امر به معروف و نهی از منکر از جنبه اخلاقی

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۴۵ توسط Admin (نظرات | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: امر به معروف و نهی از منکر از جنبه اخلاقی مجموعه ها: مقالات شناسه...» ایجاد کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

عنوان: امر به معروف و نهی از منکر از جنبه اخلاقی مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۹۰۸ نویسنده: محمد فتحعلی خانی شابک: - تاریخ انتشار: ۰۵-۰۵-۱۳۹۴ تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: عباس خوش چشم ایمیل اپراتور: abbaskhadem۹۲@yahoo.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود امر به معروف و نهی از منکر از جنبه اخلاقی توضیحات: امر به معروف و نهی از منکر از جنبه اخلاقی

نویسنده: محمد فتحعلی خانی

مقدمه انسان در هر شرایطى باید به تکالیف اخلاقى در همه روابط خود عمل کند و بکوشد افعال خود را با ضوابط اخلاقى هماهنگ سازد و ملکات نفسانىخویش را نیکو نماید. بدون شک گرایش و عمل به تکالیف اخلاقى در جامعه سالم و ایمانى اسان تر و بیش تر است. در جامعه متخلق به اخلاق اسلامى افراد بیشترى امکان تحقق غایت وجودى خود را مى یابند. بنابراین تلاش براى اصلاح جامعه، به منزله فراهم آوردن مقدمات لازم براى رشد و کمال انسان هاست و از همین رو وظیفه شرعى و اخلاقى هر مسلمانى تلاش براى اصلاح جامعه است. امر به معروف و نهى از منکر تکلیفى است که اقدام براى اصلاح جامعه را بر عهده همه اعضاى جامعه مى گذارد. در مورد امر به معروف و نهى از منکر، در قرآن و روایات سخنان بسیارى وجود دارد که اهمیت و آثار عمل به آن را آموزش مى دهند: و لتکن منکم امه یدعون الى الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون (۱) و باید از میان شما گروهى مردم را به نیکى دعوت کنند و به کار شایسته وا دارند و از زشتى باز دارند و آنان همان رستگارانند. در این آیه، رستگارى نتیجه امر به معروف و نهى از منکر معرفى شده است و در آیه دیگرى، ایمان و امر به معروف و نهى از منکر به عنوان معیار برترى امت اسلامى ذکر شده است: کنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون باللَّه؛ (۲) شما بهترین امتى هستید که براى مردم پایدار شده اید به کار پسندیده فرمان مى دهید و از کار ناپسند باز مى دارید و به خدا ایمان دارید. همچنین قرآن کریم امر به معروف و نهى از منکر را از ویژگى هاى مؤمنان معرفى کرده است: والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر؛ (۳) و مردان و زنان با ایمان، دوستان یکدیگرند که به کارهاى پسندیده وا مى دارند و از کارهاى ناپسند باز مى دارند.

محتوا و مقصد امر به معروف و نهی از منکر امیرالمؤمنین(علیه السّلام) محتوا و مقصد امر به معروف و نهى از منکر را در عبارتى کوتاه بیان فرموده اند: ایها المؤمنون انه من رأى عدوانا یعمل به و منکرا یدعى الیه فانکره بقلبه فقد سلم و برى ء و من انکر بلسانه فقد اجر و هو افضل من صاحبه و من انکره بالسیف لتکون کلمه اللَّه هى العلیا و کلمه الظالمین هى السفلى فذلک الذى اصاب سبیل الهدى و قام على الطریق و نور فى قلبه الیقین؛ (۴) اى مؤمنان! آن که ببیند ستمى مى رانند یا مردم را به منکرى مى خوانند و او به دل خود آن را نپسندد، سالم مانده و گناه نورزیده و آن که آن را به زبان انکار کرد، مزد یافت و از آن که به دل انکار کرد برتر است و آن که با شمشیر به انکار برخاست تا کلام خدا بلند و گفتار ستمگران پست گردد او کسى است که راه رستگارى را یافت و بر آن ایستاد و نور یقین در دلش تافت. در این عبارت سه نوع برخورد با منکر بیان شده است. بهترین و برترین نوع برخورد تلاش عملى براى از میان بردن منکر است. از این برترى مى توان فهمید که مقصد نهایى نهى از منکر، پاکسازى محیط از منکرات است. ولى اگر این هدف دست یافتنى نباشد آیا مى توان آسوده نشست؟ در همین عبارت برخورد کسى که با زبانش به مقابله منکر مى رود ستوده شده است پس مى توان دریافت که علنى شدن انکار و مخالفت با منکر نیز مطلوب است زیرا اولا در نابودى منکر مؤثر است و ثانیا مخالفان منکر یکدیگر را مى یابند و احساس غربت نخواهند کرد. عبارت دیگر اظهار منکر، در آلودن چهره اجتماع و نامناسب ساختن محیط مؤثر است، براى جبران این اثر سوء باید مخالفت با آن نیز اظهار شود. نوع دیگرى که از برخورد با منکر بیان شده است انکار قلبى است این نوع برخورد به منزله عکس العمل پیشگیرانه اى است که از انحراف باطنى مؤمن جلوگیرى مى کند. هر مؤمنى که در برابر منکرات بى تفاوتى نشان دهد رفته رفته زشتى آنها در دلش مى ریزد و در خطر ارتکاب منکر واقع مى شود. پس پاسدارى از ایمان شخصى هم به انکار و مخالفت با منکر وابسته است، حتى اگر این انکار، عملى قلبى باشد و کمال مطلوب از نهى از منکر را برآورده نسازد. امیرالمؤمنین(علیه السّلام) در عبارتى دیگر علاوه بر این سه نوع برخورد با منکر، نوع چهارمى را هم بیان فرموده اند: و منهم تارک لانکار المنکر بلسانه و قلبه و یده فذلک میت بین الاحیاء؛ (۵) و از آنان کسى است که منکر را به زبان و دل و دست باز ندارد، چنین کسى مرده اى است میان زندگان. کسى که ایمان قلبى خود را از دست دهد در واقع حیات خود را از دست داده و همچون مرده اى بیش نیست. پس امر به معروف و نهى از منکر، پاسدار حیات انسان است؛ زیرا ایمان درونى او را نگاه مى دارد. امیرالمؤمنین(علیه السّلام) در ادامه همین سخن فرموده اند: و ما اعمال البر کلها و الجهاد فى سبیل اللَّه عند الامر بالمعروف و النهى عن المنکر الا کنفثه فى بحر لجى و ان الامر بالمعروف و النهى عن المنکر لایقربان من اجل و لا ینقصان من رزق. و افضل من ذلک کله کلمه حق عند امام جائر؛ (۶) و همه کارهاى نیک و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منکر چون دمیدنى است به دریاى پرموج پهناور. و همانا امر به معروف و نهى از منکر نه اجلى را نزدیک کنند و نه از مقدار روزى بکاهند و فاضل تر از همه این ها سخن عدالت است که پیش روى حاکمى ستمکار گویند. این اهمیت فراوان براى امر به معروف و نهى از منکر به سبب تأثیر شگرف آن در حفظ ایمان شخصى و پاسدارى از سلامت محیط و تأمین اهداف اصیل دین مى باشد.

آثار امر به معروف و نهى از منکر در روایات مختلفى این آثار براى امر به معروف و نهى از منکر ذکر شده است: قبلا تأثیر ترک امر به معروف و نهى از منکر را در مردن قلب و ایمان؛ ذکر کردیم. در عبارتى دیگر امیرمؤمنان على(علیه السّلام) مى فرمایند: فمن لم یعرف بقلبه معروفا و لم ینکر منکراً قلب فجعل اعلاه اسفله و اسفله اعلاه؛ (۷) و آن که به دل کار نیکى را نستاید و کار زشت او را ناخوش نیاید طبیعتش دگرگون شود چنان که پستى بلند شود و بلندیش سرنگون. با مردن دل و دگرگون شدن طبیعت، راه رستگارى و رسیدن به قرب خداوند و برخوردارى از نعمت هاى اخروى بسته مى شود: ظهر الفساد فلا منکر مغیر، و لا زاجر مزدجر، افبهذا تریدون ان تجاوروا اللَّه فى دار قدسه و تکونوا اعز اولیائه عنده؟ هیهات لا یخدع اللَّه عن جنته، و لا تنال مرضاته الا بطاعته؛ (۸) فساد آشکار گشت نه کار زشت را دگرگون کننده اى مانده است و نه نافرمانى و معصیت را بازدارنده اى. آیا با این دستاویز مى خواهید در دارقدس خدا مجاور شوید؟ و نزد وى از گرامى ترین دوستانش گردید؟ هرگز! با خدا و بهشت او خدعه نتوان کرد و خشنودى او را جز به طاعت به دست نتوان آورد. چنان که قبلا گفتیم امر به معروف و نهى از منکر موجب مى شود که مؤمنان یکدیگر را بیابند و در برابر گناهکاران ایستادگى کنند. امیرالمؤمنین(علیه السّلام) مى فرمایند: فمن امر بالمعروف شد ظهور المؤمنین و من نهى عن المنکر ارغم انوف المنافقین؛ (۹) کسى که امر به معروف کند پشتوانه مؤمنان را محکم کرده و کسى که نهى از منکر نماید بینى منافقان را به خاک مالیده است. ایشان در عبارت دیگرى به اثار عمیق سیاسى و اجتماعى ترک این وظیفه اشاره فرموده اند: لا تترکوا الامر بالمعروف و النهى عن المنکر فیولى علیکم شرارکم ثم تدعون فلا یستجاب لکم؛ (۱۰) امر به معروف و نهى از منکر را وامگذارید که بدترین شما حکمرانى شما را بر دست گیرنده آن گاه دعا کنید و مستجاب نشود. پیامبر بزرگوار اسلام در عبارتى آثار مثبت عمل به این وظیفه بزرگ و آثار منفى ترک آن را بیان فرمودند: لا یزال الناس بخیر ما امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و تعاونوا على البر و التقوى، فاذا لم یفعلوا ذلک، فزعت عنهم البرکات و سلط بعضهم على بعض و لم یکن لهم ناصر فى الارض و لا فى السماء؛ (۱۱) مردم هماره بر نیکى هستند تا زمانى که امر به معروف و نهى از منکر مى کنند و یکدیگر را در نیکى و پرهیزکارى یارى مى دهند. پس چون این کار را نکنند برکات از آن ها گرفته مى شود و برخى بر برخى دیگر چیره مى شوند و هیچ یاورى در زمین و آسمان بر ایشان نباشد. امر به معروف و نهى از منکر در صورتى که از روى آگاهى به معروف و منکر صورت گیرد و آمران به معروف و ناهیان از منکر، خود به آن چه مى گویند عمل کنند تأثیر بسیارى خواهد داشت و روابط اجتماعى را صالح و استوار خواهد خواهد گردانید و اگر جز این باشد تأثیر آن وارونه خواهد بود. از همین روست که امیرالمؤمنین(علیه السّلام) زبان نفرین بر کسانى گشود که برخلاف گفته خویش عمل مى کنند: لعن اللَّه الامرین بالمعروف التارکین له و الناهین عن المنکر العاملین به؛ (۱۲) لعنت خدا بر آنان که به معروف فرمان دهند و خود آن را واگذارند واز منکر باز دارند و خود آن را به جا آرند.

پى نوشت ها : (۱) - آل عمران، ۱۰۴. (۲) - آل عمران، ۱۱۰. (۳) - توبه، ۷۱. (۴) - نهج البلاغه، قصارالحکم ۳۷۳. (۵) - همان، قصارالحکم ۳۷۴. (۶) - همان. (۷) - همان، قصار الحکم ۳۷۵. (۸) - همان، الخطبه ۱۲۹. (۹) - همان، قصارالحکم، ۳۱. (۱۰) - همان، الکتاب، ۴۷. (۱۱) - بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۹۴. (۱۲) - نهج البلاغه، الخطبه، ۱۲۹.

برگرفته از : کتاب آموزه های بنیادین علم اخلاق جلد اول منبع <http://www.balagh.net> به نقل از راه بهشت ۰۱-۱۲-۹۴ : <http://www.rahebehesht.org/article/show/۲۹>