فرهنگ مصادیق:چگونگی تعامل با متظاهران به اسلام
متظاهر
آیت الله جوادی املی در مفاتیح الحیات، با استعانت از روایات در بیان شیوه تعامل با منافقان، انزجار قلبی از کردار آنان و توکل به خداوند را مورد تأکید قرار میدهند.
به گزارش خبرگزاری مهر، امروز که جوامع اسلامی خاورمیانه از سویی شاهد جنایتهای ددمنشانۀ برخی کشورهای متجاوز و مسلمان نما و از سوی دیگر وجود هجمههای تبلیغاتی و سرویسهای اطلاعاتی بیگانگان با اشرافی همه جانبه، سعی در بر اندازی حکومتهای دینی را دارند، دستهای پلید مسلمان نماهای منافقی را نظاره گریم که حتی از خون زنان و کودکان همسایۀ مسلمان و برادر خود به جرم ایستادگی و مقاومت در برابر طاغوتهای روزگار و تشکیل حکومت مردم سالاری دینی نمیگذرند.
تجاوز آشکار به خاک کشور یمن با شعار توخالی طوفان قاطعیت از ناحیۀ آل سعود، اوضاع و احوال این روزهای همسایۀ دیوار به دیوار این کشور مظلوم است؛ آن هم از سوی کسانی که خود را خادمین حرمین شریفین معرفی کرده در حالی که روی تبهکاران و متوحشان روزگار را سفید و هم پیمان شیاطین پلیدی چون آمریکا و صهیونیسم گشتهاند.
اینک سؤالی که به ذهن یک مسلمان واقعی خطور میکند این است که به راستی اوصاف اینگونه افراد و شیوۀ تعامل با آنان در آیات و روایات چگونه باید باشد تا انسان مؤمن فریب ظاهرشان را نخورده و بصیرت لازم را دارا باشد؟
آیت الله جوادی آملی در بخشی از کتاب گرانقدر مفاتیح الحیات خود به تعامل با متظاهران به اسلام و برخی از اوصاف اینگونه افراد پرداخته و آوردهاند:
یکی از گروههای انحرافی و بسیار خطرناک در جامعه اسلامی منافقان اند که شاخهای از فاسقان شمرده می شوند. آنان سوگندهای [دروغین] خود را به عنوان سپر صیانت از آسیب می گیرند و با این نیرنگ مردم را از راه خدا باز می دارند. ظاهرشان بسیار فریبنده است؛ ولی دشمن حقیقی شما و دین اند و خدا مسلمانان را از این گروه برحذر داشته است. شناخت منافقان نیز بصیرت می طلبد.
وی برخی از اوصاف منافقین را چنین مطرح کرده است:منافق چون با ظاهری دینی با مؤمنان روبه رو میشود، قبل از هر چیز باید او را شناخت، از همین رو به برخی از اوصاف آنها اشاره می شود:
ادعای دروغین ایمان: و از مردم کسانی اند که می گویند: به خدا و روز رستاخیز ایمان آوردهایم، در حالی که موٴمن نیستند. ﴿مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ [۱].
نیرنگ بازی: آنان با خدا و کسانی که ایمان آوردهاند سخت نیرنگ می بازند؛ ولی جز خود را فریب نمی دهند، و این را درنمی یابند.
انحصارطلبی: می گویند: اگر به مدینه بازگردیم، قطعاً آن که عزیزتر است آن را که زبون تر است از آن جا بیرون خواهد کرد، و حال آنکه عزت، همه از آن خدا و پیامبرش و موٴمنان است اما منافقان نمی دانند. ﴿يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾ [۲].
ترس از مرگ: هنگامی که جهاد بر آنان واجب شد، بر خلاف انتظار، گروهی از ایشان از مردم [= مشرکان] ترسیدند، مانند ترس از خدا یا ترسی بیشتر، و گفتند: پروردگارا چرا پیکار را بر ما مقرر داشتی؟... .
زورمداری طبقه گرایی: و چون به آنان گفته شود: شما نیز همان گونه که مردم ایمان آوردهاند ایمان بیاورید، گویند: آیا چنان که بی خردان ایمان آوردهاند ایمان بیاوریم؟ ﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ﴾ [۳].
این از آن روست که آنان به کسانی که از قرآن و احکام آن ناخشنود بودند وعده همکاری دادند و گفتند: در پارهای از امور ـ تا آن جا که راز ما فاش نشود ـ از شما پیروی خواهیم کرد، [غافل از آنکه] خدا نهانکاری آنان را می داند. ﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ﴾ [۴].
کسالت و خودنمایی در عبادت: منافقان... چون به نماز بایستند با سستی میایستند، و به مردم خودنمایی می کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی کنند. ﴿إِنَّ الْمُنَافِقِينَ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا﴾[۵].
نکته: منافق چون در باطن کافر است و خدا را قبول ندارد اصلاً به یاد او نخواهد بود؛ چه اندک و چه فراوان. طبق کلام نورانی امیرموٴمنان(ع) در ذیل همین آیه، منافقان فقط برای دنیا به یاد خدایند و دنیا متاع قلیل است، از این جهت خدا فرمود:... ﴿إلا قَلیلاً﴾.
تمسخر مؤمنان: و چون با کسانی که ایمان آوردهاند برخورد کنند، گویند: ایمان آوردهایم، و چون نزد سرانِ شرور خود روند و با آنان خلوت کنند، گویند: ما با شماییم، جز این نیست که ما موٴمنان را به مسخره گرفتهایم. ﴿وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ﴾ [۶].
ایشان پیمان شکنی و کذب را از دیگر نشانههای این گروه دانسته و مرقوم داشتند: این بخل در دل هایشان نفاقی بر جای نهاد که تا روزی که مرگ را دیدار کنند از آنان جدا نخواهد شد. این بدان سبب بود که وعدهای را که به خدا دادند وفا نکردند و همواره دروغ میگفتند. ﴿فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ﴾ [۷].
پنهان کاری: آیا [منافقان] نمیدانند که خدا کارها و سخنان پنهانی آنان را میداند؟ ﴿أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ...﴾[۸].
این حکیم متأله اوصاف دیگر این افراد چون: خیانت، حق ناشناسی و عیاشی گری را از منظر روایات مدی نظر قرار داده و آوردهاند: امام صادق(ع) فرمود: سه چیز در هر کسی باشد، او منافق است، گرچه روزه بگیرد و نماز بگزارد: کسی که هرگاه سخن بگوید دروغ میگوید و هرگاه وعده دهد خلف وعده کند و هرگاه امین شمرده شود خیانت ورزد. (ثَلاثٌ مَنْ کُنی فِیهِ فَهُوَ مُنَافِقٌ وَ إِنْ صَامَ وَ صَلیی: مَنْ إِذَا حَدیثَ کَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ) [۹].
امام صادق(ع) فرمود: سه گروهاند که جز منافق معروف به نفاق، نسبت به آنان بی احترامی نمیکند: ۱. کسی که موی او در اسلام سفید شده باشد. ۲. دانشمند قرآن شناس. ۳. پیشوای دادگر.
عیاشی گری: رسول گرامی(ع) فرمود: ای پسر مسعود! پس از من اقوامی خواهند آمد که غذاهای خوب و رنگارنگ می خورند و بر مرکب سوار می شوند در حالی که خود را به آرایش ویژه زنان برای شوهر، میآرایند و همچون زنان جلوه گری می کنند و همانند شاهان ستمکار زندگی میکنند. آنان منافقان این امت در آخر الزمان اند که شراب مینوشند و در پی بازی با دوشیزگانند و بر مرکب شهوت سوار میشوند و نمازهای جماعت را ترک میگویند و با سهل انگاری از نماز شامگاهان باز میمانند و در خوردن زیاده روی میکنند. آن گاه بخشی از قرآن را قرائت کردند که ترجمه آن این است: پس از آنان مردمی ناشایسته به جای ایشان آمدند که نماز را تباه ساختند و از خواهشهای نفسانی پیروی کردند، و به زودی گمراهی خود را خواهند دید. ( ...َقُولُ اللهُ تَعَالَی: ﴿فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا﴾ [۱۰].
ایشان با استعانت از روایات در بیان شیوه تعامل با منافقان، انزجار قلبی از کردار آنان و توکل به خداوند را مورد توجه قرار داده و مرقوم داشتند: امیرمؤمنان علی(ع) میفرماید: ای کمیل! از منافقان دوری کن و با خائنان همراهی نکن. ای کمیل! از رفتن به دَرِ خانه ستمکاران و اختلاط با آنان و کسب درآمد از طریق آنها برحذر باش و از اطاعت آنان و حضور در مجالسشان نیز بپرهیز که این کار موجب خشم خدا بر تو خواهد بود. ای کمیل! هرگاه ناچار شدی نزد آنان روی پیوسته خدای متعالی را به یاد آور و بر او توکیل کن و از شری آنان به خدا پناه ببر. نزدشان برو؛ ولی با قلب خود از کردارشان بیزار باش و با صدای بلند خدا را به عظمت یاد کن تا آنها بشنوند؛ زیرا [در این صورت] هیبت تو در آنان اثر خواهد کرد و از شریشان در امان خواهی بود.
امام صادق(ع) نیز فرمود: ای اسحاق! با منافق تعامل زبانی داشته باش و دوستی ات را برای مؤمن خالص کن. (یا إِسْحَاقُ! صَانِعِ الْمُنَافِقَ بِلِسَانِکَ وَ أَخْلِصْ وُدیکَ لِلْمُؤْمِن) [۱۱].







