آسیب شناسی امر به معروف و نهی از منکر (۳)
آسيب شناسي امر به معروف و نهی از منکر (۳) مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۴۸۶ نویسنده: فاطمه رحماني شابک: - تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: محمد خلیلی ایمیل اپراتور: ۲farizeh@gmail.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود آسيب شناسي امر به معروف و نهی از منکر (۳) توضیحات: آسيب شناسي امر به معروف و نهی از منکر (۳)
فاطمه رحماني
۱. دوره دولتي؛ دراين دوره، وظيفهي امر به معروف، زير نظر دولت مركزي و به صورت متمركز به انجام ميرسد و نهاد امر به معروف، به عنوان نهاد دولتي، در كنار نهادهاي ديگر به انجام وظيفه ميپردازد(۱۲۹). ۱-۱. نقاط قوت روش دولتي؛ الف) تناسب با ماهيت امر به معروف: چنان چه امر به معروفي كه جداي از دولت انجام پذيرد، نميتواند ضامن اجراي قانون باشد و يكي از اهداف اين اصل را كه اجراي قانون است تأمين كند. بنابراين امر به معروف نميتواند در حد وظيفهاي فردي باقي بماند، اما از نقاط قوت روش دولتي آن است كه با ماهيت و افق گسترده اين اصل سازگار است(۱۳۰). برخي از علماي اهل سنت به طور صريح بيان كردهاند كه امر به معروف تنها در سايهي حكومت ميسر است. بنابراين امر به معروف وظيفهاي است كه بدون حكومت، عملي نميشود و براي اجراي آن تشكيل حكومت از ضروريات است(۱۳۱). ب) داشتن امكانات كافي: ايفاي وظيفهی امر به معروف در بسياري از مهمترين مصاديق آن، نيازمند اطلاعات و امكانات و افراد زيادي است و بدون امكانات كافي ميسر نيست و چون در روش دولتي بيشترين امكانات و افراد فراهم است، اين روش براي تحقق بخشيدن به اهداف اين وظيفهی بزرگ، بر ديگر روشها برتري دارد(۱۳۲). پ) هماهنگي اخلاق و سياست: از آن جا كه تشخيص مصاديق مصلحت و مفسده، بسيار دشوار و متأثر از فرهنگها و تربيتهاي مختلف است، احتمال لغزش بسيار ميشود ممكن است بر اثر پديد آمدن اختلاف نظرها، ميان آمران به معروف و مردم در تشخيص مصلحت و مفسده، امر به معروف به تعطيلي كشيده شود، اما اگر همهی سياست گذاريهاي فرهنگي، اخلاقي و سياسي، به گونهاي هماهنگ و به وسيلهی يك نهاد تنظيم شود، جايي براي تعارض، ميان اخلاق و سياست باقي نميماند، زيرا هم وظيفهی امر به معروف و هم وظيفه ادارهی امور در يك جامعه، تعريف و سازمان دهي ميشوند وحفظ موازين اخلاقي، با نظامي برنامه ريزي شده پيش ميرود و هر نهاد در اين زمينه به ديگري كمك ميكند(۱۳۳). ت) رعايت مصلحت اجتماع بر فرد: يكي از خصوصيات فعاليتهاي دولتي آن است كه كلان فصر و خرد فصر نميباشد.
به عبارتي هميشه مصالح كل جامعه و مردم را بر فرد و يك يك افراد مقدم ميدارد.
در اين راستا، ممكن است گاهي مصلحت يك فرد موقتاً رعايت نشود و حتي آسيب مختصري به او برسد. لكن كل جامعه منتفع ميشود و از مواهب آن حركت و فعاليت، بهره مند ميگردد(۱۳۴). ۲-۱. نقاط ضعف روش دولتي؛ الف) نا محدود بودن اختيارات: يكي از ويژگيهاي اين سازمان، گستردگي وظايف و نا محدود بودن اختيارات آن است و همان طور كه پيشتر گفته شد، اين نهاد، بر موارد متعدد و متنوعي از زندگي اجتماعي، نظارت داشت؛ از امور تربيتي و آموزشي گرفته تا امورمذهبي و اقتصادي و بازار، كه البته اين وظايف، مشخص كنندهي تمام وظايف اين نهاد نبوده است. لكه، همگي جنبهی مثال داشته است. ريشهی اين گستردگي وظايف از سويي، درگستردگي مصاديق معروف و منكرات است كه به قول «ظافر قاسمي» هيچ كس نتوانسته همهی آن را شماره كند(۱۳۵). از سوي ديگر، در نامشخص بودن دايرهی شمول اين وظيفه است؛ چرا كه از ديرباز دايرهی امر به معروف و نهي از منكر درهالهاي از ابهام طرح شده است. تاريخ گواه است كه در مقاطع مختلفي، نا معلوم بودن محدودههاي كار اين روش، سياست مداران را به اقدامات خطرناكي واداشته است(۱۳۶) و تنها با قانون گذاري ميتوان در رفع اين مشكل كوشيد و آن را اصلاح كرد. ب) غير مردمي شدن و تحميلي بودن: يكي از معايب يا نقاط ضعف روش دولتي، خصوصاً در مورد دولتهاي غيرمردمي، آن است كه امر به معروف و نهي از منكر از بالا به پايين ابلاغ و القاء ميگردد و چون جنبه دستوري و فرمايشي دارد خودجوش و مردمي نميباشد. به عبارت ديگر امر به معروف و نهي از منكر ممكن است تحميلي به نظر آيد و به مزاج بعضي خوش نيايد. چنين شكلي در نهي از منكر، خيلي نگران كننده نيست چه آن كه هميشه نهي از منكر با تلقي و صعوبت همراه است، لكن در امر به معروف ممكن است باعث ريا پروري شود(۱۳۷). پ) ظاهر گرايي: بيشك وظيفهی نهي از منكر، دفع منكرات پنهاني نيست و محتسب درخلوتها، به جز در موارد مهم، مانند: هتكناموس(۱۳۸) و غير آن، وظيفهاي ندارد و يكي از شروط مسلم وجوب نهي از منكر، آشكارا بودن وقوع منكر و ترك معروف است(۱۳۹)و در غير موارد مذكور، آمر به معروف به هيچ عنوان حق تجسس ندارد. ت) افراط و تفريط در امور: امر به معروف دولتي، گرچه به دليل برخورداري از امكانات، كارآيي بيشتري دارد، اما از آن جا كه صددرصد به نهاد قدرت سياسي وابسته است، ويژگيهايش تابع ويژگيهاي اخلاقي و فكري حاكمان خواهد بود و با فراز و نشيب روحيهی مذهبي و اخلاقي مسئوولان امر، در كارآيي اين اصل نيز فراز و نشيب ايجاد خواهد شد(۱۴۰). ث) كم رنگ شدن بعد مردمي: نياز وظيفهی نهي از منكر به افراد و امكانات و آگاهيهاي پيچيده، كه در بعضي از موارد حتي از فقيه جامع الشرايط هم برنميآيد، وجود نهادي گسترده را براي تصدي اين وظيفه، اجتناب ناپذير ميسازد و بدون شك با نگاه سازماني به اين تكليف شرعي نگريستن، بسياري از تنگناها را از راه برميدارد. هدف از امر به معروف، همان طور كه گفتيم، به وجود آوردن نظارتي عمومي است و با توجه به وجود ويژگيهمگاني بودن امر به معروف است كه اين وظيفه ميتواند ضامن اجراي قانون و شيوهاي محكم براي تحقق اهداف پيامبران و صالحان باشد و اگر در انحصار گروهي خاص قرار گيرد، نميتواند در تار و پود جامعه تأثيرگذار باشد و از هدف اصلي خود فاصله ميگيرد و نميتواند همان امر به معروفي باشد كه اسلام و قرآن، مردم را به آن امر كردهاند(۱۴۱). ج) به وجود آمدن زمينه خود كامگي: يكي از آفتهاي اين روش اين است كه دادن چنين اختياري به محتسب، آن هم در تخلفات عمومي كه بيشترين تخلفات را تشكيل ميدهد، او را در معرض خودكامگي و استبدادي خطرناك، قرار ميدهد، زيرا او است كه ميتواند به تشخيص خود از جرم چشم پوشي كرده، آن را كم اهميت جلوه دهد، و يا آن را بزرگ نمايي كند و حتي براي فردي طبق ذوق و سليقه خودش پرونده سازي كند. اين جاست كه راه اعمال سليقه، اخذ رشوه و هزاران هزار زد و بند باز ميشود و در اين ميان اگر محتسب براي منافع شخصي خودش يا گروهي از مردم، بي دليل كوتاه بيايد، حق دولت و جامعه، و اگر به ناحق سختگيري كند، حقوق شهروندان ضايع خواهد شد و چون خود محتسب، هم شاهد و هم قاضي است، طريقهی روشني براي اثبات خطاي او هم وجود نخواهد داشت. و محتسب به دليل زيركيهاي خاصي كه بر اثر مواجهه با اشرار فرا ميگيرد(۱۴۲). به راحتي در معرض سوء استفاده از مقام قرار ميگيرد و دامي فرا رو دارد كه توان لغزاندن هر انساني را دارد. چ) ايجاد مصونيت كاذب: قرار دادن وظيفهی نهي از منكر در انحصار افرادي خاص، ضمن غير مسئوول جلوه دادن و خلع سلاح ضمني عموم مردم، اين ذهنيت را پديد ميآورد كه اين گروه، مسئوول مستقيم ايفاي اين وظيفهاند و افراد ديگر جامعه در تشخيص منكر و معروف شيوههاي كار، محتاج كسب اجازه از آنهايند. اين كار نوعي مصونيت كاذب براي اعضاي اين سازمان به وجود ميآورد و آنها را دچار اين گمان ميكند كه گويي در امر به معروف و نهي از منكر هميشه حق به جانب آنهاست و دامن خود آنها از هر نوع منكري كاملاً پاك است و هرگز نبايد ديگران آنان را امر و نهي كنند و آنها معروف و منكر را از هر كس بهتر ميشناسند. حافظ طريق رندي، از محتسب بياموز مست است و درحق او، كس اين گمان ندارد(۱۴۳) به وجود آمدن چنين مصونيتي براي هر قشري نه تنها آفتي اجتماعي است، بلكه با آموزههاي ديني و تعاليم قرآني هم در تضاد است و بيش از هر چيز ديگر محتاج مبارزه و ريشه يابي است. چنان كه خداوند در قرآن درباره پيامبر اسلام ميفرمايد: « اگر به ما چيزي نسبت ميداد كه خلاف واقع بود، دست او را قطع ميكرديم (۱۴۴).» بنابراين نميتوان نهي از منكر را به گونه اي در يك نهاد، منحصر كرد كه حق دخالت از مردم سلب شود(۱۴۵). ح) غفلت از بعد بين المللي: با توجه به غيراسلامي بودن حكومتها در ساير كشورها ايجاد ارتباط با آنها در موارد بسياري، مستلزم تن دادن به منكراتي است كه در كنار آن تبادلات علمي و فرهنگي جامعهی اسلامي رسوخ كند، مانند استفاده از اينترنت و ماهواره كه ميتوانند به رغم نتايج مثبت فراوانشان، باعث ترويج منكراتي با آثار ويران كننده و منكرات خطرناكتري باشند ودر دراز مدت، ويراني جامعه را از محتواي اسلامي و ايماني در پي آورند. اگر به وظيفهی نهي از منكر به عنوان وظيفهاي از وظايف حكومت بنگريم، در اجراي بعد برون مرزي آن، پيشرفت چنداني حاصل نخواهيم كرد، زيرا؛ در غالب موارد، اجراي بعد برون مرزي و مبارزه با منكرات خارجي، همچون اعدام سلمان رشدي، نه تنها با امور مسلم حقوق بين الملل در تضاد قرار ميگيرد، بلكه مداخله در امور كشورهاي ديگر به حساب ميآيد و اين كار موجب به خطر انداختن اصل نظام است(۱۴۶). چرا كه قرآن كريم، ملاك اسلاميت جامعه اسلامي را امر به معروف دانسته است. « كُنتُم خَيرَ اُمَّةٍ اُخرِجَت لِلنّاسِ تَامُرُونَ بِالمَعرُوفِ...(۱۴۷) » خ) سياسي شدن: يكي از اصول فقهي، قاعدهی «الاهم فالاهم» است. اين قاعده در مسئلهی نهي از منكر اين پيام را به ما ميدهد كه هرگاه اجراي امر به معروف يا نهي از منكر موجب مفسدهاي مهمتر باشد، از چنان امر به معروف و نهي از منكري چشم پوشي كنيم؛ همچنان كه در كتب فقهي به اين مسئله، تصريح شده است(۱۴۸). چرا كه ممكن است وظيفهی نهي از منكر، دستخوش مصلحت بازيهاي سياسي و قرباني افراط و تفريطهايزمامداران شود، و از اين رو باعث ميشود به تدريج، كليه ِی فعاليتهاي سازمان دولت و وظيفهی نهي از منكر به بهانهی تعارض با مصلحتهاي بزرگتر به تعطيلي كشيده شود(۱۴۹). د) ناتواني بيت المال در تأمين هزينهها: اگر بنا باشد كه بيت المال تأمين كننده هزينههاي زندگي آمران به معروف و ناهيان از منكر باشد، نخستين مشكلي كه پيش ميآيد اين است كه گسترهي اين وظيفه كاهش مييابد، زيرا نهي از منكر دامنهاي گسترده دارد و نيروهاي فراوان ميطلبد، اما بيت المال محدود است و نيازمندان و مخارج كشور بسيار. بنابراين با حجم محدود بيت المال، نميتوان تمام ابعاد زندگي اجتماعي را تحت نظارت قرار داد(۱۵۰). ذ) سوء استفاده مالي: اين را نبايد از نظر دور داشت كه آزادي عمل در امور مالي، زمينههاي سوء استفاده مالي و تحت الشعاع قرار گرفتن نهي از منكر را فراهم ميآورد و ممكن است محتسب، كه در تشخيص جرم تنها مرجع تصميم گيرنده است با دريافت وجوه گزاف، موجبات ظلم به جامعه را فراهم آورد و يا با تخفيفهاي ناروا، قانون گريزي را رواج دهد و حفظ نظم و عدالت را با مبالغي چند، معامله كند. خطرآلودگي به فسادمالي، خطري نيست كه مختص نيروهاي پليسي رژيمهاي طاغوتي باشد؛ بلكه در دواير حكومتهاي اسلامي، هم اتفاق افتاده است(۱۵۱). ر) كاهش تأثير عمل: محتسب در هنگام ايفاي وظيفهی خود در اين انديشه است كه امر به معروف را به گونهاي به اجرا در آورد كه نه تنهاضربهاي به معاش او، وارد نياورد، بلكه در توسعهی آن مؤثر هم باشد. به اين دليل است كه محتسب در معرض افراط و تفريط در ايفاي وظيفه قرار ميگيرد و اين گمان پديدار ميشود كه مسائل مادي در تصميمات او تأثيرگذار است(۱۵۲). بر اين اساس، امام علي (علیه السّلام) به مالك اشتر، توصيه ميكند كه از بيت المال به طور وفور در اختيار عمال خود قرار دهد تا از خيانت به مردم در امان باشد(۱۵۳). ز) گرايش به ماديات: اگر وابستگي دولت را از وجوه دريافتي از مردم قطع كنيم و از بيت المال در حد كافي در اختيار محتسب بگذاريم. مشكلات ديگري را به وجود ميآوريم، از جمله اين كه اگر جوهرهی تقوا در نهاد او نباشد، خزانهی سرشار يك كشور ثروتمند هم نميتواند محتسب را از سقوط به منجلاب دنيا پرستي باز دارد، چرا كه ناهي از منكر، همانند پيامبران جانشين خدا در زمين(۱۵۴) و عهده دار وظايف پيغمبران است(۱۵۵) و بايد مثل آنان به تقوا مزين و نبايد همچون اصحاب شيطان به شكل افراطي از مواهب دنيوي بهره مند شود، زيرا دوستي دنيا سرچشمه همه خطاهاست(۱۵۶). و با وظيفه نهي از منكر، كه مبارزه با خطاهاست، سازگاري ندارد. ژ) تشريفاتي شدن: آن چه مسلم است اين است كه نهي از منكر بايد از ميان مقامات ارشد آغاز شود و كساني كه متصدي وظيفهی نهي از منكراند، ابتدا بايد خود را اصلاح كنند و به تعبير روايات «نهي از منكر را از دل آغاز كنند(۱۵۷) » و اگر مقامات ارشد، علاقهی قلبي به رواج معروفها و از بين بردن منكرات نداشته باشند يا خود آلوده به انواع منكرات باشند، بدون شك كار اين دايره، كاري تشريفاتي و بي نتيجه خواهد بود؛ زيرا «مردم به دين پادشاهان خود هستند(۱۵۸)» و « هرگاه اميري فاسد شود، همه مردم فاسد ميشوند.(۱۵۹)» س) منزوي شدن و ادغام: وقتي نهي از منكر دولتي ميشود و تابع فرامين حاكماني ميشود كه غالباً به ناحق بر مسند حكومت مينشينند، كه ( به تعبير قرآن، كارشان ايجاد فساد است(۱۶۰)). اگر براي حفظ ظاهر و عوام فريبي هم با وجود يك نهاد تشريفاتي براي امر به معروف و نهي از منكر موافق باشند، از آن جا كه اطرافيان نزديك و دور حاكم ممكن است مورد مزاحمت مأموران نهي از منكر قرار گيرند و به ناچار به شكلي پاي حاكمان به ميان آيد و همين وجود تشريفاتي و ظاهري هم دوام نمييابد و حاكمان به هر شكل ممكن در صدد از بين بردن اسم و رسم اين نهاد مذهبي بر ميآيند. گزارشهاي تاريخي مختلفي حاكي از آن است كه دايره دولت به تدريج رو به ضعف نهاد، و با نهادهاي ديگر ادغام شد و رفته رفته از اهميت آن كاسته شد. به عنوان مثال: «در بغداد غالباً منصب شرطه و محتسب تركيب ميشد و به يك فرد واگذار ميشد(۱۶۱) ». ش) اضمحلال تدريجي: ادغام شدن دولت در نهادهاي ديگر و توزيع وظايف آن، ميان ديگر نهادها، زمينه ساز حاشيهاي شدن نقش اين نهاد و كم رنگ شدن حضور آن در صحنهی اجتماع و انزواي آن است. اين انزوا، موجب ميشود كه به تدريج همان نقش حاشيهاي از بين برود و درجامعه، جايي براي امر به معروف و نهي از منكر باقي نماند(۱۶۲). ص) نبودن ساز و كارهاي مناسب: در باب امر و نهي واقعيت مطلب اين است كه اين فرائض بايد پس از دعوت به خير صورت پذيرد. ابتدا بايد مردم نسبت به معروفها و منكرات آشنايي پيدا كنند و آنها را بشناسند، پس از آن نوبت به مرحلهی امر و نهي برسد. اين دعوت به خير، هم سلامت جامعه را تضمين ميكند و هم به رشد و تعالي آن ياري ميرساند و هم به عنوان پيش گيري، مانع گسترش گناه ميشود و نياز به درمان را كه وظيفهی دوم است را كم ميكند. در حكومت ديني ابتدا بايد نهادهايي همچون وزارتخانههاي فرهنگ و ارشاد اسلامي، آموزش و پرورش، آموزش عالي، سازمان تبليغات اسلامي، حوزههاي علميه، شوراي عالي انقلاب فرهنگي، صدا و سيما و نهادهاي مردم ساز همچون كانونهاي فرهنگي و... كار تبيين معروفها و منكرات را انجام دهند؛ امري كه به هر دليلي از جمله مشغوليتهاي دوران دفاع مقدس، كوتاهي برخي مسئوولان و نهادهاي مرتبط، كمبود امكانات اقتصادي، كمبود نيروهاي فكري، انبوه و گستردگي تهاجم فرهنگي تاكنون به طور شايسته و كامل انجام نشده است. ض) نبود قوانين لازم: اجراي دقيق اصل مذكور، نيازمند تصويب قوانين جزايي، كيفري و حقوقي است. - متأسفانه هنوز در جامعهی ما خلأ قانوني يا ضعف و كمبود قانون، در اين زمينه وجود دارد. منكرات هميشه به يك شكل و شيوه انجام نميشوند. هر چند روح كلي حاكم بر تمامي آنها يكي است و آن هم نافرماني از دستور خدا و گناه است. به همين دليل، قوانين بازدارنده يا تنبيهي، مدام بايستي تدوين، تعمير و تكميل شوند. امري كه تلاش گسترده و دقيقي را طلب ميكند. ط) عدم بودجه كافي: اجراي فرائض مذكور، به ويژه مقدمات آن، از جمله دعوت به خير كه در خود اصل هشتم نيز به آن اشاره شده است،در برخي موارد نيازمند تخصيص بودجه ي مخصوص است كه به طور مشخص بايستي انجام گيرد و تاكنون به نوعي مغفول مانده است. هرگونه فعاليت سازمان يافته، مداوم، علمي و گسترده مانند: ديگر فعاليتها، نيازمند بودجه و امكانات مالي و مادي و سخت افزاري است(۱۶۳). ظ) بياعتنايي و عدم احساس مسئووليت: انساني كه نسبت به دنياي پيرامون خود بي توجه و به دور از تعهدات اجتماعي است و در برابر هم نوعان خود، اعماز؛ همسايگان، همشهريان، والدين، فرزندان و... همانند چوب خشكي باشد كه بد و خوب آنها، و يا خير و شرّشان هيچ گونه تغيير و تأثيري در او ايجاد نكند و در اصطلاح آنها حركتي از خود نشان ندهد و صلاح و فساد جامعه، برايش اندك ارزشي نداشته باشد. در نتيجه از چنين افرادي نميتوان انتظار ارشاد و امر به معروف و نهي از منكر داشت، چرا كه اين فريضهي الهي در فهم و شعور و پس از آن بر اراده و عمل استوار است و اين در نهاد چنين افرادي، هرگز پيدا نميشود(۱۶۴). بنابراين، احساس مسئووليت و دغدغه داشتن مسئوولين و دولت مردان از عوامل مهم اجرا يا عدم اجراي اصل فوق الذكر است. به نظر ميرسد، متأسفانه حداقل در بخشي از نيروها و مسئوولان جامعه، كمبودي از اين ناحيه وجود دارد. ع) كثرت كارها: دشواري و گستردگي مسائل اجتماع، به ويژه در دوراني كه كشورها از هر سو، مورد هجمه بوده و تعامل با كشورهاي ديگر و تدبير امور زندگي مردم، آن چنان توان و فكر مسئوولان را به خود مشغول ميدارد كه گاه اين گونه امور، مورد غفلت و فراموشي قرار ميگيرند و يا اگر هم فراموش نشوند، فرصت و تواني براي انجام آنها باقي نميماند. البته اين مانع، دليل قانع كننده اي براي عدم انجام فرائض مذكور نيست، ولي به هرحال، حداقل در مورد بخشي از مسئوولان صادق ميباشد. غ) كثرت مسئووليتها: متأسفانه بر اساس يك سنّت غلط، معمولاً مسئوولان دولتي در كشورما، بيش از يك مسئووليت دارند و اين كثرت مسئووليتها حتي در مورد صادقترين، عالمترين و تواناترين و با دغدغه ترين افراد نيز، موجب پايين آمدن راندمان كار و نتيجه ميگردد. به ويژه اين كه اين افراد به دليل كمبود وقت، افراد ديگري را مأمور انجام كار ميكنند و خود به يك نظارت نه چندان مؤثر اكتفا مينمايند(۱۶۵). ف) تبليغات مسموم: تبليغات مسموم و مغرضانه عليه يك ملت و يا عدهاي كه امر به معروف ميكنند باعث آلوده كردن ذهن افراد نسبت به آنان ميشود و آن قدر اثرات بدي دارد كه كشور ايران را ضد حقوق بشر و ظالمترين دولتهاي جهان را طرف دار حقوق بشر به شمار ميآورد. ق) اجراي غلط: هميشه نميتوان همهی تقصيرها را به گردن افراد اهل خلاف يا جامعه و يا تبليغات مسموم انداخت، بلكه گاهي بايد به خودمان و بينديشيم و ببينيم آيا ما در نوع امر به معروفمان همان روش اولياي خدا را داريم(۱۶۶)؟ «قالَ عَلي (علیه السّلام): اَجْمِلُوا فِي الْخِطابِ تَسْمَعُوا جَميلَ الْجَواب (۱۶۷)» «در سخن گفتن نيكو، خطاب كنيد تا جواب نيكو بشنويد.» بايد بدانيم كه آمرين به معروف بايد روانشناس، كارشناس، عالم و هنرمند باشند، زيرا؛ هم خلافها گوناگون است و هم روش نهي از منكر بايد گوناگون باشد. همچنان كه امام رضا (علیه السّلام) فرمودند: «مَن طَلَبَ الاََمْرَ مِنْ وَجْهِهٍ لَم يَزِلَّ...(۱۶۸) » «هركس، كاري را از راه خودش وارد شود، دچار لغزش نخواهد شد.» ك) حاشيه امن وابستگي به قدرت: هميشه قدرتمندان بيتقوا در سايهي امن دولتهاي قدرت مدار، مشغول لذت دنيوي خويش بودهاند و اينان كه امكانات قانوني و فرا قانوني ! در اختيارشان بوده، از اين موقعيت خود، به نفع خويش و به ضرر جامعه استفاده نمودهاند(۱۶۹). گ) بيتفاوتي تودهها: هر گاه مردم در مقابله با منكر، بيتفاوت شدند، سرايت گناه به لايههاي وسيع اجتماع، حتمي و اجتناب ناپذير خواهد شد و ديگر جايگاه مطمئني در جامعه براي دين داران نخواهد ماند. همان طور كه اگر مردمي كه در كشتي نشستهاند به كسي كه كشتي را سوراخ ميكند، اعتراض نكنند، لحظاتي بعد همهی آنها غرق خواهند گرديد(۱۷۰). ل) همكاري نكردن حكومت: در فسادهاي كلان كه جلوگيري از آنها در حد قدرت يك يا چند نفر نيست بايد دولت و حكومت وارد ميدان شود و از قدرت عظيم حكومتي استفاده كرد. زيرا؛ حكومت را در اين ورطه، حقي پا برجاست(۱۷۱). م) نارسائي مفاهيم اجتماعي و سياسي: در تاريخ فلسفهي سياسي ميخوانيم كه آن گاه كه مفاهيم خاص اجتماعي و سياسي در غرب مطرح شد و مسئلهی حقوقمردم و حاكميت به ميان آمد و عدّهاي طرفدار استبداد سياسي شدند و براي مردم در مقابل حكمرانان حقّي قائل نشدند، اين عده در استدلالهاي خود براي اين كه پشتوانهاي براي نظريات سياسي خود پيدا كنند به مسئله خدا چسبيدند و مدعي شدند كه حكمران در مقابل مردم مسئوول نيست، بلكه او فقط در برابر خدا مسئوول است، ولي مردم در مقابل حكمران مسئوولاند و حكمران حقوقي دارد كه مردم بايد ادا كنند. از اين رو بود كه در انديشهها، نوعي ارتباط تصنّعي به وجود آمد، ميان اعتقاد به خدا و اعتماد به لزوم تسليم در برابر حكمران و سلب حقّ هرگونه مداخلهاي در برابر كسي كه خدا او را براي نگهباني مردم برگزيده است. از نظر فلسفهی اجتماعي اسلامي، نه تنها مردم در مقابل حكمران مسئوولاند، بلكه حكمران هم در مقابل مردم مسئوول است. اميرالمؤمنين پيشواي سياسي و اجتماعي و برگزيدهی حضرت حق، در گير و دار صفين با مردم سخن گفت و فرمود: «حق تعالي با حكومت من بر شما، شما را همان اندازه حق بر عهدهي من قرار داده كه مرا بر عهدهي شماست. حق همواره دو طرفي است، كسي را بر ديگري حقّي نيست مگر این كه آن ديگري را هم بر او حقّي است، و اگر كسي باشدكه بر ديگران حق دارد و ديگران بر او حقّي ندارند، او تنها خداست و آفريدگانش را چنين مزيّتي نيست، زيرا او بر بندگانش توانايي و قدرت دارد و قضاي گوناگون او جز به عدالت جاري نميگردد. يعني حق، متبادل است، كه هركس از آن بهره مند شد مسئووليتي در مقابل خواهد داشت(۱۷۲)». ۲. آسيبهاي عمومي: ۱-۲. جهل و ناداني: اساس و پايهي دين مبين اسلام، معرفت و آگاهي است. چرا كه تحت سايهي علم و دانايي زندگي دنيوي و اخروي بشر از ارزش واقعي برخوردار ميشود، لذا اولين وظيفهاي كه در اعتقادات اسلامي متوجه انسان ميگردد، شناخت و آگاهي از حقيقت اصول اعتقادي است. نبايد غفلت كرد كه در منابع اسلامي، يكي از علل تباهي، جهل و ناداني معرفي شده است. اين بزرگترين آفت رشد بشري ميتواند زمينه ساز بسياري از مفاسد فردي و اجتماعي شود و راه را بر روي ارزشهاي انساني و اسلامي سد نمايد(۱۷۳). ۲-۲. سستي و بيحوصلگي: از جمله آفات بازدارنده امر به معروف و نهي از منكر، سستي و بيحوصلگي است، كه گاهي ناشي از بياعتنايي در جامعه ميباشد. اين حالت نه تنها انسان را از انجام وظايف اخلاقي - اجتماعي باز ميدارد؛ بلكه روحيه ي تنبلي در كار و بيحالي در تلاشهاي روزمرهی زندگي را در فرد ايجاد ميكند . درحديثي از امام صادق (علیه السّلام) در مورد مذمّت اين صفت آمده كه: « قال الصادق (علیه السّلام): ايّاكَ وَ الْكَسَلَ وَ الْضَّجرَ فَإنَّهُما يَمْنَعانَكَ مٍن حَظِّكَ مِنَ لدُّنيا وَ الْاخِرَهِ.» « از كسالت و بيحوصلگي دوري كن، زيرا اين دو، تو را از بهرهات در دنيا و آخرت باز ميدارد(۱۷۴)». ۳-۲. مبارزه با معلول: در تعاليم اسلام سخن از خشكانيدن ريشهی فساد است، اگر ريشهي فساد موجود باشد و ما هم بخواهيم با معلول يعني يك نفر، مريض مبتلا، مبارزه كنيم، نتيجهاي نخواهيم گرفت، در مبارزه با مواد مخدر بايد با توليد گران آن مبارزه كرد. در پيشگيري از مفاسد جنسي بايد از نگاه آلوده و خلوت با نامحرم جلوگيري كرد. اسلام ميگويد: امرا و سلاطين اگر اصلاح شوند، جامعه، اصلاح خواهد شد. البته اين به آن معنا نيست، پس اگر نتوانيم، با علت مبارزه كنيم، امر به معروف را ترك كنيم، بلكه سفارش شده به سراغ ريشههاي بالاتر فساد برويم و به جاي مبارزه با يك نفر گناهكار به سراغ آن جمع و آن باند برويم و اينها مبارزه با علت است نه معلول(۱۷۵). ۴-۲. طولاني شدن: هر كسي ظرفيتي دارد و حوصله ي هر كس اندازه اي. در امر به معروف بايد حوصلهها را در نظر گرفت، اگر اهل منكري از نصيحتي به دليل طولاني شدن آن سرخورده شد، ديگر نميتوان او را متمايل به حقايق نمود(۱۷۶). ۵-۲. عامل نبودن گوينده: دستور اسلام اين است كه با كردارتان، مردم را به خوبيها دعوت كنيد، اگر با زبان امر به معروف كنيد ولي خود به معروف عمل نكنيم، چنين امر به معروفي در كسي اثر نخواهد گذاشت. قرآن با سرزنش ميفرمايد: « لِمَ تَقولونَ ما لا تَفعَلونَ (۱۷۷)» «چرا ميگوييد چيزي را كه خود به آن عمل نمينماييد». در اين زمينه امام صادق (علیه السّلام) ميفرمايند: «قال الصادق (علیه السّلام): كونوا دُعاةَ الناسِ بِاَعْمالِكُم(۱۷۸)» «دعوت كنندهي مردم باشيد با اعمالتان». ۶-۲. مأيوس كردن گناهكار: اگر آمر به معروف با ديدن اهل منكري او را مأيوس كند، چنين كسي در كارش كاربردي نخواهد ديد، چون شايد كسي گناهي انجام بدهد ولي قبح آن گناه را نميدانسته يا تمايل قلبي به آن نداشته باشد يا در گير و دار دوستان اهل معصيت گرفتار شده، كه اگر چنين باشد ما به جاي هدايت او، به گناهكاري او كمك كردهايم. آمر به معروف يكي از وظايف اش اين است كه به شخص نااميد، اميد بدهد. اميرالمؤمنان علي (علیه السّلام) در مورد برخورد با اهل گناه فرموده است: «قال علي (علیه السّلام): يَنْبَغي لِاَهْلّ الْعِصْمَةِ وَ الْمَصْنوعِ اِليْهِمْ فِي السَّلامَةِ عَنْ يَرْحَموا اَهلَ الذُنوبِ و...» «سزاوار است براي افرادصالح و پاكدامن كه نسبت به اهل گناه رحم كنند(۱۷۹)». ۷-۲. قضاوت عجولانه: امر به معروف اگر از روي قضاوت عجولانه و احساسي باشد، مكان و زمان در نظر گرفته نشود، گاهي اثر معكوس ميگذارد كه در نهايت هم، پشيماني به بار ميآورد.
اگر به فردي كه مرتكب جرمي شده ولي توجيه نيست، انسان تذكري بدهد، اين تذكر، يا بياثر و يا كم اثر خواهد بود(۱۸۰).
امام علي (علیه السّلام) ميفرمايد: « الصَّبْرُ ظَفَرٌ، الْعَجَلُ خَطَرٌ» «...صبر، موجب پيروزي، و عجله، خطرآفرين است(۱۸۱)». ۸-۲. ترس از جوّ سازي: از آن جا كه اهل منكر كار خويش را توجيه ميكنند و زمينه را از كسي كه ميخواهد امر به معروف كند ميگيرد و امر به معروف از ترس جوّ زدگي، مسخره و ملامت، دست از اين فريضهي الهي كشيده و از ترس جوّ سازي آن را ترك كنند كه البته درمان آن در كلمات گهربار حضرت علي (علیه السّلام) آمده است. در آن جا كه ميفرمايند: «...وَ لا تأخُذُكَ فِي اللهِ لومَةُ لائِمٍ...» «مبادا در اين راه از جوّ سازي و ملامت گران تأثير پذير باشي(۱۸۲) ؟» ۹-۲. تجسسهاي بي جا: سرك كشيدن به زندگي خصوصي افراد و كشف گناه از نظر اسلام مذموم است. «چرا كه ما موظف نيستيم براي كشف منكرات پنهان به هر جايي سر بزنيم و نميتوانيم به جاسوسي يا كنجكاوي بپردازيم. يا با احتمال ضعيف يافتن وجود منكري، به خانهاي حمله كنيم(۱۸۳)». «امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: هر كس لغزش و گناه مؤمنين را پيگيري كند، خداوند در همين دنيا هم او را افتضاح خواهد نمود (۱۸۴). » ۱۰-۲. منفي بافي: در امر به معروف نبايد فقط عيبها و نقاط منفي را گفت، خوب است ابتدا انسان از خوبيها و صفات پسنديده بگويد. چرا كه در هر كسي نقاط منفي و مثبت هست و ما مأموريم كه نقاط مثبت را هم گوشزد كنيم.
قرآن مجيد، حتي وقتي ميخواهد مذمّت شراب را بگويد از منافع آن ميگويد و سپس ضررهايش را گوشزد ميكند.
قال رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم): « مَنْ اَمَرَ بِالْمَعروفِ فَليَكُنْ اَمْرُهُ ذلكَ بِمَعروفٍ» «هر كس كه امر به معروف ميكند بايد شيوهاش نيز معروف و پسنديده باشد(۱۸۵)». ۱۱-۲. كارهاي غير ريشهاي: ما، در نهي از منكرگاهي به سراغ ريشهی فساد نميرويم و با فرعيات، سر ستيز داريم. قرآن ميگويد: « فَقاتِلُوا اَئِمَةَ كُفْرِ(۱۸۶)» «پيشوايان كفر را بكشيد». در مسئلهی مبارزه با منكر، بايد به سراغ ريشهها و عوامل فساد رفت. در حالي كه اسلام با اصل و ريشهی مفاسد، مخالف است(۱۸۷). ۱۲-۲. طمع كاري: گاهي شخص به طمع مال، گرفتن جايزه و هديه، جذب مشتري، خوشايندي ديگران و امثال آن... در برابر منكرات سكوت ميكنند(۱۸۸). طمع، زبان « امر به معروف و نهي از منكر» را به زبان «تملّق و چاپلوسي» تبديل ميكند. وقتي انسان به دام طمع، گرفتار شود و براي رسيدن به سود بيشتر، چشم خيره داشته باشد، قدرت «امر» نسبت به كار پسنديده، و جرأت «نهي» نسبت به قبايح را از دست ميدهد و هميشه در انديشهی آن است كه با چه الفاظي سخن بگويد كه بهتر مورد توجه قدرتمندان و حكومت مداران قرار گيرد. بنابراين كسي ميتواند امر و نهي كند كه دل از بند طمع رها كرده باشد و اين مقام والاي انسانهايي چون «ابوذر» است (۱۸۹). ۱۳-۲. روحيهی سازشكاري: افرادي هستند كه از خود، موضع و شخصيت مستقلي ندارند، در شرايط مختلف رنگ عوض ميكنند و اهل ساخت و پاختاند(۱۹۰). البته لازمهي چنين روحيهاي «نفاق» است، تا در هر شرايطي بتواند موافق آن سخن بگويند(۱۹۱). از چنين افرادي انتظار سخن جدي نبايد داشت، چون پيوسته «مدارات» را پيشهي خود ساختهاند(۱۹۲). كساني كه به اين آفت رواني گرفتار شوند، قدرت «امر و نهي» را از دست ميدهند و هميشه در شرايط مختلف «هضم» ميشود و روشن است كه ديگر «آمر به معروف و ناهي از منكر» نخواهند بود. ۱۴-۲. حفظ آبروي خود: برخي به توهم اين كه اگر « امر به معروف و نهي از منكر» كنند از چشم ديگران ميافتند و چه بسا مثل گذشته مورد احترام آنها قرار نگيرند، بدين جهت از انجام اين فريضه ي بزرگ، خودداري ميكنند، اين گروه در روابط اجتماعي وخانوادگي خود، همه چيز را ناديده ميگيرند تا مبادا « كدورتي» پيدا شود، و كسي از آنها رنجيده خاطر شود. از اين رو كساني كه از «سرزنش مردم» واهمه دارند، و «ملامت ديگران» برايشان غير قابل تحمل است، نميتوانند در انجام امر به معروف و نهي از منكر موفق باشند(۱۹۳). ۱۵-۲. اصلاح خود: از نظر تفكر اسلامي «فرد» و «جامعه» داراي تأثير متقابل و ارتباط دو جانبهاند، كه اصلاح هر يك در اصلاح ديگري تأثير دارد. بنابراين هر كس با اصلاح خويش ميتواند به اصلاح جامعه كمك كند و حتي آنان كه در صدد رفع تباهي ازديگراناند، در جهت رشد خود نيز تلاش كردهاند(۱۹۴). ۱۶-۲. وابستگي: روابط گسترده و مناسبات عديدهي بشر در دنياي نوين موجب شده است كه انسانها به دلايل گوناگون و يا با اهداف مشترك، تحت عناوين گوناگون از قبيل سازمان، گروه، حزب، هيأت، اتحاديه و يا هر نام ديگري، سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و حتي عقيدتي خود را به ديگران پيوند بزنند. در چنين حالتي، موفقيت و شكست در فعاليت اعضاء به همگي برميگردد، يعني اين كه تعلق و وابستگي گروهي مبناي بسياري از رفتارها در جامعه ميشود. به عبارت ديگر، آن چه موجب يك عمل ميشود، تصميم جدي بر مبناي منافع گروهي است. در اين حالت، رسيدن به موفقيت فوري تر و قوي تر از نوع و شكل عمل خواهد بود. به بيان ديگر، ارزشهاي ديني در رتبه ي مؤخر از ارزشهاي تعريف شدهي گروه قرار ميگيرد. از سوي ديگر، در موارد بسياري، منافع گروه ايجاب ميكند كه اعضاء برگناهان و رفتارهاي غيراخلاقي و غير ديني يك ديگر سرپوش گذارد، چرا؛ كه تضعيف يك فرد از گروه و يا افشاي منكرات او، موجب تضعيف سازمان و گروه شده و منافع جمع را با خطر مواجه ميسازد(۱۹۵). ۱۷-۲. عدم رعايت درجات امر به معروف و نهي از منكر: چنان چه ميدانيم بعضي از معروفها نسبت به بعضي ديگر حالت علّي داشته و علت آنها به حساب ميآيند. يعني اگر معروفها را به ترتيب اولويت، طبقه بندي كنيم، قطعاً بعضي در طبقات اصلي و علت و مادر بقيه، قرار ميگيرند و بعضي در طبقات پايينتر و معلول. بدون شك با آمدن معلول، علت نخواهد آمد، ولي اگر اهتمام خود و مادر را براي ايجاد علتها، معروف كنيم، اولاً: به لحاظ اهميت آنها، عدهي بيشتري را با خود همراه كردهايم و تأييدات عامتر و قويتري خواهيم داشت. ثانياً: چون كه صد آمد، نود، هم پيش ماست. بدون صرف انرژي و وقت زيادي به خيلي از معروفات معلول هم رسيدهايم. همچنين است در مبارزه با منكرات. با توجه به وقت و توان و امكانات معدود حتماً بايد به سراغ منكرات ريشهاي و علّي رفت تا با مبارزهي با آنها، منكرات معلولي، خود به خود از بين رفته و نابود شوند. عدم توجه به اين مهم باعث استهلاك و فرسايش نيروها، كندي فعاليت و بينتيجه بودن و... خواهد شد(۱۹۶).
فصل پنجم: آثار و عواقب ترك امر به معروف و نهي از منكر ۳. آثار و عواقب ترك امر به معروف و نهي از منكر: اگر به وسيلهي امر به معروف دين خدا به پا داشته ميشود و به اين وسيله، شهرها آباد ميشود، به يقين با ترك كردن آن صدماتي به دين دنيا و جامعه خواهد خورد. در نتيجه برخي از آثار و عواقب ترك امر به معروف و نهي از منكر از اين قرار است: ۱-۳. پشيماني در قيامت: عدهاي از اهل عذاب الهي در آخرت كسانياند كه امر به معروف و نهي از منكر را رها كرده و به آن عمل نكردهاند: « كانوُا لا يَتَناهَوْنَ عَن مُنكَرٍ...(۱۹۷)» ۲-۳. ضعف ايمان: طبيعي است كه اگر انسان انجام منكري را ببيند و تغييري نكند مدتي نخواهد گذشت كه فردي بي تفاوت بار خواهد آمد و جنبههاي ايماني او ضعيف خواهند شد(۱۹۸).
امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: «قال الصادق (علیه السّلام): كُلُّ مَنْ لَمْ يُحِبُّ عَلَي الدّينِ وَ لَمْ يُبْغِضْ عَلَي الدّينِ فَلا دينَ لَهُ» «هر كس به خاطر دين محبت نورزد و به خاطر دين خشمگين نشود، دين ندارد.(۱۹۹)» ۳-۳. شريك جرم بودن: مسلماني كه در مقابل معصيت بي تفاوت است، شريك جرم گناهكار محسوب ميشود.
زيرا سكوت در مقابل آن كار ناپسند، نوعي رضايت از آن عمل ميباشد.
رسول اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: « كسي كه به معروفي امر و يا از منكري نهي كند يا افراد را به كار خوبي راهنمايي كند در آن كار خوب شريك و كسي كه به بدي امر كند، در آن بدي شريك است(۲۰۰)». بنابراين، هر مسلماني وظيفه دارد براي رهايي از شركت در گناه اهل معصيت در صورت مشاهدهي خلاف، اگر چهقدرت جلوگيري از منكر را نداشته باشد، حداقل با زبان، نهي از منكر كند و مخالفت خود را ابراز كند. اين وظيفهاي است كه مخصوصاً در محيط زندگي انسان بايد به آن توجه خاص شود تا اهل معصيت جرأت تكرار عمل خلاف را پيدا نكنند. امام صادق (علیه السّلام) ميفرمايند: « مَنْ كانَ لَهُ جّارٌ وَ يَعْمَلُ بِالْمَعاصِيَ فَلَمْ يَنْهَهُ فَهُوَ شَريكُهُ» «هر كس همسايهاي دارد كه اهل معصيت است و او را نهي نميكند، در گناه او، شريك است.(۲۰۱) ۴-۳. موجب غضب الهي است: خداوندي كه نعمات عام او، شامل همگان است رحمت خاص او فقط كساني را شامل ميشود كه سر بندگي فرود آورند و در رواج احكام الهي بكوشند و اگر گناهي را در حال رواج ديدند، جامعه را از آن بازدارند. اما فردي كه به وظيفهي ديني خود در مسئله ي امر به معروف عمل نميكند، مستجب غضب خداوند است. «رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از كسي كه امر به معروف نميكند تعبير به مؤمن ضعيفي كه دين ندارد فرموده است و ميگويد: چنين كسي مبغوض الهي است(۲۰۲)». باز از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است كه فرمودند: «لا تَزالُ اُمَتي بِخَيرِ... ما اَمَروا بِالْمَعروف وَ نَهوا عَنِ الْمُنْكَرِ و تعاوَنوا عَلَي البِّرِ... فَاِذا لَمْ يَفْعَلوا ذلكَ نُزِعَتِ مِنْهُمُ البَرَكاتُ و سُلِطَّ بَعضُهُم عَلي بَعضِ... وَ لَم يَكن لَهُم ناصِرٌ فِي الْارضِ وَ لا فِي السَّماء» «تا هنگامي كه افراد امت من، امر به معروف و نهي از منكر كنند و در مورد كارهاي نيك با هم همكاري داشته باشند، در خير و خوبي خواهند بود. اگر چنين نكنند، بركتهايشان ميرود و برخي بر عدهي ديگرشان مسلط ميشوند و هيچ كس در زمين و آسمان، آنها را ياري نخواهد كرد(۲۰۳)». ۵-۳. موجب عقوبت الهي است: عقوبت الهي به دنبال ترك اين فريضه، به سراغ ملتها ميرود. اگر مردمي گناه بكنند و عدّهاي بيتفاوت باشند، بلاي خانمان سوزي كل جامعه را خواهد سوزاند. همان طور كه ناقهي حضرت صالح را يك نفر سر بريد، اما در مسئلهي عقوبت همه ملتش عقوبت شدند، چرا كه سكوت نمودند و به آن رضايت دادند(۲۰۴). چنان چه قرآن ميفرمايد: « فَاَقروا الناقَةَ و عَطوا عَن اَمْرِ رَبِّهِم » «سپس (ناقه) را پي كردند و از فرمان پروردگارشان سر پيچيدند(۲۰۵)». بنابراين، «رضایتمندی به عمل قومي، بسان كسي است كه با آنان همراهي كرده است(۲۰۶)» و «خداوند قومي را كه در برابر منكر خاموش باشند، عذاب خواهد كرد(۲۰۷)». از پيغمبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است كه فرمودند: «وقتي مردم امر به معروف و نهي از منكر را رها كنند، منتظر و مطمئن باشند كه پشت سر آن عذاب الهي ميآيد(۲۰۸)». ۶-۳. موجب شيوع فساد اجتماعي ميشود: اگر در جامعهاي گناه رايج شود و كسي اعتراض نكند، آن جامعه دچار تزلزل و هرج مرج خواهد شد. چرا كه انسانها به صورت زنجيرهاي با هم ارتباط دارند. «گناه همچون ويروسي خطرناك است كه در ديگران اثر گذاشته و باعث شيوع آن بيماري ميشود(۲۰۹)».
بنابراين، «در صورت ترك امر به معروف، بديها در ميان ملتها رايج خواهند شد و جامعهاي كه بديها در آن رواج داشته باشد، امنيت ايماني و اقتصادي سياسي از آن جامعه، رخت بر بسته(۲۱۰)»، «رفته رفته ارزشها به ضد ارزشها تبديل خواهد شد، در نتيجه چنين جامعهاي از هدايت و سعادت، فاصلهي فراوان گرفته و در گمراهي و تباهي غوطهور ميگردد(۲۱۱)».
قرآن در اين زمينه ميفرمايد: «...وَ لَوْ لا دَفعُ اللهُ النّاسَ بَعضُهُم بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْاَرضُ و...(۲۱۲)» «اگر گروهي از مردم جلوي فتنه و فساد ديگران را نگيرند، همهی زمين به فساد كشيده ميشود». ۷-۳. محروميت از سعادت و حيات راستين: زندگي انسان غير از جنبهي مادي و ظاهري، جنبهاي معنوي و انساني دارد كه در حقيقت بعد مادي زندگي، مقدمهاي براي رسيدن به اهداف معنوي آن است. زندگي بدون اهداف معنوي، پوچ و تهي است. كسي كه نسبت به ارزشهاي معنوي بيتفاوت باشد و براي ايجاد معروف در جامعه و از بين بردن منكرات هيچ كوششي انجام ندهد، در حقيقت، حيات معنوي و سعادت حقيقي را از دست داده است. امير مؤمنان (علیه السّلام) ميفرمايد: «مَنْ تَرَكَ اِنكارَ الْمُنكَرِ بِقَلْبِهِ وَ يَدِهِ وَ لِسانِهِ، فَهُوَ مَيِّتُ بَيْنَ الْاَحْياءِ » «كسي كه انكار منكر را با قلب و دست و زبانش ترك كند مردهاي ميان زندگان است(۲۱۳)». بنابراين، تارك اين واجب عظيم الهي از عنايت الهي و سعادت معنوي هم محروم ميگردد. امام صادق (علیه السّلام) ميفرمايد: «وَيْلٌ لِقَوْمٍ لا يُدينونَ اللهَ بِالْامرِ بِالْمعروفِ وَ النَّهيِ عَنِ الْمُنكَرِ(۲۱۴) » «واي بر كساني كه با امر به معروف و نهي از منكر، خود را به خدا نزديك نميكنند». ۸-۳. لعنت ابدي: اگر آمر به معروف با اطّلاع از ارتكاب گناه شخصي، جلوي گناه او را نگيرد و سكوت نمايد، چنين سكوتي شركت در جرم اوست و لعنت ابدي را به دنبال خواهد داشت. «أَلدُّنيا مَلعونَةٌ مَلعونٌ ما فيها إلّا أََمْراً بِالْمَعروفِ أَوْ نَهْياً عَنْ مُنْكَرٍ أَوْ ذِكْرَ اللهِ» «دنيا و آن چه در آن است، ملعون لعن شده است، مگر ( در آن ) فرمان به عمل نيك و نهي از عمل بد و ذكر خدا شود(۲۱۵)» ۹-۳. تسلط اشرار: يكي از آثار پر بركت رواج امر به معروف و نهي از منكر در جامعهي اسلامي، دلگرمي مؤمنان و مستحكم شدن پشتوانهی اجتماعي اهل ايمان است. اميرمؤمنان (علیه السّلام) ميفرمايد: «فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعروفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمنينَ »(۲۱۶) «هر كس امر به معروف كند، پشت مؤمنين را محكم گرداند». اما «اگر اين واجب الهي به فراموشي سپرده شود، به مرور زمان، اهل گناه و اشرار جامعه، بر امور مسلط گرديده(۲۱۷)» و انسانهاي مؤمن در جامعه خوار و منزوي خواهند شد و تنها راه جلوگيري از اين حادثهي شوم،رواج امر به معروف و نهي از منكر در جامعهي اسلامي است. امير مؤمنان (علیه السّلام) ميفرمايد: «لا تَتْرُكوا الْامْرَ بِالْمَعروفِ وَ النَّهيَ عَنِ المنكَرِ، فَيُوَلي اللهُ أُمورَكُمْ شِرارَكُم ثُمَّ تَدعونَ فَلا يُستَجابُ دُعاءُكُمْ»؛ امر به معروف و نهي از منكر را ترك نكنيد كه خداوند اشرار را حاكم بر امورتان خواهد كرد، سپس براي رفع اين بلا، دعا خواهيد كرد اما مستجاب نخواهد شد.(۲۱۸)»
نتيجه: از آن چه گفته شد، ميتوان به دست آورد كه: شناخت ابعاد و زواياي امر به معروف و نهي از منكر از مسائل مهمي است كه در مكتب همهی پيامبران نيز به آن توجه خاص شده و در تمام اديان الهي وجود داشته و از اصول اساسي دين، محسوب ميشود. چه بسا افرادي به انجام اين دو فريضهی مهم معتقد بوده اند و حتي جان خود را فداي آن كردهاند و افرادي هم عناد ولجاجت ورزيدند و در آن جهان به سزاي اعمال خويش رسيدند و ميرسند. اصل كلام اين است كه تمامي تفاسير قرآن، اخبار و روايات اسلامي، يك حرف مشترك را ميزدند و آن اين است كه امر به معروف و نهي از منكر، واجب و امري ضروري و اساسي است، كه مورد تأكيد فراوان قرار گرفته است، ما به درجه اهميت اين مسئله، جايگاه آن در قرآن و روايات، بررسي آسيبهاي آن و عواقب و اثرات ترك اين دو فريضه ي نوراني پرداختيم. ترك امر به معروف و نهي از منكر، آثاري را در بردارد كه به برخي از آنها اشاره شد، از جمله: ۱. موجب ضعيف شدن ايمان ميگردد. ۲. در صورت مشاهدهي خلاف، اگر شخص را نهي از آن كار نكنيم، شريك جرم شخص گناهكار محسوب ميشويم. ۳. كسي كه امر به معروف و نهي از منكر را رها كند مبغوض الهي است و خداوند، غضبش را شامل او ميكند. ۴. در صورت ترك امر به معروف، بديها در ميان ملتها رايج خواهند شد. ۵. لعنت ابدي را در پي دارد. ۶. موجب محروميت از سعادت و حيات راستين ميگردد. ۷. موجب ميشود كه اهل گناه و اشرار جامعه، بر امور مسلّط گرديده و افراد مؤمن در جامعه، خوار و منزوي گردند. ۸. عدّه اي كه اين دو فريضهي مهم را ترك كرده باشند، از اهل عذاب الهي در آخرتاند و موجب پشيماني آنها در قيامت ميگردد. بنابراين، از آن چه پيرامون پژوهش آسيب شناسي امر به معروف و نهي از منكر گفته شد، نتايج ذيل مترتّب ميگردد: ۱. با توجه به روايات و تأكيدات فراواني كه در اين زمينه شد، به ضرورت و اهميت اين موضوع بيشتر پي ميبريم. ۲. دريافتيم كه به همان اندازه كه اين دو فريضه اهمیّت دارد، شناخت آسيبها و آفتهاي آن هم مهم است و توسل به شيوههاي فرهنگي و استفاده از استدلالهاي متين، بهترين راه براي امر به معروف و نهي از منكر است. ۳. وجوب امر به معروف و نهي از منكر، بر همه ي مكاتب سفارش و علاوه براين كه يك دستور ديني است، يك رفتار اجتماعي هم شمرده شده است. ۴. براي انجام اين دو فريضهی الهي، سزاوار است با موعظه و ارشاد و به وفق و نرمي اما با قاطعيت و صلابت انجام گيرد. در پايان به اين نكته اشاره ميشود كه نهادها، سازمانها، خطبا و مبلّغین هم، در مؤثر واقع شدن اين امر مهم در جامعه نقش زيادي را بايد ايفا كنند و تنها راه جلوگيري از حوادث شوم، در اثر عواقب ترك اين دو فريضه، درمان از طريق رفع علتهاست كه آن هم رواج امر به معروف و نهي از منكر با جذب نيروهاي آگاه و زبده در جامعه ي اسلامي همراه با برنامه ريزي دراز مدت ميباشد ! پر واضح است كه رفع و درمان اين آسيبها و آفتها نيز خود به پژوهشي مستقل در همين راستا، نياز دارد كه از عهدهی اين مقاله خارج ميباشد.
فهرست منابع:
قرآن کریم، ترجمه آيه الله مشكيني، چ۱، قم، الهادي، ۱۳۸۵. ۱) امین، ابراهیم، منتصر، الصوالحی، خلف احمد، ترجمه: محمد بندرریگی، فرهنگ معجم الوسیط، ج۲، چ۱، تهران، اسلامی، ۱۳۸۲. ۲) آمدي، عبد الواحد بن محمد، غررالحكم، به قلم: سيدهاشم رسولي محلاتي، ج۱، تهران، فرهنگ اسلامي، بي چا، بي تا ۳) اکبری، محمدرضا، تحلیلی نو و عملی از امر به معروف و نهی از منکر در عصر حاضر، چ۳، اصفهان، پیام عترت، ۱۳۷۶. ۴) احتشامي نيا، محسن، آسيب شناسي امر به معروف و نهي از منكر، از مجموعه مقالات همايش علمي امر به معروف و نهي از منكر، چ۱، تهران، دانشگاه مذاهب اسلامي، زمستان ۱۳۸۷. ۵) بي نا، دادسراي انقلاب اسلامي مبارزه با موادمخدر ومنكرات، «شيوههاي صحيح امربه معروف ونهي ازمنكر»، چ۳، اصفهان، سازمان تبليغات اسلامي، بهار ۱۳۷۶. ۶) بي نا، مؤسسه فرهنگي قدر ولايت، حكايتهاي امر به معروف و نهي از منكر « به انضمام شرايط و مراحل آن »، بي چا، قدر ولايت، تابستان ۱۳۷۵. ۷) بینا، گروه نویسندگان، آشنایی با بسیج، چ۲، تهران، معاونت آموزش نمسا، ۱۳۸۱. ۸) بینا، معاونت آموزشی نمسا، امر به معروف و نهی از منکر ( ضابطین )، چ۱، تهران، آموزش نیروی قاومت بسیج، ۱۳۸۱ ۹) بینا، معاونت امر به معروف و نهی از منکر نمسا، امر به معروف و نهی از منکر ( ناصحین )، چ۲، تهران،پرتو واقعه، ۱۳۸۲. ۱۰) بینا، معاونت سیاسی نمایندگی ولی فقیه در نزسا، حدیث ماندگاری، چ۱، نمایندگی ولی فقیه در نزسا،۱۳۷۸ ۱۱) بینا، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه، امر به معروف و نهی از منکر، چ ۴، نمایندگی ولی فقیه در سپاه، پاییز۱۳۷۱. ۱۲) ترجمه ي نهجالبلاغه، محمد دشتی، قم، پرهیزکار، زمستان ۱۳۷۹. ۱۳) حسيني اصفهاني، سيد مرتضي، امر به معروف و نهي از منكر در اسلام، چ۳، اصفهان، فرهنگ قرآن، زمستان ۱۳۷۹. ۱۴) حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، ج۱۱، دارالحيای التراث، چ ۱۴۰۳ ه.ق. ۱۵) خمینی، روح الله، مترجم: علی اسلامی، ترجمه تحریرالوسیله، ج۲، قم، اسلامی، بي جا، بي تا. ۱۶) تحريرالوسيله، « الامر بالمعروف و النهي عن المنكر»، ج۲، بی چا، بی تا. ۱۷) شیرازی، خواجه شمس الدین محمد، دیوان حافظ، نوشته شده از روی نسخهی غنی وقزوینی، بی جا، عرفان، پاییز ۱۳۶۸ ۱۸) راغب اصفهانی، ابوالقاسم بن فضل، ترجمه: غلامرضا خسروی حسینی، ترجمه المفردات فی غریب القران، ج۲، چ۳، تهران، مرتضوی، ۱۳۸۳. ۱۹) رضايي راد، عبدالحسين، امر به معروف در ترازوي تاريخ « گامي نوين در فقه سياسي اسلام »، چ۱، قم، بوستان كتاب، ۱۳۸۴ ۲۰) امر به معروف در ترازوي عقل، چ۱، قم، بوستان كتاب، ۱۳۸۷. ۲۱) سیاح، احمد، ترجمه: المنجد الأبجدی، فرهنگ دانشگاهی۱، چ۱، تهران، فرحان، ۱۳۷۹. ۲۲) شکوری، ابوالفضل، فقه سیاسی اسلام، چ۲، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۷ ۲۳) صافي گلپايگاني، لطف الله، راه اصلاح يا امر به معروف و نهي از منكر، چ۲، قم، اسلامي، بهار ۱۳۷۵. ۲۴) طباطبائی، محمدحسین، اسلام و اجتماع، قم، جهانآرا، بیتا، بیجا. ۲۵) عميد، حسن، فرهنگ فارسي عميد، چ۳۴، تهران، امير كبير، ۱۳۷۸. ۲۶) عليزاده حسن آبادي، ابوالقاسم، نظارت ملي يا « امر به معروف و نهي از منكر»، بي چا، قم، دفتر تبليغات اسلامي، ۱۳۷۱ ۲۷) فلاحزاده، محمدحسین، آموزش فقه، چ۱۱، قم، الهادی، ۱۳۷۹. ۲۸) قرائتی، محسن، تمثیلات « پرسش و پاسخ »، چ۵، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۳. ۲۹) ، امر به معروف و نهی از منکر، چ۳، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۷۶. ۳۰) ، عباس بابائیان، ۴۰۰ نکته از تفسیر نور، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن،۱۳۸۷. ۳۱) ، تفسیرسورههای لقمان، چ۱۵، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی ازقرآن، ۱۳۷۵. ۳۲) كوك، مايكل آلن، ترجمه: احمد نمايي، امر به معروف و نهي از منكر در انديشه اسلامي، ج۱، چ۳، مشهد، بنياد پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۸۵. ۳۳) كوراني، علي، امر به معروف و نهي از منكر، چ۵، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ۱۳۷۰. ۳۴) دهخدا، علي اكبر، لغت نامهی دهخدا، ج۱، چ دانشگاه تهران، ۱۳۴۲. ۳۵) موسوي خراساني، حسن، بايدها و نبايدها [ امر به معروف و نهي از منكر]، چ ۱، قم، نبوغ، ۱۳۸۱. ۳۶) مکارم شیرازی، ناصر، تدوین: حسین حسینی، قصههای قرآن، چ۷، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۰. ۳۷) تفسیر نمونه، ج ۲، چ۳۱، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۰ ۳۸) مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج۹۷، چ۲، بيروت-لبنان، مؤسسه الوفا، ۱۴۵۷ق. ۳۹) موحد، محمد علي، سفرنامه ابن بطوطه، ج۱، چ۵، سپهر نقش، ۱۳۷۰. ۴۰) ميرزايي، علي اكبر، نهج الفصاحه، چ۱، قم، عصر جوان، ۱۳۸۵. ۴۱) مطهری، مرتضی، ده گفتار، چ۹، رودكي – تهران، انتشارات صدرا، تابستان ۱۳۷۳. ۴۲) بيست گفتار، ج۲۰، تهران، انتشارات صدرا، اسفند ۱۳۸۳ مطابق محرم ۱۴۲۶. ۴۳) حماسه حسيني، ج۱، چ۳۱، تهران، انتشارات صدرا، تير۱۳۷۸ مطابق ربيع الاول ۱۴۲۰. ۴۴) ج۲، چ۲۶، تهران، انتشارات صدرا، تير۱۳۷۸ مطابق ربيع الاول ۱۴۲۰. ۴۵) علل گرايش به مادّيگري، چ۱۵، تهران، انتشارات صدرا، ۱۲ ارديبهشت ۱۳۷۳. ۴۶) نوری همدانی، حسین، مترجم: محمد محمدی اشتهاردی، امر به معروف و نهی از منکر، چ۶، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۷ ۴۷) نرم افزار شهر رمضان، مركز تحقيقات كوثر. ۴۸) نرم افزار نمايه « سايت اطلاع رساني مركز تحقيقات» شامل مقالههاي: الف) قدس، طيبه، « امر به معروف و نهي از منكر»، نشريه اصلاح و تربيت، شماره ۶۳، سال ششم. ب) سالك، حميد، « امر به معروف و نهي از منكر»، نشريه كهكشان، شماره ۷۰، آبان ۱۳۸۰. پ) منصوري ترشيزي، مهناز،« امر به معروف و نهي از منكر از ديدگاه شريعتي »، نشريع اسلام، ۲۹/۳/۱۳۷۸ ت) نوري،وحيد،«امر به معروف ونهي ازمنكردرقرآن ولزوم تشكيلات آن»،نشريه رسالت، شماره۵۰، ۱۱/۵/۱۳۸۵. ث) نشريه مطالعات اسلامي، شماره ۶۹. ج) قطبي،هادي، « امر به معروف و نهي از منكر در آيينه نهج البلاغه »، نشريه حريم، شماره ۱۷. چ) ورعي، جواد، « امام خميني و احياء امر به معروف و نهي از منكر»، نشريه جمهوري اسلامي، سال ۷۷. ح) بسيج، احمد رضا، « آسيب شناسي عدم اجراي اصل هشتم قانون اساسي »، پيرامون امر به معروف و نهي از منكر، نشريه معرفت، سال هفدهم، شماره ۱۳۱، آبان ۱۳۸۷. ۴۹) www.Hazahnews.com با عنوان « مكارم شيرازي، ناصر، امر به معروف و نهي از منكر، جهاد اجتماعي است »، ۷/۳/۱۳۸۷ و حسامي فاضل « آسيب شناسي دين در سيره ي علوي ». و « بياييد همه با هم خوب شويم ». ۵۰) www.Maroofyaran.com فولادي، محمد، « واژه شناسي امر به معروف و نهي از منكر»، مجله ديدار آشنا، شماره ۲۱، اسفند ۱۳۸۰. و قرائتي، محسن، علل ترك امر به معروف و نهي از منكر و ترك امر به معروف و نهي از منكر، فصل ۲ و ۸. ۵۱) www.ehya.ir امر به معروف و نهي از منكر در روايات، ۷/۶/۱۳۸۶. ۵۲) www.tebyan.net آل عمران ؛ ۱۱۰، « نکتهها » ۵۳) www.Namademehr.com « شرح مقاله » ۵۴) www.Noormags.com دوست محمدی،هادی، « عمل بهترین روش تربیت دیگران »
پی نوشتها: ۱۲۹. عبدالحسين رضايي راد، همان، ص۴۹ ۱۳۰. همان، ص۱۴۵ نقل از: جواهر الكلام، ج۲۱، ص۳۶۰ ۱۳۱. همان، ص۱۴۷-۱۴۵ ۱۳۲. همان، ص۱۴۷ نقل از: الاستقصاء الاخبار دول المغرب الاقصي، ج۳، ص۱۹۷ ۱۳۳. همان، ص۱۴۹ ۱۳۴. نظر نگارنده ۱۳۵. همان، ص۱۵۱، نقل از: ظافر قاسمي، نظام الحكم في الشريعة الاسلاميه، ص۶۰۰ ۱۳۶. همان، ص۱۵۳-۱۵۱ ۱۳۷. نظر نگارنده ۱۳۸. تحرير الوسيله، كتاب « الامر بالمعروف و النهي عن المنكر»، مرتبه سوم از مراتب امر به معروف، مسئله ۴، ( جواهر الكلام، ج۲، ص۳۷۸ ) ۱۳۹. عبدالحسين رضايي راد، امر به معروف در ترازوي تاريخ، همان، ص۱۵۴، نقل از ابن اخوه، معالم التربه، باب ثالث، ص ۳۲؛ ( ماوردي، احكام السلطانيه، ص۲۹۵ )؛ ( محمد غزالي، كيمياي سعادت، ص۲۳۴ )؛ (همو، احياء علوم الدين، ج۲، ص۲۸۶ ) ۱۴۰. همان، ص۱۵۹ ۱۴۱. همان، ص۱۶۶-۱۶۵ ۱۴۲. همان، ص۱۶۹-۱۶۷ نقل از موسي لقبال، للحسبه في بلاد المغرب العربي، ص۳۵ ۱۴۳. خواجه شمس الدین محمد شیرازی، دیوان حافظ، نوشته شده از روی نسخهی غنی و قزوینی، بی جا (عرفان،۱۳۶۸ )، ص۳۲۲ ۱۴۴. حاقه ؛ ۴۵-۴۴ ۱۴۵. عبدالحسين رضايي راد، همان، ص۱۷۱-۱۶۹ ۱۴۶. همان، ص۱۷۴-۱۷۳ ۱۴۷. آل عمران ؛۱۱۰ ۱۴۸. همان، نقل از: تحريرالوسيله،ج۱، ص۴۸۲ و ديگركتابهاي فقهي، بحث شرايط وجوب امربه معروف ۱۴۹. همان، ص۱۷۷-۱۷۶ ۱۵۰. همان، ص۱۸۳-۱۸۲ ۱۵۱. همان، ص۱۸۵-۱۸۴، نقل از لمبتون، سيره در تاريخ ايران بعد از اسلام؛ ( محمد حسين ساكت، نهاد دادرسي در اسلام، ص۱۸۳ ) ۱۵۲. همان، ص۱۸۸-۱۸۷ ۱۵۳. همان، نقل از: نهج البلاغه، نامه امام به مالك اشتر ۱۵۴. همان، نقل از ميزان الحكمه، ح۱۲۳۶۸ ۱۵۵. همان، نقل از: ميزان الحكمه، ج۷، ص۲۵۵، ح۱۲۳۶۸ و ۱۲۳۸۷؛ ( قرطبي، لجامع لاحكام القرآن، ج۴، ص۴۷ )؛ ( نراقي، جامع السعاده، ج۲، ص۲۴۵ ) ۱۵۶. همان، نقل از: بحارالانوار، ج۴، ص۳۱۲، باب ۲۱، روايت ۱۷ و ج۱۴، ص۳۳،باب ۲۱، روايت ۵۱ ۱۵۷. همان، ص۱۸۹، نقل از: وسائل الشيعه، ج۱۱، ص۴۰۸ ۱۵۸. همان، نقل از: بحار الانوار ، ج۱۳، ص۲۲۹ و ج۵۷، ص۴۶، ( المعجم بحار الانوار، ص۵۳۸ ) ۱۵۹. همان، نقل از: بحار الانوار، ج۷۰، ص ۳۵۴ و ج ۴۹، ص۱۰، ( المعجم بحار الانوار، ص۵۳ ) ۱۶۰. نمل ؛ ۳۴ ۱۶۱. عبدالحسين رضايي راد، همان، ص۱۹۶-۱۹۵، نقل از: ابوالقاسم سري، مقاله « منصب محتسب در ايران»، مجله حكومت اسلامي، ( سال چهارم )، شماره ۳، ص۱۶۰ ۱۶۲. همان، ص۱۹۹ ۱۶۳. احمدرضا بسيج، « آسيب شناسي عدم اجراي اصل هشتم قانون اساسي »، نقل از: نشريه معرفت، ( سال هفدهم، شماره ۱۳۱، آبان ۱۳۸۷ )، ص ص۱۳-۱۲ ۱۶۴. ابوالقاسم عليزاده حسن آبادي، همان، ص۹۳ ۱۶۵. احمدرضا بسيج، همان ۱۶۶. حسن موسوي خراساني، همان، ص۱۱۹ ۱۶۷. همان، ص۱۲۱، نقل از: غرر الحكم، ص۴۳۶، شماره ۹۹۷۹ ۱۶۸. همان، ص۱۲۰، نقل از: بحار الانوار، ج۶۸، ص۳۴۰ ۱۶۹. همان، ص۱۳۲ ۱۷۰. همان، ص۱۳۳ ۱۷۱. همان، ص۱۵۴ ۱۷۲. مرتضي مطهري، علل گرايش به مادّيگري، چ۱۵، ( تهران، صدرا، ۱۳۷۳ )، ص۱۵۹-۱۵۷ ۱۷۳. ابوالقاسم عليزاده حسن آبادي، همان، ص۶۱-۶۰ ۱۷۴. همان، ص۹۵ ۱۷۵. حسن موسوي خراساني، همان، ص۱۲۳-۱۲۱ ۱۷۶. همان، ص۱۴۵ ۱۷۷. صف ؛ ۲ ۱۷۸. حسن موسوي خراساني، همان، ص۱۴۷-۱۴۶، نقل از: بحار الانوار، ج۵، ص۱۹۸ ۱۷۹. همان، ص۱۴۸-۱۴۷، نقل از شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۵۹ ۱۸۰. همان، ص۱۵۵ ۱۸۱. امر به معروف و نهي از منكر در روايات ، ( تاريخ: ۷/۶/۱۳۸۶)، www.ehya.ir ۱۸۲. حسن موسوي خراساني، همان، ص۱۲۷، نقل از: شرح نهج البلاغه، ج ۱۶، ص۶۴ ۱۸۳. ميكل آلن كوك، ترجمه: احمد نمايي، امر به معروف و نهي از منكر در انديشه اسلامي، ج۲، چ۳، (مشهد، بنياد پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۸۵ )، ص۷۶۱ ۱۸۴. حسن موسوي خراساني، همان، ص ۱۴۸، نقل از: مستدرك سفينه، ص۸۱ ۱۸۵. همان، ص۱۵۸-۱۵۰، نقل از: كنز العمال، حديث ۵۵۲۴ ۱۸۶. توبه ؛۱۲ ۱۸۷. همان، ص۱۵۱-۱۵۰ ۱۸۸. محسن قرائتي، « ترك امر به معروف و نهي از منكر»، فصل دوم www.Maroofyavan.com. ۱۸۹. بي نا، مركز تحقيقات اسلامي سپاه، امر به معروف ونهي از منكر، چ۴، ( نمايندگي ولي فقيه در سپاه، پاييز ۱۳۷۱ )، ص ۱۴۸ ۱۹۰. همان، ص ۱۵۱، نقل از: مجمع البحرين، ص۵۷۱ ۱۹۱. همان، نقل از: مجمع البيان، ج ۹، ص۲۲۵ ذيل آيه ۸۱ ؛ واقعه ۱۹۲. همان، نقل از: مفردات راغب، ص۱۷۳ ۱۹۳. همان، ص۱۵۲ ۱۹۴. همان، ص۱۷۱-۱۷۰ ۱۹۵. احمدرضا بسيج، « آسيب شناسي عدم اجراي اصل هشتم قانون اساسي »، ص۱۲ ۱۹۶. نظر نگارنده ۱۹۷. مائده ؛ ۷۹ ۱۹۸. حسن موسوي خراساني، همان، ص۴۳-۴۲ ۱۹۹. همان، نقل از: وسائل الشيعه، ج۱۱، ص۴۴ و ج۱۶، ص۱۷۷ ۲۰۰. همان، ص ۴۴-۴۳، نقل از: وسائل الشيعه، ج۱۱، ص۳۹۸ ۲۰۱. بي نا، مركز تحقيقات اسلامي سپاه، همان، ص۱۲۷ نقل از: لئالي الاخبار، ج۵، ص۲۶۳؛ ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۸۳؛ مجموعه ورام، ج۱، ص۲ ۲۰۲. حسن موسوي خراساني، همان، ص۴۴ و ۱۳۸ نقل از: تهذيب الاحكام، ج۳، ص۱۷۶ ۲۰۳. علي كوراني، امر به معروف و نهي از منكر، چ۵، ( تهران، فرهنگ اسلامي، ۱۳۷۰ )، ص ۲۱-۲۰ ۲۰۴. حسن موسوي خراساني، همان، ص ۱۴۲-۱۴۱ نقل از: نهج البلاغه، خطبه ؛ ۲۰۱ ۲۰۵. اعراف ؛۷۷ ۲۰۶. محسن احتشامي نيا، «آسيب شناسي امر به معروف و نهي از منكر»، « مجموعه مقالات همايش علمي امر به معروف و نهي از منكر»، (تهران، دانشگاه مذاهب اسلامي، ۱۳۸۷ )، ص ۴۰۹ ۲۰۷. بي نا، دادسراي انقلاب اسلامي مبارزه با مواد مخدر و منكرات، شيوههاي صحيح امر به معروف و نهي از منكر، چ۳، ( سازمان تبليغات اسلامي، ۱۳۷۶ )، ص۱۳۹ ۲۰۸. مرتضي مطهري، حماسه حسيني، ج۱، چ۳۱، ( تهران، صدرا، ۱۳۷۸ )، ص۲۱۵ ۲۰۹. حسن موسوي خراساني، بايدها و نبايدها، ص۱۴۰ ۲۱۰. همان، ص۴۵ ۲۱۱. بي نا، مركز تحقيقات اسلامي سپاه، همان، ص۱۳۴-۱۳۳ ۲۱۲. بقره؛۲۵۱ ۲۱۳. حسن موسوي خراساني، همان، ص ۱۳۹ نقل از: تهذيب الاحكام، ج۶، ص۱۸۱؛ بي نا، مركز تحقيقات اسلامي سپاه، امر به معروف و نهي از منكر، همان، ص۱۲۷ نقل از: ميزان الحمكه، ج۶، ص۲۷۶ ۲۱۴. بي نا، مركز تحقيقات اسلامي سپاه، همان، ص۱۳۰ نقل از: مستدرك الوسايل، ج۱۲، ص۱۸۱ ۲۱۵. علي اكبر ميرزايي، نهج الفصاحه، ( قم، عصر جوان، ۱۳۸۵)، ص۸۱ ۲۱۶. ترجمه نهج البلاغه، محمد دشتي، (قم، پرهيزگار، ۱۳۷۹)، حكمت ؛۳۱، ص۶۳۰ ۲۱۷. لطف الله صافي گلپايگاني، راه اصلاح يا امربه معروف و نهي ازمنكر،چ۲،(قم، اسلامي،۱۳۷۵)،ص۳۶ ۲۱۸. بي نا، مركز تحقيقات اسلامي سپاه، همان، ص۱۳۵-۱۳۴ نقل از: بحار الانوار، ج۹۷و ج۱۰۰، ص۷۷؛ مرتضي حسيني اصفهاني، امر به معروف و نهي از منكر در اسلام، ص۲۲۰ نقل از: مستدرك الوسائل، ج۱۲، ۱۸۰، علي اكبر ميرزايي، نهج الفصاحه، همان، ص۸۱ « امر به معروف و نهي از منكر در روايات، بحث: تسلطاشرار »؛ www.ehya.ir.







