امام المتقین

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۲۸ توسط User2 (نظرات | مشارکت‌ها) (اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

امام المتقین و تاریخ تشیع: امر به معروف و نهی از منکر در سیره امام علی علیه السلام

نویسنده : شاهرخی،سید علاء الدین

چکیده :

کلمات کلیدی :

مقدمه

در بـیش‌تر جوامع بشری افراد اندیشمند و صاحب نظر، برای خود و دیگران مجموعه‌ای از«بایدها»و«نبایدها»ی رفتاری را تـرسیم مـی‌کنند.این مـوضوع در علم جامعه شناسی بدین صورت توجیه و تبیین شده است که هر جامعه‌ای برای تداوم بـقا و ضمانت مناسبات منطقی در بین افراد خود، مجموعه‌ای از قوانین و اصول نا نوشته و نوشته را در نـظر می‌گیرد که عموما از آن بـا عـنوان«ارزش‌ها»یاد می‌شود.پاسداری از ارزش‌های اجتماعی بر عهده همه افراد جامعه است که گسترش و ترویج آن به«امر به خیر و معروف»و جلوگیری از فرو پاشی آن به«نهی از منکر» تعبیر می‌گردد.

در سال‌های اخیر، در جامعه ما فریضه امر به معروف و نـهی از منکر به عنوان وظیفه‌ای فردی و اجتماعی مطرح و نهادینه شده است.در واقع پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نه تنها دگرگونی سیاسی را به دنبال داشت، بلکه حاصل مجموعه گسترده‌ای از تغییرات اجتماعی و فرهنگی بود.ایجاد مشکلات متعدد از سـوی بـعضی عوامل داخلی و خارجی در برابر انقلاب و بویژه تحمیل جنگ هشت ساله، موجب شد تا اهتمام مسئولان به رفع موانع فوق تمرکز یابد.با خاتمه جنگ و افزایش توجه دولت به مسائل اجتماعی- اقتصادی و هـمچنین رشـد سریع جمعیت جوان کشور، به تبع شرایط جدیدی بر جامعه حکمفرما شد؛خصوص اینکه پیشرفت‌های فنّاوری رسانه‌های جمعی، چشم‌انداز جدیدی را در جلوه‌های فرهنگی فراروی جوانان نهاد.

در اینجا باید متذکر شد فریضه امـر بـه معروف و نهی از منکر، میدان وسیعی از حوزه‌های رفتارهای فردی و اجتماعی را شامل می‌شود، لذت طبعا توجه بیش‌تر بدان نه تنها در رفع معضلات فوق، بلکه بر بسیاری از جنبه‌های دیگر حمایت‌های فردی و اجـتماعی مـا، اثـر مهمی می‌گذارد.

می‌توان انقلاب اسلامی ایران را یـکی از ثـمرات مـهم اصول امر به معروف و نهی از منکر در جنبه‌های سیاسی و حکومتی دانست که برای حفظ و گسترش آن باید واقع بینانه بدان اصول تمسّک جست.

مطالعه و تـحقیق دربـاره آن اصـول و شیوه‌های توسعه آن می‌تواند از راه‌های مختلفی ارزیابی شود.قرآن و سـنت ائمـه معصوم(علیهم السلام) انوار درخشانی را بر فریضه امر به معروف و نهی از منکر تابانید و در این میان امام علی(علیه السلام)را که از هـمان اوان کـودکی در مـکتب پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلم)پرورش یافت و در تمام مراحل بعثت، دو شـادوش آن حضرت قرار داشت-و به تعبیری«قرآن ناطق»است-می‌توان به عنوان میزانی بس ارزشمند در باب شناخت آن فریضه برگزید.

معرفت و منکر در لغت و اصطلاح

واژه معرفت از ریـشه«عرف»به مـعنای شـناخته شده و مشهور و نیز یکی و کار نیک، و واژه منکر مشتق از«انکار»و«نکر»به مفهوم کـارهای زشـت و نا مشروع و ناپسند است. ۱

معروف در اصطلاح به کاری اطلاق می‌شود که حسن آن را عقل و یا شرع شناخته بـاشد و مـنکر اصـطلاحا عبارت فعلی است که شرع و عقل آن را ناپسند بشمارند.

به اولی از آن جهت معروف، یا شناخته شـده، گـفته‌اند کـه فطرت پاک آدمی با آن آشنا و مأنوس است و آن را می‌پذیرد ولی دومی چون با سرشت انسان بـیگانه و نـا مـأنوس است منکر و ناشناخته نام گرفته است. ۲

امر به معروف و نهی از منکر در قرآن کریم

در کلام اللّه مـجید، آیـات بسیاری در باب وجوب و اهمیت این تکلیف اسلامی وجود دارد که ذیلا به مواردی از آنـها اشـاره می‌کنیم:

و لتـکن منکم امّة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون. ۳

[باید از شما گروهی بـاشند کـه مردم را به نیکویی و خیر فرا خوانند و به معروف امر کنند و از منکر باز دارنـد.اینان رستگاران‌اند.]

و المـؤمنون و المـؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون اصلاة و یؤتون الزّکئة و یطیعون اللّه و (۱).دهخدا، عـلی اکـبر.۱۳۲۵-۱۳۵۹ ه.ش.لغت نامه.[زیر نظر محمد معین].تهران:انتشارات دانشگاه تهران.ذیل واژه‌های«معروف»و«منکر».

(۲).امر به معروف و نهی از منکر.۱۳۷۶ هـ.ش.انتشارات مـرکز تـحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه.ص ۳۶.

(۳).قرآن:آل عمران/۱۰۴.

رسوله اولئک سیرحمهم اللّه انّ اللّه عزیز حکیم. ۱

[مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند.امر به مـعروف و نـهی از مـنکر می‌کنند و نماز را به پا می‌دارند و زکات می‌دهند و از خدا و پیامبرش فرمانبرداری می‌کنند.خداوند آنان را رحـمت خـواهد کرد که خدا عزیز و حکیم است.]

الّذین یتّبعون الرّسول النّبیّ الامیّ الّذی یجدونه مکتولا عندهم فی التّورة و الانجیل یـأمرهم بـالمعروف و ینههم عن المنکر. ۲

[کسانی از رسول خدا، پیامبر امّی که نامش در تورات و انجیل آمـده اسـت، پیروی می‌کنند.آن‌که آنان را به معروف امر مـی‌کند و از مـنکر بـازشان می‌دارد.]

این آیات و بسیاری دیگر که درباره امر بـه مـعروف و نهی از منکر وارد شده است، گویای آن است که اجرای این فریضه به عنوان یـک وظـیفه اجتماعی، برای جلوگیری از اشاعه و رشـد فـساد، بر هـر مـؤمنی لازم اسـت و این تنها مسئله‌ای اخلاقی نیست.قرآن هـمچنین حـیات واقعی جامعه اسلامی را در گرو همین امر به معروف و نهی از منکر می‌داند.

در واقع بـا اجـرای کامل این تکلیف و وظیفه مهم، مـی‌توان زمینه‌های فعالیت دشمنان خـدا و مـردم را در جامعه از بین برد و سنت پیـامبر گـرامی اسلام را زنده نگاه داشت و در پناه قرآن کریم، محیطی سالم را پدید آورد تا در آن نسلی بـه دوراز آلودگـی‌های موجود در بسیاری از جوامع انسانی، پرورشـ یابند.

قرآن مـجید عـلاوه بر اینکه امـر بـه معروف و نهی از منکر را وظـیفه اسـاسی هر مسلمانی می‌داند، مصادیق متعددی را نیز از هر یک ذکر می‌نماید که از مصادیق«معروف»عبارت است از:ایـمان بـه خداوند متعال، اعتقاد به (۱).همان:توبه/۷۱.

(۲).همان:اعراف/۱۵۷.

عدالت الهی، اهـتمام بـه اقامه نـماز، پرداخـتن خـمس و زکات، تقوا و پرهیزگاری، احـسان به پدر و مادر، اخلاق و رفتار نیک، فرو بردن خشم، صله رحم، انفاق، قناعت، وفای به عـهد و جـهاد در راه خدا؛و از مصادیق«منکر»در کتاب خدا، می‌توان کـفر بـه اصـول و فـروع دیـن، فروختن دین بـه دنـیا، دروغ گویی، سهل انگاری در نماز، ترویج فساد و ابتذال، بخل و عدم انفاق، خیانت، ظلم، شرارت و فتنه‌گری، حیف و مـیل بـیت المـال و رشوه خواری را بر شمرد.

امر به معروف و نهی از مـنکر در سـیره مـعصومان علیهم السلام

حیات بـشری در طـول تـاریخ خود مراحل مختلفی را گذارنده است.برخی بر مسند قدرت نشسته و گاه با ادعای خدایی یا نمایندگی او، مردم را به خدمت خود گمارده و جامعه را به فساد و تباهی کشانده‌اند.اما، به عـکس، همیشه انسان‌های شاخص هم در بین مردم وجود داشتند که از جانب خداوند متعال به پیامبری مبعوث شده‌اند تا حسب وظایفشان به نجات امت از ظلم ستمکاران و هدایت آنها در رسیدن به سعادت دنـیا و آخـرت بپردازند.

پروردگار متعال پیامبران خود را از بین آنهایی برگزید که از روحی بلند، متانت، شکیبایی و گذشت برخوردار بودند، و البته لطف حق در باب اعطای این صفات حسنه، همواره شامل حال پیامبران و معصومان(علیهم السلام) بـوده اسـت؛به گونه‌ای که پیغمبران الهی با سلاح اخلاق نیک، صبر و استقامت، نه تنها حکومت‌های فاسد و مستکبر را به زانو در آوردند بلکه توانستند امت را نیز از مـحیط فـاسد و آلوده برهانند.

قرآن کریم درباره علت جاذبه پیـامبر اکـرم در بین مردم می‌فرماید: ۱

(۱).همان:آل عمران/۱۵۹.

فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لا نفضوا من خولک.

[به سبب رحمت خدا است که تو با مردم خوشخو و مـهربان هـستی. اگر سخت دل و تند خـو مـی‌بودی(هر آینه)مردم از گرد تو پراکنده می‌شدند.]

اخلاق عالی و تقیّد کامل پیامبر اسلام و سایر معصومان(علیهم السلام) موجب شد تا علی رغم تلاش منحرفان و فاسدان، همواره افراد مؤمن و مقیّد در جامعه حضور داشته باشند و نور ایـمان و تـقوا حاموش نماند؛عمّار یاسر، اویس قرنی، ابو ذر غفاری، سلمان فارسی، مالک اشتر نخعی، کمیل بن زیاد نخعی و سیلمان بن مراد الخزاعی و امثال ایشان، از زمره چنین افرادی محسوب می‌شوند.

علاوه بر سیره نبی اکـرم و ائمـه اطهار(علیهم السـلام)که در آن حد اعلای قیام به معروف و دوری از منکر مشاهده می‌شود، در گفتار آنان نیز تأکیدات فراوانی بر این قـضیه مهم صورت گرفته است که بیان و بررسی همگی آنها خود مـقاله‌ای مـستقل را مـی‌طلبد ولی دراینجا به مواردی از آنها، به اختصار اشاره خواهیم کرد.

پیامبر اسلام(صلی اللّه علیه و آله و سلم)به یاران خود فرمود: ۱

چه گونه هـستید آن زمـانی که زنانتان فاسد و جوانانتان فاسق گردند و شما امر به معروف و نهی از منکر نـکنید؟گفتند:آیا چـنین زمـانی می‌رسد؟ فرمود:بله، و بدتر از آن اینکه زمانی می‌رسد که به منکر امر می‌کنید و از خوبی نهی می‌کنید.گفتند:آیا چـنین اتفاق می‌افتد؟فرمود:بله، و برتر از آن اینکه زمانی می‌رسد که معروف در میان شما به منکر و مـنکر (۱).مجلسی، محمد باقر.۱۳۶۰ه.ش.بحار الانـوار.ترجمه مـوسی خسروی.تهران:کتابفروشی اسلامیه.ج ۱.ص ۷۴.

در میان شما به معروف تبدیل شود.

اهمیت این موضوع در نظر پیامبر گرامی اسلام(صلی اللّه علیه و آله و سلم) تا آنجا بود که ایشان در سخنان خود، از مردم می‌خواست تا امر به معروف و نهی از مـنکر را هیچ‌گاه ترک نکنند.شخصی به رسول خدا عرض کرد:«ما به معروف امر نمی‌کنیم تا از همه آنها باز ایستیم.»حضرت فرمود:«به معروف امر کنید، اگرچه همه را به جا نمی‌آورید و از منکر نهی نمایید.گرچه همه را تـرک نـمی‌کنید.» ۱

امام علی(علیه السلام)دراین‌باره می‌فرماید: ۲

فرض اللّه...، و الامر بالمعروف مصلحة للعوارمّ، و النّهی عن المنکر ردعا للسّفهاء.

[خداوند امر به معروف را برای اصلاح عوارم و نهی از منکر را برای جلوگیری از کم‌خردان واجب گردانید.]

امام محمد باقر(علیه السلام)، انجام دهندگان ایـن تـکلیف را از مأموران الهی می‌داند و می‌فرماید: ۳

امر به معروف و نهی از منکر، دو آفریده الهی هستند که هر کس آنها را یاری کند، خدا یاریش می‌کند و هر که آن دو را تنها گذارد، خدا تنهایش می‌گذارد.

امام علی، الگوی کـامل امـر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر در سیره رفتاری و کرداری امام المتقین تجلّی (۱).حرّ عاملی، محمد بن حسن.۱۳۸۳ه.ق.وسائل الشیعه.تهران:مکتبة الاسلامیة.ج ۱۱. ص ۴۲۰.

(۲).نهج البلاغه.بی تا.ترجمه و شرح سیّد علینقی فیض الاسلام، تهران:مکتبة السـلامیة.«حکمت ۲۴۴.»

(۳).حرّ عـاملی، هـمان، ص ۳۹۸.

عینی یافته بود.چه حضرت به آنـچه امـر مـی‌فرمود، خود عامل بدان بود و از آنچه نهی می‌فرمود، خود از آن امتناع می‌ورزید.امام به افرادی که در این امر بسیار مهم تنها حرف مـی‌زنند و اهـل عـمل نیستند انتقاد کرده و فرموده است: ۱

لعنت بر کسانی کـه امـر به معروف ومی‌کنند و خود عامل بدان نیستند، و لعنت بر آنان که نهی از منکر می‌نمایند اما خودشان آن را انجام می‌دهند.

وصی و جانشین پیـامبر اکـرم در تـمام مصادیق معروف، خود پیشتاز است که در این مختصر تنها بـه بیان نمونه‌هایی از آن بسنده می‌کنیم.

الف)زهد امام و نهی ایشان از گرفتار شدن در گرداب مادیات

یکی از مصادیق بسیار مهم«معروف»در سخنان و کردار حضرت علی (علیه السـلام)بی تـوجهی و عـدم انس با دنیای مادی است.لذا در نامه‌ای خطاب به عمرو بن عـاص مـی‌فرمایند: ۲

دنیا آدمی را از کارهای دیگر باز می‌دارد و دلبسته به دنیا، با حرص گرفتار آن است.هر چیزی که از آن به دسـت مـی‌آید، مـوجب آز بیش‌تر می‌شود و از آنچه به دست نیاورده با چیزی که به دست آورده اسـت، بـی نـیاز می‌شود و از آن پس هم ازآنچه تحصیل کرده است، باید جدا شود.

امام علی(علیه السلام)در فرصت‌های مختلف بر ایـن امـر تـصریح فرموده است و به لحاظ نحوه عملکرد نیز خود چهره درخشان زهد و پرهیز از دنیا گـرایی اسـت؛خصوص آنکه پس از رسیدن به مقام خلافت و (۱).شریف رضی، محمد بن حسین.۱۳۷۸ ه.ش.نهج البلاغه.ترجمه مـصطفی زمـانی.تهران: انـتشارات نبوی.ص ۳۰۱.

(۲).دینوری، ابو حنیفه احمد بن داود.۱۳۶۴ ه.ش.اخبار الطوال.ترجمه محمود مهدوی دامغانی. تهران:نشر نی.ص ۲۰۳.

در حالی کـه سـرزمین‌های وسیعی در تصرّفشان بود، همچنان بر همان منوال سابق زندگی می‌فرمود.ابن ابی الحدید دربـاره نـحوه زنـدگانی حضرت این‌گونه می‌نویسد: ۱

او هرگز از خوراکی سیر نخورد و از همه مردم در خوراک و پوشش خشن‌تر بود...، جامه‌های او گـاه بـا قطعه پوستی وصله خورده بود و گاه با لیف خرما و کفش‌هایش نیز از لیـف خـرما بـود.همواره کرباس خشن می‌پوشید و اگر آستین پیراهنش را بلند می‌یافت آن را با کارد می‌برید...، علی(علیه السلام)است که دنـیا را طـلاق داده اسـت و با آنکه اموال از تمام سرزمین‌های اسلامی جز شام به سوی او گسیل مـی‌شد، هـمه را پخش و پراکنده می‌کرد.

ب)تقوای الهی و نهی از بی تقوایی

تقوای الهی و امساک از گناهان، در رأس«معروف»ها قرار دارد و به نوعی می‌توان ریشه همه آنـها را در تـقوا جست و متقابلا تمام منکرات، به جهتی ناشی از بی تقوایی است.علی(علیه السلام)بر مـوضوع تـقوا تأکید خاصی نموده و آن را بهترین کارها نزد خـداوند دانـسته و فـرموده است: ۲

شما بندگان خدا را به پرهیزکاری دعوت مـی‌کنیم؛زیرا پرهـیزکاری بهترین اموری است که بندگان خدا را بدان سفارش می‌کنند و بهترین کارهای به ثـمر رسـیده در نظر پروردگار است.

آنچه در کلام و اعمال امـام تـجسّم عینی دارد، تـقوای الهـی و لزوم پرهـیز از پیروی هوای نفس است که در خـطبه‌ها و فـرمان‌های حکومتی ایشان، بارها بر این امر تصریح شده است.از آن جمله خطاب بـه ابـن عباس می‌فرماید: ۳

(۱).ابن ابی الحدید، عز الدیـن ابو حامد عبد الحـمید.۱۳۶۷ هـ.ش.جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابـن ابـی الحدید.ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران:نشر نی.ج ۱.ص ۲۲.

(۲).شریف رضی، همان، ص ۴۲۱.

(۳).مفید، شیخ ابو عبد اللّه محمد بـن مـحمد بن نعمان/۱۳۶۷ ه.ش.نبرد جمل تـرجمه محمود

...از هـوای نـفس بپرهیز که تـو را از راه حـق باز می‌دارد و بدان آنـچه بـه خداوندت نزدیک کند، تو را از آتش دور سازد و...، خدا را بسیار یاد کن و از غافلان مباش.

در سیره عملی آن حـضرت، اوج تـقوا نمایان است و هر انسانی را در برابر ایـن خـویشتن داری ایشان نـسبت بـه جـاذبه‌ها و لذایذ دنیوی متحیر مـی‌سازد تا بدانجا که جورج جرادق مسیحی، کتاب خود را-موسوم به امام علی، صدای عدالت انـسانی-با ویـژگی عدالت امام المتقین می‌نگارد و بسیاری دیـگر از مـستشرقان و اسـلام شـناسان غـیر مسلمان هم بـر ایـن امر تصریح نموده‌اند.با اینکه سخن گفتن در این بعد از ابعاد وجودی امام نیز مجال بسیاری را می‌طلبد، امـا لازم اسـت دسـت‌کم به جهاتی از آن اشاره‌نماییم. علی(علیه السلام)شبی از لیالی مـاه مـبارک رمـضان مـهمان دخـتر خـود، ام کلثوم، بود.فرزند برای پدردو قرص نان جوین و کاسه‌ای از شیر را در طبقی نهاد و آن را همراه با مقداری نمک، پیش گذارد.امیر المؤمنین چون از نماز فراغت یافت و به طبق نگریست، فرمود:ای دخت مـن، در یک طبق دو نان خورش حاضر می‌کنی!مگر نمی‌دانی که من راه پسر عموی خود، رسول خدا، می‌روم؟مگر نمی‌دانی در حلال دنیا حساب است و در حرام آن عذاب؟به خدا سوگند افطار نمی‌کنم تا از این دو خورش جـز یـکی را بر جای نگذاری.

ابو الاسود دوئلی می‌گوید: ۱

بعد از آن-پیروزی امام در جنگ جمل-علی را دیدم که بر بیت المال بصره وارد شد و همین‌که بدانچه در آن بود نگریست، گفت:«ای زردها و سپیدها!کس دیگری غیر از مرا فریب دهید.مال، پیشوای ظـلمت و تـاریکی است و من پیشوای مؤمنانم.»به خدا سوگند که علی نه به آنچه ق-مهدوی دامغانی.تهران:نشر نی.ص ۲۵۱.

(۱).مفید، همان، ص ۱۷۴.

در بیت المال بود توجه کرد و نه درباره آنـچه دیـد، اندیشید و من آن اموال را در نظرش هـمچون خـاک بی مقدار دیدم.

تقوای الهی، در عملکرد سیاسی امام نیز کاملا بازتاب دارد و برخلاف خلفای دیگر که حسب مصلحت خود اقدام می‌کردند، علی(علیه السلام) سخت مقیّد به شـریعت بـود و هیچ عمل خلاف شـرعی را انـجام نمی‌داد، حتی اگر به ضرر ایشان منجر می‌شد.ازاین‌رو هنگامی که شنید دشمنان، او را بی تدبیر و بی سیاست می‌خوانند، فرمود: ۱

اگر دین و تقوا نبود و اگر ناپسندی و مکر و خدعه نبود، من از زیرک‌ترین مردم بودم.

امیر المـؤمنین در آسـتانه جنگ‌های خود، برخلاف سایر حکّام و سلاطین که تنها به فکر حفظ مقام خود هستند، خطاب به سربازانش می‌فرماید:«ای بندگان خدا، تقوای الهی را پیشه سازید.» ۲

ج)ذکر خدا و دوری از غفلت

حضرت علی(علیه السلام)ذکر خدا را از مهم امـر بـه معروف، و غـفلت از پروردگار را عاملی برای رواج منکر می‌داند.به رغم تصور برخی هدف از ذکرخدا، تنها به زبان جاری ساختن آن نیست بـلکه آن انس باخداوند است که خود آثاری گسترده‌ای را بر زندگی شخصی و اجـتماعی مـی‌گذارد.امام در ایـن‌باره چنین فرموده است: ۳

ذکر خدا حامیان خاصی دارد که به جای دنیا، با قوت به ذکر خدا تمسّک (۱).ابـن ابـی الحدید، عز الدین ابو حامد عبد الحمید، ۱۹۶۱م.شرح نهج البلاغة، مصر.ج ۱۱. ص ۲۱۱.

(۲).مزاحم المنقری، ابـو الفـضل نـصر بن مزاحم.۱۳۶۴ ه.ش.واقعه صفّین در تاریخ.ترجمه کریم زمانی.تهران:مؤسسه خدمات فرهنگی رسا.ص ۱۲۰.

(۳).شریف رضی، همان، ص ۵۸۳.

جسته‌اند؛نه تجارت و نه خـرید و فروش آنان را از ذکر پروردگار باز نمی‌دارد.در طول زندگی ذکر خداوند را مونس خود قـرار داده‌اند و با ذکر هـم او از کـارهای حرام جلوگیری می‌کنند.در گوش غافلان فریاد می‌زنند، عدالت را به پای می‌دارند و بدان عمل می‌کنند، و امر به معروف و نهی از منکر می‌نمایند.

امام ریشه بسیاری از منکرات را در بی خبری از خدای متعالم می‌داند و از نظر ایشان کسی که دچـار غفلت از خالق هستی بخش می‌شود، تمام زندگانی خود را حول محور دنیای مادی و تنعّمات آن قرار می‌دهد.حضرت درباره این‌گونه افراد می‌فرماید: ۱

سود(طاعت خدا)در نظرش زیان است و حسارت(نا فرمانی خدا)در نزدش سود.از مرگ می‌هراسد امـا فـرصت را غنیمت نمی‌شمارد.گناه دیگری را بزرگ می‌انگارد در صورتی که بیش از آن را برای خود ناچیز می‌پندارد.عبادت خود را(نسبت به خالق)که بسیار کم‌تر از عبادت دیگران است، زیاد می‌شمارد.او مردم را سرزنش می‌کند اما خود سهل انـگاری مـی‌نماید.کارهای بیهوده‌ای را که با ثروتمندان انجام می‌دهد، بهتر از ذکر خدا با بیچارگان می‌داند....از مردم، نه در راه خدا، بیم دارد ولی از خداوند، درباره مردم، هراسی ندارد.

علی(علیه السلام)را به حق می‌توان فردی ذوب شده در پروردگار دانـست.در سـخت‌ترین شرایط مادی از یاد خدا غافل نشد و از جمله در جنگ‌ها تنها و تنها برای رضای خدا مبارزه کرد و حتی قبل از آغاز نبرد، دشمنان خود را ارشاد و هدایت می‌فرمود.

تلقّی این انسان الهی از دنیا، محلی اسـت بـرای ذکـر خدا و نزدیک شدن به او.هـمچنان‌که فـرموده اسـت: ۲

(۱).همان، صص ۹۱۴-۹۱۵.

(۲).یعقوبی، احمد بن اسحاق، ۱۳۷۱ ه.ش.تاریخ یعقوبی.ترجمه محمد ابراهیم آیتی.تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.ج ۲.ص ۱۲۹.

دنیا سرای راستی است برای کسی که گفتار آن را بـاور کـند و مـنزل سلامتی است برای کسی که آن را بفهمد و سرای تـوانگری اسـت برای کسی که از آن توشه بر گیرد.سجده گاه دوستان خدا و فرودگاه وحی او و نماز گاه فرشتگانش و تجارتخانه دوستانش است که رحـمت را در آن بـه دسـت آورده و بهشت را بدان سود برده‌اند.

امام در همه زمان‌ها و مکان‌ها در محضر خدا حاضر و مـشغول عبادت بود.هنگام نماز و نیایش که فرا می‌رسید لرزش بر اندامش می‌فتاد، گویی که هول و هراس عجیبی او را در بوده باشد.در عـین حـال چـهره‌ای گشاده و متبسّم داشت؛زیرا نیک می‌دانست خداوند کریم چرهه‌های عبوس و گرفته را دوسـت نـمی‌دارد.او یقین داشت آن‌که عبودیت خدا را حقیقتا پذیرفت، باید در محراب زندگی نیز همه شیاطین را کنار زند و تـنها در مـقابل دیـتگاه الهی بایستد و لذا از دیگر الهه‌ها و معبودهای خود پرستی، خود محوری، جاه طلبی، بـرتبری جـویی و دنـیا پرستی اجتناب نماید.

د)اطاعت از اولو الامر و نهی از سر پیچی از فرامین ایشان

شناخت آنچه مورد پسند و رضایت خداوندی است-فی المـثل شـناخت «مـعروف»-در تمام موارد به آسانی امکانپذیر نیست.بنابراین متابعت هدایتگران الهی، اعم از پیامبران، امامان و نایبان امـام، مـی‌تواند به این امر عینیت بخشد و بدیهی است آنچه را آنها نهی نمایند باید بـه عـنوان نـهی از منکر تلقّی گردد.

امام علی(علیه السلام)نه تنا بر این نکته تصریح نموده، بلکه اطاعت از اولو الامر و نـهی از سـر پیچی ایشان را خود امر به معروف و نهی از منکر دانسته و فرموده است: ۱

(۱).ابن اعثم کـوفی، هـمان، ص ۴۱۱.

...محافظت کـردن از اوامر و نواهی خدای عزّ و جلّ، و اشارت نبوی را نیوشیدن، سبب نجات و رهایی(است).بر اطاعت مواظبت نمایید و صـلاح دیـن و دنیای خود را در انقیاد و متابعت اولو الامر شناسید.

با حاکمیت جانشینان شایسته پیامبر(اولو الامر)، امکان هـدایت مـردم بـه مسیر صحیح نیز فراهم می‌گشت و مفاد کتاب خدا در جامعه اجرا و نواحی خداوند در آن مطرود می‌شد، و ازایـن‌رو اسـت کـه در نامه‌ها و سخنان علی (علیه السلام)، قبل از آغاز جنگ صفّین، بارها از نیت ایـشان در عـدم تأیید معاویه به عنوان استاندارد شام اطلاع می‌یابیم تا آن حد که امام یکی از علل لزوم مبارزه بـا ایـن بازمانده اشرافیت جاهلانه اموری را قیام به امر به معروف و نهی از منکر مـی‌داند.موضوع حـائز اهمیت اینکه امام حسین(علیه السلام) نیز سـال‌ها بـعد، هـدف از مبارزه با یزید بن معاویه را-که عـلی رغـم ارتکاب انواع فسق و فجور، به نا حق از جانب پدر به خلافت گمارده شده بـود- اصـلاح امت جدش پیامبر خدا و امـر بـه معروف و نـهی از مـنکر ذکـر می‌کند.

امام علی(علیه السلام)در دعوت مردم به نـبرد بـا معاویه، ضمن ارائه دلایلی مبنی بر نا حق بودن او و یارانش به علت ارتـکاب افـعال حرام، این اقدام را امر به مـعروف و نهی از منکر می‌خواند از ایـن بـاب که مردم با اطاعت از او بـه عـنوان اولو الامر، از گرداب گناه و معصیت و انجام نواهی خداوند نجات یابند.وی در نامه خود به یـکی از کـار گزاران چنین می‌انگارد: ۱

هرگاه نامه مـن بـه تـو رسید...به سوی مـا بـیا، باشد که با ایـن دشـمن بی پروا روبه‌رو شویم تا امر به معروف و نهی از منکر کنی و حق را به دست آوری و بـاطل را دور سازی.

نکته مـهم در کلام امیر المؤمنین همانا تأکید ایـشان بـر اطاعت از الو الامـر اسـت کـه حق اقامه(امر به مـعروف)، و باطل رویگردان می‌شود(نهی از (۱).مزاحم المنقری، همان، ص ۷۱.

منکر).ولی متأسفانه در طول تاریخ، به جز گروه‌هایی از مردم، عده کـثیری دنـیای خود را به آخرت ترجیح داده‌اند و اغـلب تـعداد یـاران پیـامبران و جـانشینان شایسته آنها(آمران بـه مـعروف)از عده ستمکاران و طاغوتیان (ناهیان از منکر)کم‌تر بوده است.ترکامر به معروف و نهی از منکر-یا به بیان دیگر، ترک اطـاعت از الو الامـر-البته نـتایج نا خوشایندی را به دنبال دارد.امام در آخرین لحـظات حـیات خـود درایـن‌باره فـرموده اسـت: ۱

امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بر اثر ترک امر به معروف و نهی از منکر، ستمگران بر شما مسلّط می‌شوند سپس دعا می‌کنید و خدا اجابت نمی‌فرماید.

آن‌گاه امام عـلی(علیه السلام)این مردم را مستوجب غضب خداوند می‌داند و می‌فرماید: ۲

خدا ملت‌های گذشته را در برابر شما به این جهت لعن می‌کند که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند؛نادانان را به خاطر نافرمانی و عاقلان را به خـاطر تـرک نهی از منکر.

از جمله مطالب حایز اهمیت، تأکیدات دیگر مولای متقیان بر اهمیت اطاعت از اولو الامر و نهی از سر پیچی از فرمان ایشان است و این امر کاملا گویای پر اهمیت بودن موضوع رهبری از نظر اسـلام اسـت؛زیرا در حقیقت با وجود رهبران شایسته است که جامعه هدایت می‌یابد و«معروف»اقامه و«منکر»طرد می‌شود.ایشان در این خصوص می‌فرماید: ۳

عجیب است!چرا از خطای ملت‌هایی که در دین خود اخـتلاف نـظر دارند، نه به دنبال دسـتور پیـامبر می‌روند، نه از عمل نایب رسول خدا متابعت می‌کنند، نه عقیده دارند و نه از عیب‌ها صرف نظر (۱).شریفی رضی، همان، ص ۷۵۲.

(۲).همان، ص ۶۲۰.

(۳).همان، ص ۱۷۰.

می‌کنند، تعجب نکنم!در مطالب پیچیده و مشکل کـار مـی‌کنند، راه شهوترانی را می‌پیمایند، معروف در نـظر آنـان مطالبی است که می‌دانند، و منکر به عقیده آنها چیزی است که آن را بد بدانند، در مشکلات به خویشتن پناه می‌برند و در کارهای مهم به نظر خود تکیه می‌کنند، گویا هر فردی رهبر خـویش است.

پیامدهای امـر به معروف و نهی از منکر در جامعه از منظر علی علیه السلام

آثار برکت امر به معروف و نهی از منکر در یک جامعه اسلامی، از نظر حضرت علی(علیه السلام)، بسیار گسترده و حیاتی است و از سیره امام در این‌باره چنین برداشت مـی‌شود کـه این فـریضه الهی مشتمل بر دو مقوله بسیار مهم آثار اجتماعی و آثار فردی است.

الف)آثار اجتماعی

۱.استقرار عدالت

در شرایطی که مؤمنین بتوانند در جامعه نهی از مـنکر نمایند، زمینه بی عدالتی نیز از بین خواهد رفت، زیرا در این صـورت نـظارت عـمومی وجود دارد.امام می‌فرماید: ۱

(امر به معروف و نهی از منکر)با برگرداندن مظالم(به صاحبان اصلی آن)و مخالقت با ستمگر همراه است.

۲.اقامه حـکومت صالحان

نظام اسـلامی به رهبری افراد شایسته-یا به تعبیر امام، اولو الامر-در سایه امر به معروف و نـهی از مـنکر اسـتقرار می‌یابد که پیش تر بدان اشاره شد.

۳.اجرای صحیح قوانین اسلام

در جامعه‌ای که آمرین به معروف و ناهیان از مـنکر فعال باشند، بهترین (۱).حرّ عاملی، همان، ص ۴۰۳.

شرایط برای اجرای قوانین اسلام فراهم خواهد شـد و البته عکس آن نیز صـادق اسـت.از نظر علی(علیه السلام)امتناع از نهی از منکر سبب فراگیر شدن فساد در جامعه می‌شود و به تبع آن، کسی هم از رواج آن جلوگیری نخواهد کرد.پس در این شرایط چه گونه می‌توان قوانین اسلام را به نحو صحیح اجرا نمود.

۴.عقب نـشینی مستبکران و فاسدان

در نظر امام علی(علیه السلام)با رواج و تقویت معروف و جلوگیری از منکر، فاسدان و زور گویان عرصه چندانی برای خود نمی‌بینند و واضح است که جبهه مؤمنان نیز تقویت می‌شود.حضرت می‌فرماید: ۱

هر کس امر به معروف کند، مـؤمنان را قـدرتمند می‌سازد.

۵.ظهور ارزش‌ها و نفی ضد ارزش‌ها

مولی الموحدین بی توجهی به منکر و جلوگیری نکردن از آن را سبب انفصال قرآن و عاملان به آن، به کنار نهادن قرآن و پیروان آن و حاکمیت دشمنان خدا بر روی زمین می‌داند و به عکس اجـرای ایـن فریضه الهی را موجب رواج تقوای الهی، ذکر خدا و کشف حقایق قلمداد می‌نماید. ۲

ب)آثار فردی

۱.پاداش فراوان

علی(علیه السلام)می‌فرماید: ۳

تمام کارهای نیک و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر، مانند آب دهانی است در میان دریا.

(۱).فیض الاسلام، همان، ص ۱۱۰۰.

(۲).شریف رضـی، هـمان، صص ۳۳۴ و ۴۲۱.

(۳).همان، ص ۱۰۰۸.

و البته این کلام چنان گویا است که محتاج توضیح بیش‌تر نیست.

۲.اصلاح نادان امام(ع)راه آگاه ساختن نادان را در امر به معروف می‌دانند که از این طریق امکان اصلاح وی نیز فراهم می‌آید. ۱

۳.افزایش روزیـ، درآمـد و عـمر به تصور گروهی، ایفای مـسئولیت الهـی مـی‌تواند موجبات کاهش عمر و یا نقصان درآمد فرد را فراهم سازد اما امیر المؤمنین درباره این موضوع فرموده است:

امر به معروف و نهی از منکر، مـرگ انـسان را نـزدیک نمی‌کند و رزق او را کاهش نمی‌دهد.

خصوصیات آمر به معروف و ناهی از مـنکر از مـنظر امام علی علیه السلام

فریضه بزرگ آمر امر به معروف و نهی از منکر، آثار عمیقی را بویژه در اجتماع می‌گذارد و بالطبع اثر بخشی مناسب آنـ، در شـرایط خـاصی امکانپذیر است. صلاحیت‌ها و خصوصیات اشخاصی که می‌توانند از دیگران بخواهند کـارهای پسندیده را انجام دهند و از آنچه زشت است دوری نمایند، به وضوح در مکتب اسلام بیان شده است و برای این منظور مـی‌توان بـه کـتاب خدا و سنت مراجعه نمود.اما یکی از بهترین مراجع دراین‌باره، سیره امیر المـؤمنین اسـت؛او که به حق قرآن ناطق بود و با گفتار و کردار خود برترین راهنمایان برای هر مسلمانی اسـت.لذا مـناسب‌تر دیـدیم تا در اینجا به بیان برخی ویژگی‌های آمرین به معروف و ناهیان از منکر-با عـنایت خـاص بـه سیره علی(علیه السلام)-بپردازیم.

نسبت به معروف و منکر شناخت داشته باشید.

(۱).همان، ص ۹۴۸.

خود عامل به معروف و تارک منکر باشند.این ویـژگی تـأثیر بـه سزایی را در اثر بخشی و ترویج فریضه امر به معروف و نهی از منکر دارد و امام علی (علیه السـلام)هم کـه خود در عمل آیینه کامل رعایت این امر بود، در کلامش نیز بارها بدان تـأکید نـموده اسـت، تا آنجا که می‌فرماید: ۱

لعنت بر کسانی که امر به معروف می‌کنند و خود عامل بـدان نـیستند، و لعنت بر آنان که نهی از منکر می‌نمایند اما خودشان ان را انجام می‌دهند.

در اجرای این فـریضه، بـه زبـان و دست(عمل)و قلب قیام نمایند. (اعتقاد درونی و راسخ به انجام معروف و ترک ازمنکر داشته باشند.)

آزاده باشند و از کـسی در اجـرای فریضه نهراسند.

نسبت به مردم مهربان باشند.

در اجرای صحسح این فریضه، با مردم به خـوبی رفـتار نمایند.

در عـمل به فریضه، هیچ‌گونه تبعیضی بین مردم قائل نشوند.(با آشنا و غریبه به یک منوال رفتار نمایند.)

در هـر صـورتی تـقوای الهی پیشه کنند و اجرای این فریضه را برای رضای خدا بخواهند.

صبر پیشه نمایند و مـشکلات را بـه جان بخرند.

از زبان شماتت کنندگان و افراد مأیوس، تزلزل به خود راه ندهند.

ذکر خدا را در اجرای این فریضه، وجهه خـویش سازند.

در بـرابر آزار دیگران مقابله به مثل ننمایند.

علی شناسی یا معروف شناسی

برای هر محقق بی طرف امـا آگـاهی، لحظه لحظه حیات پربرکت امام علی (عـلیه السـلام)مصادیق«معروف»و دوری از«مـنکر»است.وظیفه امر به (۱).شریف رضی، همان، ص ۳۰۱.

معروف و نهی از مـنکر، قـبل از هر چیز دو شرط اساسی دارد؛یکی بصیرت در دین و دیگری بصیرت در عمل و آنچه که سـبب پرتـو افشانی چهره حضرت در انجام ایـن فـریضه شده اسـت، بـصیرت کـامل ایشان در دین و عمل، مسئولیت شناسی، پایـبندی بـه معروف و دروی از منکر-ولو به قیمت از دست دادن مقام خلافت-و یا حتی خانه نشینی است.

امام عـلت سـکوت خود را بعد از رحلت پیامبر اکرم(صلی اللّهـ علیه و آله و سلم)، نـهی از اخـتلاف و پراکندگی مسلمانان و تسلّط کفر بـیان مـی‌فرماید.با این حال پس از اینکه ولید بن عقبة بن ابی معیط، شرب خمر نمود، بـدان سـبب که برادر مادری خلیفه سـوم بـود، کـسی برای اجرای حـد بـر او اقدام ننمود مگر مـولای متقیان.

هرگز در مـبارزه‌ای برای کسب قدرت شرکت نکرد و آن هنگام هم که به اصرار بیش از حد مردم، خـلافت را پذیـرفت هدف خویش را در پذیرفتن آن ایفای تعهدی دانـست کـه عالمان در بـرابر خـداوند دارنـد، و البته تنها در این شـرایط است که می‌توان امکان اقامه معروف و نهی از منکر را فراهم ساخت.

علی(علیه السلام)آرمان بشریت است.اوامر او در راستای اوامر الهـی و نـواهی او نیز به همین گونه بود کـه در ایـن مـقاله تـنها بـه بعضی از مصادیق آن اشـاراتی شـد.بسیاری از حاکمان و سیاستمداران در طول تاریخ شعارهای زیبا و جذابی را مطرح کرده‌اند حال آنکه پس از دستیابی به قدرت، آنها را بـه فـراموشی سـپردند و برای حفظ منافع خود بر اریکه قـدرت، بـه شـکل‌های دیـگری عـمل نـمودند.اما امیر المؤمنین علی(علیه السلام)حتی به قیمت تحلیل رفتن نیروها و نهایتا شهادت خویش، دست از عمل به احکام قرآن و سنت پیامبر اکرم بر نداشت.

بازگشت به مقالات