اندیشه؛ معلم و امر به معروف و نهی از منکر
اندیشه؛ معلم و امر به معروف و نهی از منکر نویسنده: ضالین، آرزیتا؛ رشد آموزش قرآن و معارف اسلامی زمستان 1391 - شماره 87 (5 صفحه - از 45 تا 49)
آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: رشد آموزش قرآن و معارف اسلامی » زمستان 1391 - شماره 87 (از صفحه 45 تا 49) URL : http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/969068 اندیشه؛ معلم و امر به معروف و نهی از منکر (5 صفحه) نویسنده : آرزیتا ضالین کلمات کلیدی امر به معروف و نهی از منکر, کرامت انسان, معلم, اصلاح تاثیر, شرایط موعظه رشد آموزش قرآن و معارف اسلامی » زمستان 1391 - شماره 87 (صفحه 45) ... انـدیشه (به تصویر صفحه مراجعه شود)آرزیتا ضالین کارشناس الیهات و معارف اسلامی
دبیر دبـیرستان فـاطمه زهـرا سلام اللّه علیها-بوشهر
معلم وامر به معروف و نهی از منکر مقدمه احیای ارزشهای اصیل اخلاقی و بـازگشت به اصولفراموش شدۀ اسلامی شرط لازم برای حاکمیّت بخشیدنبه اسلام در جامعۀ ماست.زیرا بـرخلاف سیستمهایحکومتی و نظامات اجتماعی دیـگر کـه تنها از راه قانونبه حاکمیّت خود استقرار میبخشد،حکومت اسلامیبر دوش فردفرد مسلمانان و بر دلهای آکنده از نور وو معرفت آنان تکیه میزند.پیامبر اکرم(ص)که خودبزرگ معلّم الهی جهان بشریّت است،میفرمایند:«إنیّبعثت لأتمّم مـکارم الأخلاق. میتوان گفت طبق فرمودۀ مولا علی(ع)مردم وقتی ازحسن و قبح چیزی خبر ندارند و از کنه مطلب بیاطلاع هستند؛چه بسا به مخالفت با آن برخیزند و در مقابلش جبههگیریکنند:{/«النّاس اعداء ما جهلوا:/}مـردم دشـمن چیزی هستند کهنسبت به آن آگاهی ندارند.»(ص1367 نهج البلاغه)
حال میخواهیم بررسی کنیم چگونه میتوانیم فرزندان اینمرزوبوم را که امانتهایی گرانبها در دست ما هستند،آگاهیبدهیم،تربیت کنیم و اشتباهات احتمالیشان را به آنها گـوشزدنماییم.اصـلا خود ما به عنوان آمر به معروف و ناهی از منکر،چهقدر عامل به معروف هستیم و در قبال این تکلیف الهی چهوظایفی داریم.«أوضع العلم ما وقف علی اللسان،و أرفعه ما ظـهرفی الجـوارح و الأرکان:بیارزشترین دانش دانشی است که برزبان جای گرفته و برترین علم،علمی است که در دل و جان واعضا و جوارح جا دارد.»
و ای بر ما اگر در زمرۀ پیشوایان گمراه باشیم،بگوییمو عمل نکنیم و بـه زبـان آوریـم و در دل باور نداشته باشیم.اندرزگویی کـه خـود اهـل عمل نیست چون تیراندازی است کهکمان ندارد(از امام صادق علیه السلام)چهل سخن،ص 138.
- کلیدواژهها:
{VKامر به معروف و نهی از منکر،معلم،اصـلاحتأثیر،شـرایط مـوعظه،کرامة انسان.VK} اهمیت مسئله سرگذشت انسانهایی که بـا وجـود دوری از گناه و تنها بهعلت بیتوجهی به اصل«امر به معروف و نهی از منکر»درطول تاریخ مورد عذاب حضرت باری تعالی قـرار گـرفتهاند،ارزشـو اهمیت نظارت همگانی در جامعه را دوچندان میکند.چرا کهبرمبنای احادیث و روایـات فراوان از بزرگان عرصۀ دین و دانش،آبادانی سرزمینها،اقامۀ فرایض و ایجاد امنیت اجتماعی منوطبه انجام این فریضه اعلام شـده اسـت. امـام علی(ع):من استحسن قبیحا کان شریکا فیه:هرکسکارهای بد را بپسندد و خـوب بـداند و(از آنها جلوگیری نکند)مانند کسی است که خود در آنها شرکت داشته و ممکن استبه عقوبت آنها نـیز گـرفتار شـود(چهل سخن،26).
&;%08713MORG087G%
رشد آموزش قرآن و معارف اسلامی » زمستان 1391 - شماره 87 (صفحه 46) تعریف امر به معروف و نهی از منکر «امر»به معنای فـرمان دادن و«مـعروف»در لغـت به معنایشناخته شده،مشهور و نیز به معنای نیکی نیکی و کار نیک است.معروف هـر کـاری اسـت که(خوبی آن)به واسطۀ عقل یا شرعشناخته شده باشد،مانند واجبات الهی همچون نـماز،روزه،خـمس،نیز وظایف اخلاقی مانند صداقت،عدالت،عفت و...«نهی»به معنای باز داشتن،مـنع کـردن،و«مـنکر»یعنی کارزشت،نامشروع،ناپسند،ناشایسته و بد.در اینجا منظور ازمنکر،هر کاری است که شـرع و عـقل به زشتی آن حکم میکند(معارف اسلامی،ص 164) اقسام امر به معروف و نهی از منکر امـر بـه مـعروف و نهی از منکر از نظر حکم تکلیفی و مقاماجرا به انواعی تقسیم میشوند که عبارتاند از: الف)تقسیم از نظر حـکم تـکلیفی 1.واجب:امر در چیزهایی که از نظر عقل و شرع واجبباشد،واجب است و نهی در چـیزهایی کـه از نـظر عقل زشت یا ازنظر شرع حرام باشد،واجب است. 2.مستحب:امر و نهی در چیزهایی مستحب یـا مـکروه،مـستحب است.
ب)تقسیم از نظر اجرا 1.فردی:در این نوع از امر و نهی،هرکس از افراد جـامعههنگام مـواجهه با منکر،با اجماع شرایطی که خواهد آمد موظفاست امر به معروف و نهی از منکر کند. 2.گـروهی:هـرگاه برپایی واجب یا ریشهکنی منکر،بهاجماع گروهی از افراد وابسته باشد و کار فـردی مـؤثر واقع نشود،لازم است امر به مـعروف و نـهی از مـنکر،به صورت گروهی-اجتماعی تعدادی از افراد بـه قـدر کفایت-انجام گیرد.
3.حکومتی:در زمان استمرار حکومت اسلامی،در همۀمواردی که نهی از منکر بـه تـصرّف در جان و مال فاعل منکرتوقف دارد و بـه بـرخورد فیزیکی مـنجر مـیشود،امـر و نهی بهحکومت و نیروهای انتظامی و دستگاه قـضایی مـوکول میشود(معارف اسلامی ص 166-167).
شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر امر بـه مـعروفو نهی از منکر با شرایط زیر واجـب میشود:
1.علم:آمر و نـاهی بـاید بداند که آنچه شخص مـکلفبه جـا نمیآورد،واجب است به جا آورد و آنچه به جا میآورد،باید ترک کند و بـر کـسی که معروف را نمیداند واجب نـیست(م 2791).
2.احـتمال تـأثیر:شخص آمر و نـاهی بـاید احتمال بدهدامر به مـعروف و نـهی او تأثیر میکند،پس اگر بداند اثر نمیکندواجب نیست(م 2791).
3.اصرار بر گناه:آمر و ناهی بـاید بـداند شخص معصیتکاربنا دارد معصیت خود را تکرار کـند،پس اگـر بداند یـا گـمان کـندیا احتمال صحیح بدهد کـه تکرار نمیکند،واجب نیست(م4.نداشتن مفسده:اگر آمر و ناهی بداند یا گمان کندیا احتمال دهـد و یـا بترسد که اگر امر یا نـهی کـند ضـرر جـانی یـاعرضی و آبرویی یا مـالی قـابل توجّه به او یا بستگان او میرسدو یا موجب حرج بر بعضی مؤمنین میگردد،واجب نمیشود،بلکه در بـسیاری از مـوارد حـرام است.(م 2791)معارف اسلامیص 166.
برای امر به مـعروف و نـهی از مـنکر مـراتبی اسـت و جـایزنیست با احتمال حاصل شدن مقصود از مرتبۀ پایین،به مراتبدیگر عمل شود.این مراتب عبارتاند از:
الف)مبارزۀ منفی:به این معنا که با شخص معصیتکارطوری عمل شود کـه بفهمد برای ارتکاب معصیت،اینگونه با اوعمل شده است.مثلا اینکه از و رو برگرداند،یا با چهرۀ عبوسبا او ملاقات کند،یا با او ترک مراوده کند.
ب)امر و نهی زبانی:مرتبۀ دوم از امر به مـعروف و نـهی ازمنکر،امر و نهی به زبان است.که باز مراتبی دارد،مثل موعظهو نصیحت،تشدید در گفتار و تهدید بر مخالفت.
ج)اقدام عملی:مرتبه سوم توسل به زور و جبر است.پس اگر بداند یا اطـمینان داشـته باشد که ترک منکر نمیکند،یا واجب را به جا نمیآورد مگر با اعمال زور و جبر،واجب است.لکن باید از قدر لازم تجاوز نکند(معارف 169-167)
چـگونه امـر به معروف و نهی از منکر کـنیم:امـام جواد(ع):
«مؤمن به سه خصلت نیازمند است:اول تأیید خداوندی،دومنصیحتکنندهای از درون خود،سوم پذیرش اندرز خیرخواهان.»چهل سخن،ص 186
سیرۀ همۀ انبیا بر همین منوال بـوده اسـت که همواره بامردم بـا مـلایمت و مهربانی رفتار میکردند.همچنانکه در مورداعزام حضرت موسی(ع)و برادرش[هارون]برای هدایت فرعون،خداوند متعال فرمود:«فقولا قولا لیّنا لعلّه یتذکّر او یخشی.»بافرعون نرم و ملایم سخن بگویید،شاید در اثر سخنان نرم شمامتذکّر حـقایق شـود یا از عذاب الهی بهراسد.(اخلاق و تربیتاسلامی،ص 89).
روشهای تربیتی امر به معروف و نهی از منکر
روش الگویی،روش محبّت،روش تکریم شخصیّت،روشموعظه و نصیحت و روش تشویق و تنبیه مهمترین روشهایتربیتی در این خصوص است:
روش الگویی «مردم را با رفـتار خـود به حـق راهنمایی کنید نه با زبانخویش.»امام صادق(ع)همان،ص 138. غریزۀ تقلید یکی از غرائز نیرومند و ریشهدار در انسان است.
بـه برکت وجود همین غریزه است که کودک،بسیاری از رسومزندگی،آداب معاشرت،طـرز تـکلّم و...را از پدر و مـادر و سایرمعاشران فرا میگیرد و به کار میبندد.پیامبر اکرم(ص)از راهتعلیم عملی،دیگران را در مسیر انجام تکلیف قرار میداد.مـثلامیفرمود:« صـلّوا کما رایتمونی اصلّی»:همانگونه نمازگزارید کهمن انجام میدهم همان...ص 142).
رشد آموزش قرآن و معارف اسلامی » زمستان 1391 - شماره 87 (صفحه 47) مادر[یا معلّم]میتواند با رفـتار خـود خـصلتهای امانت،صداقت،وفای به عهد،حقیقتجویی[و دیگر کارهای شایستهایکه از او انتظار داریم]را در کودک،[نوجوان و...]احیا کـند ویا آنها را از میان ببرد.مادر[یا معلّم]میتوانند زمینه را برایهدایت فطری طفل[فراگیرنده]فراهم سازند و یا مـوجبانحرافش از صراط مستقیم گردند(هـمان.138).
مـشاهدۀ خیر و شر،هر دو در تغییر طبایع،مؤثر است.برایاثرپذیری شخصیّت انسان نه تنها مشاهده و دیدن،بلکه شنیدننیز در طبیعت انسان اثر میگذارد(همان،ص 139).
باوجوداینکه فضای تعلیم و تربیت زیر پوشش عناصرگوناگونی قرار دارد که هـمۀ آنها میتوانند برای شاگردان،الگوپردازو سرمشقساز باشند؛مع الوصف هیچ عنصری از عناصرمدرسه نمیتواند همانند معلّم و به اندازۀ او الگوسوز و یا الگوسازباشد(همان،ص 140).
خواجه عبد اللّه انصاری-به همان قسم که دود را دلیل بـروجود آتـش و گردوخاک را اثر ورش باد میداند-شاگرد وهمۀ کیفیّات روحی او را اثر مستقیم شخصیّت معلّم میداند ومیگوید:«دود از آتش نشان ندهد و خاک از باد،که ظاهر ازباطن و شاگرد از استاد»(همان،ص 141).
معلم به سبب نفوذ مـعنوی و ایـنکه بیشترین و ارزندهترینلحظات عمر دانشآموزان-اعم از خردسالان و نوجوانان درمدرسه و در ارتباط با معلم میگذرد.تأثیرش عمیق،پایدار و ازسایر عوامل نیز بیشتر است.
امیر المؤمنین(ع)فرمود:«اگر درصدد اصلاح دیگرانهستی نیت خـود را اصـلاح کن.این عیب بزرگی است که بهاصلاح و تربیت دیگران بپردازی درحالیکه خود فاسد باشی.»
دوگانگی در رفتار و گفتار معلّم دو نتیجۀ سوء به بار میآورد:
نخست اینکه گفتار معلّم،اثر خـود را از دسـت مـیدهد،دیگراینکه نتیجۀ معکوس میدهد و مـتعلّم دچـار سـردرگمی،تزلزلو تضاد شخصیّت میشود(همان،143.)انسانها در همۀ ادوارعمر،به ویژه به هنگام نوجوانی و جوانی،از شنیدن و خواندنداستانها و دیدن فیلمها لذت میبرند.تأثیر یـک داسـتان تـخیّلییا واقعی،یا یک فیلم سینمایی،در ارائه الگو از تأثیر سـخنرانی ومـطالعۀ کتاب بیشتر است(همان،ص 145).
معلّم میتواند از طریق ذکر داستانها و رویدادهایملموس جامعه،شاگرد را به تفکر دربارۀ حسن و قبح اعمالشخصیتهای مـزبور وادارد.و سـرانجام خـود نتیجهگیری کند.بهقول سعدی شیرین سخن:لقمان را گرفتند:ادب از کـه آموختی؟گفت:از بیادبان.هرچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از آنپرهیز کردم.
روش محبّت امام علی(ع):«دلها حالت میل و پذیرش و هم حالتامتناع اسـت.سـعی کـنید دلها را از راه پذیرش و میلشان تسخیرکنید،زیرا هرگاه به زور تصرّف شود تیره گـردد.»(چـهلسخن،ص 30). محبّت نیاز اساسی انسان و بالاخص کودکان است.ثابتشده است محبّت مهمترین عامل سلامت روح کودک و نبودنآن مـوجب نـاهنجاریهای روانـی است.تعالیم اسلام برای رشدشخصیّت انسان،مربیّان را امر به محبّت و مهربانی نـسبت بـهکودکان مـینماید.(اخلاق و تربیت اسلامی 148)از محبّتخارها گل میشود/و ز محبّت سرکهها مل میشود.اگر شاگرداز مهر و عـطوفت مـا نـسبت به خودش اطمینان داشته باشد،امر و نهی ما را نیز به راحتی میپذیرد و حتی تـنبیه را بـه جانو دل میخرد.«أحبّو الصبیان و ارحمو هم»:کودکان خود رادوست بدارید و نسبت به آنـها مـهر بـورزید.پیامبر(ص)(همان،ص 148).
در این راستا سعۀ صدر معلّم حرف نهایی را میزند.گاهلازم است از روش مـعصومین(ع)درس گـرفت و بدی را با خوبیپاسخ گفت.مثلا جواب یاوهگوییهای آنها،سخن حقّی باشدکه بر زبـان تـو جـاری میشود نه آنکه یاوۀ آنها را با یاوهایدیگر پاسخگویی.«و[بهتر]است با حلم و بردباری از نادانیآنها در گذری و بـه اصـطلاح دفع به احسن کنی.در اینصورت است که او شرمنده میشود و از رفتار زشتش دسـتبرمیدارد.مـانند داسـتان امام حسن مجتبی(ع)و مرد شامی کهایشان را نشناخته سب میکرد و بعد با دیدن حلم امام و رفـتارمحبتآمیز ایـشان شـرمندۀ کردار خویش گردید و گفت:«اللّهیعلم حیث یجعل رسالته».
نتیجۀ این روش را خداوند کـریم ایـنگونه بیان فرمودهاست:«فالّذی بینک و بینه عداوة کانّه ولیّ حمیم»:پس آنگاههمان کس که گویی با تو بـر سـر دشمنی است دوست و خویشتو گردد.
مراد این است که وقتی بدیها و بـاطلها بـه بهترین وجهدفع شد،دشمن سرسخت،آنچنان دوسـت مـیشود کـه گوییعلاوه بر دوستی شفقت هم دارد(همان،ص 152).
روش تـکریم شـخصیت از امام سجّاد(ع)پرسیدند:«چه کسی با عظمتترینانسانهاست؟فرمود:آن کس که تمام دنیا را با خودش بـرابرنمیبیند»(اخـلاق و تربیت اسلامی،ص 72) یکی از سرمایههای فـطری و ذخـائر طبیعی کـه در بـاطنهر انـسان براساس مشیّت حکیمانۀ الهی به ودیـعه نـهاده شدهغریزۀ حبّ ذات است.هر انسانی قبل از هر چیز و هرکسبه خود علاقه دارد.مـربّی لایـق میتواند از این سرمایۀ فطریاستفاده کند و در پرتـو غریزۀ حبّ ذات،بسیاری از سـجایایاخلاقی و صـفات پسندیده را در کودک[و نوجوان]پرورشدهد.یکی از طـریق ارضـای غریزۀ حبّ ذات،تکریم کودکان وتوجّه به شخصیّت آنهاست(همان،ص 158).
امام علی(ع):«با مـخاطب خـویش پسندیده و مؤدبّ سخنگویید تا او نـیز بـه شـما با احترام جـواب دهـد»(همان،ص 160).در قرآن آمده اسـت:«و قـل لعبادی یقولوا الّتی هی أحسن:ای پیغمبر به بندگان من بگو در مقام گفتوگو با مـردم،ازهـر طبقهای که باشند،به نیکی سـخن گـویند و از گفتارهای
رشد آموزش قرآن و معارف اسلامی » زمستان 1391 - شماره 87 (صفحه 48) زشـت پرهـیز کـنند.»و امام باقر(ع)میفرمایند:«بـه بهترین وپسندیدهترین وجهی که میل دارید مردم دربارۀ شما سخنبگویند شما دربارۀ مردم سخن بـگویید»(هـمان،159).
همۀ افراد دارای حبّ ذات هستند،وقـتی بـدانند کـار نـاپسندبه شـخصیّت آنان او ضربه مـیزند و از عـزّت و محبوبیتشانمیکاهد و در محیط خانواده پست و حقیر میشوند،آن را ترکمیکنند و عملا به اصلاح خویش میپردازند(همان،ص 162).
روش موعظه و نـصیحت مـوعظه در جـایی گفته میشود که کلمات و جملاتیبه منظور ردع و مـنع و تـسکین شـهوت و غـضب...در مـواردیکه لازمـ است...القاء میشود.راغب گوید:«ألو عظ زجر مقترنبالتّخویف:یعنی موعظه،معنی است که مقترن به بیم دادن(ازعواقب کار)باشد». موعظه کلامی است که به دلنرمی و رقّت مـیدهد،قساوت را از دل میبرد(همان،ص 174)و قرآن کریم سرشاراز پند و اندرز است.چه از جانب خدای متعال و چه از ناحیۀپیامبران و شخصیتهای بزرگی چون لقمان.حضرت علی(ع)به یکی از اصحابش فرمود:«عظنی:مرا موعظه کن.و مـیفرمود:در شـنیدن اثری هست که در دانستن نیست(همان،ص 174).
برای موعظه کردن باید به دو نکتۀ اساسی توجه نمود:
الف)توجّه به توانایی فهم طرف موعظه:پیامبر(ص)دراینبارهمیفرمایند:«ما گروه انبیا و پیغمبران دستور داریـم کـه مردم راطبقهبندی کنیم و هرکس را به جای خویش بنشانیم و با آنهابه نسبت توانایی فهمشان گفتوگو کنیم.»
ب)استفاده از تعریض و کنایه در موعظه:اولا تصریحو آشکارگویی،پردۀ هیبت و ابـهت اسـتاد را میدرد و موجبجرأت و جسارت شاگردان در ارتـکاب اعـمال خلاف میگردد.ثانیا موجب میگردد که آنان،بیش از پیش،با حرص و ولع درتخلفهای خویش،اصرار ورزند.همچنانکه گفتهاند:«الإنسانحریص علی ما منع»(همان،ص 176).میتوان بـه داسـتانوضوی پیرمردی که وضویش نـادرست بـود،و یادآوری به ایشانتوسط حسین(ع)در کودکیشان توجه داشت.
امام دهم(ع):«علمایی که از اندرز دادن خودداری کنند بهخود خیانت کردهاند.»(چهل سخن،ص 19)و امّا خوب است دراینجا برای اینکه پند و اندرز اولیا و مربیّان نـتایج ثـمربخشتریبه بار آورد،اشارهای به شرایط موعظه داشته باشیم.
شرایط موعظه 1.فردی که موعظه میکند،باید خود نمونه و الگوی کاملیاز محتوای پند و اندرز خویش باشد،رسول اکرم(ص):«هرگزکار نیک را برای خودنمایی انـجام مـده و نیز بـرای شرم آن را ترکمکن»(چهل سخن،ص 6). 2.موعظه باید رسا و بلیغ باشد و از شرایط بلیغ بودنموعظه یکی هم این است کـه سنجیده و بجا و متناسب باوضعیت فکری و حسّاسیتهای روحی شنونده باشد(اخلاق وتـربیت اسـلامی،ص 176).
در ایـن زمینه میتوان به داستان بشر حافی که از ثروتمندانبود و اهل عیش و طرب،اشاره کرد،به طوری که بـا یـک جملۀامام موسی کاظم(ع)منقلب شد و در سلک مردان پرهیزگار وخداپرست درآمد.زمانی که امـام پس از شـنیدن صـدای ساز وآواز از کنیز وی پرسید:صاحب این خانه آزاد است یا بنده؟وپاسخ شنید:آزاد،پس فرمود:معلوم است که آزاد است،اگـر بندهمیبود و پروای صاحب و مالک و خداوندگار خویش را میداشتاین بساط را پهن نمیکرد(همان،ص 177)
{Sدل گفت مرا عـلم لدّنی هوس است#تـعلیم کـنم اگر تو را دسترس است#گفتم گه الف،گفت دگر هیچ مگوی#در خانه اگر کس است یک حرف بس استS}3.به فردی باید پند داد که پند پذیر باشد و در شرایطیباید پند داد که فـرد از نظر روانی آمادگی پذیرش داشته باشد.
از امام جعفر صادق(ع)نقل شده که فرمودند:«تنها دودسته از امر به معروف و نهی از منکر بهرهمند میشوند:اولمؤمنی که اصولا نصیحتپذیر است.و دستۀ دوم نادانی کـه ازانـدرز پند میآموزد.ولی صاحبان قدرت و صولت زیر بار امر بهمعروف و نهی از منکر نمیروند»(چهل سخن،ص 130).
شخصی به نام همّام از حضرت علی علیه السلام نشانه واوصاف افراد با تقوا را سؤال کرد.امـام کـمی تأمل فرمود.اما همّاماصرار کرد و امام نشانههایی فرمود.ناگهان همام فریاد کشید واز دنیا رفت.امام فرمود:موعظۀ خالصانه در دل آماده اینگونهاثر میکند.(نهج البلاغه خ 184،خطبۀ همام)
روش تشویق و تنبیه اصل تـشویق و تـنبیه در تربیت اسلامی امری مسلم شناختهو پذیرفته شده است.اصولا وجود بهشت و جهنّم،انذار و تبشیرپیامبران،آیههای مربوط به پاداش و کیفر،وعده و وعیدهایشوقانگیز و خوفناک و...همه جلوههایی از تشویق و تنبیههستند. امام علی(ع)در فرمان تـاریخی خـود بـه مالک اشتر-فرمانروای مصر-مـیفرماید:«مـبادا نـیکوکار و بدکار پیش تویکسان باشند،زیرا چنین روشی نیکوکار را از کار نیک دورمیسازد و بدکار را به کار بد سوق میدهد»(اخلاق و تربیتاسلامی،ص 181).
افراد در سـایۀ تـشویق از بـسیاری خواستهها و تمنیّات خودچشمپوشی میکنند و عملا به راهی مـیروند کـه مشوّق اوخواهان آن است(همان،ص 182).
هدف تربیت این است که در جامعۀ بشری،خیر و سعادترا بر شرّ و سیهروزی،غالب و چیره سـازد.وقـتی فـردی از مسیرخیر و سعادت،آنچنان گام فراتر نهد که پیروی از تمایلاتنفسانیاش را بـر هر چیزی ترجیح دهد،باید،به منظور هشداراو به چنین انحراف و جلوگیری از تکرار آن،از عامل تنبیه ومجازات استفاده کـرد.وقـتی گـناهی مخفی بماند به جز گنهکارکسی را ضرر نمیرساند و اگر آشکار شود و از آن جـلوگیرینکنند بـرای همۀ مردم زیان دارد(نهح الفصاحه،ص 39).
&;%08714MORG087G%
رشد آموزش قرآن و معارف اسلامی » زمستان 1391 - شماره 87 (صفحه 49) البته استفاده از این عامل وقتی است که سایر عوامل تربیتیاز تـأثیر و کـارآیی در مـورد فرد،نارسا و عاجز باشند.علی هذاتنبیه و مجازات،که یکی از عوامل بازدارنده اسـت.در شـرایطبه خـصوصی نیرومندترین و ضروریترین وسیلۀ ضمانت خیر وسعادت برای جامعۀ انسانی است.خداوند متعال میفرماید:«ایـاندیشمندان در امـر قـصاص و مجازات مختلّف،حیات و زندگانیشما پیشبینی و ضمانت شده است.»بقره،75.به قول سعدی:
ترحّم بـر پلنـگ تیز دندان
جفا کاری بود بر گوسفندان
یکی از اهداف تنبیه در اسلام،پند و انـدرز بـه دیـگران وعبرتآموزی ناظران تنبیه است.منظور این است که دیگرانبا مشاهدۀ تنبیه گناهکار،عبرت بـگیرند و از طـرف دیگر،خودمتخلّف،بیشتر تحت تأثیر تنبیه قرار گیرد.چون اثری که ازتنبیه عـاید گـناهگار مـیگردد-علاوه بر درد و رنج-این استکه رسوا و مفتضح میشود(اخلاق و تربیت اسلامی،ص 198).
مجازات و کرامت انسان بـرخی مـیگویند مجازات،خشونتی است که با کرامتانسان مغایر است!ولی در جواب آنها میگوییم هـر انـسانی ازکـرامت ذاتی برخوردار است و خود مسئول خود است.لذا نبایدبه حقوق دیگران تجاوز کند.حال اگر بـه وظـیفۀ خـود عمل نکردو حقوق دیگران را پایمال نمود،آیا مجازات او با کرامات انسانیتنافی دارد؟او خـود کـرامت خویش را حفظ نکرده و این مجازاتنیز نتیجۀ عملی است که دو اثر داشته است:یکی تجاوز بهحقوق دیـگران،و مـورد دیگر از بین بردن کرامت خویش. نکات مهم در امر تنبیه: 1.قبل از اعمال تـنبیه بـاید ریشه و علت تخلّف را کشفکرد تا با از مـیان بـردن آن از تـکرار تخلّف جلوگیری به عمل آید. 2.تنبیه بـاید بـه منزلۀ آخرین روش تربیتی،مورد استفادهقرار گیرد.
3.تا آنجا که ممکن است نباید بـه تـنبیه بدنی متوسّل شد.
4.تا آنـجا کـه ممکن اسـت سـعی شـود تنبیه در حضور جمعاعمال نشود.
5.نباید امـر تـنبیه را به دانشآموز دیگری محول کرد.
6.باید عمل فرد نکوهش شود نه شـخصیّت او.
7.تـنبیه نباید مضاعف باشد(یعنی هم نـگاه ملامتبار،همریشخند،هم...).
8.نـباید در تـنبیه زیادهروی کرد.
9.دیگران را نباید بـه رخ او کـشید.
10.اگر فرد از کارش پشیمان شد و از رفتارش بازگشتباید او را با مهر و نوزاش پذیرا شد.
11.یـکی از طـرق تنبیه برای نوجوانی که رشـد مـذهبیدارد،ایـن است که بـه او تـفهیم کنیم که خداوند از تـخلّف اوراضـی نیست.
بدون تردید هر نهضتی جهت حفظ مسیر حرکت خود بهسوی اهداف از پیش تـعیین شـده نیازمند طراحی تدوین فرایندآسیبشناسی و اصلاحطلبی مـستمر بـا شیوههای روشـمندو درونـی بـرای کاهش آستانه آسیبپذیری اسـت.در همینچهارچوب دو اصل گرانقدر و مترقی امر به معروف و نهی ازمنکر مهمترین راهبرد آسیبشناسی و فرایند اصلاحطلبی درجـهت صـیانت از نظام اسلامی است.
در اصل هشتم قـانون اسـاسی نـظام جـمهوری اسـلامی ایرانآمده است:«در جـمهوری اسـلامی ایران دعوت به خیر،امر بهمعروف و نهی از منکر وظیفهای است همگانی و متقابل بر عهدۀمردم نسبت بـه یـکدیگر،دولت نـسبت به مردم و مردم نسبتبه دولت».
پروردگارا دلی آگـاه،دیـدهای بـینا،زبـانی گـویا و ذهـنی پویا بهما عطا کن تا راه تو پوییم و جز تو نجوییم.
منابع {E1.ارفع-سید کاظم،نهج البلاغه،(سید رضی)،انتشارات فیض کاشانی،تیرماه 1378 2.الهامینیا-علی اصغر و یوسفیان-نـعمت اللّه،فرازهایی از معارف اسلامی،ناشر:آموزشهای عقیدتی سیاسی نمایندگی ولی فقیه در نیروی مقاومتبسیج،زمستان 1382
3.الهی قمشهای-مهدی(مترجم)،قرآن کریم،نشر:روح،قم 1374
4.حجازی-سید محمد حسین،چهل سخن شرح کوتاهی از زنـدگی پیـغمبراکرم(ص)و ائمه معصومین(ع)،نشر:شرکت سامی انتشار،تهران 1360
5.دفتر تحقیقات و برنامهریزی درسی،اخلاقی و تربیت اسلامی،ناشر:شرکت چاپ و نشر ایران،تهران 1368
6.راشدی-سعید و لطیف،نهج الفصاحه،انتشارات:ام ابیها،قم 1385
7.ربـانی-حـامد،مناجات و مقالات خواجه عبد اللّه انصاری،انتشارات:گنجینه:تهران ناصر خسرو
8.رضوانی-علی اصغر،اسلامشناسی و پاسخ به شبهات،انتشارات مسجدمقدّس جمکران،بهار 1385
9.سادات-مـحمد عـلی،اخلاق اسلامی،ناشر:شرکت چـاپ و نـشر ایران،تهران1370
10.محقق نجفی-صدیقه،امر به معروف و نهی از منکر در علم کلام وآثار و نتایج آن از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه،به راهنمایی احمد عابدی،158-کتابنامه،پایـاننامه کـارشناسی ارشد دانشگاه قم، ri.ca.acodnari.esabatad//Ptth
foorameberma/scoisacco/ri.biri.www//:Ptth E}







