فرهنگ مصادیق:اعتدال و میانه روی در اسلام (۱)

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۰ توسط User1 (نظرات | مشارکت‌ها) (اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
اعتدال و میانه روی در اسلام (1)

کلمات کلیدی ماشینی: اعتدال، اسلام، میانه‌روی، افراط، تفریط، عبادت

مقدمه

اعتدال و میانه روی، همان گونه که از نامش پیداست، به معنای پیمودن و گزینش راه میانه و وسط و عدم تمایل به دو طرف افراط و تفریط می‌باشد . این واژه در منابع اسلامی، با الفاظی مانند «قصد» ، [۱] «اقتصاد» ،[۲]«وسط » ، [۳] استعمال شده است . با پژوهشی ژرف و عمیق می‌توان دریافت، همان گونه که اصل توحید در تار و پود احکام و مقررات اسلام و آیات و روایات و سیره ائمه ( علیهم السلام) پیچیده شده، اصل اعتدال نیز در تشریع احکام لحاظ گردیده است . قرآن کریم، امت اسلام را امت میانه و وسط می‌نامد و می‌فرماید: «و کذلک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا» ;[۴] و این چنین شما را امتی میانه (معتدل) ساختیم تا بر مردمان گواه باشید و پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم بر شما گواه باشد .
معنای آیه بالا این است که در آیین اسلام، هیچ گونه افراط و تفریط وجود ندارد و مسلمانان برخلاف سایر فرقه‌ها، از مقرراتی پیروی می‌کنند که قانونگذار آن، به تمام نیازهای فطری بشر آگاه بوده و همه جهات زندگی جسمی و روحی او را در نظر گرفته است .
اصل اعتدال، که در قرآن کریم به آن عنایت فراوانی شده است، در زندگی پر برکت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه هدی ( علیهم السلام) و در کلیه اعمال و رفتارشان به روشنی دیده می‌شود . آنان هرگز در هیچ امری از اعتدال و میانه روی خارج نشدند . سیره رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در همه وجوه، سیره‌ای معتدل بود . همان طوری که حضرت علی ( علیه السلام) در مورد آن حضرت فرموده است: «سیرته القصد» ;[۵] رسول خدا، سیره و رفتارش میانه و معتدل بود .
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در رفتار فردی، در خانواده و اجتماع، در اداره امور و سیاست، در رویارویی با دشمنان و حتی در میدان نبرد، اعتدال را پاس می‌داشت و از افراط و تفریط در هر کاری پرهیز می‌کرد و تاکید فراوان داشت که امتش از او پیروی کنند و در زندگی میانه روی پیشه سازند . از این رو، می‌فرمود: «یا ایها الناس علیکم بالقصد، علیکم بالقصد، علیکم بالقصد» ;[۶]ای مردم! بر شما باد به میانه روی، بر شما باد به میانه روی، بر شما باد به میانه روی .
متاسفانه، بیشتر افراد و بسیاری از جوامع، در حیات خود فاقد این اصل بوده و هستند . از این رو، یا به دامن افراط افتاده، و یا در تفریط غلتیده‌اند و از مسیر صحیح و طریق کمال و هدایت خارج شده‌اند . ریشه بسیاری از انحرافات فردی و اجتماعی را می‌توان در عدم رعایت اصل اعتدال جست .
اصولا شان عقل، اعتدال است و شان جهل، عدم اعتدال، یعنی انسان عاقل انسانی متعادل است و انسان جاهل غیر متعادل . علی ( علیه السلام) دربارهٔ انسان جاهل همین شان را بیان می‌فرماید: «لاتری الجاهل الا مفرطا او مفرطا» ; جاهل را نمی‌بینی، مگر این که یا افراط می‌کند و یا تفریط . [۷]

قلمرو اعتدال و میانه روی در اسلام

اعتدال و میانه روی از دیدگاه اسلام، قلمرو وسیعی دارد و در همه جا به عنوان یک اصل خلل ناپذیر اسلامی مطرح می‌گردد و ابعاد فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، عقیدتی را از جزئی‌ترین تا مهم‌ترین موضوعات در برمی گیرد . ابعاد گوناگون «میانه روی » در اسلام که به صورت اشاره بیان می‌شود، عبارت است از:

اعتدال در امور فردی

اسلام اعتدال را در زمینه امور فردی و شخصی، اعم از عبادت، گفتار، رفتار و ... منظور داشته و بر آن تاکید می‌ورزد که امور ذیل به عنوان نمونه ذکر می‌شود:

الف) اعتدال در عبادت:

با این که عبادت از شریف‌ترین مقولات محسوب می‌شود، اسلام اعتدال و میانه روی در آن را امری مهم منظور داشته است . رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «ان هذا الدین متین فاوغلوا فیه برفیق و لاتکرهوا عبادة الله الی عباد الله فتکونوا کالراکب المنبت الذی لا سفرا قطع و لاظهرا ابقی » ;[۸]این دین محکم و متین است; پس با ملایمت در آن درآیید و عبادت خدا را به بندگان خدا با کراهت تحمیل نکنید تا مانند سوار درمانده‌ای باشید که نه مسافت پیموده و نه مرکبی به جا گذاشته است (به سبب زیادی سرعت، مرکبش در میان راه از رفتن بازمانده و خودش هم به مقصد نرسیده است) .
آنان که اندازه نمی‌شناسند و در هر امری زیاده روی یا کوتاهی می‌کنند، به مقصد نمی‌رسند . دینداری نیز اعتدال می‌طلبد و برای سیردادن آدمیان به مقاصدی که دین مشخص کرده است، باید ملاحظه استعداد و مرتبه وجودی آنان را نمود و تدرج را در تربیت رعایت کرد .
بسیاری از والدین و مربیان، این اصل (اعتدال در عبادت) را رعایت نمی‌کنند و نه تنها از تلاش خود نتیجه‌ای نمی‌گیرند، بلکه گاهی رفتارشان سبب واکنش و نتایج منفی می‌شود . در آموزش تعالیم اسلامی به فرزندان، شرط اساسی رعایت اعتدال و ملایمت است; زیرا زیاده روی در عبادات و تحمیل آن بر دیگران، رویگردانی آنان را از عبادت و دین، در پی خواهد داشت .
این گونه افراطها، هم برای افراط کننده و هم برای کسانی که ناظر این گونه روش‌ها هستند، زیان آور است . برای افراط کننده مضر است، زیرا روش افراطی قابل دوام نیست و دیر یا زود خسته می‌شود و از زیر بار وظایف اصلی هم شانه خالی می‌کند . برای ناظران زیان بخش است، زیرا آن‌ها را از گرایش به مذهب و پذیرش تکالیف دینی باز می‌دارد و آن‌ها گمان می‌کنند که اگر کسی بخواهد بنده خدا باشد و به وظایف دینی قیام کند، باید از زندگی خود دست بکشد و خود را از هر نوع کار و لذت و آسایش محروم سازد تا بتواند مسلمان باشد و وظیفه شناس . ولی اگر مردم ببینند که مسلمانان، هم به امور زندگی خود می‌رسند و هم به عبادت و وظایف دینی، بدون تردید به سوی مذهب گرایش پیدا می‌کنند و به سعادت و نیک بختی دنیا و آخرت نائل می‌شوند .
ناگفته روشن است که تندروی در عبادت، کسانی را شامل می‌شود که غیر از انجام عبادات واجب، آن قدر به عبادات استحبابی می‌پردازند که زندگی آنان فلج می‌شود و از کار و زندگی و سایر وظایف باز می‌مانند و این طبقه در جامعه معاصر کمتر دیده می‌شوند و متاسفانه اکثریت مردم (خصوصا اقشار جوان با سرگرمی هاو حربه‌هایی که استعمار گران تدارک دیده‌اند)، در امر عبادات، گرفتار واماندگی هستند که حتی به انجام عبادات واجب نیز توجه نمی‌کنند .

ب) اعتدال در راه رفتن:

با این که به حسب ظاهر، راه رفتن، مساله جزئی و پیش افتاده‌ای است، اما قرآن اعتدال را در همین مورد، مورد توجه قرار داده و می‌فرماید: «و اقصد فی مشیک » ; [۹] در راه رفتن میانه رو باش .
در جای دیگر اولین نشانه عباد الرحمن (بندگان خاص الهی) را تواضع در راه رفتن می‌داند و می‌فرماید: «و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا» ; [۱۰]بندگان شایسته خدا کسانی هستند که روی زمین با تواضع راه می‌روند .

ج) اعتدال در سخن گفتن:

سخن و بیان از نعمت‌های بزرگ الهی و مهم‌ترین عامل نقل و انتقال مکنونات ضمیر آدمی است که خداوند آن را مایه امتیاز انسان از موجودات دیگر قرار داده است، و می‌فرماید: «الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان » ;[۱۱] خداوند رحمان، قرآن را تعلیم فرمود . انسان را آفرید و به او بیان را آموخت .
با این حال، اگر حرف زدن از حد اعتدال خارج شد و به پرگویی مبدل گشت، به جای نعمت، نقمت خواهد شد . از این رو، دانشمندان علم اخلاق در غیر موارد ضروری، سکوت را اولی از کلام می‌دانند . حضرت علی ( علیه السلام) می‌فرماید: «الکلام کالدواء قلیله ینفع و کثیره قاتل » ; [۱۲] سخن گفتن مانند داروست; کم آن نفع می‌رساند و زیاده روی در آن کشنده و مهلک است . باز آن حضرت در جای دیگر می‌فرماید: «من کثر کلامه کثر خطاؤه » ; [۱۳] کسی که بسیار سخن می‌گوید، خطا و اشتباهش بسیار خواهد بود .
کم گوی و گزیده گوی چون در
کز اندک تو جهان شود پر [۱۴]
بنابراین، سخن باید عاقلانه، حکیمانه، سنجیده و دور از افراط و تفریط باشد تا انسان در گرداب زیان‌های اخلاقی و اجتماعی گفتار فرو نیفتد .

د) تعادل در خوراک:

مساله خوردن و آشامیدن نیز از مسائلی است که بسیاری از مردم دربارهٔ آن دو، گرفتار افراط و تفریط می‌شوند، و البته بیشتر در جانب افراط .
تردیدی نیست که انسان، برای زنده ماندن، احتیاج به غذا دارد و باید به سلول‌های بدن، غذا برسد تا بتوانند به حیات خود ادامه دهند . ولی مطلب مهم این است که مقدار غذای مورد احتیاج یک انسان چقدر است و آیا زیاده روی در غذا به سود او است یا به زیان او؟
امام رضا ( علیه السلام) می‌فرمایند: بدان که بدن انسان همانند زمین پاکیزه‌ای است که برای آباد کردن آن، اگر اعتدال در آن رعایت شود و آب به مقدار لازم به آن داده شود، نه آن اندازه که زمین زیر آب غرق شود و نه آن اندازه کم که تشنه بماند، چنان زمین، آباد می‌شود و محصول فراوانی می‌دهد . ولی اگر از رسیدگی صحیح غفلت شود، آن زمین فاسد و تباه می‌گردد . بدن انسان نیز چنین است . با توجه و مراقبت در خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها، بدن سلامت و صحت می‌یابد و نعمت و عافیت را به دست می‌آورد . [۱۵]
در زمان هارون الرشید، خلیفه عباسی، یک پزشک نامدار مسیحی در بغداد زندگی می‌کرد که او را بختیشوع می‌نامیدند . روزی این پزشک از دانشمند معاصر خود، به نام واقدی، پرسید: آیا در قرآن شما، دربارهٔ طب هم چیزی هست؟ واقدی گفت: آری، یک جمله کوتاه «کلوا و اشربوا و لاتسرفوا»[۱۶] که خداوند در این آیه به مسلمانان دستور می‌دهد: از خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها استفاده کنند، ولی در خوردن و نوشیدن زیاده روی و اسراف ننمایند .
پزشک مسیحی پرسید: آیا پیامبر شما دربارهٔ طب چیزی گفته است؟
واقدی گفت: آری، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «المعدة بیت کل داء و الحمیة راس کل دواء» ;[۱۷] معده جایگاه و خانه تمام دردها و امساک و خوردن، سرآمد همه درمان هاست . پزشک مسیحی گفت: قرآن و پیامبر اسلام، چیزی برای جالینوس در طب باقی نگذاشته‌اند و اساسی‌ترین پیشگیری و درمان بیماری‌ها را با کوتاه‌ترین عبارات بیان نموده‌اند . [۱۸]
سعدی فرمود:
نه چندان بخور کز دهانت درآید
نه چندان که از ضعف جانت برآید
ادامه دارد ...

پانویس

  1. «المومن سیرته القصد، و سنته الرشد» ، میزان الحکمه، ج 10، ص 489
  2. «من اقتصد اغناه الله » ، همان
  3. «و نحن امة الوسط » ، سیره نبوی، ج 1، ص 174
  4. بقره/143
  5. نهج البلاغه، کلمات قصار، 67
  6. کنز العمال، ج 3، ص 28
  7. سیره نبوی، ج 1، ص 172 و 171; نهج البلاغه، حکمت 70
  8. بحارالانوار، ج 71، ص 212، ح 3
  9. لقمان/19
  10. فرقان/63
  11. الرحمن/4 - 1
  12. غررالحکم، ج 2، ص 159
  13. نهج البلاغه، حکمت 349
  14. نظامی گنجوی، لیلی و مجنون، در نصیحت فرزند
  15. بحارالانوار، ج 59، ص 310; ر . ک: رساله ذهبیه حضرت رضا (ع)
  16. اعراف/31 .
  17. بحارالانوار، ج 14 قدیم
  18. نامه زندگی، ص 41
منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه - تاریخ برداشت:94/06/17