فرهنگ مصادیق:تکفیر مسلمانان توسط وهابیت (۵)
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
افوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد
عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی ولایت . خیلی ممنون هستم که پای گیرندههای خودتان نشستهاید تا شاهد برنامه دیگری از سلسله برنامههای راه و بیراه باشید ، برنامهای که رسالت آن رسوا کردن وهابیت و نشان دادن تفاوتهای این فرقه ضاله با سایر فرق مسلمین چه شیعیان و چه عزیزان اهل سنت است .
ما طبق معمول برنامههای سال گذشته در خدمت کارشناس محترم و عزیز ، خار چشم وهابیت حجه الاسلام و المسلمین یزدانی هستیم . بنده عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما استاد عزیز
سلام علیکم و رحمت الله
استاد یزدانی :
سلام علیکم و رحمت الله
اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله الذی أظهر الوجود و منه بدأ کل حمد و إلیه یعود و الصلاه و السلام علی شاهد ومشهود لکل موجود محمد المحمود و علی آل الله الودود خلفاء الله علی عالم الغیب و الشهود سیما الحجه بن الحسن المهدی المنتظر الموعود
من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت جنابعالی و تمامی بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت . بعد از یک ماه تعطیلی برنامه راه و بیراه ، امروز درخدمت شما هستیم و امیدواریم که باز هم برگی دیگر از جنایات وهابیت و افکار باطل آنها را رو کنیم و به همه مسلمانها نشان دهیم که اینها چه طور آدمهایی هستند .
مجری :
ان شاء الله از شما استاد یزدانی متشکرم ؛ اما از آن جایی که مقداری فاصله زمانی افتاد بین این برنامه و برنامههای گذشته ، برای این که یاد آوری مجددی باشد برای بینندهها ی عزیز و ارجمند ، خلاصهای از مباحث گذشته را بیان کنید .
استاد یزدانی :
هدف ما از این برنامه رو کردن دست وهابیت و نشان دادن چهره واقعی آنها به تمام جهانیان است . ما طبق این هدفی که داشتیم تا الان ، اولین و مهمترین عقیده آنها که کافر دانستن همه مسلمانها است را بیان کردیم . نزدیک به ۲۵ سند از کتابهای خود وهابیها به بینندگان عزیز نشان دادیم ، که گفته بودند همه مسلمانها ، همه اهل سنت ، همه اشاعره ، همه معتزله ، همه ماتریدیه و همه جماعت تبلیغ کافر هستند .
در برنامه قبلی هم از زبان علما بزرگ اهل سنت که در دوره وهابیت میزیستند خصوصا در دوره خود محمد بن عبد الوهاب ، مدارکی را نشان دادیم که آنها تصریح کرده بودند که وهابیها ، همه ما را کافر و کشتن ما را جایز میدانند و این عمل را انجام دادند.
همان طور که خدمت شما عرض کردیم ما با وهابیها مشکل اساسی داریم و این مشکل اساسی ، کافر دانستن و حلال کردن خون ومال ما است . کاری که تا به حال انجام دادند و روش آنها همین بوده است ؛ اما با اهل سنت قضیه ما فرق میکند . ما با اهل سنت اختلاف داریم ؛ اما اختلاف ما آن قدر اساسی نیست که کشتن همدیگر را جایز بدانیم و خون و مال یکدیگر را حلال بشماریم .
همان گونه که استادمان ، آیت الله قزوینی بارها گفتند ، اختلاف ما با اهل سنت مثل اختلاف بین مذاهب اهل سنت است . شافعی با حنبلی اختلافات زیادی دارد . حنبلی با مالکی اختلافات زیادی دارد . اختلافات بین این چهار مذهب زیاد است ؛ اما این طور نبوده که خون و مال یکدیگر را حلال بدانند .
ما هم با اهل سنت به همین اندازه اختلاف داریم ، همان اندازه که حنبلی با مالکی اختلاف دارد ، ماهم با اینها اختلاف داریم ؛ اما همدیگر را مسلمان میدانیم و خون و مال یکدیگر را محترم میشماریم . شیعه تا به حال همین طور عمل کرده است .
بنده کلیپی آماده کردم که قدیمی است ، از بزرگان اهل سنت است که در این کلیپ ایشان تصریح میکند که اختلاف ما با شیعه ، اختلاف مالکی با حنبلی یا شافعی یا حنفی است .
کلیپ ۰۰۱ :
سخنان احمد الطیب شیخ الأزهر مصر : اختلاف شیعه با سنی مثل اختلاف من سنی مالکی با سنی حنفی و سنی شافعی است این راهی است که میرویم و آن را از سیاستهای باطل حفظ میکنیم .
مجری :
اگر بخواهیم این نگرش را خلاصه کنیم ، بین ما و اهل سنت اختلاف است و منکر این اختلافات هم نیستیم ؛ اما بین ما و وهابیها مشکل هست و نه اختلاف . بین اهل سنت و وهابیت هم مشکل است که این روزها در صحنههای جهانی بیشتر دیده میشود .
اما پیرو تکفیرهایی که استاد یزدانی در جلسات گذشته به آنها اشاره کردند ، هم از کتابهای اهل سنت آوردند و هم از کتابها ی خود وهابیها در مورد تکفیر علمای اهل سنت و فرقههای خاصی که اهل سنت دارند ، چه از لحاظ کلامی و چه از لحاظ فقهی .
نکتهای را استاد یزدانی فرمودند که برای شخص بنده بسیار جذاب و جالب بود و باید اعتراف کنم که تا به حال چنین عنوانی را نشنیده بودم و این که ایشان فرمودند که وهابیت پا را از تکفیر مسلمانها فراتر گذاشته و حتی انبیاء الهی را هم تکفیر کردهاند .
در این جلسه از استاد یزدانی خواهش میکنیم که مصادری را در این رابطه ارائه دهید . قطعا برای بینندگان عزیز هم جالب خواهد بود که بدانند نوک تیز پیکان تکفیریها تا کجا رفته و حتی انبیاء را هم هدف گرفته است .
استاد یزدانی :
همان طور که شما فرمودید تکفیر اینها از مسلمانها گذشته و به انبیاء رسیده است و بدون هیچ مشکلی و بر خلاف همه مسلمانها ، در مورد عدهای از پیامبران گفتهاند که آنها زمانی کافر بودهاند . شما میدانید که ابن تیمیه حرانی لیدر اصلی فکر وهابیت در قرن هشتم است .
ایشان در کتاب مجموعه فتاوای خودش ، چاپ دار الوفا ، جلد ۱۵ در تفسیر یکی از آیات قرآن کریم تصریح میکند که حضرت شعیب (ع) ، پیامبر بزرگ خداوند یک زمانی کافر بوده و بعد مسلمان شده و سپس به نبوت رسیده است .
قال الملأ الذین استکبروا من قومه لنخرجنک یا شعیب والذین آمنوا معک من قریتنا أو لتعودن فی ملتنا قال أو لو کنا کارهین .
آن گروهی از قوم حضرت شعیب (ع) که استکبار میورزیدند به حضرت شعیب گفتند که یا از شهرمان تو را اخراج میکنیم یا این که شما و کسانی که از تو پیروی میکنند ، به ما بر گردید ( یعنی کافر شوید )
ابن تیمیه از کلمه ” لتعودن فی ملتنا ” استفاده کرده که عود و باز گشت حتما باید گذشتهای داشته باشد ؛ چون هر بازگشتی ، گذشتهای دارد تا به آن برگردد . این کلمه هم دلالت بر این دارد که حضرت شعیب زمانی پیرو قوم و ملت خودش بوده یعنی کافر بوده و بعد مسلمان شده .
ظاهره دلیل علی أن شعیبا والذین آمنوا معه کانوا علی مله قومهم
ظاهر آیه این است که حضرت شعیب و کسانی که به او ایمان آورده بودند بر دین قوم خود بودند یعنی کافر بودند . دلیلش هم کلمه « أو لتعودن فی ملتنا » است . یا شما را اخراج میکنیم یا این که به دین ما بر میگردید . بر میگردید یعنی که قبلا کافر بودند .
و لقول شعیب : أنعود فیها « ولو کنا کارهین »
آیا ما بر گردیم در حالی که خوشمان نمیآید یعنی مجبور هستیم که بر گردیم .
و لقوله : « قد إفترینا علی الله کذبا إن عدنا فی ملتکم » فدل علی أنهم کانوا فیها
در این جا هم کلمه « عاد » استفاده شده و این دلالت میکند که حضرت شعیب و قومش همه کافر بودند .
فدل علی أن الله أنجاهم منها بعد التلوث بها
این جمله دلالت میکند که خداوند حضرت شعیب ، پیامبر خود را بعد از این که به کفر آلوده شد ، نجات داد .
بعد استدلال میکند که جایز نیست که ضمیر« لتعودن » به قومش برگردد بلکه به خود حضرت شعیب برمی گردد و ایشان قبلا کافر بوده و خداوند او را از کفر نجات داده و به پیامبری رسید .
در ادامه آیه دیگری هم میآورد . آیهای از سوره ابراهیم :
و قال الذین کفروا لرسلهم لنخرجنکم من أرضنا إو لتعودن فی ملتنا فأوحی إلیهم ربهم لنهلکن الظالمین
خداوند میفرماید : کسانی که کافر بودند به پیامبرانشان میگفتند که یا ما شما را از شهرمان خارج میکنیم یا این که به دین ما بر میگردید .
یعنی این که همه پیامبران کافر بودهاند و الان به خداوند ایمان آوردند .
مجری :
استاد یزدانی یک نکتهای در این میان است که با این استدلال که پیامبران ، در ابتدا کافر بودند و بعد موحد شدند ، نشان نمیدهد که اگر با این دید ، از این زاویه نگاه کنیم قطعا امیرالمؤمنین (ع) از انبیاء بالاتر بودند ، چون چنین چیزی در مورد ایشان نبوده که قبلا کافر بوده باشند و بعد موحد شود . پس امیر المؤمنین که این گونه هستند ، از همه انبیا بالاتر است .
استاد یزدانی :
طبق این نظریه ابن تیمیه همه پیامبران کافر بودند و بعد موحد شدند و بعد از آن به نبوت رسیدند . این استدلال فقط و فقط از ابن تیمیه و پیروانش دیده شده است .
شما اگر کتابهای تفسیری شیعه را ببینید ، از اولین تفاسیر شیعه تا تفسیر المیزان و نمونه و تفاسیری که تا الان موجود است ، هر شیعهای که به این آیه از قرآن رسیده ، بلا استثناء به این مسأله توجه کردند و همگی جواب دادند که در این جا عاد به معنای صار است .
البته جواب زیاد دادند که عاد به این معنا نیست که حتما قبلا کافر بودی و بعد مسلمان شدی . عاد از افعال ناقصه است و به معنای صار میآید یعنی یا شما را از این جا خارج میکنیم یا این که کافر شوید نه این که قبلا کافر بودید و به کفر بر گردید .
تمام تفاسیر شیعه بلا استثناء به این مسأله پاسخ دادند . من همه را جستجو کردم ؛ ولی فرصت نیست که همه آنها را نشان دهم . تمام تفاسیر اهل سنت از تفسیر قرطبی و تفسیر زمخشری و بقیه تفاسیر را که نگاه کنیم همه بلا استثناء گفتند که این « لتعودن » به معنای بازگشت به کفر نیست بلکه به معنای صار است .
جوابهای زیادی دادند مخصوصا فخر رازی که نزدیک به هشت جواب در این جا میآورد که عاد به معنا ی صار است .او از زبان خودش نگفته از زبان قوم خودش گفته است . ضمیر وقتی هزار نفر و دو هزار نفر میشود ، این جماعت بر یک فرد غلبه کرده و تغلیب است
حتی لغت شناسها .
اگر کتاب مغنی اللبیب ابن هشام انصاری که از بهترین کتابهای نحویی است را ببینید در این مورد صحبت زیادی کرده که عاد همیشه به معنای بازگشت نیست بلکه به معنای صار است و آن جا مفصل توضیح داده که این از باب تغلیب میتواند باشد .
حتی اگر عاد به معنای خودش باشد در عین حال نمیتواند دال بر کفر پیامبر باشد؛ بلکه میتواند به معنای تغلیب باشد و معانی دیگر.
بهترین تفسیر اهل سنت فخر رازی است و از شیعیان تفسیر المیزان علامه طباطبایی که در این مورد مفصل بحث کردهاند ؛ ولی ابن تیمیه و پیروانش بدون هیچ فکری فقط و فقط میگویند کافر بوده . فلان پیامبر کافر بوده و طبق این آیه و با تفسیر آنها همه پیامبران و به خصوص حضرت شعیب کافر بوده و بعد مسلمان شده .
این یک مورد که خدمت شما نشان دادم . مطلب دیگری که در مورد یکی دیگر از پیامبران خدا گفتهاند و ایشان را کافر خواندهاند ، حضرت آدم و حضرت حوا (ع) پدر و مادر همه بشریت است که در کتابهای خود گفتهاند که اینها مشرک بودند و دلیلی بر توبه آنها نیست .
در کتاب التوحید ( یا کتاب الضلال که سرتاسر آن مطالب ضد قرآن و ضد دین است و ما قبلا بحث آن را کردهایم ) نویسنده محمد بن عبد الوهاب متوفی سال ۱۲۰۶ است که کتابهای تخصصی زیادی بر رد این کتاب نوشته شده است و جالب این که خود وهابیها در مقابل این فتوا موضعگیری کردهاند به خصوص ابن عثیمن در این مورد پاسخهای زیادی داده است .
این کتاب به مناسبت جشن سالگرد صدمین سال تأسیس حکومت عربستان چاپ شده است . در باب ۴۹ روایتی را نقل میکند که ابن حزم گفته همه مسلمانها اتفاق دارند که اگر انسانی اسمی را بگذارد و از آن عبادت غیر خدا را ثابت کند ، حرام است . مثل عبد عمرو ، عبد الکعبه حق ندارد که این اسمها را بگذارد .جالب است که عبد الکعبه یک اسم رایج در اوایل اسلام بود .
روایتی را از ابن عباس نقل میکند که آیهای از قرآن کریم را میخواند و بعد از این آیه استدلال میکند که حضرت آدم و حوا (ع) کافر شدند . چطور ؟
ابلیس پیش آدم و حوا میآمد و میگفت من همان دوست شما هستم که باعث اخراج شما از بهشت شدم و اگر کارهایی که به شما میگویم را انجام ندهید چنین و چنان میکنم . آنها را ترساند . آدم گفت چه کار کنیم ؟ . شیطان گفت بچهای که به دنیا آمد اسمش را عبد الحارث بگذارید . آنها گفتند که نه این شرک است و ما نمیتوانیم چنین کاری کنیم .
بچهای به دنیا آمد ولی مرده بود . دوباره حوا باردار شد و شیطان گفت که حرف من را گوش کنید و گرنه بچه را نمیبینید . حرف شیطان را گوش نکردند و دو باره بچه مرده به دنیا آمد .
دفعه سوم دو باره حضرت حوا باردار شدند و این بار حب فرزند بر اینها غلبه کرد و اسم فرزند خود را عبد الحارث گذاشتند
فذلک قوله (جعلا له شرکا ء فیما آتاهما)
به این آیه استدلال کردند و گفتند که آدم و حوا (نعوذ بالله ) برای خداوند شریک قائل شدند .
گفتند که ابن أبی حاتم این روایت را نقل کرده و سند صحیح است که شرک آنها شرک در عبادت نیست ؛ ولی شرک در اطاعت است .
در حالی که وقتی عبد الحارث میگذاریم ، شرک در اطاعت نیست ، فرزند خود را بنده حارث گذاشتند نه بنده خدا ، این شرک در عبادت است . هم شرک در عبادت است و هم شرک در اطاعت . این آقا تصریح کرده که آدم و حوا طبق این آیه مشرک بودهاند .
بقیه علما وهابی هر کدام آمدند و این کتاب را شرح زدهاند از جمله شرح جامع الفرید که در این جا آمده و در صفحه ۱۸۱ تصریح کرده همین قضیه را :
بل أشرکا فی طاعه الله حیث عبدا و ولدهما لغیر الله فسمیاه عبد الحارث
حضرت آدم و حوا مشرک شدند و شرک آنها ، شرک در اطاعت بوده و غیر خدا را عبادت کردند و نام فرزند خود را عبد الحارث گذاشتند نه عبد الله و نه عبد المجید … و از غیر خدا اطاعت کردند و شرک در اطاعت انجام دادند .
سؤال :
آقای محمد بن عبد الوهاب از شما سؤال داریم . حضرت آدم و حوا مشرک شدند و خداوند هم در قرآن خود آن را ثابت کرد . توبه آنها را هم برای ما ثابت کن . آیهای از قرآن برای ما بیاور که ثابت کند که آنها توبه کردهاند .
چنین آیهای در قرآن وجود ندارد ؛ پس حضرت آدم و حوا مشرک از دنیا رفتند الان جای مشرک کجاست ؟ (نعوذ بالله جهنم ) چون خداوند فرموده که از هر گناهی بگذرد ، از گناه شرک نمیگذرد .
حضرت آدم و حوا یک ترک اولی در بهشت انجام دادند که سالها برای آن گریه کردند ؛ اما برای این شرکشان ، دلیلی بر توبه آنها نیست . خداوند شرکشان را ( نعوذ بالله ) در قرآن ثابت کرده ؛ ولی توبه آنها را ثابت نکرده است ؛ پس آنها مشرک از دنیا رفتهاند .
این سؤالی است که باید جواب بدهند . طبق نظریه اینها جایگاه پیامبر خدا در جهنم است .
درکتاب الدین الخالص ، نویسنده محمد الصدیق حسن القنوجی البخاری ، متوفی سال ۱۲۵۷ هـ ، چاپ دار الکتاب العلمیه ، جلد اول ، صفحه ۲۶۰ :
و أقول الصحیح أن الشرک إنما وقع من حواء فقط دون آدم علیه السلام لأنه نبی و خلیفه .
فقط حوا مشرک شد ، ( این در حالی است که در آن آیه از قرآن هر دو مشرک شده بودند ) آدم مشرک نشده برای این که او نبی و خلیفه خدا بود و نمیتواند مشرک باشد .
محقق در این جا تصریح میکند و طعنه میزند که حرف این آقا کاملا نادرست است و چنین چیزی قابل قبول نیست .
ولا شک أن هذا طعن قبیح فی السیده حواء
شکی نیست که این طعن بسیار زشتی است که به مادر همه بشریت حضرت حوا نسبت دادهاند .
اما محمد بن عبد الوهاب گفته هم حضرت آدم و هم حضرت حوا مشرک شدهاند .
خود وهابیها هم به این مسأله اعتراض کردهاند و تصریح کردند که چنین چیزی قابل قبول نیست . از جمله ابن عثیمین در کتاب القول المفید علی کتاب التوحید بحث میکند که چنین قضیهای کاملا باطل است . با شش دلیل ثابت میکند که این حرف درست نیست و حضرت آدم و حوا مشرک نشدند و این روایت جعلی و ساختگی است .
همچنین ابن حزم اندلسی در کتاب الفصل فی الملل و الأهوء و النحل ، تصریح میکند که این روایت خرافه و جعلی است و کسانی این روایت را درست کردهاند که اصلا دین و حیا نداشتهاند و سند آن صحیح نیست . این آیه در باره مشرکین وارد شده نه در باره حضرت آدم و حوا (ع) .
مجری :
استاد یزدانی اینها احیانا خدای خود را تکفیر نکردهاند . از این وهابیها هیچ چیز بعید نیست ، وقتی که در مورد پیامبر خدا حضرت شعیب گفتند که اول کافر بودند و بعد موحد شدند و بعد از آن به نبوت رسیدند . در باره حضرت آدم و حوا هم گفتند که مشرک شدند بدون این که دلیلی بر توبه آنها باشد یعنی مشرک از دنیا رفتند .
استاد یزدانی :
آیه دیگری استدلال کردهاند که همه پیامبران را به طور عام مشرک دانستهاند .
مجری :
دیدید که نوک تکفیر وهابیت تا کجا پیش میرود . انبیاء الهی را هم تکفیر میکند ؛ پس ما نباید انتظاری داشته باشیم که مسلمانها را هم تکفیر نکنند . کلیپی آماده کردیم ما قرار است که در این برنامه به جنایتهای وهابیت بپردازیم و آنها را هم ببینیم . در این روزها بیش از بیش بر طبل رسوایی وهابیت کوبیده میشود به خصوص در جریانات سوریه .
کلیپ ۰۰۲ :
قسمت اول : کشتار وحشیانه مسلمانان توسط وهابیت
قسمت دوم : به خاطر خدا توبه اش بده ، برادر یک لحظه صبر کن بچه کوچک است ، ۱۰ سال بیشتر ندارد . به خدا قسم شهادت میدهم اشهد أن لا اله الا الله
مجری :
ملاحظه فرمودید که وهابیها ، دوستان شبکههای وهابی که به دنبال آزادی بیان و لطافت و نرمی در گفتار هستند ، چه جنایتهایی را میکنند و خودشان تصاویر آن را پخش میکنند و خدا میداند که چه جنایتهای دیگری انجام میدهند و از آن تصویر نمیگیرند . البته این کلیپهایی که ما پخش میکنیم از بین هزارانی است که ما انتخاب میکنیم تا معذوریت کمتری داشته باشند و با این حال آنها را سانسور میکنیم .
چهره وهابیت این است . فقط خودشان را مسلمان میدانند ؛ البته جدیدا خودشان را هم تکفیر میکنند که به آن هم میرسیم .
در ادامه مباحثی که قبلا داشتیم ، گفتیم که نوک تکفیر وهابیت فقط شیعیان نیستند اهل سنت و حتی علما اهل سنت را هم در برمی گیرد . از استاد یزدانی خواهش میکنیم که نمونههای دیگری که آماده کردند در خصوص تکفیریهای که نسبت به بزرگان اهل سنت است را معرفی کنید .
استاد یزدانی :
موارد زیادی است که اینها به شخصه نام بردند از بزرگان اهل سنت و گفتند که اینها مرتد و کافر شدهاند .
شخصیتی مثل فخر رازی .
وقتی انسان کتاب او را میخواند به فکر و علم و دانش فراوان او پی میبرد ؛ البته انحرافات زیادی داشته به شیعه فحاشیهای فراوانی کرده ؛ ولی انصافا در بین علما اهل سنت مفسری مثل فخر رازی نیامده و نخواهد آمد .
بهترین تفسیر اهل سنت از دید گاه خودشان ، تفسیر فخر رازی است . بعد از آن تفاسیر قرطبی و آلوسی و ابن کثیر و… است . با آن عظمت و با آن تمجیدهایی که بزرگان اهل سنت در باره فخر رازی گفتند ؛ ولی درعین حال ابن تیمیه ، محمد بن عبد الوهاب و سایر وهابیها تصریح کردند که فخر رازی کافر بوده و مرتد شده است .
من چند نمونه را خیلی سریع نشان میدهم . محمد بن عبد الوهاب در کتاب خودش مؤلفات شیخ محمد بن عبد الوهاب در بخش الرسائل الشخصیه ، این کتاب از مهمترین کتابهای او است . نامههایی که شخصیتهای مختلف نوشته در این کتاب جمع آوری شده با مقدمه وتصحیح صالح بن فوزان و محمد بن صالح العلیقی .
در این کتاب ، درنامهای که به احمد عبد الکریم مینویسد در صفحه ۲۱۶ :
من محمد بن عبد الوهاب به احمد عبد الکریم سلام علی المرسلین والحمد لله رب العالمین .
سلام هم نمیکند فقط بر پیامبران سلام میکند وستایش خداوند را میکند .
ظاهرا این آقا نامهای نوشته بوده و اشکال گرفته بوده که چرا شما همه مسلمانان را تکفیر میکنید .
بعد میگوید می خواهم این اشکال را از ذهن تو رفع کنم که تکفیر کردن کار بدی نیست . در صفحات متعدد در باره این که چه کسانی کافر شدند و چه کسانی منافق بودند و کافر شدند تا جایی که میرسد به آن جایی که در صفحه ۲۲۲:
وأبلغ من ذلک أن منهم من صنف فی الرده کما صنف الفخر الرازی فی عباده الکواکب و هذه رده عن الإسلام باتفاق المسلمین هذا لفظه بحروفه
از همه اینها رساتر این است که علمای اهل سنت کتابهایی در دفاع از ارتداد نوشتهاند مثل این که فخر الدین رازی در باره عبادت ستارگان کتاب نوشته است و این کار فخر الدین رازی به اتفاق همه مسلمین ارتداد از اسلام است . این حرفهای ابن تیمیه است که من کلمه به کلمه آن را بیان میکنم .
یعنی فخر الدین رازی کتاب نوشته که باید ستارهها را عبادت کنیم واین کفر آشکار است . من زیاد گشتم که ببینم ابن تیمیه در کدام یک از کتابهای خود گفته فقط یک مورد پیدا کردم . درکتاب مجموعه الفتاوای خودش ، صفحه ۹۷ :
صنف الرازی کتابا فی عباده الکواکب والأصنام وعمل السحر ، سماه السر المکتوم فی السحر و مخاطبه النجوم .
کتابی در مورد عبادت ستارهها و بتها و سحر نوشته …
در کتاب الدرر السنیه فی الأجوبه النجدیه ، جلد ۱۰ ، صفحه ۴۰۴ ، ۴۰۵ ، ۷۲ ،۳۵۵ ،۳۷۲ متعدد میآورد که فخر الدین رازی در باره عبادت بتها و ستارهها کتاب نوشته و کافر شده است .
کتابی که نوشته در باره این نیست که ستارهها را عبادت کنیم ؛ چون کتاب الآن در دسترس ما نیست آن طور که نقل کردند فخر الدین رازی کتابی نوشته در باره تأثیر ستارهها بر زمین . اگر ستاره فلان جا باشد ، فلان تأثیر را دارد و گردش و نوع آنها …
به هر حال اینها در این عالم تأثیر گذار است و این ثابت شده که نظم این عالم در دست خداوند است و خداوند آثار برخی از چیزها را در ستارهها قرار داده است مثلا اگر ماه فلان طور شود ، جزر و مد میشود . اینها همه ثابت شده است .
آن زمان علم تا این حد پیشرفت نکرده بود و ثابت نشده بود ؛ اما فخر الدین رازی این کتاب را نوشت که فلان ستاره در فلان اتفاق زمین تأثیر دارد . ولی ابن تیمیه آمده و گفته چون این کتاب را نوشته ، او کافرشده است .
شخصیت بعدی ابوعلی سینا است .
افتخار همه فارسی زبانها ست . کتاب الدرر السنیه فی الأجوبه النجدیه ، جلد ۹ ، صفحه ۴۲۲ مطلبی را میآورد :
وقال ابو العباس : حدثنی ابن الخضیری عن والده الشیخ الخضیری إمام الحنفیه فی زمنه قال کان فقهاء بخاری یقولون فی إبن سینا ، کان کافرا ذکیا ، فهذا الإمام الحنفیه فی زمنه حکی عن فقهاء بخاری جمله کفر ابن سینا و هو رجل معین مصنف یتظاهر بالإسلام
ابن تیمیه نقل میکند با یک سندی که خودش درست کرده ، که فقهای بخارا در باره ابن سینا میگفتند که ابن سینا یک کافر باهوش بود . این امام حنفیها در زمان خودش بوده که از فقهای بخارا کفر ابن سینا را نقل کرده .
ابن سینا یک مرد مشخصی بود که کتاب مینوشت و به اسلام هم تظاهر میکرد ؛ اما همه فقهای بخارا او را تکفیر کردند .
پس تکفیر کار بدی نیست ، اگر بد بود فقهای بخارا ابن سینا را تکفیر نمیکردند!!! .
برای این حرف خود یک مدرک و سند بیاورید که فقهای بخارا این کار را کرده باشند . اینها دروغهایی است که از خودش میسازد تا تکفیر مسلمانها را توجیه کند.
فخر الدین رازی با آن عظمتش از دیدگاه اهل سنت ، هر چند که دشمن شیعه بوده و به شیعه در کتابهای خود فحاشیهای زیادی کرده ؛ ولی برای اهل سنت خیلی قابل احترام است و در تفسیر اهل سنت بهترین کتاب را نوشته ، تکفیر میشود . ابن سینا با آن کتابهایی که نوشته تا الان در دانشگاهها و حوزههای مختلف تدریس میشود ، ولی کافر باهوش است .
مجری :
این وهابیها را دیدید که تکفیرشان به چه صورت بود مسلمانها ، انبیاء و حتی خودشان را تکفیر میکنند . اتفاقاتی که در سوریه میافتد و بر سر مال دنیا به جان هم افتادند و یکدیگر را تکفیر میکنند و میکشند . مصداق بارز اشتغال ظالمین به ظالمین است .
کلیپ ۰۰۳ :
کشتار نیروهای جبهه النصره ( لواء التوحید ) توسط گروه داعش
تصاویر بعد از ورود عناصر جبهه النصره (لواء التوحید )
مجری :
تکفیریهایی که یکدیگر را میکشند و بعد بالای سر اجساد آنها میگویند که اینها داعش نیستند یعنی دولت اسلامی عراق و شام نیستند ، اینها دولت اسلامی کفر هستند ؛ چون داعش مخفف دولت عراق و شام است .
دیدید که چگونه لواء التوحید داعشیها را تکفیر میکرد و داعشیها هم آنها را تکفیر میکنند که اخبار شان امروزه به شما میرسد . اینها همه را تکفیر کردند ، به بحث خدای وهابیها که رسیدیم ، آن جا پنبه خدای وهابیت را خواهیم زد که چگونه خدایی است .
استاد یزدانی شما درباره تکفیر علما اهل سنت گفتید ؛ اما از این خود تکفیریها نمونه دیگری هم دارید که به ما ارائه دهید .
استاد یزدانی :
البته موضوع ما تکفیر علما اهل سنت است ؛ اما در این مورد از کتابهای خود وهابیها نمونههایی داریم که وهابی ، وهابی را اهل بدعت خوانده و تکفیر کرده است
کتاب تحفه المجیب عن أسئله الحاضر و الغریب ، نویسنده مقبل بن هادی الوادعی یکی از وهابیهای معاصر و بسیار تند رو که کتابهای متعددی نوشته و در این کتاب به خیلی از علما توهین و جسارت کرده که در ادامه آنها را نشان خواهیم داد .
این کتاب چاپ دار الآثار صنعا است ، صفحه ۸۹ : سؤالی کرده
ما هو القول الفصل فی یوسف القرضاوی و هل هو مبتدع أم لا ؟ و ما رأیکم فیمن یقول بأنه عدو الله و من أبناء الیهود و یلقبه بالقرظی نسبه إلی بنی قریظه
حرف آخر درباره یوسف قرضاوی چیست ؟ آیا او بدعت گذار است یا نه ؟
الجواب : یوسف القرضاوی منذ عرفناه و سمعنا به و هو حزبی مبتدع أما أنه عدو للسنه فلانستطیع أن نقول إنه عدو للسنه و لا نستطیع من أبناء الیهود
یوسف قرضاوی را از زمانی که میشناسم و حرفهای او را شنیدم او یک سیاستمدار بدعت گذار است ؛ اما این که بگویم دشمن سنت است نمیتوانم بگویم و نمیتوانم بگویم که از فرزندان یهود است
باز هم این آقا در کتاب رفع اللثام عن مخالفه القرضاوی للشریعه الاسلام ، نویسنده احمد بن محمد بن منصور العدینی که شیخ الوادعی مقدمهای در این کتاب نوشته واین مطلب از خود اوست ، صفحه ۴ :
و من بین دعاه الضلاله فی زمننا هذا یوسف بن عبدالله القرضاوی مفتی قطر فقد أصبح بوقا لأعداء الإسلام
از بین کسانی که مردم را به گمراهی و ضلالت دعوت میکند در این زمان شخصی است به نام یوسف بن عبدالله قرضاوی مفتی مردم قطر . او امروز بوقی شده برای دشمنان اسلام و زبان وقلمش را در اختیار دشمنان اسلام برای جنگ با اسلام قرار داده است .
از این خود تکفیریها زیاد است اما در یک فرصت دیگر آنها را نشان خواهم داد . اما در مورد توهینهایی که به بزرگان اهل سنت کردند را چند نمونه نشان دهم :
ابن قیم الجوزیه که شاگرد ارشد ابن تیمیه بوده کتابی به نام شرح القصیده النونیه دارد که توهین بسیار عجیب به یکی از بزرگان اهل سنت به نام آمدی میکند . در جلد ۲ ، صفحه ۳۲ :
حتی أتی من أرض آمد آخرا ثور کبیر بل حقیر الشأن
تا این که از سرزمین آمد شخصی دیگری آمد ، که گاو بسیار بزرگی بود ولی مقامش خیلی پایین بود .
در صفحه بعد محقق این شعر را شرح داده است که منظور از این شعر چه بوده است :
و هو المعروف بالآمدی صاحب کتاب ( أبکار الافکار ) فی علم الکلام
این شخصی که شاگرد ارشد ابن تیمیه است ، آمدی را گاو بزرگ خوانده او همان آمدی معروف صاحب کتاب ابکار الافکار .
شرح حال آمدی در کتاب عیون الانباء فی طبقات الاطباء ، نویسنده آقای خزرجی معروف به ابن أبی اصیبعه :
هو الإمام الصدر العالم الکامل سیف الدین ابوالحسن …
أوحد الفضلاء و سید العلماء کان أذکی أهل زمانه و أکثرهم معرفه بالعلوم الحکمیه و المذاهب الشرعیه و المبادی الطبیه ….
چنین انسانی با این شهرت را گاو بزرگ معرفی میکند .
آقای شمس الدین ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلاء ،جلد ۲۲ ، صفحه ۳۶۴ :
العلامه المصنف فارس الکلام سیف الدین علی بن أبی علی بن محمد بن سالم الآمدی الحنبلی ثم الشافعی
این آقا به این بزرگی که عالم ، علامه ، کامل…. بوده از دیدگاه ابن قیم الجوزی یک گاو بزرگ است . دلیلش این است که اشعری میباشد و از اشاعره پیروی میکند .
کتاب فضائح و نصائح ، نویسنده مقبل بن هادی الوادعی ، چاپ دار الحرمین قاهره است . از او سؤال میکنند: نظر شما در باره کسی که بقیه طلاب مبتدی را ترغیب میکند به خواندن کتاب « فی ضلال القرآن » چیست ؟ ( این کتاب برای سید قطب است )
الجواب : أما کتاب الضلال و کتابات سید قطب ….
فتفسیره تفسیر شخص عاش فی الإلحاد بإعترافه إحدی عشره سنه فکیف یکون ذلک التفسیر ؟
این کتاب تفسیر ، کتاب شخصی است که یازده سال کافر بوده ، چطور میتواند چنین شخصیتی کتاب تفسیر کند ؟
ولکن الدعایات من قبل الإخوان المفلسین فهم الذین یرفعون الشخص و لو کان لا یساوی بصله مثل قال الدکتور و کذا یا دکتور و هو ثور و لیس بدکتور
به جای این که بگوید اخوان المسلمین میگوید اخوان المفلسین . اینها انگیزه دارند که آدمهای بی ارزش را بزرگ کنند مثلا به او میگویند دکتر . اینهایی را که دکتر میگویند دکتر نیستند بلکه گاو هستند .
مجری :
بینندگان عزیز این برخورد وهابیت با بزرگان اهل سنت است . برخوردی که فقط همراه است با کفر ، مشرک بودن ، کشتن و خون و خونریزی . این پیام وهابیت چیزی است که در شبکههای وهابی پیاده میشود . تحریک مردم به خاطر راه انداختن جنگهای داخلی در کشورها ، دفاع از گروههای تکفیر ی که مسلمانان را به راحتی میکشند .
این تفکری است که توسط وهابیت گسترش پیدا میکند ؛ اما قطعا با نگرش عمیقی که مسلمانها دارند ، جلوی این حرکت ایستادهاند و باز هم خواهند ایستاد .
علامه احمد محمود کریمه ، یکی از بزرگان اهل سنت است . سخنانی را دارد برعلیه وهابیت که قبلا هم از ایشان کلیپ پخش کردیم . آن وهابیهایی که وهابی شدند و تفکرات وهابیت و سلفیت دارند ؛ اما احساس میکنند که هنوز از اهل سنت شمرده میشوند این کلیپ را با دقت بیشتری ببینند شاید نگرش آنها تغییر کرد .قطعا این عالم اهل سنت بیشتر از عوامی که وهابی هستند ، میدانند و برای آنها بیشتر از شبکهها ی وهابی دلسوز هستند .
کلیپ ۰۰۴ :
سخنان علامه احمد محمود کریمه : خداوند متعال با علم قدیمش راه و روش خوارج را برای تمام بشریت معین کرده است .در سوره بقره میفرماید :
ومن الناس من یعجبک قوله فی الحیاه الدنیا
تفسیرش میکنم یعنی یک شعارهای شرعی میدهند مثل این شعارها خلافت ، راه حل اسلامی ، سلف ، صحابه ، حاکمیت ، البرائه ، ولاء ، این شعارهای وهابیها که اینها مسلمان نیستند .
ومن الناس من یعجبک قوله فی الحیاه الدنیا و یشهد الله علی ما فی قلبه و هو الد الخصام و إذا تولی سعی فی الأرض لیفسد فیها و یهلک الحرث والنسل والله لا یحب الفساد
گمان میکنم این خصوصیات کاملا منطبق بر این وهابیت و عملیات تروریستی اینها ست و فرقی ندارد بین کسی که این عملیات را مستقیما انجام میدهد یا باعث آن میشود . سپس خداوند متعال در سوره جاثیه میفرماید :
افرأیت من اتخذ إلهه هواه
یعنی مردم سؤال میکنند اینهایی که تمام مدت در مورد انفجار فکرمی کنند و منتظر میمانند ؛ پس دین اینها کجاست ؟ اینها دین ندارند همان فرمایش خداوند است
افرأیت من اتخذ إلهه هواه
خداوند علم دارد
وختم علی سمعه و قلبه وجعل علی بصره غشاوه فمن یهدیه من بعد الله أفلا تذکرون
مجری :
پس استاد بزرگوار اینها دین ندارند .
از جمله فتاوای قرضاوی مباح دانستن خون مصریها است ؟
علامه احمد محمود کریمه :
من نمیدانم که قرضاوی خوانده است یا نخوانده است ؛ البته که حتما خوانده است فرمایش پیامبر (ص) را کسی که یاری کند بر ریختن خون مسلمانی و با یک کلمه یا با نصف کلمه روی پیشانی او نوشته میشود از رحمت خداوند نا امید است .
این روایت را امثال قرضاوی و خون ریزان دیدند ؛ چون که اینها جنایتهای وراثتی دارند که برای اینها به ارث رسیده از جنگ صفین و جمل و نهروان وکربلا
این جنایتهای وراثتی است که در خون اینها جریان دارد . اینها اسلام را با شاخه گل و امنیت و امان معرفی نکردند؛ بلکه اسلام را به عنوان یک دین خونریز معرفی کردند . هرکس کلام اینها را میشنود می گوید این از علمای مسلمانان است .
آیا پاپ در واتیکان چنین حرفی میزند ؟ نه اصلا آیا پاپ در کلیسا میتواند چنین حرفی بزند ؟ حتی خاخام یهودی در ملإ عام چنین حرفی نمیزند ؛ چون اینها حکمت دارند؛ ولی این وهابیها حماقت دارند و درد بی درمان دارند .
من قرضاوی و کسانی که گمراه شدند را به خواندن موسوعه الفقهیه الکویتیه دعوت میکنم که لفظ استحلال را جستجو کنند . در این موسوعه کل علما اجماع دارند که کسی که حرامی را استحلال کند از اسلام خارج میشود.
یعنی اگر کسی بیاید و بگوید که خون فلان مسلمان مباح است یا این که زنا حلال است یا این که قمار حلال است و عالما و عامدا این کار را انجام دهد از اسلام خارج میشود . چرا؟
چون خداوند را تکذیب کرده است . پیامبر و صحابه را تکذیب کرده و از اجماع مسلمانان خارج شده است . کسی که خدا و پیامبر را تکذیب کند و وقتی که فتوا میدهد که خون فلانی مباح است من به قرضاوی میگویم که از اسلام خارج شدی و مرتد شدی.
من به او گفتم که موسوعه الفقهیه الکویتیه را باز کن و ببین تو خون انسان بی گناهی را حلال دانستی سپس از اسلام خارج شدی .
در تکمله عرایضم میگویم کسانی که خون مسلمانان را مباح میدانند خودشان مرتد هستند .
مجری ( آقای حسینی ) :
سخنان رک و بی پرده این عالم اهل سنت را شنیدید که دیگر جای هیچ شک و شبههای را نمیگذارد .اگر اینها اهل سنت هستند ؛ پس این کسانی که تکفیر میکنند چه کسانی هستند .
امشب بیشتر حول تکفیر صحبت کردیم .اینها مسلمانها ، انبیاء و حتی خودشان را تکفیر کردند .استاد یزدانی آیا کسانی هستندکه از غربال تکفیر اینها رد شده باشند.
استاد یزدانی :
بله کسانی هستند گفتند که اینها کافر نبودند . نمونهای از آن را نشان میدهم . کتاب کیف نفهم التوحید ، نویسنده محمد احمد باشمیل ، ایشان یکی از علما معاصر وهابی است . در این کتاب سیر مناظره خودش را درباره توحید با یکی از علما اهل سنت نقل میکند . در صفحه ۱۲ : با عنوان توحید أبی جهل و أبی لهب :
ابوجهل و ابولهب ومن علی دینهم من المشرکین ، کانوا یؤمنون بالله و یوحدونه فی الربوبیه خالقا و رازقا ، محییا وممیتا ، ضارا و نافعا ، لایشرکون فی ذلک شیئا ؟
آیا به نظر شما ابوجهل و ابولهب که مشرک بودند به خدا ایمان داشتند ، آیا خداوند را در ربوبیت و رازقیت و حیات و ممات قبول داشتند ؟
عجیب و غریب ، أن یکون أبوجهل و أبولهب أکثر توحید الله و أخلص ایمانا من هؤلاء المسلمین الذین یقولون لا اله الا الله و محمد رسول الله ؟
این بسیار عجیب است که ابوجهل و ابولهب از نظر ایمان و اخلاص از مسلمانهایی که لا اله الا الله و محمد رسول الله میگویند بالاتر باشند .
فقلت : لیس هذا عجیب و لا غریبا بل هذا هو الواقع الذی ستعرفه و ستسلم به
من میگویم: این که عجیب و غریب نیست ، بلکه واقعیتی است که ان شاء الله آن را به شما معرفی میکنم . دلیل میآورد ….
تا این که در صفحه ۱۴ میگوید :
المشرکون الاولون کانوا اکثر ایمانا من مشرکی هذا الزمن :
مشرکین در صدر اسلام از مشرکین امروز ( مسلمانهایی که لا اله الا الله میگویند ) توحیدشان بیشتر بوده است . آیاتی از قرآن کریم را به عنوان دلیل میآورد (نعوذ بالله) اینها را به مشرکین تطبیق میدهد و بعد آیات دیگری را به مسلمانها تطبیق میدهد و میگوید اینهایی که غیر خدا را میخوانند از ابوجهل و ابولهب هم مشرک تر هستند .
پس کسانی در این بین سالم ماندند که کافرنشوند . از جمله اینها ابوجهل و ابولهب است که از مسلمانهای امروزی مسلمان ترهستند .
مطالب زیادی درباره توهینهای که اینها به ابن حجر عسقلانی ، نبوی ، امام تهاوی ، ابن حجر هیثمی داشتند که به خاطر ضیق وقت نمیتوانم آنها را نشان دهم . ان شاء الله در یک برنامه دیگر توضیح خواهم داد .
مجری :
ما بارها گفتیم که شبکههای وهابی کاری جز دروغگویی و تدلیس و توهین و تکفیر ندارند این راه و روش وهابیها است . متأسفانه در روزهای گذشته شاهد توهینهای فراوان اینها بودیم . نمیدانیم به علت این که ایام فاطمیه بود و حضور عزاداران فاطمی را میدیدند یا بحثهای دیگری بود .
یکی از آن توهینهای وقیحانهای که انجام شد ، جسارت به عزیزان تبریزی بود ، آذری زبانهای عزیزی که به غیرت و شرافت و بزرگ مردی در ایران زمین معروف هستند . ما امشب کلیپی را آماده کردیم که قبل از آن از آذری زبانها و ترکهایی که در تبریز هستند عذر خواهی میکنم ؛ اما به خاطر این که چهره واقعی وهابیها را نشان دهیم ، مجبور به پخش آن هستیم . امشب اولویت را به بینندگان آذری زبان میدهیم تا پیغام خود را به این شبکههای وهابی برسانند .
کلیپ ۰۰۵ :
جهودی کارشناس وهابی شبکه وهابی کلمه :
اما در مورد تبریزیها که گفتیم و من ارادت خاصی به آنها دارم . من مجبور هستم که این را برای مردم آذربایجان بگویم ، آذربایجان تحت اشغال ترکهایی بود که از آناتولی آمدند . آنها توسط عثمانیها بیرون شدند و آذربایجانیها را قتل عام کردند و آنهایی که از آذربایجانیها ماندند ، لهجه خود را عوض کردند و ترکی شدند آذربایجانی .
لهجه آنها ، لهجه دیگری بود . لهجهای بین گیلکی و کردی . گیلکی و کردی لهجه هایشان به هم نزدیک است حتی کردی و بلوچی هم به یکدیگر نزدیک است .
ولی آذربایجانی یگ دفعه آن طرف شده ؛ چون آنها یاغیانی بودند که از حکومت عثمانی فرار کردند و با بی رحمی همه مناطق ایران را گرفتند و آنهایی که ماندند زبان خود را عوض کردند . شنیدم بعضی از زبان شناسها که در بعضی از مناطق ایران ، زبان اصیل آذری را هنوز هم دارند . چند جا در خلخال هست .
مجری :
اگر آذری زبانهای عزیز از افاضات این وهابی ناراحت شدند ، من از آنها واقعا معذرت خواهی میکنم ؛ اما بدانید که جسارتها ی آنها یکی دو تا نیست . کارشناسان آنها گفتند که صادرات غیر نفتی ایرانیها ، دختران ایرانی هستند که برای فحشا به جاهای دیگر میروند یا همین جهودی گفته بود که ایرانیها وحشی بودند . کلیپ آن هم موجود است و نمیتواند آن را انکار کند .
به بلوچها گفتند که شما نمیفهمید به خاطر همین توهین برداشت کردید و به کردها گفتند که در محله هایشان صدها فاحشه خانه وجود دارد . نسبت به ترکها هم این جسارت را کردند که آنها یاغیانی هستن که از حکومت عثمانی فرار کردند . به نظام ایران ، به مراجع تقلید ، به علامه مجلسی ، به شیخ کلینی جسارت میکنند و رکیکترین الفاظ را به کار میبرند .
دیدید که نسبت به سید مرتضی چگونه صحبت کردند ، نسبت به مادران شیعه هم دیدید که چه توهینی کردند . فراموش نمیکنیم که نسبت به خانواده ابوبکر که چه حرفهایی زدند در باره شأن نزول یکی از آیات قرآن کریم . درمورد ام المؤمنین عایشه گفتند که سفیه بوده و اصلا خجالت نکشیدند از به کار بردن این کلمه در باره ایشان .
نسبت به علما اهل سنت گفتند که آنها مزدور هستند و تعبیری که داشتند گفتند که زهرمارتان شود آن غذایی که در مجمع جهانی تقریب خوردید .
به علمایی که با شبکه جهانی ولایت همکاری داشتند جسارت کردند .
نسبت به امیر المؤمنین (ع) بارها جسارت کردند .
کاریکاتور حضرت صدیقه طاهره (س) را باز هم کشیدند و به ساحت مقدس ایشان توهین و جسارت کردند و این در حالی بود که کسانی که در همه موارد سریع عکس العمل نشان میدهند ، در این باره سکوت را اختیار کردند .
همین جهودی نسبت به حضرت زینب (س) جسارت کردند .
نسبت به تشنگی امام حسین (ع) آن جسارت وحشتناک را کردند .
نسبت به امام رضا (ع) آن جسارت را کردند که ما صلاح ندانستیم که پخش کنیم .
نسبت به حضرت بقیه الله بارها و بارها جسارت کردند و ما نشان دادیم و شیعیان از این بابت بسیار ناراحت شدند . اینها را عرض کردم که بگویم عجیب نیست که به آذری زبانها هم جسارت کنند .
استاد یزدانی :
همان طور که شما لیستی از توهینهای اینها را گفتید ، ما قبلا هم تصریح داشتیم از یکی از بزرگان وهابی به نام ابا بطین که به ترکها توهین کرده بود و ما قبلا آن را نشان دادیم .
باز هم این توهین را نشان بدهم . کتاب الدرر السنیه فی الاجوبه النجدیه ، نویسنده محمد بن قاسم العاصمی النجدی ، جزء ۹ در کتاب حکم المرتد :
سؤالی کرده از شیخ ابا بطین که اگر بعضی جاهلان بگویند از شرطهای امام این است که قرشی باشند و محمد بن عبد الوهاب که قرشی نبوده ؛ بلکه عارضی بوده او چگونه امام شده ؟ در این باره از پیامبر روایت زیاد داریم .
إذا قال بعض الجهال ذلک فقل له : و لم یقل ترکیا
اگر بعضی از جاهلان پرسیدند به آنها بگو که اگر قرشی نیست ترک هم نیست .
فإذا زال هذا الأمر عن قریش فلو رجع إلی الإختیار لکان العرب اولی به من الترک ، لأنهم أفضل من الترک ولهذا لیس الترکی کفوا للعربیه
اگر حکومت از قریش گرفته شود به عرب برمی گردد ؛ زیرا عرب بهتر و شایسته تر از ترک است . به همین دلیل ترک با زن عرب کفو نیست . اگر یک مرد ترک با یک زن عرب ازدواج کند و یکی از اولیاء راضی نباشد میتواند نکاح را فسخ کند و نیازی به طلاق نیست .
مجری :
سلام علیکم ، نظرتان را در مورد این جسارتی که نسبت به آذری زبانهای عزیز کردند را بفرماید و اگر سؤالی هم دارید کارشناس محترم برنامه پاسخ میدهند .
بیننده : آقای افخمی از مراغه - شیعه
آقای جهودی کلا با شیعیان مشکل دارند ، مخصوصا زمانی که به امام حسین (ع) آن جسارت وقیحانه را کردند که مو به تن انسان راست میشد . این شخص ترکها را نشناخته ، ما غیرت داریم ، ما عاشق اهل بیت هستیم .
مجری :
فکر میکنم یکی از دلائلی که این جسارت را کردند این بود که یک عزیز آذری زبان زنگ زد و گفت که ما ارادت خاصی نسبت به اهل بیت داریم . بلافاصله جهودی گفت باید نکتهای را بگویم که آن توهین را کرد .
با این کار اوج کینه خود را این وهابی و شبکه وهابی کلمه نشان دادند .
بیننده : امیر از تبریز - شیعه
آقای جهودی حرفهایی را زد که میخواهند خلط مبحث کنند و میخواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند . در مورد آذربایجان و مردم آن که الحمدلله و المنه شیعه بودند و اولین شهری که مذهب شیعه را در ایران رواج داد ، تبریز بود . ایشان خلط مبحث میکنند و میخواهند یک قومیتی را به هم میریزند .
در مورد زبان آذری که از صفویه به این طرف ترک شد ، من موافق هستم در کتابها هم این را نوشتهاند ؛ ولی مبحث تاتی را که در زمان سلجوقیان در آذربایجان رواج پیدا کرد را باهم خلط میکند . ایشان با شیعه و مقدسات شیعه مشکل دارند و میخواهند قومیتهای ایرانی را به جان هم بیندازد .
برای ما فرقی نمیکند که زبان ما ترکی باشد یا کردی یا هر زبان دیگر ی چیزی که برای ما مهم است ، این است که محبت اهل بیت (ع) در روح و قلب و جان ما رسوخ کرده است .
مجری :
قصد ما از بیان این بحث این نیست که آنها بیایند عذر خواهی کنند بلکه هدف ما این است که به شما بگوییم که هیچ کس از زیر چنگال توحش وهابیت جان سالم به در نبرده است نه شیعه و نه سنی و نه هیچ کس دیگر ی .
بیننده : صفا از تبریز - شیعه
از وهابیت نباید انتظاری غیر از این داشت . کسانی که به خودشان و به دیگران توهین و جسارت میکنند و اصلا دیگران را آدم نمیدانند . انتظار نباید داشته باشیم که آنها به دنبال اختلاف انداختن نباشند .
ولی ما در این موارد بحثهای تاریخی داریم و نباید وارد این بحثها شد. شاید قسمتی از حرفهای آنها درست باشد . این که میگویند زبان آذری تغییر کرده ، یک بحث علمی است و درست میباشد . عثمانیها به تبریز حمله کردند و آن جا را اشغال کردند و کشتار زیادی انجام دادند و این که آذریها همه ایرانی هستند هم بحث علمی است .
مجری :
اما نکتهای که در صحبتهای این شخص بود این است که در پاسخ شیعهای که گفت ما محب اهل بیت هستیم ، این توهین را کرد .
بیننده :
ایشان که تکلیفشان روشن است و ما انتظاری از آنها نداریم ؛ ولی انتظاری که از شبکه ولایت که یک شبکه باوقار است و ما در این سالها دیدیم ، این است که مباحث تاریخی را اظهار نکنید . من هر چه میخواهم بگویم که ایشان اشتباه کردند ولی جاهایی را هم درست گفتند ؛ اما توهین ایشان خیلی بد بود . نظر بنده این است که باید به این مباحث خیلی علمی و دقیق نگاه کنیم .
مجری :
برای ما اشخاص مهم نیستند هر کسی که باشد و بخواهد توهین کند به اهل بیت در نزد ما مبغوض است و برای ما اهل بیت مهم و ملاک هستند . موضوع ما همان عبارت یاغی خواندن آذری زبانها است و به مباحث تاریخی آن کاری نداریم .
بیننده : آقای نوری از میانه - شیعه
من میخواهم نظر خود را درباره کلیپها یی که پخش کردید بیان کنم . تاریخ نشان میدهد کسانی که بر پیکر مطهر امام حسین (ع) اسب دوانی کردند ، اینها هیچ کدام فرزند پدر خود نبودند .
در مورد توهین جهودی به آذری زبانها عرضم این است که آقا ی جهودی مواظب باش به خاطر کم آوردنتان در مناظره با آقای شریفی ، آقای هاشمی جگر شما را در نیاورد و نخورد ؛ چون شماها از نسل هند جگر خوار هستید .
در باره دفاع از اهل بیت چند بیت را به ترکی بخوانم و ترجمه کنم :
تقدیر میکنم از کسی که رفته و صدایش نمیآید
امام حسین (ع) خیلی وقت است شهید شده
شیطان در خباثت به پای چنین افرادی نمیرسد
وهابیها نمیدانند که شهدا زندهاند و خونشان ضایع نمیشود
ای شیعه ( به خصوص آذری عزیز که تعصب خاصی به اهل بیت داری ) که سیه پوش هستی ، قرآن مدرک ماست نه مزدور وهابی .
خداوند در قرآن میفرماید :
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
این نشان از آن دارد که شهدا نمیمیرند و در نزد خداوند روزی میخورند .
از قول یک برادر جانباز میگویم :
من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم
اگر کس فریاد کمک خواهی مسلمانی را بشنود و به او جواب ندهد ، مسلمان نیست .
به وهابیها بگویید وای به حالتان اگر رهبرم حکم جهادم دهد . به آقای هاشمی از طرف شیعیان :
از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر .
بیننده : آقای قاسمی از تبریز - شیعه
میخواستم به جهودی بگویم که ما یاغی نیستیم ، ما آذری هستیم و ما محب اهل بیت (ع) هستیم . عبدالله حیدری به ناموس شما توهین کرد ، اگر غیرت داشتی و جواب او را میدادی برای آذریها کافی بود .
ما آیت الله حجت و علمای بزرگ دیگری را داریم که شما فقط برای لیسیدن پای آنها هم ارزش نداری .
بیننده : آقای حبیبی مهر از شیراز - شیعه
من میخواهم حقیقتی را از تماسهایی که با همه اقشاری که در طول چندین سال خدمت در دانشگاه داشتم ، را بگویم به این آقای جهودی که شما در عمرت قرآن خواندهای ؟ نخواندهای که :
إنا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا إن أکرمکم عند الله أتقاکم
آیا نخواندهای که :
امر حق را حجت و دعوا یکی ست
خیمههای ما جدا ، دلها یکی ست
از حجاز و چین و ایرانیم ما
شبنم یک سفره خندانیم ما
آیا نخواندهای که :
ای بسا هندو و ترک هم زبان
ای بسا دو ترک چون بیگانگان
هر زبان هم دلی خود دیگر است
هم دلی از هم زبانی خوش تر است
یا آن کتابی که برادر عزیزمان مستند نشان دادند و آن آقای به ظاهر محقق وهابی میگوید اگر پیامبر (ص) از قریش نبود ، از عرب بود و عرب از ترک یا فارس و امثال ذلک برتر هستند .
کسی نیست به ایشان بگوید اگر واقعا آمدن پیامبر (ص) اسلام در قوم عرب دلیل برتر ی عرب است ؛ پس شما این قضیه را بپذیرید که این همه پیغمبری که درقوم بنی اسرائیل آمده است ، بنی اسرائیل برتر از عرب و باقی اقوام است . آیا اینها ملاک برتری است در شرایطی که امر عقلی ایجاب میکند که آن قومی که عقب افتاده ترند ، نیاز بیشتر به هدایت دارند . خداوند تبارک و تعالی وقتی در قرآن این همه تأکید میکند :
یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی أنعمت إلیکم …
یعنی شما به علت فراموشکاری نیازمند این هستید که مدام به گوشتان پیام الهی خوانده شود و این دلیل کرامت یک قوم بر قوم دیگر نیست .
خلاصه عرض کنم تجربهای که بنده در این مدت دارم عزیزان و همکاران ترک من و استادان و در واقع شاگردانم از نظر هوش و ذکاوت به فضل پروردگار توانا از نبوغ بالایی برخوردار بودند و هم چنین بقیه اقشار جامعه ما .
مگر میشود مسائل نژادی را ملاک درک و فهم قرار داد . این آقایان به علت این که کم میآورند برای ایجاد تفرقه بین شیعه دست به این قضایا میزنند . از قول ما به این جهود ی بگویید
برو این دام بر مرغ دگر نه
که عنقا بلند است این آشیانه
عزیزان شیعه ما و پیروان زهرای مرضیه (س) این قدر درک و شعور دارند که با این شیطنتهای شما که باز هم این شیطنتها را از انگلیس ملعون به ارث بردهاید ، که تفرقه بیانداز و حکومت کن . شیعیان هوشیار باشند و فریب انگلیس و امریکا و صهیونیسم و وهابیهایی که دست پروده ی اینها هستند را نخورند .
بیننده : خانم جهانی از تهران - شیعه
وقتی من توهین وقیحانه آنها را نسبت به حضرت زهرا (س) شنیدم و وقتی که به ترکها هم توهین کردند زیاد غصه نخوردم .خدا را هزاران هزار بار شکر کردم که شیعه امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (ع) هستم و باعث ناراحتی و عذاب آنها میشوم .
همین که از ما به عنوان محبان امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (ع) ترس دارند ، برای ما کافی است و از آنها میخواهم هرچه میتوانند به ما توهین کنند ، ما اصلا به آنها اهمیت نمیدهیم . ما آذری هستیم و اگر هر زبان و قومیتی که باشیم ،
محب امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (ع) هستیم .
تا آخرین قطره خونمان از شیعه بودن خود دفاع میکنیم و اگر لازم باشد با اینها میجنگیم .
استاد یزدانی :
بینندگان عزیز جواب توهین آقای جهودی را دادند . هدف ما بحثهای تاریخی نبود ، فقط منظور ما آن عبارتی که درباره کل ترکهای ایران به کار برده بودند ، بود .
ان شاء الله در هفتههای آینده مطالبی را در مورد توهینهای اینها به بزرگان اهل سنت کردند را بیان خواهیم کرد .
مجری :
از شما استاد یزدانی بسیار تشکر میکنم و هم چنین از شما بینندگان عزیز و ارجمند که امشب از سخنان شما حظ فراوان بردیم .
اللهم عجل لولیک الفرج
یا علی مدد







