فرهنگ مصادیق:ایمان به کتاب‌های آسمانی - پایگاه اطلاع رسانی اصلاح

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
ایمان به کتاب‌های آسمانی - پایگاه اطلاع رسانی اصلاح

نویسنده: سرویس دین و دعوت پایگاه اطلاع‌رسانی اصلاح

مفهوم ایمان به کتب

در اصطلاح شرع ایمان به کتب آسمانی به این معنی است که ایمان و باور داشته باشیم به تمامی کتاب‌هایی که از طرف خدا بر پیامبرانش نازل شده‌اند و آن‌هارا رحمتی از طرف خدا دانسته که وسیلهٔ هدایت انسان‌هاو مایهٔ سعادت دنیا و آخرت‌شان می‌باشند؛[۱] حال چه کتاب‌هایی که مستقیماً از آن‌ها در قرآن اسم برده شده و چه آن‌ها که نام‌شان ذکر نگردیده است، بلکه شامل تمامی انواع وحی لفظی یا نوشته، که بر هر کدام بر پیامبرانش برای ابلاغ به مردم نازل شده‌اند، می‌گردد؛ حال تفاوتی ندارد که این وحی یک یا چند آیه ، زیاد یا کم، مدون یا غیر مدوّن باشد.[۲]
کتاب‌های آسمانی که در قرآن نام‌شان ذکر گردیده عبارتند از: «قرآن» که بر محمد(ص)، «تورات» بر موسی(ع)، «انجیل» بر عیسی(ع)، «زبور» بر داوود(ع) و «صحف» بر ابراهیم(ع) نازل شده‌اند.[۳]
ایمان به کتاب‌های فوق بدین معنی است که:
۱) باور داشته باشیم که کتاب‌های مذکور هر کدام از طرف خداوند بر پیامبری از پیامبرانش نازل شده‌اند و ساخته و پرداختهٔ دست آنان نبوده‌اند.
قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ[۴] یعنی: بگوييد ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهيم و اسماعیل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل آمده و به آنچه به موسى و عيسى داده شده و به آنچه به همه پيامبران از سوى پروردگارشان داده شده ايمان آورده‏ ايم ميان هيچ يك از ايشان فرق نمى‏ گذاريم و در برابر او تسليم هستيم.
۲) تصدیق محتوا و مضامین آن‌ها مادامی که تحریف و دست‌کاری نشده باشند.
۳) با میل و علاقهٔ قلبی به کتابی که منسوخ نشده، عمل کنی، چه هدف و حکمت آن را درک کرده باشی و چه نفهمیده باشی.

ضرورت ایمان به کتب آسمانی

ایمان به کتاب‌های آسمانی یکی از پایه‌های ایمان محسوب شده و مفهوم ایمان بدون باور به تمامی کتاب‌هایی که از طرف خدا نازل شده‌اند، کامل نمی‌شود. نص صریح آیات و احادیث پیامبر(ص) بر اهمیت ایمان به کتب آسمانی دلالت دارند.[۵]
خداوند متعال در قرآن کریم از ایمان پیامبر(ص) و مؤمنان به کتب آسمانی ما را آگاه می‌کند و می‌فرماید:
آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ ... .[۶]یعنی: فرستادهٔ (خدا، محمد) معتقد است بدان‌چه از سوی پروردگارش بر او نازل شده است (و شکی در سالت آسمانی خودش ندارد) و مؤمنان (نیز) بدان باور دارند. همگی به خدا و فرشتگان او و به کتاب‌های وی و پیغمبرانش ایمان دارند... .
هم‌چنین در سورهٔ نساء آیهٔ ۱۳۶ منکران کتاب‌های آسمانی را کافر می‌داند[۷] و می‌فرماید:
... وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا[۸] یعنی و هر كس به خدا و فرشتگان او و كتابها و پيامبرانش و روز بازپسين كفر ورزد در حقيقت دچار گمراهى دور و درازى شده است.
پیامبر بزرگ اسلام(ص) نیز در حدیثی به نقل از عمر ابن خطاب(رض) در پاسخ جبرئیل که از او در مورد ایمان پرسید، چنین جواب داد:
«ألایمانُ أنْ تُؤمن بالله و ملائکتِهِ و کتبِهِ و رسله و الیومِ الآخرِ والقدر کله خیره وشره»[۹]یعنی: «ایمان این است که به خداوند، ملائکه، کتاب‌های آسمانی، پیامبران، روز آخرت و تقدیر تمامی خیر و شر باور داشته باشی.»

کُتُب آسمانی و ماهیت آن‌ها

حال هر یک از کتب آسمانی موجود را به صورت مستقل، مورد بررسی مختصری قرار خواهیم داد.

تورات

تعریف تورات

لفظ (توراه) از الفاظ عبری است که وارد زبان عربی شده است و از کلمهٔ «تورا» که به معنی قانون و شریعت است، گرفته شده است. توراتی که بر موسی(ع) نازل شد، کتابی بود که برای هدایت مردم و خوش‌بختی دنیا و آخرتشان از طرف خداوند فرستاده شده بود.
محتوا و مضامین این کتاب متناسب با نیازها و درد و مشکلات جامعهٔ آن روز بود.تا موسی(ع) به عنوان پیامبر خدا به دعوت مردم به آن مفاهیم بپردازد و درون و برونشان را از دردهایی که به آن مبتلا بودند، پاک سازد و جامعه‌ای بر اساس توحید بنیاد نهد و آنان را طوری تربیت کند که برای زندگی پس از مرگ و دیدار خداوند متعال آمادگی لازم و کافی را کسب نمایند. بر همین اساس موسی(ع) و یارانش خصوصاً هارون، برادرش، در این راه زحمت زیادی را متحمل شدند و آزارهای زیادی را از دست مخالفان دین خدا چشیدند.
متأسفانه در زمان موسی(ع) هیچ کس اقدام به مکتوب نمودن تورات ننموده و همین امر راه را باز کرد تا با توجه به ضعف‌های انسانی از جمله دو صفت اساسی «جهل» و «هوی»، سهواً یا عمداً، دقیقاً آن توراتی که از طرف خدا نازل گردیده ثبت نشده است، بلکه نظرات نویسندگان در آن دخیل شده و از مرتبهٔ الهی و قدسی بودن، به کتابی که خواسته‌های نفسانی یا جاهلانهٔ انسان در تدوین آن دست داشت،تنزل کرد.

اسفار تورات

حاصل نوشته‌های فوق توراتی است مشتمل بر پنج «سِفْر» که عبارتند از:[۱۰]
۱) سِفْر تکوین: این سِفْر از آفرینش جهان و پیدایش انسان و طوفان نوح(ع) و تولد ابراهیم(ع) تا مرگ یوسف(ع) بحث می‌کند.
۲) سِفْر خروج: این سِفْر از زندگی بنی اسرائیل در مصر، از زمان یعقوب(ع) تا رفتن‌شان به سرزمین کنعان با موسی و یوشع فرزند نون، بحث می‌نماید.
۳) سِفْر لاویین: این سِفْر منسوب به «لاوی» پسر یعقوب است و از طهارت، نجاست، اهدای قربانی، نذر و بزرگ‌داشت هارون و فرزندانش و ... سخن گفته است.
۴) سِفْر عدد: این سِفْر قبایل، افراد و چهارپایان بنی اسرائیل را از زمان یعقوب برمی‌شمارد.
۵) سِفْر تثنیه: در این سِفْر احکام، عبادات، سیاست، اجتماع، اقتصاد و سه سخنرانی موسی(ع) و انتخاب «یوشع بن نون به عنوان جانشین موسی سخن به میان آمده و با بیان خبر وفات موسی و دفن او در کوه‌های «موآب» پایان یافته است.

تحریف تورات

هر شخص عاقل و منصفی تورات امروزی را بری می‌داند از آن‌چه که از طرف خدا نازل شده است؛ چرا که در تورات امروزی موارد زیادی وجود دارد که نشان از دست‌کاری و تحریف آن از طرف انسان می‌باشد.[۱۱] از جمله:
۱- تغییر، دگرگونی و نابودی بخش‌هایی از تورات؛از زمان پیامبر خدا سلیمان(ع) (۹۴۵ قبل از میلاد) تا سال ۶۱۳ میلادی، تورات ۷ بار دچار دست‌کاری شده و محتوای آن تغییر یافت؛ که این امر باعث از بین رفتن یا اضافه نمودن بسیاری از موضوعات گردیده است.
۲- عدم ارتباط عقاید باطل موجود در تورات با تعالیم سایر پیامبران.
۳- نقص روا داشتن بر پروردگار و تشبیه او به مخلوقات؛ برای مثال در تورات آمده است که:
«یک شب کامل خداوند با یعقوب (ع) در آویخت و کشتی گرفت و حضرت یعقوب او را بر زمین زد.»
«خداوند هنگامی‌که گناه‌کاری‌های انسان را دید، از آفرینش او پشیمان شد و گریه کرد تا دچار چشم درد شد و ملایکه به عیادت او آمدند.»
۴- دشنام دادن به انبیا و سرزنش آن‌ها؛ از جمله در این رابطه در تورات آمده است:
«همانا هارون [پیامبر خدا(ع)]مجسمهٔ گوساله‌ای را از طلا ساخت و هم‌راه بنی اسرائیل آن را پرستش کرد.»
«همانا لوط [پیامبر خدا(ع)] شراب خورد تا مست شد. سپس برخاست و با یکایک دخترانش زنا کرد.»
«سلیمان [پیامبر خدا(ع)] در آخر عمرش مرتد شد و بتها را بندگی کرد و معابدی را بر آنان بنا نهاد.»[۱۲]
۵- در بر دارندهٔ اغراق و زیاده‌روی و غیر ممکنات و متناقضات.
۶- مغایرت تورات با حقایق ثابت و یقینی علم جدید؛ از جمله کتاب‌هایی که در این موضوع سخن گفته‌اند دو کتاب به نام‌های «اصل الانسان» و «التوراه و الانجیل و القرآن و العلم»[۱۳]از دانشمند فرانسوی -موریس بوکای- هستند، که در این دو کتاب اشتباهات علمی موجود در تورات و انجیل را بیان نموده و در همان حال،عدم تعارض قرآن با علم جدید و حقایق یقینی آن را اثبات و به اکتشافاتی در علم جدید اشاره نموده، که قرآن در ۱۴۰۰ پیش به آن اشاره کرده است.

انجیل

انجیل کتاب بزرگی است که خداوند بر عیسی(ع) نازل کرد تا کامل کنندهٔ تورات و تأیید کنندهٔ آن باشد. در بیشتر مسائل با آن مشترک است و هم‌چونتورات انسان را به راه مستقیم هدایت کرده و راه حق را از باطل جدا می‌کند. انسان را از بندگی غیر خدا، به بندگی خدا دعوت می‌نماید.
این بار نیز متأسفانه -هم‌چون تورات- در زمان عیسی(ع)، این کتاب آسمانی مکتوب نشده و تنها به صورت شفاهی و دهان به دهان نقل گردید. همین امر باز زمینه را فراهم کرد، تا برخی سهواً یا عمداً به دخل و تصرف و حذف و اضافات در آن بپردازند. تحریف انجیل و تورات نیز در این صورت بسیار طبیعی است، چرا که انسان اولاًفراموش‌کار است و پس از مدتی هر چند اندک قادر به حفظ دقیق یک مطلب نبوده و آن موضوع در حافظه ماندگار نخواهد بود. ثانیاًبا گذشت زمان و دور شدن از دوران پیامبر وقت، احتمال ضعف ایمان یاران همان پیامبر و معتقدان به آن کتاب وجود دارد، تا با تبعیت از هوای نفس خویش آن چه را مطابق میل آنان نبود، حذف و آن‌چه را که می‌خواهند بدان اضافه کنند. ثالثاًاگر این کتابت در زمان همان پیامبر انجام می‌شد، راه بر بدخواهان بسته می‌شد و نمی‌توانستند آن‌چه را که عمداً می‌خواهند به آن اضافه نموده یا از آن حذف نمایند، به انجام برسانند چرا که سخن پیامبر که خود میان آنان حضور دارد برای همگان حجت بود... . اما فوت آن پیامبر، راه را بر اختلاف نظر علما و قد علم کردن دوستان نادان و دشمنان برای حذف و اضافات خواهد گشود.
در نتیجهٔ این دخل و تصرف، بعد از مرگ عیسی(ع) «انجیل»، که به عهد جدید مشهور است با روایت‌های گوناگون از طرف افراد مختلف نوشته شد و در نتیجه انجیل‌های فراوان در بین مسیحیان متداول گردیدند.
پس از چهار قرن کلیسا چهار انجیل را از همه معتبرتر دانست که آن‌ها عبارتند از:[۱۴]
۱. انجیل یوحنا: یوحنا از شاگردان محبوب عیسی(ع) بوده است و لیکن اکثر علمای مسیحی متفقند که انجیل یوحنا توسط او نوشته نشده است، بلکه آن را کتابی تزویری می‌پندارند. برای نمونه مطلب فوق در دائره المعارف انگلیسی که در آن ۵۰۰ عالم مسیحی مشارکت داشته‌اند، بیان شده است.
۲. انجیل مرقس: توسط شخصی به نام یوحنا مشهور به مرقس که جزء یاران دوازده‌گانه محسوب نمی‌شود، نوشته شده است. در اصل یهودی است که مسیحی شده است. برخی از مسیحیان می‌گویند که «بطرس» رئیس حواریون آن را نوشته و به شاگردش مرقس نسبت داده شده است و برخی دیگر می‌گویند مرقس آن را بعد از مرگ «بطرس» و «بولس» نوشته است. در هر حال بر سر کاتب آن اختلاف نظر وجود دارد.
۳. انجیل مَتَّی (متّاوس): که توسط یکی از یاران دوازده‌گانهٔ عیسی(ع) به نام «متی» نوشته شده است. جمهور علمای مسیحی معتقدند که این انجیل به زبان عبری یا سریانی نوشته شده است و لیکن اصل آن مفقود گشته و تنها ترجمهٔ آن به زبان یونانی در دست است و مترجم آن نیز مشخص نیست.
۴. انجیل لوقا: لوقا از شاگردان عیسی(ع) و حتی شاگرد شاگردان او نیز نبوده، بلکه شاگرد «بولس» بوده است. «بولس» نیز شخصی یهودی به اسم «شاؤول» بوده و از بزرگ‌ترین دشمنان مسیحیت به شمار می‌رفته است. ناگهان مدعی می‌شود که عیسی بر او نزول کرده و به او امر کرده است که به تبلیغ مسیحیت بپردازد.
۵. امّا انجیل‌های دیگرینیز از جمله انجیل برنابا وجود دارند که از اعتبار در بین بخشی از مسیحیان برخوردار هستند، ولی کلیسا آنان را به رسمیت نمی‌شناسد. برنابا یکی از یاران دوازده‌گانهٔ عیسی(ع) بوده است. پاپ (گلاسیوس اول) در سال ۴۹۲م مطالعهٔ برخی از کتب از جمله انجیل «برنابا» را ممنوع اعلام کرد و این انجیل هم‌چون رازی پوشیده ماند. تا این‌که در سال ۱۷۰۹م توسط «کریمر» مستشار روسی نسخه‌ای مکتوب از آن به زبان ایتالیایی، پیدا شد و آن را نزد یکی از شخصیت‌های «آمستردام» نگه داشت. آن شخصیت نیز آن را به «برنس أیوجین سافوی» درسال ۱۷۱۳م هدیه داد. سپس این نسخه هم‌راه سایر کتاب‌های کتابخانهٔ «برنس» به کتاب‌خانهٔ سلطنتی در وین در سال ۱۷۳۸م منتقل گردید. اولین کسی که پرده از این نسخه برداشت، راهب انگلیسی «فرامینو» بود که چند رساله‌ای را پیدا کرد که در آن‌ها کارهای «بولس» محکوم شده بود و در آن به انجیل برنابا استناد گردیده بود. حس کنجکاوی او را واداشت که به دنبال آن انجیل بگردد تا این‌که هنگامی که به یکی از نزدیکان پاپ (سکتس پنجم) تبدیل گشت، در کتاب‌خانهٔ پاپ آن را پیدا کرد. آن را مخفی نموده و پنهانی به مطالعهٔ آن پرداخت تا در نهایت اسلام را قبول کرد.
مطالب اساسی که در انجیل برنابا وجود دارد به طور مختصر عبارتند از:
أ.عیسی را بندهٔ خدا و رسول او می‌داند و الوهیت و فرزند خدا بودن او را منکر می‌شود.
ب.بیان می‌کند که قربانی مد نظر ابراهیم فرزند او به نام اسماعیل بوده است.
ج.با صراحت کامل مژدهٔ آمدن محمد(ص) را به عنوان پیامبر خدا می‌دهد.
د.یان می‌کند که مسیح(ع) به صلیب کشیده نشده است بلکه به سوی آسمان برده شده است و شخصی دیگر که خائن به مسحیت بود و همانند مسیح بود به صلیب آویخته شد.
ه.به بسیاری از اصول اعتقادی که مورد اتفاق تمامی ادیان آسمانی است اشاره دارد.
محققان درستی نسبت آن به برنابا را و حواری بودن برنابا را تأئید می‌کنند اگر چه کلیسا آن را تأئید نمی‌کند. دلیل عدم تأئید آن نیز مخالفت انجیل برنابا با دسایس «بولس» و امثال او می‌باشد که کلیسا نیز به آن پایبند بوده و هست.

تحریف انجیل‌ها

در مجموع علماچه مسلمانان و چه مسیحیانی که دست از تعصب برداشته و چه روشنفکران مسیحی که از دام تقلید رهایی یافته‌اند انتقادات متعددی بر این انجیل‌ها دارند و معتقدند هیچ کدام از انجیل‌ها همان انجیلی نیست که از طرف خداوند بر عیسی(ع) نازل شده است و هم‌چنان‌که قبلاً بیان کردیم چون سال‌ها بعد از عیسی(ع) نوشته شده‌اند بسیار بعید است که نوشته‌های موجود همان چیزی باشند، که عیسی(ع) به عنوان کلام الهی برای‌شان بیان کرده است.
از میان علمای مسلمان، شیخ ابن‌تیمیه(رض) در کتاب «الجواب الصحیح لمن بدل دین المسیح» و ابن القیم(رض) در کتاب «هدایه الحیاری فی اجوبه الیهود و النصاری»، شیخ رحمه‌الله الهندی(رض) در کتاب «اظهارالحق»، محمد ابوزهره(رض) در کتاب «محاظرات فی النصرانیه» و از علمای مسیحی که مسلمان شده‌اند، ابراهیم خلیل احمد در کتاب «محاظرات فی مقارنه الادیان» به نقد و بررسی آن پرداخته‌اند و ایرادات و تناقضات فراوانی را در آن یافته‌اند. برای نمونه شیخ رحمه‌الله الهندی در آخر کتابش «اظهار الحق» بیشتر از صد اختلاف در بین انجیل‌ها بیان کرده است.
از جمله ایراداتی که در مورد این کتاب تیتروار می‌توان بیان کرد،عبارتند از:
أ) انجیل‌ها سال‌ها بعد از فوت عیسی(ع) نوشته شده‌اند.
ب) انجیل‌های فراوانی نوشته شدند که هر کدام با دیدگاه خاص نویسنده و محفوظات و شنیده‌های خود به تدوین آن دست زدند. متعدد بودن انجیل‌ها خود بیان‌گر این است که نمی‌توان هیچ کدام را همان انجیل ارسال شده از طرف خدا دانست چرا که هر کدام از آن‌ها دارای بخشی از حقایق و بخشی از دست‌کاری‌های خواسته یا ناخواستهٔ مؤلفانش می‌باشند و تلفیق آن‌ها هم به دلیل این که هر کدام از اناجیل طرف‌داران خاصّی در بین مسیحیان دارند، امکان‌پذیر نیست. همین امر بودکه کلیسا با همهٔ قدرتش باز نتوانست یک انجیل واحد را معرفی نموده و در نهایت چهار انجیل را به رسمیت شناخت. باز برخی دیگر از اناجیل از جمله انجیل «بَرنابا»، که جزء۴ انجیل معرفی شده نیست، دارای اعتبار خاصی در میان برخی از مسیحیان و محافل تحقیق می‌باشد.
ج) اختلافات و تناقض‌های زیادی میان انجیل‌ها وجود دارد.
د) در انجیل‌های چهارگانه علاوه بر نسبت دادن کارهای ناشایست به پیامبران، بر ذات أقدس خداوند نیز نقص روا داشته‌اند.
ه) عقاید باطلی که با سایر کتب آسمانی و عقل انسان سازگار نیست در آن‌ها یافته می‌شوند.
و) برخی از محتوا و متون آن با حقایق علمی یقینی در تضاد و تعارض قرار دارند. هم چنآن‌که قبلاً اشاره کردیم برخی از علما، از جمله «موریس بوکای» در کتابش به تعدادی از آن‌ها اشاره کرده است.
ز) افزون بر موارد فوق، انجیل‌ها، صرف‌نظر از این که تحریف شده‌اند،از هر گونه برنامه و دیدگاه در مورد نظام سیاسی، اجتماعی، اقتصادی یا علمی به دور هستند.

زبور و صحف

زبور به عنوان کتاب داوود (ع) و صحف به عنوان کتاب ابراهیم (ع)شناخته شده‌اند، اما به دلیل این‌که آثاری از آنان موجود نمی‌باشد، جایی برای سخن گفتن و نقد و بررسی آن‌ها وجود ندارد.تنها این که به عنوان دو کتاب آسمانی که از طرف خداوند برای هدایت مردم در زمان داوود (ع) و ابراهیم (ع) نازل شده‌اند، به آنان ایمان داریم. خداوند در قرآن کریم این‌چنین وجود آن‌ها را برای‌مان بیان می‌کند:
... وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا [۱۵] یعنی: ... و دادیم به داوود زبور را.
إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى، صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى[۱۶] یعنی: قطعا در صحيفه ‏هاى گذشته اين [معنى] هست، صحيفه ‏هاى ابراهيم و موسى.

قرآن

قرآن کریم نیز کتابی است که هم‌چون سایر کتب آسمانی بر پیامبر اسلام محمد(ص) برای هدایت و سعادت دنیا و آخرت مردم نازل شد.برای آشنایی بیشتر با قرآن کریم، نگاهی مختصر به شیوهٔ نزول، دریافت، ثبت و ضبط و پخش آن از زمان ارسال آن از طرف خداوند تا زمان حاضر خواهیم پرداخت.

تعریف قرآن

چند قول دربارهٔ معنی قرآن وجود دارد که «سیوطی»آن‌ها را در کتابش، «الاتقان» بیان نموده است. برگزیدهٔ آن‌ها قولی است که مورد قبول و پذیرش امام شافعی(رض) می‌باشد و آن این است که: کلمهٔ قرآن همراه با الف و لام (القرآن) نه مهموز است و نه از کلمهٔ دیگری گرفته شده است، بلکه اسمی است برای کلامی که بر رسول خدا(ص) نازل شده است.
قرآن کلام خداوند است که از طرف او نازل شده و مخلوق و آفریده نشده است، بلکه از طرف خداوند نازل شده و به سوی او برمی‌گردد، و در مصحف‌ها، نوشته شده و در سینه‌ها حفظ گردیده است و با زبان‌ها خوانده و با گوش‌ها شنیده می‌شود.[۱۷]
استاد مصطفی صادق رافعی(رض) در کتابش «اعجاز القرآن» در تعریف قرآن چنین آورده است:
«قرآن الفاظ و کلماتی است که هرگاه شدت یابند هم‌چون امواجِ دریای خروشانند، هرگاه ملایمت نشان دهند به مثابه نسیم حیات‌بخش ابدیند. بعضی از آن‌ها اساس و پایه و نظام و قوام دنیا را نمایان می‌سازند، یعنی دنیا را خاطرنشان می‌نمایند. قسمتی از آن‌ها بهشت و درختان بارور و میوه‌های خوشبوی آن را توصیف می‌کنند و به تعبیری دنیای آخرت را تعریف می‌کنند.زمانی که از کَرَم و بخشش خداوند مژده دهند، چهره‌های در زیر نقاب پوشیده، شادمان و مسرور می‌شوند. اگر از عذاب و عقاب خبر دهند، زبان‌ها از شدت تب و ناراحتی قلب‌ها، فریاد در می‌آورند. الفاظ قرآن دارای چنان معانی و مفاهیمی هستند که بعضی از آن‌ها انسان را از گوارایی آب بیان، سیراب می‌کنند.
برخی دیگر نیز دارای چنان رقت و رأفتی هستند که نسیم بهشت از آن‌ها بوی خوش می‌گیرد. گروهی دیگر(از الفاظ قرآن) دارای چنان نوری هستند که انسان به وسیلهٔ آن‌ها در آینهٔ ایمان و اعتقاد راه امن و امان را می‌بیند. گاهی نیز بر دل‌ها حیات می‌بخشد. زمانی هم از مفاهیم و معانی آن‌ها، عطر و عبیر بر می‌خیزد و نسیم رحمت و شفقت بر آن‌ها می‌وزد و در نتیجه راز این دنیای کوچک را نمایان می‌سازند. هنگامی که الفاظ قرآن از دهن‌ها و زبان‌ها خارج می‌شوند از پلک‌های چشم، اشک می‌ریزد و قلب را از روی خشوع و فروتنی چنان ساکت و بازمی‌دارد گویی جنازه‌ای است که زبان بر آن نوحه‌خوانی می‌کند و حقیقت انسان را برای شخص گناه‌کار به گونه‌ای مجسم می‌کند، که گمان می‌برد او نوعی دیگر از انسان است.
بالاخره الفاظ قرآن، به مانند طبقات ابرهایی هستند که ستون‌های آن به حرکت در می‌آید و حرارت آن برق می‌زند و صدای غرش آن فضا را درهم می‌شکند. در این صورت گویی الفاظ قرآن آسمانند که گناهانِ زمین را در برگرفته و ترس و وحشت از عذاب پروردگار، زمین را فراگرفته است. بی‌گمان آسمان در آن موقع تنها یک بانگ بلند باشد و زمین سفره‌ای باشد و مخلوقات طعمهٔ آن.[۱۸]

نزول قرآن

اولین بار قرآن در سال ۶۱۰ میلادی، زمانی‌که عمر محمد(ص)۴۰ سال و ۶ ماه و ۸ روز قمری بود، در غار حرا توسط فرشتهٔ وحی بر پیامبر اسلام(ص) نازل گردید. امام بخاری از عایشه ام‌المؤمنین روایت کرده است که:[۱۹] جبرئیل سه بار رسول خدا(ص) را در آغوش گرفته و به خود فشرده و هنگامی‌که جبرئیل به او گفته است: بخوان! رسول خدا(ص)پاسخ می‌دهد: خواندن بلد نیستم، تا این‌که جبرئیل برای بار سوم به او می‌گوید:
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ، اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ، الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ، الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ، عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ؛[۲۰] بخوان به نام پروردگارت كه آفريد، انسان را از علق آفريد، بخوان و پروردگار تو كريمترين [كريمان] است، همان كس كه به وسيله قلم آموخت، آنچه را كه انسان نمى‏ دانست [بتدريج به او] آموخت.
و این نزول قرآن در طول مدت ۲۳ سال از حیات مبارک رسول اکرم(ص) ادامه داشته است.

تعداد اجزا، سوره‌ها و آیات قرآن

قرآن کریم دارای ۳۰ جزء مساوی و ۱۱۴ سوره با تعداد آیات متفاوت می‌باشد. بلندترین سورهٔ قرآن، «بقره» با ۲۸۶ آیه و کوچکترین سوره، «کوثر» با ۳ آیه می‌باشد. کل قرآن داری ۶۲۳۶ آیه است.

ترتیب آیات و سوره‌های قرآن

در کتاب «اتقان» تألیف سیوطی در این مورد چنین آمده است: اجماع و نصوص مترادف، بر آن است که ترتیب آیات قرآن توقیفی و به دستور رسول خدا(ص) بوده است و هیچ شک و شبهه‌ای در آن نیست.
«زرشکی» هم در کتاب «البرهان» و ابوجعفربن الزبیر در کتاب «مناسبات» خود، چنین بیان می‌کنند که: ترتیب آیات در سوره‌های قرآن توقیفی و به دستور رسول خدا(ص)صورت گرفته است، در این امر اختلافی میان مسلمانان نیست. «زید» می‌گوید: ما، در حضور رسول خدا(ص) بودیم که قرآن را در تکه‌پاره‌ها جمع‌آوری و می‌نوشتیم.
حدیث دیگری که احمد با سند خوب از عثمان بن ابی العاص روایت کرده، چنین است: در حضور رسول خدا(ص) نشسته بودم ناگاه چند دقیقه‌ای چشمانش به بالا خیره ماند و سپس به خود آمد و گفت: «آتانِی جبرئیلُ فَأَمَرَنِی أَنْ أضَع هذهِ الایه هذا الموضِعَ مِنْ هذهِ السُّوَرهِ» یعنی: «جبرئیل نزد من آمد و مرا دستور داد که این آیه را در این قسمت از این سوره بگذارم.»[۲۱]
نام‌گذاری سوره‌های قرآن نیزهم‌چنان‌که در احادیث نبوی و آثار بزرگان دین ثابت شده است، با دستور رسول خدا بوده است.
برای مثال: «مسلِم» از «ابوهریره» نقل کرده است که پیامبر(ص) فرمود:
«لاَ تَجْعَلُوا بُیوتَکُمْ مَقَابِرَ. إِنَّ الشَّیطَانَ ینْفِرُ مِنَ الْبَیتِ الَّذِی تُقْرَأُ فِیهِ سُورَهُ الْبَقَرَهِ»[۲۲]یعنی: «خانه‌های خود را به گورستان تبدیل نکنید، خانه‌ای که در آن سورهٔ بقره خوانده شود، شیطان از آن فرار می‌کند.»
هدف از آوردن حدیث فوق این بود که متوجه شویم پیامبر(ص) خود اسم سورهٔ بقره را بر زبان آورده است.اما در ترتیب سوره‌های قرآن اختلاف نظر هست؛ بعضی گفته‌اند ترتیب سوره‌ها نیز توقیفی و به دستور و رأی رسول خدا بوده و برخی دیگر گفته‌اند با اجتهاد و رأی صحابهy بوده است.

فهرست منابع

۱. قرآن کریم
۲. احمد بن حنبل، الزهد (مسند احمد)، دار الکتب العلمیه..
۳. البخاری، صحیح بخاری، دارالکتب العلمیه.
۴. انجیل برنابا، مترجم: حیدر قلی خان قزلباش ملقب به سردار کابلی، انتشارات المعی، تهران، چاپ چهارم 1383.
۵. عبدالرحمن حسن حبنکه المیدانی، العقیده الاسلامیه و أسسها، تهران ۱۳۶۴، جاپ دوم، نشر صبا تهران و بیان پاوه.
۶. عمر الاشقر، الرسل و الرسالات.
۷. کلام نسفی
۸. محمد بن ابراهیم الحمد، الیمان بالکتب، تألیف.
۹. محمد الصویانی، مقارنهٔ بین قرآن و تورات.
۱۰. محمد بن عثیمین، رسائل فی العقیده للشیخ.
۱۱. محمدطاهر کردی، تاریخ قرآن، مترجم: محمد صالح سعیدی، انتشارات مسعود (احمدی)، چاپ اول 1370.
۱۲. مسلم بن الحجاج، صجیج مسلم، دارالکتب العلمیه،
۱۳. مصطفی خرمدل، تفسیر نور، چاپ سوم ۱۳۸۱نشر احسان.

پا نویس

  1. رسائل فی العقیده للشیخ محمد بن عثیمین ص23.
  2. عبدالرحمن حسن حبنکه المیدانی، العقیده الاسلامیه و أسسها، تهران 1364، جاپ دوم، نشر صبا تهران و بیان پاوه، ص 537.
  3. برای کسب اطلاع بیشتر در رابطه با علت نزول کتاب‌های آسمانی متعدد به فصل «ایمان به پیامبران» مبحث «علت آمدن پیامبران متعدد» مراجعه شود.
  4. قرآن کریم، سورهٔ بقره، آیهٔ 136.
  5. د. عمر الاشقر، الرسل و الرسالات ص235.
  6. قرآن کریم، سورهٔ بقره، آیهٔ 285. هم‌چنین در آیهٔ زیر مؤمنان را به ایمان به کلیهٔ کتاب‌های آسمانی امر می‌کند و می‌فرماید: «قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَینَا وَمَا أُنزِلَ إِلَی إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ وَیعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِی مُوسَی وَعِیسَی وَمَا أُوتِی النَّبِیونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَینَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ» قرآن کریم، سورهٔ بقره، آیهٔ 136.
  7. محمد ابراهیم الحمد، الایمان بالکتب، اینترنت، ص2.
  8. سوره نساء؛ آیه 136
  9. احمد بن حنبل، الزهد (مسند احمد)، دار الکتب العلمیه، جزء1، حدیث 6، ص84.
  10. در نوشتن اسفار پنج‌گانه از کتاب «مقارنهٔ بین قرآن و تورات از محمد الصویانی» در مراجعه به کتاب «ایمان به کتب» از محمدبن‌ابراهیم‌الحمد استفاده گردیده است.
  11. بد نیست در این‌جا از زبان انجیل تغییر و تحریف تورات را بشنویم: «آن‌وقت شاگردان گفتند ای معلم در کتاب موسی چنین نوشته شده که عهد با اسحاق بسته شده، یسوع آه کشیده جواب داد آن‌چه نوشته شده همین است و لیکن نه موسی نوشته و نه یسوع، بلکه احبار ما نوشته‌اند، آنان‌که نمی‌ترسند از خدای، حق می‌گویم به شما به درستی که هر گاه به کار برید نظر را در سخن فرشته جبرئیل، خواهید دانست خباثت کتبه و فقهای ما را.» انجیل برنابا، مترجم: حیدر قلی خان قزلباش ملقب به سردار کابلی ، انتشارات المعی، تهران، چاپ چهارم 1383، فصل چهل و چهارم، شمارهٔ 1 تا 6، صص 124 و 125.
  12. محمد بن ابراهیم الحمد، «الایمان بالکتب»، به نقل از کتاب «الرسل و الرسالات» از د.عمر الأشقر، صص 104 و 105.
  13. «التوراه و الانجیل و القرآن والعلم» ترجمهٔ عربی «شیخ حسن خالد»، ترجمهٔ فارسی «نسرین حکمی» تحت عنوان «تورات،انجیل، قرآن و علم».
  14. عبدالرحمن حسن حبنکه المیدانی، العقیده الاسلامیه و أسسها، تهران 1364، جاپ دوم، نشر صبا تهران و بیان پاوه، صص 556 تا 576.
  15. قرآن کریم، سورهٔ الاسراء، آیهٔ 55.
  16. قرآن کریم، سورهٔ الاعلی، آیات 18 و 19.
  17. کلام نسفی.
  18. محمدطاهر کردی، تاریخ قرآن، مترجم: محمد صالح سعیدی، انتشارات مسعود (احمدی)، چاپ اول 1370، صص 34و35و36.
  19. البخاری، صحیح بخاری، دارالکتب العلمیه، جزء 9، حدیث 44، ص 733.
  20. قرآن کریم، سورهٔ علق، آیات 1 تا 5.
  21. آیه این است: « إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ»النحل/90 یعنی: «در حقيقت ‏خدا به دادگرى و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مى‏ دهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز مى دارد به شما اندرز مى‏ دهد باشد كه پند گيريد. (و با رعایت اصول سه‌گانهٔ عدل و احسان و ایتاء ذی‌القربی، و مبارزهٔ با انحرافات سه‌گانهٔ فحشاء و منکر و بغی، دنیایی آباد و آرام و خالی از هرگونه بدبختی و تباهی بسازید)...»
  22. مسلم بن الحجاج، صجیج مسلم، دارالکتب العلمیه، کتاب صلاه‌المسافرین و قصرها، جزء 6، حدیث 1774، ص 57.