فرهنگ مصادیق:فهم حدیث
در این درس، موانعی را که از فهم درست حدیث پیشگیری میکند برمی شمریم؛ موانع پیشگیرنده از تأثیر آنچه در مرحله پیشین به دست آمده است.
به عبارت دیگر، فهم درست حدیث در گرو به دست آوردن تواناییهای برشمرده در درسهای پیشین و پیراستن ذهن از موانع شمرده شده در این دو درس و نیز برخی موانع دیگر است. این موانع میتواند به راحتی همه زمینهها و قابلیتهای گرد آمده در سیر فهم حدیث را خنثی و ما را از دستیابی به فهم درست حدیث محروم کند.
بر این اساس، ما به برخی از این موانع در دو بخش اشاره میکنیم، اما به هیچ وجه آنها را به آنچه برشمردهایم منحصر نمیسازیم و بحث بیشتر را به درس آسیب شناسی حدیث در مقطع کارشناسی ارشد وامی نهیم.
بخش نخست، برخی موانع مربوط به متن است و در مرحله اول فهم حدیث، یعنی فهم متن اتفاق میافتد و بخش دوم، مربوط به مرحله دوم فهم حدیث، یعنی فهم مقصود گوینده حدیث است. ما میتوانیم برخی موانع موجود را مربوط به پژوهشگر و چگونگی تعامل او با حدیث بدانیم، اما به دلیل اختصار، سادهتر کردن بحث و تناسب کلی با دو مرحله اصلی فهم حدیث، موانع را در همان دو دسته برمیشمریم. خاطر نشان میشود که موانع برشمرده به همه مراحل جزئی فهم حدیث ناظر نیست و برای نمونه، بیتوجهی به احادیث معارض، که یکی از بزرگترین موانع فهم حدیث است، در اینجا نمونهای ندارد و به همان نمونههای آورده شده در درس مربوط، اکتفا کردهایم. تأکید میکنیم که آنچه در پی میآید، تنها نمونهها و موانعی معدود و نه همه آنها است.
تصحیف و تحریف
تصحیف و دگرگونی اشتباهی یا عمدی متن سخن و نوشته ، همواره در جریان نقل حدیث، اتفاق افتاده است. این تغییرها، مخلّ به معنا بوده و مانع از فهم درست متن شدهاند. تصحیف را به دو گونه نوشتاری و شنیداری تقسیم کرده و برای هر یک، مثالهایی میآوریم.
تصحیف نوشتاری
تصحیفهای نوشتاری به هنگام کتابت متون و نسخهبرداری از آنها پیش میآید و علل آن فراوان است؛ مانند خوانا ننوشتن ناسخان و کاتبان، درست ننهادن نقطهها و دندانهها، بدی خط و دوات و کاغذ، یا نادرست خواندن متن اصلی به هنگام نسخهبرداری. گفتنی است گاه متن دو نسخه و یا بیشتر را میتوان درست دانست و گاه تنها متن یک نسخه صحیح است و متن نسخه دیگر اشتباه فاحشی از سوی کاتب است و مقبول نیست.
یک.
در روایتی آمده است: کانَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله یَسْتَحِبُّ الْعَسَلَ یَوْمَ الْجُمُعَه.
نگاه ابتدایی به این روایت، ما را به سوی احادیث طبی میبرد. اگر به متن اصلی دست نیابیم، بسی محتمل است ساعتها وقت خود را برای یافتن رابطه میان خوردن عسل و روز جمعه از دست بدهیم و حاصلی به دست نیاوریم، در حالی که یافتن متن درست حدیث، ما را به مفهوم اصلی آن میرساند. در این روایت، واژه (عَسَل) تصحیفی از (غُسْل) است؛ در این صورت، روایت دلالتی بر استحباب خوردن عسل در روز جمعه ندارد و از جرگه روایات طبی بیرون آمده و در کنار انبوه احادیثی قرار میگیرد که نظافت وغسل را در روز جمعه مستحب مؤکد میدانند.
دو.
از امام صادق علیه السلام نقل شده است : اَلزّیارَه تثبتُ الْمَوَدَّه.[۱] نقل جامع الأحادیث چنین است: اَلزّیارَه تُنْبِتُ الْمَوَدَّه. [۲] همانگونه که مشاهده میشود، نقصان دو نقطه، معنای حدیث را تغییر داده است. بر اساس نسخه نخست، دیدار دوست، مایه دوام دوستی است و بر پایه







