فرهنگ مصادیق:اعتدال و میانه روی در اسلام (۱)
کلمات کلیدی ماشینی: اعتدال، اسلام، میانهروی، افراط، تفریط، عبادت
محتویات
مقدمه
اعتدال و میانه روی، همان گونه که از نامش پیداست، به معنای پیمودن و گزینش راه میانه و وسط و عدم تمایل به دو طرف افراط و تفریط میباشد . این واژه در منابع اسلامی، با الفاظی مانند «قصد» ، [۱] «اقتصاد» ،[۲]«وسط » ، [۳] استعمال شده است . با پژوهشی ژرف و عمیق میتوان دریافت، همان گونه که اصل توحید در تار و پود احکام و مقررات اسلام و آیات و روایات و سیره ائمه ( علیهم السلام) پیچیده شده، اصل اعتدال نیز در تشریع احکام لحاظ گردیده است . قرآن کریم، امت اسلام را امت میانه و وسط مینامد و میفرماید: «وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا»؛[۴] و این چنین شما را امتی میانه (معتدل) ساختیم تا بر مردمان گواه باشید و پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم بر شما گواه باشد.
معنای آیه بالا این است که در آیین اسلام، هیچ گونه افراط و تفریط وجود ندارد و مسلمانان برخلاف سایر فرقهها، از مقرراتی پیروی میکنند که قانونگذار آن، به تمام نیازهای فطری بشر آگاه بوده و همه جهات زندگی جسمی و روحی او را در نظر گرفته است.
اصل اعتدال، که در قرآن کریم به آن عنایت فراوانی شده است، در زندگی پر برکت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه هدی ( علیهم السلام) و در کلیه اعمال و رفتارشان به روشنی دیده میشود . آنان هرگز در هیچ امری از اعتدال و میانه روی خارج نشدند . سیره رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در همه وجوه، سیرهای معتدل بود . همان طوری که حضرت علی ( علیه السلام) در مورد آن حضرت فرموده است: «سیرته القصد» ؛[۵] رسول خدا، سیره و رفتارش میانه و معتدل بود.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در رفتار فردی، در خانواده و اجتماع، در اداره امور و سیاست، در رویارویی با دشمنان و حتی در میدان نبرد، اعتدال را پاس میداشت و از افراط و تفریط در هر کاری پرهیز میکرد و تاکید فراوان داشت که امتش از او پیروی کنند و در زندگی میانه روی پیشه سازند . از این رو، میفرمود: «یا ایها الناس علیکم بالقصد، علیکم بالقصد، علیکم بالقصد» ؛[۶]ای مردم! بر شما باد به میانه روی، بر شما باد به میانه روی، بر شما باد به میانه روی.
متاسفانه، بیشتر افراد و بسیاری از جوامع، در حیات خود فاقد این اصل بوده و هستند . از این رو، یا به دامن افراط افتاده، و یا در تفریط غلتیدهاند و از مسیر صحیح و طریق کمال و هدایت خارج شدهاند . ریشه بسیاری از انحرافات فردی و اجتماعی را میتوان در عدم رعایت اصل اعتدال جست.
اصولا شان عقل، اعتدال است و شان جهل، عدم اعتدال، یعنی انسان عاقل انسانی متعادل است و انسان جاهل غیر متعادل . علی ( علیه السلام) دربارهٔ انسان جاهل همین شان را بیان میفرماید: «لاتری الجاهل الا مفرطا او مفرطا»؛ جاهل را نمیبینی، مگر این که یا افراط میکند و یا تفریط . [۷]
قلمرو اعتدال و میانه روی در اسلام
اعتدال و میانه روی از دیدگاه اسلام، قلمرو وسیعی دارد و در همه جا به عنوان یک اصل خلل ناپذیر اسلامی مطرح میگردد و ابعاد فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، عقیدتی را از جزئیترین تا مهمترین موضوعات در برمی گیرد. ابعاد گوناگون «میانه روی » در اسلام که به صورت اشاره بیان میشود، عبارت است از:
اعتدال در امور فردی
اسلام اعتدال را در زمینه امور فردی و شخصی، اعم از عبادت، گفتار، رفتار و ... منظور داشته و بر آن تاکید میورزد که امور ذیل به عنوان نمونه ذکر میشود:
الف) اعتدال در عبادت
با این که عبادت از شریفترین مقولات محسوب میشود، اسلام اعتدال و میانه روی در آن را امری مهم منظور داشته است . رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) میفرماید: «ان هذا الدین متین فاوغلوا فیه برفیق و لاتکرهوا عبادة الله الی عباد الله فتکونوا کالراکب المنبت الذی لا سفرا قطع و لاظهرا ابقی » ؛[۸]این دین محکم و متین است؛ پس با ملایمت در آن درآیید و عبادت خدا را به بندگان خدا با کراهت تحمیل نکنید تا مانند سوار درماندهای باشید که نه مسافت پیموده و نه مرکبی به جا گذاشته است (به سبب زیادی سرعت، مرکبش در میان راه از رفتن بازمانده و خودش هم به مقصد نرسیده است).
آنان که اندازه نمیشناسند و در هر امری زیاده روی یا کوتاهی میکنند، به مقصد نمیرسند . دینداری نیز اعتدال میطلبد و برای سیردادن آدمیان به مقاصدی که دین مشخص کرده است، باید ملاحظه استعداد و مرتبه وجودی آنان را نمود و تدرج را در تربیت رعایت کرد.
بسیاری از والدین و مربیان، این اصل (اعتدال در عبادت) را رعایت نمیکنند و نه تنها از تلاش خود نتیجهای نمیگیرند، بلکه گاهی رفتارشان سبب واکنش و نتایج منفی میشود . در آموزش تعالیم اسلامی به فرزندان، شرط اساسی رعایت اعتدال و ملایمت است؛ زیرا زیاده روی در عبادات و تحمیل آن بر دیگران، رویگردانی آنان را از عبادت و دین، در پی خواهد داشت.
این گونه افراطها، هم برای افراط کننده و هم برای کسانی که ناظر این گونه روشها هستند، زیان آور است . برای افراط کننده مضر است، زیرا روش افراطی قابل دوام نیست و دیر یا زود خسته میشود و از زیر بار وظایف اصلی هم شانه خالی میکند . برای ناظران زیان بخش است، زیرا آنها را از گرایش به مذهب و پذیرش تکالیف دینی باز میدارد و آنها گمان میکنند که اگر کسی بخواهد بنده خدا باشد و به وظایف دینی قیام کند، باید از زندگی خود دست بکشد و خود را از هر نوع کار و لذت و آسایش محروم سازد تا بتواند مسلمان باشد و وظیفه شناس . ولی اگر مردم ببینند که مسلمانان، هم به امور زندگی خود میرسند و هم به عبادت و وظایف دینی، بدون تردید به سوی مذهب گرایش پیدا میکنند و به سعادت و نیک بختی دنیا و آخرت نائل میشوند.
ناگفته روشن است که تندروی در عبادت، کسانی را شامل میشود که غیر از انجام عبادات واجب، آن قدر به عبادات استحبابی میپردازند که زندگی آنان فلج میشود و از کار و زندگی و سایر وظایف باز میمانند و این طبقه در جامعه معاصر کمتر دیده میشوند و متاسفانه اکثریت مردم (خصوصا اقشار جوان با سرگرمی هاو حربههایی که استعمار گران تدارک دیدهاند)، در امر عبادات، گرفتار واماندگی هستند که حتی به انجام عبادات واجب نیز توجه نمیکنند.
ب) اعتدال در راه رفتن
با این که به حسب ظاهر، راه رفتن، مساله جزئی و پیش افتادهای است، اما قرآن اعتدال را در همین مورد، مورد توجه قرار داده و میفرماید: «وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ»؛ [۹] در راه رفتن میانه رو باش.
در جای دیگر اولین نشانه عباد الرحمن (بندگان خاص الهی) را تواضع در راه رفتن میداند و میفرماید: «وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا»؛[۱۰]بندگان شایسته خدا کسانی هستند که روی زمین با تواضع راه میروند.
ج) اعتدال در سخن گفتن
سخن و بیان از نعمتهای بزرگ الهی و مهمترین عامل نقل و انتقال مکنونات ضمیر آدمی است که خداوند آن را مایه امتیاز انسان از موجودات دیگر قرار داده است، و میفرماید: «الرَّحْمَنُ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خَلَقَ الْإِنْسَانَ، عَلَّمَهُ الْبَيَانَ»؛[۱۱] خداوند رحمان، قرآن را تعلیم فرمود . انسان را آفرید و به او بیان را آموخت.
با این حال، اگر حرف زدن از حد اعتدال خارج شد و به پرگویی مبدل گشت، به جای نعمت، نقمت خواهد شد . از این رو، دانشمندان علم اخلاق در غیر موارد ضروری، سکوت را اولی از کلام میدانند . حضرت علی ( علیه السلام) میفرماید: «الکلام کالدواء قلیله ینفع و کثیره قاتل »؛ [۱۲] سخن گفتن مانند داروست؛ کم آن نفع میرساند و زیاده روی در آن کشنده و مهلک است . باز آن حضرت در جای دیگر میفرماید: «من کثر کلامه کثر خطاؤه »؛ [۱۳] کسی که بسیار سخن میگوید، خطا و اشتباهش بسیار خواهد بود.
کم گوی و گزیده گوی چون در
کز اندک تو جهان شود پر [۱۴]
بنابراین، سخن باید عاقلانه، حکیمانه، سنجیده و دور از افراط و تفریط باشد تا انسان در گرداب زیانهای اخلاقی و اجتماعی گفتار فرو نیفتد.
د) تعادل در خوراک
مساله خوردن و آشامیدن نیز از مسائلی است که بسیاری از مردم دربارهٔ آن دو، گرفتار افراط و تفریط میشوند، و البته بیشتر در جانب افراط.
تردیدی نیست که انسان، برای زنده ماندن، احتیاج به غذا دارد و باید به سلولهای بدن، غذا برسد تا بتوانند به حیات خود ادامه دهند . ولی مطلب مهم این است که مقدار غذای مورد احتیاج یک انسان چقدر است و آیا زیاده روی در غذا به سود او است یا به زیان او؟
امام رضا ( علیه السلام) میفرمایند: بدان که بدن انسان همانند زمین پاکیزهای است که برای آباد کردن آن، اگر اعتدال در آن رعایت شود و آب به مقدار لازم به آن داده شود، نه آن اندازه که زمین زیر آب غرق شود و نه آن اندازه کم که تشنه بماند، چنان زمین، آباد میشود و محصول فراوانی میدهد . ولی اگر از رسیدگی صحیح غفلت شود، آن زمین فاسد و تباه میگردد . بدن انسان نیز چنین است . با توجه و مراقبت در خوردنیها و نوشیدنیها، بدن سلامت و صحت مییابد و نعمت و عافیت را به دست میآورد . [۱۵]
در زمان هارون الرشید، خلیفه عباسی، یک پزشک نامدار مسیحی در بغداد زندگی میکرد که او را بختیشوع مینامیدند . روزی این پزشک از دانشمند معاصر خود، به نام واقدی، پرسید: آیا در قرآن شما، دربارهٔ طب هم چیزی هست؟ واقدی گفت: آری، یک جمله کوتاه «كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا»[۱۶] که خداوند در این آیه به مسلمانان دستور میدهد: از خوردنیها و آشامیدنیها استفاده کنند، ولی در خوردن و نوشیدن زیاده روی و اسراف ننمایند.
پزشک مسیحی پرسید: آیا پیامبر شما دربارهٔ طب چیزی گفته است؟
واقدی گفت: آری، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «المعدة بیت کل داء و الحمیة راس کل دواء» ؛[۱۷] معده جایگاه و خانه تمام دردها و امساک و خوردن، سرآمد همه درمان هاست. پزشک مسیحی گفت: قرآن و پیامبر اسلام، چیزی برای جالینوس در طب باقی نگذاشتهاند و اساسیترین پیشگیری و درمان بیماریها را با کوتاهترین عبارات بیان نمودهاند . [۱۸]
سعدی فرمود:
نه چندان بخور کز دهانت درآید
نه چندان که از ضعف جانت برآید
ادامه دارد ...
پانویس
- ↑ «المومن سیرته القصد، و سنته الرشد» ، میزان الحکمه، ج 10، ص 489
- ↑ «من اقتصد اغناه الله » ، همان
- ↑ «و نحن امة الوسط » ، سیره نبوی، ج 1، ص 174
- ↑ بقره/143
- ↑ نهج البلاغه، کلمات قصار، 67
- ↑ کنز العمال، ج 3، ص 28
- ↑ سیره نبوی، ج 1، ص 172 و 171؛ نهج البلاغه، حکمت 70
- ↑ بحارالانوار، ج 71، ص 212، ح 3
- ↑ لقمان/19
- ↑ فرقان/63
- ↑ الرحمن/4 - 1
- ↑ غررالحکم، ج 2، ص 159
- ↑ نهج البلاغه، حکمت 349
- ↑ نظامی گنجوی، لیلی و مجنون، در نصیحت فرزند
- ↑ بحارالانوار، ج 59، ص 310؛ ر . ک: رساله ذهبیه حضرت رضا (ع)
- ↑ اعراف/31 .
- ↑ بحارالانوار، ج 14 قدیم
- ↑ نامه زندگی، ص 41







