فرهنگ مصادیق:احتکار در اسلام - راسخون
محتویات
احتکار
احتکار، به لحاظ اینکه قدرت خرید مردم را کاهش میدهد، حرام شمرده شده است. هر مقدار پولی که عادلانه و مشروع در اختیار فردی باشد، در سیستم اقتصادی صحیح، و دور از سودجویی و استثمار، به معنی آن است که به نسبت آن وجه، حق استفاده از کالاهای جامعه را در رابطه با نیاز خود دارد. ولی احتکار این حق را از او سلب مینماید. در واقع احتکار نه تنها پایمال کنندهٔ حقی از حقوق افراد است، بلکه بر اثر وجود پول، یعنی وسیلهٔ مبادله کالا در دست مردم، با نبودن کالا در بازار یا کمبود آن، موجب تورم میشود که از مفاسد بسیار خطرناک اجتماع است و در صورت ادامهٔ آن، آثار ناهنجار معنوی نیز به دنبال خواهد داشت و در نهایت در زنجیرهٔ نظام جامعه اختلال ایجاد خواهد کرد و نتیجتاً جامعهای فاسد خواهد ساخت.
حرمت احتکار در روایات
امام صادق ( علیه السلام ) به نقل رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) فرمود:
« لا یحتکر الطعام الا خاطی ».
خوراک مردم را کسی احتکار نمیکند مگر گناهکار.[۱]
امام باقر ( علیه السلام ) از پیامبر اکرم ( ص ) نقل فرمودهاند: هر شخصی، خوراکی خریداری و آن را تا چهل روز حبس نموده و به مسلمانان به قیمت گران عرضه کند، بداند که پس از فروش اگر قیمت آن را صدقه دهد، کفاره آنچه انچجام داده، واقع نخواهد شد. [۲]
همچنین رسول خدا ( صلی الله علیه و اله ) فرمود جبرئیل به من خبر داد که به دوزخ نظری کردم و دیدم درهای در آن میان میجوشد. پرسیدم ای مالک دوزخ این دره جایگاه چه کسانی است؟ گفت از آن سه گروه است: محتکرین، دائم الخمر و آنانکه واسطهٔ برای زن و مرد اجنبی جهت کار نامشروع هستند. [۳]
در حدیثی از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) نقل شده است:
« الجالب مرزوق و المحتکر محروم و من احتکر علی المسلیمن طعاماً ضربه الله بالافلاس و الجذام ». [۴]
یعنی رونق دهندهٔ بازار مسلمین با جلب اجناس، روزی بسیاری دارد ولی محتکر، محروم خواهد بود. هر که از مسلمانان مواد غذایی را احتکار نماید، خداوند وی را به فقر و جذام مبتلا میسازد.
همچنین نقل است که آن حضرت بر مردی در بازار گذشت که غذایی را ارزانتر از قیمت بازار به فروش میرساند. فرمود: آیا آن را به ارزانتر از قیمت معمول بازار میفروشی؟ گفت: آری. پیامبراکرم ( صلی الله علیه و اله ) فرمود: برای چه این کار را میکنی؟ آیا برای رضای خداست؟ گفت: آری. فرمود: بشارت میدهم تو را زیرا کسی که بازار مسلمین را رونق دهد، مانند مجاهد در راه خداست و محتکر در بازار مسلمین، مانند کافر و ملحد به کتاب خداست.[۵]
امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند:
« الحکره فی الخصب اربعون یوماً و فی الشده و البلاء ثلاثه ایام فمازاد علی الاربعین یوماً فی الخصب فصاحبه ملعون و مازاد فی العسره ثلاثه ایام مصاحبه ملعون » [۶]
یعنی احتکار در موقع فراوانی اجناس چهل روز، و در سختی و کمبود سه روز است، در ایام فراوانی هر چه از چهل روز بگذرد، محتکر ملعون است و در این سختی هر چه از سه روز بگذرد، محتکر مورد لعن پروردگار است.
مرحوم شهید ثانی در شرح لمعه فرمودهاند بیان چهل روز و سه روز علی القاعده است، نه اینکه تحدید موضوعیت داشته باشد. ( زیرا چه بسا اجناسی را یک روز هم تحمل کمبود آن نیست؛ مثل بعضی از داروها برای بعضی از افراد).
از آنجا که روایات به صورتهای مختلفی بیان شده، لذا بین علمای شیعه نیز برداشتهای متفاوتی است. بعضی از فقهاء گفتهاند که احتکار، به مفهوم اعم آن، تنها شامل مواد غذایی نیست، بلکه هر نوع محصول کلی که کمبود آن مردم را تحت فشار قرار دهد، در بر میگیرد.
حکومت اسلامی و احتکار
احتکار از مسایلی است که مستقیماً با مصالح جامعهٔ مسلمین مربوط است و جلوگیری از آن از وظایف حکومت اسلامی است و کسی که در این منصب قرار گرفته، موظف است از احتکار جلوگیری کند و افراد محتکر را تحت تعقیب قانونی قرار دهد و به مجازات رساند. چنانکه در نامهٔ حضرت علی ( علیه السلام ) به مالک اشتر آمده است. بازرگانان در عین آنکه نقش اساسی در تأمین ارزاق و نیازمندیهای جامعه دارند و باید احترام آنان محفوظ باشد، ولی نباید غافل بود که گاهی حرص و آز، آنان را به احتکار و ایجاد بازار سیاه واردار میکند. لذا همواره آنان را از احتکار منع کن. و اگر پس از ممنوع کردن اقدام به احتکار نمودند، آنها را مجازات نما. بنابراین از آنجا که جلوگیری از احتکار وظیفهٔ دولت است، تعیین اجناسی که شامل احتکار میشود، یعنی کالاهایی که مورد نیاز جامعه است و بازار سیاه آن موجب آشفتگی زندگی مردم میگردد، منوط به تشخیص دولت است. و کالاهایی که در بعضی از روایات از سوی پیامبر ( صلی الله علیه و اله ) و یا علی ( علیه السلام ) به عنوان مصداق احتکار شمرده شده، بر اساس تشخیص مصالح مسلمانان در زمان صدور حکم بوده است. لذا میبینیم بین آنچه رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) فرموده با آنچه علی (علیه السلام ) در زمان حکومتش بیان کرده، متفاوت است. در حدیث رسول خدا ( صلی الله علیه و آله )، کلمهٔ « زیت » ( روغن ) آمده ولی در حدیث امام علی ( علیه السلام ) وجود ندارد و تنها پنج چیز شمرده شده است. و این نکته حاکی از آن است که مصالح مسلمین در زمانهای مختلف متفاوت است. بنابراین مالکیتی که اسلام آن را قبول نموده و از آن حمایت میکند به گونهای نیست که بی قید و شرط باشد؛ بلکه دارای قیودی است که متضمن مصالح فرد و جامعه میباشد.
امام صادق ( علیه السلام ) و قحطی در مدینه
در عصر امام صادق ( علیه السلام )، نرخ گندم و نان در مدینه هر روز بالا میرفت و نگرانی و وحشت بر مردم مستولی شده بود. آن کس که آذوقهٔ سال را تهیه نکرده بود، در تلاش تهیهٔ آن بود؛ و آن کس که تهیه کرده بود؛ مواظب بود تا آن را حفظ کند. در این میان مردمی هم بودند که به واسطهٔ تنگدستی ناچار بودند روز به روز آذوقهٔ خود را از بازار خریداری کنند.
امام صادق ( علیه السلام ) از وکیل خویش که « معتب » نام داشت، مخارج خانهٔ خود را پرسید که آیا ما امسال در خانه گندم داریم؟ او جواب داد: بلی، آن هم به قدری که برای چندین ماه کفایت میکند. حضرت فرمود: آنها را به بازار ببر و برای فروش در اختیار مردم بگذار. معتب گفت: گندم در مدینه نایاب است. اگر اینها را بفروشیم دیگر خریدن آن برای ما میسر نخواهد بود. حضرت فرمود: همین که گفتم ! همه را در اختیار مردم بگذار و بفروش. سرانجام همین کار شد و نتیجهٔ آن به امام گزارش شد. امام دستور داد بعد از این نان خانه را روز به روز از بازار خریداری کن تا با دیگران در تهیهٔ نان تفاوتی نباشد. سپس دستور داد از این به بعد باید نان ما نیمی از گندم و نیمی از جو باشد تا در پیشگاه الهی مسئله اندازه گیری در زندگی را رعایت کرده باشیم.[۷]







