عکس العمل امام حسین علیه السلام در مقابل خلافت یزید

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۵۷ توسط Admin (نظرات | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: عکس العمل امام حسین علیه السلام در مقابل خلافت يزيد مجموعه ها: مق...» ایجاد کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

عنوان: عکس العمل امام حسین علیه السلام در مقابل خلافت يزيد مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۲۹۱ نویسنده: سیدعباس حسینی باقرآبادی شابک: - تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: محمد خلیلی ایمیل اپراتور: ۲farizeh@gmail.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود عکس العمل امام حسین علیه السلام در مقابل خلافت يزيد توضیحات: عکس العمل امام حسین علیه السلام در مقابل خلافت يزيد

سیدعباس حسینی باقرآبادی امام علیه السلام ديگر امر به معروف و نهي از منکر را بي فايده دانست؛ چرا که مردم در آن زمان به گونه اي شده بودند که هرگز امر به معروف و نهي از منکر را قبول نداشتند.

با توجه به مطالب گذشته، اعمال و رفتار يزيد و واليان او با مردم زمان وي و تقابل عمل آنان با دين خدا و ارزشهاي اسلامي، اين سؤال مطرح مي شود که آيا امام حسين علیه السلام به يکباره اقدام به قيام کرد و در مدينه هيچ گونه عکس العملي از خود نشان نداد؟‌ با توجه به فرمودة امام زمان علیه السلام در زيارت ناحية مقدسه، حضرت در ادامة بیان عوامل قيام سيد الشهداء علیه السلام مي فرمايند: «وَ أَنْتَ فِي حَرَمِ جَدِّكَ قَاطِنٌ وَ لِلظَّالِمِينَ مُبَايِنٌ جَلِيسُ الْبَيْتِ وَ الْمِحْرَابِ مُعْتَزِلٌ عَنِ اللَّذَّاتِ وَ الْأَحْبَابِ تُنْكِرُ الْمُنْكَرَ بِقَلْبِكَ وَ لِسَانِكَ عَلَى حَسَبِ طَاقَتِكَ وَ إِمْكَانِكَ؛ در حالي که تو در حرم جدّت سکنا گزيده بودي و از ستم پيشگان دوري گزيده، همدم محراب و خانه گشته و از لذتها و شهوتها بريده بودي و به مقدار توانايي و امکانات خويش با قلب و زبان به انکار منکرات و رد ناپسندها پرداخته بودي.» یعني امام حسين علیه السلام خلافت يزيد را نه تنها در قلب خود قبول نداشت؛ بلکه حتي با صراحت به مسئلة خلافت ناحق يزيد اشاره فرموده و حکومت او را از منکرات مي شمرد و در هر فرصت مناسبی کارهاي او و عمالش را باطل شمرده و در واقع به مسئلة امر به معروف و نهي از منکر مي پرداخت و تا حد توان و امکان به اين مسئله ادامه می داد و حتي جلوي گماشتگان يزيد و واليان او نيز يزيد را رسوا می کرد و فاسق و شرابخوار بودن يزید و اینکه شايستگي خلافت ندارد را فریاد می زد. از جمله، زماني که حضرت را جهت گرفتن بيعت براي يزيد نزد وليد حاضر کردند، امام علیه السلام به او فرمود: «اي امير! ما خاندان پيامبر و معدن رسالت و محل آمد و شد ملائکه و جايگاه رحمت هستيم و خداوند به خاطر ماست که درهاي رحمت را به روي مردم باز يا بسته مي کند؛ در حالي که يزيد مردي فاسق، شرابخوار و قاتل افراد پاک است و شرابخوري را علني انجام مي دهد؛ لذا شخصي مانند من با کسي مثل او بيعت نمي کند.» ۱ همچنين زماني که مروان امام حسین علیه السلام را در کوچه ديد و به تعبير خود حضرت را نصيحت و ارشاد کرد، پيشنهاد بيعت با يزيد را به ايشان داد. امام علیه السلام در جواب او فرمود: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيدٍ. ثُمَّ قَالَ: وَيْحَکَ! اَتَأمُرنِي بِبَيْعَةَ يَزيدٍ وَ هُوَ رَجُلٌ فَاسِقٌ لَقَدْ قُلْتَ شَطَطَاً مِنَ الْقَولِ يَا عَظِيمَ الزَّلَلِ لَا اَلُومَکَ عَلَي قَولِکَ لِأَنَّکَ اللَّعِينُ الَّذِي لَعَنَکَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله وَ اَنْتَ فِي صُلْبِ اَبِيکَ الْحَکَمَ بْنَ اَبِي العَاصِ فَاِنَّ مَنْ لَعَنَهُ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله لَا يُمْکِنُ لَهُ وَ لَا مِنْهُ اِلَّا اَنْ يَدعُو اِلَي بَيعَةِ يَزِيدٍ؛۲ ما همه از خداييم و به سوي او برمي گرديم؛ اما با اسلام بايد خداحافظي کرد؛ چرا که مردم دچار حاکمي مثل يزيد شده اند. سپس اضافه کرد: واي بر تو! آيا مرا به بيعت با يزيد امر مي کني، در حالي که مردي فاسق است؟ اي کسي که لغزشهاي بزرگي داري! مطمئن باش حرف پوچ و بي معنايي زدي و من تو را بخاطر اين حرفت سرزنش نمي کنم؛ چرا که هنوز به دنيا نيامده بودي که مورد لعنت رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار گرفتي و کسي که پيامبر او را لعنت کند، جز دعوت به بيعت با يزيد راه ديگري ندارد.» لذا با توجه به فرمايش امام زمان علیه السلام که فرمود: «تُنْكِرُ الْمُنْكَرَ بِقَلْبِكَ وَ لِسَانِكَ عَلَى حَسَبِ طَاقَتِكَ وَ إِمْكَانِك» حضرت سيد الشهدا علیه السلام تا حدي که برايش ممکن بود، به مخالفت با يزيد و کارهاي او پرداخت و از خلافت و اعمال يزيد به عنوان يک منکر شرعي و اجتماعي ياد کرد؛ ولي متأسفانه دستگاه حاکم بر جامعه از سخنان نوراني حضرت هيچ گونه تأثيري نگرفت و بلکه در مقابل او جبهه گيري نیز کرد؛ لذا امام علیه السلام ديگر امر به معروف و نهي از منکر را بي فايده دانست؛ چرا که مردم در آن زمان به گونه اي شده بودند که هرگز امر به معروف و نهي از منکر را قبول نداشتند. حضرت امام خميني رحمه الله در مورد حکومت يزيد و ويژگيهاي زمان او مي فرمود: «حکومت جائرانة يزيديان مي رفت تا قلم سرخ بر چهرة نوراني اسلام کشند و زحمات طاقت فرساي پيامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله و مسلمانان صدر اسلام و خون شهداي فداکار را به طاق نسيان سپارد و هدر دهد.» و در جاي ديگر نيز فرمود: «در زمان معاويه و پسر ناخلف او مسئله اين طور بود که اينها داشتند چهرة اسلام را قبيح مي کردند، به عنوان خليفة مسلمين، به عنوان خليفة رسول الله صلی الله علیه و آله آن جنايات را مي کردند. اينجا بود که تکليف اقتضا مي کرد براي بزرگان اسلام که مبارزه کنند و اين چهرة قبيحي که اينها دارند، از اسلام نشان دهند و اشخاص غافل را ممکن است خيال کنند که اسلام خلافتش همين است که معاويه و يزيد دارند، افشا و برملا سازند.»۳ ________________________________________ پی نوشت: ۱) اللهوف في قتلي الطفوف، سید بن طاووس رحمه الله، مترجم عقيقي بخشايشي، دفتر نشر نويد اسلام، قم، سال ۱۳۷۸، چ چهارم، ص ۲۳. ۲) موسوعة کلمات الامام الحسين، جمعی از نویسندگان، ص ۲۸۴. ۳) جلوه هاي سبز و سرخ عاشورا، محمد مهدي باباپور گل افشاني، آل صمد، قم، چ اول، ۱۳۸۱، ص ۲۰۵. منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره ۱۴۷.