فرهنگ مصادیق:جاسوسی علیه مسلمین

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۰۶ توسط User1 (نظرات | مشارکت‌ها)

پرش به: ناوبری، جستجو
جاسوسی علیه مسلمین

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ ابزارهای جاسوسی و راهکارهای مقابله با آن
2 بررسی جرم جاسوسی درقانون مجازات اسلامی و فقه عامه
3 جاسوسی دربغل گوش ما-راسخون
4 جاسوسی
5 جاسوسي و خيانت به كشور
6 حکم جرم جاسوسی

موضوعات مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه‌های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

جاسوسی-ویکی فقه

جاسوس ، مأمور کسب اخبار و اطلاعات سرّی در زمینه های مختلف و ابلاغ آن به خلیفه و سلطان یا هرکسی که به وی مأموریت داده است.

معنای لغوی جاسوسی

در لغت به معنای خبر چینی براى دشمن می باشد.

معنای اصطلاحی جاسوسى

عبارت است از گردآورى و گزارش مخفیانه اخبار و اطلاعات سرّى کسى یا مؤسسه اى و یا کشورى به طرف مقابل یا افراد و یا کشور ذى نفع.

واژه های معادل جاسوس

واژه های عین (جمعِ آن: عیون).، صاحب الخبر، مُنهی و گاه مُشرف نیز در منابع معادل جاسوس به کار رفته اند.

وظیفه اصلی جاسوس

وظیفه اصلی جاسوس تحقیق در باره احوال دشمن و گزارش آن به افراد خودی بود، اما در طول تاریخ وظایف متنوع دیگری به وی محول گردید.
واژه جاسوس عمدتاً معنایی منفی را به ذهن متبادر می کند، [۱].به طوری که جاسوس را «صاحب سرّالشر»، در برابر ناموس به معنای «صاحب سرّالخیر» دانسته اند.[۲].

اهمیت جاسوسی در حکومت ها

در نصیحت نامه ها و کتاب های آداب الملوک، توصیه های فراوانی در باره ویژگیهای جاسوس و نحوه به کار گرفتن او شده است.چون نظام جاسوسیِ مؤثر، به قدرت فرمانروا و پادشاه کمک می کند، گماشتن جاسوس در همه حکومت ها مورد توجه بوده است و تمام پادشاهان، بدون استثنا، برای کسب اطلاع در مورد اتباع، وزیران، صاحب منصبان، ملتزمان و خانواده های خود و نیز دشمنان خارجی از جاسوسان استفاده می کردند.

در دوره هخامنشیان

هخامنشیان به امر خبرگیری اهمیت فراوان می دادند.بنا به گزارش های مورخان یونانی، آنان نهادی به نام «چشم و گوش شاه» داشتند که علاوه بر بازرسی ممالک تابعه و نظارت بر آنها، جاسوس نیز بودند.[۳].همچنین در جنگها، جاسوسانی را مأمور شناسایی سرزمین و بررسی امکانات دشمن می کردند.[۴].

در دوره ساسانیان

این نهاد در دوره ساسانیان گسترش یافت و پادشاهان ساسانی با گماشتن «منهیان و جواسیس» در داخل، بیم و هراس همگان را بر انگیخته بودند.[۵].جاسوسان اردشیر بابکان (حک: ۲۲۶ـ۲۴۱ میلادی).، او را از هر آنچه در قلمروش می گذشت، آگاه می کردند.[۶].[۷]. [۸].برخی از پادشاهان ساسانی، خود به صورت ناشناس وارد قلمرو دشمن می شدند و به جاسوسی می پرداختند.[۹].[۱۰].

پیش از اسلام

پیش از اسلام ، قبایل عرب، به ویژه قریش ، برای محافظت از کاروانهای تجاری خویش به جاسوسی اهمیت فراوان می دادند.

اهمیت جاسوسی در اسلام

با ظهور اسلام و استقرار مسلمانان در مدینه ، مشرکان و مخالفان اسلام به دشمنی با مسلمانان پرداختند.در برابر، برای مقابله با این دشمنیها، به جاسوسی بیش تر توجه شد.پیامبر اکرم ، برای کسب اطلاع از فعالیتهای سیاسی، نظامی و اقتصادی دشمنان، همواره جاسوسانی اعزام می کرد.خلیفه دوم نیز توجه ویژه ای به امر جاسوسی داشت.[۱۱] - [۱۲]گسترش فتوحات اسلامی، به ویژه در مصر و شام ، به دلیل همسایگی با روم ، موجب افزایش فعالیتهای جاسوسی در میان مسلمانان و رومیان گردید.[۱۳] - [۱۴] - [۱۵] - [۱۶] - [۱۷] - [۱۸] - [۱۹] - [۲۰] - [۲۱] -
امام علی علیه السلام نیز سفارشهایی در باره نحوه به کارگیری و ویژگیهای جاسوس (عین).، به ویژه برای نظارت بر رفتار کارگزاران حکومت، دارد.


رونق جاسوسی در دوره امویان

در دوره امویان (۴۰ـ۱۳۲).و پس از آن، جاسوسی به دو صورت رسمی و غیررسمی رونق فراوان یافت.

جاسوسان رسمی

جاسوسان رسمی زیر نظر دیوان برید و با نام صاحب الخبر فعالیت می کردند [۲۲].و گاه صاحب دیوان انشاء متولی جاسوسان بود.[۲۳] - خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref></ref>.منصب «صاحب الخبر» ی گاه به صورت موروثی در یک خانواده دست به دست می گشت.[۲۴] [۲۵] - .

جاسوسان غیررسمی

در کنار این نهاد، نوعی جاسوسی غیررسمی نیز شکل گرفت.بدین ترتیب که هر خلیفه، سلطان، امیر یا وزیر، چون گزارشهای رسمی را کافی نمی دانست، اشخاصی را به صورت ناشناس، در مناصب و مشاغل مختلف به جاسوسی در مسائل داخلی یا خارجی منصوب می کرد.به دلیل پنهانی بودن فعالیت این نوع جاسوسان، از تشکیلات اداری و نحوه فعالیت آنان اطلاع چندانی در دست نیست.

در دوران اموی

خلفا و امیران اموی، هر یک، جاسوسانی در میان دشمن و نیز در داخل قلمرو خود داشتند.[۲۶]نامه ای که عبدالحمید بن یحیی کاتب در ۱۲۹ برای ولیعهد و فرزند مروان بن محمد (حک: ۱۲۷ـ۱۳۲).نگاشته و در آن سفارشهای فراوانی در باره چگونگی به کارگیری جاسوسان و ویژگیهای آن ها کرده، نشان دهنده اهمیت امر جاسوسی در این دوره است.(۳۱).با این حال، برخی (۳۲).(۳۳).عدم توجه جدّی به امر اطلاع رسانی و ارسال جاسوسان را یکی از علل سقوط امویان شمرده اند.

در دوران عباسیان

در دوره عباسیان (۱۳۲ـ۶۵۶).، به سبب شکل گیری فِرَق سیاسی و کلامی مختلف و نیز تشکیل حکومت های نیمه مستقل، به جاسوسی توجه ویژه ای شد.منصور (حک: ۱۳۶ـ ۱۵۸).جاسوسان خود را به صورت ناشناس به هرجا می فرستاد (۳۴).و جاسوسان هارون (حک: ۱۷۰ـ۱۹۳).همه اخبار آشکار و پنهان امرا را به اطلاع وی می رساندند.(۳۵).مأمون (حک: ۱۹۸ـ ۲۱۸).نیز جاسوسان فراوانی در داخل و خارج گماشته بود.نُوَیری فقط پیرزنانی را که برای مأمون جاسوسی می کردند، ۷۰۰، ۱ تن ذکر کرده است.(۳۶).(۳۷).سایر خلفای عباسی نیز این سیاست را ادامه دادند و به ویژه سرزمین روم پر از جاسوسان زن و مرد عباسی بود.(۳۸).(۳۹).جاسوس گماری امیران و حکام برخی شهرها، از جمله اسحاق بن ابراهیم مُصْعَبی ، امیر بغداد ، نیز در این دوره مشهور است.(۴۰).(۴۱).

در حکومت های معاصر با عباسیان

خاندانهای حکومتگر معاصر با عباسیان نیز به گماشتن جاسوسان توجه داشتند.به گفته گردیزی، (۴۲).عمرولیث صفاری (حک: ۲۶۵ـ۲۸۹).بر هر «سالار و سرهنگی» جاسوسی می گماشت.وی افرادی را از کودکی برای این کار تربیت می کرد و آنان را به امیران خود می بخشید تا اخبار آنان را به او گزارش کنند.(۴۳).

در عهد آل بویه

در عهد آل بویه ، مُنهیان، اخبار سرزمینهای دور همچون کاشغر را با سرعت به اطلاع وزرا و امرا می رساندند.(۴۴).(۴۵).جاسوسان عضدالدوله (حک: ۳۳۸ـ۳۷۲).هر نوع خبری را در باره درباریان به وی اطلاع می دادند.(۴۶).او از مکتب داران خواسته بود که از کودکان در باره فعالیتهای پدرانشان کسب اطلاع کنند و به دیوان برید خبر دهند.(۴۷).به نوشته مسکویه، (۴۸).(۴۹).ابوالفضل بن عمید، وزیر رکن الدوله ــ که برای تأمین نیازهای مالی سپاهیان و کارگزاران حکومتی بر اموالِ مصادره ای تکیه داشت ــ کسانی را مأمور اطلاع یابی از اموال ثروتمندان کرد.

در دوره غزنویان

در دوره غزنویان (۳۵۱ـ۵۵۵).، شبکه گسترده ای از جاسوسان پدید آمد.محمود غزنوی (حک: ۳۸۹ـ۴۲۱).برای خبرگیری اهمیت فراوان قائل بود.(۵۰).پس از درگذشت وی، به سبب اختلاف میان پدریان و پسریان، دربار مسعود (حک: ۴۲۱ـ۴۳۳).به کانون جاسوسی و توطئه بدل شد؛ محمد بن حسین بیهقی در جای جای کتاب خویش به این جاسوس گماریها اشاره کرده است.(۵۱).(۵۲).(۵۳).(۵۴).(۵۵).

در دوره سلجوقی

در دوره سلجوقی (۴۲۹ـ۵۱۱).، به رغم مخالفت الب ارسلان (حک: ۴۵۵ـ۴۶۵).، خواجه نظام الملک با گماشتن جاسوس و صاحب خبر (۵۶).(۵۷).تلاشهای فراوانی برای ایجاد تشکیلات سازمان یافته جاسوسی به عمل آورد و قسمتهایی از کتاب سیاستنامه خویش را به این امر اختصاص داد.(۵۸).(۵۹).در این دوره برخی شعرا و ادبا، از قبیل ملک الشعرا ادیب صابر، به جاسوسی فرستاده می شدند.(۶۰).وقوع جنگهای صلیبی (۴۹۲ـ۶۹۰).در این دوره، از عواملی بود که موجب افزایش جاسوسی، میان مسلمانان و رومیان، به ویژه در حوزه مصر و شام ــ منطقه اصلی برخورد دو طرف ــ شد.(۶۱).(۶۲).(۶۳).

در دوره خوازرمشاهی

سلاطین خوارزمشاهی نیز برای آگاهی از احوال دوستان و مکر دشمنانِ خود، همواره منهیان و جاسوسانی به سرزمینهای دور و نزدیک گسیل می کردند.(۶۴).

در دوره بغداد

در جریان فتح بغداد به دست مغولان در ۶۵۶، ظاهراً میان امرای مغول و برخی بزرگان شهر، جاسوسانی در رفت و آمد بودند.(۶۵).به علاوه، در دوره مغول ، فرستادن جاسوس بین مغولان و سلاطین مصر بسیار رواج یافت.(۶۶).(۶۷).(۶۸).

در جنگ ها و فتنه های داخلی

در بسیاری از جنگها و فتنه های داخلی نیز جاسوسان وظیفه مهمی ایفا می کردند.(۶۹).محمد بن هندوشاه شمس منشی (قرن هشتم).در اواخر این دوره تعیین منهیان و جاسوسان را از لوازم اصلی ملکداری دانسته است.(۷۰).(۷۱).به نظر وی (۷۲).وظیفه یک جاسوس، از ده امیر که هریک هزاره ای را متکفل باشند، پراهمیت تر است.

در هند

مقارن این دوره، در هند نیز به امر جاسوسی اهمیت فراوان داده می شد.علاءالدین خَلجی (حک: ۶۹۵ـ۷۱۵).در هر محله و خانه و کوچه، جاسوسانی گمارده بود.(۷۳).همچنین، به گزارش ابن بطوطه، (۷۴).سلطان محمد تُغْلُق (۷۲۵ـ۷۵۲).با هریک از امیران خویش، غلامی را برای جاسوسی همراه می کرد.به علاوه عده ای از کنیزانِ خانه های امرا و زنان کنّاس (جاروکش).برای وی جاسوسی می کردند.(۷۵).(۷۶).

در دوره مغولان هند

در دوره مغولان هند نیز، علاوه بر جاسوس، (۷۷).(۷۸).کسانی با عنوان وقایع نگار، سوانح نگار، خفیه نویس، و هرکاره، حوادث سرزمینهای مختلف را به سلطان گزارش و برخی از وظایف جاسوس را انجام می دادند.(۷۹).(۸۰).(۸۱).تیمور (حک: ۷۷۱ـ۸۰۷).بیش از سایر پادشاهان به جاسوسی و خبرگیری اهمیت می داد و جاسوسان را یکی از طبقات مهم جامعه به حساب می آورد.(۸۲).(۸۳).جاسوسان وی از میان همه اقشار جامعه انتخاب می شدند.(۸۴).او به جاسوسی مأموریت داده بود تا نقشه ای کامل از سرزمین روم شرقی (بیزانس).تهیه کند شامل همه شهرها، روستاها، مسافتها، حدود، پستی و بلندیها، صحراها، قلعه ها، به علاوه نام امیران و بزرگان و ثروتمندان و فقرا و بسیاری اطلاعات دیگر.(۸۵).

در دوره صفوی

در دوره صفوی، دشمنی با عثمانیان و برقراری ارتباط با برخی کشورهای اروپایی موجب شد که جاسوسان صفوی به فعالیت وسیع در این دو محدوده بپردازند.(۸۶).(۸۷).(۸۸).(۸۹).دلاواله (۹۰).از جاسوسی اَرمنی به نام یعقوب نام برده که مأموریتهای متعددی از جانب شاه عباس اول (۹۸۹ـ ۱۰۳۸).در ونیز ، قسطنطنیه ، لهستان و برخی از دربارهای اروپایی داشته است.شاه عباس با هر سفیری که به کشورهای دیگر می فرستاد، جاسوسی همراه می کرد.(۹۱).به علاوه، جاسوسان وی مرتباً خبرهای سراسر کشور را به او گزارش می کردند.خود او نیز گاه با لباس مبدل به جاسوسی می پرداخت و گاه زنان رجال و سرداران کشور را مهمان می کرد و در حال مستی، آنان را به افشای اسرار شوهران بر می انگیخت.(۹۲).

در دوره عثمانیان

عثمانیان (۶۹۹ـ۱۳۴۱).از ابتدای تأسیس دولت خود به جاسوسی و اطلاع رسانی توجه داشتند.جاسوسهای عثمانی بیش تر در امپراتوری روم شرقی، دستگاه پاپ، جمهوری ونیز، دربار صفوی و برخی کشورهای اروپایی فعال بودند.آنان از جاسوسان تربیت شده مسیحی و یهودی با عنوان «مارتولوس» و نیز اسرای دشمن و اروپاییان ناراضی برای این کار استفاده می کردند.دولتهای مذکور نیز متقابلاً، از طریق برخی دانشمندان و هنرمندان و پزشکان، به جاسوسی در دربار عثمانی می پرداختند.با این حال، ظاهراً فعالیتهای جاسوسی دولتهای مسلمان در ممالک اروپایی به نسبت فعالیت متقابل اروپاییان در سرزمینهای اسلامی بسیار کمتر بوده است.(۹۳).برخی مترجمان ترک نیز که در خدمت اروپاییان جهانگرد بودند، له یا علیه آنان جاسوسی می کردند و گاه با فروش اطلاعات خود به عثمانیان، به ثروت فراوانی دست می یافتند.(۹۴).

نادرشاه (۱۱۴۸ـ۱۱۶۰).نیز در شهرهای مختلف جاسوسانی داشت که اخبار را به وی می رساندند.(۹۵).(۹۶).(۹۷).

در دوره قاجار

در دوره قاجار (۱۱۶۲ـ۱۳۲۷).افرادی به نام راپورتچی یا خفیه نویس، به جاسوسی برای پادشاه می پرداختند.به علاوه در این دوره، سفارتخانه ها یکی از مکانهای مهم فعالیت جاسوسان بود.(۹۸).

شیوه جاسوسی در سرزمینهای اسلامی

جاسوسان در سرزمینهای اسلامی ممکن بود در لباس فرّاش، مطرب، کفشگر، (۹۹).[۲۷].جهانگرد، صوفی، درویش، داروفروش، [۲۸].کنیز، [۲۹].گدا، بیمار زمین گیر، [۳۰]پهلوان، دریانورد، کارگر، [۳۱]پزشک، مبلّغ مذهبی و به ویژه بازرگان به فعالیت بپردازند.

ویژگی های جاسوسان

قلقشندی [۳۲].ویژگیهایی چون قابل اعتماد بودن، تیزهوشی و بصیرت، سفر آزموده بودن، آشنایی با ممالک و کشورهای تحت مأموریت، قدرت تجزیه و تحلیل و استنباط قوی، صبر و قدرت تحمل شکنجه را برای جاسوس بر شمرده است.[۳۳] - [۳۴] - به علاوه جاسوس باید زبان قومی را که برای جاسوسی به میان آنان می رفت، به خوبی می دانست.[۳۵]به گزارش اولئاریوس، [۳۶].برخی جاسوسان در دوره صفوی با چند زبان خارجی آشنا بودند.جاسوسان نباید یکدیگر را می شناختند و در میان سپاهیان نیز هیچ کس نباید آنان را می شناخت.حاکم در صورت شکست جاسوس در انجام دادن مأموریت، یا اختلاف گزارش دو جاسوس در باره یک مسئله، نباید کینه آنان را به دل می گرفت.[۳۷][۳۸].

مقرری جاسوسان

مرسوم بود که به جاسوسان مقرری گزاف داده شود تا از خیانت یا فروختن اسرار به دشمن باز داشته شوند.(۱۱۴).(۱۱۵).(۱۱۶).(۱۱۷).حتی توصیه می شد به جاسوسانی که خبری ناخوشایند می آورند، عطایی بیش از دیگران بخشیده شود.(۱۱۸).از مقدار مقرری جاسوسان، جز موارد اندک، اطلاعی در دست نیست.[۳۹] - [۴۰] -

فعالیت های ضدجاسوسی

همچنین به پادشاهان و فرماندهان نظامی توصیه می شد که متوجه جاسوسان دشمن نیز باشند و فعالیتهای ضدجاسوسی را از نظر دور ندارند.[۴۱] - [۴۲] - [۴۳] -

روشهای جاسوسان برا ارسال خبر

جاسوسان روشهای متفاوتی برای فرستادن اخبار داشتند.هر چند که وسیله رایج، ارسال نامه به شکلهای مختلف بود، [۴۴].گاه جاسوس با ارسال تصویر صورت یک شخص یا نقشه های دقیق به همراه اطلاعات مهم از یک سرزمین، مأموریت خویش را انجام می داد.[۴۵].

مجازات جاسوسی

مجازات جاسوسانی که به اسارت در می آمدند، عمدتاً قتل به شیوه های مختلف و گاه زجرآور بود،[۴۶].[۴۷].[۴۸].اما گاهی نیز به جاسوس، پس از اسارت، صله و مقرری بیشتری می دادند تا ضمن استفاده از اطلاعاتش، وی را به جاسوسی و خبرگیری برای خویش بگمارند.[۴۹].

احکام جاسوسی

جاسوسى مسلمانى علیه مسلمانان، حرام و موجب ثبوت تعزیر است؛ هر چند امام علیه السّلام مى تواند او را عفو کند.[۵۰][۵۱][۵۲] - .
جایز نیست فرمانده لشکر، کسى را که علیه مسلمانان جاسوسى مى کند یا جاسوسى را پناه مى دهد، همراه خود به جنگ ببرد و اگر چنین فردى در جنگ شرکت کند، از غنایم سهمى نمى برد.[۵۳] - [۵۴].
جاسوسى کردن علیه کفار، به نفع مسلمانان جایز است و بنابر تصریح برخى، جاسوس از غنایم نیز سهم مى برد.[۵۵].
امان دادن به جاسوس دشمن باطل است.[۵۶].
پناه دادن کافر ذمی جاسوس مشرکان را، در صورتى که خوددارى از آن در عقد ذمه شرط شده باشد، موجب بطلان عقد مى شود و در صورت عدم اشتراط، قرارداد باطل نمى شود، لیکن ذمّى تعزیر مى گردد.[۵۷] - [۵۸].
برخى، پناه دادن جاسوس را مطلقا موجب بطلان عقد دانسته اند؛ هرچند ترک آن در عقد شرط نشده باشد.[۵۹]
- [۶۰]


پا نویس

  1. محمد بن احمد ابشیهی، المستطرف فی کلّ فنّ مستظرف، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶، چاپ افست قم ۱۳۶۸ ش.
  2. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ.
  3. ابن بطوطه، مهذب رحله ابن بطوطه، المسماه تحفه النظار، فی غرائب الامصار، و عجائب الاسفار، ج ۲، چاپ احمد عوامری و محمد احمد جادمولی، قاهره ۱۹۳۴.
  4. ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ۱۳۷۰ ش.
  5. نامه تنسر به گشنسپ، چاپ مجتبی مینوی، ج۱، ص۷۱، تهران: خوارزمی، ۱۳۵۴ ش.
  6. عمرو بن بحر جاحظ، کتاب التاج فی اخلاق الملوک، ج۱، ص۱۶۷ـ ۱۶۸، چاپ احمد زکی باشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
  7. ابراهیم بن محمد بیهقی، المحاسن و المساوی، ج۱، ص۲۳۴، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره (۱۳۸۰/۱۹۶۱)..
  8. علی بن محمد ماوردی، کتاب نصیحه الملوک، ج۱، ص۳۸۸، چاپ محمدجاسم حدیثی، بغداد (۱۴۰۶/ ۱۹۸۶)..
  9. مسعودی، مروج (بیروت).، ج۱، ص۲۹۸ـ۳۰۰.
  10. مسعودی، مروج (بیروت).، ج۱، ص۳۰۳.
  11. عمرو بن بحر جاحظ، کتاب التاج فی اخلاق الملوک، ج۱، ص۱۶۸ـ۱۶۹، چاپ احمد زکی باشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴
  12. علی بن محمد ماوردی، کتاب نصیحه الملوک، ج۱، ص۳۸۷، چاپ محمدجاسم حدیثی، بغداد (۱۴۰۶/ ۱۹۸۶)
  13. محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۱، ص۱۵۰، بیروت: دارالجیل
  14. محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۱، ص۲۵۹، بیروت: دارالجیل
  15. محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۱، ص۲۸۲، بیروت: دارالجیل
  16. محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۱۷، بیروت: دارالجیل.
  17. محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۵۶، بیروت: دارالجیل
  18. محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۷۲، بیروت: دارالجیل.
  19. محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۱۴۴، بیروت: دارالجیل
  20. محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۲۷۹، بیروت: دارالجیل
  21. محمد بن محمد عمادالدین کاتب، البرق الشامی، ج۳، ص۱۴۹، ج ۳، چاپ مصطفی حیاری، عمان ۱۹۸۷
  22. تیمور گورکان، تزوکات تیموری، تحریر ابوطالب حسینی تربتی به فارسی، آکسفورد ۱۷۷۳، چاپ افست تهران ۱۳۴۲ ش.
  23. عبدالملک بن محمد ثعالبی، آداب الملوک، چاپ جلیل عطیه، بیروت ۱۹۹۰.
  24. عبدالحی حسنی، الهند فی العهد الاسلامی، چاپ عبدالعلی حسنی و ابوالحسن علی حسنی ندوی، حیدرآباد دکن ۱۳۹۲/ ۱۹۷۲.
  25. ابونصراحمد حسینی، «نظام دیوان الاستخبار فی الهند فی عهدالمسلمین»، المقتطف، ج ۹۷، ش ۴ (شوال ۱۳۵۹/ نوامبر ۱۹۴۰)..
  26. پیترو دلاواله، سفرنامه پیترو دلاواله: قسمت مربوط به ایران، ترجمه شعاع الدین شفا، تهران ۱۳۴۸ ش.
  27. محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۶۹۵.
  28. حسن بن علی نظام الملک، سیاستنامه، ج۱، ص۸۷، چاپ محمد قزوینی و مرتضی مدرس چهاردهی، تهران ۱۳۴۴ ش.
  29. ابن بطوطه، مهذب رحله ابن بطوطه، ج۲، ص۱۰۶، المسماه تحفه النظار، فی غرائب الامصار، و عجائب الاسفار، ج ۲، چاپ احمد عوامری و محمد احمد جادمولی، قاهره ۱۹۳۴.
  30. ج ۳، ۲۷۶ـ۲۸۳، محسن بن علی تنوخی، نشوار المحاضره و اخبار المذاکره، چاپ عبود شالجی، بیروت ۱۳۹۱ـ۱۳۹۳/۱۹۷۱ـ۱۹۷۳.
  31. ابن عربشاه، کتاب عجائب المقدور فی اخبار تیمور، ج۱، ص۲۲۰، قاهره ۱۲۸۵
  32. قلقشندی، ج۱، ص۱۲۳ـ۱۲۶.
  33. عارف عبدالغنی، نظم الاستخبارات عندالعرب و المسلمین، ج۱، ص۴۰۷ـ ۴۰۸، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
  34. محمدباقر بن محمد مؤمن سبزواری، روضه الانوار عباسی: در اخلاق و شیوه کشورداری، ج۱، ص۸۱۲، چاپ اسماعیل چنگیزی اردهایی، تهران ۱۳۷۷ ش. -
  35. قلقشندی، ج۱، ص۱۲۴
  36. آدام اولئاریوس، سفرنامه آدام الئاریوس: بخش ایران، ج۱، ص۲۰۰، ترجمه احمد بهپور، تهران ۱۳۶۳ ش.
  37. عبدالحمید بن یحیی کاتب، رساله عبدالحمید الکاتب فی نصیحه ولی العهد، ج۱، ص۱۹۲ـ۱۹۳، در رسائل البلغاء، اختیار و تصنیف محمد کردعلی، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه و النشر، ۱۳۷۴/۱۹۵۴.
  38. قلقشندی، ج۱، ص۱۲۵.
  39. حاجی بن نظام عقیلی، آثارالوزراء، ج۱، ص۱۱۹، چاپ جلال الدین محدث ارموی، تهران ۱۳۶۴ ش
  40. محسن بن علی تنوخی، نشوار المحاضره و اخبار المذاکره، ج۳، ص۲۸۳، چاپ عبود شالجی، بیروت ۱۳۹۱ـ۱۳۹۳/۱۹۷۱ـ۱۹۷۳
  41. قلقشندی، ج۱، ص۱۲۶
  42. محمد بن هندوشاه شمس منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۳۴۸ـ۳۴۹، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶
  43. عبدالحمید بن یحیی کاتب، رساله عبدالحمید الکاتب فی نصیحه ولی العهد، ج۱، ص۱۹۳، در رسائل البلغاء، اختیار و تصنیف محمد کردعلی، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه و النشر، ۱۳۷۴/۱۹۵۴.
  44. محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۶۹۵ـ۶۹۶.
  45. دولتشاه سمرقندی، کتاب تذکره الشعراء، ج۱، ص۹۳، چاپ ادوارد براون، لیدن ۱۳۱۸/۱۹۰۱.
  46. محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۱۷، بیروت: دارالجیل
  47. ابن عبری، تاریخ مختصرالدول، ج۱، ص۲۹۱، چاپ انطوان صالحانی یسوعی، بیروت ۱۹۵۸
  48. دولتشاه سمرقندی، کتاب تذکره الشعراء، ج۱، ص۹۳، چاپ ادوارد براون، لیدن
  49. طبری، تاریخ (بیروت)
  50. قواعد الاحکام،ج۱،ص۵۰۵.
  51. جواهر الفقه، ص۵۱.
  52. المبسوط،ج۲،ص۱۵.
  53. تحریرالاحکام،ج۲،ص۱۳۹.
  54. جامع المقاصد، ج۳، ص۳۸۹.
  55. جواهر الکلام،ج۲۱،ص۲۰۱.
  56. جواهر الکلام،ج۲۱،ص۱۰۰.
  57. قواعد الاحکام،ج۱،ص۴۸۱و۴۸۲.
  58. جواهر الکلام،ج۲۱،ص۲۶۸.
  59. . الروضه البهیه،ج۲،ص۳۸۸و۳۸۹.
  60. . الروضه البهیه،ج۲،ص۳۸۸و۳۸۹.
منبع: لینک منبع