فرهنگ مصادیق:چشم چرانی

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۱۸ توسط User11 (نظرات | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «<div class="head1">چشم چرانی</div> <div class="leftbox"> <p class="relatearticle">کتب مرتبط</p> {| class="wikitable" |- !...» ایجاد کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
چشم چرانی

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ چشم چرانی و هرزه چشمی
۱ چشم چرانی و خيانت چشم
۱ چشم چرانی، آثار و راهكارهای درمان
۱ درمان چشم چرانی

موضوعات مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه‌های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

معنای چشم چرانی:

چشم چرانی، یکی از گناهان بزرگ است که قلب را بیمار و انسان را به عادتی ناپسند گرفتار می کند. عادتی که رهایی از آن بسیار سخت بوده و بهبود و سلامت قلب در آن تقریبا محال خواهد بود. چشم چرانی در قرآن کریم، در مقابل چشم پوشی (غض بصر) به کار رفته است[۱]. این آیه(نور،آیه30) به جاى اینکه از چشم چرانى نهی کند، امر به پوشیدن چشم کرده و فرقى ندارد، آن امر این نهى را هم افاده مى کند[۲]. چشم چرانی به معنای نگاه خیره و با قصد لذت به جنس مخالف است[۳]. در معنای عام آن نیز میتوان آن را نوعی خیانت دانست که در مقابل امانت قرار می گیرد. این گناه در زیرمجموعه های زیر نیز قرار می گیرد: بی حیایی، بی عفتی، بی غیرتی آنچه از روایات فهمیده میشود این است که چشم چرانی دارای این ویژگیهاست: نگاه بعد از نگاه، قصد لذت، خیره شدن، ناسازگاری با فطرت، حسرت و پشیمانی

چشم چرانی گناهی مردانه یا زنانه؟

با نگاه اولیه و عرفی به چشم چرانی میتوان آن را گناهی مردانه تلقی کرد اما باتوجه به آیات قرآن درمی یابیم که این گناه در بین زنان نیز بروز می کند.قرآن کریم هم خطاب به مردان دستور چشم پوشی می دهد و هم نسبت به زنان. به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه کردن به زنان نامحرم و آنچه نظر افکندن بر آن حرام است) فرو گیرند، و دامان خود را حفظ کنند (قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ)[۴]. و به زنان با ایمان بگو چشمهاى خود را فرو گیرند (و از نگاه کردن به مردان نامحرم خوددارى کنند) و دامان خود را حفظ نمایند (وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ)[۵]. و به این ترتیب" چشم چرانى" همانگونه که بر مردان حرام است بر زنان نیز حرام مى باشد، و پوشانیدن عورت از نگاه دیگران، چه از مرد و چه از زن براى زنان نیز همانند مردان واجب است[۶]. مفاد این آیات نشان می دهد که هر مسلمان، چه مرد و چه زن، باید از چشم چرانى و نظربازى اجتناب کند[۷].

اهمیت نگهداری چشم:

الف: اگر کسی به خاطر خداوند نگاه شهوت آلود را ترک کند، خداوند نیز طعم ایمان را به او می چشاند.و جالب این است که این پاداش الهی بسیار نقد است چرا که شخص نگهدارنده چشم، بلافاصله حلاوت و شیرینی این خویشتنداری را در قلب خود احساس می کند. رُوِیَ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عُقْبَهَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع النَّظْرَهُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ مَسْمُومٌ مَنْ تَرَکَهَا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا لِغَیْرِهِ أَعْقَبَهُ اللَّهُ إِیمَاناً یَجِدُ طَعْمَهُ[۸]. عقبه بن خالد- یا على بن عقبه- گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: چشم چرانى یکى از تیرهاى شیطان است و آن مسموم است، و هر کس براى خداوند عزّ و جلّ آن را ترک کند نه براى غیر خدا، خداوند ایمانى که مزه آن را شخص درک کند جایگزین آن ترک نظر خواهد فرمود[۹]. قَالَ النَّبِیُّ ص النَّظَرُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ فَمَنْ تَرَکَهَا خَوْفاً مِنَ اللَّهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ إِیمَاناً یَجِدُ حَلَاوَتَهُ فِی قَلْبِهِ[۱۰]. چشم چرانی تیری مسموم از تیرهای شیطان است، هر کس از روی ترس از خدا آن را ترک کند، خدا ایمانی را به او عطا می کند که شیرینی اش را در قلبش احساس می کند. ب:پوشاندن چشم از محرمات الهی باعث دیدن عجائب می گردد. قال النبى (ص): غضوا أبصارکم ترون العجائب[۱۱]. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: چشم از محرمات بپوشانید تا امور عجیب مشاهده کنید[۱۲]. ج:چشم پوشی از گناهان باعث راحتی و آسایش قلب است.کسیکه چشم از حرام می پوشاند، دلش دنبال دیگری نیست و همین باعث راحتی روح و روان او خواهد بود و به او آرامش و سکون خواهد داد. امام علی (علیه السلام):من غضّ طرفه أراح قلبه[۱۳]. هر که پائین اندازد چشم خود را آسایش دهد دل خود را[۱۴]. د:پوشاندن چشم از نامحرم، باعث رسیدن به پاداش الهی در بهشت (حورالعین) می شود. قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام: مَنْ نَظَرَ إِلَى امْرَأَهٍ فَرَفَعَ بَصَرَهُ إِلَى السَّمَاءِ أَوْ غَمَّضَ بَصَرَهُ لَمْ یَرْتَدَّ إِلَیْهِ بَصَرُهُ حَتَّى یُزَوِّجَهُ اللَّهُ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ [۱۵]. و امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس دیده اش بر زنى افتد و چشم بسوى آسمان بالا برد و یا آن را رویهم گذارد، دیده بر هم ننهد مگر آنکه خداوند یکتن از حوران بهشتى را به همسرى وى در آورد[۱۶]. برای اهمیت دوری از چشم چرانی به داستانی از داستان راستان اشاره می کنیم: سمره بن جندب یک اصله درخت خرما در باغ یکى از انصار داشت. خانه مسکونى مرد انصارى که زن و بچه اش در آنجا به سر مى بردند همان دم در باغ بود. سمره گاهى مى آمد و از نخله خود خبر مى گرفت یا از آن خرما مى چید. و البته طبق قانون اسلام «حق» داشت که در آن خانه رفت و آمد نماید و به درخت خود رسیدگى کند. سمره هر وقت که مى خواست برود از درخت خود خبر بگیرد، بى اعتنا و سرزده داخل خانه مى شد و ضمنا چشم چرانى مى کرد. صاحبخانه از او خواهش کرد که هر وقت مى خواهد داخل شود، سرزده وارد نشود. او قبول نکرد. ناچار صاحبخانه به رسول اکرم شکایت کرد و گفت: «این مرد سرزده داخل خانه من مى شود. شما به او بگویید بدون اطلاع و سرزده وارد نشود، تا خانواده من قبلا مطلع باشند و خود را از چشم چرانى او حفظ کنند.». رسول اکرم سمره را خواست و به او فرمود: «فلانى از تو شکایت دارد، مى گوید تو بدون اطلاع وارد خانه او مى شوى، و قهرا خانواده او را در حالى مى بینى که او دوست ندارد. بعد از این اجازه بگیر و بدون اطلاع و اجازه داخل نشو.» سمره تمکین نکرد. فرمود: «پس درخت را بفروش.» سمره حاضر نشد. رسول اکرم قیمت را بالا برد، باز هم حاضر نشد. بالاتر برد، باز هم حاضر نشد. فرمود: «اگر این کار را بکنى، در بهشت براى تو درختى خواهد بود.» باز هم تسلیم نشد. پاها را به یک کفش کرده بود که نه از درخت خودم صرف نظر مى کنم و نه حاضرم هنگام ورود به باغ از صاحب باغ اجازه بگیرم. در این وقت رسول اکرم فرمود: «تو مردى زیان رسان و سختگیرى، و در دین اسلام زیان رساندن و تنگ گرفتن وجود ندارد.» بعد رو کرد به مرد انصارى و فرمود: «برو درخت خرما را از زمین درآور و بینداز جلو سمره.». رفتند و این کار را کردند. آنگاه رسول اکرم به سمره فرمود: «حالا برو درختت را هر جا که دلت مى خواهد بکار»[۱۷]. با توجه به این داستان میتوان نتیجه گرفت که پیامبر رحمت(صلی الله علیه و آله و سلم) برای اینکه هر دو طرف از این گناه خانمانسوز به دور باشند حاضر شد آن درخت را به قیمت بالایی خریداری کنند که سمره آن را نفروخت.سپس پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دستور قطع آن درخت را دادند.

علل چشم چرانی:

الف: عوامل درونی 1. شهوترانی: یکی از مهمترین علل چشم چرانی، ارضای غریزه جنسی و شهوت است.کسانیکه دنبال چشم چرانی هستند، بیمارانی هستند که به دنبال ارضای نیاز جنسی خود در کوچه و خیابان هستند. در آیه 31 سوره نور خداوند، خطاب به زنان باایمان میفرماید: و به زنان باایمان بگو که چشمان خود را (از نگاه به عورت غیر و بدن مرد اجنبى) فرو بندند و عورت هاى خود را (تمام بدن را غیر از صورت و دست ها، از اینکه در معرض دید اجنبى قرار گیرد) حفظ کنند، و زیور و زینت خود و جاهاى آن را (مانند، گردن، سینه، موهاى سر، بازوان و ساق هاى پا) آشکار نسازند، جز آنچه (بر حسب ضرورت عرفى) پیداست (مانند لباس هاى رو و صورت و دست ها)، و باید روسرى هاى خود را بر روى گریبان ها بزنند (تا گردن و سینه پوشانده شود)، و زیور (و جاهاى زیور) را بر کسى آشکار نسازند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زن هاى همجنس خودشان یا برده هاى ملکى شان یا مردان عقب مانده تابع خانواده که نیاز شهوانى ندارند یا کودکانى که نیروى آمیزش با زن ها را ندارند، و (زنانى که خلخال در پا دارند) پاهاى خود را (محکم) به زمین نزنند تا زینت هایى که پنهان مى دارند معلوم گردد. و همگى شما- اى مؤمنان- به سوى خدا (در تمام ابعاد انسانى) بازگردید، باشد که رستگار شوید[۱۸]. در این آیه زنان مومنه از آشکارساختن زینت خود نهی شده اند و فقط مجاز هستند در برابر دوازده گروه، آزادانه عمل کنند.آنچه در این قسمت مورد توجه است، این است که دو گروه از افراد یادشده، مردان سفیه و کودکان هستند که بدون شهوت هستند. با دقت در افرادی که استثناء شده اند،می توان دریافت که عدم پوشش زنان باعث تحریک شهوت در مردان و در نتیجه چشم چرانی می شود.یعنی مردان برای اینکه قوه ی شهوت خویش را ارضاء کنند به چشم چرانی روی می آورند. 2. محرومیت های جنسی: علت عمده این گشت و گذار چشمی، محرومیت های جنسی است. مردانی که در رابطه زناشویی خود به ارضائ کامل نرسند، به مانند گرسنگانی هستند که با حرص و ولع دنبال طعمه ی خویش می گردند.و هیچگاه سیر نمی شوند.و کمبود جنسی خود را در جای دیگر می طلبند. 3. ضعف ایمان: از دیدگاه یک فرد مؤمن واقعى، تمام عالم محضر خدا است، و همه کارها در حضور او انجام مى گیرد، همین شرم و حضور براى دورى از گناهان کافى است[۱۹]. حال کسی که چشم چرانی می کند در واقع احساس حضور خدا در او کم رنگ است.در واقع ما هرچقدر خدا را بیشتر احساس کنیم کمتر گناه خواهیم کرد.امام خمینی در این باره میفرماید:عالم محضر خداست در محضر خدا گناه نکنید. ب: عوامل بیرونی 1. پوشش های نامناسب: شاید مهمترین عامل در چشم چرانی پوشش های نامناسبی است که در دو حوزه خانواده و جامعه دیده می شود. 1-خانواده: یکی از مسائلی که باید در این زمینه مورد توجه قرار گیرد، توجه به حریم هاست، حریمهایی که امروزه در بعضی خانواده ها بدان توجهی نمیشود، وعده ای با این ادعا که فرزندان یا پدر،مادر، برادر یا حتی دیگر محارم، چون محرم هستند میتوان با هر پوششی در برابر آنها قرار گرفت. در اسلام حریم جنسی ، فقط درباره همسران برداشته شده و در بقیه روابط باید به رعایت آن توجه جدی داشت. به عنوان مثال نظر شما را به مسأله استیذان (اجازه گرفتن) که در قرآن آمده جلب می کنیم، در قرآن، در دو آیه می خوانیم: «ای کسانی که ایمان آورده اید باید بردگان شما و همچنین کودکانتان که به حد بلوغ نرسیده اند، در سه وقت از شما اجازه (ورود به خانه) بگیرند: 1- قبل از نماز فجر (آغاز وقت نماز صبح) 2-در نیمروز هنگامی که لباس های (معمولی) خود را بیرون آورده اید. 3-و بعد از نماز عشاء. این سه وقت خصوصی برای شما است، اما بعد از این سه وقت گناهی بر شما و بر آنان نیست (که بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یکدیگر بگردید (و با صفا و صمیمیت به یکدیگر خدمت نمایید) این گونه خداوند آیات را برای شما بیان می کند، و خداوند دانا و حکیم است»[۲۰]. توضیح این که در دو آیه مذکور، دو حکم اسلام در مورد آداب ورود به جایگاه و خانه خصوصی پدر و مادر بیان شده است: کودکان نابالغ باید هنگامی که به اطاق پدر و مادر وارد می شوند، در سه وقت اجازه ورود بگیرند: 1-قبل از نماز صبح. 2-حدود ظهر 3-بعد از نماز عشاء، زیرا معمولا مردم (از جمله پدر و مادر) در این سه وقت مقید به پوشانیدن خود، همانند سایر وقت ها نیستند، و آنها در این سه وقت یک حالت خصوصی دارند. بنابراین اولیای اطفال باید کودکان نابالغ خود را به انجام این برنامه وادار کنند، و این سنت را روش همیشگی و معمولی خود قرار دهند. اطلاق آیه شامل دختر و پسر می شود: همچنین ظاهر آیه بیانگر آن است که بردگان مرد و زن نیز باید این برنامه را اجرا کنند. ولی نوجوانان و جوانان بالغ در هر ساعت از ساعت های روز که به خانه پدر و مادر وارد می شوند، لازم است قبل از ورود، به آنها اطلاع داده و اجازه ورود بگیرند، البته این حکم مخصوص مکانی است که پدر و مادر در آنجا استراحت می کنند، وگرنه برای وارد شدن در اطاق عمومی (اگر اطاق عمومی داشته باشند) به ویژه به هنگامی که دیگران هم در آن جا حاضرند، و هیچ گونه مانعی وجود ندارد، اجازه گرفتن لزومی ندارد. این دستور قرآنی حاکی از این است که برای حفظ چشم و دامن، باید از اموری که زمینه ساز و عوامل بازدارنده است استفاده کرد. روایت شده: که مردى خدمت پیامبر عرض کرد:(برای ورود به خانه مادرم) از مادرم هم اجازه بگیرم؟ فرمود: آرى. گفت: او بجز من خادمى ندارد. آیا باید از او اجازه بگیرم؟ فرمود: آیا میل دارى او را عریان ببینى؟ مرد جواب داد: نه. فرمود: پس اجازه بگیر[۲۱]. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا[۲۲]. اى مردم مؤمن داخل خانه هاى دیگران نشوید، مگر اینکه اجازه بگیرید. برخى گویند: یعنى آشنایى بدهید و خود را معرفى کنید. ابو ایوب انصارى گوید: پرسیدم یا رسول اللَّه، مقصود از استیناس چیست؟ فرمود: اینکه انسان تسبیح و حمد و تکبیر بگوید و تنحنح کند که اهل خانه متوجه او شوند. سهل بن سعد گوید: مردى در یکى از حجره هاى رسول خدا نگاه کرد. حضرت در حالى که ابزارى در دست داشت و سر را اصلاح میکرد، فرمود: اگر میدانستم نگاه میکنى، این را به چشمت مى زدم. بسیاری از اختلالات جنسی که امروزه در بین نوجوانان دیده میشود، ناشی از عدم توجه والدین به حفظ حریمها و عدم رعایت پوشش درست از سوی آنها در خانواده است. یکی از مهمترین این اختلالات، بلوغ زودرس است. بلوغی که اختلالات زیادی را تا آخر عمر با دارنده آن به همراه خواهد داشت. در پیشگیری اینگونه اختلالات ، پوشش پدر و مادر در جلوی فرزندان بسیار موثر است. 2-جامعه: بیشترین عامل بروز بیماری چشم چرانی در مردان حس خودنمایی زنان است. اگر مى بینیم که وظیفه «پوشش» به زن اختصاص یافته است از این جهت است که ملاک آن مخصوص زن است. چنانکه قبلًا هم یادآورى کردیم زن مظهر جمال و مرد مظهر شیفتگى است. قهراً به زن باید بگویند خود را در معرض نمایش قرار نده نه به مرد. لهذا با اینکه دستور پوشیدن براى مردان مقرر نشده است عملًا مردان پوشیده تر از زنان از منزل بیرون مى روند، زیرا تمایل مرد به نگاه کردن و چشم چرانى است نه به خودنمایى، و برعکس تمایل زن بیشتر به خودنمایى است نه به چشم چرانى. تمایل مرد به چشم چرانى، بیشتر زن را تحریک به خودنمایى مى کند و تمایل به چشم چرانى کمتر در زنان وجود دارد، لهذا مردان کمتر تمایل به خودنمایى دارند. و به همین جهت «تبرّج» از مختصات زنان است[۲۳]. با توجه به مطالب بالا میتوان فهمید که چشم چرانی مردان در خودنمایی زنان، و بالعکس خودنمایی زنان در چشم چرانی مردان تاثیر مستقیم دارد. برهمین اساس در اسلام بسیار بر حفظ حریم تاکید شده است، تا جایی که حیا نصف ایمان شمرده شده است. 2. اختلاط ها: یکی دیگر از عوامل موثر در چشم چرانی، اختلاط زن و مرد در یک محیط است.پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)در این باره میفرمایند: آنکه به خدا و روز جزا ایمان دارد نباید در جایی توقف کند که صدای نفس زن نامحرم شنیده می شود. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ): مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ، فَلَا یَلْبَثْ فِی مَوْضِعٍ تَسْمَعُ نَفَسَهُ امْرَأَهٌ لَیْسَتْ لَهُ بِمَحْرَمٍ[۲۴]. اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتى باشند که کسى در آنجا نباشد و دیگرى هم نمى تواند وارد شود چنانچه بترسند که به حرام بیفتند باید از آنجا بیرون بروند[۲۵]. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دراین باره از هم کلامی با زنان نامحرم و خلوت آنان با یکدیگرنهی کرده و میفرمود: (مردان با زنان نامحرم خلوت نکنند.مردی با زنی خلوت نمی کند مگر اینکه نفر سوم آنها شیطان است.) وَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) أَنَّهُ نَهَى عَنْ مُحَادَثَهِ النِّسَاءِ یَعْنِی غَیْرِ ذَوَاتِ الْمَحَارِمِ وَ قَالَ لَا یَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بِامْرَأَهٍ فَمَا مِنْ رَجُلٍ خَلَا بِامْرَأَهٍ إِلَّا کَانَ الشَّیْطَانُ ثَالِثَهُمَا[۲۶]. مطالعات دانشمندان تربیتى نیز نشان داده، مدارسى که در آن دختر و پسر با هم درس مى خوانند، و مراکزى که مرد و زن در آن کار مى کنند و بى بند و بارى در آمیزش آنها حکمفرما است، کم کارى، عقب افتادگى، و عدم مسئولیت به خوبى مشاهده شده است[۲۷]. 3. مشاهده تصاویر وفیلم های ناهنجار: مشاهده فیلم ها و تصاویر ناهنجار نیز باعث تحریک شدید غرایز انسان گشته و عطش شهوت را در او روشن نگه می دارد. 4. بالارفتن سن ازدواج: یکی دیگر از عواملی که به چشم چرانی در آقایان، دامن می زند، بالارفتن سن ازدواج است.می توان گفت میان ازدواج و چشم چرانی ارتباط مستقیم وجود دارد.چرا که شهوت در جوان مجرد به نقطه ی اوج خود می رسد و باید به گونه ای تخلیه گردد، اما با بالارفتن سن ازدواج این کوره، جوشان تر می شود.و هر لحظه جوان را به گناه چشم چرانی نزدیکتر می کند. و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در این باره فرمود: اى گروه مردم، نگاه کردن به نامحرمان از وسوسه هاى شیطان است، پس براى هر کس چنین وضعى پیش آید، نزد همسرش برود و از او کام گیرد[۲۸].

آثار چشم چرانی:

الف:روشن شدن قوای شهوانی و افتادن در دام شیطان: چشم چرانی باعث بیداری قوای شهوانی میشود.چشم چرانی باعث روییده شدن شهوات میشود و انسان را وادار به اعمال زشت دیگر می کند.شاید بتوان گفت محرک شهوت جنسی، چشم چرانی ست ، چرا که هرچه را دیده بیند دل کند یاد. و هر چه «دل» در اینجا یعنى هوس هاى سرکش بخواهد، به هر قیمتى باشد به دنبال آن مى رود، و به این ترتیب هر روز دل، به دلبرى مى بندد و با دیگرى وداع مى گوید[۲۹]. با توجه به فرمایش امام صادق علیه السلام ، همین نگاه کافیست تا انسان را در ورطه ی گناهان دیگر بیندازد. امام صادق علیه السلام: النَّظْرَهُ بَعْدَ النَّظْرَهِ تَزْرَعُ فِی الْقَلْبِ الشَّهْوَهَ وَ کَفَى بِهَا لِصَاحِبِهَا فِتْنَهً[۳۰]. در قرآن کریم نیز از قرارگرفتن در دام شیطان به مومنین هشدار داده شده است.و خداوند خطاب به اهل ایمان میفرماید: اى کسانى که ایمان آورده اید از گامهاى شیطان پیروى نکنید، و هر کس از گامهاى شیطان پیروى کند به انحراف و گمراهى و فحشاء و منکر کشیده مى شود چرا که شیطان دعوت به فحشاء و منکر مى کند" (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ)[۳۱]. وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ[۳۲]. و از گامهاى شیطان پیروى نکنید، که او دشمن آشکار شما است". خطوات" جمع" خطوه" (بر وزن قربه) به معنى گام و قدم است و خطوات شیطان گامهایى است که شیطان براى وصول به هدف خود و اغواء مردم بر مى دارد. جمله" خطوات الشیطان" (گامهاى شیطان) گویا اشاره به یک مساله دقیق تربیتى دارد، و آن اینکه انحرافها و تبهکاریها غالبا به تدریج در انسان نفوذ مى کند، نه به صورت دفعى و فورى، مثلا براى آلوده شدن یک جوان به مواد مخدر و قمار و شراب معمولا مراحلى وجود دارد: نخست به صورت تماشاچى در یکى از این جلسات شرکت مى کند و انجام اینکار را ساده مى شمرد. گام دوم شرکت تفریحى در قمار (بدون برد و یا باخت) و یا استفاده از مواد مخدر به عنوان رفع خستگى و یا درمان بیمارى و مانند آن است. گام سوم استفاده از این مواد به صورت کم و به قصد اینکه در مدت کوتاهى از آن صرفنظر کند. سرانجام گامها یکى پس از دیگرى برداشته مى شود و شخص به صورت یک قمار باز حرفه اى خطرناک و یا یک معتاد سخت و بینوا در مى آید. وسوسه هاى شیطان معمولا به همین صورت است، انسان را قدم بقدم و تدریجا در پشت سر خود به سوى پرتگاه مى کشاند، این موضوع منحصر به شیطان اصلى نیست، تمام دستگاههاى شیطانى و آلوده براى پیاده کردن نقشه هاى شوم خود از همین روش" خطوات" (گام به گام) استفاده مى کنند، لذا قرآن مى گوید: از همان گام اول باید به هوش بود و با شیطان همراه نشد[۳۳]. اگر در دام شیطان بیفتی و اولین نگاه را انجام دهی قطعا به دنبال آن گناهان دیگر را نیز انجام خواهی داد.امام صادق علیه السلام درباره ی نگاه بعد از نگاه که گام شیطان است و انسان را در ورطه ی نابودی می اندازد، اینگونه بیان میفرمایند: «نگاه اول براى توست و نگاه دوم بر ضرر توست نه براى تو و نگاه سوم در آن نابودى است»[۳۴]. ب: حسرت و پشیمانی: در قرآن کریم برای وسوسه های شیطان از واژه ی وحی استفاده شده است.همانطور که از واژه" وسوسه" هم استفاده مى شود تاثیر شیطان در وجود انسان یک نوع تاثیر خفى و ناآگاه است که در بعضى از آیات از آن تعبیر به" ایحاء" شده است در آیه 121 سوره انعام مى خوانیم:" وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیُوحُونَ إِلى أَوْلِیائِهِمْ": "شیاطین به دوستان خود و کسانى که آماده پذیرش دستورات آنها هستند وحى مى کنند! همانطورى که مى دانیم" وحى" در اصل همان صداى مخفى و مرموز و احیانا تاثیرهاى ناآگاهانه است. منتهى انسان بخوبى مى تواند" الهامات الهى" را از" وسوسه هاى شیطانى" تشخیص دهد زیرا علامت روشنى براى تشخیص آن وجود دارد، و آن اینکه: الهامات الهى چون با فطرت پاک انسان، و ساختمان جسم و روح او آشنا است، هنگامى که در قلب پیدا مى شود یک حالت انبساط و نشاط به او دست مى دهد. در حالى که وسوسه هاى شیطان چون هماهنگ با فطرت و ساختمان او نیست به هنگام ایجاد در قلبش، احساس تاریکى، ناراحتى و سنگینى در خود مى کند و اگر تمایلات او طورى تحریک گردد که در هنگام انجام گناه، این احساس براى او پیدا نشود بعد از انجام عمل براى او دست مى دهد، این است فرق بین الهامات شیطانى و الهامات الهى. حسرت و پشیمانی حالتی ست که قطعا بعد از گناه به سراغ انسان می آید، البته گاهی این حسرت بلافاصله است و گاهی در آخرت است. نگارنده روزی در مشهد سوار تاکسی شد، هنگام پیاده شدن، راننده گفت:« بنشیند با شما کار دارم» من نشستم، کمی جلوتر که رفت،گفت:«حاج آقا،من زنی دارم که زندگی مرا به جهنم تبدیل کرده، نمیدونم چکار کنم؟ به من بدبینه، هرجا می روم مواظبمه، حتی نمیتونم با مادر و دخترم بیرون برم، حتی منو متهم به رابطه با محارم کرده، حرفهایی می زنه که نمیتونم بگم.» بعد که سوال کردم از نحوه ی ازدواج آنها، فهمیدم ازدواج آنها خیابانی بوده و این بنده ی خدا با یک نگاه عاشق این خانم شد بوده،و... آنجا معنای این حدیث شریف برایم کاملا ملموس شد، امام صادق علیه السلام میفرمایند: تیر نگاه مسموم است و از کمان شیطان پرتاب مى شود. چه بسیار نگاه کوتاه که حسرت طولانى ببار آورده است[۳۵]. امام صادق(علیه السلام)النظر سهم من سهام إبلیس مسموم، و کم من نظره أورثت حسره طویله.[۳۶] این روایت نیز بیانگر این واقعیت است که این حسرت و پشیمانی تا قیامت ادامه دارد، امام صادق علیه السلام همه ی چشمها را قیامت گریان هستند، مگر چشمانی که در دنیا اهل چشم چوشی از محرمات الهی بوده اند.از اشاره به اینکه چشمانی که از محارم الهی در دنیا چشم پوشی کرده اند، میتوان فهمید که آنچه در این کلام نورانی ظهور بیشتری دارد، گناه چشم چرانی ست.و فرد چشم چران در آخرت، چشمانی گریان خواهد داشت. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام، قَالَ: «کُلُّ عَیْنٍ بَاکِیَهٌ یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِلَّا ثَلَاثَهً: عَیْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ، وَ عَیْنٌ سَهِرَتْ فِی طَاعَهِ اللَّهِ، وَ عَیْنٌ بَکَتْ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ مِنْ خَشْیَهِ اللَّهِ»[۳۷]. ج: کوچک شدن خدا در برابر انسان چشم چران: در هنگام چشم چرانی، نفس اماره به میدان می آید و انسان را به چشم چرانی دعوت می کند، در این هنگام نفس لوامه نیز پا به میدان گذاشته و می خواهد که انسان را از ارتکاب آن کار بازدارد.در این لحظه یا انسان متنبه شده و از ادامه گناه منصرف می شود، یا در مقام پاسخگویی به نفس لوامه این جوابها را ارائه می دهد؛ که هنوز زندگی ادامه دارد و می توان توبه کرد، یا اینکه معلوم نیست قیامتی باشد و... در واقع در این لحظه انسان سعی می کند که خدا و قیامت را از یاد ببرد و قطعا در این لحظه انسان اگر عظمت خدا را در یاد داشته باشد، مرتکب خطا نمی شود. از مفهوم مخالف روایت زیر این نکته برداشت می شود که چشم چران، عظمت خدا را در نظر نمی گیرد. و خداوند در چشم و نظر او جایگاهی ندارد. قال الصادق (ع): ما اغتنم أحد بمثل ما اغتنم. بغض البصر، لان البصر لا یغض عن محارم اللَّه الا و قد سبق الى قلبه مشاهده العظمه و الجلال، سئل امیر- المؤمنین (ع) بما ذا یستعان على غض البصر؟ فقال بالخمود تحت سلطان المطلع على سرک و العین جاسوس القلب [۳۸]. حضرت صادق (ع) فرمود: استفاده و غنیمت نمى برد کسى به مانند آنچه از چشم پوشیدن استفاده مى کند، زیرا که چشم از محرمات پوشیده نمى شود مگر آنکه جلوه عظمت و جلال پروردگار متعال در قلب مشاهده شود. از حضرت امیر المؤمنین (ع) پرسیدند: به چه وسیله استمداد مى شود براى موفق شدن به پوشیدن چشم؟ فرمود: به وسیله خضوع و اطمینان پیدا کردن در تحت سلطنت و حکومت کسى که آگاه است بر باطن تو[۳۹].

درمان چشم چرانی:

الف:درک عظمت خداوند و احساس حضور او: مهمترین راه درمان گناهان، توجه نسبت به ناظر حاضر، خداوند باری تعالی ست. اگر انسانها در هر لحظه متوجه باشند که درتحت نظارت خداوند هستند، گناه نمی کردند.این جمله امام خمینی اشاره به همین نکته دارد.ایشان میفرماید: آن وقتى که مى خواهید تکلم کنید بدانید که زبان شما، قلب شما، چشم شما، گوش شما در محضر خداست . عالم محضر خداست . در محضر خدا معصیت خدا نکنید[۴۰]. هم برهان است و هم همه انبیا گفته اند «وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ » قرآن است، او با شماست. هر جا هستید او با شماست. ما این را از قرآن شنیده ایم. به برهان هم ثابت است، لکن به قلب ما نرسیده است... تا اگر بخواهیم یک غیبت بکنیم، یک تهمت بزنیم، یک کار زشت بکنیم ببینیم محضر خداست . محضر احترام دارد. انسان در محضر یک بزرگى که در نظر خودش بزرگ است، احترام مى کند از آن محضر. اگر یک شخصى که در نظرتان بزرگ است پیش شما باشد، در محضر او کار خلاف نمى کنید، چه رسد به اینکه در محضر او به او خلاف بکنید. کار خلاف مطلقاً آدم نمى کند در محضر یک کسى که ادراک کرده است که این بزرگ است، محترم است. چه رسد به این که در محضر آن محترم به خود آن محترم خلاف احترام بکند. محضر، محضر خداى تبارک و تعالى است. عالم محضر است. تمام عالم محضر او است. معصیت مخالفت با خود اوست [۴۱]. از حضرت امیر المؤمنین (ع) پرسیدند: به چه وسیله می توان بر کنترل چشم موفق شد؟ فرمود: به وسیله اطمینان پیدا کردن به نظارت خداوندی که بر کار انسان مسلط و از درون او آگاه است[۴۲]. مى گویند: یکى از علماى بزرگ پس از پایان تحصیلات خود در حوزه علمیه نجف هنگامى که مى خواست به کشورش باز گردد ضمن خدا حافظى با استادش از او تقاضاى پند و موعظه اى کرد، او گفت: بعد از تمام این زحمتها آخرین اندرزم کلام خدا است، این آیه را هرگز فراموش مکن أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى :" آیا انسان نمى دانست که خدا همه چیز را مى بیند"[۴۳]. آرى از دیدگاه یک فرد مؤمن واقعى، تمام عالم محضر خدا است، و همه کارها در حضور او انجام مى گیرد، همین شرم و حضور براى دورى از گناهان کافى است.[۴۴]حضرت صادق علیه السلام فرمود: استفاده و غنیمت نمى برد کسى به مانند آنچه از چشم پوشیدن استفاده مى کند، زیرا که چشم از محرمات پوشیده نمى شود مگر آنکه جلوه عظمت و جلال پروردگار متعال در قلب مشاهده شود[۴۵]. ب: توجه به پاداشهای الهی: امام صادق علیه السلام فرمود: «هرکس به زنى نگاه کند آن گاه چشمش را به آسمان اندازد و یا ببندد پلک به هم نمى زند مگر آن که خداوند متعال از حور العین به او تزویج مى کند»[۴۶]. یکی از کارهایی که برای در امان ماندن از وسوسه های شیطان و چشم چرانی مورد تاکید در قرآن و روایات است، غض بصر است.غض بصر به معنای فروپوشاندن چشم است. قاموس قرآن غض را به معنای کم کردن صدا و کم کردن نگاه چشم آورده است و مینویسد: عبارت راغب چنین است: «الْغَضُ : النُّقْصَانُ مِنَ الطَّرْفِ وَ الصَّوْتِ ...» در مجمع البیان فرموده: اصل غضّ بمعنى نقصان است گویند: «غضّ مِنْ صَوْتِهِ وَ بَصَرِهِ» یعنى از صدا و نگاهش کاست. در اقرب الموارد تخفیف و نگهدارى و شکستن صدا و نگاه گفته است در قاموس تخفیف نگاه آمده است در نهایه نقل شده: «کَانَ إِذَا عَطَسَ غَضَ صَوْتَهُ» یعنى چون عطسه میکرد صدایش را آرام مینمود. مقصود از نقل اقوال این است که غضّ بصر بمعنى بستن چشم نیست که هیچ چیز را نبیند بلکه کوتاه کردن چشم است و بعبارت دیگر ورانداز نکردن است در نهج البلاغه خطبه 11 در ضمن دستور حمله بمحمد حنفیّه چنین فرموده: «... ارْمِ بِبَصَرِکَ أَقْصَى الْقَوْمِ وَ غُضَ بَصَرَکَ ...» نگاهت را به انتهاى قوم بیفکن و همه حرکاتشان را زیر نظر بگیر و نگاهت را بخوابان. پیداست منظور آن نیست که چشمت را ببند و با چشم بسته حمله کن بلکه از نگاه بکثرت و سلاح آنها که باعث سستی می شود چشم برگیر[۴۷]. به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه کردن به زنان نامحرم و آنچه نظر افکندن بر آن حرام است) فرو گیرند، و دامان خود را حفظ کنند" (قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ). "یغضوا" از ماده" غض" (بر وزن خز) در اصل به معنى کم کردن و نقصان است و در بسیارى از موارد در کوتاه کردن صدا یا کم کردن نگاه گفته مى شود، بنا بر این آیه نمى گوید مؤمنان باید چشمهاشان را فرو بندند، بلکه مى گوید باید نگاه خود را کم و کوتاه کنند، و این تعبیر لطیفى است به این منظور که اگر انسان به راستى هنگامى که با زن نامحرمى روبرو مى شود بخواهد چشم خود را به کلى ببندد ادامه راه رفتن و مانند آن براى او ممکن نیست، اما اگر نگاه را از صورت و اندام او بر گیرد و چشم خود را پائین اندازد گویى از نگاه خویش کاسته است و آن صحنه اى را که ممنوع است از منطقه دید خود به کلى حذف کرده. قابل توجه اینکه قرآن نمى گوید از چه چیز چشمان خود را فرو گیرند (و به اصطلاح متعلق آن فعل را حذف کرده) تا دلیل بر عموم باشد، یعنى از مشاهده تمام آنچه نگاه به آنها حرام است چشم برگیرند. اما با توجه به سیاق آیات مخصوصا آیه بعد که سخن از مساله حجاب به میان آمده به خوبى روشن مى شود که منظور نگاه نکردن به زنان نامحرم است، شان نزولى را که در بالا آوردیم نیز این مطلب را تایید مى کند. مفهوم آیه فوق این نیست که مردان در صورت زنان خیره نشوند تا بعضى از آن چنین استفاده کنند که نگاههاى غیر خیره مجاز است، بلکه منظور این است که انسان به هنگام نگاه کردن معمولا منطقه وسیعى را زیر نظر مى گیرد، هر گاه زن نامحرمى در حوزه دید او قرار گرفت چشم را چنان فرو گیرد که آن زن از منطقه دید او خارج شود یعنى به او نگاه نکند اما راه و چاه خود را ببیند و اینکه" غض" را به معنى کاهش گفته اند منظور همین است (دقت کنید)[۴۸]. د: دستورالعملی از امام علی علیه السلام: امام علی علیه السلام دستورالعملی را در این زمینه بیان میفرمایند که بسیار کارگشاست.ایشان میفرمایند:چون یکى از شما زنى را دید که از او خوشش آمد با همسر خود هم بستر شود؛ چه او نیز همان چیزى را که دیده در همسر خود وجود دارد و به هیچ عنوان اجازه ندهد شیطان به دل او راه یابد و باید دیده خود را از آن زن بیگانه بگرداند و اگر همسر ندارد، دو رکعت نماز گزارد و خدا را ستایش فراوان نماید[۴۹].

احکام نگاه کردن

2433- نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است و نگاه کردن به صورت و دستها اگر به قصد لذت باشد حرام است ولى اگر بدون قصد لذت باشد مانعى ندارد و نیز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام مى باشد و نگاه کردن به صورت و بدن و موى دختر نابالغ اگر به قصد لذت نباشد و به واسطه نگاه کردن هم انسان نترسد که به حرام بیفتد اشکال ندارد، ولى بنابر احتیاط باید جاهایى را که مثل ران و شکم معمولا مى پوشانند نگاه نکند. 2434- اگر انسان بدون قصد لذت به صورت و دستهاى زنهاى اهل کتاب مثل زنهاى یهود و نصارا نگاه کند در صورتى که نترسد که به حرام بیفتد اشکال ندارد. 2435- زن باید بدن و موى خود را از مرد نامحرم بپوشاند بلکه احتیاط واجب آن است که بدن و موى خود را از پسرى هم که بالغ نشده ولى خوب و بد را مى فهمد و به حدى رسیده که مورد نظر شهوانى است بپوشاند. 2436- نگاه کردن به عورت دیگرى حرام است اگر چه از پشت شیشه یا در آئینه یا آب صاف و مانند اینها باشد و احتیاط واجب آن است که به عورت بچه ممیز هم نگاه نکنند. ولى زن و شوهر مى توانند به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند. 2437- مرد و زنى که با یکدیگر محرمند اگر قصد لذت نداشته باشند مى توانند غیر از عورت به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند. 2438- مرد نباید با قصد لذت به بدن مرد دیگر نگاه کند و نگاه کردن زن هم به بدن زن دیگر با قصد لذت حرام است. 2439- عکس برداشتن مرد از زن نامحرم حرام نیست، ولى اگر براى عکس برداشتن مجبور شود که حرام دیگرى انجام دهد مثلا دست به بدن او بزند یا نظرش به صورت زینت شده او یا به سایر بدن او بیافتد، نباید عکس او را بردارد.و اگر زن نامحرمى را بشناسد، در صورتى که آن زن متهتک نباشد نباید به عکس او نگاه کند. 2440- اگر در حال ناچارى زن بخواهد زن دیگر، یا مردى غیر از شوهر خود را تنقیه کند، یا عورت او را آب بکشد باید چیزى در دست کند که دست او به عورت نرسد و همچنین است اگر مرد بخواهد مرد دیگر دیگرى، یا زنى غیر زن خود را تنقیه کند یا عورت او را آب بکشد. 2441- اگر مرد براى معالجه زن نامحرم ناچار باشد که او را نگاه کند و دست به بدن او بزند اشکال ندارد، ولى اگر با نگاه کردن بتواند معالجه کند نباید دست به بدن او بزند و اگر با دست زدن بتواند معالجه کند نباید او را نگاه کند. 2442- اگر انسان براى معالجه کسى ناچار شود که به عورت او نگاه کند، بنابر احتیاط واجب باید آئینه را در مقابل گذاشته و در آن نگاه کند ولى اگر چاره اى جز نگاه کردن به عورت نباشد اشکال ندارد[۵۰].

نوشته: سید علی نقی هاشمی


منابع:

قرآن کریم

مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه،تهران، 1374ش

مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، قم، 1388ش

مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، دارإحیاءالتراث العربی، بیروت، 1403ق

مصطفوی، حسن، ترجمه مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران، تهران،1378ش

کلینی، محمدبن یعقوب بن اسحاق، الکافی تحقیق غفاری-آخوندی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق

کلینی، محمدبن یعقوب بن اسحاق، الکافی تحقیق دارالحدیث، قم، 1429ق

بهبودی، محمدباقر، گزیده کافی، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1363ش

بروجردی، آقاحسین، منابع فقه شیعه-ترجمه جامع احادیث شیعه، انتشارات فرهنگ سبز، تهران

ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الاسلام ،تحقیق فیضی، موسسه آل البیت علیهم السلام، قم، 1385ق

طوسی، محمدبن الحسن، الامالی، تحقیق موسسه البعثه، دارالثقافه، قم، 1414ق

خمینی،روح الله، توضیح المسائل، موسسه نشرآثار امام خمینی، تهران1387ش

ابن بابویه، محمدبن علی، کتاب من لا یحضره الفقیه، تحقیق غفاری، دفتر انتشارات اسلامی، قم،چاپ دوم،1413ق

تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم ،تحقیق رجائى، سید مهدى، دار الکتاب الإسلامی، قم، چاپ دوم، 1410ق

طبرسی، فضل بن حسن، ترجمه مجمع البیان فى تفسیر القرآن ، تحقیق ستوده، رضا، فراهانی، تهران، چاپ اول،1360ش

ابن شعبه، حسن بن على، تحف العقول / ترجمه حسن زاده، 1جلد، انتشارات آل علیّ علیه السلام - قم، چاپ اول، 1382ش.

قرشى بنایى، على اکبر، قاموس قرآن، 7جلد، دار الکتب الاسلامیه - تهران، چاپ ششم، 1412

آقا جمال خوانسارى، محمد بن حسین، تحقیق حسینى ارموى محدث، جلال الدین / شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحکم و درر الکلم /7جلد/ دانشگاه تهران/ تهران /1366ش

برقى، احمد بن محمد بن خالد، تحقیق: محدث، جلال الدین/ المحاسن / دار الکتب الإسلامیه/قم/1371ق مشکینی،علی/ترجمه قرآن کریم/الهادی/قم/1381ش

پا نویس

  1. سوره نور، آیه30.
  2. تفسیر المیزان،ج15،ص155.
  3. به نقل از سایت ویکی فقه.
  4. سوره نور31،تفسیرنمونه،ج14،ص436.
  5. سوره نور32،همان،ج14،ص438.
  6. همان.
  7. مجموعه آثاراستادشهیدمطهرى ،ج 19ص466.
  8. من لا یحضره الفقیه ، ج 4 ، ص18.
  9. همان،تحقیق غفاری،ج5،ص330.
  10. بحارالانوار، ج101، ص38.
  11. مصباح الشریعه / ترجمه مصطفوى، متن، ص:174.
  12. همان.
  13. غرر الحکم و درر الکلم ، ص663.
  14. شرح آقاجمال خوانساری بر غررالحکم و درر الکلم،ج5،ص450.
  15. کتاب من لا یحضره الفقیه،ج3،ص474.
  16. همان ترجمه غفاری،ج5،ص145.
  17. مجموعه آثاراستادشهیدمطهرى، ج 18، ص 259.
  18. ترجمه آیت الله مشکینی.
  19. تفسیرنمونه،ج20،ص65.
  20. سوره نور آیات 95 و 85.
  21. ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 17، ص 123.
  22. سوره نور،آیه 27.
  23. مجموعه آثاراستادشهیدمطهرى ،ج 19، ص478.
  24. الأمالی شیخ طوسی ، النص ، ص688.
  25. توضیح المسائل امام خمینی،مسئله 2445.
  26. دعائم الإسلام ؛ ج 2 ، ص214.
  27. تفسیرنمونه ،ج14،ص445.
  28. کتاب من لایحضره الفقیه،ترجمه غفاری و..، ج5، ص332.
  29. تفسیر نمونه، ج 14، ص 475.
  30. المحاسن للبرقی، ج1،ص110.
  31. تفسیر نمونه،ج14،ص412.
  32. سوره بقره آیه،168.
  33. تفسیرنمونه،ج1،ص572.
  34. منابع فقه شیعه - ترجمه جامع أحادیث الشیعه-، ج 25، ص 595.
  35. گزیده کافى ، ج 5 ، ص181.
  36. الکافی ط - الإسلامیه؛ ج 5، ص559.
  37. الکافی ط -دارالحدیث،ج4،ص330.
  38. مصباح الشریعه، ص173.
  39. همان.
  40. صحیفه امام، ج13، ص461.
  41. همان، ج11،ص383.
  42. مصباح الشریعه، ترجمه مصطفوى، ص 174
  43. سوره،آیه علق14.
  44. تفسیر نمونه، ج 20، ص 65.
  45. مصباح الشریعه، ترجمه مصطفوى، ص173.
  46. منابع فقه شیعه ،ترجمه جامع أحادیث الشیعه، ج 25، ص 599.
  47. قاموس قرآن، ج 5، ص، 105.
  48. تفسیر نمونه، ج 14، ص، 437.
  49. تحف العقول، ترجمه حسن زاده، ص205.
  50. توضیح المسائل امام خمینی؛احکام نگاه کردن.