امام المتقین
نویسنده : سید علاء الدین، شاهرخی
[۱]
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ معرفت و منکر در لغت و اصطلاح
- ۳ امر به معروف و نهی از منکر در قرآن کریم
- ۴ امر به معروف و نهی از منکر در سیره معصومان علیهم السلام
- ۵ امام علی، الگوی کامل امر به معروف و نهی از منکر
- ۶ پیامدهای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه از منظر علی علیه السلام
- ۷ خصوصیات آمر به معروف و ناهی از منکر از منظر امام علی علیه السلام
- ۸ علی شناسی یا معروف شناسی
- ۹ پانویس
مقدمه
در بیشتر جوامع بشری افراد اندیشمند و صاحب نظر، برای خود و دیگران مجموعهای از«بایدها»و«نبایدها»ی رفتاری را ترسیم میکنند.این موضوع در علم جامعه شناسی بدین صورت توجیه و تبیین شده است که هر جامعهای برای تداوم بقا و ضمانت مناسبات منطقی در بین افراد خود، مجموعهای از قوانین و اصول نا نوشته و نوشته را در نظر میگیرد که عموما از آن با عنوان«ارزشها»یاد میشود.پاسداری از ارزشهای اجتماعی بر عهده همه افراد جامعه است که گسترش و ترویج آن به«امر به خیر و معروف»و جلوگیری از فرو پاشی آن به«نهی از منکر» تعبیر میگردد.
در سالهای اخیر، در جامعه ما فریضه امر به معروف و نهی از منکر به عنوان وظیفهای فردی و اجتماعی مطرح و نهادینه شده است.در واقع پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نه تنها دگرگونی سیاسی را به دنبال داشت، بلکه حاصل مجموعه گستردهای از تغییرات اجتماعی و فرهنگی بود.ایجاد مشکلات متعدد از سوی بعضی عوامل داخلی و خارجی در برابر انقلاب و بویژه تحمیل جنگ هشت ساله، موجب شد تا اهتمام مسئولان به رفع موانع فوق تمرکز یابد.با خاتمه جنگ و افزایش توجه دولت به مسائل اجتماعی- اقتصادی و همچنین رشد سریع جمعیت جوان کشور، به تبع شرایط جدیدی بر جامعه حکمفرما شد؛خصوص اینکه پیشرفتهای فنّاوری رسانههای جمعی، چشمانداز جدیدی را در جلوههای فرهنگی فراروی جوانان نهاد.
در اینجا باید متذکر شد فریضه امر به معروف و نهی از منکر، میدان وسیعی از حوزههای رفتارهای فردی و اجتماعی را شامل میشود، لذت طبعا توجه بیشتر بدان نه تنها در رفع معضلات فوق، بلکه بر بسیاری از جنبههای دیگر حمایتهای فردی و اجتماعی ما، اثر مهمی میگذارد.
میتوان انقلاب اسلامی ایران را یکی از ثمرات مهم اصول امر به معروف و نهی از منکر در جنبههای سیاسی و حکومتی دانست که برای حفظ و گسترش آن باید واقع بینانه بدان اصول تمسّک جست.
مطالعه و تحقیق درباره آن اصول و شیوههای توسعه آن میتواند از راههای مختلفی ارزیابی شود.قرآن و سنت ائمه معصوم(علیهم السلام) انوار درخشانی را بر فریضه امر به معروف و نهی از منکر تابانید و در این میان امام علی(علیه السلام) را که از همان اوان کودکی در مکتب پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلم)پرورش یافت و در تمام مراحل بعثت، دو شادوش آن حضرت قرار داشت-و به تعبیری«قرآن ناطق»است-میتوان به عنوان میزانی بس ارزشمند در باب شناخت آن فریضه برگزید.
معرفت و منکر در لغت و اصطلاح
واژه معرفت از ریشه«عرف»به معنای شناخته شده و مشهور و نیز یکی و کار نیک، و واژه منکر مشتق از«انکار»و«نکر»به مفهوم کارهای زشت و نا مشروع و ناپسند است. [۲]
معروف در اصطلاح به کاری اطلاق میشود که حسن آن را عقل و یا شرع شناخته باشد و منکر اصطلاحا عبارت فعلی است که شرع و عقل آن را ناپسند بشمارند.
به اولی از آن جهت معروف، یا شناخته شده، گفتهاند که فطرت پاک آدمی با آن آشنا و مأنوس است و آن را میپذیرد ولی دومی چون با سرشت انسان بیگانه و نا مأنوس است منکر و ناشناخته نام گرفته است. [۳]
امر به معروف و نهی از منکر در قرآن کریم
در کلام اللّه مجید، آیات بسیاری در باب وجوب و اهمیت این تکلیف اسلامی وجود دارد که ذیلا به مواردی از آنها اشاره میکنیم:
و لتکن منکم امّة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون. [۴]
[باید از شما گروهی باشند که مردم را به نیکویی و خیر فرا خوانند و به معروف امر کنند و از منکر باز دارند.اینان رستگاراناند.]
و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون اصلاة و یؤتون الزّکئة و یطیعون اللّه و رسوله اولئک سیرحمهم اللّه انّ اللّه عزیز حکیم. [۵]
[مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند.امر به معروف و نهی از منکر میکنند و نماز را به پا میدارند و زکات میدهند و از خدا و پیامبرش فرمانبرداری میکنند.خداوند آنان را رحمت خواهد کرد که خدا عزیز و حکیم است.]
الّذین یتّبعون الرّسول النّبیّ الامیّ الّذی یجدونه مکتولا عندهم فی التّورة و الانجیل یأمرهم بالمعروف و ینههم عن المنکر. [۶]
[کسانی از رسول خدا، پیامبر امّی که نامش در تورات و انجیل آمده است، پیروی میکنند.آنکه آنان را به معروف امر میکند و از منکر بازشان میدارد.]
این آیات و بسیاری دیگر که درباره امر به معروف و نهی از منکر وارد شده است، گویای آن است که اجرای این فریضه به عنوان یک وظیفه اجتماعی، برای جلوگیری از اشاعه و رشد فساد، بر هر مؤمنی لازم است و این تنها مسئلهای اخلاقی نیست.قرآن همچنین حیات واقعی جامعه اسلامی را در گرو همین امر به معروف و نهی از منکر میداند.
در واقع با اجرای کامل این تکلیف و وظیفه مهم، میتوان زمینههای فعالیت دشمنان خدا و مردم را در جامعه از بین برد و سنت پیامبر گرامی اسلام را زنده نگاه داشت و در پناه قرآن کریم، محیطی سالم را پدید آورد تا در آن نسلی به دوراز آلودگیهای موجود در بسیاری از جوامع انسانی، پرورش یابند.
قرآن مجید علاوه بر اینکه امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه اساسی هر مسلمانی میداند، مصادیق متعددی را نیز از هر یک ذکر مینماید که از مصادیق«معروف»عبارت است از:ایمان به خداوند متعال، اعتقاد به عدالت الهی، اهتمام به اقامه نماز، پرداختن خمس و زکات، تقوا و پرهیزگاری، احسان به پدر و مادر، اخلاق و رفتار نیک، فرو بردن خشم، صله رحم، انفاق، قناعت، وفای به عهد و جهاد در راه خدا؛و از مصادیق«منکر»در کتاب خدا، میتوان کفر به اصول و فروع دین، فروختن دین به دنیا، دروغ گویی، سهل انگاری در نماز، ترویج فساد و ابتذال، بخل و عدم انفاق، خیانت، ظلم، شرارت و فتنهگری، حیف و میل بیت المال و رشوه خواری را بر شمرد.
امر به معروف و نهی از منکر در سیره معصومان علیهم السلام
حیات بشری در طول تاریخ خود مراحل مختلفی را گذارنده است.برخی بر مسند قدرت نشسته و گاه با ادعای خدایی یا نمایندگی او، مردم را به خدمت خود گمارده و جامعه را به فساد و تباهی کشاندهاند.اما، به عکس، همیشه انسانهای شاخص هم در بین مردم وجود داشتند که از جانب خداوند متعال به پیامبری مبعوث شدهاند تا حسب وظایفشان به نجات امت از ظلم ستمکاران و هدایت آنها در رسیدن به سعادت دنیا و آخرت بپردازند.
پروردگار متعال پیامبران خود را از بین آنهایی برگزید که از روحی بلند، متانت، شکیبایی و گذشت برخوردار بودند، و البته لطف حق در باب اعطای این صفات حسنه، همواره شامل حال پیامبران و معصومان(علیهم السلام) بوده است؛به گونهای که پیغمبران الهی با سلاح اخلاق نیک، صبر و استقامت، نه تنها حکومتهای فاسد و مستکبر را به زانو در آوردند بلکه توانستند امت را نیز از محیط فاسد و آلوده برهانند.
قرآن کریم درباره علت جاذبه پیامبر اکرم در بین مردم میفرماید: ۱[۷]
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لا نفضوا من خولک.
[به سبب رحمت خدا است که تو با مردم خوشخو و مهربان هستی. اگر سخت دل و تند خو میبودی(هر آینه)مردم از گرد تو پراکنده میشدند.]
اخلاق عالی و تقیّد کامل پیامبر اسلام و سایر معصومان(علیهم السلام) موجب شد تا علی رغم تلاش منحرفان و فاسدان، همواره افراد مؤمن و مقیّد در جامعه حضور داشته باشند و نور ایمان و تقوا حاموش نماند؛عمّار یاسر، اویس قرنی، ابو ذر غفاری، سلمان فارسی، مالک اشتر نخعی، کمیل بن زیاد نخعی و سیلمان بن مراد الخزاعی و امثال ایشان، از زمره چنین افرادی محسوب میشوند.
علاوه بر سیره نبی اکرم و ائمه اطهار(علیهم السلام)که در آن حد اعلای قیام به معروف و دوری از منکر مشاهده میشود، در گفتار آنان نیز تأکیدات فراوانی بر این قضیه مهم صورت گرفته است که بیان و بررسی همگی آنها خود مقالهای مستقل را میطلبد ولی دراینجا به مواردی از آنها، به اختصار اشاره خواهیم کرد.
پیامبر اسلام(صلی اللّه علیه و آله و سلم)به یاران خود فرمود: [۸]
چه گونه هستید آن زمانی که زنانتان فاسد و جوانانتان فاسق گردند و شما امر به معروف و نهی از منکر نکنید؟گفتند:آیا چنین زمانی میرسد؟ فرمود:بله، و بدتر از آن اینکه زمانی میرسد که به منکر امر میکنید و از خوبی نهی میکنید.گفتند:آیا چنین اتفاق میافتد؟فرمود:بله، و برتر از آن اینکه زمانی میرسد که معروف در میان شما به منکر و منکر در میان شما به معروف تبدیل شود.
اهمیت این موضوع در نظر پیامبر گرامی اسلام(صلی اللّه علیه و آله و سلم) تا آنجا بود که ایشان در سخنان خود، از مردم میخواست تا امر به معروف و نهی از منکر را هیچگاه ترک نکنند.شخصی به رسول خدا عرض کرد:«ما به معروف امر نمیکنیم تا از همه آنها باز ایستیم.»حضرت فرمود:«به معروف امر کنید، اگرچه همه را به جا نمیآورید و از منکر نهی نمایید.گرچه همه را ترک نمیکنید.» [۹]
امام علی(علیه السلام)دراینباره میفرماید: [۱۰]
فرض اللّه...، و الامر بالمعروف مصلحة للعوارمّ، و النّهی عن المنکر ردعا للسّفهاء.
[خداوند امر به معروف را برای اصلاح عوارم و نهی از منکر را برای جلوگیری از کمخردان واجب گردانید.]
امام محمد باقر(علیه السلام)، انجام دهندگان این تکلیف را از مأموران الهی میداند و میفرماید: [۱۱]
امر به معروف و نهی از منکر، دو آفریده الهی هستند که هر کس آنها را یاری کند، خدا یاریش میکند و هر که آن دو را تنها گذارد، خدا تنهایش میگذارد.
امام علی، الگوی کامل امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر در سیره رفتاری و کرداری امام المتقین تجلّی عینی یافته بود.چه حضرت به آنچه امر میفرمود، خود عامل بدان بود و از آنچه نهی میفرمود، خود از آن امتناع میورزید.امام به افرادی که در این امر بسیار مهم تنها حرف میزنند و اهل عمل نیستند انتقاد کرده و فرموده است: [۱۲]
لعنت بر کسانی که امر به معروف ومیکنند و خود عامل بدان نیستند، و لعنت بر آنان که نهی از منکر مینمایند اما خودشان آن را انجام میدهند.
وصی و جانشین پیامبر اکرم در تمام مصادیق معروف، خود پیشتاز است که در این مختصر تنها به بیان نمونههایی از آن بسنده میکنیم.
الف)زهد امام و نهی ایشان از گرفتار شدن در گرداب مادیات
یکی از مصادیق بسیار مهم«معروف»در سخنان و کردار حضرت علی (علیه السلام)بی توجهی و عدم انس با دنیای مادی است.لذا در نامهای خطاب به عمرو بن عاص میفرمایند: [۱۳]
دنیا آدمی را از کارهای دیگر باز میدارد و دلبسته به دنیا، با حرص گرفتار آن است.هر چیزی که از آن به دست میآید، موجب آز بیشتر میشود و از آنچه به دست نیاورده با چیزی که به دست آورده است، بی نیاز میشود و از آن پس هم ازآنچه تحصیل کرده است، باید جدا شود.
امام علی(علیه السلام)در فرصتهای مختلف بر این امر تصریح فرموده است و به لحاظ نحوه عملکرد نیز خود چهره درخشان زهد و پرهیز از دنیا گرایی است؛خصوص آنکه پس از رسیدن به مقام خلافت و در حالی که سرزمینهای وسیعی در تصرّفشان بود، همچنان بر همان منوال سابق زندگی میفرمود.ابن ابی الحدید درباره نحوه زندگانی حضرت اینگونه مینویسد: [۱۴]
او هرگز از خوراکی سیر نخورد و از همه مردم در خوراک و پوشش خشنتر بود...، جامههای او گاه با قطعه پوستی وصله خورده بود و گاه با لیف خرما و کفشهایش نیز از لیف خرما بود.همواره کرباس خشن میپوشید و اگر آستین پیراهنش را بلند مییافت آن را با کارد میبرید...، علی(علیه السلام)است که دنیا را طلاق داده است و با آنکه اموال از تمام سرزمینهای اسلامی جز شام به سوی او گسیل میشد، همه را پخش و پراکنده میکرد.
ب)تقوای الهی و نهی از بی تقوایی
تقوای الهی و امساک از گناهان، در رأس«معروف»ها قرار دارد و به نوعی میتوان ریشه همه آنها را در تقوا جست و متقابلا تمام منکرات، به جهتی ناشی از بی تقوایی است.علی(علیه السلام)بر موضوع تقوا تأکید خاصی نموده و آن را بهترین کارها نزد خداوند دانسته و فرموده است: [۱۵]
شما بندگان خدا را به پرهیزکاری دعوت میکنیم؛زیرا پرهیزکاری بهترین اموری است که بندگان خدا را بدان سفارش میکنند و بهترین کارهای به ثمر رسیده در نظر پروردگار است.
آنچه در کلام و اعمال امام تجسّم عینی دارد، تقوای الهی و لزوم پرهیز از پیروی هوای نفس است که در خطبهها و فرمانهای حکومتی ایشان، بارها بر این امر تصریح شده است.از آن جمله خطاب به ابن عباس میفرماید: [۱۶]
...از هوای نفس بپرهیز که تو را از راه حق باز میدارد و بدان آنچه به خداوندت نزدیک کند، تو را از آتش دور سازد و...، خدا را بسیار یاد کن و از غافلان مباش.
در سیره عملی آن حضرت، اوج تقوا نمایان است و هر انسانی را در برابر این خویشتن داری ایشان نسبت به جاذبهها و لذایذ دنیوی متحیر میسازد تا بدانجا که جورج جرادق مسیحی، کتاب خود را-موسوم به امام علی، صدای عدالت انسانی-با ویژگی عدالت امام المتقین مینگارد و بسیاری دیگر از مستشرقان و اسلام شناسان غیر مسلمان هم بر این امر تصریح نمودهاند.با اینکه سخن گفتن در این بعد از ابعاد وجودی امام نیز مجال بسیاری را میطلبد، اما لازم است دستکم به جهاتی از آن اشارهنماییم. علی(علیه السلام)شبی از لیالی ماه مبارک رمضان مهمان دختر خود، ام کلثوم، بود.فرزند برای پدردو قرص نان جوین و کاسهای از شیر را در طبقی نهاد و آن را همراه با مقداری نمک، پیش گذارد.امیر المؤمنین چون از نماز فراغت یافت و به طبق نگریست، فرمود:ای دخت من، در یک طبق دو نان خورش حاضر میکنی!مگر نمیدانی که من راه پسر عموی خود، رسول خدا، میروم؟مگر نمیدانی در حلال دنیا حساب است و در حرام آن عذاب؟به خدا سوگند افطار نمیکنم تا از این دو خورش جز یکی را بر جای نگذاری.
ابو الاسود دوئلی میگوید: [۱۷]
بعد از آن-پیروزی امام در جنگ جمل-علی را دیدم که بر بیت المال بصره وارد شد و همینکه بدانچه در آن بود نگریست، گفت:«ای زردها و سپیدها!کس دیگری غیر از مرا فریب دهید.مال، پیشوای ظلمت و تاریکی است و من پیشوای مؤمنانم.»به خدا سوگند که علی نه به آنچه ق-مهدوی دامغانی.تهران:نشر نی.ص ۲۵۱.
در بیت المال بود توجه کرد و نه درباره آنچه دید، اندیشید و من آن اموال را در نظرش همچون خاک بی مقدار دیدم.
تقوای الهی، در عملکرد سیاسی امام نیز کاملا بازتاب دارد و برخلاف خلفای دیگر که حسب مصلحت خود اقدام میکردند، علی(علیه السلام) سخت مقیّد به شریعت بود و هیچ عمل خلاف شرعی را انجام نمیداد، حتی اگر به ضرر ایشان منجر میشد.ازاینرو هنگامی که شنید دشمنان، او را بی تدبیر و بی سیاست میخوانند، فرمود: [۱۸]
اگر دین و تقوا نبود و اگر ناپسندی و مکر و خدعه نبود، من از زیرکترین مردم بودم.
امیر المؤمنین در آستانه جنگهای خود، برخلاف سایر حکّام و سلاطین که تنها به فکر حفظ مقام خود هستند، خطاب به سربازانش میفرماید:«ای بندگان خدا، تقوای الهی را پیشه سازید.» [۱۹]
ج)ذکر خدا و دوری از غفلت
حضرت علی(علیه السلام)ذکر خدا را از مهم امر به معروف، و غفلت از پروردگار را عاملی برای رواج منکر میداند.به رغم تصور برخی هدف از ذکرخدا، تنها به زبان جاری ساختن آن نیست بلکه آن انس باخداوند است که خود آثاری گستردهای را بر زندگی شخصی و اجتماعی میگذارد.امام در اینباره چنین فرموده است: [۲۰]
ذکر خدا حامیان خاصی دارد که به جای دنیا، با قوت به ذکر خدا تمسّک جستهاند؛نه تجارت و نه خرید و فروش آنان را از ذکر پروردگار باز نمیدارد.در طول زندگی ذکر خداوند را مونس خود قرار دادهاند و با ذکر هم او از کارهای حرام جلوگیری میکنند.در گوش غافلان فریاد میزنند، عدالت را به پای میدارند و بدان عمل میکنند، و امر به معروف و نهی از منکر مینمایند.
امام ریشه بسیاری از منکرات را در بی خبری از خدای متعالم میداند و از نظر ایشان کسی که دچار غفلت از خالق هستی بخش میشود، تمام زندگانی خود را حول محور دنیای مادی و تنعّمات آن قرار میدهد.حضرت درباره اینگونه افراد میفرماید: [۲۱]
سود(طاعت خدا)در نظرش زیان است و حسارت(نا فرمانی خدا)در نزدش سود.از مرگ میهراسد اما فرصت را غنیمت نمیشمارد.گناه دیگری را بزرگ میانگارد در صورتی که بیش از آن را برای خود ناچیز میپندارد.عبادت خود را(نسبت به خالق)که بسیار کمتر از عبادت دیگران است، زیاد میشمارد.او مردم را سرزنش میکند اما خود سهل انگاری مینماید.کارهای بیهودهای را که با ثروتمندان انجام میدهد، بهتر از ذکر خدا با بیچارگان میداند....از مردم، نه در راه خدا، بیم دارد ولی از خداوند، درباره مردم، هراسی ندارد.
علی(علیه السلام)را به حق میتوان فردی ذوب شده در پروردگار دانست.در سختترین شرایط مادی از یاد خدا غافل نشد و از جمله در جنگها تنها و تنها برای رضای خدا مبارزه کرد و حتی قبل از آغاز نبرد، دشمنان خود را ارشاد و هدایت میفرمود.
تلقّی این انسان الهی از دنیا، محلی است برای ذکر خدا و نزدیک شدن به او.همچنانکه فرموده است: [۲۲]
دنیا سرای راستی است برای کسی که گفتار آن را باور کند و منزل سلامتی است برای کسی که آن را بفهمد و سرای توانگری است برای کسی که از آن توشه بر گیرد.سجده گاه دوستان خدا و فرودگاه وحی او و نماز گاه فرشتگانش و تجارتخانه دوستانش است که رحمت را در آن به دست آورده و بهشت را بدان سود بردهاند.
امام در همه زمانها و مکانها در محضر خدا حاضر و مشغول عبادت بود.هنگام نماز و نیایش که فرا میرسید لرزش بر اندامش میفتاد، گویی که هول و هراس عجیبی او را در بوده باشد.در عین حال چهرهای گشاده و متبسّم داشت؛زیرا نیک میدانست خداوند کریم چرهههای عبوس و گرفته را دوست نمیدارد.او یقین داشت آنکه عبودیت خدا را حقیقتا پذیرفت، باید در محراب زندگی نیز همه شیاطین را کنار زند و تنها در مقابل دیتگاه الهی بایستد و لذا از دیگر الههها و معبودهای خود پرستی، خود محوری، جاه طلبی، برتبری جویی و دنیا پرستی اجتناب نماید.
د)اطاعت از اولو الامر و نهی از سر پیچی از فرامین ایشان
شناخت آنچه مورد پسند و رضایت خداوندی است-فی المثل شناخت «معروف»-در تمام موارد به آسانی امکانپذیر نیست.بنابراین متابعت هدایتگران الهی، اعم از پیامبران، امامان و نایبان امام، میتواند به این امر عینیت بخشد و بدیهی است آنچه را آنها نهی نمایند باید به عنوان نهی از منکر تلقّی گردد.
امام علی(علیه السلام)نه تنا بر این نکته تصریح نموده، بلکه اطاعت از اولو الامر و نهی از سر پیچی ایشان را خود امر به معروف و نهی از منکر دانسته و فرموده است: [۲۳]
...محافظت کردن از اوامر و نواهی خدای عزّ و جلّ، و اشارت نبوی را نیوشیدن، سبب نجات و رهایی(است).بر اطاعت مواظبت نمایید و صلاح دین و دنیای خود را در انقیاد و متابعت اولو الامر شناسید.
با حاکمیت جانشینان شایسته پیامبر(اولو الامر)، امکان هدایت مردم به مسیر صحیح نیز فراهم میگشت و مفاد کتاب خدا در جامعه اجرا و نواحی خداوند در آن مطرود میشد، و ازاینرو است که در نامهها و سخنان علی (علیه السلام)، قبل از آغاز جنگ صفّین، بارها از نیت ایشان در عدم تأیید معاویه به عنوان استاندارد شام اطلاع مییابیم تا آن حد که امام یکی از علل لزوم مبارزه با این بازمانده اشرافیت جاهلانه اموری را قیام به امر به معروف و نهی از منکر میداند.موضوع حائز اهمیت اینکه امام حسین(علیه السلام) نیز سالها بعد، هدف از مبارزه با یزید بن معاویه را-که علی رغم ارتکاب انواع فسق و فجور، به نا حق از جانب پدر به خلافت گمارده شده بود- اصلاح امت جدش پیامبر خدا و امر به معروف و نهی از منکر ذکر میکند.
امام علی(علیه السلام)در دعوت مردم به نبرد با معاویه، ضمن ارائه دلایلی مبنی بر نا حق بودن او و یارانش به علت ارتکاب افعال حرام، این اقدام را امر به معروف و نهی از منکر میخواند از این باب که مردم با اطاعت از او به عنوان اولو الامر، از گرداب گناه و معصیت و انجام نواهی خداوند نجات یابند.وی در نامه خود به یکی از کار گزاران چنین میانگارد: [۲۴]
هرگاه نامه من به تو رسید...به سوی ما بیا، باشد که با این دشمن بی پروا روبهرو شویم تا امر به معروف و نهی از منکر کنی و حق را به دست آوری و باطل را دور سازی.
نکته مهم در کلام امیر المؤمنین همانا تأکید ایشان بر اطاعت از الو الامر است که حق اقامه(امر به معروف)، و باطل رویگردان میشود(نهی از منکر).ولی متأسفانه در طول تاریخ، به جز گروههایی از مردم، عده کثیری دنیای خود را به آخرت ترجیح دادهاند و اغلب تعداد یاران پیامبران و جانشینان شایسته آنها(آمران به معروف)از عده ستمکاران و طاغوتیان (ناهیان از منکر)کمتر بوده است.ترکامر به معروف و نهی از منکر-یا به بیان دیگر، ترک اطاعت از الو الامر-البته نتایج نا خوشایندی را به دنبال دارد.امام در آخرین لحظات حیات خود دراینباره فرموده است: [۲۵]
امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بر اثر ترک امر به معروف و نهی از منکر، ستمگران بر شما مسلّط میشوند سپس دعا میکنید و خدا اجابت نمیفرماید.
آنگاه امام علی(علیه السلام)این مردم را مستوجب غضب خداوند میداند و میفرماید: [۲۶]
خدا ملتهای گذشته را در برابر شما به این جهت لعن میکند که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند؛نادانان را به خاطر نافرمانی و عاقلان را به خاطر ترک نهی از منکر.
از جمله مطالب حایز اهمیت، تأکیدات دیگر مولای متقیان بر اهمیت اطاعت از اولو الامر و نهی از سر پیچی از فرمان ایشان است و این امر کاملا گویای پر اهمیت بودن موضوع رهبری از نظر اسلام است؛زیرا در حقیقت با وجود رهبران شایسته است که جامعه هدایت مییابد و«معروف»اقامه و«منکر»طرد میشود.ایشان در این خصوص میفرماید: [۲۷]
عجیب است!چرا از خطای ملتهایی که در دین خود اختلاف نظر دارند، نه به دنبال دستور پیامبر میروند، نه از عمل نایب رسول خدا متابعت میکنند، نه عقیده دارند و نه از عیبها صرف نظر میکنند، تعجب نکنم!در مطالب پیچیده و مشکل کار میکنند، راه شهوترانی را میپیمایند، معروف در نظر آنان مطالبی است که میدانند، و منکر به عقیده آنها چیزی است که آن را بد بدانند، در مشکلات به خویشتن پناه میبرند و در کارهای مهم به نظر خود تکیه میکنند، گویا هر فردی رهبر خویش است.
پیامدهای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه از منظر علی علیه السلام
آثار برکت امر به معروف و نهی از منکر در یک جامعه اسلامی، از نظر حضرت علی(علیه السلام)، بسیار گسترده و حیاتی است و از سیره امام در اینباره چنین برداشت میشود که این فریضه الهی مشتمل بر دو مقوله بسیار مهم آثار اجتماعی و آثار فردی است.
الف)آثار اجتماعی
استقرار عدالت
در شرایطی که مؤمنین بتوانند در جامعه نهی از منکر نمایند، زمینه بی عدالتی نیز از بین خواهد رفت، زیرا در این صورت نظارت عمومی وجود دارد.امام میفرماید: [۲۸]
(امر به معروف و نهی از منکر)با برگرداندن مظالم(به صاحبان اصلی آن)و مخالقت با ستمگر همراه است.
اقامه حکومت صالحان
نظام اسلامی به رهبری افراد شایسته-یا به تعبیر امام، اولو الامر-در سایه امر به معروف و نهی از منکر استقرار مییابد که پیش تر بدان اشاره شد.
اجرای صحیح قوانین اسلام
در جامعهای که آمرین به معروف و ناهیان از منکر فعال باشند، بهترین شرایط برای اجرای قوانین اسلام فراهم خواهد شد و البته عکس آن نیز صادق است.از نظر علی(علیه السلام) امتناع از نهی از منکر سبب فراگیر شدن فساد در جامعه میشود و به تبع آن، کسی هم از رواج آن جلوگیری نخواهد کرد.پس در این شرایط چه گونه میتوان قوانین اسلام را به نحو صحیح اجرا نمود.
عقب نشینی مستبکران و فاسدان
در نظر امام علی(علیه السلام)با رواج و تقویت معروف و جلوگیری از منکر، فاسدان و زور گویان عرصه چندانی برای خود نمیبینند و واضح است که جبهه مؤمنان نیز تقویت میشود.حضرت میفرماید: [۲۹]
هر کس امر به معروف کند، مؤمنان را قدرتمند میسازد.
ظهور ارزشها و نفی ضد ارزشها
مولی الموحدین بی توجهی به منکر و جلوگیری نکردن از آن را سبب انفصال قرآن و عاملان به آن، به کنار نهادن قرآن و پیروان آن و حاکمیت دشمنان خدا بر روی زمین میداند و به عکس اجرای این فریضه الهی را موجب رواج تقوای الهی، ذکر خدا و کشف حقایق قلمداد مینماید. [۳۰]
ب)آثار فردی
۱.پاداش فراوان
علی(علیه السلام)میفرماید: ۳[۳۱]
تمام کارهای نیک و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر، مانند آب دهانی است در میان دریا.
و البته این کلام چنان گویا است که محتاج توضیح بیشتر نیست.
۲.اصلاح نادان امام(ع)راه آگاه ساختن نادان را در امر به معروف میدانند که از این طریق امکان اصلاح وی نیز فراهم میآید. [۳۲]
۳.افزایش روزی، درآمد و عمر به تصور گروهی، ایفای مسئولیت الهی میتواند موجبات کاهش عمر و یا نقصان درآمد فرد را فراهم سازد اما امیر المؤمنین درباره این موضوع فرموده است:
امر به معروف و نهی از منکر، مرگ انسان را نزدیک نمیکند و رزق او را کاهش نمیدهد.
خصوصیات آمر به معروف و ناهی از منکر از منظر امام علی علیه السلام
فریضه بزرگ آمر امر به معروف و نهی از منکر، آثار عمیقی را بویژه در اجتماع میگذارد و بالطبع اثر بخشی مناسب آن، در شرایط خاصی امکانپذیر است. صلاحیتها و خصوصیات اشخاصی که میتوانند از دیگران بخواهند کارهای پسندیده را انجام دهند و از آنچه زشت است دوری نمایند، به وضوح در مکتب اسلام بیان شده است و برای این منظور میتوان به کتاب خدا و سنت مراجعه نمود.اما یکی از بهترین مراجع دراینباره، سیره امیر المؤمنین است؛او که به حق قرآن ناطق بود و با گفتار و کردار خود برترین راهنمایان برای هر مسلمانی است.لذا مناسبتر دیدیم تا در اینجا به بیان برخی ویژگیهای آمرین به معروف و ناهیان از منکر-با عنایت خاص به سیره علی(علیه السلام)-بپردازیم.
نسبت به معروف و منکر شناخت داشته باشید.
خود عامل به معروف و تارک منکر باشند.این ویژگی تأثیر به سزایی را در اثر بخشی و ترویج فریضه امر به معروف و نهی از منکر دارد و امام علی (علیه السلام)هم که خود در عمل آیینه کامل رعایت این امر بود، در کلامش نیز بارها بدان تأکید نموده است، تا آنجا که میفرماید: [۳۳]
لعنت بر کسانی که امر به معروف میکنند و خود عامل بدان نیستند، و لعنت بر آنان که نهی از منکر مینمایند اما خودشان ان را انجام میدهند.
در اجرای این فریضه، به زبان و دست(عمل)و قلب قیام نمایند. (اعتقاد درونی و راسخ به انجام معروف و ترک ازمنکر داشته باشند.)
آزاده باشند و از کسی در اجرای فریضه نهراسند.
نسبت به مردم مهربان باشند.
در اجرای صحسح این فریضه، با مردم به خوبی رفتار نمایند.
در عمل به فریضه، هیچگونه تبعیضی بین مردم قائل نشوند.(با آشنا و غریبه به یک منوال رفتار نمایند.)
در هر صورتی تقوای الهی پیشه کنند و اجرای این فریضه را برای رضای خدا بخواهند.
صبر پیشه نمایند و مشکلات را به جان بخرند.
از زبان شماتت کنندگان و افراد مأیوس، تزلزل به خود راه ندهند.
ذکر خدا را در اجرای این فریضه، وجهه خویش سازند.
در برابر آزار دیگران مقابله به مثل ننمایند.
علی شناسی یا معروف شناسی
برای هر محقق بی طرف اما آگاهی، لحظه لحظه حیات پربرکت امام علی (علیه السلام)مصادیق«معروف»و دوری از«منکر»است.وظیفه امر به معروف و نهی از منکر، قبل از هر چیز دو شرط اساسی دارد؛یکی بصیرت در دین و دیگری بصیرت در عمل و آنچه که سبب پرتو افشانی چهره حضرت در انجام این فریضه شده است، بصیرت کامل ایشان در دین و عمل، مسئولیت شناسی، پایبندی به معروف و دروی از منکر-ولو به قیمت از دست دادن مقام خلافت-و یا حتی خانه نشینی است.
امام علت سکوت خود را بعد از رحلت پیامبر اکرم(صلی اللّه علیه و آله و سلم)، نهی از اختلاف و پراکندگی مسلمانان و تسلّط کفر بیان میفرماید.با این حال پس از اینکه ولید بن عقبة بن ابی معیط، شرب خمر نمود، بدان سبب که برادر مادری خلیفه سوم بود، کسی برای اجرای حد بر او اقدام ننمود مگر مولای متقیان.
هرگز در مبارزهای برای کسب قدرت شرکت نکرد و آن هنگام هم که به اصرار بیش از حد مردم، خلافت را پذیرفت هدف خویش را در پذیرفتن آن ایفای تعهدی دانست که عالمان در برابر خداوند دارند، و البته تنها در این شرایط است که میتوان امکان اقامه معروف و نهی از منکر را فراهم ساخت.
علی(علیه السلام)آرمان بشریت است.اوامر او در راستای اوامر الهی و نواهی او نیز به همین گونه بود که در این مقاله تنها به بعضی از مصادیق آن اشاراتی شد.بسیاری از حاکمان و سیاستمداران در طول تاریخ شعارهای زیبا و جذابی را مطرح کردهاند حال آنکه پس از دستیابی به قدرت، آنها را به فراموشی سپردند و برای حفظ منافع خود بر اریکه قدرت، به شکلهای دیگری عمل نمودند.اما امیر المؤمنین علی(علیه السلام)حتی به قیمت تحلیل رفتن نیروها و نهایتا شهادت خویش، دست از عمل به احکام قرآن و سنت پیامبر اکرم بر نداشت.
پانویس
- ↑ عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلام
- ↑ دهخدا، علی اکبر.۱۳۲۵-۱۳۵۹ ه.ش.لغت نامه.[زیر نظر محمد معین].تهران:انتشارات دانشگاه تهران.ذیل واژههای«معروف»و«منکر».
- ↑ امر به معروف و نهی از منکر.۱۳۷۶ ه.ش.انتشارات مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه.ص ۳۶.
- ↑ قرآن:آل عمران/۱۰۴.
- ↑ همان:توبه/۷۱.
- ↑ همان:اعراف/۱۵۷.
- ↑ همان:آل عمران/۱۵۹.
- ↑ .مجلسی، محمد باقر.۱۳۶۰ه.ش.بحار الانوار.ترجمه موسی خسروی.تهران:کتابفروشی اسلامیه.ج ۱.ص ۷۴.
- ↑ حرّ عاملی، محمد بن حسن.۱۳۸۳ه.ق.وسائل الشیعه.تهران:مکتبة الاسلامیة.ج ۱۱. ص ۴۲۰.
- ↑ نهج البلاغه.بی تا.ترجمه و شرح سیّد علینقی فیض الاسلام، تهران:مکتبة السلامیة.«حکمت ۲۴۴.»
- ↑ حرّ عاملی، همان، ص ۳۹۸.
- ↑ شریف رضی، محمد بن حسین.۱۳۷۸ ه.ش.نهج البلاغه.ترجمه مصطفی زمانی.تهران: انتشارات نبوی.ص ۳۰۱.
- ↑ دینوری، ابو حنیفه احمد بن داود.۱۳۶۴ ه.ش.اخبار الطوال.ترجمه محمود مهدوی دامغانی. تهران:نشر نی.ص ۲۰۳.
- ↑ ابن ابی الحدید، عز الدین ابو حامد عبد الحمید.۱۳۶۷ ه.ش.جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید.ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران:نشر نی.ج ۱.ص ۲۲.
- ↑ شریف رضی، همان، ص ۴۲۱.
- ↑ مفید، شیخ ابو عبد اللّه محمد بن محمد بن نعمان/۱۳۶۷ ه.ش.نبرد جمل ترجمه محمود
- ↑ مفید، همان، ص ۱۷۴.
- ↑ ابن ابی الحدید، عز الدین ابو حامد عبد الحمید، ۱۹۶۱م.شرح نهج البلاغة، مصر.ج ۱۱. ص ۲۱۱.
- ↑ مزاحم المنقری، ابو الفضل نصر بن مزاحم.۱۳۶۴ ه.ش.واقعه صفّین در تاریخ.ترجمه کریم زمانی.تهران:مؤسسه خدمات فرهنگی رسا.ص ۱۲۰.
- ↑ شریف رضی، همان، ص ۵۸۳.
- ↑ همان، صص ۹۱۴-۹۱۵.
- ↑ یعقوبی، احمد بن اسحاق، ۱۳۷۱ ه.ش.تاریخ یعقوبی.ترجمه محمد ابراهیم آیتی.تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.ج ۲.ص ۱۲۹.
- ↑ ابن اعثم کوفی، همان، ص ۴۱۱.
- ↑ مزاحم المنقری، همان، ص ۷۱.
- ↑ شریفی رضی، همان، ص ۷۵۲.
- ↑ همان، ص ۶۲۰.
- ↑ همان، ص ۱۷۰.
- ↑ حرّ عاملی، همان، ص ۴۰۳.
- ↑ فیض الاسلام، همان، ص ۱۱۰۰.
- ↑ شریف رضی، همان، ص ۳۳۴ و ۴۲۱.
- ↑ همان، ص ۱۰۰۸.
- ↑ همان، ص ۹۴۸.
- ↑ .شریف رضی، همان، ص ۳۰۱.







