اصلاحات علوی
نویسنده: محمود مهدی پور
محتویات
مقدمه
جامعه ما امروز تشنه ((اصلاحات علوی)) است. فقر و فساد و تبعیض سه بیماری جانکاه جامعه است که اگر درمان نشود، هستی نظام اسلامی و حکومت دینی را به شدت تهدید میکند در سطح مردمی، اصلاح اندیشه ها، اصلاح آرمان ها، اصلاح اخلاق و روحیه ها، اصلاح عادات و آداب اجتماعی و اصلاح نگاهها و رفتار گفتار مردم بویژه نسل جوان از ضروریترین تحولات فرهنگی امروز است. در سطح فعالیتهای دولتی و دستگاههای مدیریتی کشور، اصلاح معیارها، اصلاح سیاست ها، اصلاح نظام برنامه و بودجه و اصلاح نظام آموزش عالی، و مدیریت کلان اقتصادی شرط موفقیت کشور در پاسداری از استقلال و آزادی و حکومت دینی است.
افراد فاسد و منحرف هیچ گاه نمیتوانند، در جامعه الگو و پیشاهنگ اصلاح دیگران باشند. خودسازی، پیش نیاز هرگونه اصلاحات اجتماعی است. هرکس از ظلم و بیداد و حق کشی مینالد و به راستی خواستار رعایت حق و عدالت است؛ باید اصلاحات را از افکار و اخلاق و زندگی و رفتار خویش آغاز کند. انتظار اصلاحات و مصلح بزرگ بشریت از ناحیه کسانی که خود سربر آستان تقوا و صداقت و عدالت نمیسایند، انتظاری کاذب و دروغین است و شعار اصلاحات از سوی آنان شعاری توخالی برای فریب نسل جوان محسوب میشود.
((اصلاحات علوی)) این است که ((تردیدها)) نسبت به توحید و رسالت و قیامت به ((یقین)) تبدیل گردد. فاطعیت در نظام اجتماعی و پاسداری از قانون الهی و عدالت به جای مدیریتهای سازشکارانه بنشیند. جهت گیری همه نهادها و مسوولان و برنامهها و سیاستها به سوی اجرای احکام خداباشد.
((اصلاحات علوی)) اقداماتی برخاسته از روح قدرت طلبی نیست. فعالیتهایی پول سالار نیست. تلاشهای ایثارگرانه مومنان در جهت قرب الهی و برای نجات انسانها از فقر و فساد و تبعیض است.
((اصلاحات علوی)) مبدإ و مقصد شرقی و غربی ندارد. نقطه آغاز آن معرفت و محبت الهی و مقصد ونهایت آن آزادی و استقلال انسانها از حاکمیت سلطههای شیطانی و استقرار عبادت الهی و عدالت اجتماعی است.
امیرالمومنین (ع) فلسفه جنگ و جهاد و همه مبارزات اجتماعی خویش را چنین بر میشمارد:
((اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی قدکان منا منافسه فی سلطان و لا التماس شیء من فضول الحطام و لکن لنرد المعالم من دینک ونظهر الاصلاح فی بلادک. فیإمن المظلومون من عبادک و تقام المعطله من حدودک. اللهم انی اول من اناب و سمع واجاب، لم یسبقنی الا رسول الله (ص) بالصلاه))[۱]
بار خدایا! تو به راستی می دانی که اقدامات ما تلاش رقابت جویانه در کسب قدرت نبود و در جستجوی ثروت و امکانات افزون تر شکل نگرفت. بلکه تنها برای این بود که نشانهها و رهنمودهای دین تو را به جامعه بازگردانیم و نا بسامانیها در شهرهای تو را به سامان آوریم تا بندگان مظلومت به ((امنیت)) دست یابد و قوانین معطل مانده و متوقف شده ات اجرا گردد.
خدایا! من اول کسی هستم که ((با فراخوان پیامبر)) به سوی تو آمدم و آوای اورا شنیدم و پاسخ مثبت گفتم. جز پیامبر خدا، هیچ کس در نماز برمن سبقت نگرفت.
اصلاحات عمیق گسترده و همه جانبه با هدایت و رهبری پیشوای امت اسلام آغاز میشود؛ و زمامدار اصلاحات در جامعه اسلامی ((امام امت)) است که از آگاهی و پارسایی و دین شناسی لازم بهره مند است.
اصلاحات حرکتی پیوسته، آگاهانه، دلسوزانه و دین مدار است و عناصر مومن و صابر و آگاه و دلسوز باید در خط مقدم آن قرار گیرند. اصلاح نظام آموزشی، اصلاح نظام پژوهشی، نظام اقتصادی ـ مالی، اصلاح نظام تبلیغی و اطلاع رسانی و اصلاح سیستم مدیریت حوزهها و دانشگاهها از بنیادیترین گامهای اصلاحی در جامعه ماست. بی تردید، نظام آموزشی کشور و دبیران و معلمان و مبلغان و استادان متعهد و دین باور میتوانند، پیشگامان نهضت اصلاحات باشند. اصلاحات بدون تلاش و هوشیاری و همکاری دست اندرکاران نظام تربیتی آموزشی، حوزه و دانشگاه انجام شدنی نیست و تا دانشگاه و حوزه خود را با معیارهای اسلامی همآهنگ نکنند، همآهنگی دیگر بخشهای کشور با معیارها و موازین اسلامی امکان پذیر نیست.
شرک و الحاد، ریشه ((فساد فرهنگی)) است و نظام تربیتی و فرهنگ کشور میتواند و باید به ریشه کنی مالاریای ((شرک)) و تفکرات بی دینی و ضد دینی بپردازد.
تبعیض و امتیازطلبی، سیاسی و اقتصادی بین مسلمانان، دشمن بزرگ ارزشهاست و منادیان اصلاحات باید برای محو و حذف هرگونه تبعیض از زندگی خود و نزدیکان خویش فداکاری و ایثار کنند.
جهل و فقر ((ام الفساد)) اجتماعی است. دولت و مجلس اصلاحات باید مبارزه با این دو آفت بزرگ جامعه را در سرلوحه فعالیتهای خویش قرار دهند و توجه داشته باشند، اصلاحاتی که از اندیشههای قرآنی برنخیزد، ریشه در آرمانهای شیطان دارد.
خطر مفاسد اجتماعی
بی تفاوتی نسبت به افزایش فقر و تبعیض اجتماعی، همزیستی با دیو اعتیاد و فساد اخلاقی، سهل گیری نسبت به رشوه خواری و تجمل گرایی، خود باختگی در برابر نهادهای بین المللی و فرهنگ و آداب غربی، امیدبستن به دیگران و کمکهای خارجی تضعیف بی مرز بخش کشاورزی و صنایع داخلی، تشویق بی حد ورزشهای وابسته به استکبار جهانی، تجویز قمار و بیلیارد و شطرنج و گسترش روز افزون موسیقی به کارگیری مربیان و مشاوران خارجی دربخشهای مختلف ورزشی و سربرآوردن شرکتهای گسترده حرام خواری و قماربازی با ادعای مشروعیت و مشارکت مردمی و پروژه ملی و بدتر از همه سکوت و یا تإیید ضمنی همه این مفاسد و منکرات اجتماعی از سوی برخی پاسداران دین، تداوم حکومت اسلامی و نظام علوی را با خطر جدی رو به رو میسازد. ((ولایت علوی)) با مفاسد اجتماعی تضاد بنیادی دارد و مفسدان اجتماعی شدیدترین خصومتها و گستردهترین مقاومتها را در برابر حکومت دینی نشان میدهند و در محو و تحریف پیام غدیر میکوشند.
امروز هم، اگر غدیر دوباره فراموش شود، اگر یاران پیامبر (ص) از گرد علی (ع) پراکنده گردند. اگر حقیقت اسلام و تشیع قربانی مصلحت و منفعت قبیلههای سیاسی ـ گروهها و جناح هاـ گردد و اگر اندیشه ولایت فقیه به سود سلطه جناحها و در نهایت حاکمیت آمریکا از ذهن و زندگی کنار گذاشته شود، در پیشگاه خدا و نسلهای آینده و به نسبت به سرنوشت مسلمانان همه مسوول و سربزیر خواهیم بود.
سلطه نا اهلان و نامحرمان بر مسند قدرت و گسترش فساد و منکرات اجتماعی به معنای انزوای عترت (علیهم السلام) نفی غدیر و فراموشی آخرین پیام رسالت است که راه را برهمه مفاسد باز میکند و جاهلیت آریامهری را ((مدینه فاضله)) نشان میدهد.
اصلاحات و بیگانگان
اصلاحات راستین همیشه با مخالفتهای خارجی وکارشکنی منافقان داخلی روبرو بوده است، حمایت خارجیها از اصلاحات درون کشور، جهت گیری به سود دشمنان خارجی را نشان میدهد.
اصلاحاتی که جهت گیری خارجی و پشتیبانی مالی، سیاسی و رسانهای خارج و دشمنان قسم خورده مردم را به همراه داشته باشد، اصلاحات راستین نیست. حرکتهای افسادگرانهای است که ((تن پوش اصلاحات)) برتن کرده است.
منافقان
منافقان چون به معیارهای مکتبی از عمق جان عقیده ندارند، اجرای قوانین اسلام را با منافع خویش در تضاد احساس میکنند و همیشه تلاش میکنند که در عین حفظ شعار و ظواهر و عدم مخالفت علنی، از اجرای دستورهای الهی جلوگیری کنند. آنان خود را اصلاح طلب معرفی میکنند ولی از دیدگاه قرآن آنان مفسدانی هستند که خودشان هم به عملکرد افسادگرانه خویش توجه ندارند.
ترسوها و اصلاحات
اندیشمند بزرگ و منادی اصلاح و استقلال پاکستان دکتر اقبال لاهوری چنین میسراید:
هرکه رمز مصطفی فهمیده است
شرک را در خوف پنهان دیده است
خوف حق عنوان ایمان است و بس
خوف غیر از شرک پنهان است و بس
ترس از ضعف ایمان بر میخیزد و شجاعت فرزندایمان و توحید و یقین است.
ترسوها ((مرعوبین)) به علت عدم اعتماد به خدا دنبال تکیه گاههای دیگر میگردند و برای حفظ امکانات و سمتها و به دست آوردن نام و نان بر دست خارجیان بوسه میزنند، سازشکاری، تسامح، محافظه کاری، تذبذب رفتاری، دودوزه بازی کردن و نفاق و دورویی، حاصل این روحیه است که خود این روحیه مولود بی ایمانی و عشق به زندگی دنیاست.
امام علی (ع) سوگند میخورد: ((ولعمری ما علی من قتال من خالف الحق من ادهان و لا ایمان))[۲]
به جانم سوگند! من در نبرد خونین با مخالفان حق هیچ گونه سازش و سستی نمیکنم.
همزیستی با دشمنان خدا و مردم، اصلاحات نیست. راهکار ابداعی منافقان برای بهره وری از اسلام و کفر است.
اصلاحات کامل و راستین، اجرای تمام احکام الهی در قلمرو زندگی فردی و اجتماعی است. اصلاحات علوی تعمیم فرهنگ قرآن و عترت بین همه مسلمانان و ابلاغ این فرهنگ به بشریت مظلوم است.
پرچمدار اصلاحات
در همه انقلاب ها، حرکتهای ارتجاعی پس از رحلت بنیانگذار انقلاب شکل میگیرد و مخالفان انقلابها برای دوران پس از رهبری اولیه برنامه ریزی میکنند. در برابر اسلام هم همین تلاشها وجود داشت. با آخرین حج رسول خدا (ص) در غدیرخم با اعلام رهبری امیرالمومنین (ع) از سوی خدا و پیامبر (ص) دین الهی کامل یافت و نعمت بزرگ ولایت و رهبری آینده ـ که ارمغان آسمان به زمین بود. ـ به امت اسلامی تقدیم شد و اسلام توإم با امامت، دین مطلوب و مقبول الهی معرفی گردید. افراد وگروهها دربرابر این پیام الهی چهارگونه عکس العمل نشان دادند و چهارنوع موضع گرفتند:
۱ ـ گروهی با امامت و رهبری علوی به ستیزه برخاستند.
۲ ـ گروهی از امامت علی (ع) وحشت زده گریختند.
۳ ـ جمعی پیشوایی او را به فرمان خدا و پیامبر پذیرفتند.
۴ ـ گروهی برای دفاع از امامت علی (ع) ـ چون حجربن عدی و عمار بن یاسر و میثم وار بر فراز دار به شهادت ایستادند.
کافران و دشمنان خارجی نظام نو بنیاد قرآنی، طبیعی است که با اصل دین، شخص پیامبر (ص) و وصی او مخالف باشند.
منافقان که توان مقابله آشکار با پیام الهی ندارند، به طور طبیعی تظاهر به موافقت گفتاری میکنند و از اجرای آن به هر شکل ممکن جلوگیری مینمایند. تلاش و کوشش در زمینه جلوگیری از ابلاغ پیام، تشکیک و ایجاد تردید در آسمانی بودن پیام، تبریک و تهنیت ظاهری و سروصدا و غوغاسالاری به هنگام ابلاغ پیام در منی و مکه و برنامه ریزی برای ترور پیامبر (ص) پس از پیام غدیر و جوسازی در زمینه خشونت علی (ع) در سفر یمن، همه و همه حرکتهایی بود که از سوی منافقان و مخالفان ((ولایت علوی)) شکل گرفت.
مسلمانان پاکدل و اکثریت مومن و فداکار همراه پیامبر (ص) به پیام غدیر پاسخ مثبت گفتند و رهبری علی (ع) را پذیرفتند.
مومنان مخلص و فداکاری که جایگاه علی (ع) را در ایمان و جهاد و دانش و دینداری میدانستند و خود از دلسوزان فداکار و همراهان اصلی پیامبر (ص) در جریان گسترش اسلام بودند، از اعلام رسمی ولایت علوی چون گل شکوفا شدند و لب به سپاس و ستایش خدای بزرگ گشودند.
انقلاب نبوی با نصب علی (ع) در جایگاه رهبری و نظارت و هدایت نظام اسلامی امکان تداوم یافت و علی (ع) پرچم اصلاحات را در غیاب پیامبر بردوش گرفت.
(و قال موسی لاخیه هارون اخلفنی فی قومی و اصلح و لاتتبع سبیل المفسدین)[۳]







