فرهنگ مصادیق:آثار لقمه حلال و حرام در زندگی انسان
محتویات
مال حرام رشد و برکتی نخواهد داشت
دربارهٔ مال حرام در حدیثی داریم که « إِنَّ الْحَرَامَ لَا یَنْمیوَ إِنْ نَمَی لَا یُبَارَکُ لَهُ فِیهِ؛ مال حرام رشد نمیکند و زیاد نمیشود واگر هم رشد کند، برکت نخواهد داشت. » [۱]
لقمهٔ حرام، حرفهای امام معصومرا بی اثر میکند امام حسین پیش از ظهر عاشورا در کربلا صحبتهای زیادی کرد ولیهیچ کدام اثر نمیکرد. در آخر حضرت فرمودند: « فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَالْحَرَامِ؛ چون شکمهای شما از حرام پرشده است، حرفهای من در شما اثر نمیگذارد.»[۲]
لقمه، در نسل آدمی تأثیر دارد
« کَسْبُ الْحَرَامِ یَبِینُفِی الذُّرِّیَّةِ؛ مال حرام در فرزندان آشکار میشود و روی آنها اثر میگذارد.»[۳]
عبادت همراه مال حرام، اثری ندارد
پیامبر(ص) فرمودند: « الْعِبَادَةُ مَعَ أَکْلِ الْحَرَامِ کَالْبِنَاءِ علَی الْمَاء؛ کسی که مال حراممی خورد و عبادت هم میکند، مثل کسی است که روی آب، ساختمان میسازد. »[۴] امامصادق فرمودند: « تَرْکُ لُقْمَةِ حَرَامٍ أَحَبُّ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی مِنْصَلَاةِ أَلْفَیْ رَکْعَةٍ تَطَوُّعاً؛ ترک لقمهٔ حرام، نزد خدا بهتر از خواندنهزار رکعت نماز مستحبی است.»[۵]
روزی هرکس، حلال مقدّر میشود
«إِنَّاللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَسَمَ الْأَرْزَاقَ بَیْنَ خَلْقِهِ حَلَالًا وَلَمْ یَقْسِمْهَا حَرَاماً فَمَنِ اتَّقَی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَبَرَأَتَاهُ اللَّهُ بِرِزْقِهِ مِنْ حِلِّهِ وَ مَنْ هَتَکَ حِجَابَ السِّتْرِ وَعَجَّلَ فَأَخَذَهُ مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ قُصَّ بِهِ مِنْ رِزْقِهِ الْحَلَالِ وَحُوسِبَ عَلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ؛ خداوند عزیز و با عظمت خلایق را آفرید وروزی آنها را نیز به صورت حلال برای آنها قرار داد. پس اگر کسی چیزی از حرام مصرفکند به همان میزان از حلال محروم میشود و در قیامت نیز مورد ملامت خداوند قرارخواهد گرفت.»[۶]
به حرام متوسل نشوید!
اینطور نیست که اگر به حرام متوسلشویم، زودتر به راحتی و رفاه میرسیم .
مثل متوسل شدن به حرام برای رسیدنزودتر به روزی، مانند مثل رانندگانی است که تند رانندگی میکنند به گمان آنکهزودتر به منزل برسند ولی در راه تصادف میکنند و گاه نیز، هیچ گاه به منزل نمیرسند .
امام صادق فرمودند: « تَرْکُ لُقْمَةِ حَرَامٍ أَحَبُّ إِلَی اللَّهِتَعَالَی مِنْ صَلَاةِ أَلْفَیْ رَکْعَةٍ تَطَوُّعاً؛ ترک لقمهٔ حرام، نزد خدابهتر از خواندن هزار رکعت نماز مستحبی است.»
فردی که بهشت را برای خود ضمانتکرد!
در جلد پنجم کتاب فروع کافی آمده است :
شخصی از کارمندان دستگاه بنیامیه ودرعین حال از از طرفداران امام صادق (ع) بود.
این شخص دوستی داشت که باامام صادق رابطه داشت و از او خواهش کرد که ترتیب ملاقاتش را با امام بدهد تا باامام دیداری داشته باشد . وقتی امام اجازهٔ ملاقات را به این فرد داد، به خدمتامام رسید . به امام عرض کرد که مدتی را در دستگاه طاغوت گذرانده و وضع مالی خوبیبه دست آورده است و از امام خواست که مال او را حلال کند .
امام صادق فرمودند: توبه و حلال شدن مال شما به این است که آن چه از حرام به دست آوردهای، حتی لباسیرا که در تن داری، بدهی.
توبه کسی که مال حرامی را به دست آورده این نیست کهگریه کند، یا گنبد مساجد را کاشی کند یا این که شبهای جمعه دعای کمیل بخواند ویابرای امام حسین (ع) و اهل بیت خرج کند، توبه تنها اشک نیست، البته نشانهیپشیمانی میباشد ولی ندامت خالی فایدهای ندارد.
مالی که از رشوه و ظلم به مردمجمع آوری شود، حرام است.
امام صادق به این جوان فرمود: اگر این گونه توبه کند،خود حضرت، بهشت را برایش ضمانت میکند .
جوان نیز پذیرفت وتمامی اموالی را کهصاحبان آنها را میشناخت به صاحبانشان برگرداند و با اجازهٔ امام اموالی کهصاحبان آنها را نمیشناخت، از طرف آنها صدقه داد تا جایی که حتی لباس خود را نیزتحویل داد و از شغلش استعفا داد .
بعد ازمدتی این شخص بیمار شد و در موقع احتضاربه دوستش گفت: که امام صادق به وعدهٔ خود عمل کرد و من در جایگاه خود را در بهشتمی بینم .
کارکردن عار نیست
به امام صادق گفتند : آقا جان شما چرا کارمی کنید ؟ امام فرمودند: « لِأَسْتَغْنِیَ عَنْ مِثْلِکَ؛ زحمت میکشم تا از مثلشماها بی نیاز باشم. »[۷] حضرت امیرالمؤمنین فرمودند: « طُوبَی لِمَنْ ذَلَّ فِینَفْسِهِ وَ طَابَ کَسْبُهُ؛ خوشا به حال کسی که در درون تکبر نداشته باشد وبندهٔ خدا باشد و کسب و کار حلال داشته باشد.»[۸] در جایی میفرمایند: «مَنْأَکَلَ مِنْ کَدِّ یَدِهِ کَانَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِی عِدَادِ الْأَنْبِیَاءِ وَیَأْخُذُ ثَوَابَ الْأَنْبِیَاءِ؛ اگر کسی با دستش کار کند و روزی بخورد، در روزقیامت در زمره و گروه انبیا است و خدا ثواب انبیا را به او می دهدَ» [۹] در جایدیگر فرمودند :« الْکَادُّ عَلَی عِیَالِهِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ؛کسی که کار میکند تا خرجی زن و بچهاش را پیدا کند، مثل کسی است که در جبههمیجنگد » [۱۰]
جملهای عجیب و تکان دهنده !
پیامبر فرمود:« مَنْ کَسَبَمَالًا مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ أَفْقَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ؛ کسانی که نان حلالرا رها میکنند و به دنبال حرام میگردند، به خیال این که از راه حرام درآمدپیدا کنند، خدا به فقر مبتلایشان میکند.» [۱۱]
برای مال حرص نزنید!
امامصادق علیه السلام فرمود: «مَنْ بَاتَ سَاهِراً فِی کَسْبٍ وَ لَمْ یُعْطِ الْعَیْنَحَظَّهَا مِنَ النَّوْمِ فَکَسْبُهُ ذَلِکَ حَرَامٌ؛ کسی که شبها نمیخوابد، کمیخوابش میبرد و بیدار میشود حق چشمش را نمیدهد، درآمدش گوارا نیست و حرام است. »[۱۲] (البته این حرام، حرام فقهی نیست،بلکه حرام اخلاقی میباشد.)
دادهها،دلیل لطف خدا و گرفتنها، دلیل قهر خدا نیست!
بعضیها میگویند: اگر خدادوستمان نداشت به ما نمیداد .در جواب این دوستان باید گفت : دادهها دلیل بر ایننیست که خدا شما را دوست دارد، زیرا که در عالم رزق و روزی چند اصل وجود دارد؛
چند نوع اصل داریم :
۱- اصل استدراج :
قرآن میفرماید : گاهی از اوقاتوقتی بخواهیم کسی را اذیت کنیم به او مال فراوان میدهیم : «إِنَّما یُریدُ اللَّهُلِیُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا؛ فقط خدا اراده کرده است که اینهارا عذاب دهد.» [۱۳]
۲- رزق دو نوع است : قطعی و اکتسابی
یک سری روزیها قطعیاست، یعنی هر کاری کنیم، این را خدا مقدر کرده است؛ «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِیالْأَرْضِ إِلاَّ عَلَی اللَّهِ رِزْقُها » [۱۴]
خداوند اکسیژن را رزق ما قرارداده است، چشمهای سالم، گوش شنوا، سلامتی و جوانی داده است . اینها رزق هاییاست که از جانب خداوند به شکل قطعی به انسان داده شده است .
اما یک سری رزقهااکتسابی است .
وقتی میگوییم : روزی دست خداست، معنایش این نیست که دنبال روزینرویم .
به عبارتی باید در حد توان برای کسب روزی کار و تلاش کرد اما نباید برایآن حرص زد و طمع پیدا کرد .
حضرت امیرالمؤمنین فرمودند: « طُوبَی لِمَنْ ذَلَّفِی نَفْسِهِ وَ طَابَ کَسْبُهُ؛ خوشا به حال کسی که در درون تکبر نداشته باشد وبندهٔ خدا باشد و کسب و کار حلال داشته باشد»
۳- در فرهنگ قرآن، فقط خوردنی هارزق نیست، هرچه خدا بدهد، رزق است .
گاهی ممکن است ببینید یک کسی کنار خیابانخوابیده است و خانه ندارد ولی چنان آرامشی وجود او را فراگرفته که انگار او هیچغصهای در زندگی ندارد. خدا به یکی این طور خواب میدهد.
به یکی هم یک متکا پَرو یک تشک نرم و یک تختخواب و یک چراغ خواب آنچنانی میدهد. ولی تا یک قرص نخوردخوابش نمیرود.
فردی، خواب روی آجر رزق او است . اما برای دیگری خواب رویمتکای پَرودر خانه و اتاق خواب آن چنانی، رزق نیست و آرامشی ندارد .
دلایلکمی رزق
بعضیها رزقشان کم است، کاسبی میکنند، ورشکست میشوند. مسافرکشی میکنند، تصادف میکنند.
به هر دری میزند، نمیشود.
دلائلی دارد: ۱- ممکناست به خاطر آزمایش باشد .
۲- گاهی ممکن است به خاطر این باشد که سوء نیت دارد.
حدیث داریم که هرکسی خیر خواه مردم باشد، خدا روزی او را وسیع میکند.
۳- برای این است که جلوی طغیان گرفته شود . قرآن میفرماید : «وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُالرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ؛ اگر خداوند رزق مردم را توسعه بدهد، یاغی میشوند.» [۱۵]
۴- گاهی به خاطر کفران نعمت است
گاهی اوقات خداوندنعمتی را به ما میدهد و ما آن را کفران میکنیم .
قرآن میگوید : «فَبِظُلْمٍمِنَ الَّذینَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَیْهِمْ طَیِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ کَثیراً؛ به خاطر این که یک عده ظلم کردند، مایک سری چیزها رااز آنها تحریم کردیم و از آنها گرفتیم.» [۱۶]
در جای دیگری میفرماید :«فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِما کانُوا یَصْنَعُونَ؛ نعمتها را کفران کردند»
۵- به خاطر ایناست که وقتی به او دادیم، یتیم نوازی نکرد؛«کَلاَّ بَلْ لا تُکْرِمُونَ الْیَتیمَ؛ به یتیمها سرکشی نکردید »[۱۷]
۶- به او دادیم، اما فقرا را ندید؛« وَ لاتَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْکینِ؛ به فقرا کمک نکردید» [۱۸]
نظر اسلامدر مورد مال چیست؟
مال خوب است، اما آنچه بد است، علاقهٔ افراطی وحب شدید بهمال است.
قرآن میگوید: « الْمالُ وَ الْبَنُونَ زینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا » [۱۹]
مال، زینت دنیا است . زینت هم خوب است . خدا میگوید : « إِنَّا زَیَّنَّاالسَّماءَ الدُّنْیا؛ آسمان را زینت کردم » [۲۰]
در جای دیگرقرآن میگوید: وقتینماز جمعه را خواندید؛ « فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِاللَّهِ » [۲۱]
مال فضل اللّه است، اما آن چیزی که بد است؛ « جمع ماله وعدّده؛جمع کردن مال و علاقهٔ شدید به مال »[۲۲]میباشد .
پانویس
- ↑ کافی / ج 5 / ص 125
- ↑ بحار الانوار / ج 45 / ص 8
- ↑ کافی / ج 5 / ص 124
- ↑ عدة الداعی / ص 302
- ↑ همان / ص 140
- ↑ کافی / ج 5 / ص 80
- ↑ همان / ص 74
- ↑ نهج البلاغه / حکمت / 123
- ↑ جامع الاخبار / ص 139
- ↑ کافی / ج 5 / ص 88
- ↑ أمالی / طوسی / ص 182
- ↑ کافی / ج 5 / ص 127
- ↑ توبه / 55
- ↑ هود / 6
- ↑ شوری / 27
- ↑ نحل / 112
- ↑ فجر / 17
- ↑ فجر / 18
- ↑ کهف / 46
- ↑ صافات / 6
- ↑ جمعه / 10
- ↑ همزه / 2







