اصلاحات علوی
عنوان: اصلاحات علوى مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۷۰۸ نویسنده: محمود مهدى پور شابک: ---- تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: محمد خلیلی ایمیل اپراتور: ۲farizeh@gmail.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود اصلاحات علوى توضیحات: اصلاحات علوى
محمود مهدى پور
جامعه ما امروز تشنه ((اصلاحات علوى)) است. فقر و فساد و تبعيض سه بيمارى جانكاه جامعه است كه اگر درمان نشود, هستى نظام اسلامى و حكومت دينى را به شدت تهديد مى كند در سطح مردمى, اصلاح انديشه ها, اصلاح آرمان ها, اصلاح اخلاق و روحيه ها, اصلاح عادات و آداب اجتماعى و اصلاح نگاه ها و رفتار گفتار مردم بويژه نسل جوان از ضرورىترين تحولات فرهنگى امروز است. در سطح فعاليت هاى دولتى و دستگاه هاى مديريتى كشور, اصلاح معيارها, اصلاح سياست ها, اصلاح نظام برنامه و بودجه و اصلاح نظام آموزش عالى, و مديريت كلان اقتصادى شرط موفقيت كشور در پاسدارى از استقلال و آزادى و حكومت دينى است. افراد فاسد و منحرف هيچ گاه نمى توانند, در جامعه الگو و پيشاهنگ اصلاح ديگران باشند. خودسازى, پيش نياز هرگونه اصلاحات اجتماعى است. هركس از ظلم و بيداد و حق كشى مى نالد و به راستى خواستار رعايت حق و عدالت است; بايد اصلاحات را از افكار و اخلاق و زندگى و رفتار خويش آغاز كند. انتظار اصلاحات و مصلح بزرگ بشريت از ناحيه كسانى كه خود سربر آستان تقوا و صداقت و عدالت نمى سايند, انتظارى كاذب و دروغين است و شعار اصلاحات از سوى آنان شعارى توخالى براى فريب نسل جوان محسوب مى شود. ((اصلاحات علوى)) اين است كه ((ترديدها)) نسبت به توحيد و رسالت و قيامت به ((يقين)) تبديل گردد. فاطعيت در نظام اجتماعى و پاسدارى از قانون الهى و عدالت به جاى مديريت هاى سازشكارانه بنشيند. جهت گيرى همه نهادها و مسوولان و برنامه ها و سياست ها به سوى اجراى احكام خداباشد. ((اصلاحات علوى)) اقداماتى برخاسته از روح قدرت طلبى نيست. فعاليت هايى پول سالار نيست. تلاش هاى ايثارگرانه مومنان در جهت قرب الهى و براى نجات انسان ها از فقر و فساد و تبعيض است. ((اصلاحات علوى)) مبدإ و مقصد شرقى و غربى ندارد. نقطه آغاز آن معرفت و محبت الهى و مقصد ونهايت آن آزادى و استقلال انسان ها از حاكميت سلطه هاى شيطانى و استقرار عبادت الهى و عدالت اجتماعى است. اميرالمومنين(ع) فلسفه جنگ و جهاد و همه مبارزات اجتماعى خويش را چنين بر مى شمارد: ((اللهم انك تعلم انه لم يكن الذى قدكان منا منافسه فى سلطان و لا التماس شىء من فضول الحطام و لكن لنرد المعالم من دينك ونظهر الاصلاح فى بلادك. فيإمن المظلومون من عبادك و تقام المعطله من حدودك. اللهم انى اول من اناب و سمع واجاب, لم يسبقنى الا رسول الله(ص) بالصلاه))(۱) بار خدايا! تو به راستى مى دانى كه اقدامات ما تلاش رقابت جويانه در كسب قدرت نبود و در جستجوى ثروت و امكانات افزون تر شكل نگرفت. بلكه تنها براى اين بود كه نشانه ها و رهنمودهاى دين تو را به جامعه بازگردانيم و نا بسامانى ها در شهرهاى تو را به سامان آوريم تا بندگان مظلومت به ((امنيت)) دست يابد و قوانين معطل مانده و متوقف شده ات اجرا گردد. خدايا! من اول كسى هستم كه ((با فراخوان پيامبر)) به سوى تو آمدم و آواى اورا شنيدم و پاسخ مثبت گفتم. جز پيامبر خدا, هيچ كس در نماز برمن سبقت نگرفت. اصلاحات عميق گسترده و همه جانبه با هدايت و رهبرى پيشواى امت اسلام آغاز مى شود. و زمامدار اصلاحات در جامعه اسلامى ((امام امت)) است كه از آگاهى و پارسايى و دين شناسى لازم بهره مند است. اصلاحات حركتى پيوسته, آگاهانه, دلسوزانه و دين مدار است و عناصر مومن و صابر و آگاه و دلسوز بايد در خط مقدم آن قرار گيرند. اصلاح نظام آموزشى, اصلاح نظام پژوهشى, نظام اقتصادى ـ مالى, اصلاح نظام تبليغى و اطلاع رسانى و اصلاح سيستم مديريت حوزه ها و دانشگاه ها از بنيادىترين گام هاى اصلاحى در جامعه ماست. بى ترديد, نظام آموزشى كشور و دبيران و معلمان و مبلغان و استادان متعهد و دين باور مى توانند, پيشگامان نهضت اصلاحات باشند. اصلاحات بدون تلاش و هوشيارى و همكارى دست اندركاران نظام تربيتى آموزشى, حوزه و دانشگاه انجام شدنى نيست و تا دانشگاه و حوزه خود را با معيارهاى اسلامى همآهنگ نكنند, همآهنگى ديگر بخش هاى كشور با معيارها و موازين اسلامى امكان پذير نيست. شرك و الحاد, ريشه ((فساد فرهنگى)) است و نظام تربيتى و فرهنگ كشور مى تواند و بايد به ريشه كنى مالارياى ((شرك)) و تفكرات بى دينى و ضد دينى بپردازد. تبعيض و امتيازطلبى, سياسى و اقتصادى بين مسلمانان, دشمن بزرگ ارزشهاست و مناديان اصلاحات بايد براى محو و حذف هرگونه تبعيض از زندگى خود و نزديكان خويش فداكارى و ايثار كنند. جهل و فقر ((ام الفساد)) اجتماعى است. دولت و مجلس اصلاحات بايد مبارزه با اين دو آفت بزرگ جامعه را در سرلوحه فعاليت هاى خويش قرار دهند و توجه داشته باشند, اصلاحاتى كه از انديشه هاى قرآنى برنخيزد, ريشه در آرمان هاى شيطان دارد.
خطر مفاسد اجتماعى بى تفاوتى نسبت به افزايش فقر و تبعيض اجتماعى, همزيستى با ديو اعتياد و فساد اخلاقى, سهل گيرى نسبت به رشوه خوارى و تجمل گرايى, خود باختگى در برابر نهادهاى بين المللى و فرهنگ و آداب غربى, اميدبستن به ديگران و كمك هاى خارجى تضعيف بى مرز بخش كشاورزى و صنايع داخلى, تشويق بى حد ورزشهاى وابسته به استكبار جهانى, تجويز قمار و بيليارد و شطرنج و گسترش روز افزون موسيقى به كارگيرى مربيان و مشاوران خارجى دربخش هاى مختلف ورزشى و سربرآوردن شركت هاى گسترده حرام خوارى و قماربازى با ادعاى مشروعيت و مشاركت مردمى و پروژه ملى و بدتر از همه سكوت و يا تإييد ضمنى همه اين مفاسد و منكرات اجتماعى از سوى برخى پاسداران دين, تداوم حكومت اسلامى و نظام علوى را با خطر جدى رو به رو مى سازد. ((ولايت علوى)) با مفاسد اجتماعى تضاد بنيادى دارد و مفسدان اجتماعى شديدترين خصومت ها و گسترده ترين مقاومت ها را در برابر حكومت دينى نشان مى دهند و در محو و تحريف پيام غدير مى كوشند. امروز هم, اگر غدير دوباره فراموش شود, اگر ياران پيامبر(ص) از گرد على(ع) پراكنده گردند. اگر حقيقت اسلام و تشيع قربانى مصلحت و منفعت قبيله هاى سياسى ـ گروهها و جناح هاـ گردد و اگر انديشه ولايت فقيه به سود سلطه جناح ها و در نهايت حاكميت آمريكا از ذهن و زندگى كنار گذاشته شود, در پيشگاه خدا و نسل هاى آينده و به نسبت به سرنوشت مسلمانان همه مسوول و سربزير خواهيم بود. سلطه نا اهلان و نامحرمان بر مسند قدرت و گسترش فساد و منكرات اجتماعى به معناى انزواى عترت(عليهم السلام) نفى غدير و فراموشى آخرين پيام رسالت است كه راه را برهمه مفاسد باز مى كند و جاهليت آريامهرى را ((مدينه فاضله)) نشان مى دهد.
اصلاحات و بيگانگان اصلاحات راستين هميشه با مخالفت هاى خارجى وكارشكنى منافقان داخلى روبرو بوده است, حمايت خارجى ها از اصلاحات درون كشور, جهت گيرى به سود دشمنان خارجى را نشان مى دهد. اصلاحاتى كه جهت گيرى خارجى و پشتيبانى مالى, سياسى و رسانه اى خارج و دشمنان قسم خورده مردم را به همراه داشته باشد, اصلاحات راستين نيست. حركت هاى افسادگرانه اى است كه ((تن پوش اصلاحات)) برتن كرده است.
منافقان منافقان چون به معيارهاى مكتبى از عمق جان عقيده ندارند, اجراى قوانين اسلام را با منافع خويش در تضاد احساس مى كنند و هميشه تلاش مى كنند كه در عين حفظ شعار و ظواهر و عدم مخالفت علنى, از اجراى دستورهاى الهى جلوگيرى كنند. آنان خود را اصلاح طلب معرفى مى كنند ولى از ديدگاه قرآن آنان مفسدانى هستند كه خودشان هم به عملكرد افسادگرانه خويش توجه ندارند.
ترسوها و اصلاحات انديشمند بزرگ و منادى اصلاح و استقلال پاكستان دكتر اقبال لاهورى چنين مى سرايد: هركه رمز مصطفى فهميده است شرك را در خوف پنهان ديده است خوف حق عنوان ايمان است و بس خوف غير از شرك پنهان است و بس ترس از ضعف ايمان بر مى خيزد و شجاعت فرزندايمان و توحيد و يقين است. ترسوها ((مرعوبين)) به علت عدم اعتماد به خدا دنبال تكيه گاه هاى ديگر مى گردند و براى حفظ امكانات و سمت ها و به دست آوردن نام و نان بر دست خارجيان بوسه مى زنند, سازشكارى, تسامح, محافظه كارى, تذبذب رفتارى, دودوزه بازى كردن و نفاق و دورويى, حاصل اين روحيه است كه خود اين روحيه مولود بى ايمانى و عشق به زندگى دنياست. امام على(ع) سوگند مى خورد: ((ولعمرى ما على من قتال من خالف الحق من ادهان و لا ايمان))(۲) به جانم سوگند! من در نبرد خونين با مخالفان حق هيچ گونه سازش و سستى نمى كنم. همزيستى با دشمنان خدا و مردم, اصلاحات نيست. راهكار ابداعى منافقان براى بهره ورى از اسلام و كفر است. اصلاحات كامل و راستين, اجراى تمام احكام الهى در قلمرو زندگى فردى و اجتماعى است. اصلاحات علوى تعميم فرهنگ قرآن و عترت بين همه مسلمانان و ابلاغ اين فرهنگ به بشريت مظلوم است.
پرچمدار اصلاحات در همه انقلاب ها, حركت هاى ارتجاعى پس از رحلت بنيانگذار انقلاب شكل مى گيرد و مخالفان انقلاب ها براى دوران پس از رهبرى اوليه برنامه ريزى مى كنند. در برابر اسلام هم همين تلاش ها وجود داشت.با آخرين حج رسول خدا(ص) در غديرخم با اعلام رهبرى اميرالمومنين(ع) از سوى خدا و پيامبر(ص) دين الهى كامل يافت و نعمت بزرگ ولايت و رهبرى آينده ـ كه ارمغان آسمان به زمين بود.ـ به امت اسلامى تقديم شد و اسلام توإم با امامت, دين مطلوب و مقبول الهى معرفى گرديد. افراد وگروه ها دربرابر اين پيام الهى چهارگونه عكس العمل نشان دادند و چهارنوع موضع گرفتند: ۱ ـ گروهى با امامت و رهبرى علوى به ستيزه برخاستند. ۲ ـ گروهى از امامت على(ع) وحشت زده گريختند. ۳ ـ جمعى پيشوايى او را به فرمان خدا و پيامبر پذيرفتند. ۴ ـ گروهى براى دفاع از امامت على(ع) ـ چون حجربن عدى و عمار بن ياسر و ميثم وار بر فراز دار به شهادت ايستادند. كافران و دشمنان خارجى نظام نو بنياد قرآنى, طبيعى است كه با اصل دين, شخص پيامبر(ص) و وصى او مخالف باشند. منافقان كه توان مقابله آشكار با پيام الهى ندارند, به طور طبيعى تظاهر به موافقت گفتارى مى كنند و از اجراى آن به هر شكل ممكن جلوگيرى مى نمايند. تلاش و كوشش در زمينه جلوگيرى از ابلاغ پيام, تشكيك و ايجاد ترديد در آسمانى بودن پيام, تبريك و تهنيت ظاهرى و سروصدا و غوغاسالارى به هنگام ابلاغ پيام در منى و مكه و برنامه ريزى براى ترور پيامبر(ص) پس از پيام غدير و جوسازى در زمينه خشونت على(ع) در سفر يمن, همه و همه حركت هايى بود كه از سوى منافقان و مخالفان ((ولايت علوى)) شكل گرفت. مسلمانان پاكدل و اكثريت مومن و فداكار همراه پيامبر(ص) به پيام غدير پاسخ مثبت گفتند و رهبرى على(ع) را پذيرفتند. مومنان مخلص و فداكارى كه جايگاه على(ع) را در ايمان و جهاد و دانش و ديندارى مى دانستند و خود از دلسوزان فداكار و همراهان اصلى پيامبر(ص) در جريان گسترش اسلام بودند, از اعلام رسمى ولايت علوى چون گل شكوفا شدند و لب به سپاس و ستايش خداى بزرگ گشودند. انقلاب نبوى با نصب على(ع) در جايگاه رهبرى و نظارت و هدايت نظام اسلامى امكان تداوم يافت و على(ع) پرچم اصلاحات را در غياب پيامبر بردوش گرفت. (و قال موسى لاخيه هارون اخلفنى فى قومى و اصلح و لاتتبع سبيل المفسدين)(۳)
ويژگى هاى ((فرهنگ كوثر)) اين ماهنامه نشريه اى مخصوص شناخت و معرفى چهارده معصوم(ع) بود كه در چهار سال تلاش مطبوعاتى خود حدود هزار و چهار صد عنوان مقاله و گزارش و مصاحبه درباره اهل بيت(عليهم السلام) به خوانندگان گرامى تقديم داشت. از نظر تدوين و نگارش وابسته به گروهى محدود و نويسندگانى ثابت نبود بلكه در مجموع از آثار يكصد و چهل و پنج نفر از محققان حوزوى و دانشگاهى و فرهنگى بهره برد. ـ حدود ۷۰% مقالات تاريخ و سيره و انديشه ى و سياست عترت(عليهم السلام) و ياران, حدود ۱۰% شعر و داستان مربوط به اهل بيت(عليهم السلام) و ۵% گزارش و اخبار مسلمين بويژه شيعيان جهان و ۵% مباحث سياسى روز و روشنگرى درباره موضع گيرى رسانه اى و سياسى و بقيه مباحث متفرقه بوده است. در اين مدت ماهنامه پنج ويژه نامه به نام ويژه نامه غدير, ويژه نامه حضرت زهرا(س), ويژه نامه امام صادق(ع), ويژه نامه امام كاظم(ع) و ويژه نامه امام على(ع) چاپ و منتشر كرد و فصل هاى ويژه اى به قرآن, امام زمان(ع), حضرت معصومه(س) و امام خمينى(ره) اختصاص داد. و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمين والسلام
پى نوشتها:
۱ ـ نهج البلاغه, فيض الاسلام, ج ۱, ص ۳۹۸.
۲ ـ همان, خطبه, ۲۴, ص ۲۳۳.
۳ ـ سوره اعراف, آيه ۱۴۲.
منبع:
ماهنامه كوثر ـ شماره ۴۸ ـ اسفند ۷۹







