فرهنگ مصادیق:تکاثر – ویکی فقه

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
تکاثر – ویکی فقه

کلید واژه: اخلاق، تکاثر، تفاخر، زندگی، فرهنگ.

خلاصه بحث از تکاثر

زندگی دنیا و همه امکانات آن از مدت عمرآدمی، مواهب و نعمات خدادادی، نیرو و فکر و ابزارها و تعلیمات و تجربه‌هایی که دراختیار آدمی قرار گرفته است، مزرعه‌ای است برای آخرت و تجارت گاهی است که در صورت معامله صحیح حداقل سود آن دست یابی به نعیم جاودانه بهشت می‌باشد.
براین اساس آیات وحیانی قرآن کریم و تعلیمات قرآنی، مردم را به معرفت یابی هوشیارانه و عاقبت اندیشانه نسبت به دنیا و آنچه درآن است دعوت نموده تا با چنین آگاهی و شناختی زندگی خود را وسیلهٔ فراهم ساختن کمالاتی سازد که از او خواسته شده و به خیر و سعادتی جاودانه رهنمود کند که برای او فراهم شده است و از آنچه مایهٔ بدبختی و بد عاقبتی و سقوط به اسفل السافلین است دوری گزیده و نجات یابد.
قرآن کریم دو نوع فرهنگ و زندگی را پیش روی مخاطبان خود ترسیم نموده است. قرآن کریم، این دو زندگی را در برابر بشریت در پرده هائی زنده چنان مصور می‌سازد که سراسر جان آدمی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و همهٔ قلب را مجذوب حقایق آن می‌سازد.
در این مقاله نشانه هائی از زندگی تکاثری همچون لهو و لعب، فخر فروشی به یکدیگر و نازیدن به فزونی اموال و سایر چیزهائی که سبب ساز تفاخر است مطرح گردیده و چند گزاره اخلاقی از زندگی و فرهنگ تکاثری مورد بررسی قرارگرفته است.

علامات زندگی تکاثری

نشانه‌های زندگی تکاثری:
زندگی تکاثری زندگانی است که آدمی آن را همچون هدفی اصلی در نظر می‌گیرد یعنی یک زندگی کور و حیوانی که تمام تلاش‌های آدمی کسب لذات و تکاثر مالی و مصرف گرائی و تجمل پرستی و زندگی متصف به این صفات است.
قرآن کریم چنین زندگی را اینچنین ترسیم نموده است. (اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ).[۱]
بدانید که زندگی این جهان بازی و سرگرمی و آرایشی و فخرفروشی به یکدیگر و نازیدن به فزونی اموال و فرزندان است.

مراحل مختلف زندگی انسان

انسان در هر مرحله‌ای از مراحل زندگی دنیوی دارای روحیه و گرایشی متفاوت با مرحله قبل و مرحله بعد است.
۱.کودکی: بازی "أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ".[۲]
۲-نوجوانی: لهو- اشتغال به کارهای سرگرم کننده "أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ".[۳]
۳-جوانی: طالب زینت و خود نمائی "أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ".[۴]
۴-میان سالی: تفاخر و فخر فروشی به دیگران "أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ".[۵]
۵-پیری و کهنسالی: تکاثر در اموال و اولاد "اأَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ".[۶]
انسان موجودی فزون طلب، زیاده خواه، حریص بر اموال و فرزندانش در دوران پیری می‌باشد و این امر حکایت از تکاثر طلبی انسان دارد.

خصوصیات زندگی تکاثری

آیات ۳۲ سوره انعام، ۳۸ و ۶۹ سوره توبه، و ۱۰۳ - ۱۰۴ سوره کهف، گرفتاران زندگی تکاثری را اینچنین معرفی نموده‌اند.
بازی خوردگانی که سرگرم بازی دنیا شده‌اند.
دنیا طلبانی که نعمت زودگذر و ناپایدار دنیا را بر نعمت‌های پایدارجهان آخرت ترجیح می‌دهند.
ضرر دیدگانی که در عین زیان دیدن به کارهائی می‌پردازند که سودی برای آنها ندارد.
رسول گرامی اسلام (ص) فریب خوردگان تکاثر طلب دنیا را فاقد عقل و شعور و علم دانسته‌اند. [۷]
و امام علی (ع) تکاثر طلبان تفاخر پیشه را به سوارانی خفته تشبیه نموده که کاروانشان در حرکت است و آنگاه بیدار می‌شوند که تباه شده‌اند و همه چی خود را از دست داده‌اند.[۸]

تفاخر نشانه آشکار متکاثران

تفاخر یکی از نشانه‌های زندگی تکاثری است.
قرآن کریم یکی از نشانه‌های بارز زندگی تکاثری را تفاخر می‌داند (و زینه و تفاخر بینکم) زندگی تجملی و تفاخری که مملو از کبر،اسراف، غرور و نفاق و طغیان گری و حیوان گرائی است، زندگی است که از مسیرحق و عدالت منحرف و از جاده انسانیت و فضیلت به دور و از میانه روی فرا رفته و فناپذیر شده و پژمردگی و تباهی سراسر آن را فرا گرفته است و دلبستگان آن دچار بی خردی، کوری دل و سستی دین و سقوط در ظلمات شده و می‌شوند.

معنای تفاخر

تفاخر به معنی مباهات کردن در اموری مانند مال و مقام[۹].و نیز خود را بزرگ وانمود کردن است. [۱۰]

زمینه پیدایش تفاخر

زمینه‌های تفاخر:
با بررسی ترجمه و تفسیر آیات ۲۰ و ۲۳ سوره حدید، آیه ۱۰سوره هود، آیات.۳۴ و ۳۵ و ۳۷ و ۳۹ و ۴۲ سوره کهف، آیه ۷۶ و ۷۹ سوره قصص، آیات.۵-۱ سوره تکاثر، آیات ۳۶و ۳۸ سوره نساء، آیه۱۸ سوره لقمان، آیه۱۵ سوره فصلت، آیه۵۱ سوره زخرف، و آیات ۳۶ و ۳۸ سوره سبأ، زمینه‌های ایجاد تفاخر مشخص می‌گردد.
۱-بهرمندی از نعمت: (وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ) [۱۱]
۲-بهره مندی از ثروت زیاد: (إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى... لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ...) [۱۲]
۳-جهالت ریشه برتر نمائی: (أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ، حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ)[۱۳]
۴-خود پسندی و عجب: (إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا) [۱۴]
۵-دنیا خواهی: (اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ) [۱۵]
۶-ریا: (وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ) [۱۶][۱۷]
۷-شرک:(وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا...) [۱۸]
۸-بهره مندی از قدرت زیاد: (فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ) [۱۹]
۹-بهره مندی از کثرت فرزند: (وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ) [۲۰]
۱۰-همراهی شیطان با آدمی: (وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا) [۲۱]

انواع تفاخر

انواع تفاخر:
قرآن کریم در آیات متعدد به ذکر انواع تفاخر پرداخته است.
با بررسی ترجمه و تفسیر آیات ۱۰ و ۲۷ سوره هود، آیات ۱۰۵ و ۱۱۱ سوره شعراء، آیات ۳۲ و ۳۴ سوره کهف، آیات ۱ و ۲ سوره تکاثر، آیه ۳۵ سوره سبأ، آیه ۳۵ سوره کهف، آیه۱۵ سوره فصلت، آیات ۷۶ و ۷۹ سوره قصص، آیه ۷۳ سوره مریم، آیه۱۹ سوره توبه، آیه۲۳ سوره حدید، آیه۱۰۱ سوره مؤمنون، و ۲۰۰ سوره بقره، انواع تفاخر مشخص می‌گردد.
۱-تفاخر به اشرافیت: (فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ...) [۲۲]
۲-تفاخر به ملک و باغ: (وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ...) [۲۳]
۳-تفاخر به ثروت: (وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ..)[۲۴]
۴-تفاخر به جمعیت: (أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ، حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ)[۲۵][۲۶]
۵-تفاخر به فرزند: (أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا)[۲۷]
۶-تفاخر به قدرت: (أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ)[۲۸]
۷-تفاخر به گنج‌ها و فلزات ارزشمند: (وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ)[۲۹]
۸-تفاخر به مردگان: (أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ، حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ) [۳۰][۳۱]
۹-تفاخر به موقعیت اجتماعی: (قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقَامًا)[۳۲]
۱۰. تفاخر به نعمت‌های زودگذر: (وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ)[۳۳]
۱۱-تفاخر به نیاکان: (فَإِذَا قَضَيْتُمْ مَنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا)[۳۴]
۱۲-به خدمات اجتماعی: (أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ) [۳۵][۳۶]

نتایج تفاخر

آثار تفاخر:
قرآن کریم آثار شوم و نفرت انگیز تفاخر را نیز در آیات متعدد مطرح نموده است.
با بررسی ترجمه و تفسیر آیات۱ و ۲ سوره تکاثر، آیات۳۶ و ۳۷ سوره نساء، آیات۲۳ و ۲۴ سوره حدید، آیه۷۳ سوره مریم، آیه ۱۸ سوره لقمان، آیات۳۲ و ۳۷ و ۴۲ و ۴۳ سوره کهف، آیات ۷۶ و ۷۹ و ۸۱ سوره قصص، آیات ۳۴ و ۳۵ سوره سبأ، آثار تفاخر در صحنه زندگی فردی و اجتماعی انسان مشخص می‌گردد.
۱-اعراض از یاد خدا: (فَإِذَا قَضَيْتُمْ مَنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا)[۳۷]
۲-اعراض از یاد آخرت: (أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ، حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ)[۳۸][۳۹]
۳-تاثیرناپذیری از قرآن و تلاوت آن: (وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُواا...) [۴۰]
۴-کتمان فضل خدا: (وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ) [۴۱][۴۲]
۵-کفران نعمت: (وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ)[۴۳]
۶- محرومیت از محبت خدا: (إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا) [۴۴]
۷-ممانعت از پذیرش دعوت انبیاء: (وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ) [۴۵]
۸-محرومیت از نصرت خدا: (وَلَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مُنْتَصِرًا) [۴۶]
۹-خروج از ایمان و دخول در کفر: (وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَابٍ) [۴۷]
۱۰-ممانعت از احسان و انفاق: (وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا ... إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا)[۴۸]
۱۱-نابودی ثروت و گرفتاری به فقر و بدبختی: (إِنَّ قَارُونَ كَانَ ... فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ) [۴۹]
۱۲-گرفتاری در شهوات و هوس‌های دنیائی: (اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ)[۵۰]
۱۳-گرفتاری به رذائل اخلاقی:
الف) بخل ورزی: (الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ) [۵۱]
ب) تکبر:(وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ) [۵۲]
ج) غرور: (وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ)[۵۳]

خصایص متکاثران

یکی از مصادیق زندگی تکاثری ا خلاق رذیله متکاثران است.
زندگی و فرهنگ متکاثران و تفاخر کنندگان چنان دستخوش انحراف، پژمردگی و سقوط می‌گردد که با هرکس روبرو گردند حیله‌ای در نظر گیرند و با تکبر، فخر فروشی، نفاق، ستمگری و طغیانگری به غصب، سرقت و دزدی و فزون طلبی پرداخته و بر روح خود چهره‌ای حیوانی بپوشانند.
امام صادق (ع) خصوصیات اخلاقی و رفتاری متکاثران مترف را اینچنین ترسیم نموده است: (دنیا همچون پیکره‌ای است که سر آن تکبر است و چشم آن حرص و گوش آن طمع و زبان آن ریا و دست آن شهوت و پای آن خود پسندی و دل آن غفلت بود آن نبود و حاصل آن بی حاصلی است.
پس هر کس آن را دوست بدارد کبر را از آن به ارث می‌برد و هر کس آن را بپسندد حرص و آز بهره اش می‌شود و هر کس آن را بجوید به طمع افتد، و هر کس ستایشگر آن باشد به ریا گرفتار گردد، و هر کس خواهان آن شود خود پسندی بر جانش چنگ زند و هر کس دل به آن خوش و آرام دارد غفلت بر او چیرگی یابد و هر کس دلباختهٔ متاعش گردد او را هماره مفتون سازد و هر کس (ثروت) آن را گرد آورد و بدان بخل ورزد او را به جایگاه خویش یعنی دوزخ کشاند.

بعضی از خصوصیات اخلاقی متکاثران:

نفاق

انفاق:به معنی دو روئی، پوشاندن کفر و آشکار کردن ایمان، کسی را که به نفاق متصف است منافق می‌گویند.

خصایص منافقین

خداوند در قرآن کریم در آیات زیادی به منافقان و نفاق اشاره کرده است.
قرآن کریم در سوره بقره آیات ۱۴، ۱۳۸، ۱۴۲ و سوره نساء، آیه۱۴۳ و آیه ۶۷ توبه، و آیه۴ منافقون، نشانه‌های نفاق و منافقون را مشخص نموده است.
قرآن کریم منافقین را افرادی بی شخصیت، میان تهی و مثل مجسمه‌های بی روح و وابسته و مترسک‌های فریبکار که همیشه سرگردان و متغیر و راهنمای باطل و فساد هستند معرفی نموده است.
مرض نفاق از جمله امراض متکاثران مترف است.
در قرآن آمده است: (سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَأَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ)[۵۴]( به زودی اعراب مختلف که در جهاد با تو شرکت نداشتند به تو خواهند گفت: محافظت از اموال و خانواده ما را مشغول کرد. پس برای ما آمرزش طلب و آنها به زبان هایشان چیزی را می‌گویند که در دل هایشان نیست (و آن را قبول ندارند).
همچنین در قرآن آمده است: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا) [۵۵] (ای کسانی که ایمان آورده‌اید صدقات خود را با منت نهادن و آزردن باطل نکنید مانند آن کسانی که مالش به ریا برای خود نمائی به مردم انفاق می‌کند ولی به خدا و روز واپسین ایمان ندارد و (مثل چنین منافقی مثل سنگ سخت و صافی است که خاکی اندک بر آن نشسته باشد پس باران تند و درشتی به آن برسد و آن سنگ را بدون خاک و گیاه واگذارد).
صدقه و انفاق او نظیر خاکی است که باران آن را می‌شوید و ریا کاران منافق به چیزی از آنچه کسب کرده‌اند دست نمی‌یابند.

ظلم و طغیان

ستمگری و طغیان گری: متکاثران ستمگران ظالمی هستند که یا در حق خود و یا به دیگران ظلم می‌کنند.
قرآن کریم ستمکاری آنها را اینچنین ترسیم نموده است: (وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ)[۵۶] (و آن مرد توانگر به باغ خود وارد شد و او در حق خود ستم می‌کرد).
و (إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ) [۵۷]
خصوصیت دیگر متکاثران طغیان گری است (كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى، أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى) [۵۸][۵۹]
و (فَأَمَّا مَنْ طَغَى، وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا، فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى)[۶۰][۶۱][۶۲]
خداوند این ستمگران طغیانگر را غرق در نعمت می‌کند و آنها را در مرحله استدراج قرار می‌دهد و آنها با غفلت ورزی، قدر ناشناسی، کفران نعمت و حق ناگذاری، نعمات خداوندی را تبدیل به نغمت نموده و اسباب سقوط خود را فراهم می‌نمایند

شاد خواری

شاد خواری (مترفی): از دیگر خصوصیات اخلاقی و رفتاری متکاثران شاد خواری مترفی است منظور از شاد خواری مترفی زندگی در ناز و نعمت (مرفهان بی درد) است که اموال به دست آورده از راه غصب، اجحاف و سرقت را با اسراف و اتراف هزینه نموده و با جاه طلبی تمام به تجمل و ترویج آن می‌پردازند.
از جمله نتایج چنین زندگی مخالفت با انبیاء و صالحان و زیر بار حرف حق نرفتن می‌باشد.
در قرآن کریم آمده است: (وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ، وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ)[۶۳][۶۴]
در هیچ شهری بیم دهنده‌ای (پیامبری) را به رسالت نفرستادیم مگر اینکه شاد خوران (مترفین و مرفهین بی درد) گفتند ما به این دین که برای ابلاغ آن آمده‌اید اعتقاد نداریم و گفتند: ما اموال و فرزندان بیشتری داریم و ما عذاب نخواهیم شد.

فقر نتیجه مال اندوزی اغنیاء

در ارتباط با نحوه جمع آوری مال و منال توسط شاد خوران مترف احادیث متعددی آمده است که از آن جمله امام صادق (ع) فرمودند: (انما وضعت الزکاه اختباراً لاغنیاء و معونه لفقراء).
اگر (توانگران و مرفهان) زکات اموال خود را بدهند هیچ مسلمانی فقیر و نیازمند نخواهد ماند.
و امام حسن عسگری (ع) فرمودند: (اغنیاؤهم یسرقون زاد الفقراء) یعنی اغنیاء با احتکار،با اجحاف، با گران فروشی و با کم فروشی زاد و توشه فقرا را سرقت می‌کنند و حقوق آنها را ضایع می‌نمایند.
اصولا تحصیل اموال حرام نتیجه‌ای جز گرایش به اخلاق و کردار حرام نخواهد داشت.

نتایج بحث از تکاثر

با تکیه بر آیات قرآن و روایات معصومین (ع) فرهنگ و زندگی تکاثری و عوارض آن ارائه شده تا با شناخت نشانه‌های فرهنگ و اخلاق تکاثری از گرایش و پردازش به آن اجتناب نموده و نیرو و فکر و ابزار و تعلیمات و تجربه‌های خود را برای کسب و تحصیل فرهنگ و زندگی کوثری بکار گیریم که نتیجه آن سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت انسان خواهد بود.
نتایج کاربردی این بحث بدین ترتیب است:
۱-شناخت اخلاق رذیله ناشی از فرهنگ و زندگی تکاثری،
۲-آسیب شناسی اخلاق رذیله فرهنگ و زندگی تکاثری،
۳-تهذیب و تزکیه خود از اخلاق رذیله فرهنگ و زندگی تکاثری،
۴-جایگزینی فرهنگ و زندگی کوثری در اخلاق فردی و خانوادگی و اجتماعی.

پا نویس

  1. حدید/سوره۵۷، آیه۲۰.
  2. حدید/سوره۵۷، آیه۲۰.
  3. حدید/سوره۵۷، آیه۲۰.
  4. حدید/سوره۵۷، آیه۲۰.
  5. حدید/سوره۵۷، آیه۲۰.
  6. حدید/سوره۵۷، آیه۲۰.
  7. مجلسی،محمد باقر، بحار الانوار، ج۷۳، ص۱۲۲.
  8. نهج البلاغه، ۱۱۱۵ (عبده)، ۱۶۵/۳.
  9. راغب اصفهانی، مفردات، ص۶۲۷، (واژه فخر)..
  10. لسان العرب، ج۱۰، ص۱۹۸( واژه فخر)..
  11. سوره هود؛ آیه۱۰.
  12. قصص/سوره۲۸، آیه۷۶.
  13. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۵-۱.
  14. نساء/سوره۴، آیه۳۶.
  15. حدید/سوره۵۷، آیه۲۰.
  16. نساء/سوره۴، آیه۳۶.
  17. نساء/سوره۴، آیه۳۸.
  18. نساء/سوره۴، آیه۳۶.
  19. فصّلت/سوره۴۱، آیه۱۵.
  20. سبأ/سوره۳۴، آیه۳۵.
  21. نساء/سوره۴، آیه۳۸.
  22. هود/سوره۱۱، آیه۲۷.
  23. کهف/سوره۱۸، آیه۳۲ | کهف/سوره۱۸، آیه۳۴.
  24. زخرف/سوره۴۳، آیه۵۱ | زخرف/سوره۴۳، آیه۵۳.
  25. . تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۱.
  26. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۲.
  27. کهف/سوره۱۸، آیه۳۴.
  28. زخرف/سوره۴۳، آیه۵۱ | زخرف/سوره۴۳، آیه۵۳.
  29. قصص/سوره۲۸، آیه۷۶ | قصص/سوره۲۸، آیه۷۹.
  30. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۱.
  31. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۲.
  32. مریم/سوره۱۹، آیه۷۳.
  33. حدید/سوره۵۷، آیه۲۳.
  34. بقره/سوره۲، آیه۲۰۰.
  35. توبه/سوره۹، آیه۱۹.
  36. فسیر نورالثقلین، ج۱، ص۱۹۸، روایت امام محمدباقر(ع).)..
  37. بقره/سوره۲، آیه۲۰۰.
  38. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۱.
  39. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۲.
  40. مریم/سوره۱۹، آیه۷۳.
  41. نساء/سوره۴، آیه۳۶.
  42. نساء/سوره۴، آیه۳۷.
  43. نساء/سوره۴، آیه۳۶ | نساء/سوره۴، آیه۳۷.
  44. نساء/سوره۴، آیه۳۶.
  45. سبأ/سوره۳۴، آیه۳۴ | سبأ/سوره۳۴، آیه۳۵.
  46. کهف/سوره۱۸، آیه۴۳.
  47. کهف/سوره۱۸، آیه۳۷.
  48. نساء/سوره۴، آیه۳۶.
  49. قصص/سوره۲۸، آیه۸۱.
  50. حدید/سوره۵۷، آیه۲۰.
  51. حدید/سوره۵۷، آیه۲۴.
  52. لقمان/سوره۳۱، آیه۱۸.
  53. لقمان/سوره۳۱، آیه۱۸.
  54. سوره فتح/سوره۴۸، آیه۱۱.
  55. بقره/سوره۲، آیه۲۶۴.
  56. کهف/سوره۱۸، آیه۳۵.
  57. یونس/سوره۱۰، آیه۴۴.
  58. علق/سوره۹۶، آیه۶.
  59. علق/سوره۹۶، آیه۷.
  60. نازعات/سوره۷۹، آیه۳۷.
  61. نازعات/سوره۷۹، آیه۳۸.
  62. نازعات/سوره۷۹، آیه۳9
  63. سبا/سوره۳۴، آیه۳۴.
  64. سبأ/سوره۳۴، آیه۳۵.
منبع: ویکی فقه - تاریخ برداشت:04/07/94