فرهنگ مصادیق:استهزاء دیگران
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | خوبی ها و بدی ها |
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | حوزه- استهزاء و مسخره کردن |
| ۲ | نظر فقهی مقام معظم رهبری درباره تقلید لهجه قومیتها -راسخون |
| ۳ | حکم شرعی مسخره کردن غیر مسلمانان |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | استهزاء احکام الهی |
| ۲ | استهزاء احکام تکلیفی |
| ۳ | استهزاء امامان |
| ۴ | استهزاء پیامبران |
| ۵ | استهزاء تصویری |
| ۶ | استهزاء حکم وضعی |
| ۷ | استهزاء خدا |
| ۸ | استهزاء قیامت |
| ۹ | استهزاء کتبی و شفاهی |
| ۱۰ | استهزاء مؤمنین |
| ۱۱ | استهزاء مردم |
| ۱۲ | حضور در مجالس استهزاء دین |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: حجه الاسلام صفری
محتویات
استهزاء و مسخره کردن
مقدمه
استهزاء ومسخره کردن یکی از محرمات الهی است که هم انسان را گرفتار گناه ومعصیت میکند وهم از بیماری روحی انسان حکایت میکند. این بیماری اگر به فوری مداوا نشود همه چیز انسان را ممکن است به باد فنا دهد.
استهزاء چیست؟
استهزاء این است که انسان، گفتار یا کردار یا صفات و خلقت مردم را به قول یا به فعل یا به ایماء و اشاره طوری نقل و حکایت و بازگو کند که سبب خنده دیگران شود، وبدین وسیله نیز باعث تحقیر دیگران در نظر مردم شود. البته این عمل از ایذاء و تحقیر و آگاهانیدن بر عیوب و نقائص مردم خالی نیست، و اگر این کار در حضور شخص مورد استهزاء نباشد، متضمن غیبت نیز خواهد بود.
مرحوم علامه طباطبایی- مفسر بزرگ معاصر- (استهزاء) را این گونه تعریف میکند: « استهزا و مسخره کردن، عبارت است از این که، چیزی بگویی که با آن، کسی را حقیر و خوار بشماری، حال چه این که، چنین چیزی را به زبان بگویی و یا به این منظور اشاره کنی، و یا عملاً تقلید طرف را در آوری، به طوری که بینندگان و شنوندگان بالطبع از آن سخن و یا اشاره و تقلید بخندند. »[۱]
علامه نراقی در تعریف استهزاء میگوید:« بیان کردن گفتار مردم یا کردار ایشان یا اوصاف ایشان یاخلقت ایشان، به قول یا فعل یا به ایماء و اشاره یا به کنایه، بر وجهی که سبب خنده دیگران گردد»[۲].
استهزاء درحقیقت چندین گناه ازقبیل، اذیّت کردن مؤمن، تحقیر وکوچک شمردن آن، عیبجوئی وغیبت را در درون خود جای داده است وهمه اینها گناه وحق الناس است. هرکس گرفتار استهزاء شود و دیگران را مسخره کند اولاً به همه آن گنان مبتلا میشود وثانیاً اسهزاء یک نوع بیماری روحی است که انسان با مسخره کردن دیگران آن راظاهر میکند.
مذمت استهزاء در آیات و روایات
از جمله ناهنجاریهای اجتماعی که متأسفانه رواج عمومی دارد و گریبان اهل ایمان را نیز گرفته و معمولاً جامعه از آن غافل است، عادت به مسخره کردن دیگران و یا انجام شوخیهای تند- احیاناً با عنوان لطیفه یا جوک- از سوی مردم است که پیامدهای ناگواری از جمله ایجاد تفرقه و جدایی بین افراد و گروهها را به همراه دارد و بعضاً به صورت اختلافات شدید و مزمن قومی، خود را در جامعه نشان میدهد.
شکی نیست که این خوی و عمل در صورت توجه و عمد، شیوه اراذل حزب شیاطین است که بهرهای از دین و ایمان ندارند، زیرا اینان سخن دروغین بر هم میبندند و به کارهای تعجبآور دست میزنند، قید و قلاده جوانمردی و آزادگی از گردن برمیدارند، و پردههای شرم و حیا را در برابر دیده مردم خردمند میدرند، و عیوب و نقائص و لغزشهای مسلمانان را آشکار و علنی میسازند، و افعال نیکان واخیار را چنان نقل و حکایت میکنند که باعث مضحکه فرومایگان و اشرار گردد، و صفات خوبان و ابرار را به رسواترین صورت در انظار مردم تقلید میکنند. بدون تردید مرتکب این افعال به مراحل بسیار از انسانیّت دور است، و مستوجب عقوبت دنیا و عذاب آخرت خواهد بود، و در دیده اهل خرد و دانش لحظهای از خواری و پستی بر کنار نیست، و در دلهای اهل ایمان هیچ وقع و اعتباری ندارد. و در مذمت این عمل همین بس که چنین گناهان خبیثی را وسیله تحصیل مال پلید یا به دست آوردن اعتبار در نظر ابنای دنیا میگرداند، گویی اعتقاد ندارد که متکفل روزی بندگان خدای سبحان است.
استهزاء، معمولا از اشخاص لاابالی و بی شخصیت آنهم در راستای شکستن حرمت انسانها صادر میشود. این درحالی است که آبروی مؤمن در نزد خدا از مالش محبوب تر و گرامی تر است. در خصوص استهزاء خدای متعال میفرماید :«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»[۳] یعنی " ای کسانی که ایمان آوردهاید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند؛ ونه زنان دیگران را، شاید آنان بهتر از اینان باشند؛ و یکدیگر را مورد طعن و عیب جویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید. بسیار بد است که بر کسی پس از ایمان نام کفرآمیز بگذارید، و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند!
بخش اوّل آیه شریفه در باره ثابت بن قیس بن شماس نازل شد که گوشش سنگین بود و هنگامی که نزد رسول اللّه (ص) میآمد برایش جا باز میکردند که در کنار حضرت بنشیند و بتواند بشنود. روزی وارد مجلس شد و هر کس در جایی نشسته بود. پا بر گردن مردم میگذاشت و جلو میرفت و داد میزد: راه باز کنید! راه باز کنید! مردی بدو گفت اینجا جا هست بنشین. ثابت با عصبانیت نشست و به اشاره پرسید آن مرد کیست؟ آن مرد اسم خود را گفت. ثابت گفت پسر فلان زن؟ و نام مادر آن مرد را برد که در جاهلیت بد نام بود و آن مرد از شرم سر به زیر انداخت. و این آیه نازل گردید: «ای مؤمنان، جمعی جمعی دیگر را مسخره نکنند که چه بسا اینان از آنان بهتر باشند»[۴]
«وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْرًا مِنْهُنَّ... » دربارهٔ دو تن از زنان پیغمبر (ص) نازل شد کهام سلمه را مسخره میکردند چون پشت کمرش را سبنیه (- نوعی پارچه سفید) پیچیده و گوشههایش را گره زده بود که آویزان بود. عایشه گفت: ببین چی به دنبالش میکشد، به زبان سگ میماند و بدین گونه مسخرهاش کردند.
انس گوید: زنان پیغمبر (ص) ام سلمه را به لحاظ کوتاهقدیاش سرکوفت میزدند.
ابن عباس گویند: صفیه دختر حیی بن اخطب نزد پیغمبر (ص) شکوه کرد که هو وهایش او را سرزنش میکنند و میگویند: یا یهودیه بنت یهودیین! پیغمبر (ص) فرمود: چرا در جواب نگفتی پدرم هارون است و عمویم موسی و شوهرم محمد(ص)[۵]
در سخنان معصومین (علیهم السلام) از کسانی که مؤمنان را تحقیر و تمسخر میکنند به بدی یاد شده است. در این روایات به اهل ایمان گوشزد میشود، آنان که در پی استهزا و عیب جویی برای مسلمانان دیگر هستند جزای سنگین اخروی در انتظار آنان است و در روز قیامت، گرفتار عذاب و شکنجه خواهند شد و همان گونه که در این دنیا مؤمنان را مسخره میکردند و میخندیدند، در روز قیامت اهل ایمان بر آنها میخندیدند.
از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلم) نقل است که فرمود: «إنَّ الْمُسْتَهزِئینَ بِالنَّاسِ یُفْتَحُ لِأحَدِهِمْ بابٌ مِنش الجَنَّهِ فَیُقَالُ هَلُمّ هَلُمَّ فیَجیء بِکَرْبِهِ وَ غَمِّهِ فَإذَا أتَاهُ اغْلِقَ دونَهُ ثُمَّ یُفْتَحُ لَهُ بابٌ آخَرٌ فَیُقَالُ هَلُمَّ هَلُمَّفَیَحی ءُبِکَربِهِ وَ غَمِّهِ فَإذَا أتَاهُ اُغْلِقَ دونَهُ فَما یَزالُ کَذلِکَ حَتَّی انَّ الرَّجُلَ لِیُفْتَحُ لَهُ الْبابُ فَیُقَالُ لَهُ هَلُمَّ هَلُمَّ فَلا یَأتیهِ.»[۶] یعنی " در روز قیامت کسانی را که در دنیا مردم را مسخره میکردهاند میآورند و دری از بهشت به روی آنان میگشایند و به آنها میگویند: (بیایید، بیایید). آنها با آن همه سختی و ناراحتی به پیش میآیند و همین که نزدیک در بهشت میشوند در به روی انها بسته میشود. سپس درِ دیگری به روی آنها باز میشود و گفته میشود: (بشتابید، بشتابید). این بار نیز آنها با ناراحتی حرکت میکنند و همین که نزدیک این در میروند، آن در نیز بسته میشود و همین طور این کار تکرار میگردد تا جایی که نا امید میشوند و سرانجام دیگر به سوی هیچ دری نمیروند". در اینجا مؤمنان که ساکن بهشت اند آنها را نظاره میکنند و به آنها میخندند.
همچنین آنحضرت فرمودند :« مَنْ أذَلَّ مُؤْمِناً أذَلَّهُ اللهُ. »[۷] یعنی " کسی که مؤمنی را تحقیر کند خداوند اورا خوار و ذلیل خواهد کرد. "
باز فرمدند :«مَنِ اسْتَذَلَّ مُؤْمِناً أَوْ حَقَّرَهُ لِفَقْرِهِ وَ قِلَّهِ ذَاتِ یَدِهِ شَهَرَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَه ثُم یُفضِحُهُ»[۸]یعنی " هرکس مومنی را ذلیل کند و یا بخاطر فقرش تحقیر کند، خدای متعال او را در روز قیامت مشهور نموده رسوایش میسازد. "
امام صادق (ع) فرمودند :«مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً مِسْکِیناً أَوْ غَیْرَ مِسْکِینٍ لَمْ یَزَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَاقِراً لَهُ مَاقِتاً حَتَّی یَرْجِعَ عَنْ مَحْقَرَتِهِ إِیَّاهُ»[۹] یعنی " هرکی مؤمن مسکین و یا غیر مسکین را تحقیر کند خدای متعال از او خشمگین خواهد شد مگر اینکه او از عملش توبه کند. "
باز امام صادق (ع) میفرماید خدای متعال فرمود:«لِیَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّی مَنْ أَذَلَّ عَبْدِیَ الْمُؤْمِن»[۱۰] یعنی " هرکس بنده مؤمن مرا ذلیل کند با من اعلان جنگ کند. "
حضرت لقمان به پسرش میگوید :« یَا بُنَیَّ لَا تُحَقِّرَنَّ أَحَداً بِخُلْقَانِ ثِیَابِهِ فَإِنَّ رَبَّکَ وَ رَبَّهُ وَاحِدٌ»[۱۱]یعنی " ای پسرم ! هیچ کس را بخاطر کهنه بودن لباسش تحقیر نکن همانا پروردگار تو او یکی است. "
پیامبر اسلام (ص) نیز فرمودند :« مَنْ أَحْزَنَ مُؤْمِناً ثُمَّ أَعْطَاهُ الدُّنْیَا لَمْ یَکُنْ ذَلِکَ کَفَّارَتَهُ وَ لَمْ یُؤْجَرْ عَلَیْهِ »[۱۲]یعنی " هرکس مؤمنی را غمگین سازد و سپس دنیا را به او عطا کند کفاره غمگین کردنش نخواهد بود و برای آن عطایش اجری نخواهد گرفت. "
باز فرمودند :« مَنْ آذَی مُؤْمِناً فَقَدْ آذَانِی وَ مَنْ آذَانِی فَقَدْ آذَی اللَّهَ وَ مَنْ آذَی اللَّهَ فَهُوَ مَلْعُونٌ فِی التَّوْرَاهِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الزَّبُورِ وَ الْفُرْقَان »[۱۳]یعنی " هرکس مؤمنی را اذیت کند مرا اذیّت کرده است وهرکس مرا اذیّت کند خدا را اذیّت نموده است و هرکس خدا را اذیّت کند پس او در تورات و انجیل و زبور و فرقان ملعون است. "
همه این احادیث و دهها حدیث دیگر که در مذمت اذیت کردن مؤمن و تحقیر آن وارد شده است و همچنین احادیث فراوان دیگر که در مذمت غیبت، دروغ و غیره وارد شده است، استهزاء کننده مؤمن را نیز شامل میشود چون استهزاء نیز تمام آنها را در ضمن خود دارد.
و ابن عباس در تفسیر این قول خدای تعالی: يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا»[۱۴] یعنی " ای وای بر ما! این چه نامهای است که هیچ کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته مگر آن را به شمار آورده است." گوید: «آن کوچک: تبسم از روی استهزاء، و آن بزرگ، قهقهه و خنده تمسخر آمیز به مؤمن است ". و این اشاره استبه اینکه خنده بر مردم از گناهان بزرگ است.
آنچه گفته شد در مورد کسی است که مردم را با استهزاء و تمسخر خود اذیت و اهانت میکند، و اما کسی که خود را مورد مسخرگی قرار داده و شاد است از اینکه با او شوخی و تمسخر میکنند، اگر چه نسبتبه خود ستمکار است و از خلق و خوی مؤمنان بدور است، که خود را خوار و ذلیل ساخته، لیکن مسخره کردن دیگران نسبتبه او از مزاح و شوخی به شمار میرود، و بیان شوخی مذموم و شوخی پسندیده خواهد آمد.
پیامبر فرمودند :« حَسْبُ ابْنِ آدَمَ مِنَ الشَّرِّ اَنْ یُحْقِرَ اَخَاهُ الْمُسْلِمَ »[۱۵]یعنی " برای فرزند آدم از بدی و شر همین بس که برادر مسلمانش را تحقیر کند".
علت اسهزاء
استهزاء و مسخره کردن یک بیماری روحی وروانی است. این بیماری نیز مانند هربیماری دیگر علت وسبب دارد. حالا ببینیم سبب مسخره کردن دیگران چیست ؟ چرا برخی، مردم را به مسخره میگیرند؟
مسخره کردن دیگران میتواند چندین عامل داشته باشد:
عداوت
یکی از علل استهزاء دیگران عداوت است. گاهی انسان از کسی کینه در دل دارد وهمان کینه را با مسخره کردن آن اظهار میکند.
تکبر
یکی دیگر از علل استهزاء تکبراست. گاهی انسان خود را بزرگ میداند ودیگران را کوچک میشمارد. این درحالی است که هیچ کس نباید خود را برتر از دیگری بداند زیرا هیچ کدام از امور مادّی (فردی، قبیلهای، خانواداگی) ملاک برتری انسان بر دیگری نیست بلکه معیار ارزش در پیشگاه خداوند متعال (تقوا) است و این بستگی به پاکی قلب و نیّت و تواضع و اخلاق و ادب انسانها دارد.
قرآن به تمام اهل ایمان (زنان و مردان) توصیه مینماید که هرگز یکدیگر را مسخره نکنند، زیرا سرچشمهٔ استهزاء همان حسّ خود برتر بینی و کبر و غرور است که عامل بسیاری از اختلافات شدید و جنگهای خونین در طول تاریخ بوده است.
محبت به دنیا
یکی دیگر از علل استهزاء میتواند دوست داشتن مال دنیا باشد برخی برای اینکه پول داران را بخنداند واز آنها پولی بدست آورد دیگران مسخره میکند و ادای آنها را در میآورد. پس اگر دقت کنید استهزاء دیگران، ریشه در روح روان انسان دارد. انسانی یک بیماری روحی پیدا میکند و آن بیماری را با مسخره کردن دیگران اظهار میکند.
راه علاج استهزاء
راه دفع این خوی ناپسند - بعد از تامل در بدی عاقبت و وخامتسرانجام آن، و در نظر آوردن ذلت و خواری دنیوی که لازمه آن است - این است که باید علل و ریشههای استهزاء مورد بررسی قرار گیرد، اگر استهزاء بخاطر عداوت و یا تکبر است آن را از میان ببرد، و اگر انگیزه آن به نشاط آوردن و شادمان گردانیدن دلهای اهل دنیا به طمع مال آنهاستباید بداند که هر کسی آن قدر مال و روزی که برای او مقدر شده است از سوی خدای سبحان به وی میرسد، و هر که تقوای الهی داشته باشد و بر خدا توکل کند خداوند گشایشی برایش پیش آورد و از آنجا که گمان ندارد به او روزی میرساند، و در آخرت نیز سعادتمند خواهد بود. و اگر شیطان او را بفریبد و به تحصیل درآمدهای پلید و حرام وا دارد، بیش از آنچه مقدر استبه وی نخواهد رسید، و در آخرت بدبخت و بیچاره خواهد بود.
و نیز باید دانست که هر کس بر خدا توکل کند و متصف به آزادگی باشد، توکل و آزادگی را برای دستیابی به پارهای از اموال خبیث و پلید به این افعال پست تبدیل نمیکند، و نفس خود را عتاب و سرزنش میکند و او را پند و نصیحت میدهد، و آنچه از شریعت در مذمت مستهزئان و عذاب آنها در قیامت (به صورت استهزاء) رسیده متذکر میشود.
راه علاج این است که استهزاء کننده بداند که استهزاء و مسخره کردن وی علاوه براینکه خود او را تحقیر وسبک میکند، موجب خواری خود او در قیامت در پیشگاه خدای تعالی و در نزد فرشتگان و پیامبران و همه مردم خواهد شد، پس اگر در حسرت و شرم و خجالت و خواری خود در روزی که بار گناهان کسانی را که استهزاء کرده بر دوش دارد و به دوزخ رانده میشود بیندیشد، به وحشت میافتد و از خوار کردن دیگران باز میایستد، و اگر حقیقتحال خود را در روز قیامتبداند در مییابد که سزاوارتر این است که گاهی بر خود بخندد و زمانی بگرید، زیرا با استهزاء کردن کسی در نزد اراذل مردم خویشتن را در معرض آن قرار میدهد که آن شخص در قیامت در برابر دیدگان مردم دست او را بگیرد و به ضرب تازیانه، چنانکه چهارپایان را میرانند، وی را به سوی آتش جهنم ببرد و او را استهزاء کند و از خواری او و از اجازه الهی برای انتقام از وی شادمان باشد. پس هر که در این باره بیندیشد و دشمن جان خود نباشد، از استهزاء و مسخره کردن به کلی اجتناب خواهد نمود.
مرحوم فیض کاشانی در درمان این ناهنجاری اخلاقی گوید:
مقصود تو از استهزاء این است که دیگری را در نظر مردم خوار کنی و حال آن که خود را نزد خداوند و فرشتگان و پیامبران ذلیل و خوار کردهای و اگر لحظهای دربارهٔ حسرت روز قیامت و جنایتهایی که در دنیا انجام دادهای و به سرافکندگی و شرمساری روز محشر بیندیشی و رسوایی آن روز را در نظر بگیری که باید گناه کسانی را که مسخره کردهای بر دوش نهی و وزر و وبال آنها را به گردن گیری و عذاب آنها را تحمل کنی و به سوی جهنم رانده شوی (اگر در این باره تفکر کنی) بی تردید این فکر، تو را از مسخره کردنِ دیگران و خوار نمودنِ آنان باز میدارد.
پا نویس
- ↑ ترجمه المیزان، ج18، ص 481
- ↑ معراج السعاده، ملااحمد نراقی، 426
- ↑ حجرات: 11
- ↑ ترجمه اسباب نزول، ص: 209
- ↑ ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج23، ص: 212
- ↑ جامع السعادات، ج2، ص 298
- ↑ امالی، طوسی: 182
- ↑ البحار ج 72 ص 44- وسایل الشیعه ج 12 ص 266
- ↑ کافی ج2 ص 351
- ↑ کافی ج 2 ص 350
- ↑ بحار الانوار ج 96 ص 47
- ↑ مستدرک الوسائل ج 9 ص 99
- ↑ مستدرک الوسائل ج 9 ص 99
- ↑ (کهف، 50)
- ↑ مجموعهٔ ورّام : 2 / 121







