فرهنگ مصادیق:مشاوره با منافقان
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | با چه کسانی مشورت نکنیم؟ |
| ۲ | برای مشورت کردن به سراغ چه کسانی برویم؟ |
| ۳ | فواید مشورت ازدیدگاه علی(ع) |
| 4 | چگونگی تعامل با متظاهران به اسلام |
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
مشورت بایدها و نبایدها
مقدمه
امام صادق (ع) میفرمایند: زمانی که گرفتاری طاقت فرسایی به شما رو آورد چه مانعی برای شما است که با فردی خردمند، دیندار و پارسا مشورت کند، آگاه باش که چون این کار را انجام دهد خداوند او را به حال خود وا نگذارد بلکه او را همراهی کند و بالا برد و به کارهای خوب و خداپسندانه برساند.
در روایات است که مشورت یعنی ضمیمه کردن عقلی به عقل دیگر و هر چه مشاوران بیشتر باشند، عقلهای بیش تری به عقل خود ضمیمه کردهایم، در نتیجه تصمیم گیری پخته تر میشود .
پیامبر اکرم (ص) با جوانها در جنگ خندق مشورت کردند که داخل شهر بجنگند یا خارج از آن، در نهایت سلمان پیشنهاد کرد که در مدینه بجنگیم و خارج نشویم، وی گفت ما در ایران خندق میکنیم و در شهر میمانیم و جنگ میکنیم، این پیشنهاد مورد قبول پیامبر (ص) واقع شد .
در این روایت امام صادق (ع) میفرمایند: چه چیزی منع میکند یکی از شما را هنگامی که امری بر شما وارد شود که تا به حال با آن برخود نکردهاید، در آن امر با مردعاقل متدین مشورت کنید .
این که میفرماید آن امر قبلاً سابقه نداشته یعنی امر تازهای است که دربارهٔآنتجربه ندارد، پس از دیگران کمک بگیرد و از تجربهٔ آنها استفاده کند که لا علم کالتجربه .
و این که میفرماید مرد عاقل باشد برای این است که نظر و رأی او منشأ عقلانی و تفکر دارد و بی جهت و بدون تأمل نظر نمیدهد و این که فرمود، متدین باشد، برای این که متدین خیانت نمیکند.
سپس امام فرمود: اگر کسی چنین مشورتی کند خدا او را در آن امر در دید مردم خوار نمیکند بلکه او را در دید مردم بلند میکند و با دید احترام به او مینگرند و میگویند انسان عاقلی است که در امور خود با عقلا متدین مشورت میکند و نیز خدا او را به بهترین تصمیم در نزد خود رهنمون میکند . [۱]
کدام مشورت است که مرا به هدفم میرساند
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:مشورت، مشورت نمیگردد مگر ان که حدود وشرایط ان رعایت گردد اما اگر کسی با عدم رعایت شرایط بخواهد با کسی مشورت کند ضرر این کاربرای مشورت گیرنده بیش از سود آن خواهد بود اما شرایط:
۱-مشاور عاقل باشد.
۲-آزاد و پایبند به دین باشد.
۳-دوستی راستگووپایبند به حقوق برادری باشد.
۴- به گونهای اورا از امر مورد مشورت با خبر کنی که او آنگونه که تو مطلب را میدانی همانگونه مطلب را بفهمد و او چنان باشد که راز تورا مخفی کند و آن را سرو راز خود تلقی کند بنا براین اگر مشاور عاقل باشد مشورت او تورا نفع دهد و اگر آزاد و متدین باشد تما م تلاش خود را برای مشورت دادن صحیح به تو میکند و اگر دوست راستگو وپایبند به حدود رفاقت و برادری باشد راز وسر ترا پنهان خواهد کرد وبا اجتماع این شرایط مشورت کامل وبرای تو سودمند خواهد بود.2
از آنجا که کسی که به مشورت روی آورده به دنبال هدفی این گزینه را انتخاب کرده و آن هدف چیزی نیست جز انتخاب گزینه صحیح از میان چند گزینه مشکوک ورسیدن به منافعی که در گرو آن انتخاب است این نکته بسیار حایز اهمیت است که:کدام مشورت است که مرا به هدفم میرساند؟
امام صادق (علیه السلام) در سخن گهربار خود با اشاره به این نکته که یک مشوره اگر از روی اسلوب و شرایط صحیح انجام نشود میتواند نه تنها مفید نبوده بلکه مضر هم باشد انگشت روی ۲ رکن اساسی مشورت گذاشته و یک مشورت مفید را در گرو:
۱_ انتخاب مشاور باصلا حیت.
و۲_ مطرح کردن کامل و صحیح موضوع مشورت با او بیان میدارند.
چرا که اگر مشاور صلاحیت مشورت را نداشته باشد این راهنما راه گم کن میشود و اگر مشورت گیرنده مشکل خود را درست مطرح نکند و یا نتواند مشکل مورد نطر خودرا درست به مشاور بفهماند راهکاری که به او داده میشود نمیتواند گره گشای کار او باشد چرا که هر کلید به در د قفل همان کلید میخورد و هر دارویی به درد هر بیماری نمیخورد و چه بسا تجویز یک دارو در یک بیماری منجر به مرگ آن بیمار گردد پس هم طبیب باید حاذق باشد و هم بیماری باید درست تشریح شود .
به خاطر همین حضرت (علیه السلام) به ۴ شرط از شرایط عمومی هر مشورت اشاره میکنند که ۳ شرط اول برای مشاور و شرط آخر برای مشورت گیرنده است و توضیحی کوتاه در رابطه با هر یک میدهند تا مشورت ما به هدف مورد نظر برسد .
شرط برای مشاور
۱_مشاور عاقل و فهمیده باشد (و به عبارتی احمق و کج فهم نباشد.) درروایتی از دوستی با احمق نهی شده چرا که به خاطر احمقی اش سبب ضرر و پشیمانی انسان میگردد و در این جا میفرمایند اگر مشاور عاقل و فهمیده باشد میتوانی امید به انتخاب صحیح داشته باشی یعنی در مشورت با غیر عاقل و غیر فهمیده امیدی به انتخاب صحیح و در نتیجه رسید ن به هدف و منفعت نیست و این نکته فراموش نشود که منظور از عاقل در این روایت به این معنی نیست که بخواهند از مشورت با دیوانه ما را بر حذر کنند چرا که هیچ کس به طور طبیعی با دیوانه مشورت نمیکند بلکه مقصود از عاقل در اینجا یعنی انسان فهمیده و دقیقی که از عهده حل مشاکل بر میاید .
۲_مشاور دین دار وآزاده باشد (در نظریاتش بر ملاک دین صحبت کند و تسلیم ذلت نباشد) و بعد میفرمایند اگر دیندار باشد تمام تلاش و کوشش خود را به کار میگیرد تا به طور صحیح و کامل به او مشورت دهد چرا که متدین خدارا شاهد میداند و در مشورت خیانت نمیکند ..
[۲]
۳_دوستی را ستگو و پایبند به حقوق برادری باشد:سپس میفرمایند اگر دوستی با این وصف برای مشوره انتخاب کردی که هم مراعات حقوق برادری و هم مراعات حقوق انسانی تورا بکند آنموقع اگر در رابطه با سری از اسرار خود با او مشورت کردی اسرار تو را برای کسی باز گو نمیکند و تو هراسی از افشای اسرار خود نداری و البته در روایتی فرمودند دوستی که بتوان به آن اعتماد کرد از کبریت احمر کمتر است (کبریت احمر مادهای است که اگر به سنگ بزنند طلا میشود )
شرط مشورت گیرنده
باید به گونهای او را از موضوع مورد مشورت خود آگاه کنی که همانطور که تو مطلب را میدانی او هم بداند تا راهی که نشان میدهد مناسب با مشکل تو باشد.
ودر نتیجه میفرمایند اگر به این شروط عمل کردی شرایط مشورت کامل و سود آن برای تو بیشتر خواهد بود.
انشاءالله همیشه سخن این بزرگان را نقشه راه خود بدانیم و در رسیدن به قرب الهی لحظهای از آنها فاصله نگیریم که جدایی از انها جدایی از خداست.
پا نویس
- ↑ الجَامُورانِیُّ عَن الحَسَنِ بنِ عَلیِّ بنِ أبِی حَمزَهَ عن الحُسینِ بنِ عَلیٍّ عَن مُعَلَّی بنِ خُنَیسٍ قَالَ: «قال بوعَبدِاللهِ (ع): ما یَمنَعُ أحَدَکُم إذا وَرَدَ عَلَیهِ مَا لَا قِبَلَ لَهُ بِهِ أن یَستَشِیرَ رَجُلاً عاقِلاً لَهُ دِینٌ و وَرَعٌ ثُمَّ قالَ أبوعَبدِاللهِ (ع) أمَا إنَّهُ إذا فَعَلَ ذَلِکَ لَم یَخذُلهُ اللهُ بَل یَرفَعُهُ اللهُ وَ رَمَاهُ بِخَیر الأمُورِ و أقرَبِهَا إلَی اللهِ.
- ↑ المحاسن أَحْمَدُ بْنُ نُوحٍ عَنْ شُعَیْبٍ النَّیْسَابُورِیِّ عَنِ الدِّهْقَانِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الْمَشُورَةَ لَا تَکُونُ إِلَّا بِحُدُودِهَا فَمَنْ عَرَفَهَا بِحُدُودِهَا وَ إِلَّا کَانَتْ مَضَرَّتُهَا عَلَی الْمُسْتَشِیرِ أَکْثَرَ مِنْ مَنْفَعَتِهَا لَهُ فَأَوَّلُهَا أَنْ یَکُونَ الَّذِی یُشَاوِرُهُ عَاقِلًا وَ الثَّانِیَةُ أَنْ یَکُونَ حُرّاً مُتَدَیِّناً وَ الثَّالِثَةُ أَنْ یَکُونَ صَدِیقاً مُوَاخِیاً وَ الرَّابِعَةُ أَنْ تُطْلِعَهُ عَلَی سِرِّکَ فَیَکُونَ عِلْمُهُ بِهِ کَعِلْمِکَ بِنَفْسِکَ ثُمَّ یُسِرَّ ذَلِکَ وَ یَکْتُمَهُ فَإِنَّهُ إِذَا کَانَ عَاقِلًا انْتَفَعْتَ بِمَشُورَتِهِ وَ إِذَا کَانَ حُرّاً مُتَدَیِّناً جَهَدَ نَفْسَهُ فِی النَّصِیحَةِ لَکَ وَ إِذَا کَان صَدِیقاً مُوَاخِیاً کَتَمَ سِرَّکَ إِذَا أَطْلَعْتَهُ عَلَیْهِ وَ إِذَا أَطْلَعْتَهُ عَلَی سِرِّکَ فَکَانَ عِلْمُهُ بِهِ کَعِلْمِکَ تَمَّتِ الْمَشُورَةُ وَ کَمَلَتِ النَّصِیحَة







