، وقف، کسب برای توسعه زندگی خانواده، دستگیری از "در راه ماندگان" و آسیب دیدگان و فقرا بهویژه یتیمان، کمک مالی به منظور تحقق ارزشهای دینی، اقامه مجالس مربوط به شخصیتهای دینی بهویژه پیامبر و اهلبیت او، خرید ویژه برای اهل منزل در شبهای مبعث و اعیاد مذهبی و میلاد معصومین : و شبهای جمعه و اضمحلال سران کفر و رژیمهای آنها، کمک مالی برای امور عامالمنفعه نظیر احداث و ترمیم پل، مهمانسرا، درمانگاه، مدارس و امثال آنها، مساعدت مالی به اقامه مجالس موعظه و معارف و آموزش قرآن، دعا و نیایش و مسائل دینی، کمکهای مالی به منظور ازدواج پسران و دختران نیازمند، تجارت، پذیرش فسخ معاله به درخواست مشتری، ترک تبعیض در قیمت گذاری بین مشتریها، سختگیری نکردن در تعیین قیمت جنس، به کارگیری دنیا برای آخرت، جمع اموال برای صرف در طاعت خدا، درختکاری و زراعت، میانه روی در تحصیل رزق.
منکرات حرام اقتصادی
نپرداختن وجوهات شرعی(خمس، زکات و مالیاتهای دولت اسلامی)، احتکار، رشوه، اسراف، سرقت، کلاهبرداری، کمفروشی، قاچاق مایحتاج عمومی، فروش غذاها و هر خوردنی فاسد دیگر، خرید و فروش هروئین وارتزاق با پول آن، خرید و فروش شراب، ریش تراشی و معامله با درآمد این عمل حرام، خرید چیزی که از قمار، دزدی یا[۱۷] معامله باطل تهیه شده است، زیادهروی در استفاده از امکانات عمومی، تجملگرایی به وسیله اموال بیتالمال، تولید وسایل حرام نظیر آلات قمار، و هر وسیله دیگر، تولید مشروبات حرام و خرید و فروش آنها، دریافت کمکهای مالی غرب به منظور حرکتهای جاسوسی و تهاجم فرهنگی، ساخت حلقه، انگشتر، گلوبند و دستبند طلا برای مردان و خرید و فروش آن، برد و باخت پول در بازیها، مجسمهسازی، عروسک[۱۸] سازی و ساختن و قلمزنی هر چیز که روح دارد، تصرف در مالی که[۱۹] خمس یا زکات آن پرداخت نشده است.
خیانت به امانتهای مالی دیگران، دین را دام دنیا ساختن، حبس حقوق و اموال دیگران، غش در معامله نظیر ناخالص کردن اشیاء، همکاری در سرمایهگذاریهای ظالمانه و معصیت بار، خرید و فروش آلات قمار و لهو مثل تار و ساز حتی تارهای کوچک، خرید و فروش[۲۰] چیزهای حلال به نیت استفاده در حرام مثل فروش انگور برای ساختن شراب، قسم دورغ در معامله، ربا دادن و گرفتن در قرض و معامله،[۲۱] تصرف شوهر در اموال خصوصی همسرش که با تلاش یا ارث و مهریه و امثال آن بهدست آورده است مگر اینکه رضایت قلبی داشته باشد، استفاده زن از پول و اموال شوهر در مواردی که به مصرف آن راضی نیست.
فروش جنس و دریافت پول آن و عدم تحویل به خاطر رشد قیمت آن، اجحاف، خوردن مال یتیم، تحمیل اجناس بیشتر به مشتری به هر بهانه، فروش اجناس مغایر با آنچه در معرض دید مشتری قرار داده شده است، اسراف در مصرف آب، برق، گاز، تلفن، لوازم التحریر و امثال آن، تضییع حق فقرا و مستضعفین، عمل بر خلاف مقررات و قراردادهای فردی یا بانکی، به همراه بردن میهمانهای ناخوانده به منزل دیگران، گدائی فریبکارانه، تبلیغات دروغین جهت فروش اجناس، به دور ریختن اضافی خوراکیها به بهانههای واهی، از مصرف خارج کردن وسایل و امکانات شخصی یا دولتی به بهانه کهنه شدن یا از مُد افتادن، تقویت اقتصادی کشورهای استعمارگر بهویژه اسرائیل و آمریکا، اسراف در ساختن خانههای پر هزینه، برگزاری جلسات میهمانی، عروسی و جشنهای پر هزینه و اسرافی، صرف بیتالمال در اموری که ارزشی برای اسلام و مسلمین ندارد، سهلانگاری در درس خواندن و درس دادن در محیطهای آموزشی همانند مدارس، حوزهها، دانشگاهها و امثال آن که از بیتالمال تأمین میشوند.
انفاقهای ریاکارانه، نپرداختن طلب دیگران در وقت مقرر، خرید و فروش سگ به جز آنهایی که کار صید و نگهبانی باغ و منزل و کشتزار را به عهده دارند، ساخت و فروش شراب و آبجو، اهدای پول یا جنس به مسئولین دولتی به منظور احراز معافیتهای مالیاتی و وجوه دیگری که باید به دولت پرداخت نمود، صرف وامهای دولتی در غیر موردی که در قرارداد تعیین شده است، سوء استفاده از اقوام یا دوستان در تحمیل برخی از مخارج و هزینههائی که به آنها مربوط نمیشود، ترویج فرهنگ اسراف، تحمیل مهمان به دیگری...
منکرات مکروه اقتصادی
خرید و فروش با مردمان پست، گدایی کردن بهدور از فریب، تأخیر در بدهی مردم با وجود توان پرداخت آن، معامله بین اذان صبح و طلوع آفتاب، ورود در معامله دیگری، قصابی، کفن فروشی، قسم راست در معامله، بیتفاوتی نسبت به فقرا و مستضعفین، ترک تجارت، جمع اموال برای صرف در غیر طاعت خدا، اهتمام زیاد به تحصیل رزق، قبول هدیه از کافر و منافق، شکایت کردن از سود کم، بیکاری و تنبلی،...
معروف و منکرهای درمانی، بهداشتی و خوراکی
معروفهای واجبِ درمانی، بهداشتی و خوراکی
حفظ جان و سلامتی، پرهیز از خوردن حرام، ختنه، مداوای بیماریهای مضر، تحقیق، معاینه و صرف وقت لازم پزشکان برای معاینه و مداوای بیماران، رسیدگی لازم کارکنان بیمارستانها بهویژه پرستاران به بیماران بستری شده، تأمین ضروری درمان، بهداشت و تغذیه مردم از سوی مسؤولین امر، تزریق واکسنهای فرزندان، تأمین سلامت اعضای خانواده از سوی سرپرست آن، مداوای بیماران مشرف به مرگ در حد امکان،...
معروفهای مستحبِ درمانی، بهداشتی و خوراکی
نظافت، مسواک کردن، حجامت نمودن، رو به قبله نشستن و خوابیدن و به سمت راست خوابیدن و دست را زیر گونه گذاردن کوتاه کردن ناخن و شارب در روز جمعه، شانه کردن موهای سر و صورت، حمد خدا بعد از عطسه و آروغ و بیدار شدن از خواب، استعمال عطر برای مردها حداقل در روز جمعه، خواب قیلوله، شانه کردن پیش از نماز، تزیین زن و شوهر برای یکدیگر، به هنگام نظر در آئینه خدا را بر سلامتی خود شکر کردن، شیردادن به فرزند، تا دو سال کامل به او شیر دادن، هر چه بیشتر کوتاه کردن شارب، شستن دو دست قبل از غذا و بعد از آن، ذکر بسماللّه در اول غذا خوردن و اگر چند نوع غذا در سفره باشد برای هر یک بسماللّه گفته شود، خوردن غذا با دست راست، کوچک گرفتن لقمه، خوب جویدن غذا، زیاد بر سرسفره نشستن، خوردن آنچه در سفره بیرون میریزد مگر آنکه در بیابان باشد که مستحب است برای حیوانات و پرندگان بگذارد، در اول روز و اول شب غذا خوردن و در بین روز و شب غذا نخوردن، بر روی زمین چیز خوردن، دو زانو و به سمت چپ نشستن سر سفره، قبل از سیری دست از غذا کشیدن، بیرون کردن کفش از پا به هنگام غذا خوردن.
احترام به نان، زودتر از میهمانان غذا خوردن میزبان و دیرتر از همه به پایان بردن او، در پایان غذا حمد خدا را گفتن و به پشت خوابیدن و پای راست را بر پای چپ گذاردن، به طور مکیدن آب نوشیدن، ایستاده نوشیدن آب در روز، از روی میل و با دست راست آشامیدن آب، با سه نفس آشامیدن آن، گفتن بسماللّه قبل از آشامیدن و الحمدللّه بعد از آن و یاد امام حسین(ع) و اصحابش و لعن بر قاتلان او در پایان آشامیدن آب، ادرار قبل از خواب و نماز، ورود به مستراح با پای چپ و خروج از آن با پای راست و قرار دادن سنگینی بدن بر پای چپ،...
منکرهای حرامِ درمانی، بهداشتی و خوراکی
خوردن آنچه برای انسان ضرر دارد، خوردن از سفرهای که شراب در آن است، خوردن شراب، مردار، خون و هر نجاست یا چیز نجس دیگر، حرامخواری، خوردن خاک بهجز خوردن کمی از تربت امام حسین(ع) به قصد شفا، خوردن از ظرفهای طلا و نقره، خوردن گوشت پرندگانی که چنگال دارند و ماهیانی که فلس ندارند، خوردن مال یتیم و گوشتهائی که به دستور اسلام ذبح نشدهاند و ماهیانی که در آب جان دادهاند یا گوشت حیوانات حرام گوشت نظیر خوک و خرگوش یا اعضای حرام گوسفند که عبارتند از: مثانه، زهرهدان، حدقه چشم، سپرز(طحال) مغز حرام که در میان تیره پشت است، پی که در دو طرف تیره پشت است، بچهدان، فرج، خون، مدفوع، نری، غدد(دشول)، تخمدان(دنبلان)، چیزی که به شکل نخود در مغز است، چیزی که در میان سم گوسفند است(ذات الاشاجع).
کالبد شکافی بدن مسلمان مگر آنکه حفظ جان مسلمانی به آن بستگی داشته باشد، سقط جنین، مراجعه به دکتر مرد با وجود دکتر زن[۲۲] در مواردی که نظیر معاینه، برخی موارد رادیولوژی، ارتوپدی و امثال آن مداوای بیمار با نگاه یا دست زدن به بدن نامحرم همراه است، مراجعه مرد به دکتر زن با وجود طبیب مرد در مواردی که درمان با نگاه به بدن نامحرم و دست زدن به او انجام میگیرد، مراجعه زن به تزریقات مردانه باوجود تزریقات زنانه و بهعکس، ادرار و مدفوع کردن رو به قبله و پشب به قبله و در ملک دیگران و محلهائی که برای عده خاصی وقف شده است و نیز کوچههای بنبست که صاحبان آنها راضی نیستند، خودداری از ادرار و مدفوع در حالی که برای انسان ضرر داشته باشد، آلوده کردن فضای محیط زیست دیگران با دود، گازهای مختلف، میکروبها یا بوهای منفور برخاسته از دامداریها، گاوداریها، مرغداریها و هر امر دیگری که سبب آزار ساکنان شود، مبتلا کردن دیگران به بیماریهای واگیر که فرد به آن مبتلا شده است، کشیدن سیگار در محیط و نزد کسانی که از تنفس هوای آلوده به دود سیگار ناراحتند.
منکرهای مکروه درمانی، بهداشتی و خوراکی
نگهداری سگ در منزل، پر خوابی، تنها خوابیدن، در حال جنابت خوابیدن مگر آنکه با وضو باشد، به رو یا سمت چپ خوابیدن، خوابیدن با دست چرب یا آلوده به خوردنیها، در مسجد خوابیدن مگر آنکه ناچار باشد، رفتن به مسجد برای کسی که با بوی سیر یا پیاز دهانش مردم را میآزارد، پذیرش اطعام گنهکاران، در حال حرکت یا سیری یا تنهائی غذا خوردن، خوردن و آشامیدن در حال جنابت مگر آنکه وضو داشته باشد، خوردن پنیر مگر آنکه با مغز گردو خورده شود، چهار زانو نشستن سر سفره بهویژه آنکه پا را روی پای دیگر قرار دهد، نگاه به صورت دیگران هنگام خوردن غذا، خوردن غذاهای داغ، فوت کردن به چیزی که میخورد یا میآشامد، پاره کردن نان با کارد، قرار دادن نان در زیر ظرف غذا، پرخوری، دور انداختن میوه قبل از مصرف کامل.
زیاد آشامیدن آب، نوشیدن آب بعد از غذای چرب، آشامیدن آب به حال ایستاده در شب، با دست چپ یا از جای شکسته ظرف آب آشامیدن، خودداری از ادرار و مدفوع در صورتی که ضرر داشته باشد، ادرار و مدفوع کردن روبروی خورشید، ماه، باد، در خیابان، کوچه و درِ خانه و زیر درختی که میوه میدهد، ادرار در زمین سخت، سوراخ جانوران و در حال ایستاده و در آب بهویژه آب راکد، چیز خوردن و توقف زیاد در مستراح، سخن گفتن در حال بول و غایط مگر در موارد ضروری، بلند گذاردن شارب و دیگر موهای زاید بدن، ایستاده شانه کردن،...
معروف و منکرهای اداری
معروفهای واجب اداری
انجام وظایف محوله، حضور بهموقع در محل کار، فعالیت تا پایان وقت اداری، تدارک وقفههای غیر موجه در بین وقت اداری، دقت و احتیاط در مصرف بیتالمال، نصب نیروهای مورد نیاز با تقوا و وفادار به اسلام و انقلاب اسلامی در پستهای دولتی، اولویت دادن به متخصصین حزبالهی بر متخصصان اخلالگر و بیتقوا در اداره امور بهویژه پستهای مهم، تقّدم افراد متعهد با تخصص کمتر بر افراد متخصص با تعهد ضعیف(زیرا ضرر کار مثبت نکردن از کار منفی کردن کمتر است)، حذف افراد نالایق و بیتقوا از مسؤولیتهای کلیدی، عدالت و انصاف در برخورد با زیردستان و مراجعین،...
معروفهای مستحب اداری
تواضع در برابر مردم، راهنمایی و توضیح لازم به مراجعه کنندگان، رعایت اخلاق اسلامی با مراجعین، تسریع در انجام امور مردم، اظهار صمیمیت با مردم مؤمن، ایثار در خدمت به مردم بهویژه خانوادههای شهدا و اسرا، جانبازان، علما و صالحین، قدردانی از افراد با تقوا و نیروهای فرهنگی مثل کسی که از حجاب کامل برخوردار بوده است یا به امر و نهی دینی در اداره عنایت داشته و یا در مصرف بیتالمال جانب احتیاط را گرفته است، انجام کار عمیق و پیگیر فرهنگی برای هدایت متخصصین غیرمتعهد، تلاش عمیق تخصصی برای متعهدین غیرمتخصص، نصب تذکرات مفید در اداره و برگزاری جلسات تذکر و موعظه ماهانه یا در مناسبتهای مختلف به منظور توفیق بیشتر در کارهای اداری و فرهنگی، اقامه نماز جماعت بهطور منظم و سریع، نصب صندوق پیشنهادها از ناحیه مسؤل اداره و اهمیت کارمندان و مراجعه کنندگان به ارائه پیشنهاد و انتقاد سازنده و امر و نهی دینی کتبی، ملاقات هفتگی یا ماهانه رؤسا با کارمندان و مراجعه کنندگان به منظور رسیدگی به امور آنها، محاسبه نفس در پایان وقت اداری،...
منکرات حرام اداری
رشوهخواری، تبعیضهای ناروا، سوء استفاده از موقعیت شغلی، کارشکنی، استفاده شخصی از امکانات دولتی و مردمی، تجمل گرایی، اسراف، تکبر بر زیردستان و مراجعه کنندگان، انتقامجویی از همکاران و مراجعه کنندگان، انتصاب ناشایسته اقوام، نزدیکان و دوستان و همفکران فاقد صلاحیت، اعمال نفوذ ناروا برای نیل به منافع شخصی و گروهی یا خویشاوندی، سکوت در برابر نقض قوانین از سوی نزدیکان، دوستان یا اقوام دور و نزدیک مسئولین، عزل و نصبهای خارج از مصالح و ضوابط، نصب نیروهای فاقد صلاحیت تعهدی و تخصصی، عدم نظارت لازم مسئول بر واحدهای تحتنظر خود، بیتوجهی به رهنمودهای ولی امر مسلمین دربارهٔ کارگزاران و تفسیر به رأی سخنان او بر حسب سلیقهها و منافع شخصی، برگزاری جلسات زاید و بیفایده، سفرهای پر هزینه بیمورد داخلی و خارجی.
برکناری و منزوی کردن نیروهای بسیجی و حزب اللهی، بیتوجهی به حقوق و مشکلات زیردستان، برخوردهای تند و خشن با مراجعه کننده، سهلانگاری در وظایف اداری، دیر آمدن از ساعت اداری و زود رفتن از وقت مقرر، کاغذ بازیهای آزار دهنده، حاکمیت روابط بر ضوابط، انجام میهمانیها و پذیرائیهای پر خرج برای حفظ موقعیت شخصی، سرگردان کردن مراجعهکنندگان، تعطیل ناموجه بعضی از روزهای هفته، محول کردن وظایف در وقت اداری به خارج از وقت به قصد دریافت اضافهکاری، دریافت حقوق کامل در برابر خدمات ناقص از نظر کمی و کیفی، رسیدگی به امور شخصی در وقت اداری، بکارگیری زیردستان در امور شخصی، اضافهگیریهای غیرضروری و وقت گذرانیهای غیرمجاز، سهلانگاری در حفظ امکانات دولتی، بینظمی در کارها، بدبین کردن مردم به نظام و انقلاب اسلامی، بذل و بخششهای خارج از ضوابط قانونی و شرعی، نشست و برخاستهای بیمورد با افراد متمکن با تکیه بر مسئولیت دولتی، داد و ستد با دیگر مسئولین و کارمندان در رفع مشکلات شخصی، مأموریتهای پر هزینه و بیمورد.
روابط و نشست و برخاستهای غیرضروری و منفی با زنان با تکیه بر مسؤولیت، بکارگیری امکانات بیتالمال در جهت امور شخصی دیگران نظیر انتخاب نمانیدگان، ریاست جمهوری و هر مورد دیگر، حضور در پستهایی که از حیطه تخصص، کارآیی و کنترل اخلاقی انسان خارج است، پشت سرگوئی و اظهار حسادت با همکاران، نصب منشیهای مبتذل و بیتقوای زن که سبب جو تحریک و نگاههای شهوت آلود و آلودگی فضای اداری میشود، دست اندازی به بیتالمال، برگزاری سمینارهای بیفایده، اسراف در برگزاری سمینارها و انواع پذیرائیها، ساعت زدن کارت اداری کسانی که به هر اندازه در انجام مسؤولیت خود حضور نداشتند،...
معروف و منکرهای سیاسی
معروفهای واجب سیاسی
حضور در نماز جمعه، الگوگیری و متابعت از حرکتهای سیاسی پیامبر و اهلبیت : ، تعلیم و تحصیل آگاهیهای ضروری سیاسی، شناخت سیاستمداران به منظور پرهیز یا همراهی با آنان، صیانت و دفاع از ارزشهای سیاسی اسلام بهویژه اصل ولایت فقیه، حفظ دستاوردها و ارزشهای انقلاب اسلامی، حضور در صحنههای سرنوشتساز انقلاب اسلامی، احترام و تقویت ولی امر مسلمین و پیروی از رهنمودهای او.
استمرار سیاستهای حضرت امام خمینی، مبارزه جدی با دشمنان قسم خورده اسلام بهویژه اسرائیل و امریکا، شرکت در انتخابات سرنوشتساز کشور، سیاسی کردن مردم بهویژه مدارس و دانشگاهها، حمایت از نهضتهای اسلامی بهویژه نهضتهای در خط مقدم جبهه دشمنان اسلام، برائت و بیزاری از مشرکین، جهاد و دفاع از اسلام و کشورهای مظلوم اسلامی، تبیین چهرهها و کشورهای متجاوز خیانتکار مخالف اسلام،...
منکرهای حرام سیاسی
ارتباط با دشمنان سرسخت اسلام و مسلمین نظیر اسرائیل و امریکا، تلاش در وانمود کردن جدائی دین از سیاست، پناهندگی به کشورهای غیراسلامی که سبب معصیت یا تضعیف باورهای دینی فرد یا وابستگان او گردد، منزوی کردن کسانی که میتوانند به اسلام و مسلمین خدمت کنند، انتصاب چهرههای غیراسلامی در پستهای کلیدی، تأثیرپذیری از تبلیغات سوء دشمنان اسلام و انقلاب، پایبند نبودن به اصل ولایت فقیه، بیتوجهی به رهنمودهای ولیامر مسلمین و تفسیر به رأی سخنان او، بیحرمتی نسبت به فقهای شورای نگهبان، خطپرستی و خط بازیهای تفرقهافکنانه و فتنهانگیز، اولویت دادن به مصالح خطی، حزبی و گروهی بر احکام و مصالح دینی و مردمی، عرضه کردن خود برای احراز پستهای قانونگذاری و اجرایی، قضایی و فرهنگی با وجود افراد برتر یا عدم توان انجام مسؤلیت که به ضعف در دستگاههای مربوط منتهی گردد، تضعیف حضور مردم در صحنههای سیاسی تقویت کننده اسلام و مسلمین، افشای اسرار کشور در ابعاد مختلف، شایعه پراکنی به منظور تضعیف انقلاب و سیستم حکومتی اسلام، عدم حضور در حرکتهای مهم سیاسی که ولیامر مسلمین آن را ضروری میداند، سیاسی کاریهای فریبنده، ایجاد رعب و وحشت و تضییع چهرههای رقیب سیاسی، نادیده انگاشتن ارزشها و رهآوردهای انقلاب و بزرگ نمایاندن امور منفی به گونهای که سبب باورهای غلط، فریب و بدبینی افراد شود، سهلانگاری در انتخابات سرنوشتساز، تفرقه در بین مردم به هر عنوان، بیتوجهی به نیازها و مصالح اسلام و مسلمین در انتخاب افراد، جذب فریبکارانه آراء مردم با تبلیغات ناصالح، بذل و بخششهای ناروا و خرید آراء مردم به انحای مختلف، ایجاد جوّ بیتفاوتی نسبت به ارزشهای انقلاب، ایثارگران و صاحبان انقلاب بهویژه خانوادههای شهدا در ابعاد مختلف،...
معروف و منکرهای خانوادگی و خویشاوندی
معروفهای واجب خانوادگی
صله رحم، احترام به والدین و تحصیل رضایت منطقی و شرعی آنها، ازدواج برای کسی که بدون همسر به گناه میافتد، مخالفت غیرتمندانه سرپرست خانواده با هرگونه خودنمائی، بیحیایی، جلف گری و حرکتهای هوسانگیز همسر و دختران خود که با دین و مردانگی او سازگاری ندارد، امربهمعروف و نهیازمنکر اعضای خانواده بهویژه پدر در مورد واجبات و محرمات نظیر ادای نمازهای واجب و ترک استفاده از فیلمهای نامشروع، اطاعت از شوهر در مواردی که اسلام واجب کرده است، امانتداری زن در پول و اموال شوهر، حفظ اسرار خانواده، پرداخت هزینه متعارف کسانی که واجب النفقه انسان محسوب میشوند، صیانت زن و فرزند از هر گونه انحراف فکری، عملی و اخلاقی...
معروفهای مستحب خانوادگی
نامگذاری فرزندان با اسامی نیکو و آبرومند و برتر بهویژه اسامی پیامبر و اهلبیت او و انبیا : ، شیردادن مادر به فرزند، دو سال کامل شیردادن به او، اظهار محبت و اشباع عاطفی اعضای خانواده، عقیقه کردن گوسفند برای بچه، عقیقه کردن برای خود و دیگر اعضای خانواده در هر زمان که باشد، ازدواج، توجه سرپرست خانواده به ازدواج فرزندان، تربیت فرزندان به آداب دینی، اجتماعی و اخلاقی اسلام، احترام اعضای خانواده، خوب همسرداری کردن، توجه و دستگیری از اقوام بهویژه یتیمان آنها، تربیت نیکوی فرزند، نظارت و کنترل منطقی و شرعی پدر بر اعضای خانواده بهویژه دختران و پسران جوان و روابط دوستان و حرکتهای آنها در جامعه، تزیین برای همسر، میانجیگری در امر ازدواج دیگران، زود شوهر دادن دختران، کم گرفتن مهریهها، پایین گرفتن هزینه ازدواج و زندگی از سوی زن، ولیمه دادن در ازدواج و تولد فرزند، خوش اخلاقی در محیط خانه.
بخل ورزی زن در مصرف اموال شوهر، ترک نگاه به نامحرم در منزل خویشاوندان و دیگر مجالس مهمانی، جداسازی رختخواب اطفالی که به ده سالگی رسیده باشند، واداشتن و تشویق بچهها به نماز در هفت سالگی، محبت و رحمت بر فرزندان، نگاه عاطفی پدر به فرزند،[۲۳] بوسیدن فرزندان، اظهار محبت شوهر به همسر، خوشرفتاری مرد با زن، رسیدگی بهتر به خانواده از سوی سرپرست آن، واداشتن زن به یادگیری نیکیها، تحمل بد اخلاقی زن بد اخلاق، تحمل زحمت برای اداره و تأمین رفاه خانواده، انجام کارهای داخلی منزل از سوی زنان و انجام کارهای بیرون منزل بهوسیله مردان، آموزش قرآن به فرزندان، انجام عروسی در شب، همکاری زن و مرد در منزل،...
منکرات حرام خانوادگی
قطع رحم(روابط خویشاوندی)، اظهار حسادت با اقوام، دخالتهای ناروای هر یک از اقوام در زندگی خانوادهها، هتک حرمت و سلب اختیارات مرد خانواده از سوی زن و اقوام او، ایجاد تفرقه و فتنه بین اقوام، هتک حرمت خویشاوندان، مزاحمت در امر ازدواج شایسته دختران و پسران جوان، ایجاد بدبینی در بین خواستگاران، فریب نامزدها در صفات و ویژگیها و امکانات مادی، علمی، اخلاقی و سایر مسائل، تأثیر گذاری منفی به وسیله اعمال مرموز نظیر جادو و امثال آن بر ایجاد و ادامه زندگی خانوادهها و خویشاوندان، بیرون رفتن زن از منزل بدون رضایت شوهر، مسافرت فرزند بدون رضایت والدین، بدبینی و سوء ظنهای ناروا به اعضای خانواده از سوی هر یک از اعضای آن.
ضرب و جرح و ایجاد جو فشار یا رعب و وحشت بر اعضای خانواده از ناحیه هر یک از اعضای خانواده، تصرف در مال شوهر بدون اجازه او و بذل و بخشش به اقوام خود، لجبازی و سرکشی در برابر شوهر و ملایمت و تسلیم بودن در برابر دیگران، اخم، ضرب و جرح و سختگیری بر زن، تجاوز به مهریه زنان و ارث اقوام دور یا نزدیک، اطاعت از شوهر در معصیت خداوند نظیر آرایش و بیحجابی در برابر مردان در مجالس و خیابانها به درخواست او، فاسد کردن اعضای خانواده از سوی هر یک از آنها، نمایش فیلمهای فاسد و نوارهای مبتذل و حرام در محیط خانواده، افشای اسرار خانوادگی، اسراف و دور ریختن مواد غذایی، پوشاکی و دیگر امکانات قابل استفاده منزل، بدگویی و آزار رساندن هر یک از اعضای خانواده به یکدیگر، سهلانگاری در تأمین هزینه زندگی افراد واجب النفقه، تضعیف اعتبار و وجهه دینی و اجتماعی خانواده با اعمال خلاف و دور از شأن خانواده، سهلانگاری در صیانت فرزندان از تهاجم فرهنگی دشمنان اسلام بهویژه غربیها، اطاعت مرد از زن در تمایلات و درخواستهای هوسرانانه نظیر رفتن به مجالس عروسی یا جشنها و مهمانیهای مفسدهانگیز و ارتباط خانوادگی با افراد ناموجه و به طور کلی هرگونه اطاعتی که گناهی را به همراه داشته باشد و سبب مفاسد اخلاقی و خانوادگی گردد، سهلانگاری مرد خانواده نسبت به نجابت، حجاب و ساده پوشی ناموس خود،...
منکرات مکروه خانوادگی
اختلاط زن و مرد بهویژه دختران و پسران خویشاوندان، رد کردن خواستگارهای شایسته که دین و اخلاق خوبی دارند، پرهیز از ازدواج در صورتی که سبب معصیت نشود، ازدواج دختر به شرابخوار و بد اخلاق، ترک تزیین برای شوهر، بوسیدن دختر نامحرم که به شش سالگی رسیده است، تقلید و چشم و همچشمیهای خویشاوندی،...
فصل سوّم : عوامل موفقیت در امر و نهی دینی
نهی از منکر بارش باران رحمت در آسمان جان گنهکار است.
عوامل موفقیت فراوان است و ما تنها به شانزده مورد آن میپردازیم.
مهربانی و گذشت
همانگونه که بیان شد پذیرش امر و نهی دینی برای برخی از گنهکاران دشوار است و این دشواری تأثیر تذکر را با مشکل روبرو میسازد بهویژه اگر فردی به گناه خود عادت کرده باشد و از زمینه روحی پرهیز از گناه برخوردار نباشد. نهی از منکر چنین افرادی یک طبابت معنوی و جراحی روحی است و البته طبابت در پرتو مهربانی، مدارا و دلسوزی از موفقیت بیشتری برخوردار است.
امیرالمؤمنین(ع) فرموده است: امر به معروف و نهی از منکر کنید و چنین نمیکند مگر کسی که از سه خصلت برخوردار است: با مدارا و انصاف امر و نهی کند و به آنچه امر و نهی میکند آگاه باشد.[۲۴]
اگر گنهکار احساس کند که امر کننده از سر دلسوزی و شفقّت به او تذکر میدهد دشواریهای پذیرش را تحمل میکند و صادقانه به تذکر او توجه مینماید.
مرحوم میرزای قمی که از علمای بزرگ بهشمار میرود در یکی از ملاقاتهایش با فتحعلی شاه دست به ریش بلند او کشید و فرمود: ای پادشاه! کاری نکن که این ریش فردای قیامت به آتش جهنم بسوزد![۲۵]
برخی بیماران طبیب را مورد پرخاش قرار میدهند اما طبیب از بیمار انتقام نمیگیرد زیرا طبیب دشمن بیمار نیست بلکه دشمن بیماری اوست. اگر انسان در برخی موارد و موقعیتها گستاخیهای گنهکار را به خاطر نیل به اصلاح او تحمل کند به موفقیتهای چشمگیری دست مییابد، بهویژه اگر قدرت انتقامگیری داشته باشد.
مرحوم حاج شیخ محمدتقی بافقی یکی از عالمان بزرگ و دارنده مقامات و کرامات بود که در امر به معروف و نهی از منکر بسیار کوشا و با شجاعت بود. او در یکی از حمامها سرهنگی را میبیند که ریش خود را میتراشد. نزدیک او آمده و میگوید: مگر نمیدانی که ریش تراشی در اسلام گناه است، چگونه به این گناه اقدام میکنی! سرهنگ از این تذکر با جرأت و شهامت او عصبانی شده به صورت او سیلی میزند و میگوید: به تو مربوط نیست که ریشم را میتراشم!
شیخ با کمال خونسردی مانند یک پدر دلسوز که فرزندش را نصیحت میکند میفرماید: ... خواهش میکنم ریشت را نتراش. سرهنگ از مشاهده حلم و موعظه خیرخواهانه او از عمل خود پشیمان شده، از کسی میپرسد این آقا کیست؟ وی میگوید: این آقا شیخ محمدتقی بافقی است. سرهنگ که شیخ را میشناسد بیشتر ناراحت شده و دست آقا را میبوسد و عذرخواهی کرده و به دست ایشان توبه میکند. آن گاه مرحوم شیخ محمدتقی بافقی در تمام شهر قم ریش تراشی را ممنوع میکند و از آرایشگران قم تعهد میگیرد که ریش تراشی نکنند.[۲۶]
بزرگواری
متانت و بزرگواری زینت امر و نهی کننده است. انسانهای بزرگوار محبوبیت عمومی دارند و سخنان آنها تأثیر به سزائی دارد همانگونه که سبکسری و برخوردهای ضعیف تأثیر تذکر را از بین میبرد.
مردی نصرانی با جسارت به امام باقر(ع) گفت: توبقر هستی؟ امام(ع) فرمود: من باقر(شکافنده علم) هستم. نصرانی گفت: تو پسر آشپز(نانپز) هستی؟ امام(ع) فرمود: این حرفه او بود. نصرانی گفت: تو پسر کنیز سیاه بد زبان میباشی؟(مادر امام باقر زنی با فضیلت و دختر امام حسن مجتبی(ع) بود) امام باقر(ع) فرمود: اگر راست میگویی خدا او را بیامرزد و اگر دروغ میگویی خدا تو را بیامرزد. مرد نصرانی که این بزرگواری و شکیبایی را از امام(ع) دید به شگفت آمد و مسلمان شد.[۲۷]
احترام به گنهکار
اگر چه گنهکار حرمت خود را زیر پا نهاده و با ارتکاب گناه عدالت و تقوای خود را ضایع کرده است اما همچنان برای خود ارزش و شخصیتی قائل است که حفظ آن را لازم میداند و کسانی را که به شخصیت آسیب دیده او احترام گذارند به دیده احترام مینگرد. این برخورد محترمانه با گنهکار، او را از پرخاشگری باز میدارد و میزان پذیرش او را افزایش میدهد. ضمن این که احتمال دارد از حکم شرعی(حرام بودن عمل) خود بیاطلاع بوده یا عمل خود را مشمول آن حکم نمیدانسته است. چه اینکه عده زیادی حرمت ریش تراشی را میدانند اما گمان بردهاند تنها ریش تراشی با تیغ حرام است و با ماشینهای دستی یا برقی حرام نمیباشد؛ که باید برای آنها بیان شود که داشتن ریش یک معروف است و عریان کردن صورت با هر وسیله که باشد یک منکر به حساب میآید.
استمداد از خداوند
امر و نهی دینی از جمله حرکتهای مقدس و بسیار مهم مؤمن است که در صحنههای اجتماعی تجلی مییابد. انجام و تأثیر چنین حرکتهائی بدون کمک از حضرت حق تعالی میسر نیست. اگر اراده الهی با حرکت ما همراه نباشد سخن ما مانند حبابی که از ریزش باران بر آب ایجاد میشود پس از لحظهای از بین خواهد رفت. از خدای تعالی میخواهیم که امر و نهی ما را با استقبال و پذیرش چشمگیر افراد روبرو گرداند و بذر کلام ما را در جانشان بارور فرماید که او بهترین مددکار است.
اخلاص
اخلاص رمز موفقیت حرکتهای الهی است. اگر چه امر به معروف از جمله عباداتی نیست که نیت شرط آن باشد امّا وجود چنین حالت ارزندهای اجر و تأثیر آن را افزایش میدهد و بهعکس، خودنمایی و غرض ورزی امر و نهی را بیاثر و چه بسا با آثار نامطلوب همراه سازد.
توکل
توکل پشتوانه همه حرکتهای ایمانی است. هر چند انسان از همه عوامل موفقیت در امر و نهی دینی برخوردار باشد نباید بر آنها اتکا داشته باشد بلکه باید ضمن به کارگیری همه امکانات برای اصلاح دیگران تنها بر خداوند توکل کند و امر خود را بر او واگذارد.
امام صادق(ع) فرموده است: کسی که میخواهد امربهمعروف کند باید با مردم مهربانی و مدارا نماید، و با ملاطفت و گفتار خوش آنان را به خوبیها و ترک بدیها دعوت نماید، و اخلاق و مراتب فهم آنها را در نظر گیرد تا با توجه به آن با آنان رفتار نماید، آگاه به مکر نفس و حیلههای شیطان باشد و در برابر آزار و زحمت دیگران صبر و استقامت ورزد، و با آنها مقابله نکند، و از آنها گله و شکایت ننماید. و با خودپسندی و خودبینی و تندی و درشتخویی برخورد نکند و هدفش خداوند و اجر الهی باشد. پس اگر با وی مخالفت و به او ستم نمودند شکیبایی نماید و اگر موافقت کردند شکر کند. امر خود را به خدا واگذارد و به عیوب خود توجه داشته باشد.[۲۸]
ذکر خوبی
ذکر برخی از خوبیهای گنهکار با رعایت همه جوانب امر در بسیاری از موارد تأثیر امر و نهی را افزایش میدهد. زیرا ذکر خوبیها او را به تذکر دهنده خوشبین و ارزشجویی او را تقویت میکند و با چنین روحیهای پذیرش تذکر آسان میگردد و تأثیر آن فزونی مییابد. این روشی بود که فاطمه زهرا ۳ در امر به معروف خود به کسانی که در دفاع از حق امیرالمؤمنین(ع) بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) سکوت کرده بودند مورد استفاده قرار میداد. آن حضرت در ابتدا سابقه مجاهدتهای آنها را در جبهههای دفاع از اسلام یادآور میشد و سپس آنها را به دفاع از ولایت و امامت امر میفرمود. این روش باید مورد استفاده قرار گیرد.
مثلاً به رزمندهای گفته شود: تصوّر اینکه شما با آن همه مجاهدتها و ایثار در راه خدا مرتکب چنین عملی گردید دشوار است. یا اگر کسی دارای خانواده اصیلی است با ذکر این اصالت خانوادگی، او را چنین برحذر داشت: شأن خانوادگی شما بالاتر از این است که از لباسهای زننده و غربی استفاده کنید.
یا به کسی که دارای وجهه اجتماعی است گفته شود: سزاوار است کسی مثل شما که از اعتبار اجتماعی برخوردار است از رفت و آمد با برخی افراد ناموجه پرهیز کند. یا به کسی که دارای حسن سابقه در بین مردم است گفته شود: حیف است که سابقه ارزشمندی را که به قیمت عمر شما به دست آمده است در پی کسب اندکی مال حرام یا حرکتی غیرشرعی ضایع کنید. یا به کسی که علاقهمند به ارزشهای دینی است گفته شود: شما به حمدالله معتقد به ارزشهای دینی هستید، چه خوب است از کلمات زشت پرهیز کنید و به افراد بزرگوار گفته شود سزاوار نیست که بزرگوارانی چون شما خلف وعده نمایند.
یا به کسی که دارای صفات نیک اخلاقی است گفته شود شما در تدین و تقوا معروف هستید انتظار میرود حجاب خانواده شما بهتر از این باشد. حتی اگر کسی از صفت نیکویی برخوردار نباشد - که چنین امری به ندرت تحقق مییابد - میتوان به او گفت: حیف نیست کسی مثل شما که میتواند انسانی وجیه، با تقوا و مورد محبت خدا و مردم و خویشاوندان باشد خود را به گنهکاری مورد بغض خدا و نفرت مردم تبدیل کند؟
عمل به دستورهای دینی
کسی که خود اهل عمل به فرامین الهی است و از معصیت دوری میکند امر و نهی او از تأثیر بیشتری برخوردار است.
امام صادق(ع) فرموده است: کسی امربهمعروف و نهیازمنکر میکند که دارای سه خصلت باشد: عمل کند به آنچه امر میکند و پرهیز نماید از آنچه نهی میکند و عادل باشد در آنچه امر و نهی مینماید و در امر و نهی خود مدارا نماید.[۲۹]
صبر و استقامت
از جمله عوامل تأثیر گذار در امر و نهی دینی صبر و استقامت است.
قرآن کریم از زبان حضرت لقمان میفرماید:
یا بُنَیَّ اَقِمِ الصَّلوةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلی ما اَصابَکَ اِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْاُمُورِ[۳۰]
ای فرزند! نماز را بپای دار و امربهمعروف و نهیازمنکر نما و در این راه بر آزاری که به تو میرسد صبر پیشه کن که این نشانهای از ثبات عزم در کارهاست.
با زود رنجی و عصبانیت نمیتوان به اصلاح مردم پرداخت. کسانی که اینگونهاند عملاً در حرکت خود ناموفقند. امر به معروف و نهی از منکر برای کسانی است که نافرمانی خدای تعالی کردهاند و بعید نیست فردی که نافرمانی خداوند کرده است، نسبت به امر ونهی کننده هم نافرمانی کند، عکسالعمل منفی ابراز نماید، پرخاش کند، آزار رساند و زیان وارد کند. چرا که این حرکات سیره بسیاری از گنهکاران بوده است. در اینجاست که باید صبر و استقامت داشت که این صبر و شکیبایی نشانه عزم استوار صالحین در راه اصلاح مردمان گنهکار است.
در ایام سلطنت رضاخان که دستگاه سلطنتی، فحشا و منکرات را آشکار کرده بود، مرحوم شیخمحمدتقی بافقی با همکاری سایر علمای قم با منکرات مبازره میکرد تا آنکه از سوی حکومت ظالم اعلام شد کسی حق نهی از منکر ندارد و باید مردم در اعمال خود آزاد باشند. مردم متدین مخصوصاً علمای قم از این اقدام دولت بسیار ناراحت شدند امّا از ترس حکومت دیکتاتوری رضاخان جرأت اقدام نداشتند. در این هنگام بود که همچنان از سوی علما و حوزه علمیه صدای مخالفت بلند شد.
ایام عید بود و مردم از هر سو برای تحویل سال در حرم و صحن حضرت معصومه ۳ اجتماع کردند و از طرفی خانواده سلطنتی با وضع بیحجابی و بزک کرده در جلو حجرههای بالای صحن در انظار مردم خودنمایی میکردند. مرحوم بافقی که طاقت تحمل این منکرات را نداشت به خانواده سلطنتی پیام داد: اگر شما مسلمانید چرا با این وضع در حرم حضرت معصومه ۳ حاضر شدهاید و اگر مسلمان نیستید چرا اینجا آمدهاید؟ و در شهر اعلام کرد سه ساعت به غروب مانده در صحن مطهر اجتماع کنند.
علما و مردم در ساعت مقرر در صحن مطهر حاضر شدند و مرحوم بافقی شروع به سخنرانی کرد و این آیه را عنوان کرد: -ولتکن منکم امة یدعون الیالخیر یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر- سپس با صدای بلند خطاب به مردم فرمود: -اما فیکم رجل رشید-؟(آیا در میان شما یک مرد رشید نیست) که جلوی این اهانتها و جسارتهای به احکام قرآن را بگیرد؟ کار به جایی رسیده است که علناً با امربهمعروف و نهیازمنکر مخالفت میکنند.
این سخنرانی مردم را به حرکت درآورد به طوری که جاسوسها و مأموران رضاشاه به وحشت افتادند و خانواده سلطنتی ترسیدند که مردم با آنها برخورد کنند.
سرانجام حکومت نظامی در شهر قم برقرار شد و رضاشاه با جلادهای خونریزش وارد قم شد و به تیمور تاش وزیر دربار وقت دستور داد که آقای شیخ محمدتقی بافقی را دستگیر کند و به نزد او بیاورد. در آن ساعت او در مسجد بالا سر قم مشغول موعظه و بیان احکام بود که تیمورتاش وارد شد و آن بزرگوار را با وضع فجیعی دستگیر کرد و به نزد شاه جلاد آورد. تا چشم آن ظالم به این عالم افتاد چنان غضبناک شد که حالت درندگی پیدا کرد و به او حمله کرد و زیر چکمه خود انداخت و آنچه میتوانست ضرب و جرح و هتاکی کرد. مرحوم بافقی در زیر چکمهها و کتکها فقط صدا میزد: -یا صاحب الزمان ادرکنی-! تا آنکه رضا شاه خسته شد و از او دست کشید و دستور داد او را به تهران آورده زندانش کنند![۳۱]
افشای منشأ گناه
افشای عوامل اصلی گناه، درصد تأثیر امر و نهی دینی را افزایش میدهد. زیرا برخی از گنهکاران با فریب و پیروی از فرد یا گروهی به گناه آلوده میشوند که در صورت افشای آن افراد از امر و نهی دینی استقبال میکنند. سیره انبیا و ائمه دین بر افشای چهرههای اصلی گناه و گمراهی بوده است. پیامبران الهی در ضمن حرکتهای اصلاحی جامعه چهره سردمداران کفر و گمراهی را رسوا میکردند و گاهی نظیر حضرت موسی(ع) به مبارزه میپرداختند. پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت او : همواره به افشای سردمداران انحراف مبادرت میورزیدند.
امام خمینی ۱ به موازات توجه به اصلاح مردم سعی وافر در افشای چهره اصلی امریکا، اسرائیل، شاه و سران گروههای منحرف داشت. چنین حرکت اساسی زمینه قبول و پذیرش امر و نهی دینی را در گنهکاران افزایش میدهد. زیرا مردم از هماهنگی و همسویی عملی با چهرههای منفی اجتناب میورزند. اگر در شهر یا محلی فرد یا گروهی سبب گمراهی فکری، اخلاقی یا سیاسی افراد گردند باید ضمن امر و نهی دینی مردم افشاگری لازم، منطقی و شرعی صورت پذیرد.
افشای چهره کریه غرب که منشأ گرفتاریها و کجرویهای ملتهای مسلمان است یک ضرورت است. چنانچه افشای چهره بعضی از همسایگان، دوستان، اقوام که نقش گمراه کننده و انحرافی در سایر افراد دارند ضروری است. چنین افشاگریها خود یک معروف است. البته اگر با نهی از منکر از گمراهی مردم دست بردارند به همین اکتفا شود در غیر این صورت باید مورد افشا قرار گیرند.
شیخ عبدالسلام بصری از کسانی است که به دروغ خود را عارف معرفی کرده و به اندازهای نفوذ پیدا کرده بود که سلاطین دستور میدادند بر پرچمها بنویسند -لا اله الله، محمد رسول الله، شیخ عبدالسلام ولی الله-.
روزی شیخ عبدالسلام که از اهل سنت بود در مسجد بصره نماز میگزارد که ناگهان در بین نماز کلمات: کخ کخ را بر زبان آورد. وقتی نماز را به پایان رسانید مریدان او گفتند: چرا در بین نماز چنین کردی؟
او در جواب گفت: من از اینجا(بصره) دیدم سگی داخل مسجدالحرام شد و تا نزدیک درب کعبه پیش رفت، من هم در نماز او را از خانه خدا دور کردم.
مریدها از این کرامت شیخ شگفت زده شدند. یکی از مریدان او نزد همسر شیعه خود آمد و کرامت شیخ را برای او نقل کرد تا همسرش نیز تشیّع را رها سازد و مذهب او را بپذیرد.
همسرش گفت: من میپذیرم اما شیخ را دعوت کن تا به منزل ما بیاید. شوهرش عبدالسلام را دعوت کرد و به همسرش گفت: برای او و مریدان همراهش غذایی آماده سازد.
وقتی عبدالسلام و همراهانش آمدند، سفره پهن کردند و برای هر نفر ظرفی از برنج گذاردند که بر روی آن تکهای از گوشت مرغ قرار داشت. اما آن زن، مرغ عبدالسلام را در زیر برنجها گذارده بود.
شیخ که به ظرف غذای خود نگاه کرد، ناراحت شد و دست به طعام نبرد که چرا ظرف غذای او مرغ ندارد.
در این هنگام آن زن شیعه داخل اتاق آمد و مرغ را از زیر برنج او بیرون آورد و گفت: ای شیخ تو از بصره سگ را در مکه و میان مسجدالحرام دیدی و نمازت را قطع کردی، پس چگونه مرغ را در زیر غذایت ندیدی؟
شیخ که بسیار ناراحت شد با عصبانیت و بدگویی از مجلس بیرون رفت. شوهر زن که شاهد افشای عبدالسلام بود به حقّانیت همسرش پی برد و شیعه شد.[۳۲]
ملاحظه زمینههای مناسب
با استفاده ظریف از زمینهها میتوان تأثیر امر و نهی دینی را به گونهای چشمگیر افزایش داد.
مرد فقیری پسر خردسالی داشت. روزی به او گفت: بیا امروز قدری میوه از باغی سرقت کنیم. پسر خردسال با نارضایتی با پدر به راه افتاد. وقتی به باغ رسیدند پدر به فرزندش گفت: تو در اینجا نگهبان باش و اگر کسی آمد زود مرا خبر کن تا کسی ما را در حال دزدی نبیند و مشغول چیدن میوه از درخت مردم شد. لحظهای بعد پسر فریاد زد: یک نفر ما را میبیند! پدر با ترس و عجله از درخت پایین آمد و پرسید چه کسی؟ کجاست؟ پسرک زیرک گفت: همان خدایی که از همه چیز آگاه است و همه چیز را میبیند! پدر از گفتار نیکوی فرزند شرمنده شد و بعد از آن دزدی نکرد.[۳۳]
این گونه مناسبتها فراوان یافت میشود که میتوان با نوعی فراست و زیرکی به آنها دست یافت.
زمانی که مرحوم ملا محمدتقی مجلسی به شهرت نرسیده بود یکی از ارادتمندان او به نزدش شکایت آورد که از آزار همسایه به تنگ آمدهام. شبها دوستان نااهل خود را جمع میکند و تا صبح به شرابخواری و لهو و لعب مشغولند و آسایش ما را از بین بردهاند. ایشان فرمودند: امشب آنهإ؛پپک را میهمان کن و من هم میآیم، شاید خدای تعالی او را هدایت کند. او همسایهاش را که رئیس اشرار بود به همراه دوستانش دعوت کرد و ملا محمدتقی مجلسی هم زودتر به منزل او رفت و در گوشهای نشست.
وقتی رئیس اوباش و دوستانش وارد شدند و چشمشان به آن عالم دینی افتاد ناراحت شدند، زیرا با وجود او عیش آنها به هم میخورد. در هر صورت نشستند. رئیس آنها به ملا محمدتقی گفت چه شد که تو هم به جرگه ما وارد شدی؟
در پاسخ گفت: فعلاً که چنین پیش آمده است.
سپس برای آنکه ملا محمدتقی را از مجلس بیرون کند و آزاد باشند سر سخن را باز کرد و گفت: راهی که شما در پیش گرفتهاید بهتر است یا شیوهای که ما داریم؟ جواب داد: باید آثار و خواص کار خود را بیان کنیم تا معلوم گردد کدام بهتر است.
رئیس اوباش گفت: این حرف منصفانه است و ادامه داد یکی از اوصاف ما این است که اگر نمک کسی را خوردیم نمکدان نمیشکنیم.
ملا محمدتقی فرمود: این طور نیست و قبول ندارم که شما این گونه باشید. او پاسخ داد انکار شما بیمورد است زیرا این از امور مسلّم ما جوانمردان است. ملا محمدتقی فرمود: اگر چنین است میپرسم آیا شما هرگز نمک خدا را خوردهای؟ او سر به زیر انداخت و پس از اندکی از مجلس برخاست و رفت و همراهان او هم رفتند.
صاحب منزل گفت: بدتر شد، قهر کردند و رفتند.
ملا محمدتقی فرمود: تا ببینیم چه میشود! صبح روز بعد رئیس اوباش به در منزل ملا محمدتقی آمد و با شرمساری تمام عرض کرد: سخن دیشب شما سخت در دل من اثر کرد و خواب را از چشمم ربود.[۳۴]
چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را *** که کس آهوی وحشی را از این خوشتر نمیگیرد
توجه به زمان و مکان
انتخاب زمان و مکان مناسب که بیشترین زمینه را برای بیان و پذیرش امر و نهی به همراه داشته باشد تأثیر آن را افزایش میدهد و این انتخاب تا حدود زیادی به فهم و ذکاوت و سلیقه امر و نهی کننده بستگی دارد. از همین رو موقع شناسی آمر و ناهی یکی از اصول موفقیت او خواهد بود. مثلاً با اندکی دقت و بررسی میتوان دریافت که امر و نهی در مکان گناه، محیط منزل یا کار و یا هر محیط خلوت دیگر چگونه خواهد بود و همچنین در کدام زمان روحیه پذیرش او بیشتر است. مثلاً اگر بعد از نماز جمعه یا جماعت که فرد از روحیه معنوی بیشتری برخوردار است امر و نهی شود پذیرش بیشتری دارد در همان زمان امر و نهی شود.
البته همیشه فرصت انتخاب زمان و مکان وجود ندارد و باید در هر صورت با وجود شرایط به وظیفه عمل کرد.
دعا به گنهکار
یکی از عوامل تأثیر گذار که نتیجه مثبت آن بارها به تجربه رسیده است دعا و تشکر از گنهکاری است که از امر و نهی استقبال میکند. زیرا با این حرکت به دلسوزی انسان پی میبرد و چنین امری یک موفقیت در امر و نهی به حساب میآید. مثلاً به وی بگوییم از استقبال شما نسبت به حکم خدا سپاسگزارم، خداوند توفیق انجام این واجب را همواره به شما عنایت فرماید، یا خداوند شما را از تکرار این کار حفظ فرماید. مثلاً به خانمی که با امر به معروف حجاب خود را مراعات میکند دعا شود که خداوند همیشه شما را از زنان با حجاب و با تقوای جامعه قرار دهد.
زمینهسازی
یکی از عوامل موفقیت امر و نهی دینی ایجاد زمینههای مناسب تأثیر است. زمینه سازی به معنای ایجاد مقتضیات تأثیر و بر طرف ساختن موانع موفقیت در امر و نهی است. مثلاً کسی که امر و نهی فردی دیگران را نمیپذیرد عدهای با هماهنگی قبلی او را با خود همراه سازند و در فرصتی مناسب به طور دسته جمعی او را مورد امر و نهی قرار دهند، یا اگر در موردی نیازمند کمک است نیاز او را برطرف سازند و همزمان با این مساعدت او را مورد امر و نهی قرار دهند و حتی میتوانند کمک خود را مشروط به انجام واجب یا ترک منکر نمایند.
زمینه سازی باید حساب شده و به طور طبیعی صورت پذیرد اگر چه به هنگام نتیجهگیری معلوم شود برنامهای در کار بوده است.
مسلمةبن عبدالملک از امرای لشکر بود و در جبهه جنگ روم سِمَت فرماندهی داشت. وقتی عمربن عبدالعزیز به خلافت رسید او را به شام احضار کرد و اجازه داد همه روزه به حضورش برسد. در آن ایام به خلیفه گزارش رسید که مسلمة در زندگی خود به زیادهروی و اسراف گراییده است و برای تهیه غذاهای گوناگون روزانه هزار درهم خرج سفره میپردازد. عمربن عبدالعزیز از این خبر بهشدت ناراحت شد و تصمیم گرفت از مسلمه انتقاد کند و او را از این روش ناصحیح باز دارد. برای آنکه تذکرش مؤثر واقع شود شبی از مسلمة دعوت کرد که شام را به طور خصوصی با خلیفه تناول کند. این دعوت برای او مایه سربلندی و افتخار بود و با کمال میل آن را پذیرفت.
عمربن عبدالعزیز به مسئول آشپزخانه خود دستور داد که در آن شب، انواع طعامها را تهیه کند و آشی از عدس، پیاز و زیتون نیز آماده نماید و هنگامی که دستور آوردن شام داده میشود در ابتدا آش را بر سر سفره آورد و سپس با مقداری فاصله سایر غذاها را حاضر کند.
شب موعود فرا رسید و مسلمه شرفیاب شد. مجلس بسیار خصوصی بود و جز میزبان و مهمان کسی حضور نداشت. عمربن عبدالعزیز پیرامون اوضاع مردم و جنگهای آن منطقه از مسلمه پرسشهایی کرد و او پاسخ میداد. مجلس به درازا کشید و از هنگام خوردن شام دو ساعتی گذشته بود که خلیفه دستور داد غذا را آوردند. سفره گسترده شد و بر طبق قرار قبلی در ابتدا آش را حاضر کردند. مسلمه که سخت گرسنه شده بود به انتظار غذاهای دیگر نماند و خود را به آش سیر کرد. وقتی طعامهای رنگارنگ را آوردند اشتها نداشت و از آنها چیزی نخورد. عمربن عبدالعزیز سؤال کرد چرا نمیخوری؟ جواب داد سیر شدهام. خلیفه گفت: سبحان اللَّه، تو از این آش که یک درهم خرج آن شده است سیر میشوی اما برای رنگین کردن سفره خود روزی هزار درهم خرج میکنی! از خدا بترس، اسراف نکن و این پول گزافی را که برای تجمل صرف مینمایی به مستمندان بده که رضای خدا در آن است.
موعظه خصوصی و تذکر خیرخواهانه عمربن عبدالعزیز در مسلمه اثر گذارد، به عیب خود متوجه شد، از خلیفه سپاسگزاری کرد و با تحول فکری و روحی به منزل خویش بازگشت.[۳۵]
توجه به نوع تفکر و روحیه
بدون شک سطح فکری و اخلاقی گنهکاران و همچنین سن، سابقه ایمانی و خصوصیات خانوادگی آنها دارای تفاوت و مراتب گوناگونی است که توجه به آنها تأثیر امر و نهی دینی را افزایش میدهد.
- به برخی گنهکاران که به شخصیت خود حساسیت دارند میتوان گفت: اگر کسی دیگر این عمل شما را انجام میداد طور دیگری بود اما از یک انسان با شخصیتی مثل شما انتظار نمیرود با افراد کم شخصیت یا بیشخصیت سربازار بایستید و شوخی رکیک کنید یا با آنها رفت و آمد داشته باشید.
- به کسی که به شهرت خوب اهمیت میدهد گفته شود: شما در بین مردم از شهرت خوبی برخوردارید. این شهرت ارزشمند را که با چیزی نمیتوان مقایسه کرد با فحش دادن به دیگران از بین نبرید.
- به کسی که به سابقه ایمانی و دینی خود اهمیت میدهد گفته شود: از کسی مثل شما که سابقه دینی طولانی و حرکت در راه خدا دارد و همه او را به نیکی میشناسند انتظار نمیرود کاری کند که سابقه خوب خود را که طی یک عمر به دست آورده است از دست بدهد.
- به کسی که به منطقی اندیشیدن اهمیت میدهد گفته شود: ما شما را فردی منطقی میدانیم و صحیح نیست که یک انسان منطقی به گونهای دربارهٔ دیگران اظهارنظر کند یا توهین و تهمت زند که گفته شود سخنان و برخوردهای او غیرمنطقی و خلاف شرع است.
- به کسی که به غیرت و مردانگی اهمیت میدهد گفته شود: از مرد غیرتمندی مثل شما انتظار نمیرود که دختر یا همسرش بدون پوشش شرعی در جامعه ظاهر شود و چه بسا با کلماتی زننده از سوی افراد هرزه روبرو گردد.
- به کسی که به روشنفکری علاقهمند است و از تحصیلات بالا برخوردار است گفته شود: شما جزو افراد روشنفکرید و برای همین انتظار جامعه از شما بسیار زیاد است و در شأن و مصلحت شما نیست که با چنین سر و وضع و لباسی در جامعه ظاهر شوید.
- به کسی که به وقار و هیبت علاقهمند است گفته شود: سخنان ضعیف و شوخیهای بیمورد یا نشست و برخاست زیاد با زنان و یا تراشیدن ریش که چهره شما را عریان میسازد، هیبت و وقار شما را زایل میکند.
- به کسی که به اقوام خود اهمیت میدهد گفته شود: انتظار خویشاوندان این است که شما با این دوستان ناباب رفت و آمد نداشته باشید یا این اعمال را ترک کنید.
- به کسی که به نظرات مرجع خاصی اهمیت میدهد، فتوای آن مرجع در خصوص حرمت عمل او ذکر شود. مثلاً به کسی که از کراوات استفاده میکند گفته شود مرجع شما استفاده از کراوات را جایز نمیداند.
- به زنی که به عفت و نجابت حساسیت دارد گفته شود: در شأن یک زن عفیف نیست که بخواهد قیافه، موهای سر یا زینتهایش را در معرض دید مردهای نامحرم قرار دهد.
- به کسی که به موفقیت اجتماعی خود اهمیت میدهد گفته شود: شما عمری است که از موقعیت خوبی در بین مردم برخوردارید اما این کارهای شما یا اعمال پسر، دختر یا همسر و یا افرادی که به منزل شما رفت و آمد دارند این موقعیت را خدشهدار میسازند.
- از کسی که به امام زمان(ع) علاقه خاصی داشت و ریش خود را تراشیده بود سؤال شد امام زمان(ع) محاسن دارد یا ریش خود رإ؛تتکک میتراشد؟ پاسخ داد: محاسن دارد. گفتم نمیخواهی چهرهات همانند امام زمان(ع) باشد؟ جواب داد میخواهم.
- به کسی که اهل قناعت و ترویج فرهنگ آن در بین مردم بود گفته شود اگر شما اهل قناعت بودی به حلال خدا قناعت میکردی.
آنچه بیان گردید برای نمونه بود و میتوان از روحیات، تفکر و علاقه هر کس در جهت امر و نهی او استفاده کرد.
همکاری حکومت و مردم
امربهمعروف و نهیازمنکر حقیقتی است که اگر در بستر مناسب خود و همراه با زمینههای مساعد اجتماعی و اهرمهای قدرت حکومتی و فردی و توانمندیهای فکری، اخلاقی و رفتاری باشد از تأثیر و موفقیت بالایی برخوردار است. در این میان همراهی دولت در احیای ارزشها و امر و نهی دینی و تقویت آمر و ناهی تأثیری بسزا دارد، ضمن اینکه گنهکار را با پذیرش بیشتری همراه میسازد و حداقل برخوردهای منفی احتمالی او را کاهش میدهد. حکومت میتواند فرهنگ امربهمعروف و نهیازمنکر را فرهنگ رایج و معمول اجتماع کند، حمایتهای خود را از اصلاحگران جامعه اعلام و عملی سازد و نه تنها از گنهکاران حمایت نکند که بر مذمت و برخورد با آنها اصرار داشته باشد. در این فضای اجتماعی ارزشمند است که گنهکاران جرأت خود را از دست میدهند و هدایتگران اجتماع توان امر و نهی پیدا میکنند و دیگران هم به انجام این فریضه راغب میشوند.
این وحدت مقدس تنها در پرتو دستگاه قضایی صالح و دولت کریمه تحقق مییابد. تصویب قوانین امربهمعروف و نهیازمنکر به گونهای جامع و درخور اجرا همانند دیگر قوانین اجتماعی به عنوان یک ضرورت در تحقق وحدت و همیاری حکومت و مردم مطرح است. وجود این قوانین از مهمترین پشتوانههای دلگرم کننده مردم در اصلاح اجتماع است. مصوباتی که حرکت مردم را به طور کامل شکل قانونی دهد و برای همه مردم و دستگاههای دولتی و تبلیغاتی بهویژه رادیو و تلویزیون تعیین تکلیف نماید به گونهای که ترک این فریضه الهی در همه جا خلاف قانون تلقی شود. آنگاه است که جامعه روی صلاح خواهد دید.
نکتهای عزیز که کمر همّت بر امر به معروف و نهی از منکر بستهای! نیک بدان که کار تو یک طبابت روحی است. پس با گنهکار ستیزه مکن بلکه با عیب او مبارزه کن که پرخاش به دیگران شیوه مجاهدان راه خدا نیست. صبر و مدارا و گفتار نیک را زینت خودگردان که اخلاق و بزرگواریِ تو کلامت را گوارا سازد و بذر گفتارت را در سرزمین جان گنهکار باور گرداند. خدایت توفیق دهد.
فصل چهارم : شرایط امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر برترین فریضه اسلاماند.
احکام امر به معروف و نهی از منکر
۱ - امر و نهی به واجب و مستحب تقسیم میشوند. آنچه عقلاً یا شرعاً واجب باشد امر به انجام آن هم واجب است و آنچه عقلاً قبیح و شرعاً حرام باشد نهی از آن واجب است. و هر چه مستحب باشد امر به آن مستحب و آنچه مکروه است نیز نهی از آن مستحب میباشد.
۲ - "امر و نهی" واجب کفائی است. پس اگر کسی به انجام آنها اقدام نماید تکلیف از دیگران برطرف میگردد و اگر با وجود شرایط، کسی اقدام نکند همه واجب را ترک کردهاند.
۳ - اگر برقراری واجب یا ریشه کن نمودن منکری نیازمند امر و نهی گروهی باشد با اقدام بعضی از آنها تکلیف برداشته نمیشود و باید افراد لازم اقدام نمایند.
۴ - اگر افراد مهیا کمتر از تعداد مورد نیاز باشند و دیگران با آنها همراهی نکنند و آنها نتوانند دیگران را با خود همراه سازند تکلیف از آنها برداشته میشود و کسانی که از کمک به آنها تخلف کردهاند گناهکارند.
۵ - اگر انسان مطمئن شود که دیگری امر یا نهی میکند بر او واجب نخواهد بود. بله اگر بفهمد که او اقدام نمیکند باید خود به وظیفه عمل نماید. همچنین اگر اطمینان پیدا کند که افراد لازم اقدام میکنند اما بعد بفهمد آن تعداد کافی نیست بر او نیز واجب میشود.
۶ - گمان و احتمال انجام امر یا نهی از سوی دیگران یا وجود افراد مورد نیاز برای انجام امر یا نهی کافی نیست بلکه با وجود این گمان و احتمال واجب است خود به وظیفه عمل کند. بله وجود دلیل بر اقدام دیگران، کافی است.
۷ - اگر موضوعی که واجب یا حرام به آن بستگی دارد از بین برود وظیفه امر یا نهی نیز برطرف میشود(مثل اینکه انسانی که محور و اساس گناه بود به محیط دیگری برود یا مشروبی که نهی از آن واجب بود بر زمین بریزد.)
۸ - اگر اقامه واجب یا از بین بردن منکر بر ارتکاب حرام یا ترک واجب متوقف باشد باید اهمیت آنها را ملاحظه کرد.(مثل اینکه نجات جان یک انسان از اهمیت بیشتری نسبت به ورود در ملک دیگری برخوردار است.)
۹ - اگر امربهمعروف و نهیازمنکر گنهکاری واجب باشد و بیش از یکی از این دو مورد(امر یا نهی) میسر نباشد باید هر کدام از اهمیت بیشتری برخوردار است انجام گیرد.
۱۰ - بیان حکم شرعی یا توضیح مفاسد و مضرات ترک واجب یا عمل حرام در انجام وظیفه امر و نهی دینی کافی نیست مگر اینکه از بیان حکم یا توضیح مضرات، امر یا نهی دانسته شود یا مقصود اصلی که ترک گناه است حاصل گردد.
۱۱ - قصد قربت و اخلاص در امر و نهی واجب نیست، اما اگر قصد کند، از پاداش قصد اخلاص خود برخوردار میشود.
۱۲ - در واجب بودن نهی از منکر تفاوتی بین گناه کوچک و بزرگ وجود ندارد.
۱۳ - اگر کسی شروع به انجام مقدمات گناه کند تا به انجام آن دست یابد چنانچه این مقدمات او را به حرام میرساند باید از آن عمل حرام نهی شود. اما اگر معلوم باشد که موفق به انجام حرام نمیشود نهی از منکر او واجب نمیباشد مگر اینکه جرأت بر عمل حرام را حرام بدانیم، که در این صورت باید نهی شود. و همچنین اگر شک شود که این مقدمات او را بر انجام گناه قادر میسازد، نهی از منکر او واجب نخواهد بود مگر اینکه جرأت او بر انجام حرام را گناه بدانیم، که باید نهی شود.
۱۴ - اگر کسی اراده معصیت کند و شک شود که قدرت انجام آن را دارد یا خیر، نهی از منکر او واجب نیست، مگر اینکه اراده معصیت را حرام بدانیم، که در این صورت از اراده او باید نهی شود.
۱۵ - اگر کسی که مرتکب حرام یا ترک واجب میگردد معذور باشد، امر و نهی او جایز نیست. مثل اینکه کسی در پی اضطرار، گوشت حیوان مردهای را بخورد یا در سفر روزه نگیرد. بله اگر خوردن او در بین مردم سبب هتک احکام اسلام و ماه خدا و جرأت مردم بر انجام عمل او گردد باید نهیازمنکر شود.
۱۶ - کسی که به تکلیف نرسیده است واجب نیست مورد امر یا نهی قرار بگیرد. بله اگر گناه او به گونهای است که خداوند به هیچ وجه به انجام آن راضی نیست باید از گناه بچههای غیر مکلف نظیر قتل، فحشا و بردن آبروی زنان و مردان با تقوا جلوگیری شود.
شرایط امر به معروف و نهی از منکر
امر و نهی دینی مثل هر عملی دیگر شرایطی دارد که به بیان آنها میپردازیم.
شرط اول : شناخت معروف و منکر
امر و نهی کننده باید معروف و منکر را بشناسد و بداند که آنچه ترک شده است معروف بوده و یا آنچه انجام گرفته است منکر بوده است. پس اگر چنین علمی نداشته باشد امر و نهی بر او واجب نیست.[۳۶]
شرط دوم : تأثیر
۱ - یکی دیگر از شرایط امر و نهی احتمال تأثیر است. پس اگر فرد اطمینان پیدا کند که تأثیر ندارد واجب نیست.[۳۷]
۲ - با گمان تأثیرناپذیری - اگر چه این گمان قوی باشد - تکلیف ساقط نمیشود پس با احتمال قابل قبول در نزد عقلا امر یا نهی واجب میشود.
۳ - اگر شخص عادلی شهادت دهد که امر یا نهی دینی تأثیر ندارد اما انسان احتمال دهد که مؤثر است واجب است اقدام نماید.
۴ - اگر بداند نهی از منکر او جز با استفاده از موعظه و استدعا تأثیر نمیکند باید با موعظه یا استدعا او را نهی کند و اگر بداند که تنها استدعا و موعظه اثر دارد و امر و نهی تأثیری ندارد واجب است استدعا و موعظه نماید.
۵ - اگر کسی مرتکب دو عمل حرام میشود یا دو واجب را ترک میکند و انسان بداند که امر به هر دو واجب تأثیری ندارد و احتمال دهد که امر به یک مورد مشخص آن مؤثر است واجب است به همان مورد امر نماید. و اگر بداند امر به یکی از دو واجبی را که ترک میکند میپذیرد به هر کدام که اهمیت بیشتری دارد امر نماید. مثلاً اگر کسی نماز و روزه خود را ترک میکند و اگر او را امر به نماز کند تأثیر نمیکند و امر به روزه در او تأثیر دارد واجب است امر به روزه نماید. اما اگر یکی از دو واجب را به طور غیر مشخص میپذیرد واجب است امر به نماز کند که اهمیت بیشتری دارد و اگر این دو واجب در یک سطح از اهمیت بودند به یکی از آن دو امر نماید.
۶ - اگر بداند یا احتمال دهد که نهی او فقط در حضور جمع مؤثر است، اگر گناه او علنی و آشکار است جایز و واجب است که در حضور جمع نهی کند امّا اگر گناه او علنی نیست در جواز و وجوب نهی او اشکال است.
۷ - اگر امر و نهی او جز با اجازه بر ترک واجبی دیگر یا ارتکاب یک عمل حرام اثر نمیکند، اگر عمل مورد اجازه از اهمیت بیشتری برخوردار باشد جایز نیست اجازه دهد و وظیفه امر یا نهی از او ساقط میشود. حتی اگر عمل مورد اجازه اهمیتی برابر با عمل مورد امر یا نهی داشته باشد اجازه برگناه جایز نیست. امّا اگر موردی که امر یا نهی میکند همانند قتل انسانی که جان او محترم است دارای اهمیتی باشد که خداوند به هیچ وجه به تخلف از آن راضی نیست، واجب است بر عمل حرام دیگر اجازه دهد.(نظیر اینکه برای حفظ ناموس کسی به بردن اموال او اجازه دهد.)
۸ - اگر بداند که نهی او تأثیر فوری در ترک گناه ندارد امّا بداند یا احتمال دهد که در ترک گناه آینده او تأثیر دارد واجب است نهی کند. همچنین اگر بداند که مثلاً نهی او از نوشیدن شراب ظرفی معین مؤثر نمیباشد، امّا اگر نهی کند در ترک گناه او در آینده مؤثر است و گناه خود را ترک یا کاهش میدهد واجب است او را نهی کند.
۹ - اگر بداند که امر یا نهی او نسبت به گنهکار تأثیر نمیکند امّا این امر و نهی به او در شخص دیگری تأثیر میکند باید به منظور تأثیر در دیگری به گنهکار اول امر یا نهی نماید.
۱۰ - اگر بداند که امر به معروف او در طرف تأثیری نمیکند امّا امر شخص خاصی در او تأثیر میکند واجب است به آن شخص امر کند تا با وجود شرایط به گنهکار امر به معروف نماید.
۱۱ - اگر بداند که شخصی نیت ارتکاب گناه کرده است و احتمال دهد که نهی او در ترک آن مؤثر است واجب است او را نهی کند.
۱۲ - اگر تأثیر امر یا نهی متوقف بر ارتکاب حرام یا ترک واجبی باشد جایز نیست و تکلیف برداشته میشود مگر اینکه گناه همانند قتل انسانی محترم اهمیتی داشته باشد که خداوند به هیچ وجه به انجام آن راضی نباشد و گناهی را که باید مرتکب شود تا از این گناه مهم جلوگیری کند به این اندازه از اهمیت نباشد. پس اگر نجات جان انسان محترمی متوقف بر ورود در خانه دیگری باشد واجب است در خانه غصبی وارد شود.
۱۳ - اگر بداند یا احتمال دهد که امر یا نهی او در کاهش گناه تأثیر دارد امّا گناه به کلی از بین نمیرود واجب است امر یا نهی کند. بلکه اگر گناه بزرگتری به گناه کوچکتر تبدیل گردد نیز واجب است بهویژه اینکه اگر گناه بزرگتر به گونهای باشد که خداوند به هیچ وجه به انجام آن راضی نیست.
۱۴ - اگر احتمال دهد که امر یا نهی او تأثیر مطلوب دارد امّا احتمال تأثیر منفی هم بدهد واجب است.
۱۵ - اگر احتمال دهد که امر و نهی او در تأخیر انجام گناه مؤثر است واجب است اقدام نماید.
۱۶ - اگر فرد یا افرادی به انجام وظیفه قیام کنند و امر و نهی آنها تأثیر نکند امّا فرد یا افراد دیگری احتمال دهند که امر یا نهی آنها تأثیر میکند باید در صورت شرایط اقدام نماید.
شرط سوم : قصد ادامه گناه
۱ - شرط دیگر امر به معروف و نهی از منکر قصد ادامه گناه است. پس اگر معلوم شود که گنهکار گناه را ترک کرده است نهی او واجب نخواهد بود.
۲ - منظور از قصد ادامه گناه تکرار گناه است اگر چه برای یک بار باشد.
۳ - اگر نشانه روشنی از ترک گناه حاصل شود که سبب یقین یا اطمینان بر ترک گناه گردد امر یا نهی واجب نخواهد بود و همچنین است اگر بینّهای مثل خبر فرد عادل بر ترک گناه او اقامه شود یا اظهار توبه و پشیمانی کند.
۴ - اگر در قصد ادامه یا ترک گناه او شک شود امر یا نهی او واجب نیست.
۵ - یکی از واجبات، توبه از گناه است. پس اگر فرد، مرتکب حرام یا ترک واجبی گردد باید فوری توبه کند و اگر در انجام توبه او شک شود یا معلوم گردد توبه نکرده است واجب است امر به توبه شود و این غیر از امر و نهی نسبت به گناهان دیگر است.
۶ - اگر با علم یا دلیل معتبر ثابت شود که از استمرار گناه عاجز است نهی از منکر او واجب نیست امّا اگر معلوم شود که اگر قدرت یابد گناه خود را تکرار میکند واجب است نهی شود.
۷ - اگر در میان دو یا چند نفر، فردی نامعلوم اصرار بر ادامه گناه دارد باید با عنوانی که منطبق بر او باشد نهی از منکر شود مثلاً گفته شود هر کسی اهل خوردن مشروب است ترک کند.
۸ - اگر از حال کسی علم یا اطمینان پیدا شود یا دلیل معتبری اقامه گردد که اراده انجام گناهی دارد که تا به حال مرتکب آن نشده است باید نهی از منکر شود.
شرط چهارم : نبود مفسده در امر و نهی
۱ - شرط دیگر امر به معروف و نهی از منکر این است که در امر و نهی مفسدهای نباشد. پس اگر بداند یا گمان کند یا احتمال صحیح بدهد که امر یا نهی او سبب ضرر جانی، آبرویی یا مالی درخور توجه به او یا وابستگان او یا مؤمنین میگردد واجب نیست بلکه در بسیاری از موارد حرام است.
۲ - اگر بداند یا گمان کند یا به موجب احتمال صحیح بترسد که امر یا نهی او سبب مشقت و سختی او یا وابستگانش یا سایر مؤمنین میگردد واجب نخواهد بود.
۳ - اگر بر جان و آبروی خود یا فردی از مؤمنین بترسد نهی از منکر حرام است و همینطور است اگر بر اموال قابل توجه مؤمنین بترسد. امّا اگر بر اموال خود بترسد و بلکه بداند که ضرر مالی به او میرسد اگر این ضرر سبب مشقت و سختی نشود نهی از منکر حرام نیست و در غیر این صورت حرام است.
۴ - اگر اقامه واجب و از بین بردن منکر به بذل مال فراوانی نیاز داشته باشد واجب نیست بذل نماید امّا اگر به مشقت و سختی نیفتد بذل آن، کار خوبی است. در غیر این صورت جایز نیست.
۵ - اگر معروف و منکر از اموری باشد که اسلام به آن اهمیت زیادی میدهد همانند اصول دین یا مذهب، حفظ قرآن، احکام ضروری اسلام مثل نماز، حجاب، روزه یا جان گروهی از مسلمانان یا هتک ناموس آنها یا نابودی آثار اسلام و دلایل و نشانههای آن که سبب گمراهی مسلمانان گردد یا نابودی بعضی از شعائر اسلام همانند بیتللَّهالحرام به گونهای که آثار و محل آن از بین برود، باید ملاحظه اهمیت شود و سختی و صرف ضرر اگر چه جانی باشد سبب بر طرف شدن تکلیف نمیگردد. پس اگر اقامه دلایل و حقایق اسلامی که به وسیله آنها گمراهی برطرف میگردد متوقف بر بذل جان مؤمن یا مؤمنان باشد، باید بذل جان کنند تا چه رسد که در ضرر یا مشقتهائی قرار گیرند که اهمیت آنها به اندازه جان نمیباشد.
۶ - اگر بدعتی در اسلام ایجاد شود و سکوت علمای دین و رؤسای مذهب سبب هتک اسلام و ضعف عقاید مسلمین شود باید به هر وسیله ممکن نهی از منکر کنند، چه نهی از منکر آنها مؤثر باشد یا نباشد و همینطور است اگر "سکوت آنها از نهی از منکر" این آثار منفی را در برداشته باشد در این موارد ملاحظه ضرر و مشقت نشود بلکه باید ملاحظه اهمیت شود.
۷ - اگر در سکوت علمای دین و رؤسای مذهب ترس آن برود که منکر، معروف و معروف، منکر شود یا ظالمان جرأت بر ارتکاب سایر محرمات و ایجاد بدعت پیدا کنند یا سبب سوءظن به آنها گردد باید علم خود را اظهار کنند و سکوت جایز نیست، اگر چه نهی از منکر آنها تأثیر نداشته باشد و در این موارد ملاحظه ضرر و سختی نمیشود بلکه اهمیت مورد ملاحظه قرار میگیرد.[۳۸]
فصل پنجم: مراتب و شیوههای امر و نهی
امر به معروف افزایش فضای سبز خانه دلها و جامعه است.
موضعگیری قلبی
موضعگیری قلبی، امر و نهی دینی به حساب نمیآید اما با توجه به اینکه نوعی برخورد با گناه و گنهکار است مورد بحث قرار میگیرد.
موضعگیری قلبی بخشی مهم از دینداری انسان را تشکیل میدهد و حب و بغض در راه خدا از مهمترین مسائل اصولی اسلام میباشد.
پیامبر اکرم(ص) فرمود:
بهترین اعمال حب و بغض در راه خداست.[۳۹]
محبت و دوستی خدا و آنچه از پیامبر و ائمه : ، اولیا و دوستداران خدا و ارزشها و احکام دینی که به خدای تعالی ارتباط دارد و بغض به دشمنان خدا، شیطان، دوستان و طرفداران او و ضد ارزشها و گناهان و کجرویهایی که به شیطان و دشمنان اسلام مرتبط است یک فریضه الهی است. اگر مؤمن از محبت به ارزشها و صاحبان آن و بغض و نفرت از ضد ارزشها و صاحبان آن بهرهمند نباشد دلی بیمار دارد و این بیماری به قدری مهلک است که خطر نابودی موجودیت معنوی او را به همراه دارد.
امیرالمؤمنین(ع) فرموده است:
کسی که با قلب خود عمل نیکی را نپذیرد و عمل زشتی را رد نکند وارونه میشود و بالایش به پائین میگراید.[۴۰]
وارونه شدن قلب همان مرگ معنوی انسان است.
آن حضرت در جای دیگر فرمود:
کسی که عمل زشتی را به قلب و زبانش انکار نکند مردهای بین زندههاست.[۴۱]
یکی از گناهان، رضایت به انجام گناه و ترک واجب است و یکی از واجبات دینی نفرت از گناه و ترک واجب است که هر مؤمنی باید در هر حال از چنین رضایتی بهدور و از چنین نفرتی برخوردار باشد.[۴۲]
زنان و مردان مؤمن نمیتوانند به خواهران و برادران دینی خود محبت نورزند و از آنها دفاع نکنند و از افراد و روحیههای غیر دینی و اعمال آنها متنفر نباشند، که نبود چنین حب و بغضهایی با محرومیت از دین و دینداری برابر است. ممکن است مؤمن در بسیاری از برخوردها با چهرههای مذهبی و غیر مذهبی، با تقوا و بیتقوا یکسان رفتار کند اما هیچگاه حالت قلبی او با آنها یکسان نخواهد بود. افراد متدین که بهرهمند از روحیه تواضع و توجه به احکام خدا و ظاهری دینی و چهرهای برخوردار از نشانههای اسلامی هستند از محبت قلبی مؤمنین بهرهمندند و چهرههای جلف و فاقد روحیه مذهبی و بیتوجه به احکام و ارزشهای الهی جایگاهی منفی در دل آنها دارند اگر چه از موقعیت اقتصادی، علمی، سیاسی، اجتماعی یا موقعیتهای دیگری برخوردار باشند.
امام باقر(ع) فرموده است:
اگر بخواهی بدانی که خیری در تو هست به قلبت بنگر، اگر اهل طاعت خدا را دوست دارد و به اهل معصیت بغض میورزد در تو خیر وجود دارد و خدا تو را دوست دارد و اگر با اهل طاعت خدا دشمنی میورزد و اهل معصیت را دوست دارد در تو خیری نیست و خدا با تو دشمن است و انسان با کسی است که او را دوست دارد.[۴۳]
محبت به مؤمنین همانند رشتهای آنها را در کنار یکدیگر قرار میدهد و نارضائی و نفرت از هواپرستان جاهل و بیگانه از ارزشها ایشان را از جرگه بیگانگان جدا میسازد و از هرگونه همسوئی در تفکر، اخلاق و اعمال آنها باز میدارد.
امیرالمؤمنین(ع) فرموده است:
ای کمیل، در هر حال حق بگو و افراد با تقوا را دوست بدار و از گنهکاران دوری گزین و از منافقین فاصلهگیر و با خائنان همراهی نکن.[۴۴]
بیشتر گناهان در پی هماهنگی نفس سرکش و شیطان عصیانگر تحقق مییابد اما بعد از انجام آن شرکای فراوانی در آن سهیم میگردند و آنها کسانی هستند که با قلب خود ذیل عمل گنهکار را امضا میکنند. بیتفاوتی در برابر مخالفت با خداوند نوعی رضایت، هماهنگی و همسویی با گناه و گنهکار است که دوری از خدا را به همراه دارد.
مؤمنین کسانی هستند که در برابر بایدها و نبایدهای دینی واکنشی قلبی نشان میدهند و از تحقق ارزشها خشنود و از انجام ضد ارزشها ناراضیاند. واکنش قلبی از انجام گناهان، حداقل حرکت ارزشمندی است که در خانه قلب مؤمن صورت میپذیرد.
پیامبر اکرم(ص) فرموده است:
زمانی خواهد آمد که دل مؤمن ذوب میشود همانگونه که سرب در آتش ذوب میشود و این نیست مگر به سبب بلاها و پیشامدهایی که در دین او بوجود میآید و قدرت تغییر آن را ندارد.[۴۵]
اگر چه مؤمن در برخی موقعیتها قدرت تغییر اوضاع را در جهت حاکمیت دین خدا ندارد و نمیتواند عملی را در سامان بخشی فرهنگی در صحنههای زندگی اجتماعی پدید آورد اما واجب است بهسرعت خشم خود را از مخالفت با احکام خدا اعلام نماید و خداوند این نارضایی و تغییر رنگ مؤمن را که ناشی از غضب بر انجام گناه است دوست دارد. چه اینکه این تنفر قلبی نشانه عزت و بزرگواری و شخصیت دینی مؤمن است.
امام صادق(ع) فرموده است:
در عزت مؤمن کافی است که چون عمل زشتی را ببیند خدا از ناخشنودی قلب او آگاه گردد.[۴۶]
مرتبه اول: اظهار تنفر قلبی
احکام و شیوههای مرتبه اول
۱ - امربهمعروف و نهیازمنکر دارای مراتبی است و با احتمال حاصل شدن مقصود با مراتب پایین جایز نیست به مراتب بالا عمل شود.
۲ - مرتبه اول آن است که با شخص معصیت کار طوری عمل شود که بفهمد برای گناه اوست که این گونه با وی رفتار شده است، مثل اینکه از او روبرگرداند، یا با چهره عبوس ملاقات کند، یا ترک مراوده نماید و از او اعراض کند تا معصیت را ترک گوید.
۳ - اگر در این مرتبه درجاتی باشد باید با احتمال تأثیر درجه خفیفتر، به همان اکتفا کند، مثلاً اگر احتمال میدهد که با ترک تکلم با او، مقصود حاصل میشود به همان اکتفا کند و به درجه بالاتر عمل نکند خصوصاً اگر طرف شخصی است که این گونه رفتار با او موجب هتک وی میشود.
۴ - اگر بداند یا احتمال دهد که دوری و ترک معاشرت با گنهکار موجب تخفیف معصیت میشود واجب است از او اعراض کند اگر چه بداند روگردانی او سبب ترک کلی گناه نمیشود، و این امر در صورتی است که با مراتب دیگر نتواند از معصیت جلوگیری کند.[۴۷]
همانگونه که در مسائل فقهی بیان گردید امر و نهی دینی دارای مراتبی است و هر یک از این مراتب خود از مراحل مختلفی برخوردار است که باید برای رعایت احترام گنهکار از پائینترین مرتبه و اولین مرحله آن اقدام شود.
آنچه در فتاوای فقهای اسلام بیان گردیده است نمونههای بارز اظهار تنفر است و منحصر به آنها نخواهد بود. رفتارهای مشابه دیگری وجود دارد که تنفر انسان را به منظور ترک گناه به گنهکار میفهماند و ما به برخی از موارد آن اشاره میکنیم.
سرد برخورد کردن، نگاه نکردن به طرف به هنگام ملاقات، خلاصه جواب دادن، برخلاف برنامههای معمول قبلی عمل کردن نظیر ترک همراهی با او در رفت و آمد به محل کار، بازار، مسجد و امثال آن، یا ترک مساعدتها، حمایتها، دفاعها و محبتهایی که به او میشد و عبوس و گرفته برخورد کردن.
امیرالمؤمنین(ع) فرموده است: کمترین نهی از منکر این است که با چهرهای عبوس با گنهکاران روبرو شوید.[۴۸]
اسحاق بن عمار که از شیعیان و راویان حدیث امام صادق(ع) است میگوید: وقتی اموالم فزونی یافت دربانی را بر در منزل خود قرار دادم تا فقرای شیعه را که برای دریافت کمک مراجعه میکردند از من دور سازد. در همان سال به مکه رفتم و به حضور امام صادق(ع) رسیدم و بر او سلام کردم اما حضرت سلام مرا با چهرهای عبوس و در هم جواب داد. عرض کردم فدایت شوم چه کاری موقعیت مرا در نزد شما تغییر داده است؟
امام(ع) فرمود: تغییر رفتار تو نسبت به مؤمنین.
عرض کردم فدایت شوم: به خدا قسم، میدانم که آنها بر دین خدا هستند اما از شهرت یافتن بر خود ترسیدم.
امام(ع) فرمود: ای اسحاق! آیا نمیدانی که وقتی مؤمنین با یکدیگر ملاقات و مصافحه میکنند خداوند یکصد رحمت در بین دستهای آنها قرار میدهد که نود و نه تای آن برای کسی است که برادر دینیاش را بیشتر دوست دارد؟... ای اسحاق از خدا بترس به گونهای که او را میبینی و اگر تو او را نمیبینی او تو را میبیند.[۴۹]
یکی دیگر از مصادیق مرتبه اول نخندیدن در چهره گنهکار است.
امام رضا(ع) فرموده است:
از تزویج به شرابخوار بپرهیز ... و از هم غذائی با او دوری نما و با او مصاحبت نکن و در چهره او نخند.[۵۰]
از مصادیق دیگر این مرتبه ترک سلام، روبرگرداندن، چشم بر هم گذاردن، دست بر پشت دست زدن، با نارضایتی سبحانالله گفتن، از روی ناراحتی سر تکان دادن، حالت تعجب به خود گرفتن، دندان بر لب پایین نهادن، ترک رفت و آمد، جواب منفی به دعوت او دادن و او را به ملاقات نپذیرفتن است.
مرتبه دوم: امر و نهی زبانی
احکام فقهی
۱ - اگر بداند هدف(انجام واجب یا ترک گناه) با شیوههای مرتبه اول حاصل نمیشود واجب است در صورت تأثیر به شیوههای مرتبه دوم عمل نماید.
۲ - اگر احتمال دهد که هدف با موعظه و ارشاد و سخن نرم برآورده میشود واجب است به همین صورت عمل کند و به بیش از آن تعدی نکند.
۳ - اگر بداند که موعظه و ارشاد و سخن نرم تأثیر نمیکند امر و نهی زبانی کند و در صورت احتمالِ تأثیر از آسانترین مرتبه آن شروع نماید و به بیش از آن تعدی نکند بهویژه اگر گنهکار از امر و نهی او مورد هتک قرار گیرد.
۴ - اگر برطرف شدن منکر و اقامه معروف متوقف بر سخن تند و شدت بخشیدن در امر و تهدید و وعده مخالفت با گنهکار باشد جایز و بلکه با پرهیز از دروغ واجب است.
۵ - جایز نیست در انجام نهی از منکر، از حرام و منکر مثل فحش و دروغ و اهانت کمک گرفته شود. بله اگر منکر از جمله چیزهایی باشد که اسلام به آن اهمیت میدهد و به هیچ وجه به انجام آن راضی نباشد نظیر قتل انسان محترم یا ارتکاب گناهان قبیح و بزرگ که وعده عذاب بر آن داده شده است جایز و بلکه واجب است ممانعت شود اگر چه لازم شود از آنچه گفته شد کمک گرفته شود.
۶ - اگر بعضی از مراتب امر و نهی زبانی اذیت و اهانت کمتری از بعضی از آنچه در مرتبه اول ذکر شد داشته باشد باید به آنها اکتفا شود. پس اگر موعظه و ارشاد با سخن نرم و چهرهای باز مؤثر باشد یا احتمال تأثیر آن برود و آزار کمتری از دوری و اعراض و امثال آن داشته باشد جایز نیست دوری و اعراض شود. انسانها در بیان و شنیدن امر و نهی متفاوتند چه بسا دوری و روگردانی از شخصی از امر و نهی او شدیدتر و سنگینتر و اهانتآمیزتر باشد و از همین رو امر و نهی کننده باید مراتب، اشخاص و عمل به مرتبه آسانتر و راحتتر را مورد توجه قرار دهد.
۷ - اگر تأثیر امر و نهی به استفاده از مرتبه اول و دوم باشد باید ضمن امر و نهی زبانی(و در صورت لزوم، غلظت در سخن و بلند کردن صدا و تهدید) از او دوری و اعراض نماید.[۵۱]
شیوههای امر و نهی زبانی
امر نهی زبانی دارای مراتب مختلف و شیوههای گوناگونی است که آنها را مورد بررسی قرار میدهیم تا با توجه به تناسب اجتماعی، زمانی و مکانی گنهکار مورد استفاده قرار گیرند. زیرا همه گنهکاران با یک روش هدایت نمیشوند و تمام امر و نهی کنندگان نیز با یک شیوه موفق نخواهند بود.
امر و نهی ساده
امر و نهی ساده عبارت از امر به واجب و نهی از حرام است که در قالب جمله "این عمل را انجام ده" یا "این عمل را ترک نما" صورت میپذیرد. عموم مردم از این روش استفاده میکنند اما این شیوه همیشه کارساز نیست و باید از شیوههای دیگری که مطرح میشود استفاده کرد.
امر و نهی حکیمانه
سخن حکمتآمیز از ظرافت و تأثیری عمیق برخوردار است و با توجه به اینکه منطبق با فطرت آدمی و دربردارنده سعادت اوست همواره از جاذبهدارترین سخنان در بین انسانها بوده است. مزین نمودن امر و نهی دینی به چنین حربه مفیدی آن را با موفقیت زیادی همراه میسازد.
خدای تعالی میفرماید:
با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت نما و با روشی که نیکوتر است با آنها مناظره کن.[۵۲]
در تفسیر کشاف آمده است: حکمت عبارت از سخن صحیح و محکمی است که حق را آشکار و شبهه را زایل میکند.
گاهی یک جمله حکمتآمیز چنان تحولی در گنهکار ایجاد میکند که با ساعتها بحث و مطالعه نمیتوان به آن دست یافت.
روزی امام کاظم(ع) از در خانه -بُشر- در بغداد میگذشت که شنید صدای ساز و آواز و رقص از خانه او بلند است و کنیزی برای ریختن خاکروبه به در خانه آمده است.
امام(ع) به او فرمود: ای کنیز صاحب این خانه آزاد است یا بنده میباشد؟
کنیز گفت: آزاد است
امام(ع) فرمود: راست گفتی آزاد است که این چنین گناه میکند، اگر بنده بود از مولای خود میترسید.
وقتی کنیز برگشت مولای او -بشر- بر سر سفره شراب بود، از او پرسید چرا دیر آمدی؟
کنیز ماجرای صحبت خود با امام(ع) را برای او بیان کرد. بشر که سخن آن حضرت را از زبان کنیز شنید پای برهنه بیرون دوید و به خدمت امام کاظم(ع) رسید و ضمن عذرخواهی و اظهار شرمندگی و گریه از کارهای خود توبه کرد.[۵۳]
امر و نهی صریح و کنایی
امر و نهی صریح، خطاب آشکار به انجام معروف و ترک منکر است. این شیوه در برخی موارد مؤثر است اما همواره کارساز نیست و باید به امر و نهی کنایی(غیرمستقیم) مبادرت ورزید.
کنایه در امر و نهی دینی در مواردی که امر و نهی صریح بدون اثر یا دارای اثر منفی است مورد استفاده قرار میگیرد. مثلاً به رباخوار گفته شود: اگر اسلام ربا را حرام نکرده بود من هم به گرفتن آن مبادرت میکردم اما پناه میبرم به خدا که مرتکب آن گردم. یا به غیبت کننده گفته شود: اگر غیبت جایز بود غیبت میکردم اما زبانم به حکم خدا بسته شده است. یا در نزد گنهکار و به هدف ارشاد او به دیگری امر یا نهی شود یا از گنهکار خواسته شود تا در رفع گناهی که خود او به آن گرفتار است برای دیگری دعا کند. مثلاً به گرانفروش گفته شود دعا کن خدا مرا از گرانفروشی نجات بدهد.
روزی نادرشاه افشار با سیدهاشم خارکن، روحانی مقیم نجف، ملاقات کرد.(او روزگار را با خارکنی میگذرانید.) نادر به سیدهاشم رو کرد و گفت: شما واقعاً همت کردهاید که از دنیا گذشتهاید! سیدهاشم با همان سادگی و روحانیت گفت: به عکس شما همت کردهاید که از آخرت گذشتهاید![۵۴]
استفاده از جملات: لااله الاالله، لاحول و لاقوةالا بالله، انالله و انا الیه راجعون، سبحان الله، پناه به خدا و امثال آن به هنگام مشاهده گناه در برخی موارد مفید است.
امر و نهی توضیحی
برخی گنهکاران با یک امر یا نهی مختصر از معصیت دوری نمیکنند اما اگر با توضیحات لازم روبرو شوند به حکم خدا گردن مینهند. در چنین مواردی باید با وجود شرایط به تحلیل گناه و آثار آن و ذکر موعظه و سرگذشت گنهکاران و ترس از خدا و قیامت پرداخت. موعظه از آثار مثبت و به جا ماندنی برخوردار است و پذیرش امر و نهی را آسان و گوارا میسازد.
قرآن کریم میفرماید:
اُدْعُ اِلی سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ و الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ[۵۵]
با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت نم
عمروبن عبید که قبل از به خلافت رسیدن منصور عباسی با او دوست بود روزی در ایام خلافت بر او وارد شد و مورد اکرام وی قرار گرفت و منصور از او تقاضای موعظه کرد. از جمله مواعظ عمرو که در حقیقت نهی از منکر بود این بود: که -ملک و سلطنتی که اکنون در دست تو است اگر برای کسی پایدار بود به تو نمیرسید از آن شب بترس که آبستن روزی است که دیگر شبی بعد از آن روز برای تو نخواهد بود![۵۶]
قضایای تاریخی نشان میدهد که پیامبر و ائمه : غالباً امر و نهی دینی خود را به شیوه موعظه و حکمت بیان میکردند به گونهای که امر و نهی از کلام آنها استفاده میشد.
امر و نهی تشویقی
غالب امر و نهیهای دینی بهدور از هر گونه تشویق صورت میپذیرد، اما بدون شک تشویق نقش موثری در گرایش گنهکار دارد. تشویق افراد به انجام واجبات و ترک محرمات بهویژه اگر به صورت ظریف و کار شناسانه صورت گیرد تأثیر چشمگیری در موفقیت امر و نهی دینی دارد. برخی گنهکاران با تشویق معمولی به هدایت بار مییابند اما برخی از آنها به سبب موقعیت، شخصیت یا روحیاتی که دارند با تشویقهای ساده به صلاح نمیگرایند. تشویق این گونه افراد باید با انجام کارهای کارشناسانه و توجه به روحیات آنها صورت گیرد که به برخی از موارد آن اشاره میکنیم.
به کسی که اهل موسیقی حرام است اما به مسائل علمی و تحقیقی هم اهمیت میدهد پیشنهاد شود چنانچه یک مقاله خوب دربارهٔ موسیقی و آثار آن از دیدگاه اسلام بنویسی و نظریات مراجع را در آن مطرح کنی به شکل خوبی از تو قدردانی خواهم کرد.
روش مقالهنویسی را پیرامون بسیاری از گناهان و واجبات دینی و برای قشر گستردهای از جامعه میتوان مطرح کرد. اساتید و معلمین میتوانند با توجه به معایب دانشآموزان و دانشجویان موضوعاتی را برای انشا یا تحقیق تعیین نمایند.
انجام مسابقههای فرهنگی نیز در امر و نهی دینی نتایج خوبی دارد.
پیشنهاد نوشتن یک مقاله دربارهٔ حجاب به بانویی که مراعات پوشش دینی را نمیکند از بهترین نوع امربهمعروف مؤثر و آگاهانه خواهد بود.
یکی دیگر از موارد تشویق آن است که گنهکار را بر امربهمعروف یا نهیازمنکری تشویق نمائیم که خود مرتکب آن است. مثلاً در صورت وجود شرایط به خانمی بدحجاب پیشنهاد شود که چنانچه خانمی را که حجاب دینی خود را مراعات نمیکند موفق به رعایت پوشش دینینمایی از فلان امتیاز که مورد علاقه و نیاز اوست برخوردار خواهی شد.
با چنین پیشنهادی سه کار مثبت صورت میگیرد. دو نفر به اصلاح میگرایند و گناهکار خود به امر کننده به نیکی مبدل میشود که این خود نقش مؤثری در تثبیت و دوام حجاب او خواهد داشت.
این شیوه در بسیاری از واجبات و محرمات و شماری از افراد جامعه امکانپذیر است.
اعطای امتیازات جزئی به برخی از گنهکاران میتواند به اصلاح آنها کمک کند البته این عمل باید با توجه و رعایت همه مسائل و مصالح صورت گیرد تا آثار نامطلوب به بار نیاورد. اَمْن اعلام نمودن منزل ابوسفیان(دشمن بزرگ اسلام) برای پناهندگی مردم مکه پس از فتح پیروزمندانه آن به دست پیامبر(ص) و یارانش از جمله این تشویقهاست.
همچنین یک معلم یا مدیر آگاه میتواند با اهرم امتیازاتی که در اختیار دارد افراد زیرنظر خود را به تقوای الهی سوق دهد. مثلاً به محصل خود اظهار کند ریش تراشی حرام است، چنانچه ترک کنی نمره انضباطی خوبی به تو خواهم داد یا تو را در پرونده اداری تشویق خواهم کرد.
در هر صورت اصل تشویق با هر شیوه مؤثری که بتواند در ترک گناه دیگران مؤثر باشد وسیله مفیدی است که نباید از آن غفلت کرد. چه اینکه خدای تعالی با تشویق بندگانش به نعمتهای بهشتی آنها را به تقوا سوق میدهد و ائمه : نیز چنین میکردند.
علی بن حمزه گوید: دوستی داشتم که در دیوان بنیامیه شغل نویسندگی داشت. از من درخواست کرد که از امام صادق(ع) برای او اجازه ملاقات بگیرم و حضرت(ع) اجازه فرمود. وقتی بر امام(ع) وارد شد سلام کرد و نشست. سپس عرض کرد: فدایت شوم! من در دیوان بنیامیه بودم و از دنیای آنها مال فراوانی به دست آوردم و در تحصیل این اموال از مسائل دینی چشمپوشی نمودم.
امام صادق(ع) فرمود: اگر بنیامیه کسی را نمییافتند که برای آنها بنویسد و مالیات جمعآوری کند و برای آنها بجنگد و در جماعت آنها حضور یابد حق ما را غصب نمیکردند! اگر مردم آنها را ترک میگفتند و به اموال آنها توجهی نمیکردند بیش از آنچه در دست داشتند نمییافتند.
جوان عرض کرد: فدایت شوم! آیا راه نجاتی هست؟
امام(ع) فرمود: اگر بگویم عمل میکنی؟
پاسخ داد: آری.
امام(ع) فرمود: تمام اموالی را که در دیوان آنها به دست آوردی رد کن. اگر کسی را میشناسی به او ردنما و اگر نمیشناسی از طرف او صدقه بده و من هم قول میدهم که بهشت را از خدا برای تو تضمین نمایم. جوان مدتی سر به زیر انداخت و ساکت ماند. سپس گفت: فدایت شوم، انجام میدهم! او با ما به کوفه برگشت و هر چه داشت حتی لباس خود را که پوشیده بود رد کرد و ما برای او لباس خریدیم.
چند ماهی نگذشت که بیمار شد و ما او را عیادت میکردیم. روزی بر او وارد شدم، چشمهایش را باز کرد و گفت: ای علیبن حمزه، امام صادق(ع) به قولش وفا کرد، و از دنیا رفت و ما او را به خاک سپردیم.
پس از آن بر امام صادق(ع) وارد شدم. وقتی مرا دید فرمود: ای علی بن حمزه، والله برای دوست تو به قول خود وفا کردیم. عرض کردم: فدایت شوم، راست میگویی. والله به هنگام مرگش به من خبر داد.[۵۷]
امر و نهی آرام و تند
امر و نهی باید به صورت آرام، صمیمی و بهدور از هرگونه تنش انجام گیرد و بخش عمده امر و نهیهای دینی به همین گونه انجام میشود. اما در برخی موارد به کارگیری این روش بیتأثیر است و ضرورت اقتضا دارد که از بیان تند و صدایی بلند استفاده شود و حتی اگر لازم و مؤثر باشد این عمل در حضور دیگران صورت پذیرد. البته تندی برخورد باید در چهارچوب معیارهای اخلاق اسلامی باشد.
مأمون برای جلب حضرت جواد(ع) به امور دنیوی نیرنگهای خود را به کار گرفت اما موفق نشد تا اینکه وقتی خواست دخترش امالفضل را برای زفاف به منزل حضرت بفرستد مجلسی تشکیل داد که امام(ع) هم بهناچار در آن حضور داشته باشد... و یک ترانه خوان و تارزنی را که مُخارق نام داشت و از ریش بسیار بلندی برخوردار بود طلبید و از او خواست تا کاری کند که امام جواد(ع) به امور دنیوی سرگرم شود. مخارق گفت: اگر امام(ع) مشغول کاری از امور دنیا باشد من او را آنگونه که بخواهی به سوی دنیا میکشانم. سپس در برابر امام(ع) نشست و از خود صدای الاغ درآورد و بعد از آن ساز میزد و آواز میخواند و امام(ع) به او توجهی نداشت و به راست و چپ هم نگاه نمیکرد اما وقتی حضرت دید آن بیحیا ادامه میدهد سرش را به جانب او بلند کرد و فریا زد: اتقاللّه...(از خدا بترس...)
مخارق از فریاد امام(ع) آنچنان وحشت زده شد که ساز و تار از دستش افتاد و تا آخر عمر دست او بهبود نیافت.
مأمون از حال او پرسید، جواب داد هنگامی که امام جواد(ع) بر سرم فریاد کشید آن چنان وحشت زده شدم که هیچگاه این حالت از وجودم برطرف نمیشود.[۵۸]
امر و نهی مذمتی
اگر امر و نهی ساده، کنایی، تشویقی و امثال آن که در مرتبه پایینتری هستند مؤثر نباشند باید امر و نهی مذمتی مورد استفاده قرار گیرد. مذمت گنهکار او را شرمنده میسازد و چون با نوعی خفت همراه است سبب تنبیه و پرهیز او از گناه میگردد. این روش با مراتب متعدد آن در میان انبیا و ائمه و صالحین پیوسته رایج بوده است.
ابوبصیر گوید در کوفه برای زنی قرآن میخواندم. یک بار در موردی با او شوخی کردم! بعد از مدتی که به خدمت امام باقر(ع) رسیدم مرا مورد مذمت و سرزنش قرار داد و فرمود: کسی که در خلوت مرتکب گناه شود خداوند به او نظر لطف نمیکند. چه سخنی به آن زن گفتی؟
از روی شرم و حیا سر در گریبان افکندم و توبه کردم.
امام باقر(ع) فرمود شوخی با زن نامحرم را تکرار نکن![۵۹]
امر و نهی تهدیدی
در مواردی که امر و نهی زبانی در مراحل پائین تأثیری ندارد انتقال به مرحله تهدید یک واجب شرعی است. البته تهدید باید حساب شده و بهدور از دروغ باشد. تهدید حربه مفید و مؤثری برای هدایت و اصلاح گنهکاران است که خداوند نیز برای سعادت آدمی و تحقق ارزشهای دینی، آنها را به عذاب دنیا و آخرت تهدید کرده است.
نمونه تهدید در امر و نهی قطع امتیازات است. مثلاً به فرد گفته شود: اگر به این عمل خود ادامه دهی موقعیت شغلی تو از بین خواهد رفت. یا اعتباری نخواهی داشت، یا آرامش تو به مخاطره میافتد، رابطه دوستان و خویشاوندان با تو قطع خواهد شد، مورد ضرب و شتم قرار میگیری یا امتیازات و مساعدتهای خود را قطع خواهم کرد. اما در هر حال تهدید باید متناسب، معقول و مؤثر باشد.
امر و نهی جمعی
اگر امر و نهی فردی تأثیر نداشته باشد باید با احتمال تأثیر، عدهای از مؤمنین به طور دسته جمعی به گنهکار امر و نهی نمایند. با توجه به اینکه امر و نهی دسته جمعی از پیام قویتری برخوردار است و فشار بیشتری را بر گنهکار وارد میآورد تأثیر افزونتری را به همراه دارد. مواجه شدن گنهکار با امر و نهیهای دیگران به او میفهماند که عده زیادی از عمل او مطلع و ناخشنودند و این چیزی نیست که او بتواند آن را نادیده انگارد. البته امر و نهی گروهی باید با رعایت همه جوانب صورت گیرد تا آثار مطلوب آن ظاهر گردد. مثلاً میشود او را به جمعی دوستانه دعوت کرد و در ضمن گفت و شنودها به او امر و نهی دینی کرد. و یا به منزل او رفته و با رعایت مقدمات لازم و حفظ احترام و صمیمیت با او، به طور طبیعی به وظیفه عمل کرد و چنانچه لازم باشد مقصود از گردهمایی در منزل او یا هر مکان دیگر را بیان کنند و از وی بخواهند و در صورت لزوم خواهش کنند که دیگر بار به گناه باز نگردد.
امر و نهی ملی و جهانی
امر و نهی دینی گاهی فردی نیست و دارای پیام جمعی و مربوط به گروهی از افراد است که به عنوان مثال در یک سخنرانی یا سخنان رادیویی یا تلویزیونی صورت میگیرد، و چه بسا جمع مخاطب یک ملت باشند که نمونه آن نهی از اسراف است که از سوی ولی امر مسلمین به ملت ایران اعلام میگردد. امر و نهی برخی اشخاص بهویژه رهبران مسلمین میتواند جنبه بینالملل اسلامی و جهانی داشته باشد زیرا امربهمعروف و نهیازمنکر امر به خوبیها و نهی از بدیهایی است که بسیاری از آنها مورد توجه همه انسانها با همه ملیتها و عقاید گوناگون است. این قسم از امر و نهی که مخاطبان جهانی دارد از جایگاهی بس بزرگ برخوردار است. چه اینکه امر و نهی انبیاء گسترهای به اندازه تاریخ بشر دارد و بالاتر از آن امر به معروف و نهی از منکر خداوند به همه انسانهاست. کتابهای آسمانی، کتاب امربهمعروف و نهی از منکرند.
رهبران دنیا میتوانند همانند امام خمینی از بزرگ امر و نهی کنندگان باشند اما با کمال تأسف نه تنها امر به ارزشها و نهی از ضد ارزشها نمیکنند که امر به منکر و نهی از معروف طریقه آنها گشته است به گونهای که بدترین منکرات را در مجالس قانونگذاری به تصویب میرسانند.
امید است بزرگ آمر به معروف و ناهی از منکر که نظیر امر و نهی زبانی و عملی او را تاریخ به خود ندیده است ظهور فرماید و همه معروفهای ارزشمند الهی از جمله امر به معروف و نهی از منکر را که متروک و مهجور گردیده است بر روی زمین احیا فرماید و جهان را اصلاح نماید.
مرتبه سوم: امر و نهی عملی
اگر مرتبه اول و دوم با همه مراحلی که دارند در انجام واجب و ترک گناه مؤثر نباشند باید مرتبه سوم امر و نهی دینی که جلوگیری عملی از گناه است صورت گیرد. گناه افراد ریشه در جهل، غفلت، ضعف ایمان یا هوای نفس آنها دارد و امرونهی زبانی توان آن را دارد که جهل را زدوده و غفلت را برطرف سازد.
اما اگر ریشه معصیت ضعف ایمان یا هوای نفس باشد درصد تأثیر امرونهی زبانی ناچیز خواهد بود، بهویژه اگر جهل و هوای نفس و ضعف ایمان در هم آمیخته باشد. در مورد چنین کسانی به مرتبه سوم امر و نهی که اعمال قدرت است عمل خواهد شد. البته در عصر حاکمیت اسلام مرتبه سوم امربهمعروف و نهیازمنکر به عهده دستگاههای حکومتی است و وظیفه مردم به مرتبه اول و دوم محدود میشود مگر اینکه دستگاهها به وظیفه خود عمل نکنند که در آن صورت مثل هر زمان دیگر مؤمنین موظفاند با وجود شرایطی که ذکر خواهد شد به تکلیف دینی خود در مرحله سوم عمل نمایند.
در آن زمان که امام خمینی ۱ برای تحصیل و تدریس به قم آمده و هنوز به مقام مرجعیت نرسیده بود، روزی فردی قلدر وارد مدرسه فیضیه میشود و شروع به عربده کشیدن و توهین به طلبههای اندک مدرسه مینماید در آن زمان افراد ضد روحانیت از سوی رضاخان حمایت میشدند. در این هنگام که طلبهها خود را از گزند آن شخص عربدهکش، کنار میکشیدند امام خمینی نزد او میرود و نهیبی بر سر او میکشد و یک سیلی محکم به صورت او میزند به طوری که برق از چشمان او میپرد، و با کمال خجالت سر به پائین انداخته و از مدرسه بیرون میرود.[۶۰]
با اجرای مرتبه سوم امر و نهی دست گردنکشان گنهکار از گناه کوتاه خواهد شد و مؤمنین احساس آرامش و سربلندی میکنند و مجرمین به خجلت و شرمساری فرو میافتند.
یکی از بزرگان قم میگوید در ایام رضاشاه قلدر پس از دستور کشف حجاب از سوی وی مأمورین با شدّت این دستور را اجرا میکردند. من در یکی از خیابانهای تهران عبور میکردم و زنی با چادر به راه خود ادامه میداد. همین که چشم یکی از افسران به آن زن افتاد با شدّت به او سیلی زد و چادر را از سرش کشید بهطوری که من وحشت زده شدم. ناگهان دیدم یک کالسکه در همانجا ایستاد و مرحوم آیةالله ابوالقاسم کاشانی از آن پیاده شدو از پشت سر یک سیلی محکم به آن افسر زد و او را به لرزش درآورد و سوار کالسکه شد و رفت. آن افسر همانند کسی که استخوانی در گلویش گیر کند دیگر نتوانست کلمهای حرف بزند.[۶۱]
احکام فقهی و نمونههای عینی
۱ - مرتبه سوم توسل به زور است. پس اگر بداند یا اطمینان داشته باشد که فرد منکر را ترک نمیکند یا واجب را به جا نمیآورد مگر با اِعمال زور، توسل بدان واجب است اما نباید از اندازه لازم تجاوز کند.
۲ - اگر جلوگیری از معصیت با ایجاد مانع بین شخص و معصیت ممکن باشد باید به آن اکتفا کند، در صورتی که محذور این کار کمتر از کارهای دیگر باشد.
۳ - اگر جلوگیری از معصیت توقف داشته باشد بر اینکه دست معصیت کار را بگیرد یا او را از محل معصیت بیرون نماید یا در وسیلهای که با آن معصیت میکند تصرف نماید جایز و بلکه واجب است.
سمرةبن جندب یک درخت خرما در باغ یکی از انصار داشت. منزل مسکونی مرد انصاری که خانوادهاش در آن زندگی میکردند در ابتدای باغ بود.
سمره بدون خبر وارد باغ میشد و به سراغ درخت خرمای خود میرفت و در ضمن به اهل خانه مرد انصاری چشماندازی میکرد. مرد انصاری از او درخواست کرد با اجازه وارد شود اما نپذیرفت. به ناچار به رسول اکرم(ص) شکایت کرد. حضرت سمره را خواست و او را از شکایت مرد انصاری مطلع نمود و فرمود: هرگاه اراده ورود به باغ داشتی از او اجازه بگیر تا چشم تو به خانواده او نیفتد که ناراحت شود. اما سمره نپذیرفت.
حضرت فرمود: درخت را بفروش اما او حاضر نشد. پیامبر(ص) قیمت را بالا میبرد و او نمیپذیرفت تا اینکه حضرت حاضر شد با قیمت بسیار بالایی درخت را از او خریداری کند اما همچنان حاضر به فروش نشد.
حضرت فرمود: میخواهی در برابر این درخت درختی در بهشت برای تو باشد؟ او نپذیرفت و حتی پیشنهاد سه درخت بهشتی را در برابر درخت خرمای خود قبول نکرد. وقتی کار به اینجا رسید پیامبر(ص) فرمود: تو مردی زیان رسان هستی و رو به مرد انصاری کرد و فرمود: برو درخت را قطع کن و جلوی سمره بینداز.[۶۲]
۴ - جایز نیست اموال محترم گنهکار را تلف کند مگر آنکه لازمه جلوگیری از معصیت باشد در این صورت اگر تلف کند ظاهراً ضامن نیست و در غیر این صورت ضامن و گنهکار است.
۵ - اگر جلوگیری از معصیت بر حبس گنهکار در محلی یا منع او به محلی متوقف باشد، واجب است با مراعات مقدار لازم اقدام نماید.
۶ - اگر جلوگیری از معصیت بر کتک زدن و سخت گرفتن بر شخص گنهکار و در مضیقه قرار دادن او توقف داشته باشد، جایز است لکن نباید زیاده روی شود، و بهتر است که در این امر و نظیر آن از مجتهد جامعالشرایط اجازه بگیرد.
۷ - اگر جلوگیری از منکرات و اقامه واجبات بر جرح و قتل توقف داشته باشد جایز نیست مگر به اذن مجتهد جامعالشرایط و با حصول شرایط آن.
۸ - اگر منکر از اموری است که شارع اقدس راضی نیست که به هیچ وجه انجام گیرد، دفع آن به هر شکل ممکن جایز است. مثلاً اگر کسی خواست شخصی را بناحق بکشد باید از او جلوگیری کرد و اگر دفاع از جان مظلوم جز به قتل ظالم ممکن نباشد جایز و بلکه واجب است و لازم نیست از مجتهد اذن حاصل نماید. لکن باید مراعات شود که در صورت امکان جلوگیری به شکل دیگری که به قتل منجر نشود انجام گیرد و اگر از حد لازم تجاوز کند گنهکار و احکام متعدی بر او جاری خواهد شد.[۶۳]
امر و نهی حکومتی
فلسفه تشکیل حکومت اسلامی امربهمعروف و نهیازمنکر است. تحقق معروفها و جلوگیری از منکرات بهویژه در عصر حاضر به گونهای است که جز در پرتو حکومت اسلامی میسر نیست. اوضاع کنونی دنیا به گونهای شکل گرفته است که تنها یک تشکیلات حکومتی میتواند در امر عملی به خوبیها و نهی قدرتمندانه از بدیها اقدام نماید و در سطح داخلی و جهانی حرکتهای اصلاحگرانه داشته باشد. نهیازمنکر ابرقدرتها، رؤسای جمهور، سازمانهای بینالمللی و رژیمهای فاسد دنیا بهویژه اسرائیل از زمان تشکیل حکومت اسلامی در ایران تحقق یافت و قبل از آن حتی در یک مورد از سوی ایران چنین حرکتهای اصلاحی انجام نگرفته است.
حکومت اسلامی با توجه به امکانات وسیعی که در اختیار دارد میتواند مردم سراسر کشور را امر و نهی زبانی و قلمی نماید که این کار توسط ولی امر مسلمین و دستگاههای تبلیغاتی و مطبوعاتی بهویژه رادیو تلویزیون صورت میپذیرد و وزارت ارشاد اسلامی، وزارت کشور و قوه قضائیه از عوامل و هستههای اصلی امر و نهی دینی حکومتی در جامعهاند. مصوبات مجلس در امر و نهی دینی از نقشی والا و ضرورت شرعی و عقلی برخوردار است. رادیو تلویزیون امر و نهی زبانی را به عهده دارد و وزارت کشور غالباً نهی از منکر عملی را توسط نیروهای انتظامی انجام میدهد و وزارت ارشاد به هر دو وظیفه امر و نهی زبانی و عملی موظف گردیده است و قوه قضائیه امر و نهی همراه با قدرت را اعمال میکند. موفقیت این دستگاهها گسترش فضای سبز معنوی جامعه و ازاله زشتیها و بدیها را به همراه دارد و ترک وظیفه آنها سبب جرأت یافتن گنهکاران و رشد تصاعدی معصیت و اضمحلال نشانههای دین خدا را سبب میگردد.
امر و نهی حکومتی گسترهای وسیع دارد. یک نهی از منکر رادیویی که در کل کشور طنینانداز میشود میتواند جمع زیادی از گنهکاران را زیر پوشش خود قرار دهد. رادیو تلویزیون با برکتترین دستگاه امر و نهی زبانی است که نباید حرکت او به امربهمعروف خلاصه شود. با امر به معروف نیمی از احکام اسلامی که بایدهای دینی است بیان میشود اما نیم دیگری از آنها که نبایدهای اسلامی است با نهی از منکر بیان میگردد. که اگر ترک شود امر به معروفهایی هم که صورت میگیرد از آثار لازم برخوردار نخواهد بود.
قرآن کریم همواره امربهمعروف را در کنار نهیازمنکر بیان فرموده است و این بیانگر آن است که این دو مکمل یکدیگرند و هیچ کدام جای دیگری را نمیگیرد و به تنهایی کافی نیست.
امر و نهی حکومتی با همه ابعادی که دارد کافی نیست و باید امر و نهیهای مردمی که خود از جهتی گستردگی بیشتری از ارشادها و هدایتهای حکومتی دارند مکمل آن گردند. اگر هر یک از حکومت یا مردم در انجام فریضه امر و نهی دینی سهلانگاری کنند نیمی از حرکت اصلاحگرانه به تعطیلی میگراید. و چون با یکدیگر همراه گردند چه مشکلهای فرهنگی که حل نمیشود و چه معروفها و کارهای نیکی که به بار نمینشینند.
فصل ششم: ریشههای شکست در امر و نهی دینی
امر به معروف مایه حیات جامعه اسلامی است.
تحلیل ریشههای شکست
عوامل فراوانی در شکست امر و نهی دینی تأثیر دارند که به اختصار به آنها میپردازیم.
نسنجیدگی
یکی از ریشههای شکست نسنجیده عمل کردن است. امر و نهی دینی شرایطی دارد که ملاحظه آنها یک ضرورت است. یکی از شرایط، احتمال تأثیر است. عدهای به محض دیدن معصیت کمر همت بر نهی از آن میبندند در حالی که با یک محاسبه کوتاه معلوم میگردد امر و نهی آنها تأثیری نخواهد داشت. اقدام به چنین امر و نهی دینی بینتیجه و موجب سرخوردگی امر و نهی کننده میگردد، و چه بسا چنین حرکت مقدسی به لوثی گراید. البته همانگونه که خوشبینی بیش از حد مضر است یأس از تأثیر هم ضرری جبران ناپذیر دارد. عدهای در طرف تفریط قرار گرفتهاند و بدون کمترین محاسبهای امر و نهی خود را بدون تأثیر میدانند. این روحیه تفریط گرایانه انسان را به ترک این فریضه الهی سوق میدهد و از هر گونه حرکت اصلاحی ناامید میسازد.
نبود مفسده و ضرر در امر و نهی دینی یکی دیگر از شرایط است که بیتوجهی به آن سبب ابتلای انسان به ضررهای مالی، جسمی، آبرویی و چه بسا جانی گردد. آنگاه فرد، ناکامی خود را به امر و نهی دینی نسبت میدهد بدون آنکه کمترین توجهی در نسنجیده عمل کردن خود داشته باشد. نتیجه این حرکتهای بدون محاسبه، ناکامی و گرفتاری مؤمن و سرخوردگی از انجام صحیح این فریضه اصلاحگرایانه است.
رعایت نکردن مراتب امر و نهی
رعایت مراتب، اصل مهمی است که از جنبههای اخلاقی و روانی خاصی برخوردار است. بیتوجهی به این اصل، امر و نهی را کمرنگ یا دشوار میسازد. به کارگیری مراتب و مراحل بالاتر در صورت کافی بودن مراتب پایین، امر و نهی دینی را با فشار بیشتر و در نتیجه لجبازی یا عکسالعمل منفی گنهکار روبرو میسازد و حداقل، آن را بدون تأثیر میکند. وقتی با یک اخم کردن گناه ترک میشود ضرورتی بر بهکارگیری مراتب بالاتر نیست و اگر کسی با موعظه یا درخواست و امثال آن انجام واجب یا ترک گناه را میپذیرد ضرورتی بر خشونت در کلام و رفتار مشابه آن وجود ندارد. بیتوجهی به مراتب امر و نهی بیشتر از سوی صاحب منصبان اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و همچنین پدران و مادران و بهویژه پیرمردان و پیرزنان و افراد عصبی صورت میپذیرد. یکی از علل عمده شکست کهنسالان در امر و نهی جوانان، تندی و خشونت غیر لازم و بلکه بیمورد آنهاست.
بیتوجهی کهنسالان به شخصیت جوانان امر و نهی آنان را بیتأثیر و چه بسا با تمسخر روبرو میگرداند. بزرگسالان آگاهند که امر و نهی دینی جولانگاه تاخت و تاز آنها به جوانان نیست. امر به معروف و نهی از منکر حتی در مرحله سوم، ماهیت بازدارندگی دارد نه آزاردهندگی. بنابراین برخوردهای کوبندهای که بدون هدف سازندگی و بازدارندگی صورت میپذیرد از حقیقت امر و نهی دینی فاصلهای عمیق دارد.
البته آنچه بیان گردید به این معنا نیست که هیچ گاه از مراحل بالا استفاده نشود بلکه مراد استفاده غیرضروری و ناموجه از مراحل بالاتر است که گاهی سبب بدبینی و زدگی گنهکار از احکام اسلامی میشود. تجربه نشان داده است که یکی از عوامل مهم شکست امرونهی کنندگان توهین و تندی بیمورد بوده است.
اعمال سلیقههای ناموجه
آنچه باید در امر و نهی دینی مورد توجه قرار گیرد بایدها و نبایدهای شرعی و عقلی است. اما اگر با اعمال سلیقهها و حبّ و بغضهای شخصی درآمیزد قداست امر و نهی دینی از بین میرود و موفقیت آن به دشواری میگراید. امر و نهی کننده باید به دنبال انجام واجب و ترک گناه باشد و به مسائل جزئی و جانبی حساسیت نورزد که چه بسا این حساسیتها سبب ترک واجب یا انجام گناه گردد. البته واجب باید به طور کامل انجام گیرد و حرام نیز به طور کامل ترک گردد ولی مادامی که افراد در مناطق ممنوع شرعی وارد نشدهاند گناهی نکردهاند، و تا هنگامی که حداقل واجبات را انجام دهند به معصیت آلوده نشدهاند. البته افراد نباید به دنبال حداقلهای واجبات شرعی باشند که با کمترین کاهشِ در عمل به حرام مبتلا شوند یا آنچنان در مقام عمل به مرزهای حرام نزدیک گردند که با کمترین افزایش به حرام گرفتار آیند یا به اباحیگری گرایند.
انجام مباحات اشکال ندارد اما اباحیگری روحیه مثبتی نیست. یعنی انسان همواره به دنبال این باشد که مباحات را بیابد و به انجام آنها همت گمارد. بسیار تفاوت دارد که شخصی به دنبال آن باشد که عملی حرام نباشد تا آن را انجام دهد یا بهدنبال دستورهای واجب و مستحبی اسلام باشد تا به آنها عمل کند. این دو روحیه، دو تفکر، و دو نوع خطمشی متفاوت است که در دو کلمه دینگرایی و اباحیگری خلاصه میشود. زیرا ارتکاب مباحات تدیّن نیست بلکه حرکت به دنبال بایدهای دینی تدیّن است.
روحیه اباحیگری و فرو رفتن کامل در حلال دنیا سبب گسترش غفلت از یاد خداست. ارتکاب مباحات تذکری را لازم ندارد اما روحیه اباحیگری نیازمند تذکر است.
بیتوجهی به دستورهای دینی
بدون شک تأثیر سخن کسانی که نسبت به حدود و احکام الهی بیتوجه و از زینت عمل به آنها بیبهرهاند اندک است. نهی از دروغ یک دروغگو موفقیتی در پیندارد. نهی از غیبت یک غیبت کننده به بار نمینشیند بلکه نهی از منکر کسی که گناهی غیر از گناه مورد نهی خود را مرتکب میشود تأثیر کمتری دارد. ترک عمل به بایدهای دینی و ارتکاب محرمات بهویژه در انظار مردم یکی از عوامل ناکامی در امر و نهی دینی به حساب میآید. کسی که اهل عمل به احکام الهی است ضمن اینکه بهراحتی امر و نهی میکند و کلام او از تأثیر درخور توجهی برخوردار است عملی را که انجام میدهد خود دعوت کننده به نیکیهاست. با این همه، سستی مسامحه کاران نباید بهانه ترک امر و نهی آنها شود.
گویند: کودکی را برای نهی از خوردن خرما به نزد رسول خدا(ص) آوردند اما حضرت که خود در آن روز خرما خورده بود نهی او را به روز دیگر موکول فرمود تا سخن او موثر قرار گیرد. اگر چه این قضیه شاهد مثال مشهوری شده است اما از جمله قضایایی است که نمیتوان به رسول خدا(ص) نسبت داد، زیرا ضمن این که سند محکمی ندارد، هیچ یک از عقلا، اطبا و ادیان الهی نگفتهاند طبیب یا هر فرد توصیه کننده به ترک برخی خوردنیهای حلال، خود به ترک آنها همت گمارد تا تأثیر کلام او در بیمار افزایش یابد. ضمن اینکه چنین امری وضعیت خوراکی اطبا را بحرانی میکند.
مخالفت گنهکار
یکی از علل منفی در به بار نشستن نهال امربهمعروف و نهیازمنکر ضعف گنهکار و کویری بودن سرزمین وجود اوست که بذر نیکیها را در خود نمیپذیرد. این عدم پذیرش که ناشی از لجاجت، عناد و گرههای کور قلبی در فکر و اعتقاد آنهاست امر و نهی دینی را با شکست روبرو میسازد اما این یک عامل از عوامل مختلفی است که در تضعیف امر و نهی دینی مؤثر است و با اصلاح سایر عوامل میتوان به اصلاحهای وسیع اجتماعی نایل گردید.
بیتوجهی به زمان و مکان امر و نهی
شکست برخی از امر و نهیهای غیرموفق ریشه در انتخاب مکان یا زمان آنها دارد. انتخاب زمان یا مکان نامناسب لجاجت و پرخاشگری گنهکار را به همراه دارد. نهی از منکر فرد در بین دوستانش غرور و مخالفت او را ظاهر میکند و چه بسا تذکر دهنده را استهزا کند اما همین تذکر که در خلوت صورت میپذیرد عکسالعمل منفی او را به همراه ندارد ضمن اینکه تأثیرات مطلوبی را به همراه دارد. همه افراد به حفظ شخصیت و اعتبار خود اهمیت میدهند و اگر کمترین نقصی در بین مردم به آن وارد شود حالت دفاع و تهاجم به خود میگیرند. آنگاه اولین چیزی که قربانی میشود هدف اصلاحگرانه نهی کننده از منکر است.
امیرالمؤمنین(ع) فرمود: کسی که در پنهانی برادرش را موعظه کند او را احترام کرده است و کسی که وی را در نزد دیگران موعظه کند به او بدی روا داشته است.[۶۴]
البته این بدان معنا نیست که هیچگاه کسی در بین مردم مورد تذکر قرار نگیرد. زیرا گاهی تأثیر امر و نهی به انجام آن در بین مردم منحصر میشود بهویژه مردمی که از عیب گنهکار آگاه و با تذکر به او موافقاند.(البته این در صورتی است که فسق گنهکار آشکار باشد.)
ترک همکاری حکومت و امر و نهی کنندگان
بدون شک وحدت بین مردم و حکومت بازده هر حرکتی را در سطح بالایی افزایش میدهد، و اختلاف بین این دو قطب اساسی کشور هر طرح و حرکتی را به اختلال میکشاند، و امر و نهی دینی را دچار رکود میکند.
اصلاح اجتماعی حرکت خاصی است که در برخی اوقات به نزاع و مراجعه به دستگاههای حکومتی میانجامد. اگر در نیروی انتظامی و سپس دستگاه قضایی از امر و نهی کنندگان حمایت نشود و بلکه از گنهکاران حمایت شود، روحیه انجام امر و نهی ضعیف میگردد و تمایل مؤمنین به انجام آن کاهش مییابد، و چه بسا به دلیل متضرر شدن از ناحیه برخی دستگاههای حکومتی ترک آن را شرعی تلقی کنند و مسئولیت گسترش ناهنجاریهای اخلاقی را به عهده آنها گذارده و عملاً خود را منزوی سازند. ناسازگاری هر یک از دستگاهها یا افراد بلند مرتبه حکومتی به تنهائی میتواند نقشی منفی در تحقق فریضه امر و نهی دینی داشته باشد. بنابراین حکومت اسلامی موظف است بهطور جدی و قانونی از آمرین به معروف حمایت کند تا در پرتو آن پهن دشت جامعه اسلامی به گلستان ارزشها تبدیل شود.
بیتوجهی به شیوههای اجرائی موفق
امرونهی دینی مثل هر عمل دیگر باید با شیوههای موفق و روشهای کارشناسانه صورت گیرد. کسی که به موارد تأثیر و رموز موفقیت و شیوههای مجرب و کاربردی و سایر معارف و احکام این حرکت مقدس آشنایی نداشته باشد همانند کسی است که از نماز جز واجب بودن، به سوی قبله بودن و با وضو بودن چیزی نداند. در حالی که اگر به قرائت صحیح یکایک ذکرها در اعمال مختلف قیام، قعود، رکوع، سجود، زمان هر نماز، مکان و شرایط آن، اموری که سبب بطلان وضو یا نماز است، توجه به برخی از احکام نظیر شکیات نماز و بسیاری از مسائل مستحب، واجب، حرام و مکروه را که ذکر آنها به طول میانجامد آگاه نباشد در انجام وظیفه موفق نخواهد بود.
امربهمعروف و نهیازمنکر یک مأموریت ویژه الهی است که انجام موفقیتآمیز آن جز در پرتو آگاهی به جوانب مختلف این عمل حاصل نمیشود و نوشته موجود در راستای چنین هدفی به رشته تحریر درآمده است.
فصل هفتم: شیوههای رفتاری در امر و نهی دینی
امر به معروف نشان روشن غیرت دینی مؤمن است.
شیوههای رفتاری در امرونهی دینی
همه کسانی که به عنوان خطاکار مورد امرونهی دینی قرار میگیرند دارای روحیه و ویژگیهای یگانه و همسو نیستند. بنابراین باید برخورد با آنها متناسب با ویژگیهای آنان صورت پذیرد که در این فصل به تحلیلهای اخلاقی، روانی و اجتماعی آنها میپردازیم. البته شیوه امرونهی گروههائی که ذکر میشود به آنچه بیان میگردد منحصر نمیشود و شیوههای دیگری که در مباحث مختلف این کتاب آمده است میتواند مفید باشد.
شیوه امر و نهی به نوجوانان
برخورد موفق با نوجوانان گنهکاری که به تکلیف رسیدهاند شیوه خاص خود را میطلبد. آنها براساس اعتماد، اظهار محبت، تشویق، جایزه و امثال آن ارشاد میشوند. امر و نهی به آنها باید به طور روشن و توأم با احترام صورت گیرد. مثلاً به آنها گفته شود: تو پسر یا دختر خوبی هستی اما میتوانی بهتر از این هم باشی و آن در صورتی است که به دیگران دروغ نگویی، آزار نرسانی یا در منزل مردم نگاه نکنی، یا نماز خود را به طور مرتب بخوانی، یا در جلسه آموزش قرآن شرکت نمایی.
رجاءبن حیات گوید روزی من و پدرم نزد معاذبن جبل بودیم. معاذ از پدرم پرسید این فرزند کیست؟ پدرم جواب داد: این فرزندم(رجاء) است.
معاذ گفت: آیا قرآن را به او آموختهای؟ جواب داد: خیر
معاذ گفت: قرآن را به او بیاموز. من از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: مردی نیست که به فرزندش قرآن را آموزش دهد مگر اینکه در روز قیامت تاج سلطنت بر سر پدر و مادر او گذارده میشود و با دو حلّه پوشانده میشوند که مردم نظیر این حلهها را ندیدهاند. سپس معاذ با دست خود بر شانه من زد و گفت: پسرم، اگر دوست داری که در روز قیامت دو حلّه به پدر و مادر خود بپوشانی قرآن را بیاموز.[۶۵]
خطاب صمیمی به نوجوانان در جلب عواطف آنها موثر است.
استفاده از حس رقابت در رشد و صلاح نوجوانان نکته مهمی است. مثلاً به او گفته شود: انتظار من از شما این است که این عمل را ترک کنی همانگونه که آن نوجوان این عمل را انجام نمیدهد. یا به او گفته شود: خداوند بچههای خوب را دوست دارد و خوبی انسان به عمل اوست که کار خوب کند و کار بد را ترک نماید. من دعا میکنم که از این پس شما این عمل را انجام ندهی یا این دستور خدا را انجام دهی.
بیشتر گناهان نوجوانان باتوجه به شرایط سنی آنها از جهل به حکم خدا صورت میگیرد از این رو توضیح واجب و حرام در یک جو دوستانه و مطابق با فهم نوجوانان اثر خوبی دارد.
شیوه امر و نهی به جوانان
هنگامی که انسان دوران کودکی و نوجوانی را سپری کرد و به دوران جوانی یعنی بلوغ فکری و جسمی و شکوفایی استعدادها و انتخابهای خود نایل گردید، با توجه به تواناییهای جسمانی و موقعیتهای طلایی که در انتخابها و تصمیمگیریها در عرصههای مختلف زندگی دارد، برای خود ارزش و شخصیت خاصی قائل است. دوست دارد دیگران به او نگرش مثبت و محترمانهای داشته باشند، و در عمل شخصیت او را مورد توجه قرار دهند. و در مقابل به کسانی که به این خواسته او توجه کرده، احترام او را بهویژه در نزد دیگران حفظ میکنند صمیمیت و علاقه بیشتری ابراز میدارد. البته این روحیه در مقاطع بعدی عمر هم ادامه دارد اما دوران شروع آن از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار است.
استفاده از این ویژگیِ جوان موفقیت امر و نهی دینی به او را افزایش میدهد. چه اینکه جوانان به پذیرش حق نزدیکتر و سریعترند. مثلاً به او گفته شود: یک جوان با شخصیت، دیگران را تمسخر نمیکند، یا حیف نیست که روح پاک یک جوان به گناه آلوده شود! یا جوانمردی و شجاعت به این نیست که کسی را بدون دلیل شرعی و عقلی مورد ضرب و شتم قرار دهی بلکه شجاعت و مردانگی به این است که برای دفاع از حق ستیزه کنی، یا روح پاک جوان عزیزتر از آن است که با تقلید از کفار غرب در لباس و وضعیت سر و صورت، خود را به ذلت بکشاند، یا جشن عروسی و نقطه شروع زندگی شرافتمندانه خود را به معصیت آلوده نکن. شب ازدواج شب آزمایش تقوای عروس و داما در پیشگاه خداوند است. تا معلوم گردد در اوج زمان شادی چه اندازه به احکام الهی پایبنداند.
ارشاد جوانان در نظر اسلام از اولویت خاصی برخوردار است و علت آن پذیرش سریع و قدرت عمل و طول عمری است که از آن برخوردارند و در پرتو آن میتوانند برکات و خدمات فراوانی را به اسلام و مسلمین ارائه دهند.
در بحث قبل شیوههای مختلفی را برای برخورد مثبت با نوجوانان بیان کردیم که آن شیوهها را میتوان در برخی از موارد برای جوانها نیز مورد استفاده قرار داد.
شیوه امر و نهی به بزرگسالان
امر و نهی بزرگسالان از سوی کسانی که از سن کمتری برخوردارند نیازمند اجرای برخی از شیوههاست که به تحلیل آنها میپردازیم.
با توجه به اینکه بزرگسالان از سابقه ایمانی بیشتری برخوردار بوده احترام آنها مورد توجه اسلام است. و از طرفی خود را با تجربهتر از دیگران دانسته و چه بسا آگاهتر از آنها به حساب آورند، و برخی از آنها به نوعی غرور پیری مبتلا میگردند که امر و نهی دینی را با مشکل روبرو میسازند. به همین علت باید به گونهای مورد امر و نهی قرار گیرند که به اظهار غرور آنها منتهی نشود.
زنان و مردان کهنسال که عمر خود را صرف خدمت به جامعه و نسل حاضر کردهاند، خود را دارای حق بر دیگران دانسته، احترام خویش را بر آنها لازم میدانند. حال با توجه به روانشناسی بزرگسال باید به امر و نهی ظریف آنها پرداخت.
یکی از شیوههای مؤثر در امر و نهی کهنسالان این است که آنها را دربارهٔ عمل خود به قضاوت گیریم. مثلاً از آنها بخواهیم تا دربارهٔ قرائت نماز ما اظهار نظر کنند و آنها را دربارهٔ قرائت برخی کلمات که تلفظ صحیح آن را اداء نمیکنند بیشتر جویا شویم، یا با طرح سؤال از آنها بخواهیم دربارهٔ برخورد نادرستی که خود به آن مبتلا شدهاند اظهارنظر کنند و در این میان به آرامی آنها را مورد اصلاح قرار دهیم.
امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) که زمان طفولیت را طی میکردند به پیرمردی گذشتند که وضوی صحیحی نمیگرفت برای هدایت پیرمرد بر وضوی خود نزاع کردند و قضاوت را به عهده او نهادند و هر دو نزد او وضو گرفتند. پیرمرد گفت هر دوی شما وضوی خوبی گرفتید و این پیرمرد جاهل است که وضوی خوبی نگرفت.[۶۶]
شیوه دیگر، طرح سؤال است. طرح سؤال از کسی که عمری را سپری کرده است از تناسب خوبی برخوردار است. مثلاً اگر خمس مال خود را نمیدهد دربارهٔ وجوب خمس سؤال شود، یا دربارهٔ حکم شرعی ریش تراشی که به آن گرفتار است سؤال گردد. یا از موارد جواز یا ممنوعیت غیبت دیگران که به آن مبتلا شده است پرسیده شود، و یا اگر اهل یاوهگویی و فحش است سؤال شود کسی که به دیگری دشنام داده است چه کند که خدا او را ببخشاید و عمل خود را تکرار نکند. البته ممکن است اظهار نظرهای غیرصحیحی نیز ابراز کنند که همین برداشت غلط سبب گناه آنها بوده است که باید نظر آنها در طی مباحثه محترمانه اصلاح شود. در مباحث آینده به برخی شیوههای دیگر اشاره خواهد شد.
شیوههای امر و نهی به رؤسا
رؤسای دستگاههای دولتی و غیردولتی از قدرت و نفوذ در انجام کارها، تغییر و تحولها، عزل و نصبها، تضعیف و تقویتهای افراد برخوردارند و این قدرت آنها ای بسا سبب روحیهای شود که مانع پذیرش امر و نهی دینی از زیردستان گردد. البته رؤسایی که از غرور قدرت بهدور هستند و سرزمین جانشان سرسبز از بذر نصیحت هر کسی است که حکم خدا را به آنان ابلاغ کند، پیام خداوند را میپذیرند و به احترام این پیام، پیام رسان را نیز مورد توجه و عنایت قرار میدهند.
امر و نهی مسئولین باید با ویژگیهایی همراه گردد که میزان تأثیر آن را افزایش دهد و به نتیجه مطلوب منتهی گردد. موارد قابل توجهی از آنها را در مباحث گذشته بیان کردیم و به موارد دیگری نیز اشاره میکنیم.
تذکر کلی و غیرمستقیم به رؤسا میتواند کاربرد فراوانی داشته باشد، و اگر امر و نهی حضوری مسئول با دشواری همراه است میتوان در یک موقعیت مناسب با تلفن به او تذکر داد. طرح سؤال و نظرخواهی از آنها که در بحث قبل مطرح گردید نیز میتواند مفید باشد. مثلاً از مسئولی که در ساعات کار اداری بر سر کار خود حضور نمییابد سؤال شود: باتوجه به اینکه، حقوق کامل دریافت میکنم اما در اول وقت اداری در محل کار حضور ندارم و میدانیم که بخشی از این حقوق مربوط به ساعات کار اداری است که ما حضور نداشتهایم، گرفتن چنین ماهیانهای چه صورت دارد؟
اگر استفاده از شیوههای مذکور با دشواری روبرو بود نامه و در صورت ضرورت نامه بدون نام و امضا مورد استفاده قرار گیرد. که خط آن هم شناسایی نشود. البته نامه که تأثیر زیادی هم دارد باید محترمانه و بهدور از تهمت، دروغ و هر گونه معصیت دیگری باشد.
در پایان ذکر این نکته مفید است که امر و نهی مسئولین از جمله امر و نهیهای بسیار مهمی است که از جایگاهی بلند و ثوابی عظیم برخوردار است بهویژه اگر گناه رئیس، ظلم در حق دیگران باشد.
شیوه امر و نهی به دانشمندان
دانشمندان جامعه علاوه بر آنکه ممکن است از غرور قدرت، پیری یا جوانی برخوردار باشند ای بسا به غرور علمی و تخصصی هم گرفتار شوند. این غرور موجب حجاب ظلمانی در درون آنها میگردد و تأثیر امر و نهی دینی به آنها را کاهش میدهد. البته دانشمندان با ایمان در برابر امر و نهی دینی که پیام خداوند است خاضع و تسلیماند.
حال چگونه دانشمندانی که از علوم و تخصصهای دنیوی و طبیعی یا علوم و معارف الهی و آخرتی برخوردارند، مورد امر و نهی دینی قرار گیرند؟
ضمن استفاده از برخی شیوههای گذشته میتوان بر ویژگی علمی آنها تکیه کرد که شما اهل دانش و منطق هستید و این ویژگی علمی، شما را در میان مردم برجسته کرده است. اگر چه کار خوب از همه کس پسندیده است از شما پسندیدهتر است و کار بد از هر کسی که باشد ناپسند است اما از مثل شما ناپسندتر است. انتظار مردم از امثال شما بیشتر است. سزاوار نیست کسی مثل شما با گفتن دورغ(یا نگاه به نامحرم یا هر گناه دیگری که مورد نظر است) موقعیت خود را خدشهدار کند و بالاتر اینکه خدا را از خود ناخشنود سازد.
درخواست مقاله و یا اظهارنظر او دربارهٔ مقالهای که پیرامون عیب او نگاشته شده است مفید است. اما اگر دانشمندی است که از علوم دینی برخوردار است و مثلاً عیب او بداخلاقی و تندی با دیگران است از او درخواست شود دربارهٔ بد خلقی و تندی با دیگران سخنرانی و نصیحت کند و ضررهای آن را بیان نماید. یا اگر در برنامههای اجتماعی نظم را رعایت نمیکند تعدادی از مؤمنین بخواهند که دربارهٔ نظم در کارها صحبت کند. یا چنانچه علاقهمند به دنیا است از او بخواهند دربارهٔ ضررهای علاقه به دنیا و ارزش زهد مطالبی ایراد کند، یا مقالهای بنویسد تا مورد استفاده دیگران قرارگیرد. و یا اگر خلف وعده میکند به او گفته شود سزاوار نیست که انسانهای بزرگوار خلف وعده کنند یا خدمات علمی لازم را در برابر اوقاتی که از مردم میگیرند ارائه ندهند.
در پایان نوشتن نامه از راحتترین شیوههای امر و نهی دینی به دانشمندان علوم طبیعی و الهی است. و پسندیده است که این حدیث امیرالمؤمنین(ع) در صدر نامه نوشته شود که فرمود:
نعم الهدیة الموعظة
بهترین هدیه موعظه است.[۶۷]
البته نوشتن نامه برای اشخاص عصبی که امر و نهی زبانی آنها میسّر نیست میتواند وسیله مفیدی باشد. ضبط امر و نهی زبانی بر روی نوار هم برای آنها راهگشا است اما باید مطالبِ مکتوب و یا ضبط شده با آرامش، نیت اصلاح و رعایت اخلاق اسلامی همراه باشد. شیوه امر و نهی نامهای و نواری میتواند در بسیاری از زمینهها مفید باشد.
شیوه امر و نهی به اعضای خانواده
امربهمعروف و نهیازمنکر اعضای خانواده یکی از مسائل مهم فرهنگی خانوادههای مسلمان است. از آنجائی که خوبیها و بدیهای هر یک از اعضای خانواده در اعتبار و سرنوشت سایر آنها بیتأثیر نیست باید احساس مسئولیت بیشتری در امربهمعروف و نهیازمنکر یکدیگر داشته باشند و در بین اعضا سرپرست آنها از مسئولیت بیشتری برخوردار است.
قرآن کریم میفرماید:
یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا اَنْفُسَکُمْ وَ اَهْلیکُمْ ناراً وَ قُودُها الْنَّاسُ وَ الْحِجارَةُ[۶۸]
ای کسانی که ایمان آوردهاید خود و اهل خود را از آتشی که آتشگیره آن مردم و سنگ خار است حفظ کنید.
دربارهٔ این آیه شریفه قرآن از پیامبر(ص) و امام صادق(ع) سؤال شد که چگونه خانواده خود را حفظ کنیم؟ در جواب فرمودند آنها را امربهمعروف و نهیازمنکر کنید.[۶۹]
بنابراین آیه فوق در زمره آیات امربهمعروف و نهیازمنکر است که در خصوص خانواده نازل شده است. امربهمعروف فرزندان از زمان طفولیت، تکلیف سرپرست خانواده را در زمان تکلیف آنها کاهش میدهد و از بسیاری از نهی از منکرهای زمان جوانی بینیاز میسازد.
یکی از روشهای امر و نهی دینی در خانواده این است که سرپرست خانواده واجبات دینی را بزرگ و با اهمیت تلقی کند و زشتی گناهان را نیز بزرگ شمارد و این را در سخنان و اعمال خود گوشزد کرده، و به اجرا درآورد، که موفقیت این کار تجربه شده است. برای مثال تمام مسلمانان با دیده احترام به قرآن مینگرند، آن را کتابی مقدس و آسمانی میدانند که برای هدایت انسان بر وجود مقدس پیامبر اکرم(ص) نازل شده است و این حقیقت را به فرزندان خود میآموزند و از همین رو خانواده مسلمانی یافت نمیشود مگر اینکه بزرگداشت و احترام فوقالعاده به قرآن را جزء برنامههای حتمی زندگی خود قرار داده است. این حاکمیت فرهنگ احترام به قرآن در بین فرزندان خانوادههای مسلمان ناشی از تکریم خاصی است که والدین آنها نسبت به قرآن داشتهاند. وقتی فرزندان مسلمان بزرگ میشوند و به عظمت قرآن آگاه میگردند احترام به قرآن را به طور ریشهای و عمیق درمییابند و این تکریم را به فرزندان خود آموزش میدهند. این تنها نمونه استثنائی نیست بلکه هر چه در فرهنگ حاکم بر خانواده بزرگ شمرده شود فرزندان، آن را بزرگ میشمارند. نمونه دیگر آن احترام به پیامبر و اهلبیت او : است.
هر یک از دستورهای الهی در خور آن است که در فرهنگ خانوادگی مسلمانان، بزرگ شمرده شود. خانوادههایی که نماز را بزرگ میشمارند و فرزندان خود را در هفت سالگی به نماز وامیدارند گرفتار مصیبت جانکاه بینمازی فرزندان خود در زمان تکلیف نیستند. و آنان که به حجاب اهمیت میدهند و چند سال قبل از تکلیف، دختر بچههای خود را به تمرین برخورداری از حیا و حجاب امر میکنند از معصیت بیحجابی و بدحجابی دختران خود در زمان تکلیف درامانند.
این روش نسبت به منکرات و افراد منفور نیز مطرح است. همه خانوادههای مسلمان جرثومههای فسادی چون شیطان، فرعون و دشمنان پیامبر و اهلبیت او را نزد خود منفور میدانند و این فرهنگ را به فرزندان خود منتقل میکنند. والدین میتوانند با طرح مداوم زشتی گناهان، فرزندان خانواده را صیانت کنند. این شیوه که در دراز مدت صورت میگیرد ضامن سلامت اعتقادی و اخلاقی فرزندان خانوادههاست و مشکل بسیاری از والدین فاصله گرفتن از این شیوه فرهنگی سازنده است.
حال اگر فرزندان خانوادهای که به سن تکلیف باریافتهاند از انجام واجبات و ترک محرمات سرباز زنند با شیوههای مناسب، مورد امر و نهی قرار گیرند. و اگر مرتبه اول و دوم با شیوههای گستردهای که دارند مؤثر قرار نگرفتند به مرتبه سوم که حبس و محو وسائل گناه و کتک در حد ضرورت است اقدام نمایند، و بیش از این تکلیفی نیست. البته این برخوردها در صورت تأثیر انجام گیرد.
یکی از روشهای اصلاح فرزندان طرح دوستی آنها با جوانان با تقواست. حتی اگر والدین هزینهای صرف نمایند تا فرزند خود را با افراد صالح دوست گردانند کار پسندیدهای کردهاند بلکه اگر این دوستی سبب انجام واجب و ترک حرام گردد تحقق آن واجب است.
رفت و آمد با خانوادههای با تقوا یکی از شیوههای اصلاح و ارشاد فرزندان است.
قطع برخی از امکانات رفاهی، عاطفی و مالی موقت که عوارض منفی جانبی به همراه نداشته باشد میتواند مؤثر باشد. البته قطع روابط با دوستان بد و خانوادههای غیرصالح بر هر چیزی مقدم است.
این امور را میتوان در ارتباط با زنی که مرتکب حرام یا ترک واجب میگردد به کار گرفت.
حال اگر مرد خانواده مرتکب معصیت ترک واجب گردد باید سایر اعضای خانواده در حد امکان او را مورد امر و نهی دینی قرار دهند و چنانچه مؤثر قرار نگیرد تکلیف بیشتری ندارند مگر اینکه گناه او به گونهای باشد که بر حسب قوانین اسلامی معرفی او به دستگاههای حکومتی واجب باشد.
شیوه امر و نهی به دوستان و اقوام
امر و نهی دوستان صمیمی کار آسانی است اگر فردی به انسان علاقه زیادی دارد میتوان با این جمله که دوست دارم این واجب را انجام دهی یا این گناه را ترک نمایی او را امر و نهی کرد. یا در یکی از اوقات گفت و شنود با وی از او بخواهی یکی از آرزوهای خود را بیان کند آنگاه اظهار نمایی یکی از آرزوهای من که هر روز انتظار تحقق آن را میکشم این است که تو نماز بخوانی یا همراه من به مسجد بیایی یا هر عیب دیگر را که مورد نظر است به او تذکر دهی.
یا به او گفته شود: دوست دارم تو از جمله اقوام یا دوستانی باشی که به دوستی با او افتخار کنم و تو میتوانی مورد افتخار من باشی و این کار جز در پرتو تقوا و پرهیزکاری میسر نیست. یا به او گفته شود: اگر میخواهی دوستی ما دوام و استحکام یابد باید از آن گناه یا فرد مورد نظر پرهیز کنی.
همچنین اگر از دوستان یا اقوامی است که به رفت و آمد با شما اهمیت فراوانی میدهد در رفت و آمد با او سهلانگاری کنید و به او بفهمانید که این به سبب گناهی است که مرتکب میشود. یا از خوردنیهای او اجتناب کنید و به او بفهمانید که به علت وجود اموال حرام اوست که از روی ظلم و بیموالاتی شرعی به دست آورده یا خمس آن را نپرداخته است.
شیوه امر و نهی به بانوان
امربهمعروف و نهی از منکر گنهکاران برهر انسان مکلفی با وجود شرایط آن واجب است و تفاوتی وجود ندارد که گنهکار و امر و نهی کننده از زنان یا مردان باشند. امر و نهی مرد و زن و بهعکس، ویژگیهای خاص خود را دارد اما هیچگاه سبب ترک امر و نهی به یکدیگر نمیگردد. آنچه معیار است وجود شرایط و رعایت موازین اسلامی است.
در یکی از استفتائات از امام خمینی ۱ آمده است: آیا دختری با شرط رعایت کردن موازین اسلامی میتواند پسری را راهنمایی و کمک کند؟ در جواب فرموده است: با مراعات موازین اسلامی مانعی ندارد.[۷۰]
در اینجا تنها منکرات اخلاقی مربوط به شهوات و هوسرانیهای زنان نظیر بیحجابی و خودنمائی، اظهار زینتها، نازک و تحریکآمیز سخن گفتن و شوخی با مردان نامحرم و امثال آن مورد بحث است و در سایر مسائل با کمی تفاوت امر و نهی به روال عادی صورت میپذیرد. و تنها تذکر مرد جوان به دختر و زنان جوان آن هم دربارهٔ بیحجابی و بدحجابی، آرایش و خودنمایی در جامعه و نزد نامحرم است که باید مورد دقت قرار گیرد.
در اینجا توصیههایی را به منظور موفقیت هر چه بیشتر مردان در امر و نهی بانوان بیان میکنیم:
۱ - رعایت تقوای همه جانبه به هنگام امر و نهی.
۲ - انتخاب موقعیت زمانی و مکانی مناسب.
۳ - در صورت لزوم امر و نهی در حضور دیگری انجام گیرد زیرا حضور دیگران حرکت مقدس نهی از منکر در جامعه را از هرگونه تهمت و افترا حفظ میکند. البته در برخی موارد لازم است کسی شاهد یا شنونده تذکر به زنان و دختران نباشد.
۴ - کلمات و حرکات تذکر دهنده به گونهای باشد که از موضع تهمت بهدور باشد.
۵ - نهیازمنکر با کمال وقار، سر بهزیری و با بیان واضح و رسا، محترمانه و با صبغهالهی بیان شود. مثلاً گفته شود خواهر(خانم) حجاب دینی خود را مراعات کن که این حکم خداست، یا دستور خداوندست که موی سر خود را کاملاً بپوشانی، یا خداوند خودنمایی زنان در جامعه را حرام کرده است. یا سر و گردن خود را بپوشان که حجاب حکم خداست و شما هم بنده خدا هستید.
۶ - نهیازمنکر از هرگونه نقصان و بریدگی در کلام و دلهره و اضطراب بهدور باشد.
۷ - در صورت همراه بودن خانواده نهی کننده، دختران یا زنان همراه، امر و نهی کنند. در غیر این صورت یا در صورت ضرورت خود در حضور آنها امر و نهی نماید.
۸ - اگر بیحجاب همراه دیگری است تذکر به او به صورت عادی انجام گیرد. البته اگر به همراه پدر یا همسر خود باشد گاهی بهتر است به پدر یا شوهر وی تذکر داده شود تا او را مورد نهیازمنکر قرار دهد. سلام و احوالپرسی با سرپرست او میتواند مقدمه خوبی برای بیان امر و نهی باشد.
۹ - برخی دختران بیحجاب در کنار مادران با حجاب خود در جامعه حاضر میشوند. تذکر به آنها در نزد مادر کار پسندیدهای است زیرا غالب مادران از امربهمعروف به دختر خود حمایت میکنند. البته عده کمی از آنها با تذکر به دختر خود موافق نیستند و چه بسا موضعگیری منفی کنند. تعریف از حجاب مادران نقش بسیار مؤثری دارد مثلاً گفته شود: چرا از روش مادر خود فاصله گرفتهای؟ حجاب مادر شما الگوی شماست. ارزش زن به پوشیدگی است نه هوسرانی و تقلید از دشمنان اسلام.
۱۰ - برخی زنان مبتذل به گونهای در جامعه حضور مییابند که در صورت تذکر و اراده اصلاح وضع خود، نمیتوانند به وظیفه دینی خود عمل کنند. به چنین کسانی میتوان گفت: از خدا نمیترسی یا از خداوند حیا نمیکنی اینگونه در جامعه حاضر شدهای؟ زن عفیف اینگونه وارد جامعه نمیشود، یا آرایش و خودنمایی برای غیرشوهر حرام است و شما باید ساده و پوشیده باشید.
برخی زنان بیحجاب که مورد امر و نهی قرارمیگیرند اظهار میدارند: شما نگاه نکن چرا نگاه کردی؟ در جواب میتوان گفت، نگاه نکردن من از تکلیف شما نمیکاهد. شما نامحرم را به نگاه نگیر. نگاه افتادن غیر از نگاه کردن عمدی است. نگاه من تو را بیحجاب کرد یا بیحجابی تو سبب نگاه من شد؟
به خانمی که دختر بچه خود را به صورت عروسکی در ویترین جامعه به نمایش گذارده بود گفته شد. به همان گونه که برای خود شخصیت و ارزش قائلید برای فرزند خود نیز قائل باشید. حیای دختر بچه با عریان بودن سر و پاهای او از بین میرود. آنگاه مقدمه معصیت بیحیایی و بیحجابی آینده او را به دست خود فراهم کردهای. جواب داد: حجاب او واجب نیست. گفته شد بیحجابی او واجب است؟
فصل هشتم : آثار امر و نهی دینی در روایات
امر و نهی دینی کلید تحقق احکام الهی است.
امر و نهی دینی نظیر هر عمل دیگر آثار طبیعی و شرعی خود را به همراه دارد. این آثار به طور پراکنده در آیات و روایات بیان شدهاند که مهمترین آنها را طی یازده موضوع جداگانه مطرح میکنیم:
حفظ اسلام و احکام آن:
این بدیهیترین و مهمترین اثر امر و نهی دینی است.
امیرالمؤمنین(ع) فرمود:
پا برجائی دین به امربهمعروف و نهیازمنکر و اقامه حدود است.[۷۱]
امام باقر(ع) فرمود:
امربهمعروف و نهیازمنکر راه انبیا و صالحین است. فریضه عظیمی است که دیگر واجبات به وسیله آن اجرا میگردد.[۷۲]
اسلام حقیقتی است که حفظ آن به اجرای آن در زندگی فردی و اجتماعی مؤمنین است و امر و نهی دینی وسیلهای مقدس و موثر جهت اجرای احکام دین است.
تقویت مؤمنین:
تقویت اهل ایمان در جامعه به تقویت افکار، عقاید و ارزشهای دینی آنهاست. وقتی محتوای دین که حاوی ارزشهای پذیرفته شده مؤمنان است مورد توجه و تذکر و اجرا قرار گیرد و ضد ارزشها و نبایدهای دینی مورد نهی واقع شوند، اهل ایمان تقویت خواهند شد.
امیرالمؤمنین(ع) فرمود:
کسی که امربهمعروف کند پشت مؤمنان را محکم کرده است.[۷۳]
امر و نهی دینی حضور مثبت اهل ایمان در جامعه است و طبیعی است که چنین حضوری پشت مؤمنین را محکم میکند.
تحصیل خلافت الهی:
خدای تعالی بیش از هر کسی در کتاب الهی خود به خوبیها امر فرموده و از بدیها نهی کرده است و پیامبر اکرم(ص) نیز به فرمان او امر و نهیهای الهی را اعلام و بر تحقق آنها تلاش فراوان کرد. بنابراین کسی که به امر و نهی الهی همت گمارد خلیفه خدا و رسول خدا(ص) خواهد بود.
پیامبر اکرم(ص) فرمود:
کسی که امربهمعروف و نهیازمنکر کند خلیفه خدا در زمین و خلیفه رسول اوست.[۷۴]
عزت:
امام باقر(ع) فرمود:
امربهمعروف و نهیازمنکر دو مخلوق از مخلوقات خدای عزوجل هستند. پس کسی که آن دو را یاری کند خدا او را عزیز کند و کسی که آنها را یاری نکند خدا او را یاری نخواهد کرد.[۷۵]
امام صادق(ع) فرمود:
در عزت مؤمن کافی است که چون عمل زشتی را ببیند خدا از ناخشنودی قلب او آگاه گردد.[۷۶]
پیامبر اکرم(ص) فرمود:
با منزلتترین انسانها نزد خدا در روز قیامت کسی است که برای نصیحت مردم بیشتر در زمین حرکت کند.[۷۷]
آبادی زمین:
امام باقر(ع) فرمود:
به وسیله امربهمعروف و نهیازمنکر زمین آباد میگردد.[۷۸]
آبادی زمین به حاکمیت عدالت و تحقق ارزشها و بایدهای دینی و رفع گناهان و نبایدهای مذهبی است که در سایه امر و نهی دینی تحقق مییابند. زیرا رفع آلودگیهای باطنی و افزایش فضای سبز معنوی جامعه از آثار قطعی امر و نهی دینی است.
امنیت:
آنچهسبب رفع آسایش و سلب امنیتمیگردد "منکر" است و آنچه به تحقق امنیت منتهی شود "معروف" است و در نهیازمنکر از عوامل مخل امنیتنهی میشود و در امربهمعروف به "عواملایجاد امنیت" امر میشود.
امام باقر(ع) فرمود:
به وسیله امربهمعروف و نهیازمنکر راهها امن میشود.[۷۹]
رستگاری:
قرآن کریم میفرماید:
باید از شما مسلمانان گروهی باشند که به خیر و نیکی دعوت کنند و امربهمعروف و نهیازمنکر نمایند و آنها رستگارانند.[۸۰]
نجات از بلاه:
قرآن کریم میفرماید:
وقتی آنچه را که متذکر شده بودند فراموش کردند، ما نهی کنندگان از بدیها را نجات دادیم و ظالمان و فاسقان را به عذاب گرفتار کردیم.[۸۱]
تضعیف کفار:
امیرالمؤمنین(ع) فرمود:
کسی که نهیازمنکر کند بینی کفار را به خاک مالیده است.[۸۲]
کفار، بیگانه از ارزشهای الهی و مایل به منکراتاند و از همین رو از طرح ارزشها و نهی از بدیها رنج میبرند. چه اینکه امروز کفار دنیا از تحقق ارزشهای الهی در هر یک از کشورهای اسلامی و بهویژه ایران اندوهناکاند. هر ارزش دینی خود خاری در چشم آنهاست و مبارزه با هر ضد ارزش برخلاف میل متکبرانه ایشان خواهد بود و بینی آنها را به خاک مذلت میمالد، بهویژه اگر امر و نهیهای اسلامی جنبه جهانی داشته و خطاب به سران دنیا باشد.
خیر و نیکی:
پیامبر اکرم(ص) فرمود:
امت من در خیر و خوشی هستند مادام که امربهمعروف و نهیازمنکر میکنند.[۸۳]
شرکت در ثواب دیگران:
پیامبر اکرم(ص) فرمود:
کسی که امربهمعروف و نهیازمنکر کند یا بر کار خیری راهنمایی نماید در انجام آن کارهای خیر شریک است و کسی که امر به بدی کند یا بر کار زشتی راهنمایی نماید در آن اعمال شریک است.[۸۴]
اصلاح گنهکاران:
فاطمه زهرا ۳ فرمود:
خداوند امر به معروف را به خاطر مصلحت عموم مردم واجب کرد.[۸۵]
نکته امر به معروف قطره زلال بارانی است که از بارش ابرهای آسمان روح مؤمن بر سرزمین جان گنهکار فرو میریزد و به او حیات میبخشد.
فصل نهم : عوامل ترک امر و نهی دینی
امر و نهی دینی حضور مثبت اهل ایمان در جامعه است.
مذمت ترک امرونهی دینی
همانگونه که بیان شد امربهمعروف و نهیازمنکر دو حکم از احکام اساسی و کلیدی اسلاماند که سبب اجرای سایر احکام دین میگردند و عظمت آنها نسبت به سایر احکام اسلامی همانند دریا و قطره آب است. اگر امرونهی دینی در جامعه ترک شود نشانههای دین از بین میرود، رذایل جای فضایل را میگیرد و اهل ایمان غریب میشوند و اصل ایمان و حیات معنوی انسان دستخوش خطر جدی قرار میگیرد.
امیرالمؤمنین(ع) فرمود:
کسی که کار بد را به قلب و زبانش انکار نکند مردهای میان زندههاست.[۸۶]
این مرگ یک مرگ معنوی است. هر چیزی نشانهای دارد و حیات معنوی نیز نشانههای خاص خود را دارد که از جمله این علایم حساسیت داشتن به موافقت و مخالفت خداوند تعالی است. اگر کسی از چنین احساسی محروم باشد در حقیقت حیات معنوی خود را از دست داده است و در مردار خیری نیست.
امیرالمؤمنین(ع) فرمود:
در کسی که نصیحت کننده نیست و نصیحت کنندگان را دوست ندارد خیری نیست.[۸۷]
چه دردی بالاتر از اینکه انسان از یک وجود مثبت و خیر محروم ماند و عملاً خود را تعطیل و از قلب دینداری که امر و نهی اسلامی است محروم کند.
امام صادق(ع) فرمود:
وای بر کسانی که خدا را با امربهمعروف و نهیازمنکر دینداری نمیکنند.[۸۸]
ترک امر و نهی نوعی موافقت با گناه و مخالفت با خدای تعالی است. اگر آدمی موافق گناه نیست چرا ابراز نمیکند؟ چرا در حدی که بر موقعیت خود حساس و از آن دفاع میکند بر موقعیت دین خود حساسیت ندارد و از آن دفاع نمیکند؟ اگر کسی با یکی از دوستان و نزدیکان ما مخالفت ورزد از او دفاع میکنیم چه ارتباطی بالاتر از ارتباط بنده با خداوند؟ معلوم میشود به دشمنی پنهان با خدای خود گرفتار آمدهایم، اگر چه به این واقعیت قلبی اقرار نداشته باشیم.
امام صادق(ع) فرمود:
کسی که گناه را ببیند و با توانی که دارد از آن نهی نکند دوست دارد معصیت خدا شود و کسی که دوست دارد معصیت خدا شود. دشمنی خود را با خدا آشکار ساخته است.[۸۹]
از مجموع آنچه بیان گردید نتیجه میگیریم که مؤمن باید غیرت دینی داشته باشد. در غیر این صورت انسان بیخیر و آفتمندی است که از حیات پاک معنوی که اساس انسانیت آدمی را تشکیل میدهد محروم است.
علل ترک امرونهی دینی
با همه اهمیت و اولویتی که اسلام برای امربهمعروف و نهیازمنکر قایل شده است و باتوجه به آثار نیکو و فراوانی که در این دو فریضه نورانی وجود دارد، بیشتر از هر واجب دیگری ترک میشوند. ترک واجبی به این اهمیت که اساسیترین اصل عملی اسلام است بدون علت نیست. در این بحث عوامل و ریشههای اصلی ترک امر و نهی دینی را مورد تحلیل قرار میدهیم تا با شناخت آنها زمینه از بین بردنشان فراهم گردد و با شیوههایی که ارائه میشود زمینه تحقق وظیفه به فضل خدای رحمان مهیا گردد.
ضعف ایمان
امر و نهی ریشه در قرآن کریم و روایات پیامبران و ائمه معصومین دارد. و این مقدار از دستورهای دینی کافی است که هر مؤمنی که از حد متوسط ایمان به خدا و اسلام برخوردار است، به انجام این دو فرضیه الهی قیام کند. بنابراین اگر کسی با توجه به همه تأکیدهایی که از ارکان دین در کتاب و سنت گرد آمده است تسامح ورزد معلوم میشود که تدین او آفتمند است، و یکی از آفات مهم ضعف ایمان است که میتواند منشأ آفات دیگر و از جمله ترک امر و نهی دینی باشد.
پیامبر اکرم(ص) فرمود:
اِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیُبْغِضُ الْمُؤمِنَ الضَّعیفَ الَّذی لا دینَ لَهُ فَقیلَ: وَ مَاالْمُؤْمِنُ الضَّعیفُ الَّذی لا دینَ لَهُ؟ قالَ الَّذی لا یَنْهی عِنِ الْمُنْکَرِ[۹۰]
خداوند عزوجل دشمن میدارد مؤمن ضعیفی را که دین ندارد، گفته شد مؤمن ضعیفی که دین ندارد کیست؟ فرمود: کسی که نهیازمنکر نمیکند.
چه ضعفی بدتر از ضعف ایمان که گسترش آن سبب بیایمانی میگردد. مهلکهای که بدتر از آن تصور نمیشود. کسی که با محاسبه نفس و جستجو در زوایای قلبی خود به این نتیجه رسد که ترک امر و نهی دینی او ناشی از ضعف ایمان است باید با مطالعه، استغاثه به درگاه الهی، توسل به حضرات معصومین : ، تلاوت قرآن، استماع سخنان علمای صاحب نفس ایمان خود را تقویت کند تا با بهبودی که در وضع معنوی و روحی او پدید میآید امرونهی را همانند سایر واجبات، بلکه با عنایت هر چه بیشتر انجام دهد.
ضعف نفس
یکی از عوامل مهم ترک امربهمعروف و بهویژه نهیازمنکر ضعف نفس است. عده بسیاری تکلیف را احساس میکنند و توان انجام آن را دارند اما به سبب ضعف نفس آن را ترک میکنند. اغلب کسانی که در جامعه حضور چندانی نداشتهاند و از سنین کمتر وارد صحنههای دفاع از ارزشهای دینی و انسانی نشدهاند به نوعی از ضعف نفس گرفتار شدهاند که امر و نهی اسلامی را چون کوهی بزرگ برخود سنگین احساس میکنند و اگر بخواهند تذکری دهند، لرزه بر اندامشان میافتد و رنگ چهره آنها تغییر میکند. اینها تکلیف را احساس میکنند، علاقه به انجام آن هم دارند اما ضعف نفس آنها مانع از ورود در صحنههای امر و نهی دینی گردیده است.
سعدی میگوید: سالی از بلخ به شهری سفر میکردیم و راه پر از خطر راهزنانی بود که اموال مردم را به یغما میبردند. اما جوانی با ما همراه شد سلحشور و جنگاور که ده مرد جنگی توان شکست او را نداشتند. من و این جوان با یکدیگر بودیم. دیوار قدیمی را به قدرت بازو فرو میریخت و درخت کهن را به زور سرپنجه خود میکَند و با تفاخر میگفت:
پیل کو تا کتف و بازوی گردان ببیند
شیرکو تا کتف و سرپنجه مردان ببیند
اما این جوان از خانوادهای متنعم و نازپرورده بود، نه جهاندیده و سفر کرده. فریاد رعدآسای دلاوران به گوشش نرسیده بود و برق شمشیر سواران را ندیده بود.
در حال قدرتنمایی جوان بودیم که دو هندو از پس سنگی سربر آوردند و قصد کشتن ماکردند. در دست یکی چوبی بود و در دست دیگری کلوخ کوبی.
به جوان گفتم چه میکنی؟ به قدرت خود با آنها برخورد کن که به پای خویش به گور خود آمدند. تیر و کمان را دیدم که از دست جوان افتاده بود و بر خود میلرزید.
چاره جز آن ندیدیم که سلاح و جامه رها کردیم و جان به سلامت بردیم.
سعدی در پایان نتیجه میگیرد که تجربه و کارآزمودگی و حضور در میدان مهم است.[۹۱]
کسانی که باتوجه به ضعف نفس خود توان حضور در میدان مقدس امربهمعروف و نهیازمنکر را ندارند باید کار را از اموری آسان و نسبت به کسانی آغاز کنند که از آنها ترسی ندارند، تا بهتدریج قوی گردند و به همه گنهکاران امرو نهی دینی نمایند. به عنوان مثال: اول به دختر بچههای به تکلیف رسیده که حجاب خود را مراعات نمیکنند تذکر دهند تا بتوانند به زنان بیحجاب تذکر دهند. آنگاه است که امر و نهی دینی آسان و عملی میگردد.
ترسهای بیمورد
ترسهای انسان بر دو نوع است. ترسهای معقول که از تجزیه و تحلیل و عاقبت اندیشیهای صحیح ناشی میشود و دیگر ترسهایی که از ضعف انسان سرچشمه میگیرد. منشأ ترسهای نوع اول تفکر و بررسی مسائل است اما ترسهای نوع دوم از یک ضعف منفی درونی ناشی میگردد.
ترک امر و نهی دینی براساس ترسهای معقول جایز و در مواردی واجب است، اما ترک این فریضه که به خیالات واهی و القائات شیطانی و ترسو بودن انسان منتهی میشود جایز نیست. ترسهای نوع دوم یک بیماری است و تا وقتی مداوا نشوند آثار منفی آنها که از جمله آنها ترک امر و نهی دینی است ادامه مییابد و اگر جزو ملکات روحی آدمی شوند زوال آنها به دشواری میگراید. افراد ترسو میدانند که این ترس حریت و آزادی آنان را گرفته و به اسیری ذلیل مبدل ساخته است.
پیامبر اکرم(ص) فرمود:
سزاوار نیست که مؤمن بخیل یا ترسو باشد.[۹۲]
مداوای این بیماری مهلک امری ضروری است که با بررسی ریشههای آن آغاز میگردد. وقتی انسان دریابد که ترس او برخاسته از القائات شیطانی و خیالات واهی است و این روحیه سبب اخلال در رشد معنوی و منافع دنیوی و آخرتی او گشته است، باید با تمرین و تکرار از کارهای کوچک آغاز کند و بیوقفه ادامه دهد تا این صفت منفی از صحنه وجود او رخت بربندد. آنگاه است که بدون هراس به امر و نهی دینی میپردازد و یافتههای منفی ذهن خود را به هیچ میانگارد. امیرالمؤمنین(ع) فرموده است:
بدانید که امربهمعروف و نهیازمنکر اَجَل کسی را نزدیک نمیکند و رزق کسی را قطع نخواهد کرد.[۹۳]
موقعیت گنهکار
یکی از عوامل ترک نهیازمنکر، موقعیت افراد است. صاحب منصبان اجتماعی و اداری و به طور کلی مقامات مافوق نظیر حکام، سالمندان، پدران، مادران و امثال آنها کمتر مورد امر و نهی قرار میگیرند و علت آن هم موقعیت سنی، فکری و مقامی آنهاست که اجازه تذکر نمیدهد و یا برخورد بعدی آنان مانع از امر و نهی آنها میگردد. البته انسانهای صالح در هر موقعیت که باشند از تذکرات سازنده دیگران استقبال میکنند و این را به نفع خود میدانند اگر چه بعضی به سبب برخی از ذهنیات خود از تذکر به آنها پرهیز مینمایند.
شایان ذکر است که امر و نهی به کسانی که به هر علت مافوق انسان محسوب میشوند باید به طور مخفی و با احترام کامل و دور از مقاصد نفسانی انجام گیرد.
القائات شیطانی
شیطان در هر کار خیری مانع تراشی میکند و نسبت به امر و نهی دینی القائات و وسوسههای بیشتری دارد. یکی از القائات او وعده فقر است. قرآن کریم میفرماید:
شیطان به شما وعده فقر میدهد.[۹۴]
شیطان امر و نهی اسلامی را سبب فقر انسان معرفی میکند که اگر امر و نهی دینی کنی امتیازات تو کم خواهد شد، منافع تو تهدید میشود و معیشت تو به تنگنا میافتد و فقیرخواهی شد.
در آیهای دیگر آمده است:
این القائات شیطان است که با آنها اولیای خود را میترساند. شما از آنها نترسید.[۹۵]
از این آیه شریفه استفاده میشود که یکی از القائات شیطان ایجاد ترس در دل مؤمنین است ترس بر "از دست دادن چیزی که به آن علاقه دارد." القا میکند که اگر امر و نهی کنی محبوبیت تو از میان خواهد رفت، موقعیت تو از کف میرود، منفور دیگران میگردی و گاهی این وسوسهها را در یک لحظه به صورت رگبار بر گوش جان انسان فرو میریزد و از بیان پیام حق جلوگیری میکند و راه خدا را میبندد.
مؤمن باید بداند که القائات شیطان، القائات دشمن قسم خورده اوست و نباید به آنها توجه داشته باشد. بلکه باید با ذکر خدا این القائات را دفع نماید.
مخالفت حکومتها
یکی از علل ترک امر و نهی الهی در سطح جامعه، حکومتها هستند. حکومتها قبل از هر چیز به آرامش جامعه میاندیشند و چنانچه به ارزشهای الهی و انسانی معتقد باشند، در صورت تعارض وجود آرامش و ارزشها، آرامش را مقدم میدارند هر چند این آرامش معصیت باشد. البته امر و نهی دینی در بسیاری از موارد تضادی با آرامش اجتماعی ندارد اما مواردی وجود دارد که با آنها اصطکاک پیدا میکند. در این گونه موارد، تنها حاکمان صالح خدا هستند که هر چیزی از جمله آرامش را فدای ارزشها و احکام الهی میکنند و این یکی از موارد تشخیص حاکمان صالح و غیرصالح است. و مؤمنین باید حکم خدا را بر هر چیزی مقدم بدارند.
مخالفت دشمنان اسلام
عامل دیگر ترک امر و نهی دینی در جوامع اسلامی مخالفت دشمنان اسلام و ارزشهای الهی(ابرقدرتها، سازمانهای بینالمللی و کشورهای غربی و شخصیتهای بیگانه با ارزشها) است. آنها با طرح شعارهای فریبنده حقوق بشر، آزادی، تجدد و حقوق زن و امثال آن از هرگونه امر و نهی دینی که سبب احیای احکام دین خدا گردد جلوگیری میکنند و متأسفانه با این حرکتهای خود سبب برخی آزادیهای غیرمشروع در کشورهای اسلامی شده، و امر و نهی دینی را در هالهای از غربت و تنهایی فرو بردهاند. به طوری که آن را یک دخالت غیرموجه و ضایع کننده حقوق انسانها تلقی میکنند.
بر مردم و مسئولین معتقد به احکام دینی است که وسوسههای آنان را نادیده انگارند، و حکم خدا را با هیچ یک از القائات دشمنان ترک نکنند که این خواست مهم دشمنان دین خداست که مسلمین با تمایلات آنها همسو شوند. تهدید بر تحریم سیاسی و اقتصادی از تهدید خدا بر تحریم بهشت و تهدید بر عذاب "ترک امر و نهی اسلامی" بزرگتر نیست.
امیرالمؤمنین(ع) فرمود:
امربهمعروف کن تا خود اهل معروف باشی، با دل و زبان منکرات را ردنما و از کسی که عمل بدی انجام میدهد بشدّت دوری نما و در راه خدا در حد توان تلاشنما و هرگز ملامتِ ملامتگران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد.[۹۶]
جهل
یکی دیگر از عوامل ترک امر و نهی دینی جهل به اهمیت آن از نظر عقل و شرع است و راه اصلاح آن مطالعه و حضور در صحنهها و جلسات مربوط به شناخت این فریضه الهی است.
وابستگی به گنهکاران
وابستگی به گنهکاران یکی از اسباب شیوع بیتفاوتی و ترک امربهمعروف و نهیازمنکر است. برخی از گنهکاران منشأ برخی از خدمات مالی، علمی، اجتماعی، سیاسی و امثال آن هستند که این خدمات زبان نیازمندان به آنها را از امر و نهی دینی کوتاه کرده است.
امیرالمؤمنین(ع) در فلسفه توبیخ الهی بنیاسرائیل میفرماید: زیرا آنها فساد و منکر را از ستمکاران میدیدند اما به خاطر دلبستگی به کمکهای آنها و ترسی که از ایشان در دل داشتند آنها را از منکر باز نمیداشتند.[۹۷]
تنها راه اصلاح، قطع امید و وابستگی از آنها و توکل بر خدای رزاق است. یک انسان وابسته، از حرّیت محروم است و چنین کسی زبان حقگو نخواهد داشت مگر اینکه ریشههای وابستگی را قطع کند. آنگاه میتواند سخن خود را به گوش هر یک از مخاطبانش برساند.
شخصی روزانه مقداری گوشت از قصابی خریداری میکرد و در ضمن مقداری گوشت زاید و بدون مصرف را برای گربهای که در منزل داشت میگرفت. روزی فهمید که قصاب مرتکب گناهی میگردد. ابتدا به منزل رفت و گربه را بیرون کرد و سپس به نزد قصاب رفت و او را نهیازمنکر کرد. قصاب به او گفت: از این پس گربه شما غذایی نخواهد داشت.
او در جواب گفت: اول گربه را از خانه بیرون راندم و بعد از آن تو را نهیازمنکر کردم.[۹۸]
وابستگی به گنهکاران حربهای منفی در امر و نهی دینی به حساب میآید امّا وابستگی گنهکاران به امر و نهی کنندگان میتواند یک حربهای مثبت باشد تا نیازهای آنها را مشروط به ترک گناه و انجام واجب برآورده سازند. این روش میتواند بسیاری از بنبستهای امر و نهی را از جلوی راه بردارد. در این شیوه انجام واجب یا ترک گناه به طور صریح از گنهکار خواسته میشود.
مخالفت و ملامت دیگران
یکی دیگر از عوامل و ریشههای ترک امر و نهی اسلامی مخالفت برخی گنهکاران یا هواداران آنهاست. اکثر این مخالفتها مخالفت با احکام خدا و دفاع از معصیت و تأمین شهوات آنهاست.
متأسفانه عدهای از مؤمنین با این مخالفتها به هراس افتاده، امر و نهی الهی را ترک میکنند در حالی که ملامت دیگران مجوز ترک امر و نهی الهی نیست و نباید کمترین تأثیری در روحیه مؤمن در مبارزه او با گناه داشته باشد. قرآن کریم در وصف بندگان محبوب الهی میفرماید:
لا یَخافُونَ لَومَةَ لائِمٍ[۹۹]
در راه دین از نکوهش کسی باکی ندارند.
سرزنش ملامتگران بر کسی اثر منفی دارد که به حرکت خود ایمان محکمی ندارد. سرزنش یزیدیان به اسرای اهلبیت گسترده بود اما کمترین تأثیر منفی بر آنها نداشت. بیتوجهی آمرین به معروف به ملامتها یکی از نشانههای رشد است.
در رأس مخالفین امر و نهی دینی شیطان قرار دارد که مخالفت خود را با زبان پیروان خویش بیان میکند.
قرآن کریم میفرماید:
شیطانها به دوستان خود القا میکنند تا با شما مجادله نمایند.[۱۰۰]
امیرالمؤمنین(ع) دربارهٔ پیروان شیطان میفرماید:
شیطان با چشم آنان مینگرد و با زبان آنها سخن میگوید.[۱۰۱]
پاسخ مخالفتهای دیگران
امر و نهی همواره با مخالفتهایی روبرو بوده است. مخالفین به گمان خود جملههای قانع کنندهای را برای رد پیام حق و اصلاحهای اجتماعی با خود به همراه دارند که این جملات نه تنها منطقی و معقول نیست که مخالفتی آشکار با احکام خداوند تلقی میشوند و در این صورت نیازی به جواب تحلیلی ندارند. در اینجا به ذکر مخالفتها و جوابهای کوتاه آنها که در کمترین فرصت بیان شود میپردازیم.
- یکی از سخنان آنها در برابر امر و نهی دینی این است که "آزادم"!
در جواب میتوان گفت: از قید خدا هم آزادی؟ آیا در مخالفت با خدا هم آزادی؟
بله آزادی که گناه میکنی اگر بنده بودی مطیع خدا بودی.
- به شما مربوط نیست، یا دخالت نکن.
به خدا که مربوط است، من دستور خدا را بیان کردم.
امربهمعروف دخالت من نیست دخالت خداوند است.
- خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش!
همرنگ جماعت با تقوا یا همرنگ جماعت گنهکار؟
خواهی نشوی رسوا همرنگ دیانت باش.
- قلبت پاک باشد!
قلب پاک گناه نمیکند.
پاکی قلب به عمل پاک است.
- مملکت صاحب دارد!
بله، صاحب مملکت دستور نهی از منکر داده است.
ملت صاحب مملکت است.
- دوست داریم که گناه کنیم.
اما خداوند دوست ندارد گناه کنید.
هر چه میخواهی انجام بده امّا گناه نکن.
- مزاحم نشو.
به جایی رسیدهای که حکم خدا را مزاحمت میدانی؟
از خدا بترس و در برابر احکام او موضعگیری نکن.
- برو به کار خود برس.
دستور خدا مهمتر از کار من است.
کار من همین است که خداوند تعیین کرده است.
- ما را در یک قبر میگذارند و شما را در قبر دیگر.
بله قبر ما از هم جداست، اما دین و تکلیف ما مشترک است.
- بعضی از گنهکاران در برابر نهی از منکر اظهار ناراحتی و مخالفت میکنند.
در جواب باید گفت: هیچگاه از حکم خدا ناراحت نشو.
- برخی از گنهکا ران که برای یک مرتبه یا مدت کوتاهی مرتکب گناهی میشوند در برابر نهی از منکر اظهار میدارند: گناه ما همیشگی نیست!
در جواب باید گفت: مخالفت با خدا از جمله اموری است که کم آن هم زیاد و زیانبار است.
هیچگاه حکم خدا را زیر پا نگذار.
- تعصب نداشته باش!
تعصب به دین خدا نداشته باشم؟ شما نسبت به گناه تعصب نداشته باش.
- تعصب خشک نداشته باش.
پایبندی به احکام خدا تعصب خشک نیست.
- عیسی به دین خود، موسی به دین خود.
عیسی و موسی گفتهاند امربهمعروف کنید.
- همه مشکلات حل شده است و تنها همین کار مانده است؟
مخالفت با خدا مشکل نیست؟
- دیگران بدتر از ما هستند.
بدتری آنها مجوز گناه شما نیست.
- ما دیگر گرفتار شدهایم!
گرفتار گناه شدهای اما ارادهات آزاد است.
انسان تا آخرین لحظههای عمر امکان تجدید نظر و نجات از معصیت دارد.
- آب از سرما گذشته است!
قرآن فرموده است: از رحمت خدا مأیوس نباشید.
انسان تا زنده است آب از سرش نگذشته است.
- از کی تا به حال متدیّن شدی؟
از وقتی که خدا توفیق داد.
از خدا میخواهم که متدیّن باشم.
- برخی از همسران زنان بیحجاب که مورد نهی از منکر قرار میگیرند ابراز میدارند: حجاب همسرم به من مربوط میشود!
در جواب باید گفت: یعنی به خداوند مربوط نمیشود؟ من حکم خدا را بیان کردم.
- برخی در برابر نهی از ریش تراشی اظهار میکنند: ما به خاطر بهداشت و نظافت ریش خود را میتراشیم!
در جواب میتوان گفت: بهداشت و سلامت چهره با ریش، در برابر سرما و گرما و آلودگیها بهتر حفظ میشود، همان گونه که موهای سر خود را نظافت میکنید ریش خود را هم نظافت کنید.
به بهانه نظافت معصیت نکنید.
به فرد ریش تراشی نهی از منکر شد. جواب داد: کسانی که ریش دارند خوب عمل نکردند. سؤال شد کسانی که ریش ندارند همه درستکار بودند؟ گفت: خیر. پس شما ریش که از شعایر اسلام است را داشته باشید و خوب هم عمل کنید. زیرا داشتن ریش یک معروف و عریان کردن صورت یک منکر است. شما یک چهره مذهبی را به چهرهای غیرمذهبی و متضاد با سیره و روش پیامبر و ائمه : مبدل کردید.
- به فردی(بیحجابی) امربهمعروف شد. جواب داد: من مسلمان نیسستم.
بنده خدا که هستی من حکم خدا را بیان کردم.
حکومت، قوانین و جامعه، اسلامی است.
در پایان ذکر این نکته مهم لازم است که یکی از بهترین جوابهای مخالفین، دفاع از امر و نهی کنندگان در جامعه است. بیتفاوتی در دفاع از آنها بعضاً حرام و موجب ضعف روحی میگردد و دفاع از آنها یک کمک روحی بزرگ است. وقتی امر یا نهی دینی از زبان فرد دیگری تکرار شود جبهه مخالف دچار ضعف و تزلزل میگردد.
پیام حق را بپذیریم
گنهکاران خوب میدانند که امر و نهی کنندگان پیامآوران حقاند پس باید از هرگونه بهانهجویی، کج خلقی و بیمهری با آنها پرهیز کرد. زیرا پذیرش آنها پذیرش حق و رد آنها رد پیام حق است.
در تفسیر مجمعالبیان آمده است: تکبر از پذیرش حق از بزرگترین گناهان است.[۱۰۲]
امیرالمؤمنین(ع) فرمود:
خوشا به حال کسی که از نصیحت کنندهای که او را هدایت میکند اطاعت نماید و از گمراهی که او را منحرف میسازد پرهیز نماید.[۱۰۳]
و در حدیث دیگری فرمود:
ای مردم! سخن کسی که شما را نصیحت میکند بپذیرید و قرآن را برای عمل به آن، از او قبول کنید و بدانید که خدای سبحان ستایش از مردم نمیکند مگر کسانی که به اجابت حق پیشتازترند.[۱۰۴]
پیامبر(ص) میفرماید:
بدترین گروه مردم کسانی هستند که امر کنندگان به معروف و نهی کنندگان از منکر را مورد طرد و بدگویی قرار میدهند.[۱۰۵]
امیرالمؤمنین(ع) فرمود:
کسی که با نصیحت مخالفت کند هلاک میشود.[۱۰۶]
و نیز فرمود: در کسانی که نصیحت کننده نیستند و نصیحت کنندگان را دوست ندارند خیری نیست.[۱۰۷]
و در حدیث دیگری فرمود:
کسی که نصیحت را بپذیرد رسوا نشود.[۱۰۸]
یکی از صفات مهم اخلاقی که باید مدتی را در پی تحصیل آن به خودسازی پرداخت استقبال از سخن و پیام حق است که توسط دیگران ابلاغ میگردد. انسانهای خود ساخته نه تنها پیام حق را در انجام واجبات و ترک حرام میپذیرند بلکه از پیامرسان تشکر و به او دعا میکنند.
نکتهای عزیز! نیک بدان که امر کنندگان به خوبیها و نهی کنندگان از بدیها پیام آوردن حقند که به آینده تو میاندیشند و به سود تو سخن میگویند. پس با گشادهرویی و تشکر، پیام خدایت را بپذیر تا قهر تو با خدا به صلح و دوستی گراید.
فصل دهم : آثار ترک امر و نهی دینی در روایات
ترک امر و نهی دینی غروب و غربت دین و دینداری را به همراه دارد.
تسلط بدان
وقتی امر و نهی دینی صورت نگیرد گنهکاران بر گناه خود جرأت یافته، به انجام آن رسمیت میدهند و رسمیت گناه در جامعه سبب ازدیاد گنهکاران و افزایش آنان موجب حاکمیت آنها میشود.
امام رضا(ع) فرمود:
امربهمعروف و نهیازمنکر کنید یا آنکه بدان شما بر شما تسلط مییابند و خوبان شما دعا میکنند و مستجاب نمیشود.[۱۰۹]
محرومیت از برکات الهی
به طور کلی هر عمل خوب یا بد صرفنظر از آثار اخروی که برای انجام دهنده آن دارد برخی آثار تکوینی را با خود به همراه دارد. از جمله آثار گناه "ترک امر و نهی دینی"، از میان رفتن برکات الهی است.
امام صادق(ع) فرموده است: هر گنهکاری که در قومی گناهی انجام دهد و بر معصیتش ادب نشود اولین چیزی که خدا آن قوم را به آن گرفتار میسازد این است که ارزاق آنها را کم میکند.[۱۱۰]
پیامبر اکرم(ص) فرمود: همواره امت من در خیر و خوبی به سر میبرند مادامی که امر به معروف و نهیازمنکر میکنند و بر نیکی کمک مینمایند. پس وقتی آن را ترک کردند، برکات از ایشان گرفته میشود و بعضی بر بعضی مسلط میگردند و یاوری در زمین و آسمان نمییابند.[۱۱۱]
امیرالمؤمنین(ع) فرمود:
خدای سبحان گذشتگان را از رحمت خود دور نساخت مگر این که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند.[۱۱۲]
لعنت معصومین:
زشتی ترک امر و نهی دینی به اندازهای است که سبب گردیده تا بزرگان دین بر ترک کنندگان آنها لعنت کنند. امام صادق(ع) به شیعیان نوشت: بزرگسالان شما مهربانی کنند و از نادانان و ریاست طلبان نهی نمایند یا اینکه لعنت من به همه شما خواهد رسید.[۱۱۳]
واژگونی قلب
کسی که از بدیها نهی نکند و به خوبیها امر ننماید به نوعی، ترک خوبیها و انجام بدیها را پذیرفته است و این پذیرش رفته رفته در قلب او تثبیت میگردد به گونهای که بدیها را بد نمیداند و به خوبیها اهمیت نمیدهد. چنین قلبی یک قلب وارونهای خواهد بود. ادامه چنین حالتی به جایی میرسد که چه بسا خوبی را بدی و بدی را خوبی تلقی میکند؛ که در این صورت وارونگی قلب او افزایش بیشتری پیدا میکند.
امیرمؤمنان(ع) فرمود:
کسی که با قلب خود از خوبی طرفداری نکند و از بدی نهی ننماید قلبش واژگونه میشود.[۱۱۴]
عقوبت
امیرالمؤمنین(ع) فرمود: خداوند عموم مردم را به گناه پنهانی گروه خاصی عذاب نمیکند اما وقتی عدهای آشکارا گناه کنند و عامه مردم جلوگیرینکنند، هر دو گروهمورد عقوبتخدایعزوجلقرار میگیرند.[۱۱۵] امام باقر(ع) فرمود: خداوند به شعیب پیامبر(ع) وحی کرد: صدهزار نفر از قوم تو را عذاب میکنم که چهلهزار نفر از بدان و شصتهزار نفر از خوبان هستند. سؤال کرد بدها مستحق عذابند اما نیکان را چرا عذاب میکنی؟ خداوند فرمود: زیرا با اهل معصیت چرب زبانی کردند و برای خشم من خشمگین نشدند.[۱۱۶] والحمدلله رب العالمین
پا نویس
- ↑ غررالحکم.
- ↑ سوره لقمان، آیه 17.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 11، ص 417.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج 12، ص 179.
- ↑ غررالحکم.
- ↑ نهجالبلاغه: حکمت 374.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت 244.
- ↑ سوره آل عمران، آیه 104.
- ↑ مجمع المسایل، ج 2 ، ص 16.
- ↑ استفتائات امام ج 2، ص 21.
- ↑ بحارالانوار، ج 64 ، ص 151.
- ↑ عروةالوثقی، کتاب النکاح، مسئله 31.
- ↑ رساله: غسلهای مستحب.
- ↑ استفتائات امام، ج 2.
- ↑ استفتائات امام، ج 2.
- ↑ اسلام شریعت سهله است نه شریعت تساهل و تسامح. شریعت سهله یعنی دینی که احکام و دستورات آن آسان است و سهله صفت شریعت. است امّا تساهل و تسامح صفت شریعت نیست بلکه بیقیدی نسبت به خلاف شرعهای عقیدتی و اخلاقی است که گناهی آشکار و مغایر با غیرت دینی و امربهمعروف و نهیازمنکر است. قابل توجه است که حدی هم برای تساهل و تسامح معین نشده است که تا کجا باید نسبت به اسلام بیقیدی و سهل انگاری کرد. اگر تساهل نسبت به اصول اعتقادی و واجبات و محرمات است، اسلام چنین تساهلی را جایز نمیداند و غیرت دینی و امر و نهی را واجب فرموده است. و اگر نسبت به انجام مکروهات و ترک مستحبات در حیات فردی و اجتماعی است که این گفتن ندارد. این نظریه جهت بیتفاوتی به احکام، اندیشههای اسلامی و غیرت دینی است که با روح اسلام در تضاد است.
- ↑ استفتائات امام خمینی، ج 2 ، ص 26.
- ↑ استفتائات امام خمینی، ج 2 ، ص 9.
- ↑ استفتائات امام خمینی، ج 2 ، ص 19 و 20.
- ↑ رساله امام خمینی، مسئله 2067.
- ↑ ربا دادن پدر و فرزند و زن و شوهر به یکدیگر جایز است) رساله امام مسئله 2080.
- ↑ استفتائات امام خمینی، ج 2 ، ص 43.
- ↑ مستدرک الوسایل، ج 15 ، ص 170.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 11 ، ص 403.
- ↑ تاریخ قم، ص 219.
- ↑ مردان علم، ج 1 ، ص 269.
- ↑ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4 ، ص 207.
- ↑ مصباح الشریعة، ص 272.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 11 ، ص 419.
- ↑ سوره لقمان، آیه 17.
- ↑ مردان علم در میدان عمل، ج 1 ، ص 270.
- ↑ منتخب التواریخ، ص 406.
- ↑ داستانها و پندها، ج 8 ، ص 48.
- ↑ قصص العلماء، ص 233.
- ↑ داستانها و پندها، ج 1 ، ص 116.
- ↑ موارد معروف و منکر بهطور مفصل در فصل دوم گذشت.
- ↑ شرط تأثیر برای ترک کار بیفایده است و نباید بهانهای جهت ترک امر و نهی شود.
- ↑ تحریر الوسیله، ج 1 . احکام مراتب امر و نهی در فصل پنجم خواهد آمد. آیةالله العظمی حائری یزدی که مؤسس حوزه علمیه قم بود وقتی از هدف شوم استعمار باخبر شد اشاره به رگهای گلوی خود کرد و فرمود: -تا پای جان باید ایستاد و من هم میایستم ناموس است، حجاب است، ضروری دین و قرآن است!.
- ↑ مستدرک الوسایل، ج 2 ، ص 225.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 11 ، ص 406.
- ↑ همان منبع، ص 405.
- ↑ تحریرالوسیله، ج 1.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 11 ، ص 445.
- ↑ مستدرک الوسایل، ج 12 ، ص 197.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 11 ، ص 411.
- ↑ همان منبع، ص 409.
- ↑ رساله.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 11 ، ص 403.
- ↑ بحارالانوار، ج 5 ، ص 324.
- ↑ مستدرک الوسایل، ج 12 ، ص 316.
- ↑ تحریر الوسیله، ج 1.
- ↑ سوره نحل، آیه 125.
- ↑ منتهیالآمال، ج 2 ، ص 295 ، چاپ انتشارات پیام آزادی.
- ↑ حکایات علما با سلاطین، ج 1 ، ص 114.
- ↑ سوره نحل، آیه 125.
- ↑ حکایات علما با سلاطین، ص 66.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 12 ، ص 145.
- ↑ اصول کافی، زندگانی امام جواد ع).
- ↑ بحارالانوار، ج 46 ، ص 247.
- ↑ داستان دوستان، ج 5 ، ص 135.
- ↑ مردان علم در میدان عمل، ج 1 ، ص 327.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 17 ، ص 340.
- ↑ رساله امام خمینی.
- ↑ بحارالانوار، ج 78 ، ص 374.
- ↑ مجمعالبیان، ج 1 ، ص 9 ، مقدمةالکتاب.
- ↑ بحارالانوار، ج 43 ، ص 319.
- ↑ غررالحکم.
- ↑ سوره تحریم، آیه 6.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 11 ، ص 418.
- ↑ استفتائات امام خمینی، ج 1 ، ص 490.
- ↑ غررالحکم.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 11 ، ص 395.
- ↑ نهجالبلاغه، حکمت 31.
- ↑ مستدرک الوسایل، ج 12 ، ص 179.
- ↑ بحارالانوار، ج 100 ، ص 75.
- ↑ وسایل الشیعه ج 11 ، ص 409.
- ↑ بحارالانوار، ج 74 ، ص 358.
- ↑ همان منبع، ص 395.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 11 ، ص 395.
- ↑ سوره آلعمران، آیه 104.
- ↑ سوره اعراف، آیه 165.
- ↑ نهجالبلاغه: حکمت 31.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 11 ، ص 398.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 11 ، ص 388.
- ↑ علل الشرایع، ج 1 ، باب 182 ، ح 2.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 11 ، ص 404.
- ↑ غررالحکم.
- ↑ مستدرک الوسایل، ج 12 ، ص 181.
- ↑ مستدرک، ج 12 ، ص 177.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 11 ، ص 397.
- ↑ گلستان، باب هفتم، حکایت هفدهم.
- ↑ کنزالعمال، ج 3 ، ص 453.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 11 ، ص 395.
- ↑ سوره بقره، آیه 268.
- ↑ سوره آل عمران، آیه 175.
- ↑ نهجالبلاغه، نامه 31 ، وصیت به امام حسن ع).
- ↑ وسایل الشیعه، ج 11 ، ص 402.
- ↑ جامع السعادات، ج 2 ، ص 248.
- ↑ سوره مائده، آیه 54.
- ↑ سوره انعام، آیه 121.
- ↑ نهجالبلاغه: خطبه 7.
- ↑ مجمعالبیان، ج 1 ، ص 301.
- ↑ غررالحکم.
- ↑ غررالحکم.
- ↑ مستدرک الوسایل، ج 12 ، ص 183.
- ↑ غررالحکم.
- ↑ غررالحکم.
- ↑ غررالحکم.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 11 ، ص 394.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 11 ، ص 405.
- ↑ وسایل الشیعه، ج 11 ، ص 398.
- ↑ نهجالبلاغه، خطبه 192.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 11 ، ص 395.
- ↑ نهجالبلاغه: حکمت 375.
- ↑ وسایل الشیعه ج 11 ، ص 407.
- ↑ وسایل الشیعه ج 11 ، ص 416.







