کتابخانه:زکات در اسلام
|
| |
| نویسنده | احمد محسنی گرگانی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | نشر پیام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۷۷ |
| شابک | ۹۶۴-۶۱۶۰-۰۹ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ پیشگفتار احیاء زکات برنامه صالحان
- ۲ بخش اول زکات و دیدگاهها زکات و معانی آن در لغت ، قرآن و فقه
- ۳ بخش دوم : مشروعیت زکات و جایگاه آن در ادیان آسمانی
- ۴ بخش سوم جایگاه زکات در قرآن کریم
- ۵ نتیجه آنچه گذشت
- ۶ اولوا الامر کیست
- ۷ بخش پنجم صدقه واجب و مستحب در قرآن و ابعاد معنوی آن
- ۷.۱ مقایسه زکات و صدقه
- ۷.۲ معنای صدقه نزد اهل لغت
- ۷.۳ گرفتن زکات امر حکومتی است
- ۷.۴ نظر فخر رازی
- ۷.۵ پاسخ به یک سؤ ال
- ۷.۶ از چه زمانی گرفتن زکات در اسلام رسمیت یافت
- ۷.۷ نظر مفسرین در آیه انماالصدقات
- ۷.۸ اصناف هشتگانه مستحقین دریافت زکات
- ۷.۹ عاقبت پیمان شکنی
- ۷.۱۰ داستان ثعلبه
- ۷.۱۱ امتناع ثعلبه از پرداخت زکات
- ۷.۱۲ نقطعه ضعف تربیت شدگان مکتبی
- ۷.۱۳ آداب انفاق در اسلام
- ۷.۱۴ آیین وصول مالیات در اسلام
- ۷.۱۵ بخشنامه امیرالمؤ منین علیه السلام
- ۷.۱۶ مسؤ ولیت بیت المال
- ۷.۱۷ بر علی بن حمزه بطائنی چه گذشت
- ۷.۱۸ آنچه امام خبر داد با واقع تطبیق کرد
- ۷.۱۹ پیروان مذهب واقفیه و علت پیدایش آن
- ۷.۲۰ علت پیدایش واقفیه
- ۸ بخش ششم صدقه و زکات تربیتی
- ۹ بخش هفتم برکات زکات معنی برکات
- ۹.۱ تقاضای برکت در مال
- ۹.۲ نمونههایی از برکت
- ۹.۳ نمونههایی از برکات
- ۹.۴ نمونه دیگر
- ۹.۵ پول با برکت
- ۹.۶ عمر با برکت
- ۹.۷ عمر هدیه الهی است
- ۹.۸ صرفه جویی در عمر
- ۹.۹ یک نمونه
- ۹.۱۰ انسان موفق
- ۹.۱۱ آثار جاودانه
- ۹.۱۲ رمز باقی ماندن آیین پیامبران
- ۹.۱۳ عمر بی برکت
- ۹.۱۴ تجارت نجات بخش
- ۹.۱۵ برکات ذاتی و اکتسابی
- ۹.۱۶ رابطه تقوی و برکات آسمانی
- ۹.۱۷ رابطه زکات و برکات الهی در اجتماع
- ۹.۱۸ زکات موجب فراوانی نعمت میشود
- ۹.۱۹ آثار معنوی
- ۱۰ بخش هشتم زکات عامل پاکی فرد و اجتماع
- ۱۱ بخش نهم سرنوشت دردناک مانع الزکات
- ۱۱.۱ وزر و وبال مال اندوزی
- ۱۱.۲ اندیشه خردمندانه
- ۱۱.۳ ابوذر و مناعت طبق و درس قناعت
- ۱۱.۴ بیماری خطرناک
- ۱۱.۵ نشانههای حرص
- ۱۱.۶ رهایی از حرص
- ۱۱.۷ تقبیح مال اندوزان
- ۱۱.۸ ارزشهای عادلانه اسلامی
- ۱۱.۹ سرنوشت هولناک
- ۱۱.۱۰ سرنوشت متخلف از فرمان زکات
- ۱۱.۱۱ سرنوشت گمان باطل
- ۱۱.۱۲ روایات مانع الزکات
- ۱۱.۱۳ کیفر مانع الزکاة در قیامت
- ۱۱.۱۴ کیفر گنج اندوزان
- ۱۱.۱۵ قارون در بوته آزمایش
- ۱۱.۱۶ پاسخهای رسوا و بی منطق قارون
- ۱۱.۱۷ آخرین طغیان و خیانت قارون
- ۱۱.۱۸ قعر زمین گورستان قارون شد
- ۱۱.۱۹ مانع الزکاة مسلمان نیست
- ۱۱.۲۰ آنان که زکات نمیدهند خائن و مشرکند
- ۱۲ بخش دهم نقش زکات و تاءمین اجتماعی در حکومت اسلامی
- ۱۲.۱ نقش مال در زندگی انسان
- ۱۲.۲ نقش مال در زندگی اجتماعی
- ۱۲.۳ خیرخواهی اجتماعی
- ۱۲.۴ دیدگاهها دربارهٔ ثروت
- ۱۲.۵ قوام زندگی به ثروت بستگی دارد
- ۱۲.۶ دیدگاههای متفاوت نسبت به مال دنیا
- ۱۲.۷ اهمیت مال مشروع
- ۱۲.۸ محور دعوت انبیاء
- ۱۲.۹ در ثروت و غنائم اسلامی
- ۱۲.۱۰ دیدگاه اسلام در سرمایه داری
- ۱۲.۱۱ خودکشی سه سرمایه دار
- ۱۲.۱۲ منطق بی اساس قوم شعیب علیه السلام
- ۱۲.۱۳ مالکیت از آن خداست
- ۱۲.۱۴ دیدگاه غربیها
- ۱۲.۱۵ مبانی تاءمین عدالت اجتماعی در اسلام
- ۱۲.۱۶ تعهد حکومت اسلامی در برابر نیازهای جامعه
- ۱۳ بخش پایانی آزمایش الهی موجب ثوابها و عقابها
- ۱۳.۱ دنیا صحنه آزمایش است
- ۱۳.۲ آزمایش امت بعد از پیامبر علیه السلام
- ۱۳.۳ مال دنیا منشاء شهوات
- ۱۳.۴ فلسفه آزمایش
- ۱۳.۵ آزمایش مال
- ۱۳.۶ فلسفه آزمایش الهی
- ۱۳.۷ آزمایش
- ۱۳.۸ آزمایش صاحبان باغ اصحاب الجنة
- ۱۳.۹ سرانجام اموال بخیلان
- ۱۳.۱۰ عذاب آخرت به مراتب بزرگتر و سخت تر از عذاب دنیا است
- ۱۳.۱۱ گناهانی که از کیفر آن به خدا باید پناه برد
- ۱۳.۱۲ دیدگاه عیسی علیه السلام نسبت به دنیا
- ۱۴ پانویس
پیشگفتار احیاء زکات برنامه صالحان
برنامههای تربیتی و فرهنگی انسان ساز اسلام اعم از اعتقادی اخلاقی و عملی تجلی گاه باور دینی است که از اقیانوس مواج و زلال قرآن کریم و سخنان پاک ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین نشاءت گرفته است و همواره چون گوهری تابناک و بر تارک آیین محمدی میدرخشد و شعاع انوار آن ، تاریکیها را زدوده و تا اقصی نقاط جهان را روشن ساخته است ، و زمینه ساز ، زندگی ابدی و سعادت جاودانه برای نیکوکاران و صالحان روی زیمن گردیده است .
قرآن مجید اوصاف نیکوکاران و صالحان را چه زیبا بیان کرده و انفاق در راه خدا و ادای زکات را یکی از ارزشها و او صاف نیکوکاران معرفی نموده است ، امنیت و آرامش فرد و اجتماع را در انفاق دانسته که اداری زکات یکی از مصادیق روشن آن را در این جهان عامل پاکی و روشنگر راه و رسم زندگی و منشاء برکات و موجب آموزش و علو درجات در جهان پس از مرگ بیان نموده است .
قرآن ، زکات را همواره از اصول نیکیها و ارزشها میداند و در کنار نماز قرار داده آیه : واقیموالصلوة و اتواالزکاة [۱] و مشابه آن کرارا در قرآن آمده است . این آیات قبل از انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت اسلامی هم خوانده میشد اما عمل به آنها در زندگی ما چندان راهی نداشت ، در این زمان سپیده سعادت دمیده ، ظلمتها را شکافته و به آینده درخشان نوید داده و آوای قرآن گوشها را مینوازد ، حرکتی عاشقانه در نسل جوان جهت آشنایی با مفاهیم قرآن گوشها را مینوازد ، حرکتی عاشقانه در نسل جوان جهت آشنایی با مفاهیم قرآن و عمل به مبانی ارزشی آن به وجود آمد ، جلوه حق آشکار شده ، قرآن جایگاه خود را پیدا کرده و در متن زندگی مردم وارد گردیده است .
دیگر امروز به برکت وجود حکومت اسلامی ، زمینه عمل به اصول و فروع دین فراهم آمده چنانکه تلاشها و سرمایه گذاریهای فرواوانی برای ارتقاء معنوی جامعه ، آشنایی اقشار مختلف با اندیشههای دینی و الهی صورت میگیرد که طرح اقامه نماز تشکیل ستاد امر به معروف و نهی از منکر و تشکیل ستاد احیاء فریضه زکات و برگزاری اولین اجلاسیه آن از جمله این تلاشهاست .
همه این نداها و نواها از لسان صدق و قلب سلیم و پاک رهبر محبوب و معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنهای مدظله العالی به گوش اهل دل رسیده و فضای جامعه مؤ منین را عطر آگین ساخته است .
اکنون وقت آن رسیده که فرصت را از دست ندهیم دانشمندان عالی قدر ، نویسنده گان و مبلغان با اخلاص از نعمت و فرصت استفاده کرده به اهداف و آرزوی خود جامعه عمل بپوشانند ، به تحکیم و ترویج معارف عالیه اسلام بپردازند . امری که از سالهای قبل از پیروزی انقلاب ، در پی فراهم آمدن فرصتی برای تبلیغ و اشاعه آن بودهایم .
اکنون که به فضل الهی ، قدرت و حکومت در اختار مؤ منان است بایستی آیه مبارکه : الذین ان مکناهم فی الارض اقاموالصلوة و اتوالزکاة و امروا بالمعورف و نهوا عن المنکر [۲] آنها (مؤ منین ) کسانی هستند که هر گاه در زمن به آنها قدرت بخشیدیم نماز را برپا میدارند و زکات میدهند و امر به معروف و نهی از منکر مینمایند . را نصب العین قرار دهیم و این موفقیت و پیروزی را نردبانی برای ترقی و تعالی خود و جامعه خویش قرار دهیم و به تعهد گذشته خود عمل نماییم .
اکنون که بحمدالله خداوند نعمت پیروزی را به سمت بزرگوار مخصوصا به روحانیون معظم عطا کرده و آرزوی دیرینه و خواسته قلبی آنان را برآورده ساخته ، این موهبت الهی عمل به وظیفه را ایجاب میکند .
کتابی که در پیش روی دارید ، پیام قرآن کریم است از سوی پروردگار عالم به اهل ایمان و صالحان ، پیامی که اهمیت یکی از واجبات رکنی اسلام (زکات ) را خاطرنشان میسازد .
پیام زکات و نماز در قرآن در کنار هم قرار گرفتهاند ، چرا که این دو ، اساسی اسلام را محکم میکنند ، نماز ارتباط با خلق و زکات رمز پیوند با خلق را استوار و برقرار مینماید . .
این دو پیام انسان ساز (تربیتی و اجتماعی ) برای آنست که رابطه انسان با خدا و خلق خدا پایدار و محفظ مینماید .
انی دو پیام انسان ساز (تربیتی و اجتماعی ) برای آنست که رابطه انسان با خدا و خلق خدا پایدار و محفوظ بماند .
زکات در قرآن و حدیث از احکام عملی و تربیتی اسلام به عنوان فروع دین (ایدئولوژی ) شناخته شده و از جمله واجبات و ضروریات دین مبین اسلام به حساب آمده است .
امام صادق (علیه السلام ) زکات را پل اسلام معرفی فرموده است : الزکاة قنطرة الاسلام [۳] مسایل زکات بیشتر مربوط به امور اقتضادی و مالی اسلام است که ادا کنندگان زکات باید با قصد قربت این عبادت را انجام دهند .
قبل از ورود به بحث اصلی ، تذکر موارد زیر را لازم میدانم :
۱- در این کتاب با یک سلسله آیات و روایات معتبر در ارتباط با مسایل اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی زکات آشنا میشوید که برای خواص خالی از فایده نیست و برای عامه مردم خصوصا کشاورزان و دام داران که مشمول دستور پرداخت زکات میشوند قابل استفاده است و از نتیجه دنیوی و آخروی آن آگاه میگردند و برای جذا بیت و شیرینی بحث به مناسبتهایی که پیش آمده ، داستانهایی به مباحث افزوده شده است .
۲- در این مجموعه از نتایج و ثمره شیرین و سعادت بخش دادن زکات و آثار وحشتناک نپرداختن زکات (مانع الزکاة ) و عاقبت مرگبار آن آگاه میشوید ، بالاخره این کتاب میتواند خوانندگان محترم را از معارف عالیه مهم اسلام در ارتباط با زکات آگاه سازد .
۳- یکی از معضلات بزرگ اجتماعی ، فقر مالی و پی آمدهای زیانبار اجتماعی آن است ، دنیای امروز برای حل این مشکل طرحهایی ارائه کرده که چندان مثبت ارزیابی نشدهاند . در بحث تاءمین اجتماعی توضیح آن داده شده است ولی در اسلام به بهترین شکل ممکن برای معضل فقر مالی چاره اندیشی شده است ، فقر زدایی و تاءمین اجتماعی را به وسیله عالیترین دستور (اداری زکات ) که جنبه عبادی نیز دارد به گونهای مرتفع ساخته که میتوان مشکل فقر را به طور نسبتی ریشه کن کرد .
۴- نگارنده هرگز ادعائی مبنی بر خالی بودن کتاب از نقص را ندارد و هرگونه انتقاد سازنده و راهنمایی که به کامل شدن آن کمک نماید را با کمال امتنان میپذیرد و از درگاه با عظمت خداوند بیشتر ، عزت و عظمت اسلام و مسلمین را مسئلت مینماید . خداوندا نعمت ایمان و عمل با اخلاص و توفیق انجام وظیفه به ما مرحمت فرما .
پروردگارا ما را در عمل با حکام نورانی قرآن و رسیدن به عزت و اقتدار اسلام یاری فرما .
بخش اول زکات و دیدگاهها زکات و معانی آن در لغت ، قرآن و فقه
معنی لغوی زکات الزکاة : صفوة الشی ء و ما اخرجته من مالک لتطهره به [۴]
زکات : انتخاب شده و برگزیده چیزی میباشد و آنچه را که از مال خارج میسازد ، تا به وسیله آن ، بقیه مال را پاک گردانی الزکاة لغة النمو و الطهارة زکات یعنی رشد کردن و پاکیزه و پاک گردیدن . زکی [۵] بروزن رضی رشد کرد و زیاد شد ، گفته میشود : زکی الزرع : [۶] رشد کرد و بزرگ شد زراعت .
راغب در مفردات گفته است : اصل الزکاة : النمو الحاصل عن برکة الله تعالی یقال : زکی الزرع اذا حصل النمو و برکة [۷] زکات اصولا به معنی نمو است که از برکت خدایی به دست میآید .
در بین ادبا و لغویین وقتی گفته میشود : زکی الزرع [۸] هنگامی است که زراعت بالندگی و رشد خوبی پیدا کرده باشد . زکات به معنی صدقه و اهارت نیز آمده ، جمع آن زکوات است ، زکی ماله : ادی عنه الزکاة [۹] (مالش را پاک ، زکات آن را پرداخت ) زکی الزرع غی وزاد[۱۰] و بمعنی افزایش نیز آمده است .
بعضی از دانشمندان گفتهاند برکت به معنی نمو و افزایش است : البرکة : النماء و الزیاده حسیة کانت او معنویة و ثبوت الخیر الالهی فی شی ء و دوامه . [۱۱]
دهها هزار از آنها ذبح میشود بسیار محسوس و چشم گیر است ، پیرامون برکت در بحثهای آینده مفصلا سخن خواهیم گفت .
در اصطلاح فقه اسلامی ، زکات به مقدار مالی که در راه خدا به مستحق داده میشود اطلاق میشود و در عوض بقیه مال پاک میشود و رشد میکند لذا به مناسبت معنی لغوی ، به آن زکات گفته میشود .
زکات در قرآن زکات در قرآن علاوه بر معنی اصطلاحی فقهی به معانی دیگر آن هم آمده است :
۱- قد افلح من زکاها : [۱۲]به حقیقت رستگار شد آن کس که جان را (با عمل صالح ) پاکیزه ساخت .
۲- اقتلت نفسا زکیة : [۱۳] حضرت موس به جناب خضر فرمود آیا انسان پاک و بی گناه را بی آنکه کسی را کشته باشد میکشی ، قرآن از انسانی که از گناه پاک باشد به نفس زکیه یعنی پاکیزه از آلودگیها تعبیر کرده است .
۳- ولو لافضل الله علیکم و رحمة مازکی منکم من احد [۱۴] اگر فضل و رحمت خداوند شامل حال شما نمیشود و احدی از شما پاک نمیگردید .
در این آیات واژههای زکاها ، زکیة ، زکی و زکات از یک ریشهاند اما به معنی طهارت نفس و پاکی روان آمدهاند ، پر واضح است انسانی که خود را از پلیدیها و گناه پاک نگهدارد قرآن او را پاک ، سعادتمند و خوشبخت معرفی کرده است .
گاهی زکات به معنی نمو و رشد در قرآن به کار برده شده است :
۴ . من کان منکم یؤ من بالله و الیوم الاخر ذلکم ازکی لکم و اطهر و الله یعلم و انتم لا تعلمون : [۱۵]
(از آیات قرآن تنها افرادی از شما پند میگیرند) که به خدا و روز قیامت باور داشته باشند .
این دستور برای (رشد نمو روحی ) شما پاکیزه تر است ، خدا به همه چیز آگاه است میداند و شما نمیدانید قانون الهی برای شما امت اسلامی جامعترین و کاملترین برنامه هاست و برای رشد و نمو اخلاقی خانوادهها از انحراف و آلودگیها ، مفید و با برکت خواهد بود .
۵- و حنانا من الدنا و کان تقیا [۱۶] (ما به یحی (علیه السلام )) رحمت و شفقت از سوی خود بخشیدیم و به او پاکی روح و پاکی عمل دادیم . حنان در اصل به معنی رحمت و محبت و ابراز علاقه و تمایل است . نیز به رزق و برکت گفته شده است . [۱۷]
گرچه مفسران برای زکات ، معنی مختلفی همچون عمل صالح ، اطاعت ، نیکی به پدر و مادر ، حسن شهرت ، پاکی روان تفسیر کردهاند ولی ظاهر این است که زکات معنی وسیعی دارد و همه این پاکیزگیها را در برخواهد گرفت [۱۸]
۶ و الذین هم اللزکاة فاعلون : [۱۹] قرآن در اول سوره مؤ منون ، صفات برجسته مؤ منان حقیقی را بیان کرده که از رستگارانند و از جمله صفات آنها این است که زکات میدهند .
واژه الزکاة به عنوان زکات واجب با تعبیرهای مختلف در بسیاری از آیات قرآن به چشم میخورد که ۳۲ آیه از آیات قرآن دلالت بر وجوب زکات دارد و موارد زیادی از آنها همراه با نماز مانند اقیموا الصلوة و اتواالزکاة ذکر شده است و نیز آیاتی دیگر تحت عنوان صدقه مانند خذ من اموالهم صدقة در قرآن به معنی زکات واجب آمده است .
۷- فابعثوا احدکم بورقکم هذه الی المدینة فلینظر ایها ازکی طعاما . [۲۰] این آیه شریفه در مورد غذای پاک و حلال و به داستان اصحاب کهف مربوط است . خداوند متعال اصحاب کهف را پس از یک خواب طولانی که (به ۳۰۹ سال میرسید) بیدار کرد ، در آن حال احساس گرسنگی فراوانی میکردند ، به فکر تهیه غذا افتادند ، به یکدیگر گفتند ، اکنون یک نفر را با سکهای که دارید به سوی شهر بفرستید ، تا ببیند پاکترین غذا را چه کسی دارد ؛ از آن غذای حلال و پاک خریداری و از آن برایتان بیاورد فلیاتکم برزق منه [۲۱]
سوره کهف به داستان حیرت انگیز و مفصل جوانان با ایمان و پرشوری اشاره میکند که از فشار طاغوت جبار زمان و محیط فاسد آن سامان فرار کردند ، خداوند آنان را در ظل مرحمت و حمایت خود حفظ کرد .
انهم فتیة امنوا بربهم وردناهم هدی [۲۲] (آنان جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم ) .
نکته قابل توجه : نشانه ایمانشان به پروردگار اینکه چون از خواب سنگین طولانی بیدار گردیدند و سخت گرسنه بودند در آن حال به فکر غذای حلال بودند و به تغذیه سالم توجه کامل داشتند .
مفهوم جمله فلینظر ایهاالزکی طعاما[۲۳] بسیار وسیع است ، هر گونه پاکی اعم از ظاهری و باطنی را در بر میگیرد ، این مساءله از دورترین زمان برای انسانهای آزاده مطرح بوده که غذای حلال در روح و جسم انسان تاءثیر میبخشد و به پویندگان راه حق و حقیقت سفارش شده است که مراقب پاکی غذای روح و جسمشان باشند ، بدانند ، مالی که زکات آن داده نشده باشد پاکیزه نیست در قرآن آمده است فلینظر الانسان الی طعامه (انسان باید مراقب غذایش باشد . ) در آداب دعا در روایات ائمه طاهرین (علیه السلام ) آمده است که غذای پاک و حلال در اجابت دعا و روشنایی قلب تاءثیر فراوان دارد .
مردی خدمت پیامبر اکرم (علیه السلام ) عرض کرد دوست دارم دعایم مستجاب شود ، رسول خدا فرمود : طهر ماءکلک و لاتدخل بطنک [۲۴] الحرام غذای خود را پاک کن و شکم خود را از حرام خالی دار .
حضرت ابی جعفر (علیه السلام ) فرمودند : این دعا را هم از خدا بخواه : الهم انی اسئلک رزقا واسعا طیبا من رزقک [۲۵] (خدایا روزی فراوان و پاکیزه از تو میخواهم . )
ممکن است آدمی فلسفه احکام الهی را نفهمد و یا به اسرار پشت پرده پی نبرد و تفاوتی بین غذای حلال و حرام نگذارد ولی مخبر صادق پیامبر راستین با آینه وحی ، واقعیتها را نشان داده و عمل به دستورات اسلام را موجب رشد معنوی و تقویت جسم و جان دانسته است و مصرا میخواهد بدین وسیله پلیدیهای اخلاقی و انحرافاتی را که دامنگیر خانوادهها شده برطرف سازد و نمو و تکامل ، در روح آنان و خیر و برکت در زندگی مادی آنها به ارمغان آورد .
زکات از دیدگاه فقهاء اعلی الله مقامهم
فقهای برزگوار و علمای نامدار ، در تبیین فریضه زکات و مسائل مربوط به آن معانی مختلفی بیان کردهاند :
۱- شیخ طوس قدرس سره در کتاب مبسوط [۲۶] فرموده :
زکات بیرون کردن قسمتی از مال است که اختصاص به مستحقین دارد تا نمو و برکت در بقیه مال حاصل شود ، پاک و حلال گردد و مزید درجات برای دهنده آن باشد و جواب آن از ضروریات دین اسلام است .
با تبلیغ هزار ساله فقهاء وظیفه ما چیست
فقیه عالیقدر اسلام : شیخ طوسی اعلی الله مقامه در هزار سال پیش ، دربارهٔ اهمیت زکات مطالب فراوانی گفته و آن را به عنوان یکی از اساسیترین واجبات رکنی اسلام معرفی کرده .
آیات و روایات اهل بیت را پشتوانه و سند اعتبار آن قرار داده و برای شناساندن جایگاه زکات از هیچ توصیفی دریغ ننموده است . اکنون وظیفه همه روحانیون در برابر همه تلاشها و خدمات فقهی فرهنگی این علماء بزرگوار و دانشمندان چیست ؟ جز آنکه پیروی از راه آنان و تبیین فرهنگ زکات و بیان آثار و برکات آن برای مردم است ؟
۲- علامه حلی قدس سره در کتاب تذکره [۲۷] فرموده است :
زکات حقی است که در مال اغنیاء با نصاب و اندازه معین واجب میشود . جرا به آن زکات گفته شده ؟ به علت زیادی ثواب و به بار نشستن مال و پاکیزه شدن آن با ادای حق فقراء .
۳- محقق علیه الرحمة در کتاب معتبر : [۲۸]
بیان علامه حلی را نیز در معنی زکات آورده است .
۴- شهید ثانی اعلی الله مقامه در مسالک فرموده : [۲۹]
علاوه بر معنی فقهی زکات که پرداخت بخشی از مال به بی نوایان و مستمندان است ، از نظر لغت مشترک بین طهارت ، نمو و برکت میباشد .
۵- کرج . ک صاحب جواهر قدس سره فرموده : [۳۰]
زکات : خارج کردن قسمتی از مال است (که در کارهای خیر جامعه مصرف گردد) تا در بقیه آن نمو و برکت حاصل شود و علو درجات برای زکات دهنده ، پاکیزگی مال ، محبوبیت در جامعه ، مصونیت از بدگویی و بدبینی برای وی حاصل گردد .
۶- بعضی از فقهاء[۳۱] اضافه بر معنی فوق ادای زکات را موجب سعادتمندی و رستگاری دانسته و آیه مبارکه والذین هم اللزکاة فاعلون را بر آن تطبیق نمودهاند .
۷- شهید اول [۳۲] فرموده است : زکات صدقهای است با شاخص معین از جانب شارع مقدس اسلام تشریع گردیده است و از ضروریات دین مقدس اسلام میباشد و از واجبات اولیه بعد از نماز به شمار میرود . زکات در بعضی از اخبار به پل اسلام تعبیر شده است : الزکاة قنطرة الاسلام [۳۳] (زکات پل اسلام است ) در روایت آمده است : هر کس زکات بدهد از پل ، به سهولت میگذرد و هر کس از دادن زکات خودداری کرده همانجا بازداشت و زندانی میشود .
۸- شهید ثانی در کتاب مسالک همین معنی را که از شهید اول نقل شد اختیار فرموده است و گفته :
زکات فریضه و صدقه مخصوصی است که مال را از پلیدی و چرکها پاک میگرداند ، مانند آب که نجاست را از بین میبرد و نیز شهید ثانی قدس سره در مسالک فرموده : زکات به جهت طهارت و نموی که در مال به وجود میآورد ، صدقه مخصوصی نامیده شده است و خاصیتش این است که مال زکات دهنده را پاک میکند و به سبب آن صاحبش نیز از گناه پاک میگردد . سمیت بذلک الصدقة الخصوصة لکونها مطهرة المال من الاوزار او النفوس من الاوساخ [۳۴]
اگر زکات مال داده نشود ، او ساخ مال که چرک اموال است در مال باقی میماند . این همان تعبیری است که فقهاء رضوان الله علیهم فرمودهاند : وقتی مالک ، زکات از مالش بیرون نکند حق فقراء که چرکهای مال است در آن میماند و تصرف در حق فقراء تصرف در مال حرام است و به صفت بخل و فرومایگی موصوف میگردد و هنگامی کحه زکات را میپردازد ، مالش را از پلیدی حرام پاک گردانده ، روحش را سبک و آزاد کرده و از زشتی صفت بخل و قساوت رهایی داده است . [۳۵]
خدا سفارش زکات را به حضرت عیسی علیه السلام نمود
از توضیحات دانشمندان اسلامی دربارهٔ زکات استفاده گردید که : زکات در اسلام از نظر شرع و عقل عملی صالحی و پسندیده است .
صاحب جواهر از شهیدرضوان الله علیه نقل کرده : زکات به عمل صالح تفسیر شده است . در آنجا که حضرت عیسی (علیه السلام ) خود را به قومش در قرآن معرفی کرده میگوید : و او صانی باالصوة و الزکاة مادمت حیا[۳۶]
خداوند مرا وجودی با برکت قرار داده ، در هر جا که باشم مرا سفارش به نماز و زکات کرده تا زمانی که زنده باشم مادمت حیادر آیه فوق نماز و زمات به عنوان کاری مفید (عمل صالح ) آمده است .
نکته قابل توجه از معانی زکات که عمل صالح میباشد ، اوصاف هشتگانه حضرت مسیح (علیه السلام ) را که از عمل صالح جدا نیست . از قرآن کریم بازگو مینماییم :
اوصاف عالی انسان
حضرت عیسی (علیه السلام ) خود را با هشت صفت از صفات عالی - در برابر گروهی که مادرش را متهم کردند و زبان به ملامت آن بزرگوار گشودند و گفتند : قالوا یا مریم لقد جئت شیئا فریا [۳۷] (ای مریم علی التحقیق ، تو کار زشتی و شگفتی کردی ) - خود را معرفی کرده ، قد است و پاکی خود و مادرش را در حالی که در گهواره بود اثبات کرد و گفت :
۱- قال انی عبدالله : من بنده خوایم و به مقام عبودیت که در آغاز اوصاف قرار گرفته و عالیترین مقام آدمی است نزد پروردگار جهان ، اعتراف و افتخار کرد .
۲- آتانی الکتاب : [۳۸] خدا به من کتاب آسمانی (انجیل ) مرحمت کرده است .
۳- و جعلنی نبیا : خداوند مرا پیامبر قرار داد .
۴- وجعلی مبارکا اینما کنت : خدا مرا مبارک (مفید به حال جامعه ) در هر جا که باشم قرار داد .
۵ و ۶ - و اوصانی بالصلوة و الزکاة مادمت حیا : تا زندهام مرا به نماز و زکات سفارش کرده است .
۷- . برا بوالدتی : مرا قدردان و نیکوکار نسبت به مادرم قرار داده است .
۸- ولم یبعلنی جبارا شقیا : مرا مستبد و خود رای قرار نداده است . آن حضرت خود میفرماید : قلب من مهربان و رئوف است ، من خود را کوچک و حقیر میدانم . (این گونه صفات ، نقطه مقابل جباریت و شقاوت (جبار و شقی ) است . )
از میان تمام این اوصاف بسیار عالی بر دو صفت که خداوند نیز بدان سفارش کرده تکیه میکند و آن دو صفت نماز و زکات است ، چرا که این دو فریضه نزد خداوند از اهمیت خاصی برخودار است و این دو وسیله ارتباط با خالق و خلق را برقرار مینماید . پیوند با خالق به وسیله نماز و پیوند با خلق با دادن زکات ایجاد میشود .
دعاء جامع و سرنوشت ساز
حضرت مسیح (علیه السلام ) با داشتن حالات و اوصاف ارزنده انسانی بسیار ، در حالی که بیش از یک بهار از عمرش نگذشته ، چنین دعا میکند والسلام علی یوم ولدت و یوم اموت ، و یوم ابعث حیا [۳۹]
خدایا این سه روز را - که سختترین روزهای زندگی است - بر من سلامت و گوارا قرار بده روز تولد ، روز مرگ و روزی که در قیامت زنده میشوم .
این دعای جامعه و کامل یادآوری برای عموم و تذکر تکان دهندهای است برای بندگان خدا و میگوید : پرودگارا هنگام جان دادن و احتضار و آنگاه که انسان در رستاخیز زنده و برانگیخته میشود . در این مراحل حساس ، امنیت و آرامش به ما مرحمت و مرگ را برما آسان فرما و مردن زنشت را از ما دور بگردان . یکی از کارهایی که مرگ را آسان و مرگ سوء را دفع میکند دادن زکات مال است . [۴۰]
از دیدگاه فقهای امامیه ، رضوان الله علیهم دربارهٔ زکات دو مطلب مهم و جامع استفاده میگردد :
اول : آنکه زکات از واجبات اولیه و از ضروریات دین مبین اسلام است و منکر زکات در زمره کفار بوده و قیامت با آنها محشور میگردد و مرگ برای افرادی که از روی خلوص نیت زکاة میدهند موجب راحتی و خوشبختی است .
دوم : آنکه زکات ، مال و جان را پاک میکند و انسان را از پلیدی و آلودگی پاکیزه مینماید و پیوند دوستی بین اغنیاء و فقرا بر قرار میسازد و برکات مادی و معنوی را در زندگی مسلمانها وارد کرده ، اموال آنها را از بلاها و آفتهای ناگهانی همچون سیل و زلزله حفظ مینماید . الها برنامه نماز و زکات فراموش شده را در زندگی مسلمانان وارد بگردان و ما را از برکات نماز و زکات محروم مفر ما و از عاقبت هولناک تازک الصلوة و مانع الزکاة محافظت بفرما .
جایگاه زکات و مشروعیت آن
فریضه زکات در دریای بیکران قرآن و رویات و فقه اسلامی جایگاهی بس رفیع دارد . از زمانی که منابع چهارگانه کتاب ، سنت ، عقل و اجماع مرجع استنباط احکام و مرکز فهم مقررات و مسائل اسلامی قرار گرفته و علم فقه مطرح شده است ، همواره در کتب فقهی ، بحث زکات ، تحت عنوان کتاب زکات و ابواب مربوط به آن تدوین گردیده و مورد بحث فقهای بزرگوار و مدرسین و اساتید حوزههای علمیه بوده است و اهمیت آن به مسلمانان گوش زد شده است .
دلائل روشنی بر مشروعیت زکات اقامه نمودهاند ، تا آنجا که در منابع حدیثی به عنوان یکی از ارکان خمسه [۴۱] اسلام بیان شده و بنای اسلام بر آن استوار گردیده و از ضروریات دین مقدس اسلام به شمار آمده است . در روایات اسلامی میخوانیم : مانع الزکاة کافر است و با مؤ منین محشور نمیشود و در روز قیامت با یهودی و نصرانی محشور میگردد . کسی که با توجه آن را انکار کند کافر است ، چنانکه مرحوم صاحب جواهر قدس سره در بحث کفر منکر زکات فتوای صریح داده است . [۴۲]
آیات قرآن و روایات اسلامی بر مشروعیت زکات دلالت صریح دارد که جای هیچ گونه تردید نیست و نیز در ادیان آسمانی و شرایع گذشته و مشروعیت آن به چشم میخورد .
بخش دوم : مشروعیت زکات و جایگاه آن در ادیان آسمانی
مشروعیت زکات در شرایع گذشته
نماز و زکات در ادیان آسمانی قبل از اسلام مشروعیت داشته و نشان دهنده اهمیت این سنت الهی در آیین توحیدی است .
به این آیه توجه کنید :
و نبیناه لوطا الی الارض التی بارکنا فیها العالین و وهبنا له اسحق و یعقوب نافلة و کلا جعلنا صالحین ، و جعلنا هم ائمة یهدون بامرنا و او حینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلوة و ایتاء الزکوة و کانوا لنا عابدین . [۴۳]
او(ابراهیم ) و لوط را به سرزمین (شام یا بیت المقدس ) بردیم آن را برای همه جهانیان با برکت ساختیم ، اسحق و یعقوب را به او بخشیدیم و همه آنان را از صالحین قرار دادیم . آنها را پیشوایان و رهبرانی قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت میکردند و انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و ادای زکات را به آنها وحی کردیم .
ابراهیم قهرمان توحید بعد از آتش سوزی نمرود ماءمور اقامه نماز و دادن زکات میشود
ابراهیم (علیه السلام ) از آتش نموردی به طور اعجایب انگیزی نجات یافت و پیروزی شد و دستگاه جبار وقت به کلی روحیه خود را از دست داد ، اما دست از شیطنت برنداشت و با اقدام تلافی جویانهای آن حضرت را به سرزمینی پربرکت و حاصل خیز تبعید کرد ، سرزمینی سر سبز و شاداب از نظر مادی و معنوی ، آنجا که مرکز پرورش انبیاء و ککانون تربیت آنان بود . نام آن سرزمین گرچه در قرآن مجید نیامده است . اما با قرائنی مانند آیهای در سوره اسراء (سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الاقصی الذیی بارکناحوله ) [۴۴] میتواند بیت المقدس یا شام باشد . به هر حال ابراهیم (علیه السلام ) پس از هجرت ، مشمول مواهب فراوان الهی میگردد :
۱- ابراهیمی که سالها انتظار فرزند صالحی را میکشید صاحب فرزندانی صالح ، برومند و شایسته همچون اسماعیل ، اسحق و یعقوب گردید که هر کدام منصب پیامبری یافتند و از شخصیتهای بزرگ اجتماعی شاند .
۲- خداوند متعال میفرماید علاوه بر مقام نبوت و رسالت مقام امامت را هم به ابراهیم و فرزندانش دادیم . و جعلنا هم ائمة [۴۵] ما آنان (ابراهیم و فرزندانش را) پیشوایان مردم قرار دادیم تا مردم به آنها در گفتار و رفتارشان اقتدا کنند .
۳- سومین امتیاز عطا شده به حضرت ابراهیم و فرزندانش آنکه رهبران اجتماعند و مردم را هدایت میکنند یهدون بامرناو مردم در کارهای و رفتارشان از آنها اطاعت مینمایند . در حقیقت نتیجه امامت و هدایت آنان ، راهنمایی و تحقیق بخشیدن به فرمان الهی است که مردم را با ایصال الی المصلوب به سر منزل مقصود میرسانند و با هدایت تشریعی و تکوین ، افراد مستعد جامعه را پرورش میدهند و دستگیری میکنند ، همچون خورشید که با اشعه تابناکش موجودات را تربیت مینماید .
امام و رهبران الهی با اجرای برنامههای معنوی ، انسانها را به تکامل میرسانند و از ضلالت و گمراهی به محیط پاک و نورانی وارد میسازند .
۴- چهارمین موهبت الهی به ابراهیم و فرزندانش این بود که خداوند متعال میفرماید : ما به آنها کار خیر را وحی کردیم ، با ندای آسمانی کارهای شایسته و پسندیده را الهام کردیم تا بدانیم وسیله هدایت گر جامعه باشند .
۵ و ۶ - پنجمین و ششمین ویژگی که خداوند منان به ابراهیم و خاندانش مرحمت کرد ، برنامه نماز و زکات بود که برپاداشتن نماز و پرداختن زکات از جمله دستورات و آیین مذهبی آنان گردید . اقام الصلوة و ایتاءالزکاة .
برای ما روشن نیست نماز و زکات در شریعت حضرت ابراهیم از نظر کمی و کیفی چگونه بوده است ولی آنچه قطعی است و در آن تردید راه ندارد مشروعیت اصلی نماز و زکات ، در شرایع از از اسلام است . آیه فوق با صراحت ، دلیل محکمی است بر این مدعی و بیانگر این معنی .
آیه و اوحینا الیهم فعال الخیرات و اقام الصوة و ایتاء الزکاة (ما کارهای نیک و برپاداشتن نماز و ادای زکات را به آنها وحی کردیم ) نیز دلالت مستقیم کتاب وحی (قرآن ) بر پیشینه دیرینه ، تاءدیه زکات از مؤ منان در ادیان قبل از رسول گرامی اسلام و اهمیت این هدیه الهی در آیین توحیدی است . در تورات حضرت موس و انجیل حضرت مسیح (علیه السلام ) این مطلب به وضوح دیده میشود که زکات یکی از برنامههای مذهبی آنان برای مردم بوده است .
مشروعیت زکات در کتاب مقدس (عهد عتیق )
در آخر هر سال عشر محصول خود را در همان سال بیرون آورده و در اندرون دروازههایت ذخیره نمای . ولاوی چون که به تو حصه و نصیب ندارد و غریب و یتیم و بیوه زنی که درون دروازههایت میباشد ، بیایند و بخورند و سیر شوند ، تایهوه (خدایت ) تو را در همه اعمال که میکنی برکت دهد . [۴۶]
مشروعیت زکات در عهد جدید (انجیل )
در انجیل لوقا اشارتی ، مستقیم از حضرت عیسی (علیه السلام ) بر حصت قانون زکات دیده میشود ، آنجا که میفرماید : هر هفته دو مرتبه روزه میدارم و از آنچه پیدا میکنم ده یک ۱۰/۱ می هم . [۴۷]
پیامبر بزرگوار اسلام در مورد و جوب زکات دو ماءموریت از جانب خداوند داشت :
۱- تبیین جایگاه زکات و بیان مشروعیت آن برای مردم از یکسو
۲- ماءمور اجراءفریضه زکات و گرفتن آن از امت اسلامی بدستور خداوند متعال از سوی دیگر که ای رسول گرامی : اخذ من اموالهم صدقة : زکات اموالشان را بگیر ، به همین خاطر با تارکین زکات برخورد تند میکند .
برخورد انقلابی پیامبر اکرم (علیه السلام ) با تارکین زکات پیامبر اکرم (علیه السلام ) به کسانی که زکات نمیدادند اجازه نداد در مسجد توقف کنند و نماز بخوانند و فرمان اخراج آنان را از مسجد صادر کرد .
عن ابی جعفر (علیه السلام ) بینا رسول الله (صلی الله علیه وآله ) فی المسجد اذقال : قم یا فلان ، قم یا فلان ، قم یا فلان ، حتی اخرج خمسة نفر ، فقال اخرجوا من مسجدنا . [۴۸]
رسول معظم اسلام به کسانی که زکات نمیدادند ، اجازه نمیداد در مسجد برای نماز خواندن توقف کنند ، با فرمان ولایتی دستور اخارج آنها از مسجد صادر فرمودند . از حضرت امام باقر (علیه السلام ) روایت شده است که حضرت ابی جعفر (علیه السلام ) فرمود رسول خدا صلوات الله و آله علیه سه نفر را از مسجد یکی یکی به نام خطاب کردند که فلان . . . برخیزند تا پنج نفر ، همه را بیرون کرده و فرمودند از مسجد ما بیرون بروید (اجازه ندارید بمانید) و نماز بخوانید زیرا شما زکات نمیدهید
عن ابی جعفر (علیه السلام ) بینا رسول الله (صلی الله علیه وآله ) فی المسجد اذقال : قم یا فلان قم یا فلان ، قم یا فلان حتی اخرج خمسة نفر فقال اخرجوا من مسجدنا لاتصلوا فیه وانتم لا تزکون . [۴۹]
نکتههایی که از حدیث شریف استفاده میشود :
۱- قاطعیت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) در برابر مانعین زکات - به روایت تذیب شیخ طوسی قدس سره و دیگر محدثین بزرگوار- به گونهای بوده که هیج ملاحظه و مماشاتی از خود نشان نداد و با صراحت ، امر به اخراج آنان از مسجد فرمود .
۲- مانع الزکاة حق ندارد در مسجد درنگ کند ، گرچه برای خواندن نماز باشد ، حضرت فرمود : نماز نخوانید در مسجد ما لاتصلوا فیه و انتم لاتزکون ، حال که شما زکات نمیدهید در مسجد اجازه ندارید نماز بخوانید (ممکن است چون زکات نمیدادند نمازشان قبول نبوده است . )
۳- پیغمبر خدا (صلی الله علیه وآله ) در مسجد در حضور مردم این کار حکومتی را انجام داد ، با توجه به اینکه کسانی را که پیغمبر خدا (صلی الله علیه وآله ) از مسجد بیرون کرد ، به ظاهر در جرگه مسلمانها بودند و خود را مسلمان میدانستند و چه بسا برای خود شخصیت و آبرویی قائل بودند ، با همه این احوال ، هیچ چیز مانع نهی از منکر پیامبر (صلی الله علیه وآله )نگردید . با همه راءفت و مهربانی که به امت داشت و همواره در برخوردهای اجتماعی مراعات آبرو و احترام افراد را مینمود در اینجا به خاطر جدی بودن موضوع هیچ یک از مسائل اخلاقی جلوی اقدام و انجام وظیفه آن حرت را نگرفت و با صراحت و قاطعیت به تکلیف الهی خود عمل کرد و از ملامت ملامت گران بیمی به خود راه نداد .
۴- برخورد شخص وجود مبارک پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله ) با افراد مانعین زکات در مسجد ، در موقعیت حساس اجتماعی آن روز ، مبین اهمیت قضیه است و به ما همه مسلمانان آموزش میدهد و میفهماند که مسلمین در هر حال باید برای هدف مقدسشان در مقابل باطل بایستند و با منکر به مبارزه برخیزند .
وظیفه ما
قرآن مجید شیوه رفتاری و گفتاری رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) را برای مسلمانان الگو و اسوه [۵۰] و نمونه بارز اشد علی الکفار(سخت گیر بودن بر کافران ) قرار داده است . بنابراین باید در راه مبارزه با فساد اجتماعی ، و عمل به احکام اسلامی کمترین مسامحه و بی تفاوتی از خود نشان ندهیم و اقامه عدل ، اجرای حدود و قوانین اسلامی و حقوق از دست رفته ستمدیدگان را وظیفه شرعی دانسته و در راءس همه امور و سرلوحه کارها بدانیم .
همانطور که رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) مراعات آداب اسلامی را تحت الشعاع وظیفه نهی از منکر دانست و انجام آن را علیرغم موازین اخلاقی ، به عنوان وظیفهای الهی بعهده گرفت .
و در برابر تعطیل شدن یکی از واجبات اسلامی و بی اعتنایی به آن ، آنگونه با قاطعیت برخورد کرد .
پروردگارا در برابر وظیفه سنگین امر به معروف و نهی از منکر به ما احساس مسؤ ولیت دینی مرحمت فرما .
دو اصل ارزشی اسلام
ویژگی عابدان و خداپرستان حقیقی و محوریت بندگی آنان در هر زمان بر دو اصل ارزشی اسلام راستین یعنی نماز و زکات اقام الصلوة و آتی [۵۱] الزکاة استوار میباشد .
از سوی دیگر زکات ، موجب پاکیزگی مال و جان مؤ منان شناخته شده است تا جایی که هر جا واژه زکات و تزکیه و یزکی به کار برده میشود سخن از پاکی جسم ، و جان ، و فکر و اندیشه درست به میان میآید . به همین لحاظ در کلیه ادیان آسمانی سخن از کرامت انسان موحد و نماز و زکات اوست و مشروعیت آن هم در شرایع آسمانی همچون خورشید میدرخشد قرآن مجید که بر تمام جهات زندگی بشر اشراف داشته دنیا و آخرت بشر را مد نظر قرار داده است و نیز برکت در اموال و اولاد را در دنیا از یک سو و از سوی دیگر گنج جاویدان را در زندگی ابدی برای انسان تضمین کرده است .
بخش سوم جایگاه زکات در قرآن کریم
آیات زکات در قرآن
سوره بقره /۸۳
۱ - و اذاخذنا میثاق بنی اسرائیل لاتبعیدون الا الله و بالوالدین احسانا و ذی القوبی و الیتامی و المساکین و قولو الناس حسنا و اقیموا الصلوة و اتوا الزکوة ثم تولیتم الا قلیلا منکم و انتم معرضون . سوره بقره / ۸۳
زمانی که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و نزدیکان ، یتیمان و بی نوایان خوبی کنید و به مردم نیک بگویید ، نماز را برپا دارید و زکات بدهید (با پیمانی که بسته بودید) همگی سرپیچی کردید و جز عده اندکی از شما بقیه روگردانیدید .
در این آیه مبارکه به دو نکته اشاره شده است :
نکته اول آیه دربارهٔ اخذ پیمان و تعهد از بنی اسرائیل میباشد . لازم به توضیح است مواردی که در زیر شرح آن میآید جزو برنامه دینی ، اخلاقی بین اسرائیل (فرزندان یعقوب ) بوده و نمونه بارز و روشنی است از معارف الهی و آیین آنان در آن زمان . و بنی اسرائیل قبول کردند او صاف حسنهای که در آیه آمده است را داشته باشند :
۱- پرستش خدای بی همتا و اینکه در برابر هیچ معبودی جز خدا سر تعظیم فرو نیاورند . و اذا اخذنا میثاق بنی اسرائیل لا تعبدون الا الله
۲- دربارهٔ پدر و مادر نیکی کنید و بالوالدین احسانا
۳- نسبت به خویشان ، یتیمان و مستمندان نیز به نیکی رفتار نمایید . و ذی القربی و الیتامی و المساکین .
۴-با مردم با روش خویش ملاقات کنید و سخن نیکو بگویید .
۵- نماز را برپا دارید توجهتان در هر حال به خدا باشد . و اقیمو الصلوة
۶- زکات بدهید ، در حق محرومان جامعه کوتاهی روا مدارید و از آنها غفلت نکنید . و اتواالزکاة
تمام این معارف و دستورات عالیه در آیین توحیدی بنی اسرائیل بوده است و آیه شریفه به روشنی دلالت به مطالب فوق دارد .
ارزشهای زندگی
نکته دوم : اایه شریفه اگر چه دربارهٔ اسرائیل نازل شده ولی مندرجات و مفاهیم آن اصول کلی است و تنها اختصاص به بنی اسرائیل ندارد ، بلکه برای همه مردم دنیاست ، برای زنده ماندن و زندگی ملت هاست ، رمز بقاء قدرتمندی و سر بلندی آنان ، در عمل و به کارگیری دستورات الهی است . آیه مبارکه برای مبارکه برای همبستگی و از هم نپاشیدن جامعه بعد از پرستش خداوند متعال ، احسان و نیکی به پدر و مادر را در درجه اول ، و حسن سلوک و نیکی به اقوام و خویشاوندان و سخن نیک با مردم و رفتار محبت آمیز با آنان را در درجه دوم ، موجب اتحاد و یکپارچگی دانسته ، تا دشمن نتواند در جامعه اسلامی نفوذکند و با ایجاد اختلاف و نفاق افکنی ، آنها را به سقوط و تباهی بکشاند .
ضامن تداوم و وحدت و رمز شکست ناپذیری مسلمین ، در اجرای تعالیم زنده قرآن کریم میباشد . بویژه بعد از اقامه نماز ، پرداخت زکات نقش مهمی در ایجاد الفت و اخوت بین مسلمین دارد ، چرا که افراد مستمند و ضعیف اجتماع ، هنگامی که تحت حمایت اغنیاء قرار گرفتند ، طبقات جامعه بهم نزدیک میشوند و همه طبقات جامعه از رفاه نسبی برخوردار میگردند .
سوره بقره / ۱۱۰
۲- و اقیموا الصلوة و اتوا الزکاة و ما تقدموا لانفسکم من خیر تجدوه عند الله ان الله بما تعملون بصیر . سوره بقره / ۱۱۰
نماز را برپا دارید و زکات را بدهید و هر کار خیری را که برای خود میفرستید نزد خداوند آن را خواهید یافت . به راستی خداوند به تمام احمال شما آگاه است .
توضیح :
هنگامی که اعمالی همچون نماز و بخششهایی همچون زکات را در راه خدا انجالم میدهید و وقتی برای نفع رساندن به برادران ایمانی و دفع زیان از آنان ، از وجاهت اجتماعی و آبروی خود سرمایه گذاری میکنید ، قطعا ثواب آن را نزد خدا مییابید و از گناهان پاک میشوید ، پاداش نیکیهای شما به گونهای مضاعف به شما برمی گردد و مزید درجات میشود ، با اینگونه عبادات ، هم بدنه اجتماع را نیرومند میسازید و هم نشاط روحی در خودتان پیدا میشود .
او صاف و پاداش بخشی از کارهای عبادی که در دنیا انجام میدهند ، در فهم هیچ کس نمیگنجد و نمیدانند چه پاداش عظیمی برای آنان مهیا شده است . فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قوة اعین [۵۲]
هیچ کس نمیداند چه پاداشهای مهمی که مایه چشم روشنی است برای آنها مخفی شده است . این پاداش عظیم جزای کارهای خیری است که در دنیا انجام میدادند .
در حدیث پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) میخوانیم : ان الله یقول اعدت لعبادی الصالحین ما لا عین رات و الا اذن سمعت ، و لا خطر علی قلب بشر . [۵۳]
خدا میفرماید من برای بندگان صالحم نعمتهایی آماده کردهام که هیچ چشمی مثل آن را ندیده و هیچ گوشی (وصف ) آن را نشنیده و بر فکر و اندیشه احدی نگذشته است .
ادای زکات یکی از عباداتی است که پاداش عظیم آن در دنیا قابل تصور نیست ، علاوه بر اینکه موجب نظم زندگی اجتماعی نیز میشود . در روایتی آمده دهنده زکات روز قیامت در عالیترین غرفههای بهشتی جای خواهد گرفت (هنیاءله ) گوارا باد بر او
ارزشهای عالی انسان
یکی از ارزشها در زندگی انسان سخاوت است . در دین مقدس اسلام سخاوت یک فضیلت محسوب میشود ، گرچه یک نفر غیر مسلمان باشد . در بعض روایات ، اسلام این فضایت را در مورد حاتم طائی که سخیترین انسانهای زمان خود بوده تاءیید میکند .
امام سجاد (علیه السلام ) فرموده : خداوند متعال به موسی (علیه السلام ) وحی کرد که سامری را نکش ، زیرا او سخاوتمند است . ان الله اوحی الی موسی ان لا تقتل سامری فانه سخی امام صادق (علیه السلام ) فرموده : که رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) به یکی از مشرکان (که به اسارت در آمده بود) فرمود اگر جبرئیل از سوی خداوند برای من خبر نیاورده بود که تو مرد سخاوتمندی و مردم را اطعام میکنی ، تو را میکشتم . آن مرد مشرک گفت مگر خداوند تو سخاوت را دوست میدارد فرمود آری ، آنگاه آن مرد شهادتین را بر زبان جاری کرد .
سخاوت یکی از عالیترین صفات نفسانی است که دارنده آن از این نظر به جمال و فضیلت انسانی نائل میگردد . اگر شخصی دارای همه کمالات و سرچشمه تمام فضایل انسانی باشد ، نمونهای از انسان کامل است ، همچون ائمه طاهرین سلام الله علیهم که مجموعهای از خوبیها و فضیلتها بودند . سخاوت آنان زبان زد دوست و دشمن بوده است ، مصداق بارز آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری میباشند .
در روایت آمده است هر کس واجب مالی خود را مانند خمس و زکات را ادا کند سخاوت دارد حال اگر گسی فوق واجبات مقرره اتفاق کند و تمام اموالش را میان فقرا و نیازمندان تقسیم نماید ، نصف آن را بذل درویشان کند و نصف دیگر را برای خود بگذارد . به حقیقت سخاوتمندترین انسانها است .
انفاق امام حسن مجتبی (علیه السلام )
حضرت مجتبی ، در مورد انفاق و پرداخت حق فقراء بیش از زکات و صدقات بخشش میکرد ابن شهر آشوب از امام صادق (علیه السلام ) روایت کرده که : امام حسن (علیه السلام ) بیست و پنج مرتبه پیاده از دینه به حج رفته و سه مرتبه مالش را در راه خدا قسمت کرد ، نصف آن را خود بر میداشت و نصف دیگر را به بیچارگان میداد . این بذل و بخشش و سخاوت ذاتی حضرت ، موجب شگفتی همگان از خاص و عام گردید تا جایی که نظر ویل دورانت دانشمند غربی را به خود جلب کرده است . او میگوید : زندگی حضرت حسن (علیه السلام ) پر است از همکاری و معاونت با فقراء بقدری این انفاق را دنبال میکرد که گاهی صندوق دار اعلام میداشت که چیزی در صندوق نمانده باز حضرتش دست از بخشش و انفاق بر نمیداشت . این کرم و بخشش نه تنها در مورد مردم و دوستانش عملی میشد بلکه عنایاتش بقدری وسیع بود که حتی شامل حیوانات هم میگردید .
موقعی که طعام میل میفرمود و سگی در پیش روی او بود ، هر زمانی که لقمهای برای خود بر میداشت مثل آن را نیز برای آن سگ میافکند . اجازه خواستند که سگ را دور سازند ، فرمود بگذارید باشد ، زیرا من حیا میکنم از خداوند که صاحب روحی در روی من نظر کند و من چیزی بخورم و به او نخورانم . [۵۴]
سوره بقره / ۴۳
۳ . و اقیموا الصلوة و اتوا الزکاة و ارکعوا مع الراکعین . سوره بقره / ۴۳
نماز را بپا دارید و زکات را ادا کنید ، با رکوع کنندگان رکوع نمایید . (نماز جماعت را فراموش نکنید)
توضیح
در این آیه خطاب به مسلمین به سه دستور مهم اسلامی نماز ، زکات و نماز جماعت اشاره شده است :
اول نماز واجب را که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) از سوی خواوند برای شما آورد ، در جامعه اسلامی به پا دارید یعنی تنها به خواندن نماز اکتفا نکنید ، بلکه کاری کنید که آیین نماز در میان جامعه مسلمین مخصوصا نسل جوان برپا شود ، همانگونه که در نظام اسلامی ما ، ستادی به نام اقامه نمازتشکیل شده است .
امید است این طرح در میان تمام اقشار جامعه فراگیر شود و مردم بزرگوارمان علاوه بر استقبال از این طرح ، خود پیش قدم در این برنامه روحانی و وظیفه مهم گردند .
سؤ الی که در اینجا میتوان مطرح ساخت آن است که چرا از میان افعال نماز ، تنها رکوع اختصاص به ذکر پیدا کرده است (با رکوع کنندگان رکوع کنید) ؟
اول : مرحوم طبرسی صاحب تفسیر مجمع البیان وجوهی ذکر کرده از جمله آنکه : نماز یهود دارای رکوع نبوده و این نماز مسلمانهاست که رکوع از ارکان آن میباشد و خطاب به ملت یهود است (که یهودیان مسلمان شوید و نماز با رکوع ، با رکوع کنندگان که مسلمین میباشند انجام دهید .
دوم : به مسلمین دستور میدهد لازم است پس از پیوند با آفریدگار یکتا ، به وسیله نماز ، با ادای حقوق مالی همچون زکات با مردم پیوند برقرار کنید ، تا سرانجام همه با هم در راه خدا به حرکت توحیدی خود ادامه دهید و با انسجام و یکپارچگی ، به رشته اعتصاب الهی چنگ بزنید . و اعتصمو بحبل الله جمعا[۵۵]
سوم : اقامه نماز و اداء زکات باعث میشود آحاد مردم از غنی و فقیر ، شهری و روستایی و . . . با انگیزه الهی در نماز جمعه و جماعت با شور و شوق حضور پیدا کنند . مفسرین فرمودهاند مقصود از امر به رکوع دسته جمعی ، تشویق و ترغیب مسلمانهاست به شرکت در نماز جمعه و جماعات ، تا دشمنان اسلام به این وسیله به وحشت افتند .
سوره مائده / ۱۲
۴- و لقد اخذ الله میثاق بنی اسرائیل و بعثنا منهم اثنی عشر نقیبا و قال الله النی معکم لئن اقمتم الصلوة و اتیتم الزکاة و امنتم برسلی و عزرتمو هم اقر ضتم الله قرضا حسنا لا کفرن عنکم سیئاتکم و لادخلتم جنات تجری من تحتها الانهار فمن کفر بعد ذالک منکم فقد ضل سواء السبیل . سوره مائده / ۱۲ .
همانا خدا از بنی اسرائیل پیمان و دوازده پیشوا و رئیس از میان هر قبیلهای (سبطی ) از آنها برانگیختم خدا به بنی اسرائیل گفت که من (هر هرحال ) با شمایم هر گاه نماز بپا دارید و زکات بدهید و آتیتم الزکاة و به فرستادگان من ایمان آورید و امنتم برسلی و آنها را عزیز و گرامی دارید و به خدا قرض نیکو دهید (یعنی به بندگان خدا قرض بی منت و بدون ربا بدهید) در آن هنگام گناهان شما را بیامرزم و شما را در بهشتی وارد گردانم که از زیر درختانش نهرها جاری است ، پس هر کس از شما به عهد خدا (آمدن کتاب و رسولان و حجتهای آسمانی ) کافر شود سخت از راه ، دور افتاد است فقد ضل سواء السبیل .
توضیح : شرارت یهود و تصمیم به ترور پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله )
خداوند از جنایت یهود و تصمیم به قتل پیغمبر خدا پرده برداشت و از شر و فتنه آنان رسولش را نگهداری کرد و خیانت باطنی و اعمال زشت آنها را گوشزد نمود . تا مسلمانان در برخورد با یهودیان هوشیار باشند و باعث آرامش پیغمبر گردد اذهم قوم ان یبسطوا الیکم ایدیهم فکف ایدیهم عنکم [۵۶] آنگاه که گروهی از یهود همت و اراده کردند به شما ستم (و قتل ) روا دارند ، خدادست جنایتکار آنها را از شما کوتاه کرد .
ماءموریت سیاسی نمایندگان موسی (علیه السلام ) به سرزمین شام
خداوند متعال از بنی اسرائیل عهد و پیمان گرفت (گرچه پیمان شکنی کردند و قساوت و دشمنی خود را آشکار ساختند) و آنها را به اخلاص در عبادت و ایمان به فرستادگانش دعوت کرد . قرآن مجید میفرماید : اما دوازده نفر سر کرده (نقیب ) از آنها رابه وسیله موسی (علیه السلام ) ماءموریت دادیم و گفتیم اگر با ما باشید شما را رستگار خواهیم نمود . و بعثنا منهم اثنی عشر نقیبا و قال الله انی معکم ائن اقتم الصلوة و اتیتم الزکاة . . . الایه
اگر در هر حال به یاد من باشید و نماز به پا دارید ، زکات بدهید و به دستوراتم عمل کنید شما را به بهشت مرعود داخل خواهیم کرد . آنان به فرمان خدا عمل نکردند و در انجام ماءموریت صادقانه گزارش ندادند اما داستان ماءموریت این است :
بعد از هلاکت فرعون و استقرار حکومت بنی اسرائیل در مصر فرمانروایی آن منطقه به دست قوم موسی و یادانش افتاد و ماءمور شدند به سرزمین شام روند و به حکومت جباران و طاغوتیان آنجا خاتمه دهند ، حضرت موسی (علیه السلام ) به فرمان الهی از هر سبطی ، معتمدی را انتخاب کرد و با جماعت بنی اسرائیل رهسپار آن دیار شد . چون به نزدیک کنعان رسیدند ، حضرت موسی نقیبان و معتمدان را به جاسوسی فرستاد . چون مراجعت کردند ، بنی اسرائیل را از نیرومندی و عظمت قوم ترساندند و گزارش خائنانه و غیر واقعی دادند جز دو نفر از دوازده نفر به نام یوشع سبط یوسف و قالب از سبط یهود سرانجام آن خبر که ریشه در خوف از جنگ و شهادت داشت ، سبب ترس و اضطراب بنی اسرائیل وضعیت پیروان حضرت موسی گردید که ضایعات و تلفات بسیاری برای نیروی حق به دنبال [۵۷] تمام این بدبختیها که دامن گیر بنی اسرائیل شد و مورد لعن پروردگار قرار گرفتند (لعناهم آنان را لعنت کردیم و از رحمت خود دور ساختیم ) به واسطه پیمان شکنی آنان بود (فبما نقضهم میثاقهم ) [۵۸]
با عمل نکردن به دستوراتی که به آنها داده شده بود عهد و پیمان خود را شکستند و چنانکه در ترجمه آیه بیان کردیم یکی از آن پیمان شکنی ، خودداری از انفاق و ندادن زکات بود . همانگونه که در سطور گذشته مکررا گفته شد . در آیات زیادی از قرآن کریم زکات از اموری است که نافرمانی آن سبب نزول عذاب و سلب برکات الهی میگردد .
پروردگارا ایمان ما را آنچنان محکم گردان که بتوانیم در برابر آزمایشها استقامت ورزیم و از پیمان شکنان نباشیم .
نکتههای آیه
۱- نماز ، زکات و انفاق از دستورات همه ادیان الهی است .
۲- ایمان به انبیاء به تنهایی کافی نیست ، یاری آنان هم لازم است . و عزرتموهم
۳- تنها انجام واجبات کافی نیست ، مجموعه واجبات و مستحبات کارساز است . (نماز و زکات و انفاق )
۴- کمک به خلق کمک به خداست اقرضتم الله
۵- رهبر دینی باید از سوی خدا تعیین شود (بعثنا) و برگزیدگان انبیاء هم باید به فرمان خداوند باشند .
۶- نماز و زکات و انفاق در کنار رهبری و ولایت مفهوم دارد ، آن هم قبول ولایت همه انبیاء نه برخی از آنان
۷- اگر رهبر از خود مردم باشد موفق است . بعثنا منهم
۸- بهشت را به بها میدهند نه بهانه ، اگر نماز ، زکات ، ایمان به پیامبران ، امداد رسانی و انفاق بود ، بهشت پاداش آن است . در غیر این صورت دستیابی به نعمات دنیای باقی میسر نیست .
۹- بهشت ، جای آلودگان نیست ، اول باید پاک شد ، آنگاه به پشت رفت . لاکفرن . . . لادخلنکم
۱۰- راه دستیابی به عفو خدا ، ایمان و عمل صالح است . لاکفرن عنکم سیئاتکم [۵۹]
سوره اعراف /آیه ۱۵۶
۵- و رحمتی وسعت کل شی فساکتبها اللذین یتقون و یوتون الزکاة و الذین هم با یاتنا یؤ منون . سوره اعراف / ۱۵۶
رحمت واسعه الهی
رحمت من همه موجودات را در برگرفته است ، قطعا برای آنان که تقوی دارند و زکات مال خویش را به فقیران میدهند و به آیات خدا میگروند و ایمان میآورند رحمتم مخصوص آنان و حتی خواهد بود .
توضیح
از جمله تقاضاهای حضرت موسی قبل از آیه این بود که خدایا سرنوشت ما را در دنیا و آخرت به نیکی و خوشبختی مقدر فرما . واکتب لنا فی هذا الذنیا حسنة و فی الاخره [۶۰] که همانا هدایت ما از تو است . خداوند در پاسخ موسی فرمود : عذاب من به هر که خواهم میرسد به خاطر گناه و نافرمانی است که استحقاق غذاب پیدا کردند ، ممکن است مغفرتم شامل آنان گردد اما رحمت من در دنیا شامل حال خوبان و بدان میشود ولی در آخرت ، تنها مخصوص نیکان و متقیان و آنان که زکات مال میدهند می باشد الذین یتقون و یوتون الزکاة [۶۱]
چنانکه ملاحظه میشود آیه شریفه بعد از داشتن ایمان و تقوای الهی ، به مهمترین واجبات دینی که زکات است اشاره میکند و آن را مخصوص به ذکر نموده ، زیرا همه واجبات دنی که زکات است اشاره میکند و آن را مصون به ذکر نموده ، زیرا همه واجبات اسلامی در زندگی مؤ منان مطرح میباشد اما ادای زکات نسبت به واجبات دیگر پر مشقت تر است .
سؤ ال یهود و نصاری ادعا کردند ما نیز مانند مسلمانها شرایط بهشت رفتن را داریم به دلیل آنکه ما هم تقوی خواهیم داشت و هم زکات میدهیم و از جمله کسانی هستیم که به آخرت ایمان و یقین داریم . بنابراین رحمت و آمرزش خداوند در آخرت به ما میرسد و اهل بهشت خواهیم بود .
پاسخ : خداوند متعال پاسخ این سؤ ال را در قرآن داده است : به اینکه کارهای عبادی که شما (یهود و نصاری ) انجام میدهید گرچه کار خوبی است ولیکن قبولی آن یک شرط دارد و آن پیروی از پیغمبر ختمی مرتبت الذین یتبعون الرسول [۶۲] است آن پیامبر امی النبی الامی که در تورات و انجیل که در دست شماست نام و نشان و اوصافش را نوشته مییابید الذی یجدونه مکتوبا عندهم فی التورات و الاجیل [۶۳] ولی شما که آن پیغمبر عزیز را انکار میکنید ؟ چگونه آرزوی بهشت دارید ؟ !
نکتههای آیه
۱- رحمت الهی بیکران و نامحدود است و اگر کسی مشمول آن شد و بهره مند نگردید کوتاهی از خود اوست .
۲- رحمت الهی گرچه بی نهایت است ، اما شرط بهره وری از آن تقوی ، زکات و ایمان به آیات پروردگار است .
۳- رحمت الهی که شامل همه چیز در جهان هستی میشود رحمتی وسعت کل شی ء همان رحمت دنیوی است که از رحمانیت خداوند استفاده میشود . گرچه رحمت در اینجا عام است . دنیا و آخرت را در برمی گیرد ولی رحیم بودنش در آخرت فقط شامل گروه خاصی میشود ، همانگونه که در ذیل آیه ۱۵۶ سوره اعراف میخوانیم : فساءکتبها الذین یتقون و یؤ تون الزکاة ، و الذین هم بایاتنا یؤ منون . (رحمت ما شامل حال کسانی می وشد که دارای تقوی هستند ، زکات میدهند و به آیات ما ایمان میآورند) در مفردات راغب آمده است : [۶۴] همانا خداوند بخشاینده (رحمن ) است در دنیا و رحیم و مهربان است در رستاخیز و بخشش و احسان خداوند در دنیا عام است ، شامل حال مؤ منین و کافرین میشود و در آخرت مختص مؤ منین است . قلیلی از رحمت الهی نصیب اهل دنیا شده که تمام محبتها و مهربانیها که آغاز دنیا تا کنون مردم به یکدیگر کرده و مینمایند از آن جزء قلیل است و بخش عظیمی از آن در قیامت مخصوص اهل محشر است .
رحمت خداوند
به روایت سلمان فارسی رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرمود : خداوند متعال را صد رحمت است یک جزء آن را مخصوص اهل دنیا قرار داده که به یکدیگر مهربانی و محبت میکنند و نود و نه جز دیگر را مخصوص روز قیامت گردانیده است . و تشعة و تسعون لیوم القیامة [۶۵]
تفسیر المیزان [۶۶] از کتاب در المنثور نقل کرده است که اعرابی به مدینه آمد ، و نزدیک مسجد شترش را خوابانید و مهار کرد ، آنگاه پشت سر رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) نماز گزارد سپس دست به سوی آسمان گرفته ندا کرد ، بار خدایا به من (پیامبرت ) محمد (صلی الله علیه وآله ) رحمت آور و در این رحمت هیچ کس را شریک ما مگردان رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرمود : با این بیان رحمت واسعه الهی را جمع کردی ، به راستی که خداوند صد رحمت آفرید و یک جز آن را به زمین فرو فرستاد است و تمام خلق از جن و انس و بهائم با آن به یکدیگر عطوفت و مهرانی میکنند و نود و نه جزء رحمت ، در پیشگاه خداوند است تا روز ستا خیز (که شامل حال مردم قیامت از اولین تا آخرین میشود) .
این روایت را علامه طباطبایی قدس سره نیز در تفسیر المیزان از درالمنثورنقل کرده است :
سلمان فارسی گفته که نبی اکرم (صلی الله علیه وآله ) فرمود : خدای را یکصد رحمت است ان لله ماءة رحمة از آن صد رحمت یک بخش (در دنیا) تمام آفریدگان به وسیله آن به هم محبت و شفقت مینمایند ، حیوانات وحشی به بچههاشان عطوفت میکنند نود و نه قسمت از رحمت را برای روز قیامت ذخیره کرده است و آخر تسعة و تسعین الی یوم القیمة [۶۷]
سوره حج / ۴۱
۶- الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة و اتوا الزکاة و امروا با المعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور . سوره حج / ۴۱ .
صالحان و یاران خدا آنهایی هستند که هرگاه در زمین به آنها قدرت و توانمندی دادیم نماز را برپا میدارند و زکات میدهند و امر به معروف و نهی از منکر میکنند سرانجام کارها با خداست .
توضیح :
از نشانههای بارز و روشن اهل ایمان و دین باوران این است که هر گاه از سوی خداوند سبحان در زمین اقتدار و آزادی پیدا کردند و اختیاراتی در اداره امور جامعه به دستشان افتاد ، حکومت شایستهای تشکیل میدهند ، که دارای بعد معنوی و مردمی است .
از مختصات اولیه برنامه اجرایی و حکومتی چهار چیز است :
۱- نماز باید برپا داشته شود .
۲- زکات باید ادا گردد .
۳و ۴ امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک فرهنگ اصیل و ارزشی در جامعه اسلامی عمل گردد . علت اختصاص این فرائض و ویژگیها به یاران و بندگان صالح مورد عنایت پروردگار متعال در آیه شریفه از بین واجبات اسلامی ، به خاطر جایگاه رفیع و والای این بخش از واجبات و اهمیت آنهاست . پر واضح است که زکات ، در این میان یکی از اصول و ارزشهای چهارگانه در قرآن و از ارکان پنجگانه (خمسه ) اسلام در روایت امام باقر[۶۸] شناخته شده است .
تفسیر صافی اوصاف مذکور در آیه را طبق روایتی از امام باقر (علیه السلام ) به حضرت مهدی و یارانش تفسیر کرده است :
عن الباقر (علیه السلام ) فهذه لال محمد صلوات الله علیهم و والمهدی (علیه السلام ) و اصحابه ، امام باقر (علیه السلام ) در تفسیر آیه : الذین ان مکناهم فی الارض فرمود : این آیه از آن آل محمد و مهدی و یاران اوست . یملکهم الله مشارق الارض و مغاربها . [۶۹]
خداوند حکومت شرق و غرب عالم را در قبضه اقتدار آنها قرار میدهد . دین حق را آشکار و پیروز میگردانند . بدعت گزاران و اهل باطل را نابود میسازند همانگونه که آنها حق را نابود کرده بودند ، آنگاه (با گسترش عدالت ) جهان به گونهای میشود که روی زمین اثری از ظلم دیده نمیشود چرا که یاران حضرت مهدی (علیه السلام ) امر به معروف و نهی از منکر مینمایند به شیوهای که آیین اسلام بر همه ادیان باطل غالب شود :
و یظهر الدین و ییت الله به باصحابه البدع و الباطل کما امات الشقاء[۷۰] الحق ، حتی لا یری این الظلم و یامرون بالمعروف و ینون عن المنکر
قابل توجه اینکه اینگونه احادیث بیان کننده مصداق روشن و آشکار آیه الذین ان مکناهم فی الارض . . . میباشد ، بنابراین با عام بودن آیه منافات ندارد و در هر زمان شامل افراد مبارز و مجاهد و دین باوران حقیقی میشود .
در این زمان که خداوند سبحان نعمت قدرت و حکومت اسلامی را به ما عطا کرده و مؤ منان را متمکن ساخته و از علم و آگاهی و نیروی جسمی و فکری برخوردار گردانیده میتوانند با توانمندی و نیروی ایمانشان در طرح اقامه نماز و ترویج فرهنگ زکات واجرای امر به معروف و نهی از منکر نقش به سزا و مؤ ثری داشته باشند .
سوره مریم / ۵۵
۷- و کان یامر اهله بالصلوة و الزکاة و کان عند ربه مرضیا
روش (اسماعیل ) این بود که : پیوسته خاندان خود را به نماز و زکات توصیه میکرد .
توضیح :
۱- خداوند سبحان در قرآن مجید از اسماعیل با اوصافی همچون صادق الوعد یاد میکند زیرا در وعدهای که میداد صادق بود ، و به آن وفا میکرد انه کان صادق الوعد[۷۱]
۲- او را پیامبر بزرگوار ، رسول و نبی معرفی میکند وکان رسولانبیاء
۳- او آمر به معروف بود ، نخست خانواده خود را به نماز و زکات دعوت میکرد . و کان یامر اهله بالصلوة و الزکاة
۴- همواره مورد رضایت و خشنودی پروردگارش بود . و کان عند ربه مرضیا .
در میان این صفات ممتازی که برای اسماعیل در قرآن به چشم میخورد امر کردن وی خاندانش را به نماز و زکات بیشتر مورد اهمیت و تاءکید قرار گرفته است ، چرا که امر به نماز رابطه با خدا را برقرار میکند و امر به زکات رابطه با خلق را ، نکته قابل توجه اینکه نماز و زکات در آیین اسماعیل به عنوان وظیفهای دینی مشروعیت داشته و تبلیغ رسالت خود را نخست از نماز و زکات شروع کرده است زیرا کلیه ادیان الهی موقعیت ویژه و جایگاه مهمی برای این دو فریضه قائل شدهاند و نیز اجرای این دو فریضه را از خانواده خویش که نزدیکترین مردم به وی بودند آغاز نمود . شیوه تبلیغی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) هم طبق آیه شریفه و انذر عشیرتک الاقربین [۷۲] همین گونه بوده است .
ابتدا از خدیجه ، همسر گرامیش و علی (علیه السلام ) پسر عمش شروع نمود . سپس موافق امر الهی به نزدیکان و بستگانش اسلام را عرضه نمود . خداوند پیغمبر بزرگوار در آیه و امر اهلک بالصلوة مخاطب قرار داده که خانواده ات را به نماز بده و در انجام این وظیفه مقدس شکیبا باش . واصطبر علیها .
سوره انبیاء/۷۳
۸- و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیزات و اقام الصلوة و ایتا الزکاة و کانوا لنا عابدین .
ما آنها را پیشوایان (دین ) قرار دادیم که مردم را به امر ما رهبری کنند . کارهای نیک و برپا داشتن نماز و پرداختن زکات به آنها وحی کردیم و آنها تنها مرا عبادت میکردند .
توضیح
ویژگیهای زیادی در آیات از این آیه برای حضرت ابراهیم و سپس برای اسحاق و یعقوب بیان شده است و در آیه مورد بحث این شرح آمده است :
۱- خداوند دربارهٔ ابراهیم و فرزندانش فرموده : ما آنها را رهبران مادی و معنوی ، جسمی و فکری جامعه قرار دادیم تا مردم را به امر ما هدایت کنند و جعلناهم ائمة یهدون بامرنااز کلمه ائمه که جمع امام است استفاده میشود ، خدای متعال علاوه بر مقام نبوت و رسالت که به ابراهیم و فرزندانش داده مقام عالی رهبری و امامت [۷۳] را نیز به آنان مرحمت فرمود است .
۲- ما آنها را به کارهای نیک از طریق ندای آسمانی (وحی ) آگاه کردیم و اوحینا الیهم فعل الخیرات
۳- بر پاداشتن نماز اقام الصلوة
۴- ادای زکات و ایتاء الزکاة
با توجه به اینکه کارهای خیر فعل الخیرات شمامل تمام برنامههای دینی میشود ، ذکر خصوص برپاداشتن نماز و ادای زکات - علاوه بر اینکه مشروعیت این دو فریضه را در آیین حضرت ابراهیم و فرزندانش ثابت میکند - اهمیت نماز و زکات را نسبت به تعبد دستورات دینی نشان میدهد .
۵- فرزندان حضرت ابراهیم (علیه السلام ) و دو فرزندش اسحاق و یعقوب به فرمان خداوند متعال مردم را به حق رهبری میکردند ، و آنچه میگفتند خود بدان عمل میکردند یعنی مطیع محض خدا بودند .
در حدیث امامت آمده : خداوند متعال ابراهیم (علیه السلام ) را بامامت گرامی داشت و نیز در ذریه اش قرار داد و هبناله اسحق و یعقوب نافلة و کلا جعلنا صاحین و جعلنا هم ائمة یهدون باءمرنا پیوسته این منصب والای امامت در ذریه آن حضرت ادامه دارد تا به پیامبر معظم اسلام میرسد ، و از رسول خدا به علی (علیه السلام ) و از آن حضرت به نخبگان فرزندانش همانانکه خدا علم و ایمان را بانان عطا کرده الذین اوتوا العلم و الایمان و این مقام عظمای امامت برای آنان تا روز رستاخیز باقی خواهد بود . [۷۴]
سوره توبه / ۱۸
۹ انما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصلوة و اتی الزکاة .
مساجد را تنها کسی آباد میکند که به خدا و روز قیامت ایمان آورده باشد و نماز را برپا دارد و زکات بدهد .
توضیح
تنها کسانی صلاحیت و شایستگی آباد سازی مساجد را دارند که دارای پنج شرط باشند :
۱- ایمان به خدا ۲- اعتقاد به روز قیامت
۳- نماز را به پا دارند .
۴- زکات بدهند .
۵- از احدی خوف نداشته باشد مگر از خدا
شرط اول و دوم اشاره به داشتن اعتقاد و باور قلبی است که در حقیقت جنبه زیربنایی در تفکر انسان دارد یعنی تا انگیزه الهی نباشد . هیچ عمل خالص و شایستهای از انسان سر نمیزند ، اگر چه ظاهر عمل آراسته باشد ، چون برای خدا نیست و در باطن آلوده به انواع غرضهای مادی دنیوی (همچون ریا و نفاق و خودنمایی ) است اثری ندارد .
شرط سوم و چهارم : برپا داشتن نماز و دادن زکات است که دو رکن احکام اسلام میباشد از اینکه در میان آن همه دستورات دینی نماز و زکات اختصاص به ذکر یافته است ، در این زمینه مرحوم استاد علامه طباطبایی رحمة الله علیه در تفسیر المیزان فرموده : برای اینکه این دو : (نماز و زکات ) دو رکن اسلام هستند ، در هیچ حالی از حالات (تحقیق اسلام ) از این دو بی نیاز نیست لکونها الرکنین الذین لاغنی عنها فی حال من الاحوال [۷۵]
شرط پنجم : از هیچ کس نترسد جز خدا ، یعنی تنها در برابر فرمان خدا احساس مسؤ ولیت بنماید و از نافرمانی او بترسد و امید به رحمت او داشته باشد و قلش مملو از عشق به خدا و همواره به یاد او باشد .
قابل توجه است : در این آیه شایستگی عمران و آبادی مساجد را خداوند متعال مشروط به شرایط مذکور نموده که از جمله آنها دادن زکات ایتاءالزکاة میباشد . زیرا اگر کسی اعتقاد به زکات نداشته باشد کافر است . در تفسیر المیزان آمده است هر کسی یکی از فروعات دین را مانند نماز و زکات عمدا ترک کند او کافر به آیات الهی است و مجرد ایمان به خدا و روز رستاخیز کفایت نمیکند اگر چه به او مسلمان گفته شود . این در صورتی است که به زبان ، اسلام را انکار نکند والا اگر به زبان انکار بنماید ، دیگر مسلمان نیست . [۷۶]
سوره حج / ۷۸
۱۰- فاقیموا الصلوة و اتوا الزکاة و اعتصموا بالله هو مولکم فنعم الولی و نعم النصیر .
پس از نماز به پادارید و زکات بدهید (همواره ) به خدا متوسل شوید که او سرپرست و یاور شماست چه مولای خوبی و یاور شایستهای است .
توضیح
در صدر آیه شریفه فوق (در سوره حج ) آمده است :
در راه خدا جهاد کنید و جاهدوا فی الله و برای خدا حق جهاد را در راه او(با دشمنان دین و با نفس اماره ) ادا کنید ، و خدا شما را برگزید هواجتبکم و در دین برای شما مشقت و تنگنایی قرار نداد ، این همان آیین پدر شما ابراهیم است ملة ابیکم ابراهیم او پیش از این شما را مسلمان نامید ، تا پیامبر گواه و شاهد بر شما باشد و شما گواه بر مردم .
خداوند متعال مسلمانان را به امتیازاتی مفتخر نموده و آنان را شایسته و لایق کرامتهایی دانسته که بایستی شکر گزار این همه تشریفات که خداوند به امت پیامبر بزرگوار اسلام مرحمت کرده بود باشند .
زکات مکمل آیین اسلامی
تشکر از نعمت خداوند ، پیروی از دستورات اوست ، همانگونه که آیه مورد بحث با (فا) تفریع شده به آیات قبل ، که ای مؤ منین : پس نماز به پا دارید و زکات بدهید فاقیموالصلوة و اتوالزکاة یعنی با همه صفاتی که خداوند به شما ملت ابراهیم و امت اسلامی مرحمت کرده تکامل آن صفات ، هنگامی است که به اقامه نماز و دادن زکات موفق گردید و خود را به این دو صفت بیارایید .
بنابراین نخست باید به او صاف ایمانی و نکاتی از آیه شریفه و جاهدوا فی الله حق جهاده هو اجتبکم . . . الایه [۷۷] توجه کنیم و خود را به آن متصف نموده سپس به نماز و زکات بپردازیم . توجه کنیم و خود را به آن متصف نمود سپس نموده سپس به نماز و زکات بپردازیم .
نکاتی از آیه
خداوند متعال مسلمانان را به امتیازاتی مفتخر نموده است از جمله :
۱- صدور فرمان جنگ و جهاد با دشمنان خدا و اجازه کشتن آنان در مقابل آن همه فتنه و ضررهایی که به مسلمین میزند .
۲- شما را به دین مقدس اسلام مشرف و سرافراز کرد .
۳- در دین داری بر شما سخت نگرفت و شریعت سهل و آسان را برای شما مقرر ساخت .
۴- دین اسلام ، دین پدر شما ابراهیم است که خدا از پیش به خاطر آیین او شما را مسلمان نامید .
۵- خداوند این افتخار را نصیب شما کرد که رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) شاهد و ناظر به احوال شماست و شما هم گواه بر سایر مردم باشید .
جامعه اسلامی هنگامی به کمال انسانی اسلامی نائل میشود که پس از تحصیل صفات عالی از آیه شریفه ، برنامه نماز و زکات بگونهای جامع و کامل در زندگی مسلمانان راه یابد و از شعار به عمل برسد .
رابطه زکات و تهذیب نفس
سوره مؤ منون/آیه ۴
۱۱ الذین هم الزکاة فاعلون .
مؤ منون کسانیند که زکات میدهند و عامل به دستور زکات میباشند .
زکات و تهذیب نفس
توضیح
در تفسیر فیض کاشانی (صافی ) روایتی [۷۸] از امام صادق (علیه السلام ) آمده است :
کسی که مقدار کمی زکات مالش را (عمدا) ندهد نه تنها مؤ من نیست که مسلمان هم نیست و هیچ مردانگی در او وجود ندارد .
در تفسیر المیزان میخوانیم : یادآوری زکات با نماز ، قرینه روشنی است که نماز وسیله پاکیزگی روح است و مقصود از زکات تطهیر نفس از اخلاق رذیله و پست نیست بلکه به معنی پاک کردن مال (تطهیر المال ) میباشد به وسیله انفاق ، (البته روشن است ، پاک کردن مال در تهذیب نفس اثر میگذارد و رابطه آن را با زکات برقرار میدارد) با توجه به اینکه آیه مورد بحث در سوره مؤ منون آمده و در مکه نازل شده و در آن هنگام احکام زکات معروف اصطلاحی نازل نگردیده بود . به همین خاطر بعضی از مفسرین ، زکات در آیه الذین هم الزکاة فاعلون را زکات مستحبی دانستهاند ولی ممکن است که مراد زکات واجب نیز باشد نه آن زکات معمولی محدود به حد و شرایط معین در فقه اسلامی بلکه به معنی وجود کلی انفاق ، یعنی قدری از مال را در راه خدا دادن .
زمانی که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) از مکه به مدینه هجرت کردند و اسلام پیش رفت و مسلمانان به قدرت رسیدند و تشکیل حکومت دادند ، برای اداره امور کشور نوپای اسلامی نیاز به تاءسیس بیت المال بود . در این شرایط لازم شد مسلمانان تحت یک برنامه حساب شده و منظم به دستور رسول معظم اسلام (صلی الله علیه وآله ) زکات مال خود را (در صورتی که به نصاب مقرر برسد) به بیت المال واریز کنند .
بنابراین آنچه بعضی زکات را به پاکیزگی روح از اخلاق رذیله معنی کردهاند و از معنی انفاق مالی و بخشش قدری از مال در راه خدا منصرف دانستهاند قابل قبول نیست . برداشت مفسرین بزرگواری مانند طبرسی ، صاحب مجمع البیان و صافی فیض کاشانی و المیزان از زکات به کمک و استفاده از روایات اهل بیت زکات مال میباشد .
آیه وللزکاة فاعلون در مقام بیان یکی از صفات برجسته مؤ منان است . به دنبال آیاتی که اوصاف اهل ایمان را بیان داشته ، همانطوری که مرحوم استاد علامه طباطبایی رضوان الله علیه میفرماید آمدن آیه زکات الزکاة فاعلون در کنار نماز الذین هم فی صلوتهم خاشعون قرینه روشنی است که مقصود از زکات در آیه انفاق مالی است . [۷۹]
سوره نور / ۵۶
۱۲ و اقیمواالصلوة و اتوالزکاة واصیعوا الرسول لعکم ترحمون .
(مؤ منین ) نماز را به پا دارید و زکات (اموالتان ) را ادا کنید و رسول (خدا) را اطاعت نمائید تا مشمول رحمت او شوید .
توضیح
اگر مشتاق رحمت الهی هستید به سه امر توجه کنید و به آن عمل نمایید : نماز ، زکات و پیروی از رسول خدا (مقام رهبری اسلام )
سؤ ال : پیروی از رسول خدا ، قطعا متضمن عمل به نماز و زکات هم هست پس چرا در آیه اختصاص به ذکر پیدا کرده آن هم در اول آیه شریفه ؟
پاسخ : نظر به اهمیت فوق العادهای که نماز و زکات نسبت به واجبات دیگر دارد به عنوان ذکر خاص آمده است .
۱۳ . رجال لاتلهیم تجارة و لابیع عن ذکر الله و اقام الصلوة و ایتاء الزکاة یخافون یوما تتقلب فیه القلوب و الابصار .
سوره نور / ۳۷
مردانی که تجارت و دادوستد ، آنها را از یاد خدا و بر پاداشتین نماز و ادای زکات باز نمیدارد ، از روزی بیم ناکند که دلها و چشمها در آن روز دگرگون میشود .
توضیح
در این آیه مبارکه دو نکته ، جالب توجه است :
نکته اول : سه موضوع است .
یاد خدا ، برپا داشتن نماز و ادای زکات ، که در قرآن و حدیث از موقعیت بالایی برخوردار میباشد و عامل بودن به آنها از صفات عالی و ممتاز مؤ منانی است که خداوند متعال از آنها به رجال یاد کرده است رجال لاتلهیم تجارة و لا بیع [۸۰]
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) در دو خطبه نهج البلاغه [۸۱] به این آیه تمسک فرموده است و دربارهٔ اهمیت دادن به اصل نماز و زکات و محافظت و پاسداری از آن تاءکید و توصیه فراوان نمود است تا آنجا که میفرماید بی گمان از مؤ منین رجالی میباشند که حق نماز را با بصیرت و زکات را که عامل نزدیکی مسلمانان به حق میباشد و وسیله ارتباط و دوستی با یکدیگر است و همراه نماز رقم خورده است به خوبی شناختهاند ، به گونهای که زیور و زیبایی هیچ متاع و کالای سودآوری و نه محبت فرزند (نور چشمی ) ، از به پا داشتن نماز و ادای زکات غافلشان نمیکند . و قد عرف حقها رجال من المؤ منین الذین لاتشغلهم عنها زینة متاع و لاقرة عین من ولدد و لا مال [۸۲] سپس فرموده : همانگونه که خداوند سبحان میفرماید رجال لاتلهیم تجارة و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصلوة و ایتاء الزکاة مردانی که تجارت و خرید و فروش کالای دنیا آنها را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و ادای زکات باز نمیدارد (چرا که آنها از روز قیامت میترسند ، روزی که دلها و چشمها در آن روز ترسان و گریان میشود . )
پرودگارا ما را مشمول رحمت و راءفتت قرار بده و زا وحشت و دهشت آن روز برهان .
نکته دوم : تجارت و داد و ستد سرچشمه برکت و درآمد است و در نزد تجار و بازاری ، بسیار عزیز و با ارزش است . مخصوصا به محل کسب خود علاقه شدید دارند ، چرا که آبرو و شخصیت خود را از آنجا و در سرمایه داری میدانند و تحصیل سرمایه هم از راه معاملات به دست میآید .
حال اگر اینان ، با کثرت علاقهای که به در آمد و تجارت دارند . هنگام ادای فرائضی همچون نماز و زکات بازار داغ داد و ستد و منافع کلان تجارت را رها کنند و خود را موظف بادای تکلیف و درک فیض عبادت و یاد خدا بدانند ، بنا به منطق قرآن به حقیقت همان رجال و شخصیتهایی هستند که ایمان ، سرتاپای آنان را فرا گرفته ، چراغ هدایت ، دل هایشان را نورانی کرده و به دیده آنها بصیرت بخشیده است . در واقع با خرد و اندیشه خود با مردم حرف میزنند و از راه عقل و بینایی پیش میروند .
یاد خدا (در قلب و عمق جانشان ) ، مانند نور افکنی قوی ، دل و گوش و چشمان آنها را روشن گردانیده و به غیر خدا دل نمیبندند و کالای ناچیز دنیا هرگز آها را مشغول نمیکند و روزهای وحشت ناک و پر تلاطم رستا خیز را به مردم یادآوری مینمایند . داستان عبرت انگیز ستمگران را که بر اثر گناه و نافرمانی تباه شدند برای ایشان بیان میکنند ، باشد که عبرت گیرند و از خدا بترسند و مرتکب گناه نشوند با بصیرت و دین شناس شوند و قلب نورانی و اخلاص در عمل پیدا کنند .
زکات محور ایمان
سروه فصلت / ۷
۱۴ . و ویل المشرکین الذین لایؤ تون الزکاة و هم بالاخرة هم کافرون .
وای بر مشرکان آنان که زکات نمیپردازند و به آخرت ایمان ندارند .
توضیح
در بین علماء و دانشمندان ، در تفسیر این آیه مبارکه گفتگو و سخنان فروان و نظرات گوناگونی مطرح شده است ، که از بیان اقوال آنان برای اختصار میگذریم و به بیان آنچه از روایات اهل بیت (علیه السلام ) استفاده میشود می پردازیم :
اول : اینکه مراد از زکات همان زکات متعارف است که در قرآن ، قرین نماز قرار گرفته است .
دوم : مقصود از مشرکین در آیه ، آنهایی هستند که در طاعت و بندگی خدا مشرک شدند .
توضیح اینکه مشرکین ، در آیه به قرینه روشنی که از جمله لایؤ تون الزکاة مفهوم میشود ، مرتکبین معاصی بزرگند . در حقیقت جمله مذکور تفسیر شرک است یعنی وای بر آنان که زکات نیم دهند آنها در زمره مشرکانند با ندادن زکات ، مرتکب معصیتی بزرگ میشوند و در زمره مانعین زکات قرار میگیرند و از بندگی خدا سرباز زده و مخالفت میورزند ، در واقع خدا را پیروی نکردند و شیطان را اطاعت نمودند . اینها مشرکند وای بر آنها ، نشانه شرک در طاعت اینان با دو معرف در ذیل آیه بیان شده است :
۱- اول آنکه زکات نمیدهند ، دوم آنکه به آخرت اعتقاد ندارند . ویل المشرکین الذین لایوتون الزکاة و هم بالاخرة هم کافرون [۸۳]
در روایات از اینگونه معاصی ، تعبیر به شرک در طاعت شده است : در تفسیر المیزان روایتی از امام باقر (علیه السلام ) در بیان آیه شریفه و ما یؤ من اکثرهم بالله الا و هم مشرکون [۸۴]
(بیشتر آنان (مردم ) به خدا ایمان نمیآورند مگر ایمانی آلوده به شرک ) آمده است : آن حضرت فرموده : شرک در طاعت است نه در عبادت ، گناهانی که مردم مرتکب میشوند همان شرک طاعت است که به جای بندگی و طاعت خدا از شیطان اطاعت میکنند ، پس به خاطر اطاعت از غیر خدا به خدا مشرک شدند فاشر کوا بالله الصاعة لغیره و اینگونه نا فرمانی خدا شرک در عبارت نیست که غیر خدا را پرستش کرده باشند ولیس باشراک عبادة ان یعبد وا غیر الله [۸۵]
بعضی از شرکها به گونهای است که به سر حد کفر نمیرسد در عین حال اطاق شرک به آن میشود چنانچه از امام هشتم شیعیان حضرت امام رضا (علیه السلام ) نقل شده که فرمود : شرک یبلغ به الکفر [۸۶] (شرکی که به کفر نمیرسد) به این ترتیب آهی ءشریفه مبین این معنی است که زکات در اسلام از جمله دستوراتی است که میتواند شاخص شرک و ایمان باشد . یعنی دادن زکات محور ایمان و دین باوری است و ندادن زکات نشانه از دین برگشتن و شرک است . از طرفی پرداختن زکات در اسلام نشانه قبول داشتن حکومت اسلامی و ندادن آن علامت مخالفت با حکومت اسلامی است که سر از طغیان و قیام بر ضد حکومت در آوردن و مرتکبین این عمل مجرم و از دین برگشته (مرتد) محسوب میگردند .
اصحاب رده و از دین برگشتگان
در تاریخ اسلام میخوانیم گروهی مرتد شدند ، بعد از وفات پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) و به اصحاب رده معروف شدند . آنها جمعی از طوائف (بنی طی ، غطفان و بنی اسد) بودند که از دادن زکات به ماءموران و عاملین حکومت اسلامی خودداری کردند و با این عمل پرچم مخالفت برافراشتند آنها مخالف صددرصد حکومت نبودند امام از احکام اسلامی زکات را قبل نداشتد . به مصداق آیه شریفه نؤ من ببعض و نکفر ببعض [۸۷] میگفتند اما الصلوة فنصلی و اما الزکاة فلا (نماز را میخوانیم ولی زکات نیم دهیم مسلمانان وفادار به قرآن به دنبال این جریان ، تصمیم گرفتند با این گروه مرتد به پیکان برخیزند .
سرانجام با آنان جنگیده و آنها را در هم کوبیدند [۸۸] مرتد کسی است که بعد از قبول اسلام منکر اسلام یا یکی از احکام آن گردد در این صورت مرتد فطری است و کشتن او واجب است و توبه اش قبول نمیشود .
بنابراین از آیه مورد بحث استفاده میشود که تارک زکات ، مشرک و منکر روز قیامت است پس پرواضح است که اعتقاد به زکات و پرداختن آن مصونیت از شکر میآورد .
نتیجه آنچه گذشت
بخشی از آیات قرآن کریم دربارهٔ زکات و مشروعیت آن بود که در وجوب آن جای تاءمل و تردید نیست . همچون آیه اتوا الزکاة [۸۹] که در قرآن فراوان آمده است و کلمه اتوابه مقتضای مفهوم صیغه امر ، دلالت بر واجب بودن زکات دارد .
برخی از آیات ، ادای زکات را از صفات افراد با ایمان دانسته و رستگاری آنان را در عمل کردن به زکات بیان کردهاند وللذین هم الزکاة فاعلون [۹۰] مؤ منین سعادتمند آنانند که زکات مالشان را میدهند .
بعضی از آیات ، رجال با ایمان را تعریف میکند ، آن چنان به آیین آسمانی عشق میورزند که نه تجارت پرسود ، نه داد و ستد موقت ، مانع آنان از یاد خدا و خواندن نماز و دادن زکات نمیگردد .
رجال لا تلهیم تجارة و لابیع عن ذکر الله ، و اقام الصلوة و ایتا الزکاة [۹۱]شیوه بعض انبیاءمانند حضرت اسماعیل (علیه السلام ) در زنگی این بود که به خانواده اش زکات را توصیه میکرد و کان یاءمر اهله بالصلوة و الزکاة [۹۲] او اهل و عیان خود را به ادای نماز و زکات امر میفرمود .
قرآن معمار و بانیان مساجد را اهل نماز و زکات معرفی میکند ، حق تعمیر مسجدها را مختص اهل ایمان و معتقد به روز رستاخیز میداند آنجا که میفرماید :
انما یعمر مساجد الله من آمن بالله و الیوم الاخر و اقام الصلوة و آتی الزکاة [۹۳]
مفهوم بعضی از آیات زکات دلالت داشت بر اینکه اهل نماز و زکات پیمان شکنی با خدا نمیکنند مانند آیه ۸۳ سوره بقره زیرا پیمانی که خدا از بندگانش (بنی اسرائیل ) گرفت ، پیمانی است که روی عقل و فطرت و انبیا واسطه آن بودهاند . علی القاعده چنین پیمانی قابل نقض و شکستن نیست و آیه ۱۲ سوره مائده و لقد اخذ الله میثاق بین اسرائیل . . . الایة دو نکته جالب از آیه فوق استنباط میشود :
۱- نقای بنی اسرائیل دوازده تن بودند ، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) فرموده خلفای بعد از من نیز دوازده نفرند ، به اندازه نقبای بنی اسرائیل . [۹۴] نخستین آنان علی بن ابی طالب و آخرینشان حضرت مهدی (علیه السلام ) است .
۲- آنان که به پیمان الهی وفا دارند چند شرط را رعایت میکنند : نماز به پا میدارند ، زکات میدهند ، ایمان میآورند و پیامبران را یاری میکنند و بدون اینها پیمانی باقی نمیماند و لطف الهی منقطع میشود .
به این ترتیب آیات مربوط به زکات هر یک از زاویه خاصی موجب استحکام اعتقاد قلبی دین باوران بوده و بیان آثار دنیوی و اخروی زکات را در بردارد و سعادتمندی زکات دهندگان را گوشزد نموده است و اینکه اگر اینان زکات میدهند از روی اخلاص است اگر عبادت میکنند برای خداست ، اگر انفاق مینمایند ، باطیب خاطر و نیت و قرب الهی انجام میدهند ، چرا که هدف آنان عبودیت و خشنودی خداست نه دنیا و جمع ثروت .
بنابراین ثروت را وسیلهای میدانند برای رسیدن به مقام بندگی و رسیدن به هدف . مثل حضرت علی (علیه السلام ) که برای تحصیل ثروت تلاش میکرد قنات و چاه و چشمههای بسیاری را احداث و آباد کرد ، نخلستانهای فراوانی به وجود آورد ولی برای خود نگه نمیداشت ، برای ورثه نمیگذاشت ، خودش را به سرمایه و پول وابسته نمیکرد و پس از بدست آوردن ، همه را در راه خدا انفاق مینمود و یا وقف میکرد ، چون هدف آن بزرگوار از این تلاشها و کوششها بندگی خدا بود نه چیز دیگر .
مؤ منانی که اموال آنها مشمول زکات و خمس میشود مورد لطف خداوند واقع شدهاند و این سعادت را به دست آوردهاند که مال را وسیله قرار داده تا هدف اصلی که سعادت را به دست آوردهاند که مال را وسیله قرار داده تا به هدف اصلی که سعادت و عاقبت بخیری است برسند و اگر از این نعمت و فرصت استفاده نکنند در خسران جبران ناپذیری واقع میشوند و در حب مال دنیا ذوب میگردند . ذلک هو الخسران المبین .
در اینجا اهمیت زکات را در ابعاد عبادی ، تربیتی ، اجتماعی و اخلاقی آن به پایان میبریم و در بخش بعد به مقایسه تبیین فرهنگ زکات و جایگاه آن را روایات اسلامی میپردازیم .
بخش چهارم : جایگاه زکات در روایات اسلامی زکات و نکات اجتماعی زکات و داسلام ، از واجبات و ارزشهای مهم به شمار میرود . پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله ) بی اعتنایی به آن را گناهی بزرگ میشمرد و با مانعین زکات با قاطعیت برخورد میکرد و ملاحظه هیچ کس را نمینمود ، تا جایی که به افراد خطا کار که زکات نمیدادند ولی برای خواندن نماز به مسجد آمده بودند ، با صراحت فرمود : از مسجد ما بیرون بروید ، نماز میخوانید و زکات نمیدهید ؟ انتم تصلون لا تزکون [۹۵]
در آیاتی از قرآن میخوانیم که خداوند متعال مسلمین را به ادای زکات مکلف کرده است آتوا الزکاة [۹۶] و فرمان خدا را پیروی کنید اطیعو الله [۹۷]
زکات برکات و نعمات الهی را در اجتماع زیاد میکند و روزی را فراوان مینماید . با پرداختن زکات مردم به خشکسالی و گرانی و کمبود ارزاق عمومی گرفتار نمیشوند .
مهم تر از اینها ترک زکات نوعی نافرمانی به امر الهی و عصبانی است نابخشودنی ، مرگ با جبران گذاشته و بازگشت به سوی خدای متعال ، در صورتی که کار به انکار و طغیان نکشد (چنانکه در داستان ثعلبه توضیح خواهیم داد که پیغمبر اکرم (علیه السلام ) جمله کوبندهای به ثعلبه فرمود : وای بر ثعلبه چه روزگار نکبت باری برایش به همراه آورد) .
زکات در قرآن جایگاه بلندی دارد هم چون خورشید میدرخشد این مطلب بر اهل ایمان پوشیدن نیست چرا که زکات از ضروریات دین اسلام است و به نکات اجتماعی آن در روایات اسلامی برمی خوریم که موجب ایمان و روشنی قلوب مؤ منین میگردد .
آنچه برای همگان روشن است که برنامه زکات نوعی انفاق است که فرد و جامعه اسلامی را از پلیدها پاک میکند و سبب رشد و تکامل اجتماع و رونق اقتصادی و رسیدن به عالیترین فضائل نفسانی میگردد و موجب برکت در مال و پاکیزگی نفس میشود .
به راستی که در این امر (نماز و زکات ) سعادت انسانها نهفته است ولی بیشتر مردم از راز و رمز آن غافلند . آن طور که از معانی لغوی زکات فهمیدیم و هم چنین از آیاتی که در خصوص اهمیت این دو فریضه اسلامی و برکات آن دانستیم ، این حقیقت روشن گردید که عمل کردن به آن سبب برکات و مباهات و سربلندی جامعه میگردد اکنون برای مزید ایمان و عرفان بیشتر ، به بخشی از روایات اسلامی دربارهٔ فضیلت و جایگاه زکات میپردازیم .
بررسی بخشی از روایات اسلامی دربارهٔ فضیلت و جایگاه زکات ۱- عن ابی جعفر (علیه السلام )
۱- عن ابی جعفر (علیه السلام ) قال : ان الله تبارک و تعالی قرن الزکاة بالصلوة فقال : اقیموا الصلوة و اتو الزکاة ، فمن اقام الصلوة و لم یؤ ت الزکاة ، فکانه لم یقم الصلوة وسائل الشیعه ، ج ۹ ، ابواب ماتجب فیه الزکاة باب ۳ ح ۲/۲۲ مسن لایحضره الفقیه باب ۲ ماجاء فی مانع الزکاة ص ۱۵۱ ، الکافی کتاب الزکاة ، ج ۳ / ۵۰۶ ح ۲۳
از حضرت ابی جعفر (امام باقر (علیه السلام )) روایت شده که آن بزرگوار فرمودند : به راستی خداوند تبارک و تعالی زکات و نماز را در بسیاری از آیات قرآن مقرون یکدیگر قرار داده و فرموده است : نماز را بپا دارید و زکات ندهد ، همچون کسی است که نماز به پا نداشته است . در حقیقت این دو مانند یک فریضه و مکمل یکدیگرند .
توضیح :
باید توجه داشت که نماز اگر با شرایط فقهی و مراعات مسائل مربوط به آن خوانده شود . به ظاهر نماز صحیح است ولی در اثر ندادن زکات ، نماز مقبول و مرضی خداوند متعال نمیباشد .
از آنجا که پرداخت زکات یکی از اوصاف مؤ منان است ، اگر ایمان در عمق جان مسلمان به حقیقت راه پیدا کرده باشد ، ممکن نیست نماز به جا آورد و زکات مالش را ادا نکند . چرا که خداوند متعال از جمله صفات مؤ منین راستین را در قرآن چنین بیان فرموده : (آنها کسانی هستند که زکات میدهند . ) و الذین هم الزکاة فاعلون [۹۸] (و اعتقاد به آخرت دارند) . و بالاخرة هم یوقنون [۹۹]
۲- عن ابی جعفر (علیه السلام )
عن ابی جعفر (علیه السلام )
۲- عن ابی جعفر (علیه السلام ) قال : بنی الاسلام علی خمس : علی الصلوة و الزکاة و الصوم و الحج و الولایة ، و لم یناد بشی کما نودی بالو لایة .
الکافی ، ج ۲ ص ۱۸ سفینة البحار (الولایه ) ج ۸ ، ص ۶۰۰
عن ابی جعفر (علیه السلام ) مثله و زاد فی اخره فاخذ الناس باربع و ترکوا هذه یعنی الولایة بحار الانوار باب دعائم الایمان و الاسلام . ۶۵/۳۲۹ - اثنی عشریه ص ۲۱۰ *
ترجمه و توضیح :
در مشروعیت و اهمیت زکات همین بس که رکنی از ارکان اسلام و یکی از پایههای پنجگانه آن است
از پیغمبر اکرم (علیه السلام ) حدیث مذکور با کمی تفاوت در نهج الفصاحه نقل شده است : ابو حمزه ثمالی از حضرت ابی جعفر امام باقر (علیه السلام ) نقل کرده است که آن حضرت فرمود : اسلام بر پنج (پایه ) بنا شده است : نماز ، زکات ، روزه ، حج و ولایت که به هیچ یک از اینها توصیه نشده آنگونه که دربارهٔ ولایت توصیه شده است .
در روایت دیگر از امام پنجم : حضرت ابی جعفر (علیه السلام ) ، مطلب فوق آمده و در پایان حدیث اضافه شده که مردم چهار چیز اول حدیث را گرفتند (ولی ) ولایت را (که اهمیت آن نیز است ) رها کردند .
زراره میگوید از امام باقر (علیه السلام ) سؤ ال کردم کدامیک از این ارکان پنجگانه افضل و برتر است ؟
فرمود : ولایت افضل است زیرا ولایت کلید همه آنهاست همانگونه که کلید ، در بسته را باز میکند ولایت همانند کلیدی است که درهای بسته و پیچیده اجتماع را با راهنمایی والی باز ، احکام و دستورات الهی را در جامعه مطرح و شورانگیز میسازد .
زاره گفت : از امام (علیه السلام ) پرسیدم بعد از ولایت کدام یک از ارکان حدیث افضل میباشد فرمود : نماز ، زیرا رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرمود نماز ستون دین شماست . الصلوة عمود دینکم . [۱۰۰] سپس گفتم پس از نماز فضلیت کدام بیشتر است ؟ فرمود زکات بعد از نماز از همه برتر است رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) گفت : ادای زکات ، گناهان را میبرد ، قال رسول الله (صلی الله علیه وآله ) الزکاة تذهب الذنوب [۱۰۱]
حضرت در پایان پس از بیان فضیلت حج ، دربارهٔ تبیین مقام عظمای ولایت سفارش بلیغ نمود که جایگاه رفیع ولایت و رکنیت آن که باب الاشیاء است بعد از شناخت خداوند پیروی از امام معصوم و ولی امر مسلمین در مقایسه با سایر چیزها رتبه مقدم را داراست .
همانگونه که در قرآن میفرماید : اطیعو الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم [۱۰۲] یعنی خدا را اطاعت کنید و پیامبر خدا ار اطلاعت کنید و صاحبان امر را ، این آیه بعد از پیروی خدا و رسول ، اطاعت از مقام رهبری در اسلام را معین میکند .
اولوا الامر کیست
در اینجا از بیان موارد اختلاف میگذریم و آنچه را حق میدانیم بیان میکنیم :
همه مفرسین و علماءامامیه (شیعه ) در تعیین الولوا الامر اتفاق نظر دارند که مراد از اولوا الامر امامان معصوم میباشند که خداوند رهبری جامعه را در امور دنیا و آخرت به آنان سپرده است و غیر آنان را مشمول نمیدانند . توجه به این نکته لازم است ، کسانی که از طرف ائمه طاهرین به مقامی منصوب شوند با مراعات معین ، پیروی از آنان نیز واجب است . اینان در حقیقت نمایندگان اولوا الامر هستند . بنابراین مقام ولی فقیه و نیابت از وی که از سوی امامان معصوم تعیین گردیده است و پیروی و اطاعت مردم از ولی فقیه عمل به وظیفه اسلامی است .
به هر حال تنها تفسیری که دربارهٔ اولوا الامر خالی از اشکال است ، همان است کهخ مفسرین شیعه گفتهاند زیرا همانگونه که از وجوب اطاعت رسول اطلاق فهمیده میشود . یعنی اطاعت از اولا الامر مانند اطاعت از رسول خدا بی چون و چرا واجب است .
اگر ایراد شود ، که ممکن است اولوا الامر خطا کند ، چون هر چه باشد ، پیغمبر که نیست پس امکان خطا در او هست پاسخ آن است که امام دارای عصمت است و مقام معصومیت ، امام را از لغزش و خطاء مصونیت میبخشد . بنابراین فرمان او همانند فرمان پیامبر است که بی هیچ قید و شرطی واجب است .
جالب توجه اینکه بعضی از دانشمندان معروف اهل تسنن از جمله مفسر معروف ، فخر رازی در آغاز سخنش در ذیل آیه اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم به این حقیقت اعتراف کرد ، میگویند : کسی که خدا اطاعت او را بهطور قطع و بدون چون و چرا لازم بشمرد حتما باید معصوم باشد ، زیرا اگر معصوم از خطاء نباشد هنگامی که مرتکب اشتباهی میشود ، خداوند اطاعت او را لازم شمرده و پیروی از او را در انجام خطاء لازم دانسته و این خود یک نوع تضاد در حم الهی ایجاد میکند ، زیرا از یک طرف انجام آن عمل ممنوع است و از طرف دیگر پیروی از او اولوا الامرلازم است و این موجب اجتماع امرو نهی میشود .
بنابراین از یک طرف میبینیم خداوند اطاعت فرمان اولوا الامر را بدون هیچ قید و شرطی لازم دانسته و از طرف دیگر اگر اولوا الامر معصوم از خطاء نباشد چنین فرمانی صحیح نیست . از این مقدمه چنین استفاده میکنیم که اولوا الامر که در آیه فرق به آنها اشاره شده حتما باید معصوم بوده باشد . [۱۰۳]
پیامبر (صلی الله علیه وآله ) اولواالامر را معرفی کرده است
جابربن عبدالله انصاری گفت : هنگامی که خداوند متعال آیه اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم را بر پیامبرش محمد (صلی الله علیه وآله ) نازل کرد ، گفتم یا رسول الله (صلی الله علیه وآله ) ما خدا و رسولش را شناختیم ، اولوا الامر کیانند که خداوند اطاعت از آنان را در کنار پیروی تو قرار داده است ؟
حضرت فرمود : هم خلفائی یا جابرآنان جانشینان منند و امامان مسلمینند بعد از من اولهم علی بن ابیطالب ، ثم الحسن ، ثم الحسین ، ثم محمد بن علی المعروف فی التوراة بالباقر ، و ستدرکه یا جابر (ای جابر تو او را ملاقات میکنی سلام مرا به او برسان )
ثم الصادق جعفربن محمد ، ثم موسی بن جعفر ، ثم علی بن موسی ، ثم محمد بن علی ثم الحسن بن علی ، ثم سمیی و کنیی حجة الله فی ارضه و بقیته فی عباده ابن الحسن بن علی . پس (رهبر شیعیان ) همنام من و هم کنیه من است ، آنکه حجت خدا در زمین و بقیه الله در میان بندگان خداست او فرزند (امام ) حسن (عسگری ) است .
سپس رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) به بعضی اوصاف حضرت اشاره کرده فرمود : این همان است که خداوند نام خود و دین خود ار به دست توانمند او در شرق و غرب جهان گسترش میدهد ، این همان (امامی است که از میان شیعیان و دوستانش غایب میشود آنچنان غیبتی که اعتقاد به امامتش پایدار نمیماند ، مگر کسی که خدا قلب او را با ایمان آزمایش کرده است .
جابر گفت : عرض کردم یا رسول الله (صلی الله علیه وآله ) در زمان غیبتش شیعه از فیض وجود آن بزرگوار بهره مند میگردد ؟ فرمود : آری ، به خدایی که مرا به پیامبری برانگیخته ، پیروانش از او منتفع میشوند و از نور ولایتش بهره میبرند . همچنانکه مردم از خورشید استفاده میکنند ، اگر چه گاهی ابر او را حجاب شود ، این راز و رمز (ای جابر) در گنجینه علم خدا مستور است ، از غیر اهلش آن را پنهان دار . [۱۰۴]
روایت مورد بحث ، پنج رکن مهم و اساسی اسلام را خاطر نشان سǘΘʙǠکه زکات یکی از آنها بود و مهمترین آنها موضوع ولایت است و لم یناد شی کما نودی بالولایة
لازم به ذکر است تا زمانی که این پنج رکن ارزشی اسلام در کنار هم مورد عمل قرار نگیرند ، خیمه اسلام بر افراشته و سربلند نمیگردد ، استحکام این خیمه و بهره وری از آن هنگام است که مسلمین جهان میتوانند از مزایا و جهان بنی اسلام استفاده بهینه کنند . روشن است که استفاده از فضا و بنا ، هنگامی برای انسان اطمینان بخش است ، که پایههایی همچون نماز و زکات ، . . . مستحکم و استوار دانسته که با نبود یکی از آنها بنای اسلام با خطر مواجه میشود .
امام پنجم شیعیان حضرت باقر (علیه السلام ) بنای اسلام را باوجود پنج رکن پایدار دانسته که با فقدان هر یک از آنها به ویژه ولایت ویرانی و ناهنجاری ، اسلام را تهدید میکند .
بنابراین در جامعه اسلامی که نماز نباشد و یا سبک شمرده شود یا فرهنگ زکات حاکم نباشد یا اعتقاد به ولایت و رهبری کم رنگ و شعاری بیش نباشد ، بنای اسلام در آن جامعه از اساسی ، به هم ریخته و به ویرانهای تبدیل میشود ، به گونهای که دیگر ، امیدی به استقلال و اقتدار ، عظمت و افتخار در آن جامعه نخواهد بود . آهنگ حرکت دینی کند و همه چیز رو به تباهی و زوال میرود . آری آنگاه اساس حقیقت خود را در مییابد و برای مسلمین امیدوار کننده است که پایههای آن سست و لرزان نباشد و الا اگر یکی از آنها به آفت زدگی دچار شود با خطر زوال و انهدام روبرو میشود که : هرگاه لئیمان (بر جامعه ) مستولی و پیروز گردند و بزرگواران منزوی و مقهور میگردند اذا استولی اللئام اضطهد الکرام [۱۰۵]
طبعا با اقتدار دوران خیانت و گناهان زیاد میشود و بر اثر آن برکتها از میان مردم میرود قال امیرالمومنین (علیه السلام ) اذا ظهرت الجنایات ارتفعت البرکات [۱۰۶]
و نیز آن حضرت فرمودند : ما اساس حق و فضیلت را استوار کردیم و شگردهای باطل و ظالم را نابود ساختیم ، ما بر مردم حق فرمان برداری و به رهبری داریم (با پیروی از ما) برای آنان از سوی خدای سبحان پاداش و اجر خوبی میباشد لنا علی الناس حق الطاعة والو لایة و لهم من الله سبحانه حسن الجزاء [۱۰۷]
ما بحث ولایت فقیه را که استمرار ولایت ائمه طاهرین (علیه السلام ) است جداگانه در کتاب ولایت فقیه بحث کردهایم .
۳-نهج البلاغه ، خ ۱۹۰
۳- ثم ان الزکاة جعلت مع الصلوة قربانا لاهل الاسلام .
نهج البلاغه ، خ ۱۹۰
به راستی زکات ، همراه با ادای نماز برای اهل اسلام موجب تقرب به خداست .
توضیح
امیرالمؤ منین در نهج البلاغه پس از آن که پیرامون اهمیت نماز بیانات مهمی ایراد فرموده : از جمله اینکه از اهل دوزخ میپرسند چرا به آتش دوزخ در افتادید ؟ در پاسخ میگویند از نمازگزاران نبودیم لم نک من المصلین .
(نماز خوان هنگامی که نماز میگذارد ، گناهانش میریزد ، همچون ریختن برگ درخت در فصل پاییز) سپس دربارهٔ زکات میفرماید : ثم ان الزکاة جعلت مع الصلوة قربانا الاهل الاسلام . [۱۰۸]
هر گاه زکات با نماز همراه گردد ، موجب خشنودی خداوند متعال برای مسلمین میگردد و هر که آن را با میل و رغبت و اطمینان خاطر انجام دهد ، کفاره گناهان و نگهدارنده او از آتش دوزخ است . کسی که زکات میدهد ، نباید کمترین فکر و اندوهی به خود راه بدهید که با تقرب و خشنودی خدا منافات داشته باشد (گاهی زکات میدهد ، اما به خاطر اینکه در میان مردم به خوشنامی مشهور گردد و یا منتی بار گیرنده و مستحق زکات کند و از اینگونه اغراض پست دنیوی و وسوسههای شیطانی . )
آن کس که به خاطر محبت به مال و دارایی دنیا در دادن زکات بی میلی و بی علاقگی نشان دهد و در انتظار بهشت باشد ، سخت در گمراهی است و سنت پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله ) را نفهمیده که اداری زکات باید باطیب نفس و خوشدلی باشد ، نه از روی کراهت و بی رغبتی .
طیب نفس یعنی از روی ایمان و انگیزه باطنی عمل کردن ، دور از هوای نفسانی ، عمل زکات و ادای آن هنگامی انسان را خوشبخت و در خط سعادت و رستگاری قرار میدهد که با انگیزه الهی باشد . مؤ منان سعادتمند آنایند که زکات را با اخلاص و طیب نفس میدهند والذین هم الزکاة فاعلون [۱۰۹] مؤ منین رستگار ، آنانند که زکات میدهند .
۴- عن تفسیر الامام العسکری : قوله عزوجل : و آتوا الزکاة ای من المال و لجاه و قوة البدن ، فمن المال مواساة اخوانک المؤ منین و من الجاه الصالهم الی ما یتقاعسون [۱۱۰] عنه الضعفهم عن حوائجهم المقررة فی صدور هم و بالقوة معونة اخ الک قد سقط حماره او جمله فی صحراء او طریق و هو یستغیب فلایغاث یعینه حتی یحمل علیه متاعه و ترکبه و تنهضه حتی یلحق القافلة و انت فی ذلک کله معتقد لموالاة محمد و آله الطیبین و ان الله یزکی اعمالک و یضاعفها بوالاتک لهم و برائتک من اعدائم
بحرالاننوار ج ۹۳ / ص ۹
علامه مجلسی اعلی الله مقامه از تفسیر امام حسن عسکری (علیه السلام ) نقل کرده که امام علیه فرمودند : مواد از قول خدای متعال که ای مسلمانها باید زکات بدهید واتوا الزکاة یعنی از مال و مقام و منزلت و بدنتان زکات بدهید ، و عقب ماندگان را یاری کنید (در حقیقت امام (علیه السلام ) در مفهوم زکات توسعه داده است ) به این معنی که با انفاق مال به کمک برادران ایمانی بشتابید ، به وسیله مقام و منزلت ، برادران دینی را به آنچه ناتوانند و دست رسی به انجام حاجاتشان ندارند ، کمک کنید . با نیروی بدنی یاری و کمک رساندن به برادر مسلمانی که حمارش یا شترش (مثلا) در بیابان سقوط کرده و از راه و کار افتاده و فریادرسی میکند و یاری میطلبد کسی به فریادش نمیرسد ، در این هنگام کمکش کند تا کالای او را به مرکبش بار و خودش را سوار تا به قافله برسد و ملحق شود .
در حالی که تو به ولایت پیامبر و اهل بیت طاهرینش اعتقاد داری ، خداوند عبادتهای تو را از وسوسه شیطان پاک و محافظت مینماید . ولایت و دوستی با خاندان پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) و بیزاری از دشمنان آنان پاداش تو را مضاعف میکند (در مقابل کمک و یاری که به برادر دینی رساندی ) .
گستردگی مفهوم زکات ادای زکات از نظر شرع و عقل عملی است پسندیده و از مصادیق معروف است . معروف ، عمل مقول و نیکی است که هر مسلمانی مکلف به ترویج آن با شرایط مساعد میباشد و در صورت تخلف ، مرتکب عصانی بزرگ شده است .
کسی که مالش مشمول زکات میشود ، خیری به او رو آورده ، نعمتی است که خداوند متعال به او عطا کرده است و یا هر نعمتی مانند علم و عقل ، جاه و مقام و مال و ثروت که خداوند به انسان مرحمت مینماید شمول زکات میگردد و باید زکات آنها را ادا کند ، در اینجا مفهوم زکات وسعت پیدا میکند و برای تمام عطایا و نعمتهای الهی زکات مقرر میشود و از سوی دیگر هر عمل خوب و شایستهای که انسان موفق به انجام آن شود ، در واقع اداء زکات نعمتهایی است که خداوند در اختیار انسان گزارده است .
عن علی (علیه السلام ) قال : المعروف زکاة النعم [۱۱۱] علی (علیه السلام ) فرموده : عمل معروف زکات نعمت هاست .
عن ابی عبدالله (علیه السلام ) قال : الکل شی ء زکاة العلم ان یعلمه اهله [۱۱۲]
امام صادق (علیه السلام ) فرموده : برای هر چیزی زکات است و زکات علم آن است که معلومات خود را به کسانی که اهمیت دارند بیاموزی .
شیخ ابن فهد اعلی الله مقامه [۱۱۳] مفهوم صدقه را توسعه داده ، همچون صدقه علم ، صدقه جاه و مقام و عقل و خرد را از مصادیق معروف و نشر آن را زکات دانسته ، و این عناوین را نعمت و معروف شمرده است . چنانکه گفته شد .
عن ابی عبدالله (علیه السلام ) قال : علی کل جزء من اجرائک زکاه وابه لله عزوجل و زکاه اللسان النصح للمسلمین و التیقظ للغافلین . [۱۱۴]
امام صادق (علیه السلام ) فرموده : برای هر یک از اجزای بدنت زکاتی است برای خدا ، و زکات زبان ، خیرخواهی و نصیحت مسلمانان و بیدار کردن افراد غافل است .
در این روایت ، زکات را برای تمامی اعضا و اجزاء بدن انسان واجب دانسته است که ذیلا به آنها اشاره میشود :
عن علی (علیه السلام ) قال : لکل شی ء زکاه و زکاه العقل احتمال الجبهال . [۱۱۵]
علی (علیه السلام ) فرموده : برای هر چیزی زکاتی است و زکات عقل ، تحمل نمودن نادانی جهال است . عن ابی عبدالله (علیه السلام ) قال : المعروف زکوه النعم و الشفاعه زکوه الجاه و العمل زکوه الاءبدان و الفو زکوه الظفر و ما ادیت زکوه فهو ماءمون السلب . [۱۱۶]
امام صادق (علیه السلام ) فرموده : معروف ، زکات نعمت ، شفاعت زکات قدر و منزلت ، عمل صالح زکات بدن و عفو و اغماض زکات پیروزی است و هر نعمتی که زکاتش ادا شود ، در ایمنی خواهد بود و از بین نمیرود .
عن علی (علیه السلام ) قال : زکوه الیسار بر الجیران وصله الارحام . علی (علیه السلام ) فرموده : زکات دارایی و تمکن مالی ، نیکی به همسایگان و صله ارحام است .
در اخلاق شبر آمده است : قال الصادق (علیه السلام ) : زکوه الید و السخاء بما انعم الله علیک و تحریکها بکتابه العلوم و منافع ینتفع بها المسلمون فی طاعه الله .
امام صادق (علیه السلام ) فرموده : زکات دست ، بخشش نعمتهایی است که خدا عطا کرده است و نوشتن علوم و هر کاری که مسلمانان در راه اطاعت خدا از آن بهره ببرند .
و زکاه الرجل السعی فی حقوق الله من زیاره الصالحین و مجالس الذکر و اصلاح الناس و صله الرحم و الجهاد و ما فیه صلاح قلبک و سلامه دینک .
زکات پا ، قدم برداشتن برای عبادت و ادای حقوق الهی همچون دیدار نیکوکاران و رفتن به محافل قرآن و حدیث و هر جایی که انسان را به یاد خدا بیاندازد و نیز رفتن برای اصلاح جامعه ، صله ارحام ، جهاد در راه خدا و اقدام به آنچه موجب پاکی قلب و سلامت دین باشد .
از مجموع روایاتی که مذکور افتاد روشن گردید که در اسلام کارهای بسیاری است که زکات نامیده میشوند و از سوی اولیای گرامی اسلام مورد کمال توجه و تاءکید قرار گرفتهاند مانند راهنمایی گمراهان و دورافتادگان از فرهنگ اسلام ، زیر بازوی را گرفتن ، مستمند بینوایی را کمک کردن ، بیماری را حمایت نمودن نابینایی را به محل مورد نظرش رساندن و خلاصه هر عمل خیری که به نفع مردم است ، اینگونه اعمال نزد خداوند از افضل القرب میباشد و آنقدر اهمیت دارد که ائمه معصومین (علیه السلام ) در مواقعی خود ، اقدام به انجام آن مینمودند لقد کان علی ابن الحسین (علیه السلام ) یمر علی المدره فی وسط الطریق فینزل عن دابته حتی ینحیها بیده عن الطریق [۱۱۷]
رویه حضرت علی بن الحسین (علیه السلام ) این بود که اگر در راهی عبور میکرد و میدید کلوخی در وسط جاده است از مرکب پیاده میشد و آن را کنار میزد که به عابرین و رهگذرها آسیبی وارد نشود .
خدمات مالی و ارزش بیشتر
گرچه هر یک از کارهای نیک دارای اهمیت و اجرا فراوان و پسندیده نزد عقلاء و خردمندان است ولی خدمات ملی از ارزش بیشتری برخوردار میباشد ، زیرا در اکثر کارهای خیر که قدم بر داشته میشود مسائل ملی بیش از هر چیزی مطرح است و کمک مالی از بیشتر معروفها برتر و مقدم است و میتواند بسیاری از موضوعات را زیر پوشش بگیرد و موجبات رفاه و آسایش زندگی را فراهم نماید و بالاخره میتوانیم در یک کلمه بگوییم انفاق مالی (زکات ) موازنه اقتصادی را در جامعه حفظ بدارد ، در خاتمه روایت جالبی از امام باقر (علیه السلام ) از متدرک الوسایل نقل میشود و به این بحث پایان میدهیم :
عن ابیجعفر (علیه السلام ) قال ان بقاء المسلمین و بقاء الاسلام ان تصیر الاموال عند من تعرف فیها الحق و یصنع فیها المعروف [۱۱۸]
حضرت باقر (علیه السلام ) از عوامل فنای مسلمین و نابودی اسلام را از دانسته که سرمایه پولی در دست کسانی در گردش در آید که حق آن را نمیشناسند (و در راههای فرهنگ پست و مبتذل و نابودی بشر هزینه میکنند) و عمل به معروف نمینمایند ، گروهی در جامعه عنوان اسلام را یدک میکشند ولی زمینه فنای اسلام و مسلمین را فراهم میکنند . [۱۱۹] منافقین از همه گروها و عوامل خرابکار در زیان رساندن به اسلام جلوترند ، همچنانکه در دوزخ هم پیشی خواهند گرفت .
۵- قال رسول الله (صلی الله علیه وآله ) من ادی الزکاة الی مستحقها و اقام الصلوة علی حدودها و لم یلحق بهما من الوبقات ما یبطلها جا یوم القیمة یغبطه کل من فی تلک العرصات حتی یرفعه نسیم الجنة الی اعلی غرفها و عالیها بحضرة من کان یوالیه من محمد و آله الطیبین .
و من بخل بزکاته و ادی صلاته کانت محبوسة دوین السماءالی ان یجی خبر زکاته فان اداها جعلت کاحسن الافراس مطیة الصلاته فحملتها الی ساق العرش ، فیقول الله عزوجل : سر الی الجنان
بحارالانوار ، ج ۹۳/۸
پیامبر معظم اسلام (صلی الله علیه وآله ) فرمود : هر کس زکات مالش را به محرومان و مستحقان جامعه بپردازد و نماز را با شرایط صحیح به پا دارد و با خیالهای موهوم شیطانی آنها را باطل نگرداند ، وقتی در عرصه محشر وارد میشود ، خداوند متعال او را به سه امتیاز مفتخر میفرماید :
۱- مقام منیع و جایگاهی رفیع به او(کسی که نمازگزاران و زکات دهنده بوده ) عطاء میکند که تمام حاضرین در عرصه قیامت به او غبطه میخورند ، که ای کاش ما هم چنین جایگاهی داشتیم .
۲- نسیم بهشت (مشامش را تا عمق جان معطر ساخته ) و به عملیترین غرفهها و تلارهای بهشت رهسپارش مینماید .
۳- از همه مهمتر به حضور حضرت محمد (صلی الله علیه وآله ) و اهل بیت طاهرینش شرفیاب خواهد شد . کسی که از دادن زکات خودداری کند و بخل بورزد ولی نماز بخواند ، نمازش در کنار آسمان محبوس میماند تا خبر زکاتش برسد . اگر زکات را ادا کرد ، نماز و زکاتش همچون اسب نجیب و راهوار تا عرش الهی صعود میکنند فیقول الله عز وجل سر الی الجنان در این هنگام خدای عزوجل میفرماید : (بنده من ) به سوی بهشت روانه شو (و تا هر جا که خواهی به سیرت ادامه ده )
اما اگر در دادن زکات بخل ورزیده و آن را ادا نکرده باشد نماز او مانند جامعه کهنهای میشود و به چهره صاحبش زده میشود به او گفته میشود ای بنده خدا چه کار بدی مرتکب شدی ؟ [۱۲۰] (نماز خواندی ، اما زکات ندادی که به این رو سیاهی گرفتار شدی . )
همه میدانیم نماز در نزد مسلمین ارزش معنوی و جاودانی دارد و در میان واجبات دینی با ویژگیهایی که دارد میدرخشد ، تا آنجا که در حدیث معروف دربارهٔ نماز میخوانیم : اگر نماز به درگاه الهی قبول شد بقیه عبادات هم قبول میشد اگر نماز پذیرفته نشد سایر اعمال هم پذیرفته نخواهد شد . معذلک زکات جایگاه ویژهای دارد که قبولی نماز و بال رفتن آن به پیشگاه الهی موقوف به رسیدن خبر زکات میشود تا در کنار نماز قرار گیرد و الا نماز با آن همه فضیلت مردود و به سرصاحبش زده میشود . [۱۲۱]
۶- عن علی (علیه السلام ) انه قال : الماعون الزکاة المفروضة و مانع الزکاة کاکل الربا و من لم یزک ما له فلیس بسلم .
بحارالانوار ، ج ۹۳/۲۹
حضرت امام علی (علیه السلام ) فرموده است : ماعون (که در قرآن میخوانیم و یمنعون الماعون ) زکات واجب است و مانع الزکاة (کسانی که از دادن زکات واجب خوداری میکنند) همچون ربا خوار است . کسی که مالش را پاک نکند و زکات واجبش را ندهد مسلمان نیست .
توضیح :
ماعون از ماده (معن ) بر وزن (شان ) میباشد و به هر چیزی که در او منفعت باشد اطلاق میشود . در تفسیر مجمع البیان ذیل آیه شریفه آمده است : و الماعون کل ما فیه منفعة ولی با در نظر گرفتن معنی لغوی آن ، به چیز قلیل اطاق میشود ، معمولا در اشیائی به کار برده میشود که همسایهها از یکدیگر عاریه میکنند ، مانند چراغ ، دیگ ، نمک ، کبریت ، و . . . طریحی در مجمع البحرنی گفته ماعون به متاع و لوازم زندگی گفته میشود و در جاهلیت به منفعت و بخشش استعمال میشده ، ولی در اسلام به زکات واجب اطلاق گردیده و مال زکات نسبت به اصل مال چیز کمی است و با معنی لغوی ماعون هم مناسبت دارد . در روایات فوق حضرت امام علی (ع ) از ماعون در آیه شریفه و ینعون الماعون زکات واجب را اراده فرموده با این عبیر که مانع الزکاة مانند ربا خوار است و کی که مالش را (خمس و زکات ) پاک نگرداند مسلمان نیست .
از این روایت استفاده میشود که ادی زکات و استنکاف آن در مرز کفر و اسلام قرار گرفته است . یعنی اگر مسلمانی نماز بخواند ولی زکات ندهد بهرهای از اسلام ندارد و قبولی نمازش به ادای زکاة مربوط است . در روایات اسلامی به نماز و زکات سفارش بسیار شده است چنانکه امیرالؤ منین در پایان عهدنامه مالک اشتر میفرماید :
از جمله وصیتهای رسول گرامی اسلام که درود و سلام خدا بر او و خاندانش باد به من دربارهٔ نماز ، زکات و مهربانی و به زیردستان (غلامان ) [۱۲۲] بود . امید است جامعه اسلامی به این توصیه سعادت بخش رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) عمل کنند .
۷- عن علی (علیه السلام ) انه قال من کثر ماله ولم یعط حقه فانما ماله حیات تنهشاه یوم القیمه .
بحارالانوار ، ج ۹۳/۲۹
از امیرالمؤ منین علی (علیه السلام ) (فرموده ) : هر کس مالش زیاد شود و حق آن را ندهد ، علی التحقیق در قیامت مال او مارهایی می وشد (همواره ) او را نیش میزنند .
ابوایوب انصاری از رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) نقل میکند که آن حضرت (صلی الله علیه وآله ) فرمود : هر ثروتمندی که حق خدا را از ثروت خود نپردازد ، خداوند آن مال را در قیامت به صورت اژدهایی در آورده صاحب مال را نیش میزند تا رسیدگی به حساب مردم در قیامت پایان پذیرد .
پس میگوید چیست مرا و تو را ؟ پاسخ میدهد من آن ثروت ذخیره شده توام که گردآوری برای امروز کردی ، سپس دستش را برای محافظت از خود نزد دهان اژدها میبرد او را میبلعد و در هم میکوبد . [۱۲۳]
توضیح
مسؤ ولیت مال آلوده به حرام از همه چیز برای این امت سخت تر و خطرناک تر است رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرموده ثروتمنید که حق مستمندان را نداده و باوزر و وبال برود جز آن گروهی میباشد که جلوتر از همه دوزخخیان در آتش میبرد و نخستین کسی است که در عذاب الیم دوزخ وارد میشود . به همین خاطر عذاب ، جان گداز است که امام صادق (علیه السلام ) میفرماید :
خداوند چیزی سخت تر از (مسؤ ولیت ) زکات را بر این امت واجب نفرموده است ما فرض الله علی هذا الامة شیا اشد علیهم من الزکاة و فیها یهلک عامتهم [۱۲۴] در آن هنگام که حضرت مهدی صاحب الزمان سلام الله علیه قیام کند مانع الزکاة دستگیری و گردنش را میزند .
ترک زکات موجب بالای عمومی است
علاوه بر غذابی که شخص مانع الزکاة را فرا میگیرد و او رارها نمیکند ، موجب بالای عمومی نیز هست که به پاشیدگی و در هم ریختگی اجتماع منجر میگردد ، همچون مرگ و میر احشام و اغنام دام داران ، نیامدن بارانهای موسمی و مفید برای کشاورزان ، کمبود و کاستی در ارزاق عمومی ، کزانی و افزایش قیمتها ، بالا بودن نرخ تورم در سطح جهانی ، گرسنگی و فقر عمومی ، بالاهای ناگهان از قبیل آتش سوزیها ، سیلهای مخرب ، جنگهای ناگهانی و زمینی لرزههای کشنده و ویرانگر همه از مصادیق بارز بلای عمومی است که شعلههای سوزان آن ، جامعه را مورد تهدید و نابودی قرار داده ، هراز چندگاهی خبرهای وحشتناک و آمار تکان دهنده از بین رفتن افرادی از اجتماع را میشنویم . چرا این حوادث غم انگیز و اسف بار در جامعه انسانی رو به افزایش است و معلول چه علل و اسبابی است .
البته علم کشاورزی و تجربه ، در مسیر تولید بیشتر را انکار نمیکنیم و استحکام و محکم کاری را در ساختمانها و ساختار فرهنگ فردی و اجتماعی را در تشکیل جامعه مترقی قبول داریم . اما چه کنیم ؟ با این همه پیشگیری و پیش بینیهای علمی و تمهیدات مهندسی ، باز همچنان کشتارها و مرگ و میرها و حوادث جمعی غیر منتظره ، بسیار است و شاهد و قایع دل خراش و هولناک نی باشیم .
اگر در مقام علت یابی واقعی باشیم و از دروازه قرآن و حدیث عبور کنیم و از خداوند متعال و ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین پاسخ قطعی و حرف آخر را تقاضا کنیم از قرآن به ما میگویند : اگر اهالی شهرها و روستاها ایمان و تقوی داشته باشند ما برکات زمین و آسمان (مادی و معنوی ) را برایشان فراوان و ارزانی میداریم ولو ان اهل القری امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض . [۱۲۵]
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) در وصیت به فرزندانش و تمام مردان و زنان با ایمان میفرماید : شما را به خدا ، شما را به خدا سوگند زکات را از یاد تبرید ، ادای زکات ، خشم و غضب پروردگار را فرو مینشاند و شما را سعادتمند در دو جهان میکند . [۱۲۶]
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله ) میفرماید : چند چیز است اگر امتم آن را انجام ندهند ، خداوند آنها را به تنگدستی و خشکسالی ، نایابی مواد غذایی گرفتار میکند ، یکی از آنها نپرداختن زکات است فاذا لم یفعلو ذلک لبتلوا بالقحط و السنین [۱۲۷]
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله ) میفرماید : چند چیز است اگر امتم آن را انجام ندهند ، خداوند آنها را به تنگدستی و خشکسالی ، نایابی مواد غذایی گرفتار میکند ، یکی از آنها نپرداختن زکات است فاذالم یفعلوا ذلک ابتلوا بالقحط و السنین [۱۲۸]
۸- عن ابی بصیر قال : سمعت ابا عبدالله (علیه السلام ) یقول : من منع الزکاة ، ساءل الرجعة عند الموت و هو قول الله تعالی : رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت .
وسائل الشیعه ، ج ۹ باب ۳ ح ۱۷
یکی از دوستان امام صادق امام صادق (علیه السلام ) (ابوبصیر) گفت از آن حضرت شنیدم که میفرمود : هر که از (دستور) زکات خودداری کند (و زکات ندهد) هنگام مردن تقاضای بازگشت به دنیا را میکند و آن قول خدای تعالی (در قرآن است ) که مانع الزکاة وقت جان دادن میگوید : رب الرجعون العلی اعمل صالحا فیما ترکت (پروردگارم مرا برگردان شاید تدارک کنم آنچه را بجا نیاوردم . )
توضیح
سختترین حالات انسان در دنیا هنگام جان دادن است که محتضر در مرز مرگ و حیات دست و پا میزند ، مخصوصا برای آنکه پروندهای سیاه دارد . در آن هنگام نشانهها و آثار اعمال ننگین و سنگین برزخی خود را میبیند ، از شدت پشیمانی دست و دست میزند و لب به التماس میگشاید که پروردگارم ، مرا یک بار دیگر به دنیا برگردان تا گناهانم ، ندادن زکاتم ، نخواندن نمازم و ترک حجم و . . . را جبران کنم .
آیا این تقاضا پذیرفته میشود ، پاسخ مثبت است یا منفی ؟ قرآن میگوید : پاسخ منفی است ، با این تعبیر کلا آنهاکلمة هو قائلها [۱۲۹] هرگز این آرزو تحقیق نخواهد یافت ، سخنی بی خاصیت از گوینده آن بیش نیست ، جز حسرت خوردن چیزی نیست زیرا به دنبال آن عالم برزخ است ، در گیرودار عالم برزخ و رستاخیز مانع الزکاة در فشار و غذاب سختی گرفتار است ، چون که به خدای بزرگ بر اثر نافرمانی امر زکات کافی شده است . در وصیت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) به امیرالمؤ منین (علیه السلام ) آمده است :
قال (صلی الله علیه وآله ) یا علی کفر بالله العظیم من هذه الامة عشرة و وعد منهم مانع الزکاة [۱۳۰]
یا علی ، ده گروه از این امت به خدای بزرگ کافر شدند یکی از آنها مانع الزکاة است . سپس فرمود : یا علی ، هشت طائفهاند نماز آنان را خدا قبول نمیکند از جمله آنها مانع الزکاة است . ثم قال : یا علی ، ثمانیة لایقبل الله منهم الصلوة - وعد منهم - مانع الزکاة [۱۳۱]
یا علی ، ده گروه از این امت به خدای برگ کافر شدند یکی از آنها مانع الزکاة است . سپس فرمود : یا علی ، هشت طائفهاند نماز آنان را خدا قبول نمیکند از جلمه آنها مانع الزکاة است . ثم قال : یا علی ثمانیة لایقبل الله منهم الصلوة - وعدمنهم - مانع الزکاة [۱۳۲]
رسول خدا اضافه فرمود : یا علی ، هر کسی مقدار کمی ولو به اندازه قیراطی از زکات واجب را منع کند و ندهد ، از ایمان و اسلام بهرهای تارک الزکاة ، بازگشت به سوی دنیا را هنگام مردن از خدا طلب میکند ، اشاره به همین مطلب است کلام خدای متعال در آیه شریفه حتی اذا جاء احدهم الموت ، قال رب ارجعون [۱۳۳] آنها که به راه باطل در دنیا ادامه میدهند و پیروی او امر خدا نمیکنند (زکات نمیپردازند) تا وقتی که مرگ آنان فرا میرسد ، (آنگاه که پرده غفلت و غرور از جلوی دیدگانش کنار میرود و سرنوشت هولناک خود را میبیند) میگوید : ای خدای من ، ای فرشتگان عذاب ، مرا یک بار دیگر به دنیا باز گردانید ، بلکه گذشته تاریک خود را جبران کنم ، این خواسته مردود و مبغوض ملائکه عذاب است ، کمترین توجهی به آن نمیکنند و به ماءموریت خود ادامه میدهند .
۹- قال رسول الله (صلی الله علیه وآله ) ان الله فرض علیکم الزکاة کما فرض علیکم الصواة .
وسایل الشیعه باب ۱ من ابواب ما تجب ما تجب فیه الزکاة ح ۳
رسول معظم اسلام ص میفرمایند : به حقیقت ، خداوند زکات را بر شما واجب کرد ، همانگونه که نماز را واجب نمود .
توضیح
نماز شما امت اسلام به زکات بستگی دارد ، اگر زکات اموالشان را دادید ، خداوند نمازتان را قبول میکند .
رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) پنج نفر مانع الزکاة را از مسجد بیرون کرد و فرمود حق ندارید در مسجد ما نماز بخوانید زیرا شما زکات نمیدهید . سپس جایگاه زکات و مشروعیت آن را بیان فرموده و چیزهایی که زکات به آنها تعلق میگیرد . در نه چیز به این شرح معین کرد :
گندم ، جو ، خرما ، کشمش ، طلا ، نفره ، شتر ، گاو و گوسفند
قرآن مجید مصرف اشیاء نه گانه فوق را در اصناف هشتگانه بیان کرده است :
انما الصدقات الفقراء و المساکین و العاملین علیها و الؤ لفة قلوبهم و فی الرقاب و الغارمین و فی سبیل الله و ابن السبیل فریضة من الله و الله علیم حکیم . [۱۳۴]
مصرف صدقات (زکات ) منحصرا به هشت طائفه : فقیران ، عاجزان ، متصدی اداره امور صدقات ، برای تاءلیف قلوب (و متمایل کردن بیگانگان به دین اسلام ) آزادی بندگان ، بدهکاران ، در راه خدا ، (و تبلیغ و ترویج دین خدا) آزادی بندگان ، بدهکاران ، در راه خدا ، (و تبلیغ و ترویج دین خدا) و درماندگان در راه ، اختصاص دارد . این مصارف هشتگانه ، فرض و فرمان خداست ، خدا بر تمام حکمتها و مصالح امور آگاه است .
زکات پایه سعادت جامعه را محکم میکند
اگر برنامه وصول زکات به طور دقیق به اجرا در آید ، یکی از پردرآمدترین منابع مالی اسلام است و با هزینه کردن صحیح آن در راههای مقرر ، (مصرف هشتگانه ) ، نظم و آرامش ، سراسر جامعه اسلامی را فرا میگیرد و امنیت اجتماعی و اطمینان خاطر در زندگی حاکم میشود . فاصله طبقاتی و بدبینی بین طبقه مرفه و فقیر ازبین میرود ، قانون تاءمین اجتماعی به معنی واقعی که با هدف فقرزدایی مطرح است به اجرا در میآید .
قرآن بر نیازمندیهای اجتماعی انگشت گزارده و اصرار بر هزینه کردن درآمد کلان زکات در موارد هشتگانه دارد .
زکات ریشه فقر مادی و فرهنگی را میدرخشاند
عموما دردهای اجتماعی در دو مورد فقر مادی و فرهنگی خلاصه میشوند . قرآن در آیه مصرف زکات هر دو جهت را کاملا در نظر گرفته و به کار بردن کلمه انما الصدقات که ویژه بیان انحصار است یعنی تنها چاره درمان این بلای عظیم جامعه اسلامی (فقر مادی و فرهنگی ) را در گرفتن زکات و هزینه درست ، در موارد هشتگانه دانسته و بر انحصار آن اصرار میورزد که این است و جز این نیست که راه خوشبختی و سعادت جامعه همین است .
آیه شریفه ، بخش قابل توجهی از بیت المال ، زکات را به فقیران و ناتوانان اختصاص داده که با این اقدام عقلایی شکاف بزرگی را که از راه فقر و گرسنگی در جامعه ایجاد شده ترمیم میکند و بخش مهم دیگر را که عنوان فی سبیل الله (راه خدا) دارد برای آموزش و تربیت نسل جوان به طور کلی صرف ترویج و تبلیغ فرهنگ عالی اسلام قرار داده است .
از سوی دیگر تاءلیف قلوب بیگانگان والؤ لفة قلوبهم را از نظر دور نداشته و میخواهد از این طریق ، نهال شجره طیبه را در دلها بنشاند و جامعه ظلمانی و سیاه را با فرهنگ نورانی قرآن روشن کند و از منجلاب بدبختی و سقوط نجات دهد . به این ترتیب جامعهای که برنامه نماز و زکات را در کنار هم قرار بدهد سعادتمند و خوشبخت میشود همان گونه که نماز بی زکات ، نماز نیست ، زکات بی نماز هم زکات نیست .
امام باقر (علیه السلام ) فرموده : خداوند متعال زکات و نماز را در کنار یکدیگر قرار داده قرن الزکاة بالصلاة و فرموده : و اقیموا الصلوة و اتوا الزکاة نماز به پا دارید و زکات بدهید . سپس فرمودند هر که نماز بپا دارد و زکات ندهد مثل این است که نماز نخوانده است . [۱۳۵]
اثر تربیتی و اجتماعی نماز و زکات از فرائضی که در میان واجبات قرآنی از همه بیشتر میدرخشد و عالیترین و نورانیترین نقش تربیتی را در زندگی معنوی و اجتماعی مسلمانان ایفاء میکند نماز و زکات است . این دو فریضه الهی در قرآن جایگاهی محوری دارند :
۱- بهترین وسیله ارتباط (بین خالق و مخلوق ) برای بندگان خدا با عالیترین مفاهیم و زیباترین شکل و هیاءت ، نماز است .
۲- محکمترین وسیله پیوند دوستی و محبت با خلق خدا ، استقرار عملی برنامه زکات در اسلام میباشد ، زکات راهی است به سوی خشنودی خدا و پاداش عظیم الهی که موجب پاکی اموال ، عمران و آبادانی در جامعه و تعدیل ثروت میشود . دوستی و محبت ، برکت و نمو اموال را به همراه میآورد . همانگونه که نماز عمود دین است ، زکات نیز عمود دین است ، در روایات خواندیم که بنای اسلام بر پنج چیز استوار است . نخستین آنها نماز امر و سفارش مؤ کد گردیده و در روایات اسلامی به گونهای مختلف خاطر نشان شده که مبادا مورد بی توجهی و بی رغیبی قرار گیرد . از مجموع آیات قرآن که نماز و زکات در کنار یکدیگر اقیمو الصلوة و اتوا الزکاة قرار گرفته ، استفاده کردیم که نماز بی زکات مقبول درگاه خدای متعال نیست .
در روایات اسلامی میخوانیم که اگر کسی نماز بخواند و زکات نپردازد ، نمازش قبول نمیشود بنابراین ، این دو فریضه بنای توحید و اجتماع را محکم میکند ، چرا که نماز انسان را به خدا نزدیک و مرتبط میسازد و او را از بدیها و اندیشههای زشت باز میدارد . ان الصلوة تنهی عن الفحشا و المنکر و الذکر الله اکبر [۱۳۶]نماز را بپا دارید ، به حقیقت ، نماز اسنان را از زشتیها و منکرات نگه میدارد اما یاد خدا از آن هم بالاتر است ، همچنین است زکات و آن انفاق مالی است که انسان با ایمان ، با طیب خاطر و اخلاص ، مقداری از مالش را در راه خدا میدهد که بر اثر آن ، هم خود را پاکیزه میکند ، از پلیدی و تنگ نظری میرهاند و هم اموالش را پاک میگرداند . پر واضح است با ادای زکات کارهای زمین مانده اجتماع انجام یم شود و منافع عامه تاءمین میگردد . چه خانوادههای بیچاره و درماندهای که از بیت المال زکات ، زندگیشان سامان و رونقی پیدا میکند و سرانجام شکافهای اجتماعی پر میشود . جای تعجب نیست که خداوند ، مال زکات دهنده را مضاعف میگرداند و از آفتها و بلاهای بری و بحری مصونیت میبخشد .
حضرت امام محمدباقر (علیه السلام ) فرموده : زکات هرگز مال را کم نمیکند ، هر مالی که زکات آن ادا گردد ، آفت و بلای زمین و دریایی آن را از بین نخواهد بود . انه قال : ما نقصت زکاة من مال قط ، و لا هلک مال فی بر اوبحر ادیت زکاته [۱۳۷]
بنابراین سزاوارنیست ، این فریضه بزرگ الهی ، با این همه آثار و برکات ، در جامعه مسلمین مخصوصا در کشور جمهوری اسلامی ایران به دست فراموشی سپرده شود ، گرفتن زکات به یک معنی وظیفه حکومت اسلامی است خذ من اموالهم صدقة [۱۳۸]
بنابراین سزاوار نیست ، این فریضه بزرگ الهی ، با این همه آثار و برکات ، در جامعه مسلمین مخصوصا در کشور جمهوری اسلامی ایران به دست فراموشی سپرده شود ، گرفتن زکات به یک معنی وظیفه حکومت اسلامی است خذ من اموالهم صدقه [۱۳۹] باید حرکت کرد ، تبلیغ کرد ، باید به کشاورزان تفهیم کنیم که اگر زکات بدهند خدا مالشان را مضاعف میکند و برکت میدهد ، بنا به گفته یکی از علماء در قرآن کلمه زکات و برکت ۳۲ بارتکرار شده و این تصادفی نیست . [۱۴۰]
وجه تسمیه برکت آن است که خیر ، در آن ثابت است . مانند آب که در حوض ثابت است و هم چنین چیزی کگه مبارک است یعنی خجستگی و زیبایی در آن است . چنانکه در قرآن میخوانیم : کتاب انزلناه الیک مبارک (ای پیامبر) قرآنی که به تو نازل کردیم مبارک است ، تمام خوبیها و خیرات در آن است . برکت در زکات نیز همانا فواید و آثار خیری است که در آن موجود میباشد .
نماز عامل سعادت و پیروزی و معرفة الله است و زکات عامل پاکسازی مال و جان است ، سبب برکت در زندگی است .
بخش پنجم صدقه واجب و مستحب در قرآن و ابعاد معنوی آن
مقایسه زکات و صدقه
استعمال صدقه به معنای مستحبی آن شایع و مشهور است و در قرآن به معنی زکات واجب نیز آمده است .
اهل لغت صدقه را در اصل ، مالی دانستهاند که دهنده آن بدون چشم داشتی در راه خدا و خشنودی او به درویشان میپردازد و تنها به آثار معنوی آن چشم میدارد و امیدوار است .
معنای صدقه نزد اهل لغت
صحاح الغه : و الصدقة ما تصدقت به علی الفقراء صدقه آن چیزی است که به فقرا داده میشود .
قاموس المحیط : ما اعطینه فی ذات الله تعالی (صدقه ) آن چیزی است که برای خدا میبخشی .
تبیین البیان الایات (صدقه ) آنچه از مال در راه خدای تعالی داده شود و آن اعم از زکات است علت تسمیه آن است که بنده به وسیله آن صدق عبودیت خویش را اظهار میکند در سوره توبه آیه ۶۰ انما الصدقات به معنی زکاة آمده و مستحقین آن هشت طائفهاند .
لسان العرب : و الصدقة ما تصدقت به علی الفقراء و الصدقة ما اعطیته فی ذات الله للفقراء صرقه آن مالی است که به فقراء در راه خدا میبخشی .
فرهنگ معین [۱۴۱] صدقه چیزهایی که در راه خدا دهند ، آنچه به حکم شرع به درویش و مسکین دهند در راه خدا (ونیز) زکات و آنچه از پیش خود (نه به حکم شرع ) درویش را دهند . (صدقه گفته میشود) .
راغب اصفهان در مفردات گفته است : صدقه آن چیزی است که انسان از مال خود در راه خدا با میل و اشتیاق انفاق کند و آن را دو بخش کرده است :
۱- صدقه مستحب : و آن مالی است که انسان تبرعش ا و رایگان به فقیر برای رضای خدا میدهد ، یا انسانی را به خیر و سعادت هدایت کند ، (و یا مالی را در راه خدا وقف نماید )
۲- صدقه واجب : مانند زکات مال که بر مسلمان واجب میشود و باید به دستور مقرر در شرع بپردازد . دو آیه از قرآن را شاهد آورده که صدقه در کلان خدا به معنی زکات واجب آمده است اول آیه خذ من اموالهم صدقه [۱۴۲] (ای رسول ما) از اموال مسلمین زکات بگیر .
دوم : انما الصدقات الفقراء و الساکین و العاملین علیها . . . الایه [۱۴۳]
صدقات جمع صدقه است .
راغب گفته : از صدقه در هر دو آیه ، زکات واجب اراده شده است . طریحی مؤ لف کتاب مجمع البحرین در بحث صدقه گفته است : صدقه آن مالی است که مجانا (تبرعا) به قصد قربت به کسی بخشیده شود . زکات واجب را (همچون مالی که به حد نصاب برسد و یا به واسطه نذر و کفاره بر انسان واجب شود) صدقه دانسته و در معنی صدقه قرار داده است .
بنابراین از جمع بندی نظرات لغت شناسان استفاده میشود که صدقه بر دو قسم است : واجب و مستحب و در قرآن و روایات اهل بیت و هر دو معنی آمده است ، به پارهای از آیات که صدقه در آن به معنی زکات واجب آمده است توجه فرمائید :
۱- خذ من امواهم صدقة تطهرهم و تزکیهم بها وصل علیهم ان صلاتک سکن هم و الله سمیع علیم . [۱۴۴]
سوره توجه / ۱۰۳
(ای رسول ما) از اموال آنان زکات بگیر ، (با این کار) پاک و پاکیزشان میکنی و بر آنان دعاکن ، همانا دعای تو برای آنها آرامش میبخشد . خدا شنوا و دانا (به همه امور) است .
توضیح :
بعض مفسرین گفتهاند مقصود از صدقه در آیه شریفه خذ من اموالهم صدقة مطلع صدقه است ، اعم از واجب و مستحب ، درست است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) ماءمور گرفتن صدقه بودند ، اما زکات ، شامل هر دو قسم صدقه (واجب و مستحب ) میشود .
در برابر این قول ، نظر صاحب تفسیر مجمع البیان است : از جبائی و اکثر مفسرین روایت کرده که راد از صدقه در آیه مبارکه ، زکات واجب است و همین نظریه را تقویت را اختیار فرموده است ، چرا که دلیل محکمی در این مورد نداریم که دلالت بر صدقه مستحبی داشته باشد ، بلکه روایاتی از اهل بیت (علیه السلام ) داریم که شاءن نزول آیه را در خصوص زکات واجب بیان نموده است . [۱۴۵]
استاد عالمه طباطبایی رضوان الله علیه در تقسیر المیزان از کتاب کافی روایت کرده که امام صادق علیه السلام فرموده آیه مبارکه خذ من اموالهم صدقه . . . الایه [۱۴۶] در ماه رمضان نازل شد . در آن هنگام منادی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلام به بانگ بلند در میان مردم اعلام کرد همانا ای مردم خدا زکات را بر شما واجب فرمود همانطور که نماز را بر شما واجب نمود سپس به بیان اموالی که مشمول زکات میشود پرداخت همچون طلا نقره شتر گاو گوسفند گندم جو کشمش و خرما .
و به ندا کننده فرمود : به مسلمانها بگو زکات اموالتان را اگر بدهید ، نمازتان قبول میشود . در پایان حضرت برای اجرای دستور الهی ، عاملین زکات را جهت جمع آوری زکات به سوی قبایل (دامداران و کشاورزان ) روانه کرد . ثم وجه عمال الصدقه و عمال الطسوق [۱۴۷]
همین روایت را فیض کاشانی رضوان الله علیه در تفسیر صافی از امام صادق علیه السلام نقل کرده است .
گرفتن زکات امر حکومتی است
در روایتی که گذاشت موضوع اخذ زکات مطرح شده بود و شخص پیامبر عظیم الشاءن اسلام صلی الله علیه واله وسلام مخاطب آیه خذ من اموالهم قرار گرفته : ای رسول گرامی از این تاریخ زکات اموال مسلمانها را بگیر ، از (خذ) که امر است ، فرمان گرفتن فهمیده میشود و این نکته نیز استفاده میشود که شخصا رسول بزرگوار عمال و کارگزارانی را با تشریفات ویژه ، متصدی دریافت زکات قرار داد و آنها را به طرف و نواحی بسیج فرمود : ثم وجه عمال الصدقه .
معلوم میشود موضوع گرفتن زکات امری حکومتی بوده است . خصوصا که در آن وقت پیغمبر خدا حکومت اسلامی را در مدینه تشکیل داده بود . میدانیم آیاتی در خصوص وجوب زکات در مکه نازل شده بود و مردم هم از زکات اطلاع داشتند و میدانستند که باید مقداری از اموالشان در راه خدا انفاق کنند . بنابراین دیگر نیازی نبود که پیغمبر خدا عاملین و ماءمورینی از طرف خود معین کند و آنها را ماءمور کند که الزاما باید زکات را از اغنیاء بگیرد و خود آن حضرت ماءمور اجرای این فریضه الهی گردد . از همین جاست که بعضی فقهای عظام مانند شیخ صدوقی اعلی الله مقامه و امام خمینی قدس سره زکات را امری حکومتی میدانند که زیر نظر ولی امر مسلمین باید وصول شود و به مصرف عامه مسلمین خود تشخیص میدهد برساند .
نظر فخر رازی
فخر رازی در تفسیر کبیرش ذیل آیه خذ من اموالهم صدقة سه قول را بیان کرده است و در پایان ، قول سوم را اختیار کرده است که به جهت اختصار از ذکر اقوال ، صرف نظر کرده به قول سوم که مختار و مورد قبول ایشان و مشهور فقهاست اکتفا مینماییم .
آیه دلالت روشن بر وجوب گرفتن زکات از اغنیاء دارد و بیشتر فقیهان بزرگوار این نظریه را پذیرفتهاند و استدلال آنان بر وجودب ، کلمه خذ میباشد که امر وجوبی از آن استفاده میشود و امت اسلامی را مکلف میکنند به اخراج زکات اموالشان . [۱۴۸]
قابل توجه اینکه : خداوند متعال فرموده خذ من اموالهم صدقة و نفرموده خذ اموالهم صدقه زیرا آنچه از زکات واجب است بعض اموال است نه کل آن و من در آیه بر تبعیض دلالت میکند یعنی قسمتی از اموالشان را به عنوان زکات بگیرد ، نه تمام را من تفید التبعیض [۱۴۹] من در اینجا معنی بعضی را میدهد .
پاسخ به یک سؤ ال
کلمه خذ صیغه امر و جوبی است و بر فرمان از سوی خداوند متعال به گرفتن زکات دلالت دارد و مقتضای امر ، فوریت است و تاءخیر آن جایز نیست . سؤ ال این است چرا پیغمبر اکرم صلی الله علیه واله وسلام بنا به روایتی تا یکسال گرفتن زکات را به تاءخیر انداخت ؟ و امری که اطاعت آن فوریت داشت انجام نداد ؟
پاسخ : اینکه اولا این روایت از نظر صحت و بلامعارض بودن مخدوش است و ثانیا طبق روایت معروف و منقول از کافی ، بعد از نزول آیه شریفه خذ من اموالهم صدقة پیغمبر خدا صلی الله علیه واله وسلام نسبت به گرفتن زکات اقدام فوری فرمود و عاملین زکات را ماءمور جمع آوری زکات از مردم کرد ، ثالثا به فرض صحت روایت ، علت تاءخیر انداختن رسول خدا له علیه واله وسلام گرفتن زکات را ، ممکن است به خاطر این بوده که زمینه عملی فراهم نبوده ، چون مردم با فرهنگ زکات به شیوه مخصوص کاملا آشنا نبودند و برای عموم خصوصا دامداران و کشاورزان مساءله به اصطلاح جا نیافتاده بود و از نظر اجرا ، مساءله زکات با مشکل روبرو بود . بنابراین تاءخیر امتثال امر خدا نه به خاطر عدم اطاعت امر بوده بلکه امهال را میطلبیده تا زمینه اجرای دستور فریضه زکات فراهم گردد .
از چه زمانی گرفتن زکات در اسلام رسمیت یافت
نزول آیات ۱۵۶ سوره اعراف ، آیه ۳ سوره نمل ، و ۴ سوره لقمان و ۷ سوره فصلت و ۴ سوره مؤ منون اگر چه در مکه میباشد ، وجوب زکات هم از آنها استفاده میشود و مسلمانان را موظف به انفاق (زکات ) نموده که این وظیفه اسلامی را انجام دهند . ادای زکات در آیات مذکوره نشانه ایمان به خدا و اعتقاد به آخرت بیان شده است .
ولی هنگامی که پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلام به مدینه آمد ، بعد از تشکیل حکومت اسلامی و تاءسیس بیت المال در دومین سال هجرت آیه مبارکه خذ من اموالهم صدقه [۱۵۰] دربارهٔ مشروعیت گرفتن زکات نازل شد و از آن زمان ، پیامبر معظم اسلام صلی الله علیه واله وسلام از طرف خداوند رسما ماءمور به گرفتن زکات واجب گردید .
باید توجه داشت آیاتی که در مکه نازل گردیده ، بر اصل وجوب اجمالی زکات دلالت داشته به این معنی که مؤ منین موظف بودهاند مقداری از اموال خود را به فقراء بدهند . اما از حیث مقدار ، هنوز تحت برنامه و نصاب معین ، قرار نگرفته بود . از همین نظر است که بعضی از مفسرین احتمال دادهاند که وجوب زکات در مکه بدون حد و نصاب بوده و پس از نزول آیه ۱۰۳ سوره توبه در مدینه و تشکیل حکومت اسلامی اداء و گرفتن آن تحت برنامهای مشخص و نصاب معینی رسمیت و مشروعیت پیدا کرده است .
۲- انما الصدقات الفقراء و المساکین و العاملین علیها و المؤ لفة قلوبهم و فی الرقاب و الغارمین و فی سبیل الله و ابن السبیل فریضة من الله و الله علیم حکیم .
سوره توبه / ۶۰
همانا (مصرف ) زکات مخصوص نیازمندان ، مستمندان ، کسانی که برای گرفتن زکات فعالیت میکنند و متصدی وصول آن میباشند و کساین که برای جذب و الفت پیدا کردن آنان به اسلام باشد و در راه آزاد کردن بردگان ، بدهکاران ، انفاق در راه خدا ، به درماندگان در راه میباشد . زکات فریضهای است (از سوی خدا بر مسلمین ) که واجب گردیده است . خدا دانا(به همه امور) و کارش از روی حکمت است . صدقات جمع صدقه است از صدقات در آیه زکات واجب اراده شده است .
نظر مفسرین در آیه انماالصدقات
بزرگان از مفسرین و فقهای امامیه و غیر امامیه همگی اتفاق نظر دارند که مراد از صدقات در آه ، زکات واجب میباشد . همانگونه که در تفسیرالمیزان ، مرحوم استاد علامه قدس سره فرموده است از صدقات در آیه زکات واجب اراده شده به دلیل جمله آخر آیه فریضة من الله که اشاره به وجوب زکات میباشد . فخر رازی در تفسیرش گفته نظر و تفسیر نزدیک به فهم ، در آیه این است که مراد از صدقات ، زکاتهای واجب است و ادلهای در این مورد بیان کرده که مجال ذکر آن نیست . [۱۵۱]
اکثر فقهاء بر این عقیدهاند که مصرف زکات واجب ، اصناف هشتگانه است که به تفصیل در آیه شریفه بیان گردیده و این خود دلیل روشنی است که مقصود از صدقات ، زکات واجب است .
المیزان از تفسیر قمی نقل کرده است که آیه ، زمان نازل شد که اموال فراوانی از زکات ، حضور رسول خدا صلی الله علیه واله وسلام آورده بودند . بعضی افراد خود خواه ، چشم طمع داشتند و به این انتظار بودند که حضرت سهمی از آن مالها را به آنها اختصاص دهد ، چون میگفتند مائیم که در جنگها ، پیامبر را یاری دادیم ، فقراء که در شدائد و جنگها به پیغمبری کمک نکردند ، آیه که با کلمه انما الصدقات الفقراء . . . آغاز شده خود دلیل گویایی به انحصار استفاده کنندگان از زکات در آیه میباشد و با نازل شدن آیه مبارکه ، دست رد به سینه آنان که توقع بی جان داشتند زده شد ، انتظار آنها برای همیشه خاتمه یافت . مصرف زکات در اسلام منحصر به همان اصناف هشت گانه است که با صراحت بیان شده است و دیگران هیچ گونه استحقاقی ندارند . [۱۵۲]
فخر رازی میگوید : برای احدی حقی در صدقات واجب نیست مگر برای آنان که در قرآن در آیه ۶۰ سوره توبه بیان گردیده است و این مساءله اجماع امت اسلامی است و ذلک مجمع علیه و نیز اضافه میکند لفظ انما در آیه انما الصدقات مفید حصر میباشد ، فلفظة ، انما تفید الحصر [۱۵۳] بعد از نزول آیه : خذ من امولهم صدقهة [۱۵۴] و تعیین مصرف زکات و استحقاق دارندگان آن تقریبا زکات دادن و گرفتن آن از طرف حکومت اسلامی موضوعی الزامی و قانونی شناخته میشد و امام المسلمین ، مردم را به پرداخت زکات وا میداشت . در حدیثی از امام صادق علیه السلام میخوانیم [۱۵۵] یجبر الامام الناس علی اخذ الزکاة من اموالهم ، لان الله عزوجل قال : خذ من اموالهم صدقة
امام المسلمین مردم را اجبار به دادن زکات اموالشان میکند ، چرا که خدا (به پیامبر) فرمود : از اموال مسلمین زکات بگیر . این بحث که آیا زکات در زمان غیبت به خود مردم واگذار شده یا امری است حکومتی که ولی امر مسلمین متولی آن است و باید کلیه زکاتها را جمع آوری و در اختیار بگیرد و به مصارف عامه برساند بحث جداگانه را میطلبد ان شاء الله دربارهٔ آن توضیح خواهیم داد .
به هر حال این دستور الزامی قرآن مجید هنگامی به مرحله عمل و اجراء در آمد که پیامبر معظم اسلام علیه السلام به مدینه آمده بودند و حکومت نو بنیان اسلامی را پایه گذاری کرده و طبعا تشکیلات حکومتی نیاز به اعتبار مالی داشت که میبایست به وسیله بیت المال امور حکومتی اداره شود . از همان زمان پیغمبر خدا صلی الله علیه واله وسلام زکات را به عنوان یک مالیات اسلامی رسما دریافت میکردند و در هر جایی که مصلحت میدیدند هزینه مینمودند تا اینکه در سال نهم هجرت ، خداوند موارد مصرف را دقیقا بیان فرمود که منحصرا زکات مخصوص اصنافی است که در این آیه بیان گردیده است .
مصرف زکات انما الصدقات للفقراء و المساکین ، و العاملین علیها ، و الؤ لفة قلوبهم و فی الرقاب و الغارمین و فی سبیل الله و ابن السبیل ، فریضة من الله [۱۵۶]
اصناف هشتگانه مستحقین دریافت زکات
۱- نیازمندان و تهی داستان
۲- مستمندان
۳- متصدیان وصول زکات
۴- دلجویی شدگان که (با دادن زکات به آنها) به اسلام الفت پیدا میکنند .
۵- آزاد کردن بردگان
۶- بدهکاران و وام داران درمانده
۷- انفاق در راه خدا
۸- در راه ماندگان ، آنان که زاد و توشه سفرشان تمام شده و درمانده شدهاند .
نکته
جای تعجب نیست که تشریع اخذ زکات در آیه ۱۰۳ سوره توبه باشد و ذکر مصارف آن که میگویند در سال نهم هجرت نازل شده در آیه ۶۰ همان سوره باشد ، زیرا میدانیم آیات قرآن طبق تاریخ نزول جمع آوری نشده است ، بکله به فرمان پیامبر صلی الله علیه واله وسلام هر کدام در مورد مناسب قرار داده شده است . [۱۵۷]
۳- و منهم من عاهدالله لئن اتنا من فضله لنصدقن و لنکونن من الصالحین ، فلما اتهم من فصله بخوا به و تولو هم معرضون .
سروه توبه / ۷۵-۷۶
بعضی از مسلمانان ، با خدا پیمان میبندند که اگر باری تعالی از فضل خود به ما عطاء نمود ، قطعا زکات خواهیم داد و از صالحانو نیکان خواهیم بود . اما هنگامی که خدا از فضل و کرمش مالی به آنها بخشید ، بخل ورزیدند و سرپیچی کردند و راه طغیان و سرکشی پیمودند .
توضیح
از مواردی که واژه لنصدقن در قرآن به زکات واجب تفسیر شده این آیه مبارکه است که دربارهٔ برخی از منافقین کم ظرفیت نازل گردیده است آنان که حکم زکات امتناع ورزیدند .
شاءن نزول آیه
مفسرین معروف و نامدار همچون طبرسی در مجمع البیان [۱۵۸] و فیض کاشانی در [۱۵۹] مصافی و استاد علامه طباطبایی در تفسیر المیزان [۱۶۰] تفسیر نمونه [۱۶۱] گفتهاند که این آیه و بعد آن دربارهٔ یکی از انصار به نام ثعلبة بن حاطب نازل شده است .
عاقبت پیمان شکنی
ثعلبه فردی بود فقیر و تهی دست ، همواره در نماز جماعت پشت سر پیغمبر صلی الله علیه واله وسلام حاضر بود ، از اانجایی که هر کسی بعد از ظهار ایمان گونههای مختلف در معرض آزمایش الهی قرار میگیرد و این سنت فراگیر الهی ام احسب الناس ان یترکواان یقولوا آمنا و هم لایفتنون ؟ همه را در بر میگیرد ، ثعلبه هم یکی از آنان بود که در بوته آزمایش مال دنیا قرار گرفت و به جای اینکه نسبت به پیمان خود با خدای متعال وفادار بماند و رو سفید شود ، بر اثر خودخواهی و هواپرستی و محبت به مال ، روسیاه گردید گارش به روسایی کشیده شد . زندگی او مبدل به تیره بختی گردید ، آنگاه که پیغمبر بزرگوار صلی الله علیه واله وسلام در حضور اصحاب فرمود : و ای بر ثعلبه همین جمله پیغمبر بزرگوار صلی الله علیه واله وسلام ، ثعلبه را بدبخت و رسوای خاص و عام در دنیاو آخرت قرار داد .
بانگاهی به کلام امیرالمؤ منین علیه السلام در فلسفه آزمایش الهی سپس به شروع داستان ثلبه میپردازیم . امیرالمؤ منین علیه السلام در فلسفه امتحان الهی پس از ذکر آیه شریفه : و اعموا انما اموالکم و اولادکم فتنة میفرماید : انه سبحانه یحتبرهم بالاموال و الاولاد الیتیبین الساخظ لرزقه و الراضی بقسمه و ان کان سبحانه اعلم بهم من انفسهم ولکن لتظهر الافعال التی بها یستحق الثواب و العقاب . [۱۶۲]
خداوند متعال آنان را به دارایی و فرزندان آزمایش میکند ، تا روشن شود جه کسی از رزق او خشمگین و چه کسی خشنود است گرچه خداوند به روحیات بندگانش از خود آنها آگاهتر است ولی با این وصف در بوته آزمایش قرار میگیرند تا پاداش و کیفر کارهای خوب و بدشان (برای خودشان ) آشکار گردد .
داستان ثعلبه
ثعلبه در بوته آزمایش مال
ثعلبة بن حاطب از طائفه انصار بود و در حال فقر به سر میبرد ، از خداوند متعال تقاضای ثروت میکرد و پیوسته به مسجد خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) میرسید و اصرار میداشت که رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) دربارهٔ وی دعا کند تا تهیدستی او مبدل به ثروت گردد و میگفت اگر خدا به من ثروت فروان بدهد ، چنین و چنان میکنم .
قرآن مجید مقال او و ثعلبههای زمان را چه خوب بیان میکند : لئن اتنا من فضله لنصدقن و لنکونن من الحالحین (اگر خدا به ما از فضلش عطاء کند قطعا در راه خدا صدقه میدهیم و از صالحان خواهیم شد و به خوبی انجام وظیفه میکنیم ) ممکن است در آن حال از روی صدق و صفا سخن بگویند ، اما چه میشود که غرور ثروت ، افکار آنها را عوض میکند ، عهد پیمان زمان فقر ، به دست فراموشی سپرده میشود و با توجیهات غیر معقولانه از زیر بار مسؤ ولیت و تکلیف الهی شانه خالی میکنند . ثعلبه به این آزمایش سخت مبتلا گردید و از عهده آنچه در زمان فقیری میگفت برنیامد و براثر حب مال از پرداخت زکات واجب امتناع کرد و خداوند دربارهٔ تخلف و پیمان شکنی اش آیهای نازل فرمود .
امتناع ثعلبه از پرداخت زکات
داستان ثعلبه را به شرحی که در تفسیر مجمع البیان آمده است میخوانیم : او در ایام فقر و تهیدستی به محضر رسول معظم اسلام (صلی الله علیه وآله ) شر فیاب شد :
فقال النبی (صلی الله علیه وآله ) ادع الله ان یرزقنی مالا ، فقال یا ثعلبه قلیل تؤ دی شکره خیر من کثیر لا تطیقه اما لک فی رسول الله اسوة حسنة ؟ ثم اتاه بعد ذلک فقال : یا رسول الله ! ادع الله [۱۶۳]
به حضرت عرض کرد از خداوند بخواه که مال فراوانی روزی من گرداند . حضرت به او فرمود ای ثعلبه مال کمی که بتوانی شکرش را اداء کنی بهتر است از مالی که فروان باشد و نتوانی تحمل کنی و حقش را اداء بنمایی آیا بهتر نیست که تو از پیغمبر پیروی نمایی و به وی تاءسی کنی و به همین زندگی ساده قانع باشی ، اما ثعلبه دست بردار نبود دفعه دیگر خدمت حضرت خواسته خود را تکرار کرد و گفت به خدایی که شما را به راستی به پیامبری مبعوث فرموده است سوگند یاد میکنم که اگر خداوند بهمن سرمایه بدهد ، حقوق آن را میپردازم ، پیغمبر گرامی (صلی الله علیه وآله ) برای او دعا کرد زمانی نگذشت که بر اثر دعای حضرت خداوند از راه گوسفندداری ثروت فروانی به او داد و گوسفندانش آنقدر افزایش یافت که نگهداری آنها در مدینه ممکن نبود . ناچار در یکی از آبادیهای اطراف مدینه مسکن گزید توسعه مالی و کثرت گوسفندان ثعلبه به جایی رسید که ناچار شد از اطراف مدینه به محل ؛ دور دستی برود آنچنان سرگرم زندگی مادی شد که از فیض جماعت و جمعه محروم شد فاستغل بذلک عن الجمعة والجاعة سپس امر گرفتن زکات صادر شد .
ماءمورین جمع آوری زکات از سوی پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) نزد ثعلبه آمدند الاخذ الصدقة فابی و بخل و قال ما هذه الا اخت الجزیة فقال رسول الله : یا ویح ثعلبه [۱۶۴]
تا زکاتاموال او را بگیرند . او از دادن زکات امتناع کرد . نه تنها امتناع و خودداری نمود ، بکله اصل مشروعیت زکات را زیر سؤ ال برد و آن را انکار کرد و گفت زکات چیزی جز جزیه نیست [۱۶۵] و من جزیه نمیدهم . اگر زکات بدهم چه فرقی بین من و اهل کتاب میباشد و قطعا مسلمان از پرداخت جزبه معاف است .
سرنوشت طغیان ثعلبه و تیره بختی وی
ثعلبه از پرداختن زکات اموالش خودداری کرد و زکاتی را که منشاء پاکیزگی روان و برکت مالش میگردید ، جزیه نامید ، وقتی خبر این کلام به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) رسید ، فرمود : وای بر ثعلبه (یا ویح ثعلبه ) در این هنگام وحی آسمانی نازل گردید و منهم من عاهد الله لئن اتنا من فضله لنصدقن و لنکونن من الصالحین [۱۶۶]
کسانی از مسلمانان با خداوند پیمان میبندند که اگر باری تعالی از فضل خود به ما عطاء نمود صدقه می دهیمو از بندگان صالح خواهیم بود ، چون که فضل خود به آنها بخشید ، بخل ورزیدند و سرپیچی کردند و از ادای وظیفه رویگردان شدند فلما اتهم من فضله بخوا به و تولوا و هم معرضون [۱۶۷]
ثعلبه با آلودگی[ارتداد از دنیا رفت
پس از نزول آیه ، بعضی از دوستان ثعلبه نزد وی آمدند او را مورد ملامت و سرزنش قرار دادند ، گه چرا زکات اموالت را که امر الهی بود پرداخت ننمودی . به خاطر بخل و نافرمانی ات آیه نازل گردید ثعلبه سخت مضطرب شد ، تعدادی از گوسفندان را با خود برداشت و به مدینه آمد و حضور رسول بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله ) رسید . حضرت تا او را دید فرمود : یا ویل ثعلبه وای بر ثعلبه ، با شرمساری گفت : یا رسول الله (صلی الله علیه وآله ) از این جهان ، ثعلبه زکات را نزد ابی بکر برد و بعد نزد عمر ، هیچ یک از آن دو صدقه او را قبول نکردند ، سرانجامباهمان آلودگی و سنگینی گناه از دنیا رفت . [۱۶۸] این است نتیجه حرص زدن به مال دنیا و محبت زیاده از حد به آن ، که اجازه نداد ثعلبه یک لحظه فکر کند و به عاقبت کار و تیره بختی خود بیندیشد .
نقطعه ضعف تربیت شدگان مکتبی
آری آدمی با تمکن مالی و داشتن اموال فراوان ، در بوته امتحان قرار میگیرد ، در مسیر دادن حقوق مالی همچون خمس و زکات و شهوات و لذات زودگذر دنیا واقع میشود ، خیلی آسان از صراط مستقیم منحرف میگردد و کارش به طغیان و سرکشی میرسد . سرانجام با وزر و بال گناه از این جهان میرود .
بارالها ما را در معرض آزمایشهای سخت قرار مده و استقامت و پایداری ما را در زمینه هر گونه آزمایشی حفظ بفرما ، ما را در راه مبارزه با گناه صبور و مقاوم قرار بده .
۴- الم یعلموا ان الله هو یفبل التوبة عن عباده و یاءخذ الصدقات و ان الله هو التواب الرحیم .
سوره توبه /۱۰۴
مگر نمیدانند که خدا فقط توبه را از بندگانش میپذیرد و زکات (صدقات ) را میگیرد ، به راستی که او توبه پذیر و مهربان است .
توضیح
مراد از صدقات این آیه ، طبق بعضی تفاسیر همچون المیزان و ظاهر مجمع البیان و تفسیرالکبیر و نمونه ، زکات است .
این تعبیر قرآنی که خدا صدقات را میگیرد ان الله هو یقبل التوبة عن عباده و یاخذ الصدقات در عین زیبایی تعبیر ، عظیمت و اهمیت این حکم اسلامی . یعین زکات را نشان داده و همه مسلمانها را تشویق به اداء این فریضه بزرگ الهی و افتخار به آن نموده است .
زیرا هنگامی که شخص مسلمان زکات را به مستحق میدهد و خدا آن را میگیرد ، و یا خذ الصدقات هشداری است برای مکلفین و زکات دهندگان که آگاهانه و بهایت ادب و احترام این تکلیف مقدس را انجام دهند .
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) فرموده : صدقه پیش از آنکه در دست مستمند قرار بگیرد به دست خدا میرسد ان الصدقه تقع فی یدالله قبل ان یصل الی یدالسائل [۱۶۹]
شایسته است دهندگان صدقات توجه داشته باشند که صدقه در دست فقیر قرار نمیگیرد مگر اینکه نخست در دست خدا قرار میگیرد ، بعد به دست بنده میرسد . بنابراین زکات باید در کمال احترام و فروتنی و حسن تواضع به نیازمند داده شود ، چقدر دور از انصاف و ادب است که در حال کمک به نیازمندان ، برادران و خواهران دینی ، تحقیر شوند و با کمک جزیی به آنان با بی اعتنایی و خشونت با آنها برخورد گردد .
چون معمولا انفاقها از سوی افراد با ایمان سر چشمه میگیرد ولی همین افراد گاهی انفاقهای خود را بر اثر منت گذاردن و آزار رساندن به بی نوایان ، باطل و بی اثر میکنند . قرآن انگشت روی همین نقطعه ضعف تربیتی گذارده میفرماید :
یا الیها الذین امنوا لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی کالذی ینفق ماله رئای الناس و لا یومن بالله و الیوم الاخر . (۱۷۰)
ای کسانی که ایمان آوردهاید ، بخششهای خود را با منت و آزار ، با طل و بی اثر نسازید ، مانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق میکند و به خدا و روز قیامت ایمان ندارد . در این آیه مبارکه اشاره به این حقیقت شده که مؤ منان نباید صدقات خود را با منت و اذیت رساندن از بین ببرند . برای اهمیت مطلب ، قرآن دو مثال جالب در ذیل آیه آورده یکی برای انفاقهایی که آمیخته با منت و آزار و ریا کاری است و دیگری انفاقهایی که از ریشه اخلاص و صفا و معنویت باطنی سرچشمه گرفته باشد . [۱۷۰]
آداب انفاق در اسلام
تغبیرات جالب و پرارزشی در روایات اسلامی در این زمینه آمده که نیازمندان بر اغنیاء منت بزرگی دارند که صدقه آنها را قبول میکنند ، تا مال آنها از چرکها و پلیدیها پاک گردد .
وظیفه تربیت شدگان مکتب اسلامی و انفاق کنندگان چه انفاق واجب و چه مستحب ، در برابر مستمندان بسیار سنگین است . لازم است خود را آن چنان متواضع و مؤ دب نشان دهند ، که گیرندگان صدقه هرگز احساس حقارت ننمایند تا آنجا که از بعضی احادیث استفاده میشود که ائمه طاهرین گاهی پیش از آنکه صدقهای را به دست نیازمند بدهند نخست دست سائل را میبوسیدند ، سپس آن را به وی میدادند . [۱۷۱]
و یا اول صدقه را به نیازمند میدادند ، بعد از او میگرفتند و آن را میبوسیدند و می بوئیدند و به او باز میگردانیدند ، با این تعبیر که صدقه با دست خدا تماس پیدا کرده است . [۱۷۲]
در تفسیر نورالثقین از رسول معظم اسلام (صلی الله علیه وآله ) نقل شده که فرمود :
اذا سئل فلا تقطعوا علیه مساءلته حتی یفرغ منها ، ثم ردوا علیه بوقار و لین اما ببذل یسیر اورد جمیل . [۱۷۳]
هنگامی که حاجتمندی چیزی بخواهد حرف او را قطع نکنید تا گفتار و خواسته اش به پایان برسد سپس با احترام تمام و کمال ادب و ملایمت پاسخ او را بدهید ، اگر چیزی دارید در اختیارش بگذارید و گرنه به شیوه شایسته و اخلاق حسنه او را رد کنید .
سپس حضرت اضافه فرموده : ممکن است سائل فرشتهای باشد برای آزمایش شما آمده تا ببیند در برابر نعمتهایی که خداوند به شما عطا کرده چگونه عمل میکنید فانه قدیاتکم من لیس بانس و لاجان ینظرونکم کیف صنعکم فیما حولکم الله تعالی [۱۷۴]
همانطور که گفته شد ، زکات دهنده موظف است در برابر زکات گیرنده ، با ملایمت و اخلاق نیک و سخنان نرم عمل کند ، متقابلا متصدیان بیت المال اسلامی در هر عصر و زماین که باشد برای زکات دهندگان و به طور کلی به آنان که از راه دادن وجوهات به اسلام و حوزههای دینی کمک مینمایند دعا کنند . جمله : وصل علیهم ان صلواتک سکن الهم [۱۷۵] گر چه خطاب به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) میباشد ولی روشن است که این دستور العمل کلی و اختلافی است و رویه عقلائی خوبی است که از زکات دهندگان و نیکوکاران که در راه مشکلات جامعه و فقر زدایی قدم بر میدارند تشکر شود .
اما چه باید کرد که در هر اجتماعی ، فقیر و درمانده ، از کار افتاده و بی سرپرست ، کودکان یتیم ، معلولین و سالمندان ، بیماران بی بضاعت بی وجود دارند که باید از طریق بیت المال ، تمام این مشکلات و مسائل اجتماعی حل شود ، مسؤ ولیت ثروتمندان در برابر این همه معضلات بسیار سنگین است . وظیفه انسانی و اسلامی را تقویت و حمایت جدی کنند تا فقر و فاقه و فلاکتهای اجتماعی از جامعه رخت بربندد یا به حداقل برسد . بارالها بر فقراء ، بی نوایان و گرفتاران جامعه اسلامی تفضل فرما ، فقر و فشارهای اقتصادی را از مسلمین بردار و مبدل به فراوانی و ارزانی بفرما . با مید روزی که در تمام جوامع اسلامی یک فقیر و نیازمند پیدا نشود .
آیین وصول مالیات در اسلام
دین مقدس اسلام دارای یک سلسله قوانین و دستوراتی است ، گمان نمیرود نظیر آن در سراسر جهان ، حتی در دنیای پیش رفته امروز ، هم باشد .
پرواضح است که وضع چنین قانونی تا رنگ خدایی و وجهه الهی نداشته باشد ، هرگز نمیتواند قانونی برتر باشد . تمام مقررات اسلام از آن جهت جهان شمول و پایدار است که از سوی خداوند متعال آمده است و عاملین آن هم ، بر اساس ایمان به خدا و اعتقاد به علم او که به همه امور آگاه است عمل میکنند .
مثلا یکی از موضوعات اجتماعی ، اقتصادی هر کشور ، مالیاتهای قانونی است . چرا که مال و ثروت مورد علاقه مردم است و حاضر نیستند به آسانی آن را به کسی و یا در راهی بدهند .
دولتها بریا وصول مالیات با مشکلاتی روبرو میشوند و ادارات و شبکههای وسیعی تشکیل دادهاند تا بتوانند آن را وصول کنند و کسانی که از پرداخت مالیات خوداری کنند ، با صدور اجراییه و گاهی توقیف اموال و اخذ جرائم ، از اموال او بر میدارند و از این راه طلب مالیاتی خود را وصول میکنند .
اما در حکومت امیرالمؤ منین (علیه السلام ) شیوه وصول مالیات اسلامی با رویه وصول مالیات دنیای کنونی تفاوتهای کلی داشت .
میدانیم که ، زکات از پردرآمدترین منابع مالیاتی حکومتی اسلامی و مانند نماز و جهاد از عبادات اسلامی است ، هر مسلمانی که به اموالش زکات تعلق بگیرد . پرداخت آن را از وظائف عبادی و ایمانی خود میداند ، چون باور دارد که زکات امری الهی است و بدهی خود را تا دینار آخر با طیب نفس ادا میکند .
یکی از تفاوتهای نظام مالیات اسلامی با نظامهای دیگر کیفیت وصول مالیات است که خود نشانگر برتری این نظام میباشد .
برخورد محبت آمیز ماءمور مالیاتی ، با زکات دهندگانی که از روی اعتقاد و ایمان ، بدهی مالیاتی خود را میپردازند ، روشنگر حسن اجرای این قانون و آسانی آن برای کارگزاران است .
بخشنامه امیرالمؤ منین علیه السلام
علی (علیه السلام ) در ایام زمامداریش برای ماءمورین وصول زکات ، بخشنامهای صادر فرمود : این دستورالعمل ، علاوه بر اینکه راه کار خوبی برای گرفتن زکات است ، اصولا از نظر اخلاق عمومی و مردمی ، بسیار آموزنده میباشد .
ماده اول : (حضرت به عمل خود برای وصول زکات میفرماید) با تقوی و پرهیزکاری و ترس از پیشگاه خدایی که شریک ندارد ، به محل ماءموریت خود حرکت کن . چون فرمان روا هستی مبادا مسلمانی را بترسانی انطلق علی تقوی الله وحده لا شریک له ، ولا ترو عن مسلما[۱۷۶] حضرت ، پرهیز از حرام و مراعات تقوی الهی را برای مسؤ ولین ، بویژه ماءمورین وصول مالیات اسلامی امری جدی و ضروری دانسته و در راءس دستور کار قرار داده است .
ماده دوم : (هنگامی که به محل ماءموریت رسیدی بر زمین زراعتی ، باغ ، کارگاه ، تجارتخانه و محل کسب کسی ) در صورتی که از ورود تو کراهت داشته باشد گذر مکن . و لا تبتازن علیه کارها [۱۷۷]
ماده سوم : بیشتر از آنچه خداوند متعال در مال و سرمایه اش مقرر فرموده مگیر . و لا تاخذن منه اکثر من حق الله فی ما له [۱۷۸]
ماده چهارم : چون بر قبیلهای (شهری یا گروهی ) وارد شدی ، بر سرچشمه آب آنها فرود آی ، نه به خانوادهای آنان . سپس با آرامش و متانت و اخلاق خوش به سوی آنان برو و بر آنها سلام کن و احوالپرسی گرم با ایشان را ، دست کم نگیر (و انجام بده ) .
(آنگاه ماءموریت خویش را آغاز کرده ) میگویی ، ای بندگان خدا ثم تقول عبادالله ولی خدا پیغمبر مسلمین مرا به سوی شما فرستاده تا حق الله را (زکاتی که به اموالتان تعلق گرفته ) بستانم آیا از حقوق الهی در دارایی تان سهمی هست تا دین خود را به ولی او بپردازید ؟ پس اگر کسی از آنان به تو گفت (زکات به من واجب نشده است ) به او مراجعه نکن (با او بگو مگو مکن او را تکذیب منما) . فهل لله فی اموالهم من حق ، فتودوه الی ولیه ؟ فان قال قائل : لا فلا تراجعه . [۱۷۹]
ماده پنجم : اگر صاحب سرمایهای به تو پاسخ مثبت داد که حق زکات در مالم هست ، همراهش برو ، مبادا او را بترسانی و با او به خشونت برخورد کنی و او را تحت فشار قرار دهی . آنچه از طلا و نقره به تو داد بگیر .
و اگر گاو و گوسفند داشته باشد بی اجازه صاحبش در میان آنها وارد نشود . فان کان له ما شیة ، او ابل فلا تدخلها الا باذنه ، فان اکثرها ، له [۱۸۰] زیرا بیشتر آن چهار پایان از اوست .
و هنگامی که در نزد گوسفندان او رسیدی ، به نظر مالکیت به آنها نگاه مکن ، آنگونه که صاحب مال نظر به مال و دارائیش دارد و سلطه مالکانه از خود نشان میدهد .
ماده ششم : (گاو ، گوسفند ، شتر پیر و از کار افتاده و دست و پا شکسته و عیب دار و یک چشم را بابت زکات قبول نکن (خمس و زکات دهندگان و به طور کلی انفاق کنندگان ، باید از بهترین مالشان در راه خدا بدهند) خدای تعالی میفرماید لن تنالو البر حتی تنفقوا مما تحبون [۱۸۱] (شما هرگز به مقام نیکوکاران نیم رسید ، مگر آنکه از چیزهایی که محبوب شما و دوست داشتنی است در راه خدا انفاق کنید . )
بنابراین مال معیوب و کم ارزش در راه خدا پذیرفته نمیشود . به همین خاطر عاملین زکات ، مکلفند از قبول خمس و مال زکوی عیب دار خودداری کنند . و لا تاءخذن عودا و لا هرمة و لا مکسورة [۱۸۲]
ماده هفتم : پس از دریافت زکاة ، به کسی آن را بسپار که به او اطمینان داشته باشی ، امین و حافظ برای بیت المال مسلمین قرار مده مگر کسی که درستکار و مهربان باشد ، در گفتار و کردار بد سابقه نباشد ، دلسوز و مصلحت اندیش مال مسلمانها باشد . و لا تاءمنن علیها الا من ثتق بدینه ، رافقا بمال المسلمین .
مسؤ ولیت بیت المال
قبول مسؤ ولیت وصول مالیات اسلامی همچون خمس و زکات برای عاملین و ماءمورین وصول آن ، وظیفهای مهم و بسیار سنگین است . مضافا به اینکه باید امین و حافظ منافع بیت المال باشند . لازم است آنچه را دریافت میکنند در رساندن آن بولی امر تسریع نمایند و تاءخیر نیاندازند . امیرالمؤ منین (علیه السلام ) به عامل زکات میفرماید : آنچه نزد تو از اموال عمومی گرد آید به فوریت برای ما به فرست تا آن را در موردی که خداوند فرمان داده به مصرف برسانیم . ثم احدر [۱۸۳] الینا ما اجتمع عندک ، نصیره حیث امر الله به . [۱۸۴]
اموال عمومی ، مانند زکات ، متعلق به همه کسانی است که استحقاق آن را دارند و از امانات عمومی محسوب میشود که رد آن به صاحبانش فوریت دارد ، خداوند میفرماید امانتها را به صاحبان آن برسانید ان الله یا مرکم ان تودوا الامانات الا اهلها امانت در اسلام معنی وسیعی دارد و لذا در آیه شریفه کلمه امانات را به صیغه جمع به کار برده ، شامل امانت مادی و معنوی همچون ثروتها ، مالها ، پستها و سرمایههای انسان ، میداند و خیانت در هر یک از اینها خیانت در امانت است . اموال عمومی نیز یکی از آن امانتهایی است که حفظ آنها برای مسؤ ولین امور مالی اسلام ، واجب است و خیانت در آن ، گناهی است بزرگ در حدیثی معتبر میخوانیم که نشانه منافق سه چیز است : دروغگویی ، پیمان شکین و خیانت در امانت . [۱۸۵]
در پایان حضرت میفرماید : فان ذلک اعظم لاجرک و اقرب لرشدک ان شاء الله [۱۸۶] (رعایت این مواد و نکتهها موجب پاداشی بزرگ برای تو و نزدیک تر شدن به رشد و رستگاریت خواهد شد اگر خدا بخواهد . )
بر علی بن حمزه بطائنی چه گذشت
حسن بن علی وشاء گفت در آن زمان که حضرت امام رضا (علیه السلام ) در مر(خراسان ) بودند مرا خواست فرمود : امروز علی بن حمزه مرد . چون وارد قبر گردید ، دو ملک در قبر از او پرسیدند پروردگار تو کیست ؟
گفت الله تبارک و تعالی
پیغمبرت کیست ؟
گفت محمد رسول خدا (صلی الله علیه وآله )
پرسیدند ولی تو کیست ؟
گفت علی بن ابیطالب (علیه السلام ) سپس پرسیدند ؟
بعد از او امام کیست ؟ پاسخ داد : حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام ) پس یک به یک امامها را گفت تا به حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام ) رسید . آن دو ملت گفتند بعد از موسی بن جعفر (علیه السلام ) امام گیست ؟ سخن در دهان گردانید (فلج لج ) پاسخ نداد ، شکنجه اش کردند دوباره پرسیدند بگو امامت کیست ؟ سکوت کرد (چون اعتقاد به امام هشتم نداشت نتوانست پاسخ بگوید) سپس به او گفتند : آیا موسی بن جعفر (علیه السلام ) تو را به داشتن چنین عقیده (واقفیه ) فرمان داد ؟ ! آنگاه عمودی آتشین بر او فرود آوردند و آن را بر افروخته کردند تا روز رستاخیز . [۱۸۷]
آنچه امام خبر داد با واقع تطبیق کرد
راوی روایت میگوید من از حضور آقا و مولایم بیرون آمدم و تاریخ آن روز را یادداشت کردم چند روزی نگذشت نامهای از کوفه رسید که خبر مرگ بطائنی و روز فوت او در آن بود ، درست تاریخ مرگ او مطابق بود با همان روز و ساعتی که حضرت امام رضا (علیه السلام ) در مرو به من فرموده بود . [۱۸۸]
پیروان مذهب واقفیه و علت پیدایش آن
پیروان این مسلک باطل ، آنهایی بودند که در امامت حضرت ابی الحسن علی بن موسی الرضا (علیه السلام ) تشکیک کردند و آن را قبول ننمودند و تنها به امامت حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام ) اکتفا کردند . اینها گروهی از شیعه بودند که به هفت امامی معروف شدند و امامت حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام ) امام هفتم شیعیان ، مهدی آل محمد (علیه السلام ) میباشد و نموده است و گفتند تا امام زنده است ما به امامت او قائل هستیم و مالا دربارهٔ امام هشتم توقف کردند . به همین خاطر آنها به واقفیه نامیده شدند . در حالی که روایات بسیاری دلالت دارد که آن حضرت را عوامل هارون الرشید در زندان بغداد به شهادت رساندند و شهادت آن بزرگوار برای احدی از مردم پوشیدن نماند . مخصوصا در آن هنگام که جنازه آن حضرت را روی پل بغداد که محلی پر رفت و آمد بود ، گذاردند . چند نفر از قضات وابسته به هارون آمدند و به مردم گفتند این جنازه همان کسی است که بعضی از رافضیها گمان کردند او نموده است و زنده است ، ببینید که به مرگ طبیعی از نیا رفته است .
آنها در حقیقت با این کار میخواستند شهادت حضرت را نکار کنند و وانمود نمایند که آن بزرگوار به مرگ طبیعی مرده است و نتیجه سیاسی از آن بگیرند ولی این سیاسی کاری با فساد عقیده وقایعه هیچ منافاتی ندارد و بطلان مذهب واقفیه را به خوبی نشان میدهد . [۱۸۹]
علت پیدایش واقفیه
امام اینکه چرا مذهب واقفیه به وجود آمد و از کجا پیدا شد ؟ در یک کلمه باید گفت : علت آن طمع به اموال عمومی ، حب به مال و زراندوزی عدهای بود .
یونس بن عبدالرحمن که یکی از روایان موثق در نقل حدیث میباشد و در کتب رجال با عظمت و بزرگی از او یاد شده است میگوید : در آن زمان که حضرت ابوابراهیم (علیه السلام ) از این جهان رفت (نظر به اینکه سال هار زندان به سر میبرد و شیعیان به آن حضرت دست رسی نداشتند) مردم و جوهان شرعی خود را نزد نمایندگان آن حضرت میبردند ، به این سبب اموال فراوانی نزد آنان جمع شده بود از جمله نزد زیاد بن مروان قندی هفتاد هزار دینار ، نزد علی بن حمزه بطائنی سی هزار دینار یکی از آنها به نام عثمان ابن عیسی که در مصر بود نزد او مال فراوان و جاریه جمع شده بود . امام هشتم (علیه السلام ) برای گرتن اموال ، کسی را فرستاد تا از او وصول کند از پرداخت آن همه اموالی که مربوط به بیت المال بود مخالفت کرد و در پاسخ حضرت نوشت پدرت نمرده است و استدلال کرد که اگر پدرت نمرده است تو حقی به اموال نداری و اگر فرضا آنگونه که تو میگویی باشد ، مرا امر نکرده که چیزی از این اموال را به تو دهم و جاریهها را آزاد کردم و تزویج کردند . [۱۹۰]
به خاطر طمع در آن مالها و محبت به آن ، مرگ امام هفتم (علیه السلام ) را منکر شدند و امامت حضرت امام رضا (علیه السلام ) را قبول نکردند و باب امامت را با انکار مرگ امام موسی بن جعفر (علیه السلام ) بستند و سپس این تفکر سبب وقف در امامت ، بعد از امام هفتم گردید . با همه مقامی که داشتند در اثر محبت به دنیا زندگی دنیا و آخرت خود را به تباهی و لجن کشیدند . این است که در روایت معروف میخوانم حب الدنیا راس کل خطیئة (دوستی مال دنیا سر آمد همه گناهان است )
اینها با داشتن مقام نمایندگی از سوی امام معصوم چه گناه بزرگی را مرتکب شدند ، خیانت در امانت ، آن هم خیانت در اموال عمومی ، خیانت به امام المسلمین . اکنون به نکتهای که در کلام امام علی (علیه السلام ) شده (فورا به سوی ما بفرست ، تا به مصرفی که خدا مقرر فرموده برسانیم . ) ثم احدر الینا ما اجتمع عندک نصیره حیث امرالله به . [۱۹۱]
۵- و انفقوا مما رزقناکم من قبل ان یاءتی احد کم الموت فیقول رب لولا اخرتنی الی اجل قریب فاصدق و اکن من الصالحین .
سوره منافقین / ۱۰
از آنچه روزی شما کردیم انفاق کنید ، پیش از آنکه مرگ یکی از شما برسد پس بگوید پروردگار ، اگر مرگ مرا به زمانی کمی تاءخیر بیندازی صدقه میدهم و از صالحان خواهم شد .
توضیح
آیه فوق نیز از آیاتی است که بر مقصود دلالت دارد اگر چه به ظاهر معنی کلمه فاصدق این است که صدقه میدهم و از دادن زکات اسمی به میان نیم آورد . ولی به جهاتی میتوانیم از آن ، معنی زکات و حقوق واجبه را استفاده کنیم :
۱- روایت ابن عباس (صلی الله علیه وآله ) ، قال : مامن احد یموت و کان له مال فلم یؤ د زکاته ، و اطاق الحج فلم یحج الا ساءل الرجعة عند الموت . [۱۹۲] احدی نمیمیرد که مالی داشته و زکات آن را ادا نکرده و یا مستطیع بوده و حج نکرده مگر آنکه هنگام مردن تقاضای برگشتن و تدارک گذشته تاریک خود را دارد (میگوید پروردگارا مرا ولو برای مدت کوتاهی هم که شده به دنیا برگردان شاید موفق شوم جبران آنچه از من فوت شده بنمایم ) اما با قاطعیت جواب رد به او داده میشود . این روایت را ابن عباس ذیل آیه فوق الذکر در مورد تفسیر فاصدق ذکر کرده است .
۲- مجمع البان : در تفسیر و انفقوا مما رزقناکم چنین آورده : اموالی که به شما دایم در راه خیر همچون زکات و حقوق واجبه انفاق کنید . [۱۹۳]
و نیز در معنی فاصدق میگوید : مالم را از پلیدی پاک میکنم و یا زکات آن را در راه خدا میدهم . [۱۹۴] از بیان فوق استفاده میشود که طبرسی قدس سره از انفقوا در آیه شریفه ، زکات واجب را استنباط میکند .
و روایت ابن عباس را هم جهت تاءیید کلام خود اضافه کرده است که مراد از صدقه میدهم ، صدقه واجب است المیزان : دربارهٔ معنی و انفقوا مما رزقناکم میفرماید : مراد ، انفاق در راه خیر است اعم از واجب ، مانند زکات و کفارات و یا مستحب و در بحث روایی همان روایتی که مجمع البیان از ابن عباس نقل کرده بود ، شاهد مطلب آورده است و روایت مذکوره را بخشی از مصادیق معنی آیه دانسته است . [۱۹۵]
۳- با در نظر گرفتن مناسبت مفهوم صدر آیه با ذیل آن میفهمیم مراد ، انفاق واجب است و یا هرگونه انفاق ، واجب و مستحب که موجب نجات انسان میشود ، زیرا در صدر آیه میفرماید : وانفقوا مما رزقناکم از آنچه به شما دادیم انفاق کنید پیش از آنکه مرگ یکی از شما برسد ، روشن است که این انفاق از آن انفاقهایی است که اگر انجام نگردد هلاکت و ندامت غیر قابل جبرانی دارد ، چرا که در ذیل آن تقاضای بازگشتن به دنیا و اصلاح امور از دست رفته را میکند و خداوند با قاطعیت دست رد به سینه او میزند . که هرگز مرگ کسی را چون اجلش برسد به تاءخیر نمیاندازیم . این گونه گفتگو دلیل روشنی است که مقصود از صدقه ، انفاق واجب است همانطور که صاحب مجمع البیان تفسیر کرده است و الا اگر مراد صدقه مستحبی تنها باشد اینگونه تهدید و تعبیر مناسب نبود که در پاسخ انجام ندادن یک کار مستحبی گفته شود .
آنچه گذشت ، بررسی آن دسته از آیات قرآن کریم بود که در آنها صدقه به معنای زکات واجب آمده است . اکنون آن دسته از روایاتی که در آن صدقه به معنی زکات واجب آمده است را بررسی مینماییم . اینگونه روایات تفسیری بر آیات صدقه هستند و نشان میدهند که در بعضی موارد مراد از ذکر صدقه و صدقات در قرآن ، زکات واجب بوده و منحصر به صدقه مستحب نمیباشد .
بخش ششم صدقه و زکات تربیتی
روایات صدقه و زکات
۱- عن عبدالله بن سنان : قال ابوعبدالله (علیه السلام ) ان صدقة الخف [۱۹۶] و الظلف تدفع الی المتجملین فاما صدقة الذهب و الفضة و ماکیل وبالقفیز مما اخر جت الارض فالی الفقراء المدقعین قال ابن سنان : قلت : کیف صار هذا هکذا ؟ قال : لان هولاء یستحیون من الناس فیدفع الیهم اجمل الامرین عند الناس و کل صدقة .
علل الشرائع ، ج ۲ / ۵۹ بحارالانوار ج ۹۳ / ۶۵
ترجمه و توضیح
عبدالله پسر سنان گفت : امام صادق (علیه السلام ) فرمود زکات سم داران همچون گاو ، گوسفند و شتر به کسانی داده شود که به ظاهر دارای زندگی آبرومندانهای هستند ولی استحقاق گرفتن زکات را دارند .
قرآن وصف آنان را در این جمله چه زیبا بیان مینماید که : یحسبهم الجاهل اغنیاء من التعفف تعرفهم بسماهم لایسئلون الناس الحافا[۱۹۷] صدقات مخصوص فقیرانی است که بیچاهاند و توانایی آنکه کاری پیش گیرند ندارند وضع ظاهرشان از دشت عفاف به گونهای است که هر کس از حال آنها آگاه نباشد میپندارد ، توانمند و بی نیازند . اما زکات طلا و نقره و آنچه با پیمانه سنجیده میشود مانند گندم و جو که از زمین عمل میآید ، به فقراء پریشان حال داده شود .
را روی حدیث ، حضور امام (علیه السلام ) عرض کرد : علت این اختصاص چیست ؟ فرمود برای اینکه آنان (متجملین ) به آبروداری در میان مردم زندگی کردهاند ، گاو ، گوسفند و شتر با وضعیت ظاهر آنان بیشتر مناسب است اگر چه در اصناف نه گانه زکات همگی یکسانند (و کل صدقة ) ولی دادن زکات گاو و گوسفند و شتر به این قشر جامعه زیباتر است .
در این روایت ، واژه صدقه سه مرتبه به کار برده شده و در هر سه مورد ، امام (علیه السلام ) از آن زکات واجب اراده فرموده است . بنابراین امام (علیه السلام ) از صدقه ، زکات واجب قصد نموده است . مجلسی قدس سره در کتاب بحارالانوار این روایت را از امام صادق (علیه السلام ) با کمی تفاوت نقل کرده و صدقه را به کار برده است .
۲- عن الصادق صوات الله علیه : انه قال فی قول الله عزوجل : و العاملین علیها قال هم السعاة علیها یعطیم الامام من الصدقة بقدر مایراه لیس فی ذلک توقیت علیه .
بحارالانوار ، ج ۹۳ / ۷۰
امام صادق (علیه السلام ) در بیان قول خداوند عزوجل و العاملین علیها فرموده است : عاملین زکات ، کارگزاران و تلاش گرانی هستند که زکات را جمع آوری میکنند (و تحویل امام المسلمین میدهند) امام هر اندازه مصلحت ببیند از صدقه (زکات ) به آنان (بابت زحماتشان و حق السعی ) میدهد یعطیهم الامام من الصدقة بقدر مایراه در اعطاء زکات وقت تعیین نشده .
از صدقات ، زکات واجب اراده شده
توضیح
اولا امام (علیه السلام ) آیه و العاملین علیها را چنین تفسیر کردند که عاملین کسانی اند که در جمع آوری زکات کوشش میکنند .
و ثانیا فرمودند : امام از صدقه هر قدر مصلحت ببیند به کوشش کنندگان عطا میکند .
مراد از صدقه در اینجا زکات واجب میباشد زیرا آنچه عاملین از مردم میگیرند و جمع آوری مینمایند زکات واجب است ، زکات مستحبی نیازی به ماءمور وصول ندارد ، مالک صدقه مستحبی مخیر است در اداء و عدم اداء در دادن صدقه و ندادن آن .
به این ترتیب روایت در مقام بیان زکات واجب است و از همان زکات جمع آوری شده که بیت المال را تشکیل میدهد امام المسلمین هر قدر صلاح بداند به کارگزاران زکات (عاملین ) میدهد و وقت معینی در این اعطاء برای امام معین نشده است .
همچنین مرجع ضمیر علیها در والعاملین علیها انما الصدقات الفقراء در صدر آیه است ، قطعا به استناد قول مفسرین مشهور امامیه و غیر امالمیه زکات واجب میباشد . پس ضمیر علیها به زکات واجب برمی گردد ، عاملین هم گماشته شدهاند ، برای وصول آن بنابراین مقصود از جمله والعاملین علیها این است که امام در رابطه با جمع آوری زکات به زحمت کشان (عاملین ) پس از پایان انجام وظیفه ، مقداری از مال زکات واجب (صدقات ) را به عنوان حق الزحه پرداخت میکند .
در تفسیر علی بن ابراهیم آمده است : خداوند استفاده تمام مردم را از زکات ممنوع کرده و از شمول صدقات خارج نموده ، مگر هشت طائفهای که (در قرآن ) ذکر شده است . آنگاه فرمایش امام صادق (علیه السلام ) را در تفسیر اصناف هشتگانه صدقات دربارهٔ آیه انما الصدقات اللفقراء و المساکین و العاملین علیها . . . الایه [۱۹۸] در صدر آیه است ، قطعا ، به استناد قول مفسرین مشهور امامیه و غیر امامیه زکات واجب میباشد . پس ضمیر علیها به زکات واجب بر میگردد ، عاملین هم گماشته شدهاند ، برای وصول آن بنابراین مقصود از جمله والعاملین علیها این است که امام در رابطه با جمع آوری زکات به زحمت کشان (عاملین ) پس از پایان انجام وظیفه ، مقداری از مال زکات واجب (صدقات ) را به عنوان حق الزحمه پرداخت میکند .
در تفسیر علی بن ابراهیم آمده است : خداوند استفاده تمام مردم را از زکات ممنوع کرده و از شمول صدقات خارج ننموده ، مگر هشت طائفهای که (درقرآن ) ذکر شده است . آنگاه فرمایش امام صادق (علیه السلام ) را در تفسیر اصناف هشتگانه صدقات دربارهٔ آیه انما الصدقات الفقراء و المساکین و العاملین علیها . . . الایه [۱۹۹] مفصلا توضیح داده است که به خاطر اختصار به بخش پایانی حدیث اکتفا میکنیم .
در بیان و الؤ لفة قلوبهم فرموده است ، آنهائی هستند که اعتقاد به یگانگی خداوند دارند ولی معرفت رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) که فرستاده خواست و برای تعلیم و پرورش روحی مردم آمده - در دل آنان وارد نشده است ؟ برای رسیدن به همین هدف مقدس ، پیامبر معظم اسلام (صلی الله علیه وآله ) با آنها مهربانی میکرد و آنان را با فرهنگ اسلام آشنا میساخت تا به حق ، معرفت پیدا کنند . خداوند متعال برای تاءلیف قلوب اینان ، نصیبی از صدقات را معین کرده فجعل الله لهم نصیبا فی الصدقات لکی یعرفوا و یرغبوا [۲۰۰] این بخش از زکات را خدا برای اینها قرار داد تا به اسلام گرایش پیدا کرده و شناخت و معرفت حاصل نمایند .
امام صادق (علیه السلام ) در این روایت از صدقات ، قطعا زکات واجب را اراده فرموده به قرینه آیه زکات انما الصدقات الفقراء و تبیین معانی اصناف هشتگانه که ویژه گیرندگان زکات واجب است .
امام باقر (علیه السلام ) میفرماید : خبر رسید به من که پیغمبر خدا (صلی الله علیه وآله ) دهها شتر از محل صدقات به چندین نفر از بزرگان و اشراف عرب به خاطر تاءلیف قلوب و نرم دلی آنان به اسلام عطا کرد ، به یکی از آنها تا صد شتر مرحمت فرمود بلغنی ان رسول الله (صلی الله علیه وآله ) کان یعطی الرجل منهم مائة منن الابل . [۲۰۱]
اعطی رسول الله الؤ لفة قلوبهم و کانوا اشرافا من اشراف الناس یتالفهم و یتالف بهم قومهم فاعطی ابا سفیان وابنه معاویه و حکیم ابن خرام و نصیر بن الحارث و الحارث بن هشام و سهیل بن عمرو و حویطب بن عبدالعزی و العلاء بن الجاریه و عینیة بن حصن و الاقوع بن حابس و مالک بن عوف و صفوان ابن امیة مائة بعیر . [۲۰۲]
ابن هشام در کتاب معروف به سیره ابن هشام ، و جلال الدین سیوطی در تفسیر در المنثور [۲۰۳] نقل کردهاند که : پیغمبر خدا (صلی الله علیه وآله ) صد شتر و کمتر از صد شتر به عنوان زکات ، به افرادی مانند ابوسفیان و پسرش معاویه داده است . این عمل رسول خدا نشانه عدم عروفت و عدم اعتقاد ابوسفیان و معاویه و همفکرانش به رسالت پیغمبر خدا (صلی الله علیه وآله ) میباشد که آن حضرت دادن زکات را به جهت تاءلیف قلوب و ترغیب آنها به اسلام ناب ، تجویز فرموده در روایت امام صادق (علیه السلام ) آمده است (والغارمین ) غارمین کسانیند که در راه اطاعت خدا بدون اسراف کاری ، بدهکار و مقروض گردیدهاند ، بر امام المسلمین واجب است ، دیوان آنها را از مال صدقات بپردازد فیجب علی اامام ان یقضی ذالک عنهم و یفکهم من مال الصدقات از این روایات استفاده شد که پیامبر خدا و ائمه طاهرین از زکات واجب به صدقات تعبیر فرمودهاند .
۳- عن علی (علیه السلام ) انه استعمل مخنف بن سلیم علی صدقات بکربن وائل و کتب له عهدا کان فیه ، فمن کان من اهل طاعتنا من اهل الجزیره و فیما بین الکوفة و ارض شام فادعی انه ادی صدقته الی عمال الشام و هو فی حوزتنا ممنوع قد حمته خیلنا و رجالنا فلاحیبوز له ذلک وان کان الحق مازعم .
بحارالنوار ج ۹۳ ص ۷۰
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) مخنف بن سلیم را برای گرفتن زکات قبیله بکر بن وائل . ماءمور ساخت و حکمی به این مضمون برای او مرقوم داشت ، هر کسی از اهل جزیره و بین کوفه و سرزمین شام پیرو ما باشد ، پس اگر ادعا کند زکاتم را به کارگزاران شام دادهام چون در حوزه استحفاظی و امنیتی ما بوده قابل قبول نیست و این کار ممنوع است ولو به گمان خود حق بداند زیرا جایز نیست نزول و ورودش در شهر و بالاد ما باشد و زکات مالش را به دشمن ما بپردازد . فانه لیس له ان ینزل بلادنا و یودی صدقة ماله الی عودنا با قرینه روشنی که در روایت است میتوان به خوبی فهمید که رماد از صدقه یؤ دی صدقة ماله زکات واجب است نه مستحب .
توضیح
احب العباد الی الله تعالی المتاءسی بنیه (صلی الله علیه وآله ) و المقتص اثره [۲۰۴]
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) فرموده : محبوبترین بندگان ، نزد خدا آنانند که به پیامبر خود اقتدا کنند .
سعادت مسلمین بدر این است که در همه امور دنیوی اعم از مادی و معنوی پیروی از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) و پیشوایان راستین آن حضرت بنمایند .
در حدیث دیگر فرموده : علی الامام ان یعلم اهل ولایته حدود الاسلام و ایمان [۲۰۵]
بر امام (المسلمین ) است حدود و موازین اسلامی را به اهل مملکت و حوزه رهبری خود تعلیم نماید یعنی شرایط و آداب دینی ، راه و رسم زندگی و دستورات اعتقادی ، اخلاقی و اقصادی آنها را که در اسلام ناب محمدی آمد است برای مسلمین روشن کند .
ممکن است در بیان احکام گاهی ملاحظه و رو در بایستی پیش بیاید خصوصا اگر مسئله مادی باشد ، مانند مورد یکه برای حضرت امیر سلام الله علیه پیش آمد ، اهل جزیره (محلی است بین کوفه و شام ) به حضرت گفتند ما زکات اموالمان را به کارگزاران معاویه پرداختیم حضرت با صراحت تمامم ، عمل آنها را ممنوع اعلام کرد و پرداخت زکاتشان را بغیر عامل خود قبول نفرمود ، بدین وسیله آنها را تعلیم داد و حدود وظائف شان را بیان فرمود .
۴- عن الصادق (علیه السلام ) قال : سئل عن مکاتب عجز عن مکاتبته و قد ادی بعضها قال : یؤ دی من مال الصدقه ، ان الله یقول فی کتابه و فی الرقاب .
تفسیرعیاشی ، ج ۲/۹۲ بحارالانوار ، ج ۹۳/۵۹ .
از امام صادق (علیه السلام ) از عبد مکاتب [۲۰۶] پرسیدند قسمتی از مال الکتابه را پرداخته و از پرداختن بقیه آن عاجز است ؟
حضرت فرمود : از مال زکات ادا شود یودی من مال الصدقه به خاطر اینکه خداوند متعال در قرآن میفرماید : و فی الرقاب یعنی سهمی از مال زکات برای آزاد کردن بردگان است .
توضیح
گروهی از مؤ منین کفاره قتل خطائی و کشتن صید در حرم (مکه ) به گردن آنها آمده و تمکن ادای آن را ندارند بر امام المسلمین است که آنان را از محل صدقات (زکات ) بپردازد . [۲۰۷]
عن الصادق (علیه السلام ) و قد ساءله اسماعیل بن الفضل الهاشمی عن الصدقة التی حرمت علی بنی هاشم ماهی ؟ قال : الزکاة قلت : فتحل صدقة بعضهم علی بعضی ؟ قال نعم .
کافی ، ج ۴/۵۹ - التهذیب ، ج ۴/۵۸ . تذکرة الفقهاء ۵ ، ص ۲۶۹ .
اسماعیل بن فضل هاشمی از امام صادق (علیه السلام ) پرسید صدقهای که بر بنی هاشم حرام است چه صدقهای است ؟ حضرت فرمود زکات است . عرض کردم صدقه بعضی از ایشان بر بعضی دیگر حلال است ؟
فرمود بلی حضرت در پاسخ به سؤ ال صدقهای که بر بنی هاشم حرام است ، فرمود زکات است ما ین همان زکات واجب است که فقهای اسلام در کتابهای فقهی ، آن را مطرح نموده و پیرامون آن بحثهای فراوانی داشتهاند و از زکات به صدقه مفروضه تعبیر کردهاند . این مطلب در متن روایات اسلامی و فتاوای فقهای بزرگوار که مستنبط از روایات است به خوبی دیده میشود .
علامه حلی رحمة الله علیه در تذکرة الفقهاء فرمود : الصدقه الفروضة محرمة علی النبی (صلی الله علیه وآله ) اجماعا یعنی زکات واجب بر پیغمبر (صلی الله علیه وآله ) حرام است و این مساءله اجماعی است و نیز فرموده : صدقه مستحبی هم نزد من برای سادات حرام است بخاطر بزرگی مقام و شرافتمندی آنان که قبول آن لایق به حال ایشان نیست و اما المندوبة فالاقوی عندی : التحریم ایضا
سلمان فارسی خدمت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) رسید چیزی را تقدیم کرد حضرت پرسید ما هذا ؟ این چیست ؟ عرض کرد صدقه است . حضرت آن را رد کرد و قبول نفرمود . فردا چیزی را آورد عرض کرد یا رسول الله این هدیه است ، حضرت آن را پذیرفت . [۲۰۸]
در روایتی ، راوی از امام صادق (علیه السلام ) پرسید از صدقهای که بر بنی هاشم حرام است چه صدقهای است ؟ حضرت فرمود زکات واجب است فقال هی الزکاة المفروضة [۲۰۹]
از مجموع آیات و روایاتی که بیان شد روشن گردید که استعمال صدقه واجب در اصطلاح قرآن ، حدیث و فقهاء در زکات واجب استعمالی است مشهور و متداول که جای تردید نیست .
و از طرف دیگر این را هم باید اعتراف کنیم که صدقه مستحبی و مفهوم آن در بین مردم با ایمان آنچنان عمومیت دارد که به محض شنیدن لفظ صدقه جز صدقه مستحبی در ذهن آنان خطور نمیکند .
بنابјǙʙƠبا در نظر گرفتن مفهوم صدقه به معنای عام آن شامل صدقه واجب و مستحب میشود و با توجه به گستردگی و وسعت آن در میان اهل حدیث و فقهاء رضوان الله علیهم ، فوائد مهم فرهنگی و اقتصادی صدقه بر احدی پوشیده نیست .
تقسیمات صدقه در اسلام
استعمال صدقه در کتب لغب شناسان و اخبار اهل بیت طاهرین در مجموع شاهد این مطلب است که صدقه مشتمل بر تقسیماتی به به شرح زیر است :
۱- صدقه واجب : همچون زکات مال و آنچه به نذر و کفاره بر انسان واجب میشود .
۲- صدقه مستحب : مال و هر آنچه به قصد رضا و خشنودی خداوند بدون توقع و پاداش به نیازمندان داده شود .
۳- صدقه مستحبه به صدقه جاریه و غیر جاریه تقسیم میشود .
۴- صدقه غیر جاریه نیز مشتمل به صدقه پنهان و آشکار میباشد .
صدقه جاوید
هر یک از صدقات دارای فوائد و آثار مخصوصی است که به طور اختصار به آن میپردازیم .
۱- صدقه و اجب ، همان زکات معروف و یا هر آنچه به نذر و کفاره بر انسان واجب شود میباشد و دارای آثار مهم اجتماعی و فردی است که در بحثهای گذشته به آن اشاره شد .
۲- صدقه مستحبه و آن دارای دو بخش :
الف : صدقه جاوید
ب - صدقه غیر جاوید و غیر جاریه هم دو قسم است صدقه پنهان و صدقه غیر پنهان
صدقه جاریه
صدقه جاریه : هر عمل خیری است که استمرار داشته و نفعش همیشه برای مردم در جریان ، و ثواب آن بر عامل و باین آن باشد مانند موقوفات و مؤ سسات عالم المنفعه و وقفی که در آمد کلان داشته باشد و به وسیله آن میتوان دهها گرسنه و برهنه سیر و پوشیده شوند و بی خانهها خانه دار گردند یا درمانگاهی که بیماران تهی دست در آن مجانی درمان شوند و یا قناتی که اهالی یک محل به طور مستمر از آب آن استفاده کنند . اینگونه کارها در اسلام صدقه جاریه نامیده میشود . فرزند صالح و تاءلیف کتابهای دینی و فرهنگی که موجب تقویت روح و ایمان و تهذیب اخلاق جامعه گردد ، در ردیف صدقه جاریه قلمداد میشود . چنانکه در حدیث زیر آمده است :
قال رسول الله (صلی الله علیه وآله ) ان مات ابن آدم انقطع عمله الا من ثلاث ، ولد صالح یدعوا له و علم ینتفع و صدقه جاریة [۲۱۰]
رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرمودن : هنگامی که انسان مرد (پرونده ) عملش بسته میشود ، مگر از سه چیز : اول فرزند نیکو کار که سبب آمرزش پدر و مادر میشود . دوم (کتاب اخلاقی ) و عملی که از او بماند و مورد استفاده مردم قرار بگیرد و سوم صدقه جاریه که مردم از آن بهره مند گردند ، مانند احداث مساجد ، بیمارستان ، درمانگاه ، مدرسه علمیه و دانشگاه که دانشجویان در آنجا مدارج عالی علمی و فرهنگی را طی میکنند و حفر چاه و قنات و ایجاد فضای سبز و پرورش درختهای ثمربخش .
اسلام برای احداث و ایجاد اینگونه امور تاءکید فراوان و ثوابهای زیادی معین کرده است . قال رسول الله (صلی الله علیه وآله ) خمسة فی قبور هم و ثوابهم یحبری الی دیوانهم : من غرس نحلا و من حفر بئرا و من بنی الله مسجدا و من کتاب مصحفا و من خلف ابنا [۲۱۱]
رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرموده : پنج گروهند بعد از مردن ثوابهای آنان در قبرشان همواره جریان پیدا میکند و ثبت میشود و دفتر عملشان هرگز بسته نمیگردد .
۱- درختی به عمل آورد و به ثمر رساند .
۲- چاهی حفر کند . (که از آب آن مردم استفاده کنند)
۳- مسجدی برای خدا بنا کند . (که مردم از آن بهره معنوی ببرند و احکام دینی بیاموزند . )
۴- کسی که قرآن بنویسد . (و یا هر کتاب مذهبی را در دسترس مردم قرار دهد)
۵- فرزندی (شایسته ) که جانشین او گردد ، (فرزند صالح از سعادت انسان است ) این امور ماندگار از صدقات جاریه به شمار میآید .
حضرت علی بن الحسین (علیه السلام ) امام چهارم شیعیان از خداوند متعال تمنا میکند . الها در مسیر زندگیم و ادامه حیاتم وسائل و اسباب را به گوهای برایم مهیا فرما که کارهای نیک به طور مستمر به دست من ، برای مردم انجام پذیرد و اجر للناس علی یدی الخیر و لا تمحقه بالمن [۲۱۲]
میفرماید : پروردگا را مقرر فرما که دستهای من در کار خیر و صلاح مسلمانها به کار افتد و آن را با منت گذاری و دل آزاری محو و باطل مگردان .
از افزایش امام معصوم فهمیده میشود ، هر چیز خوبی دچار آفت میگردد کار نیک و عبادت خدا هم آفت و ضدی دارد . شیطان ، آفتها ، ریاها ، نفاقها و منت گذاریها را آنقدر در انسان وسوسه میکند تا با ابزار فریبنده اش او را از راه بدر کند .
در قرآن کریم میخوانیم شیطان مهمترین دشمن آشکار شماست . انه الکم عدو مبین [۲۱۳] به راستی شیطان دشمن کینه توز و آشکار شما میباشد از اینجاست که امام سجاد (علیه السلام ) از خداوند میخواهد کارهای نیکش بامت به خلق که یکی از راههای شیطان است ، باطل نگردد ، در عین حال امام نمیخواهد منزوی باشد بلکه پیوسته در حال نیایش و دعا از پروردگار عالم تقاضا میکند دست اندر کار امور خیر مسلمانان خصوصا حاجتمندان باشد و در مسیر زندگی ، توفیق انجام صدقات جاریه را به دست آورد .
همچنین امام در این حدیث میفرمایند : که بارالها مبادا کارهای خیرم را با منت گذاری محو و نابود گردانی . چرا که بسیاری از کارهای خیری که به وسیله مردم نیکوکار انجام میگیرد و بسیار ارزشمند بوده و جامعه از آن بهره میبرد از آفت ریا ، خودنمایی و منت بر جامعه در امان نیست ، آری هر کار خیر و نیکی از آفت و سوسه شیطان مصونیت ندارد منگر خدا کمک کند . شیطان سوگند خورده که از هر راهی شده ، بندگان خدا را از عبادت و کار خوب مانع شده اغواء و گمراه کند ، مگر بندگان مخلص خدا را قال فبعزتک لاغوینهم اجمعین شیطان گفت به عزتت قسم همه آنها را گمراه میکنم مگر بندگان خالص تو را از بین آنها الا عبادک مهم المخصین . سوره ص ۸۳-۸۲
این آیه پرده از دشمنی شیطان بر میدارد و از وجود چنین دشمن بزرگی خبر میدهد که برای اغوای انسانها سوگند یاد کرده تا همگان را گمراه کند و در دام اغوای خود بیفکند .
در هر حال شیطان نهایت پافشاری را در راه جهنمی کردن انسانها دارد و در این کار تصمیم و اراده اش را عملی میسازد و بیشتر مردم را در دام غرور و فریب خود گرفتار مینماید .
صدقه پنهان و آشکار
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) فرمود است . صدقه پنهان گناهان را میپوشاند ، صدقه آشکار مردن بد و زشت را دور میکند ، صدقه غیر جاریه : انفاق مال یا هر کار خیر است که در روز یا در هفته یا ماهی چند بار در راه خدا انجام میدهیم .
صدقه نهان و آشکار فضیلت و ثواب فراوان دارد ، مخصوصا صدقه مخفی که پوشاننده گناه و موجب آمرزش سیئات است . علی (علیه السلام ) میفرماید : صدقة السر فانها تکفر الخطیئة [۲۱۴] صدقه پنهان گناه را میپوشاند از آنجا که صدقه غیر جاریه عملی است گذرا و اصولا مانند صدقه جاریه جریان دائمی ندارد .
و مستلزم سرمایه گذاری زیادی نمیباشد ، اکثریت مردم میتوانند از آن بهره مند شوند . قال رسول الله (صلی الله علیه وآله ) تصدقوا و لو بتمرة فانها تسد من الجائع و تطفی الخئیة کما یطفی الماء النار [۲۱۵]
رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرموده صدقه دهید اگر چه یک خرما باشد ، که همان از گرسنگی جلوگیری میکند و شعله گناه را خاموش میسازد ، همچنانکه آب آتش را خاموش مینماید .
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) میفرماید : اتقوا النار ولو بشق تمرة فان لم تجدوا فبکمة طیبة [۲۱۶] از آتش (دوزخ ) خود را نگهدارید اگر چه به پاره خرمایی باشد و اگر آن را نیافتید ، سخن پاکیزه جایگزین آن کنید ، اینگونه صدقات در دست رس همگان میباشد .
صدقه شب خشم الهی را فرو مینشاند
به روایت معلی بن خنیس حضرت صادق (علیه السلام ) در یک شب بارانی از منزل به سوی سایبان (ظله بنی ساعده ) حرکت کرد . معلی میگوید من در خدمت آن حضرت بودم ناگاه بستهای که هرماه حضرت بود افتاد و محتویات آن به زمین ریخت ایشان ، فرمود : آن را بردار ، برداشتم و تسلمی آن بزرگوار نموده ، حضرت به من فرمود معلی خوب دقت کن هر چه روی زمین است جمع آوری کن متوجه شدم آنچه روی زمین ریخته شده بود گردههای نان بود ، تمامی آنها را که یک انبان میشد جمع کردم در اختیار امام گذاردم ، تقاضا کردم که اجازه بدهید من آن را حمل کنم ، فرمود : نه ، من اولی به این امر از تو میباشم ولی با من بیا معطی گفت آمدیم به ظله بنی ساعده ، جماعتی آنجا خواب بودند ، حضرت نانها را بالای سر هر یک از آنها بعضی را یک گرده ، بعضی را دو گرده گذاشت ، پس از آن برگشتیم عرض کردم فدایت گردم ، این جماعت را که به آنها کمک کردید اهل معرفت هستند ؟ فرمود : اگر اهل معرفت و حق بودند ، در همه چیز به آنها کمک میکردیم حتی نمک .
خداوند هیچ چیز را نیافرید جز آنکه برای آن چیز ، خزینه دار معین کرده که به وسیله او آن چیز در خزینه نگهداری میشود ، مگر صدقه که ذات اقدس الهی آن را اخذ میکند یا خذالصدقات حضرت صادق (علیه السلام ) میفرمود : پدرم هرگاه صدقه میداد ، نخست آن را در دست سائل میگذاشت بعد آن را بر میداشت میبوسید و میبویید و دوباره به سائل میداد ، چرا که صدقه قبل از آنکه به دست مستمند برسد به سدت خدا میرسد . حضرت فرمود : دوست دارم ، از چیزی که اول خداوند آن را اخذ میکند توشهای برگیرم .
به حقیقت ، صدقه شب خشم پروردگار را خاموش میکند و گناه بزرگ را محو و حساب را آسان مینماید . صدقه روز ، مال را به ثمر میرساند و عمر را زیاد میکند ، ان صدقة اللیل تطفی ءغضب الرب و تمحو الذنب العظیم ، و تهون الحساب و صدقة النهار تثمر المال و تزید فی العمر (۲۱۸) علی (علیه السلام ) درمان فقر اجتماعی را صدقه میداند و یان داروی شفابخش را برای هر دو جهان مؤ ثر میشمرد ، صدقه دارویی است سودمند و آرام بخش جانها والصدقة دواء منجع صدقه به اندازهای از نظر پیغمبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله ) مهم است که میفرماید :
المؤ من یوم القیمة فی ظل صدقته . [۲۱۷] مؤ من در روز قیامت در ساه صدقاتش قرار میگیرد . یکی از دانشمندان غربی (ویل دورانت ) که در میان تمدن شناسان ارزش بالایی دارد ، در کتاب تاریخ تمدن میگوید : در تاریخ بشریت مصلحی را نمییابیم که به قدر محمد (صلی الله علیه وآله ) به نفع فقراء بر اغنیاء مالیات وضع کرده باشد .
رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) از زکات به پل تعبیر فرموده ، پیروزی اسلام را پلی بین فقیر و غنی دانسته ، که هر گاه این ارتباط برقرار شد (قنطره ) اسلام محکم میگردد . استحکام پل اسلام آنگاه محقق میشود که دو قشر جامعه (فقیر و غنی ) دست یکدیگر را با مودت بفشارند و با اتحاد و یگانگی مشکلات اجتماعی را از میان بردارند .
علی (علیه السلام ) : سیاست حفظ ایمان را با صدقه و محفوظ ماندن اموال را به زکات دانسته و فرموده سو سوا ایمانکم بالصدقة با الصدقة وحصنوا اموالکم بالزکاة [۲۱۸] در حقیقت حضرت از پیروانش خواسته از این دو دستور غفلت نکنند و آن را به کار بندند .
وسعت مفهوم صدقه
معمولا مستمندان از ثواب صدقه مالی محرومند . توانایی مالی ندارند که صدقه بدهند و از فیض و فضیلت آن بهره مند گردند این در حالی است که از پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله ) روایت شده است که آن حضرت فرمود بر هر مسلمی است که هر روز صدقه بدهد ، از آن بزگوار پرسیده شد ، چه کسی توانایی این کار را دارد ؟
حضرت فرمود : برداشتن مانعی (سنگی ) از سر راه مسلمانها که موجب اذیت آنهاست صدقه است ، نشان دادن راه را به گم شده صدقه است ، عیادت بیمار صدقه است ، امر به معروف و نهی از منکر صدقه است ، پاسخ دادن به سلام صدقه است . [۲۱۹]
به این ترتیب هر کسی میتواند هر روز به یکی از این کارها که در روایت بیان شد موفق شود گو این که فقر مالی هم داشته باشد ابن فهد [۲۲۰] یکی از فقهاء و محدثین معروف شیعه در کتاب عده صدقات عمومی را به پنج بخش تقسیم کرده است .
اول : صدقه مالی است که در اسلام جایگاه ویژهای دارد و آثار دنیوی و اخروی آن در روایات اهل بیت مشهود و معروف است .
دوم : صدقه جاه و مقام : شفاعت و میانجیگری است برای خاموش کردن آتش جنگ و نزاع و یا انجام کاری برای نیازمندان جامعه .
سوم : صدقه عقل و خرد : هم فکری و کمک کردن از راه مشورت .
چهارم : صدقه زبان گویا و بلیغ : پا در میانی بین دو گروهی که ناسازگاری دارند تا آتش اختلاف خاموش شود و صلح و سازش جانشین آن گردد . و یا بوسیله زبان گویا ، تبلیغ معارف اسلام شود .
پنجم : صدقه علم و دانش : بذل و پخش آن به طالبان علم و دانشجویان . [۲۲۱]
از تفسیر آیه شریفه و فی الموالهم حق معلوم از حضرت امام صادق (علیه السلام ) سؤ ال شد فرمود : هذا شی ء سوی الزکاة و هو شی ء یحبب ان یفرضه علی نفسه کل یوم او کل جمعة او کل شهر او کل سنة [۲۲۲]
این حق معلوم غیر از زکات مال است و آن چیزی است که مؤ من لازم است بر خود واجب کند هر روز یا در هر جمعه یا در هر ماهی یا در دوره سال دست کم یک عمل خیر برای خدا انجام دهد .
غیر از صدقه مالی (چه واجب و چه مستحب ) بسیاری از کارهای خوب و ممدوح همچون برخورد اسلامی با ارباب رجوع ، یا رفع کدورت و تیرگی دو فامیل یا دو رفیق یا زن و شوهر با موعظه و نصیحت و . . . در حکم صدقه اس . پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) فرموده : افضل الصدقة اصلاح ذات البین [۲۲۳] بهترین صدقه آشتی دادن بین دو نفر است .
صدقه به معنای گسترده ، همان معروف است . معروف در اسلام به معنای خیرخواهی ، احسان و هر عملی است که شرعا و عقلا پسندیده باشد .
در پایان این بخش حدیثی از اءمیرالمؤ منین (علیه السلام ) در بیان وسعت و گستردگی معنی صدقه میآوریم :
قال علی (علیه السلام ) ان افضل اخیر صدقة السر و بر الوالدین وصلة الرحم [۲۲۴]
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) فرموده : به حقیقت عالیترین خوبیها صدقه دادن پنهان است (در راه خدا) و نیکی و احسان به پدر و مادر وصله رحم با خویشاوندان ، از اینجاست که فرمودهاند : صدقه : بهترین زیبائی و نیکیها تس الصدقة افضل الحسنات [۲۲۵]
چرا که رحمت و نعمت خدا را فرود میآورد و برکت در مال را به همراه دارد .
بخش هفتم برکات زکات معنی برکات
برکت یعنی هر چیز که علی الدوام خیر الهی در آن باشد . راغب در کتاب مفردات میگوید : البر کة ثبوت الخیر الالهی فی الشی ء برکت عبارت است از استقرار فیض الهی در چیزی مبارک ، و هم به چیزی که در آن خیر و زیبایی باشد گفته میشود ، در وصف قرآن کریم میخوانیم هذا ذکر مبارک انزلناه [۲۲۶] این قرآن کتاب پر خیر و برکیت است که آن را نازل کردیم و هذا کتاب انزلناه مبارک [۲۲۷] این قرآن کتابی است مبارک ، ما : را فرو فرستادیم .
بعضی از دانشمندان گفتهاند برکت آن است که زیاد بودنش مشاهده شود ولی زیاد شدنش غیر محسوس باشد و برکت در عمق آن باشد .
الصحاح : البرکة : انما و الزیاده یعنی افزونی و بالندگی ، میگوییم قرآن کتاب مبارک است ، همه چیز در آن جمع است ، سرچشمه همه برکات مادی و معنوی است ، از احکام و حرام گرفته تا علوم اولین و آخرین لارطب و لایابس الا فی کتاب مبین [۲۲۸] این آیه وسعت علم بی پایان خدا را بیان میکند که قرآن نمودار آن میباشد .
در عبادات و در زندگی باید از خداوند متعال برکت بخواهیم در دعاء بعد از نماز میخوانیم : وانزل علی من برکاتک بارالها عطایا و برکاتت را بر من فرو فرست ، در مجموع در مییابیم که برکت واژه پربار و گسترده و مقدسی است . انسان میخواهد به نحوی از آن در زندگیش بهره و نصیبی داشته باشد ، عمر برکت ، فرزند بابرکت ، مال با برکت خداوند به او عطا فرماید .
تقاضای برکت در مال
حضرت سجاد در صحیفه معروف به صحیفه سجادیه فرموده : و حصن رزقی من التلف ، و وفر ملکتی بالبرکة بعد از فرستادن درود و صلوات بر محمد و آل محمد .
سپس میفرماید : بارالها ، رزق و روزیم را از تباهی و بیهوده شدن محافظت فرما و آنچه را مالکم ، با برکت قرار بده و افزون نما .
نمو و افزایش و خیر فراوان در معنی برکت آمده است ، حال ممکن است محسوس باشد یا غیر محسوس ، در موجودات مادی باشد یا در امور معنوی ولی بعضی از برکتها امری عادی نیست و از مجاری و اسباب طبیعی پدید نمیآید ، بلکه مشیت خداوند توانا آن را به وجود میآورد ، حضرت مسیح ابن ممریم (علیه السلام ) یکی از آن پدیدهاست . قرآن مجید دربارهٔ وی آنگاه که طفل شیرخوارهای بیش نیست و در گاهواره است چنین میفرماید :
قال این عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا و جعلنی مبارکا این ما کنت . [۲۲۹] فرمود : من بنده خدا هستم ، خدا به من کتاب داده و مرا به نبوت برگزیده ، هر جا که باشم مرا مبارک و فرخنده قرار داده است .
عن الصادق (علیه السلام ) فی قوله تعالی (وجعلنی مبارکا یعنی : (نفاعا) . امام صادق (علیه السلام ) فرمود : مبارک بودن مسیح (علیه السلام ) به این معنی است که او وجودی است بسیار نافع و از سوی او فیض و برکت فراوان نصیب مردم میگردید .
بعضی از برکتها به طور طبیعی در عناصر این جهان همیشه محسوس و نمایان است و مورد استفاده مردم قرار میگیرد ، مانند گوسفند و آب و آتش که در روایات اسلامی از آنها تعبیر به رکت شده است .
نمونههایی از برکت
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) میفرماید : خداوند عزوجل برکاتش را در سه چیز قرار داده است :
آب ، آتش ، گوسفند الماء و النار ، و الشاة
رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) به عمه خود فرمود : ما یمنعک ان تتخذی فی بیتک البرکة [۲۳۰] چه چیز تو را مانع شده از اینکه در خانه ات برکت نگاهداری نمایی ؟ عرض کرد برکت چیست ؟ فرمود : گوسفندی که از شیرش استفاده شود .
اما راشد میگوید علی (علیه السلام ) به منزل ام هانی آمد ، دستور داد برای حضرت طعام بیاورم ، غذایی که در منزل موجود بود آوردم . امام فرمود : چرا در منزلتان برکت نمیبینیم ؟ حضرت فرمود مقصودم از برکت ، گوسفند است . فقالت ام هانی : الیس هذا البرکة فقال : الست اعنی هذا انما اعنی الشارة [۲۳۱]
آنچه از گوسفند به دست میآید مانند شیر و گوشت و پشم برای مردم خیر و برکت است . نکته قابل توجه اینکه گوسفند همانند سگ توالد و تناسل دارد با این تفاوت که سگ هر بار چند بچه میآورد و گوسفندان اغلب یک بره میزایند و این در حالی است که هر روز تعداد زیادی از گوسفندان برای استفاده از گوشت آنها ذبح میشود ، معذلک از نمو و برکتی که خداوند در انی حیوان قرار داده ، تعداد گوسفندان همیشه رو به افزایش است .
نمونههایی از برکات
برکت به این معنی است که ره چیزی ممکن است از حیث مقدار اندک باشد ولی خداوند از نظر کیفیت ، ارزش و نموی به آن بدهد که برای هر بینندهای اعجاب انگیز باشد .
در جنگ خندق خواهر عبدالله رواحه انصاری یک مشت خرما به دست مبارک روسل (صلی الله علیه وآله ) خدا داد ، حضرت آن یک کف خرما را در سفره پخش کرد و خود به نماز ایستاد پس از نماز هر کس از سپاهی و غیر سپاهی آنجا حاضر بود فرمود بیایند همه آمدند و از آن یک کف خرما خوردند و مقداری هم با خود بردند [۲۳۲] که برای حاضرین موجب شگفتی گردید .
نمونه دیگر
بر اساس آنچه مورخین نوشتهاند ، پیامبر بزگوار اسلام (صلی الله علیه وآله ) در سال سوم بعثت از طرف خداوند ماءمور ابلاغ و انذار علنی اسلام شد تا آن زمان دعوت به آیین توحید و اسلام آشکار نبود . مرحوم طبرسی قدس سره از براء بن عازب نقل میکند : وقتی آیه مبارکه و انذر عشیرتک الا قربین [۲۳۳] نازل شد ، پیامبر معظم اسلام (صلی الله علیه وآله ) ماءمور شد خویشان و نزدیکان خود را (از روز قیامت ) به ترساند ، در اجرای این امر الهی پیامبر عموها و بستگان نزدیکش را که به چهل نفر میرسید در خانه ابوطالب دعوت کرد عموهای آن حضرت : ابوطالب ، حمزه ، عباس و ابولهب حضور داشتند ، همگی را با یک ران گوسفند و یک ظرف (قدح ) شیر مهمان و پذیرایی کرد ، در حالی که غذای حاضر برای یک نفر از آنها کفایت میکرد ، جملگی را پیش خواند با نام خدا (بسم الله ) همگی سر آن سفره با برکت از آن طعام خوردند و شیر آشامیدند و سیر گردیدند . [۲۳۴]
پول با برکت
مردی حضور رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) شرفیاب شد و مشاهده کرد که پیراهن آن حضرت کهنه و فرسوده شده است ، دوازده درهم تقدیم حضرت نمود که پیغمبر پیراهنی بخرد ، حضرت پول را به امیرالمؤ منین داد و فرمود : برای من پیراهنی به دوازده در هم خریدم و به حضور رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) آوردم ، حضرت نگاهی به آن نمود فرمود : پیراهنی غیر از این میخواهم ، آیا فروشنده حاضر است معامله را به هم زند و پس بگیرد ؟ عرض کردم نمیدانم فرمود : برو نزد فروشنده رفتم و گفتم : رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) از پوشیدن این پیراهن کراهت دارد و میخواهد پیراهنی ارزانتر بپوشد ، فروشنده قبول کرد . معامله را اقاله کرد و دوازده درهم را داد ، حضور رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) برگشتم ، برای خرید پیراهن با هم به بازار آمدیم ، در راه به کنیزکی برخوردیم نشسته و گریه میکند فرمود چرا گریه میکنی ؟ گفت اهل منزلم چهار درهم به من داده بودند برای خرید لوازم منزل آن را گم کردم . من جراءت رفتن به منزل را ندارم ، حضرت چهار درهم از دوازده درهم را به او داد و فرمود : برگرد به منزلت رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) به بازار رفت و پیراهنی به چهاردهم خرید و خداوند را حمد نمود ، از بازار بر میگشت مرد برهنهای را دید که میگوید : هر که مرا بپوشاند خداوند او را از لباس بهشت بپوشاند ، حضرت پیراهنی را که خریده بود به آن مرد برهنه داد ، دوباره به بازار برگشت و پیراهن دیگری با چهار درهم باقی مانده خرید و در برکت و حمد خدا را به جای آورد ، به منزل برگشت ، همان دختر بچه را دید سر راه نشسته پرسید چرا منزلت نرفتی ؟ عرض کرد یا رسول الله (صلی الله علیه وآله ) دیر کردم میترسم مرا بزنند ، حضرت فرمود : مرا به منزل راهنمایی کن ، همراه آمدند در منزل ، حضرت به صدای بلند فرمود : السلام علیکم یا اهل الدار (سلام بر شما ای اهل خانه ) پاسخ ندادند ، دوباره سلام نمود پاسخ ندادند ، مرتبه سوم جواب سلام حضرت را با احترام دادند ، حضرت فرمود : چرا سلام اول و دوم را پاسخ ندادید ؟ عرض کردند یا رسول الله سمعنا سلامک فاحببنا ان نستکثر منه ما سلام را شنیدیم دوست داشتیم صدای مبارک شما را مکرر بشنویم .
حضرت فرمود : این کنیزک دیر آمده ، مؤ اخذه اش نکنید ، گفتند : ما او را به احترم آمدن شما آزاد نمودیم ، پیغمبر گرامی خدای را سپاسگذاری نمود و فرمود : من دوازده درهمی را با برکت تر از این ندیدم (چرا که ) دو برهنه را پوشانید و بندهای را آزاد کرد الحمد الله ما رایت اثنی عشر در همان اعظم برکة من هذه کسا الله بها عریانین و اعتق بها نسمة [۲۳۵]
پیغمبر خدا (صلی الله علیه وآله ) آن دوازده درهم را با برکت معرفی کرد ، زیرا با پول کم ، کارهای مفید و ارزندهای انجام داد . امام سجاد (علیه السلام ) در مجلس اول دعای مکارم الاخلاق از خداوند ، خواهان چنین برکتی است : و وفر ملکتی بالبرکة فیه [۲۳۶] خدایا در مصرف مالم توفیقی به من بده که به برکت دست یابم تا بتوانم خدمت بیشتری به مردم بنمایم و مانند پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله ) مال اندکم واجد برکت و افر گردد .
ساده زیستی و ایثار پیامبر عظیم الشاءن اسلام (صلی الله علیه وآله ) منشاء این همه برکات گردید و توانست با مال کم ، دلها را خوشحال و به خیر و شادی برساند . این شیوه کریمانه رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) برای امت اسلامی خصوصا شخصیتها و دولتمردان یک درس آموزنده است .
عمر با برکت
همانطور که خداوند ، برکت را در مال قرار داده ، عمر آدمی را هم با برکت ساخته است در دعای مکارم الاخلاق از صحیفه میخوانیم که حضرت سجاد (علیه السلام ) میفرماید :
و عمرنی ماکان عمری بذلة [۲۳۷] فی طاعتک [۲۳۸] خدایا تا زمانی که عمرم در پیروی از امر و نهی تو مصروف میگردد مرا از نعمت طول عمر بهره مند فرما (بذله در لغت به معنای لباس کار ، آمده است )
تشبیه عمر به لباس کار در کلام امام (علیه السلام ) بسیار بلیغ و لطیف و گویا پارهای از حقائق است . امام سجاد (علیه السلام ) عمری را از خداوند میخواهد که در تمام دروان زندگی ، مانند لباس کار و خدمت در برش باشد . معمولا کارگر وقتی کارش پایان پذیرفت لباس کار را از تن بیرون میآورد ولی امام (علیه السلام ) از خدا خواسته است ، عمرش مانند لباس کاری باشد که پیوسته در برداشته و تازنده است در طاعت و بندگی خدا باشد و از بدن بیرون نیاورد . عمر نی ما کان عمری بذلة فی طاعتک بارالها به من عمر طولانی عطا کن تا عمرم در همه احوال و در تمام شبانه روز ، در خواب و بیداری در اطاعت و فرمان تو باشد ، اینگونه عمر ، در نزد حضرت سجاد (علیه السلام ) لباس طاعت بسیار پر قیمت است از این نظر که هیچ گاه از او جدا نمیشود ، به گونهای که اگر عمر ، گاهی در طاعت الهی صرف شود و گاهی در عصیان و گناه سپری گردد در نزد آن حضرت لباس اطاعت نیست و ارزش و برکتی ندارد .
عمر هدیه الهی است
عمر هدیهای است از طرف خداوند ، در صورتی که انسان از آن استفاده بهینه کند و آن را در راه طاعت خداوند و خشنودی وی سپری نماید و گذر عمر را وسیله تعالی و تکامل جان خود قرار دهد و به انجام عمل نیک موفق گردد ، خداوند زندگی دنیا را در اختیار بشر قرار داده تا بهترین اعمال را به وسیله آن انجام بدهد . در قرآن میخوانیم : الذی خلق الموت و الحیوة لیبلوکم الکم احسن عملا[۲۳۹]
خداوند مرگ و حیات را آفریده است تا شما را آزمایش کند ، کدام یک از شما عملتان بهتر است ، امام عصوم عمر را وسیله اصلاح امر آخرت میداند و برای آن میخواهد و از خداوند آن را طلب میکند ، چه ، آخرت را خانهای ابدی و پایدار تلقی مینماید . این موفقیت را از خداوند زیر سایه زندگی سعادت بخش دنیا تقاضا دارد ، زندگی دنیا را میخواهد ، اما برای تحصیل خیرات و ارزشها ، برای ازدیاد امور زیبا و خوبی که سعادت و خوشبختی انسان را در برداشته باشد .
در دعای ایام هفته آمده است : و اجعل الحیوة زیادة لی فی کل خیر . [۲۴۰] بارالها ، زندگی را برای من مایه برکت و نیکوبختی قرار بده ، که بتوانم هر جه بیشتر به کار خیر توفیق یابم و از عمرم بهرمند گردم و به کارهای مهم و اساسی بپردازم . چه بسا افراد لایق و بزرگواری که شایسته کارهای بزرگند و با ایمانی که دارند از خداوند تقاضای توفیق انجام کارهای مهم را دارند و میخواهند کارهای غیر مهم بدست دیگران انجام گردد .
صرفه جویی در عمر
امام سجاد (علیه السلام ) در صحیفه سجادیه میفرماید : واکفنی ما یشغلنی الاهتمام به . [۲۴۱] بارالها : کفایت کن مرا ، در کارهایی که اگر بخواهم خود اقدام کند ، از کارهای مهم و اساسیم باز میمانم . امام (علیه السلام ) از خداوند تقاضا میکند که اسبابی فراهم نما که بدون صرف وقت و تضیع عمر ، آن کار انجام شود ، کاری که هدف ، انجام عمل است و ویژه شخصی معینی نیست . چه بسیارند افرادی که لایق و شایسته اعمال بزرگند ، اما در طول زندگی قسمت مهمی از عمر گرانقدرشان صرف کارهایی میگردد که دیگران هم میتوانند به نیابت از آنها انجام دهند و اینان وقت خود را در اعمالی مهم تر صرف نمایند . این گروه میتوانند به پیروی از امام سجاد (علیه السلام ) دعا کنند و صمیمانه از خدا بخواهند که مسبب الاسباب وسیله انجام این امر را فراهم آورد ، که دعای آنها واجد شرایط استجابت باشد و مقبول درگاه باری تعالی واقع شود و مستجاب گردد ، که قسمت مهمی از سرمایه عمرشان تلف نخواهد شد و میتوانند آن را در راهی به کار برند که موجب تعالی روح و تکامل معنوی آنان گردد و به مدارج عالی تری دست یابند .
یک نمونه
جوانی شایسته و لایق برای ادامه تحصیل و نیل به مدارج عالی علمی از زاهدان به تهران آمده و با جدیت مشغول درس است . مادرش در زاهدان بیمار میشود به طوری که اگر به وی نرسند دار فانی را وداع میکند . طبیب بر بالینش میآورند و نسخهای میدهد ولی داوی آن را فقط در بیمارستان معینی در تهران میتوان تهیه نمود ، نسخه را مسافری که با هواپیما عازم تهران است با خود میآورد ، که به فرزند آن مادر بیمار برساند و آن دارو را زود تهیه کند و به زاهدان ببرد ، دارو تهیه میشود ولی این محصل محترم در این فکر است که اگر بخواهد خود ، دارو را به زاهدان ببرد حداقل یک هفته عمرش در این شهر مصرف میگردد و به دید و بازدید باید سرگرم شود و در نتیجه از درس و حضور در کلاس باز میماند ، چون آن محصل مردمی الهی است و علاقه مند به شؤ ون معنوی ، همانطور که در خیابان راه میرود ، متوجه ذات اقدس باری تعالی میگردد و به یاد دعای امام سجاد (علیه السلام ) میافتد و عین دعا را به زبان میآورد و یا آنکه فارسی آن را به خدا عرض میکند :
واکفنی ما یشغلنی الاهتمام به یعنی بارالها تو مرا کفایت کن و کاری کن که من به این قضیه اشتغال نیابم و وقتم به هدر نرود و دگری این دارو را به زاهدان برساند . طولی نمیکشد که در خیابان با مرد محترمی از اهل زاهدان که در همسایگی آنان سکونت دارد برخورد میکند و پس از سلام و احوال پرسی ، محصل به او میگوید مادرم بیمار شده ، نسخه او را به وسیله مسافر هواپیما به تهران فرستادهاند ، من دواء را تهیه نمودهام و نمیدانم چه کنم که هر چه زودتر این دواء به مادرم برسد . آن مرد محترم زاهدانی میگوید دو ساعت دیگر من با هواپیما عازم زاهدانم . دارو را با کمال علاقه مندی به مادرت میرسانم ، شما از این نظر تشویق خاطر نداشه باشید دارو را به او میدهد ، خداحافظی میکند ، آن مرد هم در موعد مقرر به زاهدان میرود و دارو به موقع به دست مادرش میرسد و موجبات درمان فراهم میگردد .
این است معنی دعاء امام (علیه السلام ) که در پیشگاه الهی عرض میکند : بارالها ! تو کفایت کن مرا از آن چیزهایی که اگر خودم به خواهم به آنها اشتغال پیدا کنم و آنها را انجام دهم وقت مرا میگیرد و از کار اساسیم باز میدارد . [۲۴۲]
انسان موفق
انسانهایی را میشناسیم که در طول زندگی همواره موفق بودهاند و با تاءییدات الهی زندگی کردهاند گرچه به ظاهر عمر آنان معمولی ، بلکه از معمولی هم کمتر بوده است ولی از حیث آثار و برکات ، به درازای عمر جهان ، حیاتی مفید داشتهاند و ثمرات جاودانگی عمرشان آنچنان انقلاب و فکری در جهان به وجود آورده که باب سعادت و راه تعالی و تکامل را برای همیشه به روی بشریت گشودهاند .
آثار جاودانه
با یک نگاه اجمالی به تاریخ حیات پیامبر معظم اسلامی (صلی الله علیه وآله ) و آثار جاودانه زندگی با برکت آن حضرت ، نمونه بارز عمر با برکت را به عینی میبینیم . پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) شصت و سه سال در این جهان بیشتر درنگ نکرد ، از این مدت ، بیست و سه سال موفق شد و به تربیت و تهذیب نفوس و تعلیم و آموزش انسانهای مستعد بپردازند و این در حالی بود که سیزده سال آغاز بعثت ، پیوسته درگیر معاندین ، بت پرستان و ده ساله بعد در مدینه گرفتار مشکلات جنگ بوده ، خدا میداند چه فشارهای سیاسی و اقتصادی فراوانی را آن حضرت تحمل کرد ، که از همه جانکاه تر آزارها و شکنجههای روحی بود .
ایمان راسخ و توحید خالص آن حضرت از یک طرف و عزم پولادین و آسیب ناپذیری حاصله از ندای آیه فاستقم کما امرت [۲۴۳] هر لحظه بر صلابت و امیدواریش یم افزود ، آن بزرگوار را مانند کوهی محکم او استوار نگه میداشت به طوری که در تمام جبههای مبارزه با کفار و بت پرستان در این بخش را عمر مبارکش پیروز گردید . اما بعد از هجرت از مکه معظمه به مدینه منوره که ده سال به طول انجامید تا حدودی از بحران کاسته شد و آرامش نسبی در زندگی ایشان پدید آمد با اینکه بخش مهمی از وقت گرانبهای آن بزرگوار را جنگها اشغال میکرد ، معذلک توانست در فرصتهای کم ، اما مفید و پر تحرک ، معارف سعادت بخش عالی اسلام را برای مردم بیان کند ، برنامههای اخلاقی و اجتماعی انسان ساز آسمانی را تبیین فرماید و ارزشهای فراوانی را برای ارتقای فرهنگ بشریت به ارمغان آورد دهها قرن است که بشریت از برکات و ثمرات حیات بخش معنوی و مادی رسول الله (صلی الله علیه وآله ) به طور مدام بهره مند است و در آینده هم برکات وجود ایشان استمرار خواهد داشت .
زندگی ائمه طاهرین سلام الله علیهم نیز برکات بسیار مهمی به همراه داشت ، گرچه به ظاهر آن بزرگواران ، عمری طولانی نداشتند و دشمنان بشریت به عمر مبارک آنان با کشتن و مسموم کردن خاتمه دادند و آن بزرگواران را به شهادت رساندند ، اما همین حیات اندک ، چراغ فروزانی شد برای نیک بخت و تعالی جامعه ، نهضت علمی و کرسی تدریسشان ، فضای جوامع بشری را تا افق بیکران روشن ساخته و به کاشانه تاریک بشریت نور بخشید .
به حقیقت آنها پایه گذار تمدن جهان و پشتوانه بسیار محکمی برای نظم زندگی فردی و اجتماعی بودند و شاگردان محضر آن پیشوایان راستین ، مکتب فکری و فقهی آنان را ، سینه به سینه به نسل بعد از خود منتقل کردند و تا جهان باقی است ادامه خواهد داشت .
رمز باقی ماندن آیین پیامبران
تحول و تمدنی که از برکت وجود انبیاء بویژه پیامبر عظیم الشاءن اسلام (صلی الله علیه وآله ) و جانشینانش در جهان پدید آمد در دنیایی که شهوات و غرائز حیوانی بشر ، تعادل خود را از دست داده و امروز در چند قدمی پرتگاه سقوط قرار گرفته ، تنها نقطه امید و راه صلاح و فلاح است .
نکته قابل توجه بقای آیین انبیاء و خصوصا پیامبر عظیم الشاءن اسلام (صلی الله علیه وآله ) این است که هدف آنان از زندگی ، تحصیل کمالات معنوی و تهذیب نفس بوده و با تحمل سختیها و تلخیها ، سرانجام در راه آن جان باختند . غرض آنها هرگز از زندگی دنیا ، خوش گذرانی و کامرانی نبوده و به رسیدن حکومت دنیا نظر نداشتند . آنچه به مردم در مقام موعظه میگفتند ابتدا خود به آن عمل میکردند و همین امر سبب باور و ایمان مردم میشود ، رمز بقای دین ، اعتقاد و باور مردم به رهبری دینی است پیامبر معظم و امیرالمؤ منین (علیه السلام ) به آنچه میگفتند ، عمل میکردند . علی (علیه السلام ) در زمان حکومتش نامهای به یکی از استانداران مینویسند : [۲۴۴] بدانکه رهبر شما از دنیا به دو جامعه کهنه و به دو قرص نان اکتفا کرده الا وان امامکم قد التفی من دنیاه بطمریه و من طعمه بقرصیه [۲۴۵]
به راستی امام المتقین چنین بوده ، گفتارش را در عمل ثابت کرده است . آری آن حضرت میفرماید : و انما هی نفسی اروضها بالتقوی لتاتی امنة یوم الخوف الاکبر[۲۴۶]
این منم که همت و اندیشه خود را مصروف بر این داشتهام که خویشتن خویش را با پرهیزکاری تربیت نموده تا در روز خطرناک قیامت احساس امنیت کند و در محل لغزشگاه استوار بماند .
عمر بی برکت
عمر انسانها متفاوت است ، برای بعضی وزر وبال است و برای صاحبش جز شر و فساد و بدبختی و خیانت ، ثمر دیگری ندارد ، چون کلمه خبیثهای است که برای او ثبات و قراری نمیباشد . با توجه به وسعت مفهوم کلمه خبیثه ، میتوان گفت عمر ، وقتی تواءم با کفر و شرک باشد . این عمر خبیث است . مانند درخت خشک و زشتی است که بر اثر بی ریشگی ، رشد و نمو ندارد ، نه برگ ، نه گل ، نه میوهای دارد .
بی خاصیت محض است که تنها به کار سوزندان میآید و اگر سوزانده نشود ، مزاحم ، مجروح کننده و آزاردهنده هم هست .
بسوزند چوب درختان بی بر
سزا خود همین است بی حاصلی را
خداوند متعال میفرماید : و مثل کلمة خبیثة کشجرة خبیثة اجتثت من فوق الارض ما لها من قرار [۲۴۷] کلمه کفر و نفاق همانند درخت ناپاکی است که از زمین کنده شود و روی زمین افتد و قرار و ثباتی ندارد .
بنابراین عمر بی برکت ، مانند کلمه خبیثه و ناپاکی است که فایدهای بر آن مترتب نیست ، بلکه برای صاحبش و جامعه ، زیان بخش است و مرگ جرم او را تخفیف میبخشد و مردم را از شر او راحت میکند . در دعا میخوانیم خدایا :
(اگر حیاتم موجب سعادتم نیست ) مرگم را سبب راحت شدنم از هر گناهی قرار بده و الوفات راحة لی من کل شر[۲۴۸] در دعای صحیفه سجادیه امام زین العابدین (علیه السلام ) آمده است :
فاذا کان عمری مرتعا للشیطان فاقبضنی الیک [۲۴۹] آن حضرت از پیشگاه الهی در خواست میکند بارالها : هر گاه عمرم چراگاه شیطان شود به آن پایان ده و جان مرا بگیر ، پیش از آن که خشم و غضب بر من مستولی و استوار گردد .
پرواضح است که اگر عمر انسان ، چراگاه شیطان شود ، میدان فعالیت شیطان بسیار وسیع خواهد شد همان طور که حیوانات اگر در چراگاه رها باشند ، به هر طرف که بخواهند میروند و از هر گیاهی استفاده میکنند حتی به نهال هائی که تازه جوانه زده است رحم نمیکنند و میکنند و میخورند .
و ای از آن وقتی که شیطان بر انسان مسلط شود و در مرتع اندیشه آدمی رخنه کند ، آنجاست که راه هزاران گناه را بر انسان باز میکند ، چرا که شیطان ، دشمن دیرینه آدمی است . هر زمان بتواند با وسوسه ، اغواء میکند . خداوند منان ما را به دشمنی با شیطان دستور داده و فرموده : ان الشیطان الکم عدو فاتخذوه عدوا[۲۵۰]به راستی شیطان دشمن شماست شما هم او را دشمن بدارید .
کیفر گناه در حدیثی از ابی حمزه ثمالی روایت شده که امیرالمؤ منین فرموده : اعوذبالله من الذب التی تعجل الفناء[۲۵۱] به خدا پناه میبرم از گناهانی که در نابودی (گناهکاران ) شتاب میکند .
ابن کوا که در زمره دشمنان و از خوارج بود . پیوسته میخواست که ایرادی بر گفتار و یا کردار حضرت امیر (علیه السلام ) بگیرد ، از جا برخاست گفت : یا علی مگر گناهی هست که در نابودی شتاب میکند ؟
فقال : نعم : ویلک قطیعه الرحم بنابراین عمری که به گناه سپری شود برکت ندارد و به دست فنا و نابودی سپرده میشود .
کیست که نخواهد مال و عمرش بابرکت باشد ؟
از جمله چیزهایی که خداوند در آن برکت فراوان قرار داده زکات است ، زکات با استناد به روایات اهل بیت طاهرین دارای برکات فراوانی است ، روان انسان را از اخلاق رذیله و پست مانند : بخل حرض و قساوت پاک میکند و مال را برکت میدهد .
امیرالمؤ منین فرمود : اگر میخواهی مالت زیاد شود زکات بده و اگر میخواهید تندرست و سلامت باشی صدقه زیاد بده [۲۵۲] صدقه باعث ادای دین و زیادی مال نیز میگردد و در زندگی برکت میآورد ، در بسیاری از روایات صدقه به معنی زکات آمده است . بنابراین با انجام این فریضه الهی هم مال زیاد میشود و هم زندگی شیرین و گوارا میگردد
علی التحقیق زکات عمل صالح است هر کس عمل صالح انجام بدهد خدا زندگی گوارا به او میدهد . من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤ من فلنحیینه حیاة طیبة [۲۵۳] هر کس عمل صالح و شایسته بجا آورد ، ما به او زندگی پاکیزه میدهیم .
انسانی موفق است که عمر خود بهره کافی میگیرد زیرا عمر سرمایه نقدی است که هر کسی در اختیار دارد و میتواند از آن سود کلان ببرد عمر انسان عالیترین هدیهای است که از جانب خداوند به او عطا گردیده است و میتواند با این سرمایه گرانقدر کالایی چون توحید ، ایمان ، فضیلت ، مغفرت و پاکی تحصیل کند و یا شرک ، ریا ، رذیلت و ناپاکی . واقعا اختیار کدام یک به منطق عقل نزدیک تر است ؟ !
متاع کفر و دین بی مشتری نیست
گروهی این گروهی آن پسندند
عن ابی الحسن (علیه السلام ) قال : الدنیا سوق ربح فیها قوم و خسر آخرون [۲۵۴]
امام هادی (علیه السلام ) فرمود : دنیا بازاری است که بعضی در آن سود میبرند و بعضی زیان میکنند دنیایی که در آن زندگی میکنیم درست مانند بازاری است که انسان وارد آن میشود ، پیوسته معاملاتی در آن انجام میگیرد که از نظر خردمندان بعضی سودآور و برخی زیان بخش علی (علیه السلام ) در این مورد برای رهنمایی مردم به تجارت سودمند و نافع فرموده :
لا تجارة کالعمل الصاح و لا ربع کالثواب [۲۵۵] هیچ تجارتی مثل عمل صالح نیست و هیچ سودی همانند اجر الهی نیست .
تجارت نجات بخش
بعثت پیامبر الهی در این جهان برای آگاه ساختن مردم و رهایی آنان از ضلالت و گمراهی بودن است تا در این آشفته بازار دنیا از سرمایه عمر بهترین استفاده را ببرند و یا با امتعه سود آور آن را مبادله نمایند .
یا ایها الذین آمنوا هل ادلکم علی تجارة تنجیکم من عذاب الیم یؤ منون باالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم ذالکم خیر لکم ان کنتم تعلمون [۲۵۶]
ای دین باوران آیا (یم خواهید) شما را راهنمایی کنم و تجارتی که از عذاب دردناک نجاتتان بخشد ، آن تجارت این است که ایمان بیاورید به خدا و رسولش و با مال و جانتان در راه او جهاد کنید این برای شما اگر بدانید از هر تجارتی بهتر است .
برکات ذاتی و اکتسابی
خداوند متعال بعض از مخلوقات را ذاتا و اصالتا با برکت آفریده است ، مانند گوسفند و آب که برکت همراه با آفرینش آنهاست و همواره وجود آنها برای انسان برکت میآورد . گاهی خداوند اعطای برکات را به اعمال و صفات بندگانش مرتبط نموده است مثلا اگر مردم زکات بدهند ، اگر در زندگی تقوی و عدالت داشته باشند ، خداوند متعال سراسر عمر و مالشان را با برکت میسازد . برکت آسمانی و زمینی را در اختیارشان میگذارد . در این زمینه آیات فراوانی در قرآن دربارهٔ تحصیل تقوی و امر به آن مانند یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله [۲۵۷] به چشم میخورد و نیز در نهج البلاغه جملاتی که امر به تقوی و سفارش به تقوی چون فاتق الله و اوصیک بتقوی [۲۵۸] فاوصیکم [۲۵۹] عباد الله بتقوی الله فراوان دیده میشود . حضرت امام رضا (علیه السلام ) فرموده : علیکم بتقوی الله و الورع و الاجتهاد و اداء الامانة و صدق الحدیث و حسن الجوار فبهذا جاء محمد (صلی الله علیه وآله ) بر شما باد به تقوی الهی و کوشش در طاعت و بندگی (اداء امانت ) امانت داری و راستگویی و حسن همجواری که اینها اساس رسالت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله ) است . و آمدن پیامبر (صلی الله علیه وآله ) به همین خاطر بوده است . تقوی پایه محکم برکات الهی است . در روایات آمده است عدالت و تقوی ، برکات را افزایش میدهد . قال امیرالمؤ منین (علیه السلام ) بالعدل تضاعف البرکات با اجرای عدالت ، برکات مضاعف میشود هم چنانکه با دادن زکات ، برکات الهی مضاعف میگردد و نعمتهای خداوند برای بندگانش فراوان میشود .
در حدیثی از حضرت امام رضا (علیه السلام ) میخوانیم : خداوند متعال به یکی از پیمبران وحی فرستاد که خشنودم از بندگانی که از من پیروی میکنند و هنگامی که من از آنها خشنود باشم ، به زندگی آنها برکت میدهم ، برکتی که نهایت و پایانی ندارد و اذا رضیت بارکت و لیس لبر کتی نهایة [۲۶۰]
خداوند راضی میشود از آن بندگانی که او را از جان و دل پیروی میکنند و برکیت به آنها عطا میفرماید که هرگز تمام نمیشود پروردگارا برکات بی کرانت را بر ما نازل فرما اللهم انزل علینا من برکاتک با بینا فرازی از دعای مبارک سمات ، تیما و تبرکا به این بحث پایان میدهیم ، باشد که از برکت روح بخش آن ، فضای روح و عمق جانمان با عرفان و شناخت دعا ، صف و نورانیتی پیدا کند . الهی و ببرکاتک التی بارکت فیها علی ابراهیم خلیلک (علیه السلام ) فی امة محمد (صلی الله علیه وآله )[۲۶۱]
الها به برکات کاملی که به واسطه ابراهیم خلیل (علیه السلام ) به امت حضرت محمد (صلی الله علیه وآله ) عطا فرمودی و برکاتی که بواسطه حضرت استحق و عیسی و یعقوب در امتان و پیروان آنان نازل کردی و از همه کامل تر برکت و رحمتی که به واسطه حبیبت حضرت محمد (علیه السلام ) در میان عترت و ذریه و امتش عطا نمودی .
و بارکت الحبیبک محمد (صلی الله علیه وآله ) فی عترته و ذریته و امته توای خدا با همان تجلیات درود فرست بر محمد و آل محمد ، برکت و رحمت عطا کن محمد آل محمد بهترین درود و برکت و رحمتی که بر ابراهیم و آلش فرستادی ، همانا که تو ستوده صفات و بزرگوار و مقتداری که هر چه اراده کنی انجام میدهی .
و انتبارک علی محمد و آل محمد و ترحم علی محمد کافضل ما صلیت و بارکت و ترحمت علی ابراهیم انک حمید مجید فعال الما ترید و انت علی کل شی ء قدیر . [۲۶۲]
رابطه تقوی و برکات آسمانی
خداوند متعال بین تقوی و برکات خود ، رابطهای مستقیم بر قرار نموده است و نزول برکات آسمانی و زمینی را به داشتن تقوی مشروط کرده است . در آیه ۹۶ سوره اعراف میخوانیم :
و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض . [۲۶۳] اگر اهر شهرها و روستاها ایمان آورند و تقوی پیشه کنند ، درهای رحمت و برکات آسمان و زمین را بر آنان میگشاییم.
برکات الهی هنگامی زندگی فرد و جامعه را فرا میگیرد و آباد و پر رونق میکند که پایه و اساس زندگانی آنان بر تقوی بنا گردیده باشد .
به موجب وعده آسمانی در هر جامعهای که ایمان و تقوی حاکم باشد ، خیر و برکت در آن راه مییابد ، فقر و فلاکت از میان میرود و امنیت و آرامش برقرار میشود .
در نهج البلاغه آمده است فمن اخذ بالتقوی غربت عنه الشدائد بعد دنوها [۲۶۴] هر کس تقوی و پرهیزکاری پیشه کند ، سختیها و مشکلات بعد از نزدیک شدن از آنها دور گردد پس از آن فرمود : و تفرجت علیه النعم بعد نضوبها و بلعت علیه البرکة بعد ارذاذها[۲۶۵]
تلخیهای زندگی شیرین سود ، برکات فراوان (الهی ) بر او بجو شد ، به دنبال باران اندک از باران رحمت و با برکت ، بهره مند گردد ، آری اتصاف انسان به تقوی سبب برکت میگردد ، بدیها و زشتیها و تلخی و ناکامیها را از جامعه انسانی دور میکند ، دشواریها و رنجها را برطرف و زندگی را آسان مینماید .
و خشکسالی و تنگ دستی و گرانی را با ابر کرامت و باران رحمت از بین میبرد ، امواج فتنه و فساد را ریشه کن میکند ، مهر و محبت و وحدت برداری جای آن را میگیرد ، عدل و انصاف حاکم میشود ، زندگی اجتماعی تعدیل میگردد و به مقتضای عدالت اجتماعی فقرزدایی که خواسته مصلحین جامعه است عملی میشود ، تحقق این امور در جامعه نشانه قدرت و تقوای متقین است نفاقهای مالی همچون خمس ، زکات ، صدقات ، موقوفات ، نشانه دیگر پرهیز کاران است که اگر به مالشان حقی تعلق گرفت ، با طیب نفس و آرامش خاطر میپردازند ، چنانچه مالشان مشمول زکات گردید بلافاصله قبل از آنکه در مال زکوی تصرف کنند ، اول زکات آن را جدا میکنند و به مستحقین میرسانند با انجام این وظیفه سبب استحکام بنای جامعه و موجب نزول برکات میگردند ، در این هنگام است که خداوند متعال خشنود میشود و دریچه رحمت و نعمت را بر بندگانش میگشاید و برکتی به آنها عطا میفرماید که نهایت و پایان نخواهد داشت .
به امید آن روز که مسلمانان با درک حقایق اسلام و عمل به دستورات آن ، به کمال انسانی و برکات مادی و معنوی برسند .
با کمال تاءسف باید اعتراف کنیم : در این روزگار ، به جای برکات مضاعف ، سلب برکات در جامعه رو به افزایش است ، چرا که جنایات و عصیان بشر رو به افزایش است ، زیرا بی تقواییها و منع زکاتها و ارتکاب معاضی و گناهان ، قطعا برکات را از بین میبرد .
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) میفرماید : قال اذا ظهرت الجنایات ارتفعت البرکات [۲۶۶] هرگاه گناهان بزرگ آشکار و علنی گردد ، برکات (از میان جامعه ) میرود .
برکات در سایه زکات درخت ایمان و تقوی شاخههایی دارد ، همچون نماز و روزه و حج که یک شاخه اش زکات است . قطعا هر کس زکات بدهد رستگار میشود و برکات آسمان و زمین نصیب او میگردد ، کمالیکه اگر بخل ورزد و از پرداخت زکات خودداری کند مستحق عذاب و سلب برکات میشود .
در آیات قرآنی به سرگذشت اقوامی همچون قوم هود ، صالح ، شعیب و نوح برمی خوریم که دراثر فساد و بی ایمانی به چه سرنوشت شوم و زشتی گرفتار شدند ، تفکر در این سرگذشتها به قدر کافی برای ما عبرت انگیز است . که عمل نکردن به یک دستور الهی چه زندگی نکبت باری را به دنبال خواهد داشت تا چه رسد به طغیان و سرکشی از عبودیت پروردگار عالم .
کشاورزانی که گندمهای زکات نداده را به سیلوها تحویل میدهند . سپس آرد و نان از آن تهیه میشود ، وضیع و شریف شهر نشین و ده نشین آن را مصرف میکنند آیا کمترین اثر آن این نیست که حضور قلب را از بین میبرد و دعا مستحباب نمیشود ؟
در حالی که اگر مردمی که در این شهرها و بخشها و روستاها زندگی میکنند ، به جای بخل ، فساد و تکذیب آیات پروردگار ، ایمان و تقوی پیشه میکردند و در پرتو ایمان و عمل صالح به مستمندان احسان مینمودند و احکام قرآن را برنامه زندگی خود قرار میدادند ، نه تنها رابطه آنها با پروردگارشان قطع نمیشد و مورد خشم و مجازات قرار نمیگرفتند ، بلکه از نعمات و برکات الهی متنعم و بهره مند میشدند ، در گفتاری از امیرالمؤ منین در نهج البلاغه میخوانیم که خداوند زکات را سبب فراوانی روزی (بندگانش ) قرار داده است . و الزکاة تسبیبا للرزق [۲۶۷] آری در پرتو زکات ، سعادت و خوشبختی ، و برکت و گشایش در زندگی است .
برکات اجتماعی زکات در روایات اهل بیت (علیه السلام ) ثمرات و فواید فراوانی برای فریضه زکات بیان شده برخی از آنها را بر میشمریم :
۱- حضرت امام رضا (علیه السلام ) در باب علت تشریع زکات فرمود است :
علة الزکاة من اجل قوت الفقراء و تحصیل اموال الاغنیاء لان الله تبارک و تعالی کلف اهل الصحة القیام بشاءن اهل الزمانة و البلوی کما قال عزوجل : لتبلون فی اموالکم اخراج الزکاة و انفسکم [۲۶۸] بتؤ طین الانفس مع الصبر [۲۶۹]
زکات از آن جهت تشریع شده که قوت فقراء تاءمین میشود و سبب تحصیل اموال برای اغنیاء میگردد . همانا خداوند تبارکت و تعالی آنان را که در ناز و نعمت و خوشبختی و سلامتی به سر میبرند ، موظف کرده که به زندگی فلاکت بار زمین خوردگان و مصیبت دیدگان اجتماع سرکشی کنند و از حال و روزگار سیاه آنان دلجویی نمایند .
خداوند فرمود : شما در مال و جانتان (در همین جهان ) آزمایش میشود (اصلا جهان برای بندگان خدا صحنه آزمایش است با داشتن و نداشتن مال آزمایش میشوند) زکات یک نوع امتحان است زیرا دادن مال در راله خدا صبر و مقاومت میخواهد ، همانطور که هنگام بلا و مصیبت امتحان دیگری است برای انسان .
حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام ) در حدیث مذکور ، فلسفه اجتماعی وجوب زکات را دو چیز بیان فرموده است :
اول : تاءمین زندگی فقراء و آسیب پذیران جامعه .
دوم : زیاد شدن اموال اغنیاء .
خداوند متعال متمکنین را مکلف فرموده که به حال افراد بی نوا و زمین گیر و مصیبت زده توجه کنند . تا در آزمایشگاه ایمان روسفید بیرون آیند ، چنانچه در قرآن مجید آمده خدا شما را با دادن زکات اموالتان و بردباری و آرامش روحی ، هنگام بلا و گرفتاری آزمایش میکند
قال الراوی سمعت ابا الحسن (علیه السلام ) یقول : انما وضعت الزکاة قوتا الفقراء و تو فیرا لاموال الاغنیاء[۲۷۰] را وی گفت : شنیدیم حضرت ابی الحسن (علیه السلام ) میفرمود : زکات موجب روزی فقراء و فراوانی ثروت اغنیاء میباشد .
رابطه زکات و برکات الهی در اجتماع
هنگامی که مؤ منین به فریضه زکات و عمل به آن پای بند پاشند و به این دستور قرآنی عمل کنند . برکات مادی و معنوی فراوانی نصیب جامعه میشود و آثار فزاینده آن در اجتماع پیدار میگردد . به گونهای که خداوند برکات آسمان و زمین را از هر سو به آنان عطا میکند .
بهره مند شدن از برکات زمین و آسمان در گرو ایمان و تقوی و عمل به دستورات الهی است . عمل به فریضه زکات یکی از نشانههای ایمان و تقوی است و رابطه مستقیم بین ایمان و تقوای و نزول برکات میباشد همانگونه که در آیه شریفه خواندیم و لو ان اهل القری امنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من اسماء و الارض [۲۷۱] مردمی که در شهرها و آبادیها زندگی میکنند اگر ایمان آورند و با تقوی شوند درهای رحمت و برکات آسمان و زمین را برای آنان میگشاییم .
این حقیقت که زکات و انفاق در راه خدا موجب برکت و فزونی مال میشود و دارای اجرا و پاداش فراوان میباشد جای انکار نیست ، قرآن کریم این مطلب را با صراحت بیان فرموده است :
مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله کمثل حبة انبتت سبع سنابل فی کل سنبلة ماة حبة و الله یضاعف لمن یشاء و الله واسع علیم [۲۷۲]
کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق میکنند ، مانند بذری است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه یکصد دانه باشد ، خداوند همین را هم برای هر کس که بخواهد (و شایستگی داشته باشد) مضاعف میگرداند .
شاید تعجب آور باشد که چگونه از یک دانه گندم مثلا هفت خوشه و در خوشه صد دانه گندم به عمل آید . صاحب تفسیر مجمع البیان مرحوم طبرسی به این نکته اشاره کرده و آن را تاءیید نموده تفسیر المیزان عملا به بار نشستن هفتصد دانه از یک دانه گندم را تحقیق پذیر میداند ، همانطور که قرآن این واقعیت را بیان فرموده و قابل تردید ندانسته است .
این همان برکتی است که خداوند در چیز کم قرار داده و به آن فزونی عطا میکند . در کشاورزی تجربه نشان داده و در جایی که با اسلوب صحیح ، بذر سالم و اصلاح شده در زمین مناسب کشت شود بیش از هفتصد دانه و دو برابر هم میتوان برداشت کرد چند سال قبل که سال پربارانی بود ، در مطبوعات این خبر انتشار یافت که در نواحی شهرستان بوشهر در پارهای از مزارع ساقههای گندم بسیار بلند و پر خوشه دیده شد که گاهی در یک بوته در حدود چهارهزار دانه گندم وجود داشت و این خود میرساند که تشبیه قرآن یک تشبیه کاملا واقعی است . [۲۷۳] قابل ذکر است که آیه شریفه عمومیت دارد و هر گونه انفاق واجب و مستحب در راه خدا را در بر میگیرد ، زکات دادن از بارزترین مصادیق انفاق در راه خداست . کسانی که در راه خدا به مستمندان کمک میکنند اگر چه با دادن زکات واجب باشد ، خداوند به آنان پاداش مضاعف میدهد .
قرآن کریم این حقیقت را در سوره روم آیه ۳۹ بیان کرده است : و ما اتیتم من زکاة تریدون وجه الله فاولئک هم المضعفون
آن چیزی که به عنوان زکات میدهید تنها خشنودی خدا را در نظر دارید (نزد خداوند صاحب پاداش بزرگ ) و اجر مضاعف میباشید .
نکته قابل توجه ، کلمه مضعفون در آیه ، معنی اسم در آیه ، معنی اسم فاعل (مضاعف کننده ) را نمیدهد ، بلکه به معنی صاحب اجر و پاداش چندین برابر است . چنانچه گفته شده رجل مقو یعنی مرد خیلی نیرومند و رجل مو سر یعنی صاحب ثروت فراوان [۲۷۴]
راغب در مفردات گفته : هر گاه کسی بگوید اضعفت الشی ء و ضاعفته معنایش تنها دو برابر نیست بلکه چندین برابر را هم شامل میشود . [۲۷۵]
زکات موجب فراوانی نعمت میشود
فی وصیة الباقر (علیه السلام ) لبحابر الجعفی : الزکاة تزید فی الرزق [۲۷۶]
در وصیت امام باقر (علیه السلام ) به جابر جعفی آمده است که : زکات روزی را زیاد میکند .
قال رسول الله (صلی الله علیه وآله ) : لا تزال امتی بخیر ما تحابوا و تهادوا ادوا الامانة و اجتنبوا الحرام و قروا الضیف و اقاموا الصلاة و آتوا الزکاة فاذا لم یفعلوا ذالک ابتلوا بالقحط والسنین . [۲۷۷]
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) فرموده : امتم پیوسته به خیر و سعادتند مادامی که به یکدیگر محبت و احسان کنند و امانت دار باشند و از کارهای ناشایست اجتناب نمایند و از مهمان پذیرائی کنند و نماز بپا دارند و زکات بدهند ، هرگاه به اینها عمل نکنند ، به خشکسالی و کمیاب شدن ارزاق عمومی گرفتار میشوند .
همانطور که پرداختن زکات سبب برکات و فراوانی نعمت میشود نپرداختن آن هم عکس العمل شدید دارد منشاء و آثار مسوء بسیار میشود که سلب برکت و کمبود نعمت یکی از آنهاست .
امام باقر (علیه السلام ) میفرماید : در کتاب (جدم ) علی (علیه السلام ) یافتم ، هرگاه از زکات جلوگیری کردند ، زمین برکتش را دریغ میکند و برکت از زراعت ، میوه و معادن به طور کلی برداشته میشود . [۲۷۸]
اذا منعوا الزکاة منعت الارض برکتها من الزرع و الثمار و المعادن کلهاقال امیرالمؤ منین (علیه السلام ) ان الله یبتلی عباده عند الاعمال السیئة بنقص الثمرات و حبس البرکات [۲۷۹]
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) فرموده : تحقیقا خداوند بندگانش را گاهی که کارنامه زشت ارائه کنند ، به کاهش میوهها ، بازداشتن برکات و منع خیرات (و بستن خزائن خیرات ) دچار و گرفتارشان میکند .
برکات اجتماعی زکات عن الحسن بن علی (علیه السلام ) قال : ما نقصت زکاة من مال قط امام حسن (علیه السلام ) فرمود : زکات ، سرمایه را هرگز کاهش نمیدهد ، با پرداختن زکات نه تنها کمبود و نقصائی در مال پدید نمیآید بلکه از اطراف و اکناف جهان از در و دیوار ، برکات و نعمات الهی بر مردم میبارد ، درهای رحمت گشوده میشود ، روند زندگی جامعه به سمت و سوی روشنایی شتاب میگیرد و آثار سعادت و خوشبختی و در اجتماع پدیدار میگردد .
برکات و آثار اجتماعی زکات ۱- پرداخت زکات زندگی را شیرین و سعادتمندانه میکند .
۲- با پرداخت زکات مال ، زمین برکت خود را ظاهر مینماید .
۳- ادای زکات ، امانت خداست ، خداوند متعال امر فرموده ، امانت را به صاحبش بدهید .
۴- ادای زکات ، سپاسگزاری از نعمت خداوند منان است .
۵- پرداخت زکات ، آینده درخشان و فراوانی ارزاق عمومی را نوید میدهد .
۶- پرداخت زکات ، ملاطفت و مهربانی به ناتوانان و وزیر دستان است .
۷- ادای زکات ، تقویت فقراء و هم بستگی با آنان است .
۸- ادای زکات ، حفظ اعتقادات فقراء و حفظ اموال اغنیاء میباشد .
۹- پرداختن زکات ، غضب خدا را از بین میبرد .
۱۰- پرداختن زکات موجب رستگاری فرد و اجتماع است .
۱۱- زکات پل اسلام است .
۱۲- زکات قوت فقراء و توانمندی ثروتمندان است .
۱۳- زکات ، چرک مال است . چرک را از بدن و مال باید دور کرد .
۱۴- زکات ، تنگدستی و فقرا را برطرف نموده ، عمر را طولانی میکند .
۱۵- زکات ، هفتاد نوع بلا را از انسان دور مینماید .
۱۶- زکات ، موجب استحکام و وحدت مسلمین است .
۱۷- پرداخت زکات ، عدالت اجتماعی را تحقیق میبخشد .
۱۸- زکات ، روزی را بیمه میکند
۱۹- زکات ، اتلاف مال نیست .
۲۰- زکات ، برکت میآورد و بلا را میبرد .
۲۱- زکات ، جزیه نیست .
آثار معنوی
۲۲- اغنیاء از دیده چهره رنجور فقراء به یاد فقر و بیچارگی آخرت میافتند . دیدن این منظره سبب موعظه و عبرت آنان میشود .
۲۳- ترغیب دولتمندان به شکر و سپاس خداوند متعال است به خاطر اموالی که خدا به آنان عطا فرموده ، که میتوانند موفق به کارهای خیر مانند زکات ، صله رحم و عیادت بیماران گردند .
۲۴- با تضرع و دعا از خدا میخواهند مانند تهی دستان مبتلا به فقر نگردند و زندگی شان دچار سرگردانی و تباهی نشود .
این آثار اجتماعی و معنوی زکات ، اندکی از بسیار است و شرح و بساط آن را میتوان در کتابهای مفصل همچون بحارالانوار و جواهرالکلام ملاحظه فرمائید .
در پایان این بحث داستان جالبی از شهید محراب آیة الله دستغیب قدس سره نقل میشود :
زکات آفات را از زراعت دفع میکند :
جناب حاج مرادخان حسن شاهی ارسنجانی نقل کردند ، در سالی که بیشتر نواحی فارس به آفت ملخ مبتلا شده بود ، به قوام الملک خبر دادند که مزارع شما در اطراف شهرستان فسا به واسطه ملخ از بین رفته ، قوام گفت باید خودم ببینم ، به اتفاق ایشان و مرحوم بنان الملک و چند نفر دیگر از شیراز حرکت کردیم . چون به مزارع قوام رسیدیم دیدیم تماما خوراک ملخ گردیده به طوری که یک خوشه سالم نمانده همین طوری که میرفتیم و تماشا میکردیم . به قطعه زمینی رسیدیم که تقریبا وسط مزرعه بود ، دیدیم محصول آن سالم و یک خوشه اش هم مورد حمله واقع نشده در حالی که محصول زمینهای چهار طرف آن به کلی از بین رفته بود .
قوام پرسید در این زمین چه وقت بذر پاشیدهاند و متعلق به کیست ؟ ! گفتند فلان شخصی که در بازار پاره دوزی میکند ، گفت میخواهم او را ببینم به من گفتند او را بیاور ، رفتم او را دیدم و گفتم آقای قوام تو را طلبیده ، گفت من با آقای قوام کاری ندارم اگر او با من گار دارد بیاید هر طور بود با خواهش و التماس او را نزد قوام آوردیم ، قوام از او پرسید فلان زمین بذرش از تو است و تو کاشتهای ؟ گفت : بلی ، قوام پرسید چه شده که ملخ همه زراعتها را خورده جز مال تو را ؟ گفت اولا من مال کسی را نخوردهام تا ملخ مال مرا بخورد ، و ثانیا من همیشه زکات آن را سر خرمن خارج میکنم و به مستحقیق میرسانم و مابقی را به خانهام میبرم ، قوام الملک او را آفرین گفت [۲۸۰] و از حالش سخت در شگفت شد .
زکات و اضاضه غیبی
داستان کربلایی کاظم ساروقی فراهانی را بیشتر روحانیون و مؤ منین شنیدهاند که در اثر افاضه غیبی ، دفعتا حافظ کل قرآن کریم گردید در حالی که سواد خواندن و نوشتن نداشت ، واقعه بهت انگیز و اعجاز گونه کربلایی کاظم در روزنامهها و مجلات وقت مانند اطلاعات ، کیهان ، مجله آسیای جوان ، سالمنامه نور دانش و روزنامه ندای حق در سالهای ۱۳۳۲ - ۱۳۳۴ - ۱۳۳۵ درج گردید و مراجع تقلید همچون آیة الله العظمی بروجردی قدس سره و آیة الله عظمی صدر قدس سره قضیه کربلایی کاظم را با امتحان حضروری و با اعجاب تاءیید فرمودند .
نگارنده در جلسهای که جمعی از علماء و بزرگان از روحانیت از جمله مرحوم آیة الله حاج شیخ مرتضی حایری یزدی اعلی الله مقامه تشریف داشتند حضور داشتم . در آن جلسه ، علماء از کربلایی کاظم آزمایشهای مختلف و دقیق به عمل آوردند و همگی تصدیق کردند بر اینکه نامبرده تسلط کامل به حفظ تمام آیات قرآن دارد و موجب شگفتی همگان گردید تا آنجا که بعضی از علماء (مرحوم آقای تربتی واعظ) آیاتی را جابجا کرد و کنار هم گذاشت و به کربلایی کاظم ارائه داد فورا گفت این آیه مربوط به فلان سوره و آیه دیگر در سوره اعراف است ، به هر حال داستان کربلایی کاظم یک حقیقت روشن بود و مورد قبول خاص و عام قرار گرفت ، بنده ایشان را در آن شب به حجره خود در مدرسه فیضیه مهمان کردم ، برای استفاده بیشتر ، چگونگی داستانش را جویا شدم و مشروحا بیان کرد از جمله فرمود : من در ساروق کشاورزی میکنم ، هر سال که محصول گندم را به دست میآورم ، سر خر من زکات آن را جدا کرده و از همان جا به مستمندان میرساندم و این کرامت الهی میتواند نتیجه عمل به فریضه زکات باشد . بار الها ما را از مؤ منین و عاملین به دستورات الهی قرار بده ، از برکات عمل به فرائض دینی نور ایمان و تقوای در قلوب ما بیافکن ، توفیق بندگی خالص و ترک گناه به ما مرحمت فرما .
بخش هشتم زکات عامل پاکی فرد و اجتماع
با زکات پاکسازی و خودسازی کنیم
جهاد اکبر
در کتاب وسائل الشیعه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) روایت شده است : ان النبی (صلی الله علیه وآله ) بعث سریة [۲۸۱]فلما رجعوا قال مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر ، فقیل یا رسول الله ما الجهاد الاکبر ؟ قال جهاد النفس [۲۸۲]
پیامبر معظم اسلام (صلی الله علیه وآله ) گروهی از مسلمانها را به جهاد روانه کرد ، چون با خستگی و کوفتگی بازگشتند ، فرمود : آفرین به جمعی که جهاد اصغر را انجام دادند ، ولی وظیفه دیگری بعهده آنهاست و آن جهاد اکبر است که باقی مانده است . عرض کردند یا رسول الله جهاد اکبر کدام است ؟ فرمود : جهاد بانفس .
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) در کلام کوتاهی میفرماید : الجاهد من جاهد نفس [۲۸۳] مجاهد واقعی کسی است که با هوسها و تمایلات نفسانی خود مبارزه کند .
دادن زکات در راه خدا ، مبارزه با هوسهای نفسانی و جنگ و ستیز با شیطان میباشد و علامتش این است که قبل از پرداختن زکات ، زکات دهنده به شدت زیر فشار و وسوسه شیطان قرار میگیرد ولی هنگامی که زکات را پرداخت و بر شیطان پیروز شد ، احساس سبکی و راحتی میکند .
اما این به این معنی نیست که شیطان اگر در یک مورد شکست خورد ، از اغواء و گمراه کردن بندگان خدا دست بردار باشد ، میبینیم شیطان مکنون خاطر خود را در برابر خداوند متعال آشکار مینماید و میگوید : به عزتت سوگند همه را گمراه میکنم قال فبعزتک لاغوینهم اجمعین [۲۸۴] از این گفتار ابلیس با آوردن نون تاءکید و کلمه اجمعین در آیه فهمیده میشود که او نهایت پافشاری را در تصمیم خویش دارد و تا آنجا که قدرت و توانایی داشته باشد میخواهد از راههای مختلف همه را به بدبختی بکشاند و در دام گمراهی بیندازد ، اما متوجه این حقیقت بوده که با همه ترفندهایش تعدادی از بندگان مخلص خدا را نمیتواند بفریبد و تحت تاءثیر و وسوسههای خود قرار دهد ، لذا به این واقعیت اقرار میکند که همه را به ضلالت و گمراهی میافکنم مگر بندگان با اخلاص تو را که نمیتوانم اغواء کنم الا عبادک منهم المخلصین [۲۸۵] مبارزین با شیطان در این میدان نبرد ، مجاهدین فی سبیل الله که از گمراهی شیطان در امانند
نمونهای از جهاد اکبر در قرآن
قرآن مجید صحنههای مهیج و مختلفی از جهان و مبارزه با نفس را در رابطه با پیامبران و اولیای الهی بیان میکند ، از جمله داستان حضرت یوسف و عشق سرشار زلیخا به آن حضرت است که همسر عزیز مصر تصمصم به کامجویی از یوسف گرفت و لقد همت به [۲۸۶] زلیخا قصد او را کرد و یوسف نیز اگر علم و آگاهی و تربیت انسانی (مقام عصمت ) نداشت مانند آن زن تصمیم میگرفت . در آیه شریفه میفرماید : و هم بها لولا ان رای برهان ربه [۲۸۷] و یوسف هم اگر برهان پروردگار را نیم دید همچون زلیخا قصد میکرد آری اگر دلیل روشن و محکم خداوند کمک نمیکرد . یوسف به همسر عزیز نزدیک میشد و قصد وی مینمود ولی جون پیامبر مجاهد است ، عصمت دارد و هرگز قصد گناه نمیکند ، حقا حضرت یوسف از این طوفان سالم بدر آمد و به جهاد اکبر موفق شد و از میدان مبارزه با نفس اماره رو سفید بیرون آمد . چرا که خود را به خدا سپرده و از او کمک خواسته بود که بدام شیطان نیفتد و به وسوسه او گرفتار نشود . این یک شاخه قوی و نمونه بارز جهاد اکبر در قرآن است که مشروح داستان در تفسیر سوره یوسف آمده است .
انفاق مال ، جهاد اکبر است
یک شاخه دیگر جهاد اکبر ، انفاق مال در راه خدا و مبارزه با حب مال است جای تردید نیست که مال نزد مردم از محبوبیت خاصی برخوردار است ، جدا شدن از محبوب ، کار آسانی نیست ، زکات و خمس دادن برای خدا ، جهان با نفس است ، در حیث پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) خواندیم که آن را جهاد اکبر معرفی فرمود ، که از جهاد با دشمن بزرگ تر است چه ، هنگامی بر دشمن پیروز میگردیم ، که جهاد اکبر به حقیقت در وجودمان تبلور پیدا کرده باشد .
آنچه در روایات میخوانیم : که با دادن زکات ، مال خود را از خطر نابودی محافظت کنید . تنها حفظ مال هدف نیست بلکه مقدمهای است که با ادای زکات ، خمس و صدقه ، جسم و جانتان را پاکیزه کنید و از دست برد دشمن مکار حفظ نمایید . و از پیروی هوای نفس آن را به رهایند .
بنابراین هر کس وجوهات مالی خود را همچون زکات و خمس ، با طیب نفس و خوشدلی بپردازد ، علاوه بر بهره گیری از برکات مادی و ثمرات آن ، روح و روان خود را از آلایش پاک کرده و موجب پوشش گناهان و آزادی و آتش دوزخ میگردد .
نتیجه آنکه پرداختن واجبات مالی ، سلامت روح انسان را تضمین میکند ، گرچه در زندگی اجتماعی هم میتواند آثار مادی داشته باشد ولی از نظر خودسازی و پرورش مکتب تربیتی که فلسفه وجودی انفاق است و آثار بالنده و آن و موجب برکت در مال و تندرستی است منافاتی ندارد .
در این حدیث ارزنده که ابی امامه از پیامبر معظم اسلام (صلی الله علیه وآله ) نقل کرده میخوانیم که آن حضرت در اجتماع مسلمانان فرمود : ایها الناس انه لانی بعدی و لا امة بعد کم فاعبدوا ربکم و صلوا خمسکم و صوموا شهر کم وحجوا بیت ربکم و ادوا زکاة اموالکم طیبة بها انفسکم و اطیعوا ولاة امرکم تدخلوا جنة ربکم [۲۸۸]
رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرموده : ای مردم به حقیقت (بدانید) پیامبری بعد از من دیگر نخواهد آمد و نیز بعد از شما هما امتی (به نام امت اسلام ) نخواهد بود (قدر و شاءن خود را بشناسید) پروردگارتان را پرستش کنید ، نماز پنجگانه به جا آورید ماه رمضان روزه بگیرید ، حج و زیارت مکه معظمه را انجام دهید ، زکات اموالتان را بپردازید جانتان پاک و پاکیزه میگردد ، از فرمانروایانتان پیروی کنید ، به بهشت پروردگارتان رهسپار میشوید ، آری بال خصوص رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله ) فرموده زکات بدهید به سبب آن گوهر جانتان از آلودگی پاک میشود . در نهج ابلاغه آمده است : همانا خداوند نماز و زکات را قرین یکدیگر قرار داده است (تا برای مسلمانها اهمیت زکات نسبت به بقیه واجبات معلوم گردد اهمیت تا این اندازه است که کرارا در جای قرآن موضوع نماز و زکات در کنار هم به چشم میخورد و شش آیه مخصوص حکم زکات مستقلا آمده است .
انفاق سبب پاکی جامعه میشود انفاق امری همگانی میباشد که بخش مهم زندگی و سلامت اجتماع به آن بستگی دارد ، اسلام برای پیش رفت بسیاری از امور به انفاق مادی و معنوی در برنامههای اجتماعیش تکیه کرده و آن را مورد تاءکید قرار داده است . در آهی نهم سوره منافقون خداوند فرموده :
ای مؤ منان اموال و فرزندانتان شما را زیاد خدا غافل نکند ، آن کس که غفلت کند زیان کار است . سپس میفرماید : و انفقوا مما رزقناکم [۲۸۹] از آنچه روزیتان کردهایم انفاق دارد .
آیه مبارکه به دو نکته اشاره دارد .
اول : برقراری ارتباط مؤ منان از طریق بندگی با خداوند متعال که این ارتباط با غفلت از خدا قطع میشود .
دوم : رابطه نزدیک و مستمر با خلق خدا از راه بخشش و کمک به بی نوایان ، ارتباط و دوستی بیناانسانها در حقیقت پیوند با خداست .
جمله مما رزقناکم گویای آن است که همه روزیها و نعمتها از آن خداست و از امواهب دائمی اوست . انسان بخشنده باید خوشحال باشد که خدا او را امین دانسته تا امانت او را به بندگان محتاج بدهد و از برکات و نتایج احسانش در هر دو جهان بهره مند گردد . اسلام میخواهد تفکر و فرهنگ انفاق در بین جامعه مسلمین رواج پیدا کند و مسلمانان به آن ایمان و اعتقاد راسخ داشته باشند ، تا روح آنها از بخل و حسد پاک شود و زندگی آلوده تنازع بقا را به زندگی مبتنی بر تعاون و همبستگی مبدل نمایند .
در آیه ۲۹ سوره فاطر میخوانیم : ان الذین یتلون کتاب الله و اقاموا الصلاة و انفقوا مما رزقناهم سرا و علانیة یرجون تجارة لن تبور
آنان که کتاب الهی را (با تفکر و اندیشهای که منشاء عمل صالح گردد) میخوانند و نماز را برپا میدارند و از آنچه به آنها روزی کردیم پنهان و آشکار (در راه خدا) انفاق میکنند ، به امید تجارت (پرسودی ) هستند که نابودی و کسادی در آن راه ندارد .
بدیهی است نماز ، مظهر عمل صالح و پرستشی است که انسان را به خدا نزدیک میکند ، انفاق ، مظهر اعمالی است که انسان را با خلق خدا ارتباط میدهد .
مؤ منین گاهی مخفیانه انفاق میکنند که این نشانه اخلاص کامل آنان است و اخلاص نشانه پاکی روح و فضیلت آنها میباشد و گاهی آشکار انجام میدهند تا مشوق دیگران باشند و تعظیم شعائر مذهبی کنند و شیطان را ناامید نمایند . در روایت آمده : زکات را آشکارا بدهید . اولا معلوم است که زکات واجب است و از باب ادای تکلیف مستحب است علنی داده شود تا فرهنگ زکات دادن ترویج گردد ثالثا اثر تشویقی هم دارد .
پاکسازی اجتماع
یکی از شاخههای مهم انفاق در اسلام ، زکات میباشد با استفاده از قرآن کریم و روایات اهل بیت (علیه السلام ) زکات یکی از واجبات قطعی و ضروری اسلام به شمار میرود ، از مواردی که انفاق بر اسنان واجب میشود ، زکات است ، زکات که در معنی ، پاکیزگی و برکت و نمومال را در بر دارد و پاک کننده اموال میباشد چرا که زکات چرک مال است ، همانگونه که چرک را از بدن باید دور کرد ، مال را هم از چرک باید پاک کرد زکات ، مالی است که به حکم شرع از طلا و نقره و شتر و گاو و گوسفند و گندم و جو و مویز و خرما که به حد نصاب برسد ، به دستوری که در فته اسلام عین شده ، مکلف باید به مستحقات بپردازد .
عمل به دستور زکات ، عامل مهمی است برای سالم سازی و پاک سازی بدنه اجتماع و نیز موجب سعادت و حسن عاقبت فرد در آخرت میگردد و بلاخره آنچه مطلوب و محبوب دنیا و آخرت انسان میباشد ، در این فریضه الهی نهفته شده است ، زکات نیاز مستمندان را مرتفع میسازد ، قانون زکات میخواهد ، مال اغنیاء پاک شود و شکم فقراء سیر گردد ، تا چشم طمع به مال اغنیاء نداشته باشند و دست خیانت به سوی آنان دراز ننمایند و با خوش بینی و محبت به آنها و اموالشان بنگرند .
وابستگی انسان به مال و صحت
دو چیز است که برای بشر قابل توجه و حائز اهمیت است و پیوسته به دنبال آن در تلاش است و برای نیل به آن سعی و کوشش فراوان میکند .
۱- تندرستی
۲- به دست آوردن ثروت و سرمایه
آدمی فطرتا به این دو علاقه مند است تا جایی که توجه به متاع دنیا و تفکر و تکاثر آن ، او را بشدت به خود مشغول ساخته است قرآن مجید چه زیبا این مطلب را بیان فرموده :
الهکم التکاثر[۲۹۰] تفاخر و زیادی و ثروت و مال دنیا شما را به خود مشغول کرده است . اهل دنیا برای رسیدن به اهداف مادی خود برنامههایی طرح کرده ، راههای زشت و زیبایی برای نیل به آرزوی خود پیمودهاند و الگوهای خوب و بد ، در این راه مشخص کردهاند .
اسلام ضمن تاءیید این معنی و اینکه دلبستگی انسان به مال و سلامتی ، امری فطری و سرنوشت ساز است ، راه رسیدن به آن را به پیروان خود تعلیم داده تا با پیمودن آن راه ، به مطلوب خود یعنی به ثروت و سلامتی مورد علاقه اش برسد اما تا جایی که به قیمت از دست دادن ارزشها و انکار آفریدگار و مقدسات تمام شود . کسی که با حرص و ولع تمام ، در پی جمع مال و اندوختن سرمایه میرود و تمام عمر خود را در این راه صرف مینماید مورد تاءیید در اسلام نمیباشد . درست است که اسلام دین کار و فعالیت است و از پیروان خود خواسته است که از زیر کار شانه خالی نکنند و برای رسیدن به زندگی با عزت . شرافتمندانه در پی کار و کاسبی بروند . اما این امر تا جایی صحیح قلمداد میشود که به ایمان و عمل صالح و شایسته لطمهای وارد نسازد .
امام باقر (علیه السلام ) میفرماید : حضرت موسی بن عمران به پیشگاه خدای متعال گفت بارالها ! کدامیک از بندگانت نزد تو مبغوض ترند ؟ فرمود : آن کسی که در شب مانند مرداری باشد و در روز عمرش به بطالت بگذرد و دنبال کار نرود . [۲۹۱]
به هر حال از راه کار و کوشش و برنامه ریزی صحیح میتوان به ثروت رسید ، اسلام میخواهد ثروتی که از دسترنج مسلمان فراهم میشود پاک باشد ، محفوظ بماند و رو به زیادی و افزایش رود و از نظر جمسی نیز بدن سالم بماند اولیای گرامی اسلام برای انکه زحمات مسلمانها هدر نرود و مال و جانشان سالم بماند .
اولیا گرامی اسلام برای اینکه زحمات مسلمانها هدر نرود و مال و جانشان سالم بماند دستوراتی دادهاند .
قال امیر المؤ منین (علیه السلام ) : اذا اردت ان یثری الله مالک فزکه و اذا اردت ان یصح بدنک فاکثر من الصدقة . [۲۹۲]
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) میفرماید : هرگاه خواستی مالت زیاد شود زکات بده و هرگاه خواستی خدا بدانت راسلامت بدارد ، صدقه زیاد بده .
مقصود از جلمه ان یثری الله مالک فزکه این است که اگر میخواهی مال و ثروت فراوان به دست آوری آن را از حرام پاک کن و انی همان آثار دنیوی و اجتماعی پاکیزه کردن مال و انفاق در راه خداست ، که گذشته از آثار دنیوی ، ثمرات و نتایج اخروی نیز در بردارد و موجب پاک شدن از گناه و رسیدن به مقامات عالیه ابدی میشود .
از آیات قرآن استفاده میشود که خداوند در برابر انفاق کردن مؤ منان ، مقدار بسیار زیاد بر آن میافزاید ، مانند بذری که در زمین آماده ، افشانده شود و آبیاری صحیح گردد ، خدا آن را نمو میدهد و مضاعف میکند و به صاحب آن بر میگرداند . چنانکه در آیه شریفه آمده است : من ذالذی یقرض الله حسنا فیضاعفه له اضعافا کثیرة . [۲۹۳]
کیست که خدا قرض نیکویی دهد تا خداوند آن را برای او چندین برابر کند .
اضعاف جمع ضعف (بر وزن شعر) و به معنی دو برابر یا چند برابر کردند چیزی است ، علاوه بر این کلمه کثیره تاءیید بیشتری است بر اینکه وقتی خدا از بندگان قرض میگیرد مؤ کدا با چندین برابر اضافه برمی گرداند .
جملهای که در ذیل آیه فوق آمده و الله بقبض و یبصط و الیه ترجعون گویای این نکته است که تصور نکنید انفاق و بخشش در راه خدا اموال شما را کم میکند چرا که وسعت و فراوانی و محدودیت و تنگی معیشت شما به خداست .
امور خود را با دادن زکات بیمه کنید
زندگی جامعه مترقی و آرمانی ، آن است که از اثبات و اقتصاد سالم برخودار باشد ، هرگاه سرمایه مملکت در سطح کلان دچار آفتهایی همچون آتش سوزی ، ضایعات و تلفات زمینی ، هوایی ، دریایی ، زیانهای ناشی از سوء مدیریت و یا تلفات زمینی ، هوایی ، دریایی ، زیانهای ناشی از سوء مدیریت و یا تحمل ضررهای فاحش از راه سلطه پذیری سیاستهای استعماری خناسهای بین الملی گردید ، قطعا آن کشور به تباهی و سقوط افتاده است . در این مواقع است که ناصحین دلسوز و کاردان ، مدیران لایق و بصیر جامعه برای نجات کشور با نهایت فداکاری تا مرز ایثار و شهادت پیش میروند تا از سقوط کشور و ملت جلوگیری به عمل آورند و اینگونه حوادث ویرانگر ار جبران نمایند . دنیای امروز برای پیش گیری و جلوگیری از زیانها ، تدابیر بسیاری به کار برده و برنامههایی را به کار گرفته ولی به نتیجه مطلوب دست نیافته است .
اما اسلام قاطعانه و با اطمینان خاطرت به دنیا اعلان میدارد یکی از عوامل مهم بازدارنده نابودی سرمایهها ، ندادن زکات است و آثار منفی و زیان بخش آن را روشن کرده همانطور که حفظ اموال و فراوانی آن رابه پرداخت زکات و پاک کردن مال میداند ، تباهی و نابودی آن را نیز بر اثر ندادن زکات اعلام کرده است .
اولیای گرامی اسلام ، راز و رمز از بین رفتن مال را در هر منطقهای که باشد (در زمین یا دریا) علتی جز منع زکات نمیداند .
قال امیرالمؤ منین (علیه السلام ) ماهلک مال فی بر و لابحر الا لنع الزکاة منه فحصنوا الموالکم بالزکاة و داووا مرضاکم بالصدقة و استدفعوا البلاء بالدعاء [۲۹۴]
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) فرمود : هیچ مالی در زمین و دریا نابود نمیشود ، مگر به خاطر ندادن زکات ، سپس به مخاطبین میفرماید : اموالتان را با زکات محافظت کنید ، بیمارانتان را با صدقه درمان نمایید و موجهای بلا را با دعا دفع کنید .
پیام امیرالمؤ منین (علیه السلام ) ، پیام عامی است که مشمول مرور زمان نمیگردد . این پیام بیشتر به خواستههای دنیای بشریت توجه دارد ، گرچه عمل به این حدیث شریف ثواب و پاداش اخروی هم دارد .
این حدیث مبارک مژدهای است به کسانی که پیوسته به دنبال ازدیاد ثروت هستند ، از بیماری رنج میبرند و یا از حوادث غیر منتظره خوف دارند :
۱- با دادن زکات مال شما بیمه میشود .
۲- با دادن صدقه بیمارانتان مداوا میگردد .
۳- با دعا و توسل به پیشگاه خداوند متعال از امواچ بلا و حوادث ناگهانی در امان خواهید بود . عمل به دستورات دینی علاوه بر اینکه اثر مادی در زندگی انسان میگذارد ، در بعد معنوی نیز بسیار اثر بخش است و نیتجه تربیتی دارد و نفس را از آلودگی بهصفات رذیله پاک میگرداند و به سعادت میرساند .
فقرزدایی زکات خداوند برای محرومین جامعه ، در اموال ثروتمندان حقی قرار داده ، اگر آن حق به صاحبانش داده نشود . نظم اجتماع به هم میخورد و سبب دشمنی فقراء نسبت به اغنیاء میگردد .
در قرآن شریف . میخوانیم : و الذین فی اموالهم حق معلوم للسائل و المحروم [۲۹۵] کسانی که خداوند در اموالشان برای سائل و محروم حق معلومی معین فرموده است ، محرومین را در ثروت اغنیاء مشارکت داده و سهمی بر ایشان مقرر داشته است ، حضرت صادق (علیه السلام ) فرموده : خداوند بین مال و ثروت ثروتمندان و فقراءشرکت قرار داده است . [۲۹۶]
اغنیاء حق ندارند در مال شرکت ، بدون رضای شریک خود تصرف نمایند . خداوند محرومین را در ثروت اغنیاء مشارکت داده و یک دهم مالی که به طور معمول به نصاب زکات رسیده از آن تهی دستان ، درماندگان و فی سبیل الله قرار داده است و یک پنجم اموالی که مشمول خمس گردیده به صاحبان آن یعنی حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء و سادات اختصاص داده است .
بنابراین یکی از شرکا به مقتضای قانون شرکت ، بدون رضای شریک دیگر ، حق ندارد در مال مشترک تصرف بنماید ، مگر به اذن حاکم شرع ، فقهاء عظظام فرمودهاند : هر گاه انسان گندم ، جو ، خرما یا انگور را بخرد و بداند فروشنده ، زکات آن را نداده است ، معامله نسبت به مقدار زکات باطل است مگر اینکه حاکم شرع اجازه دهد . در این صورت قیمت مال مرود زکاترا از فروشنده میگیرد و اگر اجازه ندهد ، زکات را از خریدار میگیرد و در صورتی که خریدار قیمت آن را به فروشنده داده ، حق دارد از او بگیرد . [۲۹۷] حضرت امام در تحریرالوسیله میفرماید : برای مالک تصرف در مال زکات جایز نسبت ، اگر تصرفی کرد که مستلزم از بین بردن حق صاحبان زکات شد مثلا آن فروخت ، ضامن است . فلایبوزاللمالک التصرف فی النصاب تصرفا معدما لحقهم ولو فعل ضمن [۲۹۸]
برنامه اولیای گرامی اسلام در امور مالی این است که بین فقراء و سرمایه داران ، فاصله به اصطلاح طبقاتی نباشد و یا دست کم به حداقل برسد ، فاصلهای که اغنیاء به طور کلی از حال مستمندان بی خبر باشند و یا اگر خبر دارند بی اعتنا از کنار آن بگذرند و آنها را در گرفتاری و حوائج زندگی کمک ننمایند ، در این هنگام است که ظلمت فقر ، سایه شوم و نکبت بار خود را بر فضای جامعه میگستراند و آرامش و امنیت را میگیرد ، آیا بهتر نیست که قانون درخشان قرآن جای وعدههای خیالی و پوچ شیطان را که فقر آفرین است بگیرد ؟ و کاروان بشریت را از دلهرگی و اضطراب برهاند ؟
به این ترتیب اسلام میگوید اگر دستورالعمل زکات در سراسر کشورهای اسلامی جامعه عمل بپوشد و فرهنگ زکات و مالیات اسلامی ، به عنوان یک فریضه الهی و قانون حتمی الاجراء در بین امت اسلامی پیاده شود ، اغنیاء حق فقراء را زیر نظر ولی امر مسلمین ادا کنند ، چه کلبههای تاریک که روشن میشود و نابسامانیهای خانوادههای پریشان به سامان میرسد ؟ اضافه بر این ، آثار فراوانی همچون عطوفت و محبت بین طبقه فقیر و غنی را همراه خواهد داشت و سایه مرگبار فقر و کابوس وحشت ناک آن از سر فقراء بر چیده خواهد شد و مشکل فقر عمومی و بیکاری به شکل کنونی که بر دوش حکومتها سنگین میکند حل میگردد . اسلام این است را ممکن و عملی دانسته ، جای انکار آن نیست .
فقیرزدایی زکات وجود غنی و فقیر در جامعه انسانی امری است طبیعی و اجتناب ناپذیر ، متولیان امور اجتماعی با ارائه طرحهایی در مقام ریشه کن کردن فقیر بر آمدهاند ولی تاکنون موفق نشدهاند . اسلام طرحی اساسی ، برای زدودن فقر و پر کردن خلا اجتماعی ارائه کرده است که بهترین و موفقترین راه برای رسیدن به مقصد است .
اسلام طی یک امر مولودی ، دادن زکات را برای آنان که مشمول این امر هستند واجب کرده است و پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) را ماءمور وصول آن کرد خذ من اموالهم صدقه و آیات قرآن و گفتار و ائمه طاهرین را پیشتوانه اجرای آن قرار داده است . اسلام به طور مستقیم توانگران را در مقابل فقراء مسؤ ول قرار داده که اگر اغنیاء به وظیفه خود عمل نکنند ، گناهکارند و سختترین عذاب الهی در انتظار آنان میباشد سیطوقون ما بخلوا به یوم القیمة [۲۹۹] به زودی در قیامت از آنچه در انفاقش بخل ورزیدند چون طوقی (از آتش ) به گردنشان خواهد افتاد .
اسلام خواسته است با پرداخت زکات ، کمبود زندگی مستمندان و یا به طور کامل تاءمین گردد و اگر زکات برای اداره زندگی متعارف فقراء کفایت نمیکرد و بیشتر احتیاج داشتند ، شارع مقدس نصاب زکات را بالا میبرد تا با وصول کامل زکات هیچ فقیری در قلمرو اسلام باقی نماند .
یک نمونه تاریخی
یحیی بن سعید (عامل زکات از طرف عمربن عبدالعزیز) گفت عمربن عبدالعزیز مرا برای دریافت زکات به افریقا فرستاد ، چون زکات آن منطقه را جمع آوری کردم ، فقیری را برای انفاق نیافتم ، به همین جهت ، جمعی از بردگان را با مال زکات خریداری کردم و آزاد ساختم . [۳۰۰]
این کار و دریافت زکات بر اساس تشویق و ترغیب عمربن عبدالعزیز به دادن زکات از طرف مسلمانان بود . [۳۰۱]
فراموش نکنیم که قانون الهی در مصرف زکات دربارهٔ فقراء و مساکین ، همه جوانب را ملحوظ داشته و رعایت حال افراد آبرومند را در ادای زکات نموده است :
به این بیان که اولا چون دولت اسلامی متولی گرفتن زکات میباشد و پس از جمع آوری زکات در صندوق بیت المال ، مسؤ ول توزیع زکات هم همان مسؤ ولین حکومتی در میان مستمدان خواهند بود ، هیچ گونه توهینی از این راه به گیرندگان وارد نخواهد شد . ثانیا اگر این کار به صورت فردی هم انجام بگیرد و از راه بخش خصوصی توزیع شود ، میتوان زکات را بغیر اسم زکات بعنوان هدیه داد ، تا موجب ریختن آبروی مسلمانان نشود .
در روایت ابی بصیر از حضرت ابی جعفر (علیه السلام ) آمده است که گفت از حضرت سؤ ال کردم ؟ مرد فقیری از شیعیان شما شرم میکند که زکات بگیرد ، آیا جایز است من به او زکات بدهم و نامی از زکات نبرم فاعطیه من الزکاة و لا اسمی له انه من الزکاة
امام (علیه السلام ) فرمود : زکات را بده و نام زکات را نبر فقال اعطه و لا تسم و بدین وسیله مؤ منین را شرمسار نکن . [۳۰۲]
بنابراین همانگونه که امام (علیه السلام ) فرموده هیچ گونه برخوردی با آبروی یک فرد مسلمان ندارد زیرا دریافت این وجه ، با کیفیت مزبور از طرف نیازمندان ، درست مانند دریافت حقوق ماهیانه کارمندان دولت اسلامی است .
اسلام از این رهگذر ، مستمندان و ناتوانان را جزو مجموعه حکومت خود می داندد و اداره زندگی آنان را یکی از وظایف خود به حساب میآورد و برای آنها مستمری قرار میدهد و ناتوانی و نیازمندیشان را تاءمین مینماید ، به همین جهت است که فقهاء و علمای اسلام معتقدند که باید زکات را به ولی امر مسلمین داد چرا که او زکات را به مورد ، به جا و به طرز عقالانی مصرف میکند . به این ترتیب اگر تمام زکاتها در کلیه ممالک اسلامی یکجا جمع آوری شود و طبق برنامه منظم و عادلانه تقسیم گردد فقیر و مسکینی باقی نمیماند ، چنانکه در روایت آمده است :
حضرت امام صادق (علیه السلام ) فرموده :
ان الله عزوجل فرض الزکاة کما فرض الصلوة ، فلو ان رجلا حمل الزکاة فاعطاها علانیة لم یکن علیه فی ذلک عتب و ذلک ان الله عزوجل فرض الفقراء فی اموال الا غنیاء ما یکتفون به ولو علم ان الذی فرض لهم ام یکفهم ، لزادهم فانما یوتی الفقراء فیما اتوا من منع من منعهم حقوقهم لا من الفریضة [۳۰۳]
چرا باید جامعه مسلمین با داشتن آن همه دستوارت سعادت بخش و نورانی گرفتار فقر باشد و پیوسته با آن دست و پنجه نرم بکند و نتواند از پرتو پر فروغ دستورالعمل آسمانی ، زندگی بهتر و سعادت بیشتر کسب نماید و از سعادت جاودانی بهره مند گردد .
البته ناگفته نماند که هنوز هم در جامعه اسلامی افراد مؤ منی هستند که با ادراک عالی و شناخت کافی موجب امید دیگر مسلمانانند . به امید آنگه از ریزش فیض آنان که مشمول رحمتالهی گردیدهاند و از امکانات و توفیقات خدادادی بهره مند شدهاند . جامعه اسلامی در مسیر سعادت بویژه در اجرای دستورات الهی (نماز و زکات ) به حرکت در آید و اجتماع از کجیها و انحرافات نجات یابد و از تعالیم عالیه اسلام بهره مند گردد .
قابل توجه اینکه تفکر مهم جهان معاصر و بخش اقتصادی به نظر مادیون تنها مسکن ، خوراک ، پوشاک میباشد و همواره این فکر در همه مدیران جامعه سرایت کرده و آنان را به خود مشغول ساخته و در راه فقرزدایی و خود کفایی همه در تلاشند و به دنبال راه حل مناسب میباشند ، در صورتی که اگر جامعه به معنویات پای بندتر باشند در حل مشکلات موفق میشوند .
راه حل مشکل اجتماعی
تنها راه حل مشکل فقر در وضعیت کنونی اجرای طرح زکات در تمام کشورهای اسلامی با پشتوانه عظیم قرآنی و روائی میباشد . تحقیق این امر تحت لوای برنامههای مالی اسلام ممکن و قابل تدارک است و از این راه میتوان با کابوس وحشتناک فقر به مبارزه پرداخت و ریشه فقر را سوزانید . متاءسفانه در اجرای برنامه تبلیغات و طرح زکات ، توجه کافی مبذول نگردیده و به بیان فواید و تبلیغ و تفهیم فرهنگ فریضه زکات توجه جدی صورت نگرفته است در صورتی که زکات در اسلام یکی از فرائض مهم اقتصادی است و میتواند شکافهای اجتماعی را پرنماید .
اکنون که به فضل پرودگار متعال و عنایات حضرت بقیة الله الاعظم امام زمان ارواحنا و ارواح العالمین له الفداء توجهات مؤ کد ولی امر مسلمین حضرت آیة الله خامنهای مد ظلله العالی مقدمات اجرای احکام اسلام در ایران اسلامی فراهم گردیده بر همه علماء و مبلغین اسلامی خصوصا ائمه محترم جمعه و جماعات فرض است که به عنوان اینکه این فریضه الهی را چه از راه بیان و چه از طریق قلم و قد تبلغ نمایند و در ترویج فرهنگ زکات و آگاه نمودن مردم مسامحه و کوتاهی ننمایند و آثار مادی و معنوی و برکات اجتماعی زکات را بیان کنند و سرنوشت خطرناک و نکبت بار مانع الزکاة را برای همگان بویژه کشاورزان و گندم کاران و دام داران بازگو نمایند .
هم اکنون که به نگارش این اوراق مشغولم اولین دعوت نامه اجلاس زکات در اهواز مورخ ۲۷/۸/۷۵ توجهم را جلب کرد ، سپاسگذاری این نعمت هستیم و جای امیدواری است که تشکیل اینگونه اجلاسیهها طلیعه روشنی باشد در راه اجرای طرح مفید و سازنده فریضه زکات ان شاء الله تعالی . الها توفیق گفتن و نوشتن و ترویج وظیفه سنگینی که در این راه بر دوش ماست و مرحمت بفرما و ما را سپاسگزاری نعمتهای بزرگت و قدردان این موفقیت و اقتدار نظام حکومت اسلامی قرار بده .
مشکل اجتماعی و نقش زکات
اصولا عمل به فریضه زکات در اسلام سبب میشود که افراد مستمند و محروم اجتماع از فقر و بدبختی رهایی یابند و طبقات جامعه بهم نزدیک شوند ، گرچه زکات نوعی احسان و بخشش بی منت به مستمندان و محرومان جامعه است و لکن به نفع مالکان و سرمایهداران جامعه هم میباشد ، زیرا هنگامی که زکات و به طور کلی ، انفاق در اجتماع فراموش شود ، زمینه اضطراب و دلهره فراهم میشود و سپس انفجار عظیمی را به دنبال خواهد داشت که اموال ثروتمندان قبل از هر چیز در معرض نابودی قرار میگیرد و سرانجام منجر به جنگ خانمان سوز می وشد و نسل و حرث به نابودی کشیده خواهد شد . بنابراین عمل به برنامههای مالی و انفاق در اسلام سبب تعدیل ثورت میشود و اموال سرمایه داران حفظ میگردد چنانکه امیرالمؤ منین (علیه السلام ) این حقیقت را در حدیثی بیان فرموده است : حصنوا اموالکم بالزکاة [۳۰۴] اموال خویش را با دادن زکات حفظ کنید .
با اینکه دانشمندان و مکتبهای اقتصادی جهان به فکر چاره جوئی و حل این مشکل اجتماعی (فاصله طبقاتی ) بودهاند و هر کدام راهی را نتخاب کردهاند ، کمونیسم از راه القای مالکیت فردی ، و مکتب سرمایه داری از راه گرفتن مالیاتهای سنگین و تشکیل مؤ سسات عام المنفعة که بیشتر تشریفات است به گمان خود به مبارزه با آن برخاستهاند ، ولی حقیقت این است که هیچ کدام نتوانستهاند گام مؤ ثری در این راه برداند ، زیرا حل این مشکل با روح ماددیگری که بر جهان حکومت میکند ممکن نیست .
با دقت در آیات قرآن مجید آشکار میشود که یکی از اهداف اسلام این است که اختلافات غیر عادلانهای که در اثر بی عدالتیهای اجتماعی در میان طبقه غنی و ضعیف پیدا میشود از بین برود و سطح زندگی (کسانی که نمیتوانند نیازمندی زندگیشان را بدون کمک دیگران رفع کنند) بالا بیاید .
اسلام برای رسیدن به این هدف ، برنامه وسیعی در نظر گرفته است : تحریم ربا خواری به طور مطلق ، وجوب پرداخت مالیاتهای اسلامی از قبیل زکات و خمس و مانند آنها و تشویق به انفاق ، وقت ، و قرض الحسنه و کمکهای مختلف مالی ، قسمتی از این برنامه را تشکیل میدهد و از همه مهمتر زنده کردن روح ایمان و برداری انسانی است . [۳۰۵]
در خاتمه این بحث متذکر میشویم ، در نظر اول ، اگر چه با بذل مال و دادن زکات ، از مال مقداری کم میشود ولی با دید وسیع و بلند نظری ، میبینیم زکات منشاء برکات مادی و معنوی برای جامعه است و ضامن بقای اجتماع و سبب تعدیل ثروت و تحکیم وحدت ، عدالت اجتماعی و پیشرفت برنامههای عمرانی و فرهنگی میشود .
قرآن کریم به مسلمانان توجه میدهد که اگر چه به ظاهر با انفاق ، مقداری از مال کم میشود ولی خداوند با برکتی مرئی و نامرئی اموال شما را افزایش میدهد و چندین برابر عوض آن را به شما برمی گرداند .
بخش نهم سرنوشت دردناک مانع الزکات
وزر و وبال مال اندوزی
ثروت و مال دنیا از جمله چیزهایی است که بشر به اقتصاء غریزه مال دوستی بشدت علاقه خود را به آن همیشه نشان داده است و برای رسیدن به آن همانند ریاست و مقام ، پیوسته دنبال آن دویده است .
طبع آدمی در این زمینه بسیار حریص و افزون طلب است ، به مقتضای همین طبیعت ، هر قدر ثروت اندوزی کند ، قانع نیم شود بلکه حرصش بیشتر میگردد و از نظر کمیت ارضاء نمیگردد ، احساس کمبود میکند و سرانجام با ناکامی و محرومیت از دینا میرود و با طغیان و سرکش پرونده اش بسته میشود ، مگر آنکه خود را اصلاح کند و اختیار هوای نفس را به دست عق بسپارد و خویشتن را از سرکشی و طغیان برهاند و به نجات خود بیندیشد و در روایت آمده است که مردی از صفت حرص و مال اندوزی خود خدمت امام صادق (علیه السلام ) شکایت کرد .
شکی رجل الی ابی عبد الله (علیه السلام ) انه یطلب فیصیب و لا یقتع و تنارعه نفسه الی ما هو الکثر منه و قال علمنی شیا انتفع به فقال ابو عبد الله (علیه السلام ) ان کان ما یکفیک یغنیک فادنی ما فیها یعنیک و ان کان ما یکفیک لا یغنیک فکل ما فیها لا یغنیک . [۳۰۶]
مردی نزد امام صادق (علیه السلام ) از عدم تعادل روحی خود و قانع نبودن در امور زندگی شکایت کرد و عرض کرد :
من دنبال مال میروم و آن را بدست میآورم ، اما به آن قانع نیستم و همواره با خود در جنگ و نزاعم که (چرا بیشتر ندارم ) به حضرت عرضه داشت به من چیزی بیاموزید که از آن نفعی ببرم (و هدایت شوم و از این اضطراب و تشویش خاطر رهایی یابم ) حضرت فرمود : اگر آنچه تو را کافی است و بی نیازت میکند ، پس کمترین چیز از مال دنیا تو را بس است ، (و اما) اگر آنچه تو را کفایت میکند ، بی نیازت نکند ، پس تمام آنچه در دنیاست تو را کفایت نخواهد کرد .
توضیح
تحلیل فرایش امام صادق (علیه السلام ) این است : فردی که گرفتار حرص مال اندوزی است و همراه با جنگ رو این دست به گریبان است ، اگر بخواهد از شر آن محفوظ بماند ، باید هدف خود را از کسب مال ، اداره زندگی ، وفق شوء ناتش قرار دهد و به مالی که او را از زندگی شرافتمندانه بی نیاز سازد ، قناعت کند ، تا از فشار و آزار و روحی حرص نجات یابد .
اندیشه خردمندانه
اما اگر هدف از کسب مال ، زر اندوزی و سرمایه داری باشد ، هرگز از جنگ روانی و سرکشی و طغیان راحتی نخواهد داشت و اگر به فرض محال تمام اموال جهان در اختیارش قرار گیرد باز هم برایش کم است ، پیوسته از کمبود دم میزند و در مقام ثروت اندوزی بیشتر و به دست آوردن اقلیمی دیگر تلاش میکند ، بیان این دوگونه تفکر (حرص و قناعت ) را سعدی شیراز علیه الرحمة در دو بیتی زیبا بازگو کرده است .
هفت اقلیم ار بگیرد پادشاه
همچنین در بند اقلیم دگر
نیم نانی گر خورد مرد خدای
بذل درویشان کند نیم دگر [۳۰۷]
بنابراین علاج این بیمار مهلک بدست خود انسان است ، تنها یک لحظه بخود آید ، از اندیشه خردمندانه بهرگیرد و ندای عقل را لبیک گوید و فکر کند که چرا اینقدر در گردآوری مال حریصم ، آخر برای چه ؟ آیا سرانجام نباید بگذارم و بروم و آیا جز حسرت و آه چیزی برایم باقی میماند ؟
این گونه توطین نفس و آمادگی ، ممکن است او را از عمل غیر علاقلانه باز دارد و بر هوای نفس چیره گرداند و بر حرص و دنیاطلبی خویش غلبه دهد و او را از تیره بختی برهاند .
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) میفرمایند : لیس الغنی من کثرة العرض ، ولکن الغنی من النفس [۳۰۸] بی نیازی انسان به کثرت اموال دنیوی نیست ، بلکه بی نیازی به بلندی روح آدمی بستگی دارد ، غنای طبع و بزرگی نفس اانست که یاءس از چیزهایی که در دست مردم است حاصل گردد
امیرالمؤ منین علی (علیه السلام ) فرموده است : الغنی الاکبر ، الیاس عما فی ایدی الناس [۳۰۹] عنای بزرگ و بی نیازی مطلع نا امیدی از آنچه در اختیار مردم است میباشد ، یعین بی اعتنایی به اموال ثروتمندان ، کسی که دارای این حالت نفسانی باشد در حقیقت بی نیازترین و بزرگترین غنی اجتماع است .
ابوبصیر میگوید از امام صادق (علیه السلام ) شنیدم که فرمود : عثمان به وسیله دو نفر از غلامان خود دویست دینار طلا برای ابوذر فرستاد و گفت : سلام مرا به وی برسانید و بگویید : این دویست دینار را عثمان برای شما فرستاده که نیاز خود را بر طرف نمائی و به مصرف زندگی خود برسانی .
فقال ابوذر : هل اعطی احدا من المسلمین مثل ما اعطانی ؟ قالا لاقال انما انا رجل من المسلمین یسعنی ما یسع المسلمین ، قالا له انه یقول من صلب مالی ، و با الله الذی لاله الا هو ما خلطها حرام و لا بعثت بهاالیک الا من حلال . فقال لا حاجة لی فیها و قد اصبحت یومی هذا و انا من اغنی الناس ، فقالا له عافاک الله و اصلحک ما نری فی بتک قلیلا و لا کثیرا مما یستمتع به فقال بلی تحت هذا الا کاف الذی ترون غیفا شعیر قد ایت علیها آیامه . [۳۱۰]
ابوذر و مناعت طبق و درس قناعت
ابوذر (در پاسخ فرستاده عثمان ) گفت : آیه به همه مسلمانان چنین مبلغی را عثمان داده است ؟ گفتند : نه ابوذر گفت : من یکی از مسلمانانم ، هر گونه گشایشی که برای شخص من منظور شده باید برای همه مسلمین باشد ، به ابوذر گفتند : که عثمان این مبلغ را از مال شخصی خود فرستاده و سوگند خورده که من آن را به حرام نیالودهام و جز مال حلال نفرستادهام .
ابوذر گفت : من به این پول احتیاجی ندارم و امروز را صبح کردهام در حالی که از غنیترین مردم . فرستادگان عثمان گفتند : خداوند عافیت بدهد ، ما که در اطاق شما از مال دنیا نه کم نه زیاد که از آن بهره مند شوی چیزی نمیبینیم ؟ ابوذر گفت زیرا این پالان در سفر من ، دو قرصه نان جو میبینید ، دارم ، به این پول محتاج نیستم و به خدا قسم هرگز آن را قبول نمیکنم ، ابوذر به آچه خداوند روزی و کرده بود راضی و قانع بود و این همان غنای طبع است .
حضرت جواد (علیه السلام ) دربارهٔ طبع فرمودهاند : مناعت طبع عبارت است از کمی تمایلات درونی و راضیبودن به آنچه که زندگی انسان را کفایت کند و فقر نفسانی همان شدت ولع و امید و اموالی که در دست مردم است میباشد . الغنی قلة تمنیک و الرضا بما یکفیک و الفقر شره النفس و شدة القنوظ
بیماری خطرناک
بخل و حرص هر کدام که در وجود انسان باشد ، منشاء فزون طلبی و مال اندوزی و مانع انفاق میشود و سرانجام خطرناک دارد .
کسی که به این بیماری مبتلا است ، راحتی و آرامش روحی او از همه مردم کمتر است . حریص ، هر قدر ثروت به دست آورد ، حرص و طمعش بیشتر میشود و شب و روز به دنبال افزایش ثروت میدود و هرگز سیر نمیشود . درست مصداق شعر سعدی که خواندیم :
هفت اقلیم ار بگیرد پادشاه
همچنین در بند اقلیم دگر
پیغمبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله ) میفرماید : بخیلترین مردم (حریصترین ) کسی است که به واجبات الهی بخل ورزد و از انجام آنها شانه خالی کند .
دانشمندان اخلاق ، بخل و حرص را از اوصاف زشت انسان شمردهاند و زشتی آن ، مورد تاءیید عقل و شرع میباشد .
کسانی که گرفتار این دو صفت مذموم و ناپسند گردیدهاند ، روزگار خوش و آسایش ندارند و تا زمانی که این بیماری را علاج نکنند ، سعادت بهشت و خوشبختی را نخواهند داشت ، پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) فرموده : خداوند بهشت را بر بخیل و منان حرام کرده است . قال النبی (صلی الله علیه وآله ) قال الله تعالی حرمت الجنة علی البخیل و المنان [۳۱۱]
امام باقر (علیه السلام ) فرمودهاند : مثل حریص بر دنیا ، مانند کرم ابریشم میماند ، هر قدر تار ابریشم را در اطراف خود بیشتر به بیشتر و پیچید و زیاد به تند ، بیرون آمدن و نجاتش مشکل تر میشود به گونهای که در میان همان ابریشمهایی که تولید کرده ، با غصه جان میسپارد . مثل الحریص علی الدنیا کمثل دورة القز ، کلما از دادت ، من القز علی نفسها لفا کان ابعد الها من الخروج حتی تموت غما [۳۱۲]
خداوند متعال در قرآن شریف میفرماید ان الانسان خلق هلوعا [۳۱۳] انسان ، حریص و کم طاقت خلق شده و طبع بشر ، حریص و افزون طلب است ، هر اندازه ثروت بدست آورد ، احساس کمبود میکند و برای رسدن به تمنیات مادی خود ، همواره در باطن با خود در جنگ و ستیز است و عافیت هم با ناکامی و بدنامی جان میسپارد ، مگر آنکه خود را اصلا کند و از چنگال عفریت حرص و بخل خویش را برهاند ، مبارزه با این صفت خطرناک و پیروزی بر آن جهان اکبر است .
نشانههای حرص
آیه شریفه ان الانسان خلق هلوعا بشر حریص را (هلوع ) توصیف نموده و هلوع را نیز تعریف کرده است : هنگامی که بدی به او رسد جزع و بی تابی میکند اذا مسه الشر جزوعا و هنگامی که خوبی به او رسد آن را از دیگران منع میکند و اذا مسه الخیر منوعا [۳۱۴]
آیه شریفه ان الانسان خلق هلوعا بشر حریص را (هلوع ) توصیف نموده و هلوع را نیز تعریف کرده است : هنگامی که بدی به او رسد جزع و بی تابی میکند اذا مسه الشر جزوعا و هنگامی که خوبی به او رسد آن را از دیگران منع میکند و اذا مسه الخیر منوعا [۳۱۵]
رهایی از حرص
چگونه میتوان از دام حرص رهایی یافت ؟
آنگاه که انسان عنان حرص و بخل را بدست عقل واقع بین و مال اندیش بسپارد ، ممکن است بامداد الهی از سرکش و طغیان رهایی یابد .
این نکته قابل یادآوری است که : هر نیرو و صفتی مانند بخل و حسد که در وجود انسان آفریده شده تا حدی خوب است و بالقوه وسیله تکامل انسان محسوب میسود ، حرص هم از این صفات است که ذاتا بد نیست ، چون آفریده خالق است بلکه میتواند وسیله تعالی و ترقی باشد مثلا همین حرص نیم گذارد انسان به زودی از تلاش و کوشش بیفتد و از نعمتهای الهی سیر شود ، اما وقتی این صفات در مسیر غلط و انحرافی قرار گیرد و از حد مجاز تجاوز کند و از آن سوء استفاده شود ، مایه فساد و تیره روزی و بدبختی خواهد شد .
کسی که از حد مجاز گذشته و گرفتار حرص شده باشد ، باید در مقام درمان آن برآید و علاج این بیماری روانی در اختیار خود انسان است ، باید به خود تلقین کند و از نیروی عقل استمداد نماید از راه غیر مجازی که رفته برگردد و اندیشه کند که برای چه این اندازه در گردآوری مال میکوشم ، در حالی که بدون اینکه نفعی ببرم ، باید آنها را بگذارم و بروم و وزر و وبال آن را به عهده بگیرم پس چرا این همه . . . ؟ !
وقتی با افکار شیطانی و عمل غیر علاقه نه خویش متوجه گردد ، میتواند بر حرص و هوای نفس پیروزی یابد و خود را از آن بلا و بدبختی برهاند و در خط اعتدال و سعادتمندی به زندگی خود ادامه دهد .
تقبیح مال اندوزان
قرآن شریف ، فزون طلبی و تکثیر ثروت که آدمی را بخ خود مشغول کند و از سعادت باز دارد ، مذمت کرده و فرموده است الهاکم التکاثرو افکار عصر جاهلیت را برای همیشه محکوم نموده است ، مال برای مردم زمان جاهلیت آنقدر ارزشمند و گرانبها بود که تا هنگام مرگ از پی آن میدوید ند و برای آن تلاش مینمودند تا سرشان بسنگ قبر بخورد حتی رزتم المقابر آیا این بیماری و فزون طلبی در عصر ما نیست ؟ اگر هست با عصر جاهلیت چه تفاوتی دارد ؟ آری اسلام افکار مردم جاهلی را در مورد ثروت ، دگرگون ساخت و به آنان فهماند که مال برای گذران زندگی و رفع نیازمندی است ، نه برای فخر و مباهات و آنان را که - افراد مالدار و سرمایه دار را گروه برتر و ممتاز میدانستند به شدت محکوم کرد و با آن مبارزه نمود .
اسلام مکتب انفاق را ترویج کرد و به مسلمانان آموخت که از آنچه خدا به شما داده قدری انفاق کنید و به آنها گوشزد کرد آنان که از انفاق در راه خدا بخل ورزیدند و حق بی نوایان را زیر پا گذاشتند ، عذاب دردناک الهی برای آنان است .
آنان که در جمع ثورت و حفظ مکنت سخت جدیت دارند و در راه احسان و انفاق و گشایش مشکلات بندگان خدا قمی بر نمیدارند به گمان باطلشان که این کار به سود آنهاست ، به راستی که در زیانید و برایشان گران تمام میشود ، آنان چنان خسرانی که قابل جبران نیست چرا که وقتی از دینا میروند ، کافر میمیرند و از اسلام با همه ادعایی که در دنیا داشتند بهرهای نخواهند داشت .
آری آنان که از پرداخت زکاة در دنیا بخل میورزند و آن را انکار میکنند (و در لسان روایات مانع الزکاة نامیده شدهاند) در زمره کفارند و با آنان محشور میشوند .
۱- امام پنجم (علیه السلام ) فرمود : هیچ بندهای نیست که از دادن زکات مالش ، اندکی خودداری کند . مگر آنکه خداوند آن مال را اژدهایی کند از آتیش و بگردنش بیفکند آنقدر نیش به او میزند تا از حساب قیامت فارغ شود ، (این بیان ) قول خداوند متعال است که میفرماید : سیطوقون ما بخلوا به یوم القیمة بخاطر اینکه بخل ورزیدند از دادن زکات [۳۱۶]
۲- ابوایوب انصاری از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) نقل میکند : آن حضرت فرمود هر کس مالی داشته باشد و حق خدا را از آن مال نپردازد ، خداوند در روز قیامت مار مخصوصی را که دو نقطه سیاه بالای چشمش قرار دارد له زبیبتان [۳۱۷] ولی در ذیل همین حدیث محشی گفته است : والصحیح زبیبتان (تثبه ، زبیبة ) یعنی دو نقطه سیاه که بالای چشم مار و سگ باشد با دیدن آن ، منظره هولناکی برای بیننده پدید میآید که تصور میکند آن اژدها چهار چشم دارد .
ارزشهای عادلانه اسلامی
اسلام برای ارزشهای عادلانه اجتماعی که میتوان از آن به عدالت اجتماعی تعبیر کرد ، سرمایه گذاری بسیاری کرده است . یکی از راههای تحقیق عدالت اجتماعی ، انفاق در راه خداست . این امر به قدری اهمیت دارد که اولیای گرامی اسلام آن را مورد تاءیید قرار داده و از آن بسیار سخن گفتهاند و به عنوان فرهنگی اصیل و ارزشمند به مسلمانان توصیه نمودهاند .
گامهایی که اسلام در راه مواسات و ایجاد جامعه انسانی از راه انفاق پیموده به روشنی نشان میدهد که تا چه اندازه به این اصل ارزشی اهتمام داشته است . این نکته در اولین سخنرانی پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله ) و اولین تلاش سیاسی ، در حکومت جدید التاءسیس اسلامی آن حضرت به موضوع مشاهده میشود که در گفتار هدایت بخش خود چنین فرمود :
اما بعد ، ای مردم بوسیله انفاق برای خود سرمایه گذاری کنید به خدا سوگند هر وقت یکی از سما میمیرد اموال و احشام خود را ترک میکند در حالی که سرپرستی برای آنها نیست ، سپس خدایش به وی میگوید ، آیا رسول من به تو ابلاغ نکرد که تو را مال دادم ، به تو خوبی کردم ؟ با این حال چه توشهای برای خود اندوختهای ؟
سپس به چپ و راست خود نگاه میکند چیزی نمیبیند سپس به جلوی خود مینگرد چیزی جز جهنم نمیبیند بنابراین هر کس که میتواند خود را از آتش مصون بدارد (ولو به یک دانه خرما) لازم است که اقدام کند . هر کس که قادر بر انفاق نیست پس بوسیله سخن نیک ، خود را از آتش دوزخ برهاند ، زیرا خداوند متعال هر نیکی را به ده برابر تا هفتصد برابر عوض میدهد و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته : فمن استطاع ان یق وجهه من النار ولو بشق تمرة فلیفعل و من لم یحبد فبکملة طیبة فانها تجری الحسنة عشرة امثالها الی سبعة ماءة ضعف [۳۱۸]
سرنوشت هولناک
انسان بالطبع حریص و افزون طلب است و در مسیر زیان خود قدم بر میدارد مگر با ایمان و کارهای شایسته (عمل صالح ) خود را از زیان و خسران برهان ، آدمی هر قدر ثروت اندوزد ، حرص و طمعش بیشتر میشود ، پیوسته با خود در جنگ و ستیز است و به او هام مالیخولیائی دست به گریبان که چرا از فلان عقب ماندم و کمتر دارم در حالی که اگر یک لحظه فرک کند و به خود آید ، باور میکند که سرانجام با ناکامی از دنیا میرود و عقوبت طغیان و آثار زیانبار بخل و خذلان ، برایش میماند .
اما به جای سپاسگذاری و تقدیر از آن همه نعمتهای خدادادی و امکاناتی که در اختیارش قرار گرفته ، به راه بخل ادامه میدهد و از انفاق و احسان در راه خدا سرباز میزند و سرنوشت خطرناکی لحظه به لحظه او را تعقیب میکند . تا سرانجام او را به کیفر عمل زشتش برساند .
سرنوشت متخلف از فرمان زکات
قرآن مجید در آیاتی چند ، سرنوشت شوم و هولناک افرادی که از امتثال فرمان الهی در رابطه با زکات شانه خالی میکنند هشدار میدهد و عقوبات چندش آور مانع الزکات را گوشزد مینماید .
تا آنان که از ادای زکات بخل میریزند و زکات را برای خود سودآوری میداند بفهمند ، این تفکر باطل برای آنان گران تمام میشود و جز زیان فاحش چیز دیگری در بر ندارد .
سرنوشت گمان باطل
قرآن ، سرنوشت بخیلان را در این آیه شریفه توضیح میدهد :
و لا یحسبن الذین یبخلون بما آتاهم الله من فضله هو خیرا لهم بل هو شر لهم سیطوقون ما بخلوا به یوم القیمة [۳۱۹] آنان که بخل می روزند ، در آنچه خدا از فضلش به آنان عطا کرده ، گمان نکنند (عدم انفاق ) برای آنها خیر است بلکه برایشان شر است ، به زودی در روز هیامت به آنچه بخل نمودند همچون طوقی به گردن آنها خواهد افتاد .
روایات مانع الزکات
روایاتی در خصوص مانع الزکاة و کیفر دنیوی و اخروی آن در تفسیر آیه شریفه :
و لا تحسبن الذین یبخلون بما اتا هم الله من فضله الایة [۳۲۰]از ائمه طاهرین نقل شده است ، ما بخشی از آنها را در اینجا میآوریم : محمدبن مسلم گفت : از حضرت ابی جعفر امام باقر (علیه السلام ) پرسیدم ؟ معنی سیطوقون ما بخلوا به یوم القیمة قال : مابخلوا به من الزکاة [۳۲۱]
فرمود : زکات است که بان بخل ورزیدند .
کیفر مانع الزکاة در قیامت
۱- رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) میفرمایند : هیچ مالک شتر و گاو و گوسفندی که به آنها زکات تعلق گرفته باشد و از پرداخت زکات خودداری کدره نیست ، مگر آنکه روز قیامت در بیابانی سوزان ، نگه داشته میشود ، تمام حیوانات شاخدار ، او را شاخ میزنند و نیش داران نیش میزنند و سم داران او را پایمال میکنند تا خداوند متعال از حساب خلائق فارغ شود .
و نیز هیچ صاحب مالی مانند خرما و گندم و جو و انگور نیست که از دادن زکات خوداری کرده باشد مگر آنکه هفت طبقه زمین مشمول زکات ، به گردنش طوق میشود تا روز قیامت . [۳۲۲]
در تفسیر آیه شریفه : سیطوقون ما بخلوا به یوم القیمة [۳۲۳] آمده تست : ماری که از شدت زهر سرش مو ندارد ، روز قیامت بگردن مانع الزکات - کسی که زکات نداده و بخل ورزیده - طوق میشود و گوشت او را میخورد مانع الزکاة یطوق بشجاع اقرع ، یا کل من الحمه همین روایت در امالی شیخ طوسی قدس سره آمده با این تفاوت که مار قرعا (یک نوع مار وحشتناکی است ) بگردن مانع الزکات پیچیده میشود و مغز سر او را میخورد مانع الزکاة یطوق بحیة قرعا تاءکل من دماغه [۳۲۴] این است تفسیر قول خدای متعال در قرآن سیوقون ما بخلوا به یوم القیمة
۲- در روایت دیگر از امام باقر (علیه السلام ) میخوانیم : آن کسی که در زکات مالش بخل میورزد ، خدا در روز ستاخیز آن ملا را به افعی هولناکی از آتش تبدیل میکند ، که بالای چشمش دو نقطه سیاه میباشد ، هر بینندهای او را چهار چشم میبیند ، و زنجیر وار به گردن مانع الزکاة پیچیده میشود ، سپس گفته میشود ، ملازم او باش آنگونه که او ملازم تو بود در دنیا ، این است تفسیر آیه شریفه ۱۸۰ سوره آل عمران .
۳- قال ابوعبدالله (علیه السلام ) : دمان فی الاسلام لایقضی فیهما احد بحکم الله عزوجل حتی یقول قائمنا : الزانی الحصن یرجمعه ، مانع الزکاة یضرب عنقه [۳۲۵]
امام صادق (علیه السلام ) فرموده دو خون است که در اسلام هیچ یک از قضاة در آن به حکم الهی داوری نمیکند . تا اینکه قائم ما قیام کند آن دو خون عبارتند :
الف - مردی که دارای همسر باشد و زناکند ، آن حضرت او را سنگسار میکند .
ب - کسی که زکات مالش را نپردازد (مانع الزکاة ) گردن او را میزند یضرب عنقه [۳۲۶]
۴- امام صادق (علیه السلام ) دربارهٔ مانع الزکات فرموده : کسی که از یک قیراط [۳۲۷] زکات خودداری کند ، هنگام مردن (به او گفته میشود) بمیر خواه (به دین ) یهودی یا نصرانی من منع قراطا من الزکاة فلیمت ان شاء یهودیا و ان شاء نصرانیا .
۵- قال الصادق (علیه السلام ) : فرض الله علی هذه الامه اشد علیم من الزکاة فیها تهلک عامتهم بحارالانوار ، ج ۹۳ ، ص ۲۲ ، وسائل الشیعه ، ج ۹/۲۸
ترجمه : امام صادق (علیه السلام ) فرمود : خداوند متعال چیزی را مهم تر و سخت تر از زکات بر این امت واجب نکرده است (زیرا) هلاکت عموم مردم (در اثر ندادن زکات ) میباشد .
سؤ ال : چرا بر اثر عمل نکردن مانع الزکات به وظیفه اش ، همه مردم هلاکت شوند و آثار زشت آن دامنگیر جامعه گردد ؟
پاسخ : زکات ندادن آثار شوم و نحسی دارد که اثر وضعی آن دامن همه را میگیرد و به اصطلاح دودش به چشم همه میرود ، چنانکه در آیه شریفه قرآن میخوانیم : و اتقوا فتنة لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصة [۳۲۸] از فتنه و گناهی بترسید که اثر آن تنها به ظالمان نمیرسد (آثارش همه را فرا میگیرد) .
نیامدن بارانهای نافع ، کمبود ارزاق عمومی ، تورم و گرانی طاقت فرسا و دهها حوادث وحشتناک ناگهانی دیگر میتواند آثار نامبارک گناه ندادن زکات باشد که دامنگیر جامعه شده است .
اثر وضعی گناه مانع الزکاة و اموالی که وجوهات شرعی آن داده نشده ، پی آمد نامیمون آن تنها دامن عدهای خود خواه و گناهکار را نگرفته بلکه آثار زیانبار آن دامنگیر همه گردیده و شعلههای سوزانش فضای جامعه را تیره و تار کرده [۳۲۹] ویژگی حوادث اجتماعی آن است که هر گاه جامعه در ادای وظیفه خود کوتاهی کند ، امر به معروف نکند نهی از بدیها نه نماید و بر اثر آن هرج و مرج رواج پیدا کند ، آن وقت است که قانون شکنی ، ناامنی و سیل بلا به جامعه سرازیر میشود ، نیکان و بدان در آتش آن میسوزند و هر چه فریاد زنند تاءثیری به حال آنان نخواهد بخشید .
قابل توجه است که با این حال نیکان جامعه وظیفه دارند ، در برابر کج اندیشان و بدکاران سکوت نکنند اگر سکوت کنند سرنوشتی جز عذاب مشترک به بدان نخواهند داشت .
۶- عن الصادق عن ابائه (علیه السلام ) قال قال : رسول الله (صلی الله علیه وآله ) : منانع الزکاة یجبر قصبه فی النار یعین امعائه فی النار و مثل له ماله فی النار فی صورة شجاع اقرع له زبیبان (یضرالانسان منه و هو یبعه حتی یقضمه کما یقضم الفجل و یقول : انا مالک الذی یخلت به [۳۳۰]
امام صادق (علیه السلام ) از پدرانش از قول رسول الله (صلی الله علیه وآله ) فرمود : مانع الزکات با تمام اعضایش به آتیش کشیده میشود و مال او جلویش مجسم میشود به شکل مار مخصوصی شجاع اقرع ، ماری که از زیادی زهر موی سرش ریخته او را تعقیب میکند تا انو را میشکند و هلاک مینماید مانند توب که شکسته و خورد میشود و میگوید من آن مال ترام که بخل ورزیدی و حق فقراء را ادا نکردی .
۷- عن علی صلوات (علیه السلام ) انه اوصی فقال فی وصیته : و اوصی ولدی و اهلی و جمیع المؤ منین و المؤ منات بتقوی الله ربهم الله الله فی الزکاة فاتها تطفی غضب ربکم . [۳۳۱]
امیرالمؤ منین در وصیتش به فرزندان و خانواده و تمام مؤ منین و مؤ منات فرموده : شما را به تقوای الهی و پروردگاتان سفارش میکنم ، خدا را خدا را دربارهٔ زکات (فراموش نکنید) چ که زکات خشم پروردگار را خاموش میکند .
۸- عن جعفربن محمد (علیه السلام ) انه قال : فی قول الله غزوجل : حتی اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت [۳۳۲] قال (علیه السلام ) یعنی زکات را ترک کردم .
امام صادق (علیه السلام ) در بیان آیه شریفه فرمود : (آنها از رستاخیز در غفلتند) تا آن زمان که وقت مرگ هر یک از آنان فرا رسد .
در آن حال هوشیار و نادم شده گوید : بارالها مرا به دنیا برگردان شاید به جبران گذشته ، عمل صالح به جام آرم (و تدارک کنم ) . امام صادق (علیه السلام ) با عبارتی موجز و کوتاه در تفسیر (فیماترکت ) فرموده : زکات است که در دنیا ترک کرده و نداده است اکنون در تاءسف عمیق و جبران ناپذیر فرو رفته (چرا که ) به او خطاب میشود این تقاضا هرگز عملی نخواهد شد . به فرض محال اگر به دنیا هم برگردی همان هستی که بودی از کلمه لعلی اعمل صالحا میتوان فهمید که برگشتن به دنیا سودی ندارد .
۹- عن علی (علیه السلام ) انه قال : من کثر ماله و لم یعط حقه فانما ماله حیات تنهشه یوم القیمه [۳۳۳]
علی (علیه السلام ) فرمود : هر که ثروتش زیاد شد و حق آن را ندارد ، علی التحیق ثروتش مارهایی میشود در قیامت و او را نیش میزنند .
۱۰- در کتاب وسائل الشیعه حدیثی از امام صادق (علیه السلام ) میخوانیم که آن حضرت فرموده : همانا خداوند بزرگ در اموال ثروتمندان برای فقراء حقی واجب کرده است که اغنیاء ستایش نمیشوند ، مگر به ادای آن حق و آن فریضه زکات است که با پرداخت آن خونشان محفوظ میگردد و مسلمان نامیده میشوند .
ان الله عزوجل فرض الفقراء فی اموال الاغنیاء قریضة ، لا یحمدون الا بادائها و هی الزکاة ، بها حقنوادمائهم و بها سمو مسلمین . [۳۳۴]
امام صادق (علیه السلام ) فرموده : دزدان سه گونهاند : ۱- مانع الزکاة ، ۲- کسی که مهرزنان را حلال بداند ، ۳- و همچنین آنکه پول قرض کندا و نیت دادن آن را نداشته باشد .
توضیح :
امیرالمؤ منین در سخن کوتاهی فرمود : مجانبة السرقة ایجابا للعفة یعنی اجتناب از هر گونه دزدی موجب پاکدامنی و خودداری از کار ناشایست میگردد .
واژه عفت در این جا به منظور معانی مختلف و گستردهای که دارد استعمال گردیده و بمعانی زیر میتوان اشاره کرد :
۱- کسیکه از حرام خودداری کند عفت دارد .
۲- کسیکه با کمال نیازمندی از کسی تقاضایی نکند .
۳- آنکه در خصوص امر زنا و لواط و نگاه شهوت آلود به نوامیس مردم ، خود را نگهدارد .
۴- شخصی که خود را از دزدی و خیانت دور نگه میدارد ، عفیف و پاکدامن است این معنی با آنچه ابن ابی الحدید در شح نهج البلاغه آورده که : عفت ، عدم طمع در اموال مردم است مغایرتی ندارد .
و همه این معانی میتواند در یک معنی جامع و آن باز ایستادن از هر چه نازیبا و نارواست ارتکاب آن بگنجد و کلام حضرت علی (علیه السلام ) هم محمول بر آن باشد .
بنابر این مانع الزکات و کسیکه خودداری از پرداخت زکات و نیز از دادن مهر زن و استنکاف از اداء دین کند امام صادق اینها را از دزدان به شمار آورد است که با عفت فاصله بسیار دارند .
۱۲ - عن ابی عبدالله (علیه السلام ) قال : اذا فشت اربعة : ظهر ، اربعة اذا فشا الزنا ظهرت الزلازل و اذا امسکت الزکاة هلکت الماشیة و اذا جار الحکام فی القضاء امسک القطر من السماء و اذا خفرت الذمه نصر المشرکون علی المسلمین . [۳۳۵]
امام صادق (علیه السلام ) فرموده : زمانی که چهار چیز علنی شود چهار چیز آشکار میگردد .
۱- هرگاه زنا آشکار شود زلزلهها پدیدار گردد .
۲- هرگاه از زکات خودداری شود (و مردم از ادای زکات استنکاف کنند) جانداران هلاک شوند .
۳-هر زمان که قاضیان در قضاء ستم کنند ، باران از آسمان نیابد .
۴- زمانی که پیمان بین مشرکین و مسلمین شکست ، مشرکان بر مسلمانان چیره شوند .
۱۳- در توصیه رسول خدا به علی (علیه السلام ) میخوانیم : یا علی کفر بالله العظیم من هذه الامة عشرة : القتال و اساحر و الدیوث و ناکح المرة حراما فی دبرها و ناکح البهیمة و من نکح ذات محرم منه و الساعی فی الفتنة و بایع السلاح من اهل احراب و مانع الزکاة و من وجد سعة فمات و لم یحج . [۳۳۶]
در وصیت رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) به امیرالمؤ منین (علیه السلام ) آمده است : ده گروه از امت اسلامی به خدای بزرگ کافر شدند :
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) فرمود : یا علی از این امت ده طائفه به خدای متعال کفر ورزیدند : ۱- مرد بسیار خونحوار و خون ریز ، ۲- جادوگر ، ۳- مردی که دربارهٔ همسر خود غیرت نشان ندهد ، ۴- کسی که حراما عمل زناشوئی را از پشت انجام دهد ، ۵- آنکه عمل زناشوئی را با حیوان انجام دهد ، ۶- کسی که با محرم خود نکاح کند ، ۷- کسی که همواره دنبال فتنه گری باشد ، ۸- کسی که اسلحه به کفر حربی بفروشد (علیه مسلمانها) ۹- مانع الزکاة ، آنکه ، مال از مشمول زکات شود و ندهد . ۱۰- آنکه وسعت مالی داشته و حج نکند تا بمیرد . در صف یهود و نصرانی قرار میگیرد و از اسلام نصیبی ندارد .
توضیح
اینکه : در سفارش رسول خدا با امیرالمؤ منین (علیه السلام ) آمده است : امت من با داشتن این صفات زشت به خدا کافر میشوند اولا اهمیت آن گناهان را میرساند که آلوده شدن بان به کفر منجر میشود و ثانیا ایمانشان محو میگردد ، و سبب خواری و حرمان از رحمت الهی میشود .
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) فرمود الکفر خذلان [۳۳۷] و سبب زوال النعم الکفران [۳۳۸]
کفر سبب نا امیدی و ناسپاسی ، موجب زوال نعمت است و کفران نعمتهای خداوند قدم را میلغزاند و نعمت را میرباید و از بین میبرد . کفران النعم یزل القدم ویسلب النعم [۳۳۹]
۱۴- عن الرضا عن آبائه (علیه السلام ) قال : قال رسول (صلی الله علیه وآله ) : اول من یدخل النار متسلط لم یعدل و ذو ثروة من المال لم یعط المال حقه و فقیر فخور . [۳۴۰]
امام رضا (علیه السلام ) از پدانش ار رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) روایت کرده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرمود : نخستین فردی که داخل آتش میشود فرمان روای مقتدری است که اجرای عدالت نکند و ثروتمندی که حقوق مالی خود را ندهد و فقیر مغرور .
توضیح
ادا نکردن حقوق مالی از بخل است امیرالمؤ مین (علیه السلام ) فرموده : البخیل خازن لورثته [۳۴۱] بخیل انباردار بازماندگانش میباشد و نیز فرموده : بخل ننگ را بخاطر تنگ نظری برای صاحب خود فراهم میکند و او را وارد دوزخ میکند .
قال امیرالمؤ منین (علیه السلام ) : البخل یکسب العار و یدخل النار [۳۴۲]
در دستورات اسلامی آمده است : از رفاقت و دوستی با افراد تنگ نظر سخت دوری کنید چرا که : در هنگام نیازمندی انسان را تنها میگذارند او از خسیسی و دوروئی به پرهیزید که این دو صفت از بدترین اخلاق آدمی است تبنبوا البخل و النفاق فهما من ادم الاخلاق [۳۴۳]
۱۵- شیخ طوسی قدس سره در امالی رواتی از امیرالمؤ منین (علیه السلام ) نقل کرده که در بخشی از آن آمده است .
و اوصیکم بالصلوة و حفظها ، فانها خیر العمل و هی عمود دینکم و بالزکاة [۳۴۴]
سفارش میکنم شما را به نگهداری و مراقبت از نماز که بهترین عمل و ستون دین شما است و به زکات که (موجب فراوانی نعمت و آرامش در زندگی شما است ) (چرا که ) من از رسول خدا (که درود خدا بر او و بر آلش باد) شنیدم میفرمود : زکات پل اسلام است ، هر کس زکات بپردازد از پل (به راحتی ) میگذرد و هر کس منع کند آن را ، جلو آن پل زندانی میشود (آری ) زکات غضب پرودگار را خاموش میکند .
فانی سمعت رسول الله (صلی الله علیه وآله ) یقول : الزکاة قنطرة الاسلام فمن اداها جاز القنطرة و من منعها احتبس دونها و هی تطفی غضب ربکم . [۳۴۵]
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) دربارهٔ نماز فرمود : نماز قلعه است در برابر حملههای شیطان یعنی او را از تهاجم و سوسههای ابلیس نگاه میدارد الصلوة حصن من سطوات الشیطان . [۳۴۶]
و نیز در حدیث دیگر فرمود : نماز قلعه خدای بسیار مهربان است ، و وسیله دور کردن شیطان (بحقیقت ) نماز دژ محکمی است که خدای متعال از برای محافظت بندگان خود قرار داده و میتوان شیطان را با آن توان و قدرت از خود دور کرد . قال امیرالمؤ منین (علیه السلام ) : الصلوة حصن الرحمن و مدحرة الشیطان . [۳۴۷]
۱۶- عن ابی عبدالله (علیه السلام ) : انه قال ما ادی احد الزکاة فنقصت من ماله و لامنعها احد فزادت فی ماله . [۳۴۸]
حضرت صادق (علیه السلام ) فرمود : ثروت احدی با دادن زکات کم نمیشود (و نیز) هیچ فردی با ندادن زکات ثروتش زیاد نمیشود ، در اشتباهند آنان که تصور میکنند با دادن زکات مالشان کم میشود در حالی که خداوند برکت و زیادی مال را در پرداختن زکات قرار داده است .
زکات مال بدرکن که فضله رز را چو باغبان ببرد بیشتر دهد انگور
کیفر گنج اندوزان
و الذین یکنزون الذهب و الفضة و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم .[۳۴۹]
آنان که طلا و نفره را ذخیره (کنز) میکنند و در راه خدا انفاق نمیکنند (پیامبرم ) به عذاب دردناک ، آنان را بشارت ده .
کننز : قرار دادن مال را روی مال و جمع کردن آن یک جا و دفع آن در زمین و نگهداری آن است . راغب اصفهان در کتاب مفردات میگوید : معنای کنز از اینجا نشاءت میگیرد که وقتی چیزی در ظرفی ذخیره شود ، مثلا گفته میشود ، خرما را در ظرفی ذخیره کردم کنزت التمر فی الوعاء [۳۵۰] به هر کنز به معنی گنج است ، در مفهوم آن بر حسب معنی لغوی ، جمع آوری و پنهان کردن مال و محافظت از آن است .
ذهب به معنی طلا و فضه به معنی نفره است . بعضی از دانشمندان لغت ، طبق نقل طبرسی در مجمع البیان دربارهٔ این دو لغت تعبیر جالبی کردهاند و گفتهاند : اینکه به طلا ذهب گفته میشود برای آن است که به زودی از دست میرود و بقای ندارد (متاده ذهاب در لغت به معنی رفتن است ) و اینکه به نقره فضه گفته میشود به خاطر آن است که به زودی پراکنده و متفرق میگردد . (انفضاض در لغت به معنی پراکندگی است . ) [۳۵۱]
ریشه معانی طلا و نقره بر بی اعتباری آنها دلالت میکند و حقیقت این زخارف را روشن میسازد . اصل فلسفه وجود پول (طلا و نقره ) برای رونق بخشیدن به معاملات و گردش سریع مبادلات تجاری و امور اقتصادی است بنابراین آنها که پول را پنهان میکنند ، موجب رکود اقتصادی و زیان جامعه هستند .
ثروت زیاد و نعمت فراوان در افراد و ملتها برای آزمایش است ، اگر به وظیفه خود عمل نکنند و در آزمایش مردود شوند خذلان و مجازات الهی در انتظار آنان خواهد بود .
نمونه روشن از کیفر مانع الزکاة داستان قارون در قرآن است :
پس از نابودی و هلاکت فرعون ، قارون که همکار ، هم فکر و در خط او و نماینده فرعون در بنی اسرائیل و از همه مهمتر خزانه دار او بود ، صاحب ثروت کلان گردید .
البته این اختلاف هست که آیا قارون همه این ثروت عظیم را از آن جهت که کلید دار گنجهای فرعون بود و بعد از هلاکت او همه آنها را تملک کرد و صاحب آن همه ثروت باد آورده شد یا از طریق علم کیمیا و سپس از راه تجارت ؟ به هر حال قارون بعد از فرعون یکی از ثروتمندترین افراد عصر خود شده برای اینکه مورد اعتراض پیروان حضرت موسی و آن حضرت قرار نگیرد ، مانند همه دنیاپرستان مغرور ، چهره عوض کرد و از خط فرعونی ، خود را در خطر روحانیان قرار داد و در صف قاریان تورات قلمداد کرد .
قارون در بوته آزمایش
حضرت موسی (علیه السلام ) از زکاة اموالش را مطالبه مینماید قارون با همان حالت تکبر و خوی استکباری که از ثروت کلان و عدم ایمانش سرچشمه میگرفت به حضرت موسی (علیه السلام ) پاسخ منفی داد و به طغیان و سرکشی خود ادامه داد .
دانشمندان بنی اسرائیل به قارون گفتند : خوشحالی نکن مغرور به ثروت نباش که خدا شادی کنندگان مغرور و متمرد را دوست نمیدارد اذقال له قومه لا تفرح ان الله لا یحب الفرحین [۳۵۲] بعد از این تذکر ناصحانه ، سخنان دیگر در قالب نصیحت به این بیان گفتند :
۱- آنچه خدا به تو داده به وسیله آن خانه آخرت را به دست آر و ابتغ فیما آتاک الله الدار الاخرة [۳۵۳]
۲- بهره و نصیبت را از دنیا فراموش نکن و لا تنس نصیبک من الدنیا [۳۵۴]
این یک واقعیت است هر کس که به دنیا آمده ، حقی و سهمی از دنیا دارد ، از نظر خوراک و پوشاک و مسکن به اندازه نیاز و مازاد آن قابل بهره گیری برای خودش نیست و قدرت استفاده از آن را ندارد ، خواه و نا خواه سهم بازماندگان است و انسان ، خزانه دار و امانت دار آنها میباشد ، در حدیثی کوتاه و شیوا از امیرالمؤ منین (علیه السلام ) میخوانیم : یا بن آدم ما کسبت فوق قوتک فانت فیه خازن لغیرک [۳۵۵]
ای پسر آدم : آنچه بیشتر از مقدار روزیت به دست میآورد خزانه دار دیگری هستی .
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) دربارهٔ دنیا سخنان روشن و روشنگرانه فراوانی دارد از جمله اینکه :
من ابصر بها بصرته و من البصر الیها اعمته : کسی که به دنیا به چشم وسیله بنگرد دنیا او را بینا میکند و کسی که به چشم هدف نگاه کند نابینایش خواهد کرد . بعبارت دیگر کسی که به چشم عبرت به دنیا نگریست دنیا او را آگاه خواهد نمود و کسی که به زینت و آرایش دنیا نگاه کرد دنیا او را نابینا گردانید .
قارون با داشتن آن ثروت عظیم میتوانست از هلاکت فرعون عبرت بگیرد و بهره اجتماعی از آن ببرد و به وسیله آن تحصیل سرای آخرت بنماید دنیا و ثروت دنیا یا لذات آن مذموم نیست ، متاع دنیا به گونهای است که اگر در مسیر کارهای خوب و خیر اجتماعی از آن استفاده شود موجب فلاح است و اگر وسیله غرور و فریب کاری و ظلم و هوسرانی گردد سبب خذلان میگردد ، چه چیزی زشت تر از آن ؟
در تفسیر آیه شریفه : و لا تنس نصیبک من الدنیا در روایتی از امیرالمؤ منین (علیه السلام ) چنین آمده است :
لا تنس صحتک و قدرت ؟ و فراغک و شبابک و نشاطک ان تطلب بها الا خره [۳۵۶]
(پنج نعمت بزرگ الهی را هرگز فراموش نکن تندرستی ، نیرومندی و قوت ، فراغت ، جواین و نشاط ، بوسیله این نعمتها آخرت را تحصیل کن ، اینها سرمایهها و نعمتهایی است که خداوند در دنیا نصیب بندگانش کرده است که آنها را بیهوده و بی ثمر از دست ندهند .
۳- سومین خیر خواهی : همانگونه که خدا به تو احسان کرده تو هم نیکی کن و احسن کما احسن الله الیک [۳۵۷] این یک امر طبیعی است که انسان باید در برابر خوبی ، خوبی و در مقابل بخشش ، بخشش کند هنگامی که خداوند ثروتی به شخصی بیش از نیاز زندگی اش میدهد که میتوان با آن اجتماع بزرگی را اداره کرد ، ندای وجدانش او را هشدار میدهد که همه این ثروت به تو تعلق ندارد ، تو از سوی پرودگار نمایندهای در منتقل نمودن مازاد معیشت خود به مستمندان احسن کما احسن الله همانطور که خدا به تو نیکی کرده ، تو هم به دیگران نیکی کن .
۴- چهارمین اندرز : مبادا ثروت ، تو را فریب دهد که آن را در راه فساد و به کاربری هرگز در روی زمین فساد مکن که خدا فساد کنندگان را دوست نمیدارد و سرانجام فتنه و فساد در ارض ، جامعه را به تباهی میکشد . و لا تبغ الفساد فی الارض ان الله لا یحب المفسدین [۳۵۸]
پاسخهای رسوا و بی منطق قارون
قارون از روی غرور مانند غالب سرمایه داران بی ایمان در مقابل کسانی که خیر آنها را میخواهند و نصیحت میکنند گفت :
۱- خودم این ثروت را با علم و زرنگی که داشتم به دست آوردم قال انما اوتیته علی علم عندی [۳۵۹] به کسی مربوط نیست که ثروتم را در چه راهی مصرف کنم به راهنمایی کسی نیز احتیاج ندارم . خودم بهتر میدانم در چه راهی آن را خرج کنم .
۲- خداوند مرا شایستهای ثروت دانسته که به من عطا کرده و الا به دیگران هم میداد .
۳- شخص ۳ به زحمت و رنج بسیاری که متحمل شدهام این ثروت را تحصیل کردهام ، دیگران اگر میخواهند باید زحمت بکشند آگاه و روشندلان بنی اسرائیل به قارون گفتند این ثروت را خدا به تو داده فیما اتاک الله اما آن مستکبر جسورانه گفت آنچه دارم به قدرت و توان علمی خودم بدست آورم .
در تاریخ آمده است که قارون در میان انبوه جمعیت طرفدارانش با آخرین زینت و ثروتش در بین بنی اسرائیل ظاهر شد تمام توان و اقتدار مالی خود را به کار گرفت و در معرض تماشای مردم بیچاره گذاشت فخرج علی قومه فی زینته آنها که دنیاپرست و طالب آن بودند گفتند ای کاش ما نیز مانند قارون دارای این همه امکانات و ثروت بودیم و آنچه به او داده شده ، ما هم داشتیم که به راستی او حظ عظیمی از این ثروت دارد . چشم بینندگان را پر کرده بود . اما در میان جامعه بنی اسرائیل کسانی هم بودند که خداوند آنها را بهرهای از علم و ایمان عطا فرموده بود این منظره را که دیدند گفتند ثواب الهی از هر چیزی بهتر است (البته ) برای آن کسانی که ایمان و عمل صالح دارند . قرآن چه زیبا نظر دنیا پرستان و پرهیزکاران را در برابر این صحنه خیره کننده ترسیم کرده است :
قال الذین یریدون الحیواة الدنیا یا لیت لنا مثل ما اوتی قارون
آنانکه زرق و برق دنیا دلشان را از جا کنده بود گفتند : ای کاش ما ، مانند قارون دارای این چنین ثروت و لذتی بودیم ، چه زندگی شیرین ، چه جاه و جبروتی ، به راستی او بهره و حظ عظیمی از زندگی داراست . انه لذو حظ عظیم در برابر این خیل بزرگ دنیا پرستان ، گروه اندکی از بندگان عالم و سپاسگزار خدا و قلیل من عبادی الشکور که افق فکر و اندیشه آنان بر محور ایمان استوار بود در آن جمع انبوه حاضر و ناظر آن هیاهوی تو خالی بودند ، گروهی که پیوسته چشم به ثواب به پاداش الهی دوختهاند و به این بازیها و نمایشهای پوچی و مسخره دنیا لبخند میزنند گفتند : و قال الذین اوتوا العلم ویلکم ثواب الله خیر لمن امن و عمل صالحا
آنانکه علم و دانش الهی به آنها داده شده بود (به دوستداران دنیا) گفتند : و ای بر شما (این چه گفتاری است ) ثواب و پاداش خدا برای کسانی که ایمان و کار مفید انجام میدهند (به مراتب ) بهتر است (از زندگی زودگذر) پرواضح است : اینگونه ثوابها و ارزشهای الهی تنها در اختیار مردمی که در زندگی صابر و شکیبا هستند قرار میگیرد ولا یلقاها الا الصابرون
آری کسانی که در برابر کمبودها و محورمیتها ، مردانه ایستادگی میکنند و آنها که در بوته آزمایش الهی خم به ابرو نمیآورند و همچون کوه محکم میایستند و استقامت مینمایند ، فقط ایمانشان به خداوند متعال است و بس قالوا بنا الله ثم استقاموا اینها لیاقت ثواب و بزول ملائکه الهی را دارند که مورد تکریم و پروردگار و ملائکه الله قرار گیرند . در مقابل آن صبر و استقامتی که در برابر آن همه محرومیتها به خرج دادند جا دارد ، خداوند گروهی از فرشتگان را هنگام مرگ بعد از آن به استقبال آنان بفرستد و مژده بهشت موعود را به آنها بدهند . و ابشر و باالجنة التی کنتم عدون .
آخرین طغیان و خیانت قارون
آنگاه که فرمان اخذ زکات از قارون بوسیله حضرت موسی (علیه السلام ) صادر میشود و به قارون ابلاغ میگردد ، در اینجاست که طغیان و سرکشی قارون به اوج خود میرسد و نهایت بی شرمی را از خود نشان میدهد . داستان از این قرار است :
که روزی موسی (علیه السلام ) به قارون گفت خداوند به من دستور داده که زکات مالت را برای نیازمندان بگیرم ، قارون با اندک تاءمل و حسابی که کرد ، فهمید باید مبلغ هنگفتی به عنوان زکات بپردازد ، از تمکین دستور زکات خوداری کرد و راه مبارزه با موسی (علیه السلام ) را پیش گرفت ، نخست در میان ثروتمندان بنی اسرائیل بر خاست و اظهار داشت که موسی (علیه السلام ) میخواهد به اسم زکات اموال شما را بگیرد و مجانا بخورد . در صورتی که آن چه گفته پذیرفتید آیا حاضرید اموالتان را اختیار او بگذارید ؟ معلوم است با این طرز گفتار - همه گفتند نه !
دومین فکر شیطانی که قارون به نظرش رسید این بود که ساحت مقدس موسی (علیه السلام ) را به اتهام زنا بیالاید به بنی اسرائیل گفت من راه خوبی پیدا کردم برای رسوا کردن موسی باید برای او پرونده عمل منافی عفت درست کرد ، زن بدکارهای از بنی اسرائیل را بگوئیم به خانه موسی (علیه السلام ) برود ، سپس او را متهم کند که با او رابطه نامشروع زنا دارد آنها این توطئه را قبول کردند ، به سراغ آن زن فاحشه فرستادند و به او گفتند آنچه بخواهی به تو میدهیم که در حضور موسی و مردم گواهی به این کار بدهی که موسی با تو زنا کرده ، او این پیشنهاد را پذیرفت .
قارون به سراغ موسی آمد و عرض کرد : مناسب است بنی اسرائیل را ارشاد فرمائید و دستورات خدا را به آنها گوشزد کنید موسی (علیه السلام ) پیشنهاد قارون را که جنبه تبلیغی داشت پذیرفت ، در جلسهای که بنی اسرائیل در آن جمع بودند فرمود : خداوند دستور داده که جز وی را نپرستید و صله رحم بجا آورید ، احکام الهی را یکی پس از دیگری بیان فرمود ، تا رسید به اینجا که خدا فرمود : مرد زنا کار اگر مرتکب زنای محصنه گردد باید سنگسار شود . توطئه گران بنی اسرائیل گفتند اگر چه خودت باشی ! ! گفت آری اگر چه خودم باشم .
آنان با کمال بی شرمی ، رسوائی را به آخرین درجه رساندند و گفتند تو خود مرتکب زنای محصنه شدهای فورا آن زن بدکاره را حاضر کردند و به وی گفتند بگو آنچه واقع شده و گواهی بده .
حضرت موسی (علیه السلام ) رو کرد به او گفت : به خدا سوگندت میدهم حقیقت را فاش کن ! با شنیدن این سخن و دیدن حضرت موسی (علیه السلام ) مضطرب گردید و لرزید ، گویا به او الهام شد و گفت اکنون که چنین است من حقیقت را میگویم : اینها به من پاداش مهمی دادهاند که من در حضور جمع تو را متهم به زنا کنم ، اما گواهی میدهم که تو پاکی و رسول خدائی . [۳۶۰]
قعر زمین گورستان قارون شد
فرمان هلاکت قارون این بود : فخسفنا به و بداره الارض [۳۶۱] ما قارون و خانه اش را در زمین فرو بردیم . آری آن کس که از عمل به دستورات الهی مانند (زکات سرباز بزند) دست قدرت و انتقام الهی او را زمین گیر میکند و به زندگیش پایان میدهد . فما کان له من فئة ینضرونه من دون الله و ما کان من المنتصرین [۳۶۲] (قارون دیگر در آن حال ) گروهی را نداشت که او را در مقابل عقوبت هولناک الهی یاری کند و نیز قدرت نداشت تا خویشتن را یاری دهد . نه اطرافیانش و نه اموال و گنجهایش هیچ یک نتوانستند کمترین کمکی به او بکنند او را و اموالش را از چنگال عذاب قهر الهی نجات دهند ، بلکه قارون و جیره خورانش و ثروت افسانهای اش یک جا به قعر زمین فرو رفتند .
این است مجازات سرکشان و طغیان گران بی ایمان و سرنوشت هولناک مانعین زکات ، این است نتیجه غرور و غفلت از فرمان حق تعالی و سرانجام پیروی از تمایلات نفسانی و شهوترانیها این داستان قرآنی برای ما گویای این حقیقت است که زندگانیهای بر زرق و برق هیجان انگیز هر چند دور نمای دل انگیز و دل ربا داشته باشد اما عاقبتش وحشت زا و چندش آور است .
از این داستان آموزنده قرآن به خوبی روشن میشود که پی آمد گناه و انکار دستور الهی - برای کسانی که هر چند به ظاهر خود را در گروه دین داران جا بزنند - کفر و الحاد است ، همانطور که قارون یک روز در زمره قاریان تورات و دانشمندان بنی اسرائیل بود و رابطه نزدیک خویشاوند با موسی (علیه السلام ) داشت . اما دیدم که با انکار حکم زکات سرانجام با کفر و بی ایمانی به زیر زمین فرو رفت و به عذاب دردناک دوزخ گرفتار شد .
مانع الزکاة مسلمان نیست
در ذیل حدیثی از امیرالمؤ منین (علیه السلام ) ، پس از آنکه مانع الزکاة را برابر ربا خوار دانسته میفرماید : کسی که زکاة مالش را ندهد مسلمان نیست و من لم یزک ماله فلیس بمسلم [۳۶۳]
هر که مالش را پاک نکند ، مسلم نیست ، با در نظر گرفتن روایات دیگر اگر ندادن زکات با انکار شد ، از اسلام بهرهای ندارد ، در بعض روایات آمده است که مانع الزکاة مشرک است . [۳۶۴]
اکثر مفسرین بر این اعتقادند که مراد از آیه شریفه والذین یکنزون الذهب و الفضة و لا ینفقونها فی سبیل الله [۳۶۵] مانعین زکاتند ، آنان که سرمایهها را از هر سو جمع میکنند و رد بانکه ذخیره و یا به صورت کالای تجارتی در انبارها نگهداری (گنج ) مینمایند و حقوق شرعی (زکاة ) آن را نمیپردازند عذاب دردناک قیامت در انتظار آنهاست ، طبرسی صاحب تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه مبارکه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) روایت کرده که آن حضرت میفرمایند : هر مالی که حقوق الهی آن داده نشودگر چه ظاهر و آشکار باشد (کنز) گنج است ، و هر مالی که حقوق الهی آن داده شده باشد (کنز) گنج نیست فلیس بکنز اگر چه آن مال مدفون در زمین باشد .
هنگامی که این آیه نازل شد و رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) سه بار از طلا و نقره اظهار کراهت و تنفر فرمود ، این معنی بر اصحابش گران آمد ، عمر از حضرت پرسید چه مالی به دست آوریم (که مفید باشد) فرمود : زبانی که پیوسته به یاد خدا باشد ، دلی که سپاسگزاری باشد ، همسر با ایمان که در دین داری یاور شما باشد . [۳۶۶]
آنان که زکات نمیدهند خائن و مشرکند
مردی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) پرسید یا رسول الله خداوند متعال میفرماید : و ویل المشرکین الذین لایوتون الزکاة و هم بالاخرة کافرون و ای بر مشرکین که زکاة نمیپردازند و نسبت به آخرت اعتقاد ندارند یعنی چه ؟ مشرکین که مسلمان نیستند تا زکاة بدهند ، چگونه ترک زکات دلیل بر کفر میشود ؟
حضرت فمرود : درست است که خداوند مشرکین و کفار را به خاطر ندادن زکات مورد خشم قرار نمیدهد . آیا نشنیدی (آیه قرآن را) که میفرماید : فویل للمصلین ، الذین هم عن صلوتهم ساهون الذین هم یراؤ ن و ینعون الماعون [۳۶۷] و ای بر نمازگزاران که در نماز از یاد خدا رفتند ، آنان که در عباداتشان ریا میکنند و از ضروریات [۳۶۸] زندگی و زکات منع مینمایند .
از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده : ماعون یعنی زکات مال و نیز در درالمنثور از طریق اهل سنت آمده است ماعون زکات واجب میباشد . [۳۶۹]
سپس رسول معظم اسلام (صلی الله علیه وآله ) فرمودند : به خدایی که جان محمد (صلی الله علیه وآله ) در قبضه قدرت اوست هیچ فردی به خدا خیانت نمیکند در زکات مالش مگر آنکه به خدا مشرک شده ثم و الذین نفس محمد (صلی الله علیه وآله ) بیده ما خان الله احد شیئا من زکات ماله الا مشرک بالله
در این روایت رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرمود : کسی که زکات نمیدهد مشرک است و ندادن زکات را در حد خیانت به خدا و شرک دانسته است . چه سرنوشتی دردناک تر برای مانع الزکاة ، از اینکه به گمان مسلمان بودن و مسلمان مردن باشد ، سرانجام مشرک محشور گردد .
بنابراین کسانی که در نماز به یاد خدا نیستند و در برآوردن نیازمندیهای جامعه بویژه همسایگانشان مضایقه میکنند و از پرداخت زکات شانه خالی مینمایند مورد ملامت قرار گرفتهاند و خدا با کلمه وای (ویل ) آنان را مذمت نموده است .
اینان با اینکه نعمتهای فراوان خداوند بهره مند میشوند ولی حق آن را اداء نمیکنند و سپاسگزار نیستند ، چه خیانتی از این بزرگتر که به بخشنده نعمت (ولی النعمه ) خود روا میدارند ؟
آری ثروت و امکانات زیاد در صورتی که در راه خدا انفاق نشود . مفسده انگیز است و مجازات الهی را به دنبال دارد . گاه ثروت فراوان برای افراد و دولتها وسیله آزمایش آنهاست که اگر از بوته آزمایش مردود و معیوب در آینده ، قطعا کیفر الهی ؛ در انتظار آنان خواهد بود .
بخش دهم نقش زکات و تاءمین اجتماعی در حکومت اسلامی
نقش مال در زندگی انسان
خداوند متعال مال و ثروت را موجب قوام و آرامش زندگی بشر قرار داده است ، مال موجب عزت و از ارکان اساسی زندگی آدمیان قرار داده است ، مال موجب عزت و از ارکان اساسی زندگی آدمیان است و در حفظ نظام اجتماعی نقش مهمی دارد . به گونهای که حفظ دین و دنیای بشریت و به داشتن اموال بستگی دارد ، در صورتی که ثروت به دست افراد نادان و نالایق نیافتد .
در قرآن مجید آمده است : و لا تؤ توا السفهاء اموالکم التی جعل الله الکم قاما[۳۷۰]اموالی که خداوند مایه قوام زندگی شما قرار داده ، به سفیهان و ابلهان نسپارید ، مقصود از سفهاء در آیه مزبور آنهایی هستند که سبک مغزند و رسد کافی در اداره امور نداند مانند یتیمان و دیوانگان ، آنان که نمیتوانند و طرز صحیحی از مال و سرمایه بهره برداری کنند . با یک برداشت کلی از آیه شریفه میتوان گفت به طور کلی اموالتان را چه خصوصی باشد یا عمومی و حکومتی همچون اموال زکوی ، بدست افراد نا صالح نسپارید . امور بیت المال را به افرادی که مورد اعتماد نیستند و تقوی ندارند واگذار نکنید که با سپردن مال به آنان و تصرف و مصرف بی جا و بیمورد ، زیان خواهید کرد . چرا که دادن اختیار بیت المال را با افراد ناصالح و نادان سبب میشود که کشور به رو شکستگی کشیده شود و شیرازه اقتصاد از هم پاشیده گردد و خداوند برکاتش را از میان جامعه برمی گیرد .
بعضی از فقیهان نامدار مانند شیخ مفید [۳۷۱] ابی الصلاح حلبی و قاضی نعمان رضوان الله تعالی علیهم .
پرداخت زکات و به طور کلی امور مالی مانند مالیات اسلامی را به امام و حاکم اسلامی واجب میدانند زیرا معتقدند زکات بودجهای است حکومتی و باید در اختیار پیشوا و رهبر اسلامی قرار گیرد ، تا بر اساس مصلحت اسلام و مسلمین آن را به مصرف برساند . زیرا فقهاء به جایگاه مصرف از دیگران آگاه ترند و نهایت و سواس را در مصرف به خرج میدهند .
شیح مفید اعلی الله مقامه در ذیل آیه شریفه : خذ من اموالهم صدقه [۳۷۲] فرمودهاند : خداوند به پیامبرش دستور داد صدقات را از مردم بگیر تا از گناه پاک گردند و بر امت هم واجب کرد که صدقات را به او بدهند زیرا اطلاعت پیغمبر را واجب و مخالفت با وی را حرام کرد .
زمانی که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) حاضر باشد ، باید زکات را وی بدهند و پس از ارتحال آن حضرت بایستی زکات را در اختیار جانشین وی بگذارند تا آنجا که فرمود : پس از انقضای دوره نواب خاص ، در اختیار فقهای مودر اطمینان شیعه بگذارند زیرا فقیه ، موارد مصرف زکات و احتیاج جامعه را از دیگران که به مسائل فقهی آگاهی ندارند بهتر میداند . لان الفقیه اعرف بموضعها ممن لا فقه له فی دین الله [۳۷۳]
نقش مال در زندگی اجتماعی
خداوند متعال مال را مایه قوام حیات فردی و اجتماعی انسان قرار داده است ، مال در زندگی اجتماعی مانند خون است در بدن انسان . همانطور که بقاء حیات ، به گردش خون در تمام بدن ، بستگی دارد ، بقاء حیات اجتماعی هم نیاز به مال دارد جعل الله لکم قیاماخون باید در همه عروق و رگهای بدن جریان پیدا کند . اگر به بخش از شریانهای بدن خون نرسد و در بخش جمع شود ، قطعا موجب فساد و انفجار و مرگ آدمی است . به همین مقیاس اگر ثروت در بخشی از جامعه تمرکز پیدا کند ، در حالی که اقشاری از جامعه از امکانات ملی محروم باشند ، نظام اجتماعی از هم میپاشد . به حکم ضرورت ، خداوند مال را مایه قوام زندگی قرار داده ، زندگی متوسط برای همه افراد جامعه از منابع مالی باید تاءمین شود ، یکی از منابع مالی در اسلام زکات است که به وسیله ولی امر مسلمین باید به بدنه جامعه اسلامی و مصارف اجتماعی تزریق شود تا فساد و تباهی دامنگیر جامعه نگردد و سلامت و آرامش در اجتماع برقرار شود .
در جامعه نیازهایی و مصارفی پیش میآید که اختصاص به یک نفر ندارد . بلکه مربوط به اجتماع است مانند بودجهای که به مصرف امنیت ملی و حکومتی باید برسد و به ساختن مدارس علمیه و دانشگاه ، بیمارستانها ، احداث سدها و پلها و راههای مواصلانی ، پرورشگاههای کودکان ، آسایشگاه سالمندان و معلولین ، نگهداری از یتیمان و دهها از این قبیل ، اختصاص یابد .
خدا در قرآن مفرر فرموده : هر کسی به نسبت توانایی و قدرت مالی خود موظف است مبلغی برای اینگونه مصارف بپردازد . و مما رزقناهم ینفقون [۳۷۴] افراد با ایمان آنانند که از آنچه ما به آنها دادهایم انفاق میکنند بخشی از انفاقها در اسلام مستحب است مانند صدقات مستحبه و موقوفات و اموالی که تبرعا و بلاعوض در راه خدا داده میشود و بخشی دیگر از انفاقها واجب است و تکلیف واجب الهی است مانند خمس و زکات . خداوند زکات را در ردیف نماز قرار داده : ، در آیات بسیاری از قرآن هر جا امر به نماز کرده بلافاصله امر به پرداخت زکات نموده است الذین یقیمون الصلاة و یؤ تون الزکاة و هم بالاخرة هم یوقنون [۳۷۵] (اهل ایمان آنانند که نماز به پا میدارند و زکات میدهند و به سرای آخرت یقین دارند . ) حکمای اسلامی گفتهاند که پیغمبر (صلی الله علیه وآله ) برای انجام دو وظیفه از طرف خدا میآید :
۱- مردم را متوجه خدا سازد .
۲- زندگی اجتماعی آنها را منظم کند ، بنابراین : نماز برای توجه به خداست و زکات برای منظم ساختن زندگی اجتماعی است . گفتیم نقش مال در زندگی اجتماعی ، مانند خون در بدن برای تعدل در زندگی است و زندگی اجتماعی ، بدون مصرف مال محال است منظم گردد .
اسلام دو راه برای نظم جامعه اسلامی قرار داده است .
اول : پرداختن زکات مال که اسلام آن را یک وظیفه رسمی و علنی قلمداد کرده است .
دوم : مقرر کرده ، هر کس به طور غیر رسمی بلکه پنهانی در راه خیر کمک کند ، نخست به خویشاوندان و مستمندان بی بضاعت و سپس به یاری یتیمان ، فقیران ، بیماران ، برهنگان شتابد . اینگونه دستگیریها و انفاقها چنانچه پنهانی صورت بگیرد ، بلاء را از مردم میگرداند و جامعه را از بلاهای ناگهانی حفظ میکند و صدها برابر به صاحبش پاداش خیر میدهد .
حضرت امام سجاد علی بن الحسین (علیه السلام ) شبها به در خانههای بی نوایان با کیسه آرد و گندم و پول میرفت و به طور نهانی انفاق میکرد و میفرمود : صدقه در نهان ، غضب خدا را خاموش میکند . [۳۷۶]
خیرخواهی اجتماعی
ای برادران دینی و ای توانگران ، ما همه اعضای پیکر جامعه اسلامی هستیم ، باید همه با هم زندگی کنیم . دین اسلام دین مساوات و مواسات است ، هر گونه کمک مالی و غیر مالی را به برادران و خواهران بی نوای خود به نمائید و برای حفظ آبروی آنان از پریشانی به آنها مساعدت کنید ، خدا آن را قبول میکند و در دنیا و آخرت به شما اجر و پاداش مادی و معنوی میدهد و خشنود کردن بی نوایان و درماندگان ، افزایش نعمت و امنیت را برای جامعه به ارمغان میآورد .
گر می فروش حاجت رندان روا کند
ایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند
حقا که در زمان برسد مژده امان
گر سالکی به عهد امانت وفا کند
ساقی به جام عدل بده باده تا گدا
غیرت نیاورد که جهان پر بلاء کند
اگر میخواهیم جامعه ما از معنویت و نظم اجتماعی برخوردار باشد و بی نوایان در کنار توانگران مسرور باشند ، باید برنامه نماز و انفاق (زکات ) در کمال توجه باشد و در راءس همه امور قرار گیرد تا نعمتی که خداوند به صاحبان نعمت عطا کرده از آن قدردانی و سپاسگزاری به عمل آمده و حق آن ادا گردیده باشد و در ازای آن مردم در بستر امنیت و آغوش نعمت به خوشبختی و سعادت به زندگی خود ادامه دهند .
در حدیثی از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) میخوانیم : سپاسگزاری از نعمت موجب امنیت و فروانی آن است قال رسول الله (صلی الله علیه وآله ) الحمد علی النعمة امان لزولها [۳۷۷]
در روایت دیگر آمده است : من دربارهٔ شما در کفران نعمتها بیشتر از گناهان بیمناکم و بدانید که نعمتهایی که شکر آن نگذارید زوال آن قطعی است مقصود از جمله اءنا اشد علیکم خوفا من النعم [۳۷۸] یعنی خوف از کفران نعمت .
دیدگاهها دربارهٔ ثروت
سرمایه و ثروتها به دو بخش عمومی و خصوصی تقسیم میشود : بخش اول شامل اموال عمومی است . بخش دوم اموال اختصاصی است که به اشخاص حقیقی و معین تعلق دارد .
اموال عمومی در اسلام در اختیار رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) و جانشینان او به عنوان رهبران حکومت اسلامی قرار میگیرد .
بخش اول - اموال عمومی
در اسلام عبارتند از اموال ملی (انفال ) که از موضوعات دوازده گانه تشکیل میشود :
۱- زمینهایی که صاحبانش آن را ترک گفته و از آنجا مهاجرت کردهاند (مانند اراضی یهود بنی نضیر در مدینه منوره ) .
۲- زمینهایی که مالک با میل خود آن را به رئیس مسلمانها واگذار کرده است .
۳- اراضی موات
۴- سواحل دریاها
۵- بلندی کوهها
۶- درهها
۷- بیشهها و جنگلها
۸- اموال برگزیده شاهان کهخ در جنگلها بدست مسلمین میافتد .
۹- آنچه را پیشوای مسلمین از میان غنائم برای خود انتخاب میکند .
۱۰- غنائمی که به وسیله جنگلهایی که بدون اذن پیشوای مسلمین بدست میآید .
۱۱- معادن
۱۲- میراث کسی که وارثی ندارد . [۳۷۹]
ممکن است تمام این موارد مورد اتفاق نظر همه فقهاء نباشد ولی اکثریت قاطع فقهاء این موضوعات دوازده گانه را قبول دارند این اموال میتواند نقش مهمی در گشایش امور مسلمین به وسیله رهبر مسلمین ایفاء کند . هم چنانکه رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) از آن استفاده مینمود و برحسب اولویتها آن را در مصالح مسلمین هزینه میفرمود پر واضح است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) این ثروتها را برای شخص خودش نمیخواست بلکه برای مستمندان و نیازمندان جامعه و هر جا که لازم میدید به عنوان رهبر حکومت اسلامی صرف میکرد .
از آنجا که امر حکومت و فصل خصومات و تصرف در اموال بیت المال و به مصرف رساندن آن امری است لازم برای امت اسلامی و تعطیل بردار نیست . بعد از پیامبر معظم (صلی الله علیه وآله ) این حق ائمه طاهرین است و بعد از آنها به نواب آنها یعنی مجتهدین جامع الشرایط محول میشود ، البته در صورتی که حکومت اسلامی تشکیل نشده باشد و الا این حق ، فقط به ولی امر مسلمین تعلق خواهد داشت مثل زمان ما که بحمدالله تعالی حکومت ایران براسس نظام اسلامی استوار است و اداره آن زیر نظر ولی فقیه میباشد .
بخش دوم - اموال خصوصی
و آن ثروتهای خصوصی است که در اختیار بازرگانان و دولتمندان به عنوان مالک خصوصی ثروتها میباشند به طور کلی این بحث از سه نظر قابل توجه است :
نخست ارزیابی و قدردانی از بازرگانان و پیشه وران که سبب تولید و توسعه ثروت کشورند .
دوم اینکه وظیفه سنگینی بعهده آنها گزارده شده و آزمایش مهمی متوجشان گردیده .
سوم نظرهای متفاوت دربارهٔ اصل ثروت
در مورد اول امیرالمؤ منین در منشور حکومتی با مالک اشتر میفرماید :
ثم استوص بالتجار و ذوی الصناعات و اوص بهم خیرا القیم منهم و المضطرب بماله و المترفق ببدنه مواد المنافع و اسباب المرافق . . . [۳۸۰]
ای مالک : اینک سفارش مرا بازرگانان و صنعتگران در هر رشته بپذیر و دربارهٔ آنان ، خیر اندیش باش . چه آنانکه در محل تجارتشان مقیم هستند و بدان و ستد میپردازند و چه آنکه با سرمایه اش در مسافرت و رفت و آمد است و چه آنکه نیروی جسمی و فکریش را به کار گرفته به جامعه سود میرساند و حوائج مردم را با دست و بازوی خود آماده میکنند ، در حقیقت اینان سرچشمه سودها و درآمدها و مایه رفاه و ساز و برگ زندگی مردمند ، اینها ؛ در سرزمینهای دوردست ، در کوه وادی ، خشکی دریا با جراءت و پردلی سرمایه گذاری میکنند که نه پای مردم بدانجا آشناست و نه دل مردم را یارای عزیمت به آن سرزمین هاست . [۳۸۱]
اما تجار نیز وظیفه سنگینی در برابر ثروتی که خداوند در اختیارشان گذارده دارند ، چرا که آنان وکلاء و امانت دارای خداوندند ، اداره زندگی و تاءمین معیشت فقراء به عهده آنهاست ، پیوسته در معرض لغزش و آزمایشند چه بسا اگر به وظیفه وکالت و امانت داری عمل نکنند مسؤ لند و به کیفر سخت آن گرفتار شوند ، امیرالمؤ منین (علیه السلام ) در فرمانی که به مالک اشتر در اداره امور مصر صادر فرموده میفرماید :
و اعلم مع ذلک ، ان کثیر منهم ضیقا فاحشا قبیحا و احتکارا للمنافع و تحکما فی البیاعات و ذلک باب مضرة للعامة و عیب علی الولاة فامنع من الحتکار فان رسول الله (صلی الله علیه وآله ) منع منه [۳۸۲]
ای مالک (با همه سفراشها که دربراده بازرگانان و صنعتگران کردم ) بدان در بین آنان شذوات و زشتیها است :
۱- بسیاری از اینان نظر تنگ و بخیل و زورگو و سخت گیرند .
۲- ارزاق عمومی را احتکار میکنند ، در حالی که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) این کار زشت را منع کرده است .
۳- در مقام فروش بدلخواه بر اجناس نرخ گذاری میکنند و گرانفروشی مینمایند و این به زیان جامعه اسلامی است و لکه ننگی بر دامان زمامداران .
سپس میفرماید : باید داد و ستد برمبنای گذاشت و مروت باشد ، (با نرخ گذاریهایی که فروشنده میکند به خریدار فشاری وارد نیاید و اجحافی نشود و معامله در کفه ترازوی عدالت انجام گیرد) بنابراین پس از اخطار و نهی ، اگر باز هم دست با احتکار زد به گونهای عبرت انگیز کیفرش ده و بدون زیاده روی عقوبتش کن .
قوام زندگی به ثروت بستگی دارد
در بحث گذاشته گفتیم جای تردید نیست که قوام زندگی اجتماع بشری به مال است و سرمایههای مادی باید زیر نظر افراد دینی ، بصیر و آگاه قرار گرد . در آیه پنجم از سوره نساء میفرماید :
اموال خود را آدمهای سفیه و سبک مغز نسپارید [۳۸۳] که بر اثر ندانم کاری و بی عدالتی ، زندگی اجتماعی از هم میپاشد . افرادی که رشد فکری و اقتصادی ندارند نباید متصدی امور مالی گردند که کشور را به تباهی میکشند .
دین مقدس اسلام با افراط و تفریط نیز مخالف است و به پیروان خود توصیه میکند که در همه کارها از راه اعتدال و میانه روی منحرف نشوند ، به ویژه در مورد انفاق ، نه اسراف کار باشند و نه تنگ نظر ، بلکه بین آن دو همیشه ، طوری زندگی کنند که بندگان خاص خداوند (عبادالرحمن ) چنینند . آنها هنگام انفاق نه اسراف میکنند و نه سخت گیرند ، همیشه در حال اعتداند ، و الذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواما . [۳۸۴]
دیدگاههای متفاوت نسبت به مال دنیا
دربارهٔ ثروت نظرات متفاوتی وجود دارد که بسیاری از آنها راه افراط را پیمودهاند ، بعضی چنان اهمیتی برای آن قائلند که حلال مشکلاتش میدادند ، تا آنجا که شاعر عرب میگوید :
فصاحة سحبان و خط ابن مقلة
و حکمة لقمان و زهد بن ادهم
اذا اجتمعت فی المرء و المرء مفلس
فلیس له قدر بمقدار درهم
فصاحت سحبان فصیح معروف عرب و خط ابن مقله خطاط معروف و حکمت لقمان و زهد ابراهیم ادهم اگر در انسانی جمع شود با این همه اوصاف ، اگر مفلس و بی پول باشد ، قدر و مقامی در اجتماع به مقدار یک درهم نخواهد داشت .
و لذا جای تعجب نیست که طرفداران این تفکر دائما به جمع اموال میپردازند و آنی راحت نمینشینند و هیچ قید و شرطی برای آن قائل نیستند و حلال و حرام در نظرشان یکسان است .
در نقطه مقابل این گروه و جمعیتی هستند که برای مال و ثروت ، کمترین ارزشی قائل نیستند ، فقرا را می ستایند و برای آن ارج قائلند ، حتی مال را مزاحم تقوی و قرب خدا میدانند .
ولی در برابر این دو عقیده که در طرف افراط و تقویط قرار دارد آنچه از قرآن مجید و روایات اسلامی استفاده میشود این است که مال ، خوب است اما به چند شرط :
۱- نخست اینکه وسیله باشد ، نه هدف
۲- اینکه انسان را اسیر خود نسازد ، بلکه انسان امیر بر آن باشد .
۳- اینکه از طرق مشروع به دست آید و در راه رضای خدا مصرف گردد .
علاقه به چنین مالی نه تنها دنیا پرستی نیست بلکه دلیلی بر علاقه به آخرت است . [۳۸۵] در این زمینه روایاتی از اهل بیت طاهرین در اختیار داریم :
حسرت مال :
در حدیثی امام صادق (علیه السلام ) در تفسیر آیه : کذلک یریهم اعمالهم حسرات علیهم اینچنین خداوند اعمال زشت آنها را مایه ندامت و حسرتشان قرار میدهد . فرمودهاند : این آیه شریفه دربارهٔ کسی است که مالی را بعد از مرگ خود میگذارد و به خاطر بخل ، در راه طاعت الهی انفاق نمیکند و آن را برای کسی مینهند ، که در اطاعت الهی و یا در معصیتی به کار میبرد . امام (علیه السلام ) اضافه کرد که اگر این مال را دیگری در راه پیروی خدا صرف کند صاحب اول آن حصرت میخورد ، زیرا دیگری بوسیله مالی که متعلق به او بوده ، به بهشت رفته است و اگر در گناه و نافرمانی خداوند صرف کند سبب تقویت او در گناه شده ، (باز حسرت و ندامت متوجه اوست . )
قال الصادق (علیه السلام ) : هو الرجل یدع المال لاینفقه طاعة الله بخلا هم یموت فیدعه لمن یعمل به فی طاعة الله او فی معصیته . [۳۸۶]
در حدیث دیگری از امام صادق (علیه السلام ) میخوانیم که فرمود : لیس حیث تذهب الیه انما الذهب الذی ذهب بالدین و الفضة التی افاضت الکفر . [۳۸۷]
منظور از لعن ذهب آن طلائی است که دین را ببرد و منظور از نقره (فضه ملعونه ) آن نقرهای است که سرچشمه کفر و بی ایمانی شود ، این بیان را حضرت ، هنگامی ایراد فرمود که طلا و نقره را لعن فرمود ؛ یکی از دوستان آن حضرت تعجب کرد و در این باره سؤ ال نمود ، امام (علیه السلام ) حدیث فوق را در پاسخ فرمودند .
امام امیرالمؤ منین (علیه السلام ) فرمودهاند : السکر اربع سکرات سکر الشراب و سکر المال و سکر النوم و سکر الملکت [۳۸۸] مستی چهار گونه است : مستی شراب ، مستر مال ، مستی خواب و مستی قدرت .
در حدیث دیگری از امام صادق (علیه السلام ) آمده است که مردی خدمت آن بزرگوار عرض کرد : پدر و مادرم فدایت مرا موعظه کن . قال (علیه السلام ) ان کانت الحسنات حقا فالجمع الماذا ؟ و ان کان الخلف [۳۸۹] من الله عزوجل حقا فالبخل الماذا ؟ ! اگر کارهای خیر ، حق است و آن را باور داریم ، جمع مال برای چیست ؟ (چرا از ثواب انفاق در راه خدا محروم بمانیم ) و اگر باز ماندن مال بعد از انسان حق است ، بخل و تنگ نظری برای چیست ؟
از امیرالمؤ منین (علیه السلام ) پرسیدند : من اعظم الناس حسرة ؟ چه کسی حسرتش (روز قیامت ) از همه مردم بیشتر است ؟ فرمود : من رای ماله فی میزان غیره ، و ادخله الله به النار و ادخل وارثه به الجنة کسی که نتیجه اموال خود را (ثواب و پاداش آن را) در ترازوی سنجش اعمال دیگران ببیند ولی خداوند او را به خاطر جمع آوری اموالش (که انفاق نکرده ) وارد دوزح کند و وارث او را به خاطر آن (مالها که در راه خیر انفاق کرده ) وارد بهشت نمایند .
چه افراد زیادی هستند که عمر گرانبها را فقط تا پایان ، به جمع آوری مال دنیا تباه میکنند و سرانجام آن را یک جا برای بازماندگان میگذارند و یا حادثهای آن را نابود میکند . حسابش و حسرتش برای آنان و ثوابش و شادیش برای دیگران است .
دو حادثه هولناک در تعقیب مال انسان :
مرحوم طبرسی در مجمع البیان ذیل آیه شریفه : لن تنالوا البرحتی تفقوا مما تحبون
از قول ابوذر رضوان الله علیه این سخن را نقل کرده است : انسان فکر میکند مالک اموال خویش است و دیگر در آن دخل و تصرفی ندارد در حالی که اینطور نیست . اگر نیک بیندیشد و به عاقبت امور بنگرد ، خواهد دانست که سه شریک در مال و ثروت او دست اندرکار هستند :
۱- تقدیر و سرنوشت .
۲- وارث .
۳- خود انسان صاحب مال ، سومین شریک مال و سرمایه خویش میباشد .
سرنوشت و حوادث غیر منتظره ، بدون مشورت با صاحب مال ، در آن هر تصرفی را که بخواهد انجام میدهد ، ممکن است در یک چشم بر هم زدن هست و نیست و دار و ندار او را نابود کند و او را به خاکستر بنشاند . کافی است یک زلزله ، همه اموال انسان را نابود کند . ممکن است در یک آن هستی او طعمع آتش شود و یا سیلی خروشان مال و تمام زندگی کسی را با خود ببرد و زیر خروارها گل و لای مدفوق گرداند . یا دزد بی باکی به دارائی او دست بردی بزند و او را به خاک فقر و فلاکت بنشاند .
دومین شریک اموال انسان ورثه او هستند که انتظار مرگ او را میکشند تا یک جا مال او را ببرند .
سومین شریک مال ، شخص صاحب مال است ، که قبل از وقوع آن دو حادثه ، هر گونه اختیاری دارد . سپس ابوذر گوید : ای انسان تو که اکنون مالک و اختیار دار ثروت خود هستی . اگر در میان شرکای خود زبون و درماندهای اگر نتوانی دربارهٔ مال خود تصمیمی بگیرد و در راههای خیر و کمک به بیچارگان صرف کنی ، تا برای تو همیشه پاداش بزرگی در برداشته باشد .
بدان ، شرکای دیگر به تو مهلت نخواهند داد . از حال غرور و غفلت و بی خبری تو استفاده کرده ، یک جا مال را از تو خواهند ربود و و زر و وبال آن بر گردن تو خواهد ماند .
نصیحت ابوذر :
ابوذر ، بزرگ صحابه رسول الله (صلی الله علیه وآله ) انسان را مخاطب قرار داده میگوید : فلا تکن اعجز الثلاثة ان الله تعالی یقول : لن تنالوا البر حتی تنقوا . . . یعنی ای انسان تو و اماندهترین شریکها خود مباش که خدای تعالی فرماید : هرگز نیکوکار و شایسته نخواهید بود مگر آنکه از ثورتهای دوست داشتنی خود در راه خدا به بخشید .
پایان بخش این روایات ، حدیث پرمعنا و جالبی از ابن عباس نقل میکنیم ، باشد که موجب بیداری از مستی و غرور مال و مقام دنیا گردد او میگوید :
ان اول دهم و دینار ضربا فی الارض نظر الیها ابلیس فلما عاینهما اخذهما فوضعهما علی عینیه ، ثم ضمهما الی صدره ، ثم صرخ صرخة ثم ضمهما الی صدره ثم قال : انتما قرة فوادی ما ابالی من بنی آدم اذا احبوکما ان لا یعبدوا وثنا ! حسی من بنی آدم ان یحبوکما [۳۹۰]
ترجمه : نخستین باری که سکه درهم و دینار (طلا و نقره ) در جهان زنده شد ، ابلیس نگاهی به آن افکند و به تماشای آنها پرداخت . آن دو را بر چشمانش نهاد ، پس برداشت و به سینه اش چسباند بعد فریاد شادی برکشید ، دوباره به سینه اش ، سپس به درهم و دینار خطاب کرد و گفت : شما نور چشمان من و میوه دل من باشید ، اگر مردم شما را دوست بدارند ، دیگر برای من مهم نیست که بت پرستی نکنند . همین که شما را دوست دارند ، برای من کافی است (چه بتی بهتر از محبت طلا و نقره )
پروردگارا ما را از اغوای شیطان و بندگی درهم و دینارهایی بخش ، بارالها اخلاص در عمل و اخلاص در انفاق به ما مرحمت فرما زیرا اخلاص ، کار مشکلی است و تنها توئی که میتوانی در این مشکل ما را یاری کنی .
از مجموع روایات فهمیده شد : مالی که وسیله فقرزدایی و برطرف نمودن مشکلات اقتصادی و پرکردن خلاء اجتماعی گردد ، نزد خداوند متعال مذموم (ناپسند نیست بلکه موجب خشنودی خدا هم میشود زیرا رفاه و امنیت و خوشبختی و سعادت جامعه را به همراه دارد . به کارگرفتن ثروت را در راه رفاه و آسایش نیازمندان ، جهان و گذشت بزرگی در راه خدا است ، چرا که آدمی وقتی خود را مستغنی و بی نیاز ببیند و از هر جهت تمکن مالی داشته باشد زمینه گرایش و طغیان و سرکشی در او پیدا میشود . در اینجا باید از خداوند متعال کمک خواست و طلب استعمانت کرد .
عن علی (علیه السلام ) قال : استعینوا بالله سکرة الغنی فان له سکرة بعیدة الافاقة [۳۹۱]
علی (علیه السلام ) فرمود : از مستی غنا و ثروت به خدا پناه ببرید که مستی ثروت بسیار دیر برطرف میشود از خداوند متعال مسئلت داریم که عالیترین وسیله سعادتمندی را در اختیار ماگذارد و توفیق استفاده از آن را بما مرحمت فرماید .
اهمیت مال مشروع
در قرآن کریم در آیه وصیت ، از مال ، به خیر تعبیر شده است : کتب علیکم اذا حضرا احد کم الموت ان ترک خیرا الوصیة الوالدین و الاقربین بالمعروف . [۳۹۲]
بر شما (مؤ منین ) مقرر شده که هرگاه مرگ یکی از شما فرا رسد ، اگر مالی به جای گذارد ، برای پدر و مادر و ارحام نزدیک ، عادلانه وصیت کند که این امر شایسته متقین است .
این تعبیر نشان میدهد که اسلام ثروت و مالی که از راه صحیح (مشروع ) به دستاا مده باشد و در راه عقلائی و منفعت اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد ، خیر و برکت میداند و بر افکار انحرافی آنان که از منطق اسلام دورند و آن را درک نکردهاند ، خط بطلان میکشد . اسلام از نظریههای زاهد مابانه که معنی زهد و فقر را تشخیص ندادهاند و افکارشان سبب رکود جامعه اسلامی و پیشرفت نقشه شوم استعمارگران میگردد ، بیزار است .
آیه شریفه ، اشاره لطیفی به این نکته دارد که آنچه از انسان میماند اگر اموال مشروع باشد خیر است و برکت ، نه اموالی که از راه حرام مانده است که آن خیر نیست بلکه شر است و مایه نکبت و بدبختی .
محور دعوت انبیاء
انبیاء علاوه بر اینکه مردم را به خداشناسی دعوت میکردند ، به مسائل اقتصادی جامعه هم اهمیت میدادند و اصلاح وضح اقتصادی مردم خویش نیز ، بخش مهمی از دعوت آنها را تشکیل میداده است .
پیامبر معظم اسلام (صلی الله علیه وآله ) برنامه منظم و منطقی ، مترقی و کار آمد برای اصلاح جامعه بشریت آورد . بعد زا دعوت به توحید ، به تنظیم امور زندگی مسلمانها همراه با حق و عدالت اجتماعی پرداخته از جمله اقتصاد سالم و تقسیم عادلانه ثروت را سرچشمه عزت و قدرت مسلمین دانسته و اجراء دستورات مالی اسلام همانند زکات ، خمس ، وقت و انفاق در راه خدا را وسیله خوش بینی و دوستی جامعه با یکدیگر معرفی فرموده است .
زکات بهترین وسیله پاکیزگی روح و سلامت جامعه زکات بهترین وسیله برای سازی و پروش جامعه اسلامی است ، موضوع زکات آنقدر اهمیت دارد که خداوند متعال به عنوان دستورالعمل کلی به پیامبر (صلی الله علیه وآله ) میفرماید از اموال مسلمین صدقه ، یعنی زاکت بگیر ، خذ من اموالهم صدقة این دستور نسبت به سایر فرایضی که در قرآن ذکر شده ، حالتی استثنایی دارد .
سپس اشاره به موضوع اخلاقی و اجتماعی زکات کرده میفرماید : ای رسول گرامی ، باگرفتن زکات و مصرف آن ، آنان را پاک میکنی و نمو میدهد تطهرهم و تزکیهم آنها را از پلیدیها و آلودگی دنیا پردستی و بخل پاکیزه می گرانی و بدین وسیله نهال محبت و نوع دوستی را در میان مردم غرس میکنی و آن را پرورش میدهی . همچنین با انجام این فریضه الهی ، محرومیت و فقر از بین میرود و فاصله طبقاتی بین فقر و غنی اگر نگوییم بلکی برچیده میشود به حداقل میرسد و همبستگی و برادری (اخوت ایمانی ) جای آن را میگیرد .
به این ترتیب میتوان گفت که زکات عاملی بسیار قوی و نیرومند برای رونق بازار اقتصاد جامعه است زیرا آلودگیها را میبرد و برکات الهی را جایگزین آن میسازد زندگی را آسان میکند و سبب وسعت رزق و پیش رفت امور میگردد و دلهای فقراء و اغنیاء را به هم نزدیک و مهربان مینماید .
اصولا دستورات نورانی اسلام نسبت به زکات و خمس و به طور کلی دربارهٔ انفاقات مالی برای زدودن صفت زشت بخل و حرص بر جمع اموال و اتصاف جامعه به پاکی و فضیلت میباشد .
و ثروتی که وسیله سعادت شود ، همانطور که از روایات استفاده کردیم در اسلام نه تنها مذموم نیست بلکه ممدوح است . این احکام آسمانی که روشنگر راه سعادت و خوشبختی اجتماع میباشد ، همان دستورات درخشان و برنامه متعالی قرآن است که آخرین پیامبر رحمت ، برای آسایش و سلامت جسم و جان بشر آورده است . دستوراتی که گاهی در قالب برنامه نماز و زکات و گاهی به شکل دیگر از سوی خداوند ، به امت اسلامی به منظور سعادتمندی آنان ابلاغ شده است . اخلاق کریمانه و رفتار اجتماعی پیامبر معظم اسلام (صلی الله علیه وآله ) و جاذبه رحمت و محبت آن حضرت در تمام اقشار جامعه زبانزد خاص و عام میباشد تا آنجا دانشمندان غرب به این موضوع اعتراف نمودهاند .
معذلک قلم بدستان مزدور بدانند که دربارهٔ پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله ) چه مینویسند ، چگونه ناجوانمردانه تهمت میزنند نویسندهای مغرض با انگیزهای شیطانی ، کتابی به نام مذاهب بزرگ به وسیله ناشر آمریکایی به چاپ رسانده ، در کتاب مزبور از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله ) به عنوان شخصی که مسیحیان و یهودیان متنفر بود و از قتل و سربریدن (مردم ) لذت میبرد یاد شده است .
مسلمانان ، بویژه شورای روایط اسلامی آمریکا که در واشنگتن مستقر میباشد به این نوشته سرتا پا دروغ و مغرضافه اعتراض کردند . پس از اعتراض شدید مسلمانها ، شرکت انتشارات سیمون و چارستر ناشر کتاب مزبور اقدام به جمع آوری چهار هزار نسخه از کتاب مذاهب بزرگ نمود و به اشتباه خود اعتراف نمود و رسما غذرخواهی کرد .
در ثروت و غنائم اسلامی
ثروتهایی که بدون جنگ به دست مسلمانها میافتاد ، در اختیار رسول الله (صلی الله علیه وآله ) قرار میگرفت پس از آنکه یهودیهای طائفه بنی نضیر نتوانستند در فضای اسلامی مدینه بمانند ، به حکم ضرورت از مدینه کوچ کردند ، ثروتهای منقول و غیر منقول ، همچون باغها و زمینهای کشاورزی و اموال دیگری از آنها به جا میماند ، گروهی از بزرگان مسلمین ، خدمت رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) رسیدند و عرض کردند بخشی از برگزیدههای این غنائم و اموال ، متعلق به شکا و بقیه را به ما واگذار کنید ، تا در میان خود تقسیم کنیم ، چون تقاضای آنها بر خلاف عدالت اجتماعی بود ، دستورالعمل الهی در این مورد نازل شد که به عنوان قانون اساسی در زمینه تمام غنائمی که بدون زحمت جنگ و بی درد سر به چنگ جامعه مسلمین میافتد ، روشنگر وظیفه مسلمین بود :
و ما افاء الله علی رسوله منهم فما اوجفتم علیه من خیل و لارکاب [۳۹۳]
آنچه را خدا به رسولش از آنها (یهود) برگرداند (این اموال ) چیزی است که شما برای بدست آوردن آن (زحمتی تحمل نکردید) نه اسبی تاختید و نه شتری را ندید . ولکن الله یسلط رسله علی من یشاء و الله علی کل شی ء قدیر [۳۹۴]
(ولی بدانید) خداوند رسولان خود را بر هر کس بخواهد پیروز میگرداند و خدا بر همه چیز تواناست
ما افاء [۳۹۵] الله علی رسوله من اهل القوی فلله و للرسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل [۳۹۶]
آنچه را خداوند از اهل آبادیها به رسولش بازگرداند ، تعلق به خدا و رسول و خویشاوندان او ویتیمان و مستعمندان و در راه ماندگان دارد ،
اموالی که بنا حق غاصبان و ظالمان در اختیار دارند ، روزی باید به صاحبان اصلی و حقیقی آن که مؤ منان و صالحان روی زمینند برگردد و قبل از همه به پیغمبر گرامیش (صلی الله علیه وآله ) که اشرف کاینان و برگزیده موجودات است برسد . روزی این امر تحقیق میپذیرد هنگامی که اموال به صاحبش برگشت . عنوان فئی بر آن منطبق میباشد کی لا یکون دولة بین الاغنیاءمنکم .
ترجمه : تا (این سرمایههای کلان ) دست به دست میان سرمایه داران شما نگردد ، در برابر خواسته آنان که توقع داشتند ، رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) اجازه دهد اموال یهودیان را بین خود تقسیم کنند و ثروت فراوانی به اموالشان بیافزایند . آیه شریفه به آنان با صراحت پاسخ داد که چون شما برای این عنائم ، جنگی ننمودهاید و مسلمانان خستگی جنگ را تحمل نکردهاند ، تمام این اموال به رسول الله (صلی الله علیه وآله ) (رهبر حکومت اسلامی تعلق دارد و اختیار تقسیم این اموال با پیغمبر است و هر طور که صلاح بداند به مصرف برساند . چنانکه تاریخ نشان میدهد ، رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله ) اینگونه غنائم و اموال را بین متحقین مهاجر و انصار که در مدینه دستشان از مال دنیا خالی بود تقسیم کرد .
دیدگاه اسلام در سرمایه داری
نظر اسلام نسبت به سرمایه داری نظر مستقلی است نه طرز سرمایه داری کمونیسم را قبول دارد که مال و سرمایه را مخصوص اجتماع میداند و نه شیوه سرمایه داری کاپیتالیسم را ، که مالکیت را مخصوص فرد میداند هیچ کدام را نمیپذیرد ، اسلام میگوید : نه مالکیت مخصوص اجتماع است و نه فرد ، بلکه مالکیت در حقیقت برای خداست ، آنچه انسانها در اختیار دارند مالکیت اعتباری و صوری است در حقیقت مالک اصلی خداست و دارندگان مال ، نمانده مالک اصلی هستند ، به همین خاطر اسلام راه بدست آوردن ثروت و چگونگی مصرف آن را با تشریع برنامههای عقلائی و دقیق ، معین کرده است ، از همین جا اقتصاد اسلامی به عنوان مکتبی مستقل و جدا از مکتبهای مادی دنیا مطرح و جدا میشود . از اینجاست که مسلمانها اعتقاد باجراء دستورات مالی اسلام دارند .
این طرز تفکر که گروههای التقاطی (مخلوطی از اسلام و کفر) را در مغز خود و جوانان پرورش میدهند و آن را تبلیغ میکنند که ما عقیده را از سلام و اقتصاد را از مارکس میگیریم ، محکوم است . این اندیشه شبیه تفکر گمراهان قوم شعیب است که به آن اشاره خواهد شد .
اکنون به بحث و بررسی دربارهٔ سرمایه داری آزاد میپردازیم .
سرمایه داری آزاد است یا مشروط ؟
مسائل اقتصادی - در جهانی که ، تکنولوژی [۳۹۷] (صنعت ) معیار قدرت شده از اهمیت خاصی برخوردار است ، از این جهت سیستم اقتصادی از اهم مسائل روز میباشد ، چرا که اقتصاد سالم ، زیربنای زندگی انسانهاست و نقش مهمی در سعادت و خوشبختی آنان ایفاء میکند . اقتصاد سالم ، شایستهترین برنامهای است که رشد و تعالی و نظم در زندگی را برای تودهها به ارمغان میآورد .
سیستم اقتصادیی [۳۹۸] در زندگی دینای امروز یا اساس مارکسیم و یا سرمایه داری کاپیتالیسم و یا اقتصاد اسلامی تنظیم و برنامه ریزی میگردد . لازم به یادآوری است که مقصود از سیستم اقتصادی ، روش و قاعدهای است که جامعه ، آن را در حیات اقتصادی خود انتخاب میکند و از آن در برنامههای اقتصادی خویش پیروی مینماید و نیز جای تردید نیست که جامعه انسانی بدون سیستم اقتصادی نمیتواند به حیات اقتصادی خود ادامه دهد . زیرا هر اجتماعی با تولید ثروت و توزیع آن سر و کار دارد و به همین خاطر ناگزیر باشد اسلوب و طریقهای را از نظر اداره امور کشور بپذیرد تا برنامه عملیات اقتصادی را بر پایه آن تنظیم کند . چنین قاعدهای سیستم اقتصادی جامعه نامیده میشود . [۳۹۹]
هنگام بررسی هر نوع از سیستمهای اقتصادی ، لازم است از نظر شیوه سیستم در تنظیم حیات اقتصادی و زمینه فکری و مفاهیم آن تحقیق کنیم . مثلا اگر بخواهیم سیستم سرمایه داری (کاپیتالیستی ) را که معتقد به آزادی اقتصادی است بررسی کنیم ، لازم است پیرامون افکار و مفاهیم اساسی آن که ایمان کاپییتالیم بر آن بنا نهاده شده و آزادی مطلق را در نظام سرمایه داری پذیرفته دقت لازم و تحقیق کافی بعمل آوریم .
همانطور که گفتیم قوام سیستم اقتصادی جامعه به یکی از سه نظریه استوار و بستگی دارد :
۱- نظریه اقتصادی مارکسیم
۲- نظریه اقتصاد سرمایه داری (کاپیتالیسم )
۳- نظریه اقتصادی اسلامی
اکنون نیازی به بررسی و نقد مکتب مارکسیم نداریم با از هم پاشیدگی کمونیستی در اتحاد جماهیر شوروی سابق بحث از ویرانی پایگاه علمی ادعایی این مکتب ، با توجه به اینکه خود بخود ویران شد و بطلان آن آشکار گردید ، بحثی است بی خاصیت و بی فایده لذا از آن میگذاریم و وارد نقد و بررسی مکتب سرمایه داری میشویم .
نظام سرمایه داری (کاپیتالسیم )
نظام سرمایه داری با سه اصل ، شکل میگیرد و بر این سه اصل پایههای آن پی ریزی و از دیگر مکتبها متمایز میگردد .
۱- نظام سرمایه داری برای مالکیت فرد ، حد و مرزی نمیشناسد ، به گونهای که آن را به طور غیر محدود محترم میشمارد ، مالکیت خصوصی در این نظام شامل همه ثروتهای متنوع همچون آب ، زمین ، معادن و ابزار (منقول و غیر منقول ) میشود .
بر همین اساس کاپیتالیسم به مالکیت آزاد و بی قید و شرط معتقد گردیده و خروج از این اصل برای این نظام امکان ندارد ، مگر در شرایط استثنایی .
با این تعریف در جامعه کاپیتالیستی ، قانون همیشه از مالک حمایت میکند ، به مالک این امکان را میدهد که در پناه قانون از کلیه اموال خویش محافظت بنماید و در تملک خود نگهدارد .
۲- در سیستم کاپیتالیستی هر فرد میتواند از دارایی خویش بهر نحوی که بخواهد بهره گیرد کنی و از آن استفاده ببرد فی المثل مستقلات خود را داد و ستد کند اجاره دهد و یا متروکه بگذارد و بلا استفاده رها کند ، این سیستم به مالک همه نوع آزادی در حرکت اقتصادی میدهد . مالک میتواند هر طور که بخواهد از سرمایه خود بهره ببرد ، هر حرفهای که دوست دارد به وسیله سرمایه اش راه اندازی کند .
۳- در مکتب سرمایه داری همانگونه که سرمایه دار را در عمل و به کار انداختن سرمایه بهر شکل که بخواهد آزاد میگذارد ، آزادی در مصرف را نیز به همان گونه به مالک عطا کرده است و ضمانت کرده هیچ کس نباید جلوی زیاده روی مصرف او را بگیرد حتی اگر بخواهد سرمایه خود را در راه اعتیاد به مواد مخدر و سایر کارهایی که با شؤ ون بک انسان عاقل منافات دارد به کار گیرد . [۴۰۰]
قابل توجه است که سیستم کاپیتالیستی نظام فردگرا است . فرد را رد امور مالی محور میداند و لازم میبیند همه جا قانون به خاطر فرد وضع و اعمال شود و در هر موقعیت ، احترام حقوقی برای فرد قائل گردد و منافع شخصی او را مدنظر قرار دهد و از نظر اجرای قانون همیشه فرد را حمایت و ضمانت کند که این محورمیت فرد ، درست در مقابل مرام مارکسیتی است به این ترتیب که نظام مارکسیتی فرد را در اجتماع محو و فانی میبیند و جامعه را محور عمل خویش قرار میدهد و به همین لحاظ مارکسیم به آزادی فرد معتقد نمیباشد و به خاطر اهمیتی که به اجتماع میدهد ، جایگاهی برای فرد قائل نیست و آن را یوران میسازد .
آیا انی دو نظریه صادقانه است ؟
آیا اینکه نظام سرمایه داری دربارهٔ فرد تلاش میکند و مکتب مارکسیسم خود را حامی اجتماع میداند .
واقعا از روی حقیقت است ؟
واقعیت این است که هر دو نظام (سرمایه داری و مارکسیتی ) برای فرد تلاش میکنند و به انگیزههای ذاتی و خودخواهی خود تکیه مینمایند . نه نظام سرمایه داری به فکر نجات همه افراد جامعه است حتی فرد ضعیف و نه مارکسیسم به سلامت اجتماع میاندیشد . افکار و مفاهیم اساسی سیستم سرمایه داری [۴۰۱] نیز مدعی است به افراد بدبخت و بدشناس توجه دارد و به تودههای محروم میگوید چه نشستهاید که ثروتمندان حق شما را بردند و خوردند ، مال شما را دزدیدند ، در حالی که عملا دیده میشود همین تودههای محروم در جامعه کمونیستی در فقر و محرومیت خود باقی ماندهاند .
بنابراین هر دو نظام دنبال انگیزههای ذاتی و رشد منویات شخصی خود میباشند . نهایت اختلاف آنها در نوع افرادی است که برای آن تلاش میکنند و سیستم مکتبی خود را بر آن بنا کردهاند .
بررسی اندیشه کاپیتالیستی
کاپیتالسیم مکتب خود را بر پایه احترام به آزادی معرفی میکند و نیز آزادی را به عنوان یک سیستم اجتماعی خود قرار میدهد و بر اساس همین جریان ، اقتصادیون کاپیتالیست معتقدند که ضمانت سعادت اجتماع و مصالح امور آن ، نیازی به ارزشهای اخلاقی و روحی ندارند . احتیاجی نیست که مردم را بوسیله ارزشهای معنوی تغذیه نمود زیرا به هر دلیلی ، انسان حتی آن چیزی که از ارزشها را نمیشناسد ، اگر آزادی داشته باشد ، طبق مصلحت خویش عمل میکند و به طور ناخودآگاه ، با مصلحت اجتماع هماهنگی مییابد . بدین سان برای امکان فراهم میشود که زیر سایه آزادی ، از ارزشهای ǘΙĘǙɠو معنوی بی نیاز گردد و از راه سرمایه داری ، خواسته خویش را که مقرون به مصالح میباشد بدست آورد .
مرحوم آیة الله شهید صدر قدس سره در کتاب اقتصادنا فرموده است :
اذا توفوت الحریة فی الجال العملی الجمیع الافراد ، فان الانسان فی الجتمع الحر یسعی الی تحقیق مصالحه الخاصة و التی تؤ دی فی النهایة الی توفیر المصالح العامة .
و علی هذا الاساس خیل الاقتصادیین الراءسمالیین فی بادی ء الامر ان ضمان السعادة الجتمع و مصالحه لیس بحابة الی القیم الخلقیة و الروحیة و تغذیه الناس بها [۴۰۲]
این آزادی که کاپیتالیسم ، مردم را به آن دعوت میکند ، عاری از همه ارزشهای معنوی و اخلاقی است البته این امر بدین معنی نیست که در جامعه خود را از این ارزشها با وجود آزادی در سرمایه داری بی نیاز میبیند . طرفداران این مکتب ، چنین استدلال میکنند که آزادی اقتصادی ، رقابت آزاد را بین شرکتها و مؤ سسات تولیدی به وجود میآورد صاحبان مؤ سسسه (و کارخانههای ) تولیدی به وجود میآورد . صاحبان مؤ سسه (و کارخانههای ) تولیدی در زمینه رقابت آزاد ، همیشه از تولید بهتر و بیشتر مؤ سسه رقبای خود میهراسند . از این رو به مبنای همین انگیزه ، تلاش میکنند که تولیدات مؤ سسه را در سطح عالی و کلان در آورند و مدرنیزه کنند ، تا بتوانند بر رقبای خود تفرق و برتری پیدا کند و یا لااقل پا بهای آنها در تولید پیش بروند و در این جنگ رقابت و پیکار تجارت جاودانه ، پیداری کنند ، در اجتماع آزاد سرمایه داری این شیوه رایج است که صاحب یک مؤ سسه تولیدی ، همه اقدامات خویشرا در جهت بهتر و بیشتر تولید کردن کالا به کار میبرد ، تا تولیدی افزونتر از سایر مؤ سسات داشته باشد .
پراوضح است هر کس در میدان این رقابت عقب بماند ، مؤ سسه تولیدی او با روزشکستگی مواجه میگردد و جزاء من یتخلف فی هذا السیاق هو افلاس مشروعه [۴۰۳]
این رقابت بالاخره منجر به این میشود که جریان اقتصادی ، به نفع مصالح اجتماع پایان پذیرد زیرا این قانون به کارگران میگوید ، کمی صبر کنید ، تا گرسنگی و فقر ، گروه عظیمی از شما را به خاک مذلت بیفکند و نابودی سازد ، در این صورت است که آمار شما کم میشود و عرضه کارگر برابر تقاضا میگردد و طبیعتا دستمزدها بالا میرود آنگاه زندگی شما سر و سامانی پیدا میکند این وعده ایست توخالی که بیک مستخر میماند
این قانون : کاپیتالیستی همان توافق ساختگی و دروغین است که ادعاء شده : در زیر سایه آزادی سرمایه داری میتوان به انگیزههای رو این و مصالح جامعه رسید . همان توافقی که خود سرمایه داران ، کم و بیش به عواقب خطرناک آن پی بردند و به خاطر پی آمد سوء آن مجبور شدند از اعتقاد به آن دست بردارند .
طبیعی است ، ضربان مهلکی که بر پیکر عنصر معنویت از این زاویه (آزادی عریان ) وارد گردیده ، اساسا ریشه اندیشههای خیر خواهانه و احسان را سوزانده و متلاشی نموده است ، در جامعه سرمایه داری غربی به جای حس همکاری و همبستگی ، خود خواهی و روح ستیزه جویی رواج پیدا کرده است . [۴۰۴]
در اینجا تنها چیزی که میتواند مطلب را آشکار سازد ، واقعیت تاریخی سرمایه داری است که گواهی میدهد تودههای اجتماعی ، به چه نابسامانی هاءوحشت ناکی از ناحیه جوامع سرمایه داری آزاد گرفتار آمدهاند .
و علت آن هم همان تفکر غلط و اندیشه انحرافی جامعه سرمایه داری است که خلا اخلاقی و روحی را در زندگی کاپیتالیستی روش و شعاری افتخارآمیز میدانند و مسلما آن وحشتها و رنجها همچون وصله ننگینی بر دامن آزادی و تاریخ تمدن مادی جدید باقی میماند و دلیل محکمی است که آزادی جامعه سرمایه داری اقتصادی را ، هیچ قید معنوی و اخلاقی محدود و مشروط نمیکند و از مهیبترین اسلحه انسان علیه انسان بوده که به سادگی و طرز خطرناکی جامعه را تا مرز نابودی و انهدام و تخریب پیش میبرد ، تا جایی که خود جامعه سرمایه داری در اثر بحران اقتصادی به کام مرگ و خودکشی فرو رفته است .
خودکشی سه سرمایه دار
با ادامه بحران پولی و اقتصادی در تایلند دو سرمایه دار تایلندی و یک بازرگان هنگنکگی در بانکوک دست به خودکشی زدند .
روزنامههای تایلندی روز پنجشنبه نوشتند در کنار جسد بی جان بازرگان چهل ساله یادداشتی پیدا شد که در آن نوشته بود : از آن رو که به دلیل بحران اقتصادی در تایلند توان باز پرداخت بدهیهایم را ندارم دست به خودکشی میزنم .
راچاپول مک تونک ۳۱ ساله صاحب یک پمپ بنزین در بانکوک نیز با شلیک گوله به سر خود به زندگی اش پایان داد این سرمایه دار تایلندی نیز در یادداشتی شکست در فعالیتهای اقتصادی را دلیل خودکشی خود بیان کرده است .
یوان پیانک بازرگان ۴۲ ساله هنگکنگی نیز سومین قربانی بود که خود را از طبقه هفتم یک مرکز خرید در ساختمان مرکز بازرگانی جهانی بانکوک به پایین پرتاب کرد . پلیس اعلام کرده این هنگ نگی مدیر یک شرکت ویدئویی بروده که به دلیل شکست در امور بازرگانی خود را شکسته است . [۴۰۵] اینگونه خودکشیها نتیجه سرمایه داری ، منهای ارزشهای معنوی است . از نتایج این گونه آزادی و حاکمیت رقابت دیوانه وار در ممالک سرمایه داری همچون اروپا و امریکا با کوچکترین ضربه مالی و شکست اقتصادی دست به خودکشی میزنند .
بنابراین سخن دربارهٔ آن آزادی باقی میماند که آزادی را با ارزشهای اخلاقی و معنوی ارزیابی کنیم و در کنار هم ببینیم ، درست است که آزادی طبیعی [۴۰۶]مظهر ذاتی انسان است و شخصیت وی به آن بستگی دارد ولی آزادی منهای خصائص عالی و صفات برجسته انسانی مفهوم و معنائی ندارد .[۴۰۷]
اینکه جامعه سرمایه داری [۴۰۸] به اصطلاح کاپیتالیستی معتقدند با داشتن آزادی مطلق تمام مشکلات اجتماعی ، خود بخود اصلاح میشود و لازم نیست که جامعه مزین به اخلاق حسنه باشد و از رذائل اخلاقی اجتناب کند که بر خلاف نظریه همه دانشمندان و فلاسفه قدیم و جدید میباشد . در این زمینه اکثر دانشمندان شرق و غرب از قدماء و متاءخرین زیباییهای اخلاقی و فضائل آن را از ارکان اساسی سعادت بشر به حساب آوردهاند و آن را مایه تعالی و تکامل زندگی مادی و معنوی او میدانند .
گرایش بی حد و مرز قوم شعیب پیغمبر (صلی الله علیه وآله ) به مال اندوزی و آزار همه جانبه موجب گردید تا با پیغمبرشان مخالفت کنند و از دستورات وی سرپیچی کنند و با سخنان یاوه و بی منطق ، در همه چیز آزادی داشته باشند .
منطق بی اساس قوم شعیب علیه السلام
قوم شعیب میخواستند در تمام برنامههای زندگیشان اعم از عبادی و مالی آزاد باشند . پرستش بتها را نشانه اصالت فرهنگ پیشرفته ، از نیاکان خود میپنداشتند و روی آن تکیه میکردند و از کم فروشی و تقلب در داد و ستد ، سود فراوانی میبردند و به آن اصرار می رزیدند و در برابر شعیب پیغمبر خدا میگفتند :
ای شعیب ! آیا نمازت به تو دستور میدهد که ما آنچه را پدرانمان میپرستیدند ترک گرییم قالوا یا شعیب اصلوتک تامروک ان نترک ما یعبد آبائنا و یا نتوانیم در اموالمان بدلخواهمان تصرف کنیم و آزادی در هر گونه معامله را در اموال خویش از دست بدهیم او ان نفعل فی الوالنا ما نشاء [۴۰۹]
در اینجا این سؤ ال پیش میآید که چرا روی نماز شعیب تکیه کردند ؟
بعضی از مفسرین گفتهاند : این امر به دلیل آن بوده که شعیب بسیاز نماز میخواند و به مردم گفت : ، نماز انسان را از کارهای زشت و منکرات باز میدارد ولی جمعیت نادان که رابطه میان نماز و ترک منکرات را درک نمیکردند ، از روی مسخره به او گفتند : آیا این اوراد و حرکات تو ، فرمان به تو میدهد که ما سنت نیاکان و فرهنگ مذهبی خود را زیر پا بگذاریم و یا نسبت به امولمان مسلوب الاختیار شویم ؟ ! [۴۱۰]
به این ترتیب همانگونه که اصل مالکیت از آن خداست ، کیفیت و شیوه مصرف هم به اذن خداست ، کسی حق ندارد مال خود را به دلخواه ، مثل ؛ آتش بزند ، به ادعاء اینکه اختیار مالم را دارم یا اختیار دارم ربا بگیرم یا زکات مالم را دهم ، باید هر چه را مالک حقیقی دستور داده عمل کند ، و آتوهم من مال الله الذی آتاکم ، از مال خدا که به شما عطا فرموده است به آنان (زیر دستان بدهید) بدهید .
مالکیت از آن خداست
تمام عالم و آنچه در آن است ملک خاص خداست و هرگونه مالکیت وتصرفی که در جهان هستی بوسیله انسانها صورت میگیرد از ناحیه اوست و متعلق به اوست ، اگر کسی چیزی از مال دنیا در اختیار دارد مالکیتش از مالکیت خداوند متعال سرچشمه میگیرد ، از ناحیه اوست و متعلق به اوست ، اگر کسی چیزی از مال دنیا در اختیار دارد ، مالکیتش از مالکیت خداوند متعال سرچشمه میگیرد . پس مالک حقیق اوست که برای مدتی مال را در تصرف انسان قرار میدهد و به امانت میسپارد بنابراین انسان طبق شرائطی که به سعادت او میانجامد ، حق دارد از آن استفاده کند ، شرایط تصرف همان است که اسلام برای مصرف اموال تشریع کرده است ، از جمله ادای زکات و خمس است که به اموال تعلق میگیرد .
اگر این اعتقاد ، در مسلمانها ریشهای محکم پیدا کند و باور کنند که هر چه دارند ، مال خدا ، از سوی خدا به اذن خداست که به آنها عطا کرده است له ما فی السوات و ما فی الارض [۴۱۱] آنچه در آسمانها و زمین است مال اوست ، در حقیقت مالک اصلی خداست ، این امانت ، چند روزی نزد ما است ، انسان از خود چیزی ندارد ، اگر قدرت و اموالی چند روزی در اختیار دارد ، بداند عاریه و موقت است ، بداند که این سرمایه ماندگار نیست ، با داشتن چنین عقیدهای ، هرگز به حقوق دیگران تجاوز نخواهد کرد ، هرگز به فکر احتکار ، و زیاده روی و طمع به مال مردم نمیافتد ، بلکه از دست مایه و سرمایه موجود خود انفاق هم میکند .
آیه شریفه و انفقوا مما رزقکم الله نیز خاطر نشان میسازد که انفاق کنید از آنچه خدا روزی شما کرده است .
همه چیز از طرف خدا به بندگانش برای مدت محدود به امانت سپرده شده است ، پس چرا این بشر اینقدر خیره سری میکند و بخل میوزد و حاضر نیست کمی از اموالی که خدا به او داده را در راه فرمان او انفاق کند ، در صورتی که این انفاق صد در صد به مصلحت خود اوست . گمراهی آشکار که قرآن آن را به انسان نسبت میدهد همین است ، ان انتم الا فی ضلال مبین قطعا شما را گمراهی آشکار هستید .
مصداق بارز این قشر از جامعه آنانند که امیرالمؤ منین (علیه السلام ) آنها را اینگونه توصیف کرده است : ان کثیر منهم ضیقا فاحشا قبیحا و احتکارا المنافع
در بسیاری از آنان تنگ نظری و زورگویی و ظلم فراوان دیده میشد ارزاق عمومی مردم را انبار میکنند و از راه احتکار منافعی برای خود دست و پا میکنند در صورتی که پیغمبر خدا (صلی الله علیه وآله ) از این کار زشت جلوگیری کرد و آن را کار حرام دانست .
لازم به یادآوری است :
اگر زکات به عنوان فریضه و فرهنگ عمومی و دستور حتمی الاجراء در میان امت اسلامی شناخته شود و بر این عتقاد و باور باشند که تنها قانونی که میتواند معضل فقر را در جامعه حل کند ، قانون نورانی مالی در اسلام (بویژه ) زکات است ، چه بهتر که این حقیقت بیشتر گفته و نوشته شود و در سخنرانیها توضیح و تشریح گردد ، چه زیباست که دستوارت حیات بخش قرآن جای برنامههای بی محتوا و بی اساس را بگیرد ، تا حقوق از دست رفته محرومان برگردد و حق مسلم فقراء از اغنیاء گرفته شود ، سایه وحشتناک و کابوس فقر ، از سر فقراء برچیده گردد و نورانیت و مهر و اخوت جایگزین آن شود و مشکل فقر که بر دوش حکومتها سنگینی میکند حل گردد .
چرا قرآن ثروت اندوزان را مذمت میکند ؟ و آنها را مردمی ابله و گمراه معرفی مینماید . سرمایه دارانی که ثروت را هدف میدانند نه وسیله ، اینان موجب فقر و محورمیت در جامعهاند تنها به شمارش اموال و جمع آوری آن دل خوشند الذی جمع مالا وعدده [۴۱۲](وای ) بر آنکه ثروت اندوزد و شماره کند به حساب مشروع و نامشروع ، حلال و حرام آن ابدا توجهی ننماید . آنچه میخواهد و سرگرم آن است اندوختن سرمایه (تکاثر) زیاد کردن ثروت است که قرآن بالحنی ملامت آمیز میفرماید :
الهکم التکاثر حتی زرتم المقابر[۴۱۳] تفاخر و مباهات بر یکدیگر شما قبرها رفتید و آن را هم برای مزید افتخار خود برشمردید .
زکات عالیترین وسیله برای تاءمین اجتماعی
زندگی انسان همواره دست خویش بلیات و حوادث ناگهانی و ناگوار در طول زمان بوده و هست . یکی از پدیدههای ناخواسته در حیات بشری به عنوان بلیهای اجتماعی ، فقر میباشد . این بلیه فلاکت بار اجتماعی از دیر باز در زندگی جامعه انسانی بوده است ، خیر اندیشان جوامع بشری همیشه سعی کردهاند ، نوعی مساوات در مقابل نابرابرهایی که از فقر و غناء پدید آمده ، به وجود آودند . اسلام در برنامههای مالی خود طرحهای مفید و جهان شمولی دارد ، از جمله طرح قانون تاءمین اجتماعی به وسیله زکات ، جهت ایجاد رفاه نسبی و آسودگی خاطر برای قربانیان حوادث (غیر منتظره ) اجتماعی و پر کردن خلاءهای حاصل از آن ، در طبقات ضعیف و آسیب پذیر جامعه ، اجای طرح تاءمین اجتماعی و نظارت بر اجرای آن امری است وجدانی و اسلامی و از هر جهت قابل حمایت و حفاظت .
حوادثی که در طول زندگی برای هر اجتماعی به طور ناگهانی رخ میدهد که لازمه جهان زیستی است و میتوان آن را حوادث زیستی یا حوادث اقتصادی [۴۱۴] نامید همچون : بیماری ، بیکاری ، ازکارافتادگی ، زایمان ، تنگدستی ، پیری ، یتیمی یا حوادثی از قبیل زلزله ، صاعقه و سیل که برای تاءمین خسارت و اعتبار کافی برای درمان و جبران اینگونه پدیدهها ، دیدگاهای مختلفی وجود دارد :
دیدگاه غربیها
تاءمین اجتماعی از دیدگاه غربیها ، به معنی ایمنی اقتصادی است . خواه حوادث زیستی باشد یا حوادث اقتصادی ، دولت موظف است در مورد بیکاری ، بیمه برنامه ایام بازنشستگی ، امکانات درمانی بیماران ، مسکن و غیره اعتباری معادل نیاز حوادث مزبور از محل مقرر در نظر بگیرد ، معمولا در غرب این بودجه از محل مالیاتهایی به دست میآید که افراد مزدبگیر جامعه پرداخت میکنند و در پارهای موارد راضی به پرداخت آن نیستند . در هلند طرحهای کمک به افراد ناتوان ، توسط کارگران بیچاره انجام میشود . اخیرا در کشور سوئدی باید ۲/۱ میلیون مستمری بگیر را تحت حمایت و پوشش قرار دهد .
از طرف دیگر این کارهای خیر که به ظاهر با حمایت افراد مستمند همراه است ، باعث بیماریهای اجتماعی و نارضایتیها میشود و سبب اعمال فشار بیشتر در بودجه مالی آنان میگردد .
قبلا در سوئد ، فرانسه و بریتانیا اتحادیههای کارگری اقدام به تظاهرات علیه کاهش سوبسید هزینههای درمانی و تحصیلی کردند که از طرف دولتها تحت فشار ، به اجرا در آمده است .
سرنوشت امور خیریه در غرب رضایت بخش توصیف نشده است ، زیرا اعتصابات خسته کننده موجب اضطراب و دلهره شده و رفاه و آسایش در جامعه غربی به خطر افتاده است . دلیل عمده کاهش رفاه این است که فشار تاءمین اجتماعی بر دوش افراد مزدبگیر سنگینی میکند .
پروفسور رالف مدیر دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی لندن عواقب کار را کاملا خطرناک حس میکند او مینویسد : با نگاه به کاهش خدمات اجتماعی ، کابوس اسارت ، قفس آهنی ماکس وبر که انسان مدرن به زودی خود را در آن خواهد دید چندان دور به نظر درست است که در بعضی از کشورهای غربی مساءله تاءمین اجتماعی مانند امکانات درمانی و بیکاری و غیره از سوی مزدبگیران حل میشود ، با چه دردسرها و فشارهای اجتماعی همراه است .
زکات مهمترین پشتوانه تاءمین اجتماعی
هرگاه مسلمانان مستقلا قدرت تشکیل حکومت پیدا کردند و با الگوی اسلامی و دستورات قرآنی برنامه حکومتشان را تنظیم کردند ، در قلمرو حکومت آنان فقر دیده نمیشد ، روایات اسلامی گواه این مدعاست که زکات میتواند ریشه فقر را بخشکاند ، اگر زکات شکافهای فقر را پر نمیکرد و نیازمندیهای عمومی را کفایت نمینمود خداوند حق فقراء را بیشتر در مال اغنیاء مقرر میفرمود . به این ترتیب میتوان گفت مهمترین ضمانت اجرایی و محکمترین پشتوانه فریضه زکات جنبه عبادی بودن آن است ، عبادتی که هموزن نماز و عدل آن در ردیف نماز قرار گرفته و خداوند متعال بهشت را پاداش زکات دهندگان مقرر داشته است .
پس زکات میتواند اساس تاءمین اجتماعی اسلام را شکل دهد و روشن است که نظام تاءمین اجتماعی از راه اجرای پروژه زکات با سیستم غربی کاملا تفاوت دارد ، زیرا مساءله زکات در اسلام قانونی دولتی نیست ، بلکه یکی از واجبات مهم اسلامی است . با این ویژگی که اجرای آن و مصرف اموالی که از راه زکات به دست میآید ، یک مساءله معنوی است که زیر نظر ولی فقیه و امام المسلمین به مصرف مصالح عالیه اسلام میرسد . و دهندگان زکات به قصد قربت آن را برای خدا میپردازند .
نگاهی بر موارد استفاده و مصرف زکاة ، گواهی است روشن ، بر اهداف مهم اجتماعی و مصرفی جامع زکات ، قانون طرح تاءمین اجتماعی به وسیله زکات هنگامی تحقق پیدا میکند که حکومت اسلامی تشکیل شده باشد . زندگی اجتماعی ، سیاسی و امکانات اقتصادی به دست صالحان باشد و خصوصا به قانون زکات به عنوان یک ابزار موفق در جهت ریشه کن ساختن فقر عمومی و دیگر بیماریهای اقتصادی نگاه شود و مورد توجه قرار گیرد ، آنگاه ، میتوان گفت که در حوزه حکومت اسلامی فقر و فلاکت ریشه کن گردیده . این امری است امکان پذیر و قابل قبولی حتی برای بیگانگان ویلیام شوستر بر این باور است که در طول حکومت مسلمین ممکن نیست یک مسلمان فقیر شود در طول حکومت مسلمین ممکن نیست یک مسلمان فقیر شود در طول حکومت استعماری امپریالیسم ، بریتانیا تلاش کرد تا با گسترش مؤ سسات اجتماعی ، اقتصادی خود ، مسلمین را نابود و آنان را با آیین اسلام ، بیگانه و نسبت به آن بی اعتقاد کند . چون به این نکته پی برده بود . اگر مسلمان به آیین خود مؤ من و معتقد باشد ، هرگز تن به ذلت نمیدهد و تحت سیطره و سلطه استعمار واقع نمیشود دقیقا استعمار بتواند با اهداف شیطانی خود مسلمانان را به زیر خط فقر بکشاند .
هدف استکبار جهانی در کشورهای اسلامی در درجه اول تضعیف رهبر مسلمانها ، مکتب و وحدت آنهاست و میخواهد با از ین بردن و بی اعتبار کردن این سه اصل ، مبنایی در نهایت به اصلی که استکبار قائلاست ، اختلافبینداز و حکومت : کامروا شود .
شجره طیبه زکات به عنوان تاءمین اجتماعی وقتی بارور میشود و به زندگی اجتماعی اقتصادی جامعه اسلامی به طرز باور نکردنی ، رونق و گرمی میبخشد که سه اصل ارزشمند رهبر ، مکتب ، وحدت از برنامه اعتقادی مسلمین خصوصا جوانان حذف نگردد و با اعتقادی جازم در زندگی آنان تاءثیر گذرد .
مبانی تاءمین عدالت اجتماعی در اسلام
تاءمین عدالت اجتماعی در اسلام به وسیله انفاق یکی از مهمترین مسائل اسلام و به خوبی قابل درک است . اسلام ، دولت و مسلمانان را مکلف کرده است تا با اجرای دستوراتی که خداوند متعال در این رابطه تنظیم و تعیین کرده است ، در رفع فقر و محرومیت بکوشند و پایه عدالت اجتماعی را استحکام بخشند .
اسلام ، افراد را در غم و شدی ، فقر و غنا ، [۴۱۵] سختی و گرفتاری و خوشی و خوشبختیها در مقابل یکدیگر مسؤ ول قرار داده است امیرالمؤ منین میفرمایند کلکم راع و کلکم مسؤ ول
همه شما در مراعات و آگاهی یافتن از حال یکدیگر مسولید که در مقام رفع نیازهای اساسی همچون لباس خوراک ، مسکن و امکانات آموزشی در حد معقول و متعارف برآیید .
اسلام بر آوردن نیازهای نیازمندان را ، در هر حال یک وظیفه مقدس به شمار آورده ، هم مردم هم حکومت در این مسؤ ولیت ویژه باید مشارکت داشته باشند .
اسلام به پیروان خود تعلیم داده که هر کس به قدر ممکن ، انفاق کنند و خمس زکات مالش را با طیب نفس بپردازد ، نزد خداوند مقرب و پیش اولیای الهی از احترام خاصی برخوردار خواهد بود و اگر دین خود را ادا نکند و آن را انکار کند ، در زمره مسلمانان نبوده و به آیین آنان نخواهد مرد . در این زمینه آیات و روایات زیادی تحت عناوین امر و نهی و مضامین مثبت و منفی بسیار عالی از اهل بیت (علیه السلام ) رسیده است که در مباحث گذشته بخشی آنها را یادآور شدیم .
اسلام لوم نفاق به مستمندان را از معتقدات عالیه مسلمانان دانسته و کلید بهشت را دوستی فقیران و درماندگان دانسته است .
از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله ) روایت شده که فرمودند : لکل شی ء مفاتاح و مفاتاح الجنة حب المساکین [۴۱۶] برای هر چیزی کلیدی است ، کلید بهشت دوست داشتن فقراء است .
در حدیث دیگر میفرمایند : مناولة المسکین تق میتة السوء [۴۱۷] بخشش به مستمندان از مرگ بد جلوگیری میکند . سماعه گفت : از امام صادق (علیه السلام ) سؤ ال شد که گروهی دارای مال و ثورت بسیار و عدهای سخت در فقر و گرفتارند ، به گونهای که زکات همامورشان را گشایش نمیدهد ، آیا درست است که در این موقعیت (قحطی ) عدهای سیر وعدهای دیگر گرسنه به سر برند ؟
امام (علیه السلام ) پاسخ داد : مسلمانان با هم برادند ، نباید به یکدیگر بخل روا داشته و همدیگر را خوار دارند و نباید به محرومیت هم راضی باشند . مسلمانان باید در این راه تلاش کنند با هم بکوشند و تعاون و همدلی نمایند به اهل حاجت کمک برسانند . [۴۱۸]
در روایت دیگر از امام صادق (علیه السلام ) که بسیار تکان دهنده است میخوانیم : هر مؤ منی که بتواند احتیاج مؤ منی را برطرف کند و نکند و یا در رساندن کمک دیگران توانایی داشته باشد و از انجام آن سرباز زند .
خداوند در قیامت او را با چهره سیاه و دیدگاه حیرت زده و دستهای بسته به گردن ، محشور میکند آنگاه خطاب خواهد شد ، اوست که به خدا و رسول خیانت کرده و بعد دستور داده میشود ، او را به آتش برند . [۴۱۹]
بنابراین بدیهی است که رفع نیازمندی دیگران در حدود توانایی ، وظیفه واجب مسلمان شناخته شده است وگرنه کسی به علت ترک امر غیر واجب ، نباید به آتش مجازات [۴۲۰] شود . از آنچه گفته شد میتوان نتیجه گرفت که افراد ، در مقابل یکدیگر مسؤ ولند و بایستی همه کسانی که توانایی دارند به افراد نیازمند کمک کنند تا احتیاج آنان برطرف شود .
و همچنین روشن شد که مسؤ لیت افراد ، نسبت به یکدیگر در حیطه حاجتهای ضروری و مهم میباشد و وظیفه دولت در این امر جای مقررات اسلامی ، الزام نمودن مردم به انجام وظیفه و نیز گرفتن مالیاتهای اسلامی و رساندن آنها به افرادی که استحقاق دارند ، است .
قوانین گروههای مورد استحقاق در اسلام
نویسنده کتاب جامعه توحیدی و عدالت اجتماعی مصطفی السباعی رهبر اخوان المسلمین سرویه در کتاب خود مینویسد : قوانینی که در جامعه عادله اسلامی به منظور تاءمین نیازمندیهای محرومین و گروههای ضعیف و آسیب پذیر اجتماعی تقریر شده به دو دسته تقسیم میشوند . بخشی از آن قوانین و کسانی را که موضوع این اصل قرار میگیرند معروفی و شرایط آن را تبیین میکند و بخشی دیگر بودجههایی را که میبایست در تاءمین این مقصود به کار گرفته شود معین مینماید . وی بعد از این تقسیم بندی گروههای مورد استحقاق و تبیین قوانین مربوط به آن را به شرح زیر بیان نموده است :
۱- قانون و حکم مستمندان و فقراء
۲- قانون و حکم بیماران .
۳- قانون و حکم نابینایان
۴- قانون و حکم زمین گیران و از پا افتادگان
۵- قانون و حکم آوارگان
۶- قانون و حکم بچههای سر راهی
۷- قانون ایتام .
۸- قانون اسیران
۹- قانون سالخوردگان
۱۰- قانون مساعدت که شامل مقروضین و دور افتادگان از وطن (ابناء السبیل ) و همچنین خون بهای مقتول در قتلهای غیر عمد که تفصیل ا : در کتب فقهی بیان گردیده است و میگردد .
۱۱- قانون ضیافت : ضیافت ءمهانداری از ستهای مؤ کد اسلامی است و حتی بعضی از جامه ابن حزم اندلسی میگوید : ضیافت و مهمان نوازی بر مردم صحرا و شهر نشینان واجب است .
۱۲- قانون مشارکت : کسانی که در موسم برداشت محصول و زمان رسیدن میوهها ، امکانات مالی برای تهیه مواد لازم را ندارند ، میتوانند به مقدار احتیاج ، از آنها استفاده کنند و بهای آن را بعدا تاءدیه کنند .
آیه شریفه میفرماید : کلوا من ثمره اذا اثمر و اتوا حقه یومم حصاره [۴۲۱] از این میوهها همگام رسیدن استفاده کنید و حق آن را هنگام درو بدهید .
و هنگامی که میرائی در میان بازماندگان تقسیم میشود ، برای مستمندان و فقیران حقی در نظر گرفته شود و اذا حضر القسمة اولوا القربی و الیتامی و المساکین فارزقو هم منه و قولوا لهم قولا معروفا [۴۲۲]
هنگامی که یتیمان مساکین از بستگان متوفی بر سر قسمت ارث حاضر شوند آنان را نیز برخوردار سازید و با آنان با گفتاری نرم و نیکو سخن گویید .
۱۳- قانون ماعون : در این مورد قرآن میفرماید : فویل المصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون ، الذین هم یراءون و یمعون الماعون [۴۲۳] و ای بر نمازگزارانی که از نمازشان غفلت می روزند ، کسانی که تظاهر و خونمایی میکنند و از عاریه دادن لوازم مورد احتیاج مردم خودداری مینمایند .
۱۴- قانون عفاف و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم [۴۲۴] صالحین از بندگان و کنیزانتان را که (همسر ندارند) زن دهید .
۱۵- قانون امدادهای اجتماعی (اسعاف ) : هرگاه انسانی گرسنه یا تشنه بماند و یا به خاطر بیماری در معرض تلف و نابودی قرار گرفته باشد ، بر دیگران لازم است تا با کمکهای فوری او را نجات دهند .
۱۶- قانون طواری (پیش آمدهای ناگهانی ) : هرگاه خطری امنیت و تمامیت ارضی بلاد اسلامی را تهدید کند و دولت اسلامی توانایی مالی برای تجهیزات جنگ اعم از سپاه و سلاح را نداشته باشد ، مردم موظفند با جان و مال ، در مقام دفاع بر آیند و در این مهم با دولت همکاری کنند و خسارت بیشتر دشمن را با تحمل زیانی کمتر دفع نمایند .
۱۷- قانون عائلی : هر زمانی غنیمتی به نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) میآوردند ، دو سهم آن را به متاءهلین و یک سهم را به مجردین میداد ، اگر مردی مخارج ازدواج را نداشت ، پیامبر (صلی الله علیه وآله ) به مقدار ضرورت ، حوائج او را تاءمین میکند ، علاوه بر این برنامه ، به ازای هر نوزادی که به خانواده اضافه میشد در زمان خلفا و امیرالمؤ منین علی (علیه السلام ) یک سهم پدرش میافزودند . [۴۲۵]
این ۱۷ ماده از مصادیق بارز کارهای زمین مانده اجتماع است که باید از طرف متولی امر به آنها رسیدگی و اصلاح گردد ، ولی در همین تعداد خلاصه نمیشود بلکه وظیفه دولت اسلامی است ، زندگی متناسب با شرایط و مقتضیات زمان در سطوح متعارف برای مردم فراهم و تاءمین نماید .
مرحوم شهید صدر اعلی الله مقامه در کتاب اقتصادنا میفرماید : مسؤ ول ی ت و ضمانت دولت در این مورد ضمان اعاله تهیه وسائل و لوازم زندگی افراد به طور مکفی است . مفهوم مکفی ، مفهومی است وسیع وقابل انعطاف ، بدین معنی که هر چه درجه رفاه و آسایش عمومی بیشتر شود مضمون فوق گسترش مییابد ، بنابراین دولت باید حاجتهای اصلی و عمومی : غذا ، مسکن و لباس را تاءمین کند . اشباع این حاجتها باید از لحاظ کمیت و کیفیت با توجه به شرایط روز کافی و شایسته باشد ، بعلاوه حاجتهای درجه دوم که بواسطه بالا رفتن سطح زندگی پیدا میشود را برطرف نماید . [۴۲۶]
تعهد حکومت اسلامی در برابر نیازهای جامعه
دولت اسلامی معتهد است نیازمندیهای افراد محتاج جامعه را برآورده کند ، روایاتی در این خصوص از ائمه طاهرین داریم که دلالت بر تعهد دولت در قبال حوائج حاجتمندان دارد :
حضرت ابی عبدالله الحسین (علیه السلام ) در سراسر زمین منی در حضور نزدیک به هزار نفر از صحابه رسول الله و تابعین در مقام انتقاد از رژیم طوغوتی وقت (معاویه ) فرمودند :
پیمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) کوچک شمرده شده ذمة رسول الله محفورة نابینایان ، دلالان و زمین گیران در شهرها بی سرپرست شدند و مورد توجه و ترحکم قرار نمیگیرند و العمی و البکم و الزمن فی المدائن مهملة لا ترحمون نه شما در موقعیت خودکاری انجام میدهید و نه کسی را که (قیام کند) کاری انجام دهد کمک میکنید و لا فی منزلتکم تعملون و لا من عمل فیها تعونون [۴۲۷]
توضیح : در آن روز تاریخی یکی از انتقادهای حضرت به رژیم معاویه این است که رژیم حاکم به افراد از کار افتاده همچون کوران ، زمین گیران و بیچارگان جامعه توجه نمیکند و این وظیفه اسلامی انسانی را زیر پا گذارده و به دست فراموشی سپرده است ، این فرمایش امام هشداری است که رسیدگی به این قشر درمانده جامعه ، از وظائف حک . مت اسلامی است که باید در حد امکانات خود برای رفع نیاز و حل مشکل از پا افتادگان تلاش کند و مشکلات آنان را در حدامکان حل کند .
نصوص حقوقی که مسؤ ولیت مستقیم دولت را در این خصوص روشن گردانیده و نشان دهنده آن است که ضمان در این مورد ضمان اعاله (یعنی تضمین اداره زندگی مکفی و متناسب قشر آسیب پذیر اجتماع است ) موجود است . از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده است که رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) فرموده : هرکس کشتزاری بر جای مینهد ، محافظت از آن به عهده من است و هر کس مدیون بمیرد ، ادای دینش وظیفه من است و هر کس مالی از خود برجای گذارد در تصرف من قرار میگیرد . [۴۲۸]
در حدیث دیگری حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام ) در مقام شرح وظائف امام میفرماید : امام وارث کسی است که وارث ندارد و مسؤ ول زندگی و معاش کسی است که درمانده و بی چیز است . [۴۲۹]
در بخشی از دستورات حکومتی حضرت امیر (علیه السلام ) به مالک اشتر چنین آمده است : ثم الله الله فی الطبقة السفلی من الذین لاحیلة لهم من المساکین و المتاجین و اهل البوسی و الزمنی . [۴۳۰]
خدا را خدا را در نظر آور ، دربارهٔ طبقه پایین اجتماع که چارهای و گشایشی در تاءمین معاش و امور زندگی ندارند مانند بی نوایان ، نیازمندان ، تیره بختان و زمین گیران ، زیرا در این طبقه هستند مردم قانع و صبور ، تو ای مالک باید حقی را که پروردگار به نفع آنان مقرر داشته و تو ای مالک باید حقی را که پروردگار به نفع آنان مقرر داشته و تو را ماءمور استیفای آن ساخته است ، برای خدا اداکنی ، باید مقداری از بیت المال را و قسمتی از در آمد سرزمینهای حکومت اسلام را در هر آبادی ویژه آنان سازی ، حق دور و نزدیک آنان مساوی است . و اجعل لهم قسما من غلات صوافی الاسلام فی کل بلد فان للاقصی منهم مثل الذین الادنی کل قد استرعیت حقه [۴۳۱] حق همه آنها را باید مراعات و استیفاء کنی مبادا خود سری و بی توجهی ، تو را از رسیدگی به آنان باز دارد ، زیرا اگر حقشان را تضییع کنی ، با این عذر که کارهای مهمتری برای آنان داشتم ، معذور نخواهی بود ، بنابراین مبادا ، کوشش و یا ری خود را از ایشان دریغ کداری ، مبادا به آنان از روی غرور و بی توجهی بنگری ، (چرا که ) در میان آنان کسانی هستند که در معرض نگاههانی تحقیرآمیز مردم قرار میگیرند ، به همین خاطر در میان جمع ظاهر نمی شودند و نمیتوانند گرفتاریهایشان را با تو در میان بگذارند ، تو ، ای مالک ، وظیفه داری اوضاع نابسامان این گروه را مورد رسیدگی دقیق قرار دهی ، زیرا این گروه از مردم از هر کس به عدالت و انصاف محتاج ترند و در مورد ادای حق هر کس خدمت به آنان را عذر خود در پیشگاه خدای متعال بدان ، یتیمان و پیر سالخورده و بیچاره را که طاقت و توانمندی سؤ ال در نزد مردم را ندارند ، کاملا مورد توجه قرار بده .
شهید صدر قدس سره در اقتصادنا میگوید : نصوص یاد شده به روشنی قانون تاءمین اجتماعی را مقرر و مسؤ ولیت مستقیم حکومت را در اداره زندگی افراد و تاءمین زندگی متناسب برای آنها تشریح میکند ، عدهای از فقهاء از جمله شیخ حر عاملی (مؤ لف کتاب وسائل الشیعه ) فتوا دادهاند که مسوولیت دولت در تاءمین اجتماعی منحصر به مسلمانان نیست ، به همین خاطر هزینه زندگی افراد ذمی که در قلمرو دولت اسلامی زندگی میکنند - اگر به علتی مثلا پیری ، نتوانند کار کنند - از بیت المال تاءمین میشود . سپس شیخ حر عاملی حدیثی از حضرت علی (علیه السلام ) نقل کرده است که امام (علیه السلام ) بر پیرمردی درمانده که گدایی میکرد گذشت ، امیرالمؤ منین (علیه السلام ) پرسید : این چه وضعی است ؟ پاسخ داده شد : شخصی است نصرانی ، امام (علیه السلام ) فرمود : تا وقتی جوان بود از او کار کشیدید ، اینک که پیر و درمانده شده طردش کردهاید ؟ مخارج او را از بیت المال بدهید . [۴۳۲]
در پایان بحث قابل یادآوری است که قانون تاءمین اجتماعی به صورت گسترده در اسلام ، امری است که در هزارو چهارصد سال قبل پیش بینی شده و راه اجرای آن هم در نظر گرفته شده است . درست است که قانون تاءمین اجتماعی در اسلام با آن وسعت ، بار سنگین مالی را روی دوش حکومت اسلامی گذارده و اداره زندگی مساکین ، یتیمان و از پا افتادگان اجتماع امر کوچکی نیست و رسیدگی به وضع معیشت آنان - متناسب با قتضیات زمان در سطح متعارف از جهات مختلفه مانند معاش ، بهداشت و فرهنگ با هزینه سنگینی که در بر دارد - کار آسانی نمیباشد و لی در اسلام با پیش بینی دو پشتوانه زیر ، این مشکل حل و آسان شده است .
الف - پشتوانه معنوی ، نصوص معتبره از آیات قرآن و روایات بسیاری که از اولیاء معظم اسلام در تقویت آن رسیده است .
ب - پشتوانه مادی برای تاءمین هزینه سنگین برنامههای تاءمین اجتماعی مالیاتهای اسلامی همچون زکات و خمس و صدقات ، مالهای مجهول المالک و اموال بلا صاحب میباشد . شارع مقدس اسلام پرداخت خمس و زکات را جزو و اعتقادات مسلمانها قرار داده است و متقابلا مسلمانها ادای آن را عبادت میدانند و با قصد قربت میپردازند ، بی آنکه دهندگان زکات و یا خمس خود را تحت فشار ببینند ، بدون آنکه مانند برنامه اجتماعی غروبیها برای وصول آن جنجال آفرینی داشته باشند و تظاهرات علیه اجرای آن به راه بیاندازند با رضایت و خشنودی آن را اداء میکنند .
اسلام با چنین پشتوانهای بزرگ و مهمی به مبارزه فقر برخاسته و برای ریشه کن کردن آن قیام کرده است ، به طوری که با اطمینان میتوان گفت ساختن جامعه توحیدی بر اساس برنامه صحیح در سطح عمومی که فقیر و غنی در کنار یکدیگر با الفت و صمیمیت زندگی کنند تنها از شریعت مقدس اسلام ساخته است و بس . این طرحی است موفق و واقعیتی است مسلم که تاریخ اسلام این حقیقت را نشان داده و گواه صادق آن است .
بخش پایانی آزمایش الهی موجب ثوابها و عقابها
دنیا صحنه آزمایش است
از آنجا که انسان در عالم آفرینش موجود برتر و اشرف مخلوقات شناخته شده و دارای امتیازاتی است که به خلعت و لقد کرمنا بنی آدم [۴۳۳] (ما فرزندان آدم را گرامی داشیم ) زیور یافته و لیاقت رسیدن به کمالات عالیه را ، با نیروی عقل و نطق و آزادی که به او عطا شده ، پیدا نموده است ، البته پیمودن راه تکامل و رسیدن به مقام شامه انسانی آسان نییست ، چرا که در این راه میبایست رنج ، مشقت تلخیها و امتحانهای بسیاری را تحمل نمود .
قرآن مجید به مهمترین مساءله در زندگی بشر اشاره میکند و میفرماید : آیا مردم گمان میکنند ، همین که بگویند ایمان آوردیم و اظهار شهادت به توحید و رسالت نمایند ، رها میشوند و آزمایش نمیشوند احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون [۴۳۴]
اگر انسان در صحنههای مختلف زندگی امتحان نشود و استعدادهایش شکوفا نگردد تقوی و پاکی یا بی تقوایی و ناپاکی مشخص نمیگردد و در مقابل امواج خورشان آزمایشهای سخت جز تلاش ، توکل و تکیه به لطف پروردگار راهی نیست .
آزمایش امت بعد از پیامبر علیه السلام
در نهج البلاغه آمده است : قام الیه رجل و قال : اخبرنا عن الفتنة و هل سالت عنها رسول الله فقال (علیه السلام ) لما انزل الله سبحانه قوله : الم احسب الناس ان ترکوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون علمت ان الفتنة لاتنزل بنا و سول الله (صلی الله علیه وآله ) بین اظهر نا فقلت : یا رسول الله ، ماهذه الفتنة التی اخبرک الله بها فقال : یا علی ان امتی سیفتنون من بعدی فقلت : یا رسول الله او لیس قد قلت لی یوم احد حیث اسشتشهد من السلمین و حیزت عنی الشهادة فشق ذلک علی فقلت لی : لبشر فان الشهادة من ورائک ، فقال تی : ان ذلک الذلک فکیف صبرک اذاک فقلت : یا رسول الله لیس هذا من مواطن الصبر ، ولکنم من مواطن البشری و الشکر و قال : یا علی ان القوم سیفتنون بعدی باموالهم [۴۳۵]
مردی در حضور امیرالمؤ منین (علیه السلام ) به پاخاست و عرض کرد : یا امیرالمؤ منین ما را از فتنه خبر ده و آیه از رسول خدا که درود خدا بر او و خاندانش باد در این باره پرسشی کردهای ؟ حضرت در پاسخش فرمود : چون آیه کریمه الم احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون را خداوند فرو فرستاد (آیا مردم گمان گردهاند چون گویند ایمان آوردیم ، بی آزمون رها میشوند و آزمایش نمیشوند ؟ ) دانستم مادامی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) در میان ماست فتنه و بلاء فرو نمیآید ، پس عرض کردم یا رسول الله (صلی الله علیه وآله ) آن فتنهای که خدا تو را به آن آگاه کرده چیست ؟ فرمود : همانا امتم بعد از من (بر اثر کج اندیشیها) دچار فتنه و تبهکاری شوند . سپس گفتم : یا رسول الله مگر جز این است که در روز احد [۴۳۶] آنگاه که گروهی از مسلمانان به شهادت رسیدند و من از فیض شهادت بی نصیب ماندم و سخت بر من گران آمد ، فرمودی : مژده باد تو را که شهادت در پیش داری ؟ پس پیامبر (صلی الله علیه وآله ) پاسخم داد : آری ، بی گمان چنان است که گفتهام ، هنگام شهادت شکیبایی تو چگونه خواهد بود ؟ گفتم : ای رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) آنجا ، نه جای صبر و شکیبایی است که جای مژده و سپاسگزاری است (کشته شدن در راه خدا برایم فوز عظیم الهی است ) .
پیامبر (صلی الله علیه وآله ) در ادامه سخن خویش فرمود : ای علی به زودی مردم با امولشان دچار فتنه شوند (با ثروت و سرمایههایش از راه حلال و حرام آزمایش میگردند) با دین خویش بر پروردگار منت مینهند و رحمت او را آرو میکند و از خشم و قهرش احساس امنیت (در صورتی که ایمنی از خشم خدا مانند ناامیدی از رحمت او از گناهان بزرگ است ) و با شبهههای آلوده و دروغین و هوسهای شهوت آفرین ، حرام خدا را حلال میشمارند ، شراب را آب انگور و روشه را هدیه و ربا را خرید و فروش میگویند . عرض کردم ای رسول گرامی در چه جایگاهی و مرتبهای آنها را به حساب آورم ؟ مرتد بدانم یا گرفتار فتنه ؟ حضرت فرمود : در جایگاه آزمایش در دین . [۴۳۷]
در تفسیر آیه دوم از سوره عنکبوت - در روایتی از امیرالمؤ منین (علیه السلام ) آمده است :
چون آیه شریفه احسب الناس ان ترکوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون نازل شد ، قلت یا رسول الله ما هذه الفتنه ؟ قال (صلی الله علیه وآله ) یا علی انک مبتلی بک و انک مخاصم فاعد الخصومة [۴۳۸]
من به رسول خدا که درود بر او و آلش باد گفتم آن فتنه (که مردم به آن مبتلا میشوند) چیست ؟ فرمود : امت به تو دچار فتنه و آزمون میگردند و با تو خصومت میکنند ، پس خود را برای خصومت آماده کن .
مال دنیا منشاء شهوات
اگر چه خصومتهایی که گاهی در جوامع بشری مطرح میشود غیر مادی جلوه میکند ، ولی ریشه همه آنها به امور مادی برمی گردد . محبت دنیا که در راءس گناهان قرار گرفته است و شامل حب مقام و شهوات جنسی ، جاه طلبی و برتربینی میباشد . در ورایت کوتاهی از علی (علیه السلام ) میخوانیم المال مادة الشهوات [۴۳۹] (پول و ثروت ماده اصلی خواستههای انسانی است . ) فراهم شدن امکانات مادی و زینتهای دنیوی برای انسان وسیله ایست بهر گونه شهوات اعم از مادی و معنوی .
در قرآن مجید زینت زندگی دنیا ، به فرزندان ، زنان زیبا ، گنجها و ثروتها از طلا و نقره ، مرکبهای گرانبها ، زمینهای زراعتی و مزارع سبز و خرم و دام فراوان تعبیر شده است که عموما از اموال و فرزندان تشکیل شدهاند و قرآن کرارا به فتنه مال و اولاد هشدار داده است چرا که از فتنههای خطرناک زندگی به شمار میآید . از خدا بخواهیم ما را از فتنههای گمراه کنند مال و اولاد حفظ فرماید :
شهوات جمع شهوت : خواهشهای نفسانی ، میل شدید به چیزی داشتن اعم از مادیات و معنویات ، البته شهوات بیشتر تمایلات جنسی و مادی در ذهن معنی میشود . به هر حال مال میتواند سرچشمه سعادت و یا گناه باشد .
فلسفه آزمایش
آزمایش بندگان خدا برای تحقق یافتن نیات و صفات درونی آنها در مرحله عمل است . ممکن است خیلیها در مقام ادعاء خود را برترین و مؤ منترین بدانند و مجاهد و فداکار معرفی کنند . اما واقعیت در عرصه امتحان معلوم میشود چه کسی راست و چه کسی دروغ میگوید ، قرآن مجید به همین مفهوم اشاره میفرماید : ما کسانی را که در گذشتند ، آزمودیم (و آنان را که حاضرند بیازمائیم ) تا خدا راستگویان و دوغگویان را بنمایاند ، و لقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین [۴۴۰] بعضی از مفسرین گفتهاند ، عمار یا سر و جمعی دیگر از مسلمانان راستین ، با وجودی که تحت فشار و شکنجه بی امان کافران قریش قرار داشتند ، خود را حفظ کردند و در راه توحید از خود استقامت و پایمردی نشان دادند و سرافزانه به راه خدا پرستی ادامه دادند .
به هر حال ، انسانها بعد از اظهار ایمان بگونههای مختلف آزمایش میشوند و این سنت همیشگی الهی آنان را در بر میگیرد . هواپرستی ، محتب به مقام ، مال و فرزند هر یک موجی در زندگی پدید . میآورد و طوفانی به پا میکند و آدمی در برابر هر یک از این علایق آزمایش میشود ، تا ناخالصیهایش از بین برود ، همانگونه که طلا در کوره آزمایش قرار میگیرد .
در تفسیر آیه سوره عنکبوت در حدیثی چنین آمده است :
یفتنون کما یفتن الذهب هم قال مخلصون کما یخلص الذهب
آزمایش میشوند ، همانگونه که طلا در آتش امتحان میشود ، پس از آن امام میفرماید : خالص میشوند همانطور که آتش ناخالصهای طلا را میبرد و آن را از آلودگی (غش ) پاک میکند (آزمایشها هم شما را خالص و پاک میگرداند)
امیرالمؤ منان حضرت امام علی (علیه السلام ) در نهج البلاغه میفرماید :
والذین بعثه بالحق لتبلبلن بلبلة و لتغربلن غربلة و لتساطن سوط القدر حتی یعود اسفلکم اعلاکم و اعلاکم اسفلکم [۴۴۱]
سوگند به خداوندی که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) را به حق مبعوث فرمود ؛ شما همگی در هم میشوید و مورد آزمایش قرار میگیرد و سپس غربال میشوید ، مانند محتویات دیگی جوشان زیرورو میگردید ، آنچنان که بالای شما پایین و پایین شما بالا قرار میگیرد .
این سخنان را حضرت هنگامی فرموده که مردم تازه با حکومت او بیعت کرده بودند .
آزمایش مال
انسان پیوسته در برابر جاذبه مال و فرزند قرار دارد ، از جمله مواردی که در زندگی برای آدمی پیش میآید ، آزمایش مال است آنگاه که خدا ، وی را از امکانات و ثروت دنیا بهره مند میکند در برابر امتحان قرار گرفته است ، در قرآن کریم میخوانیم و اعلموا انما اموالکم و اولادکم فتنة [۴۴۲] بدانید اموال و فرزندان شما وسیله امتحان شما هستند .
حضرت امام زین العابدین (علیه السلام ) در صحیفه سجادیه میفرماید : خداوندا با وسعت مال و ثورت مرا آزمایش مفرما و لا تفتنی بالسعة و زندگی خالی از رنج و ملال به من عطا فرما و آن را همراه با تعب و زحمت پی در پی قرار مده .
فلسفه آزمایش الهی
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) به امیرالمؤ منین (علیه السلام ) فرمودهاند : یا علی ان القوم سیفتنون بعدی باموالهم [۴۴۳] ای علی همانا امتم بعد از من با اموالشان آزمایش میشوند
پیوسته این سؤ ال به خاطرها میآید چرا خدا بندگانش را آزمایش میکند ، خدایی که از همه دلها و اسرار خبر دارد و محیط به اعمال آنها در حال و آینده میباشد ، قرآن مجید این حقیقت را در آیه شریفه زیر بیان کرده است :
و لیبتلی الله ما فی صدور کم و لیمحص ما فی قلوبکم و الله علیم بذات الصدور . [۴۴۴]
خداوند آنچه را در سینه پنهان دارید میآزماید و آنچه را در دل دارید پاک میگرداند و از اسرار سینهها آگاه است .
آزمایش
آزمایش خداوند متعال برای پرورش انسانهای مستعد و شکوفایی استعدادهای آنهاست ، تا اعمالشان خالص و دلهایشان پاک گردد . وی لیمحص ما فی قلوبکم خدا میخواهد با آزمایش ، قلوب شما از آلودگی گناه و نفاق پاکیزه گردد و با تحمل مشکلات و سختیها وجودتان ثمر بخش و بپاداشتن بندگیتان نائل شوید .
آزمایش خداوند متعال باید به همین معنی باشد ، چرا که علم خدا به همه چیز احاطه دارد و از اسرار و راز و رمز دلها آگاه است ، برخلاف آزمایشی که ما برای رفع ابهام خود ، تبدیل نادانی به دانایی انجام میدهیم .
آزمایش صاحبان باغ اصحاب الجنة
انا بلوناهم کما بلونا اصحاب الجنة [۴۴۵] ما (آنها) ثروتمدان مغرور مکه را با گرسنگی و قحطی آزمایش کردیم ، همانگونه که صاحبان باغ رادر بوته آزمایش قرار دادیم .
مفسرین قرآن کریم ذیل آیه فوق فرمودهاند : [۴۴۶] در یکی از قراء یمن شیخ بزرگواری باغ سرسبز و خرمی داشت ، هر سال پس از جمع آوری محصول باغ ، پیش از آنکه محصول را به خانه اش منتقل کند ، نخست حق فقراء را میداد و در بین آنان تقسیم میکرد هنگامی که از دنیا رفت باغ به فرزندانش رسید و در مالکیت آنان قرار گرفت ولی آنها برخلاف پدر فکر میکردند ، انفاقات پدر را خرافه تلقی مینمودند با یکدیگر گفتند ما که خود هزینه زندگی بر دوشمان سنگینی میکند و عیال واریم به محصولات و میوه باغ سزاوار تریم تا فقراء تصمیم گرفتند تمام در آمد باغ را به خود اختصاص بدهند و با این تصمیم قطعی ، مستمندان را که هر ساله بهرهای از محصول باغ نصیبشان میشد محروم کردند .
سرانجام اموال بخیلان
اکنون داستان عبرت انگیز آنان را در قرآن میخوانیم :
ما صاحبان باغ را که از روی بخل و بی اعتقادی سوگند یاد کردند ، که چیزی از میوههای باغ را به فقراءندهند ، امتحان کردیم ، میوه فراوان در آن باغ را به فقراءندهند ، امتحان کردیم ، میوه فراوان در آن باغ بوجود آوردیم ، اما آنها سوگند خوردند برای فقراء و محورمان چیزی از آن میوهها ندهند . قسم یاد کردند که محصولات باغ را صبحگاه یک جا بچینند و هیچ استثناء هم نکردند که مقداری برای فقراء باشد . به واسطه غرور فراوان با اطمینان گفتند میرویم و میوهها را یک جا ظبط میکنیم و انشاء الله هم نگفتند .
با چنین نیتی که از وسوسه شیطانی نشاءت گرفته بود ، صبح کردند ، در وقتی که همه در خواب بودند صاعقه مرگبار آن باغ را فرا گرفت و جز خاکستری از آن باغ سر سبز چیزی باقی نماند . فاصبحت کالصریم و همچون شب ظلمانی گردید .
برادران صبحگاهان یکدیگر را خبر کردند که به طرف باغ برای چیدن میوهها حرکت کنند فتنادوا مصبحین در آن هنگام آهسته سخن میگفتند ، مواظب باشید سر و صدا نکنید ، مبادا فقراء با خبر شوند ، برای گرفتن میوه به باغ بیایند و مزاحمت ایجاد کنند . با این کیفیت با قدرت تمام ، با همان اندیشه شیطانی به سوی باغ آمدند به امیدی که همه را شبانه به خانه هایشان حمل کنند و به احدی از محرومین چیزی ندهند ، غافل از اینکه صاعقه آتشبار آسمان چیزی برای آنان نگذاشته و تمام را مبدل به مشتی خاکستر کرده بود ، به طوری که وقتی آن منظره مرگبار را دیدند بیکدیگر گفتند این باغ ما نیست ما راه را اشتباه آمدیم و راه را گم کردیم فلما راوها قالوا انا لضالون میخواستیم مستمندان را از بعضی محصولات باغ محروم سازیم ، خود از هر جهت محروم واقعی شدیم .
بل نحن محرومون ما محروم از برکات مادی و معنوی شدیم چرا که دستمان ، از میوه باغ تهی شد و هم مورد خشم و غضب الهی نیز واقع شدیم ، آری لحظهای به خود آمدند ، از خواب غفلت بیدار شدند و به گناه خود اعتراف کردند که دیر شده بود .
در میان برادران یکی از آنها که همه عاقل تر بود گفت : آیا به شما نگفتم چرا تسبیح خدا را نمیکنید قال او سطهم الم اقل لکم لو لا تسبحون [۴۴۷]
همیشه در میان جمعی که مرتکب گناه میشوند فردی یا افرادی هستند که به مرتکبین گناه و افراد آلوده هشدار میدهند و آنها را نصیحت میکنند .
در میان برادران (اصحاب الجنة ) داناترین و بهترین آنها گفت : نگفتم خدا را فراموش نکنید ؟ سپاسگذاری نعمتش باشید ، مستمندان را هم از میوه باغ بهره مند سازید ، شما گوش نکردیم ، اکنون جملگی به این روز سیاه گرفتار شدیم .
عذاب آخرت به مراتب بزرگتر و سخت تر از عذاب دنیا است
آری بخیلان و طغیان گران باید در انتظار سرنوشت هولناک خود باشند و بدانند روزی در چنگال عقوبت الهی گرفتار خواهند شد .
عقوبت گاهی بر اثر ظلم است و گاهی بر اثر طغیان . ولی عذاب طغیان بالاتر از ظلم است ، چرا که ظالم ممکن است روح قانون پذیری در او باشد و به خاطر گناه و تمایلات نفسانی ستم کند . اما طغیانگر سرکش ، کسی است که اصل قانون الهی را قبول ندارد و زیر بار آن نمیرود و آن را به رسمیت نمیشناسد .
اعتراف به طغیان و عمق گناه صاحبان باغ (اصحاب الجنة ) وقتی به عمق گناه خود پی بردند همگی با فریاد رسا گفتند : وای بر ما که از دستور الهی تمرد و سرکشی کردیم قالوا یا ویلنا انا کنا طاغین [۴۴۸] گفتند وای بر ما که طغیان کردیم ، در اینکه آیا برستی پشیمان شدند یا مانند افرادی که پس از فرو نشستن امواج عذاب دوره مرتکب گناه میشوند در بین مفسرین گفتگو و اختلاف است .
سپس در آخر داستان ، قرآن یک درس عمومی میدهد و میفرماید : عذاب خدا در (دنیا) اینگونه است (ولی ) عذاب آخرت به مراتب بزرگتر و شدیدتر است ، عذاب دنیا اگر چه با یک صاعقه در لحظهای ، تمام هستی را طعمه آتش و نابودی میکند اما در مقایسه با عذاب آخرت چیزی نیست ، زیرا که قرآن از شدت آن خبر داده : چ العذاب و لعذاب الاخرة اکبر لوکانوا یعلمون [۴۴۹] این گونه است عذاب (خداوند در دنیا) (اما) عذاب آخرت به مراتب از آن بزرگتر (و سخت تر) است اگر انسانها میدانستند . چنانچه روح طغیانگری و انحصاری طلبی در جامعه حاکم شود و افرادی ، به خاطر مال و ثروت اندوزی مغرور گردند ، سرنوشتی همچون صاحبان باغ خواهند داشت . در آن وقت آنها و اموالشان اگر با صاعقه آسمانی از بین رفتند امروز ممکن است با حکومتهای ظالم در جنگ جهانی یا منطقهای بسوزند ، نابود گردند و در خاک و خون بغلطند و نعمتهای الهی صحت و امنیت را از دست بدهند .
از داستان آزمایش صاحبان باغ اصحاب الجنة استفاده میکنیم که هر زمان مردم بر اثر علاقه و محبت به مال و ثروت ، راه افراط و انحرافی را به پیمایند و حقوق الهی مانند زکات و خمس را نپردازند ، به آتش قهر و خشم الهی گرفتار شوند . همچنین اگر از انفاقهای مستحبی نیز خودداری کنند ، همانند حق الحصادیعنی آن حقی که هنگام درو به مستمندانی که در طرف مزرعه و باغهای میوه دار حاضر میشوند و چشم امید به کمک دوختهاند تعلق میگیرد ، و آنان را محروم گردانند بایستی در انتظار عذاب باشند من این همان حقی است غیر از زکات معروف که خداوند در قرآن مجید میفرماید :
و آتوا حقه یوم حصاده [۴۵۰] حق فقیر را هنگام درو بپردازید ، منظور آنست که هنگام حضور فقراء در مزرعه و چیدن میوه ، کام آنان را بدادن مقداری از آن میوهها شیرین کنید .
کیفر گناه امام باقر (علیه السلام ) در حدیثی میفرماید : انسانی که گناه میکند ، روزی او قطع میشود ان الرجل لیذنب الذنب فیدرا عنه الرزق [۴۵۱]
سپس امام (علیه السلام ) آیاتی از سوره قلم را تلاوت فرمودند اصحیفه سجادیه اقسموا لیصرمنها مصبحین و لا یستثنون فطاف علیها طائف من ربک و هم نائمون . [۴۵۲]
آنگاه که صاحبان باغ سوگند یاد کردند که صبح گاهان میوهها را بچینند و اجازه ندهند حتی یک نفر غیر از خودشان از آنها استفاده کنند ، شب هنگام بلائی از سوی پروردگار در حالی که صاحبان باغ در خواب بودند بر آن باغ مستولی شد و تمام آن را به نابودی کشید . [۴۵۳]
از ابن عباس نیز نقل شده که : ارتباط گناه و قطع روزی از آفتاب هم روشن تر است بلکه گناه ، هم روزی را قطع میکند هم عمر را کوتاه و زندگی و خوشبختی را تباه مینماید و اضطراب و سرگردانی میآورد و در راس گناهان ، محبت به دنیا و افزون خواهی است . رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرموده است :
حب الدنیا راس کل خطیئة و مفتاح کل سیئة دوستی و محبت دنیا در رذاس نادرستی و کلید هر گناهی است .
در این باره حدیثی دیگر از رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) میخوانیم :
الرغبة فی الدنیا تکثر الهم و الحزن و الزهد فی الدنیا یریح القلب و البدن . [۴۵۴]
میل و دوستی دنیا غم و غصه را زیاد میکند و بی میلی بدنیا قلب و تن انسان را آسایش میبخشد . امام صادق (علیه السلام ) دربارهٔ کسی که دل بدنیا بندد میفرماید :
من تعلق قلبه بالدنیا تعلق منها بثلاث خصال : هم لا یفنی و امل لا یدرک و رجاءلا ینال .
کسی که دل به دنیا بدهد به سه چیز دل بسته و گرفتار میشود :
۱- اندوهی که زوال ندارد .
۲- آرزویی که به آن نرسد .
۳- آمدی که به آن دست رسی پیدا نکند .
گناهانی که از کیفر آن به خدا باید پناه برد
پنج گناه است که اگر در جامعه پدید آمد باید به خدا پناه برد :
۱- هر گاه زنا در بین مردم آشکار شد اثر وضعی آن ظاهر میشود به گونهای
که در میان آنها طاعون و دردهایی که در گذشتگان سابقه نداشته شایع گردد . و الا وجاع التی لم تکن فی اسلافهم الذین مضوا .
۲- کم فروشی نکنند جز آنکه به قحطی و سختی معیشت زندگی و جور سلطان ظالم گرفتار شوند . و لم ینقصوا المکیال و المیزان الا اخذوا بالنسین و شدة المونة و جور السطان .
۳- و از پرداخت زکاة خود داری ننمایند مگر آنکه از آمدن باران محروم بمانند و اگر بخاطر حیوانات بیگناه نبود اصلا بارانی نمیبارید .
و لم یعوا الزکاة الا منعوا القطر من السماء ولو لا ابهائم لم یمطروا
۴- پیمان شکنی با خدا و رسولش نکنند جز آنکه خداوند دشمنانشان را بر آنان مسلط و پیروز گرداند و بخشی از اموالشان را از آنها بگیرند .
و لم ینقضوا عهدالله و عهد رسوله الا سلط الله علیهم عدوهم و اخذو ابعض ما فی ایدیهم . [۴۵۵]
۵- داوری ناحق بغیر آنچه خدا نازل فرمود نکنند مگر آنکه خداوند اختلاف و کشمکش را میان آنها اندازد آری بحق گفتهاند که در این دنیا اگر به مال و مقامی رسیدی آن را وسیله سعادت آخرتت قرار ده که در روایت آمده است :
و لا تکن فی هذه الذنیا بمنزلة شاة وقعت فی زرع اخضر در این دنیا همانند گوسفندی مباش که در زراعتی سبز و خرم افتاده ، چرا کند تا چاق شود ، در حالی که همان فربهی موجب مرگ اوست .
بلکه دنیا را مانند پلی دان که روی نهری کشیده شده و تو باید از آن بگذری و تا پایان روزگار هم بازنخواهی گشت .
دنیا پلی است برگذر راه آخرت
اهل تمیز خانه نسازند بر پلی
سعدی در گلستان داستانی آورده :
یکی از ملوک را مدت عمرش سپری شد و قائم مقامی نداشت وصیت کرد که بامدادان ، نخستین کسی که از در شهر در آمد ، تاج شاهی بر سر وی نهید و تفویض مملکت بدو کنید .
اتفاقا اول کسی که در آمد گدائی بود که همه عمر رقعه بر رقعه دوخته [۴۵۶]و لقمه اندوخته ، ارکان دولت و اعیان حضرت وصیت ملک را به جای آوردند و ملک و خزائن بدو ارزانی داشتند ، درویش مدتی ملک براند تا بعضی از امرای دولت گردن از طاعت او پیچانیدند و ملوک از هر طرف به منازعت او برخاستند و به مقاومت ، لشکر آراستند سپاه و رعیت به هم آمدند و برخی از بلاد از قبضه تصرف او بدر رفت ، درویش از این واقعه خسته خاطر همی بود ، تا یکی از دوستان قدیمیش که در حالت درویشی قرین او بود از سفر باز آمد و از در ، چنان مرتبه دید گفت :
منت خدئای را که بخت بلند یاوری کرد و اقبال رهبری تا گلت از خار و و خارت از پای بدر آمد و بدین پایه رسیدی ان مع العسر یسرا (براستی که با هر سختی آسانی و آسایش است گفت : ای عزیز تعزیتم گوی که نه جای تهنیت است آنگه که تو دیدی ، غم نانی داشتم و امروز تشویش جهانی .
اگر دنیا نباشد دردمندیم
اگر باشد به مهرش پای بندیم
بلائی زین جهان آشوب تر نیست
که رنج خاطر خاطر است ار هست ورنیست [۴۵۷]
امام صادق (علیه السلام ) در آلودگی و فرورفتن در دنیا فرموده است :
علاقه و آلودگی به دنیا به هر اندازه بیشتر و زیاده تر باشد . جدا شدن از آن ، هنگام مفارقت سخت تر است . قال علیه الصلاة و السلام : من کثر اشتباکه بالدنیا کان اشد لحسرته عند فراقها [۴۵۸]
دیدگاه عیسی علیه السلام نسبت به دنیا
حضرت صادق (علیه السلام ) فرموده : دنیا با چهره زشت زنی کبود چشم در برابر عیسی (علیه السلام ) نمایان شد عیسی (علیه السلام ) باو گفت : کم تزوجت ؟ چند تا شوهر کردهای ؟ گفت : بسیار ، سپس به او گفت این شوهران همه تو را طلاق دادهاند ؟ فکل طلقک
گفت : نه ، بلکه همه را کشتهام قال : لا کلا قتلت
عیسی (علیه السلام ) فرمود : وای بر شوهران باقیمانده ات که چگونه را حال شوهران گذشته ات پند نگیرند .
فویخ ازواجک الباقین کیف لایعتبرون بالماضین [۴۵۹]
نمونهای دیگر : آنگاه که امیر احمدبن اسماعیل سامانی بر عمووبن لیث تا خت و با یکدیگر روبرو شدند آن روز در سپاه عمرو هفتاد هزار سرباز مسلح و مجهز بغیر از همراهان دیگر وجود داشت ، ایمر احمد سامانی بیشتر از دوازده هزار مرد جنگجو نداشت با تردید و تزلزل خاطر در مقابل عمرو فرود آمد که سرنوشت جنگ چه میشود ؟
عمرو آنچنان به سپاه خود مغرور بود که خوانسالار (آشپزلشگر) پیش آمده عرض کرد : قربان غذا حاضر است اجازه دهید غذا بیاورند پس از صرف غذا به جنگ بپردازید .
عمرو گفت : اکنون این سپاه اندک را در هم میکوبیم و پس از آن غذا میخوریم خیلی مغرورانه با قضیه برخورد کرد این بگفت سوار بر اسب شده به میدان تاخت ، از قضا اسب او را به میان سپاه امیر احمد برد ، سربازان امیر احمد سامانی عمرو را گرفته به زنجیر بستند و سپاهش را در هم شکستند و خودش را به دستور امیر احمد در طویلهای زندانی کردند تا سه روز برای او غذا نیاوردند روز سوم یکی از نوکران خود را دید بدو گفت سه روز است غذا نخوردهام نزدیک است از گرسنگی بمیرم ، پیش خدمت مزبور بالا درنگ از مهتر سطلی گفته غذایی تهیه کرد و برای عموم آورد ، رفت که ظرف بیاورد ، سگی آمده سر در سطل کرد و مشغول خوردن شد . خدمتکار مزبور بازگشت با دیدن آن منظره سگ را نهیب زد ، سگ از وحشت خواست سر را از میان سطل بیرون آورد ، دسته سطل بگردنش افتاد ، هم چنان به این طرف و آن طرف فرار میکرد ، عمور که آن منظره را دید شروع به خندیدن کرد که امیر اسطبل پرسید ؟ از چه میخندی ؟ گفت : از بی اعتباری دنیا میخندم ، سه روز قبل گفتند ، سیصد شتر وسائل آشپزخانه را حمل مینماید هنوز نیمی از اثاث بر زمین مانده ، اکنون میبینم سگی غذای مرا برداشته و میرود . در پایان بحث با این اشعار توجه فرمایید :
بمصر رفتم و آثار باستان دیدم
بچشم ، هر چه شنیدم ز داستان دیدم
گذشته در دل آینده هر چه پنهان داشت
بمصر از تو چه پنهان ، که بر عیان دیدم
تو کاخ دیدی و من خفتگان در دل خاک
تو نقش قدرت و من نعش ناتوان دیدم
تو تخت دیدی و من بخت واژگون از تخت
تو صخره دیدی و من سخره زمان دیدم
تو چشم دیدی من دیده حریصان باز
هنوز در طمع عیش جاودان دیدم
تو تاج دیدی و من تخت رفته بر تاراج
تو عاج دیدی و من مشت استخوان دیدم
تو سکه دیدی و من در رواج سکه سکوت
تو حلقه ، من نگین نام بی نشان دیدم
زجمع این همه آثار بی بدل بمثل
دو چیز از بدو از خوب توامان دیدم
یکی نشان قدرت ، یکی نشانه حرص
که بازمانده ، ز میراث خسروان دیدم
همه غرور و همه مستی و همه بیدار
همه غریو و همه ناله و فغان دیدم
بکام یکتن و یک قوم در غم و حسرت
بسود یکتن یک ملک در زیان دیدم
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) فرمود : ما اکثر العبر واقل الاعتبار[۴۶۰] چقدر مایه عبرت زیاد و عبرت بگیریم .
پانویس
- ↑ بقره / ۱۱۰
- ↑ حج / ۴۱
- ↑ نهج الفصاحة : ۳۵۸
- ↑ قاموس ج ۴ (زکی )
- ↑ پیشین
- ↑ صحاح الغه (زکی )
- ↑ مفردات راغب ، ص ۲۱۴
- ↑ مجمع البحرین (زکی )
- ↑ المنجد (زکا)
- ↑ مجمع البحرین (زکی )
- ↑ کلیات الولبقاء ص ۹۱ به نقل شرح دعای مکارم الاخلاق ، ج ۳/۲۷۳
- ↑ سوره شمس /۹
- ↑ کهف /۷۳ زکیه به کسی گفته میشود که گناه کرده ولی گناهش آمرزیده شده باشد، زاکیه انسان بزرگواری است که هرگز نکرده (مجمع البحرین : زکی )
- ↑ نور / ۲۱
- ↑ بقره / ۲۳۲
- ↑ سوره مریم / ۱۳
- ↑ مجمع البحرین (حنن )
- ↑ تفسیر نمونه ، ۱۳/۲۴
- ↑ سوره مؤ منان ، آیه ۴
- ↑ سوره کهف ، آیه ۱۹
- ↑ سوره کهف ، آیه ۱۹
- ↑ سوره کهف ، آیه ۱۳
- ↑ سوره عبس ، ۲۴
- ↑ وسائل ج ۷ ابواب الدعاء باب ۶۷، ج ۵، ص ۱۴۵، (مؤ سسه آل البیت )
- ↑ همان ماخذ باب ۴۹، ج ۱ ص ۱۲۲ (موسسه آل البیت )
- ↑ مبسوط، ج ۱، ص ۱۹۰
- ↑ تذکره ، ج ۵، ص ۷
- ↑ معتبر
- ↑ مسالک ، ج ۱/۳۹
- ↑ کتاب زکات ، ج ۱۵، ص ۳
- ↑ نراقی در مستند الشیعه ، ج ۱، ص ۱
- ↑ الدروس الشرعیة ۲/۲۲۸
- ↑ نهج الفصاحه / ۳۵۸
- ↑ مسالک ، ج ۱/۳۹
- ↑ جواهر الکلام ، ج ۱۵/۴
- ↑ سوره مریم آیات ۳۰ تا ۳۳
- ↑ پیشین
- ↑ پیشین
- ↑ سوره مریم ، آیه ۳۳
- ↑ وسایل باب ۱ از ابواب صدقه ، ج ۲
- ↑ اشاره به روایتی است که در اصول کافی ، ج ۲ / ۱۸ و سفینة البحارج ۸ / ۶۰۰ آمده است
- ↑ جواهر ج ۱۵ / ۱۳ فرموده : ما در باب احکام نجاسات دربارهٔ مسلمانانی که زکات را انکار کند مرتد (ملی یا فطری ) میباشد و در جهت کفر او با آرامش خاطر سخنانی بیان کردیم و نیز در کتاب زکات روایاتی را نقل نمودیم ملاحظ فرمائید
- ↑ سوره انبیاء ۷۳ - ۷۱
- ↑ سوره اسراء آیه ۱
- ↑ سوره انبیاء /۷۳ همانگونه که دانشمندان اسلامی فرمودهاند: امامت آخرین مقام مادی و معنوی است که خداوند متعال جهت تکامل و تعالی انسانها به بنده شایسته اش (پیامبر و جانیشین ( عطا میکند که برنامههای دینی را به مرحله اجرا در آورد، اجرای برنامه هیا الهی مستلزم تشکیل حکومت عدل میباشد، برخلاف مقام نبوت و رسالت که پیامبران پس از دریافت فرمان ، موظفند آن را فقط به مردم ابلاغ و آشکار کنند، (و ما علی الرسول الا البلاغ المبین ) مردم نیز ره مقتضای ایمانشان موظفند به گفته انبیاء عمل نمایند. پیامبر بزرگوار اسلام علاوه بر مقام نبوت و رسالت ، مقام امامت را نیز دارا بود
- ↑ سفر تثنیه باب ۱۴ آیات ۲۸ و ۲۹ اسفار خمسه تورات
- ↑ عهد جدید لوقا باب ۱۸ آیه ۱۲
- ↑ وسائل الشیعه ، ج ۹ / ص ۲۴
- ↑ تهذیب شیخ طوسی قدس سره ، ج ۴ / ص ۱۱۱. المقعه / ص ۴۳ وسایل الشیعه ، ج ۹/۲۴
- ↑ (لقد کان لکم فی رسول اسوة حسنة لمن کان یرجوا الله و الیوم الخر) سوره احزاب ، آیه ۲۱
- ↑ سوره انبیاء۱۸ سوره بقره ۱۷۷
- ↑ سروه الم سجده / ۱۷
- ↑ این حدیث را بسیاری از جمله شیخ طبرسی در مجمع البیان و آلوسی در روح المعانی و قرطبی در تفسیرش نقل کردهاند. محدثان مشهور، بخاری و مسلم نیز آن را در کتب خود آوردهاند. به نقل از تفسیر نمونه ج ۱۷، ص ۱۴۹، این حدیث شریف دربارهٔ ثواب روزه گرفتن در ماه رجب و ثواب تعمیر و زیارت قبور ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین در کتاب وسائل آمده است ج ۷ اءبواب الصوم المندوب ص ۳۵۲، ج ۱۰ اءبواب المزار ص ۲۹۸
- ↑ گفتار وعاظ محدث زاده ، ص ۳۷۵
- ↑ آل عمران آیه ۱۰۳
- ↑ سوره مائده ، آیه ۱۱
- ↑ استفاده از تفسیر مجمع البیان ، ج ۲ / سوره مائده / ۱۷۱
- ↑ سوره مائده / ۱۳
- ↑ تفسیر نور، ج ۳ ص ۴۳
- ↑ سوره اعراف / ۱۵۶
- ↑ سوره اعراف / ۱۵۶
- ↑ سوره اعراف / ۱۵۷
- ↑ سوره اعراف آیه ۱۵۷
- ↑ مفردات راغب ، ص ۱۹۲
- ↑ تفسیر المیزان ج / ۳۰۳
- ↑ ج ۸ ص ۳۰۳
- ↑ المیزان ج ۸ / ۳۰۳
- ↑ کافی ، ج ۲، ص ۱۸، در این روایت اسلام بر پنج پایه استوار گردیده یکی از آنها زکات است
- ↑ تفسیر صافی ، ج ۲ / ۱۲۶
- ↑ الشقاءو الشقاوة نقیض السعادة صحاح العغه (شقی )
- ↑ در روایت تفسیر قمی به نقل از المیزان ج ۱۴/۶۷ و اصول کافی ۲/۸۶ به نقل از تفسیر نمونه میخوانیم : خداوند اسماعیل را به صادق الوعد توصیف فرموده : زیرا او در وفای به عهد فلوق العاده جدی و پایبند بود. با کسی در محلی وعدهای گذارده بود او نیامد، اسماعیل همچنان تا یکسال در انتظار او بود. هنگامی که بعد از این مدت آمد، اسماعیل گفت من همواره در انتظار تو بودم . روسل گرامی به بعضی از اصحابش در مکه نزد خانه خدا و عده داد که بماند تا او برگدد، آن شخص رفت و فراموش کرد که باید برگردد، حضرت سه روز در انتظار او بماند. بعضی از دوستان که از جریان باخبر بودند، آمد و از پیغمبر عذرخوابی کرد. المیزان ج ۱۶ / ۶۸
- ↑ سوره شعراء/ ۲۱۴
- ↑ فرق بین نبوت و رسالت با امامت این است که نبی و رسول رابط بین مردم و خداوند میباشند. در امور و فیوضات ظاهریه به عبارت دیگر فقط دستورات الهی را دریافت میکنند و آن را به مردم ابلاغ میکنند هم مژده بهشت را در برابر کارهای خوب میدهند و هم از گناهان بیم دوزخ را بیان یم نمایند. اما امام رابط بین مردم و پرودگار است و اعطای فیوضات باطنیه و پرورش دادن انسانها و به اجرا در آوردن برنامههای الهی ، چه به وسیله تشکیل حکومت عدل و چه از راه تربیت نفوس متعده در حقیقت مقام امامت مقام تحقق بخشیدن به تمام برنامههای دینی است که همان ایصال به مطلوب میباشد، امام درست مانند خورشید است . که با اشعه و انوار خود موجودات زنده را پرورش میدهد و تواناییهای بالقوه را به فعلیت میرساند. (تفسیرالمیزان و نمونه به تربیت ج ۱۴/۳۳۳ ج ۱۳/۴۵۵
- ↑ تفسیر المیزان ج ۱۴ ص ۳۳۷ بنقل از کافی و عیون اخبارالرضا
- ↑ تفسیرالمیزان ، ج ۹/۲۰۹
- ↑ پیشین
- ↑ سوره حج / ۷۸
- ↑ ج ۲ / ۱۳۶
- ↑ تفسیر المیزان ، ج ۱۵/۷
- ↑ سوره نور / ۳۸
- ↑ خطبه ۱۹۰، ۲۱۳ فیض الاسلام
- ↑ نهج البلاغه ، خطبه ۱۹۰
- ↑ سوره فصلت / ۷
- ↑ سوره یوسف / ۱۰۶
- ↑ المیزان ، ج ۱۱ / ۳۰۸
- ↑ تفسیر المیزان چ ۱۱/ ۳۰۹
- ↑ سوره نساء / ۱۵۰
- ↑ با استفاده از تفسیر نمونه ج ۲۰ / ۲۱۷ وتفسیر ابوالفتوح ذیل آیه مورد بحث
- ↑ سوره بقره آیه ۸۳ و ۱۱۰ و آیات دیگر
- ↑ سوره مؤ منون آیه ۴
- ↑ سوره نور، آیه ۳۷
- ↑ سوره مریم ، آیه ۵۵
- ↑ سوره توبه آیه ۱۸
- ↑ مسند امام احمدبن حنبل ج ۱، ص ۳۹۸، به نقل تقسیر نور، ج ۳ ص ۴۲
- ↑ تهذیب شیخ طوسی قدس سره ، ج ۴، ص ۱۱۱ المقنعه ، ص ۴۳
- ↑ سوره بقره ، آیه ۴۳ و ۸۳
- ↑ سوره آل عمران ، آهی ۳۲
- ↑ سوره مؤ منون / ۴
- ↑ سوره نمل / ۳
- ↑ بحارالانوار، ج ۶۵، ص ۳۳۲
- ↑ پیشین
- ↑ سوره نساء آیه ۵۹
- ↑ تفسیر نمونه ، ج ۳ ص ۴۳۸
- ↑ میزان الحکمة ج ۴ ص ۳۶۸۴. تفسیر صافی ، ج ۱، ص ۳۶۶
- ↑ غرر الحکم ج ۳ ص ۱۲۹
- ↑ غررالحکم ج ۳/۱۲۸
- ↑ پیشین ج ۵/۱۲۹
- ↑ نهج البلاغه ، خطبه ۱۹۰ وسائل الشیعه ، ج ۹، ص ۱۵ طبع مؤ سسه ال البیت
- ↑ سوره مؤ منون / ۴
- ↑ تقاعس الزجل عن الامر: تاءخر: خودداری کرد از انجام کاری : الصاح (قعس )
- ↑ شرح دعا مکارم الاخلاق /۹۲
- ↑ بحارالانوار، ج ۲/۲۵
- ↑ الحیاة ج ۱/۵۹
- ↑ الحیاه ، ج ۱/ ۵۹
- ↑ غررالحکم / ۵۸۸
- ↑ شرح دعای مکارم الاخلاق از صحیفه سجادیه / ۹۳ - میزان الحکمه ، ج ۴ / ۲۶۶
- ↑ میزان الحکمه ، ج ۶ / ۲۵۲
- ↑ مستدرک الوسائل ج ۲ /۳۹۳ شرح دعا مکارم الاخلاق ج ۲ / ۹۶
- ↑ یک نمونه از فنای اسلام و مسلمین بدنست خود آنها و با اموال مسلمین جنگ عراق و ایران است مقامات دولت ریگان (رئیس جمهور وقت امریکا) میگویند برای باز پس گیری فاو نه تنها آمریکا بلکه فرانسه ، مصر و اردن نیز به عراق کمک کردند بنا به این گزارش ، عراق یکصد میلیارد دلار خرج تسلیحات در دهه ۱۳۶۰ کرد از این مقدار ۴۰ میلیارد دلار آن را عربستان ، کویت و امارات دادند این کمکها بصورت پول یا نفت مجانی بود. خبر گزاری جمهوی اسلام (روزنامه جمهوری اسلامی )
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۳/۹ بهنقل از تقسم امام حسن عسکری (علیه السلام ) / ۱۶۶
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۳/۹ به نقل از تقسیر امام حسن عسکری (علیه السلام ) / ۱۶۶
- ↑ نهج البلاغه ، فیض الاسلام . ص ۱۰۳۳
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۳/۱۰
- ↑ وسایل الشیعه ۹/۲۸ - بحارالانوار ج ۹۳/۲۸
- ↑ سوره اعراف / ۹۶
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۳ / ۲۷ به نقل از دعائم الاسلام ، ج ۱ / ۲۴۱ - ۲۴۴
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۳ / ۱۴ - ثواب الاعمال / ۲۲۵
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۳ / ۱۴ - ثواب الاعمال / ۲۲۵
- ↑ سوره مؤ منون / ۱۰۰
- ↑ وسائل الشیعه ، ج ۸، باب ۷ ح ۳
- ↑ وسائل الشیعه ، ج ۸، باب ۷ ح ۳. ادامه متن جدیث را در وسائل ببینید
- ↑ وسائل الشیعه ، ج ۸، ح ۳، ادامه متن حدیث را در وسائل ببینید
- ↑ سوره مؤ منون / ۱۰۰
- ↑ سوره توبه / ۶۰
- ↑ وسائل الشیعه ، ج ۸ باب ۳ ح ۲ از ابواب و جوب زکات
- ↑ سوره عنکبوت /۴۵
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۳/۲۸
- ↑ سوره توبه / ۱۰۳
- ↑ سوره توبه /۱۰۳
- ↑ با مراجعه به معجم المفهرس یافتیم در ۳۲ آیه قرآن نماز و زکات با هم ذکر شده است و در ۳۲ آیه : برکت و مبارک و از این قبیل آمده است
- ↑ جلد ۲ (صدقه )
- ↑ سوره توه / ۱۰۳
- ↑ توبه / ۶۰
- ↑ مجمع البیان ، ج ۳/۶۸
- ↑ مجمع البیان ، ج ۳ / ۶۸
- ↑ سوره توبه / ۱۰۳
- ↑ المیزان ، ج ۹/۴۰۵ واژه طسوق در حدیث آمد است : و آن مالیاتی است که حاکم اسلامی از ارضی میگیرد. (مجمع البحرین ، طسق )
- ↑ تفسیر فخر رازی ، ج ۱۶/۱۷۸
- ↑ پیشین
- ↑ سوره توبه / ۱۰۳
- ↑ تفسیرفخررازی ، ج ۱۶/۱۱۳
- ↑ تفسیر المیزان ، ج ۹/۳۳۴
- ↑ تفسیرفخر رازی ، ج ۱۶/۱۰۵
- ↑ سوره توبه ، آیه ۱۰۳
- ↑ دعائم الاسلام ج ۱/۲۵۳
- ↑ سوره توبه /۶۰
- ↑ تفسیرنمونه ج ۸/۹
- ↑ تفسیر مجمع البیان ، ج ۳/۵۳
- ↑ تفسیر فیض ، ج ۱/۷۱۶
- ↑ المیزان ، ج ۹/۳۶۹
- ↑ نمونه ۸/۴۸
- ↑ نهج البلاغه ، کلمات قصار، ۹۰، ص ۱۱۲۸، فیض الاسلام
- ↑ تفسیر مجمع البیان ، ج ۳/۵۳
- ↑ مجمع البیان ، ج ۳ / ۵۳
- ↑ پول یا مالی که اهل کتاب هر سال به دولت اسلامی میپردازند
- ↑ سوره توبه / ۷۵
- ↑ سوره توبه / ۷۶
- ↑ محبة البیضاء ج ۶/۱۰۲
- ↑ مجمع البیان ، ج ۳/۶۸
- ↑ به دنباله آیه ۲۶۴ و ۲۶۵ سوره بقره مراجعه فرمایید
- ↑ تفسیر صافی فیض کاشانی ، ج ۱ / ۷۲۶
- ↑ تفسیر صافی فیض کاشانی ج ۱ / ۷۲۶
- ↑ نورالثقلین ، ج ۱/۲۸۳
- ↑ پیشین
- ↑ سوره توبه / ۱۰۳
- ↑ نهج البلاغه فیض الاسلام ، ص ۸۷۹
- ↑ نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، ص ۸۷۹
- ↑ پیشین
- ↑ نهج البلاغه فیض الاسلام ، ص ۸۸۰
- ↑ نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، ص ۸۸۰
- ↑ سوره آل عمران ، آیه ۹۲
- ↑ نهج البلاغه فیض ، ص ۸۸۰
- ↑ حدر فی قرائته و فی اذانه ، ای اسرع . یعنی در خواندن و اذان گفتنش تسریع کرد. صحاح اللغه (حدر)
- ↑ نهج البلاغه فیض ، ص ۸۸۱
- ↑ سفیة البحار (نفق )
- ↑ نهج البلاغه فیض ، ص ۸۸۱
- ↑ بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۵۸
- ↑ پیشین
- ↑ بحارالانوار، ج ۴۸ ص ۲۵۰
- ↑ بحارالانوار ج ۴۸ ص ۲۵۳، به نقل از عیون الاخبار، ج ۱، ص ۱۱۳
- ↑ نهج البلاغه ، فیض ، ص ۸۸۱
- ↑ مجمع البیان ، ج ۵/۲۹۶
- ↑ تفسیرسوره منافقین ، ج ۵ / ۲۹۵
- ↑ همان ماءخذ، ج ۵/۲۹۶
- ↑ المیزان فی تفسیرالقرآن ، ج ۱۹/۲۹۲
- ↑ الخف بضم خ و تشدید در سم شتر استعمال میشود و ظلف به کسرظ به سم گاو و گوسفند گفته میشود. ظلف ، جمع ظلوف میباشد: سمهای شکافته
- ↑ سوره بقره / ۲۷۳. امام صادق (علیه السلام ) در یک جمله کوتاه و زیبا، فقرایی که مستحق زکاتند بیان فرموده : فقال : الفقراءهم الذین لا یساءلون و علیهم مؤ نات من عیالهم ، فقراءآنهایی هستند با اینکه سنگینی هزینه زندگی و مخارج عیالشان روی دوش آنهاست با اینحال تقاای کمک نمیکنند. درست مصداق بارز آیه شریفه ۲۷۳ سوره بقره که میفرماید: الفقراء الذین احصروا فی سبیل الله الا یستطیعون ضربا فی الارض یحسبهم الجاهل اغنیاءمن التعفف تعرفهم بسیماهم لا یساءلون الناس الحافا. زکات مخوص مستمندانی است که در راه خدا در محاصره فقر قرار گرفتهاند، نه استطاعت ملی دارند و نه توانایی شغلی که پیش گیرند، از شدت آبرومندی و عفاف آنگونه در میان مردم زندگی میکنند که هر کس از حال آنها خبر نداشته باشد، گمان میکند اینها غنی و بی نیازند ولی از چهره آنها به فقرشان پی ببرید که از عزت نفس و مناعت طبع هرگز از مردم چیزی سؤ ال نکنند. بحارالانوار، ج ۹۳ / ۶۲
- ↑ سوره برائه / ۶۰
- ↑ سوره برائه /۶۰
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۳ / ۶۲
- ↑ بحارالانوار ج ۹۳ ص ۶۲
- ↑ سیره ابن هشام ، ج ۲، ص ۴۹۲
- ↑ درالمنثور، ج ۳، ص ۲۵۱
- ↑ غرر الحکم و دررر الکلیم ج ۲ ص ۴۰۹
- ↑ غرر الحکم و درر الکم ج ۴ ص ۳۱۸
- ↑ عبد مکاتب آن کسی است که مولایش ضمن قرارداد کتبی با او شرط کند هرگاه فلان مبلغ را بپردازی آزاد میشوی
- ↑ بحارالانوار، ج ۶۳/۹۳
- ↑ تذکرة الفقهاء، ج ۵/۲۶۹ - مسند احمد، ج ۵/۲۵۴ - المستدرک الحاکم ، ج ۲/۱۶
- ↑ تهذیب شیخ طوسی ، ۴/۵۹
- ↑ مستدرک الوسائل ، ج ۱۲ / ۲۳۰ نهج الفصاحه حدیث ۲۳۹
- ↑ مستدرک الوسائل ، ج ۱۲/۲۲۹
- ↑ صحیفه سجادیه /۱۲۵ بخش دعاء مکارم الاخلاق
- ↑ سوه یس ، آیه ۶۰
- ↑ نهج البلاغه
- ↑ محبة البیضاء، ج ۲/۱۰۷
- ↑ همان ماءخذ
- ↑ کلمات قصار پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله )
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۳
- ↑ سفینة البحار (صدق )
- ↑ کتاب عدة الداعی و نجاح الساعی تاءلیف شیخ جمال الدین ابن العباس احمد بن فهد حلی متوفی ۸۴۱ هجری قمری مشتمل بر مقدمهای دربارهٔ تعریف دعا و شش باب و پایان آن در اسماءحسنی خداوند بحث کرده است . الذریعه ج ۱۵/۲۲۸
- ↑ سفینة البحار (صدق )
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۳/۹۹
- ↑ نهج الفصاحه ، ص ۷۷
- ↑ غرر الحم ج ۲ ص ۵۴۴
- ↑ غرر الحکم ج ۱ ص ۷۹
- ↑ سوره انبیاء/ ۵۰
- ↑ انعام / ۹۲
- ↑ انعام / ۵۹
- ↑ سوره مریم آیه ۳۰
- ↑ سفینة البحار (برک )
- ↑ سفینة البحار (برک )
- ↑ سفینة البحار (برکت )
- ↑ شعرا، ۲۱۴
- ↑ مشروح روایت را علامه امینی قدس سره در جلد ۲ الغدیر ص ۲۷۸، از تاریخ طبرسی نقل کرده است از جمله روایاتی است که بر خلافت امیرالمؤ منین (علیه السلام ) بعد از رسول الله (صلی الله علیه وآله ) دلالت دارد و در پایان حدیث آمده است : پیامبر در حالی که دست به شانه علی (علیه السلام ) گذاشته بود به حاضرین خطاب کرد: ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم فاسمعواله و اطیعوا: این (علی ) برادرم و وصی و جانشین من است در میان شما شخن او را بشنوید و از او پیروی کنید. همگی به سخنان رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) خندیدند، و به ابوطالب (پدر امیرالمؤ منین (علیه السلام )) گفتند: محمد به تو فرمان میدهم که پسرت هر چه میگوید: باید بشنوی و اطاعت کنی
- ↑ امالی صدوق مجلس ۴۲۳
- ↑ صحیفه سجادیه / ۲۰۰
- ↑ بذله : لباس کار بذل الثوب و ابتذله ، لبسه فی اوقات الخدمة . مجمع البحرین (بذل )
- ↑ صحیفه سجادیه /۱۹۵
- ↑ سوره ملک / ۲
- ↑ مفاتیح الجناح /۴۵
- ↑ صحیفه سجادیه /۱۹۵
- ↑ شرح و تفسر دعاء مکارم الا خلاق / ۱۰۴. خطیب گرانمایه و دانشمند، فلسفی
- ↑ سوره هود، آیه ۱۱۲
- ↑ حضرت نامه را به عثمان بن حنیف انصاری که از کارگزاران مولا در بصره بودند نوشته است
- ↑ نهج البلاغه بخش نامهها / ۹۶۵
- ↑ پیشین
- ↑ سوره ابراهیم / ۲۶
- ↑ صحیفه / ۱۹۵
- ↑ مفاتیح الجناح دعای ایمام هفته
- ↑ سوره فاطر / ۶
- ↑ اصول کافی ، ج ۴ ص ۴۸
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۲۳
- ↑ سوره نحل ، ص ۹۷
- ↑ تحف العقول ، ص ۴۸۳
- ↑ نهج البلاغه فیض الاسلام کلمه ۱۰۹
- ↑ سوره صف / ۱۰ و ۱۱
- ↑ سوره ال عمران /۱۰۲
- ↑ نهج البلاغه ، خطبه
- ↑ خطبه ۱۸۱ ص ۵۹۳
- ↑ کافی ، ج ۲، ص ۲۷۵
- ↑ دعاء سمات مفاتیح الجنان : ۱۳۲
- ↑ پیشین
- ↑ سوره اعراف / ۹۶
- ↑ نهج البلاغه / ۶۳۶
- ↑ پیشین
- ↑ شرح دعای مکارم الاخلاق ، ج ۳، ص ۲۷۷ به نقل از غرر الحکم /۳۳
- ↑ نهج البلاغه فیض الاسلام / ۱۱۹۷ - مجمع البیان ج ۴ / ۳۰۶
- ↑ سوره آل عمران /۱۸۶
- ↑ علل الشرایع ، ج ۲ / ۵۷ - بحارالانوار، ج ۹۳/۱۸
- ↑ علل الشرائع ، ج ۲/۵۷ در بعضی نسخهها توفیرا لاموالهم آمده بحاالانوار ج ۹۳/۱۸ ۲۷۳- سوره اعراف / ۹۶
- ↑ سوره اعراف / ۹۶
- ↑ بقره / ۲۶۱
- ↑ تفسیر نمونه ، ج ۲ ص ۲۳۵
- ↑ تفسیر مجمع البیان ج ۴/۳۰۶ و مجمع البحرین ضعف
- ↑ مفردات راغب ضعف و صحاح اللغة (ضعف )
- ↑ بحارالانوار، ۹۳/۱۴
- ↑ همان ماءخذ و عیون الاخبار، ج ۲/۲۹
- ↑ علل الشرائع ، ج ۲ ص ۲۷۱
- ↑ نهج البلاغه ، ص ۴۳۳، خطبهخ ۱۴۳
- ↑ داستانهای شگفت : ص ۱۲۰
- ↑ سریة : گروهی از لشکر (از ۵۰ تا ۳۰۰ و ۴۰۰ تن لشکری که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) خودش در آن نباشد و به سرکردگی یکی از صحابه فرستاده شده باشد) واژه نامه : تاءلیف دکتر محمد قریب گرکانی
- ↑ وسائل الشیعه ، ج ۱۱/۱۲۲ جهاذمصدر، مبارزه کردن و جنگیدن
- ↑ وسائل الشیعه ، ایواب جهادالنفس حدیث ۱۰
- ↑ سوره ص / ۸۲
- ↑ ص ۸۳
- ↑ سوره یوسف / ۲۴
- ↑ سوره یوسف ، آیه ۲۴
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۳ / ۱۳ - خصال صدوق ، ج ۱ / ۱۵۶
- ↑ سوره منافقون / ۱۰
- ↑ سوره تکاثر ۱
- ↑ سفیة البحار، ج ۲، ص ۶۲۴
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۳/۲۳ ثری یثری الرجل : کثر ماله : المنجد
- ↑ بقره / ۲۴۵
- ↑ بحارالانوار ۹۳/۲۷ قریب به همین مضمون در نهج البلاغه آمده است . ۱۱۵۴ فیض الاسلام
- ↑ سوره معارج ، آیه ۲۴ - ۲۵
- ↑ علل الشرایع ، ج ۲، ص ۵۹
- ↑ عروة الوثقی ، ج ۲، ص ۱۲۱، آیات عظام خمینی ، گلپایگانی و خوئی قدس الله ارواحهم در این نظریه همگی موافقند
- ↑ تحریرالوسیله ، ج ۱، ص ۲۱۹
- ↑ سوره آل عمران ، آیه ۱۸۰
- ↑ تاریخ تمدن ویل دورانت بخش ۲ فصل ۱ - اینکه در این قطعه تاریخ آمده که فقیری را برای انفاق (دادن زکات ) نیافتم ، بعید است که اصلا فقیر در آن ناحیه وجود نداشته جرا که در جامعه بشری طبعا طبقه ضعیف و فقیر وجود دارد، بنابراین یا باید گفت همه مردم در افریقا ثروتمند بودند و یا خود مردم با آشنایی به اسلام و عمل به قانون زکات جلوی فقر را میگرفتند و زمینه آن را از بین میبرند
- ↑ پیشین
- ↑ من لا یحضره الفقیه ، کتاب معتبرری است در فقه تاءلیف شیخ صدوق قدس سره
- ↑ علل اشرائع ، ج ۲ ص ۵۷ - بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۱۸ - وسائل ، ج ، ص ۱۰
- ↑ نهج البلاغه ، حکمة ۱۳۸
- ↑ تفسیر نمونه ، ج ۲ / ۲۳۳
- ↑ کافی ، ج ۲/۱۳۹ شرح و تفسیر دعای مکارم الا خلاق ، ج ۱، ص ۱۳۳
- ↑ گلستان سعدی
- ↑ میزان الحکمة ، ۷/۲۹۶
- ↑ نهج البلاغه از کلمات قصار/۳۲۶ (فیض الاسلام )
- ↑ سفیة البحار، ج ۲ / ۴۵۲
- ↑ سفینة البحار (بخل )
- ↑ سفینة ابحار (حرص )
- ↑ سوره معارج ، آیات ۱۹
- ↑ معارج ۲۰ و ۲۱
- ↑ معارج ۲۰ و ۲۱
- ↑ وسائل الشیعه ، ج ۹/۲۲
- ↑ بحارلانوار، ج ۹۳، ص ۸
- ↑ اقتصادنا ص ۳۰۴
- ↑ آل عمران / ۱۸۰
- ↑ سوره آل عمران / ۱۸۰
- ↑ ثواب الاعمال / ۲۱۰ بحارالانوار، ج ۹۳ / ۱۰ وسائل ، ج ۹/۲۲
- ↑ بحارلانوار، ج ۹۳/۸
- ↑ آل عمران / ۱۸۰
- ↑ امالی شیخ طوسی / ۶۹۴
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۳/۲۰ ثواب الاعمال ۲۱۱ وسائل الشیعه ۹/۳۳
- ↑ سؤ ال : مستفاد از روایت فوق این است : کسی که همسر داشته و در زمان غیبت حضرت مهدی سلام الله علیه زنا کرده ، احدی از قضات حکم سنگ ساز زانی و کیفر مانع الزکات را صادر و اجرا نکند تا زمانی که حضرت قائم آل محمد ظهور کند بنابراین ، متصدی اجرای این دو حکم به کیفیت مزبور در روایت ، امام زمان ارواحنا له الفداء می باشدآیا مطلب با فقه و فتوای فقهاء مغایرت ندارد؟ و منجر به تعطیل حدود الهی در زمان غیبت نمیشود؟ پاسخ : تعطیل حکم اسلامی دو گونه است : ۱- هنگامی که حاکم اسلامی مبسوط الید نباشد حکم در مرحله عمل قهرا اجرا نمیشود و طبعا حکم الهی تعطیل میگردد. ۲- گاهی عدم اجرای حکم به جهت عدم تحقق موضوع حکم است درخارج ، مثلا در اجرای حکم سنگسار زانی ، باید چهار شاهد عادل زنای مردی را که همسر داشته و مرتکب زنا شده کالیمل فی المکحله دیده باشد، در محلکمه قضا نزد قاضی شهادت بدهند، اینگونه شهادت را اگر بگوییم عادتا غیر متحقق الوقوع میباشد و به طور عادی نادر الوقوع است سخن گزافی نیست چرا که النادر کالمعدوم و امر نادر مانند نبودن است بنابرانی موضوع حکم قاضی و وقتی منتفی باشد حکم طبعا تعطیل میشود، باصطلاح به جهت سالبه با نتقاءموضوع ، اما اگر زانی اقرار به زنا کرد آنهم اقرار صریح و قوعی اشکال به حال خود باقی است چرا که حکم در این صورت اجرا میشود و از این هم میتوان پاسخ دیگر داد: به اینکه روایت مورد بحث موبوط است به اجرای حکم واقعی که محتص حضرت مهدی سلام الله علیه میباشد آن حضرت در اجرای حکم زانی نیازءبه بینه و برهان ظاهری ندارد، آن بزرگوار مانند حضرت داود حکم میکند، حداوند او را از علمی برخوردار نموده که از حقائق امور و رویدادها و حوادث اطلاع کامل دارد اینگونه دادرسی در اسلام از مختصات آن حضرت است به همین جهت مرحوم آخوند خراسانی اعلی الله مقامه در کتاب کفایة الاصول احکام شرعی را چند بخش کرده یکی از آنها را حکم اختصاصی حضرت بقیة الله الاعظم میکنند منافاتی با روایت مورد سؤ ال ندارد به این بیان حکم سنگسار و کیفر مانع الزکاة از احکام مختصه حضرت ولی عصر اورواحنا له الفداء میباشد که بدست مبارک آن بزرگوار بدون آنکه نیازی به چهار شاهد با وصف مرقوم و فوق داشته باشد، اجرا میگردد به امید ظهور آن سرور در عصر درخشان حکومت عدل جهانی اش
- ↑ واحدی است برای وزن کردن سنگهای گرانبها که مساوی با ۲۰ سانتی گرم یا معدل چهار جو (واژه نامه )
- ↑ سوره انفال ، آیه ۲۵
- ↑ از نقطه ضعفهای عصر کنونی با ستناد خبرگزاریهای جهان هم اکنون یکصد و چهل ملیون کودک و انسان معصوم ، مسلمان و غیر مسلمان از گرسنگی و سوء تغذیه در معرض مرگ و یا معلولند و جدا رنج میبرند. این یکی از آثار شوم عدم انفاق و لکه ننگی است بر دامن جامعه عصر حاضر با همه ادعائی که خود را حامی حقوق بشر در دنیا میداند. در کشورهای اسلامی ندادن زکات و در کشورهای غربی ظلم و بی عدالتی این گرسنگی و محرومیت را بوجود آورده است . کشور سرمایه داری همچون آمریکا بر اثر افراط و تفریط در سرمایه داری ، میلیونها انسان اگر بگوییم با کابوس وحشتناک مرگ روبرو هستند اغراق نگفتهایم گروهی بر اثر عدم تعدلب روحی به محض اینکه بازار پول سازی آنها از رونق میافتند و با کسادی برخود میکنند با داشتن ملیونها دلار دست به خودکشی میزنند در همین حال در میان اینگونه جوامع ملیونها گرسنه در بستر مرگ دارند، امروز جامعه سیاهان ، محرومترین قشر جامعه آمریکا هستند که به دروغ بر اساسی یک تعبیر بی جا و ناروا (((مهد دموکراسی ))) لقب گرفته است . سیاه پوستان آمریکا همواره در آمارهای مربوط به فقر، عدم بهداشت ، بی سواد، مرگ و میر نوزادان ،، تلفات در حوادث نژادی و گرسنگی در صدر جدول قرار دارند سیاهان امریکا سالهای طولانی است که گرفتار تبعیض نژادی ، فقر، بیکاری ، بی خانمانی و بیماری هستند، این پدیدههای نامیمون ، بدترین خطری است که جان و مال و نوامیس و موجودیت آنان را تهدید به نابودی میکند. میلیونها گرسنه در آمریکا نیویورک - خبرگزاری جمهوری اسلامی : بررسی و مطالعات وزارت کشاورزی امریکا نشان میدهد یازده ملیون آمریکایی در این کشور گرسنهاند و از این تعداد ۲ ملیون نفر با بی غذایی شدید دست به پنجه نرم میکنند. به نوشته روزنامه یواس اتودی ، این بررسی که بر اساس آمار و مطالعات سرشماری سال ۱۹۹۵ میلادی انجام شده است ، حاکی است در امریکا ۲/۴ میلیون خانوار گرسنه وجود دارد که خود به معنای ۱۱ میلیون آمریکاییست . در این میان بعضی از افراد خانواده غذا نمیخورند تا سایر اعضاء خانواده غذای کافی داشته باشند. این گزارش ۶۰۰ هزار بی خانمان را جزو افراد گرسنه محسوب نکرده است ، این موضوع در حالی منتشر میشود که اداره کشاورزی امریکا در نظر دارد با تشکیل اجلاسی همه جانبه مساءله صرفه جویی و اسراف را بررسی کند. وضع آشفته و مشکل جدی کشور آمریکا که به سرمایه داری و دموکراسی خود در دنیا معرفی میکند. ضمیمه روزنامه اطلاعات پنج شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۷۶/۱۵ جمادی الاول ۱۴۱۸
- ↑ امالی الصوسی ، ص ۵۱۹ - بحارالانوار، ج ۹۳/۱۵
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۳/۲۷
- ↑ سوره مؤ منون / ۱۰۰
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۲۹
- ↑ وسائل الشیعه ، ج ۹/۳۲
- ↑ الخصال ، ج ۱/۱۱۵ بحارالانوار، ج ۹۳/۱۳
- ↑ الخصال ، ج ۲/۳۸ بحارالانوار، ج ۹۳/۱۳
- ↑ غرر الحکم و دررر الکلم ج ۱ ص ۲۶
- ↑ پیشین ج ۴ ص ۱۲۱
- ↑ همان ماءخذ ج ۴ ص ۶۳۰
- ↑ عیون الاخبار، ج ۲/۲۸ بحارلانوار، ج ۹۳/۱۳
- ↑ غرر الحکم و درر الکلیم ص ۱۲۷
- ↑ پیشین ج ۲ ص ۳۱
- ↑ غرر الحکم درر الکلم ج ۳/۳۰۳
- ↑ امالی شیخ طوسی / ۵۲۲
- ↑ پیشین
- ↑ غرر الحکم ج ۲ ص ۱۶۶
- ↑ پیشین
- ↑ وسائل الشیعه ، ج ۹/۲۳
- ↑ وسائل الشیعه ، ج ۹/۲۳
- ↑ مفردات راغب (کنز)
- ↑ تفسیر نمونه به نقل از تفسیر مجمع البیان ، ج ۳/۲۵
- ↑ قصص / ۷۷ - ۷۶
- ↑ پیشین
- ↑ پیشین
- ↑ نهج البلاغه ، کلمات قصار، ص ۱۱۷۵، فیض الاسلام ۵ همان خطبه ۸۱، ص ۱۸۱
- ↑ معانی الاخبار، وسایل الشیعه ، ج ۱ ص ۶۷ همین حدیث را از مام صادق (علیه السلام ) نقل کرده است
- ↑ قصص آیه ۷۷
- ↑ قصص آیه / ۷۷
- ↑ سروه قصص / ۷۸. قارون گفت این ثروت را به وسیله علمی که دارم به دست آرودم . این چه علمی بوده ؟ از آیه نمیتوان به روسنی فهمید آیا علم کیمیا بوده یا علم تجارت ، کشاورزی ، صنعت یا علم خاصی یا از ثروت فرعون همه این احتمالات هست چنانکه بعضی مفسران فرمودهاند. چون مفهوم علم بسیار گسترده است همه این معانی را در بر میگیرد، علم کیمیا علمی است که بوسیله آن یم توا مس را تبدیل به طلا نمود
- ↑ در روایت دیگری آمده است که زن بدکاره گفت : وای بر من ، من هر کار خلافی مرتکب شدهام اما حاضر نیستم تهمت به پیامبر خدا بزنم و سپس دو کیسه پولی را که به او داده بودند، نشان داد و توطئه آنانرا به ملا ساخت
- ↑ سوره قصص ۸۱ - با استفاده از تفسیر مجمع البیان ، المیزان و نمونه
- ↑ پیشین
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۳/۲۹
- ↑ همان ماءخذ
- ↑ توبه / ۳۴
- ↑ مجمع البیان ج ۳ ص ۲۶ سوره توبه
- ↑ سوره ماعون ، آیه ۳ تا ۷
- ↑ در روایتی از امام صادق (علیه السلام ) میخوانیم : ماعون و امی و یا متاع زندگی است که به عنوان قرض یا عاریه و در اختیار هماسهها قرار میگیرد، پس کسانی که میتوانند وام بدهند و یا لوازم زندگی ، به طور عاریه در اختیار نزدیکان بگذارند و منع کنند، وای بر آنها (که مستحق غذاب آخرتند)
- ↑ المیزان ، ج ۲۰ / ۵۲۰
- ↑ سوره نساء آیه ۵
- ↑ شیخ مفید از علمای مشهور امامیه میباشد که در علم حدیث و فقیه و کلام سرآمد و برتر اهل زمانش بوده است نامش محمد، کنیه اش ابوعبدالله ، ملقب به مفید. ابن شهر آشوب : این لقب را حضرت ولی عصر سلام (علیه السلام ) علیه بوی عطا فرموده است . (سفینة البحار فید)
- ↑ سوره توبه / ۱۰۳
- ↑ مقنعه / ۲۵۲
- ↑ بقره / ۳
- ↑ نمل / ۳
- ↑ سفینة البحار (صدق )
- ↑ نهج الفصاحفه حدیث ۱۴۱۹، ص ۲۹۸
- ↑ نهج الفصاحه ص ۴۶۷ حدیث ۲۲۰۲
- ↑ تفسیر نمونه ، ج ۲۳ / ۵۰۸
- ↑ نهج البلاغه فیض / ۱۰۱۷
- ↑ در سفری که با جمعی از اساتید حوزه علمیه قم و ائمه محترم جمعه با دعوت دفتر ریاست جمهوری به شهرستان یزد داشتیم مصداق بارز فرمایش امیرالمؤ منین (علیه السلام ) را در محلی بنام چادرملو در ۱۸۰ کیلومتری شمال شرقی شهرستان یزد دیدم در حاشیه کویر دارای آب و هوای خشک کویری در سردترین موقع سال به ۱۶ درجه زیر صفر و در گرمترین روزها به ۴۵ درجه بالای صفر میرسد، دیدن آنجا انسان را به یاد آیه شریفه واد غیر ذی زرع میانداخت با سرمایه گذاری عظیمی که دولت در آنجا کرده سالانه ۱/۵ میلیون تن پودر سنگ آهن از این مجتمع معدنی و صنعتی استحصال میکند که در ذوب آهن و فولاد مبارکه اصفهان تبدیل به شاخههای مختلف آهن میشود و در آنجا انسان و حیوانی دیده نمیشود جز مهندسین و کارگران سخت کوش ، معدن چادر ملو با ذخیره حدود ۴۰۰ میلیون تن سنگ آهن یکی از نعمتهای الهی و بزرگترین معادن سنگ آهن کشور میباشد
- ↑ نهج البلاغه / ۱۰۱۷
- ↑ سوره نساء / ۵
- ↑ فرقان / ۶۷
- ↑ تفسیر نمونه ، ج ۲۷/۳۲۰
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۳ / ۱۴۲
- ↑ همان ماءخذ
- ↑ بحارالانوار ج ۷۳ ص ۱۴۲
- ↑ تویحد صدوق نقل از نورالثقلین
- ↑ بحارالانوار ج ۷۳/۱۴۲
- ↑ فهرست موضوعی غررالحکم ص ۲۹۸
- ↑ سوره بقره / ۱۸۰
- ↑ سوره حشر، آیه ۶
- ↑ سوره حشر، آیه ۶
- ↑ افاء الضلل رجع الفئی ، الغیمة . (المنجد) فی ء بر وزن شی ء به معنی بازگشت
- ↑ سوره حشر، آیه ۷
- ↑ تکنولوژی : ابزار، ماشین آلات ، مطالعه اینگونه فنون و تکنیک ، مجموعه روشهای منظمی که بر شناخت علمی مبتنی است
- ↑ سیستم : روشن طریقه ،، قاعده و نظم مثلا مانند سیستم اداره مملکت (فرهنگ فشرده فشرئخ تاءلیف دکتر مهشید مشیری )
- ↑ تفاوت بین علم اقتصاد و سیستم اقتصاد این است که علم اقتصاد، عبارت از علمی است که به بیان حیات اقتصادی ، پدیدهها و جلوههای آن میپردازد و ارتباط آنها را با اسباب و عواملی که حاکم بر زندگی اقتصادی و پدیدههای آن است روشن میسازد. سیستم اقتصادی عبارت است از اسلوبی است که جامعه آن را در اداره امور مملکت نسبت به دیگر سیستمها ترجیح میدهد. و اما المذهب الاقتصادی المجتمع فهو: عبارة عن الطریقه التی یفضل المجتمع اتباعها فی حیاته الاقتصادیه (شهید آیت الله صدر - اقتصاد نا ص ۲۹)
- ↑ گاهی دولت به خاطر مصالح عمومی با مصرف بعضی از کالاها مانند مواد مخدر مبارزه میکند که این امر با اصل قانون آزادی مطلق نظام سرمایه داری در تضاد است مگر به طور قانونی بر قانون استثناء وارد کنند
- ↑ بررسی مطالعات وزارت کشاورزی آمریکا نشان میدهد / ۱۱ میلیون / آمریکایی در این کشور گرسنهاند و از این تعداد دو میلیون نفر، با بی غذایی شدیددست و پنجه نرم میکنند تا آنجا که به نوشته روزنامه (یواس آنودی ) ۶۰۰ هزار بی خانمان را جزء افراد گرسنه محسوب نکرده ، طبق این گزارش ۸۸ در صد از ۱۰۰ میلیون خانوار آمریکایی از غذای کافی برخودارند ۸ درصد قادر به تهیه غذای سالم و مقوی نیستند و ۴ درصد بقیه بیشتر اوقات سال را گرسنگی میکشند این روزنامه در ادامه مینویسد آمریکاییها ۲۷ درصد غذای خود را حیف و میل میکنند. این اسراف معادل حدود نیم کیلوگرم به ازای مرد، زن یا بچه است . در همین حال مخارج جمع آوری و دور ریزی مواد خوراکی سالانه برای شهرداریها چند میلیارد تمام میشود (ضمیمه روزنامه اطلاعات پنج شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۷۶ - ۱۵ جمادی الاول ۱۴۱۸ ق ) بنابراین در این کشور سرمایه داری که سنگ افراد را به سینه میزنند میلیونها افراد گرسنه وجود دارد
- ↑ اقتصاد نا، ص ۲۷۲
- ↑ اقتصاد نا، ص ۲۷۳
- ↑ یک مقام بلند پایه بهداشتی امریکا گفت : خسونت در این کشور سالانه حدود پنجاه هزار قربانی میگیرد، به گزارش خبرگزاری فرانسه جوسلین الرزوبازرس کل در امور بهداشتی در سخنانی در پارلمان آمریکا گفت : هزینه صرف شده برای قربانیان خشونت در سال ۱۹۹۲ به ۵/۱۳ میلیارد دلار میرسد. وی گفت : تنها هزینه صرف شده برای جراحتهای ناشی از سلاحهای گرم سالانه به حدود سه میلیون دلار میرسد بازرسی کل در امور بهداشتی ابراز تاءسف کرد از اینکه پیدا کردن یک اسلحه گرم برای یک نوجوان بسیار آسان تر از پیدا کردن یک دوست صادق با یک معلم خوب و یا یک مدرسه خوب است . جوسلین الزرو گفت میزان مرگ و میر ناشی از خشونتها بیش از میزان مرگ و میر ناشی از ابتلا به بیماری ایدز است ، وی افزود: علل اصلی این خشونتها، فقر، آسان بدست آوردن اسلحه و مواد مخدر دانست . که همه اینها نتیجه آزادی مطلق است . جوسلین الزرو: تلویزیون و رسانههای گروهی را مشمول ازایش خشونتها در امریکا میداند. وی گفت : رسانههای جمعی یاد میدهند که تنها راه حل اختلافها مشکلات ، اعمال خشونت است (تهران واحد مرکزی خیر) بر اثر این خشونتهای مرگبار است که جامعه آمریکا گورستان ارزشهای انسانی شده است و تمام این بدبختیها از همان مکتب آزاد بی قید و شرط نشاءت گرفته است که مکتب کاپیتالستی امریکا برای ملت آمریکا ارمغان آورده است
- ↑ روزنامه جمهوری اسلامی مورخ ۱۲ مهر ۱۳۷۶ اول جمادی الثانی ۱۴۱۸
- ↑ آزادی دو نوع است : آزادی طبیعی و اجتماعی : آزادی طبعی آن است که از طریق طبیعت به موجودات علی الخصوص به انسان داده شده است . آزادی اجتماعی آن نوع آزادی است که اجتماع آن را به افراد میدهد و روش اجتماع را برای افراد خویش ضمانت میکند و طبیعتا هر یک از دو آزادی تابع شرایط خاص خود میباشد
- ↑ این مبحث از کتاب اقتصاد ناو ترجمه آن اقتباس شده است
- ↑ سیستم حکومتی است که تمام فعالیتهای اقتصادی و تولیدی و تجارت داخلی و جارجی آن در ددست بخش خصوصی است . فرهنگ فسشرده
- ↑ پیشین
- ↑ تفسیر نمونه ، ج ۹، ص ۲۰۶
- ↑ سوره بقره آیه ۲۵۵
- ↑ سروه همزه / ۲
- ↑ سوره تکاثر ۲-۱
- ↑ یکی از حوادث اقتصادی که زیر پوشش قانون تاءمین اجتماعی قرار میگیرد، مرگ نان آور خانه است که طبعا بچههای خردسال ، بیوهها، ولدین سالخورده متوفی باید با تاءمین اجتماعی اداره شوند
- ↑ زا امام صادق (علیه السلام ) نقل شده که فرموده : ان الله تبارک الله و تعالی اشرک بین الاغنیا و الفقراء فلیس لهم ان یصرفوا الی غیر شرکائهم : همانا خدای تعالی دارا و ندار را شریک در امول قرار داده ، پیش برای اغنیا جایز نیست "(بی اجازه ) شرکائشان اموال را جابجا کنند. (وسایل الشیعه ، ج ۶ کتاب الزککاة ابواب المستحقین ، باب ۴، حدیث ۴
- ↑ نهج الفصاحه ، ترجمه ابوالقاسم پاینده ، ص ۴۷۹، حدیث ۲۲۶۲
- ↑ همان ماخذ، ص ۵۹۲، حدیث ۲۸۹۱
- ↑ اقتصاد ما، ص ۲۹۱
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۷۴
- ↑ اقتصاد ما، ج ۲، ترجمه اسپهدی ، ص ۲۹۱
- ↑ سوره انعام آیه ۱۴۱
- ↑ سوره نساء آیه ۸
- ↑ سورة ماعون آیه ۶ و ۷
- ↑ سوره نور آیه ۳۲
- ↑ جامعه توحیدی اسلام و عدالت اجتماعی تاءلیف مصطفی السباعی ترجمعه سید محمد حیدری ، ص ۱۵۳، و ۱۴۶
- ↑ اقتصادنا، ج ۲ ص ۲۹۳
- ↑ تحف العقول ، ص ۲۴۲
- ↑ اقتصاد ما، ج ۲ ص ۱۰ -۹
- ↑ اقتصاد ما ج ۲ / ۱۰-۹
- ↑ نهج البلاغه فیض الاسلام ، ص ۱۰۱۹، تحف العقول ، ص ۱۳۶
- ↑ نهج اللاغهه (موسسه نهج البلاغه ) ص ۳۷۷
- ↑ مرشیخ مکفوف کبیر یسئل فقال امیرالمؤ منین (علیه السلام ) ماهذا؟ قالوا یا امیرالمؤ منین نصراین فقال امیر المؤ منین : استعملتموه حتی اذا کبر و عجز منعتموه ؟ انفقوا علیه من بیت المال (وسائل الشیعه ، ج ۱۱، ص ۴۹
- ↑ در اینکه خداوند اسنان را گرامی داشته از آیه شریفه به خوبی فهمیده میشود اما چرا و به چه چیزی انسان گرامی شده و گل سرسبد موجودات گردیده بیان نشده است ، مفسرین نظرهای مختلفی ابراز داشتهاند که مالا مغایرتی با هم ندارد. بعضی گفتهاند به خاطر نیروی عقل است و نطق و آزادی در عمل و استعدادهای مختلفی که در هر زمینه میتواند شکوفایی آنها شخصیت انسان را ممتاز گرداند، بعضی گفتهاند به لحاظ سلطه فکری و علمی ، بر تمام موجودات عالم برتی پیدا کرده است . به هر حال روشن است که خداوند متعال مواهبی و امتیازاتی به انسان عطا فرموه است
- ↑ سوره عنکبوت / ۲
- ↑ نهج البلاغه ، خطبه ۱۵۵، (فیض الاسلام )
- ↑ احدنام کوهی است در شمال مدینه که در آنجا جنگی به همین نام بین مسلمین و کفار قریش در اوایل ماه شوال سال سوم هجرت واقع شد
- ↑ عدم ارتداد آنها برای این است که شراب ، رشوه و ربا را حلال نمیدانند تا منکر یکی از ضروریات دین شده باشند بلکه از راه اشتباه و مغلطه کاری شراب را آب انگور و رشوه را ارمغان و ربا را سود معامله میپندارند، غفلت آنها از این است که بدون تحقیق مرتکب گناه بزرگ شوند و به دام بلاء گرفتار گردند
- ↑ سفینة البحار، ج ۲ / ۳۴۵ (فتن )
- ↑ کلمات قصار ۵۵ در نهج البلاغه
- ↑ سوره عنکبوت / ۳
- ↑ نهج البلاغه ، خطبه ۱۶
- ↑ سوره انفال / ۲۸
- ↑ نهج البلاغه خطبه ۱۵۵
- ↑ سوره آل عمران / ۱۵۴
- ↑ سوره : و القلم / ۱۷
- ↑ تفسیر مجمع البیان ، ج ۵ / ۳۳۶ نفسیر المیزان ، ج ۱۹ / ۳۷۳ نمونه ، ج ۲۴/۳۹۳
- ↑ سوره قلم / ۲۸ تفسیر مجمع البیان و نمونه . مردی از ابن عباس (صلی الله علیه وآله ) از معنی اوسطهم سؤ ال کرد که مقود متوسط بودن از نط سن میباشد؟ در پاسخ گفت نه اتو در میان برادران از جهت سن از همه کوچکتر بود ولی از نظر عقل بزرگر از همه بود. اوسط القوم ، یعنی بهترین قوم همانطور که در حدیث آمده شما ای امت محمد (صلی الله علیه وآله ) کوچکترین قوم و بهترین امتها هستید آیه شریفه و کذلک جعلناکم امة وسطا به معنی امتی که در حد اعتدال و نیکی اندیشی است میباشد. (بحارالانوار، ج ۹۳/۱۰۱) در حدیث مجمع البحرین میخوانیم : خیرالامنور اوسطها یععنی بهترین و معدلترین آنها است (وسط) در مفردات راغب آمده : یعنی آنچه از افراط و تفریط مصون باشد
- ↑ سوره قلم / ۳۱
- ↑ سوره قلم / ۳۳
- ↑ سوره انعام / ۱۴۱. حصاد و حصاد بفتح و کسر : درو کردن حصد الزرع یعنی زراعت را درو کرد در المنجد آمده است من زرع الشر حصد الندامة هر کس بدی بکارد پشیمانی درو میکند
- ↑ تفسیر نور الثقلین ، ج ۵، ص ۳۹۵ بنقل تفسیر نمونه
- ↑ سوره قلم آیات ۱۷ تا ۱۹
- ↑ تفسیر المیزان ، ج ۲ / ۳۷
- ↑ سفینة البحار، ج ۳، ص ۱۲۵ چاپ دار الاسوه اداره اوقاف و شوون الخیریه
- ↑ اصول کافی ، ج ۴ ص ۸۱
- ↑ یعنی وصله روی پارگی لباس دوختن و یا وصله روی میزد
- ↑ گلستان سعدی باب دوم حکایت ۲۷
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۱۹
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۱۲۵
- ↑ غرر الحکم ج ۲/۲۶۴







