فرهنگ مصادیق:احتکار در اسلام - راسخون

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۳۷ توسط User1 (نظرات | مشارکت‌ها) (اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
احتکار در اسلام - راسخون

احتکار

احتکار ، به لحاظ اینکه قدرت خرید مردم را کاهش می‌دهد ، حرام شمرده شده است . هر مقدار پولی که عادلانه و مشروع در اختیار فردی باشد ، در سیستم اقتصادی صحیح ، و دور از سودجویی و استثمار ، به معنی آن است که به نسبت آن وجه ، حق استفاده از کالاهای جامعه را در رابطه با نیاز خود دارد . ولی احتکار این حق را از او سلب می‌نماید . در واقع احتکار نه تنها پایمال کنندهٔ حقی از حقوق افراد است ، بلکه بر اثر وجود پول ، یعنی وسیلهٔ مبادله کالا در دست مردم ، با نبودن کالا در بازار یا کمبود آن ، موجب تورم می‌شود که از مفاسد بسیار خطرناک اجتماع است و در صورت ادامهٔ آن ، آثار ناهنجار معنوی نیز به دنبال خواهد داشت و در نهایت در زنجیرهٔ نظام جامعه اختلال ایجاد خواهد کرد و نتیجتاً جامعه‌ای فاسد خواهد ساخت .

حرمت احتکار در روایات

امام صادق ( علیه السلام ) به نقل رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) فرمود : « لا یحتکر الطعام الا خاطی » .
خوراک مردم را کسی احتکار نمی‌کند مگر گناهکار .[۱]
امام باقر ( علیه السلام ) از پیامبر اکرم ( ص ) نقل فرموده‌اند : هر شخصی ، خوراکی خریداری و آن را تا چهل روز حبس نموده و به مسلمانان به قیمت گران عرضه کند ، بداند که پس از فروش اگر قیمت آن را صدقه دهد ، کفاره آنچه انچجام داده ، واقع نخواهد شد . [۲]
همچنین رسول خدا ( صلی الله علیه و اله ) فرمود جبرئیل به من خبر داد که به دوزخ نظری کردم و دیدم دره‌ای در آن میان می‌جوشد . پرسیدم ای مالک دوزخ این دره جایگاه چه کسانی است ؟ گفت از آن سه گروه است : محتکرین ، دائم الخمر و آنانکه واسطهٔ برای زن و مرد اجنبی جهت کار نامشروع هستند . [۳]
در حدیثی از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) نقل شده است :
« الجالب مرزوق و المحتکر محروم و من احتکر علی المسلیمن طعاماً ضربه الله بالافلاس و الجذام » . [۴]
یعنی رونق دهندهٔ بازار مسلمین با جلب اجناس ، روزی بسیاری دارد ولی محتکر ، محروم خواهد بود . هر که از مسلمانان مواد غذایی را احتکار نماید ، خداوند وی را به فقر و جذام مبتلا می‌سازد .
همچنین نقل است که آن حضرت بر مردی در بازار گذشت که غذایی را ارزانتر از قیمت بازار به فروش می‌رساند . فرمود : آیا آن را به ارزانتر از قیمت معمول بازار می‌فروشی ؟ گفت : آری . پیامبراکرم ( صلی الله علیه و اله ) فرمود : برای چه این کار را می‌کنی ؟ آیا برای رضای خداست ؟ گفت : آری . فرمود : بشارت می‌دهم تو را زیرا کسی که بازار مسلمین را رونق دهد ، مانند مجاهد در راه خداست و محتکر در بازار مسلمین ، مانند کافر و ملحد به کتاب خداست.[۵]
امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند :
« الحکره فی الخصب اربعون یوماً و فی الشده و البلاء ثلاثه ایام فمازاد علی الاربعین یوماً فی الخصب فصاحبه ملعون و مازاد فی العسره ثلاثه ایام مصاحبه ملعون » [۶] یعنی احتکار در موقع فراوانی اجناس چهل روز ، و در سختی و کمبود سه روز است ، در ایام فراوانی هر چه از چهل روز بگذرد ، محتکر ملعون است و در این سختی هر چه از سه روز بگذرد ، محتکر مورد لعن پروردگار است .
مرحوم شهید ثانی در شرح لمعه فرموده‌اند بیان چهل روز و سه روز علی القاعده است ، نه اینکه تحدید موضوعیت داشته باشد . ( زیرا چه بسا اجناسی را یک روز هم تحمل کمبود آن نیست؛ مثل بعضی از داروها برای بعضی از افراد).
از آنجا که روایات به صورت‌های مختلفی بیان شده ، لذا بین علمای شیعه نیز برداشتهای متفاوتی است . بعضی از فقهاء گفته‌اند که احتکار ، به مفهوم اعم آن ، تنها شامل مواد غذایی نیست ، بلکه هر نوع محصول کلی که کمبود آن مردم را تحت فشار قرار دهد ، در بر می‌گیرد .

حکومت اسلامی و احتکار

احتکار از مسایلی است که مستقیماً با مصالح جامعهٔ مسلمین مربوط است و جلوگیری از آن از وظایف حکومت اسلامی است و کسی که در این منصب قرار گرفته ، موظف است از احتکار جلوگیری کند و افراد محتکر را تحت تعقیب قانونی قرار دهد و به مجازات رساند . چنانکه در نامهٔ حضرت علی ( علیه السلام ) به مالک اشتر آمده است . بازرگانان در عین آنکه نقش اساسی در تأمین ارزاق و نیازمندیهای جامعه دارند و باید احترام آنان محفوظ باشد ، ولی نباید غافل بود که گاهی حرص و آز ، آنان را به احتکار و ایجاد بازار سیاه واردار می‌کند . لذا همواره آنان را از احتکار منع کن . و اگر پس از ممنوع کردن اقدام به احتکار نمودند، آنها را مجازات نما . بنابراین از آنجا که جلوگیری از احتکار وظیفهٔ دولت است ، تعیین اجناسی که شامل احتکار می‌شود ، یعنی کالاهایی که مورد نیاز جامعه است و بازار سیاه آن موجب آشفتگی زندگی مردم می‌گردد ، منوط به تشخیص دولت است . و کالاهایی که در بعضی از روایات از سوی پیامبر ( صلی الله علیه و اله ) و یا علی ( علیه السلام ) به عنوان مصداق احتکار شمرده شده ، بر اساس تشخیص مصالح مسلمانان در زمان صدور حکم بوده است . لذا می‌بینیم بین آنچه رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) فرموده با آنچه علی (علیه السلام ) در زمان حکومتش بیان کرده ، متفاوت است . در حدیث رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) ، کلمهٔ « زیت » ( روغن ) آمده ولی در حدیث امام علی ( علیه السلام ) وجود ندارد و تنها پنج چیز شمرده شده است . و این نکته حاکی از آن است که مصالح مسلمین در زمانهای مختلف متفاوت است . بنابراین مالکیتی که اسلام آن را قبول نموده و از آن حمایت می‌کند به گونه‌ای نیست که بی قید و شرط باشد ؛ بلکه دارای قیودی است که متضمن مصالح فرد و جامعه می‌باشد .

امام صادق ( علیه السلام ) و قحطی در مدینه

در عصر امام صادق ( علیه السلام ) ، نرخ گندم و نان در مدینه هر روز بالا می‌رفت و نگرانی و وحشت بر مردم مستولی شده بود . آن کس که آذوقهٔ سال را تهیه نکرده بود ، در تلاش تهیهٔ آن بود ؛ و آن کس که تهیه کرده بود ؛ مواظب بود تا آن را حفظ کند . در این میان مردمی هم بودند که به واسطهٔ تنگدستی ناچار بودند روز به روز آذوقهٔ خود را از بازار خریداری کنند .
امام صادق ( علیه السلام ) از وکیل خویش که « معتب » نام داشت ، مخارج خانهٔ خود را پرسید که آیا ما امسال در خانه گندم داریم ؟ او جواب داد : بلی ، آن هم به قدری که برای چندین ماه کفایت می‌کند . حضرت فرمود : آنها را به بازار ببر و برای فروش در اختیار مردم بگذار . معتب گفت : گندم در مدینه نایاب است . اگر اینها را بفروشیم دیگر خریدن آن برای ما میسر نخواهد بود . حضرت فرمود : همین که گفتم ! همه را در اختیار مردم بگذار و بفروش . سرانجام همین کار شد و نتیجهٔ آن به امام گزارش شد . امام دستور داد بعد از این نان خانه را روز به روز از بازار خریداری کن تا با دیگران در تهیهٔ نان تفاوتی نباشد . سپس دستور داد از این به بعد باید نان ما نیمی از گندم و نیمی از جو باشد تا در پیشگاه الهی مسئله اندازه گیری در زندگی را رعایت کرده باشیم .[۷]

پانویس

  1. استبصار ، ج 3 ، ص 114
  2. وسائل . ج 12 ، ص 314
  3. وسائل . ج 12 ، ص 314
  4. جامع الاصول ، ج 1 ، ص 594
  5. جامع الاصول ، ج 1 ؛ ص 596
  6. استبصار ، ج 3 ، ص 114
  7. وسائل ، ج 12 ، ص 321
منبع: راسخون - تاریخ برداشت:94/06/08