فرهنگ مصادیق:انکار ولایت
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | انکار احکام تکلیفی |
| ۲ | انکار احکام وضعی |
| ۳ | انکار افعال الهی |
| ۴ | انکار امامت |
| ۵ | انکار بدهی به مردم |
| ۶ | انکار بهشت |
| ۷ | انکار جهنم |
| ۸ | انکار حق |
| ۹ | انکار صفات جلال |
| ۱۰ | انکار صفات جمال |
| ۱۱ | انکار ضروری دین |
| ۱۲ | انکار کتب آسمانی |
| ۱۳ | انکار معاد و قیامت |
| ۱۴ | انکار نبوت |
| ۱۵ | انکار وجود خدا |
| ۱۶ | پذیرش ولایت منافقان |
| ۱۷ | پذیرش ولایت کفار |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
انکار ولایت فقیه
شخص متدین نمیتواند با اصل حکومت اسلامی و ولایت فقیه ناسازگار باشد. موضوع ولایت فقیه هرچند از لحاظ نظری، کسی که به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم پذیرش ولایت فقیه رسیده، معذور است اما …
شخص متدین نمیتواند با اصل حکومت اسلامی و ولایت فقیه ناسازگار باشد. موضوع ولایت فقیه هرچند از لحاظ نظری، کسی که به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم پذیرش ولایت فقیه رسیده، معذور است. اما در عین حال باید به این نکته مهم نیز توجه داشت که از لحاظ عملی و از نظر تمامی فقهاء و مراجع عظام تقلید، در اداره جامعه اسلامی تنها دیدگاه و احکام حکومتی ولی فقیه ملاک عمل بوده و اطاعت از دستورات وی نه تنها بر مقلدین سایر مراجع بلکه بر خود مراجع عظام تقلید نیز واجب است و مخالفت با آن حرام است اختلاف دیدگاه تأثیری در این موضوع ندارد. برای روشن شدن این موضوع، لازم است ابتدا ببینیم که مخالفت با ولایت فقیه، از نظر شرع چه حکمی دارد؟ علمای شیعه به کفر منکرین امامت و ولایت حکم ندادهاند و بحث اصول دین را از اصول مذهب تفکیک کردهاند. از آن جا که امامت و عدل از اصول مذهب میباشند، هر کسی به این دو اصل پای بند نباشد، بر او حکم کفربار نمیشود. وقتی عدم اعتقاد به امامت، باعث کفر نشود، یقیناً نفی ولایت فقیه هم نمیتواند انسان را از دین خارج نماید؛ زیرا ولایت فقیه در امتداد ولایت ائمه(ع) است؛ ولی عدم کفر، دلیل عدم خُسران و زیان نیست. امام هادی(ع) در زیارت جامعه میفرمایند: و علی من جحد ولایتکم غضب الرحمن ؛ و بر آن که منکر ولایت شما شود، غضب خداوند، بخشنده مسلّط گردد. ممکن است انسان کافر نباشد، ولی خشم الهی وجودش را فرا گیرد. مگر میشود بدون ولایت، راهی به سوی بهشت برد! مگر در عصر حاضر، بدون تبعیت از ولایت فقیه، میتوان در پهنه اطاعت از امام معصوم(ع) سر بلند شد و حال آن که یکی از فرمانهای ائمه(ع) اطاعت از فقیه جامع الشرایط است. امام زمان(عج) در توقیع شریف میفرماید: ... فانهم حجتی علیکم ؛ آنان حجت من بر شمایند. نکته دیگر اینکه ما با چند دسته مخالف روبرو میباشیم:
. ۱کسانی که نه اجتهاداً و نه تقلیداً به این نتیجه (ولایت فقیه) نرسیدهاند و لذا از نظر تئوریکی مخالف میباشند، در مورد این دسته باید گفت، عقل هر انسان عاقبت اندیش حکم میکند که با در نظر گرفتن بسیاری از ادلههای عقلی و نقلی (آیات و روایات) که در جهت اثبات ولایت فقیه وجود دارد، به صورت عمیق و ریشهای موانع علمی و فکری و... که در این زمینه برایش وجود دارد، حلّ نماید و از صمیم دل و جان به این حکم الهی معتقد و مؤمن گردد.
۲. کسانی که اجتهاداً یا تقلیداً به این نتیجه رسیدهاند که فقیه ولایت بر همه دارد، ولی امیال نفسانی و... باعث غلبه هواهای نفس او بر عقلش شده و زیر بار این واقعیت نمیرود چنین شخصی، حکم به فسق او میشود و چون وی اصل دین را قبول دارد ولی پایبند به آن نیست، تنها از عدالت میافتد.
۳. اما اگر مخالفت با ولایت فقیه، در جایگاه حکومتی به عنوان تضعیف نظام اسلامی و یا براندازی آن باشد. حکمش حکم اخلال در حکومت و به عنوان مفسد فی الارض میباشد. اکنون با توجه به مطالب فوق، در مورد شعار «مرگ بر ضد ولایت فقیه» باید گفت که قطعاً منظور این شعار، کسانی که صرفاً از دیدگاه تئوریکی (دسته اول) با این نظریه مخالف باشند نمیباشد.
زیرا نه اجتهاداً و نه تقلیداً به آن نرسیدهاند. اما دسته دوم یعنی کسانی که اجتهاداً و تقلیداً به آن رسیدهاند ولی باز هم قبول نمیکنند و دسته سوم یعنی کسانی که در جهت تضعیف ولایت فقیه و براندازی حکومت اسلامی دست به توطئه و... میزنند، شامل این شعار میباشند. و مصداق این حدیث امام صادق(ع) میشود که فرمودند: ... فانی قد جعلته علیکم حاکماً، فاذا حکم بحکمنا فلم یقبله منه، فانما استخفّ بحکم الله و علینا ردّ و الرادّ علینا الرادّ علینا الرادّ علی الله و هو علی حدّ الشرک ؛ ردّ و انکار حکم حاکم اسلامی ردّ و انکار ماست و ردّ و انکار ما ردّ بر خداست که حدّ شرک برخداست، [۱] همچنین مقام معظم رهبری در پاسخ به این پرسش که: « آیا ولایت فقیه یک مسأله تقلیدی است یا اعتقادی؟ و کسی که به آن اعتقاد ندارد چه حکمی دارد؟ » میفرماید: « ولایت فقیه از شئون ولایت و امامت است که از اصول مذهب میباشد. با این تفاوت که احکام مربوط به ولایت فقیه مانند سایر احکام فقهی از ادّله شرعی استنباط میشوند و کسی که به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم پذیرش ولایت فقیه رسیده، معذور است. » [۲]
در ادامه جهت آشنایی با نظرات آیت الله خامنهای چند استفتاء از محضر ایشان ارائه میشود :
« س ۶۱: وظیفه ما در برابر کسانی که اعتقادی به ولایت فقیه جز در امور حسبیه ندارند، با توجه به اینکه بعضی از نمایندگان آنان این دیدگاه را ترویج میکنند، چیست؟
ج: ولایت فقیه در رهبری جامعه اسلامی و اداره امور اجتماعی ملت اسلامی در هر عصر و زمان از ارکان مذهب حقّه اثنی عشری است که ریشه در اصل امامت دارد، اگر کسی به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسیده باشد، معذور است، ولی ترویج اختلاف و تفرقه بین مسلمانان برای او جایز نیست.
س ۶۲: آیا اوامر ولی فقیه برای همه مسلمانان الزام آور است یا فقط مقلدین او ملزم به اطاعت هستند؟ آیا بر کسی که مقلد مرجعی است که اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه ندارد، اطاعت از ولی فقیه واجب است یا خیر؟
ج: بر اساس مذهب شیعه همه مسلمانان باید از اوامر ولائی ولی فقیه اطاعت نموده و تسلیم امر و نهی او باشند، و این حکم شامل فقهای عظام هم میشود، چه رسد به مقلدین آنان. به نظر ما التزام به ولایت فقیه قابل تفکیک از التزام به اسلام و ولایت ائمّه معصومین(علیهم السلام) نیست.
س ۶۵: آیا بر فقهیی که در کشور جمهوری اسلامی ایران زندگی میکند و اعتقادی به ولایت مطلقه فقیه ندارد، اطاعت از دستورات ولی فقیه واجب است؟ و اگر با ولی فقیه مخالفت نماید فاسق محسوب میشود؟ و در صورتی که فقیهی اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه دارد ولی خود را از او شایسته تر به مقام ولایت میداند، اگر با اوامر فقیهی که متصدی مقام ولایت امر است مخالفت نماید، فاسق است؟
ج: اطاعت از دستورات حکومتی ولی امر مسلمین بر هر مکلفی ولو این که فقیه باشد، واجب است. و برای هیچ کسی جایز نیست که با متصدی امور ولایت به این بهانه که خودش شایسته تر است، مخالفت نماید. این در صورتی است که متصدی منصب ولایت از راههای قانونی شناخته شده به مقام ولایت رسیده باشد. ولی در غیر این صورت، مسأله به طور کلی تفاوت خواهد کرد.
س ۶۶: آیا مجتهد جامع الشرائط در عصر غیبت ولایت بر اجرای حدود دارد؟
ج: اجرای حدود در زمان غیبت هم واجب است و ولایت بر آن اختصاص به ولی امر مسلمین دارد».[۳]
پا نویس







