فرهنگ مصادیق:چشم چرانی و هرزه چشمی

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از چشم چرانی و هرزه چشمی)
پرش به: ناوبری، جستجو
چشم چرانی و هرزه چشمی

کلمات کلیدی ماشینی : چشم چرانی، نگاه، گناه، دام، شیطان، شهوت، قلب

مقدمه

قال رسول الله(ص): إِیَّاکُمْ وَ فُضُولَ النَّظَرِ فَانَّهُ یَبْذُرُ الْهَوَی وَ یُوَلِّدُ الْغَفْلَهَ؛[۱] از هرزه چشمی و چشم چرانی بپرهیزید زیرا که نگاه، هوس (و شهوت) را می‌رویاند و موجب غفلت می‌شود.
در این سخن نورانی پیامبر اعظم(ص) به یکی دیگر از هشدارهای اجتماعی اشاره شده است و آن نگاه شهوت آلود و نداشتن اراده در کنترل چشم و نگاه‌های گناه آلود آن است. برای پی بردن به ابعاد این هشدار به چند نکته باید پرداخت:

نگاه و گناه

سیستم و ساختار وجودی ما انسان‌ها به گونه‌ای است که از طریق حواس پنجگانه تصاویر و تصوراتی از محیط پیرامون خود دریافت می‌کنیم، در حقیقت مواد اولیه صورت‌های ذهنی ما حواس ما هستند که ذهن ما بعد از حفظ و عکسبرداری از آنها به تجزیه و ترکیب آنها می‌پردازد، از این رو ادراکات جزئی حسّی، مقدم بر ادراکات عقلی است.
دیدنی‌ها به نوبه خود و به لحاظ اثر و لذتی که از خود به جای می‌گذارند چند دسته‌اند:
الف: یک قسم آنهایی هستند که دارای زیبایی طبیعی اند و لذت به دست آمده از آنها به خاطر زیبا بودن آنهاست مانند آثار و مناظر طبیعت و یا آثار هنری که به دست بشر ترکیب و تألیف می‌گردد.
ب: نوع دیگری از دیدنی‌ها هستند که شاید ظاهری زیبا نداشته باشند ولی نوع دیگری از لذت را به یاد انسان می‌اندازند مانند برخی خوراکی‌ها که ممکن است دارای ظاهری قشنگ و زیبا نباشند ولی به جهت داشتن طعم و یا مزّه خوب در انسان شهوت و هوس بهره برداری ایجاد می‌کنند.
ج: قسم دیگر از دیدنی‌ها، آن‌هایی هستند که علاوه بر لذت زیبایی، نوع دیگری از لذت را در نفس ایجاد می‌کنند، مثل دیدن یک چهره زیبا و زن خوش سیما که ممکن است افزون بر ایجاد لذت در نفس، محرک شهوت جنسی نیز باشد و نگاه به او انسان را به گناه بکشاند.
از این رو اسلام گناه را از سرچشمه جلوگیری کرده و برای نگاه‌های انسان دست اندازهایی قرار داده تا از فرو رفتن آدمی در باتلاق گناه جلوگیری و پیشگیری نماید.
در بین محسوسات - به ویژه دیدنی ها- چشم و نگاه‌های آن در اشتغال فکر و قلب انسان نقش بنیادی دارد، امام علی(ع) می‌فرماید:
الْعَیْنُ جَاسُوسُ الْقَلْبِ وَ بَرِیدُ الْعَقْلِ؛[۲] چشم جاسوس دل و قاصد عقل است.
این عضو از اعضای محسوس آدمی وسیله‌ای است که مواد اولیه تخیل و تفکر را فراهم می‌سازد و همین مجموعه تخیلات و تفکرات هستند که شخصیت انسان را تشکیل می‌دهند. اگر این مواد خوب و سالم باشند، تفکرات انسان و در نتیجه رفتار او خوب و پسندیده خواهد بود، اما در صورتی که واردات کشور وجود آدمی از این بندر ناسالم باشد، تفکرات و در نتیجه اعمال او زشت و فاسد خواهد شد.
از این رو شرع مقدس اسلام انسان را از نگاه‌هایی که زیانبار به کمالات انسانی است برحذر داشته و هشدار داده است، دین واقع نگر اسلام بر این باور است که قلب و جان آدمی بایگانی و محل آرشیو دیدنی هاست، قلب آدمی مانند لوح سفیدی است که توسط حواس انسان نقش و نگار می‌بندد و بر اساس آن نوشته‌ها و نقش‌ها و خطوط دستور رفتاری انسان صادر می‌شود در صورتی که آن نوشته‌ها ناپسند و نامناسب باشند، کار و عمل انسان نیز چهره نازیبا به خود می‌گیرد و در حوزه چشم، نگاه غیرمجاز تبدیل به گناه ویرانگر و خانمانسوز می‌گردد.
کثرت نگاه به نامحرم، بذر انحراف را در دل آدمی می‌پاشد و چه بسا نگاه‌های نامبارک و آلوده که شخص را به اسارت و ذلّت همیشگی می‌اندازد و او را از حرکت به سوی درجات عالی زندگی باز می‌دارد.
از دیگر آثار شوم و نامبارک نگاه به نامحرم و چشم چرانی این است که چون همیشه پس از نگاه، ارضای میل و شهوت به وجود آمده در اثر نگاه و هوس، دست یافتنی نیست، انسان گرفتار بیماری، دچار فشار روحی و حسرت دردناک می‌شود و برای رهایی از این حالت منفی روحی به گناهان بزرگتری مانند خودکشی، مواد مخدّر و... گرفتار می‌گردد.
کسی که کنترلی روی چشم‌های خود ندارد و چشم او مُدام به صحنه‌های مهیّج نگاه می‌کند همیشه دلش شلوغ و پُرآشوب است و از سکون و آرامش دل بی بهره است. به عبارت دیگر، همیشه یک حالت نیاز و تشنگی دائم و تلاش و تکاپو برای برطرف کردن این عطش روحی در او وجود دارد و چه بسا برای ارضای امیال خود به چه ذلّت‌ها و حقارت‌ها تن می‌دهد، کسی که چشم و سایر حواس را تحت تربیت خود قرار نمی‌دهد و به اسم آزادی آن‌ها را رها می‌کند، همیشه دل و ذهنی گرفتار و اسیر دارد، به عبارت دیگر، هرکس چشمش آزاد است فکر و دلش اسیر است، راستی آزادیِ کدام یک بهتر است؟[۳]

دروازه ملکوت یا رصدخانه شیطان؟

هر عضوی که خداوند در خلقت ما درنظر گرفته است دارای فواید و ویژگی‌هایی است، به کار گرفتن آن عضو در راستای بهره گیری بهینه، هدف عالم آفرینش است که از آن به شکر یاد می‌شود و مصرف کردن آن عضو در غیر آنچه خدا و دین خدا درنظر گرفته است کفران و ناسپاسی آن نعمت به شمار می‌رود.
چشم یکی از شریف‌ترین، کارآمدترین و سودمندترین نعمت‌های الهی است که اگر مورد استفاده درست و صحیح قرار گیرد دروازه ملکوت می‌شود و اگر در مسیر نادرست و انحرافی مصرف شود دام شیطان و روزنه گناه و سرآغاز فتنه و لغزش خواهد شد.
از این رو در روایات اسلامی می‌خوانیم که:
لَیْسَ فِی الْبَدَنِ شَیْ ءٌ أَقَلَّ شُکْرا مِنَ الْعَیْنِ فَلَا تُعْطُوهَا سُؤْلَهَا فَتَشْغَلَکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛[۴] در مجموعه بدن شما، ناسپاس تر از چشم عضوی نیست، پس هرآنچه می‌خواهد پاسخش ندهید زیرا شما را از یاد خدا باز می‌دارد.

دیده و دل

بین دیده و دل، نگاه و قلب، رابطه‌ای تنگاتنگ وجود دارد. هرآنچه دیده بیند دل کند یاد اگر نگاه‌ها مثبت باشد دل نورانی و باصفا و با آرامش خواهد شد و اگر نگاه‌ها آلوده و آغشته به گناه باشد، دل ظلمتکده، آشفته و ناآرام می‌شود.
آنان که دنبال دلی آرام و ضمیری روشن و قلبی مطمئن هستند باید در گام اول چشم‌های خویش را کنترل نموده، از چشم چرانی و نگاه‌های مسموم بپرهیزند.
علی(ع) فرمود:
الْقَلْبُ مُصْحَفُ الْبَصَرِ؛[۵]قلب صحیفه نگاه است.
اگر صحیفه نور می‌خواهی، باید نگاه‌هایت نورانی و حلال باشد. آنان که چشمشان در اختیارشان نیست دل آنها کتاب ضلال است و نورانیت و صفایی در آن احساس نمی‌کنند.

چشم چرانی

مفهوم چشم چرانی گسترده است به گونه‌ای که هر نگاه و نظری که هوای نفس انسان را تحریک کند شامل می‌شود. ممکن است کسی به خانه مجلل و باشکوهی خیره خیره نگاه کند و در دل آرزوی داشتن آن منزل را داشته باشد و یا به ماشین آخرین مدل بنگرد و آن را آرزو کند و یا چهره زیبا و دلفریبی را ببیند و فریفته او شود. همه اینها نوعی چشم چرانی است که باید از آن پرهیز کرد.
ولی آنچه معمولاً از واژه چشم چرانی به ذهن می‌آید همان نگاه گناه آلود است که به گفته حافظ: منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن نیالودن چشم به صحنه‌های تحریک آمیز و گناه آلود یکی از ویژگی‌های مردان و زنان باایمان و باتقوا است که قرآن از آن به واژه غضّ یاد کرده است:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ ... وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ...؛[۶] به مردان باایمان و زنان باایمان بگو که چشم‌های خود را فرو خوابانند.
غضّ با غمض فرق می‌کند، اولی نقصان و کم کردن از نگاه و به زیر افکندن آن است و دومی به معنای فروبستن و چشم برهم نهادن.

پیامدهای چشم چرانی

در فرهنگ و منابع دینی به پیامدهای منفی چشم چرانی و نگاه‌های حرام اشارات لطیف و هشدار دهنده‌ای دیده می‌شود که در این مجال به برخی از آنها می‌پردازیم:

الف: هرزگی و غفلت

انسانی که کنترل چشم و نگاه خویش را ازدست می‌دهد دچار هرزگی و هواپرستی می‌گردد و درنتیجه در باتلاق غفلت فرورفته، سرمایه عمر خویش را هدر می‌دهد.
پیامبر اکرم(ص) فرمود:
إِیَّاکُمْ وَ فُضُولَ النَّظَرِ فَإِنَّهُ یَبْذُرُ الْهَوَی وَ یُوَلِّدُ الْغَفْلَهَ؛[۷]از چشم چرانی بپرهیزید، زیرا این کار هوی و هوس را تحریک و میوه غفلت از او زاده می‌شود.
در برخی از نسخه‌ها یبذر آمده است. یعنی چشم چرانی بذر و تخم هوا و هوس در دل انسان می‌پاشد و محصول آن جز فسق و فساد و فحشاء چیز دیگری نخواهد بود.
حضرت عیسی(ع) به یارانش فرمود:
إِیَّاکُمْ وَ النَّظِرَهَ فَإِنَّهَا تَزْرَعُ فِی الْقَلْبِ الشَّهْوَهَ وَ کَفَی بِهَا لِصَاحِبِهَا فِتْنَهً؛[۸]از نگاه حرام دوری کنید، زیرا چنین نگاهی در زمین دل شما بذر شهوت می‌پاشد و همین آغازی برای فرو افتادن در فتنه است.
به همین جهت علی(ع) در کلامی کوتاه و گویا می‌فرماید:
الْعَیْنُ رَائِدُ (الْقَلْبِ) الْفِتَن؛[۹] چشم چرانی آدمی را به سوی فتنه‌ها می‌کشاند.

ب: دام شیطان

شیطان بر سر راه آدمی همواره دام گستری می‌کند، دام‌های شیطان برخی محسوس و قابل رؤیت و برخی نامرئی و پنهان است. اضافه بر آن گاهی برای پنهان نگه داشتن دام، از دانه کمک می‌گیرد، انسان‌های غافل و جاهل در حالی که چشم خود را بر دانه‌ها دوخته سرگرم برداشتن و خوردن آن هستند ناگهان گرفتار دام‌های پنهان شیطان می‌شوند که بیرون آمدن از آن کار آسانی نیست. چشم چرانی یکی از دام‌های شیطان به شمار آمده است.
علی(ع) می‌فرماید:
الْعُیُونِ- مَصَائِدُ الشَّیْطَانِ؛[۱۰]چشم‌ها دام‌های شیطانند.
یعنی از این راه انسان‌ها را گرفتار گناه و آلودگی ساخته، آنان را در لب پرتگاه سقوط قرار می‌دهد. در روایت دیگر از رسول خدا(ص) آمده است که:
النَّظْرَهُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ مَسْمُومٌ مَنْ تَرَکَهَا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا لِغَیْرِهِ أَعْقَبَهُ اللَّهُ إِیمَانا یَجِدُ طَعْمَه؛[۱۱] نگاه حرام تیری از تیرهای مسموم شیطان است. هر کس از آن به خاطر خدا صرفنظر کند، طعم و مزه ایمان را خواهد چشید.

ج: آه و حسرت

یکی دیگر از پیامدهای چشم چرانی آن است که انسان چشم چران، به لحاظ اینکه همواره صحنه‌ها و مناظری می‌بیند که غالبا به آن دسترسی ندارد، در نتیجه از درون گرفتار آه و حسرت و آرزوهایی می‌شود که به خاطر دست نیافتن به آنها خود را می‌آزارد و زندگی شیرین و بی دغدغه خود را گرفتار اضطراب، دل مشغولی و حسرت‌ها و ایکاش‌های بیهوده می‌سازد.
امام علی(ع) فرمودند:
مَنْ أَطْلَقَ طَرْفَهُ کَثُرَ أَسَفُهُ؛[۱۲]آنکه کنترل چشم را ازدست بدهد، حزن و اندوه او بسیار گردد.
و نیز فرمود:
کَمْ مِنْ نَظْرَهٍ جَلَبَتْ حَسْرَهً؛[۱۳]چه بسا یک نگاه، حسرتی را به دنبال خود بکشاند.
و امام صادق(ع) فرمود:
کَمْ مِنْ نَظْرَهٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَهً طَوِیلَه؛[۱۴] چه بسا یک نگاه گناه آلود، آرزو و حسرت طولانی را به جای می‌گذارد.

داستان چشم پاکی و نتیجه آن

در پایان به داستانی از قرآن دربارهٔ پسر و دخترانی جوان اشاره می‌کنیم که با عفّت چشم و رعایت نگاه و حریم گرفتن از نامحرم به رفعت و منزلت الهی و اجتماعی بزرگی دست یافت.
موسی(ع) جوانی پرانرژی و پرتوان، پس از درگیری با فرعونیان، از مصر به سوی مدائن هجرت کرد. نزدیک مدائن - همان شهری که شعیب پیامبر(ع) در آن می‌زیست - به جایی رسید که چوپانان برای گوسفندان خویش از آن آب برمی گرفتند. ناگهان دختران جوانی را دید که در کناری ایستاده‌اند و گوسفندانشان را حفاظت می‌کنند. از آنان پرسید چه می‌کنید؟ گفتند: منتظریم تا مردان از این چاه برای گوسفندان آب بیرون آورند و بعد که خلوت شد ما برای گوسفندان خویش آب جستجو می‌کنیم. موسی(ع) آن جوان باغیرت و پرهمّت برای گوسفندان آنان از چاه آب کشید و آن حیوان‌ها سیراب شدند و دختران جوان هم به سوی خانه خویش رفتند. هنگامی که آن دو دختر جوان پیش پدر پیر خود رفتند با یادآوری جریان آب رسانی آن جوان به گوسفندان خویش، از جوانمردی و مردانگی او سخن به میان آوردند. شعیب یکی از آنان را فرستاد که آن جوان را به خانه دعوت کند. آن دختر پیش پدر این پیشنهاد را داد که:
يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ؛[۱۵] ای پدر! این جوان را به کار گیر زیرا او هم توانا وهم امین است.
شعیب پیامبر(ع) پرسید: به توانایی او از جریان برداشتن سنگ سنگین و سخت پی بردی اما امانت او را از کجا شناختی؟
گفت: هنگامی که من را فرستادی تا او را به خانه خویش دعوت کنم، چون موسی راه را نمی‌شناخت من جلو افتادم تا او راه را گم نکند، او به من گفت: تو به دنبال من حرکت کن، هرکجا که به بیراهه رفتم مرا آگاه کن، چون ما کسانی هستیم که به دنبال زنان چشم نمی‌دوزیم و پشت سر آنان حرکت نمی‌کنیم! من از این رفتار او فهمیدم که جوانی پاکدامن و عفیف و امین است.[۱۶]
نتیجه چشم پاکی موسی(ع) آن شد که در نزد شعیب(ع) منزلت یافت، با دختر شعیب(ع) ازدواج کرد و پس از آن نیز به مقام رسالت و نبوّت رسید.

منبع

پاسدار اسلام - تیر ۱۳۸۷، شماره ۳۱۹

پانویس

  1. بحارالانوار ج 69،ص 199.
  2. بحارالانوار ج 101،ص 41.
  3. دُرّ و صدف، محمد شجاعی، نشر مُحیی، صفحه 141،ضمنا در مقدمه این فصل نیز از این نوشته استفاده شد.
  4. بحارالانوار،ج 10، ص 106
  5. نهج البلاغه، ص 548، حکمت 409.
  6. سوره نور، آیات 30 و 31.
  7. بحارالانوار ج 69،ص 199.
  8. بحارالانوار ج 75، ص 283.
  9. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم،ص 60.
  10. بحارالانوار،ج 74، ص 294.
  11. من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 18.
  12. بحارالانوار،ج 74،ص 288.
  13. بحارالانوار،ج 68، ص 293.
  14. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال،ص 262.
  15. سوره قصص، آیه 26.
  16. میزان الحکمه، جلد 10، صفحه 75.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه - تاریخ برداشت : 94/06/23
بازگشت به چشم چرانی