آسیب شناسی امر به معروف و نهی از منکر (۳)

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
آسیب شناسی امر به معروف و نهی از منکر (۳)

نویسنده: فاطمه رحمانی

محتویات

مقدمه

دوره دولتی

دراین دوره، وظیفهٔ امر به معروف، زیر نظر دولت مرکزی و به صورت متمرکز به انجام می‌رسد و نهاد امر به معروف، به عنوان نهاد دولتی، در کنار نهادهای دیگر به انجام وظیفه می‌پردازد[۱].

نقاط قوت روش دولتی

تناسب با ماهیت امر به معروف

چنان چه امر به معروفی که جدای از دولت انجام پذیرد، نمی‌تواند ضامن اجرای قانون باشد و یکی از اهداف این اصل را که اجرای قانون است تأمین کند. بنابراین امر به معروف نمی‌تواند در حد وظیفه‌ای فردی باقی بماند، اما از نقاط قوت روش دولتی آن است که با ماهیت و افق گسترده این اصل سازگار است[۲].
برخی از علمای اهل سنت به طور صریح بیان کرده‌اند که امر به معروف تنها در سایهٔ حکومت میسر است.
بنابراین امر به معروف وظیفه‌ای است که بدون حکومت، عملی نمی‌شود و برای اجرای آن تشکیل حکومت از ضروریات است[۳].

داشتن امکانات کافی

ایفای وظیفهٔ امر به معروف در بسیاری از مهم‌ترین مصادیق آن، نیازمند اطلاعات و امکانات و افراد زیادی است و بدون امکانات کافی میسر نیست و چون در روش دولتی بیشترین امکانات و افراد فراهم است، این روش برای تحقق بخشیدن به اهداف این وظیفهٔ بزرگ، بر دیگر روش‌ها برتری دارد[۴].

هماهنگی اخلاق و سیاست

از آن جا که تشخیص مصادیق مصلحت و مفسده، بسیار دشوار و متأثر از فرهنگ‌ها و تربیت‌های مختلف است، احتمال لغزش بسیار می‌شود ممکن است بر اثر پدید آمدن اختلاف نظرها، میان آمران به معروف و مردم در تشخیص مصلحت و مفسده، امر به معروف به تعطیلی کشیده شود، اما اگر همهٔ سیاست گذاری‌های فرهنگی، اخلاقی و سیاسی، به گونه‌ای هماهنگ و به وسیلهٔ یک نهاد تنظیم شود، جایی برای تعارض، میان اخلاق و سیاست باقی نمی‌ماند، زیرا هم وظیفهٔ امر به معروف و هم وظیفه ادارهٔ امور در یک جامعه، تعریف و سازمان دهی می‌شوند وحفظ موازین اخلاقی، با نظامی برنامه ریزی شده پیش می‌رود و هر نهاد در این زمینه به دیگری کمک می‌کند[۵].

رعایت مصلحت اجتماع بر فرد

یکی از خصوصیات فعالیت‌های دولتی آن است که کلان فصر و خرد فصر نمی‌باشد.
به عبارتی همیشه مصالح کل جامعه و مردم را بر فرد و یک یک افراد مقدم می‌دارد.
در این راستا، ممکن است گاهی مصلحت یک فرد موقتاً رعایت نشود و حتی آسیب مختصری به او برسد.
لکن کل جامعه منتفع می‌شود و از مواهب آن حرکت و فعالیت، بهره مند می‌گردد[۶].

نقاط ضعف روش دولتی

نا محدود بودن اختیارات

یکی از ویژگی‌های این سازمان، گستردگی وظایف و نا محدود بودن اختیارات آن است و همان طور که پیشتر گفته شد، این نهاد، بر موارد متعدد و متنوعی از زندگی اجتماعی، نظارت داشت؛ از امور تربیتی و آموزشی گرفته تا امورمذهبی و اقتصادی و بازار، که البته این وظایف، مشخص کنندهٔ تمام وظایف این نهاد نبوده است.
لکه، همگی جنبهٔ مثال داشته است.
ریشهٔ این گستردگی وظایف از سویی، درگستردگی مصادیق معروف و منکرات است که به قول «ظافر قاسمی» هیچ کس نتوانسته همهٔ آن را شماره کند[۷].
از سوی دیگر، در نامشخص بودن دایرهٔ شمول این وظیفه است؛ چرا که از دیرباز دایرهٔ امر به معروف و نهی از منکر درهاله‌ای از ابهام طرح شده است.
تاریخ گواه است که در مقاطع مختلفی، نا معلوم بودن محدوده‌های کار این روش، سیاست مداران را به اقدامات خطرناکی واداشته است[۸]و تنها با قانون گذاری می‌توان در رفع این مشکل کوشید و آن را اصلاح کرد.

غیر مردمی شدن و تحمیلی بودن

یکی از معایب یا نقاط ضعف روش دولتی، خصوصاً در مورد دولت‌های غیرمردمی، آن است که امر به معروف و نهی از منکر از بالا به پایین ابلاغ و القاء می‌گردد و چون جنبه دستوری و فرمایشی دارد خودجوش و مردمی نمی‌باشد.
به عبارت دیگر امر به معروف و نهی از منکر ممکن است تحمیلی به نظر آید و به مزاج بعضی خوش نیاید.
چنین شکلی در نهی از منکر، خیلی نگران کننده نیست چه آن که همیشه نهی از منکر با تلقی و صعوبت همراه است، لکن در امر به معروف ممکن است باعث ریا پروری شود[۹].

ظاهر گرایی

بی‌شک وظیفهٔ نهی از منکر، دفع منکرات پنهانی نیست و محتسب درخلوت‌ها، به جز در موارد مهم، مانند: هتکناموس[۱۰]و غیر آن، وظیفه‌ای ندارد و یکی از شروط مسلم وجوب نهی از منکر، آشکارا بودن وقوع منکر و ترک معروف است[۱۱]و در غیر موارد مذکور، آمر به معروف به هیچ عنوان حق تجسس ندارد.

افراط و تفریط در امور

امر به معروف دولتی، گرچه به دلیل برخورداری از امکانات، کارآیی بیشتری دارد، اما از آن جا که صددرصد به نهاد قدرت سیاسی وابسته است، ویژگی‌هایش تابع ویژگی‌های اخلاقی و فکری حاکمان خواهد بود و با فراز و نشیب روحیهٔ مذهبی و اخلاقی مسئوولان امر، در کارآیی این اصل نیز فراز و نشیب ایجاد خواهد شد[۱۲].

کم رنگ شدن بعد مردمی

نیاز وظیفهٔ نهی از منکر به افراد و امکانات و آگاهی‌های پیچیده، که در بعضی از موارد حتی از فقیه جامع الشرایط هم برنمی‌آید، وجود نهادی گسترده را برای تصدی این وظیفه، اجتناب ناپذیر می‌سازد و بدون شک با نگاه سازمانی به این تکلیف شرعی نگریستن، بسیاری از تنگناها را از راه برمی‌دارد.
هدف از امر به معروف، همان طور که گفتیم، به وجود آوردن نظارتی عمومی است و با توجه به وجود ویژگیهمگانی بودن امر به معروف است که این وظیفه می‌تواند ضامن اجرای قانون و شیوه‌ای محکم برای تحقق اهداف پیامبران و صالحان باشد و اگر در انحصار گروهی خاص قرار گیرد، نمی‌تواند در تار و پود جامعه تأثیرگذار باشد و از هدف اصلی خود فاصله می‌گیرد و نمی‌تواند همان امر به معروفی باشد که اسلام و قرآن، مردم را به آن امر کرده‌اند[۱۳].

به وجود آمدن زمینه خود کامگی

یکی از آفت‌های این روش این است که دادن چنین اختیاری به محتسب، آن هم در تخلفات عمومی که بیشترین تخلفات را تشکیل می‌دهد، او را در معرض خودکامگی و استبدادی خطرناک، قرار می‌دهد، زیرا او است که می‌تواند به تشخیص خود از جرم چشم پوشی کرده، آن را کم اهمیت جلوه دهد، و یا آن را بزرگ نمایی کند و حتی برای فردی طبق ذوق و سلیقه خودش پرونده سازی کند.
این جاست که راه اعمال سلیقه، اخذ رشوه و هزاران هزار زد و بند باز می‌شود و در این میان اگر محتسب برای منافع شخصی خودش یا گروهی از مردم، بی دلیل کوتاه بیاید، حق دولت و جامعه، و اگر به ناحق سختگیری کند، حقوق شهروندان ضایع خواهد شد و چون خود محتسب، هم شاهد و هم قاضی است، طریقهٔ روشنی برای اثبات خطای او هم وجود نخواهد داشت.
و محتسب به دلیل زیرکی‌های خاصی که بر اثر مواجهه با اشرار فرا می‌گیرد[۱۴]. به راحتی در معرض سوء استفاده از مقام قرار می‌گیرد و دامی فرا رو دارد که توان لغزاندن هر انسانی را دارد.

ایجاد مصونیت کاذب

قرار دادن وظیفهٔ نهی از منکر در انحصار افرادی خاص، ضمن غیر مسئوول جلوه دادن و خلع سلاح ضمنی عموم مردم، این ذهنیت را پدید می‌آورد که این گروه، مسئوول مستقیم ایفای این وظیفه‌اند و افراد دیگر جامعه در تشخیص منکر و معروف شیوه‌های کار، محتاج کسب اجازه از آن‌هایند. این کار نوعی مصونیت کاذب برای اعضای این سازمان به وجود می‌آورد و آن‌ها را دچار این گمان می‌کند که گویی در امر به معروف و نهی از منکر همیشه حق به جانب آن‌هاست و دامن خود آن‌ها از هر نوع منکری کاملاً پاک است و هرگز نباید دیگران آنان را امر و نهی کنند و آن‌ها معروف و منکر را از هر کس بهتر می‌شناسند.
حافظ طریق رندی، از محتسب بیاموز مست است و درحق او، کس این گمان ندارد[۱۵] به وجود آمدن چنین مصونیتی برای هر قشری نه تنها آفتی اجتماعی است، بلکه با آموزه‌های دینی و تعالیم قرآنی هم در تضاد است و بیش از هر چیز دیگر محتاج مبارزه و ریشه یابی است.
چنان که خداوند در قرآن دربارهٔ پیامبر اسلام می‌فرماید: « اگر به ما چیزی نسبت می‌داد که خلاف واقع بود، دست او را قطع می‌کردیم [۱۶].» بنابراین نمی‌توان نهی از منکر را به گونه‌ای در یک نهاد، منحصر کرد که حق دخالت از مردم سلب شود[۱۷].

غفلت از بعد بین المللی

با توجه به غیراسلامی بودن حکومت‌ها در سایر کشورها ایجاد ارتباط با آن‌ها در موارد بسیاری، مستلزم تن دادن به منکراتی است که در کنار آن تبادلات علمی و فرهنگی جامعهٔ اسلامی رسوخ کند، مانند استفاده از اینترنت و ماهواره که می‌توانند به رغم نتایج مثبت فراوانشان، باعث ترویج منکراتی با آثار ویران کننده و منکرات خطرناک‌تری باشند ودر دراز مدت، ویرانی جامعه را از محتوای اسلامی و ایمانی در پی آورند.
اگر به وظیفهٔ نهی از منکر به عنوان وظیفه‌ای از وظایف حکومت بنگریم، در اجرای بعد برون مرزی آن، پیشرفت چندانی حاصل نخواهیم کرد، زیرا؛ در غالب موارد، اجرای بعد برون مرزی و مبارزه با منکرات خارجی، همچون اعدام سلمان رشدی، نه تنها با امور مسلم حقوق بین الملل در تضاد قرار می‌گیرد، بلکه مداخله در امور کشورهای دیگر به حساب می‌آید و این کار موجب به خطر انداختن اصل نظام است[۱۸].
چرا که قرآن کریم، ملاک اسلامیت جامعه اسلامی را امر به معروف دانسته است.
« کُنتُم خَیرَ اُمَّهٍ اُخرِجَت لِلنّاسِ تَامُرُونَ بِالمَعرُوفِ...[۱۹]»

سیاسی شدن

یکی از اصول فقهی، قاعدهٔ «الاهم فالاهم» است.
این قاعده در مسئلهٔ نهی از منکر این پیام را به ما می‌دهد که هرگاه اجرای امر به معروف یا نهی از منکر موجب مفسده‌ای مهم‌تر باشد، از چنان امر به معروف و نهی از منکری چشم پوشی کنیم؛ همچنان که در کتب فقهی به این مسئله، تصریح شده است[۲۰].
چرا که ممکن است وظیفهٔ نهی از منکر، دستخوش مصلحت بازی‌های سیاسی و قربانی افراط و تفریط‌هایزمامداران شود، و از این رو باعث می‌شود به تدریج، کلیهِ ی فعالیت‌های سازمان دولت و وظیفهٔ نهی از منکر به بهانهٔ تعارض با مصلحت‌های بزرگ‌تر به تعطیلی کشیده شود[۲۱].
د)ناتوانی بیت المال در تأمین هزینه‌ها:
اگر بنا باشد که بیت المال تأمین کننده هزینه‌های زندگی آمران به معروف و ناهیان از منکر باشد، نخستین مشکلی که پیش می‌آید این است که گسترهٔ این وظیفه کاهش می‌یابد، زیرا نهی از منکر دامنه‌ای گسترده دارد و نیروهای فراوان می‌طلبد، اما بیت المال محدود است و نیازمندان و مخارج کشور بسیار.
بنابراین با حجم محدود بیت المال، نمی‌توان تمام ابعاد زندگی اجتماعی را تحت نظارت قرار داد[۲۲].

سوء استفاده مالی

این را نباید از نظر دور داشت که آزادی عمل در امور مالی، زمینه‌های سوء استفاده مالی و تحت الشعاع قرار گرفتن نهی از منکر را فراهم می‌آورد و ممکن است محتسب، که در تشخیص جرم تنها مرجع تصمیم گیرنده است با دریافت وجوه گزاف، موجبات ظلم به جامعه را فراهم آورد و یا با تخفیف‌های ناروا، قانون گریزی را رواج دهد و حفظ نظم و عدالت را با مبالغی چند، معامله کند.
خطرآلودگی به فسادمالی، خطری نیست که مختص نیروهای پلیسی رژیم‌های طاغوتی باشد؛ بلکه در دوایر حکومت‌های اسلامی، هم اتفاق افتاده است[۲۳].

کاهش تأثیر عمل

محتسب در هنگام ایفای وظیفهی خود در این اندیشه است که امر به معروف را به گونه‌ای به اجرا در آورد که نه تنهاضربه‌ای به معاش او، وارد نیاورد، بلکه در توسعهٔ آن مؤثر هم باشد.
به این دلیل است که محتسب در معرض افراط و تفریط در ایفای وظیفه قرار می‌گیرد و این گمان پدیدار می‌شود که مسائل مادی در تصمیمات او تأثیرگذار است[۲۴].
بر این اساس، امام علی (علیه السّلام)به مالک اشتر، توصیه می‌کند که از بیت المال به طور وفور در اختیار عمال خود قرار دهد تا از خیانت به مردم در امان باشد[۲۵].

گرایش به مادیات

اگر وابستگی دولت را از وجوه دریافتی از مردم قطع کنیم و از بیت المال در حد کافی در اختیار محتسب بگذاریم.
مشکلات دیگری را به وجود می‌آوریم، از جمله این که اگر جوهرهٔ تقوا در نهاد او نباشد، خزانهٔ سرشار یک کشور ثروتمند هم نمی‌تواند محتسب را از سقوط به منجلاب دنیا پرستی باز دارد، چرا که ناهی از منکر، همانند پیامبران جانشین خدا در زمین[۲۶]و عهده دار وظایف پیغمبران است[۲۷]و باید مثل آنان به تقوا مزین و نباید همچون اصحاب شیطان به شکل افراطی از مواهب دنیوی بهره مند شود، زیرا دوستی دنیا سرچشمه همه خطاهاست[۲۸].
و با وظیفه نهی از منکر، که مبارزه با خطاهاست، سازگاری ندارد.

تشریفاتی شدن

آن چه مسلم است این است که نهی از منکر باید از میان مقامات ارشد آغاز شود و کسانی که متصدی وظیفهٔ نهی از منکراند، ابتدا باید خود را اصلاح کنند و به تعبیر روایات «نهی از منکر را از دل آغاز کنند[۲۹]» و اگر مقامات ارشد، علاقهٔ قلبی به رواج معروف‌ها و از بین بردن منکرات نداشته باشند یا خود آلوده به انواع منکرات باشند، بدون شک کار این دایره، کاری تشریفاتی و بی نتیجه خواهد بود؛ زیرا «مردم به دین پادشاهان خود هستند[۳۰]» و « هرگاه امیری فاسد شود، همه مردم فاسد می‌شوند.[۳۱]»

منزوی شدن و ادغام

وقتی نهی از منکر دولتی می‌شود و تابع فرامین حاکمانی می‌شود که غالباً به ناحق بر مسند حکومت می‌نشینند، که ( به تعبیر قرآن، کارشان ایجاد فساد است[۳۲]).
اگر برای حفظ ظاهر و عوام فریبی هم با وجود یک نهاد تشریفاتی برای امر به معروف و نهی از منکر موافق باشند، از آن جا که اطرافیان نزدیک و دور حاکم ممکن است مورد مزاحمت مأموران نهی از منکر قرار گیرند و به ناچار به شکلی پای حاکمان به میان آید و همین وجود تشریفاتی و ظاهری هم دوام نمی‌یابد و حاکمان به هر شکل ممکن در صدد از بین بردن اسم و رسم این نهاد مذهبی بر می‌آیند. گزارش‌های تاریخی مختلفی حاکی از آن است که دایره دولت به تدریج رو به ضعف نهاد، و با نهادهای دیگر ادغام شد و رفته رفته از اهمیت آن کاسته شد.
به عنوان مثال: «در بغداد غالباً منصب شرطه و محتسب ترکیب می‌شد و به یک فرد واگذار می‌شد[۳۳]».

اضمحلال تدریجی

ادغام شدن دولت در نهادهای دیگر و توزیع وظایف آن، میان دیگر نهادها، زمینه ساز حاشیه‌ای شدن نقش این نهاد و کم رنگ شدن حضور آن در صحنهٔ اجتماع و انزوای آن است.
این انزوا، موجب می‌شود که به تدریج همان نقش حاشیه‌ای از بین برود و درجامعه، جایی برای امر به معروف و نهی از منکر باقی نماند[۳۴].

نبودن ساز و کارهای مناسب

در باب امر و نهی واقعیت مطلب این است که این فرائض باید پس از دعوت به خیر صورت پذیرد.
ابتدا باید مردم نسبت به معروف‌ها و منکرات آشنایی پیدا کنند و آن‌ها را بشناسند، پس از آن نوبت به مرحلهٔ امر و نهی برسد.
این دعوت به خیر، هم سلامت جامعه را تضمین می‌کند و هم به رشد و تعالی آن یاری می‌رساند و هم به عنوان پیش گیری، مانع گسترش گناه می‌شود و نیاز به درمان را که وظیفهٔ دوم است را کم می‌کند.
در حکومت دینی ابتدا باید نهادهایی همچون وزارتخانه‌های فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، آموزش عالی، سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه‌های علمیه، شورای عالی انقلاب فرهنگی، صدا و سیما و نهادهای مردم ساز همچون کانون‌های فرهنگی و... کار تبیین معروف‌ها و منکرات را انجام دهند؛ امری که به هر دلیلی از جمله مشغولیت‌های دوران دفاع مقدس، کوتاهی برخی مسئوولان و نهادهای مرتبط، کمبود امکانات اقتصادی، کمبود نیروهای فکری، انبوه و گستردگی تهاجم فرهنگی تاکنون به طور شایسته و کامل انجام نشده است.

نبود قوانین لازم

اجرای دقیق اصل مذکور، نیازمند تصویب قوانین جزایی، کیفری و حقوقی است.
متأسفانه هنوز در جامعهٔ ما خلأ قانونی یا ضعف و کمبود قانون، در این زمینه وجود دارد.
منکرات همیشه به یک شکل و شیوه انجام نمی‌شوند.
هر چند روح کلی حاکم بر تمامی آن‌ها یکی است و آن هم نافرمانی از دستور خدا و گناه است.
به همین دلیل، قوانین بازدارنده یا تنبیهی، مدام بایستی تدوین، تعمیر و تکمیل شوند. امری که تلاش گسترده و دقیقی را طلب می‌کند.

عدم بودجه کافی

اجرای فرائض مذکور، به ویژه مقدمات آن، از جمله دعوت به خیر که در خود اصل هشتم نیز به آن اشاره شده است،در برخی موارد نیازمند تخصیص بودجهٔ مخصوص است که به طور مشخص بایستی انجام گیرد و تاکنون به نوعی مغفول مانده است.
هرگونه فعالیت سازمان یافته، مداوم، علمی و گسترده مانند: دیگر فعالیت‌ها، نیازمند بودجه و امکانات مالی و مادی و سخت افزاری است[۳۵].

بی‌اعتنایی و عدم احساس مسئوولیت

انسانی که نسبت به دنیای پیرامون خود بی توجه و به دور از تعهدات اجتماعی است و در برابر هم نوعان خود، اعماز؛ همسایگان، همشهریان، والدین، فرزندان و... همانند چوب خشکی باشد که بد و خوب آن‌ها، و یا خیر و شرّشان هیچ گونه تغییر و تأثیری در او ایجاد نکند و در اصطلاح آن‌ها حرکتی از خود نشان ندهد و صلاح و فساد جامعه، برایش اندک ارزشی نداشته باشد.
در نتیجه از چنین افرادی نمی‌توان انتظار ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر داشت، چرا که این فریضهٔ الهی در فهم و شعور و پس از آن بر اراده و عمل استوار است و این در نهاد چنین افرادی، هرگز پیدا نمی‌شود[۳۶].
بنابراین، احساس مسئوولیت و دغدغه داشتن مسئوولین و دولت مردان از عوامل مهم اجرا یا عدم اجرای اصل فوق الذکر است.
به نظر می‌رسد، متأسفانه حداقل در بخشی از نیروها و مسئوولان جامعه، کمبودی از این ناحیه وجود دارد.

کثرت کارها

دشواری و گستردگی مسائل اجتماع، به ویژه در دورانی که کشورها از هر سو، مورد هجمه بوده و تعامل با کشورهای دیگر و تدبیر امور زندگی مردم، آن چنان توان و فکر مسئوولان را به خود مشغول می‌دارد که گاه این گونه امور، مورد غفلت و فراموشی قرار می‌گیرند و یا اگر هم فراموش نشوند، فرصت و توانی برای انجام آن‌ها باقی نمی‌ماند.
البته این مانع، دلیل قانع کننده‌ای برای عدم انجام فرائض مذکور نیست، ولی به هرحال، حداقل در مورد بخشی از مسئوولان صادق می‌باشد.

کثرت مسئوولیت‌ها

متأسفانه بر اساس یک سنّت غلط، معمولاً مسئوولان دولتی در کشورما، بیش از یک مسئوولیت دارند و این کثرت مسئوولیت‌ها حتی در مورد صادق‌ترین، عالم‌ترین و تواناترین و با دغدغه‌ترین افراد نیز، موجب پایین آمدن راندمان کار و نتیجه می‌گردد.
به ویژه این که این افراد به دلیل کمبود وقت، افراد دیگری را مأمور انجام کار می‌کنند و خود به یک نظارت نه چندان مؤثر اکتفا می‌نمایند[۳۷].

تبلیغات مسموم

تبلیغات مسموم و مغرضانه علیه یک ملت و یا عده‌ای که امر به معروف می‌کنند باعث آلوده کردن ذهن افراد نسبت به آنان می‌شود و آن قدر اثرات بدی دارد که کشور ایران را ضد حقوق بشر و ظالم‌ترین دولت‌های جهان را طرف دار حقوق بشر به شمار می‌آورد.

اجرای غلط

همیشه نمی‌توان همهٔ تقصیرها را به گردن افراد اهل خلاف یا جامعه و یا تبلیغات مسموم انداخت، بلکه گاهی باید به خودمان و بیندیشیم و ببینیم آیا ما در نوع امر به معروفمان همان روش اولیای خدا را داریم[۳۸]؟
«قالَ عَلی (علیه السّلام): اَجْمِلُوا فِی الْخِطابِ تَسْمَعُوا جَمیلَ الْجَواب [۳۹]» «در سخن گفتن نیکو، خطاب کنید تا جواب نیکو بشنوید.» باید بدانیم که آمرین به معروف باید روانشناس، کارشناس، عالم و هنرمند باشند، زیرا؛ هم خلاف‌ها گوناگون است و هم روش نهی از منکر باید گوناگون باشد. همچنان که امام رضا (علیه السّلام)فرمودند:
«مَن طَلَبَ الاَمْرَ مِنْ وَجْهِهٍ لَم یَزِلَّ...[۴۰]» «هرکس، کاری را از راه خودش وارد شود، دچار لغزش نخواهد شد.»

حاشیه امن وابستگی به قدرت

همیشه قدرتمندان بی‌تقوا در سایهٔ امن دولت‌های قدرت مدار، مشغول لذت دنیوی خویش بوده‌اند و اینان که امکانات قانونی و فرا قانونی ! در اختیارشان بوده، از این موقعیت خود، به نفع خویش و به ضرر جامعه استفاده نموده‌اند[۴۱].

بی‌تفاوتی توده‌ها

هر گاه مردم در مقابله با منکر، بی‌تفاوت شدند، سرایت گناه به لایه‌های وسیع اجتماع، حتمی و اجتناب ناپذیر خواهد شد و دیگر جایگاه مطمئنی در جامعه برای دین داران نخواهد ماند.
همان طور که اگر مردمی که در کشتی نشسته‌اند به کسی که کشتی را سوراخ می‌کند، اعتراض نکنند، لحظاتی بعد همهٔ آن‌ها غرق خواهند گردید[۴۲].

همکاری نکردن حکومت

در فسادهای کلان که جلوگیری از آن‌ها در حد قدرت یک یا چند نفر نیست باید دولت و حکومت وارد میدان شود و از قدرت عظیم حکومتی استفاده کرد. زیرا؛ حکومت را در این ورطه، حقی پا برجاست[۴۳].

نارسائی مفاهیم اجتماعی و سیاسی

در تاریخ فلسفهٔ سیاسی می‌خوانیم که آن گاه که مفاهیم خاص اجتماعی و سیاسی در غرب مطرح شد و مسئلهٔ حقوقمردم و حاکمیت به میان آمد و عدّه‌ای طرفدار استبداد سیاسی شدند و برای مردم در مقابل حکمرانان حقّی قائل نشدند، این عده در استدلال‌های خود برای این که پشتوانه‌ای برای نظریات سیاسی خود پیدا کنند به مسئله خدا چسبیدند و مدعی شدند که حکمران در مقابل مردم مسئوول نیست، بلکه او فقط در برابر خدا مسئوول است، ولی مردم در مقابل حکمران مسئوول‌اند و حکمران حقوقی دارد که مردم باید ادا کنند.
از این رو بود که در اندیشه‌ها، نوعی ارتباط تصنّعی به وجود آمد، میان اعتقاد به خدا و اعتماد به لزوم تسلیم در برابر حکمران و سلب حقّ هرگونه مداخله‌ای در برابر کسی که خدا او را برای نگهبانی مردم برگزیده است.
از نظر فلسفهٔ اجتماعی اسلامی، نه تنها مردم در مقابل حکمران مسئوول‌اند، بلکه حکمران هم در مقابل مردم مسئوول است.
امیرالمؤمنین پیشوای سیاسی و اجتماعی و برگزیدهٔ حضرت حق، در گیر و دار صفین با مردم سخن گفت و فرمود:
«حق تعالی با حکومت من بر شما، شما را همان اندازه حق بر عهدهٔ من قرار داده که مرا بر عهدهٔ شماست. حق همواره دو طرفی است، کسی را بر دیگری حقّی نیست مگر این که آن دیگری را هم بر او حقّی است، و اگر کسی باشدکه بر دیگران حق دارد و دیگران بر او حقّی ندارند، او تنها خداست و آفریدگانش را چنین مزیّتی نیست، زیرا او بر بندگانش توانایی و قدرت دارد و قضای گوناگون او جز به عدالت جاری نمی‌گردد.
یعنی حق، متبادل است، که هرکس از آن بهره مند شد مسئوولیتی در مقابل خواهد داشت[۴۴]».

آسیب‌های عمومی

جهل و نادانی

اساس و پایهٔ دین مبین اسلام، معرفت و آگاهی است.
چرا که تحت سایهٔ علم و دانایی زندگی دنیوی و اخروی بشر از ارزش واقعی برخوردار می‌شود، لذا اولین وظیفه‌ای که در اعتقادات اسلامی متوجه انسان می‌گردد، شناخت و آگاهی از حقیقت اصول اعتقادی است.
نباید غفلت کرد که در منابع اسلامی، یکی از علل تباهی، جهل و نادانی معرفی شده است.
این بزرگ‌ترین آفت رشد بشری می‌تواند زمینه ساز بسیاری از مفاسد فردی و اجتماعی شود و راه را بر روی ارزش‌های انسانی و اسلامی سد نماید[۴۵].

سستی و بی‌حوصلگی

از جمله آفات بازدارنده امر به معروف و نهی از منکر، سستی و بی‌حوصلگی است، که گاهی ناشی از بی‌اعتنایی در جامعه می‌باشد.
این حالت نه تنها انسان را از انجام وظایف اخلاقی - اجتماعی باز می‌دارد؛ بلکه روحیهٔ تنبلی در کار و بی‌حالی در تلاش‌های روزمرهٔ زندگی را در فرد ایجاد می‌کند .
درحدیثی از امام صادق (علیه السّلام)در مورد مذمّت این صفت آمده که:
« قال الصادق (علیه السّلام): ایّاکَ وَ الْکَسَلَ وَ الْضَّجرَ فَإنَّهُما یَمْنَعانَکَ مٍن حَظِّکَ مِنَ لدُّنیا وَ الْاخِرَهِ.» « از کسالت و بی‌حوصلگی دوری کن، زیرا این دو، تو را از بهره‌ات در دنیا و آخرت باز می‌دارد[۴۶]».

مبارزه با معلول

در تعالیم اسلام سخن از خشکانیدن ریشهٔ فساد است، اگر ریشهٔ فساد موجود باشد و ما هم بخواهیم با معلول یعنی یک نفر، مریض مبتلا، مبارزه کنیم، نتیجه‌ای نخواهیم گرفت، در مبارزه با مواد مخدر باید با تولید گران آن مبارزه کرد.
در پیشگیری از مفاسد جنسی باید از نگاه آلوده و خلوت با نامحرم جلوگیری کرد.
اسلام می‌گوید: امرا و سلاطین اگر اصلاح شوند، جامعه، اصلاح خواهد شد.
البته این به آن معنا نیست، پس اگر نتوانیم، با علت مبارزه کنیم، امر به معروف را ترک کنیم، بلکه سفارش شده به سراغ ریشه‌های بالاتر فساد برویم و به جای مبارزه با یک نفر گناهکار به سراغ آن جمع و آن باند برویم و این‌ها مبارزه با علت است نه معلول[۴۷].

طولانی شدن

هر کسی ظرفیتی دارد و حوصلهٔ هر کس اندازه‌ای.
در امر به معروف باید حوصله‌ها را در نظر گرفت، اگر اهل منکری از نصیحتی به دلیل طولانی شدن آن سرخورده شد، دیگر نمی‌توان او را متمایل به حقایق نمود[۴۸].

عامل نبودن گوینده

دستور اسلام این است که با کردارتان، مردم را به خوبی‌ها دعوت کنید، اگر با زبان امر به معروف کنید ولی خود به معروف عمل نکنیم، چنین امر به معروفی در کسی اثر نخواهد گذاشت.
قرآن با سرزنش می‌فرماید: « لِمَ تَقولونَ ما لا تَفعَلونَ [۴۹]» «چرا می‌گویید چیزی را که خود به آن عمل نمی‌نمایید».
در این زمینه امام صادق (علیه السّلام)می‌فرمایند:
«قال الصادق (علیه السّلام): کونوا دُعاهَ الناسِ بِاَعْمالِکُم[۵۰]» «دعوت کنندهٔ مردم باشید با اعمالتان».

مأیوس کردن گناهکار

اگر آمر به معروف با دیدن اهل منکری او را مأیوس کند، چنین کسی در کارش کاربردی نخواهد دید، چون شاید کسی گناهی انجام بدهد ولی قبح آن گناه را نمی‌دانسته یا تمایل قلبی به آن نداشته باشد یا در گیر و دار دوستان اهل معصیت گرفتار شده، که اگر چنین باشد ما به جای هدایت او، به گناهکاری او کمک کرده‌ایم.
آمر به معروف یکی از وظایف اش این است که به شخص ناامید، امید بدهد.
امیرالمؤمنان علی (علیه السّلام)در مورد برخورد با اهل گناه فرموده است:
«قال علی (علیه السّلام): یَنْبَغی لِاَهْلّ الْعِصْمَهِ وَ الْمَصْنوعِ اِلیْهِمْ فِی السَّلامَهِ عَنْ یَرْحَموا اَهلَ الذُنوبِ و...» «سزاوار است برای افرادصالح و پاکدامن که نسبت به اهل گناه رحم کنند[۵۱]».

قضاوت عجولانه

امر به معروف اگر از روی قضاوت عجولانه و احساسی باشد، مکان و زمان در نظر گرفته نشود، گاهی اثر معکوس می‌گذارد که در نهایت هم، پشیمانی به بار می‌آورد.
اگر به فردی که مرتکب جرمی شده ولی توجیه نیست، انسان تذکری بدهد، این تذکر، یا بی‌اثر و یا کم اثر خواهد بود[۵۲].
امام علی (علیه السّلام)می‌فرماید: « الصَّبْرُ ظَفَرٌ، الْعَجَلُ خَطَرٌ» «...صبر، موجب پیروزی، و عجله، خطرآفرین است[۵۳]».

ترس از جوّ سازی

از آن جا که اهل منکر کار خویش را توجیه می‌کنند و زمینه را از کسی که می‌خواهد امر به معروف کند می‌گیرد و امر به معروف از ترس جوّ زدگی، مسخره و ملامت، دست از این فریضهٔ الهی کشیده و از ترس جوّ سازی آن را ترک کنند که البته درمان آن در کلمات گهربار حضرت علی (علیه السّلام)آمده است.
در آن جا که می‌فرمایند:
«...وَ لا تأخُذُکَ فِی اللهِ لومَهُ لائِمٍ...» «مبادا در این راه از جوّ سازی و ملامت گران تأثیر پذیر باشی[۵۴]؟»

تجسس‌های بی جا

سرک کشیدن به زندگی خصوصی افراد و کشف گناه از نظر اسلام مذموم است.
«چرا که ما موظف نیستیم برای کشف منکرات پنهان به هر جایی سر بزنیم و نمی‌توانیم به جاسوسی یا کنجکاوی بپردازیم.
یا با احتمال ضعیف یافتن وجود منکری، به خانه‌ای حمله کنیم[۵۵]».
«امام صادق (علیه السّلام)فرمودند: هر کس لغزش و گناه مؤمنین را پیگیری کند، خداوند در همین دنیا هم او را افتضاح خواهد نمود [۵۶]. »

منفی بافی

در امر به معروف نباید فقط عیب‌ها و نقاط منفی را گفت، خوب است ابتدا انسان از خوبی‌ها و صفات پسندیده بگوید.
چرا که در هر کسی نقاط منفی و مثبت هست و ما مأموریم که نقاط مثبت را هم گوشزد کنیم.
قرآن مجید، حتی وقتی می‌خواهد مذمّت شراب را بگوید از منافع آن می‌گوید و سپس ضررهایش را گوشزد می‌کند.
قال رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم): « مَنْ اَمَرَ بِالْمَعروفِ فَلیَکُنْ اَمْرُهُ ذلکَ بِمَعروفٍ» «هر کس که امر به معروف می‌کند باید شیوه‌اش نیز معروف و پسندیده باشد[۵۷]».

کارهای غیر ریشه‌ای

ما، در نهی از منکرگاهی به سراغ ریشهٔ فساد نمی‌رویم و با فرعیات، سر ستیز داریم.
قرآن می‌گوید: « فَقاتِلُوا اَئِمَهَ کُفْرِ[۵۸]» «پیشوایان کفر را بکشید».
در مسئلهٔ مبارزه با منکر، باید به سراغ ریشه‌ها و عوامل فساد رفت.
در حالی که اسلام با اصل و ریشهٔ مفاسد، مخالف است[۵۹].

طمع کاری

گاهی شخص به طمع مال، گرفتن جایزه و هدیه، جذب مشتری، خوشایندی دیگران و امثال آن... در برابر منکرات سکوت می‌کنند[۶۰].
طمع، زبان « امر به معروف و نهی از منکر» را به زبان «تملّق و چاپلوسی» تبدیل می‌کند.
وقتی انسان به دام طمع، گرفتار شود و برای رسیدن به سود بیشتر، چشم خیره داشته باشد، قدرت «امر» نسبت به کار پسندیده، و جرأت «نهی» نسبت به قبایح را از دست می‌دهد و همیشه در اندیشهٔ آن است که با چه الفاظی سخن بگوید که بهتر مورد توجه قدرتمندان و حکومت مداران قرار گیرد.
بنابراین کسی می‌تواند امر و نهی کند که دل از بند طمع رها کرده باشد و این مقام والای انسان‌هایی چون «ابوذر» است [۶۱].

روحیهٔ سازشکاری

افرادی هستند که از خود، موضع و شخصیت مستقلی ندارند، در شرایط مختلف رنگ عوض می‌کنند و اهل ساخت و پاخت‌اند[۶۲].
البته لازمهٔ چنین روحیه‌ای «نفاق» است، تا در هر شرایطی بتواند موافق آن سخن بگویند[۶۳].
از چنین افرادی انتظار سخن جدی نباید داشت، چون پیوسته «مدارات» را پیشهٔ خود ساخته‌اند[۶۴].
کسانی که به این آفت روانی گرفتار شوند، قدرت «امر و نهی» را از دست می‌دهند و همیشه در شرایط مختلف «هضم» می‌شود و روشن است که دیگر «آمر به معروف و ناهی از منکر» نخواهند بود.

حفظ آبروی خود

برخی به توهم این که اگر « امر به معروف و نهی از منکر» کنند از چشم دیگران می‌افتند و چه بسا مثل گذشته مورد احترام آن‌ها قرار نگیرند، بدین جهت از انجام این فریضهٔ بزرگ، خودداری می‌کنند، این گروه در روابط اجتماعی وخانوادگی خود، همه چیز را نادیده می‌گیرند تا مبادا « کدورتی» پیدا شود، و کسی از آن‌ها رنجیده خاطر شود.
از این رو کسانی که از «سرزنش مردم» واهمه دارند، و «ملامت دیگران» برایشان غیر قابل تحمل است، نمی‌توانند در انجام امر به معروف و نهی از منکر موفق باشند[۶۵].

اصلاح خود

از نظر تفکر اسلامی «فرد» و «جامعه» دارای تأثیر متقابل و ارتباط دو جانبه‌اند، که اصلاح هر یک در اصلاح دیگری تأثیر دارد.
بنابراین هر کس با اصلاح خویش می‌تواند به اصلاح جامعه کمک کند و حتی آنان که در صدد رفع تباهی ازدیگران‌اند، در جهت رشد خود نیز تلاش کرده‌اند[۶۶].

وابستگی

روابط گسترده و مناسبات عدیدهٔ بشر در دنیای نوین موجب شده است که انسان‌ها به دلایل گوناگون و یا با اهداف مشترک، تحت عناوین گوناگون از قبیل سازمان، گروه، حزب، هیأت، اتحادیه و یا هر نام دیگری، سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی عقیدتی خود را به دیگران پیوند بزنند.
در چنین حالتی، موفقیت و شکست در فعالیت اعضاء به همگی برمی‌گردد، یعنی این که تعلق و وابستگی گروهی مبنای بسیاری از رفتارها در جامعه می‌شود.
به عبارت دیگر، آن چه موجب یک عمل می‌شود، تصمیم جدی بر مبنای منافع گروهی است.
در این حالت، رسیدن به موفقیت فوری تر و قوی تر از نوع و شکل عمل خواهد بود.
به بیان دیگر، ارزش‌های دینی در رتبهٔ مؤخر از ارزش‌های تعریف شدهٔ گروه قرار می‌گیرد.
از سوی دیگر، در موارد بسیاری، منافع گروه ایجاب می‌کند که اعضاء برگناهان و رفتارهای غیراخلاقی و غیر دینی یک دیگر سرپوش گذارد، چرا؛ که تضعیف یک فرد از گروه و یا افشای منکرات او، موجب تضعیف سازمان و گروه شده و منافع جمع را با خطر مواجه می‌سازد[۶۷].

عدم رعایت درجات امر به معروف و نهی از منکر

چنان چه می‌دانیم بعضی از معروف‌ها نسبت به بعضی دیگر حالت علّی داشته و علت آن‌ها به حساب می‌آیند.
یعنی اگر معروف‌ها را به ترتیب اولویت، طبقه بندی کنیم، قطعاً بعضی در طبقات اصلی و علت و مادر بقیه، قرار می‌گیرند و بعضی در طبقات پایین‌تر و معلول.
بدون شک با آمدن معلول، علت نخواهد آمد، ولی اگر اهتمام خود و مادر را برای ایجاد علت‌ها، معروف کنیم، اولاً: به لحاظ اهمیت آن‌ها، عدهٔ بیشتری را با خود همراه کرده‌ایم و تأییدات عام‌تر و قوی‌تری خواهیم داشت.
ثانیاً: چون که صد آمد، نود، هم پیش ماست.
بدون صرف انرژی و وقت زیادی به خیلی از معروفات معلول هم رسیده‌ایم.
همچنین است در مبارزه با منکرات.
با توجه به وقت و توان و امکانات معدود حتماً باید به سراغ منکرات ریشه‌ای و علّی رفت تا با مبارزهٔ با آن‌ها، منکرات معلولی، خود به خود از بین رفته و نابود شوند.
عدم توجه به این مهم باعث استهلاک و فرسایش نیروها، کندی فعالیت و بی‌نتیجه بودن و... خواهد شد[۶۸].

آثار و عواقب ترک امر به معروف و نهی از منکر

اگر به وسیلهٔ امر به معروف دین خدا به پا داشته می‌شود و به این وسیله، شهرها آباد می‌شود، به یقین با ترک کردن آن صدماتی به دین دنیا و جامعه خواهد خورد.
در نتیجه برخی از آثار و عواقب ترک امر به معروف و نهی از منکر از این قرار است:

پشیمانی در قیامت

عده‌ای از اهل عذاب الهی در آخرت کسانی‌اند که امر به معروف و نهی از منکر را رها کرده و به آن عمل نکرده‌اند: « کانوُا لا یَتَناهَوْنَ عَن مُنکَرٍ...[۶۹]»

ضعف ایمان

طبیعی است که اگر انسان انجام منکری را ببیند و تغییری نکند مدتی نخواهد گذشت که فردی بی تفاوت بار خواهد آمد و جنبه‌های ایمانی او ضعیف خواهند شد[۷۰].
امام صادق (علیه السّلام)فرمودند:
«قال الصادق (علیه السّلام): کُلُّ مَنْ لَمْ یُحِبُّ عَلَی الدّینِ وَ لَمْ یُبْغِضْ عَلَی الدّینِ فَلا دینَ لَهُ» «هر کس به خاطر دین محبت نورزد و به خاطر دین خشمگین نشود، دین ندارد.[۷۱]»

شریک جرم بودن

مسلمانی که در مقابل معصیت بی تفاوت است، شریک جرم گناهکار محسوب می‌شود.
زیرا سکوت در مقابل آن کار ناپسند، نوعی رضایت از آن عمل می‌باشد.
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم)فرمودند: « کسی که به معروفی امر و یا از منکری نهی کند یا افراد را به کار خوبی راهنمایی کند در آن کار خوب شریک و کسی که به بدی امر کند، در آن بدی شریک است[۷۲]».
بنابراین، هر مسلمانی وظیفه دارد برای رهایی از شرکت در گناه اهل معصیت در صورت مشاهدهٔ خلاف، اگر چهقدرت جلوگیری از منکر را نداشته باشد، حداقل با زبان، نهی از منکر کند و مخالفت خود را ابراز کند.
این وظیفه‌ای است که مخصوصاً در محیط زندگی انسان باید به آن توجه خاص شود تا اهل معصیت جرأت تکرار عمل خلاف را پیدا نکنند.
امام صادق (علیه السّلام)می‌فرمایند: « مَنْ کانَ لَهُ جّارٌ وَ یَعْمَلُ بِالْمَعاصِیَ فَلَمْ یَنْهَهُ فَهُوَ شَریکُهُ» «هر کس همسایه‌ای دارد که اهل معصیت است و او را نهی نمی‌کند، در گناه او، شریک است.[۷۳]

موجب غضب الهی است

خداوندی که نعمات عام او، شامل همگان است رحمت خاص او فقط کسانی را شامل می‌شود که سر بندگی فرود آورند و در رواج احکام الهی بکوشند و اگر گناهی را در حال رواج دیدند، جامعه را از آن بازدارند.
اما فردی که به وظیفهٔ دینی خود در مسئلهٔ امر به معروف عمل نمی‌کند، مستجب غضب خداوند است.
«رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)از کسی که امر به معروف نمی‌کند تعبیر به مؤمن ضعیفی که دین ندارد فرموده است و می‌گوید: چنین کسی مبغوض الهی است[۷۴]».
باز از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)است که فرمودند:
«لا تَزالُ اُمَتی بِخَیرِ... ما اَمَروا بِالْمَعروف وَ نَهوا عَنِ الْمُنْکَرِ و تعاوَنوا عَلَی البِّرِ... فَاِذا لَمْ یَفْعَلوا ذلکَ نُزِعَتِ مِنْهُمُ البَرَکاتُ و سُلِطَّ بَعضُهُم عَلی بَعضِ... وَ لَم یَکن لَهُم ناصِرٌ فِی الْارضِ وَ لا فِی السَّماء» «تا هنگامی که افراد امت من، امر به معروف و نهی از منکر کنند و در مورد کارهای نیک با هم همکاری داشته باشند، در خیر و خوبی خواهند بود.
اگر چنین نکنند، برکت‌هایشان می‌رود و برخی بر عدهٔ دیگرشان مسلط می‌شوند و هیچ کس در زمین و آسمان، آن‌ها را یاری نخواهد کرد[۷۵]».

موجب عقوبت الهی است

عقوبت الهی به دنبال ترک این فریضه، به سراغ ملت‌ها می‌رود.
اگر مردمی گناه بکنند و عدّه‌ای بی‌تفاوت باشند، بلای خانمان سوزی کل جامعه را خواهد سوزاند. همان طور که ناقهٔ حضرت صالح را یک نفر سر برید، اما در مسئلهٔ عقوبت همه ملتش عقوبت شدند، چرا که سکوت نمودند و به آن رضایت دادند[۷۶].
چنان چه قرآن می‌فرماید:
« فَاَقروا الناقَهَ و عَطوا عَن اَمْرِ رَبِّهِم » «سپس (ناقه)را پی کردند و از فرمان پروردگارشان سر پیچیدند[۷۷]».
بنابراین، «رضایتمندی به عمل قومی، بسان کسی است که با آنان همراهی کرده است[۷۸]» و «خداوند قومی را که در برابر منکر خاموش باشند، عذاب خواهد کرد[۷۹]».
از پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم)است که فرمودند:
«وقتی مردم امر به معروف و نهی از منکر را رها کنند، منتظر و مطمئن باشند که پشت سر آن عذاب الهی می‌آید[۸۰]».

موجب شیوع فساد اجتماعی می‌شود

اگر در جامعه‌ای گناه رایج شود و کسی اعتراض نکند، آن جامعه دچار تزلزل و هرج مرج خواهد شد.
چرا که انسان‌ها به صورت زنجیره‌ای با هم ارتباط دارند.
«گناه همچون ویروسی خطرناک است که در دیگران اثر گذاشته و باعث شیوع آن بیماری می‌شود[۸۱]».
بنابراین، «در صورت ترک امر به معروف، بدی‌ها در میان ملت‌ها رایج خواهند شد و جامعه‌ای که بدی‌ها در آن رواج داشته باشد، امنیت ایمانی و اقتصادی سیاسی از آن جامعه، رخت بر بسته[۸۲]»، «رفته رفته ارزش‌ها به ضد ارزش‌ها تبدیل خواهد شد، در نتیجه چنین جامعه‌ای از هدایت و سعادت، فاصلهٔ فراوان گرفته و در گمراهی و تباهی غوطه‌ور می‌گردد[۸۳]».
قرآن در این زمینه می‌فرماید:
«...وَ لَوْ لا دَفعُ اللهُ النّاسَ بَعضُهُم بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْاَرضُ و...[۸۴]» «اگر گروهی از مردم جلوی فتنه و فساد دیگران را نگیرند، همهٔ زمین به فساد کشیده می‌شود».

محرومیت از سعادت و حیات راستین

زندگی انسان غیر از جنبهٔ مادی و ظاهری، جنبه‌ای معنوی و انسانی دارد که در حقیقت بعد مادی زندگی، مقدمه‌ای برای رسیدن به اهداف معنوی آن است. زندگی بدون اهداف معنوی، پوچ و تهی است.
کسی که نسبت به ارزش‌های معنوی بی‌تفاوت باشد و برای ایجاد معروف در جامعه و از بین بردن منکرات هیچ کوششی انجام ندهد، در حقیقت، حیات معنوی و سعادت حقیقی را از دست داده است.
امیر مؤمنان (علیه السّلام)می‌فرماید:
«مَنْ تَرَکَ اِنکارَ الْمُنکَرِ بِقَلْبِهِ وَ یَدِهِ وَ لِسانِهِ، فَهُوَ مَیِّتُ بَیْنَ الْاَحْیاءِ » «کسی که انکار منکر را با قلب و دست و زبانش ترک کند مرده‌ای میان زندگان است[۸۵]».
بنابراین، تارک این واجب عظیم الهی از عنایت الهی و سعادت معنوی هم محروم می‌گردد.
امام صادق (علیه السّلام)می‌فرماید:
«وَیْلٌ لِقَوْمٍ لا یُدینونَ اللهَ بِالْامرِ بِالْمعروفِ وَ النَّهیِ عَنِ الْمُنکَرِ[۸۶]» «وای بر کسانی که با امر به معروف و نهی از منکر، خود را به خدا نزدیک نمی‌کنند».

لعنت ابدی

اگر آمر به معروف با اطّلاع از ارتکاب گناه شخصی، جلوی گناه او را نگیرد و سکوت نماید، چنین سکوتی شرکت در جرم اوست و لعنت ابدی را به دنبال خواهد داشت.
«أَلدُّنیا مَلعونَهٌ مَلعونٌ ما فیها إلّا أَمْراً بِالْمَعروفِ أَوْ نَهْیاً عَنْ مُنْکَرٍ أَوْ ذِکْرَ اللهِ» «دنیا و آن چه در آن است، ملعون لعن شده است، مگر ( در آن )فرمان به عمل نیک و نهی از عمل بد و ذکر خدا شود[۸۷]»

تسلط اشرار

یکی از آثار پر برکت رواج امر به معروف و نهی از منکر در جامعهٔ اسلامی، دلگرمی مؤمنان و مستحکم شدن پشتوانهٔ اجتماعی اهل ایمان است. امیرمؤمنان (علیه السّلام)می‌فرماید:
«فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعروفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمنینَ »[۸۸] «هر کس امر به معروف کند، پشت مؤمنین را محکم گرداند».
اما «اگر این واجب الهی به فراموشی سپرده شود، به مرور زمان، اهل گناه و اشرار جامعه، بر امور مسلط گردیده[۸۹]» و انسان‌های مؤمن در جامعه خوار و منزوی خواهند شد و تنها راه جلوگیری از این حادثهٔ شوم،رواج امر به معروف و نهی از منکر در جامعهٔ اسلامی است.
امیر مؤمنان (علیه السّلام)می‌فرماید:
«لا تَتْرُکوا الْامْرَ بِالْمَعروفِ وَ النَّهیَ عَنِ المنکَرِ، فَیُوَلی اللهُ أُمورَکُمْ شِرارَکُم ثُمَّ تَدعونَ فَلا یُستَجابُ دُعاءُکُمْ»؛ امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که خداوند اشرار را حاکم بر امورتان خواهد کرد، سپس برای رفع این بلا، دعا خواهید کرد اما مستجاب نخواهد شد.[۹۰]»

نتیجه

از آن چه گفته شد، می‌توان به دست آورد که:
شناخت ابعاد و زوایای امر به معروف و نهی از منکر از مسائل مهمی است که در مکتب همهٔ پیامبران نیز به آن توجه خاص شده و در تمام ادیان الهی وجود داشته و از اصول اساسی دین، محسوب می‌شود.
چه بسا افرادی به انجام این دو فریضهٔ مهم معتقد بوده‌اند و حتی جان خود را فدای آن کرده‌اند و افرادی هم عناد ولجاجت ورزیدند و در آن جهان به سزای اعمال خویش رسیدند و می‌رسند.
اصل کلام این است که تمامی تفاسیر قرآن، اخبار و روایات اسلامی، یک حرف مشترک را می‌زدند و آن این است که امر به معروف و نهی از منکر، واجب و امری ضروری و اساسی است، که مورد تأکید فراوان قرار گرفته است، ما به درجه اهمیت این مسئله، جایگاه آن در قرآن و روایات، بررسی آسیب‌های آن و عواقب و اثرات ترک این دو فریضهٔ نورانی پرداختیم.
ترک امر به معروف و نهی از منکر، آثاری را در بردارد که به برخی از آن‌ها اشاره شد، از جمله:
۱.موجب ضعیف شدن ایمان می‌گردد.
۲.در صورت مشاهدهٔ خلاف، اگر شخص را نهی از آن کار نکنیم، شریک جرم شخص گناهکار محسوب می‌شویم.
۳.کسی که امر به معروف و نهی از منکر را رها کند مبغوض الهی است و خداوند، غضبش را شامل او می‌کند.
۴.در صورت ترک امر به معروف، بدی‌ها در میان ملت‌ها رایج خواهند شد.
۵.لعنت ابدی را در پی دارد.
۶.موجب محرومیت از سعادت و حیات راستین می‌گردد.
۷.موجب می‌شود که اهل گناه و اشرار جامعه، بر امور مسلّط گردیده و افراد مؤمن در جامعه، خوار و منزوی گردند.
۸.عدّه‌ای که این دو فریضهٔ مهم را ترک کرده باشند، از اهل عذاب الهی در آخرت‌اند و موجب پشیمانی آن‌ها در قیامت می‌گردد.
بنابراین، از آن چه پیرامون پژوهش آسیب شناسی امر به معروف و نهی از منکر گفته شد، نتایج ذیل مترتّب می‌گردد:
۱. با توجه به روایات و تأکیدات فراوانی که در این زمینه شد، به ضرورت و اهمیت این موضوع بیشتر پی می‌بریم.
۲. دریافتیم که به همان اندازه که این دو فریضه اهمیّت دارد، شناخت آسیب‌ها و آفت‌های آن هم مهم است و توسل به شیوه‌های فرهنگی و استفاده از استدلال‌های متین، بهترین راه برای امر به معروف و نهی از منکر است.
۳. وجوب امر به معروف و نهی از منکر، بر همهٔ مکاتب سفارش و علاوه براین که یک دستور دینی است، یک رفتار اجتماعی هم شمرده شده است.
۴. برای انجام این دو فریضهٔ الهی، سزاوار است با موعظه و ارشاد و به وفق و نرمی اما با قاطعیت و صلابت انجام گیرد.
در پایان به این نکته اشاره می‌شود که نهادها، سازمان‌ها، خطبا و مبلّغین هم، در مؤثر واقع شدن این امر مهم در جامعه نقش زیادی را باید ایفا کنند و تنها راه جلوگیری از حوادث شوم، در اثر عواقب ترک این دو فریضه، درمان از طریق رفع علت‌هاست که آن هم رواج امر به معروف و نهی از منکر با جذب نیروهای آگاه و زبده در جامعهٔ اسلامی همراه با برنامه ریزی دراز مدت می‌باشد !
پر واضح است که رفع و درمان این آسیب‌ها و آفت‌ها نیز خود به پژوهشی مستقل در همین راستا، نیاز دارد که از عهدهٔ این مقاله خارج می‌باشد.

فهرست منابع

قرآن کریم، ترجمه آیه الله مشکینی، چ۱، قم، الهادی، 1385.
۱) امین، ابراهیم، منتصر، الصوالحی، خلف احمد، ترجمه: محمد بندرریگی، فرهنگ معجم الوسیط، ج۲، چ۱، تهران، اسلامی، 1382.
۲) آمدی، عبد الواحد بن محمد، غررالحکم، به قلم: سیدهاشم رسولی محلاتی، ج۱، تهران، فرهنگ اسلامی، بی چا، بی تا ۳) اکبری، محمدرضا، تحلیلی نو و عملی از امر به معروف و نهی از منکر در عصر حاضر، چ۳، اصفهان، پیام عترت، 1376.
۴) احتشامی نیا، محسن، آسیب شناسی امر به معروف و نهی از منکر، از مجموعه مقالات همایش علمی امر به معروف و نهی از منکر، چ۱، تهران، دانشگاه مذاهب اسلامی، زمستان 1387.
۵) بی نا، دادسرای انقلاب اسلامی مبارزه با موادمخدر ومنکرات، «شیوه‌های صحیح امربه معروف ونهی ازمنکر»، چ۳، اصفهان، سازمان تبلیغات اسلامی، بهار 1376.
۶) بی نا، مؤسسه فرهنگی قدر ولایت، حکایت‌های امر به معروف و نهی از منکر « به انضمام شرایط و مراحل آن »، بی چا، قدر ولایت، تابستان 1375.
۷) بی‌نا، گروه نویسندگان، آشنایی با بسیج، چ۲، تهران، معاونت آموزش نمسا، 1381.
۸) بی‌نا، معاونت آموزشی نمسا، امر به معروف و نهی از منکر ( ضابطین )، چ۱، تهران، آموزش نیروی قاومت بسیج، ۱۳۸۱ ۹) بی‌نا، معاونت امر به معروف و نهی از منکر نمسا، امر به معروف و نهی از منکر ( ناصحین )، چ۲، تهران،پرتو واقعه، 1382.
۱۰) بی‌نا، معاونت سیاسی نمایندگی ولی فقیه در نزسا، حدیث ماندگاری، چ۱، نمایندگی ولی فقیه در نزسا،۱۳۷۸ ۱۱) بی‌نا، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه، امر به معروف و نهی از منکر، چ ۴، نمایندگی ولی فقیه در سپاه، پاییز1371.
۱۲) ترجمهٔ نهج‌البلاغه، محمد دشتی، قم، پرهیزکار، زمستان 1379.
۱۳) حسینی اصفهانی، سید مرتضی، امر به معروف و نهی از منکر در اسلام، چ۳، اصفهان، فرهنگ قرآن، زمستان 1379.
۱۴) حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۱، دارالحیای التراث، چ ۱۴۰۳ ه.ق.
۱۵) خمینی، روح الله، مترجم: علی اسلامی، ترجمه تحریرالوسیله، ج۲، قم، اسلامی، بی جا، بی تا.
۱۶) تحریرالوسیله، « الامر بالمعروف و النهی عن المنکر»، ج۲، بی چا، بی تا.
۱۷) شیرازی، خواجه شمس الدین محمد، دیوان حافظ، نوشته شده از روی نسخهٔ غنی وقزوینی، بی جا، عرفان، پاییز ۱۳۶۸ ۱۸) راغب اصفهانی، ابوالقاسم بن فضل، ترجمه: غلامرضا خسروی حسینی، ترجمه المفردات فی غریب القران، ج۲، چ۳، تهران، مرتضوی، 1383.
۱۹) رضایی راد، عبدالحسین، امر به معروف در ترازوی تاریخ « گامی نوین در فقه سیاسی اسلام »، چ۱، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۴ ۲۰) امر به معروف در ترازوی عقل، چ۱، قم، بوستان کتاب، 1387.
۲۱) سیاح، احمد، ترجمه: المنجد الأبجدی، فرهنگ دانشگاهی۱، چ۱، تهران، فرحان، 1379.
۲۲) شکوری، ابوالفضل، فقه سیاسی اسلام، چ۲، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۷ ۲۳) صافی گلپایگانی، لطف الله، راه اصلاح یا امر به معروف و نهی از منکر، چ۲، قم، اسلامی، بهار 1375.
۲۴) طباطبائی، محمدحسین، اسلام و اجتماع، قم، جهان‌آرا، بی‌تا، بی‌جا.
۲۵) عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، چ۳۴، تهران، امیر کبیر، 1378.
۲۶) علیزاده حسن آبادی، ابوالقاسم، نظارت ملی یا « امر به معروف و نهی از منکر»، بی چا، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۱ ۲۷) فلاح‌زاده، محمدحسین، آموزش فقه، چ۱۱، قم، الهادی، 1379.
۲۸) قرائتی، محسن، تمثیلات « پرسش و پاسخ »، چ۵، تهران، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، 1383.
۲۹) امر به معروف و نهی از منکر، چ۳، تهران، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، 1376.
۳۰) عباس بابائیان، ۴۰۰ نکته از تفسیر نور، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن،1387.
۳۱) تفسیرسوره‌های لقمان، چ۱۵، تهران، مرکز فرهنگی درس‌هایی ازقرآن، 1375.
۳۲) کوک، مایکل آلن، ترجمه: احمد نمایی، امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی، ج۱، چ۳، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1385.
۳۳) کورانی، علی، امر به معروف و نهی از منکر، چ۵، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1370.
۳۴) دهخدا، علی اکبر، لغت نامهٔ دهخدا، ج۱، چ دانشگاه تهران، 1342.
۳۵) موسوی خراسانی، حسن، بایدها و نبایدها [ امر به معروف و نهی از منکر]، چ ۱، قم، نبوغ، 1381.
۳۶) مکارم شیرازی، ناصر، تدوین: حسین حسینی، قصه‌های قرآن، چ۷، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1380.
۳۷) تفسیر نمونه، ج ۲، چ۳۱، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۰ ۳۸) مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۹۷، چ۲، بیروت-لبنان، مؤسسه الوفا، ۱۴۵۷ق.
۳۹) موحد، محمد علی، سفرنامه ابن بطوطه، ج۱، چ۵، سپهر نقش، 1370.
۴۰) میرزایی، علی اکبر، نهج الفصاحه، چ۱، قم، عصر جوان، 1385.
۴۱) مطهری، مرتضی، ده گفتار، چ۹، رودکی - تهران، انتشارات صدرا، تابستان 1373.
۴۲) بیست گفتار، ج۲۰، تهران، انتشارات صدرا، اسفند ۱۳۸۳ مطابق محرم 1426.
۴۳) حماسه حسینی، ج۱، چ۳۱، تهران، انتشارات صدرا، تیر۱۳۷۸ مطابق ربیع الاول 1420.
۴۴) ج۲، چ۲۶، تهران، انتشارات صدرا، تیر۱۳۷۸ مطابق ربیع الاول 1420.
۴۵) علل گرایش به مادّیگری، چ۱۵، تهران، انتشارات صدرا، ۱۲ اردیبهشت 1373.
۴۶) نوری همدانی، حسین، مترجم: محمد محمدی اشتهاردی، امر به معروف و نهی از منکر، چ۶، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۷ ۴۷) نرم افزار شهر رمضان، مرکز تحقیقات کوثر.
۴۸) نرم افزار نمایه « سایت اطلاع رسانی مرکز تحقیقات» شامل مقاله‌های:
الف)قدس، طیبه، « امر به معروف و نهی از منکر»، نشریه اصلاح و تربیت، شماره ۶۳، سال ششم.
ب)سالک، حمید، « امر به معروف و نهی از منکر»، نشریه کهکشان، شماره ۷۰، آبان 1380.
پ)منصوری ترشیزی، مهناز،« امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه شریعتی »، نشریع اسلام، ۲۹/۳/۱۳۷۸ ت)نوری،وحید،«امر به معروف ونهی ازمنکردرقرآن ولزوم تشکیلات آن»،نشریه رسالت، شماره۵۰، 11/5/1385.
ث)نشریه مطالعات اسلامی، شماره 69.
ج)قطبی،هادی، « امر به معروف و نهی از منکر در آیینه نهج البلاغه »، نشریه حریم، شماره 17.
چ)ورعی، جواد، « امام خمینی و احیاء امر به معروف و نهی از منکر»، نشریه جمهوری اسلامی، سال 77.
ح)بسیج، احمد رضا، « آسیب شناسی عدم اجرای اصل هشتم قانون اساسی »، پیرامون امر به معروف و نهی از منکر، نشریه معرفت، سال هفدهم، شماره ۱۳۱، آبان 1387.
49)www.Hazahnews.com با عنوان « مکارم شیرازی، ناصر، امر به معروف و نهی از منکر، جهاد اجتماعی است »، ۷/۳/۱۳۸۷ و حسامی فاضل « آسیب شناسی دین در سیرهٔ علوی ». و « بیایید همه با هم خوب شویم ».
50)www.Maroofyaran.com فولادی، محمد، « واژه شناسی امر به معروف و نهی از منکر»، مجله دیدار آشنا، شماره ۲۱، اسفند ۱۳۸۰. و قرائتی، محسن، علل ترک امر به معروف و نهی از منکر و ترک امر به معروف و نهی از منکر، فصل ۲ و 8.
51)www.ehya.ir امر به معروف و نهی از منکر در روایات، 7/6/1386.
52)www.tebyan.net آل عمران ؛ ۱۱۰، « نکته‌ها » 53)www.Namademehr.com « شرح مقاله » 54)www.Noormags.com دوست محمدی،هادی، « عمل بهترین روش تربیت دیگران »

پانویس

  1. عبدالحسین رضایی راد، همان، ص49
  2. همان، ص145 نقل از: جواهر الکلام، ج21، ص360
  3. همان، ص147-145
  4. همان، ص147 نقل از: الاستقصاء الاخبار دول المغرب الاقصی، ج3، ص197
  5. همان، ص149
  6. نظر نگارنده
  7. همان، ص151، نقل از: ظافر قاسمی، نظام الحکم فی الشریعه الاسلامیه، ص600
  8. همان، ص153-151
  9. نظر نگارنده
  10. تحریر الوسیله، کتاب « الامر بالمعروف و النهی عن المنکر»، مرتبه سوم از مراتب امر به معروف، مسئله 4، ( جواهر الکلام، ج2، ص378 )
  11. عبدالحسین رضایی راد، امر به معروف در ترازوی تاریخ، همان، ص154، نقل از ابن اخوه، معالم التربه، باب ثالث، ص 32؛ ( ماوردی، احکام السلطانیه، ص295 )؛ ( محمد غزالی، کیمیای سعادت، ص234 )؛ (همو، احیاء علوم الدین، ج2، ص286 )
  12. همان، ص159
  13. همان، ص166-165
  14. همان، ص169-167 نقل از موسی لقبال، للحسبه فی بلاد المغرب العربی، ص35
  15. خواجه شمس الدین محمد شیرازی، دیوان حافظ، نوشته شده از روی نسخهٔ غنی و قزوینی، بی جا (عرفان،1368 )، ص322
  16. حاقه ؛ 45-44
  17. عبدالحسین رضایی راد، همان، ص171-169
  18. همان، ص174-173
  19. آل عمران ؛110
  20. همان، نقل از: تحریرالوسیله،ج1، ص482 و دیگرکتاب‌های فقهی، بحث شرایط وجوب امربه معروف
  21. همان، ص177-176
  22. همان، ص183-182
  23. همان، ص185-184، نقل از لمبتون، سیره در تاریخ ایران بعد از اسلام؛ ( محمد حسین ساکت، نهاد دادرسی در اسلام، ص183 )
  24. همان، ص188-187
  25. همان، نقل از: نهج البلاغه، نامه امام به مالک اشتر
  26. همان، نقل از میزان الحکمه، ح12368
  27. همان، نقل از: میزان الحکمه، ج7، ص255، ح12368 و 12387؛ ( قرطبی، لجامع لاحکام القرآن، ج4، ص47 )؛ ( نراقی، جامع السعاده، ج2، ص245 )
  28. همان، نقل از: بحارالانوار، ج4، ص312، باب 21، روایت 17 و ج14، ص33،باب 21، روایت 51
  29. همان، ص189، نقل از: وسائل الشیعه، ج11، ص408
  30. همان، نقل از: بحار الانوار ، ج13، ص229 و ج57، ص46، ( المعجم بحار الانوار، ص538 )
  31. همان، نقل از: بحار الانوار، ج70، ص 354 و ج 49، ص10، ( المعجم بحار الانوار، ص53 )
  32. نمل ؛ 34
  33. عبدالحسین رضایی راد، همان، ص196-195، نقل از: ابوالقاسم سری، مقاله « منصب محتسب در ایران»، مجله حکومت اسلامی، ( سال چهارم )، شماره 3، ص160
  34. همان، ص199
  35. احمدرضا بسیج، « آسیب شناسی عدم اجرای اصل هشتم قانون اساسی »، نقل از: نشریه معرفت، ( سال هفدهم، شماره 131، آبان 1387 )، ص ص13-12
  36. ابوالقاسم علیزاده حسن آبادی، همان، ص93
  37. احمدرضا بسیج، همان
  38. حسن موسوی خراسانی، همان، ص119
  39. همان، ص121، نقل از: غرر الحکم، ص436، شماره 9979
  40. همان، ص120، نقل از: بحار الانوار، ج68، ص340
  41. همان، ص132
  42. همان، ص133
  43. همان، ص154
  44. مرتضی مطهری، علل گرایش به مادّیگری، چ15، ( تهران، صدرا، 1373 )، ص159-157
  45. ابوالقاسم علیزاده حسن آبادی، همان، ص61-60
  46. همان، ص95
  47. حسن موسوی خراسانی، همان، ص123-121
  48. همان، ص145
  49. صف ؛ 2
  50. حسن موسوی خراسانی، همان، ص147-146، نقل از: بحار الانوار، ج5، ص198
  51. همان، ص148-147، نقل از شرح نهج البلاغه، ج9، ص59
  52. همان، ص155
  53. امر به معروف و نهی از منکر در روایات ، ( تاریخ: 7/6/1386)، www.ehya.ir
  54. حسن موسوی خراسانی، همان، ص127، نقل از: شرح نهج البلاغه، ج 16، ص64
  55. میکل آلن کوک، ترجمه: احمد نمایی، امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی، ج2، چ3، (مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1385 )، ص761
  56. حسن موسوی خراسانی، همان، ص 148، نقل از: مستدرک سفینه، ص81
  57. همان، ص158-150، نقل از: کنز العمال، حدیث 5524
  58. توبه ؛12
  59. همان، ص151-150
  60. محسن قرائتی، « ترک امر به معروف و نهی از منکر»، فصل دوم www.Maroofyavan.com.
  61. بی نا، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه، امر به معروف ونهی از منکر، چ4، ( نمایندگی ولی فقیه در سپاه، پاییز 1371 )، ص 148
  62. همان، ص 151، نقل از: مجمع البحرین، ص571
  63. همان، نقل از: مجمع البیان، ج 9، ص225 ذیل آیه 81 ؛ واقعه
  64. همان، نقل از: مفردات راغب، ص173
  65. همان، ص152
  66. همان، ص171-170
  67. احمدرضا بسیج، « آسیب شناسی عدم اجرای اصل هشتم قانون اساسی »، ص12
  68. نظر نگارنده
  69. مائده ؛ 79
  70. حسن موسوی خراسانی، همان، ص43-42
  71. همان، نقل از: وسائل الشیعه، ج11، ص44 و ج16، ص177
  72. همان، ص 44-43، نقل از: وسائل الشیعه، ج11، ص398
  73. بی نا، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه، همان، ص127 نقل از: لئالی الاخبار، ج5، ص263؛ ارشاد القلوب، ج1، ص183؛ مجموعه ورام، ج1، ص2
  74. حسن موسوی خراسانی، همان، ص44 و 138 نقل از: تهذیب الاحکام، ج3، ص176
  75. علی کورانی، امر به معروف و نهی از منکر، چ5، ( تهران، فرهنگ اسلامی، 1370 )، ص 21-20
  76. حسن موسوی خراسانی، همان، ص 142-141 نقل از: نهج البلاغه، خطبه ؛ 201
  77. اعراف ؛77
  78. محسن احتشامی نیا، «آسیب شناسی امر به معروف و نهی از منکر»، « مجموعه مقالات همایش علمی امر به معروف و نهی از منکر»، (تهران، دانشگاه مذاهب اسلامی، 1387 )، ص 409
  79. بی نا، دادسرای انقلاب اسلامی مبارزه با مواد مخدر و منکرات، شیوه‌های صحیح امر به معروف و نهی از منکر، چ3، ( سازمان تبلیغات اسلامی، 1376 )، ص139
  80. مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج1، چ31، ( تهران، صدرا، 1378 )، ص215
  81. حسن موسوی خراسانی، بایدها و نبایدها، ص140
  82. همان، ص45
  83. بی نا، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه، همان، ص134-133
  84. بقره؛251
  85. حسن موسوی خراسانی، همان، ص 139 نقل از: تهذیب الاحکام، ج6، ص181؛ بی نا، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه، امر به معروف و نهی از منکر، همان، ص127 نقل از: میزان الحمکه، ج6، ص276
  86. بی نا، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه، همان، ص130 نقل از: مستدرک الوسایل، ج12، ص181
  87. علی اکبر میرزایی، نهج الفصاحه، ( قم، عصر جوان، 1385)، ص81
  88. ترجمه نهج البلاغه، محمد دشتی، (قم، پرهیزگار، 1379)، حکمت ؛31، ص630
  89. لطف الله صافی گلپایگانی، راه اصلاح یا امربه معروف و نهی ازمنکر،چ2،(قم، اسلامی،1375)،ص36
  90. بی نا، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه، همان، ص135-134 نقل از: بحار الانوار، ج97و ج100، ص77؛ مرتضی حسینی اصفهانی، امر به معروف و نهی از منکر در اسلام، ص220 نقل از: مستدرک الوسائل، ج12، 180، علی اکبر میرزایی، نهج الفصاحه، همان، ص81 « امر به معروف و نهی از منکر در روایات، بحث: تسلطاشرار »؛ www.ehya.ir.
منبع: راه بهشت - تاریخ برداشت:28-2-95
بازگشت به مقالات